ای بابا من تازه ۳ تو کامنت توی پست قبلی گذاشتم که این پست جدید اومد. سالومه جون و بقیه کسانی که راجع به ضربان قلب میخاهند بدونند لطفا به پست قبلی مراجعه کنید
انار جان امیدوارم زود خوب شی
اول از همه در مورد قلب!
خوب همه کار قلب رو میدونیم خون رسانی به اندامها
در ورزشکاران بستگی به نوع فعالیت قلب تقویت میشه! چطور؟
در ورزشکارانی که ورزشهای بی هوازی و کمتراز 3 دقیقه انجام میدن.تقویت قلب با قطور (ضخیم) شدن دیواره قلب و انقباض و انبساط قوی تر هستش که باعث میشه خون سریعتر به اندامها برسه
در ورزشکارانی که ورزش هوازی انجام می دهند تقویت قلب با حجیم شدن حفره های قلب صورت میگیردکه در نتیجه جابجایی بالای از حجم خون در یک ضربه حاصل میشود
در مورد من وانارستانی های عزیز که ورزشه دو و پیاده روی انجام میدیدم (ورزش هوازی) نوع دوم حاکم هستش!
در مورد ضربان قلب برای گرفتن بهترین نتیجه باید ضربان قلب رو افزایش داد و در محدوده معین که معمولان 60-80% از ضربان قلب در فعالیت شدید هستش کنترل کرد. اگر ضربان قلبتان بیش از اندازه بالا رود، فعالیتتان دیگر بازدهی نخواهد داشت، و اگر خیلی پایین هم باشد، تمریناتتان دیگر فایده ای برای سلامتیتان نخواهد داشت
برای پیدا کردن محدوده ضربان می توانید با دویدن سریع 100 متر (حداکثر توان) یا حدی که تپش قلب را حس کردید ضربان قلب را اندازه گرفته و با محاسبه 60% بیس ضربان قلب خود برا تمرینات را پیدا و به مرور تا 80% افزایش بدید
وقتی به حد 80% رسیدید و حس کردید ثابت ماندید می توانید زمان را افزایش بدید نه شدت تمرین را!!!
معمولا افرادی که ورزشهای هوازی انجام میدن در حالت استراحت قلب ضربانشان کمتر از یک فرد نرمال هستش که و این فوق العاده برای سلامتی قلب موثر هستش!!
خوب دوستان امیدوارم تونسته باشم توضیح مناسبی داده باشم .
در اخر مراقب قلب خود باشید
انار خانم انشا ا.. که زودتر خوب بشین چون من یکی دلم نمیاد بیام اینجا و لااقل یکی دو خطی از شما نبینم !
همین که اپ میکنید به همه انرژی میبخشید
شیر گرم با عسل و ابلیمو با عسل خیلی مفید هستش
سرما خوردگی امری شایع در بین کسانی هستش دو و پیداه روی می کنن و بعلت سرد و گرم شدن و بیشتر تنفس با دهان باز هستش و گلو بیشتر با هوا تماس پیدا میکنه و چون شرایطی که بینی برای هوای تنفسی ما فراهم میکنه کمرنگ میشه(مخصوصا اگر هوا سرد باشه) ریسک گلو درد و سرماخوردگی و چرک گلو افزایش پیدا میکنه!!!
مراقب خودتان باشید
انارستان اپدیت شده حق مسلم ماست
این از اثرات خوندن مطالب دیانای عزیز هستش!
Taking too much Zinc will result in heavy metal poisoning. I can't remember where, but I read somewhere that 15 mil. a day is enough. If you google it you get numbers between 30 to 50 mil. a day, but more than 50 is not safe. Zinc can build up in the body and cause problems if taken in excess. If you use it at the first sign of the cold, it cuts the durations & symptoms dramatically
مرسی شری جان از توضیحتون
آخه قرصای زینکی که من دیدم 30 میلی گرمی هستن و برام این سوال پیش اومد که اگه بیشتر از 15 میلی گرم ضرر داره چرا قرص ها رو 30 میلی گرمی درست میکنن
شری جان توضیحی که در پست قبل داری واقعا عالی بود.
من امروز توی ورزشم دقت کردم که اکثر مواقع ضربان قلبم بین 155 تا 170 می شه ..این محدوده ای یه که من کاملا راحت می تونم توش ورزش کنم و نه احساس تپش می کنم و نه ناراحتم.می تونم توی این محدوده یک ساعت ورزش کنم.حدود 5 تا 7 دقیقه هم ضربانم به بالای 180 می ره که بازهم ناراحتم نمی کنه .این ضربان بالا فقط مال مواقعی یع که دارم با سرعت 9.5 روی تردمیل می دوم که خیلی کوتاهه و در بازه های زمانی 1 دقیقه ای اتفاق می یفته.
در طول ورزشهای خوابیده یا با وزنه هم که شربانم می یاد توی zone 2 یعنی پایینه ولی کماکان دارم کالری می سوزونم و قلبم تند می زنه
در ضمن من فکر می کنم این استقامت من نسبت به بالا بودن ضربان قلبم و اینکه این ضربان ناراحتم نمی کنه و بهم بدن درد نمی ده اینه که من از بچگی ورزش نیمه حرفه ای کردم.یعنی الان به نسبت اینکه تازه 9 ماهه که دوباره ورزش رو شروع کردم بدنم خیلی عضلانی شده چون قبل از چاقی هم بدن پر عضله ای داشتم و می تونستم ساعتها شنای استقامتی بکنم.که این خودش توان قلب و حجم ریه رو خیلی افزایش می ده
حالا استاد شری جان :)) به نظر تو خوبه که من توی هر session ورزشی یا هر 2 یا 3 روز در هفته خودم رو برای چند دقیقه به zone 5 برسونم؟ یا نه؟ در ضمن من نمی فهمم که اصلا vo2max به چه درد می خوره !! یعنی خوبه که آدم به اون سطح برسه یا نه ؟
Maximal oxygen uptake (VO2max) is widely accepted as the single best measure of cardiovascular fitness and maximal aerobic power.
خب یعنی اگر تو بتونی کمی توی این zone ورزش کنی در واقع قدرت و توانت رو داری بالا می بری.درسته؟
یه دوست جان
تو مطمئنی که ضربانت از 80 بالاتر نمی ره؟آخه مگه می شه؟؟
من قبل از اینکه ساعت پولارم رو بخرم ته و توی این ماکزیمم ضربان قلب و این حرفها رو درآوردم ...پست انار رو هم خوندم به همین خاطر می دونستم که ماکزیمم ضربان برای سن من که 28 ساله 192 ضربه در دقیقه است و رسیدن به ضربان 180 که به نظرتون بالاست اصلا غیرعادی نیست.
در ضمن این رو هم متوجه شدم و الان توی کامنت شری هم خوندم که بهترین ضربان برای چربی سوزی و ورزش موثر zone 3 یا 60 تا 70 درصد ماکزیمم heart rate
فکر می کنم آگاهی به این معلومات خیلی در موثر ورزش کردن تاثیر داشته باشه
انار [ون همه خوردنی هایی که بچه ها گفتن و خودتم که استادی عالیه منتها استراحت هم خیلی موثر اگرچه آدم حوصله اش ممکن سر بره اما خیلی کمک میکنه دورش زودتر تموم بشه.
چند کامنت بالاتر در باره میزان ضربا ن قلب و محدوده های مجاز تا حدودی توضیح دادم
ضمنا ما برای بدست اوردن ضربات بیشینه یا ماکسیمم از فرمول سن فرد-220 استفاده می کنیم!!!!! یعنی محدوده خط قرمز
برای اینکه ضربان بهینه و مجاز رو پیدا کنیم باید محدوده 60 تا 80% ضربان در حالت فعالیت را + ضربان استراحت کنیم
به این صورت که ضربات قلب در حالت استراحت و ارامش (بهترین زمان بعد از بیدار شدن از خواب و قبل از بیرون امدن از رختخواب است) را حساب می کنیم
سپس ضربان استراحت رو از بیشینه کم می کنیم
مثلا من 192=28-200 ضربان قلب بیشینه و خط قرمز هستش
ضربان حالت استراحت 71
ضربان فعالیت 121=71-192
حال60% ضربان فعالیت 72 ضربه + ضربان استراحت 71 =143 ضربه
80% ضربان فعالیت 96 ضربه + ضربان استراحت 71 =167 ضربه
هنگام فعالیت باید ضربان قلب من بین 143 تا 167 باشه تا به هدف برسم!
اما در مورد اکسیژن مصرفی !
ارتباط مستقیمی با ضربان نداره ! در واقع مقدار اکسیژنی که برای سوزاندن کالری مصرف می کنید هستش که در واحد زمان و نسبت به وزن حسابش می کنند
امیدوارم دوستان استفاده لازم رو از این توضیحات ببرند موفق باشید تا فردا
VO2 is the amount of oxygen used by the muscles during a specified interval (usually 1 minute) for cell metabolism and energy production. Maximum oxygen consumption (VO2max) is the maximum volume of oxygen that can be used per minute, representing any individual’s upper limit of aerobic (or oxygen dependent) metabolism.
VO2 max. or maximum oxygen uptake, is considered the gold standard of cardiovascular, pulmonary, and muscule cell fitness. It is the maximum amount of oxygen your body (basically your muscles) can utilize. The VO2 max for an elite athelet can range from 70 to more than 80 ml/kg/minute. With training, you will increase your VO2max. as well as the ability to exercise for longer periods at any % of your VO2max.
Salome joon, In other words, the cardiovascular and respiratory system work together to transport oxygen to the body tissues. Our capacity to efficiently use O2 is dependent upon the respiratory system's ability to collect oxygen and the cardiovascular ability to absorb and transport it to the body tissues. At rest our oxygen consumption is estimated to be around 3.5 mil. liters of oxygen per kilo of body weight per minute. So the higher your cardiovascular fitness, the better you can consume oxygen. This is how your heart and heart rate play a major role in this. Bottom line is the better cardiorespiratory fitness level you are in, the higher vo2 max you will have.
.
Salome joon, damet garm, you are already working in the right zones . Azizam you shouldn't push yourself to zone 5 every time that you work out. If you exercise 5 days a week, make sure 3 of those are only in zone 3 and maybe a push into the bottom of zone 4. You need to do only 1 to 2 days of the week of harder intensity exercise. During those days get on the treadmill and after a good warm-up do an interval run (2 minutes of as fast as you can run and then 2 minutes of slow jog). This is how your train your heart to pump more sufficient, help your fitness level and also burn tons of calories. Why is not good to exercise in high zones everyday? because it puts too much stress on your heart and body. Even after all these years I still train this way (4 days of mid zones and 2 days of all out).Aren't you glad you are using a heart monitor? Can you give me your email address. I need to scan the fitness test from my polar manual and email it to you. Of course first I have to find my manual :o
شری جونم واقعا خیلی چیز ازت یاد گرفتم و چه دنیایی این دنیای قلب و ورزش ...آدم دوست داره اکتشافش کنه!!
خب من از این به بعد همینکار رو می کنم.و هفته ای 2 روز یه push خوب به خودم می دم.مرسی واقعا xoxo
این 90 هزار تومنی که برای پولارم دادم یکی از بهترین پولایی بوده که توی زندگیم خرج کردم :))
شری جان آدرس ایمیل من توی وبلاگم توی بخش فهرست اصلی هس.ببخشید اینجا نمی ذارم که خیلی پابلیک نشه
خیلی خیلی ازت ممنونم.
دوستداران سلامت قلب و عروق :
جمیعا خسته نباشید با این اطلاعات عالی ..قلب ما را شاد کردین
سالومه جونم:
پست جدیدت را خوندم امیدوارم مشوق های خوبی برات باشیم .. وبه اهدافت برسی خانومی.
آق معلم آیدین:
مطابق فرمایشاتتون ما همین الان در حالت رست نبضمان را چک کردیم 55 تا میزد ،بالای کوه هم 60 تا ،بعد دویدن نرم 72 و بعد از نیم ساعت دوچرخه و عرق دراومدن میشه 85 حالا بعد از جمع و تفریق و درصد معنی و مفهومش اینه که ما باید رو به قبله بخوابیم یا استقامت بدنمون زیاد شده؟!
استاد اعظم شری بانو:
حیف که انگلیسی ام ضعیفه یعنی باید شونصد باری کامنت هاتو بخونم تا مطلب حالیم بشه ! یادم باشه هر جا تو فیزیولوژی گیر کردم سراغت بیام.
انارجون:
مراقب باش نچایی تو ولایت غریبی..غرغره آب نمک هم خوبه.
