« تلاش انار بین میتینگ 5 تا 6 | صفحه اول | تلاش انار بین میتینگ 7 و 8 - میتینگ 7 »
خوب این اولین میتینگ از سری چهار هفته ایه. قانون چهار هفته ای اینه که اعضا هر روز مقدار غذا و ورزششون رو اعلام کنند که بهترین روشش جدوله. هر هفته یک هدف اعلام کنند و سعی کنند به اون هدف پایدار بمونند. لازم نیست بریم فضا یا کوه بکنیم. یک هدف میتونه خیلی ساده باشه مثل "شبها ساعت 10 تا 11 خوابیدن" یا روزها یک میان وعده صبح به جای شکلات و شیرینی میوه خوردن" یا "به جای برنج سیب زمینی آبپز خوردن". یه چیزی که:
1. قابل اندازه گیری باشه
2. در محدوده کنترل شما باشه
3. توی یه هفته جا بشه.
مثلا هدف "خوب غذا خوردن" قابل اندازه گیری نیست برای اینکه هرکسی خوب رو یه جور معنی میکنه. اگر هدفی قابل اندازه گیری نباشه نه خودتون میتونید عملکردتون رو ارزیابی کنید و نه بقیه میتونند کمکتون کنند. هدف باید در محدوده کنترل شما باشه. هدف "این هفته یک کیلو کم میکنم" در محدوده کنترل شما نیست. ممکنه همه کارها رو این هفته درست انجام بدین اما به خاطر اون کیک دانمارکی های دو هفته پیش این هفته وزنتون بره بالا. اما هدف " سه روز در هفته ورزش کردن" در محدوده کنترل شماست. اگه نرفتین خودتون تصمیم گرفتین تنبلی کنید و هیچ عامل خارجیه تصمیم نگرفته شما رو تنبل کنه. اگر هدفی در محدوده کنترل باشه قابل دستیابیه و میشه برای دستافتن بهش برنامه ریزی کرد. هدف باید توی بازه زمانی یه هفته جا بشه. چند دفعه تا حالا گفتی "از این به بعد...", "از حالا به بعد..." اما بعد انقدر به نظر برای همه عمر تغییر کردن کار سختی به نظر میامده که اصلا شروعش هم نکردیم. خیلی تغییرات رو نمیتونیم حتی جرات کنیم فکر کنیم که میشه انجام بدیم و برای هم عمر داشته باشم...اما هیچ تغییری, هیچ کار جدیدی, هیچ خوردن و نخوردن و کردن و نکردنی نیست که یک هفته نشه انجامش داد. فقط یک هفته, همین هفته انجام میدیم. نه به قبلش -کارهایی که دستیافتیم و بعد گند زدیم- و نه بعدش -آخ هنوز 30 کیلو دیگه مونده- فکر نکنیم. همین هفته تنها بازه زمانیه. بچه ها رو دیدین هی ذهنشون پراکنده میشه اینور و انور و این مادرها کلی با تمرین و بازی و اینا میخوان قدرت تمرکزشون رو ببرن بالا؟ حالا ماهم تمرینمون همینه. یک برنامه ای انتخاب میکنیم, به همه اعلام میکنیم, و سعی میکنیم روی قدرت تمرکزمون کار کنیم تا این هفته حواسمون به هیچ وجه از برنامه مون پرت نشه. چشممون رو تحت هیچ شرایطی از روی توپ برنداریم تا به سه شنبه دیگه برسیم.
من خودم توی این پست پائین مینویسم. شماها هم برین وبلاگهاتون رو آپدیت کنید. اگر وبلاگ ندارین از همین نظرخواهی اینجا استفاده کنید. هیچ اشکالی نداره. اگر تلاش نکنید اشکال داره.
پس دوباره تاکید میکنم. تفاوت اصلی این برنامه چهار هفته ای با اون برنامه هشت هفته ای اینه که هدف اصلی اینجا کاهش یا افزایش وزن نیست. هدف حتی لایف استایل بهتر هم نیست. هدف تمرین یک خصوصیت خیلی پایهای و لازمه و اون قدرت تمرکز و در نتیجه تعهد بر روی هدفیه که انتخاب کردیم. لایف استایل صحیح از نتایج قوی شدن این" ماهیچه " مغزه اما قوی شدنش در خیلی از ارکان دیگه زندگی هم مهمه. روش این چهار هفته کار خواهیم کرد.











