« میتینگ | صفحه اول | میتینگ »
شنبه: من امروز به شدت قند خونم افتاده بود پائین و وحشتناک بی جون بودم. توی آینه بوتیک نگاه کردم و حالم بهم خورد از اینکه پاهام انقدر تپلی شده. اشکم در اومد از اینکه تپل شده ام. اینقدر بدم میاد از روی فرم نبودن. شب شام سالاد خوردم.
گفتم اون شلوار جینه که تنگ شده رو آویزون کردم به دیوار جلوی چشمم؟ :) بالا میاد البته اما همچین تنگ و دگمه اش هم بسته نمیشه. یه چهار انگشتی کار داره.
کلا خوبم. این هفته ورزش کردم مرتب و غذا هم نسبتا خوب خوردم. اما متنفرم از چاقی. متنفرم. ده سال به عمر آدم اضافه میکنه انگار. اه. این یک ماه نهایت تلاشم رو میکنم. اصلا دلم نمیخواد با این احساس وارد سی و یک سالگیم بشم.











Comments
مرسی که حالمو فهمیدین! منم کم کم دارم به این نتیجه میرسم که دیان رو قطع کنم. اون موقع که لاغر بودم همه چیزم مرتب بود و مشکلی نداشتم ولی چاقی و بارداری باعث شد که تمام بدنم به هم بریزه. احتمالا از این ماه دیگه نمیخورم. چون دکترم گفته که این مشکلت ارثیه و هیچ وقت خوب نمیشه. فقط با مصرف قرصها میتونی جلوی پرمویی و نامنظمی پ..د رو بگیری که این کارو با لاغری هم میتونم بکنم! پس پیش به سوی حذف 14 کیلو چربی پررو!!!!!
فرانک | July 12, 2009 2:10 AM
موافقي برنامه خورد و خوراكت رو بذاري جلوي چشممون . خيلي وقت نمي گيره اما به نتيجه اش مي ارزه باور كن
zi zi | July 12, 2009 2:28 AM
موافقي برنامه خورد و خوراكت رو بذاري جلوي چشممون . خيلي وقت نمي گيره اما به نتيجه اش مي ارزه باور كن
zi zi | July 12, 2009 2:37 AM
من هم فکر می کنم یه مدت برنامه ات رو بنویسی بذاری اینجا .
اگه نمی تونی رو تموم وعده ها کنترل داشته باشی دست کم همیشه شام هات رو سبک بخور به نظرم تاثیرش فوق العاده است .
لی لی | July 12, 2009 3:58 AM
یک نکته ی خیلی مهم در حفظ روند رژیم ، که قبلا بهش اعتماد نمی کردم یا اینقدر نگران بودم که سعی میکردم نبینمش اینه که :
اگه وعده ای رو خارج از برنامه خوردید ، یعنی کالریش یا حجمش یا نوعش خارج از برنامه بود ، نوش جانتون ! بعدش فراموش کنید . یعنی کاملا فراموش اش کنید و طوری برگردید به برنامه تون که انگار اصلا خرابش نکردید . و وعد ه های بعدی رو طبق برنامه صرف کنید . بدترین چیز که این جور وقت ها باعث می شه کلا ازمسیر منحرف شیم یا به امید شروع دوباره ، زیر رژیم بزنیم اینه که برای جبرانش بیایم وعده ی بعدی رو حذف کنیم یا بیش از اندازه کم بخوریم . نتیجه اش معلومه خیلی زود اونقدرگرسنگی بهمون فشار میاره که درست وقتی که نباید کالری زیاد به بدنمون برسونیم (مثل شب یا وقت خواب )می ریم یه پرس حسابی می زنیم به رگ. بماند بعدش چقدر عذاب وجدان واحساسات بد و بی ارزشی و بی ارادگی و ... به سراغمون میاد . جالبه که اگر یک روز صبحانه یا ناهار یا میان وعده ی خارج بخوریم اینقدر ممکنه رو وزنمون تاثیر نگذاره که اون به اصطلاح درست کردن ناقص ممکنه اثر بگذاره . البته این تجربه ی من بود
لی لی | July 12, 2009 4:07 AM
استفاده از اسکن مغزي نشان داد که بعضي از خانمها از لحاظ ژنتيکي کمتر از غذاها لذت ميبرند و به همين دليل با بيشتر غذا خوردن سعي ميکنند اين کمبود را جبران کنند.
خانمي چاق زناني که کمتر از غذا خوردن لذت ميبرند، بيشتر چاق ميشوند
محققان ثابت کردهاند که اين دسته دوم که اغلب هم از بين خانمها هستند، بيشتر مستعد چاقي هستند.
استفاده از اسکن مغزي نشان داد که بعضي از خانمها از لحاظ ژنتيکي کمتر از غذاها لذت ميبرند و به همين دليل با بيشتر غذا خوردن سعي ميکنند اين کمبود را جبران کنند.
براي محققان هميشه اين سوال مطرح بود که آيا اين افراد به خاطر لذت زيادي که از غذا خوردن ميبرند، غذاي زياد ميخورند يا خير؟
از نظر روانشناسي اين مساله کاملا منطقي به نظر ميرسيد که انجام بيشتر يک عمل لذتبخش ممکن است به صورت عادت در آيد، اما تحقيقات جديد باعث شد تا کارشناسان حالت معکوسي را هم براي خانمها در نظر بگيرند.
طبق بررسيها مشخص شد که بعضي از خانمها به خاطر اينکه از خوردن غذا لذت کمي ميبرند، دست به يک رفتار جبراني ميزنند و با بيشتر غذا خوردن خود را در معرض چاقي و اضافه وزن قرار ميدهند. آنها حتي توانستند در اين دسته از خانمها، يک ويژگي ژنتيکي خاص را هم مشخص کنند که ارتباط بيشتري بين سيستم پاداشدهي مغز و رفتار جبراني را نشان ميدهد.
مغز انسان
براي انجام اين تحقيق، ابتدا به تعدادي از خانمهاي چاق و لاغر، تصوير يک غذا را نشان دادند و از آنها اسکن مغزي تهيه کردند. طبق انتظار، فعاليت مغزي افراد چاق با ديدن تصوير بيشتر از خانمهاي لاغر بود و اين ميل شديد آنها را به خوردن نشان ميداد، اما انجام اسکن مغزي موقع خوردن غذا، نتيجه کاملا متفاوتي به دنبال داشت.
برخلاف تصور محققان، فعاليت سيستم پاداش مغز که در پاسخ به خوردن غذاي دلخواه به وجود ميآمد، در افراد چاق بسيار کمتر از افراد لاغر بود، يعني اينکه افراد چاق از خوردن غذا لذت کمتري را احساس ميکردند و براي درک بيشتر اين لذت، بشقاب بعدي غذا را مي خوردند.
در اين سيستم پاداش هم مثل بقيه تجربههاي لذتبخش مغز، دوپامين (يک ناقل عصبي) نقش اصلي را دارد و انجام امآرآي (MRI) از نواحي مرکز دوپامين، نشاندهنده تجمع کمتر اين ماده در مغز بعضي از خانمها بود که اتفاقا اغلب آنها چاق و داراي اضافه وزن بودند.
نکته ديگري که در نتايج اين تحقيقات عنوان شد، اين بود که در هر فردي با خوردن بيشتر غذا، ميزان لذت کمتر ميشود. اين مساله در فردي که به ميزان طبيعي، لذت را حس ميکند، موجب سير شدن و دست کشيدن از غذا ميشود، اما در کساني که اين ويژگي ژنتيکي خاص را دارند، باعث ميشود تا بيشتر غذا بخورند.
بررسي يک ساله اين خانمها نشان داد که درصد بالايي از آنها دچار اضافه وزن شدهاند. دکتر اريک استايس که مسئول اين تحقيقات بود، ميگويد: «مشکل اصلي اينجاست که بر اساس اين تحقيق، وقتي خانمي در مسير چاقي قرار ميگيرد، بازگشت به لاغري بسيار مشکلتر خواهد بود.»
ژن Taq1A1 که مسئول اين مشکل شناخته شده است، به عنوان ژن چاقي در خانمها معرفي شده و دانشمندان ميگويند اين ژن ارتباط نزديکي با ميزان فعاليتهاي دوپامين در مغز دارد. در واقع طبق نظر اين محققان، پديده چاقي در خانمها بسيار شبيه به اعتياد است و به همين دليل براي مبارزه با آن به غير از رژيمهاي لاغري، بايد درمانهاي مشاورهاي و رواني را هم در نظر گرفت.
نتايج اين تحقيق باعث شد تا بسياري از متخصصان تغذيه و لاغري، روشهاي درماني خود را براي خانمهاي چاق تغيير دهند. آنها اميدوارند، آزمايشهاي ژنتيکي، بسيار زودتر از زماني که يک فرد به مرز چاقي برگشتناپذير يا سخت برسد، خانمهاي در معرض خطر را مشخص کند و همچنين نوعي از درمانهاي دارويي جديد هم براي اين افراد به وجود آيد تا بتواند از طريق همان سيستم عصبي، اين اشتياق به غذا خوردن را در اين خانمها سرکوب کند.
اما به عقيده همه محققان نکته اصلي اين تحقيق اين است که بهطور کلي خانمها بايد در هر حال از پرخوری پرهيز کنند چون حتي در آن دسته از خانمها که اين مشکل ژنتيکي وجود ندارد، پرخوري ميتواند عوارض بدي را به دنبال داشته باشد.
زي زي | July 12, 2009 5:27 AM
anar jan, man nemidounam che saati az rouz momkene sham boxori, vali be nazaram nagzar shamet dir tar az sa'at 7 beshe. sham zoudtar boxor o badesh yek vade mive ya chand ta badom, badoumzamin boxor. in aslan saxt nist. man fekr mikonam sham dir xordan momkene tasir e badi rou sangini o chaqi begzare. man tou europay e shomali be in adat residam, mamoulan beyn e 6-7 sham mixoram. ta qabl az xab ham ba yek kam mive ya nut sar mikonam. omouman ham vaznam bishtar az 1-2 taqyir nemikone!
bita | July 12, 2009 5:27 AM
استفاده از اسکن مغزي نشان داد که بعضي از خانمها از لحاظ ژنتيکي کمتر از غذاها لذت ميبرند و به همين دليل با بيشتر غذا خوردن سعي ميکنند اين کمبود را جبران کنند.
خانمي چاق زناني که کمتر از غذا خوردن لذت ميبرند، بيشتر چاق ميشوند
محققان ثابت کردهاند که اين دسته دوم که اغلب هم از بين خانمها هستند، بيشتر مستعد چاقي هستند.
استفاده از اسکن مغزي نشان داد که بعضي از خانمها از لحاظ ژنتيکي کمتر از غذاها لذت ميبرند و به همين دليل با بيشتر غذا خوردن سعي ميکنند اين کمبود را جبران کنند.
براي محققان هميشه اين سوال مطرح بود که آيا اين افراد به خاطر لذت زيادي که از غذا خوردن ميبرند، غذاي زياد ميخورند يا خير؟
از نظر روانشناسي اين مساله کاملا منطقي به نظر ميرسيد که انجام بيشتر يک عمل لذتبخش ممکن است به صورت عادت در آيد، اما تحقيقات جديد باعث شد تا کارشناسان حالت معکوسي را هم براي خانمها در نظر بگيرند.
طبق بررسيها مشخص شد که بعضي از خانمها به خاطر اينکه از خوردن غذا لذت کمي ميبرند، دست به يک رفتار جبراني ميزنند و با بيشتر غذا خوردن خود را در معرض چاقي و اضافه وزن قرار ميدهند. آنها حتي توانستند در اين دسته از خانمها، يک ويژگي ژنتيکي خاص را هم مشخص کنند که ارتباط بيشتري بين سيستم پاداشدهي مغز و رفتار جبراني را نشان ميدهد.
مغز انسان
براي انجام اين تحقيق، ابتدا به تعدادي از خانمهاي چاق و لاغر، تصوير يک غذا را نشان دادند و از آنها اسکن مغزي تهيه کردند. طبق انتظار، فعاليت مغزي افراد چاق با ديدن تصوير بيشتر از خانمهاي لاغر بود و اين ميل شديد آنها را به خوردن نشان ميداد، اما انجام اسکن مغزي موقع خوردن غذا، نتيجه کاملا متفاوتي به دنبال داشت.
برخلاف تصور محققان، فعاليت سيستم پاداش مغز که در پاسخ به خوردن غذاي دلخواه به وجود ميآمد، در افراد چاق بسيار کمتر از افراد لاغر بود، يعني اينکه افراد چاق از خوردن غذا لذت کمتري را احساس ميکردند و براي درک بيشتر اين لذت، بشقاب بعدي غذا را مي خوردند.
در اين سيستم پاداش هم مثل بقيه تجربههاي لذتبخش مغز، دوپامين (يک ناقل عصبي) نقش اصلي را دارد و انجام امآرآي (MRI) از نواحي مرکز دوپامين، نشاندهنده تجمع کمتر اين ماده در مغز بعضي از خانمها بود که اتفاقا اغلب آنها چاق و داراي اضافه وزن بودند.
نکته ديگري که در نتايج اين تحقيقات عنوان شد، اين بود که در هر فردي با خوردن بيشتر غذا، ميزان لذت کمتر ميشود. اين مساله در فردي که به ميزان طبيعي، لذت را حس ميکند، موجب سير شدن و دست کشيدن از غذا ميشود، اما در کساني که اين ويژگي ژنتيکي خاص را دارند، باعث ميشود تا بيشتر غذا بخورند.
بررسي يک ساله اين خانمها نشان داد که درصد بالايي از آنها دچار اضافه وزن شدهاند. دکتر اريک استايس که مسئول اين تحقيقات بود، ميگويد: «مشکل اصلي اينجاست که بر اساس اين تحقيق، وقتي خانمي در مسير چاقي قرار ميگيرد، بازگشت به لاغري بسيار مشکلتر خواهد بود.»
ژن Taq1A1 که مسئول اين مشکل شناخته شده است، به عنوان ژن چاقي در خانمها معرفي شده و دانشمندان ميگويند اين ژن ارتباط نزديکي با ميزان فعاليتهاي دوپامين در مغز دارد. در واقع طبق نظر اين محققان، پديده چاقي در خانمها بسيار شبيه به اعتياد است و به همين دليل براي مبارزه با آن به غير از رژيمهاي لاغري، بايد درمانهاي مشاورهاي و رواني را هم در نظر گرفت.
نتايج اين تحقيق باعث شد تا بسياري از متخصصان تغذيه و لاغري، روشهاي درماني خود را براي خانمهاي چاق تغيير دهند. آنها اميدوارند، آزمايشهاي ژنتيکي، بسيار زودتر از زماني که يک فرد به مرز چاقي برگشتناپذير يا سخت برسد، خانمهاي در معرض خطر را مشخص کند و همچنين نوعي از درمانهاي دارويي جديد هم براي اين افراد به وجود آيد تا بتواند از طريق همان سيستم عصبي، اين اشتياق به غذا خوردن را در اين خانمها سرکوب کند.
اما به عقيده همه محققان نکته اصلي اين تحقيق اين است که بهطور کلي خانمها بايد در هر حال از پرخوری پرهيز کنند چون حتي در آن دسته از خانمها که اين مشکل ژنتيکي وجود ندارد، پرخوري ميتواند عوارض بدي را به دنبال داشته باشد.
زي زي | July 12, 2009 5:31 AM
بابا چه میکنه این زی زی !!!
انار جونم بچه ها راست میگن بیا و دوباره جدول بذار . مطمئن باش تأثیر داره .
لی لی جون من دقیقاً این چیزی رو که میگی باور دارم . به عینه دیدم و بارها برام اتفاق افتاده . اما درست تو همون لحظه است که باید تصمیم درست بگیریم وگرنه بقول انار توپه قل خورده و رفته !
سوگند | July 12, 2009 6:41 AM
راستی کسی از آق معلم خبر نداره ؟
سوگند | July 12, 2009 6:44 AM
سلام به همه دوستان بطور خاص انار عزيز
انار جان من تصميم گرفتم كه اين 4 كيلو تا دهه 59 را حسابي كم كنم در عرض 4 هفته و حسابي هم مصمم هستم. اگه دوست داري تو هم با ما بپيوند و بيا به خودت بگو كه از همين امروز رژيم دارم و فكر نكن كه خوب داري طبق همان روال قبلي كار ميكني و اين هم بخشي از همان كارزاره بلكه برعكس بگو كه من اصلا تاكنون رژيم نداشتم و تازه شروع كردم به كاهش وزن بعد هم شروع كن با يك سري تجربيات كه خودت حتما بهتراز هر كسي ميدوني كه چي روت خيلي تاثير گذار بوده همه اون اهداف را دوباره مرور كن و بگذار براي خودت . ولي به طور خاص در هفته اول كمي به خودت سختي هم بده يعني كمي محدوديت ها را بيشتر كن كه حتما حتما نتيجه بگيري. بعد هم نكاتي كه من خيلي برام مثبت بود اينها بود :
نخوردن شام ديرتر از 19 .
شامهاي سبك خوردن و بطور خاص نخوردن نان و پلو
دوبار در هفته شام فقط سالاد بود و ميوه بطور خاص گريپ فورت
ورزش روزي يك ساعت و نيم ولي مثلا يك ساعت پياده روي تند و يك نيم ساعت تا 40 دقيقه دوچرخه سواري . دوچرخه سواري ثابت و كتاب ميخونم كه خيلي دوست دارم يا كتاب گوش ميدم. يا تلفن ميزنم و كارام رو ميكنم.
خوردن ماهي هفته اي 4 بار
خوردن يك ليوان چاي سبز هنگام خواب
خوردن يك ليوان بزرگ شير بي چربي داغ يك ساعت قبل از شام كه حسابي سيرم ميكرد.
اينها تجربيات من بود چون كه ديدم كه الان شما تقريبا در همين وزن من هستيد و من هم ميخواهم كه حتما تا اواسط اوت به 59 برسم. پس با يك اراده و تصميم ديگه كه خيلي جدي هست شروع كردم و البته اصلي ترين و بهترين اهرم اين ها و رسيدن به اهداف داشتن دوستان خوبي هست كه الان همه ما در اينجا و گروه پايداري داريم.
پس اگه دوست داري اسمت رو تو مسابقه 4كيلو كاهش وزن در چهار هفته بنويسم !!! موفق باشيد
صبا | July 12, 2009 9:22 AM
زی زی جون
الان اگه اسکن مغزی منو بگیرن دانشمندان در بهت وحیرت میمونن..به جای مخچه وبصل النخاع و اینا باقلوا..پشمک..نون قندی..کلوچه...خلاصه همه چی پیدا میشه..!
بعدش هم من رفتم خودمو متر کردم دیدم بنده هم 9 سانت افزایش قطر شکم داشتم برا همین ازت میخوام اگه کسی داوطلب نیست سکوی شماره 2 افتخارو به من اختصاص بدی !
باتشکر
یه دوست | July 12, 2009 12:19 PM
انار این حرفهای آخرت اینقده به دلم نشسته که نگویعنی شدیدا درکت میکنم
میدونم که عنوان کردنش اینجا بیشتر برای تلنگر خوردن به خودته تا پیدا کردن یه راه
و اینو میدونم بعد این همه دود چراغ خوردن تو راه لایف استایل بهینه خودت بهتر از هر کسی میتونی راهتو پیدا کنی..
من پیشنهاد خاصی برات ندارم جزء اینکه اومدم بگم بعنوان کسی که یه سقوط درست حسابی کرده و از اهداف اصلیش فاصله گرفته به اینجا نیاز دارم تا راه درست تری را پیدا کنم ..
و شاید این راهو دوستانم به من نشون ندن ولی حمایتشون برای من بسیار ارزشمند و دلگرم کننده هست..
یه دوست | July 12, 2009 12:23 PM
کجا؟ خطبه سوم هنوز مونده..
من اصلا امشب با لی لی کار داشتم آخه دیدم کتابی داره میخونه از "جنین روث" که اینجانب شیفته خودش و نظریاتش هستم...
لی لی جان مرسی..من نمیدونستم کتابش تو ایران ترجمه شده..من اگه یه روزی آدم بخوام بشم احتمالا با شیوه این خانومه ..نه رژیم ..نه کالری شماری...فقط با تغییر جهان بینی خوردن!
یه دوست | July 12, 2009 12:25 PM
خواهش می کنم یه دوست جان
چقد رخوشحالم که شما هم همین نظرو دارید البته عجیب نیست با شناختی که ازشما دارم غیر از این نباید باشه .
گول این مدت شیرینی و باقلوایی رو هم نخورید . به نظرم اینقدر بخورید که دیگه دلتون نخواد . من مطمئنم که خیلی زود دوباره به ریتم می افتید .
