« Jeerjeerak | صفحه اول | سوسکی »
اسم مستعار:نوا
سن:سی و يک سال
قد:۱۵۵ سانتیمتر
وزن شروع: شصت و یک کیلوگرم
وزن پایان:چهل و نه کیلوگرم
مدت زمان کم کردن وزن: نه ماه
تاریخ رسیدن به وزن هدف: سپتامبر سال دو هزار و هفت
سلام.
فکر می کنم بد نباشه از اونجایی شروع کنم که چی شد به فکر وزن کم کردن افتادم، آخر سال گذشته میلادی قصد خریدن شلوار داشتم وقتی وارد اتاق پرو شدم و هر چی خواستم بپوشم اصلا بالا نیومد چه برسه به اینکه تنگ باشه، احساس کردم که باید یک کاری انجام بدم، قبل از اون چند ماه بود که ورزش های سبکی (که بیشتر برای ریلکسیشن هستند مثل یوگا، شی کنگ، تایی چی) می کردم اما اولا ورزش سنگینی که باعث لاغری بشه نبود و در ثانی هیچ توجه ای به اینکه چی می خورم نداشتم.
خوب حالا نقطه شروع بود اما چه طوریش را هنوز نمی دونستم اما یک چیز را مطمئن بودم می خواستم راهی را برم که همیشه بتونم ادامه بدم موقت نباشه و ازش زده نشم، به جای اینکه شروع به گرسنگی کشیدن و محروم کردن خودم کنم تصمیم گرفتم تغذیه مون را دوباره بررسی کنم و سعی کنم برنامه غذایی سالم و متنوع(دربرگیرنده همه گروههای مواد غذایی) برای خودمون ایجاد کنم، کل فرهنگ غذاخوردنمون رو عوض کردم اینجوری همیشه یک غذای چرب و چیلی که هوسم بگیره جلوم نبود و در عین حال بشقاب غذای خودم یک غذای آب پز بی رنگ و بو باشه. سعی کردم از ادویه ها برای طعم و بو دادن به غذاها و کبابی کردن در فر به جای سرخ کردن استفاده کنم. در کنارش ورزش و تحرک هم به حدی که می تونستم داشتم و خوب به مرور نتیجه گرفتم. گاهی کندتر وزن کم کردم گاهی هم گیر کردم اما در طول مدت بالا وزنم بالاتر نرفت.
اینها هم نکات کلی که به من کمک کردند به هدفم برسم:
۱.تصوير ذهنی که از خودم داشتم رو عوض کردم،اينکه من ورزش نمی تونم بکنم و در برابر شکلات هيچ مقاومتی ندارم تصويری بود که من از خودم ساخته بودم،به ياد داشته باشيم که بزرگترين محدوديت ما اون محدوديتی هست که خودمون با تصورمون از خودمون ايجاد می کنيم.
۲. شام رو مختصر کردم،محدود شد به انواع غذاهايی که با سبزيجات می تونيم درست کنيم.
۳. غذاهای سرخ کردنی رو حذف کردم،مواد غذايی رو نه، اگه کوکو سيب زمينی درست نمی کنم اما سيب زمينی پخته و تخم مرغ آب پز تو برنامه غذاييمون هست.
۴. غذاهای آماده، کنسروی(مواد نگهدارنده که به کنسروها اضافه می شن هم چاق کننده هستن) ، و فست فود و آب میوه های آماده بیرون رو حذف کردم.
۵. آب بيشتر خوردم، به توصيه پزشکم اون موقعهايی که احساس می کردم بدنم ميل شديد به شيرينی داره به جاش آب خوردم، شيرينيها به همون نسبت که سريع قند خون رو بالا می برن به همون سرعت هم پايين ميارنش.
۶. ميزان شکلات و شرينی و هله هوله روزانه رو مينيمم کردم، و به جاش ميوه خوردم.
۷. نون و ماکارونی و کورن فلکس رو سبوس دار مصرف کردم.
۸. تو رستوران به اندازه ای خوردم که می تونستم بدون اینکه فکر کنم اگه تا تهش نخورم پولش هدر می ره،گاهی رفتم رستوران و سریع بدون فرصت دادن به خودم سالاد سفارش دادم و به این فکر کردم که اگه بعدش بازم گشنه بودم غذا می خورم که خوب با یه سالاد مفصل سیر می شدم.
۹. مصرف روغن رو مینیمم کردم و سعی کردم از روغنهای خوب(با چربیهای اشباع شده پایین) مثل روغن زیتون،روغن کانولاو روغن سویا استفاده کنم.
۱۰. آخرين و مهمترينش ورزش ورزش و ورزش بود.
نکته دیگه ای که برای من مهم بود این بود که الان حدود چهار ماه هست که تونستم وزنم رو ثابت نگه دارم با اینکه ورزشم قطع شده و یک وعده غذایی مهم یعنی نهار از کنترلم خارج شده( نهار رو در سلف می خورم)، که فکر می کنم علتش کنترل بقیه وعده ها ی غذاییم بوده و عامل دیگه هم نوع ورزشی بود که در مدت رژیم می کردم ورزشهای سبکی بود که احتمالا با فعالیت روزانه بیشترم در حال حاضر جانشین شده.
از انار عزیز ممنونم که این فرصت رو بمن داد که تجربه هام رو برای شما بنویسم و آرزوی سلامتی و موفقیت تک تک شما رو دارم
نوا