« | صفحه اول | هفته آخر سال 1387 »
من امروز رفتم 3 مایل پیاده روی:))
به همه نصیحاتون گوش کردم. آقا تسلیم! من دوباره برگشته ام خونه اول. دوباره از اول شروع میکنیم پله های ورزشکار شدن رو میریم بالا. عین همون اول دوباره برنامه گذاشتم اینجا.
یاالله هرکس این چند وقت بدتر از من گند زده به سایزش و دستاوردهاش و شلوارش پاش نمیره بسم الله. راه بیایین ببینیم چکار میکنیم.
تکمیل سه شنبه: من یه نظر برای سالومه نوشتم گفتم اینجا هم بنویسم شاید برای شماهایی که مثل من دوباره دارید شروع میکنید به درد بخوره:
میدونی من دلیل اصلی چاق شدنم رو چه جوری کشف کردم؟ یه روز یکی از این مجله های دوزاری رو توی دستشویی برداشتم بردم بخونم نوشته بود اکثر آدمهایی که لاغر میشند باور دارند که ارزش لاغر بودن رو دارند (that they deserve it)و من باورت نمیشه توی کیوب دستشویی نشسته بودم و مجله دستم بود و هق هق گریه میکردم برای اینکه واقعیت این بود که وقتی میگفت سه تا دلیل بگین که شما لیاقت و ارزش لاغر شدن رو دارید نمیتونستم ردیف کنم. یعنی اینجوری که مشکلات دیگه داشتم و دیپرشن و بعد برای خودم ارزش وجودی با فردیت مستقل قائل نبودم هرچی دستم بود رو میریختم از لج توی بدنم که انگار با اون حس بدی که بهم میده با خودم بی حساب بشم.الان هم هنوز همین رفتار رو میکنم. تنها فرقش اینه که الان میدونم که این رفتار رو میکنم. عکس العمل نا خودآگاهم رو سریعتر میتونم به خود آگاهم بیارم. در نتیجه اپیسودی که قبلا سه سال طول میکشید الان سه روز طول میکشه. نصف روز طول میکشه...هست اما من میدونم که هست برای همین اسیرش نمیشم.
در مورد میتینگها من تا وقتی لوگ رو به سیستم جدیدی که توضیح دادم نداشته باشم میتینگها رو شروع نمیکنم. البته امیدوارم همین منظم تر نوشتن من و جدول کشیدنم به گروهمون انرژی بده. لوگ قبلی رو سئوال کرده بودین بستمش. من نمیدونستم هنوز یه عده وزنشون رو اونجا آپدیت میکنند. بستمش چون آپدیت شدن اون مربوط به میتینگها و عضویتهاست. پیشنهاد میکنم بچه هایی که میخوان وزنشون رو آپدیت کنند مرتب یه لوگ وزن مثل اونی که من دارم بنویسند که مستقل از لوگ گروه خودشون داشته باشند. اگر منتشرش کنند میتونند توی وبلاگشون لینگ بدن ما هم ببینیم. نمودار پیشرفت هم اونوقت میتونید بکشید.
| Day | Monday | Tuesday TT | Wednesday | Thursday | Friday | Saturday | Sunday |
| Workout Plan | walk/xt 40 min | run 30-45 min | walk or XT | run 30-45 min | walk or XT | 3 miles | off |
| My workout | none | run 35 mins:) | none | 1 hour kickboxing class | 30 mins walk | none | off |
| Daily Points (19-24) | 12.5 | ||||||
| Daily Calories (1400 -1650) | 1603 | 1651 | 2008! | 1751 | 1554 | 665 | |
| Multi Vitamin | none | none | none | no | none | no | |
| Wake up time (goal: 6 to 6:30 am) | 4:30 | 8am:( | 8am | 8am | 9am | 11am | 12pm |
| Sleep time (goal: 10 to 10:30pm) | 11 | 2am | 1am | 12am | mid-night | 10:30pm | |
| I am proud today because... | I finally started going to fitness classes and loved it! WooHoo! | I went for the walk. | I walked a lot shopping. | ||||
| Notes | I had to start work at 5:30. exceptional day. Didn't count calories | went running. Yay! I have to buy multi-vitamin. Don't have it. | I have just too much to do these days. I work from morning until late night and can barely deliever on time, hence the sleep schedule... | I ate too much because I didn't get up on time and HAD TO skip breakfast to get to my meeting on time. By lunch time I was too hungry. | I logged my food right after dinner which was the reason I didn't have any cookie in the afternoon | apparantly I ate way too little. Will totally make up for it tomorrow morning |

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
سلام
چقدر خوشحال شدم . آخه دیگه احساس می کردم از همه جا رونده شدم و دیگه اصلا" روم نمی شه بعد از دو سال و خورده ای هی بیام بگم خراب کردم . دوباره می خوام شروع کنم و از این حرفها . شلواری رو که توی محل کارم می پوشم امروز دکمه اش بسته نشد. ولی امروز با دیدن این پست یه احساس خوبی در من ایجاد شده که نه ... همیشه فرصت هست .بیشتر از این خراب نکنم .
پریسا | March 8, 2009 2:03 AM
نميدونم چرا كامنتي كه نوشتم رو نشون نداد.
هستي | March 8, 2009 2:41 AM
انار جان من از صبح که دیدم سه مایل پیاده روی کردی ، منتظر پست جدید بودم . خوشحالم که به نتایج خوبی رسیدی :)
Anonymous | March 8, 2009 2:42 AM
هستی جان من توی داشبورد کامنت منتشر نشده ندارم. دوباره میتونی بنویسی؟
anar | March 8, 2009 2:43 AM
به هرحال بازم آرزو ميكنم تموم انارستانيهاي عزيز تا عيد به هدفي كه مشخص كرده اند برسن.
هستي | March 8, 2009 2:43 AM
بالایی من بودم .
لیلا | March 8, 2009 2:43 AM
انار جان باریکلا این بهترین کاره...منم از دیروز از پله اول شروع کردم و با استفاده از تجربیاتم می خوام دوباره از اول اول شروع کنم.یعنی فکر کنم که الان 87 کیلو هستم و تازه می خوام لایف استایلم رو درست کنم و ورزشم رو شروع کنم و روی ذهنم کار کنم..تصمیم دارم که از 87 به 74 برسم یعنی 13 کیلو..
پس یا علی
سالومه | March 8, 2009 2:57 AM
انار تو هم دیگه پوینت نمی شمری؟؟مثل قبلا ساعت خواب و بیداریت هم یه کم از هدفت دورهولی کربوهیدراتت و میانگین کالریت خیلی خوبه
افرین
سالومه | March 8, 2009 3:06 AM
سلام انار جون من یک نفر هستم که حالا فکر کن من یک عضو جدیدم. قبلا هم اینجا می نوشتم ولی با اسم دیگر و حالا یک وبلاگ درست کردم که منو هم لطفا عضو کنید. پس منو عضو می کنید پلیز؟؟؟؟؟؟؟؟
شانون | March 8, 2009 3:53 AM
سلام سلام سلام
صبح يک شنبه همه بخوشي
ليديز اند جنتلمن ما به يک تعطيلي خوب دست يافتيم! قرار بود 2شنبه تعطيل بشيم اما نمي دونم چرا شد شنبه البته بهتر!
آق معلم دويدن را شروع کرد! قابل توجه ساير رقابت کنندگان
5شنبه که به پياده روي گذشت و جمعه هم مادر زن جان سلام ولی روز شنبه دویدیم
اول برای 20 دقیقه هدف گذاشته بودم که تا 55 دقیقه شد
6 کبلومتر 55 دقیقه
وزن قبلش 110.5 وزن بعدش 109.5
یک لیتر اب خوردم و غذا
صبح امروز کمی 110 بالاتر نشون می داد
آق معلم | March 8, 2009 4:09 AM
تصمیم انار
امیدوارم که این جدول حسابی پربار بشه
بریم کامنت های پست قبلی رو یک دور بزنیم
آق معلم | March 8, 2009 4:12 AM
قلب تبسم ضعیفه اول صبحی کلی ذوقید...
شاعر میگه : پیروزی اونه که بعد از شکست باشه
جمیعا واسه امتحانای فردای تبسم یه دعایی بکنید بچه حوصله شکست مکست(!) نداره:دی
تبسم | March 8, 2009 4:32 AM
ا همین الان جدولتون رو اوردین اینجا...چه باحاله
یه کامنت پست میکنیم یوهو صفحه عوض میشه...
فکر کنم الان خرگوش درآد:دی :χ
تبسم | March 8, 2009 4:36 AM
تبسم جان دعا می کنم که امتحانت رو خوب بدی
سالومه | March 8, 2009 4:41 AM
آخ جون . چه جدولی !
انار جونم تبریک میگم برای آغاز دوباره . ما هم مثل شیر پشتت راه میفتیم
آق معلم هم از بالای سکو بر اعمالمون نظارت میکنه .
آفرین انار جون ، 3مایل خیلی عالیه ، البته میدونم شما ماراتن ها دویدی ، اونموقع که ما در عدم بودیم !
خلاصه آقا منم پایه ام
سوگند | March 8, 2009 4:43 AM
اق معلم تشریف نمیارین مشقای مارو ببینین؟پستم گندیدا:دی
تبسم | March 8, 2009 4:43 AM
سالومه جون ممنون یه جوری احساس کردم الان باید برم درس بخونم دعای شما حروم نشه...
تبسم | March 8, 2009 4:55 AM
به به به انار عزيز يك هوراي بلند . و يك كف براي همه از جمله خودم . كه ديروز خيلي خوردم و امروز دوباره از نو شروع ميكنم. و سوگندها و .... خيلي خوشحالم كه دوباره انار سر جاده اول هست و ما هم پشت سرش حركت ميكنيم.
تبسم جان اينقدر تو درس ميخوني من هم فكر ميكنم كه بايد برم درس بخونم ها . ول كن ديگه صبح يكشنبه است ها .
يك مطلب جالب در مورد مكمل ها و ويتامين ها
http://ssaabaa.blogfars.com/blog.html?page=comments&member=ssaabaa&newsid=38046
صبا | March 8, 2009 5:19 AM
سلام خسته نباشيد. اق معلم شما هم بايد مبصر داشته باشيد ها . هم جدول رو دير به دير آپ ميكنيد هم اين شاگردان رو سپرديد دست خدا و رفتيد دنبال پتيز و حلزون و اينها پس كي به ما مشق ياد بده ؟ درضمن من امروز صبح شدم 66.9 يعني از هفته پيش فقط سيصد گرم كمتر شدم . ولي هفته ديگه حتما يك كيلو كم ميكنم و زير 65 مي ايم حالا شما ببينيد
يادتون باشه كه در كامنت قبلي من يك سوال نوشته بودم ولي كسي به من جواب نداده ها . دلم شكسته ها . حالا ديگه .................
صبا | March 8, 2009 5:42 AM
درخواست كمك درخواست كمك درخواست كمك . s.o.s
من بايد حتما حتما و حتما هفته ديگه روز شنبه , زير 65 باشم يعني اين خيلي مهمه زيادي مهمه . الان 66.9 هستم . لطف كنيد همه شما استادان جدول حقير من رو نگاه كنيد و يك و دو و سه به من بگيد كه من دقيقا چه بكنم كه حتما حتما زير 65 برم . لطفا كمك كنيد
صبا | March 8, 2009 5:46 AM
اوپس و منظورم اين شنبه كه ميايد نبودها . شنبه هفته ديگه يعني دو هفته ديگه . بود. يعني هفته اي يك كيلو رو منظورم اينه كه كم كنم . لطفا هر كسي هر نكته اي داره برام بنويسه . قوبون همه شما برم.
صبا | March 8, 2009 5:47 AM
وزن جدید دوستان رقابت کننده
---------------------------------
28/2-6/3
10تا16اسفند
Kg
1 سوگند 90.8
2 زن زمانه 71
3 زی زی 57
4 آریس 72
5 صبا 66.9
6 آلبالو 56.8
7 ميترا 66.9
8 آزی 56
9 جیرجیرک 54.4
10 نارسیس 61
11 شری 62
12 آیدین 110.5
13 آرام 80.6
14 انار 61.2
15 لی لی 74
16 سالومه 88.4
17 تبسم 71.4
----------------------------
× در صورت نیاز به اصلاح خبر دهید
آق معلم | March 8, 2009 6:10 AM
وزن جدید و کاهش وزن دوستان رقابت کننده
28/2-6/3 کاهش وزن
10تا16اسفند
Kg Kg
1 سوگند 90.8 2.2
2 زن زمانه 71 2
3 زی زی 57 1.8
4 آریس 72 1.5
5 صبا 66.9 1.4
6 آلبالو 56.8 1.2
7 ميترا 66.9 1.2
8 آزی 56 1
9 جیرجیرک 54.4 0.9
10 نارسیس 61 0.8
11 شری 62 0.7
12 آیدین 110.5 0.5
13 آرام 80.6 0.4
14 انار 61.2 0
15 لی لی 74 0
16 سالومه 88.4 -1
17 تبسم 71.4 -2.4
----------------------------
× در صورت نیاز به اصلاح خبر دهید
آق معلم | March 8, 2009 6:12 AM
کاهش وزن
Kg
1 سوگند 2.2
2 زن زمانه 2
3 زی زی 1.8
4 آریس 1.5
5 صبا 1.4
6 آلبالو 1.2
7 ميترا 1.2
8 آزی 1
9 جیرجیرک 0.9
10 نارسیس 0.8
11 شری 0.7
12 آیدین 0.5
13 آرام 0.4
14 انار 0
15 لی لی 0
16 سالومه -1
17 تبسم -2.4
آق معلم | March 8, 2009 6:14 AM
وای خدااااااااااااااااااا
اون بالا منم هااااااااااااااااا
دو کیییییییییییلووووووووووووووووووو هم کم کردم از اول اسفند
یک کیلو و یک گرم دیگه کم کنم میام زیر هفتاد (آیکن خجالت بابت اینکه به همون یک گرم هم راضیم)
آق معلم جان
درسته
گفته بودم که ترازوی دیجیتالی ندارم و دقیق نمی تونم بگم
همینی که نوشتید درسته
قرررررررررررررررررربونت!
زن زمانه | March 8, 2009 6:39 AM
1_سوگند جان مراقب باش بیش از سه کیلو وزن کم نکنی که حذف می شوی!
2- زن زمانه اشکال نداره اصل ارائه گزارش مهم هستش و هر جور که راحت هستید
3-زی زی اخرین اخطار برای اپدیت کردن هستش و تا دوشنبه صبر می کنم
4- اریس امیدوارم در مسافرت هم همینطور با اراده پیش بروی
5-صبای عزیز برنامه ات خوب هستش و کمی باید صبر داشته باشی با بدن نباید جنگید
6-البالو لطفا اعلام وضعیت کنید
7- میترا کاهش وزنتان خوب هستش اما به نظرم باید به مواد غذایی که میل می کنید بیشتر دقت کنید
8- ازی افرین تا اینجا یک کیلو شد
9- ایا جیر جیرک پرش بزرگش رو برای این هفته گذاشته
10- نارسیس خوب و با نظم پیشروی می کنید
11- زن اهنی! شری عزیز و برنامه اش فوق العاده مفید برای دوستانی هست که سعی در ورزشکار شدن دارند
12- ایدین -دوستان باید نظر بدهند_
13-ارام عزیز عالی هستش
14-انار عزیز نمی دونم مایل به ادامه با رقابت کنندگان هستی یا نه؟ خبر بده لطفا
15- ارم عزیز با تلاش پابپای دیگران در حال رقابت هستش
16- سالومه جان شما نیز بهم خبر بده که ایا همراهی می کنید با سایرین ؟
17- تبسم عزیز انشا که مشکلات برطرف میشه و همین که با وجود این مسائل با جنگندگی پیش میایی جای تحسین داره
آق معلم | March 8, 2009 6:49 AM
آق معلم من چه خاکی به سرم بریزم . اگه منو حذف کنید سرخورده میشما !!!
بابا من جمعه و شنبه نزدیک 4500 کالری خوردم . حالا یه بار شانس به من رو کرده و دارم وزن کم میکنم شما میخوای منو از کلاس بندازین بیرون ؟
بابا یکی بیاد واسطه بشه . یه دوست جان ، دیانای عزیزم میشه یکیتون به جای ولی من با آق معلم حرف بزنه ؟
بچه ها واقعاً اشکال کار من کجاست ؟
سوگند | March 8, 2009 6:54 AM
اصلاحیه
1_سوگند جان مراقب باش بیش از سه کیلو وزن کم کنی حذف می شوی!
-------------------------------
در بین رقابت کنندگان
سه مادر - ارام لی لی و شری - وجود دارد
آق معلم | March 8, 2009 7:08 AM
چه فرقی کرد آق معلم ؟
خوب بهتر بود مینوشتید : سوگند جان در هر صورت حذف میشی!!!!!
