<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed version="0.3" xmlns="http://purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xml:lang="en">
<title>داستان ورزشکار شدن یک انار</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/" />
<modified>2008-10-01T05:37:30Z</modified>
<tagline></tagline>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4</id>
<generator url="http://www.movabletype.org/" version="3.33">Movable Type</generator>
<copyright>Copyright (c) 2008, pantea</copyright>
<entry>
<title>ميتينگ 88</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/10/329.php" />
<modified>2008-10-01T05:37:30Z</modified>
<issued>2008-10-01T05:34:43Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.329</id>
<created>2008-10-01T05:34:43Z</created>
<summary type="text/plain">شروع شد. ميشه خواهش كنم تا پنجشنبه شب به وقت ايران وزنتون رو آپديت كنيد؟ من از ديروز شروع كردم سر كار چاي سبز خوردن راستي. ترازو اينا كه ندارم اما فكر نميكنم چاق شده باشم. اما خستگي هام برگشته...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>میتینگ سه شنبه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>شروع شد. ميشه خواهش كنم تا پنجشنبه شب به وقت ايران وزنتون رو آپديت كنيد؟ من از ديروز شروع كردم سر كار چاي سبز خوردن راستي. ترازو اينا كه ندارم اما فكر نميكنم چاق شده باشم. اما خستگي هام برگشته دوباره به خاطر بالا پائين شدن قند خونم. ورزش علاجشه. خودم ميدونم. اما هنوز سختمه همه چيز رو با هم اداره كنم. فكر ميكنم يكي دو هفته ديگه حداكثر روتين زندگيم دستم بياد. شماها خوبين؟</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>ميتينگ 87</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/09/323.php" />
<modified>2008-09-30T04:49:26Z</modified>
<issued>2008-09-23T05:09:05Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.323</id>
<created>2008-09-23T05:09:05Z</created>
<summary type="text/plain">خوب من اول معذرت ميخوام براي اينكه اينجوري غيب شدم. به عقلم نميرسيد ممكنه نگران بشين. راستش اصلا در شرايط روحي نبودم كه بخوام چيزي بنويسم. بالا پائين معمول زندگي بود اما بدجوري من پائين بودم اين هفته و در...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>میتینگ سه شنبه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>خوب من اول معذرت ميخوام براي اينكه اينجوري غيب شدم. به عقلم نميرسيد ممكنه نگران بشين. راستش اصلا در شرايط روحي نبودم كه بخوام چيزي بنويسم. بالا پائين معمول زندگي بود اما بدجوري من پائين بودم اين هفته و در عين حال بايد اسباب كشي هم ميكردم و خونه و ماشين پيدا ميكردم و امروز كار جديدم رو شروع ميكردم و واقعا انر‍ژي نداشتم. شرمنده.</p>

<p>اول گزارش خودم رو بدم. من از دو روز پيش شروع كردم كم كم برگشتن به روال غذايي سالم. در اولين قدم تصميم گرفتم ديگه اين بوفه صبحانه هتل رو نرم. مجانيه و ميز ميچينند از اينور تا انور. ديدم من آدمش نيستم كه برم توي اون اتاق و نخورم. گفتم اصلا با جاش نرم. دوباره رفته ام ميوه و سبزيجات هم خريده ام. حالا از فردا هم ميرم ورزش. كارم زياده. هنوز بايد مقالات تزم رو ببندم و بدم و بايد كار جديدم هم خودم رو نشون بدم. اينه كه نميخوام خيلي ژانگلور بازي دربيارم كه توش بمونم. يواش يواش ظرف يكي دو هفته. متاسفانه اگر تا حالا از جام هم بيرون نيفتادم كه احتمالا افتادم خودم سنگين تره استعفا بدم چون درست تره.</p>

<p>خوب شماها چطوريد؟ من كلي جواب ايميل بدهكاري دارم كه سعي ميكنم ظرف چند روز آينده انجام بدم. باز هم معذرت از اين اوضاع هفته قبل.</p>

<p>اما الان هفته جديده و منم خوبم و شما هم خوب باشيد كه بتركونيم ها!</p>

<p><strong>تكميل :</strong> ستاره ها رو بدم بعد ميتينگ بعدي رو شروع كنم. شماها چه جوري هم كار ميكنيد هم ورزش؟! من تكون ميخورم روزم تموم شده.</p>

<p><u>غیرفعال بیش از سه ماه(حذفی):</u><br />
ستاره بارون(ولی کامنت گذاشتي که فعال هستي. برو لوگ رو درست كن)<br />
گیتا(صدف)<br />
مهیار<br />
طلا</p>

<p><u>غیر فعال بیش از یک ماه:</u><br />
مهتا<br />
سالومه<br />
سردرگم<br />
ساغر<br />
آرام<br />
سوفی<br />
آلبالو<br />
خانم گل<br />
آنی<br />
سحر<br />
سیب<br />
شب تاب<br />
مهدیس<br />
رخی<br />
شری<br />
الی<br />
پریسا<br />
آرزو</p>

<p><br />
<u>فعال شده:</u><br />
نینابه<br />
بهاره اصفهان<br />
آریس<br />
آلبالو۸۸</p>

<p><u>ستاره پس دهنده گان:</u><br />
نینابه فعال شده و ستاره ی ۱۰پوندی پس می ده</p>

<p><u>ستاره بگیران:</u><br />
لیلی ستاره ی ۲۰پوندی می گیره<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star20a.jpg"><br />
جوجه تیغی ستاره ی ۲۰ پوندی و ۱۰٪ رو می گیره<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star20a.jpg"><img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_10lbs.gif"><br />
فندق ستاره ی ۶۵ پوندی می گیره<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_50lbs.gif">+<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star15a.jpg"><br />
میس ری ستاره ی ۵پوندی می گیره<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5lbs.gif"></p>

