1. من امروز این ایمیل رو به همه اعضای گروه یاهوی انارستان فرستادم. چون بعضی از اعضا ممکنه ایمیلهای گروه یاهو رو دریافت نکنند یک نسخه اش رو هم اینجا میذارم برای ملاحظه. واقعا باعث تاسفه.
موضوع:عکسهای گروه یاهو انارستان حذف شده استسلام به همگی
اگر شما این ایمیل رو دریافت کرده اید به این دلیله که عضو گروه یاهوی انارستان در گروه سه شنبه طلایی بوده اید. متاسفانه به نظر میاد که یکی از اعضای گروه پسورد شخصیش رو با فردی که عضو نبوده به اشتراک گذاشته و اون فرد عکسهای بعضی از اعضای گروه رو کپی کرده و در فضای عمومی گذاشته. با توجه به اینکه من هیچ راهی برای جلوگیری از تکرار این مشکل ندارم و برای اینکه بیشتر از این امکان سو استفاده از این فضای خصوصی فراهم نشه من آلبوم عکس همه اعضا رو حذف کردم. این اقدام بدون اخطار قبلی به اعضا صورت گرفته چون فرض کردم هر عضوی کپی عکسهای شخصیش رو داره و اخطار قبلی فقط فرصتی برای عضو خاطی فراهم میکنه تا عکسهای بیشتری رو کپی کنه.
من به سهم خودم از این مشکل پیش آمده واقعا معذرت میخوام و امیدوارم بتونیم راهی پیدا کنیم که اعضا بتونند عکسهاشون رو در محیط امن تری به اشتراک بگذارند.
شاد باشید
انار
2. آقای معلم عزیز. لوگی که درست کرده اید برای من قابل رویت نبود. باید پابلیشش کنید که همه اعضا بتونند ببنند. بعد هم به کدوم ایمیل برای من دعوتنامه فرستادید؟ خیلی مممنون از همه زحمتاتون.
من الان سر کارم. شب میام در مورد لوگ گروه هم توضیح میدم(لوگ نهایی 700 دلاریمون). این چند روز از نظر خوردن فاجعه بوده برای من. از امروز دارم جبران میکنم.
خیلی ذوق دارم دوباره داریم لوگ دار و میتینگ دار میشیم:))











Comments
اه چه جالب مثل اينكه من اول شدم .
انار جان شما از سر كارت پيگيري كرديد كه ايا نامه اي از آلمان داشتيد يا نه؟ ممنون اگه خبر بديد.
صبا | May 27, 2009 2:43 PM
صبا جانم
همین الان دویدم چک کردم. رسیده. یک دنیا ممنون.
anar | May 27, 2009 3:06 PM
سلام اخی متاسفم که همتون ناراحت شدین سر عکسا حالا اشکالی نداره تو گوگل سرچ که هر چی بزنی بچه های خوشگل انارستان اصلا از حسودی به روی خودشم نمیاره D:
من اومدم بگم شرمنده ی روی همگی ایشالا من برم سه شنبه ی بعد بیام باور کنین اوضاع وانفسا شده الان اینجا 11 شبه من از صبح یه چایی نبات خوردم با یه کیک و شیر معدمم روده هامو خورده! خلاصه اینروزا رژیم رو تعطیل کردم چون اگر بدونم رژیمم اعصابم خورد میشه رعایت نکنم
اقا معلم خیلی بینهایت یه عالمه یه دنیا مممنونم از کامنتتون کلی از درهای بسته رو به روی من باز کرد فقط یه چیز این ماست و مربا چه جوری باید باشه؟نسبتشون منظورمه؟فقط طعم بگیره ماست یا نه مربا توش مشهود باشهه؟....
یه دوست جون دقیقا منم با اون قضیه ی سومیه (open) مشکل دارم از اینرو سیستم بدنی با هماهنگی خودش حتی تا 14 ساعت هم با من همکاری میکنه که شرمنده ی دشت و بیابون نشم:دی
اقا ما بریم دیگه شمام دیگه غصه نخورین راستی امروز کائنات با من بود!جدی میگما صبح با اتفاقای خیلی بدی شروع شد ولی انقد قشنگ اخر همشون به خیر شد که باورم نمیشه اتفاقای عجیب غریب زیاد افتاد خلاصه امروز خدا واسه ما پارتی بازی کرد:x:x:x
تبسم | May 27, 2009 4:01 PM
سلام صبح همگی بخیر
لوگ پابلیش هستش و ادرسش هم
http://spreadsheets.google.com/pub?key=rYlcEQ5u7wUWJMlMcUIUR_g&output=html
البته این فرم اعضا هستش
یعنی اعضا فقط به این پیش فرم برای وارد کردن اطلاعات دسترسی دارند
لوگ اصلی(ادرسش را در کامنت بعدی می گذارم)
این هستش که دوستانی که برای همیاری انتخاب می شوند مجاز به دسترسی به آن هستند
این سیستم برای جلوگیری از اشتباه و حفظ اطلاعات
و تغییر اطلاعات دوستان(غیر عمدی یا عمدی) در نظر گرفته شده
برای شما به ادرس anarkhanoom در جی میل دعوتنامه فرستاده شده
تا الان 8 نفر به دعوت نامه پاسخ دادند و 6 نفر که درخواست داده بودند ودعوت نامه ارسال شده جوابی ندادند
سالومه عزیز هم همینطور
× خبرهای خوشی از لوگ و میتینگ داره می رسه , بی صبرانه منتظریم
آق معلم | May 28, 2009 1:10 AM
لوگ اصلی
http://spreadsheets.google.com/pub?key=rtyl7CsXlTWDB_uRcTVa5Pg&output=html
آق معلم | May 28, 2009 1:11 AM
یه دوست جان
خوش بگذره عکس یادت نره!
می دونی که ما دلمون به همین عکس ها خوشه اینجا که جز تپه شنی چیزه دیگه ای نیست!
تبسم عزیز
ماست خودش دارای قند هستش
ماست کم چرب شیرین اگر استفاده می کنی فقط برای اینکه یه طعم و مزه ای داشته باشه
از خود اصل میوه هم میتونی استفاده کنی
ماست و خیار که خوردی حتما
حالا ماست با اناناس
ماست با توت فرنگی
ماست با تمشک
ماست با موز
و هر میوه ای که دوست داری یه تست بزن!
دیگه جمیع دوستان موفق باشید
آدینه تان با شادی
----
یعنی من از اخبار میتینگ تا شنبه صبح باید بی خبر بمونم؟ آیا ؟
آق معلم | May 28, 2009 1:22 AM
اق معلم هر دوتا لوگ رو دیدم چقدر زحمت کشیدین
تبسم | May 28, 2009 4:06 AM
اتفاقا این ماست و اناناس رو یه خانوم کارشناس تغذیه ای بودند و میگفتند که خاصیت چربی سوزی داره
ممنون اقا معلم
تبسم | May 28, 2009 4:08 AM
چه حیف!! :-(
حالا عکس های کی بوده و از کجا فهمیدید؟
samiya | May 28, 2009 7:26 AM
Anar joon,
I will be in Bay area next week for one week. I would love to meet you for coffee if you have time. Send me an email if you are up to it.
sheri | May 28, 2009 8:55 AM
سامیا جون سلام کجاااای خانوم؟
سامیا جون ادرسی رو که اینجا وارد کردی درست کن اخرش بجای بلاگفا. کام نوشتی بلاگفا.کاپم :دی شرمنده فونتم انگلیش نمیشه یعنی یه پی اضافه گذاشتی
تبسم | May 28, 2009 9:01 AM
برای پابلیش کردن یه پست جدید به مدیریت بلاگم رفتم و با خیل عظیم کامنتهای خصوصی مواجه شدم
بعضیا اومدن مزخرفات همیشگی رو گفتن و بعضی ها هم میترسن ما خارج از خاک کشور فحش های وطنی یادمون بره!
بعضی از دوستای نازنین هم گفتن که فلانی اومده گفته تبسم ....یا ....
در کل همینجا به عرض همگی میرسونم بنده هیچ خصومتی با هیچ کس ندارم و همچنین تقاضا میکنم دوستان کامنتای خصوصی منو عمومیش کنن و این دوستان هم اگر به خودشون اطمینان دارن لطف کنن کامنتها رو خصوصی نذارن همین!!!!!!!
راستی اقا/خانوم ...! بنده کامنت شما رو عمومی کردم راستی روان پریش کسیه که از اسم خودش خجالت میکشه.
انار خانوم جون متاسفم اگر اینجا مطرح کردم هر موقع اومدین این کامنتو پاک کنید فقط گفتم که اگر از جانب من حرفی به دوستان منتقل شده بدونن که اشتباهه همین
تبسم | May 28, 2009 9:19 AM
من شرمندم
یه بنده خدایی اینجا فیلم ایرانی زیاد دیده میگه طرف پسورد گروه تبسم رو به من هم داده حالا هم میگه یا همتون برین کاری که من میگم (!!!!!!)رو بکنید یا من عکسا تون رو دارم پخشش میکنم!!!
اخه جناب یک اینکه اون گروه بسته شده دو اینکه تنها کسایی که عکسشون تو اون گروه بود من و دکتر سارا بود که دکتر هم با مانتو مقنعه عکساش بود پس خدا رو شکر مسئولیت کسی با من نیست سوم اینکه این کاری که گفتی فقط از ادمی مثل تو برمیاد
حالا عکسای منو میخوای پخش کنی؟الان این تهدید بود؟موفق باشی عزیز
تبسم | May 28, 2009 9:41 AM
بچه ها اینجا چه خبره ؟ چی شده ؟
واقعاً عجب آدمهایی پیدا میشن . منم متأسفم
تبسم تو کدوم گروه رو میگی همون که منم عضوم ؟اون دیگه چی شده ؟
ای وای ! با کلی ذوق و شوق بعد از مدتها اومدم دو کلام حرف خوب بنویسم حالم گرفته شد ، میتینگ و لوگ یادم رفت!
سوگند | May 28, 2009 11:01 AM
میگم تجربه هم چیزخوبیه ها!
باز شما تو یاهوگروپ بودین و با پسورد ، من که عکسمو گذاشتم تو وبلاگم همه ببینن . یعنی به نظرتون من الان تو سایتهای نامربوط!!! هستم ؟؟؟؟
سوگند | May 28, 2009 11:08 AM
Thanks for posting, I very much liked reading your latest post. I think you should post more often, you obviously have talent for blogging!
My Amazing Weight Loss Story | May 29, 2009 12:09 AM
هلو.... هو آر یوعرض میشه خدمت بالایی(مهمون خارجکی داریم)!
ما رفتیم کوه و برگشتیم ولی میبینم هنوز اوضاع قمر در عقربه.. حالا چرا نمی دونم
تو گویی این مسائل حاشیه ته مونده انگیزه ما را هم برد..حالا من اشتباه میکنم یانه..ولی انگار هرکی رفته توخونه خودش و درو روخودش بسته..این اوضاع به نفع ما نیست..شاید فکرکنیم که هرکس تنهایی میتونه راه خودش را بره...ولی تجربه نشون داده که این راه به مقصد نمی رسه..اگه از جمع انگیزه نمی گیریم شاید اشکال از خودمونه..مشارکتمون کم رنگه..ما تا مشکلاتمون را درجمع مطرح نکنیم نمی تونیم باز خورد مناسب بگیریم
و خیلی حرفهای دیگه....
در رابطه با این فرد کامنت گذار مشکوک هم یه نکته بگم..هر کی هست کارش را بسیار خوب بلده..و با ظرافت تمام داره همه جا نفوذ میکنه..وقتی ما از دلسردی امون حرف میزنیم اون قدرت میگیره و وقتی بعضی کامنتها را پاک میکنیم سر از جای دیگه در میاره!!..سعی کنیم به قول اون دوستی که نمیدونم کامنتش پاک شد یا نه..غرق در دنیای مجازی نشیم و فرصت میدون دادن به بعضی افراد مجازی بیمارندیم.
آیاخیلی مرموز حرف زدم؟!!حرفهای من را کسی فهمید؟
همه اینها به کنار میخواستم بگم من واقعا نتونستم بیشتراز 12 روز تو ترک مواد سفید باشم و از صبا خواستم تا نظر پزشکش را در این مورد بگه ..حالا ببینیم آیاجوابی میرسه..شما هم برید یه آبی به سرو صورتتون بزنید تا خواب از سرتون بپره..
یه دوست | May 29, 2009 2:09 AM
اوه ! به نظرم میاد یکی دوست نداره انارستان مثل قدیم بشه و بچه ها دور هم جمع بشن ! یکی که قبلا هم شاید اومده و یه بذر پاشی هایی کرده و یه سری رو از انارستان کلا زده کرده (الان ببخشید فعل درستش نمیدونم چیه) درهرصورت این دست خودمونه که اختیارمون رو بدیم به دست همچین آدمایی تا گروه به این قشنگی (و حتی با اجازه دوستای جدیدم باید بگم این گروه قبلا خیلی قشنگ تر هم بوده و حالا شما بعد از اومدن لوگ و ستاره ها میبینید که چه شور و حالی داره !!) رو از هم بپاشونه دلسردی رو برامون بیاره ! زودی بچه های قدیمی و جدید ! زود باشید خودتون رو جمع و جور کنید یه همتی کنیم نذاریم این جور آدما اینجا جولون بدن .
ببخشید میدونم خیلی غلط غولوط داشتم ...
(leili) nanazi) | May 29, 2009 11:39 AM
1 من شروع میکنم دیگه ساکت نباشم
من چند وقتیه هر هفته می گم از هفته دیگه چرا این جوری شدم نمی تونم برنامه ریزیم رو عملی کنم. سرم خیلی شلوغ شده و نمی تونم استرسام رو آروم کنم.
کم می یام اینورا که انرژی منفی ندم به بقیه هر چند هم که خودممم هم محروم میشم از انرژی بقیه! کمتر می تونم جلوی خودم رو بگیرم و هزار تا چیز زشت دیگه ولی امید دارم که یه جورائی تموم بشه این حالت....
ما ارادتمند یه دوست جان هستیم . خوب به موقعه تلنگر رو زدی بهم.
یعنی واقعا باید به کل مواد سفید رو ترک کرد؟؟؟ من اصلا موافق نیستم یه ذره اش هر از گاهی آدم رو از حریصی در می یاره مشکل زیادی خوردنشه فکر کنم
گلبهار | May 29, 2009 6:05 PM
یه دوست جان (خیلی ارادتمندیم!) من قشنگ فهمیدمت!
