نام: دیانا
سن: ۴۱ سال
وزن اولیه: ۶۸ کیلوگرم
وزن فعلی: ۵۴ کیوگرم
وزن هدف: ۶۴.۵ کیلوگرم
سابقه ی کاهش وزن: یکبار که اون هم با منع پزشکی متوقف شد
محل استقرار: بالای تپه
افتخارات: درو کردن ستاره های ۵ تا ۳۰ پوندی
شنیدید که می گن:
از تمام صفاتی که برای پرورش جان و جسم شما سودمند است هیچ یک به سودمندی تصمیم و اراده نیست.
"پوشه"
می دونید٬ قصه ی انگیزه ی کاهش وزن من از کجا شروع شد؟. از وقتی که یه مقاله خوندم که توش تلویحا نوشته بود٬ افرادی که اضافه وزن دارن٬ باربران بی جیره مواجبی هستن که در طی روز دهها کیلو بار اضافه رو جابجا می کنن. این جمله یه جورایی انگار بهم تلنگر زد که تا کی می خوام باربر باشم!. متعاقبش به طور کاملا تصادفی یه فیلم سینمایی توی تلویزیون دیدم که بطور جنبی نشون می داد که کاندیداهای ملکه ی زیبایی (دختر شایسته) برای ملکه شدن چقدر مصیبت و ریاضت می کشن و بالا و پایین می شن تا بتونن٬ وزن و تناسب اندام شون رو برای روز انتخابات! حفظ کنن. از انواع و اقسام ماسک صورت گرفته تا ورزشهای سخت و رژیم غذایی و حسرت خوردن پیتزا و شیرینی خامه ایی و ناخونک زدنهای شبانه به یخچال و اشک و آه و ناله برای یه زندگی معمولی و.... بعد نشستم با خودم دو دوتا٬ چهار تا کردم که ای بابا٬ کدوم کار توی دنیا هستش که بدون زحمت باشه٬ حتی برای هلو هلو بپر تو گلو هم نیاز با شستن و پوست گرفتن و در نهایت خوردن هلو داریم!. خلاصه٬ اگرچه شاید بطور ذهنی آماده گی پذیرش شروع رژیم رو داشتم (چون تابستون ۲۰۰۶ هم یه شروع بی پایان داشتم) اما باز این بار سعی کردم که همه چیز رو حداقل برای خودم باز کنم. به همین خاطر اول سعی کردم یه مقدار علم اندوزی! کنم و با آگاهی بیشتر نسبت به فعل و انفعالات درونی٬ اقدام به برنامه ریزی کنم و از طرفی عمیق تر بشم و ببینم که واقعا هدفم از شروع این رژیم چی هستش؟ صرفا کاهش وزن؟ تغییر روش زندگی؟ فقط به خاطر خودم؟ سلامتی؟...یا شاید هم مجموعه ایی از اینها؟. نتیجه این نجوا ها این شد که یه پروپوزال نیم بند رژیمی بنویسیم (که قبلا توی وبلاگم گذاشتم) و خودم رو اینطوری ارزیابی کنم:
"دیانا فردی است با ۱۶۵سانتیمتر قد و وزن ۶۸ کیلوگرم. طبق اندازه گیریهای به عمل آمده او دارای دور شکمی به اندازه ی ۱۰۱ سانتی متر و دور باسنی برابر با ۱۰۵ سانتی متر می باشد . همچنین BMI او ۲۵ و درصد چربی بدن او نیز ۳۵.۲٪ می باشد. او متاهل است و یک عدد دلبند دارد و در رنج سنی خاص! (اصرار نکنین فقط ۱۴ سال!) قرار دارد. نتایج آزمایشات پزشکی او همه رضایت بخش است و در حال حاضر (یعنی ۶ ماه پیش)هیچگونه بیماری خاص و عامی ندارد. او تصمیم گرفته برای رسیدن به علو درجات رضایت از خود! و حصول اهداف ذیل تلاش نماید:
اهداف کلی:ا
الف- رضایت از خود به عنوان فردی بالغ!
ب- هموار کردن جاده ی سلامتی و پیشگیری از بیماریهای آتی
پ- تغییر روشهای زندگی و رسیدن به لایف استایل بهینه
ت- برگزیدن راهها و روشهای بهتری برای زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی!
اهداف جزئی:
ث- کاهش وزن در حدود ۳۰ پوند که می شود حدود۱۳.۵کیلو
ج- تغییر برنامه ی غذایی در راستای سالم و مفید خوری!
چ- شروع ورزش به عنوان جزئی از برنامه ی روزانه به صورت ثابت و مستمر
ح- تعمیم روشهای محک زده شده به اطرافیان در جهت اشاعه ی فرهنگ نشر!
خ-داشتن برنامه ریزی جهت انجام امور روزانه
د- ایجاد محیطی شادتر برای اهل خانه
و برای رسیدن به این وادی در تاریخ ششم تیرماه ۱۳۸۶ به گروه فعال "سه شنبه ی طلایی" بپیوندد و بدین وسیله اطلاعات تجربی و تئوری بیشتری را فراگیرد و با دیگر دوستان در ارتباط باشد و بدین طریق بار دیگر کارگروهی را در سایه ی مدیریتی با تدبیر٬ تجربه نماید
روش اجرا:
با توجه به اینکه تبلور تغییرات اساسی در لایف استایل با نمود ظاهری کاهش وزن( برای تپلان!) نشان داده می شود٬ لذا ابتدا مقالاتی در خصوص کاهش وزن بخوانم و با آگاهی نسبی نسبت به فرآیند تغییرات بدن و اثر متقابل انواع اشربه و اطعمه! بر بدن و مرور توصیه های پزشکی٬ نمایی کلی از فعل و انفعالات درونی داشته باشم.
پس از آن با عضویت در انارستان به عنوان یک باشگاه مجازی٬ سعی در باز پروراندن قابلیتهایم داشته باشم و بتوانم میزان کارایی ام را در حد بالا نگاه دارم. سپس ورزش را به عنوان یک سرگرمی وارد برنامه ی روزانه ام نمایم و برای نیل به این مقصود٬ با ابزار و ادوات موجود در خانه شروع کنم و سعی در تزریق روح ورزش در جان و تن ام بنمایم!.همزمان با شروع ورزش ٬برنامه ایی مدون نیز برای تغذیه ی روزانه داشته باشم و بطورکلی از اساس٬ نحوه ی خورد و خوراکم را تغییر داده و به صورت مجزا برای خودم غذا تهیه نمایم و موادغذایی ویژه! خریداری نمایم.
توضیح: با توجه به اینکه وصول این تغییرات خیلی ساده نیست و ممکن است در طی مسیر٬ مشکلاتی پیش آید٬ لذا روش اجرا بنابه شرایط زمانی و مکانی باز بینی خواهد شد و استراتژی های خاصی٬ وابسته به اشکال ایجاد شده ٬ اتخاذ خواهد شد"
با این دور نما٬ کارم رو شروع کردم و در واقع انگاری خودم رو توی نوعی تونل زمان! گذاشتم. تونلی که به نظر می رسید تنگ و تاریک و ترسناکه! و برای ورود بهش باید سر رو خم کرد و تعظیم کنان! پیش رفت. تنگ بودنش رو علاجی نبود چون من باید کوچک می شدم!٬ اما برای تاریکی و ترسناکی اش چیزی که خیلی به من کمک کرد و تا هستم و هست! بهش مدیون هستم٬ عضویت توی انارستان و شرکت توی میتینگها بود. چون اینطوری دیگه تنها نبودم و یه عده تپل و مپل و کپل با مرام هم همراهم بودن و با راهنمایی های خوب شون٬ تاریکی ذهنی رو علاج می کردن و با همراهی و همیاری شون ترسناکی راه رو لذت بخش می کردن. تقارن فرخنده ایی باعث شد که دو دستی به ورزش بچسبم و این تقارن چیزی نبود الا همزمانی عضویتم و فراخوان انار برای ورزش گروهی. طوری که هنوز سند عضویتم صادر نشده بود که خودم رو توی کوچه با رخت و لباس ورزشی دیدم و اینطوری شد که یه دل نه صد دل٬ شیدا و واله ی گروه شدم و تنگی تونل رو به جون خریدم و با راهنمایی های ارزنده ی انار و پیشنهادهای خوب اعضا کمتر از یک ماه تونستم از تونل وحشت! خارج بشم و نه تنها راه تپه و توپ بازی رو در پیش بگیرم بلکه راه وبلاگنویسی رو هم تلمذ کنم! و مابقی تجاربم رو اونجا ثبت و ضبط کنم.
درنهایت به مدد گروه تونستم که پروپوزال نیم بند رو به سرانجام برسونم و به این نتایج برسم:
نتایج پس از اجرا:
"دیانای مذکور بر مبنای پروپوزال نیم بند بالا!٬ موفق شد با پایبندی به اهداف تعیین شده٬ در ۲۲ آبانماه سالجاری به اولین هدف جزئی اش که کاهش وزن به میزان ۳۰ پوند بود برسد. او در هجدهم دیماه برابر با آذرماه می باشد٬ اگرچه قدش هیچ تغییری نکرده! ولی از طرف دیگر حالا او دارای وزنی برابر با ۵۴ کیلوگرم٬ دور شکم ۸۰ سانتی متر و دورباسنی برابر با ۸۹ سانتی متر می باشد. هم اکنون BMI او ۱۹.۸۴ می باشد و درصد چربی بدن اش ۱۹.۵ می باشد. بنابراین تغییرات فیزیکی او در عرض این شش ماه به شرح زیر است.
تغییر وزن = ۱۴ کیلوگرم
تغییر دور شکم = ۲۱ سانتی متر
تغییر دور باسن = ۱۶ سانتی متر
تغییر BMI (شاخص توده ی بدن ) = ۵.۱۶
تغییر درصد چربی بدن = ۸.۱۵ درصد
که این تغییرات برای او موفقیت بزرگی محسوب می گردد.
علاوه بر این تغییرات ظاهری٬ او توانسته است تا حد بالایی در امر شریف خوردن!٬ خوددار باشد و به صورت گزینشی و انتخابی به سراغ غذاها برود و قبل از خوردن دقایقی فکر کند که آیا ماده ی مذکور کالری توخالی است یا تو پر!. بنابراین تا حد بالایی نیز هدف جزئی دوم را پوشش داده است.
در رابطه با ورزش نیز از همان ابتدا با راه اندازی باشگاه خانه گی! به امر مقدس ورزش و نرمش مشغول شده است و بطور میانگین٬ حداقل روزانه ۴۵ دقیقه ورزش می نماید. جهت ایجاد تنوع در امور ورزشی نیز در باشگاه خارجی! (خارج از خانه) نیز ثبت نام نموده و مجوز یکسال باشگاه روی! را نیز در اختیار دارد. ضمنا اقداماتی هم برای مادر ورزشها!( یعنی دو) انجام داده که در پست بعدی به استحضارتان خواهد رساند. پس با شعف اعلام می دارد که هدف جزئی سومش نیز به طور تقریبی وصول شده است.
اهداف ۴ تا ۶ را نیز به فراخور توانش اجرا نموده و اگرچه این فرایند پایان ناپذیر می باشد اما وصول نسبی به اهداف از پیش تعیین شده اش باعث انبساط خاطر گردیده است."
الان که به افتخار بالای تپه نشینی نائل شدم٬ به پشت سرم که نگاه می کنم٬ از خودم خیلی راضی هستم و اگه بخوام رموز! موفقیتم رو دسته بندی کنم٬ چهار بعد رو به خودش اختصاص می ده: شخصی - اجتماعی- ورزشی - رژیمی٬ که شرح هرکدوم شون اینطوری می شه:
رموز شخصی:
الف- برای برنامه ریزی و شالوده ی هدف چینی٬ اول وبلاگ انار رو به این منظور شخم زدم و بعد دیدم این امر مقدس٬ رمز مشترک در تمامی موارد هستش
ب- تصمیم گیری مبتنی بر توانایی فردی
پ- برنامه ریزی متناسب با مشغله ی روزانه
ت- اراده ایی که به فعل در اومد و با همت جون گرفت و با پشتکار آبیاری شد و به بار نشست و ثمره اش توان شد
ث- صحبت با دوستان حقیقی در خصوص رژیم و رژیم داری و هموار کردن راه استمرار رژیم در هر مکان و هر زمان
ج- تمرکز روی رژیم و ورزش بطور خاص طوری که به جرات می تونم بگم در طی شش ماه گذشته بیشتر قوا و نیروی مازادم رو روی این جریان متمرکز کرده بودم
چ-صبر و حوصله به خرج دادن با این دید که هیچ موفقیت بزرگی نیستش که بدون تحمل سختی و رنج حاصل بشه
ح- تعهد به خود
رموز اجتماعی!:
خ-شخم زدن وبلاگ انار یه اصل اولیه بود تا بتونم شناخت اولیه نسبت به جمعی که می خوام واردش بشم رو بدست بیارم
د- همونطور که قبلا گفتم٬ بهترین اجتماعی که در واقع کل راه رو بهش مدیونم٬ پیوستن به گروه سه شنبه ی طلایی و انارستانی شدن بود
ذ- خوندن حداقل ۵ وبلاگ رژیمی متعلق به انارآبادیها و بالا و پایین کردن فراز و نشیب هاشون و نظاره گر بودن سعی و تلاش شون
ر- گذاشتن کامنت برای وبلاگهای رژیمی که به نوعی باعث تمرکز و توجه بیشتر روی نوشته های اونها و در نتیجه عمقی شدن یادگیری برای خودم می شه
ز- تبادل انرژی از طریق ارتباط با دوستان حقیقی و مجازی که برآیندش٬ سرخوشی و حس مثبتی هستش که نصیب طرفین می شه
ژ- تعهد گروهی٬ باعث ثبات قدم و پایداری و استمرار راه می شه
رموز ورزشی:
س-شخم زدن وبلاگ انار و مرور داستانش ایجاد انگیزه ی مضاعف و باروری معنوی! کرد
ش- شعار خانه را سراسر باشگاه می کنیم! باعث شد که برای ورزش محدودیتی قائل نشم و حتی فرصتهای یک دقیقه ایی رو غنمیت بشمرم و حتی هنگام آشپزی بدنم رو به چپ و راست بچرخونم و ذهنی تلقین کنم که دارم ورزش می کنم!
ص- تعریف ساده ایی برای ورزش دارم و فارغ از سرعت و نوع و مکان٬ برای خودم ورزش رو اینطوری تعریف کردم: « کلیه ی حرکات و فعالیت های بدنی که در حالت عادی انجام نمی دهم و هدف از انجام آن تحرک بیشتر برای تحت فشار گذاشتن چربیهای مازاد و سوزاندن آنها و یا جلوگیری از ایجاد آنها ولو در مدت زمان کمتر از یک دقیقه». خلاصه یه جورایی به خودم قبولوندم! که نیت عمل مهم هستش.
ض- استفاده از ابزار ساده برای انجام حرکات ورزشی و نگاه خریدارانه ی ورزشی به وسایل موجود در خانه!. مثلا بطری پلاستیکی آب به جای وزنه٬ تک پله به عنوان سطح اتکا پرشی٬ طناب برای طناب بازی٬ به پیشنهاد انار دیوار و لبه ی سینک ظرفشویی و لبه ی میزغذاخوری به عنوان سطح اتکا برای شنا رفتن .
ط- جایگزینی پله به جای آسانسور و پله برقی
ظ- سحرخیزی برای انجام حرکات ورزشی یا پیاده روی حداقل سه روز در هفته
ع- خندیدن! چون می گن خندیدن یه نوع دویدن بدون حرکت هستش!
غ- ایجاد تنوع ورزشی با ثبت نام در باشگاه و شرکت در مسابقات رالی پیاده روی و دوی ۱۵کیلومتر و اضافه کردن حرکات موضعی برای تغییر سایز ابدومینال!
رموز رژیمی:
ف-ناگفته پیداست که شخم زنی وبلاگ انار در صدر امور رژیمی قرار داره که به معنای آگاهی بیشتر در این امر خطیر بود
ق- خوردن یه لیوان آب ولرم به صورت ناشتا
ک- الزام به خوردن صبحونه با ترکیبی از پروتئین و فیبر تا حد امکان
گ- گنجوندن همه ی گروههای غذایی در وعده های روزانه و توجه به بالانس غذایی
ل- شمارش کالری و دریافت روزانه بین ۱۴۰۰-۱۲۰۰کالری
م- توجه خاص به میزان مایعات بی کالری یا کم کالری در طی روز
ن- نخوردن غذاهای چرب و پرکالری
و- حذف قند و شکر و اکتفا به قند طبیعی مواد
ه- خوردن سرکه ی سیب به عنوان چاشنی غذا
ی- مد نظر قرار دادن هرم غذایی و حفظ کردن طبقات هرم!
الف- توجه خاص به سبزیجات و حبوبات بخصوص به صورت آب پز
ب- بها دادن به سه «ت» جادویی! یعنی: ترتيب، تنوع، تعادل
پ- شناخت رفتارهای غذایی ام
ت- آگاهی نسبت به واکنشهای احتمالی در برابر غذا در زمانها و مکانهای خاص و پیش بینی تک در مقابل این پاتکها!ا
ث- در دسترس بودن غذاهای کم کالری در تمام اوقات روز و در مکانهای مختلف
ج- شناسایی عوامل احتمالی شکست رژیم غذایی و پیش بینی تدابیری برای مقابله با اون
چ- رعایت قانون ۲۰دقیقه که انار روش خیلی تاکید داره
ح- استمرار رژیم غذایی بدون در نظر گرفتن فرجه
خ- خوردن روزانه ی مکمل ها دارویی مثل مولتی ویتامین مینرال٬ فولیک اسید و کلسیم
خوب این هم از اسرار و رموز رژیمی-ورزشی ما.
حضرت علی می گه: «بالاترين ارزش براي انسان اين است كه راهي به شناخت خويش پيدا كند». با این امید که جملگی ما با شناخت بهتر و بیشتر خودمون بتونیم طرحی نو برای زندگی مون درافکنیم.ا
پس سخن آخر اینکه یادتون نره که٬ راه شمایید و رهروان نیز شما.ا