از نوشتههایت میدونم که تجربه کافی در مورد ورزش و بدن انسان داری برای همین نمیتونم بگم که شاید ضربان قلبت رو درست نمیشمری ولی خوب در حقیقت این ضربان ۸۵ برای ورزشی که عرقت رو در مییاره پائین است. عزیزم میشه درجه فعالیتت رو توضیح بعدی؟ منظورم این است که وقتی یواش میدوی ضربانت چند است، وقتی تند میدوی چقدر است؟ آیا تا حالا امتحان کردی که سپرینت کنی و با سریعترین قدرت بدوی؟ ضرابانت اون وقت چند است؟ فراموش نکن که وقتی خودت ضربان رو میشمری یک چند شماره کم و زیاد میشه. راستی آیا قرص فشار خون و یا تیروید میخوری؟
مال پو لار رو پیدا نکردم ولی تو این مقاله فیتنس تست رو داره. این تستها رو ما در جیم با مردم انجام میدیم. سالومه جون، فکر میکنی وقت داری که این مقاله رو ترجمه کنی. مخصوصا قسمت تست رو چون به درد یک دوست هم میخوره که ببینه ضربان رست و ورزش چرا اینقدر به هم نزدیک است. اگر وقت نداری هم عیب نداره. مرسی عزیزم
انار جون
ایشالا که با کمی استراحت بتونی زود خوب بشی. اگه حس و حال بُخور هم داری که خیلی خوبه بخصوص اگه بتونی برگ اکالیپتوس یا قطره اش رو هم بریزی توش. اونجا رو نمی دونم ولی اینجا سوپرها توی غرفه ی مواد غذایی شون بسته بندی شده ی برگ اکالیپتوس رو می فروشن و معمولا برای تهیه ی غذاهای آسیایی ازش استفاده می شه.
سلام بچه ها جون من بعد از بیش تر از یک ماه از ایران با حدود 2 کیلو اضافه وزن برگشتم! به نسبت ناپرهیزی هایی که کردم دو کیلو زیاد نیست. البته ورزش هم کردم چندبار با دادشم رفتیم تنیس و چندبار هم دویدم. تو پارک نزدیک بود بگیرنم چون شلوار ورزشیم کوتاه بود گشت پلیس گفت که دیگه با آن شلوار نرم پارک من هم از فرداش رفتم یه پارک دیگه چون فقط همان یه شلوار را داشتم! مسیر پارک پردیسان را دوست داشتم با این که بیشترش دود اتوبان را داشت اما عوضش صبح زود خلوت بود و فکر کنم یه دور کاملش (از ورودی رسالت تا همت و برگشتش) 5 کیلومتر می شد.
به نظر می آد که شماها همه خیلی فعال بودید مخصوصا انار و شری و سالومه و ... لطفا به من هم کمک کنید تا همت کنم برگردم سر وزن فبلی و روال عادی زندگی بیاد دستم. فعلا که هنوز خوابم. هفته دیگه مسابقه 5.6 کیلومتر دارم. خیلی دلم می خواد نرم اما روم نمی شه. باید دست کم چند بار قبلش بدوام .
آقا آیدین
من تا حالا به اینکه دونده ها در معرض احتمال بیشتر سرماخوردگی هستن دقت نکرده بودم. تذکر خیلی به جایی بود بخصوص که الان هوا داره سرد هم می شه و ویروسهای سرماخوردگی هم وقت پشتک وارو زدن شونه. ضمنا من امروز موقع دویدن اون تکنیک تنفسی پیشنهادی شما مبنی بر دم دم بازدم بازدم رو رعایت کردم و نتیجه خیلی عالی بود. بخصوص که این فرصت رو به آدم می ده که قانون دم از بینی و بازدم از دهان رو بهتر انجام بده. توی حالت دم بازدم دم بازدم گاهی فرصت نمی شد که دهن رو ببندم و اون خشکی گلویی که ازش حرف زدین گاها پیش میومد.
به هر حال ممنون از به اشتراک گذاشتن یافته ها و دریافتهاتون.
شری جون
تو نه تنها یه مادر گل هستی و نه تنها یه مادر شوهر نمونه هستی و نه تنها یه ورزشکار افتخارآفرین هستی و نه تنها یه انارستانی اصیل هستی بلکه علاوه بر همه ی اینها یه مربی و مدرس نمونه و عاشق ورزش و مسئولیت پذیر ناب هم هستی. پس به قول یه دوست عزیز الهی به حق پنج تن آل عبا همیشه و همه جا برسی به اونچه که در پی اش هستی. پس می شعاریم که:
این شری نمونه
جاش بهشت برین ه
سالومه جون کاش همونطور که شری نوشته اگه بتونی این توضیحاتش رو به همراه مقالاتی که گذاشته رو ترجمه کنی خیلی عالی می شه تا همه مون بتونیم بهتر استفاده کنیم بخصوص برای ما بی پولارهایی که خریدش برامون ضروری نیست و ورزش رو غیر حرفه ایی می خوایم ادامه بدیم. از این دنیای درون هم نگو نگو نــــــــــــــــــــــــگو که هر چی آدم دقیق تر می شه بهتر به معنی اون بیت بوشکور بلخی واقف می شه که می گه:
تا بدانجا رسید دانش من
که بدانم همی نادانم
امیدوارم زودتر خوب شی انار جونی. راستی این دو کیلو اضافه وزن من 1 کیلوش مال جدیدترین ابداعات بشری در زمینه فراورده های اناره که جلو پارک ملت می فروشن. مثل معجون انار بستنی انار ایس پک انار و از همه هیجان انگیز تر انار گلاسه!
یه دوست جون
جون ما رو به قبله دراز نکش پلیز!. اول به چیزهایی که شری نوشته و خواسته عمل کن و از سلامت قلب هم مطمئن شو و بعد هم یه چند درصد کوچولوش رو بذار به حساب بحث تفاوتهای فردی که این همه ازش حرف می زنیم. می گن هنوز همین علت تپیدن قلب یکی از معماهای زندگی هستش و هنوز اینکه عامل این تپیدن چیه و چرا این تپیدن ادامه داره از ابهاماتی هستش که توی زیست شناسی وجود داره و از سوالات جالب انگیزناک هستش. این تلمبه زنی و انقباض و انبساط قلب هم می گن به راحتی مثل باز و بسته شدن مشت دست نیستش و بلکه به صورت نوعی موج از پایین قلب شروع می شه تا به بالای قلب برسه. حالا اینکه ضربان تو پایینه حتما به این خاطره که دل دریایی ات بزرگ و مثل کامنتهات گرم هستش و تا این موج از پایین شروع بشه و به بالا برسه به دلیل بزرگی قلبت و گرماش, بیشتر طول می کشه خواهر!. چی؟ چرا با این هوشم خرگوش نشدم؟. به قول خارجکی ها اوه! مای گودنِس!.
از دیانا به دنا از دیانا به دنا سلام خواهر! این همزمانی احتمالا به خاطر اینه که اسم من و تو فقط توی یه "یا " تفاوت داره!!. ایشالا این 2کیلو رو زود زود کم می کنی و دوباره می شی دنا منهای 2کیلوی مازاد!. برو که داریمت تا به هدفت برسی.
مرسی دیانا جان. خورم تا آخر نوامبر برا خودم وقت گذاشتم. میام این جا گزارش می دم که موفق شدم یا نه.اما با افسردگی ناشی از خداحافظی با کلی از کسانی که دوستشان داری رزیم گرفتن هم سخته ها...
دنا عجله که نداری پس زیاد سخت نگیر و آروم آروم پیش برو. با فکر کردن به مسابقه ات افسردگی بعد از سفر وطنکی! هم درمون می شه. الان شری و گل بهار عزیز دارن خودشون رو برای نیمه ماراتن آماده می کنن. تو هم شروع کن که بتونی از خط پایان بگذری. زمانش برای ما خیلی مهم نیست. مهم اینه که دنای ما به هدف شرکت توی مسابقه اش برسه.
پس به پیش ای دنایی که هم اینک بهار رو داری تجربه می کنی. پس بهاری باش و شکوفه ی تمریناتت رو شکوفاتر کن پلیز!.
بچه ها من با قد 159 و وزن 59 كيلو گرم اگه روزي 2000 كالري بخورم و روز هاي زوج ورزش سبك كنم وزن اضافه مي كنم ؟ حتما بهم بگين پليز . نمي خوام وزن اضافه كنم تا بهمن ماه كه رژيم نيستم
يه دوست جان راستش یک چیز خوبی که تو زندگیم یاد گرفتم قضاوت نکردن و نظر ندادن عجولانه هستش! شاید در نگاه اول هر کسی این امار رو ببین فکر کنه (خدای نکرده بعد از 120 سال) رو به قبله هستی!
اما همانطور شری عزیز پرسیدن از نظر پزشکی داروی خاصی استفاده نمی کنی؟
اگر دارو استفاده نمی کنی برام از سابقه ورزشیت بگو! و اگر لطف کنی جنسیت سن قد وزن و تیپ بدنیت (لاغر – عضلانی – چاق) رو هم بگی ممنون میشم چون من هیچ اطلاعاتی بجز این ضربان از شما ندارم و مسلما نتیجه گیری هم که انجام میشه دقیق نیستش
دیانای عزیز خوشحالم که مطالبم مفید بوده
راستش این علت شایع سرما خوردگی رو من از استادم در واحد فیزیولوژی ورزشی یادگار دارم!
مراقب چرک گلو باشید و حتما به پزشک مراجعه کنید! شنیدم در دراز مدت باعث اسیب قلبی میشه! اگر دوستان اطلاعات کامل تری دارند لطفا بگن تا دوستان استفاده کنند!
شری جونم
از مقاله منظورت اونی یه که توی پست قبل گذاشتی؟؟اگر اونه که حتما ترجمه اش می کنم البته نمی دونم امروز برسم یا نه ولی سعی می کنم اگر شد تا شب ترجمه اش کنم
ولی من نمی دونم تو می گی توی این مقاله فیتنس تست داره؟؟؟؟کجاش؟؟؟
گیج شدم شری جان :((
انار جان
از حرکات اصلاحی منظورم حرکات پهلو و شکم و بغل پا و این مناطقی یه که توی بدنم باید روش بیشتر کار کنم تا "اصلاح"بشه :))
هر جلسه ورزشم هم یه سری sit ups ..push ups ..squats &
etcانجام می دم که دیگه نمی یام ریزش رو بنویسم.
ببخشید سالومه جون، یادم رفت لینک رو برات بذارم. پیری و هزار مشکل. دیگه حافظه برام نمونده. ولی از شوخی گذشته از ذوق انتخابات رایست جمهور آمریکا و برنده شدن اوباما است. این هم لینک اون سایت http://www.sarkproducts.com/sally1.htm
welcome back Dena joon. Hope you had a nice trip no wonder I never heard back from you on Map My Run.Don't worry about the 2 kilos. You should be able to lose it in few weeks..
خب مقاله رو دیدم ولی شری جان خواهر من با این همه کار به خدا نمی رسم ترجمه کنم ..می دونی که اصولا از سر صبح تا آخر شب من یا در حال ترجمه ام یا گزارش نویسی.خیلی دوست دارم ولی شرمنده بچه هام که اصلا نمی رسم.
so sorry ...
هیچ اشکال نداره سالومه جون. میدونم مقاله درازی است و وقت زیاد میبره. حالا خدا رو چه دیدی. شاید یکی پیدا شد که وقت داشت و داوطلب شد. اگر نه هم که امیدوارم انگلیسیش کمک کند
امروز برام خیلی روز خوبی یه
صبح ساعت 6 پاشدم و دوش گرفتم و رفتم باشگاه ..هیچ کس توی باشگاه نبود و راحت و خلوت ورزش کردم.البته بدنم هوشیاری بعدازظهر ها رو نداشت و یه کم کیفیت ورزشم پایین تر بود ولی از صبح تا الان هم سرحالم و هم گرسنه نیستم.در ضمن شادابی بیشتر و سبکی بیشتری هم دارم.پارسال هم که 7 صبح می رفتم باشگاه خیلی خوب بود و تمام روزم رو سرحال می شدم.
من باید ساعت 8 سرکار باشم ولی تصمیم دارم 3 روز در هفته رو 10 بیام و برم باشگاه :))
سالومه اگه بدونی چقدر بهت حسودیم میشد که ساعت کاریت دیرتر شروع میشه و صبح میتونی بری باشگاه حالا که موضوع ساعت کاری رو گفتی ، باید یک جور دیگه حسودیم بشه :دی
وای لیلا از اردیبهشت تا حالا همون ساعت 8 صبح می یام اینجا
خیلی هم سخته
ولی مهم نیست می خوای 3 روز در هفته دیر بیام..فوقش از حقوقم کم می شه دیگه..سلامتیم مهمتره
بهارك جان با اجازه ات اين كامنتت رو پاك كردم چون اطلاعاتي از سالومه توش بود كه راحت نبود اينجا توي جاي عمومي تر باشه. قصد بي ادبي نبوده. اميدوارم ناراحت نشي.
سلام علیکم:
کدوم شیر پاک خورده ای گفته بود "فارسی شکر است" ! آخیش قربان فارسی نوشتنت شری جان!
از توجهت بسی ممنون..
