چرا ورزش كنيم؟
وقتي ورزش ميكنيم چه اتفاقي در بدن مي افتد؟
فايده هم دارد اين ورزش؟
براي برنامه ريزي ورزشي اصولي به چه مباني بايد توجه كنم؟
چطور برنامه ام را شروع كنم؟ چطور ادامه بدهم؟
جواب اين سئوالات و خيلي نكات جالب ديگر در اين جزوه اي است كه آرتميس، شانه بسر و كرم ابريشم عزيز مدتي پيش زحمت ترجمه اش رو كشيده اند. اصلش گزارشيه كه توسط دانشگاه هاروارد منتشر شده و من براي گروه خريدمش و بچه ها زحمت ترجمه اش رو كشيدند. پيشنهاد ميكنم همه بخونيمش و راجع بهش صحبت كنيم. بچه ها خيلي خيلي از ترجمه ممنون. خيلي خوب و خوانا و روان شده. لطف كرديد كه اينقدر زحمت كشيديد.
اصل گزارش:
Exercise: A program you can live with
ورزش: برنامه اي كه ميتوانيد با آن زندگي كنيد
تكميل: من امروز چهارشنبه روز دوم برنامه دوم رو هم انجام دادم ها!











Comments
سلام انار جان
من بعد از ایتهمه سال مفتخر بودن به عنوان "تپل" و در نتیجه مبتلا بودن به انواع آسیبهای جسمی و روحی ناشی از اون، به این نتیجه رسیده ام که تنها دوای درد ما تپلها عادت کردن به ورزشه،ولا غیر... هیچ چیز بجز ورزش (حتی کالری شماری و محدود کردن غذا) به تنهایی نمی تونه حال و روز ما رو عوض کنه...حتی اگه اون ورزش فقط نیم ساعت پیاده روی ساده باشه.
می خواستم ازت تشکر کنم بابت اون جزوه.چون در جریان ترجمه اون خیلی از اصول لازم برای ورزش رو یاد گرفتم که واقعاً به دردم خورد و باعث شد دید بهتری نسبت به ورزشی که دارم انجام میدم پیدا کنم.
آرتمیس | December 21, 2008 11:16 PM
من که نمی تونم فایل رو ببینم .
برای شما باز میشه ؟!
لیلا | December 21, 2008 11:53 PM
مطلب جالبی بود..دسته مترجمین درد نکنه
سالومه | December 22, 2008 12:16 AM
ممنون از رييس بابت خريد جزوه و ممنون از آرتميس و شونه و كرم ابريشم عزيز كه زحمت ترجمه به گردنشون بوده.
هستي | December 22, 2008 1:00 AM
من الان اون آیکنی هستم که لپاش قرمز شده از خجالت! انار جان لطف از توئه که همیشه برای ما انارستانیها زحمت کشیدی و میکشی.
شانه بسر | December 22, 2008 1:12 AM
سلام
روز همگی خوش!
امروز دوبل انرژی گرفتم با اینکه سرماخورده ام!
یکی برای اینکه امدوم اینجا اپدیتیده شده بود و دوم ترجمه ارزشمند دوستان که الان سیو کردید ! وبرای مطالعه و بحث محیا!!!
دست صاحبخونه و باقی عزیران درد نکنه!
aidin | December 22, 2008 1:40 AM
براي منم باز نمي كنه.چه كنم؟
آزي | December 22, 2008 1:43 AM
اگه ميشه يكي همت كنه براي همه اونايي كه باز نميكنه يه ليست از ايميلها تهيه كنه بده دست من فردا براي همه اونا يه نسخه ايميل بزنم.
اما يه دور با فايرفاكس هم به جاي اينترنت اكسپلورر سعي كنيد شايد باز شد.
انار | December 22, 2008 1:47 AM
اما گزارش دیروز
ما برای اینکه انار خانم برنامه جدید رو ارائه نکرده بودند برنامه حقیر رو پیش بردیم!
یعنی 7کیلومتر در یک ساعت دویدیم!
فکر کنم الان اگر شما با 110 تماس بگیرید من بیام! رسیدم به 110 کیلو! البته البته و البته این وزن بعد از ورزش بود! که معیار درستی نیست! ولی خوب یه انرژی داره دیگه!
...................................
aidin | December 22, 2008 1:49 AM
شاید چون فایلش فرمت pdf هستش !
اکروبات ریدر دارید ؟ اپدیت هستش؟
من که الان دارم میخونمش!
aidin | December 22, 2008 1:52 AM
http://rapidshare.com/files/175687066/Harvard_20Exercise.pdf.html
برای 10 نفر
امتحان کنید ببینید میشه؟
aidin | December 22, 2008 1:55 AM
آقاي آيدين 28 ساله ............110.......مراتب تشكر وسپاس
براي من باز شد.
خانم هاي مهربان آرتيميس كرم ابريشم وشانه جان جان جان ممنون بسيار زحمت كشيديد
آزي | December 22, 2008 2:21 AM
انار جان با مرورگرهای دیگه بازمیشه .
آقا ایدین دست شما درد نکنه .
مابقی تشکرات بعد خوندن ارائه می شود :دی
لیلا | December 22, 2008 2:29 AM
من تا سر هورمون خوندم.بچه ها نبايد كه همه شو يهو خوندم.هر خط كه مي خونم نمي دونم چرا جو گير ميشم تو دلم قند آب ميشه كه يعني من الان اينجوريم.يعني الان توي بدن من اينجوري ميشه...بي جنبه گي.........
فكر كنم به آخرش كه برسم ديگه منو نتونيد روي زمين پيدا كنيد.
آزي | December 22, 2008 2:56 AM
دستتون درد نکنه . خیلی عالی بود . کلی کیف کردم .
بوس بوس بوس برای خانم های مترجم . ممنونم انار جون
سارا - تيتان | December 22, 2008 4:30 AM
من دیروز 20 دقیقه با سرعت 8 دویدم...30 دقیقه هم الپتیکال و نیم ساعت وزنه و دستگاه
جالب اینجاست که امروز قرار بود برم دکتر تغذیه برای چک آپ واسه همین هم دیشب کلی ورزش کردم که مثلا امروز لاغرتر باشم.
رفتم روی ترازو دیدم 1 و نیم کیلو چاق شدم..!!!!!!!!!
ببخشیییییید!
بعد دکترم گفت که خیلی طبیعی یه و بعد از ورزش سنگین آدم ممکنه تا 2 و نیم کیلو وزنش بره بالا!!
ولی کلی تشویقم کرد ولی بهم هم گفت که غذا زیادی کم می خورم و باید غذام رو زیاد کنم...و حتی اگر شده با آجیل و روغن زیتون پوینتهام رو بالا ببرم.
سالومه | December 22, 2008 5:23 AM
کرم ابریشم جان شانه به سر عزیز و آرتمیس جان و انار جان
وای مرسی :)
دستتون درد نکنه چقدر هم مفصله باز هم دستتون درد نکنه
شب تاب | December 22, 2008 9:10 AM
سلام گل انار. اولا ممنون دوما من نه تردمیل دارم و نه می تونم توی خیابون بدوم اگر توی خونه درجا بدوم می تونم برنامه دویدن 24 هفته ای رو شروع کنم؟ ژیاده روی هم مرتب دارم البته
ladyfinger | December 22, 2008 1:44 PM
دست انار عزیز و مترجم ها درد نکنه ...
لی لی | December 22, 2008 2:22 PM
منم گرفتم.ممنونم از همه دست اندر کاران.
