« یک, دو, سه...صدا میاد؟ شروع میکنیم! | صفحه اول | »
ارزیابی هفته قبل: خوب بود. سه روز ورزش رفتم. کالری هام رو 6 روز از هفت روز شمردم و جدولم رو آپدیت کردم. از اونجایی که برنامه لایف استایله ارزیابی این اجرا در رابطه با بقیه زندگی رو هم مینویسم: معمولی بود. ورزش خسته ام کرد و صبح سختم بود بیدار بشم. البته کلا به خاطر کار زیاد شبها نمیرسیدم سر موقع هم بخوابم. در کل راضیم برای هفته اول. امیدوارم که این هفته برسم 5 روز برم ورزش. البته مسافر هم هستم و یخورده باید برنامه رو هماهنگ کنم.
| Day | Sunday | Monday | Tuesday TT | Wednesday | Thursday | Friday | Saturday |
| Workout Plan | off | walk/xt 40 min | run 30-45 min | walk or XT | run 30-45 min | walk or XT | 3 miles |
| My workout | none | ||||||
| Daily Calories (1400 -1650) | 1665 | ||||||
| Multi Vitamin | none | ||||||
| Wake up time (goal: 6 to 6:30 am) | 11am | ||||||
| Sleep time (goal: 10 to 10:30pm) | |||||||
| I am proud today because... | I didn't eat pizza at target | ||||||
| Notes |

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
آقا من از وسط راه رسیدم یه کم گیج می زنم ... شعور حساب کردن پوند رو هم ندارم ... میشه بگی الان چند کیلوییو قراره چند کیلو بشی؟
نهال | March 16, 2009 12:47 AM
نهال جون:
الان حدود 61 کیلو هستم. میخوام بشم 53-54 کیلو.
anar | March 16, 2009 12:55 AM
خوب پیش می ری انار..هنوزم ترینر داری؟
سالومه | March 16, 2009 2:18 AM
موفق باشی عزیزم ... من یه زمانی از 72 کیلو خودمو به 55 تا رسوندم اما الان که می خوام از 57 به 55 برم دیگه نمیشه ... نمی دونم چرا ):
نهال | March 16, 2009 2:21 AM
بچه ها همگی سلام
این کم سر زدن های منو به بزرگی خودتون ببخشید خانم خونه هستیم و مشغول خونه تکونی... شدیدا...
صبا جان من هم برنامه عید رو پایه ام ... اساسی ...
بیا زودتر برنامه رو مشخص کنم تا روال از دستمون در نرفته...
آق معلم من این هفته کالریم رفت بالا ... یعنی تا شب معمولا خوب کنترل می کنم اما وقتی کارهام تموم میشه حسابی گرسنگی رو حس می کنم و شام رو مفصل می خورم اما فعالیتم خیلی زیاد بوده و 200 گرم دیگه کم کردم و فعلا شدم 78.800 .
وزن نهایی رو کی باید اعلام کنیم ؟ پنجشنبه یا جمعه؟
دوست داریم تو برنامه عید هم حضور شما رو پر رنگ ببینیم .
مامان آرام | March 16, 2009 2:50 AM
نهال جون خوش اومدی ...
مامان آرام | March 16, 2009 2:52 AM
٢شنبه٢٦/١٢/١٣٧٨
دوستان گرامی لطفا اخرین وزن خود را ٤شنبه ٢٨/١٢و نهایتا تا ٥شنبه٢٩/١٢ اعلام نمایید!
آق معلم | March 16, 2009 3:15 AM
مامان ارام - صبا و لی لی عزیز
مطمئنا اگر شرایط برای اجرا برنامه ای در عید از طرف من ممکن نباشه پیشنهاداتم را باشماها در میان می خواهم گذاشت
آق معلم | March 16, 2009 3:43 AM
با اجازه صاحبخونه
یادی از فرهاد کنیم
-------------------------------------------------
بوی عیدی
بوی توت
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهیدودی وسط سفرهی نو
بوی یاس جا نماز سفرهی مادربزرگ
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکهی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخوردهی لای کتاب
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
فکر قاشقزدن یه دختر چادر سیاه(١)
شوق یک خیز بلند از روی بتههای نور
برق کفش جفت شده تو گنجهها
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمههای عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشکشده لای کتاب
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گمشدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
با اینا بهارو باور میکنم
---------------------------------------------------
به یاد فرهاد گرامی و مناسبت سال نو
(١)"فکر قاشق زدن دختر ناز چشم سیاه"
آق معلم | March 16, 2009 3:45 AM
سلام. منم عید نیستم فکر کنم از فردا به بعد دیگه نتونم بنویسم وزنم الان 83.900 است . سعی می کنم توی ایام عید اگه تونستم بنویسم. فعلا بای بای
شانون | March 16, 2009 3:56 AM
سلام به همگی،
من راجع به یک ایده جالب تو مجله خوندم و راجع بهش تو وبلاگم نوشتم، چون یک جورایی به لایف استایل مربوط میشه گفتم اینجا هم خبرش رو بدم شاید کسی از دوستان هم به این برنامه علاقه داشته باشه و دوست داشته باشه همراهی کنه.
http://navanevesht.blogspot.com/2009/03/blog-post_16.html
موفق باشید
نوا
nava | March 16, 2009 5:02 AM
سلام به همه
لی لی و مامان آرام و من در برنامه ثتبت وزن در عيد ثبت نام كرديم و يك برنامه ميگذاريم كه اق معلم عزيز لطفا شما اگر پيشنهادي داريد بگيد كه چه كار كنيم . اگر كسي ديگه هم هست تا فردا بگه يعني سه شنبه بگه كه ما برنامه را سه شنبه اعلام كنيم. به نظر من هدف بايد اين باشه كه تا سيزده بدر طول بكشه و هدف تثبت وزن باشه و همينطور حداقل نيم ساعت پياده روي روز بقيه را لي لي و مامان ارام هم فكر كنند هر چي به ذهنشان ميرسد بگند كه ببينم كه چطوري برنامه ريزي كنيم.
صبا | March 16, 2009 5:42 AM
منم توي برنامه ي تثبيت وزن شركت مي كنم ولي احتمالا اصلا به نت دسترسي نداشته باشم . الانم همون 57 كيلو هستم . مطمئنم توي عيد هم فعاليتم زياد تر ميشه
zi zi | March 16, 2009 6:48 AM
صبا جون برنامه حداقل نیم ساعت پیاده روی در هر روز که عالیه .. این به نظر من باید از اصول اولیه اش باشه .
اما در مورد تثبیت وزن شاید به نظرتون خنده دار باشه اما من دلم می خواد تا 15 فروردین حتی یک تا 1.5 کیلو هم کم کنم . اونوقت چی؟ موردی با برنامه دوستان نداره؟
مامان آرام | March 16, 2009 7:54 AM
نهال جون وبلاگت برام باز نمی شه . فیلتره.!!!
مامان آرام | March 16, 2009 7:57 AM
بچه ها من هم برنامه تثبیت وزن رو پایه ام
مامان آرام جان
فکر نمی کنم مغایرتی داشته باشه
من هم دوست دارم کم کنم توی تعطیلات
یعنی نمی خوام روال برنامه م از دستم در بره حتی شده نیم کیلو هم کم بشه برام رضایت بخشه.
نیم ساعت پیاده روی رو شاید نتونم. ولی می تونم قول بدم که میانگین روزی نیم ساعت رو داشته باشم. قبوله؟
zanezamane | March 16, 2009 8:13 AM
سلام به همه . تاكنون زي زي مامان ارام , صبا , لي لي , زن زمانه در برنامه تثبت وزن تثبت نام كردند . به نظرم خيلي خوبه اگر وزن هم كم كنيم ميتوانيم شرايط رو اين بگذاريم
ميانگين روزي نيم ساعت پياده روي
مينمم تثبت وزن و حداكثر كاهش وزن يك و نيم كيلو تا سيزده فروردين
به روز كردن وب لاگ حداقل سه بار در اين مدت , البته زي زي رو بايد ببينيم كه چه كار كنيم ميگه كه دسترسي نداره يا اينكه اصلا اين رو برداريم؟ دوستان چه فكر ميكنند؟
اسم اين دوره من پيشنهاد ميكنم كه بگذاريم پايداري . يعني ما يك دوره سيزده روزه پايداري خواهيم داشت كه مقاومت كنيم كه لايف استايلمون بهم نيخوره و در مقابل اين سونامي عيد مقاومت كنيم . شما موافقيد؟
صبا | March 16, 2009 8:18 AM
عالیه صبا جان . پس برنامه از فردا ریخته می شه دیگه؟...
مامان آرام | March 16, 2009 10:43 AM
عالیه صبا جان . پس برنامه از فردا ریخته می شه دیگه؟...
مامان آرام | March 16, 2009 10:44 AM
مسابقه پايداري سيزده روزه
شرايط مسابقه :
اعلام وزن در روز چهارشنبه براي تثبت در جدول
زمانبندي مسابقه از اول فروردين تا پايان سيزده فروردين
داشتن ميانگين روزانه نيم ساعت پياده روي . به هر نيم ساعت اضافه يك اميتاز داده ميشود.
هدف : تثبيت وزن از اول فروردين تا پايان دوره و يا كاهش وزن حداكثر دو كيلو تا پايان دوره
در صورت داشتن افزايش وزن فرد بازنده هست.
به هر گونه پايداري و استقامت در مقابل شيوه هاي ناسالم تغذيه و يا بيش از اندازه خوردن , شيرينهاي و آجيلهاي غير ضروري و ... امتياز تعلق خواهد گرفت.
دوستاني كه در مسابقه شركت ميكنند سعي ميكنند كه به هم ديگر سركشي كرده و با دادن تذكر و يا گفتن تجربه هاي خود از يكديگر پشتيباني كنند و هدف اين نيست كه يك نفر پيروز بشود هدف اين خواهد بود كه اين پايداري به صورت گروهي برگزار بشود. در صورتي كه يك نفر از محدوديت خارج بشود در واقع گروه كارش را خوب انجام نداده است.
لذا هر فرد فقط در مقابل خود مسّول نيست بلكه در مقابل كل جمع و گروه مسّول است.
لطفا این نکات من را چك كنيد و هر كجا نكته اي هست و يا تصحيحي بايد بشود به من بگوييد. با تشكر
صبا | March 16, 2009 11:28 AM
اين هم لگو مسابقه نظرتون چيه؟ روي وبم گذاشتم
http://ssaabaa.blogfars.com/
صبا | March 16, 2009 1:21 PM
آق معلم..هنوز نیومده هوای بازنشستگی به سرت زده داداش!
منم از این آهنگ فرهاد بسی بسی خوشم میاد مرسی ..
ایضا شما اگه تخت جمشید تشریف بیارید..یه کم نرسیده به اونورتر...چند تا کوه هست..اولی نه دومی..
دیگه آدرس از این سر راست تر !! ( یعنی حدود منطقه دستتون اومد دیگه استاد!)
لیلا جان عطف به کامنت دیشبت در ارتباط با خاک قرمز واینا باس بگم مختصری یعنی 500-600 کیلومتر خطا رفتی !....حالا چون همیشه کتبی جغرافی ات 20 بوده ..این بارو ندید بگیر..
صبا... من هی میام ازت کلی تشکر کنم باز یادم میره...اون مطلبی که گذاشته بودی راجع به شکست وپیروزی خیلی عالی بود یک تحلیل خوب از شکست..ممنون..یا به عبارتی...DANKE SCHON!
انار ..اگه بتونی تمرکزت را این هفته روی صبح زودبیدار شدن بگذاری خیلی عالیه...برو که هفته بهتری داشته باشی..یه گوشه ای هم بنویس..مولتی ویتامین فراموش نشه!
یه دوست | March 16, 2009 1:44 PM
اره آرام جونم .. تو بعضی آی اس پی ها فیلترم! خبرنگاری و زبون درازی و این دردسرا دیگه!
نهال | March 16, 2009 2:02 PM
سلام به يه دوست , اخه شما يك وب نداريد ما شما رو كجا پيدا كنيم؟
صبا | March 16, 2009 2:07 PM
سلام به همه
صبا جون طرح خودت به نظر کامل میاد . برای این این واژه ی " مقاومت " برعکس میلمون رو به مواردی که گفتی بیشتر نکنه (من خودم ازاون هایی هستم که ممکنه کاملا برعکس عمل کنم فقط برای اینکه از این حس محدودیت دربرم ) و با توجه به این که عید هست و شرایط خاص ، به شیوه ی پیشنهادی دکترم ، مصرف موارد فوق روبه صورت محدود و کنترل شده ، برای 5 روز اول و روز 13 آزاد باشه . البته این بهونه نشه که زیادی خودمون رو آزاد بگذاریم .
لی لی | March 16, 2009 4:27 PM
سلام به همگی صبح بخیر
یه دوست جان اهلا و سهلا یا صدیقی
کیف حالک ؟ شو اخبارک؟(چه حال وچه خبر خودمون)
بازنشستگی ؟ من ؟
باور نکن ! شایعه هستش! من هنوز 14 سالم نشده کو تا 30 سال خدمت (البته میگن 2 سال سربازی جز سنوات حساب میشه نه)
در مورد ادرس هم ممنون منطقه اوکی شد حلا این قشر خاکستری رو کمی بکاربندازیم ببینیم چی پیدا می کنه!
در مورد اهنگ که حتما ترانه اش را دارید !
صداهای جاودان نمی میرند هایده ستار فرهاد فریدون فروغی مهستی ویگن عارف (ابد و داریوش هم بگیم) و خیلی های دیگه که مجال نام بردن نیست
----------------------
صبا و دوستان برنامه خوبی هستش
اما باید کمی روشنتر بشه بعضی موارد مانند امتیاز دهی !