حق با توست باید با دقت بیشتری شمارش کنم وشاید یه EKG بهتر ازهرچیزی باشه.. اما به طور خلاصه بخوام برات بگم تابحال مشکل جسمانی خاصی نداشتم چند سال قبل یه اکوکاردیو گرافی قلب انجام دادم که نرمال بودو هیچ علایمی که دال بر ناتوانی دستگاه قلب و عروقم باشه تابحال نداشتم.از سطح فعالیتم پرسیدی که باید بگم روم سیاه..!در طول عمرپربرکتم هرگز انگشتم را هم تکان نمیدادم چه برسه به ورزش ولی دیگه خدا زد پس کله ام و متحول شدم و 5/1 ساله که مرتب می ورزشم! اولین بار که دویدم بعد از 2دقیقه نفسم بند آمد ولی بعد 6 ماه 90 دقیقه بی توقف دویدم ..خیلی بندرت پیش آمده که با حداکثر سرعت بدوم شاید یکی دو دقیقه و در حال حاضر فقط پیاده روی میکنم با سرعت متوسط ولی روزانه و نسبتا طولانی..فوق برنامه این فصلم هم کوه نوردیه..
دیگه مخلص همه ورزشکاران هستم و شبها هم با گرم کن ورزشی میخوابم! من یه بار دیگه اون 3 تا کامنتت را در پست قبلی میخونم به نظرم در رابطه با سن و فیتنس و ...میزانH.R متفاوت بود....بازم ممنون
آقامعلم اجازه...!
من فکرکنم همه سوالاتتون را کم وبیش جواب دادم و با کمال میل سنم را به شما میگم
راسیاتش من خودم چند ساله که دیگه نمیشمارم که هول برم نداره ولی فکر کنم چند ماهی از دیانا بزرگترم یعنی به عبارتی میشه چهارده سال و سه ماه!! راستی توکامنت شما یه درس خوب برای من یاد آوری شد اینکه:" زود قضاوت نکنیم " خوشحالم که یه دانش آموخته رشته تربیت بدنی هم به انارستان پیوسته،امیدوارم همراهان خوبی برای هم باشیم.
ای بهارک شیطون//حالا هرچی می خوای سرچ کنی بکن ولی نتایج رو پیلیز اینجا اعلام نکن :)))))
خوبه دیگه امان از این اینترنت که همه اطلاعات رو با یه سرچ می ده
:)
به به اینجا چه شلوغ بوده
دنا جان سلام رسیدن به خیر اصلا غصه وزنت رو نخور به قول دیانا زود درستش میکنی و دوباره می شی دنا منهای 2کیلوی مازاد
شری خانوم ممنون از اشتراکت منهم تا فردا سرم خلوته و اون مقاله رو ترجمه میکنم
یک دوست عزیز شرمنده. یک دوست،ای بابا پس من و تو تقریبا همسن و سالیم چون من هم ۱۵-۱۶ سالم بیشتر نیست. البته به خوبی دیانا نموندم و سن و سالم یک کم بیشتر به نظر میاد. البته فقط یک کم. مگه نه دیانا جون؟ یک دوست جون، من فکر نمیکنم تو ناراحتی قلبی داشته باشی. نظر اول من این است که اگر یک روز تونستی خودت رو آماده کن که خیلی سریع بدوی و ببینی که تا چه حد میتونی ضربان رو ببری بالا. احتمالا چون تو الان ایندورنسendurance (فارسیش رو بخدا نمیدونم چی میشه) ورزش میکنی ضربان پایینتری داری اگر اینتروال interval ورزش کنی و خودت رو پوش کنی حتما ضربان بالاتری خواهی دید. نظر دوم من هم این است که دلیل اینکه من ضربان قلبم رو از بالا تو پایین حفظم چون ۶-۷ سال است که هارت مانیتور میپوشم واسه هر ورزشی از شنا تا دویدن تا کلاس رقص. حالا اگر تو هم مدام نبض خودت رو بگیری احتمالا نوسان ضربانت بیشتر دستت میاد. خلاصه اگر تو خیابون یک خانم جوون و خوش قد و بالا دیدید که داره راه میره و با یک دست نبض اون یکی دست رو میگیره بدونید که یک دوست است.
دیانا جون، تو به من خیلی لطف داری به خدا. شرمنده. مادر خوبی بودن و ورزشکار خوبی بودن رو قبول دارم ولی مادر شوهر خوبی بودن رو باید از آزی بپرسی. اگر دقت کنی دیگه این طرفها زیاد پیداش نیست واسه اینکه بهش گفتم که یک عروس خوب خودش رو سنگین نگاه میداره و زیاد شلوغ نمیکنه. ازش سوال بپرسن جواب میده وگر نه ساکت میشینه. حالا تازگیها شده عروس نمونه و حرف گوش میده. آره مادر گربه رو باید دم حجله کشت
شری جون
دمت گرم با این مقاله ی اخیری که گذاشتی. من هم مثل آرام کفترکی مون عادت دارم که اول یه ذره از اول کتاب رو بخونم و بعدش برم سراغ صفحات آخر و بعدش مثل آدم بشینم از اول بخونم و گاهی هم به صفحات وسط تفالی! بزنم. حالا تا شروع کردم به نگاه کردن این مقاله و با دیدن اسم سالی ادوارد گل از گلم شکفت و گفتم اوه! چون دیدم نویسنده زن هستش٬ بعدش با دیدن اسم سرکیسیان یه هو گفتم اوه! اوه! چون یاد ارامنه ی عزیز خودمون افتادم. بعد رفتم سراغ صفحه ی آخر و با خوندن بیوگرافی سالی ادوارد گفتم اوه!اوه!اوه!... چون دیدم بابا ایشون که مثل تو یه پا زن آهنین هستش و در حال انجام ورزشهای سه گانه ست که!. بعدش رفتم و عکسش رو سرچ کردم و دیدم ای بابا ایشون که اختلاف سنی با ما ندارن که! فقط حدود ۱۵ سالشونه(حالا چه فرقی داره که یک این ور پنج بشینه یا اون ور پنج!). خلاصه که مدهوش کتابهای نوشته شده اش و سجایای اخلاقی اش! شدم خواهر بخصوص که کار خیریه هم انجام می ده و با انجمن سرطان سینه هم همکاری داره و توی صلیب سرخ ویتنام هم دستی تکون می ده. خلاصه که هم یه پا ورزشکاره و هم مرام و اخلاقش ورزشکاری. به همین خاطر من مشتاق شدم که این مقاله رو ذره ذره ترجمه کنم. این ذره ذره هم به این خاطر هستش که من اصولا ترجمه هام به درد عمه ام می خوره و تا حالا متنی رو بصورت نوشتنی ترجمه نکردم و در ثانی من تا یه ماه و نیم دیگه یه ددلاین حیاتی دارم و از طرفی فکر می کنم که عجله ایی هم برای ترجمه اش نیست چون فورس ماژور نیست و بیشتر به این خاطر هستش که بحثی رو که تو طی این چند روز پیگیری کردی رو بتونیم جمع ببندیم و یه منبع معتبر رو برای استناد داشته باشیم. یه دوست عزیزمون هم تا بره الکتروکاردیوگرافی اش رو جهت اطمینان بگیره و با توجه به اینکه نوشته چهارده سال و سه ماهه! هستش در نتیجه عجله ایی برای این تست نداره و ایشالا تا اون نتایجش رو بگیره من هم اولین محصول ترجمه ایی ام! رو تحویل می دم. با تفالی هم که به صفحات وسط زدم دیدم که یه تذکر مهم داده و گفته قبل از انجام تستها به یه سری سوال باید جواب بدیم که برای دست گرمی الان ترجمه می کنم!. نوشته:
«اگه تا حالا فعالیت منظمی نداشتین اول به این سوالات پاسخ بدین:
. آیا شما یه مرد بالای ۴۰سال یا یه زن بالای ۵۰ سال هستین؟
. آیا تا به حال به شما گفتن که مشکل قلبی٬ فشارخون یا مشکلات استخوانی و مفصلی مثل ورم مفاصل دارین که انجام این نوع ورزشها( دویدن٬ شنا و ورزشهای سه گانه...-مترجم!!!!) این مشکلات رو تشدید می کنه؟
. آیا مکررا از درد قفسه ی سینه شاکی هستین و یا احساس ضعف و یا سرگیجه دارین؟
. آیا داروی تجویز شده ایی رو می خورین مثلا برای فشار خون بالا؟
. آیا دلیل پزشکی دیگه ایی وجود داره که شما فکر می کنین که شاید نباید ورزش بکنین؟
اگه پاسخ شما به هر کدوم از سوالات بالا «بله» هستش قبل از اینکه این تمرینات هدفمند رو انجام بدین با پزشک تون مشورت کنین.»
شری خواهر دستم به بند کفش ورزشی ات آبروداری کن و هر جاش که اشکال داره گوشزد کن پلیز!.
زینب جون
به نظر می رسه که برای ثبات وزنی ات ۲۰۰۰کالری زیاد باشه و بهتره که سعی کنی که توی بازه ی ۱۷۰۰-۱۶۰۰ بخوری. البته مشروط به اینکه فعالیت فیزیکی ات هم محدود باشه. والا اگه بین یک تا سه روز می تونی از باشگاه محل کارت استفاده کنی که تا ۱۹۰۰تا هم ظاهرا جا داری. شاید این سایتی که قبلا بچه ها معرفی کرده بودن به دردت بخوره. http://www.my-calorie-counter.com/Calorie_Calculator.asp
امیدوارم که همه چی رو به را باشه و در نهایت یه زینب ازخودراضی داشته باشیم خواهر.
آقا شرمنده. ما صبح اومدیم اینجا رو خوندیم و رفتیم پی سرچ و محو سالی ادوارد و سکناتش و ترجمه شدیم و بعدش دست به کامنت شدیم و بدون رفرش کامنتیدیم! و الان دیدم که گل بهار عزیز داوطلب شده. گلبهار جون یه دنیا ممنون که تقبل کردی. حالا با این حساب بعد از ترجمه ی تو٬ من ازش به عنوان حل المسائل استفاده می کنم و مراحل جوجه بودنم رو ارتقا می دم. دمت اساسی گرم و آتشین خواهر.
شری مادر شوهر جون این عروس گلت نه تنها خیلی خانوم و حرف گوش کن هستش بلکه الان با طراحی های چپ و راستش داره غول کنکور رو ضربه فنی هم می کنه. من منتظرم که بالاخره یه روز پرتره ی مادرشوهرش رو بکشه و بده پوسترش کنیم و بچسبونیم به در و دیوار انارستان و زیرش بنویسیم «شری زن آهنین».
با این حساب دیگه ما توی گروه سه تا ۱۴ساله داریم و می تونیم زیرگروه وروجکان رو تشکیل بدیم!. ۱۴ساله ی دیگه ایی نبود؟ راه بیفتیم؟.
با این اقا معلم گفتن و اون 14 سااال و خورده ای که گفتی و دو تا از خانم های همسن سال تایید کردند! هرکی ندونه فکر میکنه اقا معلم که میگین 14 سال432 ماهش هستش!
راستش در طایفه ما اقایون از 20 تا 50 سالگی 30 ساله بنظر میان! (حقیقتش 2 تا خواستگار در 21 سالگی داشتم که وقتی سنم رو فهمیدن از غصه خود کشی کردند)
حالا با این تفاسیر پیدا کنید سن پرتقال فروش را؟
ببخشید سالومه جون عزیزم بعد که نوشتم یادم اومد باید واسه کامنت خودت می نوشتم نه اینجا. خودم کمی دیر یادم اومد این.
ورودی 79 هستی به نظر من که میاد 28 ساله باشی آیدین. نمی دونم ندیدم که.
با این صحبت هایی که کردید و با تکیه بر این که بعد از 6 ماه 90 دقیقه تونستید مداوم بدوید و تا این لحظه پیاده روی ورزشی طولانی مدت رو هم ترک نکردید! و کوهنوردی هم می کنید!
میشه گفت همه چیز نرمال!
چون اکثر افرادی که فعالیتهایی هوازی انجام می دن بصورت مرتب . استقامت قلبی- عروقی و سیستم هوازیشون افزایش پیدا میکنه!
یعنی با ضربان کمتر حجم خون بالاتری با اکسیژن کافی به بدن پمپ میشه!
مثال عینی این امر یکی از هم دانشگاهیان بود که در رشته 2 استقامت فعالیت داشت! ضربان قلبش 62 بودش!
یکبار دیگه برای اینکه دوستان کمر بقتل من نبندند میگم من فقط با تیکه بر سوابق ورزشی ایشون و حدس حدودی چیزهای دیگه ! این نظر رو دادم
بچه هاییکه حساب و کتاب کالریهاتون رو با فیت دی انجام میدین:
شماها حس نمیکنین که فیت دی کالریها رو بیشتر از اون چیزی که ما تا حالا حساب می کردیم (براساس جدول کالریهای دکتر کرمانی)حساب می کنه؟ ... نکنه اون بر اساس نوع مواد غذایی که توی ممالک خارجه(!) هست حساب می کنه و ماها باید از همین جدول دکتر کرمانی استفاده کنیم .آخه مثلاً بعضی روزهااختلاف دو نوع محاسبه 150 تا 200 کالری میشه.و برای من که باید 1250 کالری بخورم تا وزن کم کنم این اختلاف یه عدد معنی داریه که ممکنه به خاطرش بدنم احساس قحطی بهش دست بده...
آزی جان امیدوارم موفق باشی و با خبرهای خوش برگردی.
