من روز سومم رو هم امروز رفتم راه رفتم. فردا برم هفته دوم تموم ميشه. شماها چكار ميكنيد؟
December 27, 2008 9:07 PM
Comments
انار آفرین به تو و این اراده و پیگیری برنامه ات. خیلی عالیه که داری با حال و حوصله پیش می ری و دل جمیع ما رو شاد و گرم می کنی. دمت گرم و آتشین و راهت مستدام و پر رهرو باد آبجی انار.
حالا یه صبح بخیر می گم به جمیع یاران وطن نشین و حوزه ی اطراف و اکناف و یه روز بخیر و عصر بخیر و شب بخیر هم به سایر تپلان پهنه ی انارستانی.
ایشالا که جملگی روز شاد و پر انرژی ایی رو در پیش رو داشته باشین.
سالگرد یه سال پیش بود توی چله نشینی قشنگ
رژیمهای رنگ وارنگ تپلای شوخ و شنگ
یادته کنار هم توی تپه می نشستیم ما همه
تو دلامون وای چه عهدا که می بستیم ما همه
عمو ورزش برامون انرژی بیار
حاجی رژیم شادی و خنده بیار
توی وبلاگ قدیمی تپلا بازی می کردن
قلبای خواننده ها رو پر از شادی می کردن
قصه ی عاشقی قدیم تپلا رو می گفتن
صحبت از خستگی چاقی موضعی می کردن
توی تپلی دیگه جایی برای سکون نمونده
اما قلبامونهمه بی چربی مونده
پس بیا تا دوباره یاد بچگی کنیم
همه روزامونو مثل المپیک بکنیم
عمو ورزش برامون انرژی بیار
حاجی رژیم شادی و خنده بیار
بیا تا همه با هم بخونیم
چون همه یار و انارستانی ایم
*************************************************
دوست دارید گوش بدید به آهنگش بدون صدای ستار و صد البته با صدای خود تون می تونین بخونین و برقصین و شادی دروَکنین!. http://www.2mahal.com/g.htm?id=3289
من که روزای برنامه ده هفته ای مون رو سعی می کنم با سرعت بیشتری راه برم .
هفته گذشته هم 5 روز پیاده روی داشتم که هر دو تا برنامه ام رو به خوبی گذروندم .
بچه ها یه سئوالی داشتم که ربطی به لایف استایل نداره اما فکر کنم آزی و هستی بتونند در موردش نظر بدند.
من پوستم سبزه است عکسم رو که دیدین. موهام هم مشکی. خیلی مشکیه. همین طور ابروهام.
دوست ندارم موهام رو رنگ کنم چون می دونم بهم نمیاد و ریزش موهام بیشتر میشه. اما از قیافم خسته شدم بخصوص اینکه صورتم لاغر شده و زیر چشمم گود افتادههر روز هم باد لباسهای زشت و تیره بپوشم برای سرکار با مقنعه این حرفها.
اما فکر می کنم اگه ابروهام رو رنگ کنم چند درجه روشنتر بدنشه.
فکر میکنید خوب بشه و یا اینکه با موهای سیاه سیاه و پوست صورت تیره خوب از آب در نیاد.
نصف دپرشنم به ظاهرم برمی گرده .
آلبالو چرا موهاتو هایلایت نمیکنی؟ نه زیاد پر و روشن ها، یک هایلایت سوزنی ریز و کم و فقط چند درجه روشن تر از موهای خودت که حالت سایه روشن روی موهات داشته باشه.
شاید هم اینکارو کردم شونه جون. نظرت در مورد رنگ کردن ابرو چیه فقط یکمی روشن تر.
مدل ابروهام رو هم عوض کردم . موهام رو هم باید عوض کنم. فکرش رو کردم یه مدل خوشگل کوتاه کنم البته نه خیلی کوتاه بعد ابروهام رو یکمی روشن کنم.
چون انگار همه چیز تو قیافم سیاه شده :)
سلام. من شامم را حذف كردم البته نه اينكه اصلا نخورم يعني اينكه سر ميز ننشينم و عصر فقط يك چاي با بيسكوييت و يك كمي ناخنك به غذا و تمام. به نظر م خيلي خوبه و خيلي خوب جواب ميده سريع لاغر ميكنه. به آلبالو خانم هم توصيه مي كنم كه يك مش خوشگل خيلي قيافه را عوض مي كند ضمنا اگر يك پاكسازي پوست هم برود چند درجه رنگش را روشن مي كند به نظرم خيلي خوبه و به آدم روحيه ميده. من كه خودم عاشق مش هستم
سلام انار خانوم
من هم می خواستم این برنامه را شروع کنم عادت به پیاده روی طولانی هم دارم اما من دچار یک آلرژی تنفسی هستم و دویدن مرا به سرفه می اندازد کلاس ایروبیک که می رفتم مربی به جای دو به من دوچرخه را توصیه می کرد.به نظر شما جایگزین می شود
سلام خدمت انار بزرگ و سایر انارستانی های وابسته
ما هم وارد هفته اول شدیم ولی هنوز وارد روز اول نشدیم . انشاالله خدا قسمت کنه برای روز دوشنبه و پنجشنبه !
راستی یه سوال
همین که فقط تایم بگیریم کافیه ؟ یعنی مثلاً از روی زمان 5 دقیقه آهسته ، 5 دقیقه تند و دوباره 5 دقیقه آهسته ؟
بچه ها ميشه يكي مهربوني كنه و به من اين مقاله ي ورزشي رو ميل بزنه والا من كلا دسترسيم به اينترنت از نوع حسابيش كاملا محدوده ................
مرسي
ميل من
znb.zarei@gmail.com
هستش
.....
بچه ها ميشه يكي مهربوني كنه و به من اين مقاله ي ورزشي رو ميل بزنه والا من كلا دسترسيم به اينترنت از نوع حسابيش كاملا محدوده ................
مرسي
ميل من
znb.zarei@gmail.com
هستش
.....
بچه ها ميشه يكي مهربوني كنه و به من اين مقاله ي ورزشي رو ميل بزنه والا من كلا دسترسيم به اينترنت از نوع حسابيش كاملا محدوده ................
مرسي
ميل من
znb.zarei@gmail.com
هستش
.....
من نمي دونستم اينقدر جدي با زدن هر يه بار اينتر يه بار مياد اينجا ............ :) فكر كردك اينترنت كنده ..نگو موذي شده و علامت از خودش نشون نميده
راستي
.
.
. ديانا ! من چرا نمي تونم صفحه ي تو رو وا كنم . يعني صفحه ات خيلي وقته واسه من وا نميشه
خوب بچه ها من از جزوه پرینت گرفتم خیلی مفصله تو اولین فرصت سعی می کنم مطالبش رو بخونم. از انار عزیز برای تهیه جزوه و از آرتمیس عزیز _کرم ابریشم عزیز و شانه بسر عزیز هم بخاطر ترجمه این جزوه ارزشمند بی نهایت ممنونم. ( یک بغل گل )
آق معلم جون..کجایی؟
ببین من با یه جوون نه بعض شما خیلی آقا و باسوات آشنا شدم به اسم تام گیفورد که یه مطلبش را راجع به myth های ورزشی یا همون "باورهای غلط" خوندم کلی چشمم روشن شد! میگم بیا بریم تو کار این مقوله..خیلی عالیه
حرف این جوون اینه که اگه ورزشی میخواین انجام بدین که همزمان چربیهاتون را هم بسوزونه بیخودی گول کالری سوخته شده حین ورزش را نخورید..مثلا نگید دویدم و 400 کالری سوزوندم..بلکه فکر ورزشی باشید که وقتی کارتون تموم شد تا حداقل 24 ساعت بعدش بدنتون در حال کالری سوزوندن باشه...
گل بهار تو هم اینجایی..؟ یادته یه زمونی میگفتی من مرتب میدوئم ولی وزن کم نمیکنم ما هم عقلمون به جایی نمیرسید! این آقا جوابتو اینجوری میده که اگه داری تمرین میکنی که یک دونده باشی ،بسیار کار نیکی میکنی اما اگه هدف اصلیت کاهش وزنه ممکنه فقط وقتت را تلف کرده باشی!حالا چرا؟...
بدنت در حین دویدن کالری میسوزونده اما بعد از اتمام ورزش و با یه وعده غذایی مجددا سر جاش برمیگشته در واقع " یر به یر" میشده!..
این آقا راه حل های خوبی یاد میده و معتقده با کمترین زمان ورزش میتونید بهترین نتیجه را بگیرید..
من فکر میکنم مطرح کردن این باور های غلط به همه ما کمک میکنه چون هدف خیلی از ماها برای ورزش کاهش وزن هم هست.
با عرض پوزش از اساتید بنام ورزشی شری..انار ..آیدین..دیانا..شانه بسر و ...وهمه اونهایی که به معنای واقعی ورزش را میشناسن
آزی ..چیه دوباره غمبرک زدی..داری به چی فکر میکنی؟
پاشو فکری کن روزهای بحرانی در پیش داریم..ستاد حوادث غیر مترقبه بایست تشکیل بشه..دهه اول محرم و آش و پلوی امام حسین و حلوا.. در پیشه..من که خیال ندارم از قیمه نذری بگذرم حالا شله زرد را یه کاریش میکنم اگه هم گیرم اومد یه نمه به نیت شفا میخورم! تو چی.. ؟!
الباقی دوستان وطن نشین شماها چه میکنید..
یه دوست مخلص امام حسین و خاصا تعطیلی های این ایام!
سلام به همه دوستای گلم.خوبید؟
راستش اومدم از احوالتون باخبر بشم و از خودم هم خبر بدم.هرچند حوصله و وقت آپدیت وبلاگمو ندارم اما هم ورزش می کنم و هم برنامه تغذیه خوبی دارم.
میام پیشرفتهامو بهتون می گم.
دوستتون دارم.
یه دوست جون دستت درد نکنه ولی کاشکی بیشتر توضیح می دادی من شیر فهم بشم.من در عجبم از این بدن پیچیده ها همه چیزش رو اگه نگاه کنی میتونه معکوس نتیجه بده؟؟
من تا 9 روزه دیگه دست رسی به اینترنت ندارم و تو سفرم. ولی به محض رسیدن دوست دارم رمز گشایی این میس رو بخونم. اینکه چه اتفاقی می افته تو بدن که "یر به یر میشه " واقعا ممکنه؟؟؟
یه دوست جان دم شما گرم که همیشه یک مطلب جدید و جالب توی آستینت داری! من که خیلی علاقمند شدم بیشتر راجع به تام گیفورد و این باورهای غلط و راهکارهای درست پیشنهادیش بدونم. میبخشی که زحمتش رو هم میندازیم گردن خودت که بیای و برامون توضیح بدی و باب مباحثه رو باز کنی :) البته قول میدم که زیادی هم تنبل نباشم و برم به سبک دیانا یک سرچی هم بکنم ولی راستش با عرض شرمندگی در این زمینه خیلی وارد نیستم.
دیگه همه علما با خوندن جزوه می دونند که بدن انسان برای حرکت نیازمند انقباض ماهیچه و انقباض ماهیچه وابسته به حضور ATP هستش( داخل ماهیچه دنیایی دیگر هستش که ATP تنها یک عامل بشمار می رود برای همین از کلمه حضور استفاده کردم)
و مطلع شدیم که این ماده در بدن با حضور و بدون حضور اکسیژن تولید می شود!
تکمیلی برای اطلاع بیشتر!
ATP بر اساس فعالیتهایی که بدن توانایی انجام ان را دارد (سرعتی و نیمه سرعتی-استقامتی و استقامتی)
بواسطه سه سیستم تولید می شود که سیستم اول و دوم را بی هوازی یا ان ایروبیک گویند و سیستم سوم ایروبیک یا هوازی!
سیستم اول که به فسفاژن معروف است بدون حضور اکسیژن و با حضور ماده ای بنام فسفوکراتین ATP می سازد و برای فعالیتهای ماکس و تا حداکثر 10 ثانیه بکار می رود
این سیستم در جزوه بخاطر خصلت جزوه که در باره ورزش متعادل می باشد ذکر نشده بود که لازم هستش جزوه انگلیسی رو هم نگاهی کنم!
در صفحه سوم گفته شده ورزشها به دو گروه تقسیم می شوند!! که شاید با نادیده گرفتن سیستم اولیه باشه ولی با توجه به مثال ها لازم میدونم بعنوان یک انارستانی منتقد اصلاحیه ای برای ان بگم!
ورزشها به سه گروه تقسیم می شوند!
راه دور نمی رویم همین دویدن و مسابقات دو
1-مسافت های کوتاه تا 100 متر از سیستم فسفاژن استفاده می کنند
2- دوهایی مانند دو ماراتن تقریبا تمام از سیستم هوازی استفاده می کنند
اما در بین این دو حالت دو ها و ورزشهایی هستند که بخاطر کم بودن زمان اجرا به مرحله هوازی کامل نمی رسند مانند دو های 200 متر و 400 متر
در کل اینطور عنوان کنیم
اولین سیستم که برای فعالیت عضلات ATP می سازه(استارت حرکت) از سیستم فسفاژن هستش که کاملا ان ایروبیک هستش
سیستم دوم که با ادامه روند فعالیت بدن وارد ان می شود سیستم اسید لاکتیک هستش که با تقویت سیستم تنفسی و قلبی عروقی و با توجه به نوع فعالیت می توان از این سیستم که بعلت تولید اسید لاکتیک و اختلال در ان در کار عضله باعث ایجاد خستگی شدید و یا گرفتگی عضله می شود وارد مرحله سوم شد
مرحله سوم که به هوازی و ایروبیک معروف هستش و چربیها در این سیستم طی فرایندی به گلیکوژن تبدیل و اماده برای سوختن و تولید ا ت پ می شوند
تکمیلی: در این سیستم اخر علاوه بر چربی که یکی از سوخت ها می باشد پروتئین نیز بواسطه بوجود امدن شرایطی به عنوان سوخت استفاده می شود!
کلا مسئله ورزش یک مورد تنها جسمی نیست!
اما با شناختی که از من دارید میدونید در انتظار اطلاعات بیشتری در مورد ایشون و مطالبشون هستم تا بتونم نظری بدم!
ضمنا در مورد این چسبی که دوستان گفتن در گوش کار می گذارن!
اگر کسی میدونه از ترکیباتش و کلا نوع فعالیتش که جز بلوک کننده های عصبی هستش یا سلولها برای جذب چربی اطلاعاتی بده!
آیدین جان
همسر من در یک ماه گذشته با روزی 1 ساعت پیاده روی و سالم خواری از 117 کیلو به 110 کیلو رسیده...البته شام هم به اون صورت نمی خوره یعنی یه جورایی سیستم خوراکش رو با من یکی کرده...ولی خیلی عالی لاغر شده :))
دیانا جان
من تمام برنامه هفته گذشته ام رو انجام دادم...
بچه ها امیدوارم که تا این لحظه توی پر کردن این جدول اشتباه نکرده باشم. اگه احیانا جایی رو اشتباه نوشتم لطفا گوشزد کنین. اگه تا فردا دوستان خبر گزارش دوشنبه رو هم بدن دیگه این جدول رو می بندیم و می ریم سراغ هفته ی سوم که عملا از فردا شروع می شه. تا اینجا یه خسته نباشید جانانه می گیم خدمت همه ی مصممان برنامه ی ده هفته ایی.
.........................................................................................................
.......................عملکرد دوستان در هفته ی دوم از برنامه ی ۱۰هفته ایی.............
..........................................................................................................
.........۳ شنبه.....۴ شنبه......۵شنبه......جمعه....شنبه.......۱شنبه....۲شنبه.....
..........................................................................................................
انار.........√............√............S.............S........√............؟...........؟.................
آیدین.......√............√............S............S........S.............S...........؟.................
لیلا.........√............√...........√.............√........√...........√...........؟.................
سالومه.....√............√...........√............S.........√............√..........√.................
ساراتیتان...√............√...........√...........√...........√...........√.........؟................
دنا.............؟..........؟.............؟............؟...........؟............؟..........؟...............
؟.........................................................................................................
؟.........................................................................................................
...........................................................................................................
سوگند جان بجز تایم گرفتن راه دیگه ایی برای برآورد زمان نداریم. منتها سرعت رو باید با توجه توانایی هامون تنظیم کنیم و معیارش رو هم دوستان لطف کردن و توی کامنتهای قبلی گفتن و هم توی برنامه ی ۱۰ هفته ایی انار عزیز ترجمه کرده و نوشته. حالا باید ببینی که بدن ات و مشکلی پاهات (که گفته بودی عمل کردی) چند فرده!* حلاجه!
* این جایگزینی «فرد» به جای مرد و زن توی ضرب المثلها و امثال و حکم از پیشنهادهای آرام کفترک منش مون بود که این روزها جاش خیلی خالیه.
مامان آرام جون ببوس این نگار خانوم گل رو. مرسی از لطفت.
زی زی جون ظاهرا شانه بسر مهربونی کرده و مقاله رو برات فرستاده. در مورد وبلاگ هم من نمی دونم چه مشکلی داره. منتها چه شما قدم رنجه کنی و چه نکنی ما در بست اوراق تون هستیم. مهم حفظ ارتباط گروهی هستش و جاش مهم نیست. من فقط گاهی می ترسم که نکنه گاهی سمباده ی اعصاب بعضی از دوستان بشم با کامنتهام. به همین خاطر گاهی دست به عصا راه می رم که یه موقع اثر سویی نذارم. وگرنه که چمن همه تون هستیم به مولا!.
یه دوست جون
ما هم مخلص «یه دوست» امام حسین دوست و تعطیلی دوست و رژیم مناسب دوست و ورزش دوست و کوه دوست و.....و در یک کلام دوست دارنده ی هر چی دوستی هست٬ هستیم.
با این رادارهای «تام گیفورد» یاب ات و با توضیحاتی که دادی ما رو عاشق و واله کردی که!. به دم توی صوراسرافیل که پنداری سحر نزدیک شده. به قول تماشچیان استادیوم ۱۰۰هزارنفری آریامهر (اوه! چیزه جیزه! یعنی آزادی):
ما منتظر تام گیفورد هستیم
هیچ جا نمی ریم همینجا هستیم!
ضمنا شانه بسر جان این آستین یه دوست جان فکر کنم حکم چوب جادوگری هری پاتر رو داره و با یه ورد می تونه از توبره ی علم و دانش تازه ها رو استخراج کنه و از دل کویر بیاره بیرون. خلاصه که مرام و راه انار داره حسابی گل می کنه و شکوفا می شه.
راستی دوستان هر کدوم تون مایلین که پیگیر برنامه ی بچه های ده هفته ایی توی هفته ی سوم شون بشین بگین تا من با جون و دل جایگاه گزارش دهی رو بهش واگذار کنم.
بچه ها می شه هر کدومتون که دوست دارید و قدتون بالای 165 سانته بیاین و دور کمرتون رو به من بگید.به سانتی متر یا اینچ..فرق نمی کنه..دارم یه آمار می گیرم..مرسی
آلبالوي عزيز
ميخواي رنگ موهات رو تغيير ندي و همون مشكي باقي بمونه براي رنگ كردن ابرو بايد ابروهات به رنگ قهوه ايي تيره باشه.
در هر حالتي رنگ ابرو يك درجه از رنگ مو بايد روشن تر باشه.
رنگي هم كه براي مشكي انتخاب ميشه قهوه ايي تيره است.
درمورد رنگ كردن مو بايد بگم اگه اصولي رنگ شه ريزش زيادي پيدا نميكنه.
مخصوصآ براي رنگهاي تيره.
اين پودر دكلره و اكسيدانهاي با درجات بالاو سشوار هست كه موها رو داغون ميكنه و موادي كه براي صاف يا فر كردن موها به كار مي رن.
اينقدر تنوع رنگها به قيافه ما تنوع ميده كه گاهي بيخيال اين ضررها ميشيم.
براي رنگ كردن ابروهاتم حتمآ برو آرايشگاه تا تست حساسيت رو انجام بدن كه خداي نكرده يه زموني حساس نباشي.
باورم نمي شه يعني من ديروز اينجا كامنت نذاشتم؟چرا اينجوري شدم...من اولين صفحه اي كه باز مي كنم اينجاست....جل الخالق.وقتي مي گم پريوده روحيم باورتون نمي شه.
خوب خسته نباشيد به دوستان 10 هفته اي.......
يه دوست جان بيا ازين رموز بگو كه من ميميرم براي اين برنامه هاي كم وآرووم.......البته من از جهات ديگه ورزش ميرم........
ولي همه سعيم رو مي كنم يه كم پياده روي حتي شده 15دقيقه رو بذارم تو برنامم.
شانه من از خانم فزايي مي ترسم باور كن........
خونه سالومه حكومت نظامي رژيمي ورزشيه ببين همسر بنده خدا رو هم آلوده كرد دي:
هستی جان کامنت رو دیروز که میشه 28 دسامبر تو پست قبلی گذاشتی بالطبع ماها که از 27 ام اینجا کامنت میذاریم نخوندیمش !
من که همچین چیزی تا حالا نشنیده بودم . اساتید بیاین نظر بدین .
ليلا جون آره من پست جديد رو نديده بودم و دوباره آخرين كامنتم رو اينجا ميذارم تا هي دوستان سردرگم نشن.
اون كامنت اين بوده:
"
يكي از دوستان من پيش يه دكتر مجرب تغذيه تو همين تهرون ميره كه براش از چسب در لاله گوشش استفاده ميكنه تا متابوليسمش تنظيم بشه.
اين دوست منم خوب نتيجه گرفته ازش.
ميخواستم ببينم كسي تجربه چنين كاري رو داشته؟
آخه برام خيلي عجيب بوده كه يه دكترمتخصص ازين وسايل كمكي به ظاهر بي نتيجه استفاده كرده باشه.
دوستم ميگفت كه اشتهاش تو اين مدت خيلي خيلي كم شده و هر چند روز يه بار كه به مطب دكتر ميره براي وزن كشي و تعويض چسب ميبينه اون مايع درون چسب كه به اندازه يه عدس بوده خيلي خيلي هر بار كوچكتر ميشه.
آيا اين چيزها واقعآ نتيجه داره؟يا جريان همون تلقينه است و توهم زدن؟
به سرم زد برم همون دكتر تا تحقيقاتم تكميل تر بشه اما هرچي با خودم دودوتا چهارتا كردم ديدم نميتونم الان تايمي براي اين كار داشته باشم. از فضوليم دارم ميميرم .چون دوست من تو دوره يك ماهه تقريبآ هيكلش نصف مقدار قبلي كه ما به چشم ميديدم به نظر مياد.
لطفآ اگه كسي اطلاعي ازين چسبهايي كه شبيه چسب زخمه و روي لاله گوش نصب ميشه داره به ما هم بگه تا كمي از درد جانكاه فضولي ماهم كاسته بشه."
هستی جون...من هر چی این چسبه را این ور اونور میکنم توکتم نمیره که نمیره..البت آدم دگمی نیستما ولی قربونت اگه مطلب به این سادگی بود و با یه چسب متابولیزم بالا میرفت الان دنیا گلستون بود...!
شونه جون ..من هر چی بودم و هستم تو ورزش انگشت کوچیکه تو هم نمیشم!
گل بهار...برو خوش باش کریسمس در کنار اسکیموها خوش بگذره..تا برگردی ما هم به جاهایی میرسیم بالاخره..
لیلا جان ..من تا آخر فصل ورد و پاور پوینت خوندم اونوقت این "لینک" که گفتی چی چیه ؟ خوردنیه؟!!
از شوخی گذشته آدرس گل بهار درسته..ولی ظاهرا تام خان مفتی اطلاعات نمیده..
دیانا جونم..من علاوه بر نذریها و تعطیلیهای این ایام عاشق سریالهای تکراری هم هستم و الان داشتم "شب دهم" را میدیدم برای شونصدمین بار...ایضا عاشق این سروده جناب افشین یداللهی در این سریالم ..میفرماید ..مرز در عقل و جنون باریک است ..کفر و ایمان چه به هم نزدیک است..به به ..به به..(ایشالا پس و پیش نخوندم)
آق معلم ورزش..
ما منتظر فرمایشات آق گیفورد نمیشیم..من خودم سراپا "باور غلط غلوط" هستم!
من استارت را در مورد "زمان" زدم..اشتباهی که میکردم این بود که فکر میکردم هر چه بیشتر ،پس بهتر اما خلافش برام ثابت شد...
آزی جون توهی میگی نره من میگم بدوش! هی بگو حال ندارم من میگم نه نمیشه 10 دقیقه هم 10 دقیقه هست!
ولی به جان عزیزت که این 90 و 110 دقیقه ها ، این دستگاههای گل و گنده دوای درد ما نیست..من تا یه نسخه خوبی فیت کارت پیدا نکنم از اینجا نمیرم که نمیرم!!
لیلا جون مرسی که تصحیح کردی. من توی جدول زیر به نسبت دیروز این تغییر رو کرده که برنامه ی یکشنبه ی انار رو که تصمیم داشت بدوه و ساراتیتان عزیز که گفته بود اگر انجام نداد خبر می ده رو تیککی! کردم و لیلا رو هم از جاده ی ابریشم رصد کردم.سالومه هم لطف کرده بود نوشته بود می مونه آیدین و دنا که اگه احیانا انجام داده باشن خودشون با کامنت بگزارشن پلیز تا اگه داوطلبی برای گزارش دهی نبود من فردا برنامه ی سه شنبه رو بذارم.
پس می ریم که داشته باشم شروع هفته ی جدید دوستان رو.
.........................................................................................................
.......................عملکرد دوستان در هفته ی دوم از برنامه ی ۱۰هفته ایی.............
..........................................................................................................
.........۳ شنبه.....۴ شنبه......۵شنبه......جمعه....شنبه.......۱شنبه....۲شنبه.....
..........................................................................................................
انار.........√............√............S.............S........√............√...........S.................
آیدین.......√............√............S............S........S.............S...........؟.................
لیلا.........√............√...........√.............√........√...........S...........√.................
سالومه.....√............√...........√.............S..........√.........S...........√.................
ساراتیتان...√............√...........√...........√...........√...........√.........√................
دنا.............؟..........؟.............؟............؟...........؟............؟..........؟...............
؟.........................................................................................................
؟.........................................................................................................
...........................................................................................................
در مورد این چسب های لاغری من هم شنیدم. البته نه تنها در مورد لاغری بلکه ورزشکارها و بخصوص دونده ها گاهی برای تنفس بهتر از چسب های مخصوص استفاده می کنن و یا حتی الان یکی از راههای جدید کنترل بارداری هم استفاده از چسب های مخصوص هستش. نمونه اش رو توی این لینک می تونین ببینین: http://www.epigee.org/guide/patch.html
از جزئیات این چسبها لاغری چیزی نمی دونم چون هیچوقت طالبش نبودم که پی اش رو بگیرم ولی ظاهرا مکانیزم کارکردش اینطوری هستش بعد از حدود سه روز که از گذاشتن چسب می گذره موادش یواش یواش جذب بدن می شن و روی اشتها اثر می ذارن و باعث کم شدن اشتها و در نتیجه باعث کمتر خوردن می شه( با اثرگذاری روی تیروئید). حالا از اینجا به بعدش رو همه مون می دونیم که وقتی غذا کمتر می خوریم و کالری کمتری به بدن می رسونیم چه اتفاقی توی بدن می افته. دقیقا همین کاری که ما باکنترل خود خواسته مون میزان کالری رو پایین می یاریم.
پس در واقع به زعم من این چسبها معجزه ایی رو انجام نمی دن و فقط تا وقتی حضور دارن می تونن باعث کاهش اشتها بشن(البته در صورتی که فرد مشکل خاصی نداشته باشه و شرایطش طبیعی و فاکتورهای خونی اش نرمال باشه). ضمنا میزان کاهش وزن از طریق این چسبها هم معمولا بین ۲تا ۴پوند در هفته هستش که باز از فردی به فرد دیگه این میزان متغیره.
اما نکته ی ظریفی که اینجا وجود داره اینکه عملا وقتی موارد روی چسب تموم می شه و لاجرم باید برداریمش٬ دوباره می شیم همونی که بودیم. مگر اینکه مدام هزینه کنیم و چسبکی! باشیم. در واقع یه جورایی مثل طب سوزنی عمل می کنه و یه راهکار دایمی نیست و بطور مقطعی اثرگذار باشه. به همین خاطر هم هستش که به قول یه دوست عزیز هنوز دنیا گلستون نیستش.
خلاصه که اگه حاضریم هر دو سه هفته ی یه بار حداقل ۶۰-۵۰هزارتومن رو مادام العمر هزینه کنیم و در قبالش حاضر نیستیم روی روح و روان خودمون کار کنیم و مواد شیمیایی رو بر روشهای طبیعی ارجح می دونیم٬ و یا حتی این جرقه توی ذهن مون زده شده و خوب استفاده می کنیم و بعد که متناسب شدیم می ریم سراغ کنترل کالری و ورزش و غافل از این هستیم که این فکر خیال خامی هستش٬ بسم الله.
هستی جون مرسی که باعث شدی تا این دیانا کمی روشهای غیرانارستانی و غیرپایدار رو نکوهش کنه و کمی سبکبال بشه!.
راستی برای سرچ شاید سرنخ Weight Loss Patch کمی بهتون کمک کنه.
سالومه جون من قدم ۱۶۵سانت هستش و در حال حاضر به قول یه دوست روم به دیفال! دور شکمم(و به قول الناز یادش بخیریان زاده٬ دور دلم!) ۸۵ سانت هستش. البته یادآوری هم می کنم که ستاره از دست داده هم هستم ولی با چنگ و دندون دارم سعی می کنم با ورزش پس شون بگیرم.
امیدوارم که به درد آمار گیری ات بخوره.
من دیروز هم اف بودم البته نه با افسردگی و اینکه وای وزنم بالا رفت!!!
دلم خواست استراحت کنم همین و البته کمی هم بخاطر ناراحتی زانو! انشا.. امروز برنامه ام رو اجرا می کنم!
اما یه دوست جان
شما برای 100 نفر که عددی نیست برای 1000 نفر برنامه بریزی برنامه 1001 امین نفر حتما متفاوت هستش یعنی اگر نباشه جای سوال هستش!
ما انسانها رو در حیطه ورزش طبقه بندی از لحاظ پیکر بندی و فیزیولوژی و......... حتی نوع تارچه های موجود در عضلات که بیبینیم بدرد ورزشهای سرعتی میخوره یا قدرتی تقسیم بندی میکنیم و بقولی با یک سرچینگ هزاران برنامه ورزشی و تغذیه ای بدون هزینه از اینترنت و دوستان میگیریم!
اما چند نکته مهم را از یاد می بریم!
1- اصلا خواسته من یا فرد از این همه تلاش که بنام ورزش و نرمش هست چی هستش؟ به چه درد می خوره ؟ جواب این سوال رو می تونید با مطالعه جزوه دوستان و منابع دیگر تا حدودی برای خود روشن کنید!
اما مهمترین عامل که من براش یک عالمه بالای منبر رفتم و روضه خوندم ! این هستش که
اقا خانم محترم شما با دوستتون خیلی تفاوت دارید! یک خودکار کاغذ بردارید و فقط چند مورد از تفاوت ظاهری و زندگی روز مره بنویسید!
پس باید برنامه شما با دوستتان متفاوت باشد و جای هیچ دلخوری نیست ! حتی در سطح ورزشکاران حرفه ای این تفاوت هاست که باعث جابجایی مدال ها -زمان ها و مسافت ها . کلا رکوردها میشه!
تازه بعد از این ها نوبت به هدف گذاری می رسه!
که معمولا خیلی از افراد خواسته را با هدف گذاری اشتباه می گیرند و ارمان و اروزشون رو بدون توجه به شرایط و موقعیت شان هدف قرار می دهند و بیش از 70% بعلت های مختلف همه چیز رو کنار می گذارند!
عزیزان شما یک خواسته بلند مدت باید در نظر بگیرید با هدف گذاری های کوتاه مدت! بغییر از این فقط دور یک دایره ای دور می زندید و یا بقول خودتان با یک گند زدن خرابکاری همه چیز را رها می کنید!
و دچار ناراحتی و افسردگی های از خود ساخته می شوید!
آقا یادم رفت بپرسم خرج این تام گیفورد جون چی هستش؟ مقاله هاش رو باید بخریم و روی اینترنت آزاد نیستش؟ یا باید تکنیک های خاصی بکار ببریم؟ یا ... آقا حالا که ما رو عاشق و واله ی مرام ِ جوونِ مردم کردین بگین ره وصال چیه آخه؟. بگین من چکنم با این عشق ِ عمیق ِخانمان آباد کن؟.
اوه! سلام آیدین جان. آره برادر من هم اسیر این مکان دور از خانه ام و برای آرامش دلم دارم می کامنتم!. برم بخونم ببینم که آقا معلم مون چه نکاتی رو بهمون یادآوری و آموزش می خواد بده.
جملگی روز خوبی رو شروع کرده باشین الهی!.
مورد بعد در مورد دوستانی که دچار یاس فلسفی می شوند!
برای این مورد 2 حالت در نظر میگیریم!
1-بعلت ورزش و رژیم و تحت فشار قرار گرفتن بدن . خسته شده اید که باید استراحت و بازنگری به برنامه خود داشته باشید
2- ورزش زده شده اید راحتترین کلمه ای که میشه بیان کرد که بیشتر به روح و روان بستگی داره و میشه گفت یکنواختی یک عامل ان هستش
برای این مورد اینطور بگم بهتر هستش اگر کفش و کلاه کردید و دید حالو احوالش رو ندارید! اعتنا نکنید برید برای اجرای برنامه بمدت 2 مرتبه!!!
اگر بعد از 2 مرتبه واقعا دید که حالتان از ورزش و همه چیز به هم می خورد! خیلی راحت کفشهایتان را در اورید
وبلاگ دفترچه و هرچی مربوط به ورزش هست تعطیل کنید! مداد و کاغذی بردارید و برای یک هفته انچه دلتان میخواهد انجام بدید بنویسید!
بگذارید در این هفته ارام باشید! مسلما بدنتان خود به خود پالسهایی برای شروع ورزش برای شما ارسال میکنه!
البته این برای دوستانی هست که دارند برنامه ورزشی خود را اجرا می کنند!
دوستانی که برنامه خود را قطع کرده اند و دچار ناراحتی می شوند باید با باورسازی و برنامه ریزی و هدف گذاری باز گردند!
دوستان قبل از اینکه متهم کنید من رو که ورزش گروهی پس چی هستش ! بگم که کار گروهی و هماهنگ و رو به جلو بوسطه توانایی افراد حاصل میشه و توانایی فردی هم جز در گرو برنامه ریزی صحیح فردی نیست!
بله یک دوست جان حتی در این دنیا مجازی!
بچه ها دعا كنين بارون نياد امروز تا اين پروژه ي من تكميل بشه و ما برسيم بالاي دكل ها باكس ها رو ببنديم و سيم پيچي ها رو انجام بديم . تا حالا نشده بود دعا كنم بارون نياد اما الان .... خداييش نياد ...
يه دوست جون!
دياناي مامان مهربون !
ايدين خوب !
آزي شادالو! كه هر چي بگه دپرس و ... اينا باورم نميشه ! الان عشقم قلنبه شده و خيلي همه تون رو دوست دارم . زي زي دوستنده !
در مورد غذاي نذري هم كه بگم .... خدا به شيكمم رحم كنه و به پهلو هام كه الان اندازه ي گلابي ان و اگه مراعات نكنم ميشن اندازه ي هندوانه
دياناي عزيز
ممنون از توضيحات كاملت. با شرح واضحي كه درمورد نحوه عملكرد چسبها دادي مارو هم از فضولي و زحمت كنكاش تو مطب اون دكترخلاص كردي.
منم كنجكاويم بيشترازين بود كه طرز عملكردش رو نميدونستم و اينكه چرا يه پزشك داره ازين روش استفاده ميكنه والا همه ما ميدونيم كه استفاده از اين وسايل كمكي مقطعي تآثير دارن.دركنار اين چسبها دوست من هم برنامه غذايي داره و هم پياده روي.
جلسه دوم دوروز بعده جلسه اول بوده و بعديها هفته ايي يه بارو هرجلسه 7 هزارتومن.يعني حول و حوش هموني كه خودت گفتي بايد هزينه كنه .
منم به دوستم پيشنهاد شمردن كالري و محاسبه كالري سوزونده شده رو دادم.
بهش گفتم اگه ميخواي يه عمر تناسب اندامت رو حفظ كني و نيازي به مراجعه مطب پزشك نداشته باشي كليدش همين كالري شماريه.من قبلآ خودم يه سري چسب لاغري به مبلغ خيلي خيلي گزافي خريده بودم و كاملآ بي تآثير بودولي تفاوتش با چسبهاي دكتر در همون مايع وسطش بود.حالا ازوقتي دوستمو ديدم همش دارم از خودم سوال ميكنم اين دكترها با اينكه ميدونن اينها مقطعين چرابازم ازينها استفاده ميكنن.
چقدر اینجا بحث های مختلف شده.
من کماکان د ارم طبق برنامه جلو می رم . دوشنبه رو انجام نداده بودم. سه شنبه جبرانش کردم.
دیگه اینکه دوباره (یعنی ان باره ) آزمایش دادم. هفته ی دیگه نهایی می شه .
با خودم قرار گذاشتم اگه تا هفته دیگه خبر معقول و درمان درت حسابی ای رو شروع نکردم به مدت 1 ماه ورزش و بقیه کارهام رو ببوسم و بذارم کنار. خسته شدم دیگه .
تقریبا همه افرادی که برای مدت طولانی و به طور مداوم از کامپیوتر استفاده میکنند، دچار مشکلاتی در نواحی مختلف بدن مثل گردن، کتف، کمر، دست، پا و چشمها میشوند.
فشار ناشی از نشستن نادرست، و استفاده از میز و صندلی هایی که با استانداردهای لازم برای سلامتی تطبیق ندارند، در صورت تداوم میتواند صدماتی جبران ناپذیر به بدن فرد وارد کنند. از جمله این صدمات میتوان به سندروم مچ دست، گردن درد و کمر درد شدید و خستگی و کاهش دید چشم اشاره کرد.
خوشبختانه با نرمشهای بسیار ساده ای میتوان از این صدمات جلوگیری کرد. کافیست به یاد داشته باشید که در طول روز چند بار و هربار تنها چند ثانیه، یکی از این نرمشها را انجام دهید.
نرم افزار رایگان «نرمشهای محل کار نارسیس» برای آموزش این نرمشها طراحی شده است. این نرمشها با توجه به محدودیتهای محیط کار طراحی شده اند و هر یک در زمانی بسیار کوتاه (تنها چند ثانیه) قابل انجامند. در اغلب موارد، برای انجام آنها حتی نیازی به بلند شدن از پشت میز کار ندارید. پس از اجرا، نرم افزار در فواصل زمانی مورد نظر شما، جزئیات این نرمشها را یکی پس از دیگری به شما یادآوری میکند.
برای حفظ سلامتی خودتان حتما از این برنامه استفاده کنید و توصیه های آنرا جدی بگیرید ؛
· این نرمشها آنقدر ساده و طبیعی هستند که مزاحمتی برای همکاران را ایجاد نخواهند کرد.
· اجرای هر یک از این نرمشها تنها چند ثانیه وقت میگیرد و لزومی ندارد همه آنها را همزمان و پشت سرهم اجرا کنید.
· این نرمشها علاوه بر حفظ سلامتی، تاثیری فوری روی افزایش شادابی و رفع خستگی شما دارند. باور نمیکنید؟ یکی از آنها را انجام دهید.
· مطمئن باشید رئیس شما هم از این برنامه استفاده میکند. مگر اینکه به سلامتی خود اهمیتی ندهد.
مشخصات نرم افزار:
· این برنامه هدیه ای از شرکت نارسیس است.
· استفاده از آن هیچگونه هزینه ای نداشته و بدون هیچ محدودیتی قابل دانلود، کپی و استفاده میباشد.
· روی کلیه نسخ ویندوز XP یا بالاتر قابل اجراست و نیازی به کیبورد فارسی ندارد.
· برنامه «نرمشهای محل کار نارسیس» تنها دارای یک فایل است و برای استفاده نیازی به نصب ندارد. تنها کافیست آنزا دانلود کرده در محل مورد نظر خود قرار دهید و یک بار اجرا کنید.
آره زي زي جان فقط قبلش با من مشورت كن كه بگم از چيا امتحان بگيري؟ دي:
و اينكه اين كارو بكنيد تا يه كمي هم چاقي واضافه وزن تقسيم شه ونياييد هي بگيد آزي چرا تو زدي رو دست رضازاده روزي 1700 به بالا مي خوري:(
خوب آدم چنبه دار يك روز خودشو كنترل ميك نه دوروز نه در طول كل دوره كلاس كه........تازه من يه وظيفه خطير هم داشتم براي حمايت از ري هنرمند بايد هي ميخ وردم كه ري تشويق شه خوب دي: فكر مي كنيد خواهر بودن كم وظيفه اي رو روي دوش آدم ميذاره؟
بچه ها ...
کسی کفش پاشنه بلند داره 10-20 سانتی باشه که عالیه.. میخوام پا کنم برم تو کاتاگوری سالومه برای آمارگیری..!
سالومه قبوله دیگه نه.. یا منو با کفش قبول کن یا بنویس یه دوست با قد بیش از 165 که نصفیش زیر زمین هست.. دور کمرم هم میشه سه وجب و چهار انگشت..خوب بید؟!! قبولم؟
آق معلم جان..خدا بد نده..
گمونم اون نالوطی که زد به ماشین و رفت یه هوا رو اعصابت اثر گذاشته..شما به عیالات متحده بفرماین کمی گل گاوزبون براتون دم کنن ..جوشونده بابونه هم خوبه..پاها را هم بذار تو آب ولرم تا خوش به حالت باشه..
این حرفا که مال آق معلم من نیست نه.بابا...آق معلمم شاد بود، امیدوار بود،میگفت ،میخندید..
حالا هم نمیگم اشتباه میکنی ها نه..اما ما مگه چقدر با هم فرق داریم به خدا همه امون مثل همیم..تجربه تو به درد من میخوره ،تجربه من به کار دیگری میادو همینطور الی آخر...
شما با ما باش .. برای 100 نفر هم برنامه میریزیم ..
میگم فضولی نباشه اما این ورزش زدگی مال این نیست که چن تا برنامه ( 10هفته و 24 هفته) با هم قاطی شده یه ذره بار فکری ات زیاد شده .. به هر حال ایشالا ایام به کام باشه
زی زی جان..ما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم اما ظاهرا پالایشگاه وکارهاش بهت فرصت نمیده ..
به به ...میس ری جان اونوریه قرمه سبزیه؟ قربون دستت یه کفگیر کوچولو..ناخنک آزاده دیگه!
تپل جونم
همه اول همينجورين.
اولش واسه همه تنبلي هست.
اين حالت سكون يه قانون فيزيكيه .يعني مقاومت درمقابل حركت.اگه دربرابر همون نيروي مقاومت مخالف اوليه استقامت به خرج بدي عين يه ماشين پرتوان بدون اينكه بفهمي ميبيني كه چه خوب داري پيش ميري و حتي ازون كارت لذت ميبري.درست مثل من كه هيچ گاه تو زندگيم ندويده بودم و فكرشم نميكردم بتونم بدوم.اما اين روزها اولين چيزي كه يادم مياد همين دويدنه و ازش لذت ميبرم.
برات آرزوي موفقيت ميكنم دوست خوب من
اگه گفتين من چرا اينجا ولم ؟ چون دوباره به صورت دزدي دارم از اينترنت استفاده مي كنم ....
يه سوال جدي؟ - چرا هر چيزي زديش بيشتر حال ميده ؟ حتي ناخنك زدن به غذا هم بيشتر كيف ميده يا يواشكي توي تولد از اون ور كه معلوم نشه از خامه هاي كيكه كم كم بخوري ........... به به ! كودكي كجاي كه يادت بخير...........
راستي من دوباره يه نمه ....فقط يه نمه دارم به رعايت موارد رژيمي تن ميدم .....
يه دوست جوني ! ما چاكريم اما اونجوري ها هم كه خيال مي كني ما سرمون شلوغ نيست ها ... ما فقط چون بايد اينترنت دزدي كنيم امكان كامنت گذاشتن نداريم ..........همين :)
خطاي بالا رو تصحيح مي كنم .....
چرا هر چيزي زديش بيشتر حال ميده = چرا هر چيزي دزدي اش بيشتر حال ميده
هه هه ... با اين كامنت گذاشتنم .
راستي انار نيست ؟
نبینیم استاد گرامی یه دوست عزیز از اق معلم ناراضی باشه!
یه دوست جان قبول دارم که کامنت دیروز رو بد شروع کردم یعنی جوری هست که انگار شما مخاطب هستی!
که برای این بی دقتی همین جا و در حضور دوستان از شما عذرخواهی می کنم!
اما صحبت های من در مورد خواسته و ارزو و هدف ! یک مورد از موارد روانشناسی ورزشی هستش!
علت بیانش هم ناشی از دیدن وبلاگ چندین نفر از دوستان که خسته و نامید شده بودند .بود. و در بین انان هم افرادی وجود داشتند که بقولی از این شاخه به شاخه هی پریدند! یا مثال ورزشی مانند این عربها در یک ماه 20 تا مربی و برنامه عوض کردند!
خواستم گوشزد کنم که هر چیزی آفتی داره ! و این تغییر ها در کوتاه مدت هم یکی از افت های لایف استایل و ورزش می تونه باشه!
ورزش هم مانند زنجیره هستش که صحبت شد و دیانا مهربان هم شعرش رو ساختن!
بی توجهی به این ریسک فاکتورهای ورزشی باعث سست و پاره شدن زنجیر میشه!
شاید خوب نتونستم بیان کنم!
و یا چون بعد از خواندن وبلاگ عزیزان نوشتم تاثیر داشته!
نبینیم استاد گرامی یه دوست عزیز از اق معلم ناراضی باشه!
یه دوست جان قبول دارم که کامنت دیروز رو بد شروع کردم یعنی جوری هست که انگار شما مخاطب هستی!
که برای این بی دقتی همین جا و در حضور دوستان از شما عذرخواهی می کنم!
اما صحبت های من در مورد خواسته و ارزو و هدف ! یک مورد از موارد روانشناسی ورزشی هستش!
علت بیانش هم ناشی از دیدن وبلاگ چندین نفر از دوستان که خسته و نامید شده بودند .بود. و در بین انان هم افرادی وجود داشتند که بقولی از این شاخه به شاخه هی پریدند! یا مثال ورزشی مانند این عربها در یک ماه 20 تا مربی و برنامه عوض کردند!
خواستم گوشزد کنم که هر چیزی آفتی داره ! و این تغییر ها در کوتاه مدت هم یکی از افت های لایف استایل و ورزش می تونه باشه!
ورزش هم مانند زنجیره هستش که صحبت شد و دیانا مهربان هم شعرش رو ساختن!
بی توجهی به این ریسک فاکتورهای ورزشی باعث سست و پاره شدن زنجیر میشه!
شاید خوب نتونستم بیان کنم!
و یا چون بعد از خواندن وبلاگ عزیزان نوشتم تاثیر داشته!
فعلا خدا را شکر هنوز برنامه 10 هفته ای سنگین نشده!
ولی براش یک فکرایی دارم که اواخر برنامه همش دویدن نباشه!
احتمالا برنامه دویدن خودم رو به سمت پیاده روی ببرم!
خلاصه خیرالامور اوسطها پیش میریم که ورزش زده نشیم!
هستی جون پزشکی هم مثل هر شغل دیگه ایی یه بیزنس هستش. وقتی تقاضا وجود داره اگه عرضه ایی صورت نگیره دچار رکود کاری می شن و رقبای کاری بیماران مشابه رو جذب می کنن. اگرچه که قسم نامه ی پزشکی این اواخر بیشتر حکم آداب و رسوم مراسم فارغ التحصیلی رو متاسفانه داشت اما از حق نگذریم در کل پزشکان خیلی خوبی داریم. توی مقوله ی زیبایی و مواردی که مشمول قانون بیمه نمی شه! هم اغلب انتخاب بیمار نقش داره و نه تشخیص بیمار. یعنی فرضا بهترین مشاوران و یا متخصصین تغذیه هم نمی یان ساعتها در باب فضایل ورزش داد سخن بدن بلکه حرفه شون ایجاب می کنه که برن سر اصل مطلب و دادن برنامه ی رژیم و روش کاهش و ...
خلاصه که توی مشکل تپلی که ماها گریبانگیرش هستیم٬ این «انتخاب» ماست که نقش کلیدی رو بازی می کنه و بقیه ی چیزها در اختیار این انتخاب هستن.
زی زی جون فعلا نترک پلیز!. ما آرزوها داریم برای این زی زی مون که تونسته قابلیتهایی از خودش نشون بده که کارفرماش مثل یه شیرزن بفرستش بالای دکل مَکل. این چربی های بازیافته! هم آب می شن ولی با صبر. پس هر وقت از کار دکلها خلاص شدی برو یه گلفروشی و یه شاخه نرگس یا گل مریم بخر و بعدش از بوشون حظ وافر ببر و آماده شو برای یه تحرک برنامه ریزی شده برای بعد از اون بیماری و دوران نقاهتی که داشتی.
پاشو خواهر که کلی برنامه داری برای انجام دادن.
میس ری پوست کنده جون, اینترنشنالیت رو قربون. باید بدوم بیام که معلومه باز از دنیای انارستان عقب موندم.
از سر فضولی من هم زنبیل آبی ام رو می ذارم توی صف که ببینم چی می خواد بگه نارسیس جون با این بازاریابی میس ری جون.
معمولا
معمولا خیلی
معمولا خیلی از افراد
معمولا خیلی از افراد خواسته
معمولا خیلی از افراد خواسته را با
معمولا خیلی از افراد خواسته را با هدف گذاری
معمولا خیلی از افراد خواسته را با هدف گذاری اشتباه
معمولا خیلی از افراد خواسته را با هدف گذاری اشتباه می گیرند
معمولا خیلی از افراد خواسته را با هدف گذاری اشتباه می گیرند و آرمان
معمولا خیلی از افراد خواسته را با هدف گذاری اشتباه می گیرند و آرمان و آروزشون رو بدون توجه
به شرایط و موقعیتشان هدف قرار می دهند و بیش از 70% بعلتهای مختلف همه چیز رو کنار میگذارند.
میس ری عزیز اینجا هم برای اینکه اسلام به خطر نیفته صفها جداست! یا باید بریم اخره صف؟
ماشا... به این همه انرژی دیانا
زی زی خانم نگفتین بارون اومد یا نه! اما برای شروع و غلبه بر قانون فیزیک که هستی تعریف کردند واقع خوشحالم!
دیگه اینکه با اجازه دوستان ما امروز عصر میریم وسط کویر ! خوب اینجا دشت و کوه که نداره!!! میریم چادر میزنیم و اتیش و این حرفا ! والیبال هم بازی میکنیم ! نه زیر نور مهتاب پیشرفته ایم نور افکن داریم!
طبیعتا فردا و جمعه نیستیم و شما از دست نصیحت های اق معلم در امان!
پس تا شنبه همه پایان هفته خوبی رو سپری کنید
سال نو میلادی هم مبارک
یه دوست جان حلالمون کن ممکنه گرگ ها حمله کنن و اقا معلم هم که لقمه لذیذی هستش و باب دندون!
من رو شکمم استرچ مارک های صورتی داره:( حالا عروسیم نزدیکه چی کار کنم :(( هیچ کی همچین مشکلی نداره اینهمه لاغر می شین چاق می شین اصلا از استرچ مارک من ندیدم شکایت کنه کسی؟
بهارک جون من هم پشت پاهام و بالای رانم از همین خط هایی که در اثر چاقی لاغری پیش میاد دارم که بعد از بلوغم رو بدنم ظاهر شد. بعضی اوقات خیلی برام معضله و خیلی میره رو اعصابم ولی الان بهش توجهی نمی کنم. عروسیم هم گذشت و اتفاق خاصی نیافتاد :))
ولی خب دیانا قبلا می گفت که با روغن زیتون ماساژش بدیم زیاد نمی شه و شاید بهود پیدا کنه.
اما مهمتر اینه که خودت رو دوست داشته باشی همین جوری که هستی و شکمت و ترکاش رو ماساژ بدی و عشقولانه باشی باهاشون.
تو اونقدر چیزهای مثبت دیگه تو ظاهر و رفتارت داری که اینا اصلا به نظر نمی یاد بهارک خوشگل مهربون. پس نگو که بدشانسی .
بهارك عزيز
تموم تپلها ازين تركها دارن.
منتها يكي تازه شكل گرفته و يكي بيشتر روي پوستش مونده و تغيير رنگ پيدا كرده.
اين تركها علتش لاغر شدن نيست.
زمون شكل گيري اينها زمون چاقي و اتساع و كشيدگي پوست بوده كه حالا با لاغري خودشو نشون ميده.
ميگن روغن زيتون تاثيرش تو زمون چاق شدنه كه پوست ترك نخوره.مثل زموني كه حامله ميشن به زن حامله توصيه ميكنن بدنشو با روغن زيتون چرب كنه.اما اگه خيلي ناراحتي بايد حتمآ بري پيش متخصص پوست تا بهترين درمون رو برات انجام بده.شايد توسط كرم و شايد ليزر.من يه مدت خيلي دنبال درمون اينها بودم
اما اين همه هزينه به نظر من نميصرفه و خوبه همونجوري كه آلبالو گفت زياد حساس نشي و بدنت رو دوست داشته باشي.
تركهاي من روي سينه هامه و روي بازوهام و خيلي آزارم ميداد.طوري كه لباس يقه هفت نميتونستم بپوشم.
اما حالا ياد گرفتم باهاشون كنار بيام.تقصر لاغريم هم نيست كه ديگه رژيممو ادامه ندم.مقصر اصلي اون غذاهايي بودن كه پشت هم ميخورديم و پوستمون اجبارآ كش ميومد.
اصلآ اصلآ ناراحت نباش.
براي جاهايي كه تركهاي بيشتري داره ميتوني لباسي انتخاب كني كه مناسب تره و اون مناطق رو بپوشونه.
ناراحتيت بايد زموني باشه كه انتخابت فقط و فقط يه لباس دكلته است كه با پودراينها كاملآ محو ميشن .تازه تورهاروي شيكم رو ميپوشونن وتركها رو نشون نميدن.
بهارك جون خودتو ناراحت نكن.خاطره ترك هامو براتون گفتم؟اگه گفتم يه بار ديگه هم مي گم براي جديدي ها.
يه بار دختر خاله من در يك جمعي با يك لحن بدي برگشت گفت:واي آزي چرا روي سينه هات ترك خورده؟چقدر بدهههههههههههههه..........
منم خيلي شيك با اينكه از درون تخريب شدم حسابي ولي چون بچه پروام گفتم:اتفاقا خيلي هم سكسيه انگار كه يه بچه پلنگ با ناخن كشيده اين رو دي:
بعد سالها گذشت ودختر خاله مربوطه باردار شد ويه بار گفت آزي اون بچه پلنگه يادته؟گفتم آره.....گفت مادر اون پلنگه با پدرش چفتشون يه چنگك گرفتن دستشون همه هيكل منو خط خطي كردن :))))))))))))))))))
حالا من هر وقت اينا رو ميبينم خندم مي گيره.راستش يه دوره اي خيلي حساس بودم ولي سعي كردم بي تفاوت بشم.
خيلي از خارجي ها روديديد تمام بدنشون لك وكك مكه وهميشه لباس هاي باز هم مي پوشن وآخر اعتماد به نفس؟يا يه پستي يادمه يه بار نوا نوشته بود در مورده اينكه دختر ها خيلي راحت با كلي موي زائد لباسهاي باز هم مي پوشن واصلا هم احساس ناراحتي نمي كنن چون خودشونو وبدنشونو همين جوري پذيرفتن وراحتن.
پس تو هم سعي كن خودتو بپذيري وهمين جوري دوست داشته باشي.چيزاي مهم تري هست كه الان بخواي بهشون فكر كني.روزاي به اين قشنگي رو با اين فكر ها خراب نكن.
چه منبري سن بالايي رفتم.هاهاهاها...........
يه دوست جان من امروز يك ساعت را رفتم من باب تحرك ونه ورزش تازه.........ولي رسيدم خونه رسما خشك شده بودم.
خواستم بگم كه هشتم ولي خشتم
ازتون ممنونم دوستای گلم که اینطوری دلگرمی بهم دادین. قبلا اصلا ندیده بودم روی شکمم رو بعد از تو آینه هم نمی بینم ولی وقتی خم می شم خوب نگاه می کنم هستن. از دیروز کمی حالم گرفته بود اما سعی می کنم کمتر خم بشم نگاشون کنم:)) هستی جون مشکلم یعنی چی می گن دغدغه؟ نگرانی اینها از روز عروسی نیست بعدشه.
تبسم جون ! اگه بدونی همه ی انارستانی ها چقده از دیدن یه عضو جدید شاد میشن زودی میای دم و دستگاه ات رو تو انارستان پهن می کنی ننه .
بهارک جونم . عروسیت مبارک . دلم برات تنگ شده بود . کجا بودی
انارخانم سلام/من نمی تونم توی لوگ گروه بنویسم. اگر از اون طرف می شه برام درستش کنین درضمن من غیر فعال نبودم حامله بودم که سقط شدم توی وبلاگم هم نوشته بودم لطفا اینم درست کنین .ممنونم
بچه ها همگی سلام
دو روز بود سر نزده بودم الان که اومدم دیدم به چه بحث داغی ترکهای پوستی......
بهارک جون من بعد از دو بار بارداری و استفاده منظم از کرمهای مختلف گرانقیمت که توسط دکتر متخصص برام تجویز شده بود...هنوز که هنوزه چیزی از این ترکها کم نشده همونطور که بچه ها گفتن زیاد بهش فکر نکن این طور که من پیگیر شدم راه درمانش فقط استفاده از لیزر هست که اونم نمی صرفه...
همگی پاینده باشید
بچه ها همگی سلام
دو روز بود سر نزده بودم الان که اومدم دیدم به چه بحث داغی ترکهای پوستی......
بهارک جون من بعد از دو بار بارداری و استفاده منظم از کرمهای مختلف گرانقیمت که توسط دکتر متخصص برام تجویز شده بود...هنوز که هنوزه چیزی از این ترکها کم نشده همونطور که بچه ها گفتن زیاد بهش فکر نکن این طور که من پیگیر شدم راه درمانش فقط استفاده از لیزر هست که اونم نمی صرفه...
همگی پاینده باشید
خوب بچه ها از روز سه شنبه هفته ی سوم رو شروع کردن. طبق برنامه این هفته رو باید سه روز در هفته پیاده روی با سرعت تند (۱۳ تا ۱۶ دقیقه برای یک مایل) داشته باشن. بنا به صحبت های قبلی و رصد کردنهای من تا اینجا اینطوری پیش رفتن:
.........................................................................................................
.......................عملکرد دوستان در هفته ی سوم از برنامه ی ۱۰هفته ایی...........
........................................................................................................
.........۳ شنبه.....۴ شنبه......۵شنبه......جمعه....شنبه.......۱شنبه....۲شنبه.....
........................................................................................................
انار.........؟............؟............؟.............................................................
آیدین......S............S.............S............................................................
لیلا.........√............√...........؟............................................................
سالومه....؟............؟............؟...............................................................
ساراتیتان...√............√...........√.............................................................
دنا..........؟..........؟.............؟...............................................................
؟....................................................................................................
؟.......................................................................................................
........................................................................................................
کیک فنجونی جون
فعلا چون میتینگ نداریم در نتیجه اصلاحاتی هم روی لوگ انجام نمی شه. متنها با توضیحاتی که قبلا توی وبلاگت نوشتی٬ اکثرمون در جریان شرایطت هستیم و امیدواریم که بتونی طبق پست هایی که انار نوشته و تاکیدهایی که داشته با یه برنامه ی منطقی و انارستان پسندانه پیش بری و پیروزمندانه به بالای تپه برسی.
تبسم جون
ما که نمی دونیم برنامه ات چیه. منتها تو با توجه به اینکه نوشتی پست های انار عزیز و وبلاگ قبلی رو خوندی می دونی که برنامه های ماها تقریبا چیه. ماها دور انار جمع شدیم چون منطق و روش اش رو می پسندیم و دوست داریم که بر همین مبنا پیش بریم. تو هم اگه جذب راه و منش انار شدی پس بدون که خوب جایی اومدی و حسابی خوش اومدی و صد البته که ما هم می تونیم از تجربه های خوبت استفاده کنیم.
پس فعلا خوش اومدی رو می گیم تا بتونی ایشالا امتحانت رو با موفقیت بدی و به قول آزی با ما دست بشوری. عجالتا هم اطرافیان رو با کالری شماری دیوانه نکن پلیز! بلکه به قول انار با توجیه کردن شون امتیاز همراهی کردن ات رو بگیری ازشون که بتونی با خیال راحت تری به برنامه ات برسی.
سلام سلام
همگی خوبید
من یه چند وقتی نبودم اما کلی اتفاق افتاده که اولیش اینه که عقد کردم و شدم یه عروس تپلی البته هنوز زندگی مشترک رو شروع نکردم اما به زودی می کنم
اما متاسفانه از کمترین وزنی که بودم 7-8 کیلو اضافه کردم و حس بدی به خودم پیدا کردم
لطفا کمک کنید دوباره شروع کنم و تا قبل رفتن سر خونه زندگیم یکم شکل آدمیزاد شدم الانه یه کدو قلقله زنم
سلام . خوبین همه ؟
من نتیجه های رنگارنگ آزمایش هام رو گرفتم . متاسفانه هیچ چی معلوم نشد باز. یعنی 5 سری آزمایش . 5 تا نتیجه مختلف .
یه سوالی داشتم . شماها می دونین مدفورمین ( یا متفورمین ) چیه ؟و برای چی خوبه ؟و اثرات جانبی اش چیه ؟
کسی هست از این دارو استفاده کرده باشه؟
ممنون می شم اگه تجربه یی دارین به منم بگین . دکتر برای یک ماه برای من این قرص رو تجویز کرده و ویتامین e .
كسي از دكتر ساراي عزيز خبر داره ؟
تیتان جان تا جایی که من میدونم متفورمین برای پایین آوردن و کنترل قند خون در افرادی که قند بالا دارند استفاده میشه. یکی از اثرات جانبیش هم کاهش اشتها و لاغریه.
با عرض معذرت از امام حسین و یارانش....
شولولولولولو..... یکی عروس شده!مبارکه مبارکه...
آرزو خانوم ایشالا سپید بخت بشی شما اگه دلت خواست 2 کلوم مرقوم بفرماین ازنحوه فعالیت و خورد وخوراک تا بشه فهمید کجا خرابه و باس تعمیر بشه..
آقا من از فرصت یه سوء استفاده بکنم..خانم دکتر سارا خودت را برسون که این کرسی خالی طبابت بدجوری به من چشمک میزنه!
سارا تیتان جان:
همونطور که رفیق شفیقم شانه جان میگه این قرصه اصلش مال اونهاست که دیابت دارند ولی متخصصین غدد برای لاغری هم تجویز میکنن حالا چه میکنه و چه جورش را خیلی حالیم نیست ..کسانی را هم دیدم که روزی 3 تا از این قرص میخورن و عارضه خاصی نداشتن ولی خوب بدن تا بدن فرق میکنه..پرولاکتین هم که خوب بود اما انگار خیالت راحت نشده ؟ امیدوارم تصمیم درست بگیری و خسته نشده باشی
سارا تیتان جون
در نهایت تشخیص پزشکت چی بود؟ چون با توجه به اینکه داروی جدید تجویز کرده شاید به نتایجی رسیده. به هر حال برات آرزوی سلامتی و بهبودی می کنیم. بچه ها لطف کردن و در مورد متفورمین برات نوشتن٬ چند وقت پیش هم پریسای عزیز همین سوال مشابه رو داشت که اگه آدرس زیر رو ببینی تجارب سایر دوستان رو هم می تونی بخونی. http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/11/354.php
آرزو جون بعد از اون دفاع جانانه و بعد از دنبال بُن سای گشتن و حالا خبر پیمان بستن و عروسی در پیش داشتن٬ ضمن تبریک گفتن و آرزوی بهترینها رو برات کردن٬ دستان مون رو به سمت آسمون می بریم و آرزو می کنیم که خدا نه تنها از آرزو بلکه از جمیع یارانی که اینجا ما رو اهلی کردن٬ بیخبر نذاره که بیخبری بد دردیه و آفت دوستی محسوب می شه.
پس با این حساب باید بشنویم از برنامه های آرزوی گل تا سر نخی داشته باشیم برای پیگیری برنامه های آتی اش.
شادی و سلامتی و خوشبختی آرزوی ماست برای آرزوی انارستانی.
ما امدیم اما سرما خورده! اینجا کلا سرماخوردگی خوب نمیشه مخفی میشه!
خلاصه اینکه دیروز نزدیک 20 ساعتی فقط خواب بودم!
معمولا سرما که میخورم یکی دو روز اینجوریم ! فقط میخوام بخوابم! اگر بهتر نشدم انوقت سلام دکتر دارم!
جای دوستان خالی در کمپ! البته نه برای غذا چون همش ضد برنامه هایمان بود! و بهترین روش کم خوردن بود که سعی تلاش بسیاری انجام شد!
میدونید در این جمع ها تعارف کنی بشقابت 2 برابر پر شده پس بهتره خودت مثل بچه های خوب نصف بشقاب بکشی و تو بشقاب پخش کنی و تعارف که کردند بگی این تموم بشه دوباره بر می دارم!
از نکات فعالیتی ورزشی!
شخم زدن و جمع کردن سنگ برای اماده سازی زمین والیبال! یک دوساعتی با چنگک سنگها رو جمع کردیم و تور بستیم و شن ریختیم که زمین نرم باشه! دقیقا برابر با یکساعتی که می دویدم انرژی مصرف کردم!
بازی والیبال که متاسفانه شروع سرما خوردگی از همانجا بود!
کسب مقام اول در تیراندازی با تفنگ بادی!
بطری نوشابه نزدیم ها! متمدنانه بود! سیبل (هدف داشتیم) و مرحله انتخابی! نیمه نهایی و نهایی!
کاپ ندادن و گرنه میفرستادم تالار افتخارات انارستان!
ما امدیم اما سرما خورده! اینجا کلا سرماخوردگی خوب نمیشه مخفی میشه!
خلاصه اینکه دیروز نزدیک 20 ساعتی فقط خواب بودم!
معمولا سرما که میخورم یکی دو روز اینجوریم ! فقط میخوام بخوابم! اگر بهتر نشدم انوقت سلام دکتر دارم!
جای دوستان خالی در کمپ! البته نه برای غذا چون همش ضد برنامه هایمان بود! و بهترین روش کم خوردن بود که سعی تلاش بسیاری انجام شد!
میدونید در این جمع ها تعارف کنی بشقابت 2 برابر پر شده پس بهتره خودت مثل بچه های خوب نصف بشقاب بکشی و تو بشقاب پخش کنی و تعارف که کردند بگی این تموم بشه دوباره بر می دارم!
از نکات فعالیتی ورزشی!
شخم زدن و جمع کردن سنگ برای اماده سازی زمین والیبال! یک دوساعتی با چنگک سنگها رو جمع کردیم و تور بستیم و شن ریختیم که زمین نرم باشه! دقیقا برابر با یکساعتی که می دویدم انرژی مصرف کردم!
بازی والیبال که متاسفانه شروع سرما خوردگی از همانجا بود!
کسب مقام اول در تیراندازی با تفنگ بادی!
بطری نوشابه نزدیم ها! متمدنانه بود! سیبل (هدف داشتیم) و مرحله انتخابی! نیمه نهایی و نهایی!
کاپ ندادن و گرنه میفرستادم تالار افتخارات انارستان!
منم به ارزو تبريك مي گم ولي ........ جون هر كي دوست داري از الان مراقب وزنت باش كه بري خونه ي شوهر واسه اونجا هم 7 تا 8 كيلو اضافه وزن بايد بذاري ........ يعني از الان بدون كه كجا ها رو اشتباه رفتي . چون ماها واسه عروسي لاغر مي شيم بعد همون قدر كه كم كرديم به طرفت العيني بر مي گرده .... ننه
شانه جان ممنونم . یه دوست عزیزم از تو هم ممنونم.
راستش چون در ازمایش های من یک درمیون علائم پرکاری تیروئید و بالا بودن پرولاکتین دیده می شه و به دلیل اینکه علائم بالینی ای که من نشون دادم تو این مدت بیشتر به کم کاری تیروئید شبیه بوده نه پرکاری تیروئید و بالا بودن پرولاکتین - بعد از کلی این در و اون در کردن دکتر غدد و دکتر زنان و یه متخصص داخلی با هم روی این دارو توافق کردن که بخورم .
تقریبا می دونین که من ورزش هم می کنم - در غذا خوردن هم کاملا رعایت می کنم . و با این حدود از چند ماه پیش که این مشکل شروع شده حدود 8 کیلو اضافه شدم.
بازم ممنونم بایت راهنمایی هاتون .
سارا جون
عزیزم متفورمین در صورتی که با تجویز پزشکت باشه کاملا داروی safe نگران نباش بخور و در کاهش وزنت هم خیلی موثر خواهد بود و به احتمال زیاد بخاطر همین مساله هم بهت دادن
برام خیلی جالبه آخه یکی از اختلالات وابسته به پرکاری پرولاکتین .. کم کاری تیروئید اولیه است.,ولی ازمایشات شما پرکاری نشون داده وقتی کم کاری تیروئید بطور کلینیکی ظاهر میشود..
مشکل تشخیصی وجود ندارد.. اگر چه در بعضی بیماران تیروئید در سطح طبیعی است.. ولی سطح TSH بالاست.. که در جهت جبران اولیه کم کاری تیروئید sublinical رخ میدهد. در مان مناسب بیماران با افزایش خفیف TSH و پرولاکتین جایگزینی هورمون تیروئید است که پاسخ به آن طبیعی شدن TSH و پرولاکتین و برگشتن سیکل تخمدان به حالت طبیعی را بدنبال دارد
و در مورد هورمون پرولاکتین
نام های دیگر این هورمون لاکتوژن ، ماموتروپ یا لاکتوتروپ می با شد. نقش اصلی آن تولید و ترشح شیر در غدد شیر ساز پستانها است، ولی در سلول های کبد ، کلیه ، غدد تناسلی و برخی نواحی دیگر بدن نیز گیرنده های پرولاکتینی شناسایی شده اند. نقش آن در مردان شناخته شده نیست ولی میزان این هورمون در خون زنان بیشتر از مردان است. در دوره حاملگی مقدار هورمون در خون زنان بشدت افزایش می یابد و دو تا سه هفته پس از زایمان به حد طبیعی باز می گردد. مکیدن پستان باعث تحریک ترشح پرولاکتین و ادمه ترشح آن می گردد. به نظر می رسد پرولاکتین در بروز میل جنسی نیز نقش داشته باشد و به همین دلیل گاهی آن را هورمون عشق (Love hormon ) می نامند.
ترشح هورمون تحت تاثیر دو فاکتور آزاد کننده و مهار کننده هیپوتالاموسی کنترل می شود که تاثیر فاکتور مهار کننده بیشتر از فاکتور آزادکننده است.مقدار ترشح هورمون در شبانه روز حالت نوسانی دارد و در طول شب بیشتر از روز است.همچنین مکیدن پستان ها ، تحریک نوک پستان توسط جنس مخالف ، مقاربت ، استرس ، هیپوگلیسمی ( کاهش قند خون ) و فعالیت شدید بدنی در زنان ترشح هورمون را افزایش می دهد. ترشح هورمون های استروژنی قبل از بلوغ و در دوران آبستنی و همچنین هورمون رشد و انسولین و بعضی از هورمون های غدد آدرنال در رشد پستان ها و افزایش غدد شیر ساز پستان دخالت دارند.
راجع به مصرف متفورمین یه چند نکته ایی هست که برات میگم:
معمولا روش مصرف این دارو metformin.. به این صورته که پزشک از مقدار کم شروع میکنه
و بتدریج اونو زیا میکنه.. و اصولی رو باید در هنگام مصرف دارو رعایت کرد..
1- بهتره دارو با غذا میل بشه و یا حد اقل اینکه با یک لیوان آب بلعیده بشه..
2- اگر دارو دوز دارو در یک روز فراموش بشه.. نباید دوز فراموش شده را مصرف کرد.. بلکه باید اونو فراموش
کرد و به به ادمه درمان اقدام کرد..
3- دارو نباید در دهان جویده یا خرد بشه.. بلکه باید مستقیما بلعیده بشه..
عوارض متفورمین و گروه مربوطه
این داروها علاوه بر اثر کاهش دهنده بر قند خون, وزن را نیز کاهش میدهند.. که احتمالا عامل آن حالت تهوع خفیف و بی اشتهائی, کاهش سطح انسولین پلاسما و اثرات قابل توجه در کاهش چربی خون میباشد( کاهش کلسترول توتال LDL و تری گلیسرید تا حدود 20-10 درصد). این داروها برای افراد چاق و مبتلا به افزایش چربی خون که مبتلا به دیابت میباشند مناسبند.
استفاده از این داروها در حالت اختلال تحمل گلوکز و سندرم متابولیکی نظیر پروفیلاکسی علیه دیابت تحت تحقیق و مطالعه است.
میزان عدم موفقیت اولیه این داروها تقریبا 12% و عدم موفقیت ثانویه بین 10-5 درصد است. عارضه عمده داروهای فوق گوارشی و متابولیک است.عوارض گوارشی به صورت احساس مزه فلز, بی اشتهائی, تهوع, ناراحتی شکمی, و اسهال است.
معمولا این اثرات خفیف و موقتی است و با کاهش مقدار دارو و مصرف آن با غذا کم , میشود. عارضه عمده متابولیک, اسیدوز
لاکتیک است که اغلب در بیماران مبتلا به بیماری کلیوی( کراتینین بیش از 1.5 در مردان و بیش از 1.4 در زنان), بیمارانی که برون ده قلبی آنها پائین است, کسانی که اختلال عملکرد کبدی دارند و یا مصرف زیاد الکل دارند.. ایجاد میشود.
خلاصه عزیزم نگران نباش استرس نداشته باش چون خود استرس باعث افزایش پرولاکتینت میشه و داروتو هم بخور
میبوسمت مواظب خودت باش
دكتر سارا گيرت انداختم.چقدر كم پيدايي بابا؟ما اينجا مامان داريم دوتا دوتا بچه دارن هي ميان سر ميزنن جدول دارن پس شما چرا كم رنگي؟سريع براي پاره اي از توضيحات با ولي دفتر...........
آقاي آيدين كلي دلمون رفت براي اين كمپ.....چقدر متمدانه وشيك ومجلسي بوده.خدا قسمت كنه.
سلام
در میان همه آدمها احساس کردم به یک دوست نیاز دارم تا به او بگویم:((من تنهایم))
برای تنهایی ام دلیل دارم! چند روزی است که می خواهم خودم را روی کاغذ بنویسم اما سرجمع واژه های توی ذهنم 20کلمه هم نمی شود.
گاهی هم مثل پنج شنبه قبل آنقدر ذهنم شلوغ می شود که می نشینم و یک داستان کوتاه می نویسم و با گستاخی تمام کسانی را می نویسم-به وجود می آورم- و بعد جانشان را می گیرم.
نمی دانم هرچه هست ادبیات برای من حرام است چون مستم می کند و از این تنهایی نجاتم می دهم.
من پرنده ای هستم که 2 بال دارد یک بالش خودش است-یا داستانی که می نویسد- اما بال دیگرش شمایید که می آیید و نظر می دهید.
مولانا می فرماید :((تا دو پرباشی که مرغ یک پره عاجز آید از پریدن یک سره))
پس با دسته گلی از گل لاله در دستم منتظرم تا بیایید و نظراتتان را درباره داستان "تو قاتل من" بنویسید.
یادتان باشد بوی گل ها را در وبلاگم حس کنید و با جسارت بنویسید باشد که نظرات ارزشمندتان من را به سمت هدفم "جاودانگی"پیش ببرد.
بدانید بزرگترین آرزوی من جاودانه شدن در ذهن دختربچه 6ساله ای است که در سلول های خاکستری مغزم زندگی می کند.
منتظرتان هستم
بابا ! دكتر سارا جون ....... من هر چي ميام وبلاگت رو باز كنم كلي كه بايد صبر كنم تا وا بشه تازه شم وقتي كه نصفه وا شد نمي تونم برم توي كانتكت ها . آخه چرا مامان جون . به قول ازي بيا ديگه ............. از دلتنگي پكيديم ما به خدا
سلام بر انارستانی های محترم
انار عزیز
من سر قول خودم وایسادم و هفته اول رو با موفقیت پشت سر گذاشتم . البته میدونم هفته های اول (15 دقیقه) آسونه و من کار شاقی نکردم . اما از همین بابت هم خوشحالم
دکتر سارای گلم . سلام عزیزم . ممنونم ممنونم ممنونم . خیلی لطف کردی . کلی ذوق زده شدم دیدم برام اینقدر وقت گذاشتی و مفصل نوشتی . راستش TSH من خيلي پايينه . در 5 آزمايشي هم كه دادم فقط توي يكي اش TSH من نرماله . بقيه اش TAG داره LOW .
نمي دوني چقدر غصه مي خورم. خصوصا كه چند روزه بهم خبر دادن عيد عقد يكي از فاميل هاست و من خيلي ناراحتم كه بايد با اين شكل و شمايل وارد مجلس شوم.
آدمهايي كه مي شناسن منو دو گروه شدن. اونهايي كه مدتيه منو نديدن تا منو مي بينن مي گن چقدر چاق شدي ! با يه صداهاي عجيب غريبي كه از خودشون در مي آرن و كلي نسخه كه مي پيچن ( فكر كنم همه با اين مدل برخوردها آشنا باشن. ) گروه بعدي كه منو هر روز مي بينن و ورزش كردن و خورد و خوراكم رو هم مي بينن مدام مي گن پس چرا لاغر نمي شي .
كلا اعصاب ندارم اين روزها . خصوصا بچه ها . خوشحالم كه ترم تموم شده و بچه ها مجبورن سرشون رو به امتحان دادن گرم كنن و اميدوارم تا قبل از شروع ترم جديد من يه قدري از اين وضعيت نافرم در بيام .
خيلي خيلي خيلي لطف كردي . كلي اعتماد دادي بهم . مي خورم دارو رو و اميدوارم لااقل يك كيلو يا نيم كيلو تاثير وزني داشته باشه برام . يا حتي كمتر از اين . لااقل ديگه چاق تر نشم .
مي بوسمت . امير ت رو هم . مواظب خودت باش .
بچه ها اومدم اعتراف كنم . من ديروز بعد از 2 ماه رفتم ورزش . تا عصر هم كلي كالري هام تو بازه بود اما عصر توي خيابون 5 تا كيك يزدي خوردم . آخر شب هم رفتم يكي ديگه خوردم :(
واقعا مايه ي شرمساريه
منو دعوا كنين
زی ززززززززززی
6 تا کیک یزدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
دختر جان اون کلی کالری غذای یک روز آدمه..چه خبره
حالا یه ساعت ورزش کردی باید بری 6 تا کیک بخوری؟ای دختر بد
امروز جبران کنی ها
آیدین جان ، من که هر روز برنامه ام رو انجام میدم و پیشرفت خوبی هم داشتم ، مسیری رو که قبلا در 30 دقیقه طی می کردم و تقریبا 2 کیلومتر بود ، الان در 20 دقیقه میرم ولی خب در مقابل 30 دقیقه دویدن های شما فعلا هیچی نیست .
زینب جان و دکتر سارای عزیز
نمیدونم چرا هر کاری می کنم نمی تونم براتون کامنت بذارم... برای همین از همین تریبون "سوء استفاده" می کنم و می گم ممنون از اینکه به یادم هستین.منم همیشه بهتون سر می زنم ولی متاسفانه نمی تونم براتون کامنت بذارم.برای همین تا اطلاع ثانوی جواب کامنتهاتون رو توی وبلاگ خودم و زیر کامنتتون می دم.
لیلا لیلا..نمی تونم وبلاگت رو باز کنم..دلم برات تنگ شده کلی...
بوووس برای دوست ورزشکار و 50 کیلوییم!!
من از فردا 3 هفته می رم مرخصی تا کتابم رو تموم کنم و به نمایشگاه کتاب سال آینده برسونمش..دعا کنید برام چون گیر یک ویراستار سخت گیر و افتضاح افتادم که پوست از کله ام می کنه!!
سالومه جونم مرسي ولي تا 50 كيلويي من خيلي مونده :)
اميدوارم كه مرخصي خوبي باشه و بتوني خيلي خيلي خوب كارت رو تحويل بدي تا ويراستار سخت گير هم نتونه هيچ ايرادي بهت بگيره :*
یه چیزی نارسیس جان ! میشه بگی روند کامنت گذاشتن برات چه جوریه . اول باید کجا رو پر کنم .
بعد هم این که خب بستگی به برنج و شکر و روغن ای داره که تویش استفاده می کنی . اگه هم ندونی که باید تخمین بزنی . من فقط می دونم 1 ق پخته برنج 40 کالری داره و 1 ق روغن 120 یا 110
.
.
.
. من امشب کلی غذای نذری خوردم . فکر کنم اون بچه آفریقاییه ی توی من هی داره رشد می کنه و داره منو کم کم بدبخت می کنه . البته دیگه از شنبه می خوام جدول بذارم و مرتب برم ورزش :(
حتی تا عید دو کیلو هم کم کنم عالی میشه
استاد آیدین..رخصت بدین بیام در رکابتون "برزش"کنم!!
آق معلم ما مال این حرفا نیستیم که کسی را بایکوت کنیم ..داشتیم بار و بندیل سفر را میبستیم و دیگه پاک یادمون رفت که ما هستیم و یه آق معلم..
حالا اگه این یکی دو روزه نمیخوای بری تو هیئت و سینه زنی و اینا و اینجا گذارت افتاد به حاجیت بگو نظرت راجع به interval training چیه؟!میگی اینم از اون تبلیغات پرسر و صدا ست یا نه واقعا یه کارهایی ازش برمیاد؟!!
بحثش را چند روز قبل با برو بچه های ابریشم شروع کردیم اما خوره هنوز تو مغز منه کلا بگم دارم دنبال این دو تا این روزا میگردم:
1-آب کردن به قول فرنگی ها belly fat
2-ورزش موثرتر و با کیفیت تر
دوستان سایت دکتر سارا اجرا میشه اما بعلت عکس هایی که ایشون گذاشتن و در اکسترا پون هم هستش! برای اینترنت بعضی نقاط ایران دوستان با مشکل روبرو می شند .
یه دوست عزیز کجا بسلامتی؟
بستی تو تا بار سفر از انارستان ما
تاریک و سرد شد بی تو این انارستان
سفر کوتاه مدت بلند مدت ؟ ورزشی غیر ورزشی؟
اینجا ما تعطیل نیستیم!
هیئت داره اما من خوشم نمیاد! نزدیک 10 سال که زنجیرمون رو اویزون کردیم دیوار . تا سه سال پیش که راهی دیار غربت شدیم می رفتیم برای اماده کردن غذای نذری! ای روزگار..... یه اه از اونهایی که ازی میکشه!
بگذریم
اینتروال تمریناتش اثر بخش هستش! اما در جای خودش
اینتروال رو هم تمرینات تناوبی می گویند! چون از برنامه فعایت - استراحت - فعالیت - استراحت استفاده می کند!
تمرینات اینتروال برای هفته اول و دوم اغار تمرین ضرورتی نداره و کارایی چندانی نداره! اما برای هفته های بعدی و با توجه به نوع فعالیت و خواسته موثر هستش و در برنامه هفتگی یک تا دو جلسه بهش اختصاص می دهند !
معمولا از این سیستم برای رسیدن به هدفی که زمان و مسافت رکن های اصلی هستند استفاده می شه ا این سیستم در اصل برای تقویت سیستم فسفاژن و با تاخیر وارد شدن به فاز یا سیستم اسید لاکتیک هستش!
ولی در کل هر فعالیتی که با استراحت و تکرار همراه بشه مانند برنامه راه ابریشم! و حتی از هفته 5 به بعد این برنامه 10 هفته ای ! تمرینات اینتروال میگن!
حتی میتوان برای چربیهای شکم هم برنامه اینتروال در نظر گرفت ! و از وزنه هم در ان استفاده کرد! البته وزنه مقدارش ثابت و حرکت ها هم خانواده باشند!
آق معلم..
علیک سلام...من هر وقت گفتم سفر .. خیلی خواسی شیک فکر کنی یه اتوبوس ولوو در نظر بگیر که یه دوست را داره از آبادی میاره شهر ..ما جرات نداریم خالی ببندیم اسم خودمون را بگذاریم "مارکوپولو"!!
در فقره ایتنروال ترینینگ هم میخوام یه نمه پامو از گلیمم درازتر کنم وبگم :
اوهوووم...! یعنی از اینکه گفتی باید کارآیی اش بیشتر باشه..حالا اگه استاد شری از اینورها رد بشه و ما رو ارشاد کنه که عالی میشه ..اما تا جایی که من کمی دستگیرم شده روی"intensity" خیلی تاکید داره ..به زبون ساده تر میگه اگه میخواین متابولیزمتون بالا بمونه در حین ورزشتون به مدت چند ثانیه با حداکثر توان فعالیت کنید (حدود 30 ثانیه مثلا) ..بطور مثال آن چنان بدوئی که گویی یک شیر گرسنه گذاشته دنبالت!!..البت شاید برای همه قابل اجرا نباشه مثلا من خودم شاید کمتر از 10 ثانیه متوقف میشم و برای عده ای نیز منع پزشکی داره..اما ارزش مطالعه بیشتر را داره..نمیدونم کسی اینجا هست که تجربه اش کرده باشه؟!!
درست مطلب رو گرفتی !
همانطور هم که من گفتم اصل این سیستم (برنامه اینتروال) برای افزایش استقامت در فعالیتهای ان ایروبیک یا بی هوازی هستش!
یک مستطیل 50×25 متر رو در نظر بگیریم (مسافت های فعالیت و استراحت دقیقا مشخص و اندازه گیری شده از قبل و کاملا اختیاری هستش فقط مسافت ها 2 به 2 هم اندازه باشند)
50 متری ها رو با 90% توان باید دوید (قضیه شیره) و 25 متری ها با 60% توان . در واقع یک ACTIVE REST در 25 متری ها برای جلوگیری از تجمع اسید لاکتیک داریم ! و در 50 متری متری ها فشار برای تقویت سیستم فسفوکراتین. تعدادLoop یا دورها بستگی به فرد و هدفش و رکوردهای قبلیش داره!
اما همانطور که گفتم الان این کلمه عمومیت پیدا کرده و بستگی به خصوصیات ورزشی و فردی بیشتر حالت فعالیت استراحت فعالیت استراحت رو در نظر می گیرند. و اینتروال میگن!
باز هم سایر اساتید با قلماشون سیا مشقامون رو خط بزنن ممنون میشیم!
قبلش باید پهلو ها رو تا حدی از این ماجرا دور کرد و برنامه خاصی بغییر از فعالیت های مشترک حرکتی در نظر گرفت!
اما شکم ظاهرا شاید چربی باشه !اما حجم خود معده هم در ظاهر شکم نقش داره ! همچنین طرز ایستادن که با بهبود این دو عامل شکم ظاهرش شاید تا 50 درجه نسبت به قبل تفاوت کنه! که این اثر باعث میشه بخاطر خاصیت ضربدری که بین عضلات و اندامها هستش از پشت نیز باسن تا حدی جمع و جور بشه!
اما برای چربیهای شکم!
---- ---- ماهیچه های شکم به این شکلند
---- ---- البته این تمام ماهیجه های شکم نیست
--- --- ماهیجه های راست شکم اگر خوب در ذهنم
-- -- مونده باشه
قسمت بالا و یا در واقع روی جفت عضله بالایی با تمرین های ساده همراه با تمرینات هوازی منظم و تغذیه متناسب نباید چربی اضافه ای باشه( دقت داشته باشیم که چربی برای بدن لازم هستش)
اما قسمتهای پایین تر و دو جفت عضله پایینی شاید به علت حجم کمترشون و کمتر شده توده عضلانی در این قسمت برنامه دقیق تر و تمرینات هوازی بیشتر و رژیم غذایی مخصوصی نیازمند هستش! که تنها با صرف کالری شماری نتیجه دلخواه ممکنه بدست نیاد!
آزی ..راست میگی من اون خط سبز پایینی را دیدم اما اینکه چرا یه تشویق خشک و خالی از دهنمون در نیومد شاید،چونکه،زیرا.....
اون سفید بودن جدول خیلی حرف و حدیث داره ..مثلا الان به من بگن صبح تا حالا چیا خوردی ..اول که یادم نیست چون از صبح خودم را ول کردم و حکایت شعره هست که خشت اول را اگه کج گذاشتی ..تا ثریا... نمیدونم چی میشه!
اما مسئله دوم اینه که شجاعت اینو ندارم که بنویسم از ترس اینکه آبروم جلو دروهمسایه بره!تا اینجا را به خودم میگفتم ها از اون حرفا نبود که به در میگم دیوار بشنوئه..!
اما.. اگه دقت کرده باشی خیلی از ماها این حس را داریم و روزهای اینچنینی با عنوان "خیلی زیاد" یا عبارات مشابه ، جدولمون را پر میکنیم....
من میگم ما که همه راهها را رفتیم حالا یه بارم به حرف کاتلین گوش بدیم و حداقل برای خودمون بنویسم و بعد اگه خواستیم احساسمون را با دیگران در میان بگذاریم مثلا من امروز خودم را اینجوری تعریف میکنم:
امروز از اون روزهایی بود که قلب من با دیدن "حلوا شکری" سرود شادمانی سر میداد!
میخواستم نخورم ..اما نمیشد..چون به خودم میگفتم چرا تا وقتی یه چیز خوشمزه در دسترسمه بهش لب نزنم..
هر بار که میخوردم به خودم میگفتم از فردا...فردا سعی میکنم جبران کنم و دیگه تکرار نکنم...
اما چه خوب بود اگه امروز هم اینجوری تموم نشده بود.
آق معلم ..من این ماهیچه های شکم را که این شکلی و اون شکلی هسن نمیبینم یا اختلال بینایی چیزی دارم؟!
مخلص کلوم جمله آخرت هس که با کالری شماری نتیجه دلخواه بدست نمیادمتاسفانه..
من میگم مشکل ترین کار ما در دست یابی به فیتنس حل کردن این معادله belly fat است..
دیانا جون کجایی برو بچه ها دارن دنبالت میگردن بیا قربونت ملت رفتن سینه زنی و ...تعزیه ظهر عاشورای انارستان را نمیتونیم تنهایی اجراء کنیم!!
آقا ما این روزها دست مون توی حنا گیر کرده. از اینکه نتونستم گزارش دهی این هفته رو برای بچه های ده هفته ایی کامل کنم٬ معذرت می خوام. ده روز آینده بدجوری درگیرم. ولی هر وقت بتونم حتما یه سر اینجا می زنم.
خلاصه که ببخشید که ما زیادی این روزها دوان دوانی هستیم.
این رو از آرشیو پیدا کردم که دست خالی نباشم. حالا این بازنویسی تکراری مناسب امروز رو داشته باشین تا بعد سنجدوار برگردم:
سوی دیار عاشقان٬ سوی دیار عاشقان
رو به انار می رویم٬ رو به انار می رویم
بهر ولای درس او٬ بهر ولای درس او
به ورزشگاه می رویم٬ به ورزشگاه می رویم
گرفته ایم جان به کف و نثار ورزش کنیم
هستی خود به را هلس یکسره قربان کنیم
ما به جوار تردمیل٬ ما به جوار تردمیل
با اراده می رویم٬ با اراده می رویم
سوی دیار عاشقان٬ سوی دیار عاشقان
رو به انار می رویم٬ رو به انار می رویم
بهر ولای درس او٬ بهر ولای درس او
به ورزشگاه می رویم٬ به ورزشگاه می رویم
فرشته خو گشته و زقید فت! رسته ایم (۲بار لطفا!)
به لطف بی کران انار٬ همیشه دل بسته ای م(باز هم دوبار لطفا!)
{ یا انار} ....{یا هلسی ویت}
ز ما و من گسسته و به دوست پیوسته ایم
بهر نجات این بدن٬ ز عشق و رضا می رویم
سوی دیار عاشقان٬ سوی دیار عاشقان
رو به انار می رویم٬ رو به انار می روی
بهر ولای درس او٬ بهر ولای درس او
به ورزشگاه می رویم٬ به ورزشگاه می رویم
جبهه ی اناری ما ٬ ز نور نت! روشن است
ظلمت و خوف و واهمه در سپه فیلتر! است
بیم زلشکر انار٬ در دل اهریمن است (۲بار خواهش می کنم!)
چو ما به فرماندهی روح انار می رویم (۲بار خواهش می کنم!)
سوی دیار عاشقان٬ سوی دیار عاشقان
رو به انار می رویم٬ رو به انار می رویم
بهر ولای درس او٬ بهر ولای درس او
به ورزشگاه می رویم٬ به ورزشگاه می رویم
سنگر یاران انار٬ سنگر لایف استایل ست (۲مرتبه پلیز!)
در دل شب منور است ذکر و کامنت و نظر! (۲مرتبه پلیز!)
منظره های آن ببین چو صحنه ی باشگاه ست (۲مرتبه همچنان پلیز!)
اناریان آمده اند
اناریان آمده اند
رو به میتینگ می رویم
رو به میتینگ می رویم
===============================================
توضیح:
نوشتار بالا الهام گرفته شده از نوحه ی برادر ارزشی! جناب حاج آهنگران می باشد.
در صورت نیاز برای کپی نمودن نسخه اصل! بر روی ام.پی.تری ها و آی پادهایتان برای پیاده روی ها و دویدن ها٬ پلیز به آدرس زیر مراجعه نمایید! http://www.aviny.com/Voice/Defae_moghadas/16.mp3
دیگه دخترم ببززررگگگ شده! واسه خودش خانمی شده!
هی روزگار انگار همین دیروز بود وقتی از اتاق اوردنش که ببرنش بخش نوزادن با اون چشماش که پتو تا زیرشون اومده بود داشت ادمو نگاه میکرد!
چه خبره ؟ اینجا کجاست؟ این اقاهه کیه؟
خدمونیم ها این غافله عمر عجب می گذرد ! ..........................
همگی انارستانی های عزیز سلام
از خبر عروسی انار خانم خیلی خوشحال شدم مبارک باشه...
آیدین جان به شما هم خیلی تبریک می گم امیدوارم سالهای سال سایه شما و خانم گلتون بالای سر دختر نازتون باشه .ببوسینش از طرف من ...
آقا چه می خونه سلطان جاز ایران از برای انار و واسو به خاطر این مناسبت فرخنده: http://www.2mahal.com/g.htm?id=8665
دیانا عمیقا دلشادگشته ی انارستانی شور و شوق فورانی!
به به٬ به به٬ به به...
تولد مارال جون هم که هست. خدا جمیع شادی ها رو نصیب جمیع تپلان و ظریفکان انارستانی و غیرانارستانی بکنه الهی.
آیدین جان تولد غنچه ی زندگی تون مبارک باشه و امیدوارم که از لحظه لحظه ی دوران کودکی اش حظ وافر ببرین.
آقا... عروسی کجاست؟!.. تو حیاط پشتی هست؟
میکروفون یه لحظه لطفا:
هوبیرو...هوبیرو...شاباش ش ش!!
اینم یه تبریک عروسی به زبان زرتشتی برای انار خانوم و آقا واسو. انشاء الله همیشه به شادی..
آق معلم بابایی..تانک یو از دعوتت ...عزیز بابا که خوابه... شما هم پیش بندو ببند و برو کمک عیالات متحده تو آشپزخونه که صواب داره..از بابت عکسها هم ممنون ما اندکی آناتومی امون ضعیف بود اما فی الحال معلوممان شد که در نواحی عضلات رکتوس و ابلیکوس و چی چی یوس!! هنوز مختصری دنبه یا پی داریم که حالا حالاها مهمون ماست..
دیانا جونم نذر کردم دفاعتو خوب برگزار کنی برات سفره بندازم (البت رژیمی..!)..ایضا چند تا شمع هم تو سقاخونه سر گذر برات روشن میکنم تا همه چی به خیر بگذره..!
دیگه کسی نداریم؟ زن پا به ماهی..مراسم نومزدنگی..قبولی کارشناسی ارشدی..چیزی...
چه خوبه من از دیشب که رسیدم همش دارم خبر خوب میشنوم از طرف من هم تبریک خیلی انار جون . امیدوارم همیشه همو همینجوری دوست داشته باشین . مطمئنم بهتریبن کار ممکن رو داری میکنی:x
البته این دو روز تعطیل و انواع و اقسام نذری ها فکر کنم کمی اثر گذاشته؟نه؟
ممنون بابت تبریکات ! شنبه اگه این وسایل دوربین پیدا کنم! (فکر کنم این دختر بابا دیشب زیر مبلی فرشی جایی قایمش کرده) سعی میکنم عکسی ازش بذارم!
دهه محرم تموم شد!
(((جالبه نه؟
10 روز قبل و بعدش !صبر می کنیم تا سال دیگه!
من شنیدم که در این روز اتفاقات شادی هم رخ داده مثلا تولد یکی از پیامبران(نوح یا ابراهیم)! که باقی مسلمانان این دو روز پر صواب می دونن و برعکس ما روزه می گیرند!
خدا خودش بهتر می دونه!))))
حالا باید بفکر برگشتن به برنامه و اجرای منظم ان باشید!
موفق باشید!
یادتون باشه عروسی دعوتیم! و در کارت دعوت نوشته شده از ورود افرادی که Over Weight و Out Of Life Style هستند ممانعت بعمل می اید!
بحث و اعتراض پذیرفته نیست !! یک سال وقت دارید!
اگر تغییری در برنامه ایجاد شد متعاقبا صابخونه خبر می دهد!
Comments
انار آفرین به تو و این اراده و پیگیری برنامه ات. خیلی عالیه که داری با حال و حوصله پیش می ری و دل جمیع ما رو شاد و گرم می کنی. دمت گرم و آتشین و راهت مستدام و پر رهرو باد آبجی انار.
دیانا شادان شده ی رقصانی!
دیانا | December 27, 2008 10:24 PM
حالا یه صبح بخیر می گم به جمیع یاران وطن نشین و حوزه ی اطراف و اکناف و یه روز بخیر و عصر بخیر و شب بخیر هم به سایر تپلان پهنه ی انارستانی.
ایشالا که جملگی روز شاد و پر انرژی ایی رو در پیش رو داشته باشین.
این هم تقدیمی ما به همه تون:
یار زنجیر باف بله
زنجیر منو بافتی بله
پشت کوه انداختی بله
رژیم اومده نخودچی کیشمیش آورده
ورزش اومده٬ده هفته ایی سر سبز اومده
یاد ورزش بخیر٬ یاد ورزش بخیر
یاد نرمش بخیرورزش پیروز بخیر
سالگرد یه سال پیش بود توی چله نشینی قشنگ
رژیمهای رنگ وارنگ تپلای شوخ و شنگ
یادته کنار هم توی تپه می نشستیم ما همه
تو دلامون وای چه عهدا که می بستیم ما همه
عمو ورزش برامون انرژی بیار
حاجی رژیم شادی و خنده بیار
توی وبلاگ قدیمی تپلا بازی می کردن
قلبای خواننده ها رو پر از شادی می کردن
قصه ی عاشقی قدیم تپلا رو می گفتن
صحبت از خستگی چاقی موضعی می کردن
یار زنجیر باف بله
زنجیر منو بافتی بله
پشت کوه انداختی بله
رژیم اومده نخودچی کیشمیش آورده
ورزش اومده٬ده هفته ایی سر سبز اومده
یاد ورزش بخیر٬ یاد ورزش بخیر
یاد نرمش بخیرورزش پیروز بخیر
توی تپلی دیگه جایی برای سکون نمونده
اما قلبامونهمه بی چربی مونده
پس بیا تا دوباره یاد بچگی کنیم
همه روزامونو مثل المپیک بکنیم
عمو ورزش برامون انرژی بیار
حاجی رژیم شادی و خنده بیار
بیا تا همه با هم بخونیم
چون همه یار و انارستانی ایم
یار زنجیر باف بله
زنجیر منو بافتی بله
پشت کوه انداختی بله
رژیم اومده نخودچی کیشمیش آورده
ورزش اومده٬ده هفته ایی سر سبز اومده
یاد ورزش بخیر٬ یاد ورزش بخیر
یاد نرمش بخیر٬ ورزش پیروز بخیر
...
*************************************************
دوست دارید گوش بدید به آهنگش بدون صدای ستار و صد البته با صدای خود تون می تونین بخونین و برقصین و شادی دروَکنین!.
http://www.2mahal.com/g.htm?id=3289
دیانا شادی یاران و همراهان خواه!
دیانا | December 27, 2008 10:25 PM
این تهدید اگه نکنی خر میشی خیلی جواب میده انگار. من بی حالم سر حال اومدم :)
آلبالو | December 27, 2008 10:43 PM
من که روزای برنامه ده هفته ای مون رو سعی می کنم با سرعت بیشتری راه برم .
هفته گذشته هم 5 روز پیاده روی داشتم که هر دو تا برنامه ام رو به خوبی گذروندم .
لیلا | December 28, 2008 12:01 AM
بچه ها یه سئوالی داشتم که ربطی به لایف استایل نداره اما فکر کنم آزی و هستی بتونند در موردش نظر بدند.
من پوستم سبزه است عکسم رو که دیدین. موهام هم مشکی. خیلی مشکیه. همین طور ابروهام.
دوست ندارم موهام رو رنگ کنم چون می دونم بهم نمیاد و ریزش موهام بیشتر میشه. اما از قیافم خسته شدم بخصوص اینکه صورتم لاغر شده و زیر چشمم گود افتادههر روز هم باد لباسهای زشت و تیره بپوشم برای سرکار با مقنعه این حرفها.
اما فکر می کنم اگه ابروهام رو رنگ کنم چند درجه روشنتر بدنشه.
فکر میکنید خوب بشه و یا اینکه با موهای سیاه سیاه و پوست صورت تیره خوب از آب در نیاد.
نصف دپرشنم به ظاهرم برمی گرده .
آلبالو | December 28, 2008 12:07 AM
آلبالو ، من که تخصصی ندارم ولی به نظرم مدل موهات و ابروهات رو عوض کن !
لیلا | December 28, 2008 12:13 AM
آلبالو چرا موهاتو هایلایت نمیکنی؟ نه زیاد پر و روشن ها، یک هایلایت سوزنی ریز و کم و فقط چند درجه روشن تر از موهای خودت که حالت سایه روشن روی موهات داشته باشه.
شانه | December 28, 2008 12:35 AM
شاید هم اینکارو کردم شونه جون. نظرت در مورد رنگ کردن ابرو چیه فقط یکمی روشن تر.
مدل ابروهام رو هم عوض کردم . موهام رو هم باید عوض کنم. فکرش رو کردم یه مدل خوشگل کوتاه کنم البته نه خیلی کوتاه بعد ابروهام رو یکمی روشن کنم.
چون انگار همه چیز تو قیافم سیاه شده :)
آلبالو | December 28, 2008 1:00 AM
سلام. من شامم را حذف كردم البته نه اينكه اصلا نخورم يعني اينكه سر ميز ننشينم و عصر فقط يك چاي با بيسكوييت و يك كمي ناخنك به غذا و تمام. به نظر م خيلي خوبه و خيلي خوب جواب ميده سريع لاغر ميكنه. به آلبالو خانم هم توصيه مي كنم كه يك مش خوشگل خيلي قيافه را عوض مي كند ضمنا اگر يك پاكسازي پوست هم برود چند درجه رنگش را روشن مي كند به نظرم خيلي خوبه و به آدم روحيه ميده. من كه خودم عاشق مش هستم
پريا | December 28, 2008 1:49 AM
سلام انار خانوم
من هم می خواستم این برنامه را شروع کنم عادت به پیاده روی طولانی هم دارم اما من دچار یک آلرژی تنفسی هستم و دویدن مرا به سرفه می اندازد کلاس ایروبیک که می رفتم مربی به جای دو به من دوچرخه را توصیه می کرد.به نظر شما جایگزین می شود
نارسیس | December 28, 2008 4:06 AM
سلام خدمت انار بزرگ و سایر انارستانی های وابسته
ما هم وارد هفته اول شدیم ولی هنوز وارد روز اول نشدیم . انشاالله خدا قسمت کنه برای روز دوشنبه و پنجشنبه !
راستی یه سوال
همین که فقط تایم بگیریم کافیه ؟ یعنی مثلاً از روی زمان 5 دقیقه آهسته ، 5 دقیقه تند و دوباره 5 دقیقه آهسته ؟
سوگند | December 28, 2008 6:14 AM
بچه ها ميشه يكي مهربوني كنه و به من اين مقاله ي ورزشي رو ميل بزنه والا من كلا دسترسيم به اينترنت از نوع حسابيش كاملا محدوده ................
مرسي
ميل من
znb.zarei@gmail.com
هستش
.....
زي زي | December 28, 2008 6:52 AM
بچه ها ميشه يكي مهربوني كنه و به من اين مقاله ي ورزشي رو ميل بزنه والا من كلا دسترسيم به اينترنت از نوع حسابيش كاملا محدوده ................
مرسي
ميل من
znb.zarei@gmail.com
هستش
.....
زي زي | December 28, 2008 6:52 AM
بچه ها ميشه يكي مهربوني كنه و به من اين مقاله ي ورزشي رو ميل بزنه والا من كلا دسترسيم به اينترنت از نوع حسابيش كاملا محدوده ................
مرسي
ميل من
znb.zarei@gmail.com
هستش
.....
زي زي | December 28, 2008 6:53 AM
من اين همه نوشتم چرا پاك شد
زي زي | December 28, 2008 6:54 AM
من نمي دونستم اينقدر جدي با زدن هر يه بار اينتر يه بار مياد اينجا ............ :) فكر كردك اينترنت كنده ..نگو موذي شده و علامت از خودش نشون نميده
راستي
.
.
. ديانا ! من چرا نمي تونم صفحه ي تو رو وا كنم . يعني صفحه ات خيلي وقته واسه من وا نميشه
زي زي | December 28, 2008 6:57 AM
خوب بچه ها من از جزوه پرینت گرفتم خیلی مفصله تو اولین فرصت سعی می کنم مطالبش رو بخونم. از انار عزیز برای تهیه جزوه و از آرتمیس عزیز _کرم ابریشم عزیز و شانه بسر عزیز هم بخاطر ترجمه این جزوه ارزشمند بی نهایت ممنونم. ( یک بغل گل )
مامان آرام | December 28, 2008 11:15 AM
دیانا جون این شعر زیبایی که سرایدی با صدای بلند برای نگار خوندم کلی کیف کرد دیا نا جون دمت گرم کلی نیرو می گیریم.
مامان آرام | December 28, 2008 11:18 AM
دیانا جون این شعر زیبایی که سرایدی با صدای بلند برای نگار خوندم کلی کیف کرد دیا نا جون دمت گرم کلی نیرو می گیریم.
مامان آرام | December 28, 2008 11:18 AM
زی زی جان من جزوه رو برات ایمیل کردم.
شانه | December 28, 2008 11:40 AM
آق معلم جون..کجایی؟
ببین من با یه جوون نه بعض شما خیلی آقا و باسوات آشنا شدم به اسم تام گیفورد که یه مطلبش را راجع به myth های ورزشی یا همون "باورهای غلط" خوندم کلی چشمم روشن شد! میگم بیا بریم تو کار این مقوله..خیلی عالیه
حرف این جوون اینه که اگه ورزشی میخواین انجام بدین که همزمان چربیهاتون را هم بسوزونه بیخودی گول کالری سوخته شده حین ورزش را نخورید..مثلا نگید دویدم و 400 کالری سوزوندم..بلکه فکر ورزشی باشید که وقتی کارتون تموم شد تا حداقل 24 ساعت بعدش بدنتون در حال کالری سوزوندن باشه...
گل بهار تو هم اینجایی..؟ یادته یه زمونی میگفتی من مرتب میدوئم ولی وزن کم نمیکنم ما هم عقلمون به جایی نمیرسید! این آقا جوابتو اینجوری میده که اگه داری تمرین میکنی که یک دونده باشی ،بسیار کار نیکی میکنی اما اگه هدف اصلیت کاهش وزنه ممکنه فقط وقتت را تلف کرده باشی!حالا چرا؟...
بدنت در حین دویدن کالری میسوزونده اما بعد از اتمام ورزش و با یه وعده غذایی مجددا سر جاش برمیگشته در واقع " یر به یر" میشده!..
این آقا راه حل های خوبی یاد میده و معتقده با کمترین زمان ورزش میتونید بهترین نتیجه را بگیرید..
من فکر میکنم مطرح کردن این باور های غلط به همه ما کمک میکنه چون هدف خیلی از ماها برای ورزش کاهش وزن هم هست.
با عرض پوزش از اساتید بنام ورزشی شری..انار ..آیدین..دیانا..شانه بسر و ...وهمه اونهایی که به معنای واقعی ورزش را میشناسن
یه دوست | December 28, 2008 2:04 PM
آزی ..چیه دوباره غمبرک زدی..داری به چی فکر میکنی؟
پاشو فکری کن روزهای بحرانی در پیش داریم..ستاد حوادث غیر مترقبه بایست تشکیل بشه..دهه اول محرم و آش و پلوی امام حسین و حلوا.. در پیشه..من که خیال ندارم از قیمه نذری بگذرم حالا شله زرد را یه کاریش میکنم اگه هم گیرم اومد یه نمه به نیت شفا میخورم! تو چی.. ؟!
الباقی دوستان وطن نشین شماها چه میکنید..
یه دوست مخلص امام حسین و خاصا تعطیلی های این ایام!
یه دوست | December 28, 2008 2:06 PM
سلام
درست حسابی نشنیدم ولی امروز تو اخبار یه حرفهایی درباره کسایی که به طورمرتب می دوند عمرشون طولانی تره می زد!
دوستان جاودان بدوید
ميس ري | December 28, 2008 2:56 PM
سلام به همه دوستای گلم.خوبید؟
راستش اومدم از احوالتون باخبر بشم و از خودم هم خبر بدم.هرچند حوصله و وقت آپدیت وبلاگمو ندارم اما هم ورزش می کنم و هم برنامه تغذیه خوبی دارم.
میام پیشرفتهامو بهتون می گم.
دوستتون دارم.
آریس | December 28, 2008 3:25 PM
يه دوست جان خب لينك اين جناب گيفورد رو بذاريد كه بخونيم .
خدا رو شكر من اصلا با غذاي نذري ميانه خوبي ندارم ، ولي شله زرد رو حالا مي شينم خونه سالمش رو مي پزم :))
ليلا | December 28, 2008 4:36 PM
یه دوست جون دستت درد نکنه ولی کاشکی بیشتر توضیح می دادی من شیر فهم بشم.من در عجبم از این بدن پیچیده ها همه چیزش رو اگه نگاه کنی میتونه معکوس نتیجه بده؟؟
من تا 9 روزه دیگه دست رسی به اینترنت ندارم و تو سفرم. ولی به محض رسیدن دوست دارم رمز گشایی این میس رو بخونم. اینکه چه اتفاقی می افته تو بدن که "یر به یر میشه " واقعا ممکنه؟؟؟
گلبهار | December 28, 2008 7:45 PM
یه دوست جان دم شما گرم که همیشه یک مطلب جدید و جالب توی آستینت داری! من که خیلی علاقمند شدم بیشتر راجع به تام گیفورد و این باورهای غلط و راهکارهای درست پیشنهادیش بدونم. میبخشی که زحمتش رو هم میندازیم گردن خودت که بیای و برامون توضیح بدی و باب مباحثه رو باز کنی :) البته قول میدم که زیادی هم تنبل نباشم و برم به سبک دیانا یک سرچی هم بکنم ولی راستش با عرض شرمندگی در این زمینه خیلی وارد نیستم.
شانه | December 28, 2008 11:19 PM
سلام صبح دوشنبه همگی بخیر
امیدوارم صبحتون مثل من شروع نشده باشه( زده باشن به ماشینت و الفرار نه شماره تماسی نه هیچی)
2 روز ه برنامه هام تعطیله! شنبه که روز غیر ورزشی بود و دیروز هم که تعطیل بود و نمی شد در برابر 3 شیر زن مقاومت کرد رهسپار پارک شدیم!
فعالیت ورزشی نداشتیم اما مطالعه ورزشی چرا!
aidin | December 28, 2008 11:20 PM
سلام صبح دوشنبه همگی بخیر
امیدوارم صبحتون مثل من شروع نشده باشه( زده باشن به ماشینت و الفرار نه شماره تماسی نه هیچی)
2 روز ه برنامه هام تعطیله! شنبه که روز غیر ورزشی بود و دیروز هم که تعطیل بود و نمی شد در برابر 3 شیر زن مقاومت کرد رهسپار پارک شدیم!
فعالیت ورزشی نداشتیم اما مطالعه ورزشی چرا!
aidin | December 28, 2008 11:20 PM
در صفحه 2و 3 جزوه و در مورد ا ت پ
دیگه همه علما با خوندن جزوه می دونند که بدن انسان برای حرکت نیازمند انقباض ماهیچه و انقباض ماهیچه وابسته به حضور ATP هستش( داخل ماهیچه دنیایی دیگر هستش که ATP تنها یک عامل بشمار می رود برای همین از کلمه حضور استفاده کردم)
و مطلع شدیم که این ماده در بدن با حضور و بدون حضور اکسیژن تولید می شود!
تکمیلی برای اطلاع بیشتر!
ATP بر اساس فعالیتهایی که بدن توانایی انجام ان را دارد (سرعتی و نیمه سرعتی-استقامتی و استقامتی)
بواسطه سه سیستم تولید می شود که سیستم اول و دوم را بی هوازی یا ان ایروبیک گویند و سیستم سوم ایروبیک یا هوازی!
سیستم اول که به فسفاژن معروف است بدون حضور اکسیژن و با حضور ماده ای بنام فسفوکراتین ATP می سازد و برای فعالیتهای ماکس و تا حداکثر 10 ثانیه بکار می رود
این سیستم در جزوه بخاطر خصلت جزوه که در باره ورزش متعادل می باشد ذکر نشده بود که لازم هستش جزوه انگلیسی رو هم نگاهی کنم!
در صفحه سوم گفته شده ورزشها به دو گروه تقسیم می شوند!! که شاید با نادیده گرفتن سیستم اولیه باشه ولی با توجه به مثال ها لازم میدونم بعنوان یک انارستانی منتقد اصلاحیه ای برای ان بگم!
ورزشها به سه گروه تقسیم می شوند!
راه دور نمی رویم همین دویدن و مسابقات دو
1-مسافت های کوتاه تا 100 متر از سیستم فسفاژن استفاده می کنند
2- دوهایی مانند دو ماراتن تقریبا تمام از سیستم هوازی استفاده می کنند
اما در بین این دو حالت دو ها و ورزشهایی هستند که بخاطر کم بودن زمان اجرا به مرحله هوازی کامل نمی رسند مانند دو های 200 متر و 400 متر
در کل اینطور عنوان کنیم
اولین سیستم که برای فعالیت عضلات ATP می سازه(استارت حرکت) از سیستم فسفاژن هستش که کاملا ان ایروبیک هستش
سیستم دوم که با ادامه روند فعالیت بدن وارد ان می شود سیستم اسید لاکتیک هستش که با تقویت سیستم تنفسی و قلبی عروقی و با توجه به نوع فعالیت می توان از این سیستم که بعلت تولید اسید لاکتیک و اختلال در ان در کار عضله باعث ایجاد خستگی شدید و یا گرفتگی عضله می شود وارد مرحله سوم شد
مرحله سوم که به هوازی و ایروبیک معروف هستش و چربیها در این سیستم طی فرایندی به گلیکوژن تبدیل و اماده برای سوختن و تولید ا ت پ می شوند
تکمیلی: در این سیستم اخر علاوه بر چربی که یکی از سوخت ها می باشد پروتئین نیز بواسطه بوجود امدن شرایطی به عنوان سوخت استفاده می شود!
aidin | December 29, 2008 1:07 AM
یه دوست عزیز
کلا مسئله ورزش یک مورد تنها جسمی نیست!
اما با شناختی که از من دارید میدونید در انتظار اطلاعات بیشتری در مورد ایشون و مطالبشون هستم تا بتونم نظری بدم!
ضمنا در مورد این چسبی که دوستان گفتن در گوش کار می گذارن!
اگر کسی میدونه از ترکیباتش و کلا نوع فعالیتش که جز بلوک کننده های عصبی هستش یا سلولها برای جذب چربی اطلاعاتی بده!
aidin | December 29, 2008 2:05 AM
http://www.thegreatcardiomyth.com/ پیداش کردم ولی هنوز نخوندم
گلبهار | December 29, 2008 2:45 AM
آیدین جان
همسر من در یک ماه گذشته با روزی 1 ساعت پیاده روی و سالم خواری از 117 کیلو به 110 کیلو رسیده...البته شام هم به اون صورت نمی خوره یعنی یه جورایی سیستم خوراکش رو با من یکی کرده...ولی خیلی عالی لاغر شده :))
دیانا جان
من تمام برنامه هفته گذشته ام رو انجام دادم...
سالومه | December 29, 2008 3:13 AM
بچه ها امیدوارم که تا این لحظه توی پر کردن این جدول اشتباه نکرده باشم. اگه احیانا جایی رو اشتباه نوشتم لطفا گوشزد کنین. اگه تا فردا دوستان خبر گزارش دوشنبه رو هم بدن دیگه این جدول رو می بندیم و می ریم سراغ هفته ی سوم که عملا از فردا شروع می شه. تا اینجا یه خسته نباشید جانانه می گیم خدمت همه ی مصممان برنامه ی ده هفته ایی.
.........................................................................................................
.......................عملکرد دوستان در هفته ی دوم از برنامه ی ۱۰هفته ایی.............
..........................................................................................................
.........۳ شنبه.....۴ شنبه......۵شنبه......جمعه....شنبه.......۱شنبه....۲شنبه.....
..........................................................................................................
انار.........√............√............S.............S........√............؟...........؟.................
آیدین.......√............√............S............S........S.............S...........؟.................
لیلا.........√............√...........√.............√........√...........√...........؟.................
سالومه.....√............√...........√............S.........√............√..........√.................
ساراتیتان...√............√...........√...........√...........√...........√.........؟................
دنا.............؟..........؟.............؟............؟...........؟............؟..........؟...............
؟.........................................................................................................
؟.........................................................................................................
...........................................................................................................
دیانا | December 29, 2008 5:06 AM
سوگند جان بجز تایم گرفتن راه دیگه ایی برای برآورد زمان نداریم. منتها سرعت رو باید با توجه توانایی هامون تنظیم کنیم و معیارش رو هم دوستان لطف کردن و توی کامنتهای قبلی گفتن و هم توی برنامه ی ۱۰ هفته ایی انار عزیز ترجمه کرده و نوشته. حالا باید ببینی که بدن ات و مشکلی پاهات (که گفته بودی عمل کردی) چند فرده!* حلاجه!
* این جایگزینی «فرد» به جای مرد و زن توی ضرب المثلها و امثال و حکم از پیشنهادهای آرام کفترک منش مون بود که این روزها جاش خیلی خالیه.
دیانا | December 29, 2008 5:07 AM
مامان آرام جون ببوس این نگار خانوم گل رو. مرسی از لطفت.
زی زی جون ظاهرا شانه بسر مهربونی کرده و مقاله رو برات فرستاده. در مورد وبلاگ هم من نمی دونم چه مشکلی داره. منتها چه شما قدم رنجه کنی و چه نکنی ما در بست اوراق تون هستیم. مهم حفظ ارتباط گروهی هستش و جاش مهم نیست. من فقط گاهی می ترسم که نکنه گاهی سمباده ی اعصاب بعضی از دوستان بشم با کامنتهام. به همین خاطر گاهی دست به عصا راه می رم که یه موقع اثر سویی نذارم. وگرنه که چمن همه تون هستیم به مولا!.
دیانا چمنکی!
دیانا | December 29, 2008 5:09 AM
یه دوست جون
ما هم مخلص «یه دوست» امام حسین دوست و تعطیلی دوست و رژیم مناسب دوست و ورزش دوست و کوه دوست و.....و در یک کلام دوست دارنده ی هر چی دوستی هست٬ هستیم.
با این رادارهای «تام گیفورد» یاب ات و با توضیحاتی که دادی ما رو عاشق و واله کردی که!. به دم توی صوراسرافیل که پنداری سحر نزدیک شده. به قول تماشچیان استادیوم ۱۰۰هزارنفری آریامهر (اوه! چیزه جیزه! یعنی آزادی):
ما منتظر تام گیفورد هستیم
هیچ جا نمی ریم همینجا هستیم!
ضمنا شانه بسر جان این آستین یه دوست جان فکر کنم حکم چوب جادوگری هری پاتر رو داره و با یه ورد می تونه از توبره ی علم و دانش تازه ها رو استخراج کنه و از دل کویر بیاره بیرون. خلاصه که مرام و راه انار داره حسابی گل می کنه و شکوفا می شه.
دیانا واله ی مرام ورزشکارانی!
دیانا | December 29, 2008 5:10 AM
آیدین جان مرسی از تکمیلات ATP. خدایی اش آدم هر چی توی بهر رموز بدن می ره بیشتر به قول آزی فینگر به ماوس می شه.
دیانا فینگر گاز گرفته زاده!
دیانا | December 29, 2008 5:12 AM
راستی دوستان هر کدوم تون مایلین که پیگیر برنامه ی بچه های ده هفته ایی توی هفته ی سوم شون بشین بگین تا من با جون و دل جایگاه گزارش دهی رو بهش واگذار کنم.
دیانا ورزشکاران دوست داریانی!
دیانا | December 29, 2008 5:13 AM
بچه ها می شه هر کدومتون که دوست دارید و قدتون بالای 165 سانته بیاین و دور کمرتون رو به من بگید.به سانتی متر یا اینچ..فرق نمی کنه..دارم یه آمار می گیرم..مرسی
سالومه | December 29, 2008 5:34 AM
دیانا جان من یکشنبه رو استراحت بودم :)
لیلا | December 29, 2008 5:44 AM
دوستان
لطفآ جواب سوال من تو پست قبلي انارستان رو ميشه بگيد؟
هستي | December 29, 2008 5:59 AM
آلبالوي عزيز
ميخواي رنگ موهات رو تغيير ندي و همون مشكي باقي بمونه براي رنگ كردن ابرو بايد ابروهات به رنگ قهوه ايي تيره باشه.
در هر حالتي رنگ ابرو يك درجه از رنگ مو بايد روشن تر باشه.
رنگي هم كه براي مشكي انتخاب ميشه قهوه ايي تيره است.
درمورد رنگ كردن مو بايد بگم اگه اصولي رنگ شه ريزش زيادي پيدا نميكنه.
مخصوصآ براي رنگهاي تيره.
اين پودر دكلره و اكسيدانهاي با درجات بالاو سشوار هست كه موها رو داغون ميكنه و موادي كه براي صاف يا فر كردن موها به كار مي رن.
اينقدر تنوع رنگها به قيافه ما تنوع ميده كه گاهي بيخيال اين ضررها ميشيم.
براي رنگ كردن ابروهاتم حتمآ برو آرايشگاه تا تست حساسيت رو انجام بدن كه خداي نكرده يه زموني حساس نباشي.
هستي | December 29, 2008 6:06 AM
باورم نمي شه يعني من ديروز اينجا كامنت نذاشتم؟چرا اينجوري شدم...من اولين صفحه اي كه باز مي كنم اينجاست....جل الخالق.وقتي مي گم پريوده روحيم باورتون نمي شه.
خوب خسته نباشيد به دوستان 10 هفته اي.......
يه دوست جان بيا ازين رموز بگو كه من ميميرم براي اين برنامه هاي كم وآرووم.......البته من از جهات ديگه ورزش ميرم........
ولي همه سعيم رو مي كنم يه كم پياده روي حتي شده 15دقيقه رو بذارم تو برنامم.
شانه من از خانم فزايي مي ترسم باور كن........
خونه سالومه حكومت نظامي رژيمي ورزشيه ببين همسر بنده خدا رو هم آلوده كرد دي:
آزي | December 29, 2008 6:26 AM
هستی جان کامنت رو دیروز که میشه 28 دسامبر تو پست قبلی گذاشتی بالطبع ماها که از 27 ام اینجا کامنت میذاریم نخوندیمش !
من که همچین چیزی تا حالا نشنیده بودم . اساتید بیاین نظر بدین .
لیلا | December 29, 2008 6:52 AM
ليلا جون آره من پست جديد رو نديده بودم و دوباره آخرين كامنتم رو اينجا ميذارم تا هي دوستان سردرگم نشن.
اون كامنت اين بوده:
"
يكي از دوستان من پيش يه دكتر مجرب تغذيه تو همين تهرون ميره كه براش از چسب در لاله گوشش استفاده ميكنه تا متابوليسمش تنظيم بشه.
اين دوست منم خوب نتيجه گرفته ازش.
ميخواستم ببينم كسي تجربه چنين كاري رو داشته؟
آخه برام خيلي عجيب بوده كه يه دكترمتخصص ازين وسايل كمكي به ظاهر بي نتيجه استفاده كرده باشه.
دوستم ميگفت كه اشتهاش تو اين مدت خيلي خيلي كم شده و هر چند روز يه بار كه به مطب دكتر ميره براي وزن كشي و تعويض چسب ميبينه اون مايع درون چسب كه به اندازه يه عدس بوده خيلي خيلي هر بار كوچكتر ميشه.
آيا اين چيزها واقعآ نتيجه داره؟يا جريان همون تلقينه است و توهم زدن؟
به سرم زد برم همون دكتر تا تحقيقاتم تكميل تر بشه اما هرچي با خودم دودوتا چهارتا كردم ديدم نميتونم الان تايمي براي اين كار داشته باشم. از فضوليم دارم ميميرم .چون دوست من تو دوره يك ماهه تقريبآ هيكلش نصف مقدار قبلي كه ما به چشم ميديدم به نظر مياد.
لطفآ اگه كسي اطلاعي ازين چسبهايي كه شبيه چسب زخمه و روي لاله گوش نصب ميشه داره به ما هم بگه تا كمي از درد جانكاه فضولي ماهم كاسته بشه."
هستي | December 29, 2008 9:57 AM
هستی جون...من هر چی این چسبه را این ور اونور میکنم توکتم نمیره که نمیره..البت آدم دگمی نیستما ولی قربونت اگه مطلب به این سادگی بود و با یه چسب متابولیزم بالا میرفت الان دنیا گلستون بود...!
شونه جون ..من هر چی بودم و هستم تو ورزش انگشت کوچیکه تو هم نمیشم!
گل بهار...برو خوش باش کریسمس در کنار اسکیموها خوش بگذره..تا برگردی ما هم به جاهایی میرسیم بالاخره..
لیلا جان ..من تا آخر فصل ورد و پاور پوینت خوندم اونوقت این "لینک" که گفتی چی چیه ؟ خوردنیه؟!!
از شوخی گذشته آدرس گل بهار درسته..ولی ظاهرا تام خان مفتی اطلاعات نمیده..
دیانا جونم..من علاوه بر نذریها و تعطیلیهای این ایام عاشق سریالهای تکراری هم هستم و الان داشتم "شب دهم" را میدیدم برای شونصدمین بار...ایضا عاشق این سروده جناب افشین یداللهی در این سریالم ..میفرماید ..مرز در عقل و جنون باریک است ..کفر و ایمان چه به هم نزدیک است..به به ..به به..(ایشالا پس و پیش نخوندم)
آق معلم ورزش..
ما منتظر فرمایشات آق گیفورد نمیشیم..من خودم سراپا "باور غلط غلوط" هستم!
من استارت را در مورد "زمان" زدم..اشتباهی که میکردم این بود که فکر میکردم هر چه بیشتر ،پس بهتر اما خلافش برام ثابت شد...
آزی جون توهی میگی نره من میگم بدوش! هی بگو حال ندارم من میگم نه نمیشه 10 دقیقه هم 10 دقیقه هست!
ولی به جان عزیزت که این 90 و 110 دقیقه ها ، این دستگاههای گل و گنده دوای درد ما نیست..من تا یه نسخه خوبی فیت کارت پیدا نکنم از اینجا نمیرم که نمیرم!!
دوستا ن مخلص همه تون هستم .
یه دوست | December 29, 2008 3:21 PM
لیلا جون مرسی که تصحیح کردی. من توی جدول زیر به نسبت دیروز این تغییر رو کرده که برنامه ی یکشنبه ی انار رو که تصمیم داشت بدوه و ساراتیتان عزیز که گفته بود اگر انجام نداد خبر می ده رو تیککی! کردم و لیلا رو هم از جاده ی ابریشم رصد کردم.سالومه هم لطف کرده بود نوشته بود می مونه آیدین و دنا که اگه احیانا انجام داده باشن خودشون با کامنت بگزارشن پلیز تا اگه داوطلبی برای گزارش دهی نبود من فردا برنامه ی سه شنبه رو بذارم.
پس می ریم که داشته باشم شروع هفته ی جدید دوستان رو.
.........................................................................................................
.......................عملکرد دوستان در هفته ی دوم از برنامه ی ۱۰هفته ایی.............
..........................................................................................................
.........۳ شنبه.....۴ شنبه......۵شنبه......جمعه....شنبه.......۱شنبه....۲شنبه.....
..........................................................................................................
انار.........√............√............S.............S........√............√...........S.................
آیدین.......√............√............S............S........S.............S...........؟.................
لیلا.........√............√...........√.............√........√...........S...........√.................
سالومه.....√............√...........√.............S..........√.........S...........√.................
ساراتیتان...√............√...........√...........√...........√...........√.........√................
دنا.............؟..........؟.............؟............؟...........؟............؟..........؟...............
؟.........................................................................................................
؟.........................................................................................................
...........................................................................................................
دیانا | December 29, 2008 11:42 PM
در مورد این چسب های لاغری من هم شنیدم. البته نه تنها در مورد لاغری بلکه ورزشکارها و بخصوص دونده ها گاهی برای تنفس بهتر از چسب های مخصوص استفاده می کنن و یا حتی الان یکی از راههای جدید کنترل بارداری هم استفاده از چسب های مخصوص هستش. نمونه اش رو توی این لینک می تونین ببینین:
http://www.epigee.org/guide/patch.html
از جزئیات این چسبها لاغری چیزی نمی دونم چون هیچوقت طالبش نبودم که پی اش رو بگیرم ولی ظاهرا مکانیزم کارکردش اینطوری هستش بعد از حدود سه روز که از گذاشتن چسب می گذره موادش یواش یواش جذب بدن می شن و روی اشتها اثر می ذارن و باعث کم شدن اشتها و در نتیجه باعث کمتر خوردن می شه( با اثرگذاری روی تیروئید). حالا از اینجا به بعدش رو همه مون می دونیم که وقتی غذا کمتر می خوریم و کالری کمتری به بدن می رسونیم چه اتفاقی توی بدن می افته. دقیقا همین کاری که ما باکنترل خود خواسته مون میزان کالری رو پایین می یاریم.
پس در واقع به زعم من این چسبها معجزه ایی رو انجام نمی دن و فقط تا وقتی حضور دارن می تونن باعث کاهش اشتها بشن(البته در صورتی که فرد مشکل خاصی نداشته باشه و شرایطش طبیعی و فاکتورهای خونی اش نرمال باشه). ضمنا میزان کاهش وزن از طریق این چسبها هم معمولا بین ۲تا ۴پوند در هفته هستش که باز از فردی به فرد دیگه این میزان متغیره.
اما نکته ی ظریفی که اینجا وجود داره اینکه عملا وقتی موارد روی چسب تموم می شه و لاجرم باید برداریمش٬ دوباره می شیم همونی که بودیم. مگر اینکه مدام هزینه کنیم و چسبکی! باشیم. در واقع یه جورایی مثل طب سوزنی عمل می کنه و یه راهکار دایمی نیست و بطور مقطعی اثرگذار باشه. به همین خاطر هم هستش که به قول یه دوست عزیز هنوز دنیا گلستون نیستش.
خلاصه که اگه حاضریم هر دو سه هفته ی یه بار حداقل ۶۰-۵۰هزارتومن رو مادام العمر هزینه کنیم و در قبالش حاضر نیستیم روی روح و روان خودمون کار کنیم و مواد شیمیایی رو بر روشهای طبیعی ارجح می دونیم٬ و یا حتی این جرقه توی ذهن مون زده شده و خوب استفاده می کنیم و بعد که متناسب شدیم می ریم سراغ کنترل کالری و ورزش و غافل از این هستیم که این فکر خیال خامی هستش٬ بسم الله.
هستی جون مرسی که باعث شدی تا این دیانا کمی روشهای غیرانارستانی و غیرپایدار رو نکوهش کنه و کمی سبکبال بشه!.
راستی برای سرچ شاید سرنخ Weight Loss Patch کمی بهتون کمک کنه.
دیانا چسب ندوست منش!
دیانا | December 29, 2008 11:45 PM
سالومه جون من قدم ۱۶۵سانت هستش و در حال حاضر به قول یه دوست روم به دیفال! دور شکمم(و به قول الناز یادش بخیریان زاده٬ دور دلم!) ۸۵ سانت هستش. البته یادآوری هم می کنم که ستاره از دست داده هم هستم ولی با چنگ و دندون دارم سعی می کنم با ورزش پس شون بگیرم.
امیدوارم که به درد آمار گیری ات بخوره.
دیانا دل بزرگ داریان زاده!
دیانا | December 29, 2008 11:47 PM
سلام به همه دوستان صبح سه شنبه شما بخیر
من دیروز هم اف بودم البته نه با افسردگی و اینکه وای وزنم بالا رفت!!!
دلم خواست استراحت کنم همین و البته کمی هم بخاطر ناراحتی زانو! انشا.. امروز برنامه ام رو اجرا می کنم!
اما یه دوست جان
شما برای 100 نفر که عددی نیست برای 1000 نفر برنامه بریزی برنامه 1001 امین نفر حتما متفاوت هستش یعنی اگر نباشه جای سوال هستش!
ما انسانها رو در حیطه ورزش طبقه بندی از لحاظ پیکر بندی و فیزیولوژی و......... حتی نوع تارچه های موجود در عضلات که بیبینیم بدرد ورزشهای سرعتی میخوره یا قدرتی تقسیم بندی میکنیم و بقولی با یک سرچینگ هزاران برنامه ورزشی و تغذیه ای بدون هزینه از اینترنت و دوستان میگیریم!
اما چند نکته مهم را از یاد می بریم!
1- اصلا خواسته من یا فرد از این همه تلاش که بنام ورزش و نرمش هست چی هستش؟ به چه درد می خوره ؟ جواب این سوال رو می تونید با مطالعه جزوه دوستان و منابع دیگر تا حدودی برای خود روشن کنید!
اما مهمترین عامل که من براش یک عالمه بالای منبر رفتم و روضه خوندم ! این هستش که
اقا خانم محترم شما با دوستتون خیلی تفاوت دارید! یک خودکار کاغذ بردارید و فقط چند مورد از تفاوت ظاهری و زندگی روز مره بنویسید!
پس باید برنامه شما با دوستتان متفاوت باشد و جای هیچ دلخوری نیست ! حتی در سطح ورزشکاران حرفه ای این تفاوت هاست که باعث جابجایی مدال ها -زمان ها و مسافت ها . کلا رکوردها میشه!
تازه بعد از این ها نوبت به هدف گذاری می رسه!
که معمولا خیلی از افراد خواسته را با هدف گذاری اشتباه می گیرند و ارمان و اروزشون رو بدون توجه به شرایط و موقعیت شان هدف قرار می دهند و بیش از 70% بعلت های مختلف همه چیز رو کنار می گذارند!
عزیزان شما یک خواسته بلند مدت باید در نظر بگیرید با هدف گذاری های کوتاه مدت! بغییر از این فقط دور یک دایره ای دور می زندید و یا بقول خودتان با یک گند زدن خرابکاری همه چیز را رها می کنید!
و دچار ناراحتی و افسردگی های از خود ساخته می شوید!
aidin | December 29, 2008 11:48 PM
سلام دیانای عزیز!
شما هم که مشغول هستید!
aidin | December 29, 2008 11:50 PM
آقا یادم رفت بپرسم خرج این تام گیفورد جون چی هستش؟ مقاله هاش رو باید بخریم و روی اینترنت آزاد نیستش؟ یا باید تکنیک های خاصی بکار ببریم؟ یا ... آقا حالا که ما رو عاشق و واله ی مرام ِ جوونِ مردم کردین بگین ره وصال چیه آخه؟. بگین من چکنم با این عشق ِ عمیق ِخانمان آباد کن؟.
دیانا عاشق سوخته دل!
دیانا | December 29, 2008 11:55 PM
اوه! سلام آیدین جان. آره برادر من هم اسیر این مکان دور از خانه ام و برای آرامش دلم دارم می کامنتم!. برم بخونم ببینم که آقا معلم مون چه نکاتی رو بهمون یادآوری و آموزش می خواد بده.
جملگی روز خوبی رو شروع کرده باشین الهی!.
دیانا کامنت پراکن اندر آخرین نفسهای سال ۲۰۰۸!
دیانا | December 29, 2008 11:58 PM
مورد بعد در مورد دوستانی که دچار یاس فلسفی می شوند!
برای این مورد 2 حالت در نظر میگیریم!
1-بعلت ورزش و رژیم و تحت فشار قرار گرفتن بدن . خسته شده اید که باید استراحت و بازنگری به برنامه خود داشته باشید
2- ورزش زده شده اید راحتترین کلمه ای که میشه بیان کرد که بیشتر به روح و روان بستگی داره و میشه گفت یکنواختی یک عامل ان هستش
برای این مورد اینطور بگم بهتر هستش اگر کفش و کلاه کردید و دید حالو احوالش رو ندارید! اعتنا نکنید برید برای اجرای برنامه بمدت 2 مرتبه!!!
اگر بعد از 2 مرتبه واقعا دید که حالتان از ورزش و همه چیز به هم می خورد! خیلی راحت کفشهایتان را در اورید
وبلاگ دفترچه و هرچی مربوط به ورزش هست تعطیل کنید! مداد و کاغذی بردارید و برای یک هفته انچه دلتان میخواهد انجام بدید بنویسید!
بگذارید در این هفته ارام باشید! مسلما بدنتان خود به خود پالسهایی برای شروع ورزش برای شما ارسال میکنه!
البته این برای دوستانی هست که دارند برنامه ورزشی خود را اجرا می کنند!
دوستانی که برنامه خود را قطع کرده اند و دچار ناراحتی می شوند باید با باورسازی و برنامه ریزی و هدف گذاری باز گردند!
aidin | December 30, 2008 12:15 AM
دینای عزیز
مقالهای ایشون هزینه دارند!
دوستان قبل از اینکه متهم کنید من رو که ورزش گروهی پس چی هستش ! بگم که کار گروهی و هماهنگ و رو به جلو بوسطه توانایی افراد حاصل میشه و توانایی فردی هم جز در گرو برنامه ریزی صحیح فردی نیست!
بله یک دوست جان حتی در این دنیا مجازی!
aidin | December 30, 2008 12:33 AM
چقدر احساس مي كنم عقبم .... از همه تون . شيكمم هم كه گنده شده . پهلو هم كه در اوردم . هيچي ديگه . برم بتركم از چاقي خيلي بهتره تا اين كه هي نق نق كنم
مرسي شونه ي گلم . مي رم چك مي كنم . واقعا كه خيلي ماهي
زي زي | December 30, 2008 12:39 AM
بچه ها دعا كنين بارون نياد امروز تا اين پروژه ي من تكميل بشه و ما برسيم بالاي دكل ها باكس ها رو ببنديم و سيم پيچي ها رو انجام بديم . تا حالا نشده بود دعا كنم بارون نياد اما الان .... خداييش نياد ...
يه دوست جون!
دياناي مامان مهربون !
ايدين خوب !
آزي شادالو! كه هر چي بگه دپرس و ... اينا باورم نميشه ! الان عشقم قلنبه شده و خيلي همه تون رو دوست دارم . زي زي دوستنده !
در مورد غذاي نذري هم كه بگم .... خدا به شيكمم رحم كنه و به پهلو هام كه الان اندازه ي گلابي ان و اگه مراعات نكنم ميشن اندازه ي هندوانه
زي زي | December 30, 2008 12:57 AM
دياناي عزيز
ممنون از توضيحات كاملت. با شرح واضحي كه درمورد نحوه عملكرد چسبها دادي مارو هم از فضولي و زحمت كنكاش تو مطب اون دكترخلاص كردي.
منم كنجكاويم بيشترازين بود كه طرز عملكردش رو نميدونستم و اينكه چرا يه پزشك داره ازين روش استفاده ميكنه والا همه ما ميدونيم كه استفاده از اين وسايل كمكي مقطعي تآثير دارن.دركنار اين چسبها دوست من هم برنامه غذايي داره و هم پياده روي.
جلسه دوم دوروز بعده جلسه اول بوده و بعديها هفته ايي يه بارو هرجلسه 7 هزارتومن.يعني حول و حوش هموني كه خودت گفتي بايد هزينه كنه .
منم به دوستم پيشنهاد شمردن كالري و محاسبه كالري سوزونده شده رو دادم.
بهش گفتم اگه ميخواي يه عمر تناسب اندامت رو حفظ كني و نيازي به مراجعه مطب پزشك نداشته باشي كليدش همين كالري شماريه.من قبلآ خودم يه سري چسب لاغري به مبلغ خيلي خيلي گزافي خريده بودم و كاملآ بي تآثير بودولي تفاوتش با چسبهاي دكتر در همون مايع وسطش بود.حالا ازوقتي دوستمو ديدم همش دارم از خودم سوال ميكنم اين دكترها با اينكه ميدونن اينها مقطعين چرابازم ازينها استفاده ميكنن.
هستي | December 30, 2008 2:10 AM
بچه ها مرسی که از میزم تعریف کردین
امتحان سختی بود پوستم کنده شد دست تنها!
ميس ري | December 30, 2008 5:18 AM
چقدر اینجا بحث های مختلف شده.
من کماکان د ارم طبق برنامه جلو می رم . دوشنبه رو انجام نداده بودم. سه شنبه جبرانش کردم.
دیگه اینکه دوباره (یعنی ان باره ) آزمایش دادم. هفته ی دیگه نهایی می شه .
با خودم قرار گذاشتم اگه تا هفته دیگه خبر معقول و درمان درت حسابی ای رو شروع نکردم به مدت 1 ماه ورزش و بقیه کارهام رو ببوسم و بذارم کنار. خسته شدم دیگه .
سارا - تيتان | December 30, 2008 5:29 AM
ميس ميزت محشره !
ميشه من هم ازت يك امتحان بين المللي تو خونه ي خودمون بگيرم ؟
:)
زي زي | December 30, 2008 8:45 AM
زی زی جان هروقت خواستی از ری امتحان بگیری بگو ما هم بیایم بهش نمره بدیم :))
شانه | December 30, 2008 10:10 AM
تقریبا همه افرادی که برای مدت طولانی و به طور مداوم از کامپیوتر استفاده میکنند، دچار مشکلاتی در نواحی مختلف بدن مثل گردن، کتف، کمر، دست، پا و چشمها میشوند.
فشار ناشی از نشستن نادرست، و استفاده از میز و صندلی هایی که با استانداردهای لازم برای سلامتی تطبیق ندارند، در صورت تداوم میتواند صدماتی جبران ناپذیر به بدن فرد وارد کنند. از جمله این صدمات میتوان به سندروم مچ دست، گردن درد و کمر درد شدید و خستگی و کاهش دید چشم اشاره کرد.
خوشبختانه با نرمشهای بسیار ساده ای میتوان از این صدمات جلوگیری کرد. کافیست به یاد داشته باشید که در طول روز چند بار و هربار تنها چند ثانیه، یکی از این نرمشها را انجام دهید.
نرم افزار رایگان «نرمشهای محل کار نارسیس» برای آموزش این نرمشها طراحی شده است. این نرمشها با توجه به محدودیتهای محیط کار طراحی شده اند و هر یک در زمانی بسیار کوتاه (تنها چند ثانیه) قابل انجامند. در اغلب موارد، برای انجام آنها حتی نیازی به بلند شدن از پشت میز کار ندارید. پس از اجرا، نرم افزار در فواصل زمانی مورد نظر شما، جزئیات این نرمشها را یکی پس از دیگری به شما یادآوری میکند.
برای حفظ سلامتی خودتان حتما از این برنامه استفاده کنید و توصیه های آنرا جدی بگیرید ؛
· این نرمشها آنقدر ساده و طبیعی هستند که مزاحمتی برای همکاران را ایجاد نخواهند کرد.
· اجرای هر یک از این نرمشها تنها چند ثانیه وقت میگیرد و لزومی ندارد همه آنها را همزمان و پشت سرهم اجرا کنید.
· این نرمشها علاوه بر حفظ سلامتی، تاثیری فوری روی افزایش شادابی و رفع خستگی شما دارند. باور نمیکنید؟ یکی از آنها را انجام دهید.
· مطمئن باشید رئیس شما هم از این برنامه استفاده میکند. مگر اینکه به سلامتی خود اهمیتی ندهد.
مشخصات نرم افزار:
· این برنامه هدیه ای از شرکت نارسیس است.
· استفاده از آن هیچگونه هزینه ای نداشته و بدون هیچ محدودیتی قابل دانلود، کپی و استفاده میباشد.
· روی کلیه نسخ ویندوز XP یا بالاتر قابل اجراست و نیازی به کیبورد فارسی ندارد.
· برنامه «نرمشهای محل کار نارسیس» تنها دارای یک فایل است و برای استفاده نیازی به نصب ندارد. تنها کافیست آنزا دانلود کرده در محل مورد نظر خود قرار دهید و یک بار اجرا کنید.
اگر خواستین بگید براتن بفرستم
ميس ري | December 30, 2008 11:34 AM
خانمها به نوبت خواهش می کنم
ازدحام نکنید لطفا
برای امتحان ثبت نام کنید!
ميس ري | December 30, 2008 11:37 AM
آره زي زي جان فقط قبلش با من مشورت كن كه بگم از چيا امتحان بگيري؟ دي:
و اينكه اين كارو بكنيد تا يه كمي هم چاقي واضافه وزن تقسيم شه ونياييد هي بگيد آزي چرا تو زدي رو دست رضازاده روزي 1700 به بالا مي خوري:(
خوب آدم چنبه دار يك روز خودشو كنترل ميك نه دوروز نه در طول كل دوره كلاس كه........تازه من يه وظيفه خطير هم داشتم براي حمايت از ري هنرمند بايد هي ميخ وردم كه ري تشويق شه خوب دي: فكر مي كنيد خواهر بودن كم وظيفه اي رو روي دوش آدم ميذاره؟
آزي | December 30, 2008 11:48 AM
بچه ها ...
کسی کفش پاشنه بلند داره 10-20 سانتی باشه که عالیه.. میخوام پا کنم برم تو کاتاگوری سالومه برای آمارگیری..!
سالومه قبوله دیگه نه.. یا منو با کفش قبول کن یا بنویس یه دوست با قد بیش از 165 که نصفیش زیر زمین هست.. دور کمرم هم میشه سه وجب و چهار انگشت..خوب بید؟!! قبولم؟
یه دوست | December 30, 2008 1:19 PM
آق معلم جان..خدا بد نده..
گمونم اون نالوطی که زد به ماشین و رفت یه هوا رو اعصابت اثر گذاشته..شما به عیالات متحده بفرماین کمی گل گاوزبون براتون دم کنن ..جوشونده بابونه هم خوبه..پاها را هم بذار تو آب ولرم تا خوش به حالت باشه..
این حرفا که مال آق معلم من نیست نه.بابا...آق معلمم شاد بود، امیدوار بود،میگفت ،میخندید..
حالا هم نمیگم اشتباه میکنی ها نه..اما ما مگه چقدر با هم فرق داریم به خدا همه امون مثل همیم..تجربه تو به درد من میخوره ،تجربه من به کار دیگری میادو همینطور الی آخر...
شما با ما باش .. برای 100 نفر هم برنامه میریزیم ..
میگم فضولی نباشه اما این ورزش زدگی مال این نیست که چن تا برنامه ( 10هفته و 24 هفته) با هم قاطی شده یه ذره بار فکری ات زیاد شده .. به هر حال ایشالا ایام به کام باشه
زی زی جان..ما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم اما ظاهرا پالایشگاه وکارهاش بهت فرصت نمیده ..
به به ...میس ری جان اونوریه قرمه سبزیه؟ قربون دستت یه کفگیر کوچولو..ناخنک آزاده دیگه!
یه دوست | December 30, 2008 1:21 PM
manam delam mikhad varzesh konam ama tanbalim maid!
topol | December 30, 2008 5:19 PM
تپل جونم
همه اول همينجورين.
اولش واسه همه تنبلي هست.
اين حالت سكون يه قانون فيزيكيه .يعني مقاومت درمقابل حركت.اگه دربرابر همون نيروي مقاومت مخالف اوليه استقامت به خرج بدي عين يه ماشين پرتوان بدون اينكه بفهمي ميبيني كه چه خوب داري پيش ميري و حتي ازون كارت لذت ميبري.درست مثل من كه هيچ گاه تو زندگيم ندويده بودم و فكرشم نميكردم بتونم بدوم.اما اين روزها اولين چيزي كه يادم مياد همين دويدنه و ازش لذت ميبرم.
برات آرزوي موفقيت ميكنم دوست خوب من
هستي | December 30, 2008 6:06 PM
سلام به همگی
صبح اخرین روز سال 2008 همگی بخیر و شادی
بریم یک نگاهی به کامنت ها بندازیم
و بعد اب و جارو!
aidin | December 30, 2008 11:34 PM
اگه گفتين من چرا اينجا ولم ؟ چون دوباره به صورت دزدي دارم از اينترنت استفاده مي كنم ....
يه سوال جدي؟ - چرا هر چيزي زديش بيشتر حال ميده ؟ حتي ناخنك زدن به غذا هم بيشتر كيف ميده يا يواشكي توي تولد از اون ور كه معلوم نشه از خامه هاي كيكه كم كم بخوري ........... به به ! كودكي كجاي كه يادت بخير...........
راستي من دوباره يه نمه ....فقط يه نمه دارم به رعايت موارد رژيمي تن ميدم .....
يه دوست جوني ! ما چاكريم اما اونجوري ها هم كه خيال مي كني ما سرمون شلوغ نيست ها ... ما فقط چون بايد اينترنت دزدي كنيم امكان كامنت گذاشتن نداريم ..........همين :)
زي زي | December 31, 2008 12:11 AM
خطاي بالا رو تصحيح مي كنم .....
چرا هر چيزي زديش بيشتر حال ميده = چرا هر چيزي دزدي اش بيشتر حال ميده
هه هه ... با اين كامنت گذاشتنم .
راستي انار نيست ؟
زي زي | December 31, 2008 12:14 AM
ووواااووووو
نبینیم استاد گرامی یه دوست عزیز از اق معلم ناراضی باشه!
یه دوست جان قبول دارم که کامنت دیروز رو بد شروع کردم یعنی جوری هست که انگار شما مخاطب هستی!
که برای این بی دقتی همین جا و در حضور دوستان از شما عذرخواهی می کنم!
اما صحبت های من در مورد خواسته و ارزو و هدف ! یک مورد از موارد روانشناسی ورزشی هستش!
علت بیانش هم ناشی از دیدن وبلاگ چندین نفر از دوستان که خسته و نامید شده بودند .بود. و در بین انان هم افرادی وجود داشتند که بقولی از این شاخه به شاخه هی پریدند! یا مثال ورزشی مانند این عربها در یک ماه 20 تا مربی و برنامه عوض کردند!
خواستم گوشزد کنم که هر چیزی آفتی داره ! و این تغییر ها در کوتاه مدت هم یکی از افت های لایف استایل و ورزش می تونه باشه!
ورزش هم مانند زنجیره هستش که صحبت شد و دیانا مهربان هم شعرش رو ساختن!
بی توجهی به این ریسک فاکتورهای ورزشی باعث سست و پاره شدن زنجیر میشه!
شاید خوب نتونستم بیان کنم!
و یا چون بعد از خواندن وبلاگ عزیزان نوشتم تاثیر داشته!
امیدوارم با بزرگواری خودتان نادیده بگیرید!
aidin | December 31, 2008 12:29 AM
ووواااووووو
نبینیم استاد گرامی یه دوست عزیز از اق معلم ناراضی باشه!
یه دوست جان قبول دارم که کامنت دیروز رو بد شروع کردم یعنی جوری هست که انگار شما مخاطب هستی!
که برای این بی دقتی همین جا و در حضور دوستان از شما عذرخواهی می کنم!
اما صحبت های من در مورد خواسته و ارزو و هدف ! یک مورد از موارد روانشناسی ورزشی هستش!
علت بیانش هم ناشی از دیدن وبلاگ چندین نفر از دوستان که خسته و نامید شده بودند .بود. و در بین انان هم افرادی وجود داشتند که بقولی از این شاخه به شاخه هی پریدند! یا مثال ورزشی مانند این عربها در یک ماه 20 تا مربی و برنامه عوض کردند!
خواستم گوشزد کنم که هر چیزی آفتی داره ! و این تغییر ها در کوتاه مدت هم یکی از افت های لایف استایل و ورزش می تونه باشه!
ورزش هم مانند زنجیره هستش که صحبت شد و دیانا مهربان هم شعرش رو ساختن!
بی توجهی به این ریسک فاکتورهای ورزشی باعث سست و پاره شدن زنجیر میشه!
شاید خوب نتونستم بیان کنم!
و یا چون بعد از خواندن وبلاگ عزیزان نوشتم تاثیر داشته!
امیدوارم با بزرگواری خودتان نادیده بگیرید!
aidin | December 31, 2008 12:34 AM
در مورد تداخل برنامه ها با هم
فعلا خدا را شکر هنوز برنامه 10 هفته ای سنگین نشده!
ولی براش یک فکرایی دارم که اواخر برنامه همش دویدن نباشه!
احتمالا برنامه دویدن خودم رو به سمت پیاده روی ببرم!
خلاصه خیرالامور اوسطها پیش میریم که ورزش زده نشیم!
aidin | December 31, 2008 12:56 AM
بچه ها بلاگفا مشكل داره يا وبلاگ من باز نمي شه؟
با عرض شرمنده گي من باز سلام يادم رفت........
سلامممممممممممممم
آزي | December 31, 2008 1:37 AM
هستی جون پزشکی هم مثل هر شغل دیگه ایی یه بیزنس هستش. وقتی تقاضا وجود داره اگه عرضه ایی صورت نگیره دچار رکود کاری می شن و رقبای کاری بیماران مشابه رو جذب می کنن. اگرچه که قسم نامه ی پزشکی این اواخر بیشتر حکم آداب و رسوم مراسم فارغ التحصیلی رو متاسفانه داشت اما از حق نگذریم در کل پزشکان خیلی خوبی داریم. توی مقوله ی زیبایی و مواردی که مشمول قانون بیمه نمی شه! هم اغلب انتخاب بیمار نقش داره و نه تشخیص بیمار. یعنی فرضا بهترین مشاوران و یا متخصصین تغذیه هم نمی یان ساعتها در باب فضایل ورزش داد سخن بدن بلکه حرفه شون ایجاب می کنه که برن سر اصل مطلب و دادن برنامه ی رژیم و روش کاهش و ...
خلاصه که توی مشکل تپلی که ماها گریبانگیرش هستیم٬ این «انتخاب» ماست که نقش کلیدی رو بازی می کنه و بقیه ی چیزها در اختیار این انتخاب هستن.
دیانا | December 31, 2008 3:51 AM
زی زی جون فعلا نترک پلیز!. ما آرزوها داریم برای این زی زی مون که تونسته قابلیتهایی از خودش نشون بده که کارفرماش مثل یه شیرزن بفرستش بالای دکل مَکل. این چربی های بازیافته! هم آب می شن ولی با صبر. پس هر وقت از کار دکلها خلاص شدی برو یه گلفروشی و یه شاخه نرگس یا گل مریم بخر و بعدش از بوشون حظ وافر ببر و آماده شو برای یه تحرک برنامه ریزی شده برای بعد از اون بیماری و دوران نقاهتی که داشتی.
پاشو خواهر که کلی برنامه داری برای انجام دادن.
دیانا زی زی زینب دوستی!
دیانا | December 31, 2008 3:52 AM
میس ری پوست کنده جون, اینترنشنالیت رو قربون. باید بدوم بیام که معلومه باز از دنیای انارستان عقب موندم.
از سر فضولی من هم زنبیل آبی ام رو می ذارم توی صف که ببینم چی می خواد بگه نارسیس جون با این بازاریابی میس ری جون.
دیانا اندر صف پور!
دیانا | December 31, 2008 3:53 AM
تپل جان کامنت هستی رو دریاب که به بهترین شکل ممکن توضیح داده. آقا آیدین هم که حجت رو بر ورزش تموم کرده و راهکار هم ارائه داده. بزرگان هم که می گن:
عقل سالم در بدن سالم است.
شاعر هم می گه:
با بلاهای عشق ورزش کن
خويشتن را بلند ارزش کن
دیانا هم می گه:
انارستان را شخم بزنید تا هم ره رژیم و هم فعل ورزش را به بهترین شکل دریابید.
دیانا | December 31, 2008 3:54 AM
معمولا
معمولا خیلی
معمولا خیلی از افراد
معمولا خیلی از افراد خواسته
معمولا خیلی از افراد خواسته را با
معمولا خیلی از افراد خواسته را با هدف گذاری
معمولا خیلی از افراد خواسته را با هدف گذاری اشتباه
معمولا خیلی از افراد خواسته را با هدف گذاری اشتباه می گیرند
معمولا خیلی از افراد خواسته را با هدف گذاری اشتباه می گیرند و آرمان
معمولا خیلی از افراد خواسته را با هدف گذاری اشتباه می گیرند و آرمان و آروزشون رو بدون توجه
به شرایط و موقعیتشان هدف قرار می دهند و بیش از 70% بعلتهای مختلف همه چیز رو کنار میگذارند.
دیانا | December 31, 2008 3:55 AM
خ
خی
خیر
خیرا
خیرال
خیرالا
خیرالام
خیرالامو
خیرالامور
خیرالامور ا
خیرالامور او
خیرالامور اوس
خیرالامور اوسط
خیرالامور اوسطه
خیرالامور اوسطها
یا
تعادل
تـــعادل
تــــــعادل
تـــــــــــعادل
تـــــــــــــــــعادل
تـــــــــــــــــــــــعادل
تــــــــــــــــــــــــــــــعادل
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــعادل
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعادل
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعادل
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعادل
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعادل
تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعادل
تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعادل
دیانا | December 31, 2008 3:57 AM
آقا مناسبت شادی همیشه شیرینه٬ پس پیشاپیش آغاز سال نو میلادی بر همگان مبارک.
دیانا آرزوی سال خوش برای همه داریان زاده!
دیانا | December 31, 2008 3:58 AM
عصر بخیر
میس ری عزیز اینجا هم برای اینکه اسلام به خطر نیفته صفها جداست! یا باید بریم اخره صف؟
ماشا... به این همه انرژی دیانا
زی زی خانم نگفتین بارون اومد یا نه! اما برای شروع و غلبه بر قانون فیزیک که هستی تعریف کردند واقع خوشحالم!
دیگه اینکه با اجازه دوستان ما امروز عصر میریم وسط کویر ! خوب اینجا دشت و کوه که نداره!!! میریم چادر میزنیم و اتیش و این حرفا ! والیبال هم بازی میکنیم ! نه زیر نور مهتاب پیشرفته ایم نور افکن داریم!
طبیعتا فردا و جمعه نیستیم و شما از دست نصیحت های اق معلم در امان!
پس تا شنبه همه پایان هفته خوبی رو سپری کنید
سال نو میلادی هم مبارک
یه دوست جان حلالمون کن ممکنه گرگ ها حمله کنن و اقا معلم هم که لقمه لذیذی هستش و باب دندون!
aidin | December 31, 2008 6:42 AM
من رو شکمم استرچ مارک های صورتی داره:( حالا عروسیم نزدیکه چی کار کنم :(( هیچ کی همچین مشکلی نداره اینهمه لاغر می شین چاق می شین اصلا از استرچ مارک من ندیدم شکایت کنه کسی؟
بهــارک | December 31, 2008 6:45 AM
فقط پوست من یعنی اینقدر جنسش خرابه؟ من فقط اینقد بد شانسم؟
بهــارک | December 31, 2008 6:49 AM
بهارک جون من هم پشت پاهام و بالای رانم از همین خط هایی که در اثر چاقی لاغری پیش میاد دارم که بعد از بلوغم رو بدنم ظاهر شد. بعضی اوقات خیلی برام معضله و خیلی میره رو اعصابم ولی الان بهش توجهی نمی کنم. عروسیم هم گذشت و اتفاق خاصی نیافتاد :))
ولی خب دیانا قبلا می گفت که با روغن زیتون ماساژش بدیم زیاد نمی شه و شاید بهود پیدا کنه.
اما مهمتر اینه که خودت رو دوست داشته باشی همین جوری که هستی و شکمت و ترکاش رو ماساژ بدی و عشقولانه باشی باهاشون.
تو اونقدر چیزهای مثبت دیگه تو ظاهر و رفتارت داری که اینا اصلا به نظر نمی یاد بهارک خوشگل مهربون. پس نگو که بدشانسی .
آلبالو | December 31, 2008 8:29 AM
بهارك جان اين ترك هاي پوستي براي هر آدمي كه چاق و لاغر ميشه پيش مياد . من هم روي بدنم داره :)
ليلا | December 31, 2008 8:55 AM
سلام به همه
من امدم امیدوارم من و به خاطر این غیبتم عفو کنید
بهارک جان من شنیدم اگه با آبجو ماساژش بدی کمتر میشه
فدای همه
سردرگم | December 31, 2008 9:08 AM
بهارك عزيز
تموم تپلها ازين تركها دارن.
منتها يكي تازه شكل گرفته و يكي بيشتر روي پوستش مونده و تغيير رنگ پيدا كرده.
اين تركها علتش لاغر شدن نيست.
زمون شكل گيري اينها زمون چاقي و اتساع و كشيدگي پوست بوده كه حالا با لاغري خودشو نشون ميده.
ميگن روغن زيتون تاثيرش تو زمون چاق شدنه كه پوست ترك نخوره.مثل زموني كه حامله ميشن به زن حامله توصيه ميكنن بدنشو با روغن زيتون چرب كنه.اما اگه خيلي ناراحتي بايد حتمآ بري پيش متخصص پوست تا بهترين درمون رو برات انجام بده.شايد توسط كرم و شايد ليزر.من يه مدت خيلي دنبال درمون اينها بودم
اما اين همه هزينه به نظر من نميصرفه و خوبه همونجوري كه آلبالو گفت زياد حساس نشي و بدنت رو دوست داشته باشي.
تركهاي من روي سينه هامه و روي بازوهام و خيلي آزارم ميداد.طوري كه لباس يقه هفت نميتونستم بپوشم.
اما حالا ياد گرفتم باهاشون كنار بيام.تقصر لاغريم هم نيست كه ديگه رژيممو ادامه ندم.مقصر اصلي اون غذاهايي بودن كه پشت هم ميخورديم و پوستمون اجبارآ كش ميومد.
اصلآ اصلآ ناراحت نباش.
براي جاهايي كه تركهاي بيشتري داره ميتوني لباسي انتخاب كني كه مناسب تره و اون مناطق رو بپوشونه.
ناراحتيت بايد زموني باشه كه انتخابت فقط و فقط يه لباس دكلته است كه با پودراينها كاملآ محو ميشن .تازه تورهاروي شيكم رو ميپوشونن وتركها رو نشون نميدن.
هستي | December 31, 2008 9:33 AM
دوستان كريسمس مبارك
سردرگم عزيز چه عجب خانوم...!!
غيبتت خيلي ديگه طولاني شد
هستي | December 31, 2008 9:37 AM
بهارك جون خودتو ناراحت نكن.خاطره ترك هامو براتون گفتم؟اگه گفتم يه بار ديگه هم مي گم براي جديدي ها.
يه بار دختر خاله من در يك جمعي با يك لحن بدي برگشت گفت:واي آزي چرا روي سينه هات ترك خورده؟چقدر بدهههههههههههههه..........
منم خيلي شيك با اينكه از درون تخريب شدم حسابي ولي چون بچه پروام گفتم:اتفاقا خيلي هم سكسيه انگار كه يه بچه پلنگ با ناخن كشيده اين رو دي:
بعد سالها گذشت ودختر خاله مربوطه باردار شد ويه بار گفت آزي اون بچه پلنگه يادته؟گفتم آره.....گفت مادر اون پلنگه با پدرش چفتشون يه چنگك گرفتن دستشون همه هيكل منو خط خطي كردن :))))))))))))))))))
حالا من هر وقت اينا رو ميبينم خندم مي گيره.راستش يه دوره اي خيلي حساس بودم ولي سعي كردم بي تفاوت بشم.
خيلي از خارجي ها روديديد تمام بدنشون لك وكك مكه وهميشه لباس هاي باز هم مي پوشن وآخر اعتماد به نفس؟يا يه پستي يادمه يه بار نوا نوشته بود در مورده اينكه دختر ها خيلي راحت با كلي موي زائد لباسهاي باز هم مي پوشن واصلا هم احساس ناراحتي نمي كنن چون خودشونو وبدنشونو همين جوري پذيرفتن وراحتن.
پس تو هم سعي كن خودتو بپذيري وهمين جوري دوست داشته باشي.چيزاي مهم تري هست كه الان بخواي بهشون فكر كني.روزاي به اين قشنگي رو با اين فكر ها خراب نكن.
چه منبري سن بالايي رفتم.هاهاهاها...........
يه دوست جان من امروز يك ساعت را رفتم من باب تحرك ونه ورزش تازه.........ولي رسيدم خونه رسما خشك شده بودم.
خواستم بگم كه هشتم ولي خشتم
آزي | December 31, 2008 3:13 PM
ايضا سال نو ميلادي دوستان اون ور آبي مبارك...........
آزي | December 31, 2008 3:18 PM
ازتون ممنونم دوستای گلم که اینطوری دلگرمی بهم دادین. قبلا اصلا ندیده بودم روی شکمم رو بعد از تو آینه هم نمی بینم ولی وقتی خم می شم خوب نگاه می کنم هستن. از دیروز کمی حالم گرفته بود اما سعی می کنم کمتر خم بشم نگاشون کنم:)) هستی جون مشکلم یعنی چی می گن دغدغه؟ نگرانی اینها از روز عروسی نیست بعدشه.
بهــارک | January 1, 2009 3:22 AM
سلام به همگی خوبین؟
خب ببخشید که مزاحمتون میشم اولین باره که میام اینجا
ببخشید اگه فضولی بوده ولی تقریبا تو اون وبلاگتون
همه ی پستها رو خوندم
خب میدونید منم خیلی تپلی بودم و همینجور هم تپلی میشدم
اینو میگم برای صحه گذاشتن به حرف یکی از دوستان که میگفت بعضیا ورزش میکنن و لاغر نمیشن که هیچ چاق هم میشن
من خودم از این دسته افراد بودم
یه کوچولو از خودم بگم حسابی از اون اول اهل ورزش بودم
از والیبال و بسکتبال و دو و دوچرخه و حتی ورزشهای رزمی مثل کونگ فو و اینا
تا اونجا که شاید تو هفته 10 الی 11 ساعت ورزش جدی داشتم
ولی دقیقا موقعی که ورزشم اوج گرفت چاقیم بیشتر شد
میدونین مشکل کار کجا بود؟
همونطور که میدونین تا 2 ساعت بعد ورزش هر ماده ی غذایی که بخورین انقدر جذبش اون موقع بالاهه که باعث چاقیتون میشه و من د بخور!!!!!!
خلاصه وقتی بخودم اومدم واسه اولین بار رفتم رژیم گرفتم اولین بارم بود
تا الان 20 کیلو که کم کردم از ایران اومدم و دیگه دست رسی به دکترم نداشتم یه دوره استاپ شد بعد هم یک بند بالا پایین
من تا یک ماه دیگه باید با همین برنامه یی که واسه خودم ریختم جلو برم(دیوانه میکنم همه رو با کالری حساب کردن)
چون یک ماه دیگه یه امتحان سنگین دارم ولی بعدش خوشحال میشم بتونم بیام اینجا
فقط اگر گروهتون شکل گرفته و ترجیح میدین عضو جدید نباشه خوشحال میشم بهم بگید
لطف میکنین
ببخشید زیاد حرف زدم دردو دل بود
تبسم | January 1, 2009 7:56 AM
نخیر تبسم جان گروه ما همیشه اعضای جدید قبول می کنن.
بهــارک | January 1, 2009 8:08 AM
تبسم جون ! اگه بدونی همه ی انارستانی ها چقده از دیدن یه عضو جدید شاد میشن زودی میای دم و دستگاه ات رو تو انارستان پهن می کنی ننه .
بهارک جونم . عروسیت مبارک . دلم برات تنگ شده بود . کجا بودی
cزی زی | January 1, 2009 9:30 AM
ایدین جان بارون نیومد که نیومد . گذاشت یکی دو ساعت بعد از تکمیل کار های بنده .
:)
زی زی | January 1, 2009 9:35 AM
من الان دارم این جزوه ورزشی رو می خونم . دست شانه و آلبالو که لطف کردن برام میلش کردن درد نکنه .
.
.
.
.
در همین جا از انار و آرتمیس و شانه و کرم ابریشم به خاطرخرید و ترجمه تشکر می کنم .
زی زی | January 1, 2009 9:47 AM
انارخانم سلام/من نمی تونم توی لوگ گروه بنویسم. اگر از اون طرف می شه برام درستش کنین درضمن من غیر فعال نبودم حامله بودم که سقط شدم توی وبلاگم هم نوشته بودم لطفا اینم درست کنین .ممنونم
ladyfinger | January 1, 2009 11:21 AM
زینب جون سلام خوشگل مرسی عزیزم من هم دلم تنگ شد برات :* عروسیم گفتم نزدیکه حالا حالاها نیست که.
بهــارک | January 1, 2009 12:34 PM
بچه ها همگی سلام
دو روز بود سر نزده بودم الان که اومدم دیدم به چه بحث داغی ترکهای پوستی......
بهارک جون من بعد از دو بار بارداری و استفاده منظم از کرمهای مختلف گرانقیمت که توسط دکتر متخصص برام تجویز شده بود...هنوز که هنوزه چیزی از این ترکها کم نشده همونطور که بچه ها گفتن زیاد بهش فکر نکن این طور که من پیگیر شدم راه درمانش فقط استفاده از لیزر هست که اونم نمی صرفه...
همگی پاینده باشید
مامان آرام | January 1, 2009 3:34 PM
بچه ها همگی سلام
دو روز بود سر نزده بودم الان که اومدم دیدم به چه بحث داغی ترکهای پوستی......
بهارک جون من بعد از دو بار بارداری و استفاده منظم از کرمهای مختلف گرانقیمت که توسط دکتر متخصص برام تجویز شده بود...هنوز که هنوزه چیزی از این ترکها کم نشده همونطور که بچه ها گفتن زیاد بهش فکر نکن این طور که من پیگیر شدم راه درمانش فقط استفاده از لیزر هست که اونم نمی صرفه...
همگی پاینده باشید
مامان آرام | January 1, 2009 3:34 PM
خوب بچه ها از روز سه شنبه هفته ی سوم رو شروع کردن. طبق برنامه این هفته رو باید سه روز در هفته پیاده روی با سرعت تند (۱۳ تا ۱۶ دقیقه برای یک مایل) داشته باشن. بنا به صحبت های قبلی و رصد کردنهای من تا اینجا اینطوری پیش رفتن:
.........................................................................................................
.......................عملکرد دوستان در هفته ی سوم از برنامه ی ۱۰هفته ایی...........
........................................................................................................
.........۳ شنبه.....۴ شنبه......۵شنبه......جمعه....شنبه.......۱شنبه....۲شنبه.....
........................................................................................................
انار.........؟............؟............؟.............................................................
آیدین......S............S.............S............................................................
لیلا.........√............√...........؟............................................................
سالومه....؟............؟............؟...............................................................
ساراتیتان...√............√...........√.............................................................
دنا..........؟..........؟.............؟...............................................................
؟....................................................................................................
؟.......................................................................................................
........................................................................................................
دیانا | January 2, 2009 12:54 AM
کیک فنجونی جون
فعلا چون میتینگ نداریم در نتیجه اصلاحاتی هم روی لوگ انجام نمی شه. متنها با توضیحاتی که قبلا توی وبلاگت نوشتی٬ اکثرمون در جریان شرایطت هستیم و امیدواریم که بتونی طبق پست هایی که انار نوشته و تاکیدهایی که داشته با یه برنامه ی منطقی و انارستان پسندانه پیش بری و پیروزمندانه به بالای تپه برسی.
دیانا | January 2, 2009 12:54 AM
تبسم جون
ما که نمی دونیم برنامه ات چیه. منتها تو با توجه به اینکه نوشتی پست های انار عزیز و وبلاگ قبلی رو خوندی می دونی که برنامه های ماها تقریبا چیه. ماها دور انار جمع شدیم چون منطق و روش اش رو می پسندیم و دوست داریم که بر همین مبنا پیش بریم. تو هم اگه جذب راه و منش انار شدی پس بدون که خوب جایی اومدی و حسابی خوش اومدی و صد البته که ما هم می تونیم از تجربه های خوبت استفاده کنیم.
پس فعلا خوش اومدی رو می گیم تا بتونی ایشالا امتحانت رو با موفقیت بدی و به قول آزی با ما دست بشوری. عجالتا هم اطرافیان رو با کالری شماری دیوانه نکن پلیز! بلکه به قول انار با توجیه کردن شون امتیاز همراهی کردن ات رو بگیری ازشون که بتونی با خیال راحت تری به برنامه ات برسی.
دیانا | January 2, 2009 12:56 AM
ورزشکاران انارستان
سرآمد دلیران
نام آوران بدانید
هر دم ورد زبان اید
هشدار شیر فردان!
گلهای ناز انارستان
برنامه اجرا نمودید
فتح و ظفر نمودید
پیروز و سر بلندید
در صحنه فرد! جنگی
یاران سرفرازید
حقا که یکه تازید
تپلانه با انارید
سر تا به پا وفا اید
پرشور و قهرمان اید
الحق که پهلوان اید
یروز و سر بلندید
در صحنه فرد! جنگی
یاران سرفرازید
حقا که یکه تازید
تپلانه با انارید
سر تا به پا وفا اید
پرشور و قهرمان اید
الحق که پهلوان اید
برنامه پوشان! دلیران
گلهای ناز انارستان
هرجا ورزش نمودید
فتح و ظفر نمودید
تپلانه با انارید
سر تا به پا وفا اید
پرشور و قهرمان اید
الحق که پهلوان اید
****************************************************
اگه دوست دارین ترانه ی «ورزش» رو بشنوید با صدای علیرضا فرد که چه می خونه در وصف ورزش پوشان!.
http://www.2mahal.com/g.htm?id=25880
دیانا ورزشخواه!
دیانا | January 2, 2009 12:57 AM
شنیدید که آلبرت هوبارد می گه:
انضباط فردی عبارت است از : توانایی مجبور کردن خود به انجام کاری که باید در زمان معینی به اتمام رسد ، چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم.
دیانا | January 2, 2009 12:58 AM
سلام سلام
همگی خوبید
من یه چند وقتی نبودم اما کلی اتفاق افتاده که اولیش اینه که عقد کردم و شدم یه عروس تپلی البته هنوز زندگی مشترک رو شروع نکردم اما به زودی می کنم
اما متاسفانه از کمترین وزنی که بودم 7-8 کیلو اضافه کردم و حس بدی به خودم پیدا کردم
لطفا کمک کنید دوباره شروع کنم و تا قبل رفتن سر خونه زندگیم یکم شکل آدمیزاد شدم الانه یه کدو قلقله زنم
arezoo | January 2, 2009 6:28 AM
سلام آرزو جون تبرررررریک!
امیدوارم همیشه در کنار هم خوشبخت باشید.
بیا برامون عکس بذار عروس خانم!
سامیا | January 2, 2009 9:39 AM
سلام . خوبین همه ؟
من نتیجه های رنگارنگ آزمایش هام رو گرفتم . متاسفانه هیچ چی معلوم نشد باز. یعنی 5 سری آزمایش . 5 تا نتیجه مختلف .
یه سوالی داشتم . شماها می دونین مدفورمین ( یا متفورمین ) چیه ؟و برای چی خوبه ؟و اثرات جانبی اش چیه ؟
کسی هست از این دارو استفاده کرده باشه؟
ممنون می شم اگه تجربه یی دارین به منم بگین . دکتر برای یک ماه برای من این قرص رو تجویز کرده و ویتامین e .
كسي از دكتر ساراي عزيز خبر داره ؟
سارا - تيتان | January 2, 2009 10:53 AM
از بس حالم گرفته یادم رف سال نو رو تبریک بگم . :)
امیدوارم سال جدید سال خیلی خیلی خیلی خوبی برای همه باشه .
سارا - تيتان | January 2, 2009 10:56 AM
تیتان جان تا جایی که من میدونم متفورمین برای پایین آوردن و کنترل قند خون در افرادی که قند بالا دارند استفاده میشه. یکی از اثرات جانبیش هم کاهش اشتها و لاغریه.
شانه | January 2, 2009 11:14 AM
با عرض معذرت از امام حسین و یارانش....
شولولولولولو..... یکی عروس شده!مبارکه مبارکه...
آرزو خانوم ایشالا سپید بخت بشی شما اگه دلت خواست 2 کلوم مرقوم بفرماین ازنحوه فعالیت و خورد وخوراک تا بشه فهمید کجا خرابه و باس تعمیر بشه..
آقا من از فرصت یه سوء استفاده بکنم..خانم دکتر سارا خودت را برسون که این کرسی خالی طبابت بدجوری به من چشمک میزنه!
سارا تیتان جان:
همونطور که رفیق شفیقم شانه جان میگه این قرصه اصلش مال اونهاست که دیابت دارند ولی متخصصین غدد برای لاغری هم تجویز میکنن حالا چه میکنه و چه جورش را خیلی حالیم نیست ..کسانی را هم دیدم که روزی 3 تا از این قرص میخورن و عارضه خاصی نداشتن ولی خوب بدن تا بدن فرق میکنه..پرولاکتین هم که خوب بود اما انگار خیالت راحت نشده ؟ امیدوارم تصمیم درست بگیری و خسته نشده باشی
یه دوست | January 2, 2009 11:35 AM
سلام خوبین ؟؟من به خودم قول داده بودم تا امتحانمو ندادم نیام ولی خب نشد دیگه قول میدم دفعه ی اخرم باشه
دلم نیمد از از دیانا تشکر نکنم .مرسی دیانا جون
امیدوارم زودتر بتونم بیام و از کمکاتون بهره مند بشم
اندفعه دیگه جدیه جدی خدافظ (ولی میام ها :دی)
تبسم | January 2, 2009 12:13 PM
آرزو جون
بهت تبريك ميگم و ازصميم قلبم برات آرزوي خوشبختي و سعادت ميكنم.
هستي | January 2, 2009 4:25 PM
سارا تیتان جون
در نهایت تشخیص پزشکت چی بود؟ چون با توجه به اینکه داروی جدید تجویز کرده شاید به نتایجی رسیده. به هر حال برات آرزوی سلامتی و بهبودی می کنیم. بچه ها لطف کردن و در مورد متفورمین برات نوشتن٬ چند وقت پیش هم پریسای عزیز همین سوال مشابه رو داشت که اگه آدرس زیر رو ببینی تجارب سایر دوستان رو هم می تونی بخونی.
http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/11/354.php
دیانا | January 2, 2009 8:29 PM
آرزو جون بعد از اون دفاع جانانه و بعد از دنبال بُن سای گشتن و حالا خبر پیمان بستن و عروسی در پیش داشتن٬ ضمن تبریک گفتن و آرزوی بهترینها رو برات کردن٬ دستان مون رو به سمت آسمون می بریم و آرزو می کنیم که خدا نه تنها از آرزو بلکه از جمیع یارانی که اینجا ما رو اهلی کردن٬ بیخبر نذاره که بیخبری بد دردیه و آفت دوستی محسوب می شه.
پس با این حساب باید بشنویم از برنامه های آرزوی گل تا سر نخی داشته باشیم برای پیگیری برنامه های آتی اش.
شادی و سلامتی و خوشبختی آرزوی ماست برای آرزوی انارستانی.
دیانا | January 2, 2009 8:31 PM
آقا یه مدته که از شعارهای ما در امان هستین. پس حالا می شعاریم و شما هم دوست داشتین بشعارین که شعار دادن باب الفتوح محسوب می شه جانا:
لبیک به ورزش کردن
لبیک به لایف استایل است
***********************************************
انار انار شعار ماست
ورزیدن افتخار ماست
***********************************************
خونی که در رگ ماست
حرام بر Fat ماست
***********************************************
یا ایها الاناریون
اتحدو٬ اتحدو
**********************************************
فرياد يا رژیم داران٬
بدن شده کرب و بلا!
*********************************************
تپل جان می رزمد
چربی نمی پذیرد
********************************************
وای اگر انارجون٬ حکم جهادم دهد
چربی دنیا نتواند که جوابم دهد
*******************************************
هیهات من الچربی
******************************************
ای چربیان بدن
خجالت٬ خجالت
******************************************
کربلای دوباره
چربی پاره پاره
*****************************************
ای رهبر آزاده
آماده ایم٬ آماده
دیانا شعارپرداز زاده!
دیانا | January 2, 2009 8:34 PM
سلام به همه و صبح همگی بخیر و سلامت!
ما امدیم اما سرما خورده! اینجا کلا سرماخوردگی خوب نمیشه مخفی میشه!
خلاصه اینکه دیروز نزدیک 20 ساعتی فقط خواب بودم!
معمولا سرما که میخورم یکی دو روز اینجوریم ! فقط میخوام بخوابم! اگر بهتر نشدم انوقت سلام دکتر دارم!
جای دوستان خالی در کمپ! البته نه برای غذا چون همش ضد برنامه هایمان بود! و بهترین روش کم خوردن بود که سعی تلاش بسیاری انجام شد!
میدونید در این جمع ها تعارف کنی بشقابت 2 برابر پر شده پس بهتره خودت مثل بچه های خوب نصف بشقاب بکشی و تو بشقاب پخش کنی و تعارف که کردند بگی این تموم بشه دوباره بر می دارم!
از نکات فعالیتی ورزشی!
شخم زدن و جمع کردن سنگ برای اماده سازی زمین والیبال! یک دوساعتی با چنگک سنگها رو جمع کردیم و تور بستیم و شن ریختیم که زمین نرم باشه! دقیقا برابر با یکساعتی که می دویدم انرژی مصرف کردم!
بازی والیبال که متاسفانه شروع سرما خوردگی از همانجا بود!
کسب مقام اول در تیراندازی با تفنگ بادی!
بطری نوشابه نزدیم ها! متمدنانه بود! سیبل (هدف داشتیم) و مرحله انتخابی! نیمه نهایی و نهایی!
کاپ ندادن و گرنه میفرستادم تالار افتخارات انارستان!
aidin | January 3, 2009 12:03 AM
سلام به همه و صبح همگی بخیر و سلامت!
ما امدیم اما سرما خورده! اینجا کلا سرماخوردگی خوب نمیشه مخفی میشه!
خلاصه اینکه دیروز نزدیک 20 ساعتی فقط خواب بودم!
معمولا سرما که میخورم یکی دو روز اینجوریم ! فقط میخوام بخوابم! اگر بهتر نشدم انوقت سلام دکتر دارم!
جای دوستان خالی در کمپ! البته نه برای غذا چون همش ضد برنامه هایمان بود! و بهترین روش کم خوردن بود که سعی تلاش بسیاری انجام شد!
میدونید در این جمع ها تعارف کنی بشقابت 2 برابر پر شده پس بهتره خودت مثل بچه های خوب نصف بشقاب بکشی و تو بشقاب پخش کنی و تعارف که کردند بگی این تموم بشه دوباره بر می دارم!
از نکات فعالیتی ورزشی!
شخم زدن و جمع کردن سنگ برای اماده سازی زمین والیبال! یک دوساعتی با چنگک سنگها رو جمع کردیم و تور بستیم و شن ریختیم که زمین نرم باشه! دقیقا برابر با یکساعتی که می دویدم انرژی مصرف کردم!
بازی والیبال که متاسفانه شروع سرما خوردگی از همانجا بود!
کسب مقام اول در تیراندازی با تفنگ بادی!
بطری نوشابه نزدیم ها! متمدنانه بود! سیبل (هدف داشتیم) و مرحله انتخابی! نیمه نهایی و نهایی!
کاپ ندادن و گرنه میفرستادم تالار افتخارات انارستان!
aidin | January 3, 2009 12:04 AM
منم به ارزو تبريك مي گم ولي ........ جون هر كي دوست داري از الان مراقب وزنت باش كه بري خونه ي شوهر واسه اونجا هم 7 تا 8 كيلو اضافه وزن بايد بذاري ........ يعني از الان بدون كه كجا ها رو اشتباه رفتي . چون ماها واسه عروسي لاغر مي شيم بعد همون قدر كه كم كرديم به طرفت العيني بر مي گرده .... ننه
زي زي | January 3, 2009 12:52 AM
شانه جان ممنونم . یه دوست عزیزم از تو هم ممنونم.
راستش چون در ازمایش های من یک درمیون علائم پرکاری تیروئید و بالا بودن پرولاکتین دیده می شه و به دلیل اینکه علائم بالینی ای که من نشون دادم تو این مدت بیشتر به کم کاری تیروئید شبیه بوده نه پرکاری تیروئید و بالا بودن پرولاکتین - بعد از کلی این در و اون در کردن دکتر غدد و دکتر زنان و یه متخصص داخلی با هم روی این دارو توافق کردن که بخورم .
تقریبا می دونین که من ورزش هم می کنم - در غذا خوردن هم کاملا رعایت می کنم . و با این حدود از چند ماه پیش که این مشکل شروع شده حدود 8 کیلو اضافه شدم.
بازم ممنونم بایت راهنمایی هاتون .
سارا - تيتان | January 3, 2009 1:46 AM
سلام. من چکار کنم وزن کم نمی کنم؟ دارم دیوانه می شوم...ککککککککممممممممممممممکککککککککککک
پريا | January 3, 2009 2:37 AM
سارا جون
عزیزم متفورمین در صورتی که با تجویز پزشکت باشه کاملا داروی safe نگران نباش بخور و در کاهش وزنت هم خیلی موثر خواهد بود و به احتمال زیاد بخاطر همین مساله هم بهت دادن
برام خیلی جالبه آخه یکی از اختلالات وابسته به پرکاری پرولاکتین .. کم کاری تیروئید اولیه است.,ولی ازمایشات شما پرکاری نشون داده وقتی کم کاری تیروئید بطور کلینیکی ظاهر میشود..
مشکل تشخیصی وجود ندارد.. اگر چه در بعضی بیماران تیروئید در سطح طبیعی است.. ولی سطح TSH بالاست.. که در جهت جبران اولیه کم کاری تیروئید sublinical رخ میدهد. در مان مناسب بیماران با افزایش خفیف TSH و پرولاکتین جایگزینی هورمون تیروئید است که پاسخ به آن طبیعی شدن TSH و پرولاکتین و برگشتن سیکل تخمدان به حالت طبیعی را بدنبال دارد
و در مورد هورمون پرولاکتین
نام های دیگر این هورمون لاکتوژن ، ماموتروپ یا لاکتوتروپ می با شد. نقش اصلی آن تولید و ترشح شیر در غدد شیر ساز پستانها است، ولی در سلول های کبد ، کلیه ، غدد تناسلی و برخی نواحی دیگر بدن نیز گیرنده های پرولاکتینی شناسایی شده اند. نقش آن در مردان شناخته شده نیست ولی میزان این هورمون در خون زنان بیشتر از مردان است. در دوره حاملگی مقدار هورمون در خون زنان بشدت افزایش می یابد و دو تا سه هفته پس از زایمان به حد طبیعی باز می گردد. مکیدن پستان باعث تحریک ترشح پرولاکتین و ادمه ترشح آن می گردد. به نظر می رسد پرولاکتین در بروز میل جنسی نیز نقش داشته باشد و به همین دلیل گاهی آن را هورمون عشق (Love hormon ) می نامند.
ترشح هورمون تحت تاثیر دو فاکتور آزاد کننده و مهار کننده هیپوتالاموسی کنترل می شود که تاثیر فاکتور مهار کننده بیشتر از فاکتور آزادکننده است.مقدار ترشح هورمون در شبانه روز حالت نوسانی دارد و در طول شب بیشتر از روز است.همچنین مکیدن پستان ها ، تحریک نوک پستان توسط جنس مخالف ، مقاربت ، استرس ، هیپوگلیسمی ( کاهش قند خون ) و فعالیت شدید بدنی در زنان ترشح هورمون را افزایش می دهد. ترشح هورمون های استروژنی قبل از بلوغ و در دوران آبستنی و همچنین هورمون رشد و انسولین و بعضی از هورمون های غدد آدرنال در رشد پستان ها و افزایش غدد شیر ساز پستان دخالت دارند.
راجع به مصرف متفورمین یه چند نکته ایی هست که برات میگم:
معمولا روش مصرف این دارو metformin.. به این صورته که پزشک از مقدار کم شروع میکنه
و بتدریج اونو زیا میکنه.. و اصولی رو باید در هنگام مصرف دارو رعایت کرد..
1- بهتره دارو با غذا میل بشه و یا حد اقل اینکه با یک لیوان آب بلعیده بشه..
2- اگر دارو دوز دارو در یک روز فراموش بشه.. نباید دوز فراموش شده را مصرف کرد.. بلکه باید اونو فراموش
کرد و به به ادمه درمان اقدام کرد..
3- دارو نباید در دهان جویده یا خرد بشه.. بلکه باید مستقیما بلعیده بشه..
عوارض متفورمین و گروه مربوطه
این داروها علاوه بر اثر کاهش دهنده بر قند خون, وزن را نیز کاهش میدهند.. که احتمالا عامل آن حالت تهوع خفیف و بی اشتهائی, کاهش سطح انسولین پلاسما و اثرات قابل توجه در کاهش چربی خون میباشد( کاهش کلسترول توتال LDL و تری گلیسرید تا حدود 20-10 درصد). این داروها برای افراد چاق و مبتلا به افزایش چربی خون که مبتلا به دیابت میباشند مناسبند.
استفاده از این داروها در حالت اختلال تحمل گلوکز و سندرم متابولیکی نظیر پروفیلاکسی علیه دیابت تحت تحقیق و مطالعه است.
میزان عدم موفقیت اولیه این داروها تقریبا 12% و عدم موفقیت ثانویه بین 10-5 درصد است. عارضه عمده داروهای فوق گوارشی و متابولیک است.عوارض گوارشی به صورت احساس مزه فلز, بی اشتهائی, تهوع, ناراحتی شکمی, و اسهال است.
معمولا این اثرات خفیف و موقتی است و با کاهش مقدار دارو و مصرف آن با غذا کم , میشود. عارضه عمده متابولیک, اسیدوز
لاکتیک است که اغلب در بیماران مبتلا به بیماری کلیوی( کراتینین بیش از 1.5 در مردان و بیش از 1.4 در زنان), بیمارانی که برون ده قلبی آنها پائین است, کسانی که اختلال عملکرد کبدی دارند و یا مصرف زیاد الکل دارند.. ایجاد میشود.
خلاصه عزیزم نگران نباش استرس نداشته باش چون خود استرس باعث افزایش پرولاکتینت میشه و داروتو هم بخور
میبوسمت مواظب خودت باش
دکتر سارا | January 3, 2009 4:11 AM
مامان آرام جون
نمیدونم چرا صفحه وبلاگت برای من ناجور باز میشه همه جدولو نمیبینم
دکتر سارا | January 3, 2009 4:19 AM
دكتر سارا گيرت انداختم.چقدر كم پيدايي بابا؟ما اينجا مامان داريم دوتا دوتا بچه دارن هي ميان سر ميزنن جدول دارن پس شما چرا كم رنگي؟سريع براي پاره اي از توضيحات با ولي دفتر...........
آقاي آيدين كلي دلمون رفت براي اين كمپ.....چقدر متمدانه وشيك ومجلسي بوده.خدا قسمت كنه.
آزي | January 3, 2009 6:17 AM
سلام
در میان همه آدمها احساس کردم به یک دوست نیاز دارم تا به او بگویم:((من تنهایم))
برای تنهایی ام دلیل دارم! چند روزی است که می خواهم خودم را روی کاغذ بنویسم اما سرجمع واژه های توی ذهنم 20کلمه هم نمی شود.
گاهی هم مثل پنج شنبه قبل آنقدر ذهنم شلوغ می شود که می نشینم و یک داستان کوتاه می نویسم و با گستاخی تمام کسانی را می نویسم-به وجود می آورم- و بعد جانشان را می گیرم.
نمی دانم هرچه هست ادبیات برای من حرام است چون مستم می کند و از این تنهایی نجاتم می دهم.
من پرنده ای هستم که 2 بال دارد یک بالش خودش است-یا داستانی که می نویسد- اما بال دیگرش شمایید که می آیید و نظر می دهید.
مولانا می فرماید :((تا دو پرباشی که مرغ یک پره عاجز آید از پریدن یک سره))
پس با دسته گلی از گل لاله در دستم منتظرم تا بیایید و نظراتتان را درباره داستان "تو قاتل من" بنویسید.
یادتان باشد بوی گل ها را در وبلاگم حس کنید و با جسارت بنویسید باشد که نظرات ارزشمندتان من را به سمت هدفم "جاودانگی"پیش ببرد.
بدانید بزرگترین آرزوی من جاودانه شدن در ذهن دختربچه 6ساله ای است که در سلول های خاکستری مغزم زندگی می کند.
منتظرتان هستم
مردآرام | January 3, 2009 6:22 AM
بابا ! دكتر سارا جون ....... من هر چي ميام وبلاگت رو باز كنم كلي كه بايد صبر كنم تا وا بشه تازه شم وقتي كه نصفه وا شد نمي تونم برم توي كانتكت ها . آخه چرا مامان جون . به قول ازي بيا ديگه ............. از دلتنگي پكيديم ما به خدا
زي زي | January 3, 2009 6:28 AM
من عکس جدید گذاشتم...لاغر هم نشدم و هنوز روی وزن 2 هفته پیشم هستم.
برنامه هفته دوم رو 2 روزش رو انجام دادم
سالومه | January 3, 2009 6:40 AM
سلام بر انارستانی های محترم
انار عزیز
من سر قول خودم وایسادم و هفته اول رو با موفقیت پشت سر گذاشتم . البته میدونم هفته های اول (15 دقیقه) آسونه و من کار شاقی نکردم . اما از همین بابت هم خوشحالم
گفته بودی بیا بگو اومدم عزیزم
سوگند | January 3, 2009 8:09 AM
سلام به همگی خوبین؟
بچه ها من نمیتونم وارده اکسترا پوندز بشم از عصر امروز
میشه لطف کنید شما هم چک کنید ببینید کلا سایت مشکل پیدا کرده
یا مشکل از طرف منه
ممنون
تبسم | January 3, 2009 11:22 AM
دکتر سارای گلم . سلام عزیزم . ممنونم ممنونم ممنونم . خیلی لطف کردی . کلی ذوق زده شدم دیدم برام اینقدر وقت گذاشتی و مفصل نوشتی . راستش TSH من خيلي پايينه . در 5 آزمايشي هم كه دادم فقط توي يكي اش TSH من نرماله . بقيه اش TAG داره LOW .
نمي دوني چقدر غصه مي خورم. خصوصا كه چند روزه بهم خبر دادن عيد عقد يكي از فاميل هاست و من خيلي ناراحتم كه بايد با اين شكل و شمايل وارد مجلس شوم.
آدمهايي كه مي شناسن منو دو گروه شدن. اونهايي كه مدتيه منو نديدن تا منو مي بينن مي گن چقدر چاق شدي ! با يه صداهاي عجيب غريبي كه از خودشون در مي آرن و كلي نسخه كه مي پيچن ( فكر كنم همه با اين مدل برخوردها آشنا باشن. ) گروه بعدي كه منو هر روز مي بينن و ورزش كردن و خورد و خوراكم رو هم مي بينن مدام مي گن پس چرا لاغر نمي شي .
كلا اعصاب ندارم اين روزها . خصوصا بچه ها . خوشحالم كه ترم تموم شده و بچه ها مجبورن سرشون رو به امتحان دادن گرم كنن و اميدوارم تا قبل از شروع ترم جديد من يه قدري از اين وضعيت نافرم در بيام .
خيلي خيلي خيلي لطف كردي . كلي اعتماد دادي بهم . مي خورم دارو رو و اميدوارم لااقل يك كيلو يا نيم كيلو تاثير وزني داشته باشه برام . يا حتي كمتر از اين . لااقل ديگه چاق تر نشم .
مي بوسمت . امير ت رو هم . مواظب خودت باش .