برای پیاده روی خوب هستش امتیاز
برای سه روز یک بار گزارش خوبه اما باید برای افرادی که نمی توانند تبصره بذاری
چون هدف تثبیت وزن هستش . کاهش وزن تا حداکثر 1یک باید در نظر بگیری (که به نظرم ممکنه یک مقدار از اصل برنامه که تثبیت هستش دور بشه و نیم کیلو ایده ال تر هستش)
لوگ قشنگی هستش! و نشان دهنده کار گروهی اما من دلم برای اونایی که پل شده بودن سوخت
که لوگی پیدا کنی که همه نزدیک یا رسیده به هدف باشند بهتر هستش
----------------------------------
همه موفق باشید
فردا اعلام وزن کنید
آق معلم | March 17, 2009 12:21 AM
امممممم
صبای عزیز
نکته ای که لی لی گفتن مهم هستش
ما به هیچ عنوان ممنوعیت نداریم اما محدودیت یا عبارت بهتر
مصرف اگاهانه و با اراده
باید در نظر بگیریم
آق معلم | March 17, 2009 12:26 AM
من كه صد در صد دسترسي به اينترنت ندارم چه كنم . من مخفيانه باهاتون ميام جلو. چه طوره
zi zi | March 17, 2009 1:22 AM
من 86 هستم ...آق معلم لطفا وزن من رو وارد کنید
مرسی
salome | March 17, 2009 1:58 AM
چقدر نكات خوبي لي لي و آق معلم گفتند. خيلي اشتباه بزرگي كرده بودم كه خوب تصحيح شد. حالا من اين نكات را به عنوان هدف مسابقه گذاشتم و شرايط اون.
هدف :تثبت وزن و يا كاهش وزن حداكثر يك كيلو در دوره سيزده روز عيد از اول فروردين تا اخر سيزده فروردين
شرايط : حداقل ميانگين پياده روي در روز نيم ساعت داشته باشيم.
حداقل به روز كردن وب در روز چهارشنبه و يا پنجشنبه و اعلام همبستگي با گروه و در روز چهارده فروردين . ( يعني در دوره 13 روزه اگر كسي به وب دسترسي ندارد اشكالي ندارد )
هيچ گونه ممنوعيتي در اين دوره نخواهيم داشت.
هر كسي اگاهانه تصميم ميگيرد كه چه محدوديتهايي براي خود قائل بشود كه به هدف فوق برسد.
چه بسا با ورزش كردن و فعاليت بيشتر بتوان در واقع بدون هيچ محدوديتي به اين هدف رسيد.
هدف اصلي سالم زيستن و سالم خوردن و داشتن تحرك در ايام عيد و روزهاي اول بهاراست كه به بهترين وجه از اين ايام لذت برد .
اين دوره نامش گروه پايداري ميباشد و افرادي كه به وب دسترسي دارند تلاش ميكنند كه با سركشي به ساير دوستان به همديگر كمك كنند كه همه با هم به هدف برسيم .
شرايط دادن امتياز :
در صورتي كه فرد بيش از روزي نيم ساعت پياده روي كند اميتاز ميگيرد ( يك اميتاز بابت هر نيم ساعت پياده روي )
در صورتي كه شخص هر گونه ورزشي بيش از نيم ساعت پياده روي كند امتياز ميگيرد ( هر ورزش ديگري بسته به مدت و زمان و ميزان فعاليت امتياز تعلق خواهد گرفت )
در خوردن هيچ ممنوعيتي وجود ندارد ولي به كساني كه آگاهانه براي خود محدوديتهايي قائل ميشوند و ماكزييم كالري كه از آجيل و شيريني جات و .. دريافت ميكنند كمتر از 400 كالري باشد امتياز تعلق ميگيرد ( مربوط به روزهاي سوم عيد به بعد ميباشد. )
دوستان با اين شرايط موافق هستيد؟ آق معلم لطف كنيد يك بار ديگه چك كنيد. درضمن به توصيه اق معلم كه دلش براي كساني كه پل شده بود سوخت لگو را عوض كردم . لطفا چك كنيد با اين موافق هستيد؟
لگو در صحفه اول وب هست لطفا چك كنيد.
صبا | March 17, 2009 2:23 AM
ليلا جان سلام
ليلا جان من جواب سوال را در اينجا و يا وبم پيدا نكردم ولي موردي نداره شما هر جا كه راحتتر هستيد همون جا جواب بديد . من هر روز اينجا رو چك ميكنم .
يك سوال از همه دوستان .
كسي ميدونه كه يه قورمه سبزي چرب و چيلي حالا نه خيلي چرب يعني كمي هم كم چرب چقدر كالري داره؟
سوال بعدي وقتي كه در پخت غذا مثلا دو قاشق روغن مايع استفاده ميكنيم همون دو قاشق رو بايد در كالري حساب كنيم؟
سوال بعدي كسي كتلت تا حالا در فر درسته كرده من يك بار درست كردم ولي اولش كمي سرخ كردم بعد گذاشتم تو فر و از اول نگذاشتم ميشه از اول گذاشت تو گريل و مثل همون سرخ شده ميشه ؟ خوشمزه ميشه؟
لطف كنيد اگر كسي تجربه اي در اين سوالها داره بام بنويسم هر جا كه دوست داره . با تشكر
صبا | March 17, 2009 2:26 AM
دوستان اق معلم لوگ جديد رو و شرايط جديد رو تاييد كردند و يكسري از دوستان هم تاييد كردند پس برنامه گروه پايداري سيزده روزه از جمعه اول فروردين مصادف با 20 مارس شروع ميشود و تا 14 فروردين 88 مصادف با 3 اوريل 2009 ادامه دارد. به اميد اينكه همه با هم بتوانيم در عيد همراه با داشتن عيدي بسيار دلپذير , لايف استايل خوبي هم داشته باشيم و به اهداف خودمون در كاهش وزن و يا تثبت و يا .. برسيم. پيروز باشيد. همه نفرات متقاضي در شركت لطفا پنجشنبه شب وزن خود را اعلام كنند .
صبا | March 17, 2009 7:03 AM
ببخشيد منظورم چهارشنبه شب بود من پنجشنبه صبح مسافر هستم و احتمالا پنجشنبه شب در راه باشم . مرسي
صبا | March 17, 2009 7:52 AM
هنوز چهارشنبه سوري شما تمام نشده ؟ دق كرديم كه ما
صبا | March 17, 2009 3:59 PM
سلام دوباره من تنهايي همش با خودم دارم حرف ميزنم.
بهرحال دوستان عزيز كه صبح اين رو ميخونيد و من خوبابم ميخواهم بگم كه يك مقاله در وبم هست كه قوانين كار گروهي رو گفته . درخواست دارم كه همه كساني كه از جمعه در مسابقه پايداري سيزده روزه شركت دارند اون رو حتما بخونند. مرسي.
راستي وزن خودتون رو حتما چهارشنبه شب بگيد ها يا چهارشنبه صبح يعني فردا من پنجشنبه نيستم ها كه جدولش رو درست كنم . راستي من كلي سوال اون بالا نوشتم اگه كسي جواب ها رو ميدونه لطف كنيد به من بگيد با تشكر
صبا | March 17, 2009 7:57 PM
دوستان سلامممم سال نو همگي مبارك
از اسم ها متوجه شدم خيلي از بچه ها جديدن منم اين آخر سالي دوباره خراب كردم و اضافه وزن پيدا كردم
كامنت انار رو ديدم كلي روحيه گرفتم كه تو خراب كردن تنها نيستم!!!
سال نو همگي مبارك
مهسا | March 17, 2009 11:40 PM
آق معلم و صبای عزیز وزن امروز صبح من 78.700
بعدا میام مفصل کامنت می ذارم الان عجله دارم باید برم
مامان آرام | March 18, 2009 1:41 AM
برای انار عزیز و تمام دوستان خوبم در انارستان ، سالی خوب و پرازشادی و سلامتی آرزو می کنم .امیدوارم سال 1388 سال رسیدن به اهداف رژیمی -ورزشی مون باشه . من دارم می رم سفر .
لی لی | March 18, 2009 1:50 AM
سلام اق معلم من الان وزن كردم و شدم 65.6 ولي شما اين را حساب نكنيد تا من فردا ببنيم كه چي ميشه . شايد يكهو دوباره رفت بالا .
صبا | March 18, 2009 3:24 AM
گود مورنینگ..البته برای تنبل ها.البته من امروز زود بیدار شدم بگم.شانه شاهده که من 9 صبح فقط صدام شبیه خروس بود دی:
بچه ها این برنامه تثبیت وزن من هنوز نخوندم........
وآق معلم شرمنده من امروز یادم رفت وزن کنم فردا وزن می کنم ولی اینکه من این هفته خودم خودجوش رفتم تو فاز دوم تثبیت دی:
بچه ها ما امروز یک برنامه دیش دیرییی دیش دیش دیش مجلسی داریم
خواستم پز داده باشم...من اینجور آدمیم :)
دیش دیری دیش دیششششششششششش دیش ر وداشته باشید تا بعد
آزي | March 18, 2009 4:10 AM
انار جان چرا شما جدول رو پرنکردی؟بدو پر کن بعد بخواب
آزي | March 18, 2009 4:12 AM
آزی من هیشکی رو نمی شناسم. شماها قبلا هم همدیگه رو دیدین. من غریبی می کنم اونوقت. چیکار کنم؟
حوا | March 18, 2009 4:37 AM
خوب خیلی سخته مخصوصا اگه مثل من خجالتی باشی ودیرجوش.ولی سعی کن که خونسردیتو حفظ کنی چندتا نفس عمیق بکشی وبیای تو.درسته که ما همه تپلیم ولی خوب تاحالا که موردی از آدم خواری گزارش نشده ولی خوب قول نمی دم باز دی:
آزي | March 18, 2009 4:56 AM
انار دیدی اینو برای تو ساختن...
http://www.pomegranatephone.com/
من به جات کلی ذوق کردم
آزي | March 18, 2009 5:20 AM
سلام به همه بچه ها و بطور خاص بچه هاي گروه پايداري سيزده روزه , من الان رسيدم خونه و خيلي كار دارم كه بايد تا امشب تمام كنم كه فردا حركت كنم. كمي كارم رو بكنم و يه چيزي بخورم حتما حتما به همه شما سر ميزنم و ترتيب برنامه مسابقه رو ميدهم . مرسي براي اينكه همه اينقدر استقبال كردند خيلي خوب شد و احساس ميكنم كه الان كه اينقدر جمعي هستيم حتما خيلي خوب از پس قضيه بر مياييم و ديگه اصلا نميترسم. فقط ميخواهم خوش بگذرونم و لذت ببرم . هر كسي ديگه هم بود تا اخر امشب ساعت 1 شب به وقت اروپا وزنش رو بگه كه من جدول رو درست كنم. موفق باشيد.
صبا | March 18, 2009 12:23 PM
سلام به همه دوستان . چند نكته هست كه درخواست داشتم كه كساني كه در گروه پايداري سيزده روزه شركت ميكنند به آنها توجه كنند.
اگر روي وب من نظري مينويسيد خواهش ميكنم ادرس وب خود را نيز بنويسيد در قسمتي كه ايميل خواسته است. چون كه من خيلي جاها سركشي ميكنم ولي همه را اد نميكنم اين سيستم مديريت وب من اد كردن از وبهاي ديگه رو اجازه نميده و براي همين متاسفانه نميتونم به راحتي كسي رو كه از همين سيستم نيست اد كنم. وقتي كه شما فقط اسمتون رو مينويسد كه باز خوبه حداقل ميدونم كه كي هستيد ولي اگه لطف كنيد ادرس هم بنويسيد خيلي از كار من كم ميكنيد چون كه من دوست دارم جواب همه رو تك به تك بدم و اينطوري ناراحت ميشم اگه ندم .
نكته بعدي اينكه تا الان اين افراد ثبت نام كردند.
لي لي
مامان ارام
زن زمانه
منير
ميترا
me
مريم
زي زي
خرسي خانم
هر كسي ديگه هم هست لطفا به من يك پيام بده كه اسمش رو اضافه كنم . من به وب همه سركشي ميكنم كه وزنهاي اخر رو تثبت كنم . اگر هم كه براي خودم فرستاديد كه دستتون درد نكنه از كارم كم كرديد اگه هم اينجا نوشتيد كه باز ممنون
به اميد اينكه همه با هم بتونيم گروهي به اهداف عيد برسيم و از عيد ماكزييم لذت رو ببريم.
راستي كتاب كار تيمي رو هم اگر نخونديد حتما بخونيد.
مرسيييييييييييييييييييييييييييييييييييي و باز عيد همه مبارك
صبا | March 18, 2009 2:00 PM
گل بهاد جونم و ساير دوستان عزيز و نازنين
اين لينك دانلود كتاب قسمت اول تا پنجم ستونهاي زمين نوشته كن فالت هست كه فكر كنم حدود يك ساعتي ميشه . لطفا اين رو دانلود كنيد اگه خوب بود و باز م خواستيد به من بگيد. بخصوص گلبهار جونم كه درخواست داده بود.
صبا | March 18, 2009 3:20 PM
صبا جون پس برنامه از جمعه هست تا 14 فروردین؟ خیلی عالیه همه شرایط خوبه ... خصوصا امتیازات پیاده روی و ورزش و کمتر از 400 کالری آجیل و شیرینی
مامان آرام | March 18, 2009 4:50 PM
صبا جان من دانلود کردم و یه کمیش رو هم گوش دادم دستت درد نکنه
هر وقت تونستی و واست مزاحمتی نداشت لطفا ادامه بده
گلبهار | March 18, 2009 4:55 PM
انار عزیزم برات سال خوبی به همراه با شادی و سلامتی فراوان برات آرزو میکنم.سال نو مبارک.
آنی | March 18, 2009 6:16 PM
انار عزیزم برات سال خوبی به همراه با شادی و سلامتی فراوان آرزو میکنم.سال نو مبارک.
آنی | March 18, 2009 6:16 PM
انار عزیزم برات سال خوبی به همراه با شادی و سلامتی فراوان آرزو میکنم.سال نو مبارک.
آنی | March 18, 2009 6:16 PM
http://rapidshare.com/files/210873145/__1587___1578___1608___1606___1607___1575___1610____1586___1605___1610___1606__6-10.zip.html
قسمت دوم كتاب ستونهاي زمين به صورت صوتي. كساني كه پياده روي دوست دارند حتما بردارند كه در پياده روي گوش كنند. خيلي خوبه .
صبا | March 18, 2009 6:18 PM
قسمت دوم ستونهاي زمين
صبا | March 18, 2009 6:23 PM
صبا جان تا همینجا هم کلی شرمنده کردی منو خیلی ممنون سفر ت بخیر و خوش بگذره سال نو
گلبهار | March 18, 2009 6:31 PM
سلام این هم کادت تبريك عيد من به همه شما دوستان خيلي خوبم .http://blogfars.com/fotofiles/52771.jpg
صبا | March 18, 2009 7:22 PM
سلام به همه و سال نوی همه مبارک
مودم سیستم من خراب شده و دسترسی به اینترنت ندارم .آقا معلم وزن من 60.6 است.
نارسیس | March 18, 2009 11:22 PM
ببخشید اول فروردین جمعه هست یا شنبه!؟!؟ امسال کبیسه نبود!؟!؟ من تقویم فارسی ندارم ولی از اینترنت که دانلود کردم سال 87 رو کبیسه نشون داده! درسته ؟!؟
nanazi | March 18, 2009 11:40 PM
سلام سلام سلام
فقط اومدم سال نو را تبریک بگم پیشاپیش
همراه با تبریک سال نو
سادگی دریای خزر
سرسبزی جنگل های شمال
سربلندی کوه های البرز
سکوت آرامش بخش کویر
سرسختی کوه های زاگرس
سخاوت خلیج پارس(فارس)
سعادت شما باد
آق معلم | March 19, 2009 12:12 AM
سلام به همه .و اق معلم وزن من همون 65.6 هست سال نو همگي مبارك باشه و از اق معلم بدليل اين مسابقه اي كه داشتيم خيلي خيلي خيلي ممنون هستم و خسته نباشيد ميگم. دوستان عزيز من دارم حركت ميكنم ميرم سفر ولي حتما تا شب دوباره وصل ميشم . پس فعلا خداحافظ تا شب
راستي مسابقه از فردا شروع ميشه ها . از جمعه پيش به سوي پايداري حداكثر . اهان هدف من اينه كه حتما تا سيزده ام اين 65 را تثبت كنم و وارد مرحله 64بشم . آخ جون
صبا | March 19, 2009 1:35 AM
منم بیام یه عرض ای داشته باشم از دید و بازدید قبل از عیدمون . که بر و بچس انارستان خیلی باحال بودن و من به شدت دندون درد داشتم و وقت دندون پزشکی برای کندن دندونم . همه کلی جیگر و لاغر و خوشگل و مهربون و گرم بودن . منم کلی یخ بودم و هی سردم بود ... تا رسیدم دندون پزشکی . زیر دست دندون پزشکه یه ابرو ریزی ای راه انداختم که نگو و نپرس ............. ولی خداییش چشمام سیاهی می رفت و با خوردن پروفن و 2 تا کدئین تا صبح بیدار باش بود .
زی زی | March 19, 2009 2:44 AM
دوستان انارستانی سال نو مبارک. امیدوارم همگی سال پر موفقیتی داشته باشید. آقا معلم مرسی برای شعر زیبای فرهاد و همینطور زحماتی که برای مسابقه کشیدی. آزی جون، عروس عزیز مرسی واسه عکس ها. میشه اسمها رو هم زیر عکس بنویسی که بدونیم کی کیه پلیز.
دوباره سال نو همه مبارک
sheri | March 19, 2009 3:21 AM
انار...زودتر پاشو بیا این جدولو تکمیل کن ببینیم دنیا دست کیه!
نذار شب عیدی مجبور شم با تفنگ بیام بالا سرت !!
الباقی برو بچه ها..سلام و قربون همگی..
بنده الان به تکنولوژی پیشرفته و از این پر سرعتها وصلیدم..حالا میخوام با دلی جمع و قلبی مطمئن به خونه همه سری بزنم ..اول هم برم سر وقت آزی ببینم دیروز ما نبودیم چه خبرها بوده!!
یه دوست | March 19, 2009 3:27 AM
Thanks Azy for the report and for the pics. It was a good eidi:D l
Happy New Year everyone:) l
jeerjeerak | March 19, 2009 8:51 AM
سلام انار جون
منم دقيقا حال شما رو دارم
يعني شروع روحيه ورزشكاري از اول
باهاتون هستم
شمام تنهام نذاريد
سال نو بر همه ي نو شوندگان
مباركــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من ِنو اي | March 19, 2009 2:44 PM
مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است خوش خراميده و با حسن و وقار آمده است
به تو ای باد صبا می دهمت پيغامی اين پيامی است که از دوست به يار آمده است
شاد باشيد در اين عيد و در اين سال جديد آرزويی است که از دوست به يار آمده است
انار جان سال نو پیش آ پیش مبارک
سردرگم | March 19, 2009 3:42 PM
بچه ها يك اشتباه ديگه من داشتم اينكه من فكر ميكردم كه فردا اول فروردين هست و همش ميگفتم كه مسابقه از جمعه شروع ميشه يعني از اول فروردين ولي امروز فهميدم كه فردا 30 اسفند هست ولي عيد هم هست و خلاصه حالا ما مسابقه را از شنبه شروع ميكنيم يعني فردا همه آزادند كه خودشان رو بكشند.
دوم هم اينكه الهام جونم گفته كه پياده روي نميتونه بكنه , خوب من فكر ميكنم كه براي اينكه يه طوري گروه را پشتيباني كنه يك حركاتي در طي روز بكنه , رقص هم قبوله يعني ما نيم ساعت تحرك ميخواهيم حالا به هر طريقي .
سوم اينكه من پيشنهاد دارم كه كساني كه عضو گروه پايداري ميشند هر طوري هست و هر فرصتي كه پيدا ميكنند قبل از هر چيزي به ساير افراد گروه كه اسامي همه در همين جا است سركشي كنند. چرا ؟ چون كه ما ميخواهيم يك كار گروهي بكنيم و نه اينكه فردي خودمون به هدف برسيم . رسيدن گروه به هدف خيلي مهمه . پس اينكه به همديگر روحيه بديم مهمتر از وزن كم كردن خودمون هست . پس اگه تونستيد و اين كار رو بكنيد خيلي خوبه و به كساني كه در گروه فعال هستند و به همديگر كمك ميكنند و پلي ميشوند براي اينكه ديگران به هدف برسند امتياز ويژه ميدهيم.
نكته بعدي هم اينكه سعي كنيم كه از عيد خيلي خيلي خيلي لذت ببريم و سال نو كه هواش كه محشره هم تبديل كنيم به يك سال خيلي خيلي باشكوه با تصميمهاي جديد و بلند بالا .
خوب خيلي حرف زدم. الان ميايم به همه سركشي ميكنم . قربون همتون برم كه اينقدر شما ماهيد.
جدول دوستان هم الان اينطوري شده
ميترا جون من فكر ميكنم كه شما فعلا با همون وزنه كه در دسترس هست خودت رو وزن كن بعد كه ترازوي بهتري گيرت اومد و دسترسي داشتي اون رو ملاك بده . من فعلا همون 65.9 ميذارم.
راستي همه اگه ميتونيد مقاله كار تيمي رو بخونيد در همين كاتگوري دومين قسمت هست.
اين هم دوباره شرايط مسابقه
مسابقه پايداري سيزده روزه
شرايط مسابقه :
اعلام وزن در روز چهارشنبه براي تثبت در جدول
زمانبندي مسابقه از اول فروردين تا پايان سيزده فروردين
داشتن ميانگين روزانه نيم ساعت پياده روي . به هر نيم ساعت اضافه يك اميتاز داده ميشود.
هدف : تثبيت وزن از اول فروردين تا پايان دوره و يا كاهش وزن حداكثر دو كيلو تا پايان دوره
در صورت داشتن افزايش وزن فرد بازنده هست.
به هر گونه پايداري و استقامت در مقابل شيوه هاي ناسالم تغذيه و يا بيش از اندازه خوردن , شيرينهاي و آجيلهاي غير ضروري و ... امتياز تعلق خواهد گرفت.
دوستاني كه در مسابقه شركت ميكنند سعي ميكنند كه به هم ديگر سركشي كرده و با دادن تذكر و يا گفتن تجربه هاي خود از يكديگر پشتيباني كنند و هدف اين نيست كه يك نفر پيروز بشود هدف اين خواهد بود كه اين پايداري به صورت گروهي برگزار بشود. در صورتي كه يك نفر از محدوديت خارج بشود در واقع گروه كارش را خوب انجام نداده است.
لذا هر فرد فقط در مقابل خود مسّول نيست بلكه در مقابل كل جمع و گروه مسّول است.
راستي نوروز همه مبارك باشه
صبا | March 19, 2009 6:03 PM
نوروزتان پیروز هر روزتان نوروز
انار جان و بچه های نازنین انارستان سال خوبی رو براتون آرزومندم
مامان آرام | March 20, 2009 12:34 AM
صبا جون پس امروز هم کالری شماری نمی کنم تا از شنبه اول فروردین جدول می ذارم.
ممنونم اینقدر به ما انرژی می دی. من هم سعی می کنم تا جایی که وقت بهم اجازه بده به بچه ها سرکشی کنم.
مامان آرام | March 20, 2009 12:37 AM
سال نو مبارک
ميس ري | March 20, 2009 2:30 AM
بچه های نازنین فرا رسیدن عید باستانی نوروز را به همگی شما تبریک می گم. همراه خونواده انشالله به همگی خوش بگذره.
بهارک | March 20, 2009 2:41 AM
سلام بچه ها و عيد همگي مبارك فرارسيدن بهاران رو به شما تبريك ميگم و به اميد اينكه در سال جديد سالي پر از پيروزي و شادكامي و سلامتي براي همه شما باشه . خيلي خوسحالم كه امسال كه شروع ميشه يه دوستايي مثل شما دارم و از بهترين نكاتي كه در سال گذشته براي من ادشت يكي از اونها اشنايي با شما بود و از بدترين نكات كه سال گذشته داشت , يكي دير اشنا شدن با شما بود ولي بهرحال ... من راستي الان 65.4 شدم خيلي خوشحالم . الان هم دارم ميرم دوباره در راه اميدوارم كه تا سال تحويل برسم والا سال جديد همش در حال سفر خواهم بود . خيلي خيلي عيد خوبي داشته باشيد و خودتون رو از طرف من بنويسيد يك عالمه . پس فعلا انشاالله كه با وزن 64 كيكو برگردم. همگي بينيد انشاالله
صبا | March 20, 2009 2:57 AM
دوستان عزیز مخصوصا انار خانوم گل سال نوتون مبارک
ملانی | March 20, 2009 5:44 AM
یک سلام بعد از تحویل سالی و تبریک سال نو به همه انارستانیهای عزیز :)
شانه | March 20, 2009 7:37 AM
سال 88 مبارک انارستان و انار خانوم.
بهارک | March 20, 2009 11:45 AM
سلام.سال نو همگی مبارک...امیدوارم همه بتونیم در کنار هم به قله های 88 برسیم...
آزي | March 20, 2009 1:30 PM
من امروز یک ساعت پیاده روی رفتم :)شانه شروع خوبی بود نه؟
آزي | March 20, 2009 1:31 PM
سلام به همه
آزي جونم من ميخواهم عكسا را اگر ميشه ببنيم امكانش هست؟ يك ساعت پياده روي هم خيلي خوبه باريكلا و احسنت
خيلي خوشحالم كه به عدد هدفم تا روز عيد رسيدم. انشاالله كه در سيزده روزه از فردا كه مسابقه شروع ميشه به عدد 64 برسم حول و حوش اون هم باشه من راضي هستم. راستي امروز براي همه اتون دعا كردم كه همه تپلها از شر اين چربي هاي اضافي خلاص بشند و خوش هيكل و ناز و البته كمي تپل باشند .
انار جونم هر چند كه هرگز سعادت صحبت با شما رو نداشتم ولي خيلي عيد رو به طور خاص به شما تبريك ميگم و انشاالله كه به همه اهداف زير و درشت خود در همه پهنه ها برسيد.
يك بار ديگه همه و همه همه دوستان نازنينم عيدتون مبارك باشه .
پيش به سوي پايداري سيزده روزه در ايام عيد نوروز
صبا | March 20, 2009 2:05 PM
سلام علیکم..
اینجانب نیز یک فروند "یه دوست" تا خرخره شیرینی و آجیل خورده و ایضا راه نرفته..سال جدید را به همه تبریک میگم..
از قدیم گفتن سالی که نکوست از بهارش پیداست..پس خوش به حال آزی و شونه و ..الباقی کسانی که امروز به بهانه عید و اینا از زیر بار ورزش شونه خالی نکردند و از این حرفا...
یه دوست | March 20, 2009 2:51 PM
منم سال نو رو به همه تبریک میگم، امیدوارم سال جدید برای همه مون سرشار از سلامتی، شادی و موفقیت باشه :)
فندق | March 20, 2009 3:28 PM
از این هوای بهاری بابل بهتون سلامی گرم می کنم و امیدوارم سالی سرشار ازسلامتی و موفقیت داشته باشید
صبا جون من هفته ی اول عید اینجا هستم شنبه ی هفته ی بعد می تونم خودم رو وزن کنم متاسفانه اینجا ترازو نداریم .
لی لی | March 20, 2009 3:33 PM
از این هوای بهاری بابل بهتون سلامی گرم می کنم و امیدوارم سالی سرشار ازسلامتی و موفقیت داشته باشید
صبا جون من هفته ی اول عید اینجا هستم شنبه ی هفته ی بعد می تونم خودم رو وزن کنم متاسفانه اینجا ترازو نداریم .
لی لی | March 20, 2009 3:33 PM
از این هوای بهاری بابل بهتون سلامی گرم می کنم و امیدوارم سالی سرشار ازسلامتی و موفقیت داشته باشید
صبا جون من هفته ی اول عید اینجا هستم شنبه ی هفته ی بعد می تونم خودم رو وزن کنم متاسفانه اینجا ترازو نداریم .
لی لی | March 20, 2009 3:33 PM
از این هوای بهاری بابل بهتون سلامی گرم می کنم و امیدوارم سالی سرشار ازسلامتی و موفقیت داشته باشید
صبا جون من هفته ی اول عید اینجا هستم شنبه ی هفته ی بعد می تونم خودم رو وزن کنم متاسفانه اینجا ترازو نداریم .
لی لی | March 20, 2009 3:33 PM
از این هوای بهاری بابل بهتون سلامی گرم می کنم و امیدوارم سالی سرشار ازسلامتی و موفقیت داشته باشید
صبا جون من هفته ی اول عید اینجا هستم شنبه ی هفته ی بعد می تونم خودم رو وزن کنم متاسفانه اینجا ترازو نداریم .
لی لی | March 20, 2009 3:34 PM
از این هوای بهاری بابل بهتون سلامی گرم می کنم و امیدوارم سالی سرشار ازسلامتی و موفقیت داشته باشید
صبا جون من هفته ی اول عید اینجا هستم شنبه ی هفته ی بعد می تونم خودم رو وزن کنم متاسفانه اینجا ترازو نداریم .
لی لی | March 20, 2009 3:35 PM
وای ...ببخشید ...چرا اینطوری شد ؟
لی لی | March 20, 2009 4:32 PM
سلام بچه ها و عيد همگي مبارك.با آرزوی شادی و سلامتی روز افزون برای همه شما انارستانی های عزیز.
