خانومها آقایون بزنید کنار خبر خوب دارم. امروز شلوار جین معروف پام رفت! اییییینهههه!
عرضم به حضورتون که قبلا که پامون نمیرفت و بسته نمیشد که هیچی همچین چهارانگشت هم اینور زیپ با انور زیپ فاصله داشت. سر تولدم درست یک ماه پیش هم که گفتم باز بسته نمیشد. امروز با هزار ترس و لرز برش داشتم....با چهار حرکت درست شد...اول کونت رو میدی اینور و اونورش رو میکشی بالا, بعد کونت رو میدی اونور و اینورش رو میکشی بالا بعد میدی جلو و پشتش رو میدی بالا بعد میدی عقب و شکمت رو میکشی تو وووو دگمه بسته شد!:))))
حالا بنده با همین شلوار جین تنگ هر روز سر کار خواهم رفت و مسافرت خواهم رفت تا وقتی اندازه ام بشه. اینجوری هر روز انگیزه ام و یاد آوریم همراهمه.
تازه میدونید چی خوبترش میکنه؟ که هیچی وزن کم نکرده ام. قبلش رفتم روی ترازو و 139 بودم اما به قول شاعر این 139 پوند کجا و آن 139 پوند کجا....

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
کف بلند به افتخار انار خانوووووووووم
انار ببین که همه اون ورزش ها نتیجه داد..پس نتیجه می گیریم که تا زمانی که ورزش می کنیم و سالم می خوریم اون وزن روی ترازو اونقدرها هم مهم نیست.برات خیلی خوشحالم :×
سالومه | September 18, 2009 11:42 PM
چه قدر خوب که اون شلواره اندازه ات شد ..منم عین سالومه خوشحالم که سایزت زودی اونقدر خوب شده که دیگه عدد روی ترازو مهم نیست ....
منم همیشه میگم .... دیگه ..من وقتی ورزش می کنم یه 58 خوش تیپ ام وقتی ورزش نمی کنم یه 58 شل و آویزونم .. بذار این کمر خوب شه یه ورزشکاری بشم من
زي زي | September 19, 2009 12:15 AM
آفرین به انار خوش تیپ
آلبالو | September 19, 2009 1:19 AM
آفرین انار!!! خوب این هم از فواید ورزش. باز هم بگید غذا کم بخوریم بهتره. انار در عرض ۲ ماه فقط با ورزش و مواظب غذا خوردن چی کردی. شلوار رو هم از پات در نیار. در ضمن شلوار رو واسه یک مدت هم نشور چون جین آب میره و دوباره تنگ میشه : )
sheri | September 19, 2009 1:48 AM
اينقده زي زي ذوق مي كنه وقتي مي بينه همه ي اين انارستاني ها اينقد خوب ورزشكارن .... يعني كلي ذوق در مي كنه از خودش .....
نقل ه اينه كه كم خوري سالم خوري نيست بابا
زي زي | September 19, 2009 2:37 AM
زی زی جان من همین حالا بعد از دو روز تونستم وبلاگم رو باز کنم.... مدیریت وبم که اصلا باز نمی شه تا من گزارش روزانه ام رو بدم.... نمی دونم سرعت اینترنت ایران این چند روز کمتر از همیشه شده یا اینکه بلاگفا مشکل پیدا کرده .... کامنت دونیم هم درهم برهم اومد و کامنتت رو خوندم .... شما ها این مشکل رو ندارید؟
تنها جایی که برام قابل دسترسه فعلا همینجاست....
مامان آرام | September 19, 2009 3:53 AM
مردم از خنده :)))))))))))خیلی خوب شرح دادی کاملا تونستم حالتو بفهمم.خیلی تبریک.....خیلی ذوق داره من همچنان اون شلوار جین فاق کوتاه مو که توی وزن 54 هم گوشت ها ازش سر می رفت رو بایگانی کردم یعنی می شه منم یه روز توی اون کامل جا شم:)
آزی | September 19, 2009 5:38 AM
یعنی این بزنید کنارت دیگه اخرش بود ایکون ریسه رفتن از خنده
Anonymous | September 19, 2009 7:18 AM
بچه ها این بلاگفا منفجر شده؟یا اینترنت کنده؟
یکی به من بگه کالری ما’الشعیر رو چقدر حساب کنم؟
سالومه | September 19, 2009 12:19 PM
سلام ..سلام..عیدتون مبارک
یاالله جماعت پا شید دست و پاتون را جمع کنید..کوله پشتی ها را بردارین..میخوام فردا صبح زود ببرمتون کوه..
خوش میگذره ها...پا شید..نکنه فردا میخواین تو خونه بشینید!
آهان..تفنگ هم میبریم شکار ..خوبه؟!!( خاک به سرم جلو سالومه و حرف شکار...)
بعد اینکه سالومه جون..بلاگفا از روز قبل از روز قدس به هم ریخته اینکه دیگه روشنه چرا..فعلن اینجا گزارش بدین تا درست بشه
انار جان خوشحالم به هر طریقی که شده تو شلوار جینت جا شدی..سلسله مراتبی داشت برای خودش خواندنی..کلی خندیدیم..
