« تلاش انار بین میتینگ 4 و 5 | صفحه اول | معذرت خواهی »
اوکی, خانومها آقایون, بنده تصمیم جدی دارم یک برنامه چهار هفته ای اجرا کنم حالت گروه ضربت. یک چیزی در مایه های همون برنامه هشت هفتهای که داشتیم. لطفا تشریف ببرید پستهای مربوط به اون برنامه رو بخونید. همه -یعنی هرکس میخواد شرکت کنه- باید جدول بکشه و خورد و خوراک و ورزشش رو دقیق در معرض دید عموم! بنویسه. بعد هم همه بهش برن سر بزنند. هرکسی هم باید هفتگی برای خودش هدف تعیین کنه که بقیه بتونند عملکردش رو با هدفش ارزیابی کنند.
من خودم برنامه ام رو توی این پست پائینی تا فردا شب مینویسم. هر روز هم باید جدول به روز بشه. این برنامه هدف اصلیش اینه که به همه - و بنده که بسیار نیازمندم- کمک کنه یه استارتی بزنند و به هم روحیه بدند و انشالله بیفتند روی غلطک. یا الله! هرکی پایه است بره تا 24 ساعت دیگه وبلاگش رو آپدیت کنه. اگر اسم وبلاگش توی بلاگ رول نیست برای این پست نظر بنویسه و آدرسش رو بگذاره که من اضافه کنم.
لوگ وزن رو هم آپدیت کنید. با عرض شرمندگی من یادم رفت ستاره های هفته پیش رو بدم اما این هفته به بعد دیگه شوخی نداریم. موضوع جدیه.











Comments
به به برنامه 8 هفته ای..خوش به حالتون من که فقط 1 هفته اش رو می تونم باشم :(
انار يادمه توي اون 8 هفته اي هم تو و هم همه ما شديدا روي دور بوديم و حسابي هم هممون وزن کم کرديم...اميدوارم ايندفعه هم همينطور باشه ..مخصوصا براي تو :*
سالومه | November 24, 2009 3:48 AM
وااااااااااااااي انار جان چقدر عالي!
اين برنامه تنها چيزيه كه شايد بتونه به روزگار من سامون بده.
من جدولم رو گذاشته ام.فقط براي چندتا از آيتم هام هدف نگذاشته ام.چون مي خواستم اين هفته ي اول دستم بياد ببينم نورم بدنم چيه و بعد توي هفته هاي بعد يواش يواش به حالت ايده آل نزديكش كنم . حالا اگه حتماً لازمه از همين اول هدف بذارم بگو تا هدف بذارم براشون.
راستي انار جان لطفاً وبلاگ من رو هم به بلاگ رولت اضافه كن.
آدرسم هست: http://newbirth.blogfa.com/
سالومه جان چرا فقط يك هفته مي توني باشي؟
آرتميس | November 24, 2009 5:06 AM
آخ جون برنامه هشت هفته ای!
عالیه. باید بشینم با دقت برنامه ها و هدف ها و تجربیات بچه ها رو بخونم و ببینم چه جوری می شه با سالم خوری و ورزش و احتمالا یه سری کارهای خوب دیگه بیشتر از زندگی لذت برد.
ولی با خوندنشون دلم برای دیانا انارستانی تنگ می شه.
با اینکه از وقتی اومدم نبوده ولی همیشه دلم دیانا می خواد.
امیدوارم هر جا هست سالم و شاد و البته خوش اندام باشه.
من تو وبلاگم جدول می زارم ولی فکر می کنم بعد از خوندن میتینگ ها باید یه تغییراتی بدم.
فعلا
مارال | November 24, 2009 5:57 AM
این برنامه تا جایی که من میبینم 4 هفته ایه نه 8 هفته ای!
فندق | November 24, 2009 6:33 AM
هه بازم جدول .... ببینم ادم میشم محاضر شم دوباره جدول بذارم ..بچه ها بیاین یه مدل جدید بذاریم جدولامون رو ..یه خلاقیتی چیزی
زی زی | November 24, 2009 6:38 AM
انارجان آدرس من رو هم لطفا اضافه کن
http://ghazalsdiet2.blogfa.com/
Ghazal | November 24, 2009 10:24 AM
خوب خوب اصولا من چون سابقه خیلی بدی در جدول کشی و این برنامه ها دارم و خودم میدونم که وسط کار ول میکنم ! پس بهتره از همین دورادور براتون هورا بکشم و سوت بلبلی بزنم ....