آنی | March 20, 2009 5:19 PM
سلام به همه , واي كه چقدر امروز خوردم فكر كنم كه سه هزار كالري شد . ولي خبر خوش كه ورزشم رو كردم و فردا هم ورزشم رو ميكنم اين خودش خيلي خوبه ها درسته؟
بچه ها دلم براي همه اتون تنگ شده . سوگند و تبسم جونم پس چرا يك سر هم نميزنيد؟
صبا | March 20, 2009 6:08 PM
انارستانی های عزیز سال نو مبارک.
امروز اول فروردین برای من با یک پیاده روی و دو 1.5 ساعته شروع شد و تصمیم های خوب خوب ...
امیدورام امسال برای همه شما دوستان خوبم سال خوبی باشه...
مامان آرام | March 21, 2009 12:22 AM
سلام به همه
عیدتون مبارک دنبتون سه چارک
چطورید شما؟
من اول فروردین رو با 45 دقیقه دویدن در ساعت 5.30 صبح شروع کردم بگید آفرین اون هم با بابام و به قول شوهرم خلم که اون ساعت رفتم دویدم. هوا خیلی خوب و بهاری بود بعدش هم دوش گرفتم و تا ساعت 10 خوابیدم :)
آلبالو | March 21, 2009 4:05 AM
آزی غزال شونه کرم جونم لیلا زی زی میس ری عکساتون رو دیدم . عجب کیک بستنی بود از فکرش بیرون نمیام.
قرار بعدیتون رو بزارید یه وقتی بعد از تعطیلات عید شای من هم بتونم بیام.
خیلی دوست دارمم همتون رو ببینم
آلبالو | March 21, 2009 4:10 AM
سلام به همه دوستان , روز اول مسابقه شروع شد و مامان آرام كه گل كاشت و روي همه ما رو سفيد كرد با يك و ساعت و نيم پياده روي و دو كه احسنت و احسنت و احسنت جاي من هم رفت . ولي به من انگيزه داد كه الان كه ساعت 12 ظهر بنده از خواب بيدار شدم چون كه تا صبح داشتيم خيابانها رو متر ميكرديم و ميخورديم برم يك دوش بگيرم و برم پياده روي هوا اينجا عاليه كمي از برلين گرمتر هست . پس من هم امروز حتما يك ساعت و نيم ميرم پياده روي و بعد هم غذاهاي سالم ميخورم و كمي آجيل رو كمتر ميكنم. كه بهترين شروع را براي سال نو داشته باشم . خيلي دلم ميخواهد كه فردا كه ميرم روي ترازو وزنم اضافه نشده باشه . قربون همه شما بروم. ازي جونم در مورد عكسا شما جواب نداديد كه من چطور ميتونم عكسها رو ببنيم اصلا اجازه دارم يا نه اگه جواب بدي خيلي ممنون ميشم با تشكر و بار ديگه عيد همگي مبارك مبارك و مبارك
صبا | March 21, 2009 7:19 AM
صبا جان ، من اسم شما رو به جدول اضافه کردم . اگه دوست دارین گزارش پیاده روی های تون رو بدین تا من توی جدول وارد کنم .
لیلا | March 21, 2009 10:48 AM
سال نو همه مبارک.بهترین آرزوها رو دارم براتون.
بچه ها برنامه خوندن اون کتاب زنتن خوب به آسمان می روند... چطوره؟ من خریدمش و دارم می خونم اما بابت مسافرت و گرفتاری ها یک هفته ایه از اینجا دورم و نمی دونم دارید چکار می کنید
آریس | March 21, 2009 4:36 PM
عکسهای 28 اسفند رو هم دیدم.جای ما خیلی خالی بوده ها! اونم با غزال و کیک و پیتزا!
آریس | March 21, 2009 4:46 PM
سلام به همه دوستان , روز اول مسابقه به خوبي برگزار شد و جدول امتيازات به روز شد و در وب من ميتونيد ببينيد. بچه ها همه خيلي خوب بودند. منير ورزش را شروع كرده , خرسي خانم كالري شماري رو شروع كرده. مامان ارام كه با يك پياده روي صبحگاهي موتور گروه رو روشن كرد. متي جان هم با دو ساعت پياده روي روي همه ما رو سفيد كرد.
و همه بچه هاي گروه خيلي عالي دارند پيش ميرند البته كساني هم هستند كه هنوز اپ نكردند ولي حتما ميكنند و دارند كنترل ميكنند. بهرحال اينطوري كه داريم پيش ميريم همه دارند اول ميشند و هر كسي در يك زمينه يا بعضي ها در همه زمينه ها دارند امتياز ميگيرند و خلاصه خيلي فضاي رقابت مثبت خوبي وجود داره. هر كسي كه نيومده تو گروه باور كنيد كه از دست داره ميده .بازم عيد همه مبارك
صبا | March 21, 2009 6:30 PM
روز دوم مسابقه هم شروع شد بازم با 1.5 ساعت دو و پیاده روی . منتها فرقش با دیروز اینه که من همون مقدار کم آجیل و شیرینی دیروز رو امروز نمی خوام بخورم نه که فکر کنید مهمونی نمی خوام برم ها ... نه ! می رم اما می خوام خودمو با میوه و چای مشغول کنم ...
امیدوارم امروز برای همه دوستان روز بهتری نسبت به دیروز باشه. فقط کافی حواسمون به هر روزی که واردش می شیم باشه ... اونوقت این 13 روز هم با موفقیت پشت سر می ذاریمش.
مامان آرام | March 22, 2009 1:44 AM
News updates: New NEW! l
Sheri , has done an amazing half marathon. Afarin! l
jeerjeerak | March 22, 2009 2:55 AM
سلام به همه دوستان گل , افرين شري و افرين به جيرجيرك كه هواي شري رو داري. و اما در روز دوم مسابقه من
من پينشهادم اينه كه دو نفر ديگه هم به امتياز دهي و يا هيئت ژولي اضافه بشند . مامان آرام و الهام از كانديدهاي من هستند اگر قبول كنند كه خيلي خوبه اگر نه لطف كنيد دو نفر ديگه كانديد كنيد. حالا حتي ميشه سيستم امتياز دهي رو مثلا هر روز نكرد و هر دو سه روز يك بار كرد ولي اينطوري حداقل ميدونيم كه يه نفر نيست كه داره قضاوت ميكنه و ميخواهد امتياز بده . خوب اين پيشنهاد من اميدوارم كه دو كانديد من قبول كنند.
صبا | March 22, 2009 4:57 AM
صبا جون من نظرم اینه که اگه قرار بشه دو نفر دیگه به امتیاز دهی کمک کنند از افراد شرکت کننده نباشند. اینجوری قضاوت در مورد فعالیت ورزشی شاید ساده باشه ولی برای امتیاز دادن به تغذیه هر کس برداشت خاص خودش رو داره و این امتیاز دادن رو سخت می کنه.
در کل اگه کسی هم از بیرون گروه داوطلب نشد با توجه به نبود مستمر بچه ها در این روزها بازم من فقط خودت رو برای امتیاز دادن مناسب تر می بینم.
مامان آرام | March 22, 2009 5:07 AM
سلام . عید قشنگ همه تون مبارک باشه . دوست دارم همه مون یه عالمه شاد باشیم و بهاری و هی با خودمون تمرین کنیم که کمتر و سالم تر بخوریم .
.
.
. من روز اول خودم رو کشتم از بس خوردم ..... یعنی هر چی چشم دید دهن بلعید اما دیشب با 4 ساعت پیاده روی ای که داشتم حالم خیلی بهتر شد . خیلی خوشحالم که تونستم جسم سنگین وزنی رو مثل آقای همسر 4 ساعت با خودم راه ببرونم و اون هم هی غر غر می کرد اما خب .................. من زیاد خورده بودم . اون نباید بذاره من زیاد بخورم تا بعدش مجبور شم این همه راه برم که
منظور از کشیدن یک جسم سنگین : همراهی کردن آقای همسر با زی زی بود . سوئ تعبیر نشود :)
zi zi | March 22, 2009 6:16 AM
جیرجیرک جان..بسی مرغ خوش خبر بودی...قربون مرام ورزشکاریت
شری جانم ..شما هم نه خسته باشی! آرزو میکنم سال 88 برات سال موفقیتهای بسیار باشه ..
و اما انار خانوم...چه بسیار "ساندی" و "ماندی"گذشت و خبری ازت نشد..!
همانا که در کنار خونواده یه جایی سرت گرم عید دیدنی و ایناست..خوش بگذره..سعی کن این موتوره خاموش نشه و اگه هم شده دوباره همچین هندل بزن تا روشن بشه..!
بقیه دوستانی هم که میاین و میرین و می گزارشید..ایام به کامتون باشه...
یه دوست | March 22, 2009 6:44 AM
سلام به همه دوستان گل و نازنينم . لطفا يكي از افراد گروه انارستاني ها داور مسابقه ما بشه . كسي كه در مسابقه پايداري خودش شركت نميكنه ايا كسي هست كه اين كار رو بكنه؟ اق معلم شما چي؟ يه دوست شما چي؟ سالومه و ... بهرحال اگر همه خيلي درگير عيد ولذت بردن هستند اون وقت من بايد خودم رو از سيستم اميتاز دهي حذف كنم و خودم داور بشم ان طوري هم ميشه . حالا ببنيم كه چي ميشه .
مامان آرام واقعا كه داري گل ميكاري ها همينطوري ورزش و پياده روي رو ادامه بده . من امرو ز هنوز نرفتم ولي به محض رفتن خبر ميدم. همه پيروز و شاد و تندرست باشيد.
صبا | March 22, 2009 8:54 AM
صبا چرا خودت بری کنار . نه من نه هیچکس دیگه فکر نمی کنم اعتراضی به امتیاز دادنهات داشته باشه باور کن اینها همون فکر و خیالهای خودته ... . صبا جدی میگم بچه ها دارن خوب پیش می رن همه چی هم روبراهه اینقدر خودتو اذیت نکن.
شور و شوق این امتیاز گر فتن از طرف تو نمی دونی چقدر منو مقاوم کرده مطمنم برای بچه های گروه هم همینطوره حالا بذار لی لی هم شب بیاد و بچه های دیگه همشون یکصدا می گن تو داری خیلی خوب بچه ها رو همراهی می کنی.
مامان آرام | March 22, 2009 9:11 AM
سلام دوستای خوبم
اول از همه عید همگی مبارک . امیدوارم برای همه سال خوبی باشه و با تن سالم و دل خوش هم تا آخرش برین . خیلی دلم برای همتون تنگ شده
راستش چند روزی بود که تو جزیره اینترنت قطع بود و من هر روز میومدم که آنلاین بشم و نمیشد . الان هم نه میتونم وبلاگ خودمو باز کنم نه آق معلم و نه بقیه بچه ها . فقط تونستم از گوگل انار خانم عزیز رو سرچ کنم و بیام یه سر بزنم . تازه کامپیوتره برچسب فارسی نداره و من با حدس و گمان میزنم
خوب من نمیدونم تا الان از مسابقه حذف شدم یا نه؟ اما گفتم بیام بگم واقعاً نمیتونستم آنلاین بشم . به هرحال روز 30 اسفند برای من روز بزرگی بود چون بعد از 2 سال وارد دهه 80 شذم . بله من 700 گرم تو هفته پیش کم کردم و شدم 89.300 . نمیدونین چه لحظه شیرینی بود . امیدوارم دهه 80 زوذ تموم بشه.
آق معلم ! نمیدونم اینجا رو میخونین یا نه . اما من دارم رو تثبیت برای تعطیلات کار میکنم
از طرفی واقعاً نمیتونم بیام تو وبلاگها . اگه براتون امکان داره از طریق ایمیل بهم بگین برنامه از چه قراره و نتیجه مسابقه چی شد ؟ میدونم خیلی براتون سخته اما باور کنین نه دوست دارم حذف بشم نه دسترسی به جایی دارم . به هرحال من بازم فردا میام و ایمیلمو چک میکنم . صبا جان اگه برات امکان داشت تو هم بهم ایمیل بذه و در جریان امور قرارم بده . امیدوارم تا الان حذف نشده باشم و بتونم بازم ادامه بدم
انار جونم دست شما هم درد نکنه بابت این خونه دوست داشتنی . من از طریق شما تونستم بیام . واقعاً ممنونم
باز هم برای همه دوستای گلم سال خوبی آرزو میکنم . خیلی دوستت.ن دارم و اینو این چند روز بیشتر فهمیدم.
من حتی نمیتونم کامنت های اینجا رو بخونم . چرا ؟؟؟
سوگند | March 22, 2009 10:17 AM
دوستای عزیز سال نو مبارک!
(leili) nanazi) | March 22, 2009 2:57 PM
سلام به همه دوستان گلم . سوگند جان ايميل برات فرستادم و سعي كردم كه بگم كه اوضاع از چه قراره .
و اما روز دوم مسابقه پايداري خيلي خوب برگزار شد . واقعا بجز من كه خرابكاري كردم بقيه گروه همه سرمشق هستند . خيلي ها مشكل اب خوردن را دارند حل ميكنند و خيلي ها هم ورزش رو در دستور كار گذاشتند حتي زن زمانه 5 ساعت اوربيك كرده باورتون ميشه؟
بعد هم مامان آرام كه صبحها ميره پياده روي و موتور گروه رو روشن ميكنه و منير جونم كه با برنامه ريزي فعال و خيلي عالي داره پيش ميره و به همه سركشي ميكنه خلاصه همه چيز خيلي خوب داره پيش ميره .
آزي جونم من فكر ميكنم كه مهم نيست كه به نت دسترسي داري يا نه ولي خوبه كه ثبت نام كني به ما خيلي انگيزه ميدي. در مورد عكسها هم خيلي ممنون كه برام شرايط رو نوشتي درضمن من تهران نيستم ولي وقتي كه به دهه پنجاه برسم حتما از خودم عكس تو وبم ميگذارم
خوب خوشحال ميشيم كه باز م به گروه ما كسي اضافه بشه . واقعا فضاي خيلي خوبيه . و خوشحالم كه انار خانم اين امكان رو به ما داده كه اينطوي دور هم جمع بشيم. درضمن لطفا همه به مسابقه بعد از چهادره فروردين هم فكر كنند كه اين نضهت ادامه داره و تا من به 55 كيلو نرسم دست از سر شما بر نميدارم . پيش به سوي كاهش وزن بيشتر و بيشتر و بيشتر
صبا | March 22, 2009 7:14 PM
سلام بچه ها
سال نو مبارک
به به یه عده توی این سال نویی هم فعالیت رژیمی ورزشیشون رو دارن آفرین به همه تون
شری گلم
واقعا تبریک می گم به همتت .آفرین ..ایشالا یه ماراتن کامل بدویی خانم ورزشکار
انار سال نوی تو هم مبارک...مرسی که توی سال جدید هم در خونت رو به روی ما باز می ذاری ..دیگه ببخشید که دست خالی اومدم عید دیدنی..می خواستم نون نخودچی بیارم دیدم دو تاییمون رو چاق می کنه :)
سالومه | March 23, 2009 1:06 AM
سلام
سال نو بر همه مبارک
-------------نتاایج رقابت 25 روزه -------------------------
1 سوگند رتبه اول
1 زن زمانه رتبه اول
2 صبا رتبه دوم
3 مامان آرام رتبه سوم
3 شری رتبه سوم
3 ميترا رتبه سوم
3 آریس رتبه سوم
4 زی زی
5 سالومه
5 جیرجیرک
5 نارسیس
6 آلبالو
6 آزی
6 لی لی
7 آیدین
-------------------کاهش وزن کیلو گرم---------------------
كيلوگرم
1 سوگند 3.7
1 زن زمانه 3.5
2 صبا 2.7
3 مامان آرام 2.3
3 شری 2.3
3 ميترا 2.2
3 آریس 2
4 زی زی 1.8
5 سالومه 1.4
5 جیرجیرک 1.3
5 نارسیس 1.2
6 آلبالو 1
6 آزی 1
6 لی لی 1
7 آیدین 0
-------------------کاهش وزن پوند---------------------
پوند
1 سوگند 8.14
1 زن زمانه 7.7
2 صبا 5.94
3 مامان آرام 5.06
3 شری 5.06
3 ميترا 4.84
3 آریس 4.4
4 زی زی 3.96
5 سالومه 3.08
5 جیرجیرک 2.86
5 نارسیس 2.64
6 آلبالو 2.2
6 آزی 2.2
6 لی لی 2.2
7 آیدین 0
-----------------------------------------------------------
با تشکر از تمامی دوستانی که در این رقابت شرکت کردند
باعث خوشحالی هستش که بجز خودم باقی رقابت کنندگان حداقل یک کیلو وزن کم کردند
از صبای عزیز برای همراهی گام به گامشان سپاسگذاری می شود
آق معلم دورا دور ناظر برنامه نوروزی هستش و حتما نکاتی را گوشزد خواهد کرد
------------------------------------------------------
سالی خوش
همراه با تنی سالم
برای همه دوستان ارزومندم
آق معلم | March 23, 2009 2:06 AM
واي چه عالي تبريك سوگند جونم و زن زمانه واقعا كه شما زحمت كشيديد و خيلي خوشحال شدم . حتما امروز به سوگند يك ايميل ميدم و ميگم كه اول شده . خودم هم خوشحالم كه 2.5 كيلو كم كردم اق معلم واقعا ممنون از شما كه اين دوره را براي ما گذاشتيد و خيلي به ما كمك كرديد . لطفا از نزديك مراقب فعاليت نوروزي و پايداري ما باشيد و نه از دور و حتما حتما نكاتون رو گوشزد كنيد.
فعلا تا شب
صبا | March 23, 2009 4:07 AM
ای وای ..این چادر نمازم کجاست..آق معلمم اینجا بودن..!
آق معلم..عیدت مبارک..صد سال به این سالها..دست شما درد نکنه اینقده زحمت کشیدی
صبا خانوم گل ..
Ich اصلا امتیاز حالیم نیست..
Ich بسیار بسیار خودت و گروهت را تشویق میکنم...
یعنی کاری که ازم برمیاد..به نظرم هیچکس بهتر از خودت توانایی این کارو نداره ..امیدوارم موفق باشی
ما جماعت تماشاچی برنامه شما فعلن پاهامون را توآفتاب دراز کردیم و یه گوشه لم دادیم وداریم تخمه میشکنیم و اینا.. شماها که جوونید برید جلو ما هم خوشحال میشیم
یه دوست | March 23, 2009 4:31 AM
واي پس چرا بقيه نوشته ها نيست؟ اين همه من نوشتم ديروز
صبا | March 24, 2009 5:43 AM
خوب..حالا که همه عید دیدنی هستن و حالشون خوبه و حرفشون نمیاد..من از فرصت استفاده کنم و اعترافاتی کنم براتون( منم خودم بالشخصه همیشه از خوندن اعتراف بقیه و سه کاریهاشون خوشم میاد!)
عرض شود که الان که خودم را با پارسال مقایسه میکنم میبینم چند پله سقوط کردم..
پارسال این موقع "دو" منظم داشتم..هله هوله نمیخوردم..با "شکر" آبم تو یه جو نمی رفت..و فیتنس بهتری داشتم...
ولی امسال به قول انار به همه دست آوردهام حالا نه کامل اما یه نیمچه گندی زدم!
دلیلش را در مورد خودم تا حدی میدونم چیه ..اما مسئله اینه که راه حلش را نمیدونم..!
چیزی که بیشتر آدمو متاسف میکنه که انتظار داره که با گذشت زمان..کسب معلومات بیشتر..و آزمون و خطاها..موفقیت بیشتری کسب کنه..اما در عمل اینجوری نمیشه..به نظرم پیدا کردن راه زندگی سالم یه کمی از بیشتر سخته!..
حالا خواستم بگم هر چند وضعیت سلامت بدتری نسبت به پارسال دارم ولی زیاد هم ناراحت نیستم چون فکر میکنم این زمین خوردنم و سقوطم بهم کمک میکنه که بهتر خودم را بشناسم و این بار در مسیر صحیح تری گام بردارم...
بعد التحریراول:
دیانا..تو کجایی دختر؟! نمیگی دلمون هزار راه میره..ای دوست
بعدالتحریر دوم:
انار..میخونی اینجا را؟!..امیدوارم بتونی چندخط برامون بنویسی...
یه دوست | March 24, 2009 3:43 PM
خیلی ممنون از بچههایی که برای نیمه ماراتن بهم تبریک گفتند، چه در وب سایت و چه در اینجا. ببخشید که نتونستم تک تک تشکر کنم. این روزها سرم با ترینینگ خیلی شلوغ است. امیدوارم همگی عید خوبی رو میگذرونید. جائ من هم شیرینی ایرانی بخورید تو رو خدا که اینجا گیر نمیاد!
sheri | March 25, 2009 12:47 AM
من هم مثل يه دوست امسال با پارسالم خيلي فرق مي کنم.پارسال تمام عيد لب به شيريني نزدم..غذاي چرب نخوردم..رژيمم رو هم نشکستم..امسال توي همين 5 روز 4 کيلو....تمرکزم رو از دست دادم؟يا انگيزمو؟؟؟نمي دونم چرا ولي خيلي بد شدم
سالومه | March 25, 2009 5:27 AM
سالومه جان
تعجب نداره...همگی امون این حالتها را تجربه کردیم ویا داریم میکنیم..
ما انگیزه امون را از دست ندادیم ولی تمرکزمون را گم کردیم...
شاید به جرات بتونم بگم اکثریت ما اگه وزنی هم کم کردیم به مدد dieting، کالری شماری،حذف غذاهای مورد علاقه،برچسب بد و خوب زدن به غذاها و .... بوده..در مورد خودم به غیر از کالری شماری بقیه موارد صادقه...
اما مسئله اینه که این دیسیپلین برای مدتی کار میکنه و صد البته که همیشگی نیست..
اما ترسی که در کلام من بود وبنظرم در کامنت سالومه نهفته بود ترس از چند کیلو اضافه شدن نیست بلکه ترس از آینده هست و اینکه آیا ممکنه من اونقدر تمرکزم را از دست بدم که دوباره به جای اولم برگردم؟! و یا بدتر بشم...
من احساس میکنم خیلی از دوستان این حس را دارن ..خیلی ها هستن که اینجا را میخونن ولی به دلیل برگشتشون به وضعیت قبلی از کامنت نوشتن پرهیز میکنن..
سالومه جان..
این نوسانات لایف استایلی این چند وقت اخیر باعث شده که این سوال در ذهنم پیدا بشه که اگه من دست از سر خودم بردارم و اونی بشم که بالفطره هستم (نه اونی که آرزو دارم بشم)..چه بلایی سرم میاد و چه موجودی میشم؟!!
اینم بگم که اینها حرفهایی بود که از کنج دل براومد ..دارم همه سعیم را میکنم که به راههای جدید فکر کنم..امیدوارم بتونیم به هم کمک کنیم...
یه دوست | March 25, 2009 7:24 AM
من سه تا عرض دیگه هم داشتم..
اول آزی ...
خیلی خیلی خوشحال شدم دیدم ستون ورزشی ات پر شده ایشالا که این پیاده رویها جذابیتش را برات از دست نده ..مخصوصا که در جوار همساده گان و ورزشکاران و دوستان باشه ...
دوم انار..
جسارته ولی نمیدونم چه چیزیه که باعث میشه کمتر از بقیه تو خونه خودت حرف بزنی امیدوارم دلیلش همون حرفهای بالایی نباشه..گاهی وقتها این کم حرفی های تو باعث میشه که ما هم خجالت بکشیم اینجا اظهار نظر جات کنیم و اینا... ولی واقعا ازت ممنونم که همچین جایگاهی را درست کردی که ما دور هم جمع بشیم..
سوم برای گل بهار قطب نشینم!
میدونی که من عادت به فالگوشی دارم ..داشتم حرفهای تو ولیلا را گوش میدادم و میخواستم حرفهای سرکار رو تایید کنم که سر از اینجا در آوردم..!
یه دوست | March 25, 2009 7:26 AM
درود بر دوستان
ردپای دوست(یه دوست) را میبینم
شری و سالومه عزیز هم قلم فرسایی کردند
الحق و انصاف که یه دوست گرامی همیشه در کوله اش مطلبی نو پیدا میشه.
با اجازه من هم نظرم رو بگم
اول از همه باید قبول کرد که انسان همیشه در حال تغییر هستش و شاید بشه گفت ثبات دائمی کلی نداریم
مورد بعدی من فکر میکنم ما انسانها هر چقدر اگاهی مون از مسئله ایی بالاتر می ره نسبت به مسائل ابتدایی رغبت کمتری داریم
یعنی حاظر نیستیم یک بار دیگه 4=2+2 را حل کنیم و چون جواب و راه می دانیم میخواهیم مسئله را با شیوه جدیدتر حل کنیم یا اصلا مسئله خودش باید حل شود!!!
تکرار هم از ان واژهایی هستش که با پیش امدنش ذهنمان حالت تدافعی خاصی در مقابلش میگیره
در مورد نگرانی یا ترس
شاید بشه گفت چون ذهن ما با توجه به فرمولها معطوف به یک مورد تاکید میکنم یک مورد خاص شده بنابراین تغییر این مورد تحت هر شرایطی برای ما نگرانی یا ترس بوجود میاره به حدی که بعضی وقت ها خودمون رو خاموش میکنیم و بقولی بیخیال همه چیز می شویم
شاید اگر بازه ای از اول تعریف میکردیم و در نظر میگرفتیم تغییر این همه وحشتناک برامون نبود و موقع شنیدن زنگ خطر خودمون رو نمی باختیم
راستی به پله ها برای یک ارتفاع زیاد نگاه کردید ! پله ها مدلهای مختلفی هستند با ابعادهای مختلف اما در یک چیز مشترکند ان هم داشتند پاگرد( که محلی برای استراحت هم هست ).کمتر پلکانی را میشه پیدا کرد که مستقیم برای یک ارتفاع بلند ساخته شده باشه!
مممم یک کم فکر کنیم
ما در مسیرمون پاگردی داشتیم!؟ که کمی استراحت کنیم؟
یا بی وقفه تلاشمان برای در حرکت رو به بالا بوده است؟!
آق معلم | March 25, 2009 8:43 AM
مهم ترین مانع پیروزی همون ترس از شکسته...خوب بابا ما هممون انسانیم و گاهی رو نقطه ماکزیمم و گاهی مینیمم.مهم اینه که بخوایم یه راهی رو ادامه بدیم... من مطمئنم وقتی یه هدف یا آرزو برای یه انسان مهم و واقعی باشه با همه خطا ها و کم آوردنها راهشو ادامه می ده...خود من شده که دو ماه هم همه چیو ول کرده باشم ولی بازم برگشتم.
یادمون نره تیمی که نتیجه رو 3-2 برده دو بار گل خورده اما در نهایت برنده شده...
آریس | March 25, 2009 9:53 AM
آق معلم..
فضولی نباشه..شما الان کجا هستین ؟ ..تو پاگرد.. دارین میرین بالا..یا مث ما تلپی زمین خوردین خدای نکرده؟!..حرفات بوی پختگی میده آق معلمم..مرسی از دلگرمی ات...
آریس جان..
ایضا توهم مرسی دوستم.. بین خودمون باشه من بدم نمیاد یه کمی ترسو باشم..چون اینجا ترس بهم کمک میکنه که از منطقه خطر فرار کنم.. حرفهای قشنگ و منطقی زده ای ..من منظور تو را کاملا درک میکنم اما مارک تواین یه جمله قشنگ داره که میگه:
" ترک سیگار خیلی آسونه ..من تا بحال صدها بار اونو ترک کردم" و من نمیخوام یه روز بگن یه دوست میگه پیدا کردن راه صحیح زندگی خیلی آسونه ..من بارها و بارها از مسیر خارج شدم ودوباره به سر جام برگشتم!!
راستی آریس من یه ارادت خاص بهت دارم چون اولین کسی که کامنت منو تو انارستان جواب داد تو بودی...
یه دوست | March 25, 2009 2:19 PM
سلام دوستان . يه دوست عزيز من فكر ميكنم كه نبايد خودتون رو با اين چيزها دلسرد كنيد اينها همه آون دامي هست كه اون من اسمش رو گذاشتم همزادت برات مي اندازه كه تو رو دچار شك و ترديد و ياس كنه و در يك كلام نااميد كه اصلا چرا اين مسير رو برم خوب اگه يك وقت برگردم خونه اول چي؟ خوب در هر مسيري و هر مبارزه اي آدم بايد با اين وارد بشه كه ممكنه كه همه چيز خراب بشه و خراب كنه و بدتر از قبل بشه ولي همه چيز دست خودت هست. اگر خودت نخواهي اگه براي هدف زحمت بكشي اگه نگذاري كه دستخوش اين ترديدها و هجوم شكها بشي اون وقت ميتوني كه به اوني كه ميخواهي برسي و البته اين كار سخت است و قيمت داره و .. يعني من فكر ميكنم كه به جاي اين حرفها يك استارت اساسي بزن و سعي كن كه روي مسير درست حركت كني و يك نه بزرگ و بلند و پر قوا به اون همزادت بزني كه نه نه نه , من اهل تسليم نيستم.
خوب حالا بگم كه ما در روز چهارم مسابقه هم خيلي خوب داريم جلو ميريم . ميس ري و نگار هم به ما پيوستند . الهام و ترنم و منير و ميترا و مامان آرام , نيروي برتر و خرسي خانم و مريم جان و تنيا و همه و همه واقعا دارند گل ميكارند. خيلي خيلي همه دارند تلاش ميكنند و من از همه ممنون هستم. اين گروه آن چنان به من انگيزه داده كه اين بار نه براي لاغر شدن خودم بلكه براي وفاداري به گروه هست كه دارم تلاش ميكنم كه از مسير منحرف نشم و اين خيلي حس خوبي به من ميده. راستي يه دوست عزيز شما به گروه ما نمي ايي؟
شري جان واقعا خوشحال شدم كه شما فارسي نوشتي .
صبا | March 25, 2009 8:30 PM
صبح بخیر
اینجا هوا بارونی هستش یعنی دیشب بارون اومد و امروز صبح هوا خوب و کمی بهاری بود
یه دوست جان
جز این سوال"آق معلم..
فضولی نباشه..شما الان کجا هستین ؟ ..تو پاگرد.. دارین میرین بالا..یا مث ما تلپی زمین خوردین خدای نکرده؟" انتظار دیگه ای نداشتم و فکر کنم لازم باشه هر از گاهی کسی این سوال رو از ما بپرسه
در مورد کاهش وزن من در پاگرد توقف کردم!(روی این بازه وزنی ثابتم) ولی یک سایز دیگه کم شدم!
دلایل بماند که هر کدام از دلایلی برای خودمان داریم و
برای اکثرمون هم قطره قطره جمع می شه و دریا می شه
راستش این دلایل کوچک روند فرسایشی بیشتری بر روح ادم دارند تا یک دلیل!
یک دلیل رو ادم میفهمه چی هست و براش راه کار پیدا می کنه ولی مسائل کوچک که حاد نیستند و بچشم نمی ایند وقتی که زیاد می شوند مانند یک پازل هزار تیکه لازم به وقت بیشتری دارند تا حل شوند
شاید این بهانه باعث شده مدتی توقف داشته باشم
اما توقف زیادی هم ادم رو کم انگیزه می کنه و سختی کار اینجاست!
باید انگیزه ای قویتر (محرکی قویتر) برای ادامه به بالا رفتن پیدا بشه که از جا بلند بشی و ادامه مسیر بدی
××××××××
البته اگر پاگرد طبقه باشه و ساختمان هم بزرگ می تونی وارد طبقه بشی و از یک پلکان دیگه استفاده کنی
یا از اسانسور(عمل جراحی و ...........)
××××××××
آق معلم | March 26, 2009 1:52 AM
یه دوست جون عزیز حرفاتو قبول دارم و می دونم یه کمی ترس همیشه تو زندگی لازمه تا امور رو درست کنترل کنیم اما می دونیم که زیاد که بشه تبدیل میشه به یه مانع و تخریب کننده اعتماد به نفس ...من فک می کنم ما اینجاییم که بهم کمک کنیم به اون سمت نریم.
من خودم از اون دسته آدمهایی هستم که علت چاقی ام همین ترسها و نا امیدی ها بوده ... و راستشو بخواین چاقی سردسته همه مشکلات زندگیم بوده و در واقع ریشه شون ...باعث شد خودمو ول کنم و بزارم سرم همه چی بیاد...الان هم می ترسم اما یه چیزی هست یه نیروی که قوی و ضعیف میشه اما وجود داره و میخواد که من به خودم کمک کنم ...نباید بزارم اون ترسه از پا درش بیاره
آریس | March 26, 2009 3:09 AM
اریس عزیز سلام
از شروع مجدد یک ماه میگذره
پابرجا باشی همیشه
آق معلم | March 26, 2009 3:17 AM
سلام و عیدتون مبارک (البته با تاخیر فراوان)
امیدوارم سال خوبی داشته باشین و در دستیابی به اهدافتون موفق باشین.
من روز 28 ام که از بچه ها خداحافظی کردم (راستی مرسی بچه ها، به من که خیلی خوش گذشت) رفتم خرید و ساعت 11 شب رسیدم خونه و صبح زود هم پاشدیم رفتیم مسافرت و دیشب برگشتیم و من تا همین الان خواب بودم. اومدم فقط سال نو رو بهتون تبریک بگم و برم به کارام برسم. الان یه تل لباس و وسیله و ساک و کوله ریخته وسط خونه و من دست و رو نشسته، نشستم اینجا کامنتای وبلاگ انار رو خوندم. برم یه ذره جمع و جور کنم و دوباره برگردم.
حوّا | March 26, 2009 4:26 AM
بچه ها من گفتم سال نو مبارک؟
شری من قبلا گفته بودم که به داشتن مادر شوهری مثل تو افتخار می کنم؟گفته بودم(مااینقدر صمیمی هستیم ومن ومادر شوهرم اینقدر فاصله سنیمون کمه که به من بهش می گم"تو"یا "شری".اییییییییییییینه:).....)
بعد آق معلم من از شما تشکر کردم برای اینکه نفر6م شدم واینکه این همه با دقت برنامه های مارو چک کردید وانگیزه دادید؟
یه دوست جان من گفتم که اون عکس اون کنار من نبودم وتقل(مخفف تقلب)من بود که اتفاقا یک بازیگر هندیه که خیلی ها نظرشون اینه که شبیه منه وخیلی ها هم می گن من بهترم وایضا خودم میگم اون خیلی از من بهتره دی:؟
ومن گفتم که من امسال ن تحت تاثیر هیچ جوی قرار نگرفتم وصادقانه با خودم تصمیم گرفتم هیچ برنامه ای نداشته باشم وهیچ چیزی رو آرزو نکنم ویه عالمه تصمیم وهدف قلنبه ثلنبه گنده تر از هیکلم وتوانم نکنم که بعدا نخواد بار ذهنی بشه ومخرب روحیه واعتماد به نفس؟
گفته بودم که در 28 سالگی به اینجا رسیدم که من با آینده گول خوردم؟که این آینده همون کلاغ سفیده ونخود سیاه بود که الانمو نبینم؟
گفته بودم که اینجلرو چقدر دوست دارم وتک تک تونو که؟آره؟
آزي | March 26, 2009 8:49 AM
راستی گفته بودم که برنامه ویژه عید دینی امسال ما چیه؟
مسابقه دارت دی:
یعنی اگه تشریف بیارید منزل ما پشت در ورودی ما شما رو به یاد مناطق جنگی میندازه سوراخ سوراخ.....خوبه که خواستگارا پاشنه درو از جا در میارن پشت درو نمی بینن دی:
ولی خیلی باحاله........تازه بابام عیدی به یه سری که خیلی علاقه نشون دادن با کسب اجازه از ولی دارت میده........قیافه مامان هارو باید ببینید:))))))
آزي | March 26, 2009 9:12 AM
راستی کسی مسابقه مردان آهنین رو دنبال می کنه؟من اینقدر دوست دارم این مسابقه رو............ولی چرا هیشکی دوست نداره؟
آزي | March 26, 2009 9:15 AM
سلام اين هم يك گزارشي از مسابقه پايداري سيزده روزه
روز پنجشنبه 6 فروردين
خوب دوستان اين جدول تاكنون هست كه هنوز روز پنجشنبه در آن قيد نشده . سكوي اول فعلا دست ترنم هست . البته بعضي از دوستان هنوز گزارش كارشون رو ندادند و لذا امتياز نگرفتند و شايد در آخرين روزها همه چيز عوض بشه . پس ترنم جان هم چنان به اين كار خوبت ادامه بده و فكر نكن كه بقيه گروه نيستند و هيچ وقت ايستي نكن كه ممكنه جات رو از دست بدي.
مامان آرام گلم كه خيلي خوب داره پيش ميره و الهام عزيزم همينطور.
بقيه هم كه خيلي عالي هستند. اگه هر كسي يك ساعت پياده روي رو بكنه خيلي امتياز ميگيره ها .
مريم جان من كه نميدونم كه جدول غذايت رو كجا ميگذاري . لطفا به من خبر بده در وب خودت كه خبري از رژيم نيست.
خوب دوستان من هم امروز دختر خوبي تا الان بودم و احتمالا امروز هم يكساعت پياده روي رو بدون مشكل خواهم رفت . ناهار هم خيلي خوب خوردم و بيش از 400 نشد.
راستي همه خودشون رو جمعه يا شنبه صبح وزن كنند و تا ظهر شنبه وزنهاي جديد رو اعلام كنند. مرسي دوستان گلم خيلي خوشحالم كه شما همه هستيد و خيلي خيلي در اين مسابقه داره به من خوش ميگذره.
به ترتيب از رتبه اول تا اخر تا اخر ديشب
ترنم
مامان آرام
الهام
تينا
منير
ME
ميترا
خرسي خانم
زن زمانه
ميس ري
نازنازي
نگار
نيروي برتر
لي لي
مريم
صبا
زي زي
صبا | March 26, 2009 9:24 AM
بچه ها سلام
امیدورام به همگیتون تو این روزها خوش بگذره.
آق معلم خیلی از زحماتی که برای مسابقه کشیدین ممنونم. به همه دوستان در هر رتبه و مقامی تبریک می گم چون اصل شرکت در مسابقه بود و رقابتی سالم که انجام شد ... .
سوگند عزیز و زن زمانه عزیز به شما هم برای تلاشهای ثمر بخشتون تبریک می گم.
صبا جون ممنونم از انگیزه هایی که بهمون در این روزهای خطری می دی من که اگه این برنامه شما نبود حسابی تا حالا وزن اضافه کرده بودم.
شنبه صبح وزنم رو اعلام می کنم.
اما بچه ها من اومدم بهتون بگم از نوع رژیم قبلیم خسته شدم از اون همه جنگ اعصاب با خودم... نوع رژیمم رو تغیر دادم امیدوارم برام نتیجه بده . توضیحات بیشتر رو تو وبلاگ خودم دادم.
مامان آرام | March 26, 2009 2:20 PM
سلام بچه ها فعلا مامان آرام اول شده براش كف بزنيد .
بقيه بچه ها هم عالي دارند پيش ميرند . بطور خاص خرسي خانم كه واقعا داره گل ميكاره .
من هم خيلي خوشحالم كه اين دوره رو گذاشتيم والا من اگه به خاطر اين گروه نبود تا حالا فكر كنم سه كيلويي اضافه كرده بودم.
صبا | March 26, 2009 6:07 PM
آزی خدا بگم چیکارت کنه دختر. من دیشب قبل از خواب کامنت تو رو خوندم بعد شب خواب دیدم که رفتم ایران خونه دوستم مهمونی و تو هم اونجایی. بعد از ما چ و بوسه و این حرفها من رو دعوت کردی خونت واسه آبگوشت. خلاصه صبحی کلی بابت خوابم خندیدم.
بچها کسی از دیانا خبر داره. دفعه قبل که ناپدید شده بود تصادف کرده بود واسه همین من یک کم نگرانم. معمولا یک تک پا سر میزنه، ولی الان چن وقتیست که پیداش نیست.
sheri | March 26, 2009 11:05 PM
مدیر برنامه کیه؟
ميس ري | March 27, 2009 12:35 PM
سلام به همه ی انارستانی های گل گلاب
سال نو همگی مبارک
ایشالا که سال سلامتی و ورزش و قدم های مثبت باشه.
شب تاب | March 27, 2009 12:55 PM
سلام
اول از همه خيلي خوشحالم كه وبلاگ شمارو خيلي شانسي پيدا كردم ... باور كنين ديگه نا اميد شده بودم از پيدا كردن كسي كه وزن كم كرده البته ظاهرا شما الان نمينويسين چيزي ولي اميدوارم جواب منو بدين
بنده هم با 105 كيلو شروع كردم و الان 93 كيلو شدم حدودا 12 تا كم كردم،قدم 178 هستش و خدارو شكر با اينكه دوبار قبلي شكست خورده بودم الان 55 روز هستش كه رژيم رو نگه داشتم و به دلگرمي ها و مشورت هاي شما نياز دارم ... واقعا براتون خوشحالم ... فقط بگيد چند كيلو بوديد اول و الان چندتا شديد ؟ چقدر طول كشيد؟ ورزش ميكردين ؟ اميدوارم كمكم كنين
فقط لطف كنين خصوصي بذاريد يا زحمتي نيست ايميل بزنين
منتظرم
احمدرضا | March 27, 2009 4:38 PM
سال نو مبارک !
من امروز از سفر برگشتم . خواستم سلامی و تبریکی بگم .
انارجان امیدوارم اوضاع روبه راه باشه !
لی لی | March 28, 2009 1:49 AM
شری جون ممکنه من نیمرو با نون سنگک بذارم جلوی مهمون ولی آبگوشت رو حتی تصور هم نمی کنم.......خدا نیاره اون روز رو:)
بچه ها مافردا برنامه پیک نیک داریم ها....لیلا گذاشته اطلاعیه رو توی پست قبلی وبلاگش.اگه پایه هستید سریعا به با رضایت نامه ولی به دفتر مراجعه کنید.
آزي | March 28, 2009 5:11 AM
سلام به همه بچه ها . خوش به حالتون كه فردا دور هم جمع هستيد . البته من هم الان در وسط جنگل هستم ولي خوب با شما بودن يك لطف ديگه اي داره .
راستي مامان آرام و الهام الان سكوي اول رو دارند ها .
راستي از سوگند هيچ خبري نشد ؟
آزي جان پس كي در مسابقه ما شركت ميكني ما چشم به راه هستيم .
پس كي ميشه ما عضو بشيم و اين عكسها رو بتونيم ببنيم؟
صبا | March 28, 2009 6:29 AM
لی لی جون خوش اومدی.این دفعه چون فضا بازه اگه بخوای می تونی نور چشمی رو هم بیاری ها......
صبا جون من روم سیاه........وصف قیافه وحال منو ساعت 9 صبح ازشانه ومیس ری بپرس.یعنی من صبح 9بازور بیدار میشم هر دفعه هم درحال نقشه کشیدنم تا کنسل کنم برنامه پیاده روی رو.ولی هم اینکه تو رو موندم دی:هم اینکه بعدش حالم خیلی بهتر میشه.یعنی تاریخ یاد نداره آزی هفته اول عید 3روز رفته باشه پیاده روی........