آریس | December 22, 2008 3:38 PM
انار جان سلام
ورزش برنامه ای که می توانید زندگی کنید برای من باز نشد از آدرسی که آقا آیدین هم زحمت کشیدن گذاشتن رفتم همچنان بی نتیجه بود . چطور می تونم دریافتش کنم؟
آرام | December 22, 2008 5:20 PM
انار جان سلام
ورزش برنامه ای که می توانید زندگی کنید برای من باز نشد از آدرسی که آقا آیدین هم زحمت کشیدن گذاشتن رفتم همچنان بی نتیجه بود . چطور می تونم دریافتش کنم؟
آرام | December 22, 2008 5:22 PM
ای انار که ابتیاع نمودی جزوه ی هاروارد را
ای تو که اندر فکر تپلانی
و ای عزیز که مشوقی و مروجی وز بهر ورزش
سپاس بیکران تو را
....................درود لایزال مرام تو را
..........................................تشکر روزانه بابت حضور٬ تو را
ای ابریشم لطیف
ای کرم بی مثال
ای یادآور ۲۴ week دویدن مکرر
ای پادشه تیک و ضربدر
سپاس
....... سپاس
............... سپاس
ای شانه بسر ورزشکار
ای دخت باشگاه و ورزشگاه
ای یاری گر دوران
ای شادی افزای یاران
مر تو را فدای لپ گل گلی ات!
درود
...... درود
..............درود
ای آرتمیس Green Road یان
ای مترجم دوران
ای سکاندار کشتی انفاس
ای مسافر سواحل ایتاکا
تشکر
.......تشکر
..............تشکر
دیانا سپاس درود تشکریان زاده!
دیانا | December 22, 2008 9:25 PM
آیــــــــــــــــــــا می دانیم که:
چـــــــــــــــــــــــــــــرا ورزش كنيم؟
فايـــــــــــــــــــــــــده هم دارد اين ورزش؟
وقتي ورزش ميكنيم چه اتفاقي در بدن مي افتد؟
چطـــــــــور برنامه ام را شروع كنم؟ چطور ادامه بدهم؟
براي برنامه ريزي ورزشي اصولي به چه مباني بايد توجه كنم؟
آیــــــــــــــــــــا می دانیم که:
چـــــــــــــــــــــــــــــرا ورزش كنيم؟
فايـــــــــــــــــــــــــده هم دارد اين ورزش؟
وقتي ورزش ميكنيم چه اتفاقي در بدن مي افتد؟
چطـــــــــور برنامه ام را شروع كنم؟ چطور ادامه بدهم؟
براي برنامه ريزي ورزشي اصولي به چه مباني بايد توجه كنم؟
آیــــــــــــــــــــا می دانیم که:
چـــــــــــــــــــــــــــــرا ورزش كنيم؟
فايـــــــــــــــــــــــــده هم دارد اين ورزش؟
وقتي ورزش ميكنيم چه اتفاقي در بدن مي افتد؟
چطـــــــــور برنامه ام را شروع كنم؟ چطور ادامه بدهم؟
براي برنامه ريزي ورزشي اصولي به چه مباني بايد توجه كنم؟
آقا ما بابت اوقاتی که انار و کرم ابریشم و شانه بسر و آرتمیس عزیز برای تهیه و برنامه ریزی و ترجمه ی متونی که منجر به پاسخ سوالات بالا شده , در برابرشون بسان زنان ژاپنی کرنش می کنیم و بابت ۶۱صفحه ترجمه ی ناب٬ ۶۱ بار می تعظیمیم و برای این عزیزان شادی روزافزون و علم ساعت افزون و انرژی دقیقه افزون و تکاپو و ورزش ثانیه افزون می کنیم و برای انارستانیان نیز علودرجات ورزشی-رژیمی رو خواهانیم و می شعاریم که:
در بهار ورزش ما
جای یاران چله نشین پارسالی خالی.
دیانا کرنشی مند!
دیانا | December 22, 2008 9:28 PM
آقا ما هنوز جزوه رو نخوندیم و با اجازه تون ازش پرینت می گیریم و بعد می بلعیمش و بعدترش می نظریم و می کامنتیم و می بحثیم و می صحبتیم.
راستی انار جون من چند تا لینک برای بحث پست قبل گذاشتم که نیاز به تاییدت داره. هر وقت که فرصت کردی و صلاح دونستی لطفا تاییدشون کن پلیز.
باز هم ممنون.
دیانا | December 22, 2008 9:29 PM
انار جون کدی رو که دیروز بهت گفتم رو با کامنت برات فرستادم ولی نمی دونم چرا می گه باید تاییدش کنی چون یه لینک بیشتر نداره. شاید به خاطر ساختار کد باشه. به هر حال اگه خواستی یا تاییدش کن و یا یه نگاهی بهش بنداز شاید چاره ساز باشه و از تکرار آدرس وبلاگها جلوگیری کنه. توی بلاگفا که عمل می کنه و تکراری نویسی نداره.
جملگی روز شاد و پرانرژیی در پیش رو داشته باشین.
دیانا | December 22, 2008 9:38 PM
آرام جون آدرسی که اقا آیدین گذاشتن ظاهرا محدودیت تعداد دانلود داشت.چون نوشتن برای 10 نفر). با دریافت فایلهای پی دی اف احیانا مشکل نداری؟ اگه کروبات ریدر رو داری و در نتیجه با فایلهای پی دی اف هم مشکلی نداری همونطور که بچه ها گفتن بجای اینترنت اکسپلورر از مرورگر فایرفاکس استفاده کن. چون من هم با اینترنت اکسپلورر مشکل دارم ولی با فایرفاکس به راحتی و از روی لینک انار قابل باز شدن هستش. حالا امتحان کن و اگه نشد شاید مترجمین عزیزمون فایل وردش رو داشته باشن.
ضمنا آرام جون به خاطر همنامی با آرام کفترک نشان مون کمی تفکیک اسامی توی مجمع عمومی مشکل هستش. اگه دوست داری یه پسوند یا پیشوند به اسمت اضافه کن تا بتونیم شما رو از هم تشخیص بدیم به خاطر همین اشتراک اسامی الان ما کلی بهار و سولماز با مشتقاتش داریم که جای همه شون این روزها خیلی خالیه.
دیانا | December 22, 2008 10:10 PM
سلام به همه
بدو بدو مجله ورزشی دارم!!!!
http://rapidshare.com/files/175975981/Harvard_20Exercise.pdf.html
بخاطر قدردانی بیشتر از تهیه کننده و مترجمان عزیز و درخواست سایر دوستان
چاپ مجله تجدید شد! (10 نفر)
aidin | December 22, 2008 11:37 PM
دیانای عزیز
با سپاس از دستور شلغم پنیسیلسن!
من دچار سرما خوردگی بدی شدم! شاید برنامه امروزم هم محدود یا کنسل بشه! و استراحت لازم بشم!
اما اون روش شلغم که گفتین رو دیشب امتحان کردم!
البته من به خود امپول پنیسیلین حساسم و یکبار در عنفوان جوانی بعلت بی مسئولیتی یه بنده خدایی( ما که ازش گذشتیم) با عزرائیل یه میتینگ کوتاهی داشتیم که خلاصه به توافق نرسیدیم و مهر دیپورت بهمون زد! ولی تا دو ماه با کوچکترین حساسیتی عین پلنگ خال خالی میشدیم(مثل کهیر)
خودمونیم شلغم درمانی واقعا موثر بود! و از دیشب حالمان بسی بهتر شده است!
امشب هم ادامه می دهیم!
(برگرفته از استاد)
ایدین سپاسگزاریان سپاسگزارزاده
aidin | December 22, 2008 11:48 PM
اقا از صبح
که در وبلاگ رو اب و جارو زدیم تا الان که از مشتری خبری نبوده!
مجله های امروز مثله اینکه باد کردند!
شیفت ما که تموم شد!
یه دوست جان ا-ازی خانم - دیانای عزیز ای انارستانی ها
بیایید مشعل رو تحویل بگیرید
یا حق
تا فردا صبح که میاییم برای اب و جارو
aidin | December 23, 2008 8:30 AM
من دیروز عصر رفتم اولین جلسه این هفته رو طبق برنامه پیاده روی کردم ها. شماها مشقتون رو انجام دادید؟
انار | December 23, 2008 10:04 AM
من هم امروز عصر رفتم برنامه ام رو با يك كم وقت اضافه انجام دادم . هوا هم بسيار بسيار خوب بود .