Comments
انار جان خیلی ممنونم از کامنتت ... همینطوره که گفتی ... بچه ها کوچیک هستند 2 و 6 ساله من هم امیدوارم این تلاشهای ورزشی من روز اونها تاثیر مثبت داشته باشه.....
خیلی خوشحالم برنامه 4 هفته ای شروع شد... همینکه هستی و حضورت رو پر رنگ می بینم کلی برام دلگرمی هست و این با گروه بودن انگیزه.
آرام ( دنیای آرام) | December 3, 2009 1:29 AM
می رم که جدول بذارم .... هدفهام رو هم برای این هفته مشخص می کنم ....
آرام ( دنیای آرام) | December 3, 2009 1:32 AM
" هدف تمرین یک خصوصیت خیلی پایهای و لازمه و اون قدرت تمرکز و در نتیجه تعهد بر روی هدفیه که انتخاب کردیم"
این جمله رو دوست میدارم زیاد :)
فندق | December 3, 2009 1:36 AM
چه چیز خوبی رو مطرح کردی انار. من هم حتما هستم.
شب تاب جون، دوباره لطفا چک میکنی بلاگ من رو؟ ببین میتونی نوشتهها و عکسها رو ببینی. مرسی عزیزم
sheri | December 3, 2009 1:52 AM
سلام به همه
فقط اومدم سلام كنم , تا بعد كه هدف دار بشم ميايم ميگم كه هدفم چيه .
يه دوست جان كجايي كه دلم برات تنگ شده
صبا | December 3, 2009 1:55 AM
انار جونم اين پستت محشر بود. همينطور اين نكته اي كه روش دست گذاشتي. خيلي دوست دارم اين 4 هفته واقعاً يه تغييري رو توي خودم ايجادكنم.يا لااقل پايه ي يه تغيير رو توي خودم بذارم تا بعداً با تمرين بيشتر توم نهادينه بشه.
انار جان وبلاگ من (http://newbirth.blogfa.com/ ) رو توي بلاگ رولت وارد كردي خانومي؟
آرتميس | December 3, 2009 2:05 AM
صبا جان خيلي ناراحت شدم وقتي خوندم انقدر حالت بد بوده. فكر ميكردم بهتر شدي و سرت به كاراي عقب افتاده ات گرمه. نمي دونستم تو بيمارستان بستري بودي. خوشحالم كه حالا بهتري. خودتو خسته نكن. غذا هم خوب بخور. سالم و مقوي. اشكالي نداره كه وزنت انقدر پايين اومده. يه كمي ش به خاطر ضعف عموميته كه خود به خود بر ميگرده. ولي لازم نيست با شكلات و اينجور چيزا بالا ببريش. آبميوه طبيعي و سوپهاي مقوي رو بيشتر از قبل كن. خبر سلامتيت رو هم بيا و اينجا بده.
حوا | December 3, 2009 2:16 AM
خوب من جدول این هفته رو گذاشتم و اهدافم رو برای این هفته مشخص کردم....
هدف این هفته : ۱- میانگین کالری ۱۳۰۰
۲ـ هفت ساعت ورزش
آرام ( دنیای آرام) | December 3, 2009 2:37 AM
سلام به همه...
ما دو روز و نصفی بلکه هم بیشتر اینترنت نداشتیم ...مردم بسکی جدول سودوکو حل کردم..میبینم که یه خبرایی هست این بالا و ایضا اون گوشه سمت راست ...همه را میخونم و میام
زت زیاد
ye doost | December 3, 2009 3:53 AM
من آدم نمیشم..هنوز چپ و راست را اشتباه میکنم!
ye doost | December 3, 2009 3:58 AM
چکيده مقاله: خیلی از افرادی که سال ها رژیم لاغری گرفته اند، از این کلمه متنفرند و وقتی به آنان توصیه می شود که رژیم کاهش وزن داشته باشید، می گویند سال هاست که رژیم لاغری دارند، ولی نتیجه ای نمی گیرند. اگر شما هم جزء این دسته از افراد هستید، حتما به دنبال راهی برای کاهش وزن بدون رژیم لاغری می باشید. قدم های عملی ذیل شما را در این راه کمک می نمایند...
خیلی از افرادی که سال ها رژیم لاغری گرفته اند، از این کلمه متنفرند و وقتی به آنان توصیه می شود که رژیم کاهش وزن داشته باشید، می گویند سال هاست که رژیم لاغری دارند، ولی نتیجه ای نمی گیرند.
اگر شما هم جزء این دسته از افراد هستید، حتما به دنبال راهی برای کاهش وزن بدون رژیم لاغری می باشید.
قدم های عملی ذیل شما را در این راه کمک می نمایند:
قدم اول- با رژیم گرفتن خداحافظی کنید.
رژیم ها را فراموش کنید. در حقیقت شما باید کلمات "رژیم و رژیم گرفتن" را از ذهن تان پاک کنید، زیرا مانعی بر سر راه شما هستند. آنها جلوی کاهش وزن شما را می گیرند.
هر موقع این کلمات را می شنوید، به خوردن مشتاق تر می گردید و نتیجه آن نیز چیزی نخواهد بود، جز آن که مشکل اضافه وزن شما، بدتر و بدتر می شود.
قدم دوم- به سالم خوردن توجه کنید، نه به کالری مواد غذایی!
عبارت "سالم غذا خوردن" از عبارت "رژیم گرفتن" بسیار زیباتر است. از امروز این لغت را بکار برید.
هنگام خوردن مواد غذایی سعی کنید آن چه را که سالم تر است انتخاب نمایید، بدون آن که به میزان کالری آن توجه کنید. باید بدانید با دانستن جدول کالری مواد غذایی و نیز انرژی سوخته شده در اثر ورزش های مختلف ، موفق به کاهش وزن نخواهید شد.
امروزه فراوانند کسانی که لیست کالری مواد غذایی را همراه خود دارند و یا با استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری می توانند به انرژی موجود در مواد غذایی پی ببرید. ولی باید بدانید که حفظ کردن کتاب آیین نامه رانندگی، شما را راننده نخواهد کرد!
قدم سوم- وزنه را کنار بگذارید.
وزن کردن مکرر باعث لاغر شدن شما نمی شود، فقط ترس شما را زیاد می کند. خیلی از کسانی که چند بار در روز خود را وزن می کنند، پس از مدتی ناامید شده و دیگر از ترازو می ترسند. در نتیجه تا مدت ها خود را وزن نمی کنند و افزایش وزنی تا 20 کیلوگرم پیدا می نمایند، بدون آن که به آن توجه کرده باشند.
لذا همین الان ترازو را کنار بگذارید، زیرا برای قدم بعدی به آن نیاز دارید.
قدم چهارم- در مورد وزنتان نگران نباشید.
این که شما دائما نگران وزنتان باشید، مشکل شما را حل نخواهد کرد. لذا به جای نگرانی دائمی، با مشاوره با پزشک یا متخصص تغذیه، راه حلی عملی برای کاهش وزن خود بیابید. دلایل آن که شما باید نگرانی برای کاهش وزن را کنار بگذارید، شامل:
* نگرانی در مورد وزن تان شما را چاق تر می کند.
نگرانی باعث ایجاد احساس یاس و ناامیدی در شما می شود. در نتیجه بیشتر می خورید و چاق تر می شوید.
* احساس نگرانی در مورد وزنتان باعث می شود برای حل مشکل تان ناتوان تر شوید.
نگرانی باعث ایجاد حس شکست در شما می شود. در نتیجه شما در نبرد کاهش وزن،از پیش شکست خورده هستید.
* نگرانی باعث هدر دادن وقت گرانبهای شما می گردد.
حس نگرانی تمرکز شما را برای موفقیت مختل خواهد کرد. لذا به جای نگرانی، کاری کنید که از کاهش وزن لذت ببرید.
قدم پنچم- در دنیای واقعی قدم بردارید، نه در عالم رویا
تلاش برای رسیدن به یک وزن ایده آل غیر منطقی، شما را در ادامه ی رژیم ناامید خواهد کرد.
اگر از چاقی شدید رنج می برید، باید بدانید با 10 درصد کاهش وزن، به موفقیتی خواهد رسید که ادامه راه را برای شما تسهیل خواهد نمود. لذا لباس هایی را که تا 6 ماه پیش می توانستید بپوشید، ولی امروز دیگر اندازه شما نیستند را به عنوان هدف انتخاب نمایید تا اندازه ی بدنتان به آن برسد.
قدم ششم- به جلوتر نگاه کنید.
نگران نباشید هفته آینده و یا ماه آینده ، وزن شما چقدر خواهد شد. آینده نگر باشید و برنامه درازمدت برای لاغر شدن داشته باشید، مثلا بگویید 6 ماه دیگر.
* دوست دارید بعد از 6 ماه چه وزنی داشته باشید؟
* یک محرک خوب انتخاب کنید تا باعث تشویق شما برای کاهش وزن شود، مثل جلوگیری از پادرد.
قدم هفتم- برای 7 روز آینده، تقویم غذایی خود را یادداشت کنید.
شاید شما هم این جمله را شنیده اید که : "من هیچ چیز نمی خورم، ولی چاق می شوم".
واقعیت آن است که هیچ کس با نخوردن چاق نمی شود، مگر اینکه اشتباه کند. لذا برای 7 روز:
1) هر چیزی را که می خورید یادداشت کنید.
2) زمان خوردن هرچیزی را نیز یادداشت کنید.
خود را گول نزنید.هدف از نوشتن تقویم غذایی این است که ببینید واقعا چه چیزهایی می خورید! همچنین به شما کمک می کند زمان خوردن خود را هم بدانید، زیرا بی نظمی در ساعات خوردن نیز اشتهای کاذب شما را تحریک می کند.
قدم هشتم- یک برنامه سالم غذایی برای خود تهیه کنید.
این برنامه غذایی باید ساده باشد:
1- به طور مرتب از این مواد خوراکی استفاده کنید:
میوه، سبزیجات ، نان و غلات سبوس دار مانند: نان سنگک، برنج قهوه ای و ماکارونی سبوس دار، جو.
* روزانه حداقل 5 واحد میوه و سبزیجات مصرف کنید.
* روزانه حداقل 3 تا 5 واحد نان و غلات سبوس دار مصرف کنید.
* از مصرف آرد سفید تا آنجایی که می توانید خودداری کنید. همیشه سعی کنید از غلات سبوس دار استفاده کنید.
2- به طور مرتب از لبنیات کم چرب استفاده کنید:
شیر کم چرب ، ماست کم چرب، پنیر کم چرب.
* روزانه حداقل 3 واحد لبنیات کم چرب مصرف کنید.
3- این غذاهای پروتئینی را بخورید:
تخم مرغ ، ماهی، گوشت قرمز بدون چربی، مرغ بدون پوست ، سویا.
* اگر کلسترول خون شما بالاست، بیش از 2 عدد تخم مرغ در هفته مصرف نکنید.
* از گوشت قرمز نهایتا 2 تا 3 بار در هفته و هر بار به طور متوسط 60 تا 70 گرم مصرف کنید.
* از پروتئین گیاهی مانند سویا ، لوبیا و به طور کلی حبوبات نیز حتما استفاده کنید.
* ماهی به ویژه ماهی های چرب را که به شیوه کبابی یا بخارپز آماده می شوند را 2 بار در هفته بخورید.
4- از این مواد غذایی بسیار کم و یا اصلا مصرف نکنید:
روغن، کره، سس مایونز ، خامه، شکر.
* سعی کنید حداکثر 30 درصد کالری مصرفی شما از چربی ها و روغن باشد.
* روغن های گیاهی مانند روغن زیتون خالص ، روغن کانولا و روغن ماهی بهترین انتخاب در میان روغن ها هستند.
* از مصرف مارگارین و روغن نباتی جامد که حاوی چربی ترانس هستند، خودداری کنید.
5- نوشیدنی ها:
آب، آب میوه طبیعی ، چای و یا قهوه (به شرطی که به آنها شکر یا قند اضافه نکنید) را می توانید در طی روز مصرف کنید.
6- از تنقلات و شیرینی ها به طور مناسب استفاده نمایید.
از انواع شیرینی جات، کیک، شکلات، کاکائو، چیپس و ذرت بوداده به میزان مناسب استفاده کنید، زیرا حذف کامل و طولانی مدت این مواد از رژیم افراد غیرممکن خواهد بود.
* ممکن است بعضی اوقات دوست داشته باشید از این خوراکی ها استفاده کنید! اشکالی ندارد، ولی حداکثر یک بار در هفته از این مواد خوراکی بخورید، زیرا حاوی چربی ترانس و مضر بوده و میزان زیادی کالری دارند.
اگر اطلاعات شما از رژیم های غذایی کم است سعی کنید با مطالعه و تحقیق بیشتر سطح سواد تغذیه ای خود را بالا ببرید، زیرا بعضی اوقات ما تخمین درستی از محتویات مواد خوراکی نداریم.
تحقیقات نشان داده است هر چقدر در مورد تغذیه سالم و رژیم های غذایی اطلاعات بیشتری داشته باشیم، راحت تر وزن کم می کنیم.
Anonymous | December 3, 2009 4:46 AM
آرام جونم 7 ساعت ورزش در شبانه روز يا در كل يك هفته ؟!!!
آرتميس | December 3, 2009 5:33 AM
حواجان از اون گام شما laica كه داشتي راضي هستي؟ ... هنوز داره كار مي كنه؟ يكي از آشناهامون مي خواد گام شمار بخره مي خواستم اين مدل رو بهش معرفي كنم.گفتم اول ازت بپرسم ببينم مارك خوبيه يا نه كه يهويي ضايع نشم.
آرتميس | December 3, 2009 5:36 AM
انار و همه دوستان سلام
مرسی که به من سر زدی انار جون. من هم هدفامو گذاشتم و جدول کشیدم و دارم ادامه میدم.
یه مشکل عمده من کم خونیه البته از نوع مزمن. من بعضی وقتها از کم خونی ضعف میکنم و اونقدر دنبال چیزای شیرین میرم که باعث چاقیم میشه.
الان هم 2-3 روزه شدیدا کالری مصرفیم رفته بالا. به خاطر همین ضعفه.
اگه کسی میتونه کمکم کنه لطفا بهم بگه چی کار کنم.
مرسیییی
پروا | December 3, 2009 5:38 AM
آرتميس جان مال من هنوز سالمه و كار ميكنه. من خيلي ارزون خريدمش (5 هزار تومان). فكر ميكنم ماركهاي خيلي بهتري هم باشن كه من امتحانشون نكردم كه بتونم مقايسهشون كنم ولي از مال خودم راضيم.
حوا | December 3, 2009 8:26 AM
آرتمیس جان من بتونم روزی یکساعت ورزش بی دغدغه داشته باشم کلاهم رو می اندازم هوا ..... همون در طول هفته درسته... البته چون در این 5 روز دو روز تعطیله من یه کوچولو به خاطر وجود همسرم وقتم بیشتره و همونم سعی می کنم بذارم واسه ورزش.....
آرام ( دنیای آرام) | December 3, 2009 8:27 AM
حوا جان خوبی؟ دلمون برات تنگ شده... بیشتر بیا اینجا بذار ازت بیشتر خبر داشته باشیم
آرام ( دنیای آرام) | December 3, 2009 8:28 AM
پروا جان من هر چي فكر كردم و هر چي سرچ كردم رابطهاي بين كمخوني و شيرينيجات پيدا نكردم. بهت برنخورهها ولي فكر ميكنم كم خونيه بهانهست. من خودم روزاي منسترول ام به اين همين بهانه كلي شكلات ميخورم و بعدش خودمو دلداري ميدم كه اشكالي نداره ضعيف شدي. ولي هممون ميدونيم كه ضعف با شكلات برطرف نميشه. شايد يه اثر موقت داشته باشه ولي با پايين اومدن قند خون دوباره برميگرديم سر جاي اولمون. اما براي كمخوني بدنمون نياز داره به:
- آهن
- ويتامين A: كه در فعال كردن آهن نقش مهمي دارد.
- ويتامين C: كه در جذب آهن بسيار مؤثر است.
- ويتامين B6: كه در صورت كمبود مصرف آن لازم است.
- ويتامين B12: كه در صورت كمبود آن لازم است مصرف شود.
- فوليك اسيد: كه در صورت كمبود آن لازم است مصرف شود.
- مس: كه در صورت كمبود، مصرف آن لازم است.