در مورد عضویت در یاهو گروپ هم شرمنده رئیس وکلیددار اناره......کاری از دست ما بر نمیاد.......ایشالا خودت میای از نزدیک میبینی دوستان رو
آزي | March 28, 2009 7:03 AM
سال نوي همگي دوستان انارستاني بالاخص صاحب خونه مبارك باشه.
هستي | March 28, 2009 7:19 AM
دست راستتون رو سر من انارستانيها. واقعا كيف كردم برنامه بچه ها رو ديدم كه اينقدرمنظم كالريها رو تو رنج نگه داشتند ورزش سرجاش و همه چي درست اونهم تو عيد. ليلا و مامان آرام كه مثل هميشه منظم و با ثباتند و صبا هم كه اكتيو و پرتلاش
اما من زياد خوب نبودم ديشب با خودم مي گفتم براي چي من اينهمه به بدنم ظلم مي كنم به معده بيچاره ام فقط به خاطر اينكه شكموام و يا بي اراده ام. واااي آزي راستي تو عيد زهر ماري هم خوردم و يه بار هم كه خيلي زياده روي كردم و تا دور روز بعدش حالم اصلا خوب نبود. بيچاره ام معده ام.
آق معلم ممنون از همه زحمتهايي كه كشيدي براي برنامه قبل از عيد و انگيزه اي كه ايجاد كردي اما شرمنده كه آخر برنامه من ول كردم.
آقاي احمدرضاي عزيز اين وبلاگ قبلي انار هستش http://anarweightloss1.blogfa.com/ حتما كمكت مي كنه.
آلبالو | March 28, 2009 8:26 AM
سلام بر انارستانی های عزیز
البته یه بار تبریک سال نو گفتم اما به دلم نمیشینه . پس دوباره سال نوتون مبارک
ایشالا امسال همه به بزرگترین آرزوشون برسن
چه خبر ؟ خوب و خوشین ؟ انار جونم چرا آپ نمیکنی؟
خدایی خیلی سوت و کوره ها !!!! دیانا هم که نیست
بابا یکی یه آستینی بالا بزنه مجلسو گرم کنه دیگه .
سوگند | March 28, 2009 10:18 AM
هستی من اومدم خونت منو بلاک کرده بودی کلی گریه کردم...... خواستم عیدو بعت تبریک بگم احوالتو بپرسم خوبی؟؟؟؟
گلبهار | March 28, 2009 3:39 PM
اااا هستی آلان دیدم تو امروز رفتی خونه من . من هفته پیش پشت در موندم هاا
گلبهار | March 28, 2009 3:44 PM
سلام به همه بچه ها و بطور خاص به سوگند عزيز و هستي جان كه از عيد و مسافرت آومدند البته من هنوز نيامدم !!!
آزي جان مرسي كه بهرحال همراهي كردي و البته نميدونم كه صاحبخانه كجاست و ما كه هروز مياييم اينجا بسط ميشينيم و لي خبري نيست.
گلبهار جونم . تو راستي اون كتاب كن فالت رو گوش كردي همون ده تيكه برات دادم خوشت اومده؟
سوگند جونم تو كه خودت اومدي مجلس ديگه گرم شد .
راستي بچه ها مامان آرام سكوي اول رو داره با 20 اميتاز . پايدار و ثبات قدم داره پيش ميره . و الهام هم پشت سرش . البته الهام داره كالريش رو خيلي مياره پايين و زير 500 كه من موندم كه چطوري امتياز بدم . از نظر من كالري زير 1000 سالم نيست . ولي بهرحال خيلي داره تلاش ميكنه و من خوشحالم الهام جونم هر كاري بكنم ما پشت ات هستيم ديگه .
خوب دوستان من هم اين مدت هر روز يكساعت پياده روي رو كردم بجز يك روز تا الان كه از اين بابت خيلي خوشحالم . راستي ا الان يكي به فكر مسابقه بعد از سيرده باشه . من فكر ميكنم كه يك مسابقه 7 هفته اي درست كنيم كه همه به اميد خدا هفته اي 300 گرم هم كم كنيم ميشه حدود 2 كيلو تا 3 كيلو ميشه كم كرد . بچه ها من دهه شصت رو طلاق بدم ها يك سور اساسي ميدم . پس همت كنيد يك انگيزه اي درست كنيد. اگه نكنيد مجبور ميشم خودم دست به كار بشم ها . گفته باشم.
صبا | March 28, 2009 6:38 PM
صبا جون کالری زیر 1200 فکر نمی کنم سالم باشه. چندین بار هم اینجا سرش بحث شده. هدفمون اگه سلامتیه اینجوری راهش نیست.
شب تاب | March 28, 2009 9:41 PM
صبا جان دستت درد نکنه من تا حالا 5 قسمتش رو گوش کردم راستش هنوز تمومش نکردم هم تند می خونه و هم اینکه من وقتی تند راه می رم گاهی حواسم پرت خیابونا میشه و قسمتی از متن رو میس می کنم واسه همین محبورم هر پارت رو دو بار گوش کنم به هر حال ممنون هنوز اولاشم هر وقت تموم کردم این 10 قسمت رو باز مزاحمت میشم
گلبهار | March 29, 2009 3:22 AM
بچه ها لطفا توجه کنید یه سوال مهم دارم.یه مهمونی از کانادا د اره میاد که سلیاک داره و کلا نمی تونه نون حاوی گلوتن(نونهای جو/گندم و ...)مصرف کنه و تنها باید نون ذرت یا برنج بخوره...
هیچ کدوم از شماها می دونید تو تهران کجا نون ذرت یا برنج هست؟
آریس | March 29, 2009 8:54 AM
دوستان سلام ميگم ها . فقط 5 روز به پايان دوره مسابقه ما مونده . ديگه بايد كمي حواسم رو جمع كنم كه بچه تنبله نشم. اين روزها ميانگين كالريم حدود 1350 بوده ولي در عوض هر روز پياده روي تو جنگل داشتم كه خيلي خوب بوده .حالا ميترسم كه برگردم و برم روي ترازوي خودم زياد تر نشون بده . ترازوي اينجا منو كمتر نشون ميده ولي نميتونم بهش اعتماد كنم. بهرحال من پيشنهادم اينه كه بعد از اين مسابقه از 15 فروردين يك دوره 7 هفته اي كاهش وزن داشته باشيم . هر هفته رو اسم گذاري كنيم و هدف تعيين كنيم. يعني هر كسي اهداف خودش رو تعيين كنه و ... هر كسي ايده اي داره بگه و اگر موافق هستيد لطفا ثبت نام كنيد. براي امتياز دادن و نحوه ايجاد انگيزه و كار گروهي هم هر كسي ايده اي و .. داره حتما بگه و سعي كنيم كه كمي فعال تر بشيم كه زودتر از شر اين چربي هاي اضافه خلاص بشيم. به اميد روزي كه همه به اهدافمون برسيم و سالم تر و تندرستتر و زيباتر بشيم.
صبا | March 29, 2009 10:42 AM
سلام دوباره منم .
ميگم من چقدر پرحرفم نسبت به همه شما . ولي خوب يك سوال از همه دوستان و خوانندگان
من ميخواهم از 66 يا 65 بشم 59 يعني حدود 8 كيلو كاهش وزن اين اصليترين مرحله از مرحله هاي كاهش وزنه من. 15 كيلو تا الان كم كردم. قدم 157 هست. يك دوره سه ماهه انتخاب كردم براي اين كاهش وزن يعني تا اخر ژوئن . چون كه اوايل ژوئيه برميگردم امريكا پيش نامزدم و ديگه بايد خيلي غيرتي هست كه زير 60 باشم . حالا شما براي من يك استراتژي مشخص كنيد . مثلا بگيد كه چقدر كالري بخورم چقدر روزش . روزي يك ساعت پياده روي رو حتما ميرم. ولي بيشتر فكر نميكنم كه برسم و وقت داشته باشم. خوب لطف كنيد هر كسي هر ايده و نظر و حرفي داره برام بگه . لطف كلي نگيد ها . بطور خاص خيلي از شما ها اين تجربه رو پشت سر گذاشتيد از تجربه هاي خودتون بگيد. مرسي پيشاپيش از اين همه زحمت و وقت شما متشكرم . مرسي مرسي مرسي دوستاي گلم .
صبا | March 29, 2009 11:03 AM
آریس جون نان سحر همه جور نونی داره . حتماً یه سر بزن
سوگند | March 29, 2009 11:38 AM
فردا صبح هم با کسایی می خوایم بریم جایی!!!! شما هم می آین؟
ميس ري | March 29, 2009 2:09 PM
سلام بچه ها سوال منو خونديد؟ كسي جواب براي من نداره؟ لطفا هر كسي چند خط بنويسه ديگه . مرسي گلها
مسابقه پايداري هم خيلي عالي داره پيش ميره فعلا مامان آرام كه سر راس جدوله و بعد هم الهام و خرسي خانم و بقيه هم خيلي عالي دارند پيش ميرند. همه چيز تحت كنترله و تقريبا كسي نيست كه روي دور نباشه البته بعضي از دوستان وب رو به روز نكردند ولي به اميد اينكه انها هم دارند رعايت ميكنند و لذت ميبرند. اين عيد از بهترين عيدهاي من بوده چرا كه هر روز ميدونم كه دارم چي ميخورم و هر روز هم ورزش روكردم . مرسي از همه پايداران شما بهترينها بوديد.
صبا | March 29, 2009 6:24 PM
سلام انار جون کجایی پس؟؟؟
دیشب تو بی بی پرشین تو یه برنامه در مورد ادامه تحصیل خارج از ایران سایت پذیرش رو هم نشون میداد و خیلی هم می گفت که سایت خوب و کاملیه یادت افتادم و همون جا بهت سلام رسوندم
آلبالو | March 29, 2009 10:27 PM
منظورم بی بی سی پرشین بود و منظورم این بود که بهت سلام و عرض ادب کردم :)
آلبالو | March 29, 2009 10:32 PM
صبا جان...اون 15 کیلو را در عرض چه مدت و با چه شیوه ای کم کردی؟
شاید اگه اونو بگی دوستان بهتر بتونن نظرشون را بگن..
ایضا سلام و صبح به خیر عرض شد به دوستان حاضر در وطن...و وقت به خیر به اینور آبی ها و اونوری ها...
یه دوست | March 30, 2009 1:29 AM
سلام به همه دوستان
http://sport-nutrition.persianblog.ir/post/46/
آق معلم | March 30, 2009 5:52 AM
بچه ها شماها که از گام شمار استفاده می کنید، روزای معمولی (که از صبح تا عصر سر کار بودین و ورزش هم نکردین) آخر شب تعداد گام هاتون تو چه حول و حوشی میشه؟ آخه من از امروز گام شمار دار شدم و برای مقایسه می پرسم.
آق معلم مرسی بابت مبحثی که شروع کردی. فکر می کنم موقع خوبیه که خیلی علمی تر درباره این روش و مزایا و معایبش صحبت بشه. من بی صبرانه منتظر ادامه ش هستم.
حوّا | March 30, 2009 10:16 AM
یه دوست جان ,
من اين 15 كيلو رو در عرض حدود سه ماه و نيم كم كردم يعني از دسامبر سال گذشته تا كنون . برنامه غذايي رو كمي سالمتر كردم يعني خيلي سالمتر با محدوديتهايي در رابطه با خوردن شكلات و چربي و اين طور چيزها و بعد هم روزانه نيم ساعت پياده روي كه گاها بعضي روزها تا دو ساعت هم كشيده . دو ماه اول تقريبا ماهي 5 كيلو كم كردم . تقريبا هيچ وقت در ميانگين كالريم از 1200 كمتر نبوده بوده بعضي روزها كه تا هشت صد هم خوردم ولي در هفته ميانگين همون 1200 بوده . اگه باز اطلاعاتي ميخواهيد بگيد. پس لطف كنيد نكاتتون رو بگيد.
صبا | March 30, 2009 12:18 PM
دوستان لطفا همه نظر بديد و ما رو راهنمايي كنيد .
و اما در مورد برنامه هفت هفته اي . من فكر ميكنم كه اين نكات رو خيلي سفت و سخت بكنيم
ورزش نيم ساعت : الزامي
كالري بالاي 1000 الزامي
روز بدون ورزش : امتياز منفي
بالا رفتن از كالري تثبت هر فرد امتياز منفي
به هر نيم ساعت اضافه ورزش يك امتياز
سركشي به گروه بيش از 5 نفر امتياز
يك روز تقلب در هفته مجاز است با كالري مجاز 20 درصد از كالري تثبت بيشتر. يعني اگر كالري تثبت 1600 باشد روز تقلب 1800 بخوره و نه بيشتر
فعلا اينها به ذهنم ميزند بعد هم جدول همه رو يكدست كنيم يعني همه يك محورهايي داشته باشند كه اين نكات رو جواب بدهند اگر نكته ديگه اي هم خودشون دوست دارند اضافه كنند ولي اين ها كه سرشون به توافق ميرسيم هم داشته باشند كه كنترل ساده تر باشه .
خوب شما هم اگر هر نكته ديگه اي داريد بفرماييد كه زياد وقت نداريم. تاريخ شروع هم از دوشنبه 6 آوريل و يا 17 فروردين در نظر بگيريم .
اگر هر تصحيحات و يا پيشنهادات و يا هر چيزي داريد لطفا اضافه كنيد.
صبا | March 30, 2009 1:01 PM
صبا جان..آفرین به تو 15 کیلو خیلی قابل توجه هست..ولی میدونی که سرعت کاهش وزن در ماههای بعدی کمتر میشه پس انتظار بیش از حد از خودت نداشته باش
من دقیقا جدولت را دنبال نمیکنم و نمیدونم الان رو محدوده چند کالری میخوری..ولی امیدوارم برای سرعت بخشیدن به کاهش وزنت زیر 1200 کالری نخوری و یک رژیم خیلی محدود نداشته باشی چون هم ادامه دادنش سخته و هم وقتی کاهش وزن پیدا کردی به محضی که کالریتو کمی بالا ببری سریع وزن، اضافه میکنی..به نظرم سعی کن از همه گروههای غذایی(هرم غذایی) استفاده کنی ..تنها روش معقول در حال حاضر کاهش مصرف شکر و روغن هست..