<p><br />
بهارك كجايي؟ چرا اسمت رو از توي لوگ پاك كردي؟<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>انار</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/09/322.php" />
<modified>2008-09-23T05:08:03Z</modified>
<issued>2008-09-23T05:04:32Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.322</id>
<created>2008-09-23T05:04:32Z</created>
<summary type="text/plain">اينو باز كردم كه از فردا حساب و كتاب كارم رو پائين ميتينگ بنويسم....</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>تلاشهای انار</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>اينو باز كردم كه از فردا حساب و كتاب كارم رو پائين ميتينگ بنويسم.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>ميتينگ 86</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/09/319.php" />
<modified>2008-09-09T18:52:53Z</modified>
<issued>2008-09-09T18:33:39Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.319</id>
<created>2008-09-09T18:33:39Z</created>
<summary type="text/plain">خوب شروع شد. من از خستگي الان دارم ميميرم. اين ماه روزه واقعا سخته ها.حالا روزه دارها حداقل با هدف و انگيزه گرسنگي ميكشند ما بي روزه ها با صبحونه قراضه راه ميفتيم تو خيابون من واقعا دم اذان مغرب...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>میتینگ سه شنبه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>خوب شروع شد. من  از خستگي الان دارم ميميرم. اين ماه روزه واقعا سخته ها.حالا روزه دارها حداقل با هدف و انگيزه گرسنگي ميكشند ما بي روزه ها با صبحونه قراضه راه ميفتيم تو خيابون من واقعا دم اذان مغرب از گرسنگي ميخواستم بزنم هركي دم دستمه رو!</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>جام انارستان</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/09/318.php" />
<modified>2008-09-09T18:59:48Z</modified>
<issued>2008-09-09T18:30:57Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.318</id>
<created>2008-09-09T18:30:57Z</created>
<summary type="text/plain">خورد و خوراك سه شنبه: صبحانه نان سنگك و پنير و چايي شييرين ميان وعده نون نازك سبوس دار توي ماشين يواشكي ناهار نون سوخاري و چايي شيرين براي همراهي با مامان ميان وعده يك الو يواشكي توي ماشين شام...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>جام انارستان</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>خورد و خوراك <strong>سه شنبه</strong>:<br />
صبحانه نان سنگك و پنير و چايي شييرين<br />
ميان وعده نون نازك سبوس دار توي ماشين يواشكي<br />
ناهار نون سوخاري و چايي شيرين براي همراهي با مامان<br />
ميان وعده يك الو يواشكي توي ماشين<br />
شام سه تا كتلت و ماست 1.5 درصد و سالاد شيرازي<br />
بعد از شام يك برش متوسط تارت توت فرنگي. سالگرد ازدواج مامان و بابا بود هيچ جوري نميشد از زيرش در رفت</p>

<p>ورزش نكردم<br />
خوراكي هاي ممنوعه:نون سوخاري، تارت ميوه ، شكر</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>ميتينگ 85</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/09/314.php" />
<modified>2008-09-08T17:53:17Z</modified>
<issued>2008-09-02T18:17:27Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.314</id>
<created>2008-09-02T18:17:27Z</created>
<summary type="text/plain">آقا ببخشيد دير شد. داشتم وظايف فاميليم رو انجام ميدادم و به عمه ها سر ميزدم ديگه همين الان آمدم خونه. گفنم تا كامنتها به 600 نرسيده اين ميتينگ رو شروع كنيم. اگر ميديديد من چه جوري امروز دست به...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>میتینگ سه شنبه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>آقا ببخشيد دير شد. داشتم وظايف فاميليم رو انجام ميدادم و به عمه ها سر ميزدم ديگه همين الان آمدم خونه. گفنم تا كامنتها به 600 نرسيده اين ميتينگ رو شروع كنيم. اگر ميديديد من چه جوري امروز دست به بستني جلوم توي كاسه نزدم و بعد هم دست به شيريني ها نزدم وشكلات رو هم برداشتم گذاشتم توي بشقاب كه ختم غائله بشه و شب هم اومدم خونه شام خورش با ماست خوردم كلي به من افتخارات ميكرديد.</p>

<p>حالا خواستيد ماجراي همايش پايتخت رو تعريف كنيد الان اسباب كشي كنيد اين  ميتينگ كه اون يكي ديگه به زور باز ميشه. آهان يه عده اي ظاهرا ستاره داشتند و من اعلام نكردم. علتش اينه كه توي ليست ستاره هاي لوگ ستاره شون نوشته شده بوده كه احتمالا توسط يكي از بچه هايي كه لطف كرده بودند و در ميتينگهاي قبلي داوطلب شده بودند انجام شده اما من وقت نكردم اعلام كنم. حالا اگر شما جزو اين دسته هستيد علاجش اينه كه برين توي لوگ و اون ستاره اي رو كه اعلام نشده نوشته شده پاك كنيد كه من ببينم بايد بدمش. اوكي؟ معذرت بابت اين گيجي. مشكل از كم كاري من در اين چند وقت بوده.</p>

<p><strong>تكميل 2:</strong></p>

<p>خوب من ستاره ها رو بدم قبل از اينكه ميتينگ بعدي رو شروع كنم:<br />
اينا حذف شدند:<br />
لولك، غزل،تمشك، پگاه، nadia,Lilac، بفرين، ايرسال27، تپل موبور، سارينا</p>

<p>اينا تا ميتينگ بعدي اگر وزنشون رو به روز نكنند حذف ميشن:<br />
ستاره بارون<br />
نينابه<br />
گيتا(صدف)</p>

<p>اينا ستاره پس ميدن:<br />
گلي 5 پوندي<br />
ساناز 5 پوندي</p>

<p>اينا ستاره ميگيرند:<br />
جوجه تيغي: 15 پوندي<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star15a.jpg"><br />
غزال ده پوندي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5addlbs.gif"><br />
هستي 25 و 30 پوندي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_25lbs.gif"><br />
<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star30a.jpg"><br />
باران 5 پوندي: <img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5lbs.gif"><br />
ليلا 10 پوندي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5addlbs.gif"><br />
من خانوم 5 پوندي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5lbs.gif"><br />
مهسا 30 پوندي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star30a.jpg"><br />
كرم ابريشم 10 پوندي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5addlbs.gif"><br />
آرتميس 30 پوندي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star30a.jpg"></p>

<p><br />
كف مرتب، تشويق بفرمائيد لطفا. حضار نكته كنكوري يادتون نره. منم برم ببينم اين چند روز كه من وقت نكردم بيام سراغ وبلاگها چه خبر بوده.اين 270 تا كامنت من فقط 70تاي اولش رو  خونده ام. يه مقدار هم دعوتنامه بدهكاري دارم بهتون كه ميفرستم بياد.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>میتینگ 84</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/08/309.php" />
<modified>2008-09-01T22:08:10Z</modified>
<issued>2008-08-26T05:43:44Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.309</id>
<created>2008-08-26T05:43:44Z</created>
<summary type="text/plain">خوب من فردا مسافرم. خبرها رو جمع کنم فعلا: یکی اینکه جام انارستان تشکیل شده من که اسم نوشتم. قوانینش هم بسیار سفت و سخته. اگر اسم نوشتید که همتتون بلند و اگر اسم ننوشتید تشویق یادتون نره. جزئیات دائما...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>میتینگ سه شنبه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>خوب من فردا مسافرم. خبرها رو جمع کنم فعلا:</p>

<p>یکی اینکه <a href="http://jameanarestan.blogfa.com/">جام انارستان </a>تشکیل شده من که اسم نوشتم. قوانینش هم بسیار سفت و سخته. اگر اسم نوشتید که همتتون بلند و اگر اسم ننوشتید تشویق یادتون نره. جزئیات دائما داره در وبلاگ مربوطه به روز میشه.</p>

<p>دوم اینکه گروه جمعه صبح(درست میگم؟) در رستوران اردک آبی قرار داره. ساعت دقیقش رو سالومه میدونه. اگر میخواهید بیایید باید هرچه سریعتر به سالومه ایمیل بزنید و هماهنگ کنید که باید جا رزور کنه. بشتابید که تاخیر مایه پشیمانی است.</p>

<p>مهم مهم مهم مهم</p>

<p>آقا من يكي از پروازهاي وسط راهم به علت نقص فني كنسل شد و د ر نتيجه به جاي چهارشنبه شب جمعه 2 صبح ميرسم و در نتيجه نميتونم جمعه صبح بيام سر قرار. ميشه يه روز ديگه بندازيمش لطفا؟ من به محظ اينكه برسم اينجا رو چك ميكنم اما الان ميخواستم فقط اطلاع بدم كه من به برنامه جمعه مون نميرسم.</p>

<p><strong>تكميل 1:</strong><br />
هنوز ميتينگ 84 ديگه نه؟ اين مسافرت من انقدر طول كشيد تمام دريافتم از زمان قاطي پاتي شده. من جمعه صبح رسيدم و بعد از خواب و ديدار بزرگتر فاميل الان در خدمت شما هستم. بسيار مفتخرم كه بگم علي رغم وسوسه شديد و مصائب و مشكلات بسيار من لب به سيب زميني سرخ كرده، شكر، انواع شيريني جات نزده ام. الان مشكل اصليم ورزش رفتنه. اين دور خونه ما همه اش ساخت و ساز بوده و به نظر خيلي امن نمياد</p>

<p>من يه جمله خوندم چند وقت پيش كه توي اين چند روز مخوصوصا سفر كه خيلي اعصاب زدم حسابي كمك بود كه درست غذا بخورم:</p>

<p>افراد موفق كساني هستند كه ميتوانند از چيزي كه اكنون ميخواهند براي هدفي كه در آينده است بگذرند.</p>

<p>بعد هم يه چيز جالب به نظرم اومد كارتون Kong fu Panda بود. تازه از سينماهاي اينجا برداشته شده و من توي هواپيما ديدم. نكته جالبش براي من اين بود كه اين پانداي داستان قرار ميشه جنگجوي بزرگي بشه اما شكمش گنده بوده و چاق بوده و همه مسخره اش ميكردن و حسابي هم عصبي خوري ميكرده. تا اينكه استادش ميفهمه كه به جاي اينكه بخواد اينو تغيير بده بايد از همين نقاط ضعفش كه وابستگيش به غذا بوده به عنوان نقطه قوت استفاده كنه. يعني ميبينه كه اين آدم يه نقطه ضعف ممكنه داشته باشه كه عشق خوردن باشه اما هزار نقطه قوت داره كه حاضره براي اين عشق خوردن روشون فعاليت كنه. ودر نتيجه مياد به جاي اينكه خوردن رو براش ممنوع كنه اونو بخشي از تعليماتش ميكنه و اينجوري به جاي اينكه پاندا تپلي دائم عذاب بكشه با خوشحالي چشم به هم ميزنه و ميبينه كلي جنگجوي بزرگي شده. من خوب نميتونم تعريف كنم اما به نظرم خيلي خيلي كارتون خوبي بود و بسيار براي يك تپل انگيزه ايجاد كن و مثبت بود.</p>

<p>خوب حالا ميگم كجا همديگه رو ببينيم؟ سه شنبه ماه رمضونه. قبلش ببينيم يا بعدش؟ من برام قبلش باحال تره چون ميتونيم بخوريم و اصولا جمعه برام فعلا نميدونم مقدوره يا نه چون همه اش دوتا پنجشنبه جمعه اينجام و نميدونم با مامان و بابا مسافرت داريم ميريم يا نه. </p>

<p><strong>تكميل:</strong> خوب همه ميان الان عكس ميذارن و داستان تعريف ميكنند من ديدم زياد چشم تو چشم همه شدم روم نشد امروز بدون اينكه ستاره بدم بخوابم. اينم گزارش گروه تا اين لحظه:<br />
اينا ستاره پس ميدن:<br />
ساغر 20 پوندي<br />
مهسا 30 پوندي<br />
سيب 10 پوندي<br />
مهديس 5 پوندي<br />
الي 15 پوندي<br />
آزي 15 پوندي و 10 درصدي<br />
كرم ابريشم 10 پوندي<br />
ديانا 25 و 30 پوندي<br />
بهار 5 پوندي</p>

<p>مال اونايي كه غير فعال ميشدن رو حساب كتاب نكردم. يه خيل عظيمي هم دارين حذف ميشين. تشريف ببرين وزنتون رو آپديت كنيد. يه عده هم تذكر گرفتند مشخصاتشون رو كامل كنند. لطفا سريعتر انجام بديد وگرنه ميريد قاطي غير فعال ها. </p>

<p>و اما ستاره بگيرها:<br />
سالومه ستاره هاي 35 و 40:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star30a.jpg"><img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5lbs.gif"><img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5lbs.gif"><br />
خانوم گل ستاره هاي 5، 10، 15 پوندي و 10درصدي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5lbs.gif"><img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5addlbs.gif"><img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star15a.jpg"><img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_10lbs.gif"><br />
آني ستاره 5 پوندي<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5lbs.gif"><br />
فندق ستاره 60 پوندي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star30a.jpg"><img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star30a.jpg"><br />
آرزو: ستاره هاي 20 پوندي و 10 درصدي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star20a.jpg"><img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_10lbs.gif"><br />
 زينب ستاره  هاي 15 پوندي و 10 درصدي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star15a.jpg"><img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_10lbs.gif"><br />
نهال ستاره 10 پوندي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5addlbs.gif"><br />
سولماز-الي ستاره 5 پوندي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5lbs.gif"><br />
آمانيتا ستاره 10 پوندي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5addlbs.gif"><br />
ليلي ستاره 10 و 15 پوندي:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5addlbs.gif">:<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/star15a.jpg"><br />
آرام ستاره 5 پوندي::<img src="http://www.anarkhanoom.com/images/stars/rew_5lbs.gif"></p>

