« | صفحه اول | امورات اداری »
آقا عروسی عالی, ایشالا خواهرمون خوشبخت هم بشه, پدر هم عزیز اما راستش امروز که بابا رو گذاشتم فرودگاه خیلی خوشحال بودم که بعد از یک ماه امشب به جای زمین و روی کاناپه توی تخت میخوابم و فردا هم گوش شیطون کر بیفتم روی روتین خودم. حالا اگه یکی میامد این ظرف شکلات رو از جلوی من برمیداشت خیلی خوب میشد. کاش همت کنم برم انار دون کنم.

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
آخي انار جان چه فداكاري شما !
خوب اون شكلاتها رو هم ميدادي پدرجان ميبردن ديگه ....
يه دوست جان من آخر پست قبلي براي شما يه نيمساعتي رفتم بالاي منبر . خوندي ؟
سوگند | October 21, 2009 11:35 PM
سلام به همه دوستان
از احوال ورزشی اینجانب بگم تق و لق پیاده روی و دو رو سعی می کنم داشته باشم
وضعیت غذام بد شده بود( از غصه یه دوست جان) که دارم بهترش می کنم
اما موضوعی که زی زی گفتش و سوگند هم ادامه داد
بله ما هیچکدوم خودمون نیستم شک نکنید
شاید نزدیک باشید به خودتون ولی حاضرم شرط ببندم که بیشتر از 60% نیست
چرایش رو سوگند یک موردش رو گفت که سهم نسبتا سنگینی داره عرف
حالا این عرف دخیل میشه در جامعه مدرسه دانشگاه و خانواده و ....
وضعیت مالی یک مورد دیگرش هستش که ممکنه اون شرایطی که لازم هستش برای رسیدن به خودت رو فرام نیاری
محدودیت های اجتماعی و خانوادگی یکی دیگه از عوامل هستش
فکر کردید چقدر بخاطر این مسائل خودمون رو محدود کردیم
تا حدی که بعنوان مثال خود من حسرت یک جیغ خوشحالی رو دلم مونده
چون باید یک اقای متشخص و با شخصیت باشم و به لبخندی افاقه کنم
یا هنگام پیاده روی و دو باید اروم برم و بیام نمی شه حرکت اضافی کرد چون فکر می کنی دیگران می گن داری خودنمایی می کنی
زی زی درست گفته تو ورزشمون هم خودمون نیستیم و چارچوبها و شرایط محدودمون می کنن
-----
یه دوست جان
دلیل غیبت زیاد یک مقدار زیاد شدن مطالعه هستش که خوب از بیکاری بهتره
راجع به مذهب و دین هستش
---
زیاده نوشتم
جمعه خوبی در پیش داشته باشید
آق معلم | October 22, 2009 2:51 AM
هان راستی
در بحث اصطلاحات بکار رفته توسط دوستان مودبانه اش که در جمع هم گفته میشه و همه هم ماشا.. شاخکها تیز هستش و می گیرند دندونه لقش هستش
آق معلم | October 22, 2009 2:58 AM
آق معلم :))))))))))))).وظیفه فرهنگی رو خوب به جا آوردیدا......
همیشه به خوشی وعروسی انار جان.ما که قسمت نشد عروس آِنده رو ببینیم:(
آزی | October 22, 2009 9:38 AM
سوگند جان
من منبرهای شما را با علاقه خوندم چه خوب شد حرفهای زی زی تلنگری به همه ما زد
دنیای مجازی فرصتی است برای ما که خودمون باشیم نه اونی که نقشش را بازی میکنیم.
زی زی جونم
دلم میخواست تو این حال کمکی میکردم اما من اگه بخوام حرفی بزنم میشه حکایت کوری عصاکش کور دگر شود(البت دور از جان شما!)..میشناسمت میدونم زود جمعش میکنی..
حجت الاسلام آق معلم..
آدینه بر شما خوش!
ye doost | October 22, 2009 1:08 PM
سلام انار جان
من یکی از خواننده های پروپا قرص توام واقعا عاشق اون متن هاتم که تو وب لاگت می نویسی اما یه مدت طولانیه که از اون متن هات با اون قلم قشنگت ننوشتی! لطفا ادامه بده...
غریب آشنا | October 22, 2009 2:05 PM
سلام انار جان
من یکی از خواننده های پروپا قرص توام واقعا عاشق اون متن هاتم که تو وب لاگت می نویسی اما یه مدت طولانیه که از اون متن هات با اون قلم قشنگت ننوشتی! لطفا ادامه بده...
غریب آشنا | October 22, 2009 2:06 PM
" بلد باش وقتي بايد بروي
بروي "
اومدم اينو به خودم بگم و برم
زي زي | October 24, 2009 6:07 AM
من یه خاطره بگم براتون..
اون اولها که من با انارستان آشنا شده بودم یه زهرا جان بود که خدا بسلامت داردش فکر کنم میخواست شکلات را بذاره کنار و من یه کاره رفتم رو منبرو کلی روضه خونی که این کارو بکن و این و این...
خدا از سر تقصیراتم بگذره! جوون مردم را درک نکردم خدا گذاشت تو کاسه خودم..یادم نیست منشور ترک شکلاتم چی بود..بد نبود اگه بیداش میکردم کلی به ریش خودم اول می خندیدم...
عجب روزگاریه..آدم چه قدر عوض میشه..
الان 4-5 روزه به مدد سرما خوردگی خراب شکلات نخوردم ولی تضمین نمیکنم خودمو نگه دارم! یه تخته ام هنوز کمه!
یه آدم باسواد درس خونده ای این تابلو اعلانات را برا من معنی کنه فقط فیتنسش را میفهمم !
هان...اینم بگم وبلاگ صبا را بخونید یه سوال جالب مطرح کرده..
ye doost | October 24, 2009 4:15 PM
یعنی اینکه اینهمه که آدمها پول خرج میکنند لباس خوشگل و کفش بهمان بخرند و فشن باشند واقعیت اینه که فیت بودن و هیکل سالم و روی فرم بهترین و آلامدترین چیزیه که یه آدم میتونه بپوشه. به عبارت دیگر بدن روی فرم رو گونی سیب زمینی هم تنش کنی یه کمر ببندی قشنگ میشه.
anar | October 24, 2009 7:12 PM