« پایان هفته ششم | صفحه اول | »
من امروز یادم افتاد که خودم رو باید وزن میکردم و نکردم. این هفته مطمئنم کم نکردم. دیروز راستش داشتم خودم رو توی آینه نگاه میکردم که چه جوری صورتم پف کرده و چشمام خسته است و خودم جون ندارم با اهل خونه معاشرت کنم یهو به خودم اومدم که این ورزش نکردن نه به من انصاف نه به این خانواده کوچولوی نوی من. انصاف نیست که من اینهمه استرس جمع بشه توم و با نگرانی از خواب بیدار بشم وقتی خیلی ساده با ورزش روزانه قسمت اعظمش برطرف میشه. یعنی فشار کارم رو که نمیتونم کم کنم. میدونم ماه آینده بسیار بسیار سخت تر هم خواهد بود به خاطر یه سری مسائل شخصی. اما از اون ور هم میدونم ورزش چقدر بهم کمکه. واسه همین دیدم واقعا از انصاف به خودم و اطرافیانم دوره. امروز کفشام رو کردم پام و رفتم دو مایل و نیم دویدم. وسطاش هم خیلی مجبور شدم بایستم اما راه نرفتم. خوشحالم که رفتم.
این هفته وزن نمیکنم. حالا که رد شد دیگه شد. میدونم کم نکردم. میذارم هفته دیگه یهو.
پ.ن. من یه چیزی بگم؟ امروز رفتم برای دیانا کامنت بذارم -هر از گاهی میرم به امید اینکه خبری بشه- بعد دیدم کامنتهاش تاییدی شده. قبلا هم تاییدی بود؟ یعنی امیدی هست که خودش تاییدیشون کرده باشه؟ آخه انقدر یهو غیب شد که من هنوز میگم کاش هرجا هست سالم باشه.

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods










