میگم جدی دیانا کجاست دوباره؟
آقا امروز من اسوه (اینجوری می نویسند؟) تعهد بودم. صبح که چه عرض کنم سه صبح پاشدم رفتم فرودگاه کلی وایسادم ساندویچ فروشه باز کنه (داشتم خفه میشدم از گرسنگی) بعد یه ساندویچ بیگل گنده خریدم با تخم مرغ و بیکن (گوشت خوک سرخ شده) و قهوه. بعد اومدم اینور نشستم همینجور هی نگاهش کردم با شکم گرسنه دیدم اصلا دوست ندارم روزم رو با خوردن این شروع کنم. ریختمش دور! نمک بشم اگه دروغ بگم! گفتم میرم توی هواپیما حتما صبحانه میدن.
رفتم توی هواپیما چشمتون روز بد نبینه از این زپرتی های یه ساعته بود و طرف فقط قهوه و چایی میداد. دیگه دید من لابد قیافه ام خیلی نزاره رفت از اون پشت یه بسته اسنک آورد مثل چوب شور صد کالری داشت. خلاصه اینو خوردم و همینجور گرسنه و سردم هم بود..
بعد رفتم پرواز دوم ساعت 8:30 سوار شدیم حالا من هی لحظه شماری میکنم اینا بیان توی این یکی صبحانه بدن...یهو معلوم میشه یه آقای پیری مریض شده و خلاصه اورژانس آوردن توی هواپیما. خدا رو شکر چیز بدیش نبود اما هی خلبان اصرار که آقا پرواز 5 ساعته خطرناکه باس پیاده بشی اینم طفلک نمیدونم بریزیلی بود کجایی بود هی به زبون پرتغالی غصه میخورد و پیاده نمیشد! یعنی یه یک ساعتی ما همینجور وایساده بودیم هواپیما بلند نمیشد....میخوام یعنی حال من گرسنه رو تصور کنید وقتی بالاخره اون بسته عزیزتر از جان صبحانه رو گذاشتم جلوم و با ذوق باز کردم و فکر میکنید چی دیدم؟ یه شیرینی دانمارکی گنده! توی بسته صبحونه نون نبود! دوتا دونه بیسکوییت ریز بود و این شیرینی که همینجور زل زده بود به من!
و اینجا بود که من از آزمون الهی سر بلند بیرون آمدم...ماست و بیسکوییت و پنیر و قهوه و میوه ام رو خوردم و از شیرینی یه گاز کوچولو بیشتر نزدم. بعد دیدم به قولم وفادار بمونم برام خوشمزه تره تا این و گذاشتمش زمین.
خلاصه اومدم یخورده تعریف کنم که خودم روحیه بگیرم چون شب میخواهیم با بچه ها بریم پیتزا فروشی و خیلی همت میخواد من یکاره اونجا سالاد سفارش بدم. اما از طرفی بعد از اینکه توی آینه هتل این هفته دیدم کونم دوباره پهن شده فکر کنم به اندازه کافی انگیزه داشته باشم.
پ.ن. راستی توی گزارش دیروز یادم رفت بگم اما بابام رو برداشتم یه ساعتی رفتیم پیاده روی.

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
مام نمیدونیم:(((((((((((((((((((
تبسم | April 24, 2009 5:56 PM
انار جون واقعا جای تبریک داره نخوردن بیکن و شیرینی دانمارکی حالا نمیخواد غصه بخوری این حرفایی که ما میخونیم مال ادمیه که تو یه مدت کوتاه دوباره جمع و جور میشه موفق باشی
من که نصفه شبی دلم واقعا گرفته امرو تولد مامان هم بود یکمی از شکلاتش خوردم همین تازه 1.200 کم کردم هی زندگی
همین الان زیر انگشت شستم یه حشره ی کوچیک رو اسپیس له شد...:( شاید از زندگیش راحت شده شایدم حشره ی ناکام شد....ای دونت نو
تبسم | April 24, 2009 6:07 PM
انار،جدی جدی اسوه ی تعهد هستی.
انارستان همه یه دست محکم بزنید به افتخار انار.
شب تاب | April 24, 2009 11:58 PM
اینهمه اراده واقعا آفرین داره :)
فندق | April 25, 2009 1:31 AM
سلام به همه ورزشکاران
اول یه دویست آفرین به صاحب خونه بخاطر گزارش های موفقیت آمیزش
دوم آزی این پیشی بیا منو بخور رو که نمی خوندیم ! سوژه ای در جمع بود که با سوتی های اساسی که می داد
وادارمون می کرد بگیم
پیشی بیا منو بخور از دست ......
یه دوست عزیز نظر لطف داری
راستش زمان گرفتن آن عکس آق معلم نزدیک های 120 کیلو وزن داشت یعنی قبل از شروع برای کاهش وزن عکش گرفته شده تابستان سال پیش بود فکر کنم
خیلی خوشحالم با این ماده سفید رنگ داری مقابله می کنی
آق معلم | April 25, 2009 1:36 AM
بابا آفرین
من از دیروز با خودم گفتم که لب به شیرینی نمی زنم
اما چون تو راه بودم و صبحانه درست و حسابی گیرم نیومد 5 تا ساقه طلایی تا ظهر خوردم تو هواپیما هم ساندویچ کالباس بود با سس خردل و یه شیرینی شبیه شیرینی دانمارکی هی گفتم بخورم نخورم یکمی ازش بخورم نشون به اون نشون که فکر کنم فقط یک پنجمش رو نخوردم.
بعدش هم پشمیون شدم که بابا این چی بود اصلا خوشمزه نبود.
راستی انار یادمه یه لینک داده بودی برای اینکه جدولامون رو اونجا پیست کنیم و بعد کدش رو بیاریم تو وبلاگ
اون چی بود؟
جدول بعضی از بچه ها مثل سالومه صبا و آریس خیلی خوشگله منم تو ورد یه جدول درست می کنم میارمش تو بلاگفا بهم میریزه چیکار کنم؟
آلبالو | April 25, 2009 2:47 AM
((((((((در فراق دیانا)))))))))
×دیانا بگو تا به کی تا چه وقت
بمانیم دلتنگ در این سال هشتاد و هشت
×دیانا عزیزا بگو در فراق
چگونه بگیریم از حال و روزت سراغ
×دیانا بیا و برامان بگو
خبر های خوب و روال حیات نکو
×دیانا تنت "توان" رحم کن
دل سرد ما را به اغوش خود جای کن
×دیانا طنین صدایم دگر گرم نیست
ز حرفای پاکت خطی چند نیست
×دیانا دگر بس کن این غیبت ناگهان
بیا و به گرمی بمان پیشمان
×دیانا هر انگه که ایی چه دیر و چه زود
بدان نام و یادت بسی زنده بود.....
تبسم | April 25, 2009 5:16 AM
اون شعر برای دیانا ی مهربون نا قابل بود خیلی دلمونو تنگ کرده....
تبسم | April 25, 2009 5:20 AM
چه عالی انار !
جدا اگه به این مراحل بالای عرفانیه رژیم رسیدی که دیگه ملالی نیست ننه .
zi zi | April 25, 2009 6:08 AM
اصلاحیه ی اون شعر:
×دیانا تنت "توان" رحم کن=×دیانا تنت پر "توان" رحم کن
تبسم | April 25, 2009 6:14 AM
زی زی جون کلی با کامنتات حال میکنم
تبسم | April 25, 2009 6:15 AM
منم براي ديانا نگرونم و همين ديشب داشتم به علت غيبتش فكر ميكردم و اينكه خدا كنه اين بار اتفاق بدي براش نيفتاده باشه.
هستي | April 25, 2009 6:18 AM
ورزش کاران، دلاوران، نام آوران
خدمت همه انارستانی های عزیز سلام
امیدوارم که همگی شاداب و موفق باشید و سلامت و امیدوار
آقا آیدین و سایرین
با اطلاع میرساند که بنده همین 10 دقیقه پیش با دیانا خانم صحبت کردم و خدا رو شکر صحیح و سالم هستند و هیچ مشکلی نیست،
غیبت این چند وقتشون هم به خاطر مشکلات متعددی بوده که داشته اند و گفتند که در اسرع وقت شرح ماجرا را خودشون برای شما بازگو خواهد کرد.
موفق باشید
محمود | April 25, 2009 9:44 AM
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
بینهایت ممنونییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم
تبسم | April 25, 2009 10:26 AM
ممنون آقا محمود
آلبالو | April 25, 2009 11:50 AM
اناررررررررررررر.....ازین ÷ستت ازین اسوه شدنت..........کلی خندیم...یعنی قیافه خواب آلوی یه گربه ت÷ل گرسنه با لب ولوچه آویزون:)))))))))))
آخییییییییییی............اگه الان اینجا بودی یه عالمه بغلت می کردم........
امشب حالشو ببر صفا کن.منم جایزه هفته ÷یش امروز خودمو مهمون کردم به یه شاورمای مجلسی :)
عموووووووووووووووووو محموووووووووووووووددددددددددد ممنون.........خبر خوشی آوردید
ولی دیانا غیبتت ناموجه هه حتی با ولی با برگه ÷زشک من که باهات قهرم.......خیلیم عصبانیم
آزی | April 25, 2009 11:56 AM
آق معلم مگه کجا عکستونه؟نمی شه که عکس آق معلم همین دوروبرا باشه من نبینم که میشه؟
÷یشی نیا منو بخور تا دیانا بیاد ومن عکس آق معلم رو ببینم وطلوع خورشید فردارو
آزی | April 25, 2009 11:59 AM
ازی جون
1_برو بلاگ اقا معلم اون گوشه عکسشونه
2_جواب کاپوچینو خورونت هم تو پست قبلیه انار دادم
تبسم | April 25, 2009 12:36 PM
خدا رو شکر که حال دیانا جان خوبه :)
فندق | April 25, 2009 2:34 PM
سلام صبح همگی بخیر
اول از همه تشکر فراوان از محمود خان عزیز
و شرمندگی اگر باعث نگرانی شما شدم
آق معلم | April 26, 2009 1:08 AM
دوم خیلی خوشحالم که دینای عزیز در صحت وسلامت کامل هستند و انشا.. بزودی
از شعارهای انرژی بخششان بهره مند می شویم
و بعد
برنامه ما شروع شده
گروهمون گروه سنگین وزنی هستش!
امیدوارم ضمن رقابت همگی با کاهش وزن
وزن گروهمون را هم پایین بیاوریم
در اخر
عکسم را عوض کردم چون وبلاگم کمی دیر آپ می شد
وقت کنم و فرمتش را عوض کنم تا حجمش کم بشه وبعد ببینیم چی میشه
خلاصه روز خوبی داشته باشید
ضمنا انار (صاحب خونه)
امروز هیچ مهری نمی گیره
آزی یک هزار آفرین دیگه
یه دوست دفتر مشقشو نیاورده
آق معلم | April 26, 2009 1:24 AM
http://tableizer.journalistopia.com/
اینجا بود. با جدول اکسل کار میکنه اما با جدول توی ورد کشیده شده باشه رو نمیدونم. جدول اصلی رو باید یه جایی سیو کنی و هر روز اونجا تغییر بدی و بعد که کپی پیست کردی کد جدید رو دوباره بذاری توی وبلاگت.
anar | April 26, 2009 1:36 AM