در مورد ورزشت باز هم توصیه ام به اعتداله.. بیشتر از یک ساعت را واقعا به ورزش اختصاص نده ولی سعی کن یک ساعت را با کیفیت انجام بدی و با تغییر شدت فعالیتت فرم اینتروال بهش بدی..
خوب شاید فکر کنی بااین توصیه ها به هدفت نمیرسی..ولی این تجربه" یه دوستانه" بود..
کسی که هم رژیم محدود و هم ورزش سنگین را تجربه کرد و به ایده آلترین فرم بدنی رسید ولی با برگشت به وضعیت عادی نه تنها به پله اول برگشت که حتی بیم اون را داره که از این هم بدتر بشه..پس خیلی مراقب خودت باش و سعی کن از perfect بودن فاصله بگیری...
آوف ویدرزن...و موفق باشی
یه دوست | March 30, 2009 4:10 PM
دوستان عزيز من ميخواهم به اين خانه جديد نقل مكان بكنم شما چك كنيد ببنيد كه خانه جديد براي شما هم مناسب است و نظر دادن راحتته ؟
http://ssaabaa2.blogspot.com/
يه دوست جان خيلي ممنون . من گذاشتم كه هفته اي 300 گرم كم كنم ونه بيشتر پس در عرض سه ماه مثلا ميشه حدود سه كيلو و شصتد يعني ميشم نزديك به 61 كيلو. ولي حالا شايد 61 رو بتونم به 59.9 برسونم يعني فقط يك كيلو رو كمي غير اصولي كم ميكنم يا ميگي به همان 61 دلخوش كنم؟
صبا | March 30, 2009 4:53 PM
سلام دوستان اين خانه رو هم چك كنيد ببنيد كه اين چطوره . ولي البته اين زياد براي من جالب نيست ولي گويا براي دوستان در ايران بهتره . ولي بهرحال شما نظر بديد
http://ssaabaa.blogfa.com/ اين رو هم چك كنيد.
صبا | March 31, 2009 3:30 AM
بچه هایی که دیروز رفتین پیک نیک زود بیایین گزارش لحظه به لحظه بدین ببینیم چی کارا کردین. من که مردم از فضولی. در ضمن غیرتی هم شدم می خوام بدونم روزتون رو چطوری گذروندین.
حوّا | March 31, 2009 5:27 AM
سلام
الان که ساعت 2:20 صبحه و من هنوز بیدارم و تا 4 ساعت دیگه راهی سفر ، فقط اومدم اینجا یه چیزی بگم :
من دارم میمیرم از فضولی که ببینم این "یه دوست" جان کیه ؟ کجاست ؟ چیکار میکنه ؟ چرا وبلاگ نداره ؟ چرا من یه شب کامنتاشو خواب دیدم ؟ چرا ازش میترسم ؟ چرا از خودش ردپایی نمیذاره ؟ و هزارتا سوال دیگه !
خوب دیگه راحت شدم ، برم بخوابم !
سوگند | March 31, 2009 5:52 PM
سلام به همه دوستان . بنده به توصبه برخي دوستان اين جا نقل مكان كردم . لطفا ديگه من رو در اين خانه ملاقات بفرماييد.
پيشاپيش از شلوغي و ناامنظفي معذرت ميخواهم هنوز جا نيفتادم.
http://ssaabaa.blogfa.com/
صبا | March 31, 2009 6:30 PM
سوگند جان
"یه دوست" یک دوست خوبه که تقریباً از همون اول (یعنی از وبلاگ قبلی ورزشکار شدن انار) با انارستانیها همراه و همدل بوده و همیشه توی بحث و گفتگوها حضور فعال داشته و با نظرات خوبی که میداد خیلی ما رو راهنمایی کرده. اینکه کجاست و چکار میکنه به نظر من اهمیت چندانی نداره، خیلی از ماها که اینجا رفت و آمد داریم هم راجع به اینکه کجا و چکاره ایم حرفی نمیزنیم چون اصلاً به موضوع و محور اصلی حرفهامون ارتباطی نداره. خیلیهامون وبلاگ نداشتیم یا اگه داریم انقدر نمینویسیم که داشتن و نداشتنش زیاد با هم فرقی نداره (مثل خودم!) و باز هم به نظر من دوستی که انقدر حسن نیتش و صداقتش برای همه آشکاره نباید ازش ترسید.
شانه | April 1, 2009 1:24 AM
سلام
سوگند عزیز در این دنیای مجازی روابط دارای سطح های مختلفی هستش .
در این حیطه یه دوست برای من بعنوان
اول از همه یک دوست
استاد
مشاور
راهنما
رقیب در بحث ها و مطالب
و به عقیده خودش شاگرد(؟؟؟)
شوخ طبع و رک گو(بعضی وقتا با همین دو تکنیک کنایه هم می زنه)
یک ورزشکار با صفا اهل کوه و دشت
و در اخر باز هم یک دوست هستش
هر کدام از ما به نسبت برخوردایی که داریم (غیر حضوری) تصویری از طرف مقابل داریم که ممکن هستش با واقعیت تفائت های زیادی هم داشته باشه
بگذریم اومدم بگم که
http://sport-nutrition.persianblog.ir/post/47/
وقت داشتید نگاهی بندازید
آق معلم | April 1, 2009 2:12 AM
سلام به همه . پس چرا هيچ كس به من سر نزد؟ حالا كه خانه هم عوض كردم باز خبري نشد؟ خوب من منتظر هستم كه در مورد سوال دوستان نظر بدند لطفا كمي به من كمك كنيد. مرسي
صبا | April 1, 2009 3:18 AM
صبا جان من جوابت رو تو کامنتدونی وبلاگ خودم نوشتم .
لیلا | April 1, 2009 4:00 AM
سلام و سال نو مبارک.
من یادمه یک زمانی سر سیب زمینی یک بحثهایی شد. یادم نیست نتیجه اش چی شد ! (به به چه حافظه ای!!!!) به هر حال امروز دیدم یاهو یک مقاله خوب داره گفتم بیم اینجا لینک بدهم.
خلاصه اش اینکه داره در این مقاله راجع به خوراکیهایی حرف می زنه که شکم را پفی نمی کنند یا کمک می کنند کوچیک باشه.
گفته چای خوبه! توضیه کرده یک موز بخوریم چون پتاسیمش از تاثیر سدیم و پف کردن جلوگیری می کنه و یک نکته جالب اینکه گفته چیزهایی خورده بشه که شاخص گلیسیمیک پایینی دارند (سلام انار!) از جمله سبزیجات. و به طور واضحی سیب زمینی را جدا کرده. یعنی گفته شاخص گلیسیمیک اش پایین نیست.
خلاصه برید بخونید:
http://health.yahoo.com/experts/healthieryou/9219/best-foods-for-a-flat-belly/
آرام | April 1, 2009 5:38 AM
سلام
مطلب جالبی برامون از یاهو اوردی ارام عزیز
گلیسیمیک در واقع نسبت مقدار افزایش قند خون در اثر مصرف یک ماده غذایی به مقدار افزایش قند خون در اثر مصرف شکر(قند) در مدت زمان تعیین شده هستش.
راستی می دونید گلایسیمیک (گلیسمیک) هویج هم بالا هستش131
حتی از سیب زمینی هم بالاتر؟!(سیب زمینی121)
برای رفع سو تفاهم ایتم دیگه ای بنام گلیسیمیک لود هستش که به معنی این هستش که یک ماده غذایی چقدر قند وارد خون می کند
و هویج 10 واحد و سیب زمینی 45واحد هستش
غذاهایی که حجم زیادی اب و هوا در تشکیل انها نقش داشته باشد حتی اگر دارای گلیسیمیک بالایی هم باشند باعث افزایش قند خون بیش از حد نمی شوند
خلاصه هر دو گروه لازمند و تعادل باید برقرار باشه البته بارگیری (لود) هم به عنوان یک شاخص می توان مد نظر داشت
آق معلم | April 1, 2009 7:14 AM
یا حضرت عباس...!
دارم لولو خرخره میشم رسما..
سوگند جون..نکنه "یه دوست 60 چی" نصفه شبی اومده برات کامنت تهدیدآمیز گذاشته؟!!( بچه های ایران میدونن شصت چی کیه)
عرضم به حضورت که من وبلاگ ندارم چون اساسا نمیخوام اوقات زیادی را با کامپیوتربگذرونم.ومن رد پا از خودم به جا نمیگذارم ولی اثر انگشت دارم!.
پاتوقم معمولا اینجا هست وبرو بچه های قدیمی تر و بیشتر با جاده ابریشمی ها می پلکم..در مورد اینکه چرا اینجام..دلایل متعددی داره ..به غیر از اینکه درپی اصلاح شیوه زندگی خودم هستم شاید مهم ترین دلیلی که باعث شد من اینجا را ول نکنم اینه که ارتباطم با گروه منو وادار کرده که به دنبال خیلی از " چراها " و "؟؟؟" برم واین به زندگی من یک "پویایی" داده ..چیزی که پیش از این فاقدش بودم و الان از اینکه دارمش خدا راشکر میکنم و این را مدیون انار و تمام بچه های گروهش هستم..
امیدوارم یه کمی از جواب سوالاتت را گرفته باشی و ممنون که باعث شدی یه بار دیگه از انار و تمامی دوستان به خاطر تمام چیزهای خوبی که در این مدت به من یاد دادند تشکر کنم...
یه دوست | April 1, 2009 8:10 AM
آق معلمم و شونه جون..
بنده فی الحال از بالای ابرها براتون کامنت میگذارم..!
یعنی درطول عمر 14 سال و سه ماهه ام هیچکی اینجوری از من تعریف نکرده بود..
من چی دارم بگم جز اینکه:
دربست اوراقتون هستم
یه دوست ذوق زده!!
یه دوست | April 1, 2009 8:13 AM
من چند تا تجربه خوب داشتم که اومدم اینجا بگم شاید به درد شما هم خورد.
1. موقع آشپزی یه نصفه آدامس گذاشتم دهنم تا ناخنک نزنم. جواب داد حسابی.
2. دیشب بدون روغن املت درست کردم. خوشمزه شد اساسی. (گوجه ها رو خرد کردم و روشون نمک ریختم و با دو تا قاشق آب گذاشتم نرم بشن و بعد زرد چوبه ریختم و هم زدم و آخر سر هم تخم مرغ)
3. اون روزی واسه قیمه، سیب زمینی بدون روغن درست کردم. (تو اندازه ای که می خواستم خرد کردم و بدون روغن تو یه ظرف گذاشتم تو مایکروفر) تو خورشت عین سیب زمینی سرخ کرده شده بود.
4. صبح تخم مرغ رو تو یه ظرف شکستم و همش زدم و گذاشتم تو مایکروفر پف کرد. با گوجه فرنگی و خیارشور خوردمش. خوشمزه شد بدون روغن.
ببخشید که همه تجربه هام در مورد غذا بود. شکمو بودن هم واسه خودش عالمی داره ها.
حوّا | April 1, 2009 8:17 AM
من برای بچه های قدیمی احترام خاصی قائلم و برای بچه های قدیمی تری که هنوز هم اکتیون و بدون غره شدن به معلوماتشون با انعطاف پذیری یاد می گیرند و با تواضع باد می دهند هم احترام بیشتری قائلم...
برای من یه دوست یکی از همون دوستان تحسین برانگیز و آگاه و فعاله که یه جورایی بخش تفکیک ناپذیری از انارستان شده....
ما یکی از چیزایی که توی انارستان قدیم یاد می گرفتیم این بود که به پیش کسوت ها احترام بذاریم و تا می تونیم به جای اظهار وجود شنونده باشیم...حالا من با یه دوست عزیزم کل کل زیاد کردم و اظهار فضل هم گاهی کردم که همین جا رسما لنگم رو می ندازم و خلاصه که ما کوچیکتیم :))
سوگند جونم تو هم کابوس نبین عزیزم...از هرکی به تو آسیب برسه از یه دوست نمی رسه مطمئن باش :)
سالومه | April 1, 2009 3:32 PM
بچه ها من دارم درباره طب آیورودا و تاثیر عدم تعادل دوشاهای بدن بر چاقی مطالعه می کنم..به نتایج درخشانی رسیدم که معلوم می کنه این جذب بالای غذا و کندی متابولیسم و میل به شوری یا شیرینی زیاد از کجا می یاد و راه حلش چیه..این دو روزه راه حل رو دنبال کردم و اثرات شگفت انگیزی دیدم..حالا مطالعه ام تموم شد می یام و بیشتر توضیح می دم..
سالومه | April 1, 2009 3:37 PM
بچه ها من دارم درباره طب آیورودا و تاثیر عدم تعادل دوشاهای بدن بر چاقی مطالعه می کنم..به نتایج درخشانی رسیدم که معلوم می کنه این جذب بالای غذا و کندی متابولیسم و میل به شوری یا شیرینی زیاد از کجا می یاد و راه حلش چیه..این دو روزه راه حل رو دنبال کردم و اثرات شگفت انگیزی دیدم..حالا مطالعه ام تموم شد می یام و بیشتر توضیح می دم..
سالومه | April 1, 2009 3:43 PM
سلام مرسي از ليلا حتما الان ميرم كامنت رو ميخونم.
سالومه پس زودتر اين نتايج را برايمان بنويس.
ثانيا لطفا به خانه جديد من سركشي كنيد كه ادرس من رو فراموش نكنيد.
يه دوست جان , ما هم به شما خيلي ارادت دارم.
صبا | April 1, 2009 3:53 PM
وای خدای من !!!!!!! چه سوءتفاهم بزرگی ...
یه دوست جان ؛
باور کنین اینجور که شما برداشت کردین نبود . من از شما صدمه ای که ندیدم هیچ ، کلی چیز یاد گرفتم . کلی حرف با سند علمی !
من بارها و بارها از همین جا گفتم که چقدر همه بچه های قبلی برام قابل احترام هستن . همیشه گفتم که خیلی مدیون انار و بقیه بچه ها هستم و همیشه گفتم که کمترین همه هستم !
اگر هم حرفی زدم باور کنین باور کنین فقط حس کنجکاوی بود
( ای سوگند ، لعنت به دهنت که بی موقع باز شد!)
آقا من شرمنده همه بخصوص یه دوست جان .
یه دوست جان من رسماً دست بوس شما هستم ، فقط نمیدونم چرا خوابتو دیدم ؟
بازم ببخشید اگه حرف بی جایی زدم .
سوگند | April 1, 2009 4:17 PM
Hava jan,
mersi az nokat e ashpazit, jaleb o mofid boodan.
jeerjeerak | April 1, 2009 11:52 PM