بله آرتمیس من هم همون بهمن ماه که جدولهای که تو گروه داشتیم رو دیدم متوجه این اختلاف شدم. من از فیت دی استفاده نمی کنم اما کلا خود جدول کالری های ایرانی هم هر کدوم با اون یکی فرق می کرد باز همونها با جدولهای خارجی هم فرق می کرد و با اونی که تو تله تکست هم بود باز فرق می کرد!!
نمی دونم اما چاره چیه.
آرتميس جان من همه مواد رو از فيت دي حساب نمي كنم ولي حس مي كنم فيت دي خيلي دقيقتر از جدولاي وطنيه .
مثلا كاهو رو بيشتر مي زنه ولي گوجه فرنگي رو كمتر . برنج رو هم كه خيلي كمتر نشون ميده .
من همین الان یه ساقه طلایی که 14 گرمه رو با عنوان biscuit,whole wheat توی فیت دی زدم .می گه کالریش 45 تاست!!! من همیشه کالری ساقه طلایی رو مطابق گفته ی دکتر کرمانی که 3 تا ساقه طلایی معادل یک واحد نون یعنی 75 کالریه،25 کالری می گرفتم.یعنی من با خوردن 2 تا ساقه طلایی 90 کالری خورده ام!!!
لیلا برنج رو که دیگه نگو.اصلاً چیزی که من رو به شک انداخت همین برنج بود. یک قاشق برنج که تقریباً 17 گرمه رو فیت دی میگه 22 کالری داره.در حالیکه ما 40 کالری میگیریم.واقعاً کدومش درسته؟ مگه برنج با برنج فرق داره؟حالا اگه سبوس داشت یه چیزی.ولی برنج سفید که دیگه باید کالریش همه جا یکی باشه.
بله همون digestive biscuit هم امتحان کنیم می نویسه 60 تا 65 کالری فقط یک دونه ش!!! چون تو شهرما که به ساقه طلایی هنوز می گن دیجستیو من همون طوری با اون اسم سرچ کردم.
من بودم^^
بعد هم اینکه برنج رو کوتاه بلند متوسط عطری همه مدل هست که کالری برنج دانه بلند سفید ساده ای که تو ایران هست تقریبا همون هست که من خیلی گشتم و به همون که خودت بهم یاد دادی 160 گرم 237 کالری نزدیک بود همون حساب می کنم.
آرتميس عزيز
يادمه تو يك كتاب تغذيه يك دكتر ايراني خونده بودم كه اين اختلاف كالريها بابت طرزتهيه و نوع پخت و اينهاست كه نبايد مارو زياد نگرون كنه.
به نظر من چون غذاهاي ما ايرونيها كاملآ متفاوت با خيلي از كشورهاي ديگه است بهتره از جدولهاي وطني مثل كرماني استفاده كنيم چون به خورد و خوراك روزانه ما نزديك تره.
ای ساپورت گروپیهای عزیز کسی هست من رو تشویق کنه الان بهم روحیه بده که الان برم ورزش کنم؟؟؟
من ورزش امروزم چون رفتم بیرون نرسیدم از ظهر حالا خیلی تنبلیم میاد کاش یکی بود که منو اینجوری خجالتم می داد من زود برم ورزش کنم بیام بگم ورزش کردم :)
باریکلا بهارک جان برای ورزشت
بچه ها فین دی خیلی کالری ها رو دقیق حساب می کنه.من اصلا این جدولهای اینجا رو قبول ندارم.کی گفته که یه قاشق برنج 40 کالری یه آخه.حتی توی ویت واچرز که برنج رو می زنی یه قاشق برنج 0 پوینته.من که همیشه می گفتم که شماها برنج رو زیاد می گیرین و دیجستیو رو کم !!
روی بسته دیجستیو اصل که من دارم نوشته 2 تا دیجستیو 150 کالری!!!توی ویت واچرز هم 1/5 پوینته که به نظرم خیلی می یاد.همش هم به خاطر چربیش باید باشه
bacheha farghe biscuithaye ya bereng tooye neghdar be vaz hastesh. Fitday ejazeh mideh har chizi ra be vazn ham vared konid bayad mohasebash dorost bashe
آزی ایشالا که امتحانت رو خوب داده باشی و الان هم سرشار از انرژی در حال خُروپُف باشی و به آرامش بعد از طوفان رسیده باشی.
آزی آسوه بخواب زیرا که تپلان بیدارند!.
آرتمیس جون٬ خیلی ممنون بابت نوشتن کلمه ی «کج دار مریز». حالا بگم که بخندیدن چون من فکر می کردم که اون کج و کوله گی با مریضی هم در ارتباط تنگاتنگه و در نتیجه کج دار مریضه! خواهر «دست مریزاد» و همچنین «مریزاد» برنامه ی رژیم و ورزش ات ای سکاندار کشتی لایف استایلت تا رسیدن به ساحل دلنشین ایتاکا.
در مورد این تفاوت کالری محاسباتی چیزی که بیشتر از همه بنظر می رسه که باید دقت کنیم اینه که کلا توی سیستمهای اندازه گیری مفاهیم باید دقیق و روشن باشن و کلماتی مثل بزرگ و کوچک و متوسط و دونه و قاشق و کفگیر و...دقیق و استاندارد نیستن. به همین خاطر بهتره سراغ جداول و سیستمهای شمارشی بریم که برحسب گرم محاسبه کردن. خوبی فیت دی اگرچه با سیستم غذایی ایران خیلی هماهنگ نیست این هستش که جزئیات بیشتری از ماده ی غذایی رو هم محاسبه می کنه و می شه ترکیبات یه غذا رو هم برای محاسبه بهش داد.
من خودم معمولا از این سایت استفاده می کنم: http://caloriecount.about.com/calories-carrots-i11124
چون به راحتی می شه در مورد خیلی چیزها و توی شرایط مختلف کالری رو به دست آورد. مثلا آدرسی رو که لینک دادم در مورد کالری هویج هستش منتها اگه دقت کنین کلی خصوصیات مثبت و منفی اش رو هم اشاره می کنه و از طرفی توی سروینگ سایزش حدود ۱۱تا حالت رو براش توضیح داده و در هر حالت کالری اش رو جدا محاسبه می کنه و ارزش غذایی اش رو آنالیز می کنه و از طرفی پایین صفحه هم باز این قابلیت وجود داره که هویج رو توی حالت پخته و خام و فریز شده و کنسرو شده و....هم کالری اش رو برآورد کنیم. همین بیسکویت دیجستیو رو اگه توی این سایت سرچ کنیم حدود ۴۸تا انتخاب بهمون معرفی می کنه که از توشون می تونیم اونی رو انتخاب کنیم که دقیقا داریم می خوریم. در واقع این دلگرمی رو به آدم می ده که برنامه ریزانش با دقت سعی کردن که اطلاعات رو به ریز استخراج و برآورد کنن. منتها این برای وقتی خوب هستش که مدام آنلاین باشیم و بتونیم سرچ کنیم. من اون مدتی که خیلی دقیق شده بودم روی شمارش کالری٬ همون جدولهای وطنی و باضافه ی جدول اکسلی که آریس زحمتش رو کشیده بود پرینت گرفتم و بعد به مرور مواد مصرفی رو از این سایت هم چک می کردم و کنار جدول پرینت شده می نوشتم. جاهایی که اختلاف فاحش بود رو هم با یه میانگین دل خودم رو خوش می کردم و خیلی سخت نمی گرفتم. اختلاف محاسباتی برنج رو هم برای خودم اینطوری حل کردم که کالری دونه ی برنج نپخته رو در نظر می گرفتم و بعد به نسبت روغنی که اضافه می کردم کالری اش رو حساب می کردم(با توجه به اینکه چه حجمی خوردم). در واقع اون اواخر یه جورایی جدولم برای غذاها اختصاصی خودم شده بود(فعل گذشته بکار می برم چون الان شمارش کالری رو انجام نمیدم).
خلاصه اینکه هر جدول و سایتی بر مبنای یه اصولی طراحی شده و جداول دکتر کرمانی و امثالهم هم برای وقتی که هیچ منبع و ماخذ دیگه ایی برای مقایسه در دسترس نداریم خوبه چون به هر حال یه شمعی رو روشن کرده که از تاریکی مطلق بهتره.
به نظر من فیت دی خیلی دقیقه و همیشه می شه توش مواد خام رو زد و با هم جمع کرد و کالری غذاها رو به دست آورد.یعنی همونطور که دیانا می گه برنج خام رو با روغنش حساب کرد و بعد از اون به بعد تکلیف رو با برنج پخته دونست
توی ورژن pc اش هم که برای هر غذایی حتی نون مواد تشکیل دهنده رو می ده.مثلا من کیک براونی خوردم و موادش رو توی فیت دی دیدم و دیدم که اون تو گردو داره و مال من نداشت و من حذفش کردم و کالریش کمتر شد.یا توی نونش شیر داشت ولی توی نون من نداشت و من شیر رو حذف کردم.در هر حال چند وقت که باهاش کار کنین دستتون می یاد که چه چیزهاییش با غذاهای ما فرق می کنه.مثلا ماستی که من می خورم هر 100 گرمش 47 کالری داره ولی این 70 تا حساب می کنه و من مجبورم که مقدار رو دست کاری کنم تا به 47 برسم.می تونین همه چیز رو به گرم هم حساب کنین.مثلا 10 گرم هویج یا 2 گرم بادوم...
در ضمن یه قسمتی هم داره که می تونی خودت غذای دلخواهت رو با مشخصاتش وارد کنی .در ضمن من از اینکه درصد چربی و کرب و پروتئین و فیبر رو می ده خیلی خوشم می یاد.هر روز هم بهت می گه که آیا مواد حیاتی لازم برای اون روز به بدنت رسیده یا نه..خلاصه که اگر انگلیسیتون خوب باشه خیلی به دردتون می خوره
سلام. امیدوارم زودتر خوب بشی. یک سوال. به نظر من خیلی خوبه که آدم حواش به میزان کالری مصرفیش باشه ولی فکر نمیکنی داری انرژی فکری زیادی صرف شمرده پوننتها و .. میکنی و یکمی زیادی نگرانی؟
سالومه جون
من هم دقیقاً همین کار رو می کنم.یعنی کالری رو اون چیزی که به عقل خودم درست میاد درنظر می گیرم و مقدار رو اونقدر دستکاری می کنم تا کالری یه چیزی نزدیک به اون بشه! ... با این حال فکر نمی کنم جدول دکتر کرمانی اونقدرها هم اشتباه باشه.چون بالاخره هرچی که باشه من 18 کیلویی رو که کم کرده ام با همین جدول کم کرده ام.تازه یک هفته است که به لطف آلبالو جون دارم از فیت دی استفاده می کنم.اونهم دقیقاً به خاطر همین محاسبه فیبر و ریز مغذیهای دیگه که فیت دی انجام میده.
دیانا جان
من هم توی فیت دی اصولاً بیشتر با گرم کار می کنم.چون واقعاً نمیدونم منظورشون از بزرگ و کوچیک تا چه حد با تصورات ما از این اندازه ها مطابقت داره.ضمناً فکر کنم جدول دکتر کرمانی من و تو خیلی به هم شبیه باشه چون من هم دقیقاً همین کار رو کرده ام و کنار هرکدوم از اقلام غذایی کلی اطلاعاتی که به مرور زمان کسب کرده ام رو اضافه کرده ام.به علاوه غذاهای ایرانی که خودم با دقت و اندازه گیری درستشون کرده ام و کالری متوسطشون رو بدست آورده ام.مثل خورش قیمه،قورمه سبزی،آبگوشت،فسنجون و...
اون "کج دار و مریز" هم قابل شما رو نداشت.در واقع این مثل از این رباعی خیام گرفته شده:
یارب تو جمال آن مه مهر مهرانگیز
آراسته ای به سنبل و عنبر نیز
پس حکم چنان کنی که در وی منگر
این حکم چنان بود که کج دار و مریز
مثلا قرمه سبزی و قیمه چقدر کالری داره آرتمیس؟ من اینجوری از یه سایتی دیدم نوشته بود نصف فنجون از هرکدومش 200 کالری هست منهم خب یه فنجون پر می کنم و 500 کالری حساب می کنمش! شما چقدر می گیری؟
من تازه فکر میکردم کجدار و مویزه باز مریض بهتره :))))))
به نظرم 500 کالری برای یه ژیمونه خورش خیلی یه ..مگر اینکه 2 یا 3 قاشق روغن خالص توش باشه!!
چون فوقش 50 گرم گوشته دیگه..لپه و سبزی هم که اونقدرها کالری ندارن...نمی دونم والا .البته متخصصین غذاهای ایرونی باید بگن:))
وايضا اينكه از اونجايي كه خواستم روز تولدم يه ضربه شديدي به خانواده وارد كنم يه شلوار جين خيلي گرون خريدم كه اينقدر تنگه كه تا اين 5كيلو رو كم نكنم قابل استفاده نيست وبراي همينم يه انگيزه اينجوري اينجوري دارم كه خوش هيكل شم و اينكه اگه نه اگه نه حتما كه اسمم تو قبولي ها هست بايد مانكن شم تا ميرم دانشگاه خودمو جاي بچه فنچ ها جابدم نه خانم سن بالاها دي:
واينكه آقا آيدين يكي به نفع ما...28 ساله بازم در گروه....
28 ساله هاي عزيز ديگه كسي نبود؟بريممممممممممممم؟
بچه ها من کلی خوشحالم اومدم خوشحالیم رو با شما هم درمیون بذارم ! نتایج آزمون های آزمایشیم دارن خیلی خوب میشن دیگه 1 ماه و نیم تا کنکور مونده و بعدش دیگه خلاص !هم اکنون نیازمند انرژی های سبزتان در این 6 هفته هستیم !:دی
ليلا جون من 59 ام.متاسفم از ما 28 ساله ها نيستي دي:
آلبالو جون ميگي كنكور يه جوري ميشم...چه كنكوريه يك ماه ونيم بعد؟موفق باشي عزيزم...
يعني توي هفته دوميد؟يعني روزتون از سه شنبه شروع ميشه؟آخ جون يعني من آزاد باشم تا سه شنبه بعد از سه شنبه شروع كنم؟
ليلا جون الان هم وزن شديم.چند كالري براي كم كردن نيم كيلو مي خوري در هفته؟با چند روز ورزش؟
يعني من 57 كيلويي با هفته اي 5 ساعت ورزش روزي چند كالري بخورم هفته اي نيم كيلو كم مي كنم؟
آزی جان
مرسی خانوم از تعریفات . الان توی هفته دوم هشت هفته ای هستیم . زودتر بیا . ضمنا خوشحالم که کنکورت رو خوب دادی .
بهارک جان
آفرین به اراده ات که رفتی ورزشتو کردی .
در مورد خورش ها هم من کاملا با حرف سالومه موافقم مگر اینکه خیلی خورش چرب و چیلی باشه که اینقدر کالریش رو زیاد بگیری . همیشه مواد اولیه اش رو در نظر بگیر بعد کالریش رو حساب کن . مثلا من خورشهایی که می پزم همیشه کلا 1 قاشق روغن داره و گوشتش هم اصلا چربی نداره .
آلبالو 88 عزیز
خوشحالم که کنکورات رو داری خوب میدی ایشالا تا 1.5 ماه دیگه هم خیلی عالی کنکورت رو بدی و به قول خودت خلاص . من برات دعا می کنم .
آزی چه موضوع قشنگی خوشحالم که خوب دادی امتحانو.
اتفاقا وقتی اون 500 کالری رو برای خورش حساب می کنم تا شب از گرسنگی رنگم می پره ولی چون برنجم 500 حساب می کنم دیگه همین طوری الکی 1500 می شه جمع روزم.
به نظر خودم هم خیلی زیاد میاد چون معمولا همش فقط لپه دوست دارم فنجونو پر از لپه می کنم. بدون سیب زمینی و گوشت و اون آب روغن چی اونا.
برنجم که اول می گم 160 به 273 بعد می گم خب حالا شاید روغن جذب شده شاید روغن الان داره من نمی بینم دیگه می نویسم 500.
آزي تا سه شنبه آزاد نباش بذار ، جدول اين هفته ات رو از شنبه تا دوشنبه بذار . بعد از سه شنبه هفته جديد رو با هم شروع مي كنيم :) يا همينجوري معمولي بنويس چيا خوردي ( بدون جدول )
خب از اونجا كه من اصلا به خو دم بابت وزن كم كردن سخت نمي گيرم ، اصلا تو باغ نيم كيلو در هفته نيستم :دي
فقط مي دونم 3500 كالري صرفه جويي ميشه نيم كيلو كاهش در هفته .
آخه آزي با اين جدولايي كه ميگن 1600 كالري براي ثبات موافق نيستم حالا يا من كالري شماريم ضعيفه يا اينكه بدنم خاصه . من روزي 1400 تا بخورم شك ندارم وزنم بالا ميره چه برسه به 1600 تا .
حالابعد از همه اين پرچونگي ها به نظرم حدود 1600 تا بخوري با اون ورزشي كه گفتي هفته اي نيم كيلو رو كم مي كني .
فندق جونم مرسي ، آزي سالومه هم 28 سالشه ديگه .
بهارك جون منم هيچ وقت خورش اينقدر زياد نمي گيرم ، برنج رو كه هر قاشق 25 تا مي گيرم براي اون روغن هاي مخفي كه من به نظرم نمياد ، البته يك قاشق برنج معمولي رو ها ، نه اين قاشق هاي بزرگ و نه خيلي پر !
خورش رو هم مثلا قيمه ، وقتي پرروغن نباشه ، يا وقتي مي كشي روغن دار نكشي فكر نمي كنم كالريش اينقدر بالا باشه ! من يكي كه اصلا هيچ وقت كالري خورش هام رو نمي دونم ، هر بار موقع غذا خوردن غذام رو وزن مي كنم و بعد به تناسبش كه چقدر لپه اس يا چقدر گوشته حساب مي كنم .
بهارک جون نمی دونم توی چه سایتی دیدی که نوشته نیم فنجون خورش ۲۰۰کالری داره. ولی به هر حال به جای اینکه به خودت عذاب بدی و اینطوری به قول خودت گرسنگی بکشی و رنگت بپره بهتر فقط یه بار برای هر خورش وقت بذاری و همه چیز رو ضمن پخت محاسبه کنی تا برآورد بهتری از میزان خورش مصرفی ات داشته باشی. اگه شخص دیگه ایی هم می پزه باز وقت بذار و همراهش شون اندازه گیری انجام بده تا اینطوری روزه ی شک دار نگیری و اگه واقعا از کالری شماری می خوای نتیجه بگیری دقیق تر محاسبه کنی.
اوه چه افشاگری های سنی اینجا به وقوع پیوسته!. دم همه تون گرم ای دهه ی بیستی های این مرز و بوم اناری مون.
ای آزی ای تو که دقیقا دو برابر من ۱۴ ساله سن داری خیلی خوشحالم که موضوع طراحی باب میلت بوده و باز هم ازخودراضی هستی خواهر. پس با این حساب می ریم که داشته باشیم یه عدد آزی هشت هفته ایی عقب مونده زاده رو که عزم کرده دانشجو خوش تیپ بعد از این باشه. فقط خواهر از الان برنامه بریز و با این تجارب درس خوندن کنکورکی ات بدان و آگاه باش که باید یه طرح فکری و ذهنی هم بریزی که درس خوندن درآینده باعث اضافه وزن ناجوانمردانه نشه خواهر.
باز هم خوشحالیم از خوشی و سرزنده گی ات.
آلبالو ۸۸ جون ایشالا شادی و خوشحالی و تلاشت مداوم باشه ای عزیز درسخوان زاده فر انارستانی.
فندق جون ایشالا درس خوندن تو هم مثل وزن کم کردنت روی دور می افته و بهتر می تونی افسار وقت رو دستت بگیری. پس به قول آرام ادامه بده ای پوست فندقی جون.
زینب هم یکی دیگه از گروه کنکوریان انارستانی هستش. ایشالا که همه با هم در سایه ی تلاش تون موفق بشین و به قول مارمولک برین برای تیم ملی!.
به به همه دارن سن ها رو افشاگری می کنن...آزی منم 28 سالمه.یعنی 28 تمومه و الان توی 29 هستم
ببین آزی قبل 30 سال باید این چربی های اضافه رو بریزیم دورها.....من آرزومه که تولد 30 سالگیم حسابی کمر باریک و خوشگل باشم
دیشب من رفته بودم یه مهمونی که دوستای قدیمی بودن.همه از تعجب که من چقدر لاغر شدم دهنشون باز مونده بود.خلاصه کلی انرژی مثبت گرفتم.
یکی یکی می یومدن بهم می گفتن که آخه تو چه رژیمی داری که اینجوری لاغر شدی...:)))
البته یه بدی داشت اونم این بود که توی رودرواسی گیر کردم و نتونستم خوب شام بخورم و هی سالاد قورت دادم و هی به خودم فحش دادم که چرا بیخود هی از رژیمم حرف زدم اگه هیچی نگفته بودم می تونستم مثل همه شام بخورم!!
به به ..به ..چه کرده گل بهارم
دستت درد نکنه من از طرف سه یار دبستانی 14 ساله ازت بسیار ممنونم ! پست جدیدت را هم خوندم گام شماری و تپه نوردی که سر جاش باشه بقیه حله..پس به پیش..
تشکل نوپای 28 سالگان:
شما هم خیلی خوش اومدین حالا اینکه میگن دود از کنده بلند میشه حکایت ماست یا شماست!!؟
سالومه جونم :
خوبی؟ از وقتی تو نظر خواهی پستت خوندم که نوشتی شکلات را گذاشتی روی میز و میخوای ترک کنی هی میام یه حکایتی را برات تعریف کنم ولی جلوی خودم را میگیرم! حالا اگه تو اجازه بدی و هستی جون هم که باهات موافقه اخم نکنه استخاره را خوب میکنم و با اجازت سر فرصت میام و تعریف میکنم..
امروز هم بریم کمی چی میگین شماها ..کوزت بازی و اگه حالی باشه" کویر پیمایی" و اینها...(لیلا جون جات را خالی میکنم).خودمونیم چه اصطلاحاتی را باب کردیم و چه" خرده فرهنگی" در این انارستان راه انداختیم..
انار خانوم هم که احتمالا داره بخور میده خدا کنه این آخر هفته ای مجبور نشه دوباره سیب زمینی بشماره که این کار ایمان قوی میخواد!
آزی جون:
ای بابا...من رفته بودم توزیر زمین ...برای چراغ موشی ها نفت بیارم
یه وقت تنهایی هول برت نداره ها ...
یه چایی تازه دم درست کنی اومدم بالا ....
غزال هم که هست...یه استکان اضافه تر بگذار!
Comments
دكترانارعزيز
اميدوارم هرچه زودتر خوب شي و بازم به موقع ورزشهاتو انجام بدي.
هستي | November 3, 2008 9:53 PM
ای بابا من تازه ۳ تو کامنت توی پست قبلی گذاشتم که این پست جدید اومد. سالومه جون و بقیه کسانی که راجع به ضربان قلب میخاهند بدونند لطفا به پست قبلی مراجعه کنید
انار جان امیدوارم زود خوب شی
sheri | November 3, 2008 10:12 PM
اخی عزیزم
مواظب خودت باش
لیموشیرین یادت نره و حسابی استراحت کن
دکتر سارا | November 3, 2008 10:57 PM
لیمو شیرین نداریم اینجا دکتر سارا جون. خودم رو بسته ام به پرتقال و چایی با عسل و لیمو ترش.
انار | November 3, 2008 11:01 PM
Take some Zinc mineral, but no more than 15 milligram a day. It really helps.
sheri | November 3, 2008 11:07 PM
انار جان امیدوارم هرچه زودتر خوب بشین
عسل و لیمو ترش خیلی برای سرماخوردگی خوبه
فندق | November 3, 2008 11:12 PM
شری جان چرا زینک نباید بیشتر از 15 میلی گرم در روز باشه؟
فندق | November 3, 2008 11:17 PM
انارجون تا می تونی مرکبات بخور و یک عالمه مایعات گرم.
مواظب خودت باش ورزش هم نرو که زودتر خوب بشی
آلبالو | November 3, 2008 11:30 PM
انار جان اگه به اون چای و عسل و لیمو یکم هم زنجبیل اضافه کنی تاثیرش بیشتر میشه مخصوصاً برای گلودرد.
شانه بسر | November 3, 2008 11:46 PM
سلام به همه دوستان
مبینم دیروز بحث های جالبی شده!
اول از همه در مورد قلب!
خوب همه کار قلب رو میدونیم خون رسانی به اندامها
در ورزشکاران بستگی به نوع فعالیت قلب تقویت میشه! چطور؟
در ورزشکارانی که ورزشهای بی هوازی و کمتراز 3 دقیقه انجام میدن.تقویت قلب با قطور (ضخیم) شدن دیواره قلب و انقباض و انبساط قوی تر هستش که باعث میشه خون سریعتر به اندامها برسه
در ورزشکارانی که ورزش هوازی انجام می دهند تقویت قلب با حجیم شدن حفره های قلب صورت میگیردکه در نتیجه جابجایی بالای از حجم خون در یک ضربه حاصل میشود
در مورد من وانارستانی های عزیز که ورزشه دو و پیاده روی انجام میدیدم (ورزش هوازی) نوع دوم حاکم هستش!
در مورد ضربان قلب برای گرفتن بهترین نتیجه باید ضربان قلب رو افزایش داد و در محدوده معین که معمولان 60-80% از ضربان قلب در فعالیت شدید هستش کنترل کرد. اگر ضربان قلبتان بیش از اندازه بالا رود، فعالیتتان دیگر بازدهی نخواهد داشت، و اگر خیلی پایین هم باشد، تمریناتتان دیگر فایده ای برای سلامتیتان نخواهد داشت
برای پیدا کردن محدوده ضربان می توانید با دویدن سریع 100 متر (حداکثر توان) یا حدی که تپش قلب را حس کردید ضربان قلب را اندازه گرفته و با محاسبه 60% بیس ضربان قلب خود برا تمرینات را پیدا و به مرور تا 80% افزایش بدید
وقتی به حد 80% رسیدید و حس کردید ثابت ماندید می توانید زمان را افزایش بدید نه شدت تمرین را!!!
معمولا افرادی که ورزشهای هوازی انجام میدن در حالت استراحت قلب ضربانشان کمتر از یک فرد نرمال هستش که و این فوق العاده برای سلامتی قلب موثر هستش!!
خوب دوستان امیدوارم تونسته باشم توضیح مناسبی داده باشم .
در اخر مراقب قلب خود باشید
aidin | November 3, 2008 11:59 PM
ببخشید کامنت اول ارسال نشده بود
انار خانم انشا ا.. که زودتر خوب بشین چون من یکی دلم نمیاد بیام اینجا و لااقل یکی دو خطی از شما نبینم !
همین که اپ میکنید به همه انرژی میبخشید
شیر گرم با عسل و ابلیمو با عسل خیلی مفید هستش
سرما خوردگی امری شایع در بین کسانی هستش دو و پیداه روی می کنن و بعلت سرد و گرم شدن و بیشتر تنفس با دهان باز هستش و گلو بیشتر با هوا تماس پیدا میکنه و چون شرایطی که بینی برای هوای تنفسی ما فراهم میکنه کمرنگ میشه(مخصوصا اگر هوا سرد باشه) ریسک گلو درد و سرماخوردگی و چرک گلو افزایش پیدا میکنه!!!
مراقب خودتان باشید
انارستان اپدیت شده حق مسلم ماست
این از اثرات خوندن مطالب دیانای عزیز هستش!
aidin | November 4, 2008 12:13 AM
8->
بهارک | November 4, 2008 12:32 AM
بچه ها valuing patents چه معدل فارسي براش بهتره.
در مورد اقتصاد و اقتصاد مهندسي و اينهاست.
valuing patents on cost reducing technology
آلبالو | November 4, 2008 12:35 AM
انار جون سوپ مرغ هم واسه سرماخوردگی خوبه.همچنین شلغم.
آریس | November 4, 2008 12:47 AM
یعنی ارزش ثبت اختراع؟
اگه کسی میدونه یک کمی برام توضیح میده؟
آلبالو | November 4, 2008 12:50 AM
Taking too much Zinc will result in heavy metal poisoning. I can't remember where, but I read somewhere that 15 mil. a day is enough. If you google it you get numbers between 30 to 50 mil. a day, but more than 50 is not safe. Zinc can build up in the body and cause problems if taken in excess. If you use it at the first sign of the cold, it cuts the durations & symptoms dramatically
sheri | November 4, 2008 1:08 AM
مرسی شری جان از توضیحتون
آخه قرصای زینکی که من دیدم 30 میلی گرمی هستن و برام این سوال پیش اومد که اگه بیشتر از 15 میلی گرم ضرر داره چرا قرص ها رو 30 میلی گرمی درست میکنن
فندق | November 4, 2008 2:13 AM
من می خوام برای فندق و دکترسارا و هستی کامنت بذارم اما اکسترا می گه کمتر از 3 حرفه در حالی که دو پاراگراف می نویسم:( چرا پس قبلا می تونستم بنویسم.
بهارک | November 4, 2008 2:30 AM
بهارک جان اکسترا فکر کنم فقط اعضای اکسترا میتونن برای هم کامنت بدارن من هم همین مشکل رو داشتم ولی الان نه!
aidin | November 4, 2008 2:49 AM
من تو اکسترا اکانت دارم وانیلا هستم اما فکر می کنم ارور از جاوا یا از این برنامه های کامپیوترم باشه.
بهارک | November 4, 2008 2:54 AM
سلام بهارک جونم خوبی؟
من همین الان جواب میلت رو دادم عزیزم
این اکستراپوندو که میشناسی هر روز یه ناز و ادایی داره!
فندق | November 4, 2008 2:59 AM
بچه ها ببینید این چه گوشی جالبیه
http://gsm.ir/review%5C486%5Cindex.htm
آلبالو | November 4, 2008 3:27 AM
قدیمی به نظر میرسه. به نظرتون با از این تو بازار هست ؟
http://www.martinrothonline.com/personalhealthmonitor/Reviews/Nokia_5500_Sport_cell_phone.htm
آلبالو | November 4, 2008 3:28 AM
من تو سایت نوکیا
http://www.farsi.nokia.com/A4849002
که چک کردم نه تو ایران و اینجا و جای دیگه ندیدمش! البته نرم افزارش هست!
aidin | November 4, 2008 4:25 AM
اما سونی اریکسون هم یک نمون گوشی جالب داره
http://www.sonyericsson.com/cws/products/mobilephones/overview/w580i?cc=ae&lc=en
aidin | November 4, 2008 4:26 AM
شری جان توضیحی که در پست قبل داری واقعا عالی بود.
من امروز توی ورزشم دقت کردم که اکثر مواقع ضربان قلبم بین 155 تا 170 می شه ..این محدوده ای یه که من کاملا راحت می تونم توش ورزش کنم و نه احساس تپش می کنم و نه ناراحتم.می تونم توی این محدوده یک ساعت ورزش کنم.حدود 5 تا 7 دقیقه هم ضربانم به بالای 180 می ره که بازهم ناراحتم نمی کنه .این ضربان بالا فقط مال مواقعی یع که دارم با سرعت 9.5 روی تردمیل می دوم که خیلی کوتاهه و در بازه های زمانی 1 دقیقه ای اتفاق می یفته.
در طول ورزشهای خوابیده یا با وزنه هم که شربانم می یاد توی zone 2 یعنی پایینه ولی کماکان دارم کالری می سوزونم و قلبم تند می زنه
در ضمن من فکر می کنم این استقامت من نسبت به بالا بودن ضربان قلبم و اینکه این ضربان ناراحتم نمی کنه و بهم بدن درد نمی ده اینه که من از بچگی ورزش نیمه حرفه ای کردم.یعنی الان به نسبت اینکه تازه 9 ماهه که دوباره ورزش رو شروع کردم بدنم خیلی عضلانی شده چون قبل از چاقی هم بدن پر عضله ای داشتم و می تونستم ساعتها شنای استقامتی بکنم.که این خودش توان قلب و حجم ریه رو خیلی افزایش می ده
حالا استاد شری جان :)) به نظر تو خوبه که من توی هر session ورزشی یا هر 2 یا 3 روز در هفته خودم رو برای چند دقیقه به zone 5 برسونم؟ یا نه؟ در ضمن من نمی فهمم که اصلا vo2max به چه درد می خوره !! یعنی خوبه که آدم به اون سطح برسه یا نه ؟
سالومه | November 4, 2008 5:53 AM
Maximal oxygen uptake (VO2max) is widely accepted as the single best measure of cardiovascular fitness and maximal aerobic power.
خب یعنی اگر تو بتونی کمی توی این zone ورزش کنی در واقع قدرت و توانت رو داری بالا می بری.درسته؟
یه دوست جان
تو مطمئنی که ضربانت از 80 بالاتر نمی ره؟آخه مگه می شه؟؟
من قبل از اینکه ساعت پولارم رو بخرم ته و توی این ماکزیمم ضربان قلب و این حرفها رو درآوردم ...پست انار رو هم خوندم به همین خاطر می دونستم که ماکزیمم ضربان برای سن من که 28 ساله 192 ضربه در دقیقه است و رسیدن به ضربان 180 که به نظرتون بالاست اصلا غیرعادی نیست.
در ضمن این رو هم متوجه شدم و الان توی کامنت شری هم خوندم که بهترین ضربان برای چربی سوزی و ورزش موثر zone 3 یا 60 تا 70 درصد ماکزیمم heart rate
فکر می کنم آگاهی به این معلومات خیلی در موثر ورزش کردن تاثیر داشته باشه
سالومه | November 4, 2008 6:01 AM
انار [ون همه خوردنی هایی که بچه ها گفتن و خودتم که استادی عالیه منتها استراحت هم خیلی موثر اگرچه آدم حوصله اش ممکن سر بره اما خیلی کمک میکنه دورش زودتر تموم بشه.
ani | November 4, 2008 7:33 AM
سالومه خانم
چند کامنت بالاتر در باره میزان ضربا ن قلب و محدوده های مجاز تا حدودی توضیح دادم
ضمنا ما برای بدست اوردن ضربات بیشینه یا ماکسیمم از فرمول سن فرد-220 استفاده می کنیم!!!!! یعنی محدوده خط قرمز
برای اینکه ضربان بهینه و مجاز رو پیدا کنیم باید محدوده 60 تا 80% ضربان در حالت فعالیت را + ضربان استراحت کنیم
به این صورت که ضربات قلب در حالت استراحت و ارامش (بهترین زمان بعد از بیدار شدن از خواب و قبل از بیرون امدن از رختخواب است) را حساب می کنیم
سپس ضربان استراحت رو از بیشینه کم می کنیم
مثلا من 192=28-200 ضربان قلب بیشینه و خط قرمز هستش
ضربان حالت استراحت 71
ضربان فعالیت 121=71-192
حال60% ضربان فعالیت 72 ضربه + ضربان استراحت 71 =143 ضربه
80% ضربان فعالیت 96 ضربه + ضربان استراحت 71 =167 ضربه
هنگام فعالیت باید ضربان قلب من بین 143 تا 167 باشه تا به هدف برسم!
اما در مورد اکسیژن مصرفی !
ارتباط مستقیمی با ضربان نداره ! در واقع مقدار اکسیژنی که برای سوزاندن کالری مصرف می کنید هستش که در واحد زمان و نسبت به وزن حسابش می کنند
امیدوارم دوستان استفاده لازم رو از این توضیحات ببرند موفق باشید تا فردا
aidin | November 4, 2008 8:01 AM
VO2 is the amount of oxygen used by the muscles during a specified interval (usually 1 minute) for cell metabolism and energy production. Maximum oxygen consumption (VO2max) is the maximum volume of oxygen that can be used per minute, representing any individual’s upper limit of aerobic (or oxygen dependent) metabolism.
VO2 max. or maximum oxygen uptake, is considered the gold standard of cardiovascular, pulmonary, and muscule cell fitness. It is the maximum amount of oxygen your body (basically your muscles) can utilize. The VO2 max for an elite athelet can range from 70 to more than 80 ml/kg/minute. With training, you will increase your VO2max. as well as the ability to exercise for longer periods at any % of your VO2max.
sheri | November 4, 2008 8:03 AM
Salome joon, In other words, the cardiovascular and respiratory system work together to transport oxygen to the body tissues. Our capacity to efficiently use O2 is dependent upon the respiratory system's ability to collect oxygen and the cardiovascular ability to absorb and transport it to the body tissues. At rest our oxygen consumption is estimated to be around 3.5 mil. liters of oxygen per kilo of body weight per minute. So the higher your cardiovascular fitness, the better you can consume oxygen. This is how your heart and heart rate play a major role in this. Bottom line is the better cardiorespiratory fitness level you are in, the higher vo2 max you will have.
.
sheri | November 4, 2008 8:21 AM
Salome joon, damet garm, you are already working in the right zones . Azizam you shouldn't push yourself to zone 5 every time that you work out. If you exercise 5 days a week, make sure 3 of those are only in zone 3 and maybe a push into the bottom of zone 4. You need to do only 1 to 2 days of the week of harder intensity exercise. During those days get on the treadmill and after a good warm-up do an interval run (2 minutes of as fast as you can run and then 2 minutes of slow jog). This is how your train your heart to pump more sufficient, help your fitness level and also burn tons of calories. Why is not good to exercise in high zones everyday? because it puts too much stress on your heart and body. Even after all these years I still train this way (4 days of mid zones and 2 days of all out).Aren't you glad you are using a heart monitor? Can you give me your email address. I need to scan the fitness test from my polar manual and email it to you. Of course first I have to find my manual :o
sheri | November 4, 2008 8:34 AM
امیدوارم که زودتر خوب بشی انارک نازنین.
sooski | November 4, 2008 8:51 AM
انار ! یه پیشنهاد دیگه!هر چی حبوبات داری دم دست بریز و ب÷ز و همه اش ازش بخور ! مخصوصا جو
می گن وقتی سرما می خورین یعنی حبوبات بدنتون کمه
zi zi | November 4, 2008 9:40 AM
شری جونم واقعا خیلی چیز ازت یاد گرفتم و چه دنیایی این دنیای قلب و ورزش ...آدم دوست داره اکتشافش کنه!!
خب من از این به بعد همینکار رو می کنم.و هفته ای 2 روز یه push خوب به خودم می دم.مرسی واقعا xoxo
این 90 هزار تومنی که برای پولارم دادم یکی از بهترین پولایی بوده که توی زندگیم خرج کردم :))
شری جان آدرس ایمیل من توی وبلاگم توی بخش فهرست اصلی هس.ببخشید اینجا نمی ذارم که خیلی پابلیک نشه
خیلی خیلی ازت ممنونم.
سالومه | November 4, 2008 10:09 AM
Anar joon, get well soon
Baran | November 4, 2008 11:06 AM
دوستداران سلامت قلب و عروق :
جمیعا خسته نباشید با این اطلاعات عالی ..قلب ما را شاد کردین
سالومه جونم:
پست جدیدت را خوندم امیدوارم مشوق های خوبی برات باشیم .. وبه اهدافت برسی خانومی.
آق معلم آیدین:
مطابق فرمایشاتتون ما همین الان در حالت رست نبضمان را چک کردیم 55 تا میزد ،بالای کوه هم 60 تا ،بعد دویدن نرم 72 و بعد از نیم ساعت دوچرخه و عرق دراومدن میشه 85 حالا بعد از جمع و تفریق و درصد معنی و مفهومش اینه که ما باید رو به قبله بخوابیم یا استقامت بدنمون زیاد شده؟!
استاد اعظم شری بانو:
حیف که انگلیسی ام ضعیفه یعنی باید شونصد باری کامنت هاتو بخونم تا مطلب حالیم بشه ! یادم باشه هر جا تو فیزیولوژی گیر کردم سراغت بیام.
انارجون:
مراقب باش نچایی تو ولایت غریبی..غرغره آب نمک هم خوبه.
یه دوست | November 4, 2008 3:41 PM
یک دوست جان،
از نوشتههایت میدونم که تجربه کافی در مورد ورزش و بدن انسان داری برای همین نمیتونم بگم که شاید ضربان قلبت رو درست نمیشمری ولی خوب در حقیقت این ضربان ۸۵ برای ورزشی که عرقت رو در مییاره پائین است. عزیزم میشه درجه فعالیتت رو توضیح بعدی؟ منظورم این است که وقتی یواش میدوی ضربانت چند است، وقتی تند میدوی چقدر است؟ آیا تا حالا امتحان کردی که سپرینت کنی و با سریعترین قدرت بدوی؟ ضرابانت اون وقت چند است؟ فراموش نکن که وقتی خودت ضربان رو میشمری یک چند شماره کم و زیاد میشه. راستی آیا قرص فشار خون و یا تیروید میخوری؟
sheri | November 4, 2008 6:48 PM
سالومه جان،
مال پو لار رو پیدا نکردم ولی تو این مقاله فیتنس تست رو داره. این تستها رو ما در جیم با مردم انجام میدیم. سالومه جون، فکر میکنی وقت داری که این مقاله رو ترجمه کنی. مخصوصا قسمت تست رو چون به درد یک دوست هم میخوره که ببینه ضربان رست و ورزش چرا اینقدر به هم نزدیک است. اگر وقت نداری هم عیب نداره. مرسی عزیزم
sheri | November 4, 2008 6:55 PM
انار جون
ایشالا که با کمی استراحت بتونی زود خوب بشی. اگه حس و حال بُخور هم داری که خیلی خوبه بخصوص اگه بتونی برگ اکالیپتوس یا قطره اش رو هم بریزی توش. اونجا رو نمی دونم ولی اینجا سوپرها توی غرفه ی مواد غذایی شون بسته بندی شده ی برگ اکالیپتوس رو می فروشن و معمولا برای تهیه ی غذاهای آسیایی ازش استفاده می شه.
دیانا دعابهراناری!
دیانا | November 4, 2008 7:31 PM
سلام بچه ها جون من بعد از بیش تر از یک ماه از ایران با حدود 2 کیلو اضافه وزن برگشتم! به نسبت ناپرهیزی هایی که کردم دو کیلو زیاد نیست. البته ورزش هم کردم چندبار با دادشم رفتیم تنیس و چندبار هم دویدم. تو پارک نزدیک بود بگیرنم چون شلوار ورزشیم کوتاه بود گشت پلیس گفت که دیگه با آن شلوار نرم پارک من هم از فرداش رفتم یه پارک دیگه چون فقط همان یه شلوار را داشتم! مسیر پارک پردیسان را دوست داشتم با این که بیشترش دود اتوبان را داشت اما عوضش صبح زود خلوت بود و فکر کنم یه دور کاملش (از ورودی رسالت تا همت و برگشتش) 5 کیلومتر می شد.
به نظر می آد که شماها همه خیلی فعال بودید مخصوصا انار و شری و سالومه و ... لطفا به من هم کمک کنید تا همت کنم برگردم سر وزن فبلی و روال عادی زندگی بیاد دستم. فعلا که هنوز خوابم. هفته دیگه مسابقه 5.6 کیلومتر دارم. خیلی دلم می خواد نرم اما روم نمی شه. باید دست کم چند بار قبلش بدوام .
dena | November 4, 2008 7:32 PM
آقا آیدین
من تا حالا به اینکه دونده ها در معرض احتمال بیشتر سرماخوردگی هستن دقت نکرده بودم. تذکر خیلی به جایی بود بخصوص که الان هوا داره سرد هم می شه و ویروسهای سرماخوردگی هم وقت پشتک وارو زدن شونه. ضمنا من امروز موقع دویدن اون تکنیک تنفسی پیشنهادی شما مبنی بر دم دم بازدم بازدم رو رعایت کردم و نتیجه خیلی عالی بود. بخصوص که این فرصت رو به آدم می ده که قانون دم از بینی و بازدم از دهان رو بهتر انجام بده. توی حالت دم بازدم دم بازدم گاهی فرصت نمی شد که دهن رو ببندم و اون خشکی گلویی که ازش حرف زدین گاها پیش میومد.
به هر حال ممنون از به اشتراک گذاشتن یافته ها و دریافتهاتون.
دیانا تشکری!
دیانا | November 4, 2008 7:33 PM
شری جون
تو نه تنها یه مادر گل هستی و نه تنها یه مادر شوهر نمونه هستی و نه تنها یه ورزشکار افتخارآفرین هستی و نه تنها یه انارستانی اصیل هستی بلکه علاوه بر همه ی اینها یه مربی و مدرس نمونه و عاشق ورزش و مسئولیت پذیر ناب هم هستی. پس به قول یه دوست عزیز الهی به حق پنج تن آل عبا همیشه و همه جا برسی به اونچه که در پی اش هستی. پس می شعاریم که:
این شری نمونه
جاش بهشت برین ه
سالومه جون کاش همونطور که شری نوشته اگه بتونی این توضیحاتش رو به همراه مقالاتی که گذاشته رو ترجمه کنی خیلی عالی می شه تا همه مون بتونیم بهتر استفاده کنیم بخصوص برای ما بی پولارهایی که خریدش برامون ضروری نیست و ورزش رو غیر حرفه ایی می خوایم ادامه بدیم. از این دنیای درون هم نگو نگو نــــــــــــــــــــــــگو که هر چی آدم دقیق تر می شه بهتر به معنی اون بیت بوشکور بلخی واقف می شه که می گه:
تا بدانجا رسید دانش من
که بدانم همی نادانم
دیانا نادانمندپور!
دیانا | November 4, 2008 7:35 PM
امیدوارم زودتر خوب شی انار جونی. راستی این دو کیلو اضافه وزن من 1 کیلوش مال جدیدترین ابداعات بشری در زمینه فراورده های اناره که جلو پارک ملت می فروشن. مثل معجون انار بستنی انار ایس پک انار و از همه هیجان انگیز تر انار گلاسه!
dena | November 4, 2008 7:36 PM
یه دوست جون
جون ما رو به قبله دراز نکش پلیز!. اول به چیزهایی که شری نوشته و خواسته عمل کن و از سلامت قلب هم مطمئن شو و بعد هم یه چند درصد کوچولوش رو بذار به حساب بحث تفاوتهای فردی که این همه ازش حرف می زنیم. می گن هنوز همین علت تپیدن قلب یکی از معماهای زندگی هستش و هنوز اینکه عامل این تپیدن چیه و چرا این تپیدن ادامه داره از ابهاماتی هستش که توی زیست شناسی وجود داره و از سوالات جالب انگیزناک هستش. این تلمبه زنی و انقباض و انبساط قلب هم می گن به راحتی مثل باز و بسته شدن مشت دست نیستش و بلکه به صورت نوعی موج از پایین قلب شروع می شه تا به بالای قلب برسه. حالا اینکه ضربان تو پایینه حتما به این خاطره که دل دریایی ات بزرگ و مثل کامنتهات گرم هستش و تا این موج از پایین شروع بشه و به بالا برسه به دلیل بزرگی قلبت و گرماش, بیشتر طول می کشه خواهر!. چی؟ چرا با این هوشم خرگوش نشدم؟. به قول خارجکی ها اوه! مای گودنِس!.
دیانا خرگوش مرام قلبکی!
دیانا | November 4, 2008 7:37 PM
دیانا جان من و تو داریم یکی درمیون کامنت می ذاریم. خوبی خواهر؟
dena | November 4, 2008 7:39 PM
از دیانا به دنا از دیانا به دنا سلام خواهر! این همزمانی احتمالا به خاطر اینه که اسم من و تو فقط توی یه "یا " تفاوت داره!!. ایشالا این 2کیلو رو زود زود کم می کنی و دوباره می شی دنا منهای 2کیلوی مازاد!. برو که داریمت تا به هدفت برسی.
دیانا دنادوستی!
دیانا | November 4, 2008 7:46 PM
مرسی دیانا جان. خورم تا آخر نوامبر برا خودم وقت گذاشتم. میام این جا گزارش می دم که موفق شدم یا نه.اما با افسردگی ناشی از خداحافظی با کلی از کسانی که دوستشان داری رزیم گرفتن هم سخته ها...
dena | November 4, 2008 7:54 PM
دنا عجله که نداری پس زیاد سخت نگیر و آروم آروم پیش برو. با فکر کردن به مسابقه ات افسردگی بعد از سفر وطنکی! هم درمون می شه. الان شری و گل بهار عزیز دارن خودشون رو برای نیمه ماراتن آماده می کنن. تو هم شروع کن که بتونی از خط پایان بگذری. زمانش برای ما خیلی مهم نیست. مهم اینه که دنای ما به هدف شرکت توی مسابقه اش برسه.
پس به پیش ای دنایی که هم اینک بهار رو داری تجربه می کنی. پس بهاری باش و شکوفه ی تمریناتت رو شکوفاتر کن پلیز!.
دیانا | November 4, 2008 8:07 PM
بچه ها من با قد 159 و وزن 59 كيلو گرم اگه روزي 2000 كالري بخورم و روز هاي زوج ورزش سبك كنم وزن اضافه مي كنم ؟ حتما بهم بگين پليز . نمي خوام وزن اضافه كنم تا بهمن ماه كه رژيم نيستم
زينب | November 5, 2008 12:12 AM
من با 2000 كالري خوردن با وزن 59 و قد 159 وزن اضافه مي كنم بچه ها ؟
زينب | November 5, 2008 12:15 AM
سلام بچه ها
اومدم بگم که هنوز زنده ام و همچنان در صحنه می باشم. ; )
آرتمیس | November 5, 2008 12:36 AM
سلام به همه
يه دوست جان راستش یک چیز خوبی که تو زندگیم یاد گرفتم قضاوت نکردن و نظر ندادن عجولانه هستش! شاید در نگاه اول هر کسی این امار رو ببین فکر کنه (خدای نکرده بعد از 120 سال) رو به قبله هستی!
اما همانطور شری عزیز پرسیدن از نظر پزشکی داروی خاصی استفاده نمی کنی؟
اگر دارو استفاده نمی کنی برام از سابقه ورزشیت بگو! و اگر لطف کنی جنسیت سن قد وزن و تیپ بدنیت (لاغر – عضلانی – چاق) رو هم بگی ممنون میشم چون من هیچ اطلاعاتی بجز این ضربان از شما ندارم و مسلما نتیجه گیری هم که انجام میشه دقیق نیستش
دیانای عزیز خوشحالم که مطالبم مفید بوده
راستش این علت شایع سرما خوردگی رو من از استادم در واحد فیزیولوژی ورزشی یادگار دارم!
مراقب چرک گلو باشید و حتما به پزشک مراجعه کنید! شنیدم در دراز مدت باعث اسیب قلبی میشه! اگر دوستان اطلاعات کامل تری دارند لطفا بگن تا دوستان استفاده کنند!
aidin | November 5, 2008 12:49 AM
راستی یادداشتهای این هفته رو تا امروز در وبلاگم گذاشتم !
http://sport-nutrition.persianblog.ir/post/20/
aidin | November 5, 2008 12:55 AM
شری جونم
از مقاله منظورت اونی یه که توی پست قبل گذاشتی؟؟اگر اونه که حتما ترجمه اش می کنم البته نمی دونم امروز برسم یا نه ولی سعی می کنم اگر شد تا شب ترجمه اش کنم
ولی من نمی دونم تو می گی توی این مقاله فیتنس تست داره؟؟؟؟کجاش؟؟؟
گیج شدم شری جان :((
سالومه | November 5, 2008 1:13 AM
انار جان
از حرکات اصلاحی منظورم حرکات پهلو و شکم و بغل پا و این مناطقی یه که توی بدنم باید روش بیشتر کار کنم تا "اصلاح"بشه :))
هر جلسه ورزشم هم یه سری sit ups ..push ups ..squats &
etcانجام می دم که دیگه نمی یام ریزش رو بنویسم.
سالومه | November 5, 2008 1:17 AM
دنا جان دو کیلو برای شما خانم ورزشکار چیزی نیست.چربی هاش هم تازه است و زودی می یاد پایین...به شرط اینکه زود شروع کنی به آب کردنشون :)
سالومه | November 5, 2008 1:22 AM
ببخشید سالومه جون، یادم رفت لینک رو برات بذارم. پیری و هزار مشکل. دیگه حافظه برام نمونده. ولی از شوخی گذشته از ذوق انتخابات رایست جمهور آمریکا و برنده شدن اوباما است. این هم لینک اون سایت
http://www.sarkproducts.com/sally1.htm
sheri | November 5, 2008 1:37 AM
welcome back Dena joon. Hope you had a nice trip no wonder I never heard back from you on Map My Run.Don't worry about the 2 kilos. You should be able to lose it in few weeks..
sheri | November 5, 2008 1:59 AM
وای منم ذوق مرگم شری :))) البته می دونستم که مک کین نمی شه
وا شری جون پیری چیه ..اون دختر ورزشکاری که من می بینم ....هیچ وقت تو پیر نمی شی...:))
سالومه | November 5, 2008 2:16 AM
خب مقاله رو دیدم ولی شری جان خواهر من با این همه کار به خدا نمی رسم ترجمه کنم ..می دونی که اصولا از سر صبح تا آخر شب من یا در حال ترجمه ام یا گزارش نویسی.خیلی دوست دارم ولی شرمنده بچه هام که اصلا نمی رسم.
so sorry ...
سالومه | November 5, 2008 2:19 AM
هیچ اشکال نداره سالومه جون. میدونم مقاله درازی است و وقت زیاد میبره. حالا خدا رو چه دیدی. شاید یکی پیدا شد که وقت داشت و داوطلب شد. اگر نه هم که امیدوارم انگلیسیش کمک کند
sheri | November 5, 2008 2:37 AM
امروز برام خیلی روز خوبی یه
صبح ساعت 6 پاشدم و دوش گرفتم و رفتم باشگاه ..هیچ کس توی باشگاه نبود و راحت و خلوت ورزش کردم.البته بدنم هوشیاری بعدازظهر ها رو نداشت و یه کم کیفیت ورزشم پایین تر بود ولی از صبح تا الان هم سرحالم و هم گرسنه نیستم.در ضمن شادابی بیشتر و سبکی بیشتری هم دارم.پارسال هم که 7 صبح می رفتم باشگاه خیلی خوب بود و تمام روزم رو سرحال می شدم.
من باید ساعت 8 سرکار باشم ولی تصمیم دارم 3 روز در هفته رو 10 بیام و برم باشگاه :))
سالومه | November 5, 2008 4:39 AM
پوشیدن لباس مناسب برای ورزش (پیاده روی و دویدن)
http://sport-nutrition.persianblog.ir/post/18/
وقت کافی برای توضیح ندارم! سرم شلوغه ! ببخشید
aidin | November 5, 2008 5:12 AM
سالومه اگه بدونی چقدر بهت حسودیم میشد که ساعت کاریت دیرتر شروع میشه و صبح میتونی بری باشگاه حالا که موضوع ساعت کاری رو گفتی ، باید یک جور دیگه حسودیم بشه :دی
لیلا | November 5, 2008 5:24 AM
وای لیلا از اردیبهشت تا حالا همون ساعت 8 صبح می یام اینجا
خیلی هم سخته
ولی مهم نیست می خوای 3 روز در هفته دیر بیام..فوقش از حقوقم کم می شه دیگه..سلامتیم مهمتره
سالومه | November 5, 2008 5:38 AM
سالومه قبلا دیرتر می رفتی ؟!
لیلا | November 5, 2008 6:23 AM
قبلا ساعت 12 می یومدم سرکار خیییییلییییی خوب بود
سالومه | November 5, 2008 6:58 AM
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه سالومه . چقدر خوب ! به همه زندگیت می رسیدی نه! مخصوصا به ورزش .
لیلا | November 5, 2008 7:07 AM
آره به خدا ولی الان که تعطیله زندگی و همش کاره عزیزم :))
سالومه | November 5, 2008 7:39 AM
سلام دوستای خوبم
اونایی که مهمونی دعوت دارن بدویین بیاین که لاغر شین . من آپ کردم
سوگند | November 5, 2008 7:56 AM
سالومه روزنامه شرقی یا همشهری من اسمتو تو هر دوشون دیدم.
بهارک | November 5, 2008 9:27 AM
شرق بودم ..الان که تعطیل شده.همشهری هستم :)
چی نوشته بودم که خوندی؟؟؟ :))
سالومه | November 5, 2008 11:06 AM
****
بهارك جان با اجازه ات اين كامنتت رو پاك كردم چون اطلاعاتي از سالومه توش بود كه راحت نبود اينجا توي جاي عمومي تر باشه. قصد بي ادبي نبوده. اميدوارم ناراحت نشي.
ممنون
انار
*****
بهارک | November 5, 2008 12:26 PM
سلام علیکم:
کدوم شیر پاک خورده ای گفته بود "فارسی شکر است" ! آخیش قربان فارسی نوشتنت شری جان!
از توجهت بسی ممنون..
حق با توست باید با دقت بیشتری شمارش کنم وشاید یه EKG بهتر ازهرچیزی باشه.. اما به طور خلاصه بخوام برات بگم تابحال مشکل جسمانی خاصی نداشتم چند سال قبل یه اکوکاردیو گرافی قلب انجام دادم که نرمال بودو هیچ علایمی که دال بر ناتوانی دستگاه قلب و عروقم باشه تابحال نداشتم.از سطح فعالیتم پرسیدی که باید بگم روم سیاه..!در طول عمرپربرکتم هرگز انگشتم را هم تکان نمیدادم چه برسه به ورزش ولی دیگه خدا زد پس کله ام و متحول شدم و 5/1 ساله که مرتب می ورزشم! اولین بار که دویدم بعد از 2دقیقه نفسم بند آمد ولی بعد 6 ماه 90 دقیقه بی توقف دویدم ..خیلی بندرت پیش آمده که با حداکثر سرعت بدوم شاید یکی دو دقیقه و در حال حاضر فقط پیاده روی میکنم با سرعت متوسط ولی روزانه و نسبتا طولانی..فوق برنامه این فصلم هم کوه نوردیه..
دیگه مخلص همه ورزشکاران هستم و شبها هم با گرم کن ورزشی میخوابم! من یه بار دیگه اون 3 تا کامنتت را در پست قبلی میخونم به نظرم در رابطه با سن و فیتنس و ...میزانH.R متفاوت بود....بازم ممنون
آقامعلم اجازه...!
من فکرکنم همه سوالاتتون را کم وبیش جواب دادم و با کمال میل سنم را به شما میگم
راسیاتش من خودم چند ساله که دیگه نمیشمارم که هول برم نداره ولی فکر کنم چند ماهی از دیانا بزرگترم یعنی به عبارتی میشه چهارده سال و سه ماه!! راستی توکامنت شما یه درس خوب برای من یاد آوری شد اینکه:" زود قضاوت نکنیم " خوشحالم که یه دانش آموخته رشته تربیت بدنی هم به انارستان پیوسته،امیدوارم همراهان خوبی برای هم باشیم.
یه دوست | November 5, 2008 2:37 PM
ای بهارک شیطون//حالا هرچی می خوای سرچ کنی بکن ولی نتایج رو پیلیز اینجا اعلام نکن :)))))
خوبه دیگه امان از این اینترنت که همه اطلاعات رو با یه سرچ می ده
:)
سالومه | November 5, 2008 2:46 PM
وای بهارک اون پسره داداش من نیست به خدا :)) مو سیخ سیخی :)
سالومه | November 5, 2008 3:04 PM
به به اینجا چه شلوغ بوده
دنا جان سلام رسیدن به خیر اصلا غصه وزنت رو نخور به قول دیانا زود درستش میکنی و دوباره می شی دنا منهای 2کیلوی مازاد
شری خانوم ممنون از اشتراکت منهم تا فردا سرم خلوته و اون مقاله رو ترجمه میکنم
گل بهار | November 5, 2008 5:35 PM
یک دوست عزیز شرمنده. یک دوست،ای بابا پس من و تو تقریبا همسن و سالیم چون من هم ۱۵-۱۶ سالم بیشتر نیست. البته به خوبی دیانا نموندم و سن و سالم یک کم بیشتر به نظر میاد. البته فقط یک کم. مگه نه دیانا جون؟ یک دوست جون، من فکر نمیکنم تو ناراحتی قلبی داشته باشی. نظر اول من این است که اگر یک روز تونستی خودت رو آماده کن که خیلی سریع بدوی و ببینی که تا چه حد میتونی ضربان رو ببری بالا. احتمالا چون تو الان ایندورنسendurance (فارسیش رو بخدا نمیدونم چی میشه) ورزش میکنی ضربان پایینتری داری اگر اینتروال interval ورزش کنی و خودت رو پوش کنی حتما ضربان بالاتری خواهی دید. نظر دوم من هم این است که دلیل اینکه من ضربان قلبم رو از بالا تو پایین حفظم چون ۶-۷ سال است که هارت مانیتور میپوشم واسه هر ورزشی از شنا تا دویدن تا کلاس رقص. حالا اگر تو هم مدام نبض خودت رو بگیری احتمالا نوسان ضربانت بیشتر دستت میاد. خلاصه اگر تو خیابون یک خانم جوون و خوش قد و بالا دیدید که داره راه میره و با یک دست نبض اون یکی دست رو میگیره بدونید که یک دوست است.
sheri | November 5, 2008 6:02 PM
گل بهار جون، دونده عزیز مرسی بابت زحمت ترجمه. خدا عمرت بده. برنامه دو در چه حال است؟ این ویکند داریم طولانیlong میدویم، یادت نره.
sheri | November 5, 2008 6:08 PM
دیانا جون، تو به من خیلی لطف داری به خدا. شرمنده. مادر خوبی بودن و ورزشکار خوبی بودن رو قبول دارم ولی مادر شوهر خوبی بودن رو باید از آزی بپرسی. اگر دقت کنی دیگه این طرفها زیاد پیداش نیست واسه اینکه بهش گفتم که یک عروس خوب خودش رو سنگین نگاه میداره و زیاد شلوغ نمیکنه. ازش سوال بپرسن جواب میده وگر نه ساکت میشینه. حالا تازگیها شده عروس نمونه و حرف گوش میده. آره مادر گربه رو باید دم حجله کشت
sheri | November 5, 2008 6:16 PM
شری جون
دمت گرم با این مقاله ی اخیری که گذاشتی. من هم مثل آرام کفترکی مون عادت دارم که اول یه ذره از اول کتاب رو بخونم و بعدش برم سراغ صفحات آخر و بعدش مثل آدم بشینم از اول بخونم و گاهی هم به صفحات وسط تفالی! بزنم. حالا تا شروع کردم به نگاه کردن این مقاله و با دیدن اسم سالی ادوارد گل از گلم شکفت و گفتم اوه! چون دیدم نویسنده زن هستش٬ بعدش با دیدن اسم سرکیسیان یه هو گفتم اوه! اوه! چون یاد ارامنه ی عزیز خودمون افتادم. بعد رفتم سراغ صفحه ی آخر و با خوندن بیوگرافی سالی ادوارد گفتم اوه!اوه!اوه!... چون دیدم بابا ایشون که مثل تو یه پا زن آهنین هستش و در حال انجام ورزشهای سه گانه ست که!. بعدش رفتم و عکسش رو سرچ کردم و دیدم ای بابا ایشون که اختلاف سنی با ما ندارن که! فقط حدود ۱۵ سالشونه(حالا چه فرقی داره که یک این ور پنج بشینه یا اون ور پنج!). خلاصه که مدهوش کتابهای نوشته شده اش و سجایای اخلاقی اش! شدم خواهر بخصوص که کار خیریه هم انجام می ده و با انجمن سرطان سینه هم همکاری داره و توی صلیب سرخ ویتنام هم دستی تکون می ده. خلاصه که هم یه پا ورزشکاره و هم مرام و اخلاقش ورزشکاری. به همین خاطر من مشتاق شدم که این مقاله رو ذره ذره ترجمه کنم. این ذره ذره هم به این خاطر هستش که من اصولا ترجمه هام به درد عمه ام می خوره و تا حالا متنی رو بصورت نوشتنی ترجمه نکردم و در ثانی من تا یه ماه و نیم دیگه یه ددلاین حیاتی دارم و از طرفی فکر می کنم که عجله ایی هم برای ترجمه اش نیست چون فورس ماژور نیست و بیشتر به این خاطر هستش که بحثی رو که تو طی این چند روز پیگیری کردی رو بتونیم جمع ببندیم و یه منبع معتبر رو برای استناد داشته باشیم. یه دوست عزیزمون هم تا بره الکتروکاردیوگرافی اش رو جهت اطمینان بگیره و با توجه به اینکه نوشته چهارده سال و سه ماهه! هستش در نتیجه عجله ایی برای این تست نداره و ایشالا تا اون نتایجش رو بگیره من هم اولین محصول ترجمه ایی ام! رو تحویل می دم. با تفالی هم که به صفحات وسط زدم دیدم که یه تذکر مهم داده و گفته قبل از انