« دویدن امروز و لایف استایل و غیره | صفحه اول | میتینگ »
والا میدونستیم دیگه. نمیدونستیم؟ امروز رفتم روی ترازو از همونی که میترسیدم به سرم اومد: 139.6. شما فکر کنید اگر ورزش نکرده بودم چی میشد!
پیش به سوی هفته مشتی! این هفته میخوام توی مسابقه صبا آبرو جمع کنم ها.
سه شنبه: آقا ما امروز به زور خودمون رو خر کش کردیم بردیم باشگاه. بعد هم عین چی رو تردمیل خودکشی کردیم از بس سعی کردیم سریع بریم قلب و عروقمون ورزش کنه. بعد هم وزنه زدیم. دیگه والا خدا ایشالا آبروی همه رو حفظ کنه:)
شنبه : من دیروز رو ورزش کردم دوباره. یعنی اینجوری بگم که بیرون نرفتم با بچه ها که ورزش کنم چون دو روز قبلش نرسیده بودم. امروز رفتم گردهمایی (ده هزار نفری بودن) برای روز جهانی حمایت از مردم ایران united4iran.com که راه نرفتم اما چهار ساعتی سر پا بودیم. حالا فردا میرم یه مقدار میدوم و بعد دیگه دو شنبه صبح بریم رو ترازو ببینیم چی میشه. راستش به نظر نمیاد وزنم کم شده باشه اما خبر خوب اینه که اون شلوار جین هدف هست که قراره تولد سی و یک سالگیم برم توش...یادتونه؟ دگمه اش بسته نمیشد...دیروز پوشیدم بسته شد!:)) هنوز یه عالمه تپلیت از بالاش میریزه بیرون اما حداقل بسته میشه. این یکی شلوار جینم هم امروز پام بود حسابی راحت بود. به طوری که تمام روز اصلا یاد شلوارم نیفتادم.

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
این یه هفته رو سعی کن شم نخوری ببین میشه ؟ ضمنا این انگور یخی که یه دوست خانم گفت خیلی خوب بود. توش مثل بستنی میشه
http://wordstoeatby.blogspot.com/2005/03/better-than-sex-frozen-grapes.html
jeerjeerak | July 20, 2009 1:02 PM
سلام انار جون
آفرین که دوباره شروع کردی به دویدن و ورزش کردن. موفق باشی
allooche | July 20, 2009 1:56 PM
سلام انار جون
آفرین که دوباره شروع کردی به دویدن و ورزش کردن. موفق باشی
allooche | July 20, 2009 1:56 PM
به به چه ورزشکاره انار.........اینقده که تو چاقی استعداد داریم اگه تو هرچی داشتیم الان موجود مجلسی بودیم وبرجسته
جیرجیر مگه وبلاگ من باز نمی شه؟مگه من فیلترم؟من کجام خالیه؟
آزی | July 20, 2009 3:35 PM
چرا کامنت من نمیاد؟
آزی | July 20, 2009 3:38 PM
چرا باز میشه . من اون روز که چک کردم فقط همون یه پست یه خطی اونجا بود, نگو باقیش تو ارشیو بوده
jeerjeerak | July 20, 2009 3:45 PM
تجربيات من هتفه گذشته اينها بود ميخواهم لوطي منشانه از انار ببرم. !!!!!!!!! تجربيات رو در طبق اخلاص ميگذارم و تقديم ميكنم.
نخوردن نان يعني كم كردن مصرف نان
سبك خوردن شامها زير سيصد كالري بجز دو بار در هفته كه ظهرش سبك خورده بودم.
خوردن ماهي سه وعده
كم كردن مصرف شيريني روزي فقط در حد 60 تا هفتاد كالري شيريني و ا اب نبات
ورزش پياده روي و دوچرخه سواري حداقل روزي يك ساعت و نيم
و بقيه چيزها كه بهتر خودتون بلديد. شام و نان و ورزش خيلي روم تاثير گذاشته.
خوب انار جونم ببنيم اين هفته چه ميكني. ببين فقط سه هفته بايد كمي مواظب باشي روز تولدت ازادي هر چي كه دوست داري بخوري . بعد هم اهان سبزيجات سعي كن كه هميشه همراه داشته باشي مستمر بخوري خيلي خيلي سيرت ميكنه. بعد هم پاپ كورن شبها كنار دستت بگذار تا يه چيزي دلت خواست بخوري. زودي سير ميشي.