رسيدم خونه از نظر روحي و جسمي سرحال سرحال بودم :)
ليلا | December 23, 2008 10:10 AM
ما با اجازه تون همونطور که دیروز گفتیم جزوه ی «ورزش٬ برنامه ای که می توانید با آن زندگی کنید» رو پرینت گرفتیم اما متاسفانه یا خوشبختانه پیشرفت زیادی توی خوندن نداشتم. یعنی در واقع ATP من رو مجذوب سکناتش کرد که برم ببینم که مخفف چیه و بعد که فهمیدم مخفف آدنوزین تری فسفات هستش کمی در موردش سرچیدم و بعد با ADP و AMP هم آشنا شدم و خلاصه غرق جمال آدنوزین دی فسفات و آدنوزین مونو فسفات شدم که دیگه یه ساعت زمانی رو که برای خوندن جزوه در نظر گرفته بودم تموم شد و باید بلند می شدم و کشکهام رو می سابیدم. حالا اگه تونستم امروز نتایج سرچیدن دیروز رو می نویسم تا شما هم اگه دوست داشتین با این خونواده ی فسفاتها بیشتر آشنا بشین(اگرچه که بیشترتون حتما آشنا هستین).
اینها رو نوشتم که بگم من تنبل کلاس بودم و تا صفحه ی ۵ بیشتر نتونستم بخونم. منتها تا همینجا هم کلی نکات ریز جالب دستگیرم شده که سرجمع شون کردم و توی ورقه های A4الحاقی که لابلای صفحات جزوه گذاشتم نوشتم شون. یه سری کاغذ سفید هم آخر جزوه اضافه کردم و دارم سوال هم در میارم تا بعد از خودم کوئیز بگیرم. اگه شما هم خواستین بگین تا براتون سوالها رو تیکه تیکه که در میارم بنویسم. خلاصه که حسابی گذاشتم پشتش و می خوام به آخر جزوه که می رسم دیگه حسابی راه و رسم برنامه ریزی و زندگی با ورزش رو بطور اصولی یادبگیریم.
ما همچنان سر تعظیم فرود میاریم برای تهیه کننده و مترجمان عزیز.
دیانا | December 23, 2008 9:35 PM
آقا آیدین دم تون گرم و آتشین با این انتشاراتی که راه انداختین. اجرتون با ورزش و زجرتون بر چربی! باد.
حالا که پنی سیلین طبیعی افاقه کرده پس بذارین روش استخراج نشاسته ی طبیعی! رو هم براتون بنویسم که موقع سرماخوردگی و بروز سینه درد احتمالی مثل آب رو آتیشه برادر!.
از مراحل شستشو که بگذریم یه عدد سیب زمینی متوسط یا بزرگ رو پوست می گیرین و بعد با رنده ی ریز٬ رنده می کنین و یا با آسیاب و میکسر حسابی خردش می کنین. بعد ماده ی حاصله رو توی یه پارچه ی تمیز نازک می ریزین و فشار می دیدن و توی یه ظرف آبگیری می کنین. بعد می ذارین چند دقیقه این آب بمونه و بعد از حدود ۵ دقیقه می بینین که نشاسته ته نشین می شه و آب میاد رو. حالا با احتیاط و طوری که باز قاطی نشن آب رو می ریزین دور و موجودات سفید رو حفظ می کنین. توی مرحله ی آخر این نشاسته رو قاطی یه لیوان شیر سرد می کنین و روی شعله ی ملایم گاز می ذارین تا گرم بشه. منتها حتما یواش یواش هم بزنین تا نشاسته توی شیر حل بشه و حالت ژلاتینی پیدا نکنه. بعد هم نوش جون کنین و منتظر بمونین که درد سینه یواش یواش برطرف بشه.
با این امید که هیچوقت شرایطی پیش نیاد که نیاز به این کارها داشته باشین, منتها طبیعت آدمی می طلبه که یه سری راهکار غیر شیمیایی هم دم دست داشته باشه.
دیانا نشاسته طلبیانی!
دیانا | December 23, 2008 9:36 PM
انار ما دختر خوبی بودیم و مشق دیروز ۲۴ هفته ایی رو انجام دادیم. منتها با سرعت پایین.
همین الساعه هم توی تقویم رومیزی یه عدد تیک سبز برای تو و لیلا گذاشتم. می خوام شما ۱۰ هفته ایی ها رو تا آخر این هفته ی دوم رصد کنم و ببینم که چه می کنین شما دونده های عزیز هدفدار آوریلی.
دیانا مشتاق نیمه ماراتن انارانه و انارستانه ی آوریلانه ی مدل ۲۰۰۹ ایی زاده!
دیانا | December 23, 2008 9:37 PM
دوست دارید بشعارید پلیز!:
مری کریسمس شده
Sports احیا شده
اگرچه سرده هوا
ولی دلا گرم شده
*******************************
با ورزش روزانه
می ریم به جنگ چربی
با نرمش روزانه
می ریم یه جنگ رخوت
پس:
بجنگ تا بجنگیم
بجنگ تا بجنگیم
بورز! تا بورزیم
بورز تا بورزیم
*******************************
ATP نازنین
تو منبع حیاتی
تو سلولهای بدن
انرژی تو می سازی
بگو:
درود بر ATP
درود بر ATP
درود بر ATP
*******************************
تا دنیا دنیا دنیاست
عشق تپلها اینجاست
دیانا شعارمداری!
دیانا | December 23, 2008 9:38 PM
.................................................
.................ورزش ......................
برنامه ای که می توانید با آن زندگی کنید
.................................................
.................ورزش ......................
برنامه ای که می توانید با آن زندگی کنید
.................................................
.................ورزش ......................
برنامه ای که می توانید با آن زندگی کنید
.................................................
.................ورزش ......................
برنامه ای که می توانید با آن زندگی کنید
.................................................
.................ورزش ......................
برنامه ای که می توانید با آن زندگی کنید
.................................................
.................ورزش ......................
برنامه ای که می توانید با آن زندگی کنید
.................................................
.................ورزش ......................
برنامه ای که می توانید با آن زندگی کنید
.................................................
دیانا | December 23, 2008 9:40 PM
سلام صبح بخیر
ممنون دیانای عزیز!
فعلا شلغم درمانی افاقه کرده! خدا کنه که به ریه ها نرسیده باشه که با رطوبتی که اینجا اومده خوب شدنش طول میکشه!
اما دیروز بعلت سرماخوردگی ! برنامه دویدن انجام نشد! فقط 30 دقیقه 3 کیلومتر پیاده روی انجام شد!
aidin | December 23, 2008 11:03 PM
ضمنا دیانای عزیز
مشتاقانه منتظر این هستم که وقت پیدا کنی و یکی یکی سوالات رو اینجا بنویسی! هم یه موردی برای بحث بوجود میاد!
هم این اقا معلم که مثلا جز شاگرد خوبای دانشگاهشون بوده یک حرکتی به خودش می ده که جواب بده یا مجبور بشه اپدیتیده کنه خودشه!
خدا را چه دیدید شاید هم عاملی شد برای اینکه بخواهیم برای رسیدن به مدارج بالاتر از خواب زمستانی بیدار بشیم!
خلاصه اینکه ما داریم مسلح میشویم!
ولی دیانا خانم یادم میاد یکباری راجع به همین ATP در همین انارستان حرف پیش کشیدم!!!!
aidin | December 23, 2008 11:12 PM
بللللللهههههه
پیداش کردم!
http://weightloss.anarkhanoom.com/2008/10/347.php
کامنت چهارم !
البته به کاملی جزوه برای اینکه برای جواب به سوال یکی از دوستان گفتم (بهارک خانم)
خلاصه ما در اهنگری مشغول ساختن سپر و زره برای دفاع هستیم!
aidin | December 23, 2008 11:25 PM
ببخشید دوستان که هی بقولی می کامنتم
این مه گرفتگی مغزی (ترجمه انار خانم در چند پست قبل) که سرما خوردگی باعثش شده باعث میشه مطالب با تاخیر برسند!
خواستم فقط بگم از نحوه مطالعه دیانا در ارتباط با جزوه بی نهایت لذت بردم و انرژی گرفتم! و از خودم خجالت که مطالعه ام به حد صفر رسیده!!!!
باشد که این نیز برعکس وزن که باید کاهش یابد افزایش پیدا کند!
aidin | December 23, 2008 11:31 PM
سلام علیکم
من روز دوم از برنامه هفته دوم رو صبح انجام دادم...
دارم سعی می کنم روزی 21 تا 22 پوینت بخورم...
سالومه | December 24, 2008 12:27 AM
من رو برنامه ام انار جون
سارا - تيتان | December 24, 2008 3:29 AM
توجه توجه
فراخوان کاروان 12 هفته ای پیاده روی
با اجازه بزرگترهای مجلس ، ما یه کاروان 12 هفته ای پیاده روی ویژه عید نوروز به راه انداختیم . از دوستان عزیز دعوت به همکاری میگردد.
با تشکر
یک انارستانی غیررسمی
سوگند | December 24, 2008 9:07 AM
آقا آیدین من اعتراف می کنم که طی دوران مرخصی و کمی قبل از اون کامنتهای انارستان رو با دقت نخوندم و دلایل اصلی ایی که باعث شد مرخصی بگیریم همین عدم تمرکز و مشارکت بهینه بود. مرسی از لینکی که گذاشتین.
از نظر لطف تون هم ممنونم و یکی از دلایلی که باعث شده من سعی کنم جزوه رو درست بخونم٬ وقت و هزینه ایی هستش که انار صرف کرده و از اون طرف وقت و لطفی هستش که کرم ابریشم و آرتمیس و شانه بسر عزیز بابت ترجمه گذاشتن. من اخیرا خودم باید پای بساط نوشتن می نشستم و به تمام و کمال درک می کنم که بچه ها چه زحمتی کشیدن. خلاصه اینها از یه طرف و اشتیاق عجین شدن ورزش با زندگی روزمره از طرف دیگه باعث شده که بخوام از این جزوه بهره ی بهینه! ببرم در راستای تغییرات لایف استایلی بهینه ایی.
پس با این حساب من سعی می کنم بخش بخش که جلو می رم سوالات خودم رو براتون بنویسم. فقط تا شروع سال میلادی کمی سرم شلوغه و باید یه سری کار خرده و ریز رو تموم کنم. ایشالا توی تعطیلات چند روزه ی سال نوی مسیحی تایپ می کنم و می ذارم.
ایشالا که توی زندگی تون هم مثل درس تون جزو شاگرد زرنگهای مدرسه ی زندگی باشین.
دیانا ارادتمندیان زاده!
دیانا | December 24, 2008 10:39 PM
سوگند جون
با این حساب داری می ری که مسیر زندگی رو تا عید با پای پیاده طی کنی. دمت گرم و راهت مستدام باد خواهر.
من تا هفته ی پنجم می تونم قول بدم که دختر خوبی باشم و وقتی رو که الان صرف نرمش های قبل و بعد از انجام برنامه ی ۲۴ هفته ایی می کنم رو تبدیل کنم که به پیاده روی برنامه ی ۱۲ هفته ایی. منتها بعد از هفته ی ششم رو چون زمان طولانی تر می شه و از طرفی برنامه روی ۶-۷روز در هفته ی فیکس می شه٬ اطمینان ندارم که بتونم منظم و منسجم ادامه بدم. حالا فعلا اسم من رو تا انتهای هفته ی پنجم بنویس تا بعد بنا به شرایط بدنی و شرایط کاری بهت می گم که می تونم ادامه بدم یا نه.
دیانا پیاده روی دوست زاده!
دیانا | December 24, 2008 10:40 PM
بچه ها می تونین یه معیاری از پیاده روی تند برای برنامه ی ۱۲ هفته ایی پیاده روی بدین؟ یعنی حدودا چند قدم در دقیقه رو می شه پیاده روی تند محسوب کرد؟ یا اصلا قدم ملاک نیست و همین که دمای بدن بالاتر بره و کمی تپش قلب سریعتر باشه کافیه؟. خلاصه که «پیاده روی تند» رو اگه امکان داره تعریف کنین تا بتونیم از این برنامه استفاده ی بهتری ببریم.
دیانا بی معیاریان در حال حاضری!
دیانا | December 24, 2008 10:41 PM
آقا ما انار و لیلا و سالومه و سارا تیتان و آیدین رو برای برای برنامه ی ۱۰ هفته ایی توی این هفته رصد کردیم. انار سمت چپ وبلاگش داره هر روز آخرین آمار ورزشی اش رو توی مپ مای ران می ذاره٬ از بین بقیه ی دوستان کسی هست که داره انجام می ده ولی گزارش نمی ده؟. اگه هستین بگزارشین تا ما بتونیم توی این هفته برآوردتون کنیم پلیز!.
دیانا فضولمندی!
دیانا | December 24, 2008 10:42 PM
آقا آیدین حرف سوال شد من یاد سوالات ارزیابی رژیمی-ورزشی که پارسال توی اوج برنامه ی کاهش وزن جوگیر شده بودم و از خودم سوال دَروَکرده بودم افتادم. حالا اگه دوست داشتین فعلا به اینها یه نگاه بندازین شاید به دردتون بخوره. یکی از رموز موفقیت من توی جریان کاهش وزن این بود که به همه ی اینها جواب بله داده بودم. بعد هم که به خاطر شرایط خاصم جوابم به سوالهای ۲٬ ۳٬ ۴٬ ۵٬ و ۸ اجبارا جوابم منفی بود باز چند کیلو اضافه وزن پیدا کردم.
خلاصه دویاره می ذارم تا هم مروری بشه برای خودم و هم اینکه شاید به درد شما و سایر دوستان هم بخوره.
----------------------------- "به نام آنکه جان را حکمت آموخت" ---------------------------------
سوالات ارزیابی رژیمی- ورزشی!
۱- آیا تا به حال وبلاگهای ورزشی انار موسوم به "داستان ورزشکار شدن یک انار" که بنا به فیلترینگ لامذهب! به دو مجلد! و بعد از هجرت به سه مجلد تقسیم شده است را شخم زده اید؟
۲- آیا وبلاگی مخصوص رژیم برای خود ایجاد کرده اید؟در صورت مثبت بودن پاسخ سوال٬ آیا حداقل هفته ایی دو بار آن را به روز می کنید؟
۳- آیا در طی روز حداقل به ۵ وبلاگ رژیمی که نویسندگان آن اناریون! می باشند٬ سر می زنید؟
۴- آیا در طی روز حداقل ۵ کامنت برای وبلاگهای رژیمی! می گذارید؟
۵- آیا روزانه٬ حداقل نیم ساعت ورزش آگاهانه٬ انجام می دهید؟
۶- آیا به میزان کالری دریافتی در طی روز توجه دارید؟
۷- آیا صبحانه را بطور کامل می خورید؟
۸- آیا در طی شبانه روز حداقل ۲.۵ لیتر آب و مایعات کم کالری می نوشید؟
۹- آیا روی اطرافیان خود اعم از خانواده٬ دوست و همکار٬ اثر مثبت و تشویقی در جهت لایف استایل بهتر داشته اید؟
۱۰- آیا به معنای واقعی کلمه٬ از خودتان راضی هستید؟
ومن الله التوفیق!
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
روز و روزگارتون رژیمی و ورزشی باد!
دیانا | December 24, 2008 10:53 PM
سلام
اومدیم برای اب و جارو!
میبینم که صاحب وبلاگ دکور رو عوض کرده !!!
سوگند جان همانطور که در بلاگت هم گفتم فعلا بعلت نا همانگی که پیش میاد از همراهی معذورم ولی برای تشویق اماده!
دیانای عزیز
این درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
لطف انار خانم و مترجمان عزیز باعث شده که الان این جزه در کتابخوانه کوچک من در کنار سایر کتابهایی که دوست دارم قرار بگیره!
و بهترین سپاسگذاری از دوستان مطالعه دقیق و استفاده از نکات مثبت ان هستش که مطمئنا با نام این عزیزان در ذهن ما حک میشه!
در مورد برنامه 10 من هفته اول رو انجام دادم و هفته دوم برای اینکه از کاروان عقب نمونم بخاطر سرما خورگی مانند هفته اول انجام دادم!
البته نا گفته نمونه که من برنامه شخصی خودم که رسیدن به دویدن 9 کیلومتر در یک ساعت هستش در اولویت دارم و تیک های جاده ابریشمی برای همین هستش!
سعی میکنم گزارش 2 برنامه را برای بررسی در وبلاگم قرار بدم!
در مورد سوالها اگر دقیقا منظورتان روزانه باشه1 که جواب اکثر سوالها نه هستش! ولی اگر بطور متوسط بگیرین بله!
در مورد قسمت اخر یعنی سوال اخر ! سوال اسونی نیست که بگم بله یا نه!
باید اکثرا ناراضی باشند وگرنه زندگی بی تغییر و ساکن میشه! حتی اگر در بهترین شرایط از هر نظر باشی!
در واقع یکجور درصد باید برای راضی بودن و نبودن بیان کرد چون نارضی تمام بودن هم باعث دلسردی میشه!
خوب پر حرفی و فلسفه بازی ایناف!!!
بریم سرقت دکور جدید!
تا ظهر
aidin | December 25, 2008 12:14 AM
منم دلم دکور جدید میخواد برای آگاهی دادن ولی یک چند روزی برنامه منو توی جدول روزانه ام دنبال کنید تا به قول آزی برسم به شینیون برنامه ام !
لیلا | December 25, 2008 12:38 AM
سلام
من اینقدر این مدته ساکت بودم که تقریبا در حال محو شدن هستم ولی وقتی جزوه ای که بچه ها زحمتش را کشیده بودند دانلود کردم خجالت کشیدم
واقعا خسته نباشید خیلی عالی و کامل و جامع است
دلم می خواست الان همتون را بغل کنم ببوسم
لاله | December 25, 2008 12:44 AM
سلام عجب جو صمیمی دارید لطف میکنی اگه بهم سر بزنی
simon | December 25, 2008 5:48 AM
دیانای گل گلاب..فرمایشت متینه..تو بعضی رفرنس هاالکل و استرس جزءریسک فاکتوره و بعضی ها نه..بین خودمون باشه تو این هاروارد اسکول هم ظاهرا یه ریزه الکل خوردن آزاده!..مزید اطلاعت بگم که من چون عرضه سرچکی و لینککی ندارم ..دست به دامن کتابکی میشم و معمولا سراغ هاریسون میرم...در هر صورت مسلمه که هر چی این دو فاکتور کمتر باشه سلامت زندگی بیشتر و بیشتره..
آلبالو جون..خوش آپ کردی!.. شیفته درست جویدنت هستم.. ایضا اگه عادت کنیم غذا تو بشقاب جا بگذاریم (که من محاله یاد بگیرم) نور علی نور میشه..
وای ...عزیز کم رنگ شده..گل بهار قطبی..خودت را به ما برسون تا اوضاع بدتر نشده..
غزال..میخوام بدونم تو هم به اونجایی رفتی که من رفتم و بعد اون مطلب را راجع به لاغری وسواس گونه نوشتی؟!!یه ضرب المثلی هست که میگه ...
لیلا و سالومه ..آه آه آه.... یه روزگاری با هم مسابقه گام شماری داشتید ..تف بر این روزگار...
آزی ... این دستکش های آشپزخونه را کجا گذاشتی بابا دستم سوخت..
خواستم بگم اگه بیداری و شلغم داغ میخوای یه توک پا بیا تو آشپزخونه دیگ من رو باره..تو کامنت دونی خورش دیانا...چی گفتم چه آدرسی!!
یه دوست | December 25, 2008 2:50 PM
سلام به همه . بچه ها من 2 ماه بود که وابسته شده بودم به همراه داشتن در ورزش ولی دیشب بعد از خوندن اینجا به تنهایی 45 دقیقه دویدم البته نه مثل قبل ... یعنی نفس کم می اوردم و هر9 یا 10دقیقه راه میرفتم و نفس می گرفتم .میبینین چه زود آدم بدنش از فرم بیرون میره . منی که بیشتر از 30 دقیقه به راحتی میدویدم 2 ماه پیش .ولی کلی از خودم خوشم اومد که تونستم باز برم بیرون .هر وقت دیدین من کم حرف میزنم بدونین که از خودم شاکیم و شرمنده . از همه ممنون که بهم دوباره انگیزه دادین . مهم اینه که آدم شروع کنه و بره
گلبهار | December 25, 2008 5:17 PM
آقا ما با اجازه تون نامه ی اعمال عزیزان ۱۰هفته ایی رو با الهام از کرم ابریشم عزیز این شکلی توی این هفته و به صورت کامنت روزانه به روز می کنیم تا بهتر بچه ها رو ببینیم. هفته ی آینده هم که در واقع هفته ی سوم می شه رو هر کسی که آمادگی داره و می تونه هر روز به اینجا سر بزنه و دوست داره بگه تا کلید رصدخونه رو تحویلش بدم برای رصد کردن دوستان ۱۰ هفته ایی٬ تا اینطوری با گردوندن کلید تشریک مساعی بیشتری داشته باشیم. خلاصه اینکه هر تیکی که آدم توی این شبه جدول می ذاره کلی به انرژی آدم اضافه می شه و از اون طرف احساس سوختن کالری افزایش پیدا می کنه. خلاصه این مزایا رو هم داره٬ بعد نگین دیانا نگفت!.
..........................................................................................................
.......................عملکرد دوستان در هفته ی دوم از برنامه ی ۱۰هفته ایی.............
..........................................................................................................
.........۳ شنبه.....۴ شنبه......۵شنبه......جمعه....شنبه.......۱شنبه....۲شنبه.....
..........................................................................................................
انار.........√............√..............................................................................
آیدین.......√............√.............................................................................
لیلا.........√............√.............................................................................
سالومه.....√............؟.............................................................................
ساراتیتان...√...........؟...............................................................................
دنا.............؟..........؟..............................................................................
؟.........................................................................................................
؟.........................................................................................................
...........................................................................................................
دیانا | December 25, 2008 8:30 PM
آیدین جان
همون متوسط روزانه هم که انجام بدی عالیه و حتما خودت تا حالا حس کردی که چقدر به میزان پایبندی آدم به برنامه اش کمک می کنه. من بنا به تجربه می تونم بگم که اکثر (صد البته نه همه) دوستانی که اینجا توی انارستان و یا توی وبلاگ شون و یا توی دیدو بازدیدهای وبلاگی کمرنگ می شن متاسفانه بعد از یه مدت از شدت و حدت پایبندی برنامه هاشون کاسته می شه و حتی ممکنه که دچار اضافه وزن مجدد هم بشن و چون میزان آگاهی هم به مراتب بالاتر از قبل رفته در نتیجه بیش از پیش از خودشون و عملکردشون شاکی بشن و حرص بخورن و در عین حال کاری هم از پیش نبرن. یادمه یه بار آقا امید از زندگی گلخونه ایی ماها صحبت به میون کشید و اکثرمون این نظر رو رد کردیم. منتها الان من گاهی به این مسئله فکر می کنم که آیا واقعا ناخواسته توی این مسیر زندگی نیفتادیم؟. حالا آینده و عملکردمون بهتر می تونه این جریان رو مشخص کنه.
این از خود راضی بودن هم منظور توی دوران رژیم داری و رضایت از اجرای برنامه هامون بود که اون موقع (یعنی موقع طراحی سوال!) این عبارت «از خودراضی» بودن رو زیاد بکار می بردیم و هی دعا می کردیم که از خود راضی تر بشیم!. منتها توی زندگی هم من فکر می کنم که بطورکلی آدم هر چی جلوتر می ره بنا به آرزوها و خواسته های مقطعی اش باز هم در پی از خود راضی بودن های آتی هستش که مرحله به مرحله و سطح به سطح آدم در پی کمال جویی هاش که تمومی هم ندارن می ره. کلا سیال بودن زندگی ایجاب می کنه که آدم همیشه در حال حرکت باشه که دیگه حرکت به سمت جلو و یا به عبارتی پس رفت توی حوضه ی شخصی مفهوم پیدا می کنه.
اوه! باز این دیانا رفت پای منبر. به بزرگواری خودتون ببخشین که از قدیم گفتن:
کامنت٬ کامنت میاره!.
دیانا حراف الدوله پور!
دیانا | December 25, 2008 8:32 PM
لیلا جون
تو بدون جدول و شینیون منیون هم دلبری خواهر. به درس و مشقت برس ما با دوربین های اشعه ی ایکسی (یا به عبارتی گودری!) رصدت می کنیم و هوات رو داریم تا ایشالا بتونی به اهداف ورزشکی ات برسی خواهر!.
دیانا | December 25, 2008 8:35 PM
لاله اومد و بوی عطر سنبل آورد و لطافت گلبرگهای صورتی اش رو. خوش برگشتی ای لاله ی عزیز که توی پارک می دویدی و مبارزات کلاغانه داشتی و هراسی از دویدن های صبحگاهی به دلت راه نمی دادی. ایشالا که همه چی بر وفق مراد باشه و درس و کار و بچه ها و زندگی و رژیم و ورزش همه و همه تواما رو به راه باشه.
دیانا شادیانی!
دیانا | December 25, 2008 8:36 PM
گلبهار جون
از این از دست رفتن آمادگی بدن نگو نگو نگو....که دل آدم خون می شه. به همین خاطر هستش که انار این همه تاکید روی ورزش منظم داره و بارها به اکثرمون گوشزد کرده. منتها جای شکرش باقی هستش که بدن مون با توانایی هایی که داره توبه پذیره و کینه ی شتری نداره و بالاخره بعد از یه مدت ناز و غمزه باهامون راه می یاد.
ادامه بده که ره رستگاری در همین ورزشهای زنجیره ایی و حلقه های حمایتی هستش.
ایشالا که خیلی زود به آمادگی مطلوب نظرت برسی خانوم گل که با اسمت هم گل رو به یاد میاری و هم سرسبزی بهار رو.
دیانا | December 25, 2008 8:37 PM
یه دوست جون
من هم خیلی توی راز و رمز این الکل می رم و از دور به مشاهد و غور! می شینم و فکور می شم که چرا انگور مائده ی بهشتی هستش و شراب مانع بهشتی شدن!. از طرفی وقتی توی ساختار شیمیایی الکل دقیق می شی می بینی که با تغییرات بیوشیمیایی بدن و پیوندهای مولکولی جدید٬ همین الکل یا به قول رازی کاشفش الکحل! توی بدن آدم به نوعی فرآیندهای الکلیک! صورت می گیره٬ اونوقت چطور ممکنه که اسلام ناب اون رو منع کنه و بعد آدم فکورتر می شه که نکنه این هم مثل خیلی چیزهای دیگه جزو تحریفاتی هستش که به مرور زمان وارد دین و آیین شده؟. خلاصه که وقتی من این ژاپنی ها رو می بینم که چطور بنا به سنت شون اغلب روزانه( یا درست ترش شبانه!) یه پیک شراب برنج شون (ساکه یا محترمانه اش٬ اُساکه) رو می خورن و خودشون رو فرمت می کنن برای روز بعد و تلاشی بی پایان٬ خیلی فکورترتر می شم و می گم نکنه که این همه تنش و جنگ و دود و باروت و... توی خاورمیانه به خاطر منع و عدم مصرف رسمی این کشف رازی هستش؟. یه پیرمرد چشم بادومی که هر از چندی با هم نشست سیاسی-فرهنگی-آموزشی-... داریم با چشم های گردویی شده از تعجب این سوال براش مطرح هستش که ما بدون الکل چطور می تونیم درد و تنش و فشار روحی و عصبی ناشی از مرگ عزیزان رو تحمل کنیم؟. هیچ دقت کردین مراسم سوگواری کشورهای مصرف کننده ی الکل(البته به میزان منطقی اش) چقدر آرام و با کلاس هستش؟.
آقا ما اگه همینطور ادامه بدیم تا فردا یه ریز براتون می کامنتیم و همانند شیطان رجیم از ورزش باز می داریم تون!.
باز هم به بزرگواری خودتون ببخشایید بر این پُرنویس انارستانی وراج منش زاده!
دیانا | December 25, 2008 8:39 PM
درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
.............................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
...........................................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
.............................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
.
درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
.............................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
...........................................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
.............................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
.
درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
.............................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
...........................................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
.............................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
.
درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
.............................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
...........................................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
.............................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
................درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
درهم تنیدن حلقه ها هست که زنجیر می سازد
.
دیانا | December 25, 2008 8:41 PM
آقا این همه پرحرفی کردیم یادمون رفت که بگیم بالاخره در مورد پیاده روی تند, بامعیاریان! شدیم. چند تا لینک پیدا کردم که تعریف پیاده روی تند رو ۶-۵کیلومتر در ساعت می دونستن.بنابریان بازه ی ۶۰۰۰-۵۰۰۰متر رو اگه در نظر بگیریم می شه حدود ۱۰۰-۸۰متر در دقیقه. حالا اگه مثل من هر قدم تون حدود نیم متر باشه در نتیجه می شه دقیقه ایی ۲۰۰-۱۶۰ قدم.
ایشالا که به درد شما هم بخوره.
دیانا | December 25, 2008 8:46 PM
دیانا جون...جمعه خوبی داشته باشی و به هابی های مورد علاقه ات برسی ایشالا..
در مورد پیاده روی تند تجربه خودم حدود 115 -110قدم است وتو جزوه هاروارد هم که بچه ها زحمت ترجمه اش را کشیدن صفحه 30 نگاه کنی 120 قدم قید کرده..این برنامه 12 هفتگی پیاده روی هم بسیار تا بسیارمنو شیفته خود کرد خیلی آروم شروع میشه و خوب جلو میره و فکر کنم اگه اصول صحیح راه رفتن درش رعایت بشه در کاهش وزن و فیتنس تاثیر بسزایی خواهد داشت...من هم با الهام از این برنامه میخوام از ابتدای سال میلادی جدید یه تغییر در برنامه ام بدم و اون اینه که به جای پیاده روی معمولی طولانی ،پیاده روی تند کوتاه مدت داشته باشم و با کیفیت تر...دلیل این تغییرم هم اینه که احساس میکنم فاکتور "زمان" در ورزش داره برام حالت obssesion به خود میگیره و انگار ربع ساعت و نیم ساعت دیگه برام عددی نیست!
اما در رابطه با نقش الکل در به قولی "کوپ کردن" استرس..شاید درست باشه ولی من بالشخصه روشهای دیگه را ترجیح میدم چون اساسا آدمی هستم که خدا نکنه به چیزی عادت کنم دیگه ترک دادنم کار حضرت فیله..!
گل بهار..خوشحالم کردی با اومدنت..پیشاپیش مری کریسمست هم تبریک میگم هم به تو وهم به بقیه دوستای اونور مرزها..فی الواقع منم شدیدا با دیانا موافقم تو اون کامنت بالایی..یعنی وقتی از جمع فاصله میگیریم و از خودمون خبر نمیدیم یعنی حالمون بفهمی نفهمی خرابه.. !!
یه دوست | December 26, 2008 2:58 AM
1. سلام .
2. کریسمس دوستای اون ور آبی مبارک باشه . تعطیلات خوبی داشته باشین .
3. دیانای عزیزم . مرسی از این جدول بامزه یی که کشیدی . گلم . من اگه انجام نداده باشم می آم و خبر می کنم که گوشام دراز شده . البته من یه ذره بیشتر هم دارم می رم . اما خوب . هنوز می شه گفت رو برنامه ام .
سارا - تيتان | December 26, 2008 4:13 AM
يه دوست جان با بودن ملاني و هستي توي گروه و تعداد قدم هاي خيلي فعلانه شون ، آدم خجالت مي كشه مسابقه بذاره .
ليلا | December 26, 2008 10:03 AM
ديانا جان ، شينيونش بمونه براي وقتي كه قدم شمارم به دستم برسه و مسافت و اينا رو دقيق تر محاسبه كنم .
در ضمن ديانا جان به نظر من هم تعداد قدم براي پياده روي تند ميشه حدود 120 تا 130 تا !
يه دوست جان پس من يك نموره سرعتم از شما بيشتره :) من بين 125 تا 130 تا ميرم .
ليلا | December 26, 2008 10:12 AM
دیانا جان من برنامه ام رو روز چهارشنبه و پنج شنبه انجام دادم و جمعه رو آف داشتم....
آزی جان اسم اون پنیر کبابی پنیر هلومی کاله است و خیلی به سختی پیدا می شه ولی بسیار لذیذه و البته بسیار پر کالری ...من برای بالاتر بردن کالری هام می خورم که دچار کمبود کالری نشم و در ضمن پروتئین بیشتری بخورم
غزال و لیلا و گل بهار و شونه و آلبالو...دلم خیلیییییییی براتون تنگ شده ..خیلیی :)) امیدوارم همه تون خوب باشید
یه دوست جان :
آآآآآآآآآآه آآآآآآآآآآآآآآه آآآآآآآآآآآآآآاه
راست می گی یاد گام شماری بخیر ولی من دیگه خیلی برای این کارها انگیزه ندارم و یه جورایی غرق کار و زندگی هستم و خیلی هم مثل قبل به لاغری و ورزش فکر نمی کنم...فقط انجامشون می دم!!
ایشالا من هم در کنار بقیه بچه ها یه انگیزه دوباره ای بگیرم و رقابتهای سالمی رو با هم شروع کنیم..
سالومه | December 26, 2008 1:49 PM
سالومه جونم خوبي ؟!
ليلا | December 26, 2008 2:07 PM
يه دوست جان قوربونت برم من وقتي ميافتم به خوردن ديگه نون شيرين كم شيرين پرشيرين حاليم نيست.اين نون ها رو بابا از مشهد آورده كم شيرينه از خوش شانسيم وديگه اينكه گوش شيطون كر من هرچي به دروديوار ميزنم خونمون فعلا چيز پركالري پيدا نميشه.مازاد كالري اين روزهام تخم مرغ نيمرو شده وشير وكشمش يعني هله هوله نيست.
امشبم كه رفتم بيرون نه از روي رژيم ولي ازروي حسم دلم به جاي معجون وبستني وهات چاكلت آب ميوه تازه خواست.
من هي هرروز به خودم ميگم ميرم پياده روي وهي نمي رم..........
غريبه كه نيستيد سه شبه با آرايش مي خوابم حسشو ندارم صورتمو بشورم خوابم بپره فقط يه مسواك تندي.بعد صبح ها هم شبيه پيمپا اون سگه كه دوره چشمش يه لك بزرگ سياهه بيدار ميشم.حالا چه برسه كه پاشم برم پياده روي.ايشالا بهار.......
خوب ميشم.قول ميدم:)
آزي | December 26, 2008 3:14 PM
يه چيز ديگه.تازگي ها يه دوست گل وبلبلم برام مجله هاي آشپزي سانار سانيا مياره.واييييييييييي........مي دونستيد آقاي كاله همسر خانم ساناز ميناييه؟براي همينه اين همه مجله ش پر تبليغ كاله ست.از توليد به مصرفه........معلوم ميشه پشت اين زن موفق پنجه طلا يه شوهر مايه داروثروتمند هست كه راه وبيراه محصولات جديد ميده بيرون خانمش باهاش غذا شينيون مي كنه مجلسي.........
سالومه اين پنيري كه ميگي نديدم تا حالا
آزي | December 26, 2008 3:17 PM
مگر اينكه يكي وساطت منو بكنه اين خانم شانه بسر منو ببره پياده روي اونجوري شايد تشويق شم انگيزه دار شم والا همون تا بهار مي خوابم
آزي | December 26, 2008 3:19 PM
آزی جون...
اگه میخوای تا آخر زمستون و باز شدن شکوفه ها بخوابی حرفی جداست..اما اگه خواستی گوش شیطون کر پیاده روی کنی میتونی 3تا 10 دقیقه تند تند راه بری شکم هم تو بدی!
راستی در مورد نون قندی درکت میکنم من خودم قبلا معتادش بودم و چون عملم سنگین بود ترک کردم اونم باچی؟ با ساقه طلایی!!
آق معلم..الصباح به خیر..یعنی به وقت شنبه صبح دوبی!
اون چیزی که ما با اون بالا گفتیم درسته؟یعنی 3تا 10 دقیقه کار نیم ساعتو میکنه..البت کس دیگه ای هم اگه هست که سابقه اینجور ریز ریز ورزش کردن را داره خوشحال میشم ما را ارشادکنه
یه دوست | December 26, 2008 3:57 PM
دیا نا جان می بخشی که جوابت اینقدر به تاخیر افتاد . بعد این مدت تازه امشب تونستم وقتی پیدا کنم بیام انارستانو متن کامل کامنتها رو بخونم . در مورد دانلود باشه امتحان می کنم ببینم چی میشه بعد میام کامنت می ذارم. در مورد اسم هم الان چیزی به نظرم نمی رسه یکی از دوستان در وبلاگ کرم ابریشم عزیز از من به عنوان مامان آرام یاد کرد خواستین با همون کامنت می گذارم تا اسامی قابل تفکیک باشه.
بعدشم شاگرد آخر کلاس منم که اینقدر دیر به دیر متنها رو می خونم.
در مورد قدمهای پیاده روی تند ممنون ازت برای من هم این موضوع جای سوال داشت که الان شفاف شد.
آرام | December 26, 2008 5:05 PM
سلام
صبح شنبه همه عزیزان بخوبی وخوشی
اومدیم اب و جارو سر صبح شنبه ای کاری پیش اومد یک ساعتی کره کره وبلاگ رو دیر بالا کشیدیم!
شرمنده صاحب بلاگ و دوستان!
با اجازه ما بریم سروقت کامنت ها سفارشها رو جمع کنیم تا در وقت مناسب پاسخ بدیم!
aidin | December 27, 2008 12:07 AM
:)) آزی فعلاً با این وضع آلودگی هوا بیرون پیاده روی نکنی بهتره. ولی من بالاخره باید تو رو با خودم ببرم کلاس فزایی، همچین دونده ات بکنه!
شانه | December 27, 2008 12:52 AM
آزی من یه دوست آملی دارم که می گفت ( نمی خوام غیبت کنم ها...) آقای کاله چند سال پیش از همسر سابقش جدا شده و رفته ساناز جون رو گرفته. از زن اولش یه پسر هم داشته. 7-8 سال پیش
می گن اگه خواستید قلب مردی رو بدست بیارید به شکمش برسید بیخود نیستا.
آلبالو | December 27, 2008 5:14 AM
وای یه وقتی من اینجا رو تبدیل به نشریات زرد نکرده باشم.
...
بچه ها ممنون از ترجمه تون خیلی روون و خوبه :-×
آلبالو | December 27, 2008 5:16 AM
یه دوست عزیز
ماشا.. شما خودتان سمت استادی دارید!
رک و پوست کنده و لپ کلام
برای اینکه حرکتی کرده باشه خوبه ولی در مور کاهش وزن کاهش وزن کافی نیست!
در مورد جزوه شروع کردم خوندن عالی هستش و خب تا اینجا 2-3 مورد برای توضیح و یک مورد برای تصحییح هم پیدا شد! صفحه4 خط سه قبل از شش ها (نوشته شده در این نوع هر انسدادی) منظور از دراین نوع چیست؟
فردا اینجا تعطیله وقت خوبی برای مطالعه هستش!
راستی نظرتون راجع به تغییر سایز از 44-46 به 40 چی هستش! سایز دور کمر منظورم هستش!
aidin | December 27, 2008 6:07 AM
آقا ببخشین که ما امروز نتونستیم زودتر بکامنتیم. مرسی از سالومه و سارا تیتان عزیز که لطف کردن و نوشتن. بنابراین٬ این هم می شه شبه جدول امروز تا این لحظه:
.........................................................................................................
.......................عملکرد دوستان در هفته ی دوم از برنامه ی ۱۰هفته ایی.............
..........................................................................................................
.........۳ شنبه.....۴ شنبه......۵شنبه......جمعه....شنبه.......۱شنبه....۲شنبه.....
..........................................................................................................
انار.........√............√............؟.............؟.....................................................
آیدین.......√............√............؟............؟...................................................
لیلا.........√............√...........√.............√....................................................
سالومه.....√............√...........√............S.....................................................
ساراتیتان...√............√...........√...........√......................................................
دنا.............؟..........؟.............؟............؟.....................................................
؟.........................................................................................................
؟.........................................................................................................
...........................................................................................................
ضمنا بچه ها توی این هفته طبق برنامه ۴روز برنامه ی پیاده روی رو دارین. بعد حتما دیدن که عملا توی برنامه ۱۱هفته منظور شده منتها هفته ی ۱۱ تکرار هفته ی ۱۰ هستش. گفتم یادآوری کنم که یه موقع زمان کم نیارین و اگه می خواین برنامه تون رو شیفت بدین از الان توی فکرش باشین.
دیانا مبصر سرخودی در انتظار معارفه ی مبصر بعد از اینی و کامنت گذار ساعت ۱۱.۵ شبانه ایی!
دیانا | December 27, 2008 9:07 AM
لیلا جون و یه دوست جون ممنون از توضیحات تون. راستش من هم بعد از محاسبه ی دیروز حسابی رفتم توی فکر که چطوری می تونم تقریبا ثانیه ایی ۳ قدم بردارم که تا بازه ی پایینش یعنی ۱۸۰تا توی دقیقه قدم برداشته باشم و در عین حال ندویده باشم؟. منتها بعد از کامنت گذاری رفتم سراغ برنامه ی ۱۰ هفته ایی و اونجا دیدم که پیاده روی تند رو ۱۶-۱۳دقیقه بر مایل نوشته. دوباره دست به ماشین حساب! شدم و با احتساب اینکه یه مایل تقریبا ۱۶۰۰ متر می شه دیدم که توی یه دقیقه اش می شه ۱۲۳-۱۰۰متر. که باز اگه هر قدم نیم متر باشه می شه دقیقه ایی ۲۴۶-۲۰۰ قدم که برای من خیلی خیلی زیاده. من هنر کنم و همون ۱۲۰ تایی رو که شما بر اساس تجربه و جزوه ی هاروارد گفتین در دقیقه برم باید کلاهم رو بندازم هوا. حالا اگه من توی محاسبات اشتباه نکرده باشم شاید دلیل اینکه فرضا دقیقه ایی ۲۴۶-۲۰۰ به گروه خونی ما نمی خوره این باشه که اون معیار برای نُرم قدی توی امریکا تدوین شده و با نُرم ما متفاوته و اونها قدم فیلی برمی دارن و ما قدم مورچه ایی!!.
باز هم التشکرات و التعظیم و قال الخارجکی تنکز!.
دیانا | December 27, 2008 9:09 AM
آزی خواهر نکنه به خواب زمستونی بری ها. نکنه با این خواب زمستونی از همنشینی پیمپا به همنشین پوه!( با عرض معذرت خرس والت دیسنی) تبدیل بشی ها. بیدار شو بیدار شو که جهان در ید قدرت توست. این با آرایش خوابیدن هم احتمالا برای ترس از بیخواب شدن و گرفتار افکار پریشون شدن هستش و این افکار هم شاید برمی گرده به بی قراری نتایج کنکور. پس برای اینکه مبارزه ی مثبت رو شروع کنی اگه امکان داره شام رو بدون آرایش مارایش بخور پلیز تا بعد از شام که خوابت می گیره دیگه مشکل شیرپاکنکی! نداشته باشی. از اون طرف بدون که ما هم این روزها که تو داری به روز موعود نزدیک می شی حواس مون هست و برات بسته بسته انرژی مثبت بسته ایی که مافوق انرژی هسته ایی! هستش می فرستیم و برات دعا می کنیم که هرچی خیر و صلاحت هستش همون پیش بیاد.
باریکلا دختر خوب پاشو با شانه بسر برو پیش این خانوم فزایی بلکه مثل انوشه یه سفر فضایی هم فرستادت. پاشو گل دختر پاشو....
دیانا پاشو پاشویی فر!
دیانا | December 27, 2008 9:10 AM
مامان آرام جون خیلی ممنون از کامنتت. این اسم خیلی هم پرمعنی هستش. بخصوص که ما توی جاده ی ابریشم شاهدیم که چطور بعضی روزها فندق به بغل پیاده روی هات رو انجام می دی. ایشالا که یواش یواش هم یه مامان آرام دونده داریم و هم یه فندقک دونده بعد از این.
دیانا | December 27, 2008 9:12 AM
آقا آیدین یعنی منظورتون اینه که الان سایز کمرتون شده ۴۰؟. تبارک الله به معجزات این پیاده روی و دوی آرام که چه مذاب می کنه چربی والضالین رو!.
دیانا شادی دریافتی!
دیانا | December 27, 2008 9:14 AM
می گم این کامنتدین اندر شب هم عالمی داره ها!.
سکوت و سکوت و سکوت
آرامش و آرامش و آرامش
شب و شب و شب
یاران و یاران و یاران
...
اوه مای گودنِس چه رمانتیک!.
دیانا شب بخیرگویانی!
دیانا | December 27, 2008 9:19 AM
يكي از دوستان من پيش يه دكتر مجرب تغذيه تو همين تهرون ميره كه براش از چسب در لاله گوشش استفاده ميكنه تا متابوليسمش تنظيم بشه.
اين دوست منم خوب نتيجه گرفته ازش.
ميخواستم ببينم كسي تجربه چنين كاري رو داشته؟
آخه برام خيلي عجيب بوده كه يه دكترمتخصص ازين وسايل كمكي به ظاهر بي نتيجه استفاده كرده باشه.
دوستم ميگفت كه اشتهاش تو اين مدت خيلي خيلي كم شده و هر چند روز يه بار كه به مطب دكتر ميره براي وزن كشي و تعويض چسب ميبينه اون مايع درون چسب كه به اندازه يه عدس بوده خيلي خيلي هر بار كوچكتر ميشه.
آيا اين چيزها واقعآ نتيجه داره؟يا جريان همون تلقينه است و توهم زدن؟
به سرم زد برم همون دكتر تا تحقيقاتم تكميل تر بشه اما هرچي با خودم دودوتا چهارتا كردم ديدم نميتونم الان تايمي براي اين كار داشته باشم. از فضوليم دارم ميميرم .چون دوست من تو دوره يك ماهه تقريبآ هيكلش نصف مقدار قبلي كه ما به چشم ميديدم به نظر مياد.
لطفآ اگه كسي اطلاعي ازين چسبهايي كه شبيه چسب زخمه و روي لاله گوش نصب ميشه داره به ما هم بگه تا كمي از درد جانكاه فضولي ماهم كاسته بشه.
هستي | December 28, 2008 7:47 PM
متنتلهههههلان
Anonymous | January 20, 2009 10:13 AM
متنتلهههههلان
Anonymous | January 20, 2009 10:14 AM
سلام
اول بگین چرا اسمتنو گذاشتین انار؟
منصوره | February 16, 2009 6:24 AM