سارا - تيتان | January 3, 2009 12:13 PM
مشکل حل شد
گفتم به زحمت نیفتین
تبسم | January 3, 2009 2:21 PM
سلام صبح یک شنبه همگی بخیر و شادی!
aidin | January 3, 2009 11:21 PM
سلام آيدين جان
صبح تو هم به خير
با ورزش و برنامه غذايي سالمت چه مي کني؟
سالومه | January 4, 2009 2:17 AM
ظهر همگی بخیر
ممنون سالومه عزیز
خوب هست البته دیروز و امروز کمی برنامه غذاییم خارج از برنامه هستش! که البالوی عزیز هم تذکر دادند ! اما بهتر میشه و موقتی هستش!
aidin | January 4, 2009 4:03 AM
سلام آذی جونم
راستش خجالت میکشم چون اصلا درست و اصولی تغذیه نمیکنم و مایه شرم انارستانم
خانوم اجازه هر چی به ولیم گفتم با من نیومد
دکتر سارا | January 4, 2009 4:41 AM
بچه ها اومدم اعتراف كنم . من ديروز بعد از 2 ماه رفتم ورزش . تا عصر هم كلي كالري هام تو بازه بود اما عصر توي خيابون 5 تا كيك يزدي خوردم . آخر شب هم رفتم يكي ديگه خوردم :(
واقعا مايه ي شرمساريه
منو دعوا كنين
زي زي | January 4, 2009 5:03 AM
من نمي تونم براي نارسيس كامنت بذارم . اگه نارسيس اومد اينجا بهش بگين زي زي پشت در وبلاگت مونده
زي زي | January 4, 2009 5:17 AM
زی ززززززززززی
6 تا کیک یزدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
دختر جان اون کلی کالری غذای یک روز آدمه..چه خبره
حالا یه ساعت ورزش کردی باید بری 6 تا کیک بخوری؟ای دختر بد
امروز جبران کنی ها
سالومه | January 4, 2009 5:18 AM
زي زي جان
عزيزم چطوري 6 تا كيك يزدي خوردي ؟اميدوارم جبران كرده باشي ::)
آخه واقعا 6 تا زياده . مواظب خودت باش ( خودت گفتي دعوات كنيم )
سارا - تيتان | January 4, 2009 2:59 PM
سلام صبح دوشنبه دوستان به شادی
دوستان در تعطیلات بسر می برند؟
اول از همه صاحب خونه که 10 روزه گزارش نداده!
بعد هم سایر دوستان
یه دوست عزیز هم که اقا معلم رو بایکوت کرده!
مثلا قرار بود این جزوه نقطه شروعی باشه!
نه اینکه هرکسی پرینت بگیره ! بذاره در کتابخونه اش یا مطالعه شخصی کنه فقط!
نمی دونم صلاح کار خویش خسروان دانند
ما که سعیمون اینه لااقل عرض ادب رو انجام بدیم
تا ظهر
aidin | January 5, 2009 12:40 AM
آیدین جان ، من که هر روز برنامه ام رو انجام میدم و پیشرفت خوبی هم داشتم ، مسیری رو که قبلا در 30 دقیقه طی می کردم و تقریبا 2 کیلومتر بود ، الان در 20 دقیقه میرم ولی خب در مقابل 30 دقیقه دویدن های شما فعلا هیچی نیست .
لیلا | January 5, 2009 1:46 AM
سلام به همگی
زینب جان و دکتر سارای عزیز
نمیدونم چرا هر کاری می کنم نمی تونم براتون کامنت بذارم... برای همین از همین تریبون "سوء استفاده" می کنم و می گم ممنون از اینکه به یادم هستین.منم همیشه بهتون سر می زنم ولی متاسفانه نمی تونم براتون کامنت بذارم.برای همین تا اطلاع ثانوی جواب کامنتهاتون رو توی وبلاگ خودم و زیر کامنتتون می دم.
بازم ممنون از محبتتون.
آرتمیس | January 5, 2009 1:51 AM
سلام نیم روز تان بخوشی
ممنون لیلا خانم!
شما هم به سرعت پیاده روی خوبی دارید می رسید!
aidin | January 5, 2009 4:03 AM
لیلا لیلا..نمی تونم وبلاگت رو باز کنم..دلم برات تنگ شده کلی...
بوووس برای دوست ورزشکار و 50 کیلوییم!!
من از فردا 3 هفته می رم مرخصی تا کتابم رو تموم کنم و به نمایشگاه کتاب سال آینده برسونمش..دعا کنید برام چون گیر یک ویراستار سخت گیر و افتضاح افتادم که پوست از کله ام می کنه!!
سالومه | January 5, 2009 6:25 AM
سالومه جونم مرسي ولي تا 50 كيلويي من خيلي مونده :)
اميدوارم كه مرخصي خوبي باشه و بتوني خيلي خيلي خوب كارت رو تحويل بدي تا ويراستار سخت گير هم نتونه هيچ ايرادي بهت بگيره :*
Anonymous | January 5, 2009 8:13 AM
دوستان جدید که از عضو جدید استقبال می کنید من در کالری شماری کم آوردم 5 قاشق شعله زرد را چقدر بگیرم.
نارسیس | January 5, 2009 10:23 AM
نارسيس عزيز
هر صد گرم شله زرد 112كالري داره.يعني هرگرم 1.12 كالري
و هر قاشق 15 گرم محاسبه ميشه.
پس هر قاشق شله زرد 16.8يا تقريبآ 17 كالري داره.
هستي | January 5, 2009 1:04 PM
یه چیزی نارسیس جان ! میشه بگی روند کامنت گذاشتن برات چه جوریه . اول باید کجا رو پر کنم .
بعد هم این که خب بستگی به برنج و شکر و روغن ای داره که تویش استفاده می کنی . اگه هم ندونی که باید تخمین بزنی . من فقط می دونم 1 ق پخته برنج 40 کالری داره و 1 ق روغن 120 یا 110
.
.
.
. من امشب کلی غذای نذری خوردم . فکر کنم اون بچه آفریقاییه ی توی من هی داره رشد می کنه و داره منو کم کم بدبخت می کنه . البته دیگه از شنبه می خوام جدول بذارم و مرتب برم ورزش :(
حتی تا عید دو کیلو هم کم کنم عالی میشه
زی زی | January 5, 2009 1:12 PM
سلام به همه خوبید؟ من تونستم تو همین دو هفته شروع ورزش(8 جلسه) و یه برنامه غذایی نه چندان سختگیرانه یک و نیم کیلو کم بشم.
:)
آریس | January 5, 2009 2:42 PM
بچه ها همگی سلام
دکتر سارای عزیزم نمی دونی چرا وبلاگم براتون کامل باز نمی شه .. نمی دونم برای بچه های دیگه هم همینطوره یا نه؟
مامان آرام | January 5, 2009 3:58 PM
دکتر سارای عزیزم به وبلاگتون رفتم متاسفانه موفق نشدم کامنت بگذارم .
مامان آرام | January 5, 2009 4:15 PM
استاد آیدین..رخصت بدین بیام در رکابتون "برزش"کنم!!
آق معلم ما مال این حرفا نیستیم که کسی را بایکوت کنیم ..داشتیم بار و بندیل سفر را میبستیم و دیگه پاک یادمون رفت که ما هستیم و یه آق معلم..
حالا اگه این یکی دو روزه نمیخوای بری تو هیئت و سینه زنی و اینا و اینجا گذارت افتاد به حاجیت بگو نظرت راجع به interval training چیه؟!میگی اینم از اون تبلیغات پرسر و صدا ست یا نه واقعا یه کارهایی ازش برمیاد؟!!
بحثش را چند روز قبل با برو بچه های ابریشم شروع کردیم اما خوره هنوز تو مغز منه کلا بگم دارم دنبال این دو تا این روزا میگردم:
1-آب کردن به قول فرنگی ها belly fat
2-ورزش موثرتر و با کیفیت تر
یه دوست | January 5, 2009 5:00 PM
سلام صبح سه شنبه همه بخیر و همراه با شادی
دوستان سایت دکتر سارا اجرا میشه اما بعلت عکس هایی که ایشون گذاشتن و در اکسترا پون هم هستش! برای اینترنت بعضی نقاط ایران دوستان با مشکل روبرو می شند .
یه دوست عزیز کجا بسلامتی؟
بستی تو تا بار سفر از انارستان ما
تاریک و سرد شد بی تو این انارستان
سفر کوتاه مدت بلند مدت ؟ ورزشی غیر ورزشی؟
اینجا ما تعطیل نیستیم!
هیئت داره اما من خوشم نمیاد! نزدیک 10 سال که زنجیرمون رو اویزون کردیم دیوار . تا سه سال پیش که راهی دیار غربت شدیم می رفتیم برای اماده کردن غذای نذری! ای روزگار..... یه اه از اونهایی که ازی میکشه!
بگذریم
اینتروال تمریناتش اثر بخش هستش! اما در جای خودش
اینتروال رو هم تمرینات تناوبی می گویند! چون از برنامه فعایت - استراحت - فعالیت - استراحت استفاده می کند!
تمرینات اینتروال برای هفته اول و دوم اغار تمرین ضرورتی نداره و کارایی چندانی نداره! اما برای هفته های بعدی و با توجه به نوع فعالیت و خواسته موثر هستش و در برنامه هفتگی یک تا دو جلسه بهش اختصاص می دهند !
معمولا از این سیستم برای رسیدن به هدفی که زمان و مسافت رکن های اصلی هستند استفاده می شه ا این سیستم در اصل برای تقویت سیستم فسفاژن و با تاخیر وارد شدن به فاز یا سیستم اسید لاکتیک هستش!
ولی در کل هر فعالیتی که با استراحت و تکرار همراه بشه مانند برنامه راه ابریشم! و حتی از هفته 5 به بعد این برنامه 10 هفته ای ! تمرینات اینتروال میگن!
حتی میتوان برای چربیهای شکم هم برنامه اینتروال در نظر گرفت ! و از وزنه هم در ان استفاده کرد! البته وزنه مقدارش ثابت و حرکت ها هم خانواده باشند!
aidin | January 6, 2009 12:21 AM
آق معلم..
علیک سلام...من هر وقت گفتم سفر .. خیلی خواسی شیک فکر کنی یه اتوبوس ولوو در نظر بگیر که یه دوست را داره از آبادی میاره شهر ..ما جرات نداریم خالی ببندیم اسم خودمون را بگذاریم "مارکوپولو"!!
در فقره ایتنروال ترینینگ هم میخوام یه نمه پامو از گلیمم درازتر کنم وبگم :
اوهوووم...! یعنی از اینکه گفتی باید کارآیی اش بیشتر باشه..حالا اگه استاد شری از اینورها رد بشه و ما رو ارشاد کنه که عالی میشه ..اما تا جایی که من کمی دستگیرم شده روی"intensity" خیلی تاکید داره ..به زبون ساده تر میگه اگه میخواین متابولیزمتون بالا بمونه در حین ورزشتون به مدت چند ثانیه با حداکثر توان فعالیت کنید (حدود 30 ثانیه مثلا) ..بطور مثال آن چنان بدوئی که گویی یک شیر گرسنه گذاشته دنبالت!!..البت شاید برای همه قابل اجرا نباشه مثلا من خودم شاید کمتر از 10 ثانیه متوقف میشم و برای عده ای نیز منع پزشکی داره..اما ارزش مطالعه بیشتر را داره..نمیدونم کسی اینجا هست که تجربه اش کرده باشه؟!!
یه دوست | January 6, 2009 6:55 AM
یه دوست جان
درست مطلب رو گرفتی !
همانطور هم که من گفتم اصل این سیستم (برنامه اینتروال) برای افزایش استقامت در فعالیتهای ان ایروبیک یا بی هوازی هستش!
یک مستطیل 50×25 متر رو در نظر بگیریم (مسافت های فعالیت و استراحت دقیقا مشخص و اندازه گیری شده از قبل و کاملا اختیاری هستش فقط مسافت ها 2 به 2 هم اندازه باشند)
50 متری ها رو با 90% توان باید دوید (قضیه شیره) و 25 متری ها با 60% توان . در واقع یک ACTIVE REST در 25 متری ها برای جلوگیری از تجمع اسید لاکتیک داریم ! و در 50 متری متری ها فشار برای تقویت سیستم فسفوکراتین. تعدادLoop یا دورها بستگی به فرد و هدفش و رکوردهای قبلیش داره!
اما همانطور که گفتم الان این کلمه عمومیت پیدا کرده و بستگی به خصوصیات ورزشی و فردی بیشتر حالت فعالیت استراحت فعالیت استراحت رو در نظر می گیرند. و اینتروال میگن!
باز هم سایر اساتید با قلماشون سیا مشقامون رو خط بزنن ممنون میشیم!
aidin | January 6, 2009 7:52 AM
در مورد شکم! و چربیها
قبلش باید پهلو ها رو تا حدی از این ماجرا دور کرد و برنامه خاصی بغییر از فعالیت های مشترک حرکتی در نظر گرفت!
اما شکم ظاهرا شاید چربی باشه !اما حجم خود معده هم در ظاهر شکم نقش داره ! همچنین طرز ایستادن که با بهبود این دو عامل شکم ظاهرش شاید تا 50 درجه نسبت به قبل تفاوت کنه! که این اثر باعث میشه بخاطر خاصیت ضربدری که بین عضلات و اندامها هستش از پشت نیز باسن تا حدی جمع و جور بشه!
اما برای چربیهای شکم!
---- ---- ماهیچه های شکم به این شکلند
---- ---- البته این تمام ماهیجه های شکم نیست
--- --- ماهیجه های راست شکم اگر خوب در ذهنم
-- -- مونده باشه
قسمت بالا و یا در واقع روی جفت عضله بالایی با تمرین های ساده همراه با تمرینات هوازی منظم و تغذیه متناسب نباید چربی اضافه ای باشه( دقت داشته باشیم که چربی برای بدن لازم هستش)
اما قسمتهای پایین تر و دو جفت عضله پایینی شاید به علت حجم کمترشون و کمتر شده توده عضلانی در این قسمت برنامه دقیق تر و تمرینات هوازی بیشتر و رژیم غذایی مخصوصی نیازمند هستش! که تنها با صرف کالری شماری نتیجه دلخواه ممکنه بدست نیاد!
aidin | January 6, 2009 8:16 AM
چرا هيچ كدومتون كه اومديد به من سرزديد فقط جدول خالي رو ديديد وقسمت ورزشمو كه پر كردم نديديد ؟خودم خودمو اينجوري فعلا تبرئه مي كنم تا بتونم يه راهكاري براي اين پرخوري عصبي پيدا كنم :)
حالا بخونم آقا معلم ويه دوست كلي بحث جالب انجام دادن
آزي | January 6, 2009 9:20 AM
آزی ..راست میگی من اون خط سبز پایینی را دیدم اما اینکه چرا یه تشویق خشک و خالی از دهنمون در نیومد شاید،چونکه،زیرا.....
اون سفید بودن جدول خیلی حرف و حدیث داره ..مثلا الان به من بگن صبح تا حالا چیا خوردی ..اول که یادم نیست چون از صبح خودم را ول کردم و حکایت شعره هست که خشت اول را اگه کج گذاشتی ..تا ثریا... نمیدونم چی میشه!
اما مسئله دوم اینه که شجاعت اینو ندارم که بنویسم از ترس اینکه آبروم جلو دروهمسایه بره!تا اینجا را به خودم میگفتم ها از اون حرفا نبود که به در میگم دیوار بشنوئه..!
اما.. اگه دقت کرده باشی خیلی از ماها این حس را داریم و روزهای اینچنینی با عنوان "خیلی زیاد" یا عبارات مشابه ، جدولمون را پر میکنیم....
من میگم ما که همه راهها را رفتیم حالا یه بارم به حرف کاتلین گوش بدیم و حداقل برای خودمون بنویسم و بعد اگه خواستیم احساسمون را با دیگران در میان بگذاریم مثلا من امروز خودم را اینجوری تعریف میکنم:
امروز از اون روزهایی بود که قلب من با دیدن "حلوا شکری" سرود شادمانی سر میداد!
میخواستم نخورم ..اما نمیشد..چون به خودم میگفتم چرا تا وقتی یه چیز خوشمزه در دسترسمه بهش لب نزنم..
هر بار که میخوردم به خودم میگفتم از فردا...فردا سعی میکنم جبران کنم و دیگه تکرار نکنم...
اما چه خوب بود اگه امروز هم اینجوری تموم نشده بود.
آق معلم ..من این ماهیچه های شکم را که این شکلی و اون شکلی هسن نمیبینم یا اختلال بینایی چیزی دارم؟!
مخلص کلوم جمله آخرت هس که با کالری شماری نتیجه دلخواه بدست نمیادمتاسفانه..
من میگم مشکل ترین کار ما در دست یابی به فیتنس حل کردن این معادله belly fat است..
دیانا جون کجایی برو بچه ها دارن دنبالت میگردن بیا قربونت ملت رفتن سینه زنی و ...تعزیه ظهر عاشورای انارستان را نمیتونیم تنهایی اجراء کنیم!!
یه دوست | January 6, 2009 3:26 PM
آقا ما این روزها دست مون توی حنا گیر کرده. از اینکه نتونستم گزارش دهی این هفته رو برای بچه های ده هفته ایی کامل کنم٬ معذرت می خوام. ده روز آینده بدجوری درگیرم. ولی هر وقت بتونم حتما یه سر اینجا می زنم.
خلاصه که ببخشید که ما زیادی این روزها دوان دوانی هستیم.
دیانا شرمنده زاده!
دیانا | January 6, 2009 10:03 PM
این رو از آرشیو پیدا کردم که دست خالی نباشم. حالا این بازنویسی تکراری مناسب امروز رو داشته باشین تا بعد سنجدوار برگردم:
سوی دیار عاشقان٬ سوی دیار عاشقان
رو به انار می رویم٬ رو به انار می رویم
بهر ولای درس او٬ بهر ولای درس او
به ورزشگاه می رویم٬ به ورزشگاه می رویم
گرفته ایم جان به کف و نثار ورزش کنیم
هستی خود به را هلس یکسره قربان کنیم
ما به جوار تردمیل٬ ما به جوار تردمیل
با اراده می رویم٬ با اراده می رویم
سوی دیار عاشقان٬ سوی دیار عاشقان
رو به انار می رویم٬ رو به انار می رویم
بهر ولای درس او٬ بهر ولای درس او
به ورزشگاه می رویم٬ به ورزشگاه می رویم
فرشته خو گشته و زقید فت! رسته ایم (۲بار لطفا!)
به لطف بی کران انار٬ همیشه دل بسته ای م(باز هم دوبار لطفا!)
{ یا انار} ....{یا هلسی ویت}
ز ما و من گسسته و به دوست پیوسته ایم
بهر نجات این بدن٬ ز عشق و رضا می رویم
سوی دیار عاشقان٬ سوی دیار عاشقان
رو به انار می رویم٬ رو به انار می روی
بهر ولای درس او٬ بهر ولای درس او
به ورزشگاه می رویم٬ به ورزشگاه می رویم
جبهه ی اناری ما ٬ ز نور نت! روشن است
ظلمت و خوف و واهمه در سپه فیلتر! است
بیم زلشکر انار٬ در دل اهریمن است (۲بار خواهش می کنم!)
چو ما به فرماندهی روح انار می رویم (۲بار خواهش می کنم!)
سوی دیار عاشقان٬ سوی دیار عاشقان
رو به انار می رویم٬ رو به انار می رویم
بهر ولای درس او٬ بهر ولای درس او
به ورزشگاه می رویم٬ به ورزشگاه می رویم
سنگر یاران انار٬ سنگر لایف استایل ست (۲مرتبه پلیز!)
در دل شب منور است ذکر و کامنت و نظر! (۲مرتبه پلیز!)
منظره های آن ببین چو صحنه ی باشگاه ست (۲مرتبه همچنان پلیز!)
اناریان آمده اند
اناریان آمده اند
رو به میتینگ می رویم
رو به میتینگ می رویم
===============================================
توضیح:
نوشتار بالا الهام گرفته شده از نوحه ی برادر ارزشی! جناب حاج آهنگران می باشد.
در صورت نیاز برای کپی نمودن نسخه اصل! بر روی ام.پی.تری ها و آی پادهایتان برای پیاده روی ها و دویدن ها٬ پلیز به آدرس زیر مراجعه نمایید!
http://www.aviny.com/Voice/Defae_moghadas/16.mp3
دیانا آهنگرانی!
دیانا | January 6, 2009 10:05 PM
سلام صبح 4شنبه همگی بخیر!
امشب همه خون ما مهمون هستید! چرا؟
مارال خانم (یکی یکدون باباش) یکساله شده!
دیگه دخترم ببززررگگگ شده! واسه خودش خانمی شده!
هی روزگار انگار همین دیروز بود وقتی از اتاق اوردنش که ببرنش بخش نوزادن با اون چشماش که پتو تا زیرشون اومده بود داشت ادمو نگاه میکرد!
چه خبره ؟ اینجا کجاست؟ این اقاهه کیه؟
خدمونیم ها این غافله عمر عجب می گذرد ! ..........................
aidin | January 7, 2009 12:15 AM
دیانای عزیز
یک خط هم شما بنویسید برای تمام هفته ما کافی هستش ! انقدر که پر انرژی هستند نوشته هایتان
ازی خانم
الساعه میاییم برای بازدید!
یک دوست جان
اینجا که شکل و تصویر نمیشه گذاشت! اون خط ها مثلا نمادی از عضله بودن ! که درب و داغون شدن
این هم تصویر عضلات شکم
http://tinypic.com/3ia05pnc
aidin | January 7, 2009 1:37 AM
این هم تصویر عضلات شکم
http://feed3.tinypic.com/rss.php?u=Xr3rOoCm%2FI91Jy3oA97c%2FQ%3D%3D
aidin | January 7, 2009 1:42 AM
این هم تصویر عضلات شکم
http://i42.tinypic.com/2myaooy.jpg
Anonymous | January 7, 2009 1:50 AM
این هم یکی دیگر
http://i40.tinypic.com/28tuik0.jpg
Anonymous | January 7, 2009 1:52 AM
یه دوست جان
هدفت که رسیدن به این حد نیست!؟
http://i41.tinypic.com/24osxeq.jpg
aidin | January 7, 2009 2:00 AM
این هم از نتایج ورزش
برای دوران 14 سالگی!
http://i39.tinypic.com/14n1gzl.jpg
aidin | January 7, 2009 2:04 AM
اینم عاقبت زیاده روی !
تعادل ! خیرالامور اوسطها
http://i42.tinypic.com/2l8hp4l.jpg
aidin | January 7, 2009 2:07 AM
انارستانی ها زود خودتون رو لاغر کنید!
اینجا رو هم اب و جارو و تزئین کنید که
عروسیه!
عروسیه کیه!؟ خبر ندارید؟
پس بخونید!
http://persian.anarkhanoom.com/2009/01/376.php
aidin | January 7, 2009 3:13 AM
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
لی لی لی لی لی لی
لی لی لی لی لی لی
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
لی لی لی لی لی لی
لی لی لی لی لی لی
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
لی لی لی لی لی لی
لی لی لی لی لی لی
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
بوق بوق بوبوق بوق
aidin | January 7, 2009 3:16 AM
همگی انارستانی های عزیز سلام
از خبر عروسی انار خانم خیلی خوشحال شدم مبارک باشه...
آیدین جان به شما هم خیلی تبریک می گم امیدوارم سالهای سال سایه شما و خانم گلتون بالای سر دختر نازتون باشه .ببوسینش از طرف من ...
مامان آرام | January 7, 2009 4:49 AM
بیب بیب بیب بیب بیب بی بی بی بی بی بیب
هی
همرهش انارستان٬ با خوشی شد روان
نوای شوق و نشاط تپل
به قلب سایبر فکنده غوغا
ببین برون ماشین گل دسته دسته
در اون کنار واسو٬ انار نشسته
ببین برون ماشین گل دسته دسته
در اون کنار واسو٬ انار نشسته
بیب بیب بیب بیب بیب بی بی بی بی بی بیب
هی
بگو به «واسو» ای سرو آزاد
عروسی با انارا مبارکت باد
بگو تو به آن انار دلشاد
بمان شاد و خرم چو شاخه شمشاد
به حجله بردند عروس و داماد
دل دو دلبر همیشه خوش باد
هی
ببین درون ماشین گل دسته دسته
در اون کنار واسو٬ انار نشسته
ببین درون ماشین گل دسته دسته
در اون کنار واسو٬ انار نشسته
بیب بیب بیب بیب بیب بی بی بی بی بی بیب
هی
بگو به واسو٬ ای سرو آزاد
عروسی با انارا مبارکت باد
بگو تو به آن انار دلشاد
بمان شاد و خرم چو شاخه شمشاد
به حجله بردند عروس و داماد
دل دو دلبر همیشه خوش باد
هی
ببین درون ماشین گل دسته دسته
در اون کنار واسو٬ انار نشسته
ببین درون ماشین گل دسته دسته
در اون کنار واسو٬ انار نشسته
هـــــــــــــــــــــــــــــــــــی
****************************************************************
آقا چه می خونه سلطان جاز ایران از برای انار و واسو به خاطر این مناسبت فرخنده:
http://www.2mahal.com/g.htm?id=8665
دیانا عمیقا دلشادگشته ی انارستانی شور و شوق فورانی!
دیانا | January 7, 2009 6:07 AM
به به٬ به به٬ به به...
تولد مارال جون هم که هست. خدا جمیع شادی ها رو نصیب جمیع تپلان و ظریفکان انارستانی و غیرانارستانی بکنه الهی.
آیدین جان تولد غنچه ی زندگی تون مبارک باشه و امیدوارم که از لحظه لحظه ی دوران کودکی اش حظ وافر ببرین.
دیانا عمه ی انارستانی!
دیانا | January 7, 2009 6:08 AM
انار جان خیلی خیلی مبارک باشه
کرم ابریشم | January 7, 2009 11:40 AM
آقا... عروسی کجاست؟!.. تو حیاط پشتی هست؟
میکروفون یه لحظه لطفا:
هوبیرو...هوبیرو...شاباش ش ش!!
اینم یه تبریک عروسی به زبان زرتشتی برای انار خانوم و آقا واسو. انشاء الله همیشه به شادی..
آق معلم بابایی..تانک یو از دعوتت ...عزیز بابا که خوابه... شما هم پیش بندو ببند و برو کمک عیالات متحده تو آشپزخونه که صواب داره..از بابت عکسها هم ممنون ما اندکی آناتومی امون ضعیف بود اما فی الحال معلوممان شد که در نواحی عضلات رکتوس و ابلیکوس و چی چی یوس!! هنوز مختصری دنبه یا پی داریم که حالا حالاها مهمون ماست..
دیانا جونم نذر کردم دفاعتو خوب برگزار کنی برات سفره بندازم (البت رژیمی..!)..ایضا چند تا شمع هم تو سقاخونه سر گذر برات روشن میکنم تا همه چی به خیر بگذره..!
دیگه کسی نداریم؟ زن پا به ماهی..مراسم نومزدنگی..قبولی کارشناسی ارشدی..چیزی...
یه دوست شاد و شنگولیان
یه دوست | January 7, 2009 2:52 PM
انار جان
تبریک میگم. همیشه خوش باشی.
آقا آیدین
تولد مارال خانم شما هم مبارک باشه. ایشالا موفقیتهای بعدیش رو هم همینطور به شما تبریک بگیم.
دوستان گلم
سلام به همگی. امیدوارم همگیتون خوب و خوش باشین
غزال | January 7, 2009 4:07 PM
چه خوبه من از دیشب که رسیدم همش دارم خبر خوب میشنوم از طرف من هم تبریک خیلی انار جون . امیدوارم همیشه همو همینجوری دوست داشته باشین . مطمئنم بهتریبن کار ممکن رو داری میکنی:x
گلبهار | January 7, 2009 6:13 PM
سلام صبح 5شنبه همه با شادی!
البته این دو روز تعطیل و انواع و اقسام نذری ها فکر کنم کمی اثر گذاشته؟نه؟
ممنون بابت تبریکات ! شنبه اگه این وسایل دوربین پیدا کنم! (فکر کنم این دختر بابا دیشب زیر مبلی فرشی جایی قایمش کرده) سعی میکنم عکسی ازش بذارم!
دهه محرم تموم شد!
(((جالبه نه؟
10 روز قبل و بعدش !صبر می کنیم تا سال دیگه!
من شنیدم که در این روز اتفاقات شادی هم رخ داده مثلا تولد یکی از پیامبران(نوح یا ابراهیم)! که باقی مسلمانان این دو روز پر صواب می دونن و برعکس ما روزه می گیرند!
خدا خودش بهتر می دونه!))))
حالا باید بفکر برگشتن به برنامه و اجرای منظم ان باشید!
موفق باشید!
یادتون باشه عروسی دعوتیم! و در کارت دعوت نوشته شده از ورود افرادی که Over Weight و Out Of Life Style هستند ممانعت بعمل می اید!
بحث و اعتراض پذیرفته نیست !! یک سال وقت دارید!
اگر تغییری در برنامه ایجاد شد متعاقبا صابخونه خبر می دهد!
aidin | January 7, 2009 11:37 PM
برای همه انارستانی ها
http://liveislife.persianblog.ir/post/26/
aidin | January 8, 2009 1:32 AM
آقا آیدین
تولد مارال خانم مبارک باشه ! همینطور ه ، تا چشم رو هم بگذاریم بزرگ شدن ...لحظه های خوبی رو در کناردخترگلتون براتون آرزو میکنم ...
لی لی | January 8, 2009 3:51 AM