خوب ولي بازم بگم ديگه اين هفته بنده ميخواهم هر طور شده يك كيلو كم كنم . بايد عدد 61 را روي ترازو ببينم بايد و بايد و بايد
صبا | July 20, 2009 4:24 PM
اینجانب با افتخار اعلام می کنم برگشتم به همون 69 و ورده ای
یکی دو کیلوی نامرد رفت پی کارش
دیگه هم روم نمی شه تو مسابقه های صبا شرکت کنم
بس که هی گفتم هستم و نبودم
شرمنده
زن زمانه | July 21, 2009 12:05 AM
انار ! خیلی خوبه که میای از خودت گزارش می دی . عالیه چون من به طرز عجیبی با گذاشتن پست های جدید تو انرژی می گیرم . و می تونم با انگیزه برم جلو . هی بیا اینجا و گزارش بده . منم هفته های پر درد سر کاری و فکریه زیادی رو دارم و می دونم هم ادامه خواهد داشت اما نمی خوام اینها بهانه بشه برای وزن زیاد کردن . کاش می شد مث صبا اینقدر زیاد انگیزه داشت و یهو قال قضیه رو کند و به یه وزن خوبی رسید که اگه دو کیلو هم ادم چاق شد اینقدر زیاد معلوم نباشه
zi zi | July 21, 2009 12:37 AM
اومدم سر بزنم ببینم چه خبره دیدم همه سرشون از من شلوغ تره .... ولی به خدا من از صبح توی ذلل گرما هی از این ور پالایشگاه رفتم این ور بعد رفتم اون ور بعد برگشتم بعد دوباره رفتم ..هی توی راه با موبایل حرف زدم ...فک زدم ... هی اومدم نشستم هول هولی کار انجام دادم دوباره رفتم ... یه جا دیگه جلسه گذاشتم .. کار اموزها ... بچه ها ..کتابخونه ..مرکز اسناد ..بویلر ..بلندینگ ولی میام اینجا و گزارش میدم ... بیاین دیگه ..کجا رفتین ؟ فک ام ترکید از بس حرف زدم ...
zi zi | July 21, 2009 11:43 AM
زن زمان جونم خيلي خوشحالم كه دوباره 69 شدي چيزي نمونده كه به وزن هدفت برسي اگه دوست داشتي تو مسابقه اضافت كنم مهم نيست هر وقت كه تونستي بيا ولي تو جمع كه باشي كارت ساده تر هست به من خبر بده . خيلي موفق باشي
زي زي جونم مرسي كه سر ميزني و حسابي فعال شدي در همه زمينه ها و پر از اراده و معلومه كه اين دفعه ديگه حتما ميري كه بري براي تمام كردن اين چند كيلو اضافه.
صبا | July 21, 2009 2:01 PM
من در دادگاه انارستان محکوم شدم..حکمم هم سنگساره..فعلن هم ممنوع الکامنتم!
جرمم هم که معلومه "نافرمانی" هست..از نوع م د ن ی که بگذریم بیشتر " نافرمانی لایف استایلی" هست...
این کامنت به دلیل احتمال بر هم زدن جو اعتمادعمومی و ایجاد فضای شبهه و تردید نسبت به انواع رژیم ها هنوز ننوشته ،توسط شخص خودم حذف میگردد!!
نصفه شبتون به خیر...
آقا داستان ازین قراره که همه چیز داشت به خوبی و خوشی پیش میرفت که بنده سوار اتوبوس شدم و دلی دلی کنان اومدم شهر آباء و اجدادی ..نه نه اشتباه نکنید..اصلا هم به وفور پشمک و باقلوا و کیک و اینا در اینجا ربطی نداره..داستان تغییر محیطی هست که خودمون با دست خودمون درست میکنیم...
مخلص کلوم...دردسرتون ندم خروج از زندگی گلخانه هست(آقا امید..هنوز اینجا را میخونی؟)
امشب نوشتن بر من حرامه..ببینم فردا دیگه چه گلی به سرم میزنم..
انار جون...احتمالا سانتا کروز نبودی؟ ..مسابقه را میگما..
جیرجیر جان..
انا اقرا کتاب ماشالا خان فی بارگاه هارون الرشید فی الدوران دبیرستان...
عشرین عشرین سنوات پیش! ( به عبارتی پیش از میلاد)
یه دوست | July 21, 2009 5:03 PM
یه دوست جان بیا اعتراف کن دقیقا چی خوردی هم بار گناهت! سبک میشه هم ذهنت آزاد میشه روز جدید رو با روحیه شروع کنی. تموم شد رفت اینایی که خوردی. کاریش که نمیتونی بکنی. امروز به خودت بیشتر اهمیت بده.
Anonymous | July 22, 2009 1:13 AM
به به ...آفرین انار !
یه دوست جان بیا و اعتراف کن ...داریمت !
می گم این وزنی کم می شه یعنی چی میشه ؟ یعنی چه به سر این یک کیلو دو کیلو چند کیلو ها میاد ؟
لی لی | July 22, 2009 1:27 AM
گفته بودم که دوستت دارم دوست جونی نه ؟ فکر کنم توی پست قبلی نگارشم انجام شده بود ....
آی بسوزی عشق !!!!!!!!!!!!!!
zi zi | July 22, 2009 5:43 AM
سلام
واي انار جان مثل اينكه واقعا تصميم گرفتي كه اول بشي و يك كيلو كم كني . پس بدوم بروم يه دوچرخه بزنم تا عقب نيفتادم خيلي عالي بود خوشحال شدم كه رفتي باشگاه و تريد ميل و دو و وزنه و اينها حسابي خوش هيكل ميشي باريكلا
صبا | July 22, 2009 2:03 PM
سلام علیکم..
شب حضرات عالی به خیر..چی؟! میپرسین با چه رویی اینجام..ای بابا..خجالت که نداره..اقل کم به درد آگهی بازرگانی که میخوریم..!
من الان صندلی زدم دارم خفن از خودم پذیرایی میکنم و اهمیت برای خودم قائل میشم..مگه بده؟
راستی لی لی این کتاب صندلی...را پیدا کردم میخوام قبل از خوندنش یه چیزایی را برای خودم بنویسم بعد کتابه را با آمادگی ذهنی بیشتر بخونم..اگه هم آدم شدم که میام براتون تجزیه تحلیل میکنم..
این روزها هر کی بخواد یه جای سالم و ترو تمیز برای لایف استیل برتر پیدا کنه باید عضو فرقه صبائیان بشه..برین ببینین چه گرد و خاکی کردن..آقا دوچرخه میزنن..جنبش از خودشون در میکنن...هی چپ و راست "نه" میگن ..سبزی و کلم میخورن...آی به هم سرمیزنن هوای همو دارن و خلاصه خسته نباشن..یه شوخی هم همینجا باهاشون بکنم یه بار داشتن بچه ها را گروه بندی میکردن این کوفته قلقلی جا مونده بود..بعد تند تند با هم حرف میزدند..یکی میگفت وااااای کوفته را چه کار کنیم؟ ...یکی دیگه میگفت کوفته بمونه پیش خودت !..خلاصه ما نیم ساعتی تو کامنتدونی صبا شاهد دست به دست شدن کوفته بودیم...خدا حفظشون کنه خیلی بروبچه های باحالی هستن..
دیگه اینکه انار جون شما نگران پیروزی در این مسابقه نباش..اولن دش که من چشام شوره یه نگاه چپ به برنده هفته بندازم کارش سه سوت تمومه..دوم اندش هم که گیرم چش زدن افاقه نکرد شب قبل از اعلام نتایج میریزیم تو خونه صبا و جداول امتیازها را بالا و پایین میکنیم و خلاصه فرداش انار در یک رقابت سالم و بدون ت ق ل ب پیروز میدان خواهد شد ..اینه دیگه اوستای این کار هستیم..
زی زی جان...وجودت طلاست..! اوراقم دربست
من تو سه روز گذشته خیلی خوابیده باشم ،جمعا هشت ساعت نشده..اینم یکی از علل انحطاط من از جاده سلامت..وقتی نمیخوابم 24 ساعت به نظرم کش میاد واولین اتفاقی که میفته سنسورهای مرکز سیری در مغزم از کار میفته..به زبون خودمونی:
میخورم بدون اونکه گرسنه بشم..
ای وا اسفا بر من!
یه دوست | July 22, 2009 3:46 PM
سلام عرض کردم
انار جان
بابت مسابقه دو یه تبریک بهت بدهکارم . آفرین به ارادت . مهم اینه که تونستی مثل همیشه حالا چه با راه رفتن چه با دویدن
خوب منم خوبم .وزن کم نکردم اما شلوارم داره بهم چیزای خوبی میگه . فردا هم دارم میرم ولایت آق معلم اینا! میخوام کلی راه برم و کم بخورم بلکه روسفید برگردم.
یه دوست جان
یعنی این درسته که ما چشم امیدمون به تو باشه بعد واسه خودت ضدلایف استایلی رفتار کنی ؟؟؟؟
سوگند | July 23, 2009 4:13 AM
بازم نیمه شبان به خیر...
الان یه نگاه به ساعت کردم دیدم یک نیمه شبه و من تازه چایی دم کردم!..اشکال نداره حالا که میخوام بیدار باشم حداقل چهار تا خط یادگاری هم بنویسم..
صبا در وبلاگش یه سوال خوب مطرح کرده ..منم گفتم جوابش را اینجا بدم..
"کسی که از اول میخواد شروع کنه چه کار کنه "..این شامل منم میشه ..چون منم کلاس اولی هستم ..اصلن شما بگیرید پیش دبستانی..
نمیدونم جوابهای شما چیه ولی اگه من بخوام جواب بدم جدول کشی..ورزش منظم..پیوستن به یک گروه حمایتی..بی شک به خطا رفته ام..
نمیخوام اینها را زیر سوال ببرم..به هیچ وجه..این کارها حتما جواب میده اونم خوب..اما مسئله تاریخ انقضای کارکرد این روش هست که به نظرم خیلی کوتاه هست
اما جواب من اینه..
زمانی که من میخوام استارت بزنم اول باید یه وقت درست و حسابی برای خودم و گذشته ام بذارم... مرور همه اتفاقاتی که" من امروز" را با مشکل مواجه کرده..باید دلیل اضافه شدن وزنم را در مورد شخص خودم پیدا کنم..که مسلما همون دلیل بغل دستیم نیست..باید بفهمم چرا و چه طوری کارم به اینجا کشید..بعد بشینم سنگهامو با خودم وابکنم ..کجاش را میتونم مداخله کنم ..تا چه حد و تا کی..
سوگند جان
سفر به خیر دوستم
یه دوست | July 23, 2009 4:50 PM
یه دوست جانم
این آنالیزی که میگی خیلی درسته و باید انجام بشه. اما یه تجربه ای هم که من دارم اینه که اگه چیزی رو دیدم زیاد دارم آنالیز میکنم یعنی میترسم شروع کنم. اکثرا هم ترسم ترس از شکست خوردنه. بعضی وقتا یه آنالیز ابتدایی بشه و بعد دل بزنی به دریا هم جواب میده. به قول این شعار تبلیغ مارک نایک: Just do it
anar | July 23, 2009 5:45 PM
يه دوست جان مطلب خيلي خوبي نوشتي , من هم قبول دارم اين اولين قدم هست حرف انار هم درست است بعد از اين تصميم كه بايد اول انتخاب كني كه واقعا ميخواهي چه بكني و كمي گذشته رو نقد كني ولي بايد چشمها رو بست و شيرجه رو زد بعد كه كمي اب خوردي و نزديك بود عرق بشي . شنا كردن رو ياد ميگيري والا هيچ وقت هم تن ات رو خيس نميكني.
صبا | July 23, 2009 7:34 PM
Thanks for posting about this, I would like to read more about this topic.
How I Lost 30 Pounds in 30 Days Without Diet | July 24, 2009 3:22 AM
سلام..سلام..
عجله مندم ..قرار شده آنالیز و جبرواینا را بذارم کنار..برم تو کار عمل.
خواهشا ازم ناامید نشید..
گام شمارم الان که هفت شبه 2300 تا تعداد قدم را نشون میده..
من اسمش را میذارم :
روزی که از دست دادم!!
اما حسن ختام هفته بذارید با یه عکس باشه..دیروز تو کوچه باغها پیداش کردم ...روستایی در دامنه شیرکوه
http://upload.mamazy.net/images/ogkyox86gjvxthj3jcm.jpg
زت زیاد
یه دوست | July 24, 2009 10:53 AM
يه دوست عزيز
بسيار عكس زيبايي است. اين چيه ماليده اينطوري به خودش؟ چقدر قيافه اش مظلوم و خوشگله .
خيلي خوشحالم كه بالاخره شيرجه رو زدي , حتما به خوبي همه چيز برات ادامه پيدا ميكنه. دوست نداري بيايي تو مسابقه از ما جلو بزني؟ بشي سكوي اول . همه برات دست بزنيم و مدال گردنت آويزون كنيم؟ خدا رو چه ديدي شايد اينقدر استعداد داشتي كه يكهو از همه جلو زدي ها.
ولي هر طور كه دوست داري ما باهات هستيم. موفق باشي
صبا | July 24, 2009 12:49 PM
پس شما كجا هستيد؟
صبا | July 25, 2009 9:44 AM
بچه ها خدای نکرده اتفاقی افتاده ؟
چرااینقدر حاشیه های انتخابات زیاد شده ؟ یعنی همه بازم میرن راهپیمایی که این ورها کسی ژافتابی نمیشه ؟
راستی من ظهر هم کامنت گذاشتم ها ولی کجاست؟
zi zi | July 25, 2009 10:37 AM
انار بدو بیا گزارش بده ببینیم داری چی کار می کنی ؟
بدو بدو که صبا اینا دارن می ترکونن .
zi zi | July 25, 2009 10:43 AM
زی زی جان..