خوندن این کتاب تاثیر عجیبی رو من گذاشته . ممکنه کس دیگه ای بخونه و اونقدر براش موثر نباشه اما انگار چیزی بود که من بهش نیاز داشتم . با اون نظریه های انقلابی اش .
و دقیقا همینه که می گید : نه رژیم نه کالری شماری فقط با تغییر جهان بینی . اما آیا جراتش رو داریم که به کسی هم توصیه اش بکنیم ؟ چقد راگر شخص خودش به این نتیجه نرسیده باشه می تونه دچار اشتباه و سوبرداشت بشه ؟
روزی که کالری شماری رو ترک کردم احساس می کنم به معنای واقعی آزاد شدم .
لی لی | July 12, 2009 2:34 PM
من جدیدم اینجا- کمک کمک! تازه اول راهم. 30 40 کیلو اضافه دارم :(
saba | July 13, 2009 2:48 AM
من جدیدم اینجا- کمک کمک! تازه اول راهم. 30 40 کیلو اضافه دارم :(
saba | July 13, 2009 2:53 AM
من جدیدم اینجا- کمک کمک! تازه اول راهم. 30 40 کیلو اضافه دارم :(
saba | July 13, 2009 2:53 AM
به خدا نمی دونستم دوباره اینو می فرسته که . این ویندوز من حسابی قاط زده . بلاگفا هم که جای اب نبات چوبی هم کار نمی کنه واسه ما . خودش واسه ام یه پست جدید گذاشته و شادم هست و هرچی هم می رفتم توی مدیریت وبلاگم بهم اجازه ورود نمی داد . بعد از 1000 بار کلنجار رفتن دیدم که می تونم وارد مدیریت بشم ولی نمی تونم این پست های اخر هجو رو پاک کنم . یعنی رسما پاک نمی کرد شاید بگم از 4 تا پی سی ه متفاوت این کار رو روی هم رفته 400 بار انجام دادم . تا امروز بالاخره پاک کرد .
یعنی رسما این بلاگفا بره بمیره بهتره .
یه دوست جون حالا که مدیرم کلی غرغر کرده سرم و منم تند تند کارامو کردم بذار بیام بهت بگم که منم دور کمرم 10 سانت اضافه شده خب از شنبه دوباره رژیم گرفتم . البته خودت بهتر خبر داری که من توی بهترین حالت هم از 1700 تا پایین تر نخوردم و همیشه هم غر می زدم که من چرا این جوری ام ... ولی بعدا که کلا جدول رو گذاشتم کنار دیدم بابا ای ول به اون وقتهایی که حتی 2400 اینها می خوردم . چون لااقل وزن که کم نمی کردم دور کمرم هم فوقش 4 سانت ورم داشت ...اما کم کم هی ول کردم تا شد الان .
خب بهتر نیست جای این که غصه بخوری پاشی یه بار اینقدر زیاد بخوری که از همه جات بزنه بیرون حتی جوش های چرکی بزنی ... حالت از سنگینیه خودت بد بشه و بعد توی همون لحظه همه شون رو بریزی دور
به این حرفم فکر کن .
بلند شو وشروع کن . بچه ها همه شون دارن شروع می کنن . تو هم پاشو . اصلا بیا توی وبلاگ من ( درسته که همیشه قروقاطه ) و گزارش بده گزارش پرخوری هات رو ... وو
ولی بیا .... اینقدر بیا تا از خودت خجالت بکشی . چون منم تا دو روز پیش هی می رفتم به این جدول ها سر می زدم و می گفتم پس من چرا دیگه اصلا رژیمی نیستم ؟
همون موقع که کامنت می ذاشتم واسه بچه ها توی دهنم هم پره شیرینی نارگیلی و خامه ای بود و همون وقت ها که 2 نصفه شب بود یه دو سه تایی هم ساندویچ فلافل می خوردم و اون لاها بادوم زمینی و عسل و فندق هم می زدم توی رگ و هی افسوس می خوردم که من چرا نمی افتم روی فاز رژیم آخه ؟
تا این که سایز هام رو گرفتم و .... بهم برخورد .