ایهاالناس ! کمک کنید پرونده مو نذارن زیربغلم بفرستنم خونه !
سوگند | March 8, 2009 7:15 AM
سسسسسسسسسسسسللللللللللللللللللللااااااااااااااااممممممممممممممممممممممم. منم بازی ییییییییییییییییییییییییی منم عضو کنید.......
شانون | March 8, 2009 7:16 AM
سوگند عزیز گفتم احتیاط کنی
شاید در این هفته اصلا وزن کم نکنی !
شاید هم بیشتر به هر حال جدولهایت خوب هستش
فکر کنم بخاطر ورزشت هست که مرتب و منظم شده
کالری دریافتی در روزای ورزش به 1500 برسون وسعی کن از مواد پروتئینی و هیدروکربن های پیچیده استفاده کنی
آق معلم | March 8, 2009 7:19 AM
ضمنا هنوز
یک کیلو دیگر جا داری؟ نه ؟
آق معلم | March 8, 2009 7:23 AM
سلام مرسي اق معلم واي من پنجم شدم به به . پس خيلي خوبه . خوشحالم كرديد . يعني من يك كيلو و چهارصد تا الان كم كردم؟ به به . بازم خوشحال شدم. اق معلم ميشه شما يه نظري به جدول من بكنيد و اشكالات من را بگيد همينطور ساير دوستون . درضمن سوگند هم به نظرم حتي اگر چهار كيلو كم كنه اصلا مشكلي نيست چون كه هم خوب داره ميخوره هم ورزش ميكنه اگه ولي بيش از پنج كيلو شد اون وقت بايد بره دكتر .ولي بهرحال مطلقا نبايد حذف بشه. شاگرد اول كلاس رو كه حذف نميكنند اق معلم. سوگند اميد تيم ما هست. براوو سوگند. سوگند جان جدول من واقعا خوبه اشكالي چيزي نداره؟
صبا | March 8, 2009 7:37 AM
سلام انار چه جدول خوشگلی. امیدوارم پربار تر از همیشه باشه.
آقا معلم اعلام وضعیت: من دوباره 57 کیلو شدم یعنی 200 گرم زیاد شدم. نمی دونم چرا؟
ورزش می کنم یه چندروز ولی استرسم زیاده و از غذا خوردنم زیاد راضی نیستم.
من دوباره افتادم رو حالت موجی رو به پایین الان از خودم راضی نیستم به هیچ وجه و فعلا به نظرم همه چی داغونه. هفته پیش حسابی شنگول بودم.
احساس می کنم که از هفته پیش لاغرتر شدم اما ترازو چیز دیگه ای رو نشون میده .
آلبالو | March 8, 2009 7:53 AM
عزیزان دلم کس دیگه ای اون حرکات شکم رو نمیخواد؟؟؟؟واسه یکی از بچه ها میل کردم موفق امیز اومد بدم خدمتتون؟ادرس میل میخواد ولی
در هر صورت هر جور راختین
البته زن زمانه جون گفت که فیلتر نبوده ولی بازهم بعضی از بچه ها گفتن دسترسی به سایت ندارن...در هر صورت ما در خدمتیم
سوگند جون من هم اولش همین بودم تا خرخره میخوردم و هی هم کم میکردم ولی هیچ مشکلی نبود و خیلی خوب پیش رفتم
وزنی هم که کم کردم برنگشت...
صبا گلم جدولت خوبه خانومی...هر دفعه میام چک میکنم خوب میخوری نگران نباش ادامه بده
البالو جون این حس توهه که مهمه.تازگیا من میرم رو ترازو ابروهام نا خدا گاه میره بالا:دی
بی خیال شما ادامه بده ...بذار ترازو هر عددی دوست داره نشون بده
هفته ی پیش که راضی بودین رو میخوای خراب کنی؟/بخاطر ترازو؟؟؟؟نه من میدونم که این امکان نداره
تو بخاطر خودت رژیمت رو شروع کردی برای سلامتیت پس ادامه بده
تبسم | March 8, 2009 8:38 AM
انار جون من فارسیش رو تست کردم.تمیز و مرتب کار می کنه! مرسی
آریس | March 8, 2009 8:39 AM
یه بار درست کار کرد،اومدم مرتبش کنم همه جا رو بهم ریخت،پستم رو مجبور شدم حذف کنم.
جدول رو میسازه اما توش که تایپ می کنم از جدولی در میاد!!
آریس | March 8, 2009 9:08 AM
اریس جونم من پستت رو نگاه کردم بهم نریخته که!خیلی هم خوشگل و رنگی رنگیه تازه!
تبسم | March 8, 2009 9:22 AM
سلام
تبسم جان فیزیک دان، ببخشید که اینجا می پرسم. تو وبلاگ خودت نمیتونم کامنت بذارم. میتونی به یه سوال من جواب بدی؟ هر لیتر بستنی چند گرم میشه؟
من 85 میلی لیتر بستنی کاله نسکافه خوردم. هر 100 گرمش 234 کیلو کالری داره. ننوشته چند گرمه. ترازو هم ندارم. convertor هم ندارم. وقت سرچ کردن هم ندارم. الهی خیر از جوونیت ببینی ننه. اینو بهم بگو تا من بدونم تا شب چند کالری دیگه جا دارم بخورم. وگرنه هیچی نمی خورم و خدای نکرده یه چیزیم میشه و خونم میفته گردن تو. از ما گفتن بود.
حوا | March 8, 2009 9:24 AM
عوضش کردم...تو ورد سلختم
آریس | March 8, 2009 9:30 AM
حوا جان
تبسم سلام عرض میکنه خدا از دهنت؟دلت؟قلبت؟نمیدونم بشنوه بلاخره .(امروز من عجیب تو گیر و دار این ضرب المثل ها موندم:دی)
شما ((99.45))کالری ارزش غذایی یا همون کیلو کالری فیزیک خوردی..که شما بگیرش ((100کالری))مشتریشیم:دی
گفتم که سریعا بری سر خورد و خوراک حالا اینم از محاسبات:
اولا که نوش جونتون دوما اکثر بستنی ها چگالی یکسانی دارند در نتیجه حجم مساویشون وزن مساوی داره
حالا با سرزدن به فریزر متوجه شدم هر 1کیلو گرم بستنی معادل با 2 لیتر هست
پس به عبارتی 85 میلی لیتر معادل با 42.5 گرم هست
حالا فرمودین 100 گرم 234 کالری داره ...
پس به عبارتی 85 میلی لیتر 99.45 کالری داره که با در نظر گرفتن خطای محاسباتی چگالی بستنی همون 100 کالری میشه (در ضمن کانورتور جواب نمیده چون چگالی بستنی رو نداره)
تبسم | March 8, 2009 10:18 AM
نویسنده: انار جمعه 31 فروردین1386 ساعت: 15:28من دیروز دویدن رو شروع کردم. گفتم بگم که بدونید:) سه مایل دویدم توی 43 دقیقه و امروز هم میخوام چهار مایل و نیم بدوم.
تبسم | March 8, 2009 10:53 AM
تبسم جان یه چیزی بگم؟ بستنیم لیوانی نبودها. چوبی بود. یه نوع بستنی کیم که روش یه روکش از شیر و نسکافه داره. این بستنی های لیوانی چگالی کمی دارن. زیاد فشرده نیستن. ولی این چوبی بود. چقدر میشه به نظرت وزنش؟
حوا | March 8, 2009 11:04 AM
حوا جان
یه چیزی معادل این بستنی که میگی بنده با نهایت شرمندگی تناول میکنم
ببین گلم انواع مختلفش یه دونش روش حتی خلال بادوم هم داره
از 120 کالری شروع میشه تا172 این 172 از اون گنده هاست ها مثل مگنوم ایران اخی یادش بخیر
ولی به نظر من شما باید 120 بگیری
روکش کاکائویی کالری بالایی ندارند حتی اگر 10 گرم بشه !کاکائوش میشه معادل 50 کالری
ولی غیر منصفانس دیگه بخوای 150 بالاتر بگیری...
تبسم | March 8, 2009 11:22 AM
خیالت از بابت وزن راحت باشه این بستنی لیتریی که من دارم انقدر فشردس مثل موس شکلات (از نوع وانیلیش)میمونه..
تبسم | March 8, 2009 11:24 AM
مرسی تبسم جونم. من 300 گرفته بودم. یه چیزی تو مایه های همون مگنوم بود تبسم. خیلی هم خوشمزه بود. تو شرکت بچه ها گرفته بودن. من برداشتم اول گذاشتم تو فریزر گفتم بعدن میخورمش. ولی دیدم همه اومدن تو اتاق من بستنی شون رو بخورن. خواستم از گلوشن پایین بره برداشتم خوردمش. پس الان میرم با خیال راحت یه لیوان شیر نسکافه هم میخورم و پرونده امروز رو می بندم.
حوا | March 8, 2009 11:54 AM
تو مایه های مگنوم از نظر اندازه ها. وگرنه روش هیچ مغزی (پسته و بادوم و اینا) نداشت.
حوا | March 8, 2009 11:58 AM
صبا جان به نظر من الان خوب می خوری. قرار نیست که روند کاهش وزن همیشه یکنواخت باشه. بالا و پایین زیاد داره. حالا شما که این هفته نیم کیلو کم کردی. یه وقتایی پیش میاد که آدم همه چی رو رعایت میکنه و وزنش تو یه بازه زمانی مشخص تغییری نمیکنه. به احتمال زیاد به سیکل ماهیانه ات ربط داره این موضوع. به نظر من بازه کالریت رو فعلا بالاتر نیار و یه مدت همینجوری ادامه بده. اگه هم خواستی بری بالاتر بذار برای روزای سفرت. این طوری هم از سفر پاریست لذت می بری و هم تاثیر برنامه جدید روی روند کاهش وزنت رو میتونی بررسی کنی. موفق باشی دوست عزیز.
حوا | March 8, 2009 12:07 PM
بچه ها یه سوال؟
شماها چرا هر روز خودتون رو وزن نمی کنید؟
من روزی هزار بار میرم رو ترازو هر دفعه هم یه عدد و نشون میده. الان دیگه دستم اومده که صبح ها که از خواب بیدار میشم (روم به دیفال بعد از دستشویی رفتن) وزنم کمتر از همیشه ست. بلافاصله بعد از غذا وزنم بیشتر از همیشه ست. تلورانس وزنم تو یه روز منفی مثبت 2 کیلوگرم هستش. اگه مثلا یه روز بعد از ساعت 7 شب تا فردا صبح چیزی نخورم فردا صبح خیلی راحت یه کیلو سبک ترم.
می دونید به نظر من اینکه آدم هفته ای یکبار یا ماهی یکبار وزن کنه میتونه گمراه کننده باشه. چون ممکنه اون وزن کشی موقعی باشه که مثلا برای چند ساعت معده آدم خالی بوده باشه، بعد اگه اون وزن پایین رو ملاک بگیریم و هفته بعدش حتی اگه تو همون ساعت وزن کنیم ولی شرایطمون مثل قبل نبوده باشه ممکنه یه کیلو بیشتر نشونمون بده و دپرس شیم که وزنمون بالا رفته به جای پایین اومدن. در حالی که در واقع پایین اومده. (جمله بندی را عشق است ...).
بعدشم هر روز وزن کردن چون یه فیدبک سریع به آدم میده از کارایی که در طول روز انجام داده، بُعد انگیزشی قویتری میتونه داشته باشه. روند وزن آدم هم اینطوری بهتر دستش میاد. آها یه چیز مهمتر. اینطوری آدم بعد چند گرم افزایش وزن، دوباره برمیگرده به مسیر درست و این طوری نمی شه که مثلا یهو چشم باز کنه و ببینه 2- 3 کیلو رفته رو وزنش و زحمات یک ماهش به هدر رفته.
به هر حال یه پیشنهاد بود. روش فکر کنید و نتایج حاصله رو با من هم در میان بذارید اگه ممکنه.
حوا | March 8, 2009 12:25 PM
راستی انار جان من بدون اجازه شما اومدم تو کامنتدونیت و دارم ازش استفاده ابزاری میکنم. به هر حال شما صاحبخانه ای و منم مطیع اوامر شما. هر وقت از دستم خسته شدی بگو تا دمم رو بذارم رو کولم و برم چترم رو یه جای دیگه باز کنم.
حوا | March 8, 2009 12:32 PM
میشه لطفا بگین xt یعنی چی؟
Anonymous | March 8, 2009 1:46 PM
ازی کجاس پس؟(یه عالمه قلب و دل و سر و کله! ی شکسته)
تبسم | March 8, 2009 2:06 PM
what?
تبسم | March 8, 2009 2:08 PM
انار..انار..بسیار عالیه!
سه مایلو نمیدونم تو چه زمان رفتی ولی شروع خوبیه
فقط بنویس و بنویس
بنظرم خیلی روی پوینت شماری و وزن کلیک نکن..یعنی نگذار اختیار زندگیت را دو عامل وزن و غذا در دست بگیره..اگه تمرکز اصلیت را روی فعالیت ورزشی روزانه ات ..ثبت کردنش و خواب کافی بگذاری موفق تر خواهی شد..
این نظر کسی بود که تو جاده لایف استایل بهینه جاده خاکی زیاد زده و دوباره برگشته و دنبال بهترین راه میگرده
برو که داریمت...یا علی
یه دوست | March 8, 2009 2:28 PM
تبسم و حوا
این بستنی که من جمعه خوردم از مگنوم خیلی کوچکتر بود
شاید حدود نصف
ولی روش نوشته بود 202 کالری
چه جوری شما مگنوم رو حدود 170 کالری حساب کردید؟؟؟
برم ببینم توی یخچال اگه چیزی ازش مونده دوباره چک می کنم میام می گم
زن زمانه | March 8, 2009 2:30 PM
ای وای
اینجا نوشته ارزش غذایی در هر 100 گرم
خاک عالم!
این وزنش 65 گرمه (مثبت منفی 5)
برای 100 گرمش:
انرژی 202 کالری
چربی: 6 گرم
پروتیین:4.3
کربو هیدرات: 23.8
(بستنی چوبی وانیلی با روکش تمشکی)
خوب بستنیه رو اگه 70 گرم هم بگیریم می شه 141 کالری و اون مقدار که من خوردم (جمعه) 34 کالری
زن زمانه | March 8, 2009 2:37 PM
راستی حوا جان
من هم مثل تو مرتب وزن می کنم
قبل از غذا - بعد از غذا - قبل از دستشویی - بعد از دستشویی - قبل و بعد از ورزش - قبل و بعد از خرید و قبل و بعد از هر چی!
زن زمانه | March 8, 2009 2:42 PM
زن زمانه جون بستنی شما هم میشه 131.3 کالری
خانومی یوهو قلبم ریخت پایینا...گفتم حوای مردم!رو از راه به در کردیم:دی
تبسم | March 8, 2009 3:14 PM
حوا جان اتفاقا زیاد وزن کردن کار درستی نیست...همیشه من شنیدم که موقع وزن کشی صبح بعد از دستشویی و قبل از صبحانه است.:)
آریس | March 8, 2009 3:26 PM
قرار نیست که ما وزن آب و غذای تو معده و سایر محصولات! رو رو وزنمون حساب کنیم که!
آریس | March 8, 2009 3:28 PM
xt: یعنی cross training. یعنی هر ورزشی که دو و پیاده روی نباشه. وقتی آدم برنامه دو یا پیاده روی منسجم داره طبیعتا یه سری گروههای خاص ماهیچه بیشتر کار میکنند. فایده برنامه cross training منظم اینکه که با تاکید روی گروههای دیگه قدرت بدنی رو به طور متعادل و هماهنگ بالا میبره, در روزهای استراحت با وجود اینکه به ماهیچه های دویدن استراحت میده بدن ورزش میکنه و آمادگی قلبی و عروقی حفظ میشه, و خیلی وقتها cross training بهترین روش هست که حتی دویدن آدم بهتر بشه. یعنی واقعیتش اینه که هر ورزشی باعث میشه آدم توی ورزشهای دیگه هم بهتر بشه به خاطر اینکه بدن با تنوع ورزشی کاملتر آماده میشه و به یه جور حرکت خاص هم عادت نمیکنه.
از انواع cross training برای دویدن میشه شنا, دوچرخه, یا کار با وزنه باشه. کار با وزنه مخصوصا برای ماهیچه سازی و چربی سوزی بدن خوبه و برای چربی سوزی من دیده ام اکثر مربی ها توصیه میکنند دو تا سه جلسه در هفته باشه.
حوا: خواهش میکنم عزیز خونه خودته. منم اون موقع که تو کار کم کردن بودم ترازو داشتم و مرتب چک میکردم. برای من کمک بود اما خیلی ها رو اذیت میکنه و وسواس پیدا میکنند. من خودم فکر میکنم برم دوباره یه دونه بخرم. اسباب کشی که کردم دیگه نیاوردمش.