اوخ یادم رفت من سوت بلبلی بلد نیستم !!!
nanazi | November 24, 2009 1:02 PM
merci az inke bara dustaye jadid arzesh midi, man mikhastam be mitting bepeyvandam vali engar ma ro rah nemidi, chand hafte pish azat khastam baram davatname befresti vali javab nayoumad:(
sanam | November 24, 2009 3:55 PM
خوووووووووووووووووووش به حالتون که می تونید جدول بکشید مسابقه بدید :(من از الان تا جمعه هفته آینده طفلکیم.دعا کنید بتونم بر خواب زمستانی غلبه کنم.من فقط همه سعیم رو می خوام بکنم که پرخوری نکنم.همین ودیگر هیچ.............
آزی | November 25, 2009 12:02 AM
منم مث نانازی نمی دونم می تونم جدول بکشم و پاش بمونم یا خیر .کاش دو هفته دوهفته اش می کردی انار
من بازم برم فکر کنم و از دوست جان هم بپرسم ..اون به خلقیات من بیشتر آشناس
zi zi | November 25, 2009 12:57 AM
یکی وزن زی زی رو وارد کنه زی زی رو یزنه 57 کیلو لااقلش
zi zi | November 25, 2009 3:01 AM
خوب ..
نمیشه که این سه تا "زی" را رو نیمکت تنها گذاشت منم با شلوار ورزشی و گام شمار کنار دست آزی و نانازی و زی زی میشینم و البته کارمون که فقط سوت بلبلی و شکستن تخمه ژاپنی نیست..اگه یه خودکار دستمون بدین مشق هم خط میزنیم..
آونوقت آزی را تصور کنید که هی خواب میره مثل خوشخواب باید بیدارش کنیم ..
بعد مهم تر اینکه..
این پست جدید آرام را بخونید که خیلی حقه!..آرام جون من مخلص شماره 9 و 10 هستم و ایضا روم به تیفال گاهی هم فالگوش می ایستم..و حرفهای تو و لی لی را گوش کردم و هووم م یعنی صدبارک الله!
آق معلم 6تا آدینه گذشت و شما نیومدی ..ایشالا تنت سلامت..
شری جانم هم یحتمل داره یه جایی خودشو گرم میکنه مسابقه داره..
یه دوست | November 25, 2009 4:38 AM
اتار جان منم هستم.
آدرس منو هم لطفا اضافه کن.
از تمام شما دوستای خوب هم کمک میخوام. لطفا
پروا | November 25, 2009 9:04 AM
اتار جان منم هستم.
آدرس منو هم لطفا اضافه کن.
از تمام شما دوستای خوب هم کمک میخوام. لطفا
پروا | November 25, 2009 9:04 AM
اینم وبلاگم:
www.gerdoobazigoosh.blogfa.com
پروا | November 25, 2009 9:20 AM
صنم جان
پروا جان
لطفا به آدرس anarestanlog@gmail.com
ایمیل بزنید تا واستون دعوت نامه بیاد و عضو لوگ بشید. همه ی کسانی که دوست دارند بیشتر ورزش کنند و یا سالم تر غذا بخورند به جمع مجازی ما خوش اومدن :)
صنم جان ،
یه فرض اولیه کار جمعی اینه که زودی از هم دلخور نشیم سر هیچی.
شب تاب | November 25, 2009 11:37 AM
سلام دوست خوب من
من دعوتنامه گرفتم و وزنم هم وارد کردم.
اما هنوز وبلاگم اضافه نشده.
ممنون میشم وبلاگم هم اضافه کنید.
پروا | November 25, 2009 1:00 PM
فندوق جان کاهش وزنت رو بهت تبریک میگم.... من فکر می کنم کار فکری بیشتر باعث میشه آدم از فکر خوردن خارج بشه و فکرش سر مسله دیگه ای معطوف بشه ....
یه دوست جان ممنونم ازت... حالا باید برم تو مرحله عملیش ببینم چقدر می تونم خودم رو با این نکات هماهنگ کنم......