در مورد تو نمی دونم چی جواب میده؟ ولی بخواه که از این فاز بیای بیرون خب؟
zi zi | July 13, 2009 3:23 AM
به خدا نمی دونستم دوباره اینو می فرسته که . این ویندوز من حسابی قاط زده . بلاگفا هم که جای اب نبات چوبی هم کار نمی کنه واسه ما . خودش واسه ام یه پست جدید گذاشته و شادم هست و هرچی هم می رفتم توی مدیریت وبلاگم بهم اجازه ورود نمی داد . بعد از 1000 بار کلنجار رفتن دیدم که می تونم وارد مدیریت بشم ولی نمی تونم این پست های اخر هجو رو پاک کنم . یعنی رسما پاک نمی کرد شاید بگم از 4 تا پی سی ه متفاوت این کار رو روی هم رفته 400 بار انجام دادم . تا امروز بالاخره پاک کرد .
یعنی رسما این بلاگفا بره بمیره بهتره .
یه دوست جون حالا که مدیرم کلی غرغر کرده سرم و منم تند تند کارامو کردم بذار بیام بهت بگم که منم دور کمرم 10 سانت اضافه شده خب از شنبه دوباره رژیم گرفتم . البته خودت بهتر خبر داری که من توی بهترین حالت هم از 1700 تا پایین تر نخوردم و همیشه هم غر می زدم که من چرا این جوری ام ... ولی بعدا که کلا جدول رو گذاشتم کنار دیدم بابا ای ول به اون وقتهایی که حتی 2400 اینها می خوردم . چون لااقل وزن که کم نمی کردم دور کمرم هم فوقش 4 سانت ورم داشت ...اما کم کم هی ول کردم تا شد الان .
خب بهتر نیست جای این که غصه بخوری پاشی یه بار اینقدر زیاد بخوری که از همه جات بزنه بیرون حتی جوش های چرکی بزنی ... حالت از سنگینیه خودت بد بشه و بعد توی همون لحظه همه شون رو بریزی دور
به این حرفم فکر کن .
بلند شو وشروع کن . بچه ها همه شون دارن شروع می کنن . تو هم پاشو . اصلا بیا توی وبلاگ من ( درسته که همیشه قروقاطه ) و گزارش بده گزارش پرخوری هات رو ... وو
ولی بیا .... اینقدر بیا تا از خودت خجالت بکشی . چون منم تا دو روز پیش هی می رفتم به این جدول ها سر می زدم و می گفتم پس من چرا دیگه اصلا رژیمی نیستم ؟
همون موقع که کامنت می ذاشتم واسه بچه ها توی دهنم هم پره شیرینی نارگیلی و خامه ای بود و همون وقت ها که 2 نصفه شب بود یه دو سه تایی هم ساندویچ فلافل می خوردم و اون لاها بادوم زمینی و عسل و فندق هم می زدم توی رگ و هی افسوس می خوردم که من چرا نمی افتم روی فاز رژیم آخه ؟
تا این که سایز هام رو گرفتم و .... بهم برخورد .
در مورد تو نمی دونم چی جواب میده؟ ولی بخواه که از این فاز بیای بیرون خب؟
zi zi | July 13, 2009 3:28 AM
یه دوست جان حرف این زی زی رو گوش کن ، کلی دنیا دیده است ها ! بعد ذره بین برمیداره رو برنامت . یعنی تا قبل از اینکه بهم نگفته بود نمیدونستم که من اصلاً لبنیات نمیخورم . زی زی ممنونم.
لی لی جان میشه اسم اون کتاب رو بگی منم بخونم ؟
سوگند | July 13, 2009 5:04 AM
بچه ها ببخشید منو
:(
zi zi | July 13, 2009 5:07 AM
لي لي جان اسم اون كتاب رو ميشه به انگليسي بگي ؟ مرسي گلم
صبا | July 13, 2009 10:45 AM
اسم کتاب :
when you eat at the refrigerator ،pull up a chair
نویسنده :
Geneen Roth
که عنوان ترجمه شده اش اینه :
اگر برای خوردن به سراغ یخچال می روید یک صندلی برای نشستن بردارید
جنین راس ترجمه فرنگیس میرهادی
انتشارات سمام
لی لی | July 13, 2009 11:49 AM
یه دوست جون! و انار خوبم ! کجایین؟
Zi zi | July 13, 2009 11:57 PM