غذاهايي كه مفيدن برامون:
- ميوه جات تازه- زرد آلوي خشك- كشمش- ميوه هاي خشك- توت سياه- سبزيجات تازه- سبزيجات با برگ سبز- چغندر- باقلا و لوبيا- حبوبات- جو- كدو- شير كم چرب- ماهي- تخم مرغ- گوشت ماكيان- گوشت قرمز- جگر- آب تمشك- آب هويج
البته دارچين رو هم دكترم به من توصيه ميكرد. چاي دارچين، دارچين و عسل و ... كه فكر ميكنم زي زي در اين زمينه اطلاعات مفيدتري داشته باشه.
حوا | December 3, 2009 8:36 AM
مرسي آرام جان. روزاي كاري هفته رو سرم خيلي شلوغه. تعطيلات رو ولي هستم چشم. تو چطوري؟ اوضاع بر وفق مراد است آيا؟
حوا | December 3, 2009 8:39 AM
باشه همین تعطیلات هم کلی از حضورت و نوشته هات خوشحال میشیم.... من هم امروز خیلی بهترم یه چند وقت بود بد جوری بی انگیزه شده بودم..... هیچی هم جواب نمی داد واقعا نمی دونم چرا گاهی آدم اینطوری میشه! امروز صبح که دیدم برنامه 4 هفته ای شروع شد یه نیرو جدید گرفتم واسه حرکت.....
آرام ( دنیای آرام) | December 3, 2009 8:45 AM
ممنونم حوا جان .
اين كامنت شيرينيجاتيت هم خيلي خيلي آموزنده بود.مختصر و مفيد تكليفمون رو با شيرينيجات معلوم كردي رفت خانومي.
آرتميس | December 3, 2009 9:45 AM
حوا جونم خیلی ممنونم به خاطر توضیحاتت
من الان دیگه سعی میکنم خیلی خیلی کم شیرینی بخورم . ولی تو دورهای که کالری شماری نمیکردم و علت ضعفم رو هم نمیدونستم کارم مدام شکلات بود و شکلات .
اما تو هر ازمایش خون ماهانه من 15 تا کسر آهن نشون میدم.
یعنی الان بادوپینگ آهن 40 شده و 2ماه دیگه میرسه به 10 که رقم خیلی پایینتر از نرماله.
الان مرتب قرص آهنم رو میخورم. حتما از موادی که شما گفتید استفاده میکنم. فکر کنم اینا هم خیلی خاصیت دارن و هم مثل شکلات چاق نمیکنن و مطمئنا مثل آهن عمل میکنن.
بازم خیلی خیلی ممنون
پروا | December 3, 2009 10:28 AM
شری جان وبلاگت درست دیده میشه :)
شب تاب | December 3, 2009 10:30 AM
شری جان آدرس بلاگت رو بده من هم می خوام توی لیستم داشته باشم.
Ghazal | December 3, 2009 1:39 PM
یه سیخ جوجه کباب با استخوان چند کالری داره؟
anar | December 3, 2009 5:31 PM
The presentation went well.
The reason that I no longer eat breakfast is that for every minute that I spend eating breakfast I get stuck in DC traffic for an extra 5 minutes. You cannot believe how much I miss eating breakfast like before. I should come up with a way to incorporate breakfast in my routine again
نینابه | December 3, 2009 5:47 PM
Try to figure out how much (oz) it was and if it had fat or not and find the relevant calories in one of those calorie counter sites
نینابه | December 3, 2009 5:50 PM
مرسی شب تاب جون.
غزل جون، این آدرس بلاگ من است
http://www.thoughts.com/sharang/blog
sheri | December 5, 2009 12:59 AM
ببخشيد انار ولي ميشه بگي چند عدد جوجه روي اون سيخ بود ؟ يعني از اون سيخ چنده ها بود يا كوچيك ها ؟
بعدشم اين پستت واقعا معركه اس ... من هميشه به فكر كردنت غبطه مي خورم .. شفاف بودنت ... واقعا ايده ال ه
زي زي | December 5, 2009 1:15 AM
از صبح تا حالا ۳ تا بامیه و ۱ عدد زولبیا خوردم و دیگه از هر چی شیرینیه داره حالم بد میشه. یکی بیاد اینها رو از خونه ما ببره تو رو خدا!
sheri | December 5, 2009 3:32 AM
شری جون..