من همه بچه ها را اینجا میبینم ..فقط ساکت تر..دلیلش هم الان زیاد به اتفاقات روز بستگی نداره ..من میگم شاید ..احتمالا..روم به تیفال علتش این باشه که فعلن برنامه رژیمی خاصی ندارن و برای همین بیشتر تماشاچی شدن..البته من آرزو میکنم که اگه اینجا غیر فعالن حداقل توسنگرهای دیگه وبا همفکرانشون به فعالیت ادامه بدن ..چرا که ناامیدی بدترین دشمن ما در حال حاضر هست..
صبا خانوم..
من هر وقت بتونم وبلاگت را میخونم و همیشه این همه انرژی وهمدلی تو را تحسین کردم..ممنون که به فکر ما پیر پاتال های از دور خارج شده هستی...برنده شدن و اینا به ماها نمیاد ..همین که لک و لکی بکنیم باس کلاهمون را بندازیم آسمون..ولی کلن بهت بگم با تموم چیزایی که میگم خسته نیستم و امیدوارم که نشم..
اون دختر کوچولوئه هم با داداشش مشغول چیدن شاه توت بودن.جای شما خالی ما هم دلی از عزا درآوردیم..
یه دوست | July 25, 2009 1:31 PM
سلام
من اومدم اعلام حضور كنم
سُك سُك!(:
من خانوم | July 25, 2009 6:16 PM
من خانم ما چه طوره ؟
خوبه ؟
یه دوست جون بچه هه خیلی با نمکه ...
انار !آی حال میده آدم شلوارش بهش گشاد بشه ..آی حال میده
zi zi | July 26, 2009 12:06 AM
من خانم ما چه طوره ؟
خوبه ؟
یه دوست جون بچه هه خیلی با نمکه ...
انار !آی حال میده آدم شلوارش بهش گشاد بشه ..آی حال میده
zi zi | July 26, 2009 12:07 AM
واقعا مردم ایران نیاز به حمایت دارن؟!؟!؟!؟!
این بچه چقدر عشقه دمت گرم یه دوست جان
Anonymous | July 26, 2009 1:29 PM
انار جونم تبريك براي بسته شدن شلوار جين . كاش كه من هم يك شلوار جين داشتم الان كه برام بسته ميشد اينقدر شاد ميشدم . بعد هم ادامه بده همينطوري ادامه بدي يكهو ديدي كه اون شلوار جينه ديگه گشاده و بايد يكي ديگه بگيري. واي كه چه حالي ميده. خيلي خوشحالم كه اينطوري پر انرژي و با حوصله داري ادامه ميدي كه به اون چيزي كه لايقش هستي و دوستش داري برسي افرين بر تو.
بچه ها مصاحبه با تيناي گلم امشب منتشر شد خيلي جالبه حتما بخونيد ها .
صبا | July 26, 2009 4:34 PM
انار جونم تينا تو ليست پيوندهاي من هست. ولي اين هم لينكش , حتما برو خيلي چيزهاهست كه ادم ميتونه ازش ياد بگيره.
بچه ها ميگند كه اونجا كه ميرند آرامش ميگيرند , زي زي هم بهش گفته كه ياد ديانا اون رو مي اندازه , منظورم اينه كه حتما خوشت ميايد.
http://tinaweightloss.blogfa.com/
صبا | July 27, 2009 3:59 AM
از اسکتراپوند به بلاگفا
از بلاگفا به اینجا
سرم گیج رفت به خدا..
داستانک | July 27, 2009 5:00 AM
من اینجا هم اعلام کنم انار بیا که من تنها نفر باقی مونده از انارستان در گروه صبا اینا .. بجز تو و اق معلم 1 کیلو و 200 گرم کم کردم ...و امروز حالش رو می برم چون دوباره لباس لاغری هایم باید اندازه ام بشه ...خدا جون مرسی که ابروی انارستان رو نبردی توی گروه صبا اینها ...
زی زی خاله زنک
zi zi | July 27, 2009 5:48 AM
سلام.
آمدم گزارش فصلی بدهم :)
من مدتی است کلاس یوگا می روم.
وزنم در مرز یک کیلو بیشتر در نوسان است. (نمودار سینوسی که صفرش وزن مرزی است :)
روزهای خوبی است.
:)
آرام | August 3, 2009 2:28 AM