<p></p>

<p></p>

<p><br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>تلاش انار</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/08/308.php" />
<modified>2008-09-02T04:32:59Z</modified>
<issued>2008-08-26T05:23:05Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.308</id>
<created>2008-08-26T05:23:05Z</created>
<summary type="text/plain">اوکی من برای اینکه همین روز اول از رقابت نیفتم بیرون رفتم خودم رو وزن کردم 136 پوند بودم. چیزهایی که خوردم اینا بوده: صبح یک پیمانه سریال صبحانه(250) + یک لیوان شیر(120) ساعت 10: یک نارنگی ظهر: یک کف...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>جام انارستان</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>اوکی من برای اینکه همین روز اول از رقابت نیفتم بیرون رفتم خودم رو وزن کردم 136 پوند بودم. چیزهایی که خوردم اینا بوده:<br />
صبح یک پیمانه سریال صبحانه(250) + یک لیوان شیر(120)<br />
ساعت 10: یک نارنگی<br />
ظهر: یک کف دست نان + خوراک سبزیجات و سیب زمینی<br />
عصر: حدود یک  پیمانه گردو<br />
شب: 6 اونس استیک+ سس قارچ+ یک مارگاریتای انار</p>

<p>حالا من کالری اینا رو چه جوری حساب کنم؟ بعد هم کالری غذای هواپیما رو چه جوری حساب کنم؟ تازه سه روز هم قانون ورزش هست...پناه بر خدا چقدر این جام سخته...زشت هم هست توی جام انارستان انار اول همه پرت بشه بیرون. باور بفرمانید از ظهر که هستی توپ رو شلیک کرد من چشمم به اون بستنی شکلاتی 300 کالری توی یخچال بود نخوردم. شب هم چیپس و آوکادو سفارش ندادم که نخورم. خونه هم اومدیم چایی خالی خوردم.</p>

<p>گردن 32 سانتی متر<br />
دور سینه 91.5<br />
دور کمر 75.5<br />
دور شکم 88.5<br />
باسن 102 <br />
ران راست 64<br />
ران چپ 62<br />
مچ پا 21</p>

<p>خوب من غذاهام رو يادداشت كردم توي دفترچه كه اينجا بنويسم:<br />
فرودگاه نيويورك: يك ميني برگر سبزيجات بدون سس سيب زميني سرخ كرده رو هم نخوردم+ نوشابه رزيمي</p>

<p>هواپيما:<br />
1.خوراك مرغ و برنج به جاي ماكاروني(3 انوس مرغ+ سس مرغ+ يك پيمانه برنج) +0.5 اونس پنير + يك رول نون سفيد+ نوشابه رزيمي+ يك قاشق مربا خوري كره<br />
كيك شكلاتي دسر رو نخورده<br />
2. صبحانه:قهوه+ كرم بدون شكر+0.5 پيمانه آب پرتقال+ كروسان بزرك چون هيچ نون ديگه ندادند+ 0.25 اونس مربا<br />
كره رو نخوردم</p>

<p>فرودگاه:<br />
1. ناهار : دو سوم يك پيتزاي بزرگ. اينو شرمنده ام اما هتل فقط پيتزا داشت و منم توي فرودگاه گير كرده بودم و هيچ جا نداشتم برم. يعني سالاد هم داشت اما غذا فقط پيتزا داشت.</p>

<p>2.شام : 6 اونس استيك + سالاد بدون سس.+ نيم ليوان شراب قرمز براي اينكه خوابم ببره+ دو رول نان سفيد<br />
سيب زميني سرخ كرده اي كه جلوم بود و شيريني رو نخورده</p>

<p>3. صبحانه: يك رول ده سانتي نون سفيد + پنير + كالباس دو برش + يك ليوان آب پرتقال</p>

<p>هواپيما:</p>

<p>1. ناهار: دو ليوان قهوه بدون شكر با شير + دوتا ساندويچي كه راستش نميدونم توش چي بود كه نونش هم سياه بود. </p>

<p>2. دوتا ليوان آب گوجه فرنگي</p>

<p>3. شام: نيم پيمانه برنج+ گوشت+2  نان+ پنير<br />
دسرش رو نخوردم</p>

<p>خونه:<br />
صبحانه: يك برش نون بربري+ پنير + چايي بدون شكر<br />
دوتا هلو<br />
دوتا پسته<br />
دوتا از اين آلو خشكها<br />
شكلات تعارفم كردند نخوردم</p>

<p>ناهار: حدود 3 اونس ماهيچه+ يك پيمانه برنج<br />
عصر: يك هلو، يك خيار<br />
مهموني بوديم من هيچي شيريني و اينا نخوردم </p>

<p>شام: هنوز مهمونيم: چهارتا تكه جوجه كباب + يك پيمانه ماست و خيار+ يك برش نون سنگك+ خيار شور<br />
برنج نخورم. كباب كوبيده نخوردم</p>

<p>شنبه صبحانه: <br />
چاي بدون شكر+ نون نازك + پنير يك قوطي كبريت+ عسل يك قاشق</p>

<p>ناهار: چهارتا كتلت كدو كه خيلي كم روغنه+ ماست خيار بعلاوه كمي نون نازك خشك<br />
عصر: يك آلو</p>

<p>شب: رون مرغ+ سبزيجات پخته+ دو كف دست نون سنگك+ پنير يك فوطي كبريت</p>

<p>يكشنبه:<br />
صبحانه: نون بربري تازه دو كف دست بعلاوه پنير ليقوان خيلي خوشمزه و چايي <u>بدون شكر</u><br />
ناهار:سوپ جو دو بشقاب+ رون مرغ+ يك پيمانه برنج<br />
شكلاتي رو كه خودم سوغاتي برده بودم چون نميشد برندارم برداشتم بعد يواشكي گذاشتم اين پشت سرم رو كوسن و چاي رو تلخ خوردم:دي<br />
شام:كتلت راستش نميدونم توش چي بود. من سه چهارتا خوردم با سالاد شيرازي و ماست خيار</p>

<p>دوشنبه:<br />
صبحانه: دير پاشدم. يه گاز نون بربري و پنير<br />
ناهار: جوجه كباب+ يك پيمانه ماست+ يك مربع 5 در 5 تهديگ فكر كنم ته چين+ دو كف دست نون لواش+ يك ليوان نوشابه(دفتر استادم بودم مجبور بودم تعارف ميكنه بخورم)<br />
چاي با كشمش</p>

<p>عصر در كافي شاپ: نوشابه لايت+ آب(تشويق بفرمائيد لطفا!)</p>

<p>شام: گردهمايي انارستان<br />
جوجه كباب+ رون مرغ+ گوجه فرنگي كبابي+دوتا تيكه از اون گوشت بدون سس+ سالاد بلغور و گوجه+ خيار+ نوشابه لايت</p>

<p>شب خونه از گرسنگي: دوتا گاز از نون و پنير توي كيفم كه قرار بود مثلا صبحانه باشه</p>

<p><br />
برنامه ورزش:<br />
يكشنبه ساعت 5:30 تا 7 تركيب پياده روي و دويدن در پارك 3.3 مايل<br />
سه شنبه 5:30 تا 6:30 تركيب پياده روي و دويدن در پارك 2.7 مايل</p>

<p><br />
خوب حالا امتياز من چي ميشه؟ چه جوري حساب كنم؟ </p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>میتینگ 83</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/08/305.php" />
<modified>2008-08-22T18:31:00Z</modified>
<issued>2008-08-18T22:21:29Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.305</id>
<created>2008-08-18T22:21:29Z</created>
<summary type="text/plain">آقا قراره من از این میتینگ تا اون میتینگ دفاع کرده باشم ها. اما حالا وسطش اگر شما تمایل داشته باشید یه برنامه بذاریم من که دارم میام ایران ببینیم همدیگه رو. من 27 آگوست شب میرسم ایران و 14...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>میتینگ سه شنبه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>آقا قراره من از این میتینگ تا اون میتینگ دفاع کرده باشم ها. اما حالا وسطش اگر شما تمایل داشته باشید یه برنامه بذاریم من که دارم میام ایران ببینیم همدیگه رو. من 27 آگوست شب میرسم ایران و 14 سپتامبر هم برمیگردم. از اونجایی که من اصولا هیچ آشنایی به جای باحال برای قرار ندارم اگر حوصله دارید یه دلاوری پیدا بشه و قرار و مدارها رو منظم کنه برای گروه و به همه خبر بده. ببینیم همدیگه رو یا نه؟</p>

<p><strong>تکمیل 1</strong> . تموم شد!!!! قبول شدم و استادم هم حسابی حسابی راضی بود و کیفش کوک بود و گفت عالی دفاع کردم. ساعت 8 صبح رفتم توی جلسه و ساعت 10:30 در اومدم. الان باید یک ادیت های جزئی رو انجام بدم و بعد تزم رو تحویل دانشگاه بدم تا رسما فارغ التحصیل بشم. راستش هنوز اصولا خیلی باورم نشده و نفهمیده ام که تموم شده...6 سال...فکر کنم وقتی واقعا باورم بشه گریه ام بگیره...اما الان هی هنوز استرس دارم که فرم های قبولی و تز و اینا رو زود بدم بیاد. مرسی از همه انرژی های مثبت.  برمیگیردم.<br />
<strong><br />
تکمیل 2. اعلامیه مهم:</strong></p>

<p>امشب میخوام بعد از دو ماه ستاره بدم  و گروه رو کم کم برگردونم به روال قدیم. اگر در خطر حذف هستید یا وزنتون تغییر کرده یا هرچی بفرمائید برین سریع ثبت کنید که من امشب میشینم به نامه اعمال! رسیدگی کنم.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>میتینگ 82</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/08/296.php" />
<modified>2008-08-14T03:00:57Z</modified>
<issued>2008-08-11T22:46:59Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.296</id>
<created>2008-08-11T22:46:59Z</created>
<summary type="text/plain">خوب الان ساعت یکربع به شیش عصره و من از ساعت 9 صبح دیروز هنوز نخوابیده ام. عوضش الان که در خدمت شما هستم تزم تکمیل نوشته شده و فقط مونده یه دور از روش بخونم و اشکالات تایپی و...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>میتینگ سه شنبه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>خوب الان ساعت یکربع به شیش عصره و من از ساعت 9  صبح دیروز هنوز نخوابیده ام. عوضش الان که در خدمت شما هستم تزم تکمیل نوشته شده و فقط مونده یه دور از روش بخونم و اشکالات تایپی و اینا رو بگیرم و تموم! فعلا من مغز نیمه سوخته رو ببرم بخوابونم با اجازه. بیدار شدم و سر حال اومدم خدمت میرسم. دلم هم برای یه دویدن و باشگاه رفتن تنگ شده. فعلا!</p>

<p><strong> تکمیل:</strong>تولد عید شما مبارک! خیلی کلکید به خدا! من دیدم هی اینجا برای هم نظر میذارید"فلانی برات ایمیل زدم چک کن! بهمانی برات پیغام خصوصی دادم چک کن!"...گفتم خوب الحمداالله چقدر جو این گروه دوستانه است. چقدر صمیمیه, چقدر همه همدیگه رو دوست دارند! حالا اشکال نداره باز من خبر ندارم چی میگن لااقل مسیرش از اینجا میگذره...نگو مشغول! بودین:))</p>

<p>من امروز باید تزم رو تحویل میدادم. طبق معمول هر 50 ثانیه یکبار صفحه رو ریفرش میکردم که یه وقت نشه یکی یه چیزی بگه من نبینم...دیدم سالومه نوشته که فریاد رس! انار کجایی؟ خلاصه ایمیلش رو دیدم و دیدم یه فایل فرستاده که "گوش کن!". گوش کردم میگه روی لینک کلیک کن! پناه برخدا آدم روش هم نمیشه بگه اما به نظر میاد لاغری و اینا بالاخره ..میخواستم جواب بدم عزیزم توی فایل صوتی چه جوری لینک کلیک کنم؟...بعد دیدم توی ایمیل اون پائین یه علامت سئواله که لینک روشه:</p>

<blockquote><a href="http://happybday-anarjoon.persianblog.ir/"><strong>؟</strong></a></blockquote>

<p>بعله دیگه! دیدم بابا مجلسیه و تولدی و چقدر تدارک...خیلی کارتون قشنگ بود. جدی میگم. یعنی واقعا احساس کردم که انگار نوزده نفر از دوستام دونه دونه از راه دور بهم تلفن کرده باشند. واقعا اشک تو چشمم جمع شده بود از اینهمه محبت.<img src="http://www.pic4ever.com/images/34zn0n5.gif" border="0" > چقدر هم لابد هماهنگی لازم بوده. خیلی ممنونم<br />
<img src="http://www.pic4ever.com/images/thankyou.gif" border="0" ></p>

<p>راستش من اصلا نمیخواستم تولد<img src="http://www.pic4ever.com/images/2vsj1nm.gif" border="0" >بگیرم...گفتم بذارم دفاع کردم یهو بعدش...اما واقعا پیغامهای شما حواسم رو جمع کرد که بابا واقعا مرحله جدیدی داره شروع میشه و بهتره که با لبخند و خوشحالی شروع بشه و به جای اینکه بگم بعد از دفاع تولد میگیرم از الان تولد میگیرم تا بعد از دفاع! فوقش اینکه قیافه ام داره شکل کتاب و تز میشه دیگه:<img src="http://www.pic4ever.com/images/square.gif" border="0" ></p>

<p>اما جدی جدی خیلی ممنون. اصلا انتظار نداشتم. یعنی انتظار نداشتم که هیچی تازه مطمئن بودم از دستم به خاطر یواشی این چند وقت گروه عصبانی هستید...یه هفته دیگه و بعد هفته بعد این موقع من دفاعم رو کرده ام...جدا این جزو بهترین هدیه هایی بوده که من تا به حال گرفته ام. تمام فایلها رو (تا قبل از اینکه سایت کار نکنه) من دانلود کردم و گذاشتم توی یه فایل اگر کسی میخواد بگه من یهو براش ایمیل کنم. بزرگ بود نمیشد آپلود کرد.</p>

<p>در آخر هم من از طرف خودم و همه شماها تولد هستی رو هم تبریک میگم که ظاهرا تولدمون توی یه روزه. هستی جان تولدت حسابی حسابی مبارک.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>میتینگ 81</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/08/289.php" />
<modified>2008-08-07T04:04:50Z</modified>
<issued>2008-08-06T22:15:03Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.289</id>
<created>2008-08-06T22:15:03Z</created>
<summary type="text/plain">خیلی خیلی معذرت میخوام که این میتینگ دیر شروع شد. من قرار نبود اینهمه بمونم و برای همین لپ تاپم رو نبرده بودم با خودم. و هیچ جوری دستری به فارسی نویسی و محیط ادیتورم نداشتم. الان هم برم کامنتها...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>میتینگ سه شنبه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>خیلی خیلی معذرت میخوام که این میتینگ دیر شروع شد. من قرار نبود اینهمه بمونم و برای همین لپ تاپم رو نبرده بودم با خودم. و هیچ جوری دستری به فارسی نویسی و محیط ادیتورم نداشتم. الان هم برم کامنتها رو بخونم و ببینم اوضاع از چه قراره و برگردم.</p>

<p>خوب من گزارش اين چند روز رو بدم. جاي شما خالي رفته بودم ديدن خواهرم و اينا در نيويورك(ببخشيد به انارستاني ها نميشد خبر بدم ديداري تازه كنيم) بعد جاي شما خالي رفتم دو روز خريد اين محله ها رو بالا و بائين رفتن فكر كنم هر روز يه ميليون قدمي شد چون الان كه خدمت شما هستم كف باهام درد ميكنه. اما جاي شما اصلا اصلا خالي نباشه سايز شلوارم زياد شده. يعني اين سايز 6 بعضي جاها بالا نميامد يا اگر ميامد درست بسته نميشد. راستش سايز 8 رو(يه سايز بعدش) اصلا امتحان نكردم چون هيچ خيال ندارم برم يه سايز بزرگتر بخرم. بعد هم من مثل اكثر بانوان ايراني اولين جا رونهام بزرگ ميشه (عوارض ورزش نكردنه ديگه. شل شده) و به قول يكي از دوستهام فرصت خداداده به زنها كه فوري گوشي دستشون بياد برن دنبال راست و ريست كردن لايف استايل و هيكل...خلاصه اينم از خبر تاسف بار اين چند وقت...كه لباس سايز 6 هنوز اندازه است اما شلوار اندازه نيست. بعد ديروز هم طبق برنامه من دويدنم رو انجام دادم و دوچرخه هم كمي زدم. وزن هم تا دفاعم دارم نميكنم براي اينكه فكر ميكنم كار زيادي در موردش ازم ساخته نيست تا قبل از دفاعم و تاثير منفي روي كيفيت زندگيم ميذاره. برعكس ورزش و سالم خوري كه حالم رو بهتر ميكنه.</p>

<p>فعلا هم كه توي رقابت دويدن دنا از من جلو هست. ليلا و سالومه هم ديدم در مورد تعداد گام رقابت گذاشته اند. بقيه گروه چطوريد؟</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>ميتينگ 80</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/07/285.php" />
<modified>2008-07-30T05:41:53Z</modified>
<issued>2008-07-29T03:00:03Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.285</id>
<created>2008-07-29T03:00:03Z</created>
<summary type="text/plain">80 امي رسيد! باورتون ميشه؟ با زور هندل و هل دادن هم شده بالاخره اين نهضت ادامه داره:) هفته من به خاطر اين گروه و كمكش خيلي خوب بود. نصيحت هاتون رو گوش كردم و به جاي سخت گرفتن ول...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>میتینگ سه شنبه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>80 امي رسيد! باورتون ميشه؟ با زور  هندل و هل دادن هم شده بالاخره اين نهضت ادامه داره:)</p>

<p>هفته من به خاطر اين گروه و كمكش خيلي خوب بود. نصيحت هاتون رو گوش كردم و به جاي سخت گرفتن ول كردم. جالب بود كه نتيجه اش اين شد كه عين بچه اي كه وقتي بهش سخت بگيري لج ميكنه اما تا فشار رو برداري خودش كار درست رو انجام ميده منم بعد از يك وعده بستني رژيمي و چندتا زياده روي نسبي درست عين اسب درشكه خوب و ساعي برگشتم توي مسير!:)) البته ناگفته نماند كه واسو هم آمد و جمعه به زور دگنگ منو انداخت لنگ ظهر از خونه بيرون كه برو ورزش كن. رفتم فقط هم بياده روي كردم و حتي يك قدم هم ندويدم اما حالم ريز ريز تا يكشنبه بهتر شد و امروز هم خوبم.</p>

<p>خبر خوب هم اينكه دفاعم تاريخش معلوم شد. بيست آگوست ساعت 8 صبح به وقت اينجا. كمتر از يكماه مونده ها!</p>

<p>خوب من الان برم بخوابم. فردا ميرم خودم رو وزن ميكنم و ميام بقيه ميتينگ.</p>

<p><strong>تکمیل1:</strong> بچه ها من اومد تندی از کشفیات آشپزیم بگم و برم. نصفه شبه و من دارم روی تزم کار میکنم. اما کشفیات: یکی اینکه مرغ رو با رب انار درست کنید. میدونم شماهایی که استاد فسنجون هستید لابد تا حالا صد دفعه به ذهنتون رسیده بود اما به ذهن من تازه همین دیروز رسید . مرغ رو که یه تفت با پیاز دادید بعد رب انار و آب بریزید سرش و بذارید خودش قل بخوره. حالا کلکش اینه که رب انار کالریش بالاست برای همین بعد از پخت شما که یک انارستانی خوب هستید اینجوری ظرف رو کج میکنید و میذارید مایه اش بره اونور و مرغها بمونه اینور(من یه شب گذاشتم تو یخچال به کل از هم سوا شد) و بعد مرغها رو میل بفرمائید. یخورده موقع پخت زعفرون و نمک هم بزنید.</p>