شری جان چه کردی مسابقه را شیری یا روباه؟
یه دوست | September 19, 2009 2:38 PM
سلام دوستان
انار جون مبارکه...
راستی منم در راستای اون قولی که داده بودم تا حالا 4 کیلوشو کم کردددددددددددددددددم
مونده یک کیلو و 4 زوط وقت
واسم دعا کنین
طاها | September 19, 2009 3:31 PM
یه دوست جونم شکاااااااااار؟؟؟واویلا :)
چون تو گفته بودی من امروز صبح رفتم و یه ساعت و نیمی کوه پیمایی کردم.الان هم سرحال در خدمت شمام
طاها جان مبارکه.این 4 کیلو رو توی چه مدت کم کردی؟
سالومه | September 20, 2009 1:04 AM
این بلاگفا باز نمی شد واینترنت کنددد..........عید همگی مبارک
یه دوست جان آدم واقعا خواب رو ول کنه کله سحر بره کوه چی ببینه؟ دی:بعد شکاریم اگه روم به دیفال باشه صبحانه گوشت شکار نمی چسبه.
به جاش من دیشب رفتم بام کلی هوا خنک بعد از مدتها هم می شد توی آسمون یه عالمه ستاره دید وشهر تهران رو بدونه دود دید وایضا کلی هم آدم گوگوری مگوری لوندودلبرانه دی:
آزی | September 20, 2009 2:22 AM
آزی می بینم که شب ورزشی و کلی پرباری داشتی..خواهر یه سرم به ما می زدی باهات می یومدیم کوه پیمایی
سالومه | September 20, 2009 2:44 AM
بچه ها از کجا میشه تو تهران س-و-ت-ین ورزشی خرید؟ من س--ینه هام بزرگه موقع ورزش خیلی مشکل دارم جایی سراغ ندارین؟
Anonymous | September 20, 2009 5:47 AM
سلام و عید همگی مبارک!
من تازه با وبالگتون آشنا شدم و از امروز تصمیم دارم life style بهتری داشته باشم .
از آشنایی با گروهتون خوشحالم .............
خداوتد سرنوشت قومی را عوض نمی کند مگر آنکه خود چنین کاری بکنند . امیدوارم که همه انار ها ورزشکارهای با نشاطی بشن و به هم توی این راه کمک کنند.
به امید خدا
پرنسس | September 20, 2009 6:41 AM
سلام سالومه جان! شاید فروشگاه مادام بتونه بهت کمک کنه.
پرنسس | September 20, 2009 6:43 AM
مبارک باشه انار. خیلی باحال تعریف کردی.
کلی انگیزه پیدا کردم که بیشتر بدوم منم تو شلوارم جا شم.
شب تاب | September 20, 2009 9:42 AM
پرنسس جان من اون سئوال رو نپرسیدم :)
اما برای کسی که پرسیده بود باید بگم که فروشگاه دبنهامز توی میرداماد قسمت البسه زیر داره.در ضمن از فروشگاههای نایک و آدیداس هم می تونین بخرین البته sports bra نیستن اما خوب سینه رو می گیرن.
سالومه | September 20, 2009 10:53 AM
به به ..به به..خوش گذشته بسلامتی به همه؟
سالومه جون ..خیالت تخت..یه دونه شکار هم نزدیم..یعنی دسته دسته کبک ها جلومون پرواز کردن و یه گلوله هم شلیک نشد..بعد هم چه معنی داره تا سویا و پنیر و نخود و لوبیا هست آدمیزاد گوشت بخوره!..ولی خوشحال شدم رفتی کوه..مرحبا
آزی خانوم هم که کوه تشریف داشتن ..حالا چه فرق میکنه کوه باشه یا پشت بوم تهرون ..در اصل یکیه!..آزی جات خالی منم آدم گوگور مگوری زیاد دیدم البته از نوع چوپونش..از اینهایی که هی هی هی میکنن یا یهو به گله میگن پییییش!..راستی میخواستم سیب زمینی ببرم به یادت زیر آتیش بذارم ولی تو خونه نبود حالا دفعه بعد..
آقا خلاصه کلوم 7 صبح تا 5/7 شب تو کوه بودیم..اونکه اون بالا چه دیدم باشه برای بعد..ولی بگم که این کوه بهترین دوا برای اعصاب منه..تا مدتها روح و روانم سر جای خودشه..یعنی کارکردش عالیه..اگه تهران بودم حتما به کله ام میزد که دماوندی برم مخصوصا که شنیدم آسفالت هم شده!!
حالا شما برید با این دم و دستگاهها هی عرق بریزین و هی نشون بده چند کالری سوزوندید..اگه یه بار با پای مبارک تشریف ببرید طبیعت مث من معتاد خواهید شد..از نوع خراب!
آق معلم
زبونم را مار سیاه بزنه ..نکنه هر چی تو ماه رمضون زحمت کشیدی تو این چن شبانه روز عید به هدرداده باشی!