انار جان این برنامه 4 هفته ای از همین هفته هست؟ امیدوارم با 2 روز تاخیر بشه شرکت کرد.... من اگه این بلاگفا اجازه بده بهم جدولم رو آپ می کنم..... و استارتم رو با هدفهای جدید می زنم.....
آرام ( دنیای آرام) | November 25, 2009 2:46 PM
یه دوست جون یعنی من کالری نشمارم دیگه ؟ اخ جون
zi zi | November 26, 2009 10:10 AM
zi zi jon
rum be tifal! yani "YES"
شاید عیبش اینه که اجازه خوردن را ازت میگیره وقتی که گرسنه هستی و اگر خوردی احساس گناه برات میاره به خاطر تخطی و از محدوده مجاز خارج شدن....
و ارمغانش جدایی تو از بدنت هست..
به جاش به 3 فاکتور بالانس - تنوع و اعتدال فکر کن..جا برای بحث داره اما اول باید جای این حروف فارسی را با این کی بورد یاد بگیرم!
برم که دیگه نمیتونم تو چشم کالری شمارها نگاه کنم از خجالت!
ye doost | November 26, 2009 4:00 PM
merc sheri jan ke too poste ghabli javabe mano dadi, va saloomeh aziz az shoma ham mamanoonam,
saay mikonam saatamo tanzim konam baraye gym, dar zemn mikham kelashaee ke bargozar mishe ro ham beram ke gooya asar gozartar az tanhaee varzesh kardane,:)
sahar | November 26, 2009 10:14 PM
من کالری نمیشمارم پس هستم!!!
اوه نه ببخشید,
من کالری نمیشمارم پس چاق هستم !!!!!!
nanazi | November 27, 2009 12:26 AM
نانازی جان یه دوست بهت رای می ده دی:
آزی | November 27, 2009 9:31 AM
من واقعا شعور نانازی و یه دوست جان رو که میبینم لذت می برم ..ازی شما چرا میوه نمی خورید جدیدا ؟ احیانا اتکینزی که نیستی ؟ منم برم تا از خجالت نمردم ... خب بدون جدول که نمیشه از اینجا ها رد شد که
zi zi | November 27, 2009 3:34 PM
خانومها اجازه؟ بدون حضور ولی هم غیبت موجه میکنید احیاناً؟
شانه | November 28, 2009 2:06 AM
وای شانه جان کجا بودی ؟دلم یه ذره شده برات :××
سالومه | November 28, 2009 4:03 AM
شونه جون..
نگفتی ما ناغافل سکته میکنیم اونم روز عید! شما شانه بسر عزیز البته رو سر ما جا دارین..آزی خودتو برسون که همساده اومد
حاجیه زی زی خانوم..
گمونم مکه رفتی اگه هم نه دعا میکنم سال دیگه این موقع اونجا باشی..
سیدی آق معلم...العید سعید القربان مبارک!
گمونم این خارجی هامون دچار پس لرزه های جشن تانکس گیوینگ هستن که این ورها آفتابی نمیشن..این طفلک رونی تا 6 ماه بعدش داره جواب پس میده..!
دیگه در ادامه فرمایش نانازی جون:
من راه میروم تا زنده هستم و تا پاهای سالمی دارم!
وبعضی چیزها را نخواهم شمرد مثل کالری و سالهای زتدگی را ...و بعضی چیزها را خواهم شمرد مثل قدم ها و روم به تیفال گاهی پول....!
ye doost | November 28, 2009 4:11 AM
شانه کجا بودی تو ؟!
کلی دلمون تنگ شده بود :×
لیلا | November 28, 2009 4:48 AM
سالومه جان
والا من هر عذری برای نبودنم بیارم در واقع یجورایی بهانه است. اینه که فقط میگم ببخشید، بعد از کلی بالا و پایین و بد و خوب الان دوباره هستم در خدمت دوستان.
یه دوست جان ارادتمندتم دربست. این پاراگراف آخرت رو هم مریدم بسیار :) گرچه همچنان معتقدم که تمام این نظراتت رو باید با آب طلا نوشت از بس که همیشه میزنی وسط خال.
