یه چیزی بگم به نظر شماها ممکنه خنده دار بیاد اما برنامه ایده ال غذایی من اینه:
صبحانه: یه املت با دو یا سه تا تخم مرغ+ پپرونی یا سوسیس+ پنیر پیتزا
بعد بیام اداره یک قهوه با شکر مصنوعی و کمی خامه (خامه نیست. از این کافی میت ها).
اینو که میخورم تا ظهر توپ توپ سیرم. گاهی حتی تا ساعت سه هم گرسنه ام نمیشه.
بعد ظهر سالاد با یک تیکه مرغ. این کافه اداره ما خیلی سالادهای متنوع خوبی درست میکنه.
بعد از ظهر یک تیکه پنیر یا کاهو یا چندتا تیکه گوشت نازک یا کاهو.
شب اگه گرسنه باشم دوباره یه کم گوشتی؛ پنیری؛ دوتا تیکه مرغ کبابی...چمدونم هرچی باشه بذارم دهنم...
این میشه روز ایده آل اتکینزی من به خاطر اینکه هیچ گرسنگی نمیکشم. کلکش هم فقط به خاطر اون صبحانه مفصل صبحه. همش هم میسوزه میره...معمولا شب که دیگه میرم توی تخت گرسنه ام میشه اما با خلق خوش میرم چون میدونم فردا صبحش دوباره صبحانه به راهه!:)
حالا اگه دیگه عصری بعد از کار و قبل از خونه اومدن ورزش هم برم که عالیه اون چنین روزی.

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
واقعا برنامه غذاییت خوبه اینطوریه
حیف که نمی شه چند تا میوه هم اون وسط بخوری
اما من همش دارم تصور می کنم که یعنی سالادهای کافه تون چطوریه
خوشگله
چی چیزایی توش داره
همش تو فکرشم;)))
آلبالو | April 12, 2011 9:29 AM
به به چه توصیف خوبی کردی. :) ببین چرا اسپم گیر (؟) نمیگذاری برای کامنتها؟
و اما درباره ی اون دامنی که نخریدی ... برو بخرش ! یاد وقتی که 10-15 پوند ار الان بیشتر بودی بیفت و برو بخر و بپوش و حالشو ببر! :)
laila | April 13, 2011 1:31 PM
برنامه غذایی روزانه ات جالبه اما واقعا دلت نمیخواد یه شیرینی کیکی تو برنامه ات باشه یعنی هوسشو نداری یا از خوردنش خودداری میکنی یا از تاثیرات اتکینزه من که متاسفانه اگر روزی یه چیز شیرین نخورم بهم خوش نمیگذره اون روز اصلا ظاهرشون من رو بوجد میاره
درباره صبحانه ام باهات موافقم باید سعی کنم کامل بخورم هرچند همیشه انقدر دیر حاضر میشم که مجبور میشم برای وقت کم نیاوردن از خوردنش بگذرم
ملانی | April 13, 2011 2:52 PM
سلام انار جان. خيلي ساله كه از نوشته هات و برنامه هات استفاده مي كنم. الان هم كه مي دوني بعد از رفتن صبا دارم بچه ها رو دور هم جمع نگه مي دارم. الان مدت يكساله كه وزنم گير كرده . مي توني كمكم كني؟ هميشه حرفها و نوشته هات بهم انگيزه ميده.
شانون | May 1, 2011 5:48 AM
هيچي ديگه
اينجا هي ميخاي بياي ميگه پهناي باند ... چي چي . يعني من نمي فهمم . بعد هي دوس دارم بيام اينجا . خب آدم اعصابش گير ميكنه خب
بعدشم تو يه نمه بيشتر بنويسي چي ميشه خب . جدي ميگم . اينجا گناه داره يه روزي هممون خونه ي اميد رژيمي مون اينجا بود . من تا وقتي اينجا رونق داشت كلي اوكي بودم . ده كيلو هم كم كردم . خورد و خوراكمم درست بود . واللا به خدا . آدم كمبود محبت ميگيره اينجا درش بسته باشه
زي زي | June 7, 2011 3:23 AM