یه دوست جان: اوکی:) سعی میکنم غذا منطقی بخورم و به پیاده روی توجه کنم. دیروز که رفتم توی خیابون تازه فهمیدم چقدر دلم برای توی خیابون و هوای ازاد ورزش کردن تنگ شده بود و چقدر به آدم آرامش میده که باشگاه هیچ وقت نمیده. الانم بهار شده و عالیه. ممنون که هوام رو دارین. تصمیم دارم به نصیحت دیانا هم عمل کنم و اون مسابقه ای که اسم نوشتم رو برم حتی اگه همه روز طول بکشه.
anar | March 8, 2009 3:38 PM
آریس هر دفعه توی همون اکسل باید آپدیت کنی و بعد کد جدید بگیری.
anar | March 8, 2009 3:40 PM
آقا معلم من با اجازه تون از رقابت کنار میکشم. فکر میکنم همینجوری از کنار برم پیاده روی بهتره برام.
anar | March 8, 2009 3:54 PM
سلام حوا جان مرسي از نكاتي كه گفتي خيلي نكات خوبي بود حتما به كار ميگيرم چشم من هم تصميم گرفتم كه هر روز وزن كنم.
تبسم جان ميگم ها كلا تو دكتراي كارشناسي كالري شماري داري ها .
انار جان حالا كه ما عضو شما شديم پس شما چرا اينقدر كم پيدايي؟
lمگنوم كه حدود 250 كالري داره .
Nutrition Facts
Serving Size 1 serving (86.0 g)
Amount Per Serving
Calories
260
Calories from Fat
139
% Daily Value*
Total Fat
15.5g
24%
Saturated Fat
11.2g
56%
Sodium
52mg
2%
Total Carbohydrates
26.7g
9%
Dietary Fiber
0.7g
3%
Sugars
23.2g
Protein
3.4g
ولي به نظرم هفته اي يه بار خوبه ها ؟ راست ميگه حوا ميگذارم براي مسافرت اين ولخرجي ها رو بكنم. فكر كنم بايد ترازوم م ببرم والا ميترسم برگشتم يه ده كيلويي دوباره برگشته باشم خانه اول.
صبا | March 8, 2009 4:07 PM
مگنوم با روكش بادومي واي واي خوب شد فهميدم
Calories in 6 Magnum Almond
Nutrition Facts
Serving Size 1 serving (50.0 g)
Amount Per Serving
Calories
337
Calories from Fat
189
% Daily Value*
Total Fat
21.0g
32%
Saturated Fat
14.0g
70%
Sodium
70mg
3%
Total Carbohydrates
32.0g
11%
Dietary Fiber
0.1g
0%
Sugars
28.0g
Protein
5.0g
صبا | March 8, 2009 4:09 PM
آها مرسی انار جونم.
آریس | March 8, 2009 4:44 PM
سلام
اصلا نترس
من پیشنهاد میکنم . بقیه هم که مدام ورزش میکنن یه استراحتهایی تو فواصل برنامه های ورزشی به خودشون بدن
یه مدت کمی تعطیل کنن
.تو عرف مربیان بدنساز بهش تیپرینگ میگن مثلا یه ورزش دیگه ای رو وسطاش انجام میدن
.مثلا کشتی گیرا بسکت میکنن یا شنا میرن. ورزش مداوم هم میتونه خستگی آور باشه .شاید شما دچار اورترینینگ شده باشین
.به نظر من هیچ عجله ای برای شروع نداشته باشین کمی از کارهای دیگتون تو زندگی لذت ببرین.
بهم سر بزنین.
شاد باشین
اوج سلامت | March 8, 2009 5:47 PM
سلام
اصلا نترس
من پیشنهاد میکنم . بقیه هم که مدام ورزش میکنن یه استراحتهایی تو فواصل برنامه های ورزشی به خودشون بدن
یه مدت کمی تعطیل کنن
.تو عرف مربیان بدنساز بهش تیپرینگ میگن مثلا یه ورزش دیگه ای رو وسطاش انجام میدن
.مثلا کشتی گیرا بسکت میکنن یا شنا میرن. ورزش مداوم هم میتونه خستگی آور باشه .شاید شما دچار اورترینینگ شده باشین
.به نظر من هیچ عجله ای برای شروع نداشته باشین کمی از کارهای دیگتون تو زندگی لذت ببرین.
بهم سر بزنین.
شاد باشین
اوج سلامت | March 8, 2009 5:47 PM
ای فرزندان انار
ای ورزشکاران انارستان
ای تپلان در میدان
امید ما در جام آق معلم
تا با هم بگیم یک صدا
سرداران انارستان
پرچمداران انار
خدا نگه دارتان
انار انار انار
در هر زمین و میدان
بر قلّه ی افتخار
شد نام تو جاودان
شد نام تو جاودان
انار اناره، تیم انارستانه
درود به تیم تپلان که قهرمانه
دعای پیروزی بدرقه ی راه تان
ورزشی پوشان انار
خدا به همراه تان
انار به همراه تان
شانه ی پا طلایی
دوباره گل تو کاشتی
برای انارستان ما
جام طلا آوردی
جام طلا آوردی
انار انار انار
در هر زمین و میدان
بر قلّه ی افتخار
شد نام تو جاودان
شد نام تو جاودان
انار اناره٬ تیم انارستانه
درود به تیم تپلان که قهرمانه
انار اناره٬ تیم اناره
درود به تیم تپلان که قهرمانه
حالا یک بار دیگه یک تصمیم درست از شانه بسر٬ از سمت بلاگفا
سانتر روی فدراسیون
شوت
گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل
توی دروازه، گل طلایــــــــــــــــــــــــی
شانه بسر٬ شانه بسر
عجب گلــــــــــــــــــــــــــــــی
به به ٬ به به
......
انارستان٬ انارستان
......
تپلان عزیز مشاهده می کنیم با هم ٬ یک بار دیگه شانه بسر از مقام قهرمانی تیم تپلان دفاع می کنه
آفرین به شیران انارستان
......
سبز و سفید و قرمز
پرچم با آرم انار
می ره به عرش انار
صدای فریاد ما
صدای فریاد ما
فریاد اسم انار
می لرزونه چربی ها
با ورزش٬ آتش بکش
دروازه ی دیابت
دروازه ی بیماری
انار انار انار
در هر زمین و میدان
بر قلّه ی افتخار
شد نام تو جاودان
شد نام تو جاودان
انار اناره، تیم انارستانه
درود به تیم تپلان که قهرمانه
انار اناره٬ تیم اناره
درود به تیم تپلان که قهرمانه
انارستان انارستان
برای شانه بسر
شانه بسر خودش پا به برنامه
پا به مطالعه٬ حالا داخل محوطه ی امتحان مربی گری
چه کسی پشت محوطه ی امتحانه؟ فدراسیون
گـُــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل
گـُــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل
******************************************************************
آقا هیچی بهترین از این روز آدم رو نمی تونه بسازه که آدم بیاد و جدول انار رو ببینه و گزارش آق معلم که حکایت از تلاش رفقا داره رو بخونه و در نهایت شاهد مربی شدن شانه بسر تاج برسر زاده ی انارستانی نسب الاصل باشه. پس عجالتا تقدیم به همه تون:
http://www.carolicious.com/g.htm?id=22596
دیانا اشک شوق اندر چشم داریان زاده ی انارستان دوست!
دیانا | March 8, 2009 8:19 PM
وای تبسم هم اول صبحی البته هنوز بامدادی نا جور ذوقیده تبریییییییییییییییک تبریککککککککککککککک
حیف که باید برم تا 13ساعت و نیم دیگه کلاس و دربه درم خونه نیستم.اومدم ودع کنم....بعد بگین چرا تبسم غیبت داره....
وای تبسم تبریک میگه همه چیو....
تبسم | March 8, 2009 11:20 PM
سلام صبح همگی بخوشی
بقول مارال ووااااااوووو
چه شلوغ بوده دیشب
اا اول از همه از بابت اینکه انار عزیز انصراف دادن از ادامه رقابت ناراحت شدم.
اما با توجه به برنامه ریزی که مشاهده می کنید در بالا و اولیت هاشون خوشحالم که باز با فعالیت و ورزش در کنار دوستان و همراه هانشان قرار گرفتند
آق معلم | March 8, 2009 11:34 PM
یه دوست جان
اهلا و سهلا
شکرا صدیقی , یک لحظه وقتی به خوردن سوپ لاکپشت دعوت شدم (ان هم از نوع کوهنوردش) شوکه شدم!
خلاصه اینکه علیرغم ذوق و شوق برای دیدن عکسها نتونستم
و فعلا از اینکه میزان خظاکاری رو مشخص کنم معذور
----------------------
دیانای عزیز
شرمنده شرمنده
آق معلم | March 9, 2009 12:01 AM
یه دوست جان موفق شدم
حیف این بنده خدا نبود که میخواستی سوپش کنی!!!!
در مورد خلافتون باید بگم با توجه به مخلفات کنارش کم رنگ تر میشه ایضا به تعداد همراهان هم بستگی داره
خلاصه ما رو به هوس انداختی که سری بعد که هوای وطن کردیم دل به سمت کویر کوه های اطرافش بزنیم و خلاصه پای سفره شما بشینیم و در خلافکاریتون شریک یا همه رو به گردن بگیریم!!! :0)
آق معلم | March 9, 2009 12:19 AM
شانه بسر مربی شده؟ درست فهمیدم؟ واااااای یه عالمه تبریک! خیلی خیلی خوشحال شدم دوست نازنین.
آریس | March 9, 2009 1:16 AM
وااااااااای شونه جونم باریکلا باریکلا...خیلی خوشحالم برات گلم ...خیلیییییییی
xoxoxo
سالومه | March 9, 2009 1:27 AM
سلام. یعنی منم عضو شدم؟ خب من دوباره مطلب نوشتم ولی توی همان پست قبلی. ضمنا خواهش می کنم به من بگویید چکار باید بکنم و کی باید وزن جدید بنویسم؟ مررررررررررررررسسسسسسسسسسسسیییییییییی
شانون | March 9, 2009 1:49 AM
وای من از شدت خوشحالی و ایضاً خجالت لپ گلی شدم! بچه ها واقعاً ممنونم از محبت و لطفتون. شماها خیلی خوبید.
شانه | March 9, 2009 4:06 AM
شونه ی گلم خیلی خیلی بهت تبریک میگم . گفتم کم پیدایی ها
آق معلم من همچنان به ورزش ادامه میدم و همچنان نمی تونم جدول بذارم منو اخراج نکنید پلیز . جنبه ندارم یهو می ذارم میرما
zi zi | March 9, 2009 5:44 AM
زی زی جونی دلم برات تنگ شده بوداااااا
شانه جان تبریک
ولی من که نفهمیدم مربی چی چی شدی
به هر حال خیلی خیلی تبریک می گم
تبسم جان
من یه کمی دست بالا گرفتم که وجدان درد بگیرم :دی
زن زمانه | March 9, 2009 6:38 AM
ديانا ميشه يه شعر هم در وصف خنگول و منگول بازي هاي من بگي ؟
خب من چي كار كنم كه نمي تونم مربي ورزش باشم اما كمبود شعر ي دارم از لحاظ عاطفي
باور كن گنده مي ذارمش تو وبلاگم
zi zi | March 9, 2009 7:09 AM
بچه ها من و دیانا عزیز میخواییم با هم کتاب *زنان خوب به آسمان میروند زنان بد به همه جا *رو بخونیم و راجع بهش حرف بزنیم یا همون تبادل لینک بکنیم . این کتاب پر فروش ترین کتاب درباره زندگی زنان هست و از نظر من خیلی به خود شناسی کمک میکنه .۴کتاب بخش و در مجموع ۱۳ فصل هست.هر کس دیگه ای هم که دوست داره باهامون باشه لطفا تو وبلاگ کرم ابریشم بگه تا ببینیم کی و چطوری با هم شروع کنیم.
ani | March 9, 2009 7:58 AM
انار جون فقط 665 کالری خوردی؟ چرا اینقدر کم؟
آلبالو | March 9, 2009 8:57 AM
والا فکر کنم بیدار نبودم به اندازه کافی که غذا بخورم. ولی امروز صبح به شدت مشغول جبرانم . جای نگرانی نیست!:دی
anar | March 9, 2009 9:08 AM
انار حالا از اون ور بوم نیفتی یهویی :)))
سالومه | March 9, 2009 9:37 AM
آق معلم جون..انا مهمان دوست..انا عاشق الطبیعت
شما کوله پشتی ات را ببند..دیگه بسلامتی شونه جونم ارتقاء ورزشی پیدا کرده و قراره ما را تو تیم کوهنوردی راه بدن..اونوقت میریم به اتفاق همه دوستان کوه..حالا اورستی...کلیمانجارویی..فوجی یامایی یا همین شیرکوه ..
بعد هم شما میدونین که تو کویر غذاهای دریایی پیدا نمیشه..پس بی زحمت از لب دریا دو تا خرچنگ چاق و چله بگیرید و گوشه ساک اتون بذارید و برای ما غذای مخصوص سر آشپز آیدین.یعنی "خرچنگ کنتاکی" با سس "جلبک دریایی" درست بفرمایین...!
دو تا عرض دیگه هم داشتم..اول که روم سیاه اونها کوه های کویری نبود..ودوم اینکه این tinypic با من لجه..یعنی من خوراک بچه حلزون ندیدم اما شدیدا با see food میونه ام خوبه..خوشا به سعادت اهل منزل آق معلم
یه دوست | March 9, 2009 12:35 PM
انار جون..تو برنامه ات میبینم که 3شنبه و 5شنبه دویدن گذاشتی
فکر میکنی توان و آمادگیت چقدره..من اگه بودم شاید زمان دویدن را کمتر میگذاشتم که زده نشم..
با cross training ات بسیار موافقم ..ما نیاز به عضله سازی داریم
من یه برنامه جدید از ده روز قبل شروع کردم با روزی 10000قدم و ده روز دوم میخوام یه کم شدتش را بیشتر کنم و برای همین 10 دقیقه را اختصاص دادم به XT ..یه وسیله 4-5 کیلویی دست میگیرم و راه میرم..
انار بازم میگم بنویس..بنویس..حتما موفق میشی
راستی اینم برای تو... هدیه ای از بهار ایران..
http://upload.mamazy.net/images/b0odf2lphm01w36jre6u.jpg
مال امروز صبحه..امیدوارم هر کی میبینه شوق ورزش کردنش در هوای بهاری بیشتر بشه.
یه دوست | March 9, 2009 12:41 PM
سلام به همه دوستان
شانه جون مربي چي شدي بگو كه ما هم ذوق كنيم.
اق معلم ميگم ها پيشنهاد من را گرفتيد؟ خبري نداديد ها كه رد شد يا چي . نوشته بودم كه هفته اي دو بار اعلام وزن بكنيم و شما بنويسيد كه هيجان بيشتر بشه.و.... مفصل نوشته بودم.
بچه ها ميگم ها نظرتون چيه من دو هفته زير 1000 برم ؟اق معلم از مسابقه حذف ميشم؟
صبا | March 9, 2009 1:28 PM
سلام به همه . دوستای گل من دیروز رفتم دکتر تغذیه و از امروز (دوشنبه ) با برنامه ی دکترم پیش میرم .
درمورد عید هم یک سری نکات رو تو یک صفحه پرینت گرفتند و درکنار برنامه ی غذایی ام بهم دادند . من هم به اینجا منتقلش می کنم شاید به دردتون بخوره :
۱- روزهای تعطیل اگرخانه هستید
غذاها رو مطابق برنامه بپزید و میل کنید .
۲- اگردرمهمانی هستید نوع غذا اگر تغییر کرد اشکال ندارد ولی مقدارها را رعایت کنید .
۳-اگر درمسافرت هستید و غذای رستورانی می خورید ، اگر غذای آن روزتان برنجی است حتما برنجی بخورید (باهرچه باشد ) و اگر نانی ، حتما نان بخورید . ( دربرنامه ی پیشنهادی شون ، بعضی ناهارها برنج و بعضی نان هست )
۴-پیاده روی الزامی است درتمام شرایط آن را رعایت کنید .(روزی نیم ساعت پیاده روی الزامی )
۵-اگر هیچ تسلطی برغذاهایتان ندارید سعی کنید یکی از وعده های ناهاریا شام را سبک بخورید حتی الامکان شام را سبک بخورید .
۶- مصرف آجیل با توجه به این که دو مشت آجیل (اگر از مغزها باشند ) حدود ا برابر ۴۵ ق برنج (سه پرس چلوکباب ) می باشد بهتراست واقعا درمصرفشان صرفه جویی شود .