خوب منم بیام بگم که امروز 15 روزه که پاکم اما نه کامل تو این 15 روز لب به برنج ، شکر ، شیرینی ، سیب زمینی و... نزدم اما گاهی یک تکه نون خوردم . اولین باره که 15 روز برنج نمیخورم اما خیلی تو حجم جریان تأثیر داره یعنی خودمونی تر بگم ، انگار ورمم خوابیده . در عرض یک هفته اخیر 5 وعده ماهی خوردم که خیلی رضایتبخش بود و چیزی که صبح ها منو تا ظهر سیر نگه میداره ، 7-8 تا بادوم خام هستش.
ورزشم دوباره مرتب شده ؛ یک روز شنا ، یک روز ایروبیک و بعضی روزها صبح زود پیاده روی . هفته ای 1 کیلو هم کم کردم . کلاً دختر خوبی شدم امّا ...
خوبشو اینجا گفتم بدشو تو وبلاگ خودم . میشه یه کم برای من دعا کنین ؟
سوگند | May 30, 2009 12:39 AM
احوال آق معلم ؟
من با این بی اینترنتیم هزار بار برای شما کامنت گذاشتم اما خورد تو دیوار . گفتم اینجا در ملأ عام بذارم بلکه ببینین!!!
سوگند | May 30, 2009 12:41 AM
سلام صبح شروع هفته همه به خوبی و خوشی
انار خانم ما منتظر توضیح در مورد لوگ جدید نفهمیدیم این 5شنبه و جمعه چطور گذشت و امروز اما اومدیم دیدم که .... خبری نیست
آق معلم | May 30, 2009 12:48 AM
خوب ما اومدیم
10 دقیقه ای برای تایپ وقت هست
دوستان عزیز
از این موارد خیلی زیاد هستش
برای من هم هر بار برنامه ای راه انداختم کامنت های محبت امیزی امده
با اینکه داره نزدیک یک سال میشه اینجا میام هنوز جدید و قدیم می شنوم
با اینکه خانواده دارم حضورم در اینجا را به قصد و غرض تشبیه می کنند
جواب دادن به سوال دوستان را نشونگر رابطه با انها عنوان می کنند
و ....
اما من یک چیز را می دونم
انکه حسابش پاک هستش
از محاسبه چه باک هستش
کامنتها را می خونم به بعضی هاش مي خندم , بعضی هاش رو هم مستقیم پاک می کنم و به هیچی حساب نمی کنم
همه ما که اینجاییم در مورد کامپیوتر و اینترنت و مزایا و معایبش می دانیم باید خودتان حدود و مرز ها را مشخص کنید
----------
برای اینکه کار گروهی شروع بشه یک لوگ جدید بصورت موقت راه اندازی شده
تعدادی از دوستان هم وارد شدن و تعدادی هم هنوز وارد نشدن با اینکه دعوت نامه فرستاده شده
تا روز 2شنبه به همین منوال خواهد بود و از روز دوشنبه در صورت مشخص نشدن وضعیت از طرف صاحبخونه ادرس لوگ را برای دسترسی اسان دوستان در بلاگی قرار می دهم
ضمنا دوستانی که درخواست دادن چک کنند اگر دعوتنامه رسیده حتما اطلاعتشان را وارد لوگ کنند در غیر این صورت بعد از یک هفته عضویت انها از حالت ادیتوری خارج می شود
موفق باشید
آق معلم | May 30, 2009 3:24 AM
خوب ما اومدیم
10 دقیقه ای برای تایپ وقت هست
دوستان عزیز
از این موارد خیلی زیاد هستش
برای من هم هر بار برنامه ای راه انداختم کامنت های محبت امیزی امده
با اینکه داره نزدیک یک سال میشه اینجا میام هنوز جدید و قدیم می شنوم
با اینکه خانواده دارم حضورم در اینجا را به قصد و غرض تشبیه می کنند
جواب دادن به سوال دوستان را نشونگر رابطه با انها عنوان می کنند
و ....
اما من یک چیز را می دونم
انکه حسابش پاک هستش
از محاسبه چه باک هستش
کامنتها را می خونم به بعضی هاش مي خندم , بعضی هاش رو هم مستقیم پاک می کنم و به هیچی حساب نمی کنم
همه ما که اینجاییم در مورد کامپیوتر و اینترنت و مزایا و معایبش می دانیم باید خودتان حدود و مرز ها را مشخص کنید
----------
برای اینکه کار گروهی شروع بشه یک لوگ جدید بصورت موقت راه اندازی شده
تعدادی از دوستان هم وارد شدن و تعدادی هم هنوز وارد نشدن با اینکه دعوت نامه فرستاده شده
تا روز 2شنبه به همین منوال خواهد بود و از روز دوشنبه در صورت مشخص نشدن وضعیت از طرف صاحبخونه ادرس لوگ را برای دسترسی اسان دوستان در بلاگی قرار می دهم
ضمنا دوستانی که درخواست دادن چک کنند اگر دعوتنامه رسیده حتما اطلاعتشان را وارد لوگ کنند در غیر این صورت بعد از یک هفته عضویت انها از حالت ادیتوری خارج می شود
موفق باشید
آق معلم | May 30, 2009 3:25 AM
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای کل انارستان مهمون من یه ماچ گنده
اقا امروز کولاک بود یعنی هنوز تو شوکم یک امتحان محشری رو دادم خودم هنوز باورم نمیشه وای یعنی ممکنه؟؟؟؟؟؟؟الان کامنتاتون رو میخونم
تبسم | May 30, 2009 5:01 AM
اقا معلم خیلی زحمت میکشین ممنون اقا معلم این قضیه ی ماست و میوه یا همون مربا بود؟عین همون ماست تنها عمل کرد و خاصیت خواباولدگی اور :دی داشت
من میگم شما یه کلاس جمله سازی هم بذارین
تبسم | May 30, 2009 5:22 AM
سوگند جان من نتونستم همین ÷ستت کامنت بذارم پست قبلیت گذاشتم لطفا برو بخون
تبسم | May 30, 2009 5:55 AM
وای به خدا من منظورم از جدید و قدیم این بود که اونایی که برنامه ستاره دادن و اینا رو دیدن و اونایی که تو دوران مشغولی انار رسیدن و اون دوران رو ندیدن! اگرنه مرزی که بین بچه های انارستانی نیست! توروخدا کسی از دست من ناراحت نشه ! شاید من بلد نیستم خوب حرف بزنم .
(leili) nanazi) | May 30, 2009 9:19 AM
عصر بخیر
از صاحبخونه باز هم خبری نیست
سالومه عزیز هم مثل اینکه مشغول رژیمش هستش و قول و قرارش یادش رفته
بگذریم
لیلی نانازی عزیز
من منظورم شما یا دوستان انارستانی که خودشون رو معرفی می کنند نیست سو تفاهم نشه .حرف من و دوستان ، افرادی هستش که ناشناس کامنت می گذارند هستش منظور شما هم کاملا گویا و مشخصه و هم درست بچه ها قدیم فعالتر بودند و محیط انارستان کمتر شنونده داشت و شاداب تر بود به نظر من
بگذریم از این حرف ها که فایده نداره
انرژیمون رو باید برای لوگ نگه داریم
آق معلم | May 30, 2009 9:50 AM
آفرین تبسم جان :**
من انقدر خوشم میاد وقتی یه نفر امتحانش رو خوب میده
فندق | May 30, 2009 11:53 AM
خوب حالا که دوستیم :) یه سوالی داشتم ! درمورد این برنامه های دتوکس نمیدونم دقیقا میشه سم زدایی یا یه چیزی تو این مایه ها!!! کسی چیزی میدونه !؟
(leili) nanazi) | May 30, 2009 1:05 PM
من رسما عجز و ناتواني خودم در برابر وسوسه خوراكيهاي رنگارنگ و وسوسه تنبلي و كرختي و ورزش نكردن رو اعلام ميكنم و با كمال ميل پذيراي پيشنهادات سبزتون هستم. اگه اينطوري پيش برم زحمات دو ساله م در عرض چند ماه بر باد ميره. واقعا ديگه نميدونم چي كار بايد بكنم. يه دوست جان، آيدين جان، دوستاي خوبم به نظرتون چه اتفاقي افتاده كه همه انگيزههام يهويي ته كشيدن؟
حوا | May 30, 2009 1:30 PM
يعني من واقعي، حواي الانه يا حواي سال گذشته؟
حوا | May 30, 2009 1:32 PM
زي زي بيا يه خيري از خودت بده. من نگرانتم
حوا | May 30, 2009 2:36 PM
يه دوست جان نتيجه اين مدتي كه تو ترك بود چي بود؟ اين به قول تو مواد سفيد رو براي يه مدتي كلا بذاريم كنار بهتره كه باهاشون كجدار و مريز رفتار كنيم و باهاشون بسازيم و بسوزيم؟ من كه واقعا گيج شدم. نميدونم آيا اين هورمونهاي مرموز به آب و هواي بهاري و گرده گل حساسيت دارن كه اين روزا اينقدر فعال شدن يا دليل ديگه اي وجود داره واسه اينكه من نمي تونم جلوي خوراكيها مقاومت كنم و با ميزان كمشون هم ارضا نميشم و تا خودم رو خفه نكنم رضايت نميدم.
حوا | May 30, 2009 2:45 PM
يه دوست جان نتيجه اين مدتي كه تو ترك بود چي بود؟ اين به قول تو مواد سفيد رو براي يه مدتي كلا بذاريم كنار بهتره يا باهاشون كجدار و مريز رفتار كنيم و باهاشون بسازيم و بسوزيم؟ من كه واقعا گيج شدم. نميدونم آيا اين هورمونهاي مرموز به آب و هواي بهاري و گرده گل حساسيت دارن كه اين روزا اينقدر فعال شدن يا دليل ديگه اي وجود داره واسه اينكه من نمي تونم جلوي خوراكيها مقاومت كنم و با ميزان كمشون هم ارضا نميشم و تا خودم رو خفه نكنم رضايت نميدم.
حوا | May 30, 2009 2:45 PM
تبسم جون خيلي خوشحالم كه امتحانت رو خوب دادي.
آق معلم از كي ميخواي ميتينگها رو شروع كني؟
انار جان خبراي جديد پس چي شد؟
سوگند تو خوبي؟
فندق جان مت به تعداد قدمهات حسوديم ميشه. هميشه ميخوام اينو بهت بگم ولي حال ساين آپ كردن تو اكستراپوندز رو ندارم.
حوا | May 30, 2009 2:56 PM
تبسم جون خيلي خوشحالم كه امتحانت رو خوب دادي.
آق معلم از كي ميخواي ميتينگها رو شروع كني؟
انار جان خبراي جديد پس چي شد؟
سوگند تو خوبي؟
فندق جان من به تعداد قدمهات حسوديم ميشه. هميشه ميخوام اينو بهت بگم ولي حال ساين آپ كردن تو اكستراپوندز رو ندارم.
حوا | May 30, 2009 2:57 PM
تبسم جون خيلي خوشحالم كه امتحانت رو خوب دادي.
آق معلم از كي ميخواي ميتينگها رو شروع كني؟
انار جان خبراي جديد پس چي شد؟
سوگند تو خوبي؟
فندق جان من به تعداد قدمهات حسوديم ميشه. هميشه ميخوام اينو بهت بگم ولي حال ساين آپ كردن تو اكستراپوندز رو ندارم.
حوا | May 30, 2009 2:57 PM
سرعت اينترنتم خيلي كمه (هنوز اي دي اس ال ندارم). واسه همين چند بار بايد رفرش كنم واسه هر كامنت و نتيجه چند بار پست شدنه. خلاصه ببخشيد. من دوباره خوابم نمي بره با اينكه چشام مي سوزن از زور خستگي و سردرد هم دارم، فكر و خيال اومده سراغم. جايي بهتر از اينجا گير نياوردم.
حوا | May 30, 2009 3:01 PM
نانازی جان..من فقط یه سم زدایی میشناسم اونم تواعتیاد به مورفینه..حالا نمی دونم منظورت چیه نکنه پاک کردن صفرا و این بندوبساطه؟!! راستی من از رو دست تو و شونه تقلبی کردم وتازه فهمیدم "ایگلو"اسم یه جونور نیست..ای بسوزه پدر بی سواتی!!
حوا جان..سوالت اونقدر کلی هست که جواب دادن بهش کار یه تیم مجربه..
جدولت را پیش از این دیده بودم ولی نخواستم نظری بدم هم به دلیل اینکه فکر کردم خیلی مصمم هستی و بهش اعتقاد کامل داری و هم اینکه خودم به عنوان یه پیشنهاد دهنده ضعفهای زیادی دارم که باید حالا حالا ها بهشون بپردازم....
این نمونه جداول مال کسانی هست که خیلی منظم..مرتب ودقیق هستن و مهم تر اینکه perfect فکر میکنن ..در نگاه ظاهری اینها همه اش حسنه ولی در موقع اجرا فرد رو دچار مشکل میکنه...شاید خیلی موافق حرفهام نباشی پیشنهادم اینه که خودت تجزیه تحلیل برنامه ات را بکن و بعد از بچه ها بخواه نظربدن..حتما به جوابهای خوبی میرسی...فقط یه نظر کوچولو:
با گروه نان و غلات آشتی کن و از گام شمارت استفاده بهینه تر کن...
راستی ترک مواد سفید تجربه خوبی نبود اصلا و ابدا...!
یه دوست | May 30, 2009 3:30 PM
اینم برای آق معلم عزیز که خیلی زحمت میکشه
http://www.upload.mamazy.net/images/8h6xwhy5ipk5kb6p985y.jpg
آقا..اسمش "تخته پرزی"
ارتفاعش بیش از 2000متر
زمانش هم پریروز..
این علفها را بهش میگن "دم اسبی"و وقتی باد می اومد صحنه خیلی قشنگی بود..تو این ارتفاعات قارچ و پیاز کوهی هم فراوونه ..
آق معلم به نظرم حالاکه" دریا" دم دستته ازش تا میتونی استفاده کن..
سوگندجان..اناالچاکر ایضا...
یه دوست | May 30, 2009 3:33 PM
واي يه دوست جون
عجب عكس توپ و باحالي بود.مرسي ازينكه با ما به اشتراك گذاشتي.
هستي | May 30, 2009 8:43 PM
یه دوست جان نظرت رو در مورد معایب ایده آلیستی و پرفکت فکر کردن قبول دارم. من میخواستم از قید و بند کالری شماری رها بشم یه سری قید و بندهای بیشتری برای خودم به وجود آوردم که رعایت کردنشون انرژی زیادی میخواد و رعایت نکردنشون حس عذاب وجدان ناشی از بی کفایتی و بی ارادگی رو نصیب آدم میکنه. الان سرکار هستم و خیلی تمرکز ندارم ولی سعی میکنم همین روزا یه جمع بندی دقیق تری داشته باشم.
حوا | May 31, 2009 12:42 AM
سلام صبح بخیر
دیروز یه اهنگ شاپولی شاپولی به گوشم خورد یاد انار و قولش افتادم
فکر کنم این شهرام شب پره بود
یجای اهنگ می گفت
شب شد شب شد
شب - شب و شب و شب شد
گفتی که میایی دیروز
دیروزت که دیشب شد
دیشبت که امشب شد
امشبم که سر شد
خلاصه اینکه در هر صورت شاد باشید
اما یه دوست عزیز
یه دوست جان مگه میشه کسی دشت و صحرا بره و وزش باد میون این دم اسبی ها موج می اندازه رو ببینه و یادش بره
ولی دعا برات می کنم 1000 در دنیا و 1000 در اخرت که با عکسهات رو ما رو ریفرش (همون شاد خودمون) می کنی
لیلی نانازی
سم زدایی چی ؟
حوا جان شما در مرحله تثبیت وزنی نه ؟
تبسم جان حتما یک کاسه دو کاسه خوردی
هر وقت احساس خواب الودگی کردی این کاسه که گذاشتی تو یخچال خنک بشه رو در میاری یک قاشق اونم در جا قورتش نمی دی مثل لواشک و الوچه مه گوشه لپت نگه می داری
مزه مزه ش می کنی تا تموم بشه
سوگند عزیز
برنامه ورزشی تو منظم کن
مسلمل هر انسانی هدف و ارزو داره
ولی بعضی وقتها میونشون گیر می افتیم و نمی بینیمشون
باید کمی بری عقب تر یا انگار خودتو تو اینه میبنی و متوجه دورو برت میشی به اینصورت
می خواستم توصیه کنم بری دفترچه خاطرات اگر داری بخونی اما نمی دونم در چه سطحی هستی
اما می دونم خودت خوب می تونی تشخیص بدی
----- در اخر (البته تا زمان ناهار)
دوستانی که اسمشون رو وارد لوگ کردن اماده باشند روز 3شنبه وزن جدیدشون رو وارد کنند
در مورد میتینگ هم اگر کسی استین بالا نزه ، خوب بالا نزده دیگه
سعی می کنم اون هم موقت هولش بدیم تا موتور جدیدمون بالاخره برسه
حالا که موتور رو عوض می خواهییم کنیم که نباید همینجور وایسیم
یک اصل هم تو ورزش هست بنام استراحت فعال که مصداق این حالته
آق معلم | May 31, 2009 12:43 AM
عکسی که گذاشتی یه دوست جان، دقیقا مفهوم رهایی از هر نوع قید و بند زمینی رو برام تداعی میکنه. آرامشی که تو عکست موج میزنه، این روزا هدف اول و آخر من تو همه ابعاد زندگیه. چند سال پیش اهدافم تو زندگی خیلی کمّی بودن و تو قالب عدد و رقم می گنجیدن ولی الان خیلی کیفیتر به زندگیم نگاه میکنم. نمی دونم این خوبه یا بد ولی مثلا دیگه هدفم این نیست که 5 سال بعد از نظر شغلی و درسی و ... به یه درجه خاصی برسم. هدفم اینه که به آرامشی که مدنظرم هست نزدیکتر بشم. تو عکست چیزی هست که میگه فلسفه زندگی همین آرامشه ست و بقیه چیزایی که خودمون رو واسش به در و دیوار میزنیم فقط و فقط خسته مون می کنن و یه روزی باید راهمون رو پیدا کنیم.
حوا | May 31, 2009 12:47 AM
ایضا یه دوست جان
به هوس انداختی یه سفر برنامه ریزی کنم برم اینجا هر کس خواست همراه شه بسم ...
نون و اب با خودتون اما املت قارچ با پیاز کوهی(خوردنی هستش نه) مهمون آق معلم
آق معلم | May 31, 2009 12:59 AM
آیدین جان من به دلایلی دیگه نمی خوام در کارهای لوگ و میتینگ مشارکت کنم.باید بگم که کامنتهای بد و بیراه ناشناس و عکسهای هک شده اشتیاقی و اعتمادی برای انجام کاری در آدم باقی نمی ذاره
در هر حال ببخشید اگر امید واهی دادم بهتون ولی این مسائل تصمیم من رو عوض کردن
سالومه | May 31, 2009 1:39 AM
خوب اعتقاد و نظر افراد محترم هستش
اما کسی که سلب اعتماد انجام داده مجهول هستش
ادم دل سرد میشه اما نباید دست بکشه
کامنت ناروا هم مثل چی برای همه می یاد
فکر کنم این یادگاری انارستانی ها باشه نه
چرا به میتینگ می آیم؟
http://weightloss.anarkhanoom.com/why%20do%20I%20come%20to%20the%20meeting.pdf
× یک گروه توسط اعضایش هستش که گروه میشه
سالومه ممنون که عقیده و نظرت را گفتی باقی دوستان هم لطف کنند اعلام کنند
بقیه دوستان هم نطراتشون را بگن
اگر واقعا مایل نیستید تا زمانی خود انار کاری انجام بده چیزی داشته باشم اعلام کنید؟
اگر بحث اعتماد و این حرفاست با گفتن از این حالت سر در گمی خارج می شیم
ته تهش این هستش که صبر می کنیم تا انار خودش کاری انجام بده ؟
نظرتون چیه ؟
آق معلم | May 31, 2009 2:39 AM
سالومه جون نتونستم بلاگت کامنت بذارم در کل اینکه فقط من یه تجربه ی بسیار عظیم از این مرکز و رژیمش دارم اونم اینه که هر کاری که کردیو هر چی خوردی و نخوردی اون یه لیوان اب+ابلیمو قبل ناهار و اون یه لیوان اب 20 مین قبل شام رو "به هیچ عنوان"ترک نکن
من نمیدونم چرا ولی بشدددددددددددددددت موثره حالا مثل همیم میدونی چرا؟چون منم دقیقا از رژیم شماره یکی که بهم داده الان شروع کردم همون 4واحد میوه و اینا قبول داری حسابی بخور بخوره مطمئن باش خیییییلی خوب کم میشی
تبسم | May 31, 2009 2:40 AM
سالومه اون سبوس ها رو چی کار میکنی میخوری؟خیلیا اولش باهاش مشکل دارن و من خودم میگفتم مزه ی کاه! میده ولی به مرور عادت میکینی راستی فقط هر وقت اونو خوردی زیاد به وزن صبح فرداش اکتفا نکن چون اون تو معده میمونه و خیلی اب به خوش میکشه واسه رِژیم عالیه ولی وزنو کمی زیاد نشون میده که بعد یکی دو روز درست میشه
تبسم | May 31, 2009 2:44 AM
بچه ها بخدا این یارو که داره واسه همه فحش و توهین کامنت میذاره فقط قصدش جداشدن بچه ها از همدیگه است توروخدا محلش نذارین
Anonymous | May 31, 2009 2:45 AM
اخه من نمیفهمم مگه از جدا شدن بچه های اینجا چه سودی به کسی ممکنه برسونه که باید خواهان داشته باشه؟؟؟؟مگه بودن بچه ها با هم حقی رو از کسی سلب میکنه؟!؟!
تبسم | May 31, 2009 2:59 AM
اقا معلم من با داشتن لوگ وزنی که درست کردین موافقم یه حس دوستانه ای توش هست از چیزی که حالت رسمی و اینا به خودش بگیره خوشم نمیاد واسه همین زیاد طرفدار مسابقه نیستم که یه اجبار توش باشه
تبسم | May 31, 2009 3:03 AM
تبسم خیلی رژیمش عالیه و من هم سبوس رو از قبل می خوردم و دوست دارم.از مزه اش بدم نمی یاد.نون هم که می ÷زم توش سبوس می پاشم.کلا خوبه
سالومه | May 31, 2009 5:27 AM
مرسی حوا جان
ولی من که فعلا راه رفتنام خیلی کم شده!
فندق | May 31, 2009 5:54 AM
سالی سبوس رو چطوری میخوری؟ آسیاب میکنی؟! یا دم میکنی!؟ واسه منم سبوس آوردن ولی درسته هست من نمیدونم چطوری بخورمش!!!
نانازی | May 31, 2009 10:25 AM
نانازی حسابی اردش کن بعد میتونی تو ماست سالاد سوپ بریزی و بخوری البته نانازی جون زیادش مضر هستا در کل بشدت اشتها رو خاموش میکنه گفتم که تو معده میمونه و اب به خودش میکشه البته ایران کلا بسته بندی پودر شده داروخانه ها بود اینجا هم هست باید اونجا هم باشه ولی قید شده که خالی نخورینش یعنی با نوشیدن اب زیاد همراه باشه و اینا نمیدونم من قبلا عورارضش رو خوندم چون میخواستم مصرف روزانه کنم نوشته بود چسبندگی روده مثنکه میاره ولی روزی یک قاشق اشکالی نداره
تبسم | May 31, 2009 10:37 AM
آق معلم من مشتاقانه منتظرم که شروع کنیم .
من هم مدتی است که دلسردم اما تنهایی هم نمیشه یعنی خیلی سخته . من که به این سه شنبه ها دوباره دل بستم . و با این که اوضاع زندگی انگار هیچ جوری راه نمیاد باهام اما سعی می کنم که شده حتی نصفه و نیمه ، تعهدهایی برای خودم داشته باشم و پیش برم .
ای کاش دراین لوگ یک ستون برای ثبت میزان کاهش می گذاشتید . و مرسی از زحمت ها
لی لی | May 31, 2009 6:04 PM
آق معلم من هم حتما هستم چه تو میتینگها تون چه تو لوگ.....
فقط برام جریانی پیش اومده که متاسفانه تا آخر خرداد نمی تونم زیاد بیام نت....
ولی سر قول و قراری که گذاشته بودم هستم ها.....
( 31 خرداد ) ......
جدولهام رو هم فعلا کاغذی ادامه می دم و بعد از خرداد درصورت لزوم واردشون میکنم تو وبلاگم.....
ورشهای موضعی بازو رو هم تا جایی که وقت بهم اجازه بده انجام می دم....
نمیدونم اجازه اینکار رو دارم یا نه؟ ولی اگه بشه می خوام تا سه شنبه 2 تیر وزنم رو تو لوگ وارد نکنم.... البته اگه تو جدول خدشه ای وارد نمی کنه ....
به اینجا حتما سر می زنم و کامنتها تون رو می خونم...
مامان آرام | June 1, 2009 12:11 AM
سلا صبح بخیر
http://tlog.blogfa.com/
دوستان این ادرس وبلاگی هستش
که بصورت موقت و تا فعال شدن لوگ جدید
برای دسترسی اسان شما به لوگ موقت ایجاد شده
------
دوستانی که وزن خود را در این هفته وارد نکنند وزن اولیه انها در لوگ درج خواهد شد
لوگ بصورت اتوماتیک بعد از یک هفته و در مرحله دوم بعد یک ماه اعضایی را که فعال نشده اند اعلان خواهد کرد
در صورت عدم فعالیت بیش از یک ماه حق وارد کردن سلب و با درخواست مجدد امکان پذیر هستش
(شاید لوگ جدید را افتاد و کار به اینجاها نکشید)
این مرحله کمی نظم پیدا کنه و در صورت فعال نشدن میتینگ جدید برای راه اندازی میتینگ های موقت نیز اقدام خواهد شد
موفق باشید
آق معلم | June 1, 2009 2:20 AM
اقا معلم سلام امروز باز از یک امتحان دیگه اومدم کلی خوب بود اقا معلم وبلاگ رو دیدم ممنونم از زحمتی که میکشین اون لوگ ورودی که هیچی ولی اون یکی که جلوش نوشتین لوگ جدید موقت اینو میزنه
We're sorry, tabasom.way@gmail.com does not have permission to access this spreadsheet
تبسم | June 1, 2009 4:17 AM
سلام به همه دوستان
خسته نباشي جميعا خيلي عالي هست دست اق معلم درد نكنه.
اين كامنتها كه ميگيد را پس چرا من نديدم؟ كسي چيزي گفته؟
گور باباي هر كسي كه هر چي بگه . ولش كنيد . شمابه اهداف خودتون فكر كنيد و جلو بريد.
صبا | June 1, 2009 6:12 AM
انار خانوم گل شاید اجازه ی دخالت نداشته باشم پس اگر حرفی میزنم فقط به خاطر علاقه به شناخت بدشت اومده از شما و انارستان هست
فکر نمیکنین انارستان بیش از اندازه به بطالت و یک فروم و سکون و بی برنامگی کشیده شده؟همین اتفاق هایی که این روزا انقدر زیاد میفته واقعا اون مواقع قبل تر هم بود؟ایا این ناشی از راکد بودن اینجا نیست؟هرچند که خودم اون ÷ستی رو خوندم که شما میگین که نمیتونین به اینجا رسیدگی کنین و بچه ها همگی گفتن که ما خودمون هستیم و انارستان رو سر پا نگه میداریم و ...
در حال فکر میکنم کمی اون شعار یه ذره بهتر از هیچه اینجا کمی خلل ایجاد کرده اینکه هر دفعه ذره امیدی به پویایی و پیوستگی فعالیت و برگشتن (مثل همون اقدام اعلامیه کردن کامنت ازی)داده بشه و بعد هیچی...که البته میدونم که هیچی نبوده و واقعا شرایط شما هم سخت بوده و تلاشتون رو کردین
در کل دارم میگم که براورد نتیجه برای همینه شاید بهتر باشه به جای چند باز ذره تلاش کردنو نتیجه نگرفتن و خاموش شدن چند وقت حد اقل مدتی نشست کامل و جمع انرژی و استراحت باشه و بعد ارائه ی همه ی اونا
ممکنه این گفته مخالف های خودش رو داشته باشه که با سکوت کامل اینجا مخالف باشن حالا یه جور دیگه
همون ذره ذره زلزله ی یه ریشتر اومدنه شاید اون برجها رو خراب نکنه و چهار تا خونه اجری رو بهم بریزه و در مقابل یه زلزله ی یک دفعه ای 8 ریشتری بیاد و کل سیستم رو بهم بریزه ولی عقل و غریزه ی ادمی همون چند سال ارامشه و به نوعی یه مرحله ارامش یه مرحله طوفان رو بیشتر از یک گردباد خفیف همیشگی میپسنده
در هر صورت این نظر من بود که خواستم در پاسخ به صداقت شما برای بیان نظراتتون بی پرده من هم با صداقت کامل اون چیزی که این دوران در ذهنم بود رو بگم
همین
تبسم | June 1, 2009 2:48 PM
خب حالا يه آدم پيدا شده اين وسط و روي همه ي اعتماد ها خط باطل قرمز رنگي كشيده . وقتي هم داشته اين كا ر رو مي كرده مي خنديده . از اون خنده شيطوني ها ... فكر كرده انارستان رو از هم بپاشونه . فكر كرده لج انارستاني ها رو در بياره . خب
اين فرض مسئله است
خب دو تا راه داريم . يا اين كه هي بيايم نق بزنيم كه اي بابا !!!!!!!!!!!! اون حق نداشته اين كار رو بكنه و نسبت به هم بدبين بشيم ... تا اوني كه عمدا اين كار رو كرده هي بياد اينجا كامنت ها رو بخونه و غش و ضعف كنه از اين اتفاق ... كه به به !!!!!!!! چه توپپي تركوندم اينجا ! هموني شد كه من مي خواستم
يا اين كه نه !!!!! ما هم با يه خنده ي بزرگ تر جوابش رو بدهيم .... و اين خنده چيزي نيست جز هماهنگيه خودمون . اين كه با هم فكر كنيم و انارستان رو قوي تر از اين ها بكنيم كه با يه پسورد بشه حك اش كرد .
يه چيز ديگه :يعني ماها اينقدر زياد ايده ال گرا شديم كه فكر كنيم اگه پسورد ميفته دست يه نفر ... اون الزاما دست خودش نگه مي داره . البته من تا ديروز نمي دونستم كه همه يه دونه پسورد دارن ولي خداييش هر كي بشنوه اين رو خب معلومه اعتماد نمي كنه . منظورم اينه كه وقتي يه كاري ريسكش اينقدر بالا است خب يا ريسكش رو بپذيريد و اون كار رو انجام بديد يا با خودتون رو راست باشيد و اون كار رو انجام نديد . مطمئن باشيد هيچ كس بهتون هيچ چي نمي گه . البته من اينم بگم ها ... من كلا خودم خيلي ناراحت شدم كه اين اتفاق افتاده اما دارم مي گم اينها چه ربطي به انارستان داره . مث اين كه يه مادر 1000 تا بچه تربيت كرده يكي دزد در اومده . خب نبايد بنيان اون خانواده رو از هم پاشيد كه ... نبايد مادر رو كتك زد كه درسته ؟ بياين در مقابل هر عملي عكس العمل همون عمل رو انجام بديم . ...
زي زي | June 2, 2009 12:35 AM
خب حالا يه آدم پيدا شده اين وسط و روي همه ي اعتماد ها خط باطل قرمز رنگي كشيده . وقتي هم داشته اين كا ر رو مي كرده مي خنديده . از اون خنده شيطوني ها ... فكر كرده انارستان رو از هم بپاشونه . فكر كرده لج انارستاني ها رو در بياره . خب
اين فرض مسئله است
خب دو تا راه داريم . يا اين كه هي بيايم نق بزنيم كه اي بابا !!!!!!!!!!!! اون حق نداشته اين كار رو بكنه و نسبت به هم بدبين بشيم ... تا اوني كه عمدا اين كار رو كرده هي بياد اينجا كامنت ها رو بخونه و غش و ضعف كنه از اين اتفاق ... كه به به !!!!!!!! چه توپپي تركوندم اينجا ! هموني شد كه من مي خواستم
يا اين كه نه !!!!! ما هم با يه خنده ي بزرگ تر جوابش رو بدهيم .... و اين خنده چيزي نيست جز هماهنگيه خودمون . اين كه با هم فكر كنيم و انارستان رو قوي تر از اين ها بكنيم كه با يه پسورد بشه حك اش كرد .
يه چيز ديگه :يعني ماها اينقدر زياد ايده ال گرا شديم كه فكر كنيم اگه پسورد ميفته دست يه نفر ... اون الزاما دست خودش نگه مي داره . البته من تا ديروز نمي دونستم كه همه يه دونه پسورد دارن ولي خداييش هر كي بشنوه اين رو خب معلومه اعتماد نمي كنه . منظورم اينه كه وقتي يه كاري ريسكش اينقدر بالا است خب يا ريسكش رو بپذيريد و اون كار رو انجام بديد يا با خودتون رو راست باشيد و اون كار رو انجام نديد . مطمئن باشيد هيچ كس بهتون هيچ چي نمي گه . البته من اينم بگم ها ... من كلا خودم خيلي ناراحت شدم كه اين اتفاق افتاده اما دارم مي گم اينها چه ربطي به انارستان داره . مث اين كه يه مادر 1000 تا بچه تربيت كرده يكي دزد در اومده . خب نبايد بنيان اون خانواده رو از هم پاشيد كه ... نبايد مادر رو كتك زد كه درسته ؟ بياين در مقابل هر عملي عكس العمل همون عمل رو انجام بديم . ...
زي زي | June 2, 2009 12:41 AM
سلام صبح بخیر
طبق برنامه من وزنم را داخل لوگ موقت قرار دادم
ادرس وبلاگ و لوگ
http://tlog.blogfa.com/
دیروز تمرین اینتروال روی شن داشتم و غذا هم دارم سعی می کنم کم حجم و مفیدتر بخورم
-------
دوستانی هم که اعتماد دارند و حال و حوصله و با خودشون کنار اومدن و دوست دارند همراه باشند
بسم...
------
آق معلم | June 2, 2009 1:23 AM
آق معلم من میخوام وزن اولیه ام رو یه کمی بالا ببرم ولی نمیدونم چرا نمیشه یعنی تو اون فرم اعضا میشه ها ولی تو اون لوگ جدید نمیشه !! الان باید چیکار کنم !؟ کدومش رو باید ملاک قرار بدیدم ؟ کاش یه پستی چیزی هم تو اون وبلاگ میذاشتید که راهنمایی بود واسه کسانی مثل من که یه کمی خنگ هستن (البته شک دارم کسی مثل من باشه ...)
(leili) nanazi) | June 2, 2009 2:08 AM
آقا معلم چرا وبلاگ شما هیچ پستی نداره؟!
فندق | June 2, 2009 2:35 AM
سلام
آق معلم من هم مثل نانازی نمیتونم تو لوگ جدید آپدیت کنم . تو فرم اعضا آپدیت کردم ولی هنوز تو لوگ جدید جلوی اسم من نوشته بیش از یک هفته آبدیت نکرده . چیکار کنم ؟
بعد یه سوال دیگه هم دارم(اگه اونجا یه پست بذارین دیگه سوالهامونو اونجا مینویسیم!):
معیار فقط آپدیت هفتگی وزنه یا باید گزارش هفتگی یا روزانه و ... داشته باشیم ؟
اگه میشه یه جایی توضیح بدین . مرسی
سوگند | June 2, 2009 3:13 AM
فندق جون گلم به قسمت پیوندهاش نگاه کن
اقا معلم نانازی راست میگه ها (دالی)
زی زی جون سلام بابا چند روز پیش میای کامنت میذاری حد اقل کامنتای بلاگت باز کن جوون مردم احساساتش قلنبه تو گلوش گیر کرده یه گلومون لاغر بودا ببین تروخدا زی زی جونم کامنتتو خوندم حرفات رو هم قبول دارم اگر طرف صحبتت با من بود من اصلا قصدم این چیزی که گفتی نبود اگر بخاطر اون خط بطلان رو انارستان کشیده بودم که اصلا نمیومدم این کامنت و بذارم نمیدونم شاید نتونستم حرفم رو بزنم ولی این یه چیز طبیعیه مثل چیزی که خودت گفتی وقتی چند نفر با هم هماهنگ و همراه و اکتیو نباشن این یه چیز طبیعیه که این اتفاقات بیفته هر کجای دنیا هم هر سیستمی رو نگاه کنی همینطوره وقتی ساکن شد توش رخنه درست میشه رخنه ها که زیاد شد به راحتی از هم میپاشه ساه ترینش این که حرف و حدیث بیشتر تو خانواده هایی هست که با هم ارتباط نزدیک ندارن و پشت هم نیستن.
تبسم | June 2, 2009 3:16 AM
سلام انار جون من خیلی وقته که دیگه اینجا نیامدم. الان زیر نظر صبا جون حدود 6 کیلو وزن کم کردم. خیلی خوشحالم و از همه تان ممنونم. می بینم که بچه هاییکه خیلی وقت بود ازشون خبر نداشتم اینجا هستند. خواستم بگم تبسم جون. زی زی جون دلم برایتان تنگ شده بود. خیلی کم پیدایین.
شانون | June 2, 2009 4:13 AM
تبسم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تو كه اينقه زياد باهوشي ديگه چرا اين حرف رو مي زني ؟ من منظورم اون فرد خاطي بود ننه . تو كه از خودموني
شانون جونم خوبي ؟
زي زي | June 2, 2009 5:23 AM
ببین زی زی کم پیدا میشی پای تبسمم میزنن!حالا من همیشه مث بختک همه جا هستما
این کامنتاتو درست کن پلییییییییییییییییییییییییییز! تهدید بودا پلیزش رو ندیده بگیر
تبسم | June 2, 2009 6:02 AM
منظورم اینه که چرا امکان کامنت گذاری در بلاگت رو غیر فعال کردی؟خب جوون مردم و گلو قلمبه و ...
تبسم | June 2, 2009 6:15 AM
نه به خدا . فعاله ننه
امتحانات رو همه رو 20 ميشي ديگه ؟
زي زي | June 2, 2009 7:28 AM
ای بابا زی زی جون مگه بلاگت این نیست؟
http://zeinab20.blogfa.com/8803.aspx
پس چرا زیرش نظر بدهیدش غیر فعاله؟
تبسم | June 2, 2009 8:30 AM
مصرف سبوس چه جوری هست؟ باید برم از کجا بخرم؟ بعد با آب بخورم مثل پسیلیوم؟
Anonymous | June 2, 2009 9:17 AM
Anonymous جان
دو راه داره برای تهیه
1_بستهی اماده ی پودر شدش رو از داروخانه بخری (مثل شن میمونه)
2_خودت بخری و اسیابش کنی اینجا سوپر ها دارن نمیدونم کجا هستی
برای مصرف هم که چند کامنت بالاتر بود مثل
1_قاطی سالادت کنی و بخوری
2_تو یه لیوان ابمیوه حل بکنی
3_توی سوپت بریزی
4_.....
روش های مختلفی داره عاملی که باید رعایت بشه اینه که نباید خالی و به صورت خشک مصرف بشه و پس از مصرفش حتما باید مایعات زیاد مصرف کنی و گرنه رودت رو اذیت میکنه
تبسم | June 2, 2009 9:37 AM
×مصرف سبوس گندم موجب كاهش كلسترول خون مي شود
×فیبرهای گیاهی به دو نوع محلول و نامحلول تقسیم می شوند. سبوس گندم جزء فیبرهای غذایی نامحلول است که در جلوگیری از یبوست و سایر بیماری های روده بزرگ تاثیر زیادی دارند.
×ورم معده و ورم روده را درمان مي كند
×...
عوارض
×- زیاده روی در مصرف سبوس ممکن است ایجاد اسهال نماید.
×- زیاده روی در مصرف سبوس منجر به انسداد روده و التهاب دیورتیکول روده می شود.
× توصیه می شود پس از مصرف سبوس، مایعات و آب فراوانی نیز مورد مصرف قرار گیرد
Anonymous | June 2, 2009 9:46 AM
من بودم بالایی ها
تبسم | June 2, 2009 9:47 AM
عصر بخیر
قبل از رفتن و تا صبح بخیر دیگه
برای رهنمایی دوستان یک پست گذاشتم
تبسم عزیز داشت 2تا اشتباه داشتی که یکیش رو جبران کردی ولی تاریخ رو یادرفت درست کنی درستش کردم
در اون پست گفتم و باز هم اینجا میگم که وزن رو باید در صفحه وزن اعضا وارد کنید
همه موفق و شاد باشید
آق معلم | June 2, 2009 9:49 AM
http://tlog.blogfa.com/
در این وبلاگ پست گذاشتم
آق معلم | June 2, 2009 9:52 AM
روم یه دیفال اق معلم کلی لپام سرخ شد
تبسم | June 2, 2009 11:40 AM
سردرگم جان اگر اینجا رو میخونی لطفا بیا یه خبر از خودت بده چرا گذاشتی رفتی دوباره بی خبر؟
یکی از همین روز و شب ها دیانا میاد کامنت میذاره بلاخره
کلی خوشحال شدینا نه؟
تبسم | June 2, 2009 7:29 PM
تو از كجا مي دوني تبسم ؟
نكنه تو خواهر ديانايي ؟هان ؟
برو ببين بازم غير فعاله كامنت دوني ام واسه تو
زي زي | June 3, 2009 12:46 AM
بچه ها لوگی که آقا معلم درست کردن رو دیدین؟ خیلی قشنگ و کامله
اگه همت کنین یه میتینگ راه بندازیم خیلی خوب میشه ها
فندق | June 3, 2009 2:27 AM
سلام به دوستان
صبح همه بخیر
------------------ در ارتباط با لوگ وزن موقت در http://tlog.blogfa.com/
۱۳۸۸/۳/۱۲ همراهان عزیز برای ارزیابی بهتر شما نسبت به خود ایتمی به فرم اعضاء اضافه شده است شما می توانید در فرم اعضاء وزن اولیه ای که در آن وزن تصمیم به کاهش وزن گرفتید را در قسمت مربوطه وارد کنید ایتم قدیمی برای وارد کردن وزن شما هنگام پیوستن و همراه شدن با لوگ در نظر گرفته شده که با این تغییر , شما در لوگ اصلی تغییر وزن خود از ابتدا و از زمان پیوستن به لوگ را مشاهده خواهید کرد , واضح است که در صورت ندانستن وزن پیشین و یا آغاز برنامه خود با لوگ باید وزن فعلی خود را در قسمت وزن اولیه و وزن در زمان پیوستن به لوگ وارد نمایید
----------------
شاد و موفق باشید
آق معلم | June 3, 2009 2:33 AM
تبسم جان مسلمه که انارستان نظم قدیمش رو نداره. البته امثال این اتفاقات قدیم هم میفتاد ولی چون انسجام گروه بیشتر بود و ممان و جنبش بالایی داشت کمتر اثرش محسوس بود.
من دارم سعیم رو میکنم میدونم کافی نیست اما دارم سعی میکنم بیشتر بنویسم و مرتب گروه رو در جریان بگذارم. اینکه بچه ها آستین بالا زده اند و لوگ موقت ایجاد میکنند قطعا کمکه. منم سعی میکنم پیگیری کنم که لوگ دائممون سریع راه بیفته.
سلامت شخصی من و اوضاع این وبلاگ کاملا آینه ای از همدیگه هستند.
anar | June 3, 2009 5:20 AM