زی زی جان کجایی؟ آخرین بار دیدمت مشغول پیچیدن نسخه عناب و عرق خارشتر بودی!!.احوالاتت خوبه؟
یه دوست | September 20, 2009 2:56 PM
به به یه دوست جان چه لذتی بردی از توی طبیعت بودن..خوش به حالت .واقعا کالری هم آدم می خواد بسوزونه اینجوری بسوزونه ها:×
سالومه | September 20, 2009 3:17 PM
سلام !
عید همگی مبارک باشه !!
دوباره برنامه بخور بخور شروع شده دیگه !؟!؟
یه دوست جان ! ما رو شرمنده کردی!! هی کامنت تبلیغاتی واسه ما میذاری !!!
(leili) nanazi) | September 20, 2009 8:08 PM
خوب من اومدم بگم که مسابقه ۴ هفته ما تموم شد. لطفا بگین آیا وزن کم کردید و چقدر. من فقط ۲ پوند وزنم کم شد ولی این که هر روز نوشتم چی خوردم و کالری شمردم خیلی خوب بود. حالا میدونم که اگر روزی ۱۷۰۰-۱۸۰۰ کالری بخورم وزنم ثابت میمونه و اگر بخوام وزنم کم بشه باید رو ۱۲۰۰-۳۰۰ نگهش دارم.
خوب نتیجه مسابقه آخر هفته هم بگم و برم. شنبه مسابقه دوستانه بود و مدال و اینها خبری نبود. مسابقه یکشنبه مسابقه ۲ گانه بود. حدود ۳۰۰ نفر شرکت کننده داشت. اول ۷ کیلومتر دو، بعد ۳۰کیلومتر دوچرخه، و آخرین ۴کیلومتر دو. من در عرض ۲ ساعت و ۱۷ دقیقه تموم کردم. بین همه زنها نفر ۶ آام شدم ولی در رتبه سن خودم اول شدم ( از ۴۰ سال به بالا). خلاصه خوب بود و راضی بودم.
sheri | September 20, 2009 11:45 PM
من رو بزنيد 1 كيلو كاهش
Zi zi | September 20, 2009 11:53 PM
من رو بزنيد 1 كيلو كاهش
Zi zi | September 21, 2009 12:03 AM
سلام. عيدتون مبارك
من برم سراغ موضوع شيرين خوراكي
سالومه جان هر 100 ميليليتر دلستر 29 كيلوكالري انرژي داره. نمي دونم طعمهاي مختلفش كالريشون با هم فرق ميكنه يا نه ولي ايني كه من ميگم طعمش ليموست.
حوا | September 21, 2009 12:12 AM
من رو بزنيد 1 كيلو كاهش
Zi zi | September 21, 2009 12:43 AM
سلام به همگی
عیدتون هم مبارک
یه دوست جان کوهنورد عید شما شدیداً مبارک!!!
آقا ما اتکینزنژاد شدیم رفت پی کارش . خیلی هم راضیم . البته اصلاً نمیخوام دائم باشه . فعلاً یک ماه در محضرشون هستیم تا ببینیم چی میشه . تا دلتون بخواد هم پیاده روی کردم.
راستی عجب هوائیه !!!!
سوگند | September 21, 2009 2:12 AM
مرسی حوای عزیز
من به خاطر ویتامین های گروه بی هر روز باید دلستر رو بخورم.29 کالری زیاد نیست توی یه شیشه اش تقریبا می شه 100 کالری
شری جان
من یک کیلو وزن کم کردم.ولی مهمتر از اون این که شروع کردم به پیاده روی و کالری شماری...بعد از مدتها و این خیلی خوبه
سالومه | September 21, 2009 2:13 AM
سوگند جان کاهش وزنت مبارک..ببینم الان چقدره شروع کردی؟
سالومه | September 21, 2009 2:17 AM
مرسی سالومه جان
بعد از یک هفته 4 کیلو کم کردم . البته میدونم فقط هفته اول اینقدر زیاد کم میکنم بعدش کمتر میشه . اما خیلی خوشحالم ...
سوگند | September 21, 2009 2:36 AM
یعنی امروز دقیقاً 10 روزه که شروع کردم اما هر روز وزن نمیکنم . فقط هفته ای یکبار.
سوگند | September 21, 2009 2:38 AM
منم از امروز كه ماه رمضون تموم شده شروع مي كنم به رژيم
شري دوباره يه مسابقه بذار .....
سوگند مي بينم كه خيلي خوب استارت زدي و عاقلانه
راستي من نميدونم چرا فونت اين پست اين جوريه ..هر كاريش مي كنم درست نميشه
شرمنده
زي زي | September 21, 2009 2:43 AM
من امروز صبح وزن کردم 136.2 بودم. دیشب هم 137.2 بودم. شما همون 137.5 برای من منظور کنید خیرش رو ببینید:)
anar | September 21, 2009 11:24 AM
برا كوديك شىن شكم و سينه ها بايى دكار كرى؟
ءاها | September 21, 2009 1:15 PM
عرض ادب خدمت دوستان تپل این ور آب واونور آب.....اینجانب مفتخرم اعلام کنم که بنده هم همون یک کیلو هدف ودرواقع دوپوووووووووووووووووووند(اینجوری بخونید که بیشتر نشون بده)رو کم کردم ایضا اینکه ماه رمضون بود وایضا اینکه بعد از مدتها بود این جدول کشی وکالری شماری وهمانا تجربه گران اینکه بنده همبا 1400-500 به سختی وزنم میاد پایین وباید برم روی 100-200 مثل شری.همگی خسته نباشید رقابت خوبی بود.
دور جدید با برنامه های جدید...به زودی............
آزی | September 21, 2009 1:34 PM
بچه ها واسه آب کردن شکم و سینه باید چه کرد...؟
طاها | September 21, 2009 1:50 PM
طاها
باید دوید. تا جایی که من میدونم هیچ جوری نمیشه موضعی کم کرد. اما اگه ورزش کنی به مرور که لاغر میشی متناسب هم میشی.
anar | September 21, 2009 2:21 PM
شری جان..
مسئله این است diet داشتن یا نداشتن؟!!خیلی از جمله ات خوشم اومد از اون حرفهاست که باید کلی روش فکر کرد..راستی در گزارش مسابقه ات اشتباهی خودت را در رده سنی 40 به بالا معرفی کرده بودی که من همینجا تصحیح میکنم رده 14 تا 18 سال..
بعدم اینکه من در مسابقه نبودم ولی تو این 4 هفته وزن کم کردم و کمی هم دچار عارضه ریزش مو شدم ..یه عکس میذارم تا بیشتر متوجه بشین:
http://upload.mamazy.net/images/kzukax0fc4u2n0tml7zg.jpg
یه دوست | September 21, 2009 2:59 PM
به یاد زنده یاد سهراب سپهری
هر کجا هستم ،باشم..آسمان مال من است
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین..مال من است..
http://upload.mamazy.net/images/h1241os4oyukycds4s9.jpg
یه دوست | September 21, 2009 3:00 PM
این بود گزارش تصویری وضع آب و هوای امشب
توضیح هم بدم..
اولی سیلاب بهاری امساله.. به اون بند سیاه که به پای این بی زبون بسته شده نگاه کنین..نمیدونم صاحبش کجا رفته بود...!
دومی هم مال دیروز..نوعی مدیتیشن اسمشم بذارید سلام بر طبیعت!
یه دوست | September 21, 2009 3:02 PM
الهی من بمیرم برای این خره. چرا این طفلکی رو اینجوری ول کرده اند رفتند؟ دلم کباب شد.
anar | September 21, 2009 3:11 PM
بچهها میخواهید یک ۴ هفته جدید شروع کنیم؟ ولی ایندفعه یک هدف میگذاریم برا خودمون که در عرض ۴ هفته بهش برسیم. اینجوری تلاشمون بیشتر خواهد شد و در ضمن یک چیزی داریم که براش زحمت بکشیم. من برنامهام این است که از ۷ شب به بعد هیچی نخورم. تمام انرژیم رو میخوام بذارم که این عادت آخر شب غذا خوردن رو ترک کنم. چند روز پیش یک مقاله میخوندم که به ۲ دسته موش آزمایشگاهی یک میزان کالری غذا میدان، به دسته اول تو روز و به دسته دوم تو شب. میزان کلری هر دو هم دقیقا یک اندازه. بعد از یک ماه موشهای که شب غذا میخوردند چاق شده بودند. ( منظورم شب موشها چون اونها صبح میخوابن و شبها بیدارن :)
هر کی میخواد بگه که با هم شروع کنیم.
sheri | September 21, 2009 11:05 PM
یک دوست جان، من گفتم ۱۶ سال ولی باور نکردند و من رو گذاشتن قاطی پیر زنها :)
بابا این آقا معلم چی شد. بهتره بیاد جایزه ااش رو بگیره.
خیلی دلم برا این خره سوخت. بیچاره.
sheri | September 21, 2009 11:24 PM
يه دوست جون روشنفكر شدم و خيلي محرمانه يه جدول گذاشتم تو خونه ام .... اين دفعه اصلا به خودم سخت نمي گيرم فقط مي خوام ببينم چرا من اينقدر از لحاظ بدني ضعيف هستم ... همين .... منم تو مسابقه هستم شري عزيزم ...
فقط خيلي به جدول من دل نبنديد كه هميشه سابقه ام بد بوده
انار !!!!!!!!!!!!!!!!! ديدي وزنت هم اومد پايين ننه
اي ول داري به خدا
زي زي | September 21, 2009 11:32 PM
شری من که با این چهار هفته دوم موافقم.
سالومه | September 22, 2009 1:12 AM
وای الهی بمیرم برای این خره..خیلی حالم بد شد دیدمش....واااااای
سالومه | September 22, 2009 1:13 AM
یه دوست جان
شما قبلاً عکسهای روحیه بخش میذاشتین... ایضاً مدیتیشن رو هستم هزارتا ، اونم همچین جایی ! فقط یه بالش زیر سر باشه راحت تر نیست؟؟؟؟؟
جدی جدی آق معلم کجاست؟
سوگند | September 22, 2009 1:21 AM
اين الاغه چرا اينقدر مرگبار ناراحته و پوستش چرا اين جوريه
نكنه رژيم داشته؟
زي زي | September 22, 2009 1:50 AM
يه دوست جان اين خودتي كه داري مديتيشن ميكني؟ آره؟...
