من همینجوری به خودم توی آینه نگاه میکنم باورم نمیشه که یهو چطور اینهمه تپل شدم. میشینم دوباره این دلم میزنه بیرون. خط فکم دوباره کم پیدا شده. لپام زده بیرون. همه جام تپلی شده. واه واه کی این اتفاق افتاد؟!
خودم رو بسته ام به میوه. دیروز رفتم ورزش سه مایل راه برم. اولین بار بعد از 8 ماه. نمیتونستم. همه اش رو تقریبا راه رفتم. روی تردمیل میتونم بدوم اما دویدن بیرون خیلی سخت تره. بیشتر انگیزه و سبکی و آمادگی میخواد که نایستی. آمادگی ذهنی میخواد. خلاصه اوضاع خرابه. یادمه دفعه اول که تونستم 3 مایل پشت هم بدون هیج وقفه ای بدوم همینجا توی نیوجرسی بود. انقدر خوشحال شدم که اومدم یه پست براش نوشتم. الان هم اگه بتونم ظرف یه ماه آینده برای مسابقه که اسم نوشتم سه مایل پشت هم بدوم خیلی خوشحال خواهم شد. هدف خوبیه ذوق زده ام میکنه.
****************
جمعه:
مصاحبه صبا با فندق رو خوندید؟ اگه نخوندید ضرر کردیدها!
من امروز 6 مایل راه رفتم. ظهر رفتم برای ورزش دیدم خیلی گرمه گفتم راه برم. بعد گفتم برم برای اخرین بار تریپ نوستالژی و اینا این خیابونهای این اطراف که تمرین ماراتنم رو توشون میکردم و کلی خاطره دویدن با هم داریم خدافظی کنم. چی شد؟ طبق معمول من گفتم یه خیابون جدید رو بگیرم و گم شدم. سر از ناکجا آباد در آوردم اونم سر ظهر و گرمای طاقت فرسا. خلاصه به جای 4 مایل شد 6 مایل که بد هم نشد. توفیق اجباری
حالا ماجرای حاشیه اش هم اینه که باز ما تپل شدیم و این سایز سینه و باسن و اینا یه پرده اضافه اومد روش. انقدر صنف راننده کامیون و ماشین آشغالی و در و پنحره ساز برام بوق زد که نبودین بخندین به من توی اون هیری ویری!

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
همیشه همینطوریه ! آدم میره جلو آینه یه دفه میبینه یه خانوم تپل مپل داره بهش لبخند میزنه ....
ولی همینکه زود به خودت میای و هدفت ذوق زده ات میکنه نشونه خوبیه . اوضاع اونقدرا هم خراب نیست. میدوی درستش میکنی ! زندگی تو دستای خودت هست.
(leili) nanazi) | May 22, 2009 12:57 AM
واه !!اینجا رو ببین ! من اول شدم!؟
اومدم بگم انارجون اگه و اما رو بذار کنار! اگه بتونم نداریم! میتونی و باید بتونی ! والله من از خودم نمیگم ها!! شنیدم میگن اینطوری بهتر به هدفت میرسی...
و من الله التوفیق
(leili) nanazi) | May 22, 2009 1:01 AM
یعنی خدا توی هرچی به ما استعداد وتوانایی نداده باشه توی یک شبه گند زدن به لایف استایل تمام وکمال حق مطلب رو ادا کرده.خودم رو می گم خانم دکتر جسارت نباشه.ولی همچین که یک روزی از مغزم می گذره که بی خیال رژیم وبه کار وزندگیت برس یا بی خیال جدول وبی خیال شمردن کالری این انگار جواز خودکشی به روش نهنگ ها.یعنی توانایی دارم با شیکم سیر هرچی میبینم بریزم توش فکر هم نکنم ه چیه وقراره چی بشه وکجا بره!
خانم دکتر من می خوام بهت فخر بفروشم .من آنچنان آدمی شدم که سرم بره ورزشم نمی شه.اونم چه ورزشی؟شده از 6 صبح بیدار شم تا 5 کلاس داشته باشم 6برم باشگاه نیم ساعت فقط تردمیل بیام خونه.یا نیم ساعت پیاده روی از دم دانشگاه با کلی بند وبساط وخسته.
شده یک هفته یک روز برم باشگاه ولی پیاده روی نیم ساعته ه باشه ولی هفته بعد 4روز می رم که جبران شه.
دارم به یه ذره بهتر از هیچیه واینکه صدبار اگر توبه شکستی باز آی وتحرک به هر قیمتی عمل می کنم.
پیشنهاد قوی این روزهام گام شماره.یعنی این عدد 10 هزار تا رو که میبینی ته دلت کارخونه قند فریمانه شایدم بیشتر.
برای من همینم خیلیه.حالا وزنه هرچی می خواد بگه سایز هام هرچی می خواد بگه.فعلا همینم خوبه
آزی | May 22, 2009 3:08 AM
اتفاقا..
اتفاقا.....بنده هم همینو میخواستم عرض کنم
150% با خانوم پروزن موافقم..گام شمار آسان ترین و ساده ترین راهیه که به ما کمک میکنه تا به تعهدمون پای بند باشیم...
چیزی که بیشتر از کم کردن وزن این روزها بهش احتیاج داریم...عمل به قول و قرارمون هست
یه دوست | May 22, 2009 3:51 AM
آره منم مثل آزی ورزش ترک نمیشه
خیلی باهاش راحتم
اما هنوز هم همون شکموی سابم که تو این چند ماه 3-4 کیلو وزنش اضافه شده و کلا گنده شدم.
و اتفاقا منم تصمیم گرفتم که با گام شمار روزم رو شروع کنم و به نظرم خیلی بهتره به جای اینکه پشت میزم بشینم و بلمبونم یکمی به عددهای گام شمارم اضافه می کنم
آلبالو | May 22, 2009 5:46 AM
ورزشم ترک نمی شه
و شکموی سابقم
طبق معمول اشتباه در نوشتن
آلبالو | May 22, 2009 5:50 AM
سلام انار جونم من ميخواستم خواهش كنم كه شما يه زنگي به كارت بزن بببين كه نامه اي از المان داشتي يا نه چون كه ميترسم كه نرسيده باشه اون وقت اگه من خيلي دير پيگيري كنم پست به من جواب نميده اين جا خيلي قوانين اشون سخته .
بعد هم خيلي خيلي هدفت خوبه . از 10 دقيقه دويدن شروع كن و تا خر هفته به همون سه مايل هم ميرسي.همه چيز دست خودمون هست ديگه .
صبا | May 22, 2009 8:06 AM
انار جان مطمئنم که میتونی مگه قبلاً نتونستی ، الان هم میتونی . مگه نه اینکه هرکاری بار اولش سخته ؟
من اومدم بپرسم که این که خودت رو بستی به میوه پوینت مثبته یا منفی ؟ آخه منم تازگیا خیلی میوه میخورم !
سوگند | May 22, 2009 8:30 AM
انار جان مطمئنم که میتونی مگه قبلاً نتونستی ، الان هم میتونی . مگه نه اینکه هرکاری بار اولش سخته ؟
من اومدم بپرسم که این که خودت رو بستی به میوه پوینت مثبته یا منفی ؟ آخه منم تازگیا خیلی میوه میخورم !
سوگند | May 22, 2009 8:33 AM
چرا منم مثل میس ری جلب توجه کردم ؟!!!!
سوگند | May 22, 2009 8:35 AM
بچه ها يك خبر داغ مصاحبه اختصاصي با فندوق جونم امروز منتشر شد لطفا به وب من سر بزنيد. مرسي
صبا | May 22, 2009 8:37 AM
یکی از دوستام رفته طب چینی هم برای لاغری موضعی هم بالا رفتن متابولیسم بدن!هفته ای دو بار می ره سوزن می زنه الان هم خیلی راضیه!
نظرتون چیه؟برم؟موضعی؟این موضع سلولیتی من زبان آدمیزاد سرش نمی شه! مثل سنگ سخته!منم آدم کالری شماری و رژیم خفن نیستم!
البته پرخوری نمی کنم ولی متابولیسمم پایینه
وقتی هم که یکی دو کیلو کم می کنم صورتم زشت می شه!
حالا برم طب سوزنی؟
می شه یکی به من توجه کنه پلیز!؟
میس ری | May 22, 2009 2:44 PM
یکی از دوستام رفته طب چینی هم برای لاغری موضعی هم بالا رفتن متابولیسم بدن!هفته ای دو بار می ره سوزن می زنه الان هم خیلی راضیه!
نظرتون چیه؟برم؟موضعی؟این موضع سلولیتی من زبان آدمیزاد سرش نمی شه! مثل سنگ سخته!منم آدم کالری شماری و رژیم خفن نیستم!
البته پرخوری نمی کنم ولی متابولیسمم پایینه
وقتی هم که یکی دو کیلو کم می کنم صورتم زشت می شه!
حالا برم طب سوزنی؟
می شه یکی به من توجه کنه پلیز!؟
میس ری | May 22, 2009 2:48 PM
من تجربه طب سوزني رو داشتم خيلي وقت پيش يه بار هم ديانا بهم گفته بود كه تجربه ات رو در مورد طب سوزني بنويس من هم نوشتم به صورت يك پست دراينجا
http://www.extrapounds.com/blog/parisa/comments/309666/-uuu
ولي باز هم مي گم كه تا مي رفتم خوب بود . بعدش وزنم به شدت بالا رفت . يعني بعد از دوماه نرفتن برگشتم به وزن اوليه .
پريسا | May 22, 2009 11:48 PM
میس ری جان من حدودا 11، 12 سال پیش 2 دوره رفتم طب سوزنی. اینجوری بود که یه سوزن میزد توی گوش برای کم کردن اشتها یه سوزن هم موضعی میزد
دوره اولش خوب بود 5، 6 کیلو کم کردم ولی دوره دومش هیچی کم نکردم ولش کردم بعدشم منم مثل پریسا جان کلی وزن اضافه کردم!
به نظر من اگه دلت میخواد یه مدت تجربه کن ببین چطوره برات فایده داره یا نه
فندق | May 23, 2009 12:47 AM
آها اینم بگم
جایی که من میرفتم اول حدودا 20 دقیقه نیم ساعت باید میرفتیم توی یه اطاقکایی زیر یه سری لامپ خیلی داغ دراز میکشیدیم کباب میشدیم بعد میرفتیم سراغ سوزن! یه کپسولای خیلی بد مزه ای هم واسه لاغری میداد به همراه یه رژیم سخت
فندق | May 23, 2009 12:52 AM
اینجا برای هر در بسته کلیدی هست!
ممنون بچه ها از اینکه جوابمو دادین
میس ری | May 23, 2009 1:49 AM
سوگند جون برای من پوینت مثبته. الان که تابستونه هم میوه ها شیرینه اکثرا که اون حالت شیرینی خواستنم رو ارضا میکنه و هم میوه کلی خاصیت و ویتامین داره و نسبتا هم کم کالری هست. یعنی اگه آدم از یه بسته بیسکوئیت شکلاتی برسه به پنیر کم چرب و بعد میوه به نظرم من خیلی پیشرفت کرده.
میوه زیادش خوب چون کالری داره چاق میکنه. اما حداقل کالریش تو خالی نیست و هزار فایده داره برای بدن. هرچی آبکی تر هم که خوب تمرکز کالریش بر واحد حجم کمتر.
anar | May 23, 2009 1:55 AM
تبسم جان اگر می یای اینجا می خواستم ازت درباره این مرکز رژیم درمانی سئوال کنم که درباره اش گفته بودی.من فردا وقت دارم و می خواستم قبلش یه چیزایی بدونم درباره شون.
البته من بیشتر به روانشناسی احتیاج دارم که بشینم و درباره عوامل چاقیم باهاش حرف بزنم.توی تبلیغشون گفته بود تیم پزشکی دارن و روانشناسی...اگه چیزی می دونی لطفا برام توضیح بده مرسی
سالومه | May 23, 2009 1:57 AM
انار مامان من مثل من خیلی استعداد چاقی داره ولی همیشه خوش هیکل و سیره!!می دونی رژیم غذاییش رو چیزایی مثل بادوم و گردو..ارده ...شیره خرما..انواع میوه و سبزی و لبنیات کم چرب تشکیل می ده.همه اینها پرکالری هستن ولی چاقش نمی کنن.اگر مثل اغلب ماها یه هفته بیفته رو دور غذای سنتی و بیرون و فست فود سریعا 2 تا 3 کیلو چاق می شه ولی با وجود اینکه رژیم روزانه اش کالری بالایی داره به خاطر مید بودن اقلام خوراکیش به نظر من البته!!چاق نمی شه
سالومه | May 23, 2009 2:01 AM
صبا جان دوشنبه اینجا تعطیل رسمیه و کسی نیست من بتونم باهاش تماس بگیرم. سه شنبه حتما پیگیری میکنم.
anar | May 23, 2009 2:03 AM
ببین سالومه اتفاقا من همین دیروز داشتم بحث این موضوع رو با واسو میکردم. یعنی من دوشنبه رفتم بیرون پیاده روی بعد یه دختره رو دیدم که واقعا به طرز بدی چاق بود. یعنی چاق که میگم توی این آمریکایی ها با چاقی معمولی فرق میکنه. اینا در رفتن از هم. اکثر میبینی شکمشون یه جوری شده به جای اینکه فقط حالا بیفته بالای کمربند از توی شلوار آویزونه. نمیدونم چه جوری بگم اما چاقیشون نه در اندازه و نه در فرم به نظر من حالت نرمال نداره. یعنی من هیچ وقت آدم انقدر چاق و اینجوری چاق در ایران ندیدم. و از اون بدتر به این تعداد ندیدم.
داشتیم با واسو میگفتیم همون یه احتمال اینکه اینا انقدر متفاوت چاق میشن نوع غذاهاییه که میخورن. سیب زمینی پخته و نون و خورشت و غذای خونگی نمیخورن که چاق بشن. برگر واقعی که گوشت هم باشه نمیخورن. یه چیزی میخورن یک دلاری شبیه سازی شده نون و شبیه سازی شده برگر که احتمالا هیچ غذاییتی نداره و فقط کالریه. بعد هم یه نوشابه میگیرن قد سطل روش و خدا میدونه این بدن بیچاره از کجا قراره بیاره پوست و مو و گوشت و استخون حسابی بسازه. باید ببینید که بتونید مجسم کنید راجع به چه جور چاقیی حرف میزنم. بدن انگار از تو داره میپاشه از هم:
anar | May 23, 2009 2:16 AM
وای چه وحشتناکه انار...بریم خدا رو شکر کنیم که حداقل اینجوری چاق نیستیم...
من که می گم خانوم دکتر شما بیا یه استارت برنامه ریزی شده با هم بزنیم.منم عین تو تپل شدم و خط فکم رفته و شکم و پهلوهام زده بیرون.فقط هم پیاده روی می رم تازگیها...بیا و مثل قدیم اگه می تونی یه انرژی فکری بذار و یه برنامه ای بده ..من در بست مخلصتم و همه کارها از لوگ تا پیدا کردن مطالب خوب برای میتینگ تا هر چی بگی رو عین ساعت انجام می دم به خدا...ببین که برای چند نفر انگیزه می شه...حتی همون لوگ قدیم رو هم بدی دستم مثل اون دفعه که ستاره ها رو دادم برات هندلش می کنم...یه فکری درباره اش بکن و نظرت رو بگو
سالومه | May 23, 2009 2:24 AM
خدارو شکر که راننده کامیون هاوکسبه ایرانی نبودن دی:
آزی | May 23, 2009 5:51 AM
سالومه جان پس اسم مرکز و ادرسش رو میدونی خیله خب پس این هم چیزایی که شاید بد نباشه در رابطش بدونی
1)ببین رژیم غذایی که میدن فوق العادس من الان دوباره با همونا گرفتم اگر میخوای چند نمونشو برات مینویسم ببینی چیا توش داره در نگاه اول به نظر میاد که کالری رژیم به اندازه ی کافی پایین نیست مخصوصا اوایل واقعا زا روی سری هم میخوری ولی به نحو عجیبی هم وزن کم میکنی و هم فوق العاده مفیده واسه پوست مو من واقعا سالمتر شدم
2)همونجور که گفتی تیم روانشناسی دارن که باهات در مورده پرخوری عصبی روحیات مشکلات زناشویی روانی افسردگی...صحبت میکنن و راه و چاه رو بهت نشون میدن
3)تیم ورزشی دارن یعنی تو شرایطتت رو که مثلا چقد سن داری یعنی نوجوانی جوانی میانسالی....شاغلی محصلی خانه داری ....یعنی اینکه با توجه به شرایطتت چه ورزشی برلت مناسب هست و همزمان همونجا دستگاهایی هم برای رفع سلولیت و چاقی های موضعی داره البته کمی قیمتش زیاد بود اون موقع که من ایران بودم یعنی سال پیش یادمه هر نیم ساعت استفاده زا اون دستگاهها حدود 200 تا300 هزار تومن میشد الان که حتما بیشتر شده ولی ادمهای خوبی هستن به عنوان مثال وقتی من خواستم استفاده کنم در کمال صداقت گفت به خاطر سنت و اضافه وزنت اصلا دلیلی نداره که بخوای از این دستگاه استفاده کنی
4)مثلا برای یک هفته برنامه غذاییه 14 روز رو بهت میده که اگر غذایی و دوست نداشتی بتونی کی دیگه انتخاب کنی و یا اینکه اصلا روز یرو که دوست داری تکرارش کنی
حتی برای مهونی ها و اینا به راحتی دستت بازه مثلا جای شام و ناهار رو عوض کنی مثلا اگه شب ممکنه اونجا برنج باشه .....خلاصه دستت بازه
5)همون اول و به واسطه ی نمیدونم چند هفته (اخه شاید الان تغییر کرده باشه)انالایز بدنیت رو بهت میدن درصد چربی و عضله و .....
6)دیگه...اهان بیشتر از همه اینکه با اینکه الان من ایران نیستم و نمیتونم هزینه یی بهشون بدم جواب هر زنگ منو با کمال دقت و مهربونی میدن و حتی وقتی من اصرار داشتم که رژیم دوباره بگیریم اصرار میکرد که همون قبلیت رو بگیر ولی من..
7)اهان تو تیم تغذیشون هم کارشناس دارن هم پزشک قلب و عروق و داخلی و ......
8)بعد فقط رژیم غذایی نمیدن میتونی تیک بزنی مثلا بارداری کم خونی چربی خون انمی دیابت سلولیت.....
سالومه جان نمیدونم دیگه چی میخوای هر چی تو ذهن من بود اینا بود
اهان در این قضیه که وزنی که باهاشون کم میکنی به سختی برمیگرده شک نکن یعنی من واقعا بلاهای عجیب غریبی سر خودم در اوردم که بعد از 9 ماه وزنم برگشت به همون خپلگی
البته با همه ی اینا بدن با بدن فرق میکنه بعدا شرمندت نشم
تبسم | May 23, 2009 6:09 AM
اهان راستی هر ده کیلو که کم کنی بهت جایزه میدن
جایزشم استفادهی رایگان از هر دستگاهی که میخوای هست یعنی اون موقع بود الانم فکر کنم اخه خیلی تاکید دارن رو ذهنیت و ...
تبسم | May 23, 2009 6:11 AM
تبسم گلم مرسي واقعا از اينكه اينقدر وقت گذاشتي برام...هزينه اش رو هم مي توني بم بگي؟
بعد اينكه همونجا برات آزمايش مي نويسن و متابوليسم و اينا رو چك مي كننن؟
سالومه | May 23, 2009 6:18 AM
خواهش میکنم ببین اندفعه من گرفتم واسه 13 هفته حدود 80 تومن شد
البته سی دی ورزشی ایروبیک هم بهت میگه
تازه خوب شد گفتی اونجا دکتر متخصص غدد هم داره
واست ازمایش مینویسه بعد هم جوابشو برات تشریح میکنه و قرص های لازمو اینا
تبسم | May 23, 2009 7:37 AM
ترجیحا روزی برو که کارشناس تغذیشون جولانا باشه خانوم معصومه جولانا تو اون تیم اسم دکتر داخلیه قلب نمیدونم چی چی اقای دکتر باقریه متخصص غددهم بذار برم ببینم تو پروندم راستش پیدا نکردم ولی فکر کنم اسمش اقای دکتر ابار بود(aabar)
تبسم | May 23, 2009 7:41 AM
بچه ها عیشمون تعطیل شد!
فیس بوک فیلتر شد!!!!!!!!!!!!!
میس ری | May 23, 2009 8:20 AM
نبسم عزیزم خیلی ممنونم ازت :) راهنماییهات عاالی بودن.امیدوارم بتونم موفق شم ..بوس
سالومه | May 23, 2009 8:44 AM
واب ببخشید چرا 4 تا اومد؟
سالومه | May 23, 2009 8:53 AM
چرا فيس بوك رو فيلتر كردند؟!!!!!!!!!!
پريسا | May 23, 2009 11:12 PM
پریسا جان می شه آدرس وبلاگت رو بذاری؟
سالومه | May 24, 2009 12:05 AM
پریسا جان می شه آدرس وبلاگت رو بذاری؟
سالومه | May 24, 2009 12:09 AM
سلام
صبح یک شنبه همه بخوبی و خوشی
اول شرمنده که دیروز نیومدم چون میشه گفت تمام روز افقی بودم یعنی دارزکش کامل
من سینوزیت دارم و اینجا هم تو تابستون محل های سربسته با یخچال تفاوتی نداره
از طرف دیگه رطوبت هم شب تا صبح مکمل این هستش که صبح که از خواب پا میشم تا یکی 2 ساعت درد سینوزیت و ترشح داره که میریزه تو گلو و گلاب به روتون حالت تهوع پیش میاره
حالا این قضیه رو داشته باشید + اینکه نمی دونم مسموم شدم سردیم شده بود خلاصه اوضاع کاملا بی ریخت بود بطوری که سر کار نرفتم
آق معلم | May 24, 2009 12:12 AM
پریسا جان می شه آدرس وبلاگت رو بذاری؟
سالومه | May 24, 2009 12:17 AM
سلام سالومه عزیز
طبق صحبته ها در پست قبلی انار
استین ها رو بالا زدم که یک لوگ مثل قدیم راه بندازیم
آق معلم | May 24, 2009 12:32 AM
چون از من تجربه تان بیشتر هستش
اگر برای راه اندازی لوگ جدید و سایر مواردش همکاری کنید ممنون می شم
البته فکر کنم زی زی هم اعلام آمادگی کرده بود
آق معلم | May 24, 2009 12:36 AM
چون از من تجربه تان بیشتر هستش
اگر برای راه اندازی لوگ جدید و سایر مواردش همکاری کنید ممنون می شم
البته فکر کنم زی زی هم اعلام آمادگی کرده بود
آق معلم | May 24, 2009 12:37 AM
دست شما درد نکنه آق معلم
بچه هایی که می خوان فیلتر شکن فیس بوک رو بهشون بدم آدرس ایمیلشون رو بذارن توی کامنتهای وبلاگم...
ببخشید انار جان که اینجا نوشتم :)
سالومه | May 24, 2009 12:41 AM
چه کمکی لازم دارید آیدین جان؟؟
سالومه | May 24, 2009 12:47 AM
راستش
با توجه به سابقه کاری
"همه کارها از لوگ تا پیدا کردن مطالب خوب برای میتینگ تا هر چی بگی رو عین ساعت انجام می دم به خدا...ببین که برای چند نفر انگیزه می شه...حتی همون لوگ قدیم رو هم بدی دستم مثل اون دفعه که ستاره ها رو دادم برات هندلش می کنم "
در بحث ستاره دادن و پیدا کردن مطلب برای بحث و کلا کمک در مدیریت
آق معلم | May 24, 2009 1:05 AM
من همه رو هستم آیدین...بیا تقسیم وظایف کنیم
سالومه | May 24, 2009 1:10 AM
ریزه خواری
اگر کودک شما در هنگام کار ماشین لباسشویی، ناگهان درب آن را باز کند تا مثلا لباس عروسکش را که جا مانده داخل آن بیندازد، شما چه کار خواهید کرد؟ آیا می دانید ریزه خواری نیز همین بلا را بر سر دستگاه گوارش شما که مشغول کار هضم و جذب غذاست، می آورد؟
هفته نامه سلامت
حوا | May 24, 2009 3:01 AM
من هستم اقا ايدين
عر كاري از دستم بربياد انجام ميدم البته اگه بلدشون باشم
سالومه چه خوب كه داري مي نويسي
حوا تو چرا نمياي واسه من بكامنتي هان ؟ چشمم به در خشك شد
زي زي | May 24, 2009 3:47 AM
سالومه موافقم
ممنون زی زی
اول باید یک شرح وظایف بنویسم
این پیش لوگ هستش
حالا تغییری چیزی لازم هست بگید که امروز فردا تمومش کنیم
http://spreadsheets.google.com/pub?key=rtyl7CsXlTWDB_uRcTVa5Pg&output=html
آق معلم | May 24, 2009 4:20 AM
آیدین جان منم هستم اگه کمکی از دستم بر میاد بهم بگید .
لیلا | May 24, 2009 4:31 AM
آیدین جان منم هستم اگه کمکی از دستم بر میاد بهم بگید .
لیلا | May 24, 2009 4:33 AM
لوگ جدید خیلی خوبه .فقط فرمولهاش رو هم باید بنویسید.
ببینم انار درباره میتینگها هم تصمیمی گرفته؟
انار اگر تصمیم داری میتینگها رو هم فعلا به بچه ها واگذار کنی من داوطلبم که کمک کنم
سالومه | May 24, 2009 5:01 AM
سالومه عزیز
فرمول هاش هم اوکی شد
آق معلم | May 24, 2009 5:20 AM
سلام
خیلی خوشحالم که آق معلم و سالومه دست به کار شدن . واقعاً ممنون بچه ها . دستتون درد نکنه
فقط منو یادتون نره ها . من اینترنت ندارم اما همیشه هستم!
انار جان
میگم برو خداروشکر کن که فقط بوق زدن ، تو ایران بوق نمیزنن ها!!!!!!!!!!!
سوگند | May 24, 2009 6:04 AM
خوب دوستان
یک لوگ جمع و جور آماده شده
کافی هستش اول در قسمت مشخصات افراد خانه های ابی رنگ را پر کنید
و بعد هفته به هفته به قسمت وزن افراد می روید و با جلوی اسم خودتان وزنتان را وارد می کنید
------
در مورد سیتم ستاره دهی ایا لازم به نوشتن فرمولی هست یا قبلا هم بوده
در کل ایتم هایی که فکر می کنید باید اضافه کم یا ویرایش شوند را عنوان کنید
آق معلم | May 24, 2009 6:31 AM
وای خیلی خوبه که لوگ دوباره راه بیوفته آقا معلم و سالومه جان اگه کاری از دست من بر میاد بگید منم خیلی دوست دارم یه کاری کنم
سردرگم | May 24, 2009 7:58 AM
آیدین جان دستت درد نکنه :)
باید برای دسترسی و ادیت کردن لوگ پسورد داشته باشیم دیگه؟البته پسورد رو عمومی که اعلام نمی کنی دعوتنامه می فرستی برای بچه های عضو؟درسته؟
سالومه | May 24, 2009 12:12 PM
آق معلم..جان
عشرین عشرین تشکر... الخصوص قبول المسئولیت الخطیر...
سالومه خوشحالم موتورت گرم شده..اساسا توساخته شدی برای این جور فعالیتهای عام المنفعه..و مطمئنم انگیزه ات بیشتر میشه..
صبا جان..شما این ورها رد میشی...میشه روزی که با اقای دکتر آلمانیه میتینگ داری یه سوال ازش بپرسی
میخوام نظرش راراجع به"نه گفتن" بدونم..ازهمون نه هایی که بچه هاتوجدولشون میگذارن.
آیا سرانجام این کاراینه که آدم روی خوردنش کنترل پیدا میکنه..یا برعکس اونقدر از چیزهای مورد علاقش میگذره که کم کم غذا اونو کنترل میکنه!!
تنک یو میشم بسیار زیاد..
البت اساتید باتجربه حاضر در صحنه هم اگه فرمایشاتی در این زمینه دارن بگن که بنده سراپا گوشم
یه دوست | May 24, 2009 2:56 PM
باید درخواست بدیم واسه عضویت دوباره؟! چیکار باید بکنیم !؟ الووووووو! میشه منم بازی باشم !؟
(leili) nanazi) | May 24, 2009 4:19 PM
آیدین جان، سالومه عزیز، زی زی جون و بچه هایی که زحمت می کشید برای راه اندازی لوگ و میتینگ، دستتون درد نکنه. فقط یه سوال: ماها هم می تونیم تو این برنامه ها شرکت کنیم یا فقط مختص بچه هاییه که قبلا عضو بودن؟ چون من خودم خیلی دلم می خوام که شرکت کنم؟
حوا | May 24, 2009 11:05 PM
منم هسم ولي يه ذره درگيريه روحي دارم . برميگردم و ميام خدمت اق معلم . ظرف هاي نشسته رو بذاريد من بشورم . ها .همه ي كارها رو خودتون انجام ندهيد . خودمم آب مي كشم به خدا .
زي زي | May 25, 2009 12:24 AM
سلام به همه
با اجازه صاحبخونه
از فردا یک سه شنبه طلایی دیگه استارت می خوره
برای همین دوستانی که مایل هستند( قدیم و جدید) به آدرس
anarestanlog@google.com
ایمیل بدهند
کار بسیار راحت هستش
لوگی که برای دسترسی اعضا هستش بنام فرم اعضا هستش http://spreadsheets.google.com/pub?key=rYlcEQ5u7wUWJMlMcUIUR_g&output=html
و شما پس از دعوت باید اول به مشخصات افراد بروید و خانه هایی ابی رنگ را تکمیل کنید
خانه های زرد رنگ اتوماتیک کامل می شوند
در قسمت دوم که وزن اعضا می باشد نیز پس از فراخوان برای اعلام وزن به ان قسمت رفته و در مقابل اسمتان وزن جدید خود را وارد می کنید
لوگ اصلی که ادرسش در انارستان هستش و برای بازدید عموم نتایج فعالیت های شماست که بواسطه هیئتی مدیریت و ادیت می شود تا کمترین اشتباه ممکن صورت بگیرد و از لحاظ وقتی قابل تقسیم باشد
باقی موارد منطبق بر اساسنامه انارستان و تایید انار خانم می باشد
آق معلم | May 25, 2009 12:29 AM
اگهی
کمممممممکککک
به 3 نفر با تجربه در امور وارد کردن دیتا
که ترجیحا دارای دسترسی به اینترنت و وقت کافی برای اینکار داشته باشند نیازمندیم
اجرتان با بانو انار (یاد دیانا افتادم)
سالومه برای نظارت و مدیریت بر امور پیشنهاد می شود
و ایضا با مشورت با انار بانو کار راه اندازی میتیگ را استارت بزنید
من به شخصیه ضمن نظارت بر لوگ کارهای جانبی مثل گردگیری و جاروکشی و مرتب کردن و دوبار فرمول نویسی در صورت احتیاج را تقبل می کنم
-----------
و در اخر یک مقدار برای من در مورد ستاره ها توضیح بدهید
آق معلم | May 25, 2009 12:42 AM
آیدین جان خسته نباشی..در مورد ستاره ها :اون گوشه بالا انواع ستاره ها که از 5 پوندی شروع می شه رو انار چسبونده.هر کسی که به یک تارگت مشخصی از کاهش وزن برسه ستاره می گیره.مثلا اگر 5 یا 10 یا 15 یا 20 والی آخر وزن کم کرده باشی به ازاش ستاره می گیری و اگر اضافه کرده باشی هم ستاره پس می دی.
پس باید آپشنی باشه برای وارد کردن وزن به پوند یا فرمولی که کیلوگرم رو به پوند تبدیل کنه.
من نظرم اینه که تغییرات بی ام آی هم فرمول دار بشه.
هر هفته روز سه شنبه بچه ها وزن جدیدشون رو وارد می کنن و قبلا ها انار تا پنج شنبه ستاره های هفته رو می داد.
میتینگ ها هم صبح سه شنبه که بچه ها انارستان رو باز می کردن معمولا شروع شده بودن.
سالومه | May 25, 2009 1:11 AM
در ضمن من فكر مي كنم كه بهتره درباره كساني كه مي يان توي لوگ با انار مشورت بشه.چون پروسه عضو گيري انار به صلاحديد خودش بوده.اگر اجازه بديم اون در اين مورد تصميم بگيره درست تره.
سالومه | May 25, 2009 1:24 AM
آق معلم
اون آدرس ایمیل درسته ؟
آخه من هم با یاهو هم با جی میل فرستادم fail شد . میشه چک کنین ؟
سوگند | May 25, 2009 1:51 AM
آره آدرسه درست نيست
سالومه | May 25, 2009 2:28 AM
چه جور دیتایی میخواید وارد کنید!؟ و چقدر هست!؟ دانشجوی پاره وقت قبوله!؟
(leili) nanazi) | May 25, 2009 2:42 AM
چقدر همه دارن زحمت میکشن
اقا معلم دستتون درد نکنه
سالومه جان یک بابت تشکرت خواهش میکنم کاری نکردم که:Χ
و دو اینکه از شما هم ممنون خیلی دارین زحمت میکشین
اقا معلم من فعلا وضعم کمی تا قسمتی زیادی بهم ریختس واسه همین بیرون گود وایسادم ولی در وارد کردن دیتا ها من هم داوطلبم خوشحال میشم کمکی از دستم بربیاد
تبسم | May 25, 2009 3:56 AM
شرمنده جای
جی میل - گوگل نوشتم
anarestanlog@gmail.com
سالومه جان
منظورت از عضو گیری را دقیقا متوجه نشدم
اگر منظورت افراد برای هدایت لوگ هستش که خوب باید اینجور باشه و انتخاب افراد لازم هستش
اما برای وارد شدن به لوگ صرفا برای همراهی فکر نکنم با توجه به اساسنامه مشکلی باشه
اطلاعات فعلا زیاد نیست ولی با توجه به اینکه ممکنه دوستان اضافه بشن زیاد می شه
از انجا که اکثر موارد داری فرمول هستش
فقط دوستان هم کار باید روز 4 شنبه تغییرات رو در لوگ اصلی اعمال کنند و کار را چک کنند
بهتره بگم وزن جدید افراد رو منتقل کنند به لوگ اصلی
آق معلم | May 25, 2009 4:43 AM
در مورد ستاره
دقیقا چند تا و چند پوندی هستند
2تا درصد داند یعنی ؟
و یک براوو که فکر کنم برای رسیدن به وزن هدف باشه
از 5 پوندی شروع میشه؟
تا این لحظه
سه نفر ایمیل دادند که جواب داده شد
و برای انار خانم و سالومه عزیز نیز دعوتنامه فرستاده شد
انار عزیز
این ادرس و لوگ وزن گروه هستش
http://spreadsheets.google.com/ccc?key=rtyl7CsXlTWDB_uRcTVa5Pg&hl=en
و در صورت تایید در انارستان یک لینک بهش بدهید
آق معلم | May 25, 2009 9:07 AM
من ثبت نام کردم . آیا در امتحان ورودی هم قبولم ؟
دستت درد نکنه آق معلم . خیلی زحمت کشیدی
سوگند | May 25, 2009 9:15 AM
میشه برای منم توضیح بدید چطوری میشه ثبت نام کرد؟ با اکانت جی میل خودمون وارد بشیم یا نام کاربری و پسورد خاصی هست که باید وارد کنیم؟
حوا | May 25, 2009 9:25 AM
آیدین خان ستاره های معمولی مضارب 5 هستن یعنی هر 5 پوند که کم کنیم یه ستاره میگیریم. یه ستاره 10% هم هست که برای زمانیه که یه نفر 10% وزن اولیه اش رو کم میکنه، ستاره طلایی هم برای وقتیه که کسی به وزن هدفش میرسه
اگه لوگ قبلی رو که لینکش بالای صفحه هست نگاه کنید جلوی اسم هرکسی لیست ستاره هایی که گرفته هست
فندق | May 25, 2009 10:23 AM
بچه ها بهارکچی شدچرا دیگه نمیاد؟کسی خبری داره ازش؟
آزی | May 25, 2009 11:03 AM
خوبه بهارک! من دیروز باهاش چت کردم .
(leili) nanazi) | May 25, 2009 11:15 AM
اوه ! من هم ثبت نام کردم ! الان احساس مهم بودن سراغم اومده ! آقای معلم ببخشید این دانشجوی پاره وقت قبوله یا نه !؟
(leili) nanazi) | May 25, 2009 11:17 AM
منم از بهارک خبر دارم خوبه خدا رو شکر :)
فندق | May 25, 2009 12:33 PM
ازی جان اره حالش خوبه منم باهاش میل بازی کردم
.
.
اقا معلم بنده هم دوباره اعلام امادگی و داوطلبی واسه وارد کردن وزن بچه ها میکنم
تبسم | May 25, 2009 12:34 PM
اقا معلم من رفتم بلاگتون بعد فهمیدم ظاهرا یه مدت کامنتهاتون رو چک نکردین میدونم الان به اندازه ی کافی در گیر کارای لوگ هستین ولی لطفا یه سر بهش بزنین مخصوصا این کامنتای اخریا (کلی خجالت...)
تبسم | May 25, 2009 12:51 PM
دستتون درد نکنه آق معلم.
لی لی | May 25, 2009 3:20 PM
سالومه جان و دوستانی که با آقا آیدین همکاری می کنید خسته نباشید
لی لی | May 25, 2009 3:58 PM
من همین الان ایمیل زدم و منتظرم
لی لی | May 25, 2009 4:01 PM
سلام صبح سه شنبه همه بخوبی
سالومه عزیز نیامدید؟
4 نفر اسامی شان وارد لوگ اصلی شد
جهت نظارت این ادرس در اختیارشان هستش
http://spreadsheets.google.com/ccc?key=rtyl7CsXlTWDB_uRcTVa5Pg&hl=en
6 نفر دیگر ایمیل دادند که دعئتنامه براشون ارسال شد
-------- در مورد لوگ
اول از همه تشکر از دوستانی که اعلام امادگی برای همکاری کردند
من حتما پس این کارهای اولیه و صلاح و مشورت با یزرگان از کمک شما استفاده خواهم کرد
با عرض شرمندگی سعی کردم کاری کنم که احتیاج به وارد کردن تاریخ نباشه و با وارد کردن اسم تاریخ اتوماتیک ثبت بشه که متاسفانه در این زمینه کمی مشکلات هستش و دوستان باید خودشان تاریخ را وترد کنند
آق معلم | May 26, 2009 1:13 AM
اما خودم
دیروز ورزشم بجا بود البته خوب اول هفته کمی تاثیر داشت
ولی دیروز بعد از ورزش عدد روی ترازو بهم می گفت که دوباره داریم می ریم سرازیری(از لحاظ عددی)
باید دقت کنی
آق معلم | May 26, 2009 1:23 AM
يكي ميشه فكر كنه كه من خنگ ترين عضوم و بياد برام كامل توضيح بده چي كار كنيم واسه عضويت
زي زي | May 26, 2009 1:41 AM
زی زی جون سلام عزیزم
ببین عزیزم باید یه اکانت گوگول داشتی باشی اگر نداری میتونی اینجا ساین اپ کنی
https://www.google.com/accounts/NewAccount?service=mail&continue=http%3A%2F%2Fmail.google.com%2Fmail%2Fe-11-987ddbc55dbf87f4902f97fc1c86-a4741ad9d86a3e96c6fe64b075f2f12eb6d4b93d&type=2
بعد که ساختی میری تو میلت یه میل به این ادرس
anarestanlog@gmail.com
میزنی مینویسی منم بازی :دی
بعد هم به همین ادرس میل خودت برات دعوتنامه میزنن و همه چی حله همین زی زی جون
تبسم | May 26, 2009 4:02 AM
منم می خوام باشم تو لوگ جدید...ای میلمو گذاشتم.جریان چیه دقیقا؟
آريس | May 26, 2009 4:03 AM
منم فرستادم...خيلي ذوق ميتينگ ها رو دارم..جاااان! :)
آريس | May 26, 2009 4:09 AM
اقا معلم اونوقت یه ستون کاهش کل نباید داشته باشه؟!
تبسم | May 26, 2009 4:23 AM
.
میس ری | May 26, 2009 5:19 AM
بچه ها متاسفانه یکی پسور دیاهو گروپ رو داده بوده به یه نفر دیگه واون یه نفر عکس های مارو شیر کرده بود.فقط می تونم بگم متاسفم...
من وچند تایی از بچه ها عکس هامونو پاک کردیم هرچند که دیگه دیره اگر کسی از اعضای اونجا هست که می خواد بره پاک کنه.هرچند که مطمئن نیستم دیگه فایده ای داشته باشه.
فقط می تونم بگم من به سهم خودم اون آدم رو که صادقانه دوست خودم می دونستم رو نمی بخشم.
آزی | May 26, 2009 7:25 AM
من نمیدونم کی همچین کاری کرده ولی من هم به هیچ عنوان نمی بخشمش. سو استفاده از اعتماد دیگران واقعا کار زشتیه
خوبه که حداقل عکس های من صورتشون رنگ شده بود ولی این موضوع چیزی از ناراحتی و عصبانیت من کم نمیکنه
فندق | May 26, 2009 7:55 AM
ازی ببخشید من بلاگت اومدم کد باکس رو ندیدم میشه یکم توضیح بدی؟یعنی چی که عکس ها رو شیر کرده؟من تو گروه خودم نگاه کردم چیزی با این عنوان که بشه عکس ها رو shareکرد ندیدم.
تبسم | May 26, 2009 7:56 AM
یعنی اون یک نفر عکسها رو از توی یاهوگروپ کپی کرده و رفته جای دیگه آپلود کرده.
شانه | May 26, 2009 9:06 AM
یعنی اون یک نفر عکسها رو از توی یاهوگروپ کپی کرده و رفته جای دیگه آپلود کرده.
شانه | May 26, 2009 9:06 AM
اي واي
برم زودتر آلبومو پاك كنم.
عجب آدمهايي پيدا ميشن...!!
حالا چي كار بايد كرد؟؟
Anonymous | May 26, 2009 9:17 AM
اي واي
برم زودتر آلبومو پاك كنم.
عجب آدمهايي پيدا ميشن...!!
حالا چي كار بايد كرد؟؟
هستي | May 26, 2009 9:17 AM
آزی جان، شانه جان من عضو یاهو گروپ نیستم اون روز هم که بیرون بودیم با هم فکر نمیکنم تو هیچ عکسی چهره ام افتاده باشه. لطف میکنین عکسا رو چک نین اگه منم هستم پاکشون کنین؟ ببخشید زحمتتون میشه.
حوا | May 26, 2009 9:20 AM
آزی جان، شانه جان من عضو یاهو گروپ نیستم اون روز هم که بیرون بودیم با هم فکر نمیکنم تو هیچ عکسی چهره ام افتاده باشه. لطف میکنین عکسا رو چک کنین اگه منم هستم پاکشون کنین؟ ببخشید زحمتتون میشه.
حوا | May 26, 2009 9:21 AM
آزی جان، شانه جان من عضو یاهو گروپ نیستم اون روز هم که بیرون بودیم با هم فکر نمیکنم تو هیچ عکسی چهره ام افتاده باشه. لطف میکنین عکسا رو چک کنین اگه منم هستم پاکشون کنین؟ ببخشید زحمتتون میشه.
حوا | May 26, 2009 9:21 AM
منظورم اینه که توی یک فضای عمومی عکس ها رو گذاشته
آزی | May 26, 2009 9:35 AM
منظورم اینه که توی یک فضای عمومی عکس ها رو گذاشته
آزی | May 26, 2009 9:40 AM
بچه ها امروز تولد ليلي(نانازي) هست
همينجا تولد اين دوست خوبمونو تبريك ميگم و خوشحالم كه يكي از كشفيات شيرين سال گذشته من بوده.
اميدوارم هميشه سربلند و موفق باشي
هستي | May 26, 2009 10:24 AM
آزي عزيزم
خيلي متشكرم با اينكه وقتت محدوده مارو هم در جريان گذاشتي.
هستي | May 26, 2009 10:27 AM
خب آزی جان نمیشه به کسی که این کار رو کرده بگین عکسا رو برداره؟
فندق | May 26, 2009 10:31 AM
وای ! چه بد ! آزی جان می شه بگی از کی متوجه شدی ؟ یعنی چند وقته که اینطور شده ؟
لی لی | May 26, 2009 10:31 AM
لیلی (نانازی ) جان
تولدت مبارک !
لی لی | May 26, 2009 10:32 AM
ظاهرا کسایی که اون موقع عکس بدون سر یا بدون صورت می گذاشتند یه جورایی با تجربه تراز ما بودند ...چقدر سر این که عکس با سر یا بی سر تو یا هو گروپ بگذاریم بحث شده بود .این هم تجربه ای جدید !
لی لی | May 26, 2009 10:35 AM
واقعا متاسفم از اینکه بعضی ها یک ذره به حریم خصوصی آدمها احترام نمی ذارن.وواقعا هم متاسفم که مجبور شدیم عکسها رو از جایی که کاملا بهش اعتماد داشتیم پاک کنیم.من به شخصه در چنین فضایی احساس امنیت نمی کنم.
سالومه | May 26, 2009 10:44 AM
واقعا متاسفم از اینکه بعضی ها یک ذره به حریم خصوصی آدمها احترام نمی ذارن.وواقعا هم متاسفم که مجبور شدیم عکسها رو از جایی که کاملا بهش اعتماد داشتیم پاک کنیم.من به شخصه در چنین فضایی احساس امنیت نمی کنم.
سالومه | May 26, 2009 10:50 AM
فردا تولدمه !! امشب شب تولدم هست
مرسیییییییییی
(leili) nanazi) | May 26, 2009 11:47 AM
بچه های خوب یاهو گروپ متاسفانه من هم گروپ یاهومون رو بستم ببخشید قصد بی احترامی به هیچ کس رو ندارم ولی میدونید جدای از این مسائل بلاخره هک شدن و از این دست مسائل هم هست و دیدم در کل نمی ارزه بعدا هر اتفاقی بیفته ادم به نوعی شرمنده ی هم گروهی هاش میشه خدا رو شکر که تا این لحظه بچه های گروه صداقت و سلامت رفتارشون رو ثابت کردن ولی نمیشه گروه رو محدود کرد و محدود نکردنش هم عواقب خودش رو به دنبال داره پس بازم ببخشید
تبسم | May 26, 2009 11:48 AM
وای نانازی جون تولدت مبارک حالا باز خوبه هستی گفت و گرنه که ما در بی خبری میموندیم و نانازیمون متولد میشد حالا از همینجا دورادور تبریکات ما رو با صدایی لرزان(بخاطر امتحان فردا )بپذیر
180 صفحش مونده از صبح هم که هی اتفاقات متعدد ...بازم امشب شب بیداری داریم
-------------------------------------------------
بچه ها ببخشید من دوباره این سوال رو میکنم چه چیزایی بجز کافئین موجود در قهوه محرک هستو خواب رو کم میکنه؟یا اینکه چه چیزایی خواب رو زیاد میکنه (در این مورد هم فقط ماست رو میدونم) اگر در مورده هر کدوم از اینا چیزی میدونید خوشحال میشم بهم بگید
فعلا مجبورم با همون خواب 3تا4 ساعته ماکزیمم 5 روزامو بگذرونم
زیر چشمام هم سیاه شده چی کار میتونم براشون بکنم؟؟؟از این کرم های زیر چشم دکتر داروخانه گفت که الان زوده که ازشون استفاده کنی بدتر پوست چشمتو خراب میکنه با استراحت درست میشه ولی الان به هیچ عنوان امکانش نیست راه درمان طبیعی چی کار میشه کرد؟
تبسم | May 26, 2009 11:58 AM
تبسم جان كار خوبي كردي اتفاقا مي خواستم بهت پيشنهاد كنم ببنديش.
ليلي جان تولدت مبارك
حوا | May 26, 2009 12:45 PM
بچه ها همگی سلام
لیلی نانازی جان تولدت رو صمیمانه تبریک می گم برات آرزوی بهترینها رو دارم.....
آق معلم من هم به آدرس داده شده ایمل زدم و درخواست عضویت دادم....
در مورد کار با دمبل هم متاسفانه از سه شنبه پیش تا امروز فقط دو روز فرصت شد کار کنم....
اونم به این صورت که 5 دقیقه تمرینات کششی
25 دقیقه ایروبیک کار با مبل
دوباره 5 دقیقه تمرینات کششی
یه ست 10 تایی جلو بازو
30 ثانیه استراحت
یه ست 10 تایی جلو باز
30 ثانیه استراحت
یه ست 10 تایی پشت بازو
30 ثانیه استراحت
یه ست 10 تایی پشت بازو
30 ثانیه استراحت
یه ست 10 تایی بالای بازو یعنی دستها از دو طرف باز و بسته به آرامی
30 ثانیه استراحت
یه ست 10 تایی بالای بازو یعنی دستها از دو طرف باز و صاف
تمام حرکات بالا به صورت آرام انجام شد نه تند ... چون حس می کنم اینطوری فشار بیشتری به بازو ها میاد....
در کل همین دو روز هم حرکات با وزنه یک کیلویی هم برام خیلی سنگین نبود و خسته ام نمی کرد....
امیدورام گزارش کاملی داده باشم و هفته بعد کامل تر انجامش بدم...
مامان آرام | May 26, 2009 1:03 PM
منظورم ایروبیک کار با دمبل بود.....
Anonymous | May 26, 2009 1:05 PM
منظورم ایروبیک کار با دمبل بود.....
مامان آرام | May 26, 2009 1:05 PM
منظورم ایروبیک کار با دمبل بود.....
مامان آرام | May 26, 2009 1:05 PM
:(( :(( :(( :(( :((
وای کیسه بوکسم این یاره دیرینه ی من کی فکرشو میکرد نه تنها کنده شده بلکه روش خط خطی شده به دست کیا؟؟؟؟دو تا بچه ی ابله!همش یه ساعت رفتم حیاط درس بخونم تازه بهشون اخم کردم خودم عذاب وجدان دارم مامانشون هم فکر کنم ناراحت شد ولی اخه حقشون بود :(( :(( :(( دور تا دورش رو فرمول های فیزیکمو نوشته بودم یادگار المپیاد همشو خط خطی کرده :(( :(( :(( اخه کدوم کینگ کونگی از کیسه بوکس اویزون میشه؟؟؟؟وای نه
تبسم | May 26, 2009 1:55 PM
تبسم جان..در غم شما شریکیم!
دختر جان بهتره به جای کیسه بوکس کمی تمرین خانه داری کنی..پس فردا برات خواستگار میاد..میگن عروس آشپزی..خیاطی چی بلده باید بگیم عروس ورزشکاره کیسه بوکس داره..کاراته کاره و وزنه میزنه..روم سیاه!!
آزی جان ..امشبو عشق کردم لباس زورو بپوشم دنبال قاتل( یا همان مجرم اینترنتی) بگردم..راستی از من به تو نصیحت این قدم شمار را در خط پهلوی کمر شلوار بگذار.مث آدم برات شماره میندازه...
حالا این "نارفیق"کجا عکسها رو گذاشته..آدرس بدین تاماهم صفایی کنیم!!
خیلی هم قیافه آدمهای افسرده را به خود نگیرین که خدای نخواسته دشمن شاد نشیم!
یه دوست | May 26, 2009 3:09 PM
همین اتفاقای غیرعادی که سابقه ندارن آدمو از انارستان دلسرد می کنه....اه!
آريس | May 26, 2009 11:20 PM
من همين الان عكسم رو پاك كردم . يعني دير شده ؟ اونوقت عكس ها رو كجا گذاشتند؟
پريسا | May 26, 2009 11:55 PM
سلام
اومدم بگم صبح بخیر
اما مثل اینکه ماجرایی جدید پیش اومده!!
یک سوال مگه همه از یک پسورد استفاده می کردید؟
مثل گوگل دعوتنامه می فرستادید که بهتر بود؟ نبود؟
حالا که در مقابل کار انجام شده قرار گرفتید
ببینید اونجایی که موارد منتشر شده راهی یا مسئولی داره که بتونید گزارش(ایمیل) سو استفاده براش بنویسید و بفرستید و درخواست حذف موارد رو کنید
سو استفاده از اعتماد دیگران
گناه نابخشودنی هستش
----- برمیگردم
آق معلم | May 27, 2009 12:42 AM
راستی کسی به انار خبرداده موضوع رو؟
یک ایمیل داده بود برای موارد ضروری....
آق معلم | May 27, 2009 12:50 AM
مامان آرام
عالی هستش
شما سه حرکت و هر کدام 2 ست 10 تایی انجام دادید
جلو بازو
پشت بازو(کدام حرکت؟)
بالای بازو (منظور سر شانه هستش؟)
با توجه به اینکه تعداد روز ها کم هستش
تمریناتتان خوب هستش
حرکت کنترل شده در رفت و برگشت تاثیر زیادی دارد و برای فرم دهی و تقویت مناسب هستش
سعی کنید حداقل سه روز در هفته اجرای برنامه کنید و بعد اثراتش رو به من بگید
موفق باشید
آق معلم | May 27, 2009 1:33 AM
تبسم عزیز
ماست یه جورایی شمشیر دو لبه هستش(کلسیم ماست باعث ریلکس شدن سیستم عصبی می شه)
برای بیدار ماندن توصیه می کنم یک کم ماست با مربا استفاده کنی
یا یک کاسه درست کنی و هر وقت خواستی یک قاشق استفده کنی
موز هم موثر هستش یک تکه یا گاز کوچک
هویج صداش خوش ایند هستش وگرنه کاراییش در این مورد کمتر هستش
شکلات سیاه (80%کوکا)هم خوب هستش اما شکلات هستش دیگه
--------
برای اینکه راحتتر بخوابی
نیم ساعت قبل از خواب
شیر گرم نه داغ که با کمی عسل شیرین شده باشه مفید هستش
تنفس عمیق وصحیح
1واحد زمان دم
2واحد زمان نگه داشتن
4واحد زمان بازدم
3بار تکرار را هم امتحان کن قبل از خواب
--------
برای چشمها هم کمپرس اب گرم و سرد
آق معلم | May 27, 2009 1:49 AM
يعني اين منم كه دارم بهتر ميشم بعد از اون مرگ وحشتناك ؟
خدايا مرسي كه فراموشي رو به انسان دادي
زي زي | May 27, 2009 1:56 AM
زی زی جان ظاهرا کامنتهات رو بستی ...متاسفم برای چیزی که پیش اومد برات . طبیعتا کسی به اندازه ی خودت خلاء پیش اومده رو درک نخواهد کرد امیدوارم با گذشت زمان حالت بهترشه ...
لی لی | May 27, 2009 8:52 AM
چی شد؟
انگیزه ها ته کشید؟ اونهایی که میخواستن میتینگ راه بیفته همگی اسمشونوتو کلاس آق معلم نوشتن...
یاکه نه..داستان چیز دیگه ای شد..
حالا شمافرض کنیداون چشم ناپاکی هم که عکسها را دیده کلی به به و چه چه کرده و زده به تخته که اینا چقدر تغییر کردن و ماشالا به لایف و استایل و اینا....به هر حال امیدوارم این قضیه رو اعصاب و روانتون اثر سوء نذاره..
دیگه اینکه من قرار بود امشب تو کوه باشم که خدا را شکر کنسل شد..نه اینکه فکر کنید از شب تو کوه موندن میترسم...اونو که صد در صد شک نکنید که میترسم! تا صبح زوزه گرگ و کفتار باشه دل شیر هم آب میشه
مسئله کول کردن کیسه خواب و بطری آب و پیدا کردن هیزم و بدتر از همه روم به تیفال این توالت صحرایی و open هست!...حالا شااااید فردا یه کوه کوچیکی رفتیم..
اینم بگم براتون..
که امروز فهمیدم هر چی میکشیم زیر سر " سیستم لیمبیک" هست! مرکز اشتها و خواب و ترس و کنترل وزن و خیلی چیزای دیگه ..باید بیشتر بشناسمش ...یه جا نوشته بود وقتی بی اختیار میرید طرف یخچال یه چیزی میذارین تو دهنتون تقصیر لیمبیک سیستمتون هست...اینومن باید آدمش کنم! البت با زبون خوش..
دیگه با اجازه صحنه را ترک میکنم ولی بقول بعضی ها! لنگه درو باز میذارم...
یه دوست | May 27, 2009 1:58 PM