چهارتا چه قابلی داره هروقت نصف جعبه را خوردی یه فکری کن..اگه هم فکر کردی من پیشنهاد میدم بریزی دور سخت در اشتباهی!..فقط در یه صورت حق داری نگران باشی اونم اینه که هیچ میل و ولعی برای شیرینی نداشته باشی ولی باز بخوری(مرض حاجی ات!)..مبارک وبلاگ فرنگی ات هم باشه..
ای کسی که "چکیده مقاله" را گذاشتی ..دستت طلا..من تو قدم 6 اش میلنگم.. یادآوری کردی که:
هدف کوچک و زمان طولانی..آینده آخر هفته و این ماه نیست..مرسی
انار خانوم..
من از این درس تعهد و تمرکز..ای .یعنی نمره قبولی را میگیرم ولی خیلی ناغافل از عوامل دیگه رو دست میخورم و دیگرهیچ...
باشد که تو بزرگوار درمان درد بی درمان ما هم بیابی.
ye doost | December 5, 2009 5:03 AM
شری جان اونجا زولبیا بامیه از کجا گیر آوردی!؟!؟
nanazi | December 6, 2009 5:19 AM
نانازی جون، پسر عموم از آمریکا اومد دیدنم برام آورد. به اضافه ده نوع شیرینی و آجیل. خفه کردم خودم رو اینقدر خوردم
sheri | December 6, 2009 6:48 AM
سلام دوستای عزیز،
من تازه عضو گروه شدم،دو هفته پیش خیلی کارام به هم ریخته بود و نتونستم برنامه غذائی مرتب داشته باشم، ولی برا هفته بعد با خبرهای خوش می یام.
صنم
صنم | December 6, 2009 7:04 AM
چه سوت و كوره اينجا .... هيچ كي خونه نيست ؟
زي زي | December 7, 2009 5:30 AM
چقدر دلم براي كامنتدوني اينجا تنگ شده بود ...
من خيلي وقته وزنمو آپ نكردم اما اين هفته حتماً ميكنم نميدونم ميشه يا نه
فندق جونم تو خوبي ؟ ياهو قاط زده نميشه برات ايميل بزنم بخاطر تو هم كه شده بايد تو اكستراپوند ثبت نام كنم .
حوا جون چرا وبتو بستي ؟ آخه من كجا بيام ديدنت ؟
يه دوست جان خيلي ارادتمنديم ها ...
سوگند | December 7, 2009 5:53 AM
خوب...ما کمی گزارش از خود در کنیم خواب چشمتون بپره!
یک ماه برنامه 10000قدم خوش گذشت..برنامه ماه بعد بازم با گام شمار و قدمه ولی با سبک دیگه..گام شمار فقط برای فعالیت به قصد پیاده روی نه امورات دیگه ..عدد هم دیگه مطرح نیست
اما یکی از دستاوردهای مهم ماه قبل حذف شکر از شیر روزانه بود..اعتیاد 2 ساله ای که نمیتونستم ترکش کنم و خیلی راحت کنارش گذاشتم بدون اینکه براش تلاش کنم ولی نتونستم با شکلات و شیرینی معامله خوبی داشته باشم چون دقیقا و عمیقا میخواستم این عادت رو "کنترل" کنم!
باید تمرین کنم که effortless به چیزی برسم نه با کنترل کردن خودم....شاید به نظرتون این تز مسخره باشه..
اما همین منی که مستقیم و غیر مستقیم "کالری شماری" را مورد حمله قرار میدم هنوز ذهنیت رژیمی دارم ..الان وقت خوردن این نیست...از یه حدی بیشتر نشه ..و از این مایه کارها تفاوتی با شمردن و وزن کردن نداره و این زندانی هست که باید ازش فرار کنم ..
بادا که نجات یابم!
سوگند جان...ما بیشتر!!
ye doost | December 7, 2009 3:45 PM
شری جان
روی کامنت وبلاگت که کلیک می کنم هیچ اتفاقی نمی افته! اصلا انگار نه انگارفهیچ محلی به من نمیذاره که بشه کامنت بذارم!
شب تاب | December 8, 2009 4:52 PM