اصلا نمي شه تو اين همه درباره ما اطلاعات داشته باشي و بهمون مشاوره بدي و تحليلمون كني، اون وقت از خودت هيچي نگي. من خيلي آدم فضولي هستم. تا همين حالاشم چيزي نپرسيدم خيلي سخت بوده واسم. يه كمي درباره خودت توضيح بده خب. اينجوري كه نميشه. حداقل قد و وزنت رو بگو خواهر طبيعت دوست.
حوا | September 22, 2009 1:53 AM
سلام ... من هم بسیار با 4هفته بعدی موافقم وایضا با اینکه از 8شب به بعد چیزی نخورم وایضا اینکه من در آخر این 4هفته رسما با 28 سالگی خداحافظی می کنم وبده آدم 29 سالگی رو با اضافه وزن شروع کنه نه؟
پس من انگیزم زیاده.وسختیش هم زیاده چون هیچ روزی خونه نیستم وبرای همین برنامه ورزش وباشگاه فعلا فکر نکنم بتونم داشته باشم وبیشتر باید تمرکزمو بذارم روی کالری.اگه بتونم باشگاه هم برم حتی 2روز که عالیه.حالا به جز سالومه وشری کی باما دست می شوره؟
آزی | September 22, 2009 2:05 AM
سلام به همه دوستان عزیز
ارادتمند شما اق معلم این چند روز دسترسی به اینترنت نداشت و وبلاگش هم از 4 شنبه هفته پیش بسته شده نه اینکه خودم بسته باشم ها
بستنش چرا نمی دونم؟
خلاصه اینکه امیدوارم تا اخر این هفته اوکی بشه
اق معلم وزن ثابتش 109 کیلو شده البته امروز صبح بین 9.5 و 10 بودش شاید بخاطر اضافه شدن وعده غذا باشه
حدودا 3 کیلو از قبل از ماه رمضان کمتر و نکته مهمش پایین امدن از 110 بوده که باید حفظش کنم و برم پایین تر
جای شما خالی این 2 روز حسابی سفره های رنگین مهمونی بودیم
که واقعا خودداری کردم و گرنه بقول یه دوست عزیز زحمات بر باد فنا می رفت
استاد شری تبریک امیدوارم که مدال های خوش رنگ رو به گردن بیاندازی
ضمنا با این پیشنهاد موافقم 100% چون اثراتش رو این ماه قبلی دیدم
خلاص ما اماده هستیم
آق معلم | September 22, 2009 2:09 AM
امم راستی
از تمام دوستانی که جویای حال و احوالمون بودن تشکر می کنم
آق معلم | September 22, 2009 2:12 AM
اقا منم مسابقه رو هستم،فراموشم نکنینا...
راستی این مسابقه چه جوریه؟
طاها | September 22, 2009 5:34 AM
آقا معلم خوب شد که پیدا شدی داشتیم نگران میشودیم. هورا واسه اینکه نفر اول شودی. مدال طلا رو براتون پست کردم :) راز موفقیت خودت رو به ما هم بگو.
از فردا (چهرشنبه) مسابقه ۴ هفته دوم رو شروع میکنیم. خوبه؟
من، زی زی، سالومه، و آزی هستیم. کسی دیگه میخواد بیاد؟
sheri | September 22, 2009 6:00 AM
بچه ها فقط بگم كه من توي جدولم نمي تونم اثري از ورزش داشته باشم بخاطر كمبر دردم
خب؟
اگه پياده روي داشتم بهتون ميگم
زي زي | September 22, 2009 6:11 AM
خوب این زی زی من رو تهدید کرده و منم مجبورم که توی این مسابقه باشم !! حالا اهدافم رو باید تعیین کنم دیگه .
(leili) nanazi) | September 22, 2009 6:51 AM
بچه ها !!!!!!!!
نانازي هم بازيه
تشويقش كنيد كه نره يهو غيبش بزنه و نياد ....
تازه شم وب من واسه تون وا ميشه؟
زي زي | September 22, 2009 6:58 AM
چرا کسی جواب منو نمیده؟
گفتم منم میخوام باشم...!
طاها | September 22, 2009 8:41 AM
یاشه طاها جان خوش آمدی :)
سالومه | September 22, 2009 9:12 AM
طاها و نانازی، هر دو شما هم بازی (شعر گفتم :)
طاها جان، چون ساعت ما با ایران فرق میکنه بعضی وقتها ممکن است که دیر جواب بدم. خلاصه ببخشید.
مسابقه ما خیلی اسون است. فقط ۳ تا قانون داره. هر روز غذاهای که میخورید رو بنویسید و کالری بشمرید.هفتهای ۵ روز فعالیت بدنی یا ورزش داشته باشید و اینکه آخر هر هفته گزارش بدید که چقدر پیشرفت یا پسرفت داشتید. در ضمن یک هدف هم برای خود انتخاب کنید که در عرض ۴ هفته پیگیریش کنید. در این مدت هم به وبلاگ همدیگر سر میزنیم که تشویق کنیم هم رو و حواسمون به هم باشه. فردا لطفا همه وزن شروع خودتون رو در وبلاگتون اعلام کنید. من میام سرکشی.
آقا معلم شما هم پا هستی؟
sheri | September 22, 2009 9:14 AM
باشه،من هستم!
فقط نتیجه یار گیری و آدرس وبلاگاتون رو بدین بهم
منو نانازی هم اگه قبول کنه با هم، میخوایم پدیده ی انارستان بشییییییییییییییییم...
طاها | September 22, 2009 12:45 PM
انار جان دقیقا همینطوره که شما میگین خودم این تاثیر ورزش نکردن رو بجز وزن و هیکلم تو خیلی چیزای دیگه هم میبینم
اتفاقا همین امروز رفتم پیاده روی ولی یه کم جر زدم ؛)
نمیدونم چرا انقدر از رفتن رو تردمیل میترسم! یعنی حاضرم هر کاری بکنم ولی طرفش نرم. امروز بالاخره وقتی دیدم هنوز نمیتونم رو تردمیل برم رفتم 45 دقیقه بیرون از خونه راه رفتم که خیلی خوب بود و کلی حالم بهتر شد بعدش هم که برگشتم چون صبح لیلا گفته بود راحت از پله میره بالا هوس کردم منم بجای آسانسور از پله بیام دیگه 5 طبقه هم پله نوردی کردم :)
فکر کنم برای شروع بد نبود. فعلا میخوام همین بیرون از خونه راه برم تا ببینم کی من و تردمیل دوباره آشتی میکنیم!
فندق | September 22, 2009 2:17 PM
ولی هرچی من امروز حالم خوب شده بود و سرحال بودم این تلویزیون و وقاحتشون که حجاریان رو با این وضع که حتی نمیتونه حرف بزنه آوردن نشوندن این چیزا رو بگه حالمو بد کرد همه اون حس خوب از بین رفت :(
فندق | September 22, 2009 2:23 PM
آقا 4 هفته جدیدتون مبارک باشه..من اگه بیام حتما اول میشم منتها از آخر..!
شری جان من از اون موشهای دسته دومم که تازه 8 شب خوردنم شروع میشه..از شوخی گذشته من نتیجه این تحقیقات و فرضیه ها را نمیدونم..ولی در مورد خودم چیزی که بهش رسیدم اینه که شب و روز فرق نداره اونچه که مهمه اینه که یه ساعاتی از روز را گرسنه باشی و یکدفعه در عرض چند ساعت بیشتر کالری مورد نیاز را به بدنت برسونی..یعنی این تنظیم عادلانه اش در طول روز کار سختیه..به هر حال براتون آرزوی صبر دارم چون اساسا از 7-8 شب به بعد نخوردن را جهاد اکبر میدونم
حوا جان....دیگه چه اهمیتی داره یه خر آب کشیده مو ریخته ..قد و وزنش چقدره..!
بنده هم آماده شنیدن تحلیل های شما هستم با علاقه...ایضا بله چاکرت همون بود که دیدی ظاهر و باطن همونه..فقط بگم که مدیتیشنی در کار نبود ..چون من اصلا بلد نیستم ..یعنی حس گرفتن و تمرکز و هماهنگی ام صفره..
خدمت استاد اعظم و پیشکسوت ورزش پیاده روی فندق جان هم سلام وخوشامد عرض میشود...
دیگه اینکه یه دفعه همه با هم آپ میکنین و جدولهای نو میذارین نمیگین ما چه کنیم..برم ببینم دنیا دست کیه
یه دوست | September 22, 2009 2:27 PM
یه دوست جان خیلی ممنون، شرمنده میکنین
فندق | September 22, 2009 3:08 PM
سلام به همه من هم هستم
صبا | September 22, 2009 4:59 PM
البته من خودم واسه خودم پدیده ای هستم طاهاجان !! یعنی این انارستان از وقتی شکوفه بوده من رو داشته ها!!! یکی از اون اعضا قدیمی و ثابت قدم که همواره وزنش رو حفظ کرده و یک گرم هم پایین نیومده !!! به این میگن پایداری!!!!
خوب اون هدفه باید چی باشه 1؟!؟ منظورم اینه که مثلا من دوست دارم برم توی چند از این لباس های گل منگولی که دارم و خوب جایی هم غیر از این کشور گل گلی نمیتونم بپوشم !! این خوبه هدفم باشه !؟!؟ بعد اگه زبونم لال زبونم لال روم به دیفال نرسیدم این لباسا رو میبخشم که داغش به دلم بمونه که نوی نو و نپوشیده حسرت به دلشون موندم (آخ دلم کباب شد از این ننه من غریبم بازی)
من برم یه دستی به وبلاگه بکشم بیام .
