سالهای آخر دبیرستان که بودم از الان خیلی تپلتر بودم همه حرص می خوردن که چطوری می خوای لباس عروس بپوشی! یه بار یه عروسی رفتیم که عروس چاق بود و من تو دلم خیالم راحت شد که لباس اندازم پیدا می شه! غافل از اینکه سالها بعد من 15 کیلو وزن کم می کنم و یه عالمه لباس عروس اندازه من می شه اما. . .anyway
انار جون تلاشتو ادامه بده تا برازنده ترین عروس باشی تو لباست البته از نظر من که خیلی هم خوب بودی بازهم از دسرها چشم پوشی کن تا عروس ایده ال باشی
سالهای آخر دبیرستان که بودم از الان خیلی تپلتر بودم همه حرص می خوردن که چطوری می خوای لباس عروس بپوشی! یه بار یه عروسی رفتیم که عروس چاق بود و من تو دلم خیالم راحت شد که لباس اندازم پیدا می شه! غافل از اینکه سالها بعد من 15 کیلو وزن کم می کنم و یه عالمه لباس عروس اندازه من می شه اما. . .anyway
انار جون تلاشتو ادامه بده تا برازنده ترین عروس باشی تو لباست البته از نظر من که خیلی هم خوب بودی بازهم از دسرها چشم پوشی کن تا عروس ایده ال باشی
باز پیغام خطا می ده من مجبورم حرفمو تکرار کنم
اون وقت می گن دختره جلب توجه می کنه!
سالهای آخر دبیرستان که بودم از الان خیلی تپلتر بودم همه حرص می خوردن که چطوری می خوای لباس عروس بپوشی! یه بار یه عروسی رفتیم که عروس چاق بود و من تو دلم خیالم راحت شد که لباس اندازم پیدا می شه! غافل از اینکه سالها بعد من 15 کیلو وزن کم می کنم و یه عالمه لباس عروس اندازه من می شه اما. . .anyway
انار جون تلاشتو ادامه بده تا برازنده ترین عروس باشی تو لباست البته از نظر من که خیلی هم خوب بودی بازهم از دسرها چشم پوشی کن تا عروس ایده ال باشی
باز پیغام خطا می ده من مجبورم حرفمو تکرار کنم
اون وقت می گن دختره جلب توجه می کنه!
سالهای آخر دبیرستان که بودم از الان خیلی تپلتر بودم همه حرص می خوردن که چطوری می خوای لباس عروس بپوشی! یه بار یه عروسی رفتیم که عروس چاق بود و من تو دلم خیالم راحت شد که لباس اندازم پیدا می شه! غافل از اینکه سالها بعد من 15 کیلو وزن کم می کنم و یه عالمه لباس عروس اندازه من می شه اما. . .anyway
انار جون تلاشتو ادامه بده تا برازنده ترین عروس باشی تو لباست البته از نظر من که خیلی هم خوب بودی بازهم از دسرها چشم پوشی کن تا عروس ایده ال باشی
باز پیغام خطا می ده من مجبورم حرفمو تکرار کنم
اون وقت می گن دختره جلب توجه می کنه!
اقا من نه بلاگفای خودم باز میشه نه جمیع بلاگفا ها!!!
سوگند جونم نازییییییییییییییییییی اخی چه صورته گرده خوشگلی داری:X
چه موهای نازی اخی تازه کوتاهشون کردی؟!من بچه بودم موهام لخت بود الان که:( راستی ایا دیده ای عکسهای مرا و ان حرکات اکروباتیک را؟قبلش یه نفس عمیق بکش
بچه ها تبسم عکسش رو کجا گذاشته؟
چرا من نمی بینم؟
چرا من انقدر از همه چی عقب موندم؟
دارم می میرم از فضولی.
تازه الان که برم خونه دوباره تا شنبه اینترنت ندارم.
من همیشه بلافاصله بعد از ورزش مولتی ویتامین میخورم !!!
دستت درد نکنه ss جان آگاهمون کردی.
بچه ها من یه خواهشی رو از طرف یکی از همین بچه های انارستان که روش نمیشه بگه اعلام میکنم ؛
الان مدتهاست که همدیگه رو مجازی میشناسیم و طی این چند روز اخیر 4-5 تا یاهوگروپ تشکیل دادیم که عکسامون رو بذاریم و این فقط و فقط از روز حسن اعتمادیه که بهم داریم . پس خواهش میکنم خرابش نکنیم . به هیچ عنوان عکسها رو کپی نکنین . باشه ؟
-------------
آق معلم 110 فیکس شده(البته وقتی غذا می خورم و اخر شب حدود 110.5 هستم)
روز شنبه در جدول مسابقه وزن 110 را ثبت می کنم حتما
اما روند برنامه ورزشیم رو به افزایش هستش برای هفته اخر در واقع برنامه ریزی کردم که مرتب تر باشه و یک یا دو ایتم اضافه کنم
تبسم و سوگند بجنبید
هفته اخر هستش
(شاید هم بعدش ادامه پیدا کرد تا وزن گروهمون به تعادل برسه)
-------
برای شری ارزوی موفقیت می کنم
17 می مسابقه داره
براش انرژی بفرستید
-------
از
دیانا
سالومه
و
.
.
.
خبری نیست هرکسی دیدشون خبر سلامتیشون را اعلام کنه
------------
یه دوست جان
سلامون علیکم
امیدوارم این غیبت بخاطر نون قندی اضافه نباشه
وس سلامون علیک و رحمت ا...
--------------
کمی خودمونی
راستش دلم گرفته
شاید خودم من هم مقصر باشم
اما وقتی میایی میبینی از جمع انارستانی ها فقط 3-4 نفرند که فعالند و بقیه
یا خاموش میان و میرن و حتی بقول تبسم دالی هم نمی کنند
یا وبلاگشون رو جمع کردن
یا این هوا تارعنکبوت گرد غبار روش هست دل ادم میگیره
اینجا خونه امید خیلی ها بوده
خونه امید خیلی ها بوده
امید خیلی ها بوده
خیلی ها بوده
خانمها
1- غزال
2-سالومه
3-لیلا
4-شانه
5-نانازی
یه آلبوم خصوصی بهشت مادران و گذاشتم فیس بوک لطفا زود ببینین می خوام برش دارم با اینکه خصوصیه می ترسم دیده بشه
دیدین به من بگین پلیز
خانمها
1- غزال
2-سالومه
3-لیلا
4-شانه
5-نانازی
یه آلبوم خصوصی بهشت مادران و گذاشتم فیس بوک لطفا زود ببینین می خوام برش دارم با اینکه خصوصیه می ترسم دیده بشه
دیدین به من بگین پلیز
دوباره شروع شد
خانمها
1- غزال
2-سالومه
3-لیلا
4-شانه
5-نانازی
یه آلبوم خصوصی بهشت مادران و گذاشتم فیس بوک لطفا زود ببینین می خوام برش دارم با اینکه خصوصیه می ترسم دیده بشه
دیدین به من بگین پلیز
دوباره شروع شد
آق معلم ..شما هستین..یا رفتین بسلامتی آدینه را به خیر کنید؟!
من درد دلهاتون را خوندم و با اینکه ته دلم خودم هم غصه ام هست ولی اومدم بگم ما در خدمتیم با نون قندی یا بی نون قندی..
یه چیزییو میدونی داش آق معلم...اینجا خواننده های خودش را کما فی السابق داره..ولی خوب بعضی ها حس نوشتن را ندارن شاید دلیلش اینه که این راهو رفتن..خیلی وقت پیش..و الان یه چیز تازه میخوان
خدا و پیغمبریش کار سختیه تغییر شیوه زندگی و ازون سخت تر کاهش وزن..اگه با کالری شماری و ورزش پر جنب و جوش و نه گفتن قضیه حل بود که روزگار ما به از این بود که الانیم و هر کسی وارد مدرسه لایف استایل میشد بعد مدتی هم فارغ التحصیل میشد و می رفت به سلامتی سر زندگیش...
اما متاسفانه اینجوری نیست ..ما هنوز اینجاییم و دنبال چراها و ؟؟؟ دور خودمون می گردیم..و منتظریم یه چیز جدید کشف بشه تا دوای درمون ما بشه..
سعی کنیم از با هم بودنمون بیشتر استفاده کنیم و هر کی با شیوه خودش چراغی را برای بقیه روشن کنه ..
ایدون باد( اینچنین باد)
آقا این ایدون هم محض گل روی آزی نوشتم که این روزا داره خط میخی..دری ..پهلوی میخونه
اقا به ترتیب بزرگ به کوچیک
-------
اق معلم
اصنم قبول نیست چرا این تبسم بیچاره همش تو این شاگرد تنبلاس؟اقا معلم من یه چیزی میگم نه 2 تا چیز قول بدین یه لنگه پا منو نفرستین گوشه کلاسا!پام زخمه
1_اقا معلم احیانا شما ادامه مطلب بنده رو که خدایی نکرده مشاهده نکردین؟! اقا اونروز ما بعد از اعلام وزن اینجا رفتیم در ترازوی محترمه و عدد 76.400 را مشاهده کردین بعد دیگه به خودمون اومدیم و اینا هم اکنون که اینجا مینویسیم یک تبسم 74.200کیلویی هستیم!!!
2_ اقا معلم در رابطه با درد و دل شما بنده مدتیه که کمی احساس یه جوری میکنم یعنی فکر میکنم شاید این جو جدید انرستان که به قول یه دوست جون الان بعضیا حوصلش رو ندارن مقصر من و احیانا ما های جدید باشه و شاید بهتر بود میذاشتیم بچه ها به کار خودشون ادامه بدن نمیدونم والا
--------------------------------------
سوگند جان بشخصه با خودت هم صحبت کرده بودم که به دلیل اعتقادات شخصیه خودم مسلما به شرایط دیگر دوستان هم احترام خواهم گذاشت و قطعا همینطور خواهد بود که گفتی
--------------------------------------
یعنی من واقعا دلم برای دیانا تنگ شده دیشب یه فکرای ناجور کردم شرمنده روی همگی که نکنه اقا محمود واسه دلگرمیه ما یه چیزی گفته باشه!اخه دیانای به قول خودش دوان دوانی ما در شرایط دوان دوانی با سرعت نور باید باشه که دل ما اینجوری تنگ شده
---------------------------------
زن زمانه هم یه بار مگه نیمد؟اقا بخدا من دیگه دارم به حافظه ی خودم شک میکنم
---------------------------------
خدمت همگی عارضم که امروز یک مسئله ای که تقریبا محال به نظر میومد و بنده هم از هیچ تلاشی مضایقه ننمودم به نیکی پایان یافت و بنده به این یمن کاکائویی پخش نموده و خود نیز بی نصیب نماندیم
باشد که هنگام نهار سرفکنده باشیم
تبسسسسسم! این حرفها چیه؟ جو جدید انارستان و آدمهای جدید؟
انارستان واقعا به آدمهای جدید و فعال و خوش فکر و خوش صحبت احتیاج داره.
کم انرژی شدن بچه ها یکمی به این برمی گرده که انار که یه مدیر و سرگروه خوب بود و هست سرش شلوغه.
قبلا با برنامه های جدید یه جوششی تو گروه ایجاد می کرد و بچه ها تو بحث شرکت می کردند و حالا اتفاقا دیانا هم گرفتاریهاش زیاد شده و خب گروه کم فعالیت شده.
که بعد از عروس شدن انار و راه انداختن لوگ گروه جدید همه چی مرتب میشه.
من آخرین کسی بودم که ستاره گرفتم!و چون در گیرودار دفاع کردن انار بانو و خانم دکتر شدن و عروس شدنش بود ستاره پرشگون من به دستم نرسید!
در نتیجه من عضو یاهو گروپ نیستم
اگه متقاضی زیاد بش می گم آزی بزاره
عکسهای ناموس مردمه و غیرقانونی درپارک بانوان گرفته شده بهتره یواشکی بمونه
بچه ها يه سوال , من بالاخره عضو انارستان هستم يا نيستم؟ اگه هستم پس اين عكسها رو چرا من نميتونم ببنيم؟ اگه نيستم خوب هيچي ديگه مشكلي نيست صبر ميكنيم تا بشيم. !!!!!!!!
آقا معلم من شرمنده. مرسی برای اینکه به من سر میزنی.از هفته دیگه قول میدم که مسابقه رو مثل بچههای خوب دنبال کنم. من وزنم هممن ۱۳۲ پوند است. دو هفته گذشته هم نمیتونستم کالری کم کنم چون سخت در حال آماده شدن بودم.
بچهها من انرژی مثبت احتیاج دارم لطفا. یکشنبه مسابقه سه گانه من است. ۱.۵ کیلومتر شنا در دریا، ۴۰ کیلومتر دوچرخه و ۱۰ کیلومتر دو. از فردا داریم میریم اون شهر که باید مسابقه بدیم تو غروب یکشنبه که برگردیم. خلاصه هر وقت بیکار بودید و یاد من افتادید یک انرژی هم بفرستید. مخصوصا آزی عروس نمونه بهتره به من ثابت کنه که چقدر مادر شو هرش رو دوست داره، میس ری جون، تو حواست باشه که برا من انرژی بفرسته لطفا
این ری هم چه بازار گرمی کی گنه دی:
آخی آلبالو جونم باور کن من بدجنس هستم کلا ولی نه اونقدرها.این کامپیوتر منم از سر روش ویروس داره میریزه همچنان.پس نگید نگفتی.میذارم قول ناموسی میدم بذارم.شما هم ناموسید دیگه.
یه دوست جان اوتان دیل شات بود:)
شری جون من گوله انرژی دارم می فرستم برای بست مادر این لاو فور اور..........
تبسم این ازون حرفها بوداا.........
آق معلم جانه مهربان منم با یه دوست موافقم که اینجا خواننده داره بلند بلند......فقط همه به طبعیت از عروس خانم رفتن گل بچینن
من خودم یه خورده دل خوری گله گی از این صاحب خونه دارم ولی گذاشتم سر فرصتی من اینجور آدم وقت شناسیم دی:
واقعا هم یه دوست جان در وگوهر ریختن که این اضافه وزن با کالری شماری وورزش قابل حل نیست.نمونه پروزنش خودم.تا دیروز بدنه قر میومد که من روزی مثلا 200 کالری کمتر از نیاز می خورم حالا که 400-500 تا کمتر می خورم وفعالیت بدنی هم رفته بالا بازم ناز داره زیادی.ولی چه میشه کرد امانت است وعزیز است وباید مراعات کرد وسخت نگرفت
این ری هم چه بازار گرمی کی گنه دی:
آخی آلبالو جونم باور کن من بدجنس هستم کلا ولی نه اونقدرها.این کامپیوتر منم از سر روش ویروس داره میریزه همچنان.پس نگید نگفتی.میذارم قول ناموسی میدم بذارم.شما هم ناموسید دیگه.
یه دوست جان اوتان دیل شات بود:)
شری جون من گوله انرژی دارم می فرستم برای بست مادر این لاو فور اور..........
تبسم این ازون حرفها بوداا.........
آق معلم جانه مهربان منم با یه دوست موافقم که اینجا خواننده داره بلند بلند......فقط همه به طبعیت از عروس خانم رفتن گل بچینن
من خودم یه خورده دل خوری گله گی از این صاحب خونه دارم ولی گذاشتم سر فرصتی من اینجور آدم وقت شناسیم دی:
واقعا هم یه دوست جان در وگوهر ریختن که این اضافه وزن با کالری شماری وورزش قابل حل نیست.نمونه پروزنش خودم.تا دیروز بدنه قر میومد که من روزی مثلا 200 کالری کمتر از نیاز می خورم حالا که 400-500 تا کمتر می خورم وفعالیت بدنی هم رفته بالا بازم ناز داره زیادی.ولی چه میشه کرد امانت است وعزیز است وباید مراعات کرد وسخت نگرفت
دارم خفه ميشم...
خدايا
هيچ بچه ايي رو يا نده يا اينجوري برنگردونش پيش خودت.
چقدر سخته تحملش
بعضي دردها تو دنيا با هيچي التيام پيدا نميكنن.
اه
اين بغض لعنتي ولم نميكنه...
سرکاری متاسفم نمیتونم خوب باهات حرف بزنم فقط لطف کن از این به بعد حرفاتو واسه خودت نگه دار این یک و دو اینکه یه ادم احساساتش نرخ و تاریخ انقضا نداره که به قول تو نخواد مفتی خرجش کنه
بچه ها من اومدم یه پیشنهاد داشتم
بیاین واسه طفلک نیاز یه ختم 5هزار تایی صلوات بگیریم واسه ارامش مامان خوبش باشه؟
هر کس هر چقد فرستاد بیاد من یه پست گذاشتم بگه
دوست داشت نخواست میتونه اسمش رو هم نگه
اساتيدكالري يه سوال
اين اغذيه بدون قند رو شما چه جوري كالريشونو حساب ميكنين؟؟
مثلآ من پولكي رژيمي گرفتم اما تو تركيباتش نه قند داره نه روغن.خوب مثل كالري خود پولكي معموليها هم كه نميشه حسابش كرد.تركيباتشو نوشته اما همش تركيبات آزمايشگاهيه مثل اسيد سيتريك و ازين دست چرنديات.
من تو جدولهام جاهايي كه پولكي خوردم هنوز كالريشون خاليه.
لطفآ يكي كه تو اين زمينه تجربه داره راهنمايي كنه.
اگه اينهام كالريشون زيادباشه وما صرفآ بخاطر بدون قند بودنشون مقادير زيادي ازشون استفاده كنيم نتيجه اش واقعآمسخره ميشه.لطفآ تا من تبديل به يه توپ قلقلي نشدم يكي بياد بگه چي كار بايد بكنم؟؟ميدونيد كه وقتي گير بدم به يه چيز 2ميليون بشكه ازش ميخورم.فعلا محض تجربه يه باكس ازش خريدم تا برم فله ايي بخرم.طعمشم كه علي رغم محصولات ديگه رژيمي خوب بوده.
يه سوال ديگه هم داشتم در مورد اين تن ماهي هاي آبي
كسي ميدونه تو ايران هست؟واسم كارخونه اش چيه؟
که دیدم یک فرشته کوچولو پرواز کرده رفته جایی که چند وقت پیش از اونجا اومده بود
من به سهم خودم برای نیاز ارزوی صبر می کنم
مریضی بچه کوچک که در اوج دوران شیرینی کاریش هم هست آدم را داغون می کنه (بعنوان یک پدر تجربه دارم و اشک های همسرم رو دیدم)
پرواز کردن و رفتنش خیلی بیشتر از این ها صبر می خواهد حتی اگر 10 تا فرشته دیگه هم داشته باشی
زندگیت به پایان نمی رسه و غم دوریش هم کمرنگ میشه اما یادش همیشه باهات هستش
خوب وب د هر مسئله ایی که راجب به نیاز مطرح میشه یک مخالف پیداش میشه.
دوست گرامی
اصلا تو فرض کن نیاز یک ادم نامتعادل که بقیه رو سر کار گذاشته و خواسته جلب توجه کنه
خوب بذار بهش توجه بشه
نگرانی و دلواپسی تو از چی هستش ؟
دلت برای وقت ما می سوزه ؟ می خواهیی ما رو آگاه کنی ؟ منفعتی هستش که با توجه ما به ایشون از بین می ره؟
یا با این کار میخواهیی توجه بیشتری به ایشون بشه ؟
متاسفانه هدفت رو نمی فهمم
ولی خواهشی دارم
اگر فکر می کنی این مسئله واقعی هستش پس بهش احترام بذار
اگر هم فکر می کنی ساختگی هستش بذار با حرفهای ما احساس توجه ای که لازم داره حتی برای کمی خندیدن برطرف بشه
هستی جان من تو وبت جواب نمیدم چون میترسم باز منو بلاک کنه ببخش:))
عزیزم من تن ماهی تو آب با طعم چیلی و یا فلفل و لیموش رو می گیرم و بدون طعمش هم اگه تو بگیری می تونی خودت اینا رو اضافه کنی با دستای مبارک و اما کالریش هر 100 گرمش کمی کمتر از 100 کالری داره یعنی 376 kj .
من تن رو با سالاد قاطی می کنم و میخورم خیلی هم خوشمزه است جای تو خالی امتحان کن امیدورام بدت نیاد
هستی جون من هم تن ماهی بدون روغن در اب میخورم هر 100 گرمش دقیق 139 کالری داره حالا با توجه به حرفا گلبهار جون تو یه میانگینی از این دو تا حساب کن . هستی جون تو هنوز با همین شمارش کالری پیش میری؟با دکتر یا بدون دکتر؟ الان چطوری از وضعیت خودت راضی هستی؟
من میدونم حال خیلیامون خوب نیست و خودم شاید بیشتر از شما ناراحت باشم اما دو تا سوال دارم که اگه میشه جواب بدین:
1) برنج قهوه ای در ایران از کجا میتونم تهیه کنم ؟
2) تو تهران یه جایی میشه آدرس بدین که مانتو سایز بزرگ و خوب پیدا کنم . هرجای خوبی که میرم مانتوی خوشگل داره و سایز کوچیک . جاهایی هم که سایز بزرگ داره بیش از اندازه زشته . وقتی میبینم افسردگی میگیرم.
گلبهار عزيز
تبسم عزيز
و ناشناس عزيز
كه تن ماهي بهم معرفي كردين
ممنونم از همگيتون
تبسم جون
من همچنان كالري ميشمرم و تو محدوده وزنيم تلاش ميكنم روزهاي پرخوريم رو با ورزش جبران كنم.البته پرخوري نه بيش از كالري مجازبلكه همون حول و حوش.
فعلادكتر نرفتم.از جدوال كاغذيمم هر روز طبق نظم يك سال گذشته استفاده ميكنم و جزييات رو يادداشت ميكنم و آخر شب كالري شماري ميكنم.
فعلا چون اولويتم وسط امتحاناتم زياد نشدن وزنه خيلي به خودم سختي براي كاهش وزن نميدم تا اين يكي دو ماهه هم بگذره.
راستي
گلبهار جون
مگه وبلاگم دوباره بلاكت كرده؟؟يه وبلاگ ديگه هم به اسم "جدول هفتگي هستي" دارم كسايي كه نميتونن تو اكسترا كامنت بذارن اونجاميتونن.
آیدین جان خوندن کامنتت متاسفم کرد..اینجا روی دل بعضی از ماها یه غباری نشسته که نمی ذاره مثل قبل پر شور و انرژی باشیم....
من از امروز دوباره می نویسم و خوشحال می شم بهم سر بزنید.ولی هیچ فشاری مبنی بر کم کردن وزن روی خودم نخواهم گذاشت و تصمیم ندارم تا یه مدتی خودم رو وزن کنم.توی این یه ماه گذشته خیلی معمولی غذا خوردم و کمی هم ورزش کردم ولی به خودم فشار نیاوردم و البته فکر می کنم که کمی وزن اضافه کرده ام...در هر حال بهم سر بزنید.خیلی خوشحال می شم.
سلام به همه .
من واسه عضویت اقدام کردم اما هیچ ایمیلی از انار نداشتم.تبسم جونم اینجا رو به من معرفی کرد.
خلاصه منم هستم دیگه هوای منو داشته باشین.
لوگ وزنم تو وبلاگ تبسم جونمه.
اقا معلم من براتون کامنت گذاشتم یه صفحه ی سفید میومد و یه سری جمله های قرمزو در کل ارور میداد
در هر صورت این ادرس انالایز و اینکه پیشنهادتون رو مطالعه کردم من که خیلی خوشحال خواهم شد که انالایز بشه کلاس درس اقا معلممون و محل امتحاناتش در هر صورت باز هم شما فکراتون رو بکنید در مورده درسهای من هم مشکلی نیست چون اگه قراره همون سیستم انالایز و جوایزش برقرار باشه فقط جمعه ها رو طلب میکنه و من هم جمعه ها روز استراحتم هست و بعدش تعطیلم مشکلی نیست برای مدیریت هم که اگر مایل باشین تقدیمتون کنیم
آق معلم منوووووووووووو نمی بینید؟من یک 28 ساله غمگینم.منم ایضا مثل آلبالو وزنم در کمال ناجوانمردی وکلی خودداری رفته بالا.آق معلم آخه چرا؟شما که خیلی میفهمید بگید:(من دیگه نهارهای به اون مجلسی نمی خورم من که ورزشمو با چنگ ودندون ودوان دوانی میرم در حد معمول:(
امروز صبح یک گام شمار هم نصب کردم زیر مانتو قلنبه شده ومجبور شدم کلی توضیح بدمش وبگذریم از یه سری که به چشم یک آدم خل وسواسی نگام کردن که مثلا چه لوس وچه اداها واینا که البته یه سری هم اظهار نظر کردن...تازه بگذریم از اینکه توی همین شرایط یهو لیوان نسکافه م به طرز ناجوانمردانه تری ریخت روی مانتوی روشنم ومجبور شدم مانتومو کامل بشورم ومانتوی خیس بپوشم دی:از لجمم نهار رفتم کوبیده خوردم با 2تا نون داغ.....
آق معلم......به من بگویید چه کنم که یا وزن کم کنم یا بی خیاله وزنه شم مثل سالومه
بچه ها خواهش می کنم این بحث های حاشیه ای رو هم مطرح نکنید هرکی آزاده هرجور می خواد فکر کنه برداشت کنه به قول شاعر:کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
من خیلی می فهمم نه؟خودمم می دونم دی:
عارضم خدمتتون که وبلاگ صبا را گاهی میخونم و چه چیزهای خوبی این نازنین دختر مینویسه..
یه توصیه جالب نوشته که خدائیش همت میخاد چنین کاری..اینکه تا دو ماه به کاهش وزن فکر نکنیم و حتی جای نیم کیلو اضافه را هم بگذاریم ! یعنی مطمئنم هیچ کدوممون همچین صبر و حوصله ای نداریم..چرا که اساسا یه چیز در مغز رژِیمی- ورزشی ما بیشتر تعریف نشده و اونم "کاهش وزنه" و بس...!
تثبیت وزن فاکتور مهمیه که کمتر بهش ارزش میدیم..اگه فکر کنیم که دیگه تصمیم به کاهش وزن نداریم و فقط وزن فعلی امون را میخواهیم حفظ کنیم .. خیلی کار راحت میشه چه بسا که در مرحله "تثبیت" وزن اضافی امون به طور طبیعی کمتر هم بشه...
چیزی که واضحه اینه که هر زمان زیادی در کار بدنمون مداخله میکنیم و نقشه و برنامه میریزیم کمتر جواب میگیریم...
به نظر میاد که "کاهش وزن" یک فرمول حساب شده نداره و بیشتر نتیجه تغییر در کل عادات زندگیمون هست..
تبسم جان..این دستگاه آنالایزر شما الان روشنه؟!
به عبارتی موضوع خاصی مد نظرتون هست که بهش بپردازین؟
آزی...آزی ..من خیلی جلوی خودم را گرفتم ولی طاقت نیوردم میخوام از مسائل حاشیه ای حرف بزنم !!
امشب فینال یوروویژن داره..بد نیست که این آرش خودمون با اون دختره خوش صدا یه حالی به این جهانیان بدن!
یه دوست جان برنامه ی جناب ارش خان هم اجرا شد دیدین؟کاش فارسی میخوند! اینجا کانالهای خودشون همه اهنگای فارسیشو پخش میکنن ما در حالت اهم اهمی قرار میگیریم
و اما انالایز یه دوست جان همه چی دست به دست هم داد ما فقط لوگ وزن داشتیم و چند عدد جایزه ی ناقابل از نوع گلد وین و نایس و کول و اینا خدا وکیلی از وقتی شروع شد به شخصه به مشکلی نخوردم و برنامم رو دور بود مشکلی هم بود اینور عنوان میکردم حالا اق معلم فرمودن مسابقشون رو با انالایز یکی کنیم مام رو چشممون میذاریم
یه موضوع دیگه اینکه ما در بحث یاهو گروپ هم دچار چند دستگی هستیم البته کسانی که از قبل عضو یاهو گروپی هستن که بحثی نیست چون ممکنه ما رو نشناسن نمیشه دخالت کرد تو کارشون ولی فعلا مام یه یا هو گروپی داریم من مستقیما کسی رو دعوت نکردم که راحت باشن در هر صورت هر کس مایل بود همونطوری که سوگند جون گفتن هیچ قانونی هم نداره جز حفظ امنیت عکسها و مونث بودن میلش رو به صورت خصوصی عمومی بده مار و میبینه و به خودش امیدوار میشه(!)و دوست داشت.....هر کی هر طور مایله
بچه ها کسی راه حلی برای رفع سردرد بجز استفاده از مسکن های معمول میشناسه؟بشدت دو شبانه روزه که سردرد دارم و با توجه به شرایط الان امکان استراحت و بها دادن بهش رو ندارم امروز در مورده دم کرده ی دارچین شنیدم کسی چی ز یمیدونه؟هیچی نمیبینم
منم هی روی تثبیت وزن کار می کنم و بهتون بگم که یه عالمه از استرس های آدم کم میشه ناخودآگاه و ضمنا اگه ورزش رو هم ادامه بدین باهاش سایزتون خیلی میاد پایین . من خیلی به وزنه کار ندارم . بیشتر سایز مهمه . و این که به خودتون یاد اوری کنید همون قدر که تندی وزنتون میاد پایین تند هم میاد بالا .
یه دوست جون خوبی ؟
عکس گل هایت هم خیلی خوب بود ننه
زی زی عزیز و یه دوست جان و کلا دوست های انارستانی و غیر انارستانی
در بحث روانشناسی ورزشی اماده بودن ذهن برای انجام برنامه مهم هستش
شما ممکن هستش با بهترین مشاور جلسه بذارید و بهترین برنامه را هم دریافت کنید
اما درصد موفقیت شما با فردی که ذهنش اماده برای اجرای برنامه هستش کمتر هستش
(نوار سکوت سرشار از ناگفتهای احمد شاملو بود فکر کنم) که می گفت بعضی وقتا باید در رودخونه حوادث پاروهای قایق رو درون قایق بیاری و مدتی قایق را به حال خود رها کنی
(البته مراقب باشید مثل تایتانیک نشید)
این دو سه مورد تکراری رو یادداشت کنید برای خودتون و کمی فکر کنید راجع بهش (لااقل برای دلخوشی آق معلم)
1.ذهن اماده ای که با انگیزه همراه باشد (همان چیزی که همه ما در ابتدای مسیر داشتیم) باعث موفقیت ما می شود
2.همیشه مسیر درست دیگری وجود دارد
3.در میان مسیرها سرگردان نشوید
4.مسیرها در ذهن شما نقش می بنند و برای رسیدن به مقصد باید حرکت کرد
سلام
بچه ها یه سوال ایرادی داره بدون کفش ورزش کرد؟
من صبحها با تلویزیون ورزش می کنم و دمپایی رو فرشیمو در می ارم.توی حرکات پرشی یا حرکات دیگه ایرادی نداره پا بدون محافظ باشه؟
نکه من همه چیزم رو اصول علمیه این یه نکته برام سوال شده! : دی
خانم ها ، آقایون ایرانی شب و روز خوش
راستش یه مشکل کوچیکی برای من پیش اومده گفتم از شما بپرسم ؛
من صبح ها که صبحانه میخورم یک ساعت صبر میکنم بعد ورزش میکنم ، بعد مجبورم تا دو ساعت بعد از ورزش چیزی نخورم . این فاصله 3 ساعت و گاهاً به 4 ساعت میرسه که با توجه به سابقه بیماری معده ، چندان جالب نیست یعنی اصلاً دل ضعفه ام میگیره .
سوگند جون ببین گلم من بشدت تاثیر تا 2 ساعت بعد ورزش چیزی نخوردن رو دیدم و از اونطرف هم تجربه کردم تو روز ورزش کردن واسم به خاطر همین سخته معمولا عصرها انجام میدم که بعدش یوهو سرگرم کارا میشم و حمام و دو ساعت میگذره یه سوپ سبکی چیزی بخوری میخوابی من میگم ساعت ورزشت رو تغییر بده /البته اگر باز هم برات مشکل بوجود اومد اینجا فک رکنم یکی دو تا از بچه ها بودن که میگفتن بعدش سیب میخورن و مشکلی هم ندارن
---------------------------------------------
اقا معلم نکات در دفترچه ی ذهن به خوبی یادداشت و نگهداری شد مرسی از وقتی که میذارین
بچه ها در مورده سردرد من دیشب این جوشانده ی دارچین رو امتحان کردم بسیار مفید بود اولا که سردرد وحشتناکی رو که داشتم خوب کرد در حدی بود که اطرافیانم جملاتشون رو دو سه بار تکرار میکردن تا متوجه حرفشون بشم و اینکه بعد از دوشب اروم خوابیدم اگر خدایی نکرده مشکلی اینچنینی داشتین غافل نشین
طریقه ی درست کردن: چند تکه ای چوب دارچین(البته فکر کنم با پودرش هم بشه یعنی همون ادویه ی معمول)رو توی کتری بندازین مثل چای بذارین درست شه به همین راحتی موقعی کامل درست شده و دم کشیده که رنگش زرد تیره بشه و البته اگر غلظتش رو دوست نداشتین (یا مثل من طعمش رو) باز هم بذارین همونقد دم بکشه ولی بعد برای مصرف کردن با اب جوش مخلوطش کنین تا به غلظت دلخواهتون برسه
مریم جون مرسی از توجهت هیچی والا خودم یکم شرایطم مناسب نبود بعد هم مثل این بچه سوسولا عادت به گریه ندارم واسه همین بعدش حالم خیلی بد میشه
موفقیت در دسترس توست ای شری جان
کسی موفق که اندیشه ی موفقیت داشته باشه
برگ برنده همون ذهن برنده ی ادمهاست ای شری جان
پلاس پلاس پلاس پلاس پلاس
اینا همه یک دنیا انرژی مثبت تقدیم به قدوم ورزشی شما
همگی سلام
مرسی از آق معلم برای پاسخشون به سوال میس ری عزیز .... جواب یکی از سوالات من هم با خوندنش داده شد....
آق معلم من تا الان از دمبلهای نیم کیلویی استفاده می کردم اما تازگی دمبل یک کیلویی خریدم الان چند وقته با همین 1 کیلویی ایروبیک کار می کنم . می خوام بدونم این باعث آب شدن بیشتر چربیها تو ناحیه بازو میشه یا نه؟ اگه نه من برای آب کردن چربیهای بازو چکار کنم بهتره؟
سلام به همه دوستان انارستاني گل , دلم تنگ شده بود گفتم كه سلامي بكنم.
يه دوست جان خيلي خيلي خوشحالم كه شما به وب من سر مي زنيد خيلي خوشحال شدم و لبخند بر لبانم نشست .
آق معلم...چه حرف قشنگی بود این شماره 2...
"همیشه یه راه درست دیگه هم وجودداره" ..خدا کنه تو کله پوکم فرو بره..
سوگند خانوم جان...دست بر قضا من و شونه هم دیروز راجع به تغذیه ورزشی با هم اختلاط میکردیم میتونی به کامنتهای جاده ابریشم مراجعه کنی ..در کل نظرم اینه که نباید با گرسنگی جنگید..راستی این یه دوستی که به خوابت میاد برات پیامی داره...
"ما برای از دست دادن وزن اضافیمون بیشتر از هر چیز به غذا احتیاج داریم اونم غذای بالانس، نه لزوما سالم..."
امیدوارم در برنامه جدیدت به مشکل برنخوری و از تجربه موفقت برای ما هم بگی
خب امشب به نوعی اخرین شب استراحت بین دو نیمه ی فشرده ی زندگی ما بود و عصر و شب رو به چندین ساعت متوالی دوچرخه سواری در پیست و شهر گذراندم و در واپسین ساعات هم که الان باشه سعی کردم به همه ی دوستای نازنین سر بزنم و حالشون رو بپرسم
خیله خب امشب شب مهمی هست شبی که من یک نیمه رو تموم کردم و از خودم راضیم شبی که با حرف زدن با یکی از دوستا فهمیدم من هم مرحله ی بالا پایین رفتن ها و در گرداب غوطه ور بودنهای ورزشی رژیمیم رو گذروندم و حالا هم اگر تناوبی باشه در راه خودم هست و قابل کنترل امشب از زندگی دو نکته لیست میشه
یک اینکه همه چیز در حال تغییره و هیچ چیز ثابت نیست و در بدترین حالت ارتعاشی وجود داره و هر حرکتی زا یک ارتعاش ساده بوجود میاد و بهتر بگم هر خارق العاده ای مجموعه ای غیر معمول از علت و معلول های روز مرست
و دیگه اینکه نابودی همون تظاهر به سکون هست اگر مطمئنی که به سمت خوبی حرکت نمیکنی پس به فکر پس رفت و نزول باش چون در جا زدنی معنی داره و البته که باز برمیگردیم سر همون مبحث ارتعاش و اینکه هر چیزی بالا پایین داره و هر مشکلی از اونجا بزرگ میشه که زیادی به همه چی بسطش بدیمو جدیش بگیریم
رفلکس نشون دادن اولین نشانه ی حیاطه هیچ چیزی تو اون این دنیا وجود نداره مگر اینکه وقتی نیرویی بهش وارد شد رفلکسی نشون بده
خیله خب همینجا هستم کیم کم رنگ خواهم شد بلاگ به راهه سر زدن به بچه ها براهه کمی کمرنگ تر فقط .
با وجود تمام در گیریها و مشکلات و ناراحتی ها در شرایط موجود دلخوشم به اینکه گرداب رژیم و ورزش و هدف و کالریو .....گذشت میگم گرداب چون هممون میدونیم تو این جریانات بودن سردرگمی داره سرگردان بودن همون چرخش درون گرداب هست
همگی موفق باشین
12 شب اومدم پیشتون الان 10 دقیقه به 4 صبحه دعا کنید این مرحله به خوبی بگذره
شرمنده از پر حرفی
چشمام خستست خوبه کامنت رو خوندم قبل فرستادن:
حرکتی زا یک ارتعاش =حرکتی از یک ارتعاش
در جا زدنی معنی داره =در جا زدنی معنی نداره
نشانه ی حیاطه =نشانه ی حیاته
اون این دنیا وجود نداره =این دنیا وجود نداره (والا اون دنیا رو هنوز نرفتیم چرا خالی ببندیم؟!)
کیم کم رنگ =یکم کم رنگ
اصلا تضمین نمیکنم غلطاش همینا باشه!
روز شنبه رفتم باشگاه بدنسازی که از رفتار مربیش خوشم نیومد
چون تکیه اش بر پاورلیفتینگ(قدرت و حجم) هستش و من نمی خواهم بیشتر از این درشت بشم
بعدش رفتم 5 دقیقه پیاده روی آرام 5 دقیقه تند
10 دقیقه دویدن
و بعد تمرینات اینتروال برای چابکی
در یک مسیر حدودا 20 متری
20 متر راه رفتن برگشت 10 متر دویدن آرام 10 متر تند
(3بار تکرار)
20متر راه رفتن 10 متر دویدن تند تکیه بر استارت دویدن 10 متر دویدن آرام
(3بار تکرار)
10 متر حرکت پا پهلو (یا پروانه بدون حرکت دست) پای راست جلو 10 متر پا پهلو پای چپ جلو برگشت دویدن آرام(3بار تکرار)
و ......
کلا یک ساعت و 10 دقیقه اینطور سپری شد
اما می خواهم این برنامه را منظم کنم یعنی هدفمندش کنم
یه دوست جان مرسی از راهنماییتون . خوندم و بعضی از سوالاتم حل شد . مثلاً اینکه بعد از ورزش میشه چیزی خورد و لازم نیست تا 2 ساعت صبر کرد. در ضمن عزیزم من متوجه منظورت نشدم ؛ غذای بالانس نه سالم ؟!! منظور کربوهیدرات کمی که مصرف میکنم ؟ البته که این برنامه کاملاً موقتیه اما چیزی که برام پیش اومده اینه که حس سیر بودنم خیلی بیشتر از قبل شده (حالا نگین دو روزه رژیم گرفتی نظریه میدی ها) یعنی ظهر که یک تکه مرغ میخورم دو سه ساعت بعد گرسنه ام نیست اما میرم یه چیزی میخورم که ساعت بین وعده هام بیشتر نشه .
به هرحال ما همچنان به شما ارادتمندیم چه تو خواب چه تو بیداری!
یه چیز دیگه هم بگم در راستای اون کنترل قند خون : خرما یکی از چیزاییه که قند خون رو با سرعت نور میبره بالا و بعد از 20 دقیقه دوباره با سرعت نو میندازه پایین . پس انرژیش تا حدی کاذبه ؛ تو دیابت بهش میگن بمب شکر توخالی!
مرسی از همه تون برای انرژی مثبت و اینکه یاد من بودید. مسابقه خیلی خوب بود. یک روز آفتابی و گرم و دریا صاف صاف بود. وقت مسابقه من ۳ ساعت و ۲۷ دقیقه شد. من دلم میخواست ۳ و ۱۵ تمام کنم ولی نشد. ۱.۵ کیلومتر شنا بیشتر از اون چیزی که میخواستم وقت گرفت ولی دوچرخه (۴۰ کیلومتر) و دو(۱۰ کیلومتر) را همانطور که پیشبینی میکردم تمام کردم. متاسفانه مدال نگرفتم این دفعه. خیلی از من قویتر ایندفعه زیاد بود. این مسابقه اینترنشنال بود و از همه جای دنیا ورزشکار آماده بود. بهترین قسمت این چند روز آشنایی با تیم ورزش سه گانه از ایران بود. ۵ تو پسر جوون و آقا با ۲ مربی اونجا بودند. اینقدر از دیدنشون خوشحال بودم که کم مونده بود بغلشون کنم و ماچشون کنم که شانس آوردیم که نکردم. خیلی بچهای گلی بودند و خیلی هم قوی و فیت بودند. تمام این ۲ روز رو من و ابی (همسرم) با اونها بودیم. از تیم ایران و خودم تو وب سایتم فردا عکس میزارم که ببینید.
آق معلم والا من برنامه چیدم هفته ای سه روز ایروبیک با وزنه کار کنم هر بار 30 دقیقه . البته با سی دی پویاورزان هست. و جدای از این فعلا روزی 2 ست 10 تایی جلو بازو و پشت بازو کار کنم ... البته بعد گرم کردن و کششی و...
حالا نمی دونم این دمبل یک کیلویی باعث میشه عضله سازی صورت بگیره تا چربیهای این ناحیه آب بشن و پوست بازوم از حالت شلی در بیاد یا نه؟ یا همون نیم کیلویی مناسب تره؟
یه سوال دیگه اینکه اگه بخوام رفته رفته زیاد ترش کنم ستها رو بیشتر کنم یا تعداد انجام هر ست رو؟
تا حالا همون 2 ست 10 تایی ( جلو بازو و پشت بازو) رو انجام می دادم نه بیشتر.
شری عزیز حضور افرادی مثل شما در ورزش خارج از هرگونه تعصبی یک افتخار هستش
برای ورزش نوپای زنان ایران امثال شما ها اسطوره هستید جدی می گم
ورزش زنان ایران مثال دقیق مثل این کودکان افریقایی هستش یعنی به این شدت ضعیف
گرچه در سالهای اخیر مثل اون بچه هه که کمک صلیب سرخ بهش رسیده کمی وضعش بهتر شده اما در کل ضعیف هستش
ناگفته نمونه ما ستاره زیاد داریم ولی آسمانی برای تابیدن کم پیدا می شه براشون
رفت دویدن ارام 10 متر استارت و دویدن تند 10 متر
برگشت دویدن ارام 10 متر - راه رفتن 10 متر
تکرار 5 بار
یک دور راه رفتن
رفت پای یهلو یا پروانه چپ جلو 10 متر - راست جلو 10 متر
برگشت مانند رفت
تکرار 5 بار
یک دور راه رفتی(استراحت فعال)
رفت دویدن ارام 10 متر - چرخش و دویدن به پشت 10 متر
برگشت مانند رفت
تکرار 5 بار
5 دقیقه حرکات کششی برای پا
20 دقیقه پیاده روی کمی تند و رو به ارام برای سرد کردن بدن
وزن قبل از تمرین 110 کمی بالا
وزن بعد از تمرین 109.5 کمی بالا
بعد از شام 110
اخر شب نزدیک یک کیلو هندوانه خوردم از بس خنک و شیرین و ابدار بود
وزن اخر شب 111
من اومدم اينجا داد بزنم . شلوغ كنم . خاك راه بندازم . بابا !!!!!!!!!!! قديمي تر ها ! بياين يه كار جديد شروع كنيم .... يه كاري كه مث قبلي نباشه . آزي ! ميس ري ! البالو ! آريس ! يه دوست جون !!!!! ليلا ! سالومه ! ما بايد اين واقعيت رو بپذيريم كه مث قبلا نمي تونيم جدول هاي گوگوري و شيك و تميز با كالريه دقيق داشته باشيم اما ورزشكاريمون بيشتر شده .
يكي بياد واسه اين قديميها يه خلاقيتي انجام بده . بيايم اينجا رو از اين حالت در بياريم
بياين خاك رو پاك كنيم . بياين به هدفمون يه جور ديگه نگاه كنيم .
من یه جنبش جدید رو هستم .به نظر من بهترین انگیزه همون سیستم لوگ و ستاره و برنامه های جامع 4 هفته ای و 8 هفته ای بود.ولی....یادتونه من هی پیشنهاد می دادم که تا انار سرش خلوت شه یکی مسئول این کارها بشه ولی خیلی ها قبول نکردن و گفتن اینجا خونه اناره و ما منتظر انار می مونیم و انگیزه هامون رو از دست نمی دیدم و خلاصه از این حرفها...فکر می کنم اگر اون زمان موافقت کرده بودیم این سکون و بی تفاوتی پیش نمی یومد...
نمی دونم کجای کار ایرادداره ... من هم امروز به اون روزهای اول شکل گرفتن این وبلاگ فکر می کردم و ذوق و شوق گروه و بیش از همه خود انار ...که همه رو به ذوق می آورد و فضا بیش از درد ودل کردن کارکرد داشت همه هم تازه نفس بودند . به مرور این مسئله ی کاهش وزن به نظرم تبدیل شد به یک سوژه که هی راجع بهش حرف می زنیم و هی دورش می زنیم ...
بی انگیزه شدن به یک طرف ،این شل و سفت کردن درکنار چیزهایی که به مروردر این چند وقت به دنبالشون رفتیم و یاد گرفتیم و متاسفانه هنوز نتونستیم اونجور که باید و شاید تو زندگی واقعی مون بیاریم یا اگه آوردیم موقتی بوده مجموعا باعث شده که اعتمادمون به خودمون هم کمتر بشه و بیشتر افسرده شیم . من که اوضام اینطوره .
به خودم که نگاه می کنم می بینم که انگار دیگه عمیقا میل به تغییر ندارم بیشتر بازی می کنم با این قضیه ی رژیم ...متاسفانه . شاید برای بقیه قدیمی ها هم اتفاقی مشابه داره می افته یا افتاده . نمی دونم
خوب سالومه خودت این کارو شروع کن (البته با اجازه انار!) یعنی موقتاً تا وقتی انار دوباره سرش خلوت بشه و بیاد ، یه میتینگ فوق العاده یا اظطراری یا چمیدونم یه چیز تو این مایه ها درست کن بعد هم سیستمو که واردی همه هم میان و کلی فعالیت میکنن . خودنم دوباره سر شوق میای . چی میگی؟ موافقی ؟
زی زی جان..شما احیانا "رد بول" ننوشیدی!
دیدم یهو انرژی داره فوران میکنه...واقعیتش اینه که خیلی مرسی از حرفات ...تو گویی همه حرفایی که قلمبه شده بود تو چند تاجمله تو گفتی..
من فکر میکنم اینجا مشکل به دست خود انار باز میشه و همونطور که سالومه میگه بچه های گروه به اون سیستم لوگ و ستاره عادت کردند و تجربه نشون داده که بهترین جواب را اون موقع گرفتن..
با لی لی هم بسیار موافقم ..که گاهی اینجا به مکان ردو بدل کردن خاطرات تبدیل میشه که بازم برای رفع این مشکل خود انار باید پا پیش بذاره... انار هم مدیر خوبیه و هم دختر بسیار خوش فکریه که با ایده های جدیدش میتونه گروه را سرزنده نگه داره..
حالا یکی مثل من هر چی بیام و از ساعتها پیاده روی و دویدنم حرف بزنم اونقدر تاثیر نداره که انار بیاد و از یک حرکت کوچک ورزشی اش بگه..راستش من هم بالشخصه با خوندن پستهای جدید انار و فعالیتهای تازه اش بسی بسی انگیزه مند میشم و خوش به حالم میشه....فکر کنم بقیه هم همینطورند...
حالا باس صبر کنیم ببینیم عروس خانوم کی دستشون خالی میشه و به جمع ما میان...
فقط یه حرف کوچولو:
آق معلم رخصت بدین مورچه اتون هم میشیم!..ایتنروال ترینینگ اتون هم مبارک
به به دوستان جمعند عروس فقط جاش خالیه.توجه کردید که عروس باز غیب شده؟به نظرتون یه کم خشونت توی این شرایط لازمه یا بذاریم به حال خودش توی این روزهای زیبا استرس اضافی گزارش ددن نداشته باشه؟
آق معلم من ازین گزارش وزن شما کلی خندیدم.آق معلم زیاد روی وزنه میرید ها....
من یه پیشنهاد دارم.برای حفظ فضای مفرح گروه وکم کردن این بار ذهنی وزن کم کردن حالا برای قدیمی تر ها که انگیزه هاشون کم رنگ تر شده بیایم هرروز از تجربه فعالیت متفاوت وغذای ویا خوراکی متفاوت بگیم دی:
خواستم بگم که به مناسبت این مبارزه پیروزمندانه شری جون رفتم بستنی خوردم مجلسی.بستنی با طعم لیمو ترش وسیب ترش وشکلات دی:
البت اینکه حالت حزن رو فعلا ا زدست ندید.بچه ها من یه سواله این چند روز با دیدن این تصاویر عالم فرزانه مرحوم پیدا شده برام.چه جوری اینقدر توی این روزگار میشه عمر کرد؟بعد جالب اینه که مثلا از 40 سالگی خمیده میشن وهرسال جمع تر میشن.یعنی 50 سال خمیده وچروکیده میشه عمر کرد؟
آآآآآآآآاخ ببخشید کی تو ایران فوت کرده !؟! حالا خوبه مالزی خیلی خارج نیست که من این همه از اخبار ایران بیخبرم!!!!
ببخشید این برنامه جنبش و کوشش و راه اندازی مجدد و اینا واقعیه؟؟ یعنی واقعا میخوایم دوباره هیجان بازی داشته باشیم !!؟
والله قبلا ها منم جزو قدیمیا بودم ! ولی از بس که ساکت شدم دیگه کم کم تو جمع به نظر جدید میام !!! زی زی مادر!! تو هم که اسم منو نیاوردی تو لیست!! بابا یکی بیاد بگه من سند و سال دار هستم تو این انارستان....
راستی می دونید مصرفش مضر هستش و باعث می شه غلظت خون زیاد و احتمال تشکیل لخته در افراد مستعد بیشتر بشه
و شادابی و نشاط اور بودنش یکی از عاملهاش کافئین موجود در آن هستش که دیانای عزیز راجع بهش بحث می کرد
خلاصه اینکه از این حرفها بگذریم
شما سمت استادی داری یه دوست جان ما که آق معلمی بیش نیستیم
ایضا ممنون از تبریک دعا کن این اینتروال ترینیگمون کانتینیو دار بشه
شکرا صدیقی
آزی خانم
ما هر کاری می کنیم سوژه خنده شما می شیم
چه زمانی که یک ساندویچ می خوردیم تصویر سازی کردید ادم 120 کیلویی و یک ساندویچ چه الان
ولی خوشحالم چون میگن آدمی که بتونه در روز باعث خنده و شاد شدن 5 نفر بشه ادم موفقی هستش
در مورد وزنه
حساسیتی به عددش ندارم
یکجور آزمایش و تجربه هستش در واقع
در مورد وزن کاذب بعد از تمرین(سبک-معتدل-سنگین)
البته توصیه ام به دوستانی که به عدد ترازو حساسند این هستش که از این آزمایشها انجام ندهند
مامان آرام
منتظر هستم
اما تا شنبه اگر احساس کردید که حرکت بعد از اتمام 2 ست سبک هستش
از روز شنبه یک ست 10 تایی بدون وزنه و قبل از 2 سنت اصلی حرکت را انجام بدید
یعنی
یک ست 10 تایی بدون وزنه و فقط حرکت
2 ست 10 تایی با وزنه یک کیلویی
یک زحمت دیگه این حرکات را از زمان شروع کار با وزنه بنویسید مثل این چیزی که من نوشتم
هم نمودار پیشرفت شماست و هم اگر از من یا شخص دیگه ای کمک خواستید با این اطلاعات بهتر می توان کمک کرد
به همه دوستانی که با دستگاه یا وزنه کار می کنند
بهترین منبع برای پیشرفت و یا استارت مجدد شما
دست نوشته های شما
یا درواقع دفترچه یادداشت شماست
Comments
دیدم اولین نفرم حیفه کامنت نذارم :دی انار جون ایشالا که آخر این هفته یه 135.6 خوشگل رو ترازو میبینی ! دسر نخوردنت هم آفرین داره حساااابی !
آلبالو88 | May 11, 2009 12:17 PM
وااااااااااااااااای حتما که همینطوره انار جون تو کم کن همچین بیایم اینجا واست قصائد و غزلیات و اینا بگیک بخندی دلت واشه :دی
به به بببین کی اینجاست البالو خانوم 88 !کجایی شما؟اقا ما در به در دنبالت گشتیما !!!!!بچه ها من برم به گوش البالو رو بگیرم بیام
سوگند جون عزیزم مرسی از توجهت پس ما عکس میخوایم یالا!!!!!سوگند جون خب منم عکسمو میخوام بذارم ولی بلاگ نه!یه راهی تعبیه کن ننه
تبسم | May 11, 2009 1:23 PM
تبسم جونم امروز یه راهی پیدا میکنم
آق معلم
خدا مرگم بده ، باز سوءتفاهم شده . من چشم بسته شما رو قبول دارم . نمیشه تو بلاگتون کامنت بذارم
انار جون
آفرین . کاش اون نون خامه ای رو هم نمیخوردی.
برای بار هزارم میپرسم ؛ عروس خانم میتینگ چی شد ؟
سوگند | May 12, 2009 1:29 AM
سالهای آخر دبیرستان که بودم از الان خیلی تپلتر بودم همه حرص می خوردن که چطوری می خوای لباس عروس بپوشی! یه بار یه عروسی رفتیم که عروس چاق بود و من تو دلم خیالم راحت شد که لباس اندازم پیدا می شه! غافل از اینکه سالها بعد من 15 کیلو وزن کم می کنم و یه عالمه لباس عروس اندازه من می شه اما. . .anyway
انار جون تلاشتو ادامه بده تا برازنده ترین عروس باشی تو لباست البته از نظر من که خیلی هم خوب بودی بازهم از دسرها چشم پوشی کن تا عروس ایده ال باشی
میس ری | May 12, 2009 2:10 AM
سالهای آخر دبیرستان که بودم از الان خیلی تپلتر بودم همه حرص می خوردن که چطوری می خوای لباس عروس بپوشی! یه بار یه عروسی رفتیم که عروس چاق بود و من تو دلم خیالم راحت شد که لباس اندازم پیدا می شه! غافل از اینکه سالها بعد من 15 کیلو وزن کم می کنم و یه عالمه لباس عروس اندازه من می شه اما. . .anyway
انار جون تلاشتو ادامه بده تا برازنده ترین عروس باشی تو لباست البته از نظر من که خیلی هم خوب بودی بازهم از دسرها چشم پوشی کن تا عروس ایده ال باشی
باز پیغام خطا می ده من مجبورم حرفمو تکرار کنم
اون وقت می گن دختره جلب توجه می کنه!
میس ری | May 12, 2009 2:12 AM
سالهای آخر دبیرستان که بودم از الان خیلی تپلتر بودم همه حرص می خوردن که چطوری می خوای لباس عروس بپوشی! یه بار یه عروسی رفتیم که عروس چاق بود و من تو دلم خیالم راحت شد که لباس اندازم پیدا می شه! غافل از اینکه سالها بعد من 15 کیلو وزن کم می کنم و یه عالمه لباس عروس اندازه من می شه اما. . .anyway
انار جون تلاشتو ادامه بده تا برازنده ترین عروس باشی تو لباست البته از نظر من که خیلی هم خوب بودی بازهم از دسرها چشم پوشی کن تا عروس ایده ال باشی
باز پیغام خطا می ده من مجبورم حرفمو تکرار کنم
اون وقت می گن دختره جلب توجه می کنه!
میس ری | May 12, 2009 2:12 AM
سالهای آخر دبیرستان که بودم از الان خیلی تپلتر بودم همه حرص می خوردن که چطوری می خوای لباس عروس بپوشی! یه بار یه عروسی رفتیم که عروس چاق بود و من تو دلم خیالم راحت شد که لباس اندازم پیدا می شه! غافل از اینکه سالها بعد من 15 کیلو وزن کم می کنم و یه عالمه لباس عروس اندازه من می شه اما. . .anyway
انار جون تلاشتو ادامه بده تا برازنده ترین عروس باشی تو لباست البته از نظر من که خیلی هم خوب بودی بازهم از دسرها چشم پوشی کن تا عروس ایده ال باشی
باز پیغام خطا می ده من مجبورم حرفمو تکرار کنم
اون وقت می گن دختره جلب توجه می کنه!
میس ری | May 12, 2009 2:13 AM
يعني باريكللاي حسابي داره ها انار ! خيال نكن چشم پوشي كردن از اون همه دسر و خوردن يه شيريني يه موفقيت گنده و تپله به خدا .
سوگند جونم نگفتم موهات به صورتت مياد يا صورتت به موهات مياد ؟
.
.
. حوا جون ! تو چقدر مي فهمي و عاقلي مث ميس ري !
.
.
. تبسم ! تو هم كه امتحانت رو خوب دادي و توپپه توپپي ديگه . نه ! افرين
زي زي | May 12, 2009 4:00 AM
بچه ها کسی میدونه چجوری میشه تو یاهو گروپ عکس گذاشت و با بقیه share کرد ؟
سوگند | May 12, 2009 4:15 AM
زی زی جونم
مگه تو هم دیدی ؟ تو که گفتی ندیدم !
سوگند | May 12, 2009 4:16 AM
اقا من نه بلاگفای خودم باز میشه نه جمیع بلاگفا ها!!!
سوگند جونم نازییییییییییییییییییی اخی چه صورته گرده خوشگلی داری:X
چه موهای نازی اخی تازه کوتاهشون کردی؟!من بچه بودم موهام لخت بود الان که:( راستی ایا دیده ای عکسهای مرا و ان حرکات اکروباتیک را؟قبلش یه نفس عمیق بکش
تبسم | May 12, 2009 11:36 AM
آره تبسم جونم
برات کامنت گذاشتم
دختر تو که خیلی ناز و ظریفی ، پس کجات چاقه ؟
چشمات همونجور که فکر میکردم شیطونه
زشته دیگه از این فضای عمومی استفاده خصوصی کنیم!!!
سوگند | May 12, 2009 12:21 PM
تبسم و ظرافت؟!؟!؟!؟!؟!؟! سوگند جونم ازت تعریف کردم چشت زدما!:دی بعد اونوقت شما فکر میکنی این 74 کیلو وزن کجای بندس؟
میگما دلبندان من همچنان بلاگفا ندارم:( اگر کامنتی چیزی گذاشتین شرمنده جواب ندادم
با اجازه من برم امتحان
تبسم | May 13, 2009 3:14 AM
باز که اینجا سوت و کوره
یه دوست جان
شما کجایین ؟ نگرانتونم ها !!! نه تو خواب میاین نه تو بیداری . چرا ؟
سوگند | May 13, 2009 7:30 AM
بچه ها تبسم عکسش رو کجا گذاشته؟
چرا من نمی بینم؟
چرا من انقدر از همه چی عقب موندم؟
دارم می میرم از فضولی.
تازه الان که برم خونه دوباره تا شنبه اینترنت ندارم.
حوا | May 13, 2009 7:36 AM
Please read this article guys:
Vitamins 'may undo exercise boost http://www.google.com/hostednews/ukpress/article/ALeqM5glkXmSMYDXJ1ZaSE3PpYVpAGkTUw
ss | May 13, 2009 1:48 PM
من همیشه بلافاصله بعد از ورزش مولتی ویتامین میخورم !!!
دستت درد نکنه ss جان آگاهمون کردی.
بچه ها من یه خواهشی رو از طرف یکی از همین بچه های انارستان که روش نمیشه بگه اعلام میکنم ؛
الان مدتهاست که همدیگه رو مجازی میشناسیم و طی این چند روز اخیر 4-5 تا یاهوگروپ تشکیل دادیم که عکسامون رو بذاریم و این فقط و فقط از روز حسن اعتمادیه که بهم داریم . پس خواهش میکنم خرابش نکنیم . به هیچ عنوان عکسها رو کپی نکنین . باشه ؟
سوگند | May 14, 2009 12:52 AM
سلام صبح یک روز قبل از آدینه همگی بخوشی
کارهام زیاده شاید وقت نکنم ظهریی بیام
-------------
آق معلم 110 فیکس شده(البته وقتی غذا می خورم و اخر شب حدود 110.5 هستم)
روز شنبه در جدول مسابقه وزن 110 را ثبت می کنم حتما
اما روند برنامه ورزشیم رو به افزایش هستش برای هفته اخر در واقع برنامه ریزی کردم که مرتب تر باشه و یک یا دو ایتم اضافه کنم
تبسم و سوگند بجنبید
هفته اخر هستش
(شاید هم بعدش ادامه پیدا کرد تا وزن گروهمون به تعادل برسه)
-------
برای شری ارزوی موفقیت می کنم
17 می مسابقه داره
براش انرژی بفرستید
-------
از
دیانا
سالومه
و
.
.
.
خبری نیست هرکسی دیدشون خبر سلامتیشون را اعلام کنه
------------
یه دوست جان
سلامون علیکم
امیدوارم این غیبت بخاطر نون قندی اضافه نباشه
وس سلامون علیک و رحمت ا...
--------------
کمی خودمونی
راستش دلم گرفته
شاید خودم من هم مقصر باشم
اما وقتی میایی میبینی از جمع انارستانی ها فقط 3-4 نفرند که فعالند و بقیه
یا خاموش میان و میرن و حتی بقول تبسم دالی هم نمی کنند
یا وبلاگشون رو جمع کردن
یا این هوا تارعنکبوت گرد غبار روش هست دل ادم میگیره
اینجا خونه امید خیلی ها بوده
خونه امید خیلی ها بوده
امید خیلی ها بوده
خیلی ها بوده
دوست ندارم بنویسم بوده
...
آق معلم | May 14, 2009 1:05 AM
خانمها
1- غزال
2-سالومه
3-لیلا
4-شانه
5-نانازی
یه آلبوم خصوصی بهشت مادران و گذاشتم فیس بوک لطفا زود ببینین می خوام برش دارم با اینکه خصوصیه می ترسم دیده بشه
دیدین به من بگین پلیز
میس ری | May 14, 2009 2:51 AM
خانمها
1- غزال
2-سالومه
3-لیلا
4-شانه
5-نانازی
یه آلبوم خصوصی بهشت مادران و گذاشتم فیس بوک لطفا زود ببینین می خوام برش دارم با اینکه خصوصیه می ترسم دیده بشه
دیدین به من بگین پلیز
دوباره شروع شد
میس ری | May 14, 2009 2:52 AM
خانمها
1- غزال
2-سالومه
3-لیلا
4-شانه
5-نانازی
یه آلبوم خصوصی بهشت مادران و گذاشتم فیس بوک لطفا زود ببینین می خوام برش دارم با اینکه خصوصیه می ترسم دیده بشه
دیدین به من بگین پلیز
دوباره شروع شد
میس ری | May 14, 2009 2:58 AM
بچه ها زنگ زدم با پیک برام گامشمار بفرستن اگه کسی می خواد وبه من نزدیکه و می خواد زودتر به من خبر بدبن
میس ری | May 14, 2009 3:52 AM
بچه ها زنگ زدم با پیک برام گامشمار بفرستن اگه کسی می خواد وبه من نزدیکه و می خواد زودتر به من خبر بدبن
میس ری | May 14, 2009 3:53 AM
بچه ها زنگ زدم با پیک برام گامشمار بفرستن اگه کسی می خواد وبه من نزدیکه و می خواد زودتر به من خبر بدبن
میس ری | May 14, 2009 3:56 AM
بچه ها زنگ زدم با پیک برام گامشمار بفرستن اگه کسی می خواد وبه من نزدیکه و می خواد زودتر به من خبر بدبن
میس ری | May 14, 2009 4:00 AM
آق معلم ..شما هستین..یا رفتین بسلامتی آدینه را به خیر کنید؟!
من درد دلهاتون را خوندم و با اینکه ته دلم خودم هم غصه ام هست ولی اومدم بگم ما در خدمتیم با نون قندی یا بی نون قندی..
یه چیزییو میدونی داش آق معلم...اینجا خواننده های خودش را کما فی السابق داره..ولی خوب بعضی ها حس نوشتن را ندارن شاید دلیلش اینه که این راهو رفتن..خیلی وقت پیش..و الان یه چیز تازه میخوان
خدا و پیغمبریش کار سختیه تغییر شیوه زندگی و ازون سخت تر کاهش وزن..اگه با کالری شماری و ورزش پر جنب و جوش و نه گفتن قضیه حل بود که روزگار ما به از این بود که الانیم و هر کسی وارد مدرسه لایف استایل میشد بعد مدتی هم فارغ التحصیل میشد و می رفت به سلامتی سر زندگیش...
اما متاسفانه اینجوری نیست ..ما هنوز اینجاییم و دنبال چراها و ؟؟؟ دور خودمون می گردیم..و منتظریم یه چیز جدید کشف بشه تا دوای درمون ما بشه..
سعی کنیم از با هم بودنمون بیشتر استفاده کنیم و هر کی با شیوه خودش چراغی را برای بقیه روشن کنه ..
ایدون باد( اینچنین باد)
آقا این ایدون هم محض گل روی آزی نوشتم که این روزا داره خط میخی..دری ..پهلوی میخونه
یه دوست | May 14, 2009 4:18 AM
جمیعا سلام علیکم
اقا به ترتیب بزرگ به کوچیک
-------
اق معلم
اصنم قبول نیست چرا این تبسم بیچاره همش تو این شاگرد تنبلاس؟اقا معلم من یه چیزی میگم نه 2 تا چیز قول بدین یه لنگه پا منو نفرستین گوشه کلاسا!پام زخمه
1_اقا معلم احیانا شما ادامه مطلب بنده رو که خدایی نکرده مشاهده نکردین؟! اقا اونروز ما بعد از اعلام وزن اینجا رفتیم در ترازوی محترمه و عدد 76.400 را مشاهده کردین بعد دیگه به خودمون اومدیم و اینا هم اکنون که اینجا مینویسیم یک تبسم 74.200کیلویی هستیم!!!
2_ اقا معلم در رابطه با درد و دل شما بنده مدتیه که کمی احساس یه جوری میکنم یعنی فکر میکنم شاید این جو جدید انرستان که به قول یه دوست جون الان بعضیا حوصلش رو ندارن مقصر من و احیانا ما های جدید باشه و شاید بهتر بود میذاشتیم بچه ها به کار خودشون ادامه بدن نمیدونم والا
--------------------------------------
سوگند جان بشخصه با خودت هم صحبت کرده بودم که به دلیل اعتقادات شخصیه خودم مسلما به شرایط دیگر دوستان هم احترام خواهم گذاشت و قطعا همینطور خواهد بود که گفتی
--------------------------------------
یعنی من واقعا دلم برای دیانا تنگ شده دیشب یه فکرای ناجور کردم شرمنده روی همگی که نکنه اقا محمود واسه دلگرمیه ما یه چیزی گفته باشه!اخه دیانای به قول خودش دوان دوانی ما در شرایط دوان دوانی با سرعت نور باید باشه که دل ما اینجوری تنگ شده
---------------------------------
زن زمانه هم یه بار مگه نیمد؟اقا بخدا من دیگه دارم به حافظه ی خودم شک میکنم
---------------------------------
خدمت همگی عارضم که امروز یک مسئله ای که تقریبا محال به نظر میومد و بنده هم از هیچ تلاشی مضایقه ننمودم به نیکی پایان یافت و بنده به این یمن کاکائویی پخش نموده و خود نیز بی نصیب نماندیم
باشد که هنگام نهار سرفکنده باشیم
تبسم | May 14, 2009 4:37 AM
اه وا میس ری!!! آخه چرا خصوصی؟ آخه چرا فیس بوک؟ خب بزار تو یاهوگروپ که ما هم ببینیم دیگه.
آزی کمک!
آلبالو | May 14, 2009 5:38 AM
تبسسسسسم! این حرفها چیه؟ جو جدید انارستان و آدمهای جدید؟
انارستان واقعا به آدمهای جدید و فعال و خوش فکر و خوش صحبت احتیاج داره.
کم انرژی شدن بچه ها یکمی به این برمی گرده که انار که یه مدیر و سرگروه خوب بود و هست سرش شلوغه.
قبلا با برنامه های جدید یه جوششی تو گروه ایجاد می کرد و بچه ها تو بحث شرکت می کردند و حالا اتفاقا دیانا هم گرفتاریهاش زیاد شده و خب گروه کم فعالیت شده.
که بعد از عروس شدن انار و راه انداختن لوگ گروه جدید همه چی مرتب میشه.
آلبالو | May 14, 2009 5:47 AM
من گام شمار دارم پس هستم!
میس ری | May 14, 2009 6:27 AM
من گام شمار دارم پس هستم!
میس ری | May 14, 2009 6:27 AM
من آخرین کسی بودم که ستاره گرفتم!و چون در گیرودار دفاع کردن انار بانو و خانم دکتر شدن و عروس شدنش بود ستاره پرشگون من به دستم نرسید!
در نتیجه من عضو یاهو گروپ نیستم
اگه متقاضی زیاد بش می گم آزی بزاره
عکسهای ناموس مردمه و غیرقانونی درپارک بانوان گرفته شده بهتره یواشکی بمونه
میس ری | May 14, 2009 6:35 AM
آزی بدجنس بازی در نیار عکسها رو بزار تو یاهو گروپ
ما که دیگه حرف ناموسی باهم نداریم همه همدیگرو دیدیم :)
آلبالو | May 14, 2009 6:45 AM
يک نکته:
مصرف يد مي تواند در رفع چربي هاي موضعي ياري رسان باشد.
منابع غذايي يد عبارتند از:
ماهي و ميگو، تربچه، هويج، گوجه فرنگي، اسفناج، نخود فرنگي، توت فرنگي، قارچ، ترب، کاهو، سيب زميني، موز، کلم، زرده تخم مرغ، سير و پياز، لوبيا، تره فرنگي، انگور، گلابي و چاي .
http://www.hmshari.blogfa.com/post-81.aspx
---------------------
البالو جون مرسی از دلگرمیت
تبسم | May 14, 2009 7:19 AM
بچه ها يه سوال , من بالاخره عضو انارستان هستم يا نيستم؟ اگه هستم پس اين عكسها رو چرا من نميتونم ببنيم؟ اگه نيستم خوب هيچي ديگه مشكلي نيست صبر ميكنيم تا بشيم. !!!!!!!!
صبا | May 14, 2009 10:33 AM
صبا جان عضویت درانارستان با عضویت در گروه یاهو فرق داره. تو لینکای بالای صفحه میتونی شرایط عضویت در گروه یاهو رو ببینی
فندق | May 14, 2009 11:00 AM
آقا معلم من شرمنده. مرسی برای اینکه به من سر میزنی.از هفته دیگه قول میدم که مسابقه رو مثل بچههای خوب دنبال کنم. من وزنم هممن ۱۳۲ پوند است. دو هفته گذشته هم نمیتونستم کالری کم کنم چون سخت در حال آماده شدن بودم.
بچهها من انرژی مثبت احتیاج دارم لطفا. یکشنبه مسابقه سه گانه من است. ۱.۵ کیلومتر شنا در دریا، ۴۰ کیلومتر دوچرخه و ۱۰ کیلومتر دو. از فردا داریم میریم اون شهر که باید مسابقه بدیم تو غروب یکشنبه که برگردیم. خلاصه هر وقت بیکار بودید و یاد من افتادید یک انرژی هم بفرستید. مخصوصا آزی عروس نمونه بهتره به من ثابت کنه که چقدر مادر شو هرش رو دوست داره، میس ری جون، تو حواست باشه که برا من انرژی بفرسته لطفا
sheri | May 14, 2009 11:07 AM
بچه ها عکسها تو فیس بوکه ربطی به گروه اینجا نداره
من که عضو نیستم می گم آزی بزاره البته چون تقاضا زیاد بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!:دی
میس ری | May 14, 2009 2:14 PM
شری جان رو انرژی من حساب کن!
میس ری | May 14, 2009 3:22 PM
این ری هم چه بازار گرمی کی گنه دی:
آخی آلبالو جونم باور کن من بدجنس هستم کلا ولی نه اونقدرها.این کامپیوتر منم از سر روش ویروس داره میریزه همچنان.پس نگید نگفتی.میذارم قول ناموسی میدم بذارم.شما هم ناموسید دیگه.
یه دوست جان اوتان دیل شات بود:)
شری جون من گوله انرژی دارم می فرستم برای بست مادر این لاو فور اور..........
تبسم این ازون حرفها بوداا.........
آق معلم جانه مهربان منم با یه دوست موافقم که اینجا خواننده داره بلند بلند......فقط همه به طبعیت از عروس خانم رفتن گل بچینن
من خودم یه خورده دل خوری گله گی از این صاحب خونه دارم ولی گذاشتم سر فرصتی من اینجور آدم وقت شناسیم دی:
واقعا هم یه دوست جان در وگوهر ریختن که این اضافه وزن با کالری شماری وورزش قابل حل نیست.نمونه پروزنش خودم.تا دیروز بدنه قر میومد که من روزی مثلا 200 کالری کمتر از نیاز می خورم حالا که 400-500 تا کمتر می خورم وفعالیت بدنی هم رفته بالا بازم ناز داره زیادی.ولی چه میشه کرد امانت است وعزیز است وباید مراعات کرد وسخت نگرفت
آژی | May 14, 2009 3:54 PM
این ری هم چه بازار گرمی کی گنه دی:
آخی آلبالو جونم باور کن من بدجنس هستم کلا ولی نه اونقدرها.این کامپیوتر منم از سر روش ویروس داره میریزه همچنان.پس نگید نگفتی.میذارم قول ناموسی میدم بذارم.شما هم ناموسید دیگه.
یه دوست جان اوتان دیل شات بود:)
شری جون من گوله انرژی دارم می فرستم برای بست مادر این لاو فور اور..........
تبسم این ازون حرفها بوداا.........
آق معلم جانه مهربان منم با یه دوست موافقم که اینجا خواننده داره بلند بلند......فقط همه به طبعیت از عروس خانم رفتن گل بچینن
من خودم یه خورده دل خوری گله گی از این صاحب خونه دارم ولی گذاشتم سر فرصتی من اینجور آدم وقت شناسیم دی:
واقعا هم یه دوست جان در وگوهر ریختن که این اضافه وزن با کالری شماری وورزش قابل حل نیست.نمونه پروزنش خودم.تا دیروز بدنه قر میومد که من روزی مثلا 200 کالری کمتر از نیاز می خورم حالا که 400-500 تا کمتر می خورم وفعالیت بدنی هم رفته بالا بازم ناز داره زیادی.ولی چه میشه کرد امانت است وعزیز است وباید مراعات کرد وسخت نگرفت
آژی | May 14, 2009 3:55 PM
bacheha Niaz ( (http://www.niruyebartar.blogfa.com/) daghdareh . nemidoonam che shekli mishe behesh tasali dad
s | May 14, 2009 5:41 PM
آخ كه چقدر دلم براي پوناي طفلي دختر كوچولوي نياز كباب شد.
يه ساعته نميتونم جلوي اشكهامو بگيرم.
هستي | May 14, 2009 5:56 PM
دارم خفه ميشم...
خدايا
هيچ بچه ايي رو يا نده يا اينجوري برنگردونش پيش خودت.
چقدر سخته تحملش
بعضي دردها تو دنيا با هيچي التيام پيدا نميكنن.
اه
اين بغض لعنتي ولم نميكنه...
هستي | May 14, 2009 6:02 PM
یا خدا
تبسم | May 14, 2009 8:07 PM
نمیدونم چرا بدنم یخ کرد . باورم نمیشه
فکر میکردم خوب شده . خدایا چرا ؟
سوگند | May 15, 2009 12:48 AM
سرکاری متاسفم نمیتونم خوب باهات حرف بزنم فقط لطف کن از این به بعد حرفاتو واسه خودت نگه دار این یک و دو اینکه یه ادم احساساتش نرخ و تاریخ انقضا نداره که به قول تو نخواد مفتی خرجش کنه
تبسم | May 15, 2009 10:52 AM
بچه ها من اومدم یه پیشنهاد داشتم
بیاین واسه طفلک نیاز یه ختم 5هزار تایی صلوات بگیریم واسه ارامش مامان خوبش باشه؟
هر کس هر چقد فرستاد بیاد من یه پست گذاشتم بگه
دوست داشت نخواست میتونه اسمش رو هم نگه
تبسم | May 15, 2009 10:55 AM
جناب سركاري
بد نبود شما هم بجاي سركار گذاشتن بقيه اسم واقعيتو مينوشتي
واقعآ متاسفم كه بعضيها اين همه بدبينن.
هستي | May 15, 2009 11:32 AM
هستی بلاگت باز خراب شده
تبسم | May 15, 2009 12:09 PM
وقتي ته ته دلتم بگه شايد دروغه
وقتي يه حادثه اين شكلي پيش مياد
حداقل انسانيت داشته باشيم سكوت كنيم
شايد اينجا تنها خونه اميدي باشه كه يكي ميتونه بهش پناه بياره.چطور ميشه اينقدر بي رحم بود؟؟
اگه نميتونيم مرهمي باشيم حداقل نمك نباشيم براي اون زخم
شايد يك درصداون حس بدبينيت بهت دروغ گفته باشه.
اگه ما غرق دنياي مجازي شديم تو چطور با اطميناني صددرصدي ميتوني بگي؟؟
هستي | May 15, 2009 12:44 PM
بچه بهترین جواب واسه سرکاری بی توجهی به اونه هدفش جز متشنج کردن اینجا چیز دیگه ایی نیست لطفا جوابشو ندین
مریم | May 15, 2009 4:58 PM
شما کی هستین مریم جان خود نیاز نباشی یهویی؟؟!!!
Anonymous | May 15, 2009 5:35 PM
اساتيدكالري يه سوال
اين اغذيه بدون قند رو شما چه جوري كالريشونو حساب ميكنين؟؟
مثلآ من پولكي رژيمي گرفتم اما تو تركيباتش نه قند داره نه روغن.خوب مثل كالري خود پولكي معموليها هم كه نميشه حسابش كرد.تركيباتشو نوشته اما همش تركيبات آزمايشگاهيه مثل اسيد سيتريك و ازين دست چرنديات.
من تو جدولهام جاهايي كه پولكي خوردم هنوز كالريشون خاليه.
لطفآ يكي كه تو اين زمينه تجربه داره راهنمايي كنه.
اگه اينهام كالريشون زيادباشه وما صرفآ بخاطر بدون قند بودنشون مقادير زيادي ازشون استفاده كنيم نتيجه اش واقعآمسخره ميشه.لطفآ تا من تبديل به يه توپ قلقلي نشدم يكي بياد بگه چي كار بايد بكنم؟؟ميدونيد كه وقتي گير بدم به يه چيز 2ميليون بشكه ازش ميخورم.فعلا محض تجربه يه باكس ازش خريدم تا برم فله ايي بخرم.طعمشم كه علي رغم محصولات ديگه رژيمي خوب بوده.
يه سوال ديگه هم داشتم در مورد اين تن ماهي هاي آبي
كسي ميدونه تو ايران هست؟واسم كارخونه اش چيه؟
هستي | May 15, 2009 8:41 PM
هستی جان
بله تو ایران فعلاً "شیدان" تن ماهی رژیمی داره
Anonymous | May 15, 2009 11:45 PM
منم یه سوال راجع به کالری تخم مرغ 2 زرده دارم
کالری اینا رو باید 2زرده یه سفیده حساب کرد یا اینکه 2 زرده 2 سفیده؟
فندق | May 16, 2009 12:07 AM
منم هستم . نگین اومد رد شد کامنت نذاشت
zizi | May 16, 2009 12:33 AM
منم هستم . نگین اومد رد شد کامنت نذاشت
zizi | May 16, 2009 1:00 AM
سلام
اومدم صبح بخیر بگم و حال احوال پرسی
که دیدم یک فرشته کوچولو پرواز کرده رفته جایی که چند وقت پیش از اونجا اومده بود
من به سهم خودم برای نیاز ارزوی صبر می کنم
مریضی بچه کوچک که در اوج دوران شیرینی کاریش هم هست آدم را داغون می کنه (بعنوان یک پدر تجربه دارم و اشک های همسرم رو دیدم)
پرواز کردن و رفتنش خیلی بیشتر از این ها صبر می خواهد حتی اگر 10 تا فرشته دیگه هم داشته باشی
زندگیت به پایان نمی رسه و غم دوریش هم کمرنگ میشه اما یادش همیشه باهات هستش
نمی دونم چی بگم
فعلا بغض گلوم رو گرفته ...
آق معلم | May 16, 2009 2:45 AM
من در تعجبم
خوب وب د هر مسئله ایی که راجب به نیاز مطرح میشه یک مخالف پیداش میشه.
دوست گرامی
اصلا تو فرض کن نیاز یک ادم نامتعادل که بقیه رو سر کار گذاشته و خواسته جلب توجه کنه
خوب بذار بهش توجه بشه
نگرانی و دلواپسی تو از چی هستش ؟
دلت برای وقت ما می سوزه ؟ می خواهیی ما رو آگاه کنی ؟ منفعتی هستش که با توجه ما به ایشون از بین می ره؟
یا با این کار میخواهیی توجه بیشتری به ایشون بشه ؟
متاسفانه هدفت رو نمی فهمم
ولی خواهشی دارم
اگر فکر می کنی این مسئله واقعی هستش پس بهش احترام بذار
اگر هم فکر می کنی ساختگی هستش بذار با حرفهای ما احساس توجه ای که لازم داره حتی برای کمی خندیدن برطرف بشه
بهتره دیگه هم کشش ندیم
ممنون سپاسگذار میشم از شما
آق معلم | May 16, 2009 5:20 AM
البته از عکسهای بچه ها به نظر می یاد که ایران زندگی نکنن به خاطر عکسهای اون خونه و استخر و صد البته قیافه هاشون.خدا داند و بس!
... | May 16, 2009 5:21 AM
واقعا انار جون متاسفم وبلاگت تبدیل شده به جایی واسه خاله زنکها
تو رو خدا کامنتهاشونو پاک کن
اق معلم قربونت برم با این جواب دندانشکنت
مریم | May 16, 2009 5:31 AM
هستی جان من تو وبت جواب نمیدم چون میترسم باز منو بلاک کنه ببخش:))
عزیزم من تن ماهی تو آب با طعم چیلی و یا فلفل و لیموش رو می گیرم و بدون طعمش هم اگه تو بگیری می تونی خودت اینا رو اضافه کنی با دستای مبارک و اما کالریش هر 100 گرمش کمی کمتر از 100 کالری داره یعنی 376 kj .
من تن رو با سالاد قاطی می کنم و میخورم خیلی هم خوشمزه است جای تو خالی امتحان کن امیدورام بدت نیاد
گلبهار | May 16, 2009 6:08 AM
هستی جون من هم تن ماهی بدون روغن در اب میخورم هر 100 گرمش دقیق 139 کالری داره حالا با توجه به حرفا گلبهار جون تو یه میانگینی از این دو تا حساب کن . هستی جون تو هنوز با همین شمارش کالری پیش میری؟با دکتر یا بدون دکتر؟ الان چطوری از وضعیت خودت راضی هستی؟
تبسم | May 16, 2009 6:22 AM
مریم جون نگران ایکس مساویه ایگرگ ها نباش ای پی هاشون که ثبت میشه بذار انار خودش اومد یه پاکسازی بکنه
تبسم | May 16, 2009 6:24 AM
من میدونم حال خیلیامون خوب نیست و خودم شاید بیشتر از شما ناراحت باشم اما دو تا سوال دارم که اگه میشه جواب بدین:
1) برنج قهوه ای در ایران از کجا میتونم تهیه کنم ؟
2) تو تهران یه جایی میشه آدرس بدین که مانتو سایز بزرگ و خوب پیدا کنم . هرجای خوبی که میرم مانتوی خوشگل داره و سایز کوچیک . جاهایی هم که سایز بزرگ داره بیش از اندازه زشته . وقتی میبینم افسردگی میگیرم.
Anonymous | May 16, 2009 8:30 AM
آق معلم من بعد از تغییر وزنی که داشتم و شدم 57.5 بازم برگشتم خونه اول
الان هم 58.3 هستم :(
آلبالو | May 16, 2009 8:33 AM
گلبهار عزيز
تبسم عزيز
و ناشناس عزيز
كه تن ماهي بهم معرفي كردين
ممنونم از همگيتون
تبسم جون
من همچنان كالري ميشمرم و تو محدوده وزنيم تلاش ميكنم روزهاي پرخوريم رو با ورزش جبران كنم.البته پرخوري نه بيش از كالري مجازبلكه همون حول و حوش.
فعلادكتر نرفتم.از جدوال كاغذيمم هر روز طبق نظم يك سال گذشته استفاده ميكنم و جزييات رو يادداشت ميكنم و آخر شب كالري شماري ميكنم.
فعلا چون اولويتم وسط امتحاناتم زياد نشدن وزنه خيلي به خودم سختي براي كاهش وزن نميدم تا اين يكي دو ماهه هم بگذره.
راستي
گلبهار جون
مگه وبلاگم دوباره بلاكت كرده؟؟يه وبلاگ ديگه هم به اسم "جدول هفتگي هستي" دارم كسايي كه نميتونن تو اكسترا كامنت بذارن اونجاميتونن.
هستي | May 16, 2009 9:41 AM
آیدین جان خوندن کامنتت متاسفم کرد..اینجا روی دل بعضی از ماها یه غباری نشسته که نمی ذاره مثل قبل پر شور و انرژی باشیم....
من از امروز دوباره می نویسم و خوشحال می شم بهم سر بزنید.ولی هیچ فشاری مبنی بر کم کردن وزن روی خودم نخواهم گذاشت و تصمیم ندارم تا یه مدتی خودم رو وزن کنم.توی این یه ماه گذشته خیلی معمولی غذا خوردم و کمی هم ورزش کردم ولی به خودم فشار نیاوردم و البته فکر می کنم که کمی وزن اضافه کرده ام...در هر حال بهم سر بزنید.خیلی خوشحال می شم.
سالومه | May 16, 2009 10:40 AM
سلام به همه .
من واسه عضویت اقدام کردم اما هیچ ایمیلی از انار نداشتم.تبسم جونم اینجا رو به من معرفی کرد.
خلاصه منم هستم دیگه هوای منو داشته باشین.
لوگ وزنم تو وبلاگ تبسم جونمه.
طلوع | May 16, 2009 11:12 AM
سلام به همه ,
انار جونم نامه من دست شما رسيد؟ لطفا اگه نرسيده به من بگيد كه من برم پست پيگيري كنم مرسي گلم
صبا | May 16, 2009 11:29 AM
اخی طلوع گلم اینجاست
بچه ها طلوع منظورش از این که لوگ وزنش تو بلاگ من هست بلاگ انالایز منظورشه نه بلاگ خودم
http://analayz.persianblog.ir/
اقا معلم من براتون کامنت گذاشتم یه صفحه ی سفید میومد و یه سری جمله های قرمزو در کل ارور میداد
در هر صورت این ادرس انالایز و اینکه پیشنهادتون رو مطالعه کردم من که خیلی خوشحال خواهم شد که انالایز بشه کلاس درس اقا معلممون و محل امتحاناتش در هر صورت باز هم شما فکراتون رو بکنید در مورده درسهای من هم مشکلی نیست چون اگه قراره همون سیستم انالایز و جوایزش برقرار باشه فقط جمعه ها رو طلب میکنه و من هم جمعه ها روز استراحتم هست و بعدش تعطیلم مشکلی نیست برای مدیریت هم که اگر مایل باشین تقدیمتون کنیم
تبسم | May 16, 2009 12:17 PM
آق معلم منوووووووووووو نمی بینید؟من یک 28 ساله غمگینم.منم ایضا مثل آلبالو وزنم در کمال ناجوانمردی وکلی خودداری رفته بالا.آق معلم آخه چرا؟شما که خیلی میفهمید بگید:(من دیگه نهارهای به اون مجلسی نمی خورم من که ورزشمو با چنگ ودندون ودوان دوانی میرم در حد معمول:(
امروز صبح یک گام شمار هم نصب کردم زیر مانتو قلنبه شده ومجبور شدم کلی توضیح بدمش وبگذریم از یه سری که به چشم یک آدم خل وسواسی نگام کردن که مثلا چه لوس وچه اداها واینا که البته یه سری هم اظهار نظر کردن...تازه بگذریم از اینکه توی همین شرایط یهو لیوان نسکافه م به طرز ناجوانمردانه تری ریخت روی مانتوی روشنم ومجبور شدم مانتومو کامل بشورم ومانتوی خیس بپوشم دی:از لجمم نهار رفتم کوبیده خوردم با 2تا نون داغ.....
آق معلم......به من بگویید چه کنم که یا وزن کم کنم یا بی خیاله وزنه شم مثل سالومه
بچه ها خواهش می کنم این بحث های حاشیه ای رو هم مطرح نکنید هرکی آزاده هرجور می خواد فکر کنه برداشت کنه به قول شاعر:کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
من خیلی می فهمم نه؟خودمم می دونم دی:
آزی | May 16, 2009 12:18 PM
عارضم خدمتتون که وبلاگ صبا را گاهی میخونم و چه چیزهای خوبی این نازنین دختر مینویسه..
یه توصیه جالب نوشته که خدائیش همت میخاد چنین کاری..اینکه تا دو ماه به کاهش وزن فکر نکنیم و حتی جای نیم کیلو اضافه را هم بگذاریم ! یعنی مطمئنم هیچ کدوممون همچین صبر و حوصله ای نداریم..چرا که اساسا یه چیز در مغز رژِیمی- ورزشی ما بیشتر تعریف نشده و اونم "کاهش وزنه" و بس...!
تثبیت وزن فاکتور مهمیه که کمتر بهش ارزش میدیم..اگه فکر کنیم که دیگه تصمیم به کاهش وزن نداریم و فقط وزن فعلی امون را میخواهیم حفظ کنیم .. خیلی کار راحت میشه چه بسا که در مرحله "تثبیت" وزن اضافی امون به طور طبیعی کمتر هم بشه...
چیزی که واضحه اینه که هر زمان زیادی در کار بدنمون مداخله میکنیم و نقشه و برنامه میریزیم کمتر جواب میگیریم...
به نظر میاد که "کاهش وزن" یک فرمول حساب شده نداره و بیشتر نتیجه تغییر در کل عادات زندگیمون هست..
یه دوست | May 16, 2009 3:36 PM
تبسم جان..این دستگاه آنالایزر شما الان روشنه؟!
به عبارتی موضوع خاصی مد نظرتون هست که بهش بپردازین؟
آزی...آزی ..من خیلی جلوی خودم را گرفتم ولی طاقت نیوردم میخوام از مسائل حاشیه ای حرف بزنم !!
امشب فینال یوروویژن داره..بد نیست که این آرش خودمون با اون دختره خوش صدا یه حالی به این جهانیان بدن!
یه دوست | May 16, 2009 3:44 PM
یه دوست جان برنامه ی جناب ارش خان هم اجرا شد دیدین؟کاش فارسی میخوند! اینجا کانالهای خودشون همه اهنگای فارسیشو پخش میکنن ما در حالت اهم اهمی قرار میگیریم
و اما انالایز یه دوست جان همه چی دست به دست هم داد ما فقط لوگ وزن داشتیم و چند عدد جایزه ی ناقابل از نوع گلد وین و نایس و کول و اینا خدا وکیلی از وقتی شروع شد به شخصه به مشکلی نخوردم و برنامم رو دور بود مشکلی هم بود اینور عنوان میکردم حالا اق معلم فرمودن مسابقشون رو با انالایز یکی کنیم مام رو چشممون میذاریم
یه موضوع دیگه اینکه ما در بحث یاهو گروپ هم دچار چند دستگی هستیم البته کسانی که از قبل عضو یاهو گروپی هستن که بحثی نیست چون ممکنه ما رو نشناسن نمیشه دخالت کرد تو کارشون ولی فعلا مام یه یا هو گروپی داریم من مستقیما کسی رو دعوت نکردم که راحت باشن در هر صورت هر کس مایل بود همونطوری که سوگند جون گفتن هیچ قانونی هم نداره جز حفظ امنیت عکسها و مونث بودن میلش رو به صورت خصوصی عمومی بده مار و میبینه و به خودش امیدوار میشه(!)و دوست داشت.....هر کی هر طور مایله
تبسم | May 16, 2009 4:05 PM
بچه ها کسی راه حلی برای رفع سردرد بجز استفاده از مسکن های معمول میشناسه؟بشدت دو شبانه روزه که سردرد دارم و با توجه به شرایط الان امکان استراحت و بها دادن بهش رو ندارم امروز در مورده دم کرده ی دارچین شنیدم کسی چی ز یمیدونه؟هیچی نمیبینم
تبسم | May 16, 2009 5:54 PM
دانلود كتاب معجزه اي براي چاق ها و لاغرها نوشته دكتر محمد صادق كرماني
http://www.tehranlondon.com/article.php?id=37268
مریم | May 16, 2009 10:50 PM
چرا سرت درد میکنه تبسم جون؟ شاید خوب نخوابیدی
مریم | May 16, 2009 10:53 PM
منم هی روی تثبیت وزن کار می کنم و بهتون بگم که یه عالمه از استرس های آدم کم میشه ناخودآگاه و ضمنا اگه ورزش رو هم ادامه بدین باهاش سایزتون خیلی میاد پایین . من خیلی به وزنه کار ندارم . بیشتر سایز مهمه . و این که به خودتون یاد اوری کنید همون قدر که تندی وزنتون میاد پایین تند هم میاد بالا .
یه دوست جون خوبی ؟
عکس گل هایت هم خیلی خوب بود ننه
zizi | May 16, 2009 11:54 PM
سلام صبح یک شنبه همه بخوبی و خوشی
از این پایین میریم سمت بالا
زی زی عزیز و یه دوست جان و کلا دوست های انارستانی و غیر انارستانی
در بحث روانشناسی ورزشی اماده بودن ذهن برای انجام برنامه مهم هستش
شما ممکن هستش با بهترین مشاور جلسه بذارید و بهترین برنامه را هم دریافت کنید
اما درصد موفقیت شما با فردی که ذهنش اماده برای اجرای برنامه هستش کمتر هستش
(نوار سکوت سرشار از ناگفتهای احمد شاملو بود فکر کنم) که می گفت بعضی وقتا باید در رودخونه حوادث پاروهای قایق رو درون قایق بیاری و مدتی قایق را به حال خود رها کنی
(البته مراقب باشید مثل تایتانیک نشید)
این دو سه مورد تکراری رو یادداشت کنید برای خودتون و کمی فکر کنید راجع بهش (لااقل برای دلخوشی آق معلم)
1.ذهن اماده ای که با انگیزه همراه باشد (همان چیزی که همه ما در ابتدای مسیر داشتیم) باعث موفقیت ما می شود
2.همیشه مسیر درست دیگری وجود دارد
3.در میان مسیرها سرگردان نشوید
4.مسیرها در ذهن شما نقش می بنند و برای رسیدن به مقصد باید حرکت کرد
پایان کلاس روانشناسی و اعتماد بنفس
آق معلم | May 17, 2009 1:12 AM
آقا بهزاد عزیز
این مساله تموم شده هستش
خواهشا شما دیگه شروع نکن
شما هم الان کمی عصبانی هستی
و گرنه قضیه رژیم و بحث رژیمی با قضیه الان نیاز عزیز نباید قاطی کنی
اینجا هم تا اونجا که من اطلاع دارم خیلی ها به هدفشون رسیدن
اگر واقعا دوست دارید در مورد کاهش وزن و رژیم صحبت بسم ا... من آماده ام
در مورد نیاز عزیزمون هم چند کامنت بالاتر یک کامنت از من می بینی
اگر منطقی باشید بعد از خواندن آن نیازی نیست که در مورد نیاز عزیز بحث کنیم
ازت متشکرم دوست گرامی
یادمون باشه ما فقط مسئول اعمال خودمون هستیم
آق معلم | May 17, 2009 1:23 AM
زنگ تفریح به ارشاد یکی از دوستان گذشت
آق معلم | May 17, 2009 1:26 AM
سلام
بچه ها یه سوال ایرادی داره بدون کفش ورزش کرد؟
من صبحها با تلویزیون ورزش می کنم و دمپایی رو فرشیمو در می ارم.توی حرکات پرشی یا حرکات دیگه ایرادی نداره پا بدون محافظ باشه؟
نکه من همه چیزم رو اصول علمیه این یه نکته برام سوال شده! : دی
میس ری | May 17, 2009 1:27 AM
سالومه عزیز
از اینکه با مشغله زیادت وقت می ذاری خوشحالم و بازگشتت را خوش آمد میگم
---
آزی عزیز و سایر دوستان
قانون نیوتن را که یادمون هست عر عملی عکس العملی داره یا بازخورد داره یا بقول خارجکی ها فید بک
بدن انسان نیز در ارتباط با تمرینهای شما فیدبک های مختلفی می ده و به سمت سازگاری پیش میره
تمرین اینتروالی که یه دوست خیلی وقت پیش ازش صحبت کرد یک راهکار هستش
در جدولهای قبلی انار نمونه هاشو دیدیم
ورزشی شری(امروز مسابقه داره)
و جیرجیرک و بعضی وقتا آزی و ....
به یه نحوی تنوع تمرین بوده و از 5 مورد لااقل 3بار شما کاهش وزن یا سایز یا افزایش انرژی داشتید و حس کردید
فعلا ساعت این کلاسمون تموم شد سعی می کنم
بیشتر راجع به این موضوع صحبت کنم
تا بعد...
آق معلم | May 17, 2009 1:36 AM
به قول خواهر کوچولوی فرهیختم آزی به نقل از سهراب:
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ!
کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم!
میس ری | May 17, 2009 1:43 AM
میس ری عزیز
حرکات پرشی در دراز مدت(10-15 سال) ممکن هستش باعث پهنی پنجه پا بشه که البته تحقیق یا مرجع علمی راجع بهش ندارم
اما در خانه اگر روی فرش این که خوب با کفش اول فرشتون رو داغون می کنید!
جدا از شوخی مشکلی نیست اگر روی فرش هستید بهتر هستش که دمپایی یا رو فرشی نپوشید
ولی اگر موزاییک یا سرامیک محل تمرین هستش می تونید از کفشهای سبک و انعطاف پذیر در قسمت زیر کفش و لبه کفش تا زیر قوزک پا استفاده کنید
راجع به کفش مناسب در ارشیو مهر یا آبان وبلاگم مطلبی هستش دوست داشتید مطالعه کنید
موفق باشید
آق معلم | May 17, 2009 1:46 AM
آقاي بهزاد والا به نظر شما از همه خاله زنكتر مي ياي :)
Anonymous | May 17, 2009 1:59 AM
چه جالب میس ری جون من تا الان فکر میکردم ازی جون از شما بزرگتره
مریم | May 17, 2009 2:35 AM
ماكاروني حاوي ويتامينهاي گروه B است كه موجب آرامش بدن ميشود، تسكيندهنده است و بر روح و روان افراد اثر مثبتي دارد.
به دليل داشتن آهن و روي ميتواند براي كساني كه كمخون هستند، مفيد باشد. كساني كه مشكل كمبود روي دارند نيز ميتوانند از اين غذا استفاده كنند
Anonymous | May 17, 2009 2:50 AM
خانم ها ، آقایون ایرانی شب و روز خوش
راستش یه مشکل کوچیکی برای من پیش اومده گفتم از شما بپرسم ؛
من صبح ها که صبحانه میخورم یک ساعت صبر میکنم بعد ورزش میکنم ، بعد مجبورم تا دو ساعت بعد از ورزش چیزی نخورم . این فاصله 3 ساعت و گاهاً به 4 ساعت میرسه که با توجه به سابقه بیماری معده ، چندان جالب نیست یعنی اصلاً دل ضعفه ام میگیره .
حالا نظر شما چیه ؟ میشه راهنمایی کنین پلیز . مرسی
سوگند | May 17, 2009 4:39 AM
شری جان
نمیدونم اینجا رو میخونی یا نه اما امروز عجیب یادت بودم و گوله گوله برات انرژی فرستادم . امیدوارم با خبرهای خوش بیای اینجا.
انار جان
شما کجایین ؟ بدجوری دلتنگتون هستیم ها !!!
سوگند | May 17, 2009 4:42 AM
سوگند جون ببین گلم من بشدت تاثیر تا 2 ساعت بعد ورزش چیزی نخوردن رو دیدم و از اونطرف هم تجربه کردم تو روز ورزش کردن واسم به خاطر همین سخته معمولا عصرها انجام میدم که بعدش یوهو سرگرم کارا میشم و حمام و دو ساعت میگذره یه سوپ سبکی چیزی بخوری میخوابی من میگم ساعت ورزشت رو تغییر بده /البته اگر باز هم برات مشکل بوجود اومد اینجا فک رکنم یکی دو تا از بچه ها بودن که میگفتن بعدش سیب میخورن و مشکلی هم ندارن
---------------------------------------------
اقا معلم نکات در دفترچه ی ذهن به خوبی یادداشت و نگهداری شد مرسی از وقتی که میذارین
تبسم | May 17, 2009 5:31 AM
بچه ها در مورده سردرد من دیشب این جوشانده ی دارچین رو امتحان کردم بسیار مفید بود اولا که سردرد وحشتناکی رو که داشتم خوب کرد در حدی بود که اطرافیانم جملاتشون رو دو سه بار تکرار میکردن تا متوجه حرفشون بشم و اینکه بعد از دوشب اروم خوابیدم اگر خدایی نکرده مشکلی اینچنینی داشتین غافل نشین
طریقه ی درست کردن: چند تکه ای چوب دارچین(البته فکر کنم با پودرش هم بشه یعنی همون ادویه ی معمول)رو توی کتری بندازین مثل چای بذارین درست شه به همین راحتی موقعی کامل درست شده و دم کشیده که رنگش زرد تیره بشه و البته اگر غلظتش رو دوست نداشتین (یا مثل من طعمش رو) باز هم بذارین همونقد دم بکشه ولی بعد برای مصرف کردن با اب جوش مخلوطش کنین تا به غلظت دلخواهتون برسه
مریم جون مرسی از توجهت هیچی والا خودم یکم شرایطم مناسب نبود بعد هم مثل این بچه سوسولا عادت به گریه ندارم واسه همین بعدش حالم خیلی بد میشه
تبسم | May 17, 2009 5:39 AM
موفقیت در دسترس توست ای شری جان
کسی موفق که اندیشه ی موفقیت داشته باشه
برگ برنده همون ذهن برنده ی ادمهاست ای شری جان
پلاس پلاس پلاس پلاس پلاس
اینا همه یک دنیا انرژی مثبت تقدیم به قدوم ورزشی شما
تبسم | May 17, 2009 5:50 AM
سایت نانازی فیلتر شده!
مشترک گرامي
دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد
در صورتي که اين سايت به اشتباه فيلتر شده است با پست الکترونيکي
filter@dci.ir
با درج نام دامنه مورد نظر در موضوع نامه و ارايه توضيحات لازم
مکاتبه فرماييد
میس ری | May 17, 2009 6:08 AM
سایت نانازی فیلتر شده!
مشترک گرامي
دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد
در صورتي که اين سايت به اشتباه فيلتر شده است با پست الکترونيکي
filter@dci.ir
با درج نام دامنه مورد نظر در موضوع نامه و ارايه توضيحات لازم
مکاتبه فرماييد
میس ری | May 17, 2009 6:08 AM
نانازی اینجاست!
اسباب کشی کرد!
http://ml6.blogsky.com/
میس ری | May 17, 2009 6:19 AM
بابا میس ری بابا فعال بابا هنرمند بابا عکاس
Anonymous | May 17, 2009 10:09 AM
مرسی میس ری جون
تبسم | May 17, 2009 10:32 AM
همگی سلام
مرسی از آق معلم برای پاسخشون به سوال میس ری عزیز .... جواب یکی از سوالات من هم با خوندنش داده شد....
آق معلم من تا الان از دمبلهای نیم کیلویی استفاده می کردم اما تازگی دمبل یک کیلویی خریدم الان چند وقته با همین 1 کیلویی ایروبیک کار می کنم . می خوام بدونم این باعث آب شدن بیشتر چربیها تو ناحیه بازو میشه یا نه؟ اگه نه من برای آب کردن چربیهای بازو چکار کنم بهتره؟
مامان آرام | May 17, 2009 12:58 PM
سلام به همه دوستان انارستاني گل , دلم تنگ شده بود گفتم كه سلامي بكنم.
يه دوست جان خيلي خيلي خوشحالم كه شما به وب من سر مي زنيد خيلي خوشحال شدم و لبخند بر لبانم نشست .
انار جونم پس اين نامه نرسيد؟
صبا | May 17, 2009 2:29 PM
آق معلم...چه حرف قشنگی بود این شماره 2...
"همیشه یه راه درست دیگه هم وجودداره" ..خدا کنه تو کله پوکم فرو بره..
سوگند خانوم جان...دست بر قضا من و شونه هم دیروز راجع به تغذیه ورزشی با هم اختلاط میکردیم میتونی به کامنتهای جاده ابریشم مراجعه کنی ..در کل نظرم اینه که نباید با گرسنگی جنگید..راستی این یه دوستی که به خوابت میاد برات پیامی داره...
"ما برای از دست دادن وزن اضافیمون بیشتر از هر چیز به غذا احتیاج داریم اونم غذای بالانس، نه لزوما سالم..."
امیدوارم در برنامه جدیدت به مشکل برنخوری و از تجربه موفقت برای ما هم بگی
آلبالو جون..این پست جدیدت خیلی آنالایزیه..دست مریزاد..
یه دوست | May 17, 2009 2:45 PM
خب امشب به نوعی اخرین شب استراحت بین دو نیمه ی فشرده ی زندگی ما بود و عصر و شب رو به چندین ساعت متوالی دوچرخه سواری در پیست و شهر گذراندم و در واپسین ساعات هم که الان باشه سعی کردم به همه ی دوستای نازنین سر بزنم و حالشون رو بپرسم
خیله خب امشب شب مهمی هست شبی که من یک نیمه رو تموم کردم و از خودم راضیم شبی که با حرف زدن با یکی از دوستا فهمیدم من هم مرحله ی بالا پایین رفتن ها و در گرداب غوطه ور بودنهای ورزشی رژیمیم رو گذروندم و حالا هم اگر تناوبی باشه در راه خودم هست و قابل کنترل امشب از زندگی دو نکته لیست میشه
یک اینکه همه چیز در حال تغییره و هیچ چیز ثابت نیست و در بدترین حالت ارتعاشی وجود داره و هر حرکتی زا یک ارتعاش ساده بوجود میاد و بهتر بگم هر خارق العاده ای مجموعه ای غیر معمول از علت و معلول های روز مرست
و دیگه اینکه نابودی همون تظاهر به سکون هست اگر مطمئنی که به سمت خوبی حرکت نمیکنی پس به فکر پس رفت و نزول باش چون در جا زدنی معنی داره و البته که باز برمیگردیم سر همون مبحث ارتعاش و اینکه هر چیزی بالا پایین داره و هر مشکلی از اونجا بزرگ میشه که زیادی به همه چی بسطش بدیمو جدیش بگیریم
رفلکس نشون دادن اولین نشانه ی حیاطه هیچ چیزی تو اون این دنیا وجود نداره مگر اینکه وقتی نیرویی بهش وارد شد رفلکسی نشون بده
خیله خب همینجا هستم کیم کم رنگ خواهم شد بلاگ به راهه سر زدن به بچه ها براهه کمی کمرنگ تر فقط .
با وجود تمام در گیریها و مشکلات و ناراحتی ها در شرایط موجود دلخوشم به اینکه گرداب رژیم و ورزش و هدف و کالریو .....گذشت میگم گرداب چون هممون میدونیم تو این جریانات بودن سردرگمی داره سرگردان بودن همون چرخش درون گرداب هست
همگی موفق باشین
12 شب اومدم پیشتون الان 10 دقیقه به 4 صبحه دعا کنید این مرحله به خوبی بگذره
شرمنده از پر حرفی
تبسم | May 17, 2009 8:46 PM
چشمام خستست خوبه کامنت رو خوندم قبل فرستادن:
حرکتی زا یک ارتعاش =حرکتی از یک ارتعاش
در جا زدنی معنی داره =در جا زدنی معنی نداره
نشانه ی حیاطه =نشانه ی حیاته
اون این دنیا وجود نداره =این دنیا وجود نداره (والا اون دنیا رو هنوز نرفتیم چرا خالی ببندیم؟!)
کیم کم رنگ =یکم کم رنگ
اصلا تضمین نمیکنم غلطاش همینا باشه!
تبسم | May 17, 2009 8:53 PM
سلام صبح همگی بخوبی و خوشی
تبسم عزیز؟
دیروز امتحان فلسفه ، منطق یا چیزی شبیه اینا نداشتی ؟ :0)
یه دوست این کارتون مورچه و مورچه خوار باید یادت باشه ؟ یه اتوبوس جهانگردی داشت یادته ؟
آق معلم هم هر صد سال یکبار یه حرفش خوب از اب در میاد
مامان آرام
اگر بشه بهم بگویید چه حرکتی با چند ست و چند بار تکرار انجام می دادید تا بهتر بتونم کمک کنم
ضمنا فکر کنم منظور از بازو ، پشت بازو هستش!؟ لطفا این را هم برام بگویید
آق معلم | May 18, 2009 12:56 AM
----
اما خودم
روز شنبه رفتم باشگاه بدنسازی که از رفتار مربیش خوشم نیومد
چون تکیه اش بر پاورلیفتینگ(قدرت و حجم) هستش و من نمی خواهم بیشتر از این درشت بشم
بعدش رفتم 5 دقیقه پیاده روی آرام 5 دقیقه تند
10 دقیقه دویدن
و بعد تمرینات اینتروال برای چابکی
در یک مسیر حدودا 20 متری
20 متر راه رفتن برگشت 10 متر دویدن آرام 10 متر تند
(3بار تکرار)
20متر راه رفتن 10 متر دویدن تند تکیه بر استارت دویدن 10 متر دویدن آرام
(3بار تکرار)
10 متر حرکت پا پهلو (یا پروانه بدون حرکت دست) پای راست جلو 10 متر پا پهلو پای چپ جلو برگشت دویدن آرام(3بار تکرار)
و ......
کلا یک ساعت و 10 دقیقه اینطور سپری شد
اما می خواهم این برنامه را منظم کنم یعنی هدفمندش کنم
ببینیم امروز چیکار می کنیم
موفق باشید همگی
آق معلم | May 18, 2009 1:16 AM
سلام به همگی
یه دوست جان مرسی از راهنماییتون . خوندم و بعضی از سوالاتم حل شد . مثلاً اینکه بعد از ورزش میشه چیزی خورد و لازم نیست تا 2 ساعت صبر کرد. در ضمن عزیزم من متوجه منظورت نشدم ؛ غذای بالانس نه سالم ؟!! منظور کربوهیدرات کمی که مصرف میکنم ؟ البته که این برنامه کاملاً موقتیه اما چیزی که برام پیش اومده اینه که حس سیر بودنم خیلی بیشتر از قبل شده (حالا نگین دو روزه رژیم گرفتی نظریه میدی ها) یعنی ظهر که یک تکه مرغ میخورم دو سه ساعت بعد گرسنه ام نیست اما میرم یه چیزی میخورم که ساعت بین وعده هام بیشتر نشه .
به هرحال ما همچنان به شما ارادتمندیم چه تو خواب چه تو بیداری!
یه چیز دیگه هم بگم در راستای اون کنترل قند خون : خرما یکی از چیزاییه که قند خون رو با سرعت نور میبره بالا و بعد از 20 دقیقه دوباره با سرعت نو میندازه پایین . پس انرژیش تا حدی کاذبه ؛ تو دیابت بهش میگن بمب شکر توخالی!
دیگه برم تا بیرونم نکردن !!!
سوگند | May 18, 2009 6:20 AM
احوال آق معلم ؟!!
سوگند | May 18, 2009 6:21 AM
یه سوال !
چی شد دو ساعت بعد از ورزش بخوریم یا قبلشم میشه خورد .
زي زي | May 18, 2009 6:40 AM
سوگند و زی زی
2ساعت قبل از ورزش از خوردن وعده غذایی سنگین خودداری کنید
بعد از ورزش معمولا تا یک ساعت صبر می کنند چون گردش خون در عضلات و بافتها بیشتر هستش
ولی در هر دوحالت اب و اب میوه و میوه در حدی که باعث اختلال در تمرین نشه گفته می شه که مانعی نداره
آق معلم | May 18, 2009 8:28 AM
شری عزیز
مسابقه چطور بود؟
آق معلم | May 18, 2009 8:30 AM
سلام به همگی،
مرسی از همه تون برای انرژی مثبت و اینکه یاد من بودید. مسابقه خیلی خوب بود. یک روز آفتابی و گرم و دریا صاف صاف بود. وقت مسابقه من ۳ ساعت و ۲۷ دقیقه شد. من دلم میخواست ۳ و ۱۵ تمام کنم ولی نشد. ۱.۵ کیلومتر شنا بیشتر از اون چیزی که میخواستم وقت گرفت ولی دوچرخه (۴۰ کیلومتر) و دو(۱۰ کیلومتر) را همانطور که پیشبینی میکردم تمام کردم. متاسفانه مدال نگرفتم این دفعه. خیلی از من قویتر ایندفعه زیاد بود. این مسابقه اینترنشنال بود و از همه جای دنیا ورزشکار آماده بود. بهترین قسمت این چند روز آشنایی با تیم ورزش سه گانه از ایران بود. ۵ تو پسر جوون و آقا با ۲ مربی اونجا بودند. اینقدر از دیدنشون خوشحال بودم که کم مونده بود بغلشون کنم و ماچشون کنم که شانس آوردیم که نکردم. خیلی بچهای گلی بودند و خیلی هم قوی و فیت بودند. تمام این ۲ روز رو من و ابی (همسرم) با اونها بودیم. از تیم ایران و خودم تو وب سایتم فردا عکس میزارم که ببینید.
دوباره مرسی از همه که یاد من بودید.
sheri | May 18, 2009 8:57 AM
هستی جون خصوصی داری لطفا چکش کن
دکتر سارا | May 18, 2009 11:37 AM
آق معلم والا من برنامه چیدم هفته ای سه روز ایروبیک با وزنه کار کنم هر بار 30 دقیقه . البته با سی دی پویاورزان هست. و جدای از این فعلا روزی 2 ست 10 تایی جلو بازو و پشت بازو کار کنم ... البته بعد گرم کردن و کششی و...
حالا نمی دونم این دمبل یک کیلویی باعث میشه عضله سازی صورت بگیره تا چربیهای این ناحیه آب بشن و پوست بازوم از حالت شلی در بیاد یا نه؟ یا همون نیم کیلویی مناسب تره؟
یه سوال دیگه اینکه اگه بخوام رفته رفته زیاد ترش کنم ستها رو بیشتر کنم یا تعداد انجام هر ست رو؟
تا حالا همون 2 ست 10 تایی ( جلو بازو و پشت بازو) رو انجام می دادم نه بیشتر.
مامان آرام | May 18, 2009 3:03 PM
شری خانم آفرین نمی دونستم خواهرم همچین مادر شوهری داره
میس ری | May 18, 2009 3:09 PM
سلام صبح بخیر
شری عزیز حضور افرادی مثل شما در ورزش خارج از هرگونه تعصبی یک افتخار هستش
برای ورزش نوپای زنان ایران امثال شما ها اسطوره هستید جدی می گم
ورزش زنان ایران مثال دقیق مثل این کودکان افریقایی هستش یعنی به این شدت ضعیف
گرچه در سالهای اخیر مثل اون بچه هه که کمک صلیب سرخ بهش رسیده کمی وضعش بهتر شده اما در کل ضعیف هستش
ناگفته نمونه ما ستاره زیاد داریم ولی آسمانی برای تابیدن کم پیدا می شه براشون
به هر حال خوشحالم و امیدوارم موفق باشی
آق معلم | May 19, 2009 12:31 AM
مامان آرام
ممنون از توضیحات اما کاش نوع حرکت را می گفتید
ببینید هدف اصلی شما حذف چربیها و شکل گرفتن عضله هستش
برنامه خوبی دارید
وزنه یک کیلویی را با همین تعداد ست و تکرار برای یک هفته انجام بدید
بین ست ها یک دقیقه استراحت
در ست دوم از حرکت 5 به بعد توجه کنید وضعیت چگونه هستش؟
یعنی حرکت رو به راحتی تا به آخر انجام می دهید یا اینکه نه حرکت سختتر شده حتی به مقدار کم
چون بعد از هفته اول و اداپته شدن با این وزنه یک کم باید برنامه رو سنگین کنید ،
3 شنبه هفته دیگه بهم خبر بدید (اینجا و یک کپی در وبلاگم) ممنون
موفق باشی
آق معلم | May 19, 2009 12:42 AM
اما خودم
دیروز رفتم ورزش
5دقیقه پیاده روی
10دقیقه دویدن آرام
و تمرینات اینتروال در مسافت 20 متری روی شن
رفت دویدن ارام 10 متر استارت و دویدن تند 10 متر
برگشت دویدن ارام 10 متر - راه رفتن 10 متر
تکرار 5 بار
یک دور راه رفتن
رفت پای یهلو یا پروانه چپ جلو 10 متر - راست جلو 10 متر
برگشت مانند رفت
تکرار 5 بار
یک دور راه رفتی(استراحت فعال)
رفت دویدن ارام 10 متر - چرخش و دویدن به پشت 10 متر
برگشت مانند رفت
تکرار 5 بار
5 دقیقه حرکات کششی برای پا
20 دقیقه پیاده روی کمی تند و رو به ارام برای سرد کردن بدن
وزن قبل از تمرین 110 کمی بالا
وزن بعد از تمرین 109.5 کمی بالا
بعد از شام 110
اخر شب نزدیک یک کیلو هندوانه خوردم از بس خنک و شیرین و ابدار بود
وزن اخر شب 111
آق معلم | May 19, 2009 12:54 AM
شری تو اینقده زیاد قوی بودی و ما نمی دونستیم . بابا بیا این دور و بر واسه ما کلاس ورزش بذار ننه . بذار ازت استفاده کنیم
:)
zizi | May 19, 2009 1:09 AM
شری تو اینقده زیاد قوی بودی و ما نمی دونستیم . بابا بیا این دور و بر واسه ما کلاس ورزش بذار ننه . بذار ازت استفاده کنیم
:)
zizi | May 19, 2009 3:09 AM
به مناسبت تولد گل دختر قراره امروز هر انارستانی 1کیلومتر بدود!
میس ری | May 19, 2009 4:09 AM
من اومدم اينجا داد بزنم . شلوغ كنم . خاك راه بندازم . بابا !!!!!!!!!!! قديمي تر ها ! بياين يه كار جديد شروع كنيم .... يه كاري كه مث قبلي نباشه . آزي ! ميس ري ! البالو ! آريس ! يه دوست جون !!!!! ليلا ! سالومه ! ما بايد اين واقعيت رو بپذيريم كه مث قبلا نمي تونيم جدول هاي گوگوري و شيك و تميز با كالريه دقيق داشته باشيم اما ورزشكاريمون بيشتر شده .
يكي بياد واسه اين قديميها يه خلاقيتي انجام بده . بيايم اينجا رو از اين حالت در بياريم
بياين خاك رو پاك كنيم . بياين به هدفمون يه جور ديگه نگاه كنيم .
.
.
. فكر كنم اينقدر كه غر زدم اصل مطلب نامفهوم موند
زي زي | May 19, 2009 6:05 AM
زی زی منم باهات موافقم
نمی دونم چیکار کنم
و چطوری استارت اینکارو بزنم. وزن کم کردن دیگه برام یه رویا شده و این وزن اصلا پایین بیا نیست.
آلبالو | May 19, 2009 6:52 AM
بچه ها من قدیمی نیستم ولی خیلی دلم میخواد یه حرکت جدید ، یه ایده جدید ، خلاصه یه کار جدیدی راه بندازیم . کاش انار دوباره میتینگ میذاشت!
سوگند | May 19, 2009 7:17 AM
تبسم کجایی ؟ چرا نمیشه برات کامنت بذارم !!!
سوگند | May 19, 2009 7:18 AM
من یه جنبش جدید رو هستم .به نظر من بهترین انگیزه همون سیستم لوگ و ستاره و برنامه های جامع 4 هفته ای و 8 هفته ای بود.ولی....یادتونه من هی پیشنهاد می دادم که تا انار سرش خلوت شه یکی مسئول این کارها بشه ولی خیلی ها قبول نکردن و گفتن اینجا خونه اناره و ما منتظر انار می مونیم و انگیزه هامون رو از دست نمی دیدم و خلاصه از این حرفها...فکر می کنم اگر اون زمان موافقت کرده بودیم این سکون و بی تفاوتی پیش نمی یومد...
سالومه | May 19, 2009 9:13 AM
نمی دونم کجای کار ایرادداره ... من هم امروز به اون روزهای اول شکل گرفتن این وبلاگ فکر می کردم و ذوق و شوق گروه و بیش از همه خود انار ...که همه رو به ذوق می آورد و فضا بیش از درد ودل کردن کارکرد داشت همه هم تازه نفس بودند . به مرور این مسئله ی کاهش وزن به نظرم تبدیل شد به یک سوژه که هی راجع بهش حرف می زنیم و هی دورش می زنیم ...
بی انگیزه شدن به یک طرف ،این شل و سفت کردن درکنار چیزهایی که به مروردر این چند وقت به دنبالشون رفتیم و یاد گرفتیم و متاسفانه هنوز نتونستیم اونجور که باید و شاید تو زندگی واقعی مون بیاریم یا اگه آوردیم موقتی بوده مجموعا باعث شده که اعتمادمون به خودمون هم کمتر بشه و بیشتر افسرده شیم . من که اوضام اینطوره .
به خودم که نگاه می کنم می بینم که انگار دیگه عمیقا میل به تغییر ندارم بیشتر بازی می کنم با این قضیه ی رژیم ...متاسفانه . شاید برای بقیه قدیمی ها هم اتفاقی مشابه داره می افته یا افتاده . نمی دونم
لی لی | May 19, 2009 10:47 AM
خوب سالومه خودت این کارو شروع کن (البته با اجازه انار!) یعنی موقتاً تا وقتی انار دوباره سرش خلوت بشه و بیاد ، یه میتینگ فوق العاده یا اظطراری یا چمیدونم یه چیز تو این مایه ها درست کن بعد هم سیستمو که واردی همه هم میان و کلی فعالیت میکنن . خودنم دوباره سر شوق میای . چی میگی؟ موافقی ؟
سوگند | May 19, 2009 10:55 AM
ممنونم آق معلم ... پس من از امروز شروع می کنم تا هفته دیگه بهتون گزارش می دم که چطور بود.....
مامان آرام | May 19, 2009 11:20 AM
زی زی جان..شما احیانا "رد بول" ننوشیدی!
دیدم یهو انرژی داره فوران میکنه...واقعیتش اینه که خیلی مرسی از حرفات ...تو گویی همه حرفایی که قلمبه شده بود تو چند تاجمله تو گفتی..
من فکر میکنم اینجا مشکل به دست خود انار باز میشه و همونطور که سالومه میگه بچه های گروه به اون سیستم لوگ و ستاره عادت کردند و تجربه نشون داده که بهترین جواب را اون موقع گرفتن..
با لی لی هم بسیار موافقم ..که گاهی اینجا به مکان ردو بدل کردن خاطرات تبدیل میشه که بازم برای رفع این مشکل خود انار باید پا پیش بذاره... انار هم مدیر خوبیه و هم دختر بسیار خوش فکریه که با ایده های جدیدش میتونه گروه را سرزنده نگه داره..
حالا یکی مثل من هر چی بیام و از ساعتها پیاده روی و دویدنم حرف بزنم اونقدر تاثیر نداره که انار بیاد و از یک حرکت کوچک ورزشی اش بگه..راستش من هم بالشخصه با خوندن پستهای جدید انار و فعالیتهای تازه اش بسی بسی انگیزه مند میشم و خوش به حالم میشه....فکر کنم بقیه هم همینطورند...
حالا باس صبر کنیم ببینیم عروس خانوم کی دستشون خالی میشه و به جمع ما میان...
فقط یه حرف کوچولو:
آق معلم رخصت بدین مورچه اتون هم میشیم!..ایتنروال ترینینگ اتون هم مبارک
یه دوست | May 19, 2009 11:50 AM
به به دوستان جمعند عروس فقط جاش خالیه.توجه کردید که عروس باز غیب شده؟به نظرتون یه کم خشونت توی این شرایط لازمه یا بذاریم به حال خودش توی این روزهای زیبا استرس اضافی گزارش ددن نداشته باشه؟
آق معلم من ازین گزارش وزن شما کلی خندیدم.آق معلم زیاد روی وزنه میرید ها....
من یه پیشنهاد دارم.برای حفظ فضای مفرح گروه وکم کردن این بار ذهنی وزن کم کردن حالا برای قدیمی تر ها که انگیزه هاشون کم رنگ تر شده بیایم هرروز از تجربه فعالیت متفاوت وغذای ویا خوراکی متفاوت بگیم دی:
خواستم بگم که به مناسبت این مبارزه پیروزمندانه شری جون رفتم بستنی خوردم مجلسی.بستنی با طعم لیمو ترش وسیب ترش وشکلات دی:
آزی | May 19, 2009 12:20 PM
البت اینکه حالت حزن رو فعلا ا زدست ندید.بچه ها من یه سواله این چند روز با دیدن این تصاویر عالم فرزانه مرحوم پیدا شده برام.چه جوری اینقدر توی این روزگار میشه عمر کرد؟بعد جالب اینه که مثلا از 40 سالگی خمیده میشن وهرسال جمع تر میشن.یعنی 50 سال خمیده وچروکیده میشه عمر کرد؟
آزی | May 19, 2009 12:35 PM
آآآآآآآآاخ ببخشید کی تو ایران فوت کرده !؟! حالا خوبه مالزی خیلی خارج نیست که من این همه از اخبار ایران بیخبرم!!!!
ببخشید این برنامه جنبش و کوشش و راه اندازی مجدد و اینا واقعیه؟؟ یعنی واقعا میخوایم دوباره هیجان بازی داشته باشیم !!؟
والله قبلا ها منم جزو قدیمیا بودم ! ولی از بس که ساکت شدم دیگه کم کم تو جمع به نظر جدید میام !!! زی زی مادر!! تو هم که اسم منو نیاوردی تو لیست!! بابا یکی بیاد بگه من سند و سال دار هستم تو این انارستان....
(leili) nanazi) | May 19, 2009 2:14 PM
سلام صبح بخیر
به به , به به
آفتاب از کدوم طرف در اومده اینقدر
(نه آبجی ما ترانه لس انجلسی گوش نمی دیم ؛0) )
می خواستم بگم بسی شادمان شدم
انگاری زمستان انارستان یه دو ماهی دیرتر یخ و فریزینگش داره آب می شه
دوستان من حاضرم یک ای دی و لوگ در گوگل درست کنم اما برای وارد کردن اطلاعات کسی هست که وقت داشته ؟باشه اطلاعات وزن و غیره دوستان را وارد کنه؟
چون بنظرم برای جلوگیری از اشتباه بهتره یک نفر یا یک تیم (2-3 نفره) به نمایندگی از بچه ها این کار رو انجام بدن
صاحبخونه (انار خانم )هم یک روز در هفته با نظارت بر جدول و لوگ ستاره دوستان رو بهشون می ده
این مدت طرح برنامه ای با اکسس را مرور می کردم اما اینکه بشه در وبسایت ازش استفاده کرد یا نه را نمی دونم و فکر نکنم
فعلا بنظر من بهترین پایگاه درست کردن یک لوگ جدید در گوگل و اضافه کردن آدرسش یا در واقع ورودیش از انارستان هستش
خلاصه ما آماده ایم
آق معلم | May 20, 2009 12:13 AM
اما دوستان
یه دوست جان این رد بول چی هست!؟
راستی می دونید مصرفش مضر هستش و باعث می شه غلظت خون زیاد و احتمال تشکیل لخته در افراد مستعد بیشتر بشه
و شادابی و نشاط اور بودنش یکی از عاملهاش کافئین موجود در آن هستش که دیانای عزیز راجع بهش بحث می کرد
خلاصه اینکه از این حرفها بگذریم
شما سمت استادی داری یه دوست جان ما که آق معلمی بیش نیستیم
ایضا ممنون از تبریک دعا کن این اینتروال ترینیگمون کانتینیو دار بشه
شکرا صدیقی
آزی خانم
ما هر کاری می کنیم سوژه خنده شما می شیم
چه زمانی که یک ساندویچ می خوردیم تصویر سازی کردید ادم 120 کیلویی و یک ساندویچ چه الان
ولی خوشحالم چون میگن آدمی که بتونه در روز باعث خنده و شاد شدن 5 نفر بشه ادم موفقی هستش
در مورد وزنه
حساسیتی به عددش ندارم
یکجور آزمایش و تجربه هستش در واقع
در مورد وزن کاذب بعد از تمرین(سبک-معتدل-سنگین)
البته توصیه ام به دوستانی که به عدد ترازو حساسند این هستش که از این آزمایشها انجام ندهند
مامان آرام
منتظر هستم
اما تا شنبه اگر احساس کردید که حرکت بعد از اتمام 2 ست سبک هستش
از روز شنبه یک ست 10 تایی بدون وزنه و قبل از 2 سنت اصلی حرکت را انجام بدید
یعنی
یک ست 10 تایی بدون وزنه و فقط حرکت
2 ست 10 تایی با وزنه یک کیلویی
یک زحمت دیگه این حرکات را از زمان شروع کار با وزنه بنویسید مثل این چیزی که من نوشتم
هم نمودار پیشرفت شماست و هم اگر از من یا شخص دیگه ای کمک خواستید با این اطلاعات بهتر می توان کمک کرد
به همه دوستانی که با دستگاه یا وزنه کار می کنند
بهترین منبع برای پیشرفت و یا استارت مجدد شما
دست نوشته های شما
یا درواقع دفترچه یادداشت شماست
موفق باشین
آق معلم | May 20, 2009 12:42 AM