آی که من چقدر دلم برای همه شماها و ایضاً بحث های اینجا تنگ شده بود!
شانه | November 28, 2009 4:59 AM
لیلا جون باور کن من خیلی بیشتر :)
حالا باید بیام یکم بچرخم ببینم چه خبرها! دنیا دست کیه! کی حاضره، کی غایبه!
تازه دیگه وبلاگ هم ندارم. پسوردش به شدت یادم رفته. اینه که فعلاً منو همینجوری بصورت شناور در کامنتدونی هایتان پذیرا باشید لطفاً.
شانه | November 28, 2009 5:06 AM
شانه جان خوش اومدی :)
دلمون یه دنیا تنگ شده بود
فندق | November 28, 2009 5:38 AM
شانه جان خیلی دلمون برات تنگ شده بود... خوشحالمون کردی حسابی.... دیروز که آنی اومد و خبری از خودش داد و کلی خوشحالمون کرد امروزم هم شما.... امیدوارم به زودی یه خبری هم از دیانا بشه ....
آرام ( دنیای آرام) | November 28, 2009 10:09 AM
جوننننننننننننننننن شونه اومد دوباره
golbahar | November 28, 2009 3:35 PM
جل الخالق !! با اون شدت و حدتی که انار اومد همه رو تهدید کرد!! ما پیشاپیش جا زدیم !! دست و پامون رو گم کردیم !!
برنامه چیه !؟!؟ 4 هفته جدول نکشیم !؟ خوب ما هستیم اینو!!! من کلا پایه اینطور برنامه ها هستم !!
انار خانوووووووووم!؟!؟ ببخشید میشه یه خبری از شما داشته باشیم !؟!؟
nanazi | November 28, 2009 8:32 PM
به به گل بهار جون هم مزین کردند اینجا رو...چه صبح خوبی یه.:)
سالومه | November 28, 2009 11:17 PM
انار خدا وکیلی چی شد مادر جان؟؟نکنه مریض شدی؟من کلی غصه ام گرفت که حالا شماها توپ جدول کشی می کنین و ورزش و من سرم بی کلاه می مونه...پس کجایی دختر جون؟
سالومه | November 28, 2009 11:18 PM
شانه جان ممنون :**
چاره ای نیست دیگه! برای من ثابت شده که همینجوری اروم اروم رفتن بهترین راهه
فندق | November 29, 2009 12:01 AM
ای ول شونه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بابا بیا یه ذره بهمون جو بده دیگه ..کجا بودی بیا یه ذره تعریف کن دیگه
zi zi | November 29, 2009 12:34 AM
سلام به همگي.
شانه جان خيلي خيلي خوش اومدي.جات واقعاً اين مدت خالي بود.ديگه داشتم يواش يواش به اين فكرمي افتادم كه از آزي سراغت رو بگيرم.
انار جان ما خيلي وقته منتظريم بياي و يه خبري چيزي از خودت بدي ... هفته ي اول داره تموم ميشه ها! بابا سرت از من " خونه دار و بچه دار -- ظرف و زنبيل رو بردار و بيار " كه شلوغتر نيست خانومي!
آرتميس | November 29, 2009 12:37 AM
اين شعر هم تقديم به همهي بر و بچ انارستاني كه وجودشون هميشه برام قوت قلب بوده:
"
My husband has finally gone to work
My child has finished her play
she has gone to bed her stories read
Now it's my time of day
I've had one of those days
you know what I mean
so I sit back and relax
and turn on my screen
I'll talk to my friend
who know just what to say
to make my stresses go
and my troubles fade away
My friend you're always there for me
whenever I feel blue
and though we've never met before
I know our friendships true
And although we haven't been friends for long
in this short time it seems
we shared so many things already
our hopes, our fears, our dreams
We come from different walks of life
but we share a common bond
and it's time to say that of you
I've grown so very fond
So thank you friend for being there
whenever I've needed you
I know you're always there for me
and you know I'm there for you
"
آرتميس | November 29, 2009 12:40 AM
بچه محل خوش اومدی.کلی شگفتانه شدم آق معلم هم بیاد دیگه عیش تکمیله ها....نبووددددد..........
شنیدم انار هم غیب شده.کجایی انار جان؟
آزی | November 29, 2009 10:16 AM