(leili) nanazi) | September 23, 2009 12:07 AM
الو الو! از نانازی پدیده به طاها پدیده !! من وبلاگت رو ندارم !! درضمن وبلاگ سرگروه (بانو شری) رو هم ندارم !! کجا باید برم آیا!؟!؟
(leili) nanazi) | September 23, 2009 12:12 AM
http://www.extrapounds.com/blog/trigal
این هم آدرس وب لاگ من
طاها جان، مسابقه تیمی و یارگیری نیست. هر کس کار خودش رو میکند. فقط بگو که هدفت چی است برای این ۱ ماه لطفا
نا نا زی جان، آره که میشه هدفت این باشه که پیرهن گول منگولیت اندازه ات باشه. هر هدفی که برای خودت مهم است امتخب کن. بعد هم مثل انار لباست رو بذار جلو چشمت که هر روز یادت باشه هدفت رو.
انار تو هم پایی؟
sheri | September 23, 2009 1:47 AM
طاها جان، لطفا آدرس وب لاگت رو بذار برامون. نانازی جان، رفتم تو وبلاگت، این عکس شیرینیها چیه گذشتی روز اول رژیم :۰) پاشو برو جدول بذار و اعلام وزن کن عزیزم. پاشو.
سالومه جان، این ماه فکر کنم تو مدال طلا رو از آقا معلم بگیری. بچهها برین سایت سالومه لذت ببرید. هم هدف هاش رو اون بالا نوشته هم برنامه ورزش هفته ش رو نوشته.
آزی پر وزن مون هم انقدر هیجان داشت که از دیروز شروع کرده :۰)
زی زی جان، رفتم خونه نبودی. راستی تو از ورزش معافی تا کمرت بهتر بشه، ولی پیاده روی که اوکی است، نیست؟
آقا معلم کجایی؟
sheri | September 23, 2009 2:10 AM
يه دوست جان شكست نفسي مي فرماييد. اصلا شما رو چه حاجت به مديتيشن. طبيعت به تنهايي دواي همه دردها و منشا همه آرامش هاست.
بعدترشم، سن، وزن و قد لطفا؟
حوا | September 23, 2009 2:14 AM
فندق من هميشه به وبت سر كي زنم عزيزم اما چون عضو اكسترا نيستم نمي تونم كامنت بذارم برات .... خيلي خوشحالم كه حالت بهتر شده ...خييييييييييييلي
يه دوست جون
من توي وبم تو قسمت نظرات در مورد احوالاتم بنويسم خوبه ؟
زي زي | September 23, 2009 2:28 AM
سلام نانازی، من تا شنبه مسافرتم،نمیتونم وبلاگو آپ کنم،اما همین که برسم برنامه هامو میزارم.
ام کلا هدفم تو این 4 هفته 7 کیلو وزن کم کردنه!
اینم وبلاگم...
www.tshams.blgfa.com
طاها | September 23, 2009 4:35 AM
نه شري.پياده روي هم اوكي نيست فقط دراز كش اوكي ه
مي خواي اصلا تو مسابقه نباشم شري ..چون كلا فقط تريپ ابرو بري ام هم با اين كالري ها هم با اين استاپ ورزشي
زي زي | September 23, 2009 5:23 AM
زی زی جان نمیشه که تو نباشی تو مسابقه. تازه بعد از فروش هم پس گرفته نمیشود :)
ولی از شوخی گذشته زی زی جان، ول نکن. حداقل اینجوری حواست یک کم به غذا خوردنت میشه، حالا ورزش نکردی هم قبول است. ما هم که همه با هم دوستیم، آبروریزی و این حرفها نداریم. یا کم میکنی یا نمیکنی، حداقل وزنت بیشتر نمیشه، بد میگم؟
sheri | September 23, 2009 6:17 AM
سلام
اق معلم اینجاست
میگم هرکس تونست به وبلاگ من سر بزنه سلام من رو هم برسونه
مممم شایدم اشکال از اینترنت اینجاست ؟ میشه بی زحمت یکی چک کنه و یک خبری به من بده
خلاصه اینکه اگر نشه باید دنبال یک خونه جدید باشم برای شرکت در مسابقه
راستی انگیزه و هدف من خوب هستش یک ماه دیگه چشم شیطون کور و گوشش کر میخواهیم بیاییم وطن
خلاصه یک فیتنس درست و حسابی لازم هستش
بانوی اهنین ما اماده هستیم
----
مخلص یه دوست گرانقدر خودمان هم هستیم
ایضا ما هنوز یاد کباب چنجه شما می افتیم چکار باید کنیم؟
آق معلم | September 23, 2009 8:18 AM
مرسی زی زی جان
راستش با این اینترنتی که یه خط در میون قطع و وصل میشه همین سر زدن به وبلاگا خودش کلیه ؛)
فندق | September 23, 2009 9:28 AM
آقا معلم وبلاگ شما برای من که باز میشه هم صفحه اصلی و هم کامنت ها
فندق | September 23, 2009 9:30 AM
فندق اگه اینجا میای میخونی از من به تو دوست عزیزم ســـــــــــلام.