<p>یک کشف دیگه هم اینکه توی ساندویچ جای سس ماست سفت استفاده کنید. مخصوصا اگه ساندویچتون یه چیز تند و تیز هم داشته باشه خیلی ترکیبش خوب میشه. من به مرغم (نه اونی که سس انار داشت ها!) سس تند زده بودم و بعد ماست هم داشتم خیلی خوب شد.</p>

<p>سوم اینکه نون رو اگه تست کنید که یخورده ترد هم بشه کمتر میخورید چون نمیتونید اینجوری بپیچونید و لقمه کنید.</p>

<p>خوب فعلا با اجازه.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>ميتينگ 79</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/07/271.php" />
<modified>2008-07-24T02:50:09Z</modified>
<issued>2008-07-22T04:30:42Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.271</id>
<created>2008-07-22T04:30:42Z</created>
<summary type="text/plain">خوب ميتينگ شروع شد. آلبالوي عزيز لطف كرده بود و ستاره ها رو روز شنبه براي من فرستاده بود اما من به علت حال افسرده ام واقعا انرژي نداشتم. اصولا فكر ميكنم اين روزها خيلي سختم شده انرژيم رو براي...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>میتینگ سه شنبه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>خوب ميتينگ شروع شد. آلبالوي عزيز لطف كرده بود و ستاره ها رو روز شنبه براي من فرستاده بود اما من به علت حال افسرده ام واقعا انرژي نداشتم. اصولا فكر ميكنم اين روزها خيلي سختم شده انرژيم رو براي كاري جمع كنم. چند روز خوبم باز نگران ميشم. اما برنامه دويدنم رو <a href="http://spreadsheets.google.com/pub?key=pbGZ6qn9IffOCvQ7aGnosMA">طبق برنامه ريزي</a> اجرا كردم. غذام هم بد نبود چون بيشتر خونه غذا خوردم. فردا ميرم خودم رو وزن ميكنم. شماها چطوريد؟</p>

<p><strong>تكميل 1.</strong> خوب من گفتم بيام سئوال مطرح كنم از شما بخوام تجربه هاتون رو قسمت كنيد.</p>

<p>ببينيد اين هفته من تمام شنبه و يكشنبه رو انگار از ‍ژله درست شده باشم. نشسته بودم خونه جلوي تلويزيون و فيلم مي ديدم و غذا ميخوردم. يه موقع است كه آدم ميگه استرس دارم، نگرانم، عصبيم...اما يه موقع هم آدم ميشه شكل الان من كه ميرسه به جايي كه انگار ديگه براش فرقي نميكنه. واگه فرقي هم ميكنه در جهت منفيه و بيشتر لج كردن. يعني اينجوري كه مثلا مثل امشب من با اينكه اصلا خيلي هم گرسنه نيست اما از بيرون غذا سفارش ميده و ميشينه برنجاش رو ميخوره. بقيه اش رو هم نميخوره براي اينكه مزه اش گند و چرب بود و به هيچ زوري نميشد خورد. يا ديشب كه باز خيلي گرسنه اش نبود اما بيتزا سفارش داد و بال مرغ سرخ كرده. گرسنه نيستي، غذا هم خوشمزه نيست اما ميخوري. از اون ور برنامه رو گذاشتي اجرا بشه در نتيجه كار ديگه نداري، وقت هم داري، ورزش اما نميري بكني. به يه جايي ميرسي كه مثل امروز من دو ساعت سرگيجه داري چون قند خونت دوباره افتاده بائين و ميدوني كه به خاطر لايف استايل غلطه اما به جاي اينكه ورزش كني ميري برنج ميخوري...ميدوني چي مشكلته، ميدوني چكار بايد بكني، قبلا توي همچين موقعيتي بودي و حلش كردي اما الان زل ميزني به ديوار و اعصابت عين ‍ژله هيچي اونجوري تهييجش نميكنه كه بلند بشي و يه تغيير مثبت ايجاد كني و هي توي دور باطل ميفتي و هي بدتر ميكني. و بعد ميشيني عكس همه اين آدمهاي خوش هيكل و  لاغر رو نگاه ميكني و بعد ميگي از خودم بدم مياد...ميدوني علاجش يكماه ورزش درسته ها! اما ميري به جاش غذا ميخوري....</p>

<p>ميدونم همه تون تجربه كردين. از اين حالتون چطور مياييد بيرون؟ چكار ميكنيد؟  </p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>تلاش ميكنيم يك قدم يك قدم</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/07/272.php" />
<modified>2008-07-25T21:51:20Z</modified>
<issued>2008-07-22T04:16:12Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.272</id>
<created>2008-07-22T04:16:12Z</created>
<summary type="text/plain">خوب اينم براي اين هفته كه در بيشه. به مرور مينويسم. جمعه: من امروز رفتم به زور واسو بياده روي 1.74 مايل. خوشحالم كه رفتم....</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>تلاشهای انار</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>خوب اينم براي اين هفته كه در بيشه. به مرور مينويسم.</p>

<p><strong>جمعه:</strong> من امروز رفتم به زور واسو بياده روي 1.74 مايل. خوشحالم كه رفتم.</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>ميتينگ 78</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/07/253.php" />
<modified>2008-07-16T16:16:01Z</modified>
<issued>2008-07-15T03:37:40Z</issued>
<id>tag:weightloss.anarkhanoom.com,2008://4.253</id>
<created>2008-07-15T03:37:40Z</created>
<summary type="text/plain">...شروع شد! بفرمائيد خودتون رو وزن كنيد. براي ستاره دادن اين هفته داوطلب نداريم؟ تكميل 1. خوب متن اين هفته با توجه به نياز گروه توسط سالومه عزيز ارائه شده. ممنون سالومه جان. مدفوع نرمال چه شکلی است؟ مدفوع نرمال(با...</summary>
<author>
<name>pantea</name>

<email>pa_vaziri@yahoo.com</email>
</author>
<dc:subject>میتینگ سه شنبه ها</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://weightloss.anarkhanoom.com/">
<![CDATA[<p>...شروع شد! بفرمائيد خودتون رو وزن كنيد. براي ستاره دادن اين هفته داوطلب نداريم؟</p>

<p><strong>تكميل 1.</strong> خوب متن اين هفته با توجه به نياز گروه توسط سالومه عزيز ارائه شده. ممنون سالومه جان.</p>

<p><strong>مدفوع نرمال چه شکلی است؟</strong></p>

<p> مدفوع نرمال(با عرض پوزش!!!) دراز،ضخیم ،آبدار و پیچدار است و به صورت یک تکه دفع می شود.خیلی شبیه حرف اس در زبان انگلیسی است.اگر مدفوع تکه تکه و کوچک باشد و یا حالت پیچ طبیعی روده را در خود حفظ نکرده باشد و یا به اندازه کافی آبدار نباشد یک ایراد اساسی در تغذیه شما وجود دارد.</p>

<p>همیشه و هربار به مدفوع خود نگاه کنید و رنگ و شکل آنرا بررسی کنید.مدفوع نرمال یکباره از بدن خارج می شود و نیاز به زور و جنگ و جدال ندارد!!</p>

<p><strong>یبوست چیست؟</strong> </p>

<p>اگر شکم شما کمتر از هفته ای 3 بار کار کند و  بازده آن خشک و سفت و کوچک باشد شما یبوست دارید. </p>

<p><strong>  کی یبوست اتفاق می افتد؟</strong></p>

<p>ممکن است به هر یک از دلایل زیر یبوست شوید:</p>

<p>-دستشویی رفتن خود را به تاخیر می اندازید<br />
-به حد کافی مایعات نمی نوشید<br />
-از قرصها و مواد مسهل بیش از اندازه استفاده می کنید.<br />
-به حد کافی فیبر نمی خورید<br />
-فعالیت فیزیکی کافی ندارید<br />
-قرص آهن و یا داروهایی می خورید که عوارض جانبی ای چون یبوست دارند.<br />
-ممکن است حامله باشید<br />
-دچار استرس یا افسردگی شده باشید<br />
-بیماری خاصی داشته باشید که از آن نا آگاهید</p>

<p><strong>نشانه های یبوست</strong></p>

<p>-مدفوعتان کوچک ،خشک و سفت است.<br />
موقع دستشویی رفتن درد و ناراحتی احساس می کنید و عمل دفعتان سخت انجام می شود.<br />
مدت زمان بین دفع طولانی است.<br />
باد می کنید و حس می کنید که روده هایتان پر است اما حس دفع ندارید.</p>

<p>اما نکته مهم این است که اشخاص مختلف تعاریف مختلفی از دفع خوب و طبیعی دارند.برای بعضی 3 بار دفع در روز کاملا طبیعی است و برای بعضی دیگر سه روز یکبار.مهم این است که به تغییرات سیستم نرمال بدن خودتان توجه کنید.اگر 3 بار در روز دفع داشتید و الان به 1 بار رسیده پس یک جای کار می لنگد.</p>

<p><strong>و اما برای درمان یبوست چه باید کرد؟</strong></p>

<p>راههای زیر را امتحان کنید:</p>

<p>مایعات بیشتری بخورید<br />
فیبر رژیمتان را زیاد کنید<br />
فعالیت فیزیکی مثل پیاده روی یا دو و یا هر ورزش دیگر را زیاد کنید<br />
مدفوع خود را نگه ندارید.به محض احساس دفع به سمت دستشویی بدوید !!</p>

<p>    می توانید برای مدت کوتاهی از روان کننده ها و مسهل ها استفاده کنید .معمولا کمتر از یک هفته.خیلی ها از داروهای مکمل های فیبر استفاده می کنند .در بعضی موارد این داروها یبوست را بدتر می کنند.اما برای بعضی دیگر مفید هستند و به دفع کمک می کنند.</p>

<p>یکی  دیگر از راههای درمان یبوست خوردن نان چاودار و ماست پروبیوتیک یا باکتری دار است .</p>

<p><br />
اگر:</p>

<p>پس از سالها دفع نرمال اکنون دچار یبوست شده اید<br />
به تناوب اسهال و یبوست را تجربه می کنید<br />
اگر هنگام و یا پس از دفع درد دارید<br />
اگر رنگ مدفوعتان تیره و یا خون آلود است<br />
و اگر بدون هیچ رژیمی لاغر شده اید حتما و حتما به پزشک مراجعه کنید.</p>

<p>برای سلامت بیشتر و دفع بهتر هر روز میوه و سبزی تازه بخورید.حداقل روزی 20 دقیقه ورزش کنید.آب آلو یا آلوی پخته را ناشتا بخورید.مایعات فراوان بنوشید.حتما فقط و فقط از نانهایی با غلات کامل مثل جو و چاودار استفاده کنید.</p>

<p>از خوردن بیش از حد سیلاکس ،شیر منیزی و یا نمک اپسم خودداری کنید.</p>

<p>اگر یبوستتان بیش از یک هفته طول کشید به پزشک مراجعه کنید.</p>

<p> </p>

<p>و اما فیبر:</p>

<p> فیبر رژیمی بخشهایی از گیاهان هستند که غیر قابل هضمند.دو نوع  فیبر رژیمی وجود دارد.فیبر غیر محلول که به غذا حجم می دهد و آنرا در سیستم گوارش رو به جلو حرکت می دهد.فیبر محلول که آب را به خود جذب می کند و باعث نرمی مدفوع شده و حرکات روده بزرگ را آسان می کند.فیبر با وجود آنکه تنها از بدن شما عبور می کند و جذب نمی شود، بخش مهمی از رژیم شماست .یک رژیم پر فیبر :</p>

<p> -سطح کلسترول خون را پایین می آورد<br />
-دفع را بهتر و منظم تر می کند<br />
-سطح قند خون دیابتی ها را تا حدی تنظیم می کند<br />
-نشانه های بیماری تورم روده و سندرم روده تحریک پذیر را درمان می کند.(درد شکم،اسهال و یبوست نا منظم)<br />
همچنین رژیمهای پر فیبر می توانند از بروز سرطان روده و سینه جلوگیری کنند.<br />
اگر شما در رژیم روزانه خود به حد کافی فیبر نداشته باشید ،یبوست می شوید و کارکرد روده شما خشک،کوچک و سفت خواهد بود.</p>

<p>چه غذاهایی فیبر دارند؟</p>

<p>نانها،غلات ،ماکارونی غنی شده و برنج قهوه ای از غذاهای پر فیبر هستند. بسیاری از انواع کورن فلکس صبحانه هم سبوس را به مواد کورن فلکس اضافه می کنند تا درصد فیبر آن را افزایش دهند.</p>

<p>همه سبزی ها و میوه ها هم فیبر دارند.سبزیجات با برگهای پهن،نخود،کشمش،آلو برقانی یا بخارا،سیب،انواع لوبیا و مرکبات هم منابع خوب فیبر هستند.</p>]]>

</content>
</entry>

</feed>