۷- مصرف تخمه به میزان کم به خصوص تخمه هندوانه اشکال ندارد ولی تخمه هایی مثل کدو و آفتابگردان مثل مغزها چاق کنند ه هستند .
۸- مصرف شیرینی درحد روزانه ۵۰ الی ۱۰۰گرم درروز ، فقط برای ۵ روزاول عید و روز۱۳ بلامانع است .
۹- از مصرف شکلات تا جای ممکن پرهیز کنید .
۱۰ - دربقیه موارد مثل سالاد ها توجه داشته باشید مثل برنامه عمل کنید .
لی لی | March 9, 2009 2:33 PM
واي چقدر عالي شد لي لي جان دستت درد نكنه . خيلي خوب شد اينها را گفتي ها . اين نكات خيلي اسون هست من حتما رعايت ميكنم. اگر چيز ديگه اي هم گفتند حتما منتقل كن . دستت درد نكنه . اميدوارم كه همگي در عيد سربلند بيرون بياييم .
صبا | March 9, 2009 2:58 PM
اين مطلب رو هم من داشتم در مورد تغذيه در عيد اگه دوست داشتيد بخونيد خوبه
http://ssaabaa.blogfars.com/blog.html?page=comments&member=ssaabaa&newsid=38312
صبا | March 9, 2009 3:02 PM
سلام به همه
من تکیه اصلیم روی پیاده روی بوده و حالا کاهش سایزم در پائین تنه بیشتر است .10 جلسه شنا هم رفتم اما با توجه به تعطیلی استخر برای کار با وزنه چه حرکتهایی پیشنهاد می دهید.
نارسیس | March 9, 2009 3:39 PM
نارسيس جان من اين ها را پيدا كردم و اين لينك رو نميدونم به دردت ميخوره يا نه بهرحال اينجا با اجازه كپي ميكنم شايد به درد بقيه هم بخوره
بعضی تمرینات بدنسازی هیچگاه از برنامه تمرینی ورزشکاران حذف نمی شود. من این تمرینات را "همیشگی" نامیدم، به این خاطر که فرق نمی کند چند مدل نمونه تمرین جدید روی کار بیاید، این تمرینها هیچوقت از مد نمی افتند و همیشه مورد استفاده قرار می گیرند. در واقع این تمرینات آنقدر مفید و سودمند هستند که همیشه باید جزء برنامه باقی بمانند. این تمرینات در آنِ واحد، روی چندین عضله ی بدن کار می کند و به شما کمک می کند تا در زمان کم بیشترین استفاده را ببرید. اگر مربیتان به تازگی برنامه ی بدنسازیتان را برایتان تنظیم کرده است، و می بینید که بعضی از این تمرینات در برنامه ی شما نیست، باید از او بخواهید که برنامه تان را بار دیگر ارزیابی کند و این 5 تمرین عالی را حتماً در آن بگنجاند.
تمرین شماره 1: اسکوات
علت تاثیرگذاری: اسکوات ها تمرینات بسیار مهم و مفیدی هستند، به این علت که در یک حرکت، تقریباً روی همه ی اعضاء پایین تنه ی شما کار می کند. میزان تولید تستوسترون را در بدنتان افزایش می دهد، از اینرو پاهای شما را بزرگ خواهد کرد. همچنین روی قسمت های بالاتنه تان هم کار خواهد شد.
روش انجام: راه های زیادی برای انجام این تمرین وجود دارد. هم می توانید یک دامبل پشتتان بگذارید یا اینکه از آلت اسکوات استفاده کنید. اگر اسپاتِر ندارید یا وزنه هایتان سنگین هستند، آلت اسکوات برای شما وسیله ی مطمئن تری است. وقتی تعادل خود را به دست آوردید، روی زانوها خم شوید، به صورتی که زانوها به سمت پنجه ی پا باشد. تا جایی پایین بیایید که زانوها زاویه ی 90 درجه بسازند و بعد با استفاده از عضلات باسن بالا آمده و به نقطه ی شروع برگردید.
تمرین شماره ی 2: بِنچ پرِس
علت تاثیرگذاری: بِنچ پرِس تمرین بسیار عالی است، به این خاطر که حرکتی ترکیبی است. این به آن معناست که شما در آنِ واحد روی چندین عضله کار می کنید. این تمرین بر روی عضلات سینه، و همچنین عضلات سه سر و حتی دوسر شما کار می کند. این تمرین، انواع مختلف دارد، و به همین دلیل شما از انجام آن هیچگاه خسته و دلزده نخواهید شد.
روش انجام: در مقابل دستگاه بِنچ پرس، صاف بخوابید. با دستان خود سفت و محکم میله را بگیرید و آهسته آن را بالا ببرید تا جایی که به قفسه ی سینه برسد. بعد آن را پایین آورده تا جایی که یک یا دو اینچ از بدنتان فاصله داشته باشد. چند لحظه به این صورت نگاه دارید و دوباره آن را بالا ببرید. حین انجام عمل تنفس فراموش نشود.
تمرین شماره ی 3: دِد لیفت
علت تاثیرگذاری: دِدلیفت تمرینی بسیار عالی است به این خاطر که تعادل شما را بالا می برد و عضلات چهارسر، پشت زانو، عضلات سرینی و ماهیچه های پشت را نیز تقویت می کند. این تمرین همچنین پایه ی حرکات مربوط به وزنه برداری است، از اینرو آن دسته افرادی که به این ورزش علاقه دارند، باید به این تمرین توجه خاصی داشته باشند.
روش انجام: برای انجام این تمرین، لازم است که یک دمبل را مستقیماً درمقابل پایتان قرار دهید. تا کمر خم شوید و دمبل را بگیرید، زانوهایتان کمی خم باشند. دقت کنید که روی مفصل های زانو خیلی فشار نیاورید. پس از این باید روی عضلات پشت زانو متمرکز شوید، بلند شده و بایستید و اطمینان حاصل کنید که دمبل را نیز در امتداد پاها بالا می آورید. پس از اینکه صاف ایستادید، دمبل را دوباره روی زمین قرار دهید، و تمرین را از نو آغاز کنید.
تمرین شماره 4: میلیتِری پرِس
علت تاثیرگذاری: این تمرین از این جهت عالی است که در یک زمان روی سر همه ی عضلات شانه کار می کند. هر شانه سه جزء پیشین، میانی و پشتی دارد. با اینکه این تمرین روی سه گوش پیشین شانه کار می کند، اما از آن دو قسمت دیگر نیز استفاده می شود. این تمرین همچنین بر روی عضلات شکم نیز کار می کند. این تمرین نیز انواع مختلفی دارد که شامل جا دست های مختلف هنگام استفاده از دمبل است.
روش انجام: برای انجام این تمرین دمبل را محکم با دست بگیرید. پشتتان را صاف و عضلات شکم را جمع کنید. وزنه را مستقیماً به بالای سر ببرید. دقت کنید که آرنج ها در بالا قفل نشوند. بعد وزنه را پایین بیاورید و حرکت را دوباره شروع کنید.
تمرین شماره 5: پلانک
علت تاثیرگذاری: این تمرین روی مغز ماهیچه ها کار میکند، و حین انجام تمرینات قدرتی استاتیک، تقریباً همه ی ماهیچه ها را به کار میگیرد. قدرت استاتیک آن است که نیاز به حرکت ندارد. و برخلاف قدرت دینامیک است که در اکثر تمرینات وزنه برداری دیده می شود.
روش انجام: برای انجام این تمرین باید روی شکم بخوابید. بعد روی آرنج خم شوید و ساعد را روی زمین قرار دهید. شکم را از زمین بلند کنید به صورتی که بدن بر روی تعادل ساعد و پاها تکیه کند. تا آنجا که می تونید به این حالت باقی بمانید، حداقل برای دو دقیقه. برای سخت تر کردن این حرکت، یک دست و یک پا را نیز از روی زمین بلند کنید.
تمریناتی عالی و ماندگار
دست خودتان است که تمرینات قدرتی خود را چگونه انجام دهید، این تمرینات باید بر حسب نیازها و زمان شما برنامه ریزی شوند. باید اهدافتان را برای برنامه ریزی این تمرینات در نظر داشته باشید. تمریناتی که در این مقاله ذکر شد، سالیان سال مورد استفاده ی بدنسازان قرار گرفته و هیچگاه از مد نیفتاده اند، چون واقعاً حرکاتی مفید و سودبخش بده اند. مطمئناً در برنامه ی تمرینی شما نیز باید گنجانده شود .
http://forum.persiandown.com/thread25214.html
http://ninisite.com/content/index.asp?contentID=161
صبا | March 9, 2009 4:16 PM
من يك قسمت از كارديو پارتي رو اينجا گذاشتم . اگر دوست داشيد بر داريد اگه خوب بود بگيد كه بقيه رو هم بگذارم.
http://rapidshare.com/files/207322203/Andale_Step.avi.html
صبا | March 9, 2009 5:21 PM
شونه بسر عزيز
تبريكات فراوون ما رو پذيرا باش.
خيلي خيلي خوشحالمون كردي.
مبارك باشه...
هزار تا گل
يه حلقه هم ازينها كه دور گردن ميندازن.با فريادهاي:
هي
شونه...
شونه...
شونه...
شونه....
هستي | March 9, 2009 7:51 PM
آني جون
منم دلم ميخواست اون كتاب رو بخونم چند روز پيش كه انقلاب بودم از دو سه تا كتاب فروشي كه پرسيدم نداشتن و چون عجله داشتم ديگه نشد خيلي دنبالش بگردم.ميشه بگين از كجا تهيه اش كنيم؟
هستي | March 9, 2009 8:00 PM
آقا معلم
می شود مسابقه را تا بعداز تعطیلات تمدید کنیم بشه جام 40 روزه بلکه تو عید حواسمان بیشتر جمع باشد
نارسیس | March 9, 2009 11:14 PM
سلام سلام سلام
با این شکوفه ایی که یه دوست عکس رو گذاشته ادم عطر بهارم حس میکنه
یاد شعر ویگن افتادم "شکوفه می رقصد از باد بهاری شد سرتاسر دشت سبز و گلناری......."
دیروز اقا معلم 6کیلومتر دوید
51 دقیقه البته بصورت اینتروال
6 دقیقه سرعت و 45 دقیقه ارام
بدین صورت 5 دقیقه ارام 1دقیقه تند
10دقیقه ارام 1 دقیقه تند
5 دقیقه ارام 1دقیقه تند
10دقیقه ارام 1 دقیقه تند
5 دقیقه ارام 1دقیقه تند
10دقیقه ارام 1 دقیقه تند
وزن قبل از دویدن 110.5 وزن بعد از 110
وزن امروز صبح 111 فکر کنم بخاطر زیاد اب خوردن چون دیشب نزدیک 2 لیتر اب خوردم
کمی فشار اوردم اما با توجه به برنامه 4شنبه ام که سبکتر هستش و در واقع بازیابی یا ریکاوری هستش خیلی راضی هستم
آق معلم | March 9, 2009 11:43 PM
یه دوست عزیز
ما پایه کوهنوردی هستیم بشرطی که مثل اون لاکپشت بریم بالا
یک خواهش برای اضاف شدن به معلومات اق معلم نام محل هم (محرمانه یا غیر محرمانه) یا بیست سوالی هر جور که صلاح میدانی بگو.
در مورد اشپزی هم به روی چشم
اما شنیدم خرچنگ کلسترولش بالاست!
ایضا اق معلم استاد املت پزی در کوه هستش! بهتره از دستش ندی!
بابا ما حلزون خور نشدیم که حالا بخواهیم به بچه اش هم رحم نکنیم(جوجه حلزون)
اینا فیله مرغ هستن که اق معلم برای بدست اوردن دل عیلات متحده اش اینجوری درستشون کرده
آق معلم | March 10, 2009 12:03 AM
انار جان
45 دقیقه دویدن به نظر من هم یکم زیاد میاد خیلی مواظب باش به زانو ها و قلب و هیچ جات فشار نیاری. البته اگه کاملا حواست باشه که آروم بدوی میشه اما من جنبه ندارم و هی سرعتم از توانم بیشتر میشه و بعدش می بینم دارم میمیرم که!
کتاب self improvement خوب چی پیشنهاد می کنی؟
شب تاب | March 10, 2009 12:18 AM
Great job Agh mo'alem. Intervals are the best way to burn calories. Keep it up.
From Iron woman :o)
sheri | March 10, 2009 1:13 AM
یه دوست جان چه عکس قشنگی گذاشتین منم امروز صبح کلی شکوفه دیدم ذوق کردم
فندق | March 10, 2009 1:17 AM
انار جان من امروز هرچی سعی کردم نتونستم وزنمو آپدیت کنم مثل اینکه لوگ وزن view only شده
فندق | March 10, 2009 1:25 AM
سلام به همه ورزش دوستان و لایف استایل بهینه داران،چطورید؟
آریس | March 10, 2009 3:04 AM
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام...........(با صدای خاله نرگس چرا بخونید:)))))))))))))))))) نه اون خاله شادونه تلخ:))))))
من چقدر کم رنگ بودم.الان کلی راه از اون بالا اومدم تا به اینجا رسیدما.آقا اینو بزنید به حساب ورزش ذهنی.
انار جان جدول بسیار شیک وخارجی داری امیدوارم مجلسی پرش کنی.منم البته خیلی با این 45 دقیقه ها موافق نیستم.حالا برو ببینیم چه می کنی.
منم از خدا خواسته این توصیه های ایمنی یک دوست رو چسبیدم دی: یعنی اینکه ورزش یعنی حرکت حالا به زبون خودم این حرکت می تونه قر دادن روی میز باشه در برک بین کلاس هایا 2تا چهار راه تا رسیدن به ایستگاه تاکسی یا اتوبوس.
راستش من اگه خودمو بکشم می تونم 3روز ورزش پشت هم برم صبح زود ولی هیچ جوری جذاب نیست برام این مدلیش.مخصوصا که این روزها فقط دلم شلوغی وهوای باز وبهار واینا می خواد برای همینم توی باشگاه یه کم احساس خوبی ندارم تا اطلاع ثانوی
آزي | March 10, 2009 3:35 AM
واما اینکه آق معلم من متاسفم که رقیب خیلی خوبی نبودم ازین نظر که نتونستم خیلی به همه سر بزنم وحضور پررنگی داشته باشم.واینکه من نیم کیلو یک شبه چاق شده بودم بعد از اون مهمونیه بعد نیم کیلو هم که این هفته کم شد شد 1کیلو دی: ولی من دوست دارم در رقابت بمونم تا تهش حتی اگه برنده نشم.من در حد خودم دارم سعیم رو می کنم :)و ایضا تر ممنون از زحمات شما پدر مهربان ومعلم دلسوز و28 تیه متمایل به 29 سنگین وزن :)(این سنگینی از جهت حسنش گفته شد)
واینکه الان از ازون وقتامه که می خوام را بیافتم از سر خط لپ همتونو بکشم.دلم تنگ شده بود ویه عالمه حرف اینجام مونده بود...
آهااااااااااااااااان فکر کنم این همه شادی وخوشحالیم مضاعف تر شد ازون جهت که...........هاهااااااااااااااا.........دیدید بچه محل هامونو؟ها دیدید؟افتخار رو دارید؟من خودم قول دادم اولین شاگرد کلاسش باشم چون دیدم از نزدیک این مربی ازووووووووووون مربی هاست که نباید از دست داد.....میگید نه؟امتحان کنید........
شانهههههههههههههههه خیلی خوشحال شدم حالا برای عرض تبریک میام منزلتون خدمتتون.....وهفته دیگه حضورم کلی هاگ وکیس وپینچ واین برنامه ها علاوه براون تاچ و........:))))))))))))
بچه های خارج مرز بسوزونم دلتونو آیا؟یا بذارم خوش باشید برای خودتون؟
آزي | March 10, 2009 3:44 AM
سلام. من بازم آپ کردم البته توی مطلب قبلی. می دونید هر وقت میام چیزی بخورم یادم می افته که باید اینجا بنویسم و از خودم شرمنده میشم و نمی خورم. یک جا خواندم که هروقت می خواهید مثلا ته بشقاب بچه تان را بخورید، اول به سایز دور کمرتان فکر کنید و بعد آنرا بریزید دور. این جمله مثل یک زنگ همیشه توی گوشمه...
شانون | March 10, 2009 4:09 AM
سلام یک عدد حوای فول کالری پیتزا خورده و بستنی خورده و شیرینی گردویی خورده را از راه دور پذیرا باشید.
حوا | March 10, 2009 4:58 AM
در حال حاضر خوانش مباحثه یک فقره دوست جان و جناب آقای معلم اندر باب پیمایش کوه و طبخ طعام خرچنگ، با صدای دانشین پرندگان و هوای خوشایند بهاری قرین گشته و دل مرا هوایی کرده و به کوه و بیابان برده است. غرض از تحریر این چند خط، ارائه یک پیشنهاد به حضور انور عزیزتر از جان شما همراهان است.
بچه ها حالا که هوا داره خوب میشه کسی اینجا هست که پا باشه واسه کوه رفتن دسته جمعی؟ به نظرتون میشه هماهنگ کنیم و هفته ای یه بار دسته جمعی بریم بالا؟
حوا | March 10, 2009 5:09 AM
اگه برنامه دوچرخه سواری دسته جمعی هم بذاریم من پایه ام ها. این روزا دارم دوچرخه م رو دوباره زین میکنم حسابی. می تونیم تو چیتگر قرار بذاریم یا اگه خارج از شهر هم برنامه داشته باشیم من و همسرم با دو عدد دوچرخه زین شده آماده تازیدن هستیم.
حوا | March 10, 2009 5:26 AM
من باز هم به شدت در حال خورده خوری و گنده خوری هستم . می دونم از بس اومدم اینجا اعتراف کردم دیگه هیچکی دوسم نداره
دیانا چرا برام شعر نمی گی
:)
zi zi | March 10, 2009 6:00 AM
انار جان میتینگ ها چی شد ؟
سوگند | March 10, 2009 6:14 AM
سلام به همه انارستانی های خوش اخلاق
آقا چرا اینجا اینقدر انرژِیش مثبته ؟؟؟ با این که حالم چندان مساعد نیست اما وقتی میام اینجا جون میگیرم !
راستی چرا این روزها همه جا از بازوهای میشل اوباما حرف میزنن ؟
انار جون میتینگ ها چی شد ؟
سوگند | March 10, 2009 6:17 AM
چرا اول دومی اومد آیا ؟
سوگند | March 10, 2009 6:18 AM
من یه عالمه مطلب خوشگل نوشتم توی پستم بیشترش پرید . الان دارم غصه می خورم خفن
zi zi | March 10, 2009 6:23 AM
زی زی جون اصلا مگه کسی می تونه تو رو دوست نداشته باشه؟
اینکه آدم یه کمی بیشتر از برنامه ش غذا خورده باشه، اصلا دلیلی خوبی نیست واسه اینکه این همه احساس بد بهش دست بده و فکر کنه بقیه دوستش ندارن.
دوست من تو جوونی و پرانرژی و پرتحرک، کارت هم که زیاد وسخته. طبیعیه که اشتهای زیادی واسه غذا خوردن داشته باشی. اصلا اگه غیر از این باشه باید به سلامتیت شک کنی. چیزایی که تا الان خوردی نوش جونت. بشین برای بعد از اینت برنامه ریزی کن. این که میگم برنامه ریزی اصلا منظورم این نیست که خیلی وسواس به خرج بدی و دقیقا مشخص کنی که چی می خوای بخوری. اصلا گاهی وقتا بهتره آدم حواس خودش رو از این موضوع "غذا" منحرف کنه و به چیزای دیگه سرش رو گرم کنه تا یواش یواش بیفته رو روال خوب غذا خوردن. ببین چه طوری راحت تری. ولی من شخصا به این نتیجه رسیدم که روزایی که سرم شلوغه و کارم زیاده و درس دارم و فیلم دارم واسه دیدن و کتاب دارم واسه خوندن و مساله ذهنی دارم واسه حل کردن، سراغ غذای بیش از حد مورد نیاز و هله هوله و ریزخوری و گنده خوری به قول تو نمیرم. ولی امان از روزایی که بیکارم. به نظر من روی کار و مطالعه و مخصوصا ورزش تمرکز کن که حواست از غذا منحرف بشه. تو سعی کن هر وقت که میتونی و هر چقدر که میتونی و هر جا که میتونی یه حرکتی از خودت در کنی!!، بقیه ش با من. قول میدم غذا خوردنت جوری تنظیم بشه که خودت هم باورت نشه.
حوا | March 10, 2009 6:33 AM
گزارش رقابت
٣شنبه ٢٠/١٢/١٣٧٨
وبلاگ دوستان بازدید شد
نارسیس - مچ پایش پیچ خورده که امیدواریم زودتر خوب بشه
زن زمانه - جدول رو روزانه کرده و یک عالمه نان محلی زیر میز کامپیوترش قایم کرده
سوگند - کمی دلخور بابت اخطار اق معلم بابت کاهش بیش از سه کیلو هستش ولی نباید دلسرد بشه چون هیچ زحمتی و نکته ای از چشم اق معلم(با توجه به نوشته هایتان )دور نمی مونه
میترا - دچار سردرد شده که امیدواریم بهبود حاصل شده باشه (خیلی ها بر اثر گشنه ماندن دچار سر درد می شوند)
لی لی - بخاط امی تیدا(دخترشان) ادامه برنامه شان را تحت نظر دکتر انجام می دهند - اهسته و پیوسته -
جیرجیرک - طبق برنامه هستند و کلاس کیک بوکسینگ می روند - اق معلم:اماده ام بعد از رقابت یک فایت داشته باشیم البته تبسم هم در لیست رزمی کاران(کونگ فو) هستند-
البالو - جدول رو اپ کرده و گزارش داده
شری - برنامه اش با جدیدت پیگیری می کنه البته بازگشت 1 پوندی داشته که بر اثر جذب اب و مواد بعد از یک تمرین سنگین می تونه باشه
تبسم - جدول ریز غذا ها را حذف _بعلت بهم ریختن تمرکز و گرفتن انرژی - کرده و از جدول کلی تر استفاده می کنه و ریز ایتمها رو در دفتر خودش یادداشت میکنه - تشکر برای سرکشی به دوستان -
آزی - با اداپته شدن با شرایط جدید صحبت از کلاس ورزش کرده - آزی هنگام پیاده روی با کوله پشتی مراقب باش که فشار به ستون مهره ها نیاد -
سالومه - با جدیتی که انتظار می رفت بازگشت خودش رو اعلام کرده
ارام - با توجه به بچه داری و خانه داری هچنان برنامه و پیاده رویشان طبق برنامه است
آریس - هم برنامه هفتگی گذاشته و بعد مسافرت در پیش داره _ 24-تا اول فروردین چکار می کنید؟ -
زی زی - هم با اینکه وبلاگش رو اپدیت نکرده اما با توجه به کامنتش در رقابت هست
صبا - ضمن تشکر از حضور پرنگشان در بررسی وبلاگ دوستان ایشان هم با انگیزه خاصی در حال پیشتازی هستند
متاسفانه انار عزیز از ادامه انصراف دادند
آق معلم | March 10, 2009 6:56 AM
آق معلم چوب کاری میفرمایین
من پررو تر از این حرفام . همچنان ادامه میدم !!!!
هرچند که دو روز پرخوری داشتم
آق معلم شما منو از مسابقه که هیچی از مدرسه هم اخراج کنید ، مثل امیرکبیر از پشت در گوش وایمیستم که درس یاد بگیرم !
سوگند | March 10, 2009 7:10 AM
صبای عزیز
دوبار وزنگیری در هفته مشکل هستش
به چند دلیل
باعث استرس میشه در بین بعضی دوستان
افرادی دسترسی به ترازو ندارند
افرادی به اینترنت دسترسی ندارند
برای این کار سیستم اجرایی قوی تری لازم هستش
در مورد زیر 1000 - یعنی 800 -900 کالری با توجه وزن من مخالف نیستم
اگر دکترتان هم تایید کرده که خوب ! مشکلی نیست
-----------------
نارسیس عزیز این جام تا اول سال جدید هستش
اما اگر دوستان مایل باشند
برای عید برنامه برا حفظ وزن می گذاریم چون کاهش وزن در عید واقعا برای دوستانی که در ایران هستند مشکل هستش! البته این برنامه نیاز به بررسی داره و بازخورد یا فیدبک رقابت قبلی هم در تصمیم به اجرا موثر هستش
آق معلم | March 10, 2009 7:19 AM
آق معلم ممنون.مراقب ستونه فقرات هستم.ولی قول نمی دم آرتروز گردن نگیرم.چون من همچنان درد گردن رو دارم ونمی دونم چه کنم؟برم دکتر گردن یا مشکل از "دل"مه می زنه به گردن دی:
آق معلم با این برنامه تثبیت وزن در نوروز بسیار هستم.من پارسال تا 10 عید رو خوب اومدم بعدش یهو زیاد شدم.
آزي | March 10, 2009 7:25 AM
سلام اق معلم گل , خيلي ممنون ازتوضيحاتي كه داديد ولي در مجموع احساس كردم كه زير هزار كالري كمي برايم مضر خواهد بود و صرفه نظر كردم ولو اينكه كاهش وزنم كمي طولاني تر بشه . خيلي ديگه ميخواهم اصولي بشه . در مورد دو بار وزن كردن هر طور كه شما صلاح ميدونيد ولي من كه دارم روزانه وزن ميكنم و اعلام ميكنم خوشحال ميشم كه شما مشقم را خط بزنيد .
در مورد برنامه حفظ وزن در عيد خيلي عالي ميشه اگر اين رو اجرا كنيم چون كه واقعا خيلي حيفه كه دوباره چاق بشيم . بهرحال با تشكر از زحمات شما معلم دلسوز و گران قدر .
ديگه خيلي رسمي شد ها . بچه ها كارديو پارتي رو روي سايتم گذاشتم اگه دوست داشتيد برش داريد كه خيلي باحاله
صبا | March 10, 2009 7:28 AM
این هم سایت ا
http://ssaabaa.blogfars.com/blog.html?page=comments&member=ssaabaa&newsid=38435
صبا | March 10, 2009 7:47 AM
منم تثبیت عید رو بشدت پایه ام!
آریس | March 10, 2009 7:57 AM
بچه ها سلام
آق معلم ممنونم از زحماتی که با این وقت اندکتون برای سرکشی می ذارین و ما رو به ادامه راه دلگرم می کنید.
من همچنان روی 1300 تا 1400 کالری دارم پیش می رم . پیاده روی ها هم انجام می شه ...
هفته پیش وزن کم کرده بودم که متاسفانه آخر هفته اضافه شده بود الان دوباره برگشت سر همون 79.400 .
امیدوارم همه دوستان هم این 10 روز باقی مونده رو به خوبی سپری کنن.
من هم با برنامه تثبیت وزن در نوروز موافقم چون به شدت برای افزایش وزنم در این تعطیلات نگرانم.
مامان آرام | March 10, 2009 8:34 AM
دوستام یه لحظه لطفا........
بچه های مقیم مرکز..پایتخت نشین های عزیز وحومه.شاگرد زرنگی هایی که خونه تکونی رو نذاشتن دقیقه نود یه یهو دم سال تحویل ببینم هنوز پریز کلیدها تمیز نیست وتا اخر سال کثیف می مونه :) اونایی که خرید های عیدشونو کردن وهیکل ها میزون ولباس ها فیت تن عیدی دارم براتون.ما سانتا نداریم که شب عید بیاد تو جورابمون یه چیزی بندازه که به جاش یه بهانه خوب داریم مثل غزال ومثل کرم ابریشم که تشریف آوردن به وطن ویه شانه بسر مربی داریم که باید بریم حلقه گل بندازیم گردنش وهمه دوره هم بندازیمش بالا وبگیم..........شانه.شانه .شانه........
پس بشتابید برای قرار 28 اسفند روز چهارشنبه یعنی فردای چهارشنبه سوری که آتیش ها رو سوزوندید.
امیدوارم همه بخونن اینجارو چون به دلیل پاره ای مسائل از جمله آب هندوانه وزیق وقت(ضیغ؟زیغ؟)از اطلاع رسانی وان بای وان معذوریم .
در صورت تمایل می تونید به سرعت حالا نه خیلی به سرعت تلفن تماس رو برای من شانه یا لیلا ترجیحا شانه ولیلا بذارید تا برای آگاهی از بقیه ماجرا اطلاعات لازم رو در اختیارتون بذارن.
سعی کنید حتما بیاید که خاطره خوبی از سال 87 ثبت شه .کلی هم برنامه ویژه داریم که اینجا به دلیل مسائل امنیتی وناموسی از گفتنش معذورم.
پس منتظر هستیم.بعدا نگید نگفتید ها یک هفته زودتر اعلام شد ها.فردا نگید شخصا باید از ما دعوت میشد ما بدونه دعوت جایی نمیریم ها.......
از نور چشمی های عزیز در مراسمی جداگانه پذیرایی به عمل می آید :)))))))))))))))))
یعنی این آخر دروغ گویی در کارت عروسی می باشد وشروع یک وعده دروغین دی: خوب چی میشه اون نور چشمی ها بیان گند بزنن به فیلم عروسیتون هانننننن؟؟؟؟؟:))))))))
آزي | March 10, 2009 11:09 AM
انار اگه برات ممکن بود تو تابلو اعلاناتت میشه بزنی اینو.
آزي | March 10, 2009 11:12 AM
سلام علیکم D:
ببخشید مثل اینکه یک مدت من کامنتها را نمی خواندم اعضای جدید آمده اند. غرض از کامنت گذاری این که اینجانب آرام بوده و "مامان آرام" در رقابت جام شرکت می فرمایند. (این "مامان آرام" مامان من نیست ها!).
آقا معلم پلیز اسم این دوست عزیز را کامل بنویسید که دوستان قدیمی من قاطی نکنند یا یک هو فکر نکنند من خالی بستم! اینجانب تقریبا همان وزن مامان آرام را دارا می باشم، منتها به پوند. خوشبختم. :)
آرام | March 10, 2009 11:48 AM
یک عدد تبسم دل اب شده از فراخوان ازی جون:
×××اق معلم :اجازه؟فوق العاده از زحمات شما تشکر میکنم ممنونم از وقتی حذف کردم جدول و فوق العاده برنامم منظم تر شده
×××در مورده عید:من هم موافقم که عید مسابقه ای نباشه که بچه ها استرس نداشته باشن ولی من به نوع خودم برام استرسی به همراه نداره بلکه یاد اور این
نکته است که رژیم ما اصلاح خورد و خوراکمون و به نوعی (((تربیت خودمون))) هست و فکر نمیکنم جا زدن در اون خیلی قابل قبول باشه
×××ازی جان: من فکر میکنم بد نباشه به دکتر سری بزنی میدونی با توجه به اینکه شما کنکوری بودی----و به نسبت ساعات زیادی رو مطالعه داشتی بخاطر نحوه ی غلط نشستن معمولا این درد ها عارض میشه و با کمی نرمش کوچولو که نوعش رو بزار خود دکتر بهت بگه درست میشه ولی انقدر ساده هست که پیگیریش می ارزه
×××حوا جان:از کامنتی که برای زی زی گذاشتی استفاده کردم ممنون اره همینطوره باز هم همون قضیه ی کتاب راز/روی هر چیزی تمرکز کنیم حتی نخوردن غذا مداوم اون رو به سمت خودمون جذب میکنیم و با یه این حادثه یا باید با صرف انرژی فوق العهاده جواب منفی بدیم و یا مثبت و خودمون رو راحت کنیم که بهترینش همون ندیدن "(پرت کردن حواسمون)از این قضیه است البته همینطوره که واسه هر کی یه جوره
×××زی زی جون: متاسفم اگه پیشنهادم با مسابقه نمیخونه باز هم این تجربه ی منه ولی با توجه به کامنتهایی که میذاری که نشون از حال و احوالت میده من جای تو بودم یه غیبت انتحاری (انتهاری؟) تایمش هم نسبت به بار ذهنیم میکردم و دنبال خودم میگشتم
میدونی تبتی ها یه باوری دارن هر موقع کاری رو با عجله انجام بدن مدتی مکث میکنن و در جواب هم میگن منتظریم تا روحمون بهمون برسه!!!!
×××شب تاب جان:نویسنده ی این کتاب سلف ایمپرومنت رو میدونی ؟
تبسم | March 10, 2009 12:04 PM
یک عدد تبسم دل اب شده از فراخوان ازی جون:
×××اق معلم :اجازه؟فوق العاده از زحمات شما تشکر میکنم ممنونم از وقتی حذف کردم جدول و فوق العاده برنامم منظم تر شده
×××در مورده عید:من هم موافقم که عید مسابقه ای نباشه که بچه ها استرس نداشته باشن ولی من به نوع خودم برام استرسی به همراه نداره بلکه یاد اور این
نکته است که رژیم ما اصلاح خورد و خوراکمون و به نوعی (((تربیت خودمون))) هست و فکر نمیکنم جا زدن در اون خیلی قابل قبول باشه
×××ازی جان: من فکر میکنم بد نباشه به دکتر سری بزنی میدونی با توجه به اینکه شما کنکوری بودی----و به نسبت ساعات زیادی رو مطالعه داشتی بخاطر نحوه ی غلط نشستن معمولا این درد ها عارض میشه و با کمی نرمش کوچولو که نوعش رو بزار خود دکتر بهت بگه درست میشه ولی انقدر ساده هست که پیگیریش می ارزه
×××حوا جان:از کامنتی که برای زی زی گذاشتی استفاده کردم ممنون اره همینطوره باز هم همون قضیه ی کتاب راز/روی هر چیزی تمرکز کنیم حتی نخوردن غذا مداوم اون رو به سمت خودمون جذب میکنیم و با یه این حادثه یا باید با صرف انرژی فوق العهاده جواب منفی بدیم و یا مثبت و خودمون رو راحت کنیم که بهترینش همون ندیدن "(پرت کردن حواسمون)از این قضیه است البته همینطوره که واسه هر کی یه جوره
×××زی زی جون: متاسفم اگه پیشنهادم با مسابقه نمیخونه باز هم این تجربه ی منه ولی با توجه به کامنتهایی که میذاری که نشون از حال و احوالت میده من جای تو بودم یه غیبت انتحاری (انتهاری؟) تایمش هم نسبت به بار ذهنیم میکردم و دنبال خودم میگشتم
میدونی تبتی ها یه باوری دارن هر موقع کاری رو با عجله انجام بدن مدتی مکث میکنن و در جواب هم میگن منتظریم تا روحمون بهمون برسه!!!!
×××شب تاب جان:نویسنده ی این کتاب سلف ایمپرومنت رو میدونی ؟
تبسم | March 10, 2009 12:06 PM
بچه ها الیاس درون من این روزا بدجوری فعال شده. همش در حال وسوسه کردنه. از وقتی که از سر کار برگشتم یه ریز داره به من ندا می ده که پاشو ته اون بستنیه رو که تو فریزره در بیار. منم همین چند دقیقه پیش به نداش لبیک گفتم و رفتم بستنی رو از فریزر درش آوردم. قاشق غذاخوری (!!) هم برداشتم که شروع کنم به خوردن و حالا نخور کی بخور.
....
ولی نگران نباشید. در آخرین لحظه به خودم اومدم و سنگه رو پرتاب کردم سمت الیاس درون و پاشدم یه لیوان شیر بدون چربی واسه خودم ریختم و فقط یه قاشق سر خالی بستنی توش ریختم و روش نسکافه هم ریخنم و هم زدم و جاتون خالی یه کافه گلاسه خیلی خوشمزه ی کم کالری (مطمئنا زیر 150 کالری) خوردم. تجربه جالبی بود واسم. مطمئنم اگه شروع به خوردن بستنیه می کردم این دل نازک من به چند قاشق رضا نمی داد و تا کل بستنی تموم نمی شد ول کن ماجرا نبودم.
حوا | March 10, 2009 12:43 PM
آزی این برنامه ای که میگی فقط مخصوص خودتونه یا کسی مثل منم می تونه توش شرکت کنه؟
حوا | March 10, 2009 12:46 PM
آرام جون
اینقدر خوشحال میشم وقتی اظهار وجود می کنی اینجا! منم یه لحظه گفتم آراممون که نی نی نداشت که!
شب تاب | March 10, 2009 1:42 PM
آیدین جان
یک عالمه نبود هاااااااا
همه ش 5 تا دونه مونده بود!!! :دی
بابا شما چه جوری چاق شدید اصلا؟؟
یک عالمه یعنی خرج دو سه هفته! 5 تا خرج یک ساعته!!! :دی
زن زمانه | March 10, 2009 2:13 PM
انار جان
من هم مثل فندق نمی تونم لوگ رو آپ کنم.
زن زمانه | March 10, 2009 2:39 PM
تبسم جان
این کتاب های روانشناسی که ساده نوشته می شوند و آدم می تونه خودش بخونه و تمرینهاشون را اجرا کنه را اینجا تو کتابفروشی ها می گذارند تو دسته ی سلف ایمپرومنت. کتابهای دکتر وین دایر خوبند + کتاب قانون شفا
توی ایران که ما دیگه سرعت فارسی خوندنمون بالاست راحت تر میشه فهمید که چه کتابی به دردمون می خوره از همون ورق زدنش توی کتاب فروشی. برو یه نگاهی بکن و یکم تو کتاب فروشی ها بپلک :) اما من اینجا یکم احتیاج به راهنمایی دارم.
شب تاب | March 10, 2009 3:50 PM
شب تاب جان پس چه خوب /لطف میکنی اسم کتاب رو به انگلیسی بگی؟
من هم ایران نیستم و اینجا تعصب شدیدی به زبانشون دارن حتی انگلیسی به زور صحبت میکنن در کتابخانه هم اگر کتاب یونانی نباشه باید اسم دقیق انگلیسی +اسم دقیق نوسنده و یا مولف+کد شناسه ی کتاب (نوسینده رو بگی از امازون پیدا میکنم)رو بهشون بدم تا همون و یا معادلش رو (یعنی ترجمه شده)برام سفارش بدن از کتابخانه های بزرگ خودشون
تو کتابخوانه های معمولی سخت کتابی رو به یه زبان دیگه میشه پیدا کرد
تبسم | March 10, 2009 6:08 PM
آقا همونطور که می دونین من معمولا کامنتها رو تدریجی می نویسم و یه هو کامنت افشانی و پراکنی می کنم متاسفانه دیروز کامپیوترمون قاط زد و همه ی نوشته ها و سرایش ها مون برای اینجا و جاده ی ابریشم رو به باد فنا داد. این روزها هم به قول گویش کشور دوست و برادر و همسایه مون افعانستان٬ بد جوری مصروفم!(= مشغولم) به بزرگی خودتون کم رنگی ما رو بپذیرین بخصوص توی این روزهایی که این همه خبر خوب توی انارستان داریم و باید به قول آزی روی میزها بریم و حرکات موزون رو نَفراموشیم. کم رنگی ما رو به قلب قشنگی خودتون (باز هم به قول همان گویش!) ببخشین تا بعد سرفرصت بیایم و از دونه دونه ی کامنتهاتون انرژی بگیریم.
دیانا مصروف اندر دنیای حقیقی!
دیانا | March 10, 2009 6:39 PM
زی زی
زی زی
زی زی
امید امید امید داری که :
آره سال به سال
روز به روز
میگذره مفهومی نمونده توش
دقیقه ثانیه لحظه و هر دم
میان و رد میشن
با شادی و با غم
خاطرات روی همدیگه جمع میشن
تلخ و شیرینی هاش بهت میگه تجربه میشن
اداها نگاها صداها
اونایین که تکرار میشن
توی لحظه ها
زمین زمون
کویر دریا
ستاره آسمون
کوه یا که صحرا
بالا پایین
خدا ماییم
که اینجا نشستیم
توی تنهایی
آره ساده ست گفتن همه ی این کلمات
اما مفهومشه که داره پشتش تلفات
اینجا اونجا تو تموم روایات
حتی حکایات
حتی حالا شکایات هم
نمیتونی پیدا کنی عمقش رو
آخه تجربه و امتحان و گفتمان
یا همون تحصیل
حتی علم انسان
همه جا که نمی تونن جواب «هدف» رو بدن
همیشه به «هدف» بگو...
تا وقتی که ما
زندگی داریم و زنده ایم
نگاه مون باشه به «هدف»
نبریم این ارتباط رو از «هدف»
تو دلت
تو خودت
تو جون و
تو روحت
باید پیداش کنی
آره پوست و استخونت
اینا چیزایین
که باید بکشی جواب
باید نبینی سراب
باید بری به فرا
باید برسی به جایی
که هیچ خبری نیست
از رنج و غم
از گنج و فهم
میدن یه چیزایی که
درکش واسه همه مون
شده یه معضل
شده یه فرصت
واسه زندگی کردن تو این دنیا
واسه از بین بردن یه رویا
که من و تو نرسیم به آخر خط
یهو می بینی همه چی میشه واسمون سرد
اگه بخوایم به کلی از یاد ببریم
حتی رژیم و ورزش رو هم بخواهیم ما بخریم
یا ناشکری کنیم یا بخوایم بدیم ما پشت
به داراییمون و نداریمون
اینا رو باید شکر
تا وقتی که ما
زندگی داریم و زنده ایم
نگاه مون باشه به هدف
نبریم این ارتباط رو از هدف
بذار چهار دیوار زمون نده بهمون عذاب
نذار بخاطر عشق بشه همه چی خراب
همیشه بگرد دنبال یه راهی و بیدار شو
از خواب غفلت و از عشق «هدف» بیمار شو
کاری بکن تو برسی به اوج من من
همه بن بستای راهت و بکن بر دلم
باید از خودت از روحیات پیدا بشه راهی
تا واسشون بشی یه ناجی
تو یه قطره ای تو یه ذره ای
بذار قطره نقشش و پیدا کنه روی آب
نذار ذره بمونه بمونه سر جاش
پاشو زندگی فیلم نقش تو پیدا کن
خودتو همیشه نقش اول پیش هدف کن
تا بگیری برگ برنده رو بشی
یه پیرو نمونه ی هدفت
راه تو راه من راه ما راه ما...
تا وقتی که ما
زندگی داریم و زنده ایم
نگاه مون باشه به هدف
نبریم این ارتباط رو از هدف
...
***********************************************
زی زی گل و دوست داشتنی دیروز برات ماعری کرده بودم که متاسفانه از دست رفت حالا امروز برات بازسازی می ذارم تا بدونی که شرح حال این روزهای تو حالاتی هستش که همه مون هر از چندی ممکنه درگیرش بشیم. پس ای زی زی عزیز گلانی این ترانه ی گروه ضربت به اسم «مرام ما» با اندکی بازسازی تقدیم به تو و تقدیم به همه مون:
http://www.carolicious.com/g.htm?id=26831
دیانا زی زی گل مرامی دوست داریانی!
دیانا | March 10, 2009 6:41 PM
اوه مای گاد! آرام کفترنشان هم این اینجا بوده. این کبوتر حرم و کفترک دوران قبل از سال نو پرواز رو آغاز کرده که!. دمت گرم و شیرین و مرامت همیشه مستدام باد الهی. با کوله ات کمی بال بال بزن پلیز تا ما بعد برگردیم و نقش خاطره توی تار ذهن مون بزنیم ای عزیز انارستانی.
دیانا ذوب یارانی!
دیانا | March 10, 2009 6:44 PM
سلام دینا جون عجب اهنگ با حالی بود
یه اهنگ دیگه هست عرفان خونده به اسم هدق حد نداره مرز و سد نداره
من دیوونه ی این اهنگم کللللللللللللی انرژی میده اگه دوست داری (رپ هست)برات لینکشو بذارم:Χ
تبسم | March 10, 2009 9:00 PM
هدق=هدف( خجالت)
تبسم | March 10, 2009 9:04 PM
سلام به همه دوستان ورزشکار
به به
زی زی دیگه چی میخوایی!
دیانای مهربان انشا... همیشه نون تو سفرت گرم و اب سر سفرت یخ تگری باشه
آزی خانم با این اعلامیه که انار هم به سر در انارستان اویختش ادم به هوس میافته بیاد ایران
اما خوب در هر صورت برای من فرق نمی کنه چون یک تابلوی بزرگ دایره ای قرمز که وسطش هم یک خط سفید داره و روش نوشته ورود اقایان ممنوع می بینم
به هر حال از طرف من باز هم به شانه بسر تبریک بگید
و خوش و خرم بخورید و بیاشامید اما زحمات خود را هدر ندهید
راستی من امروز از جمع 28 تی ها خداحافظی کردم و به جمع 1+28 تی ها پیوستم
شاد خندان باشید
آق معلم | March 11, 2009 2:20 AM
Happy Birthday Agh Mo'alem jaan. Are you having cake tonight?
sheri | March 11, 2009 2:24 AM
آیدین جان تولدت مبارک!
آزی میبینم که یکی از 28 تی ها کم شد :دی
لیلا | March 11, 2009 2:53 AM
آیدین جان تولدت مبارک..منم تا 4 ماه دیگه به 28+1 ها که توی 30 سال رفتن پا می ذارم...وای وای
شب تاب جونم
کتابهای وین دایر خیلی خوبن..اگه موافق باشین یه هفته صبر کنید و توی این یه هفته یه سرچ خوب توی کتابفروشی ها بکنیم و یه کتاب انتخاب کنیم و توی ایام عید که بیکاریمون بیشتره با هم بخونیم و بعد بیام درباره اش صحبت کنیم..من پنج شنبه می رم شهر کتاب و خوب نگاه می کنم ببینم چه کتابی می تونم پیدا کنم
سالومه | March 11, 2009 3:28 AM
سلام. آق معلم ما رو که به حساب نیاورد. من نمی دونم چطوری عضوم؟ به من لطفا بگویید که منهم باید لوگ وزن درست کنم یانه؟ بعد لوگ را توی وبلاگم بگذارم؟
شانون | March 11, 2009 4:02 AM
آق معلم تولدتون مبارک
بی زحمت امروز خواستین شمعها رو فوت کنین ، تو دلتون آرزو کنین شاگرداتون به سلامتی فارغ التحصیل بشن !
سوگند | March 11, 2009 4:44 AM
انار جان
پس حس من رو خوب درک می کنی...خیلی خوبه که آدم ه دلایل مشکلش آگاه بشه چون به قول تو اپیسودها کوتاه تر می شن و بعد از چند روز که هنوز هم قضیه قابل جبرانه به خودت می یای ..نه بعد از چند ال که یهو 40 کیلو چاق شدی...ولی یه جورایی هم دردناکه وقتی که می فهمی چه بلایی سر روح و روانت اومده :)
سالومه | March 11, 2009 6:24 AM
انار جان
تا دو سه هفته پیش من وزنم رو وارد می کردم.
بعدش دیگه نشد. دقیقا یادم نیست از کی.
زن زمانه | March 11, 2009 7:16 AM
به به اینجا چه خبره . تولد و چهارشنبه سوري, كتابخوني و شاعر و همه چيز بجز رژيم غذايي ها . باريكلا خوشم اومد . تبسم جان هر كتابي انتخاب كرديد اسمش رو به من بگيد من هم ميخونم فقط لطفا اسم انگليسي اش رو بگيد.
اق معلم تولدت مبارك . و انشاالله كه صد سال زير 80كيلو باشيد.
شانون جونم تو هم مثل من بكن يعني خودت خودت رو عضو كن ديگه . ما هر چي منتظر شديم كسي عضويت به ما ابلاغ كنه كسي نكرد ولي اينقدر فعاليت از خودمون نشون داديم فكر كنم كه ديگه تحميل شديم !!!
دوستان من دارم ميرم يك مسافرت تا جمعه احتمالا ظهر يا عصر نيستم. قول ميدم كه دختر خوبي باشم ولي وبم را شب چك ميكنم خوش و سرحال باشيد.
صبا | March 11, 2009 7:20 AM
سلام
انار جون شروع دوبارت تبریک!
بچه ها کسی کتاب بدون اضافه وزن رو خونده؟
انار خوندیش؟
راستی منم میخوام بیام قرار اما تهران:)
مشهد کسی قرار نمیزاره؟
هرکی قرار گذاشت منم دعوت کنه با کله میام!!!
گلی | March 11, 2009 7:36 AM
آیدین عزیز تولدت مبارک . امیدوارم با شادی و سلامتی 120 ساگیتون رو کنار عزیزاتون جشن بگیرید
مامان آرام | March 11, 2009 9:34 AM
من نمی خوام!!! انار دلم گرفت برات. آخه چرا نشستی اونجا گریه کردی؟؟ سالومه هم همین طور.
خب حالا خوبه که دلیلش رو فهمیدین و می تونین به خودتون بگین استاپ بسه دیگه به این دلیله که عصبی خوری می کنی
آلبالو | March 11, 2009 10:19 AM
وااااااااااااااااای چه خبره !
مبارک باشه ایشالا..اصلا اقا معلم ها هرچی سنشون بالاتر میره مهربون تر میشن:دی
صبا جون باشه گلم فقط من هم منتظر شب تاب جان هستم :دی
تبسم | March 11, 2009 10:42 AM
بچه ها من امروز کاپ گرفتم:دی
تبسم فتح کرد...صخره نوردی+کوه نوردی
دو نفر بودیم که به این جا رسیدیم گفتن هر کی از درختها بتونه بره بالا از 4 تا دخت 5 متری ارتفاع رفتم بالا :دی
یعنی کسی به تبسم تبریک نمیگه؟
تبسم | March 11, 2009 10:45 AM
تبسم جان تبریک.
این چیزی که انار گفته برای منم پیش اومده:(و ایضا اینی که این دفعه رسیدن به این نقطه زودتره وبرگشتش سریع تر.احتمالا به مرور زمان این برگشت به شرایط ایده آل هی کمتر وکمتر میشه شاید وحتما میشه روزی که ماهم بچه مثبت میشیم .
حوا جون ازنظر من که مانعی نداره همه می تونن بیان ما خوشحال میشیم.
تبسم جون شرمنده چراغ ها رو خاموش کنید من یک اعتراف کنم البته من که رسوای زمانه ام بگم که من در زندگیم یک ساعت هم نشده که بشینم پشت هم درس بخونم دی:اون وقت تو مگه فکر کردی من سد چه کنکوری رو شکستم؟
از درس خوندن نیست نمی دونم چیه فقط می دونم که این روزا که سرم زیاد پایینه ودر حال چشم چشم دوابروام بدتر شده.
از درخت هم بالا میری؟بابا تو دیگه کی هستی؟
آزي | March 11, 2009 12:09 PM
به ازی جان میدونی درس خوندنه من چطوریه؟کتابو برمیدارم میذارم رو دوچرخه بعد راه میفتم کوچه خیابون!!!بخدا شدم سوژه ی ملت اصلا نمیتونم بشینم مثل خودت:دی
ازی جون چرا دکتر نمیری اخه؟کاره چند دقیقس معاینش
سه سوته مهره چک میکنن و اینا
من عاشق درخت و دیوار و ...هر چی بشه ازش بالا رفت هستم خدا قسمت کنه پله های موفقیت ....اهم اهم:دی
تبسم | March 11, 2009 12:17 PM
تبسم جان و صبا جان
سالومه جون زحمتش را قبول کده که یه نگاهی به کتابها بکنه و اسم فارسی و انگلیسیش را بهمون بگه.
گلی جون
میشه اسم کتاب و نویسنده اش را به انگلیسی برامون بنویسی؟
کسی پیشنهادی واسه ما نداره؟
شب تاب | March 11, 2009 1:20 PM
آیدین جان
تولدت مبارک
تبسم جان
درخت نوردیت! مبارک
آزی دکتر بهت آدرس بدم؟
شب تاب | March 11, 2009 1:22 PM
آق معلم تولدت مبارک !
لی لی | March 11, 2009 1:49 PM
آیدین جان
تولدت مبارک
با یه عالمه آرزوی خوب خوب خوب
سهم کیک من هم مال سوگند :دی
زن زمانه | March 11, 2009 2:03 PM
shabtab jan, do you mean this book: http://www.amazon.com/Good-Girls-Heaven-Bad-Everywhere/dp/0312151365
i heard someone mentioned it here.
Aidin jan, Happy birthday. Hope this coming year of your life is filled with good achievement.
jeerjeerak | March 11, 2009 2:25 PM
مرسی جیرجیرک جان
دنبال کتاب می گردیم که به فارسی و انگلیسی موجود باشه و کسی هم توصیه اش کنه که خوبه. هدف اینه که بیشتر خودمون را دوست داشته باشیم و اعتماد به نفسمون بهتر بشه.
شب تاب | March 11, 2009 4:06 PM
I deleted your comment.
Anar
Anonymous | March 11, 2009 4:08 PM
ببین Anonymous سن من زیاد نیست به اندازه ی کافی هم باشگاه ماشگاه رفتم
فقط میدونم حضور اقا ایدین اینجا یه نعمته ! اگه یه نگاه به توضیحات وبلاگ و کامنتاشون انداخته بودی متوجه میشدی
خیلی حسن نیت میخواد که کسی با این اطلاعات بدون اینکه کوچکترین منفعتی براشون داشته باشه اینجور کمک میکنن.به این میگن انسانیت ....
تبسم | March 11, 2009 4:43 PM
خوب شد زود پاکش کردی انار.
شب تاب | March 11, 2009 5:18 PM
چه خبر بوده؟ما خواب بودیم نفهمیدیم؟آلبالو بدو بیا.......
آزي | March 11, 2009 11:27 PM
سلام سلام سلام
صبح همگی بخیر و شادی
ممنون از همه دوستان (ببخشید که اسم نمی برم چون ممکنه کسی از قلم بیفته و اسباب شرمندگی بشه) بابت تبریک و نوشتهای محبت امیزتان
آق معلم دیروز
ریکاوری یا دوباره اماده شدن داشت
40 دقیقه پیاده روی معمولی فکر کنم 3 کیلومتری شد
آق معلم | March 11, 2009 11:52 PM
هه هه آزی در خواب غفلت بودی!
آقا معلم با تاخیر تبریکات صمیمانه بنده رو هم پذیرا باشید.
anar | March 12, 2009 12:10 AM
ممنون صاحبخونه بابت تبریک
الان که کامنت ها رو میخوندم
فکر کنم این 4 کامنت اخری یجورایی در رابطه با من بود؟!
خوشحالم که دوستانم چه در انارستان و چه خارج از انارستان با شخصیت من اشنایی دارند و این حرف ها تاثیری نداره و انقدر هم از آگاهی بالایی برخوردارند که مواردی که لازم باشه را شخصا به خودم گوشزد کنند
دوستان عزیز(یکی - بدون نام - x - y)
در مزرعه دیگران باد نکارید
چون طوفان مزرعه شما رو درو می کنه
آق معلم | March 12, 2009 12:50 AM
گزارش رقابت
وبلاگ دوستان بازبینی سطحی شد
رقابت کنندگان لطف کنند وزنشان را در وبلاگ
رقابت سالم برای تندرستی بصورت کامنت اعلام کنند
آق معلم | March 12, 2009 5:11 AM
تکمیل کامنت اق معلم:
از دانش اموزانی از جمله تبسم بخاطر دریافت کاپ نهایت قدر دانی و بنا به رضایت ایشان چند کیلویی کاهش وزن تقدیم میشود:دی
تبسم | March 12, 2009 6:11 AM
انار خانوم گل..
صبحت به خیر..
من اون NONE دیروزت را که جلو ستون ورزشت هست قبول ندارم!
کاش نوشته بودی 10 دقیقه راه رفتن..
یادت باشه یه ذره بهتره از هیچه..این شعاری هست که خودت به ما یاد دادی و بدجوری تو کله امون رفته..
پس کاری کن که باور کنم انار حرفهای قشنگش را فراموش نکرده..
یه دوست "کم ورزش دوست"!!
یه دوست | March 12, 2009 6:53 AM
آق معلم تبریک واقعا
امیدوارم تولد 120 سالگیتون رو جشن بگیرین ورزشکاری و سالم باشید
ببخشید من انگر دچار کمبود تمرکز و توجه شدم دیروز اومدم اینجا ولی سرسری رد شدم
آلبالو | March 12, 2009 8:10 AM
من به وزن 86 رسیدم دوباره :)) این چند روز خیلی تند تند اومدم پایین
شب تاب جونم
این کتاب زنان خوب به آسمان می روند-زنان بد به همه جا می رسند...نوشته اوته ارهارت
من اسم آلمانیش رو می دونم ولی فکر کنم همونی یه که جیرجیرک در چند کامنت گذشته گذاشته
جلد پشت کتاب یه خلاصه ای نوشته که می نویسم براتون
زن جنس سر به راه .مهربان.انعطاف پذیر.فروتن و نجیبی است.چنین تصوری در ذهن همه بانوان وجود دارد.سر به راه بودن باید راهی به سوی کامیابی باشد.اما در واقع چنین نیست.
امروزه زنان نمی خواهند فقط سر به راه باشند.آگاهی زنان از خویشتن افزایش یافته است.با این حال تناقض های فراوانی در ذهن ذن امروزی نهفته است.
می کوشد تا خود را ابراز کند اما وجدانش ناراحت است.در بیرون خاموش اما در درون آکنده از کشمکش است.از سویی می خواهد محبوب همگان باشد و می کوشد همه را راضی نگه دارد و از سوی دیگر می داند که به این ترتیب دچار وابستگی می شود.
می خواهد ابراز وجود کند اما قصد آزار هیچ کس را ندارد.می خواهد به اهدافش دست یابد اما نمی خواهد دیگران را هم زیر پا بگذاردومی خواهد انتقاد کند اما بد کسی را نمی خواهد.می خواهد اعتماد به نفس داشته باشد اما کسی را هم نترساند.
دودلی و تردید او در حالت های ظریف جسمانی اش نمایان است.سری که اندکی خم شده .نگاهی شرمگین و پرسشگر و لبخندی مردد
گویی می گوید:"در عمق وجودم از خودم مطمئن نیستم .به من بگویید چه کار کنم."
خب اینم خلاصه پشت جلد.به نظرم برای شروع کتاب خوبی یه
می خواستم اول شفای زندگی رو پیشنهاد کنم ولی این خوندنی تره..نظرتون چیه؟؟
سالومه | March 12, 2009 10:29 AM
من موافقم سالومه جون. من امروز سفارشش میدم. تبسم و صبا موافقید؟ کس دیگری هم دوست داره با هم شروع کنیم؟
شب تاب | March 12, 2009 1:23 PM
I checked it out of the library last night. The book seems interesting. I think i have this Monalisa syndrome(chapter8)! and i have to treat it! l
jeerjeerak | March 12, 2009 2:06 PM
چه برنامه جالبی من ای کاش می تونستم تو این کتابخوانی و دور هم جمع شدنها باشم:( حیف حیف حیف:( واسه کتاب که بسسسسسسسسسسسیار سرم شلوغه واسه مهمونیم که شهرستانم:(
بهارک | March 12, 2009 2:37 PM
برای همگی ارزوی موفقیت میکنم انقدر خاطره ی خوب از اینجا دارم که هیچ وقت فراموش نکنم/همیشه شرایط دست ما نیست /ولی عکس العملش دست ماست
مجبورم برم/اومدم بگم بخاطر همه چی ممنونم از انار مهربون تشکر کنم که این مدت حضور منو قبول کرد و دوستایی که بی نهایت گرم و صمیمی من رو در جمع خودشون قبول کردن
بیشتر از اون چیزی که فکر کنید به من کمک کردین شاید با یه جمله ی کوچیک یا هر چیزه دیگه ای
5 دقیقه وقت مونده باید برم...
ازی مهربون که ظهر با اومدن به وبلاگت بغضم شکست و ناراحتت کردم منو ببخش بلاگت نتونستم بیام تشکر همونجا تو وبلاگم جواب محبتت رو دادم
در مورده چی باید بگم؟وزن الانم 63 کیلو هست...ورم بدنم خوابیده...
امیدوارم بتونم تو این مدت که شاید بیش از یک سال بشه اینجا سر بزنم دست خودم نیست مجبورم کاری بود که باید میکردم ناراحت نیستم مشکلات باید باشن تا ادم احساس زنده بودن بکنه
دوستون دارم خدانگهدارتون باشه
تبسم | March 12, 2009 3:13 PM
سلام به همه دوستاي گلم . بنده الان رسيدم از سفر . بينهايت دختر خوبي بودم و خيلي خيلي خوب رعايت كردم حتي يك گرم چيزي كه نبايد نخوردم و برعكس خيلي خوب رعايت كردم به خودم افتخار ميكنم كه اينقدر خوب شدم. امشب رو ميرم كه بخوابم فردا صبح خدمت همه شما ميرسم و سركشي ها شروع ميشه . فقط تبسم جان اين حرفها چيه ميزني؟ بدو بيا كه تو يكي رو كار دارم .
صبا | March 12, 2009 5:26 PM
بچه ها گفتم شب اخری دست خالی نیایم
بعضی از لیست های کالری مواد از جمله لیست دکتر کرمانی که من دیدم اکثر بچه ها استفاده میکنن هم نقص داره و هم اشتباه داره توش
توی لینک های فارسی این لینک مناسب هست
http://bruweb.blogfa.com/post-30.aspx
شب تاب جان
سالومه جان
جیرجیرک جان دلم میخواست همراهیتون کنم حالا بجاش از اینجا تشویقتون میکنم
تبسم | March 12, 2009 5:40 PM
یک دوست جان فرمایش شما کاملا متینه. وقتی میگم اومدم خونه اول همینا نشونه هاشه دیگه. این فلسفه طلایی "یه ذره بهتر از هیچیه" رو دوباره باید یاد بگیرم.
یه ذره بهتر از هیچیه.
anar | March 12, 2009 11:38 PM
بچه ها من هم هستم ( کتاب رو میگم )
تو ایام عید میخونیم دیگه . آره ؟
من همین امروز میرم میخرم
سوگند | March 13, 2009 2:07 AM
ای بابا از دست این تبسم.تبسم این جدول کالری که مثل همون جدول دکتر کرمانیه.مثلا من 1لیوان ما’, الشعیر رو 100 کالری حساب می کنم اینجا 100 گرم رو زده 40 کالری یا همون 100 گرم پفک 100 کالری.من الان از دیروز 50 گرم پاستیل نوشابه ای خوردم موندم که کالریش چنده؟بچه ها کسی می دونه آیا؟
آزي | March 13, 2009 2:55 AM
انار کلاس کیک بوکسینگ میری؟دفاع شخصیه؟من یه مدت خیلی دوست داشتم برم.بیا تعریف کن ببینیم چه جوریه؟
آزي | March 13, 2009 2:59 AM
شب تاب جون چقدر این وبلاگت سخته کامنت گذاری .منو را نمی ده هی :( خواستم بگم که پلیز اون آدرس دکتر رو بهم بده فکر کنم خیلی بهش احتیاج دارم.
انار الان کلی وسوسه شدم منم یک ورزش متفاوت که یک روز در هفته باشه فقط برم.کسی پیشنهادی داره؟
آزي | March 13, 2009 3:03 AM
سلام به همه دوستان گلم ,
شب تاب جون بالاخره اسم كتاب چي شد؟ اسم انگليس اش رو به من بدهيد كه من هم سريع دانلود كنم . يعني صوتي اش رو بگيرم چون كه من صوتي گوش بدم راحتترم .
بچه ها تو سايتم كلي مطلب خوب جديد گذاشتم اگه دوست داشتيد يك نگاهي بكنيد.
قربون همگي تا بعد . سعي ميكنم به همه اتون سركشي كنم و مشقاتون رو خط بزنم. دختراي خوبي باشيد ها
صبا | March 13, 2009 4:36 AM
سلام دوباره
اين مطلب به نظر من خيلي جالبه اگه دوست داشتيد بخونيد.
http://ssaabaa.blogfars.com/blog.html?page=comments&member=ssaabaa&newsid=38710
صبا | March 13, 2009 5:25 AM
@
Saba joon : This is the book. if you could find its audiobook, manam mikham! :) l
http://www.amazon.com/Good-Girls-Heaven-Bad-Everywhere/dp/0312151365
Azy jan.
The kickboxing we talk about is not a self defence class. It's rather a turbo/cardio class. here's how it looks:
http://www.youtube.com/watch?v=SjazglTG99Y
jeerjeerak | March 13, 2009 9:43 AM
@
Saba joon : This is the book. if you could find its audiobook, manam mikham! :) l
http://www.amazon.com/Good-Girls-Heaven-Bad-Everywhere/dp/0312151365
Azy joon:
The kickboxing we talk about is not a self defense class. It's rather a turbo/cardio class. here's how it looks:
http://www.youtube.com/watch?v=SjazglTG99Y
jeerjeerak | March 13, 2009 9:46 AM
صبا جان اسم انگلیسی کتاب را جرجیرک جان اون بالا گذاشته بود که برات کپی می کنم اینجا:
Good-Girls-Heaven-Bad-Everywhere
آزی آدرس دکتر را زودی میام بهت میگم
شب تاب | March 13, 2009 10:18 AM
خيط
Anonymous | March 13, 2009 1:54 PM
good girls go to heaven, bad girls go everywhere
شب تاب | March 13, 2009 1:55 PM
شب تاب جون خودم رو كشتم نتونستم برات كامنت بگذارم. من سعي ميكنم كه تا دوشنبه اين كتاب رو گير بيارم ولي همانطور كه گفتم من كتاب صوتي رو ميخواهم چون كه ميخواهم تو پياده رويها از وقتم استفاده كنم . حالا ببنيم كه چي ميشه انشاالله كه پيدا ميشه .
صبا | March 13, 2009 2:13 PM
بچه ها كسي كتاب دنياي بي انتها كه نويسنده اش كن فولت هست رو خونده ؟ يك رومان هست ولي خيلي خيلي زيبا است. من صوتيش رو دارم اگه كسي ميخواهد بگه كه براش بدم. كتاب پايه هاي ستون مال همين نويسنده هم خيلي قنشگه هر دو كتاب از محشرهاي روزگاره . من كه سالي چند بار ميخونم اينهارو هيچ وقت خسته نميشم.گفتم كه شما هم اگه دوست داريد لذت ببريد.
صبا | March 13, 2009 2:23 PM
سلام/دوست تبسم هستم/ ازم خواسته بود تا بعد رفتنش بیام اینجا و بهتون بگم دوستون داره و از محبتهاتون تشکر کنم
دعا کنید براش /میزش بوی اونو میده /نخندین تروخدا /سنش زیاد نیست ولی از الان داره کار
میکنه/تدریس قبول کرده/مشکلی تو زندگیش پیش اومده/
قول داده بودم مشکلش رو نگم/راهی توکیو هست کسی منتظرشه(یه عضو خانواده)/یک ماه دیگه برمیگرده همینجا
(اتن زندگی میکنیم)بره سره کار...
نمیدونم چرا گریم گرفته/از شرایطش راضیه و خندون.../واسه خودم گریه میکنم که یک ماه باید بدون تبسم زندگی کنم/
یک تنه مشکلات هممون رو به دوش میکشه /تنها پشت وانه ی پدرشه/واسش دعا کنید/گفته بود فقط بیام تشکر کنم نمیدونم چی شد
یه دوست | March 13, 2009 3:34 PM
مرسي يك دوست به تبسم سلام برسون , خوب اگه يك ماه هست كه ما حرفي نداريم . اگه اون راضي و خوشحال باشه ما هم هستيم. پس تو هم ناراحت نباش حالا كه بر ميگرده و خوش و خندان هست. خيلي هم سلام ما را برسون.
ميگم ها پس همه كجا رفتند؟ دوباره جمعه شد و همه رفتند زير ميز قايم شدند؟ يا چي؟
صبا | March 13, 2009 4:29 PM
ایشالا که تبسم مشکلاتش حل شده و با شادی برگرده.
من نمی دونم چه مشکلی داره این وبلاگه که نمی شه براش پیغام گاشت و مجبوریم اینجا را شلوغ کنیم.
شب تاب | March 13, 2009 8:29 PM
ایشالا که تبسم مشکلاتش حل شده و با شادی برگرده.
من نمی دونم چه مشکلی داره این وبلاگه که نمی شه براش پیغام گذاشت و مجبوریم اینجا را شلوغ کنیم. انار اجازه؟
شب تاب | March 13, 2009 8:30 PM
صبا جان من اگه فایل صوتی اون کتاب رو بخوام باید چه کنم سطح زبان متنش سنگینه؟ ممنون میشم اگه جواب بدی
گلبهار | March 14, 2009 12:31 AM
شب تاب جان /جیرجیرک جان
من از هفته دیگه شروع می کنم به خوندن کتاب ...تو می خوای از کی شروع کنی؟بعد برنامه مون چه جوری باشه؟می خوای چپتر به چپتر بیایم و درباره اش باهم و با بچه ها حرف بزنیم؟(البته با اجازه صابخونه)با نه می خوای کل کتاب رو بخونیم و بعد مثل جیرجیرک ببینیم کدوم قسمتش درباره ما صحت داشته؟
سالومه | March 14, 2009 12:56 AM
مرسی از کامنت های مهربونانه تون !
××××
مرسی دیانای خوب و گل منگولی . اگه بدونی زی زی چقدره زیاد خوشحال شد و توی کتابخونه ی پالایشگاه چقدر کف کرده بود از شعرت و قریحه ات طوری که زمین اینجا رو کف برداشت ................
^^^^
مرسی آق معلم مهربون و مسئولیت پذیر ! من همچنان در مسابقه هستم و ورزشم رو زیاد تر کردم تا کمتر به گرسنگیم فکر کنم
،،،،،،،،،،،،،،
لیلا جون کامنتت حسابی از خواب بیدارم کرد ننه . مرسی
انار تو هم جمله ی طلاییه کاچی بهتر از هیچی رو هی با خودت زمزمه کن که ................. نجات ما تپلان توی این جمله است به خدا
zi zi | March 14, 2009 2:29 AM
سلام به همه زيباترين گلهاي روي زمين دوستان خوب من
شب تاب جونم متن فايل هر دو كتاب رو به صورتي صوتي دارم اگه دوست داري بگو كه روي وبم بگذارم بعد شما برداري. يعني روي رپيد شير يا ميتونم با send it .com هر طور كه برات مناسبه . كتاب انگليسي است يعني با لهجه انگليسي نوشته و خوانده شده نميدونم كه برات سنگين هست يا نه . شايد كمي سنگين باشه .
اهان يادم رفت بگم . من شدم 65.8 يعني به وادي 65 رسيدم و خيلي خيلي خيلي خوشحالم . يك كف بلند بزنيد تا خوب حال بيايم . مرسييييييييييييييي
صبا | March 14, 2009 3:19 AM
سلام صبح(ظهر) همگی بخیر
صاحب خونه عزیز انار خانم قابل توجه در رابطه با وب سایت و لوگ گروه که پرس و جو کردم
پاسخ ما این بود که اگر شما بخواهید سایتی این چنین داشته باشید باید به صورت اختصاصی برای شما نوشته بشود
که مستلزم زمان و هزینه ای متفاوت با سایر سایت های داینامیک است.
هزینه ای این سایت از 300 هزار تومان به بالا می شود.
باز هم بستگی به ریز مشخصات سایت شما دارد.
ما از تمام نیاز های سایت شما با خبر نشدیم که قیمت دقیق را اعلام کنیم.
قیمت اصلی زمان قرار داد مشخص می شود.
باز هم اگر سوالی بود بفرمائید تا راهنمایی کنیم شما را.
قربان شما
قاسمی
آق معلم | March 14, 2009 3:35 AM
یه دوست جان
ممنون از یاداوری بفکر افتادم تا دست نوشته هامو یک نگاهی بندازم!
---------------
اق معلم مشغول تصحیح اوراق هستش و بعد جلسه داره
شاد و خندان باشید
تا فردا
آق معلم | March 14, 2009 3:38 AM
صبا جان هر طوری که واسه تو راحت تره من می خوام به آیودیو اونا دسترسی داشته باشم میشه خودت لطف کنی بگی
گلبهار | March 14, 2009 3:46 AM
سلام به همه بچه های گل. تبسم جون با اینکه اینجا فهمیدم که مشکل داره برای ما لینک کالری ها را گذاشت. تبسم دوستت داریم. مرسی تبسم جون ولی جدولی که گذاشته بودی درست مثل جدول دکتر کرمانی بود و فقط چند مورد جزیی فرق داشت. دکتر کرمانی توی سایتش یک جدول جدید گذاشته.
شانون | March 14, 2009 5:32 AM
شنبه ٢٤/١٢/١٣٧٨
نتیجه رقابت تا این لحظه
(در صورت مشاهده اشتباه لطفا اطلاع دهید)
سوگند - زی زی - آلبالو - میترا - آزی - نارسیس - سالومه وزن جدید اعلام نکردند
تبسم عزیز نیز بدلیل مشکلات پیش امده برایشان از ادامه صر نظر کردند
----------------------------------------------
اسامي رقابت کنندگان وزن اولیه
lb Kg
صبا 150.26 68.3
سوگند 204.6 93
شری 137.94 62.7
زن زمانه 160.6 73
آرام 178.2 81
آریس 161.7 73.5
زی زی 129.36 58.8
جیرجیرک 121.66 55.3
ميترا 149.82 68.1
آلبالو 127.6 58
آزی 125.4 57
لی لی 162.8 74
نارسیس 135.96 61.8
سالومه 192.28 87.4
آیدین 244.2 111
------------------------------------------
اسامي رقابت کنندگان کاهش وزن
lb Kg
صبا 5.5 2.5
سوگند 4.84 2.2
شری 4.62 2.1
زن زمانه 4.4 2
آرام 4.4 2
آریس 4.4 2
زی زی 3.96 1.8
جیرجیرک 2.86 1.3
ميترا 2.64 1.2
آلبالو 2.2 1
آزی 2.2 1
لی لی 2.2 1
نارسیس 1.76 0.8
سالومه 1.32 0.6
آیدین 1.1 0.5
-----------------------------------
اسامي رقابت کنندگان وزن جدید
lb Kg
صبا 144.76 65.8
سوگند 199.76 90.8
شری 133.32 60.6
زن زمانه 156.2 71
آرام 173.8 79
آریس 157.3 71.5
زی زی 125.4 57
جیرجیرک 118.8 54
ميترا 147.18 66.9
آلبالو 125.4 57
آزی 123.2 56
لی لی 160.6 73
نارسیس 134.2 61
سالومه 190.96 86.8
آیدین 243.1 110.5
آق معلم | March 14, 2009 6:10 AM
سالومه اعلان وزن کرد
تغییر جدول
2.5 صبا 1
2.2 سوگند 2
2.1 شری 3
2 زن زمانه 4
2 آرام 5
2 آریس 6
1.8 زی زی 7
1.3 سالومه 8
1.3 جیرجیرک 9
1.2 ميترا 10
1 آلبالو 11
1 آزی 12
1 لی لی 13
0.8 نارسیس 14
0.5 آیدین 15
آق معلم | March 14, 2009 6:23 AM
آیدین جان من 86.100 شدم به خدا :))
سالومه | March 14, 2009 6:24 AM
صبا بیا پایین من برم بالا!!!!
کاپ اخلاق نمی دی آیدین جان؟؟؟ من روی اون بیشتر حساب می کنم :دی
زن زمانه | March 14, 2009 6:45 AM
سلام میگم ها اق معلم يعني من الان اول هستم؟ به به . سوگند جونم زودي بيا وزنت را اعلام كن تا از اين سكو خيلي خوشم نيامده اون وقت ديگه پايين نمياييم ها . من گفته باشم.
گلبهار جونم من برات روي رپيد شير ميگذارم بعد لنيكش رو ميدهم به شما . با اجازه ات شب ميذارم . پس تا بعد
صبا | March 14, 2009 7:29 AM
سوگند اعلان وزن کرد
1 سوگند 3
2 صبا 2.5
3 شری 2.1
4 زن زمانه 2
5 آرام 2
6 آریس 2
7 زی زی 1.8
8 سالومه 1.3
9 جیرجیرک 1.3
10 ميترا 1.2
11 آلبالو 1
12 آزی 1
13 لی لی 1
14 نارسیس 0.8
15 آیدین 0.5
آق معلم | March 14, 2009 7:59 AM
رقابت کنندگان مقام مشترک داریم!
روی سکو به اندازه همه جا هست!
هم دیگه رو هل ندید!!
آق معلم | March 14, 2009 8:02 AM
سلام بچه ها
من حدود 5 ساعت دیگه پرواز دارم اما دلم نیومد نیام اینجا.
مرسی انار جونم بابت این فضایی که در اختیارمون قرار میدی ، فکر نکن ما نمیفهمیم که هم وقت میذاری هم هزینه ، فقط رومون نمیشه یادمون بیاریم که چقدر شرمنده اتیم
مرسی آق معلم بابت تمام راهنماییها و دلسوزیها که در عین آرامش به آدم ثابت میکرد درست و غلط چیه
مرسی دیانا جون بابت همه شعرهای قشنگت و روحیه عالیت
مرسی زن زمانه جون برای همه حس رقابت سالمی که در من بوجود آوردی
مرسی سالومه جون برای تمام راه حل ها و درد دلهات
مرسی تبسم جون به خاطر همه اطلاعات مفیدت
مرسی صبا جون برای همه فیلمهایی که خریدی و با ما شر کردی
مرسی شری جون بابت هشدارهای به موقعت
مرسی شانه بسر جون برای ترجمه های روانت
مرسی یه دوست جون واسه پشتیبانی های کامنتی
مرسی شب تاب جون برای سرچ های به درد بخورت
مرسی هستی جون برای رقصهایی با پای آتل بسته برای تقویت روحیه گروه
مرسی آریس جون ، گلبهار جون ، بهارک جون ، ملانی جون ، آلبالو جون ، غزال جون ، مامان آرام و لادن جون ، فندق جون .... تمام بچه هایی که شاید من نمیشناسمشون (ببخشید اگه اسم کسی یادم رفته)
ایشالا همگی سال خوبی داشته باشیم با دو تا چیز ؛ تن سالم و دل خوش ! که به نظر من این دو تا یعنی اوج خوشبختی
تحویل سال همدیگه رو یادمون باشه . دوستتون دارم خداحافظ
سوگند | March 14, 2009 4:04 PM
وای خدا مرگم بده آزی (استاد بزرگوار) و نارسیس جونمو یادم رفت !!!!! ببخشید بچه ها میدونم خیلی ها رو نگفتم اما به بزرگی خودتون ببخشید !
سوگند | March 14, 2009 4:15 PM
سوگند جون برات سفر خیلی خوبی رو آرزو می کنم امیدوارم خیلی بهت خوش بگذره دختر با محبت و دوست داشتنی.
مامان آرام | March 15, 2009 2:30 AM
ديشب يه خانوم دكتري تو اخبار شبكه يك تلوزيون ايران براي چاق نشدن تو ايام نوروز سفارش ميكردآجيلي كه بهمون تعارف ميكنن نگه داريم قبل از غذا بخوريم چون فيبر زيادي دارن در نتيجه قدرت سير كنندگي شونم بالاست.قبل از غذا كه خورده شه جلوي غذاي زيادي رو ميگيره.
توصيه اش اين بود كه بجاي شيرينيهاي رنگ و وارنگ آجيل كمي برداريم.تاهم زودتر خودمونو سير كنيم و هم از ويتامينهاي فراوون اين دونه ها استفاده كنيم.
هستي | March 15, 2009 3:54 AM
سلام ... تازه واردم ... اضافه وزن هم ندارم اما به عنوان یه آدمی که یه روزایی نه چندان دور (در حد پنج شش سال پیش) چاق بوده و هنوز هم که هنوزه بعد از کلی مصیبت رژیم با اینکه سر وزن رسیده همیشه و همیشه نگران گرم گرم اضافه وزنشه یه جورایی خودم روز deserve دیدم که بیام اینجا ... لینکتون هم کردم و دوس دارم کم کم بیشتر دوست شم باهمتون ... من هنوزم یه رژیمی هستم .... چاره ای نیست!
نهال | March 15, 2009 11:15 AM
سوگند جان خوش بگذره.
آق معلم رقابت فشرده ست حسابی ها دی:
نهار جان خوش آمدی.
آزي | March 15, 2009 12:16 PM
نهال جان
وبلاگت برای من که فیلتره
خوش اومدی تپل سابق :دی
zanezamane | March 15, 2009 12:21 PM
نهال جان خوش اومدي من برات پيام گذاشتم.
انار حان لطفا يك پست جديد باز كنيد خيلي اين زياد شده ديگه .
واي چقدر جاي سوگند و تبسم خاليه
بچه ها عيد تند تند سر بزنيد ها
اق معلم مرسي براي همه چيز دست شما درد نكند.
صبا | March 15, 2009 2:51 PM
اق معلم شما براي عيد برنامه اي ميگذاريد؟ اگه نميگذاريد ما خودمان يك فكري بكنيم
اگر كسي هم ميخواهد در برنامه تثبت عيد شركت كنه يك خبر بده كه دور هم جمع بشيم و يك فكري بكنيم يك رقابت سالم و يا ... بگذاريم چو ن كه من واقعا برا ي عيد ميترسم و ميخواهم حتما تعهدي به بيرون از خودم بدم .
صبا | March 15, 2009 3:12 PM
من هم برای برنامه ی ثبات وزن در عید پایه ام ...
لی لی | March 15, 2009 4:28 PM
سلام به همه دوستان
میدونید فلسفه 4 شنبه سوری چی هستش ؟
من می دونم که یکی از فلسفه هاش این هستش : که مردم اعتقاد داشتند با امدن سال نو باید انها هم نو شوند برای همین شروع می کردند به تمیز کردن خانه یا به اصطلاح الان خانه تکانی و رنگ رو دادن به دیوار ها که بر اثر اتش اجاق و کرسی دوده گرفته بوده
و بعد برای اینکه ورود سال را با شادمانی برگزار کنند و دور هم جمع بشوند در شبی که اخرین شب سه شنبه سال بود (چهارشنبه سوری) بقول خودمون اسباب اثاثیه قدیمی و ات اشغال ها رو جمع و شب اتیش می زدند
یکی از رسوم این شب از رو اتیش پریدن و خواندن این شعر بود
زردی من از تو
سرخی تو از من
می دونید که معمولا رنگ زرد به معنای مریضی و نفرت هستش
و رنگ سرخ نشان سلامتی و عشق
فکر کنم متوجه منظورم شدید
این چارشنبه سوری وقتی خواستید که از روی اتیش بپرید قبلش یه خونه تکانی برای قلبتان هم انجام بدید
آق معلم | March 15, 2009 11:38 PM
حتما این اهنگ سیاوش قمیشی را شنیدید
سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت
حکایت برنامه مسابقه کاهش وزن هم همین هستش
با اینکه اشتیاق دوستان برای رقابت زیاد هستش و خوب واقعا نتایج خوبی هم گرفتند و صحبت شد که برای ثبات وزن در عید هم برنامه ای تدارک ببینیم
بهتره شما دوستان خودتان برنامه ایی برگزار کنید من هم نظاره گر میشم (فکر کنم اینطوری کمتر کامنت های محبت امیییییز نصیبم بشه)
آق معلم | March 16, 2009 12:01 AM