aylar | September 23, 2009 10:06 AM
سلام آیلر جان :)
فندق | September 23, 2009 10:44 AM
سلام بچه ها
شري جان من نفهميدم كه بالاخره شرايط اين مسابقه چيه؟ خوب من هدفم اينه كه با ورزش روزي يك ساعت در روز و خوردن كالري 1500 در ميانگين هفته حدود 100 تا 300 گرم كم كنم اين كافيه براي اهداف؟ اگه به اين هدف برسم يعني بردم؟ بعد كسي به من سركشي ميكنه؟ يا من بايد به كسي سركشي بكنم؟ يا اينجا بيايم بنويسم؟ يا چكار كنم؟
يه دوست جان ديگه به من سر نميزني ها من كه دلم برات تنگ ميشه چه كار بايد بكنم؟
صبا | September 23, 2009 11:40 AM
سلام بچه ها این هم یک عکس از من ميدونيد ديگه من كدوم هستم
http://www.fotothing.com/photos/10c/10c92a6b97949c0c5bbd27e69f7e91d3_d42.jpg
صبا | September 23, 2009 12:24 PM
حوا جان..منم دقیقا مشکل شری را دارم یعنی میگم من تازه پامو گذاشتم تو 14 سال ولی الکی منومیفرسن تو دهه 40...بعدم BMI من فعلن 5/20 هست...آیا مقبول افتاد؟!!
صبا جان...
خوش برگشتی از سفر هر چند که گفتی بازم عازم سفری ..پریشب ها جات خالی ماهی قزل آلا خوردم اینقده ه ه یادت کردم..من عاشق عکسم..ممنون که برامون گذاشتی چه رنگهای شادی میپوشی...بعد اینکه شاهکار کردی که وزنت را ثابت نگه داشتی ..این از کم کردن هم سخت تره..حتما وبلاگت را میخونم ببینم چی ها برامون داری..
زی زی جان...بیخود پول نازنین را دور نریز MRI کمرت نرماله چون علائم نداری..شما کسی را داری روزی دو بار مشت و مالت بده تا این استخونهات حال بیاد!. من فیزیو تراپیست و آب درمانی را بهت توصیه میکنم.... بعد هم خدا خیرت بده دست نانازی را گرفتی و آوردی...مشعوف شدم به خدا..
یه دوست | September 23, 2009 3:42 PM
بچه ها یه دستور غذایی خوشمزه گذاشتم توی آشپزی گیاهی برید ببینید:http://salomeab.blogfa.com/page/cooking.aspx
سالومه | September 24, 2009 1:03 AM
مرسي يه دوست جان 14 ساله. البته كه قبوله. عاليه
صبا جان خوش اومدي ... مرسي به خاطر عكس
آقا معلم وبلاگتون براي منم كاملا باز ميشه و هيچ مشكلي نداره.
حوا | September 24, 2009 2:18 AM
آره صبا جان، همین کافی است. این مسابقه ما از اینجا شروع شد که ترک عادتهای بد کنیم و روی عادتهای خوب تمرکز کنیم. برای همین قانون زیاد نداره. از نظر هدف هم اگر عادت بد داری که میخوای باهاش مبارزه کنی، میتونه بشه هدفت، وگرنه همون هدف وزن کم کردن خوب است. از طرفی چون تعدادمون کم است قرار اینجور است که همه به هم سر بزنیم و همدیگر رو تشویق کنیم. حالا اگه هر روز نشد میتونی هر وقت فرصت داشتی بری سراغ وب لاگ بچهها و تشویق کنی. مسابقه قبلی چون برای وزن کم کردن بود، آقا معلم برنده شد، ولی این مسابقه به نظر من هرکی که به هدفش رسید و یا نزدیک شد برنده میشه. نمیدونم تونستم خوب توضیح بدم یا نه.
sheri | September 24, 2009 2:35 AM
طاها جان، آدرس وب لاگت اشتباه است یا فقط من مشکل دارم باهاش؟
آقا معلم وب لاگ شما برای من هم راحت باز میشه.
sheri | September 24, 2009 2:37 AM
من مدت هاست با شما اینجا رو می خونم. وزنم متناسبه ولی مشکل تناسب اندام دارم و روحیه ی خیلی بد. بگید چه کار کنم که با برنامه چهار هفته ای تون همراه شم. می دونم هم برای ایجاد اون تناسب جسمی خوبه هم روحی. از کجا و چطور؟
bita | September 24, 2009 9:53 AM
بی تا جان
همین که اینجا بنویسی همراهی. میتونی یک وبلاگ هم بزنی و خورد و خوراکت رو بنویسی که بچه ها بتونند بهت سر بزنند. هرچی بیشتر کامنت بگذاری توی وبلاگهای بچه ها اونها هم بیشتر بهت سر میزنند که در روحیه و انگیزه ات تاثیر خواهد داشت. از تجربه شخصی میگم اگر وزنت مناسبه اما تناسب اندام مشکل داری باید ورزش شروع کنی.
خوش آمدی.
anar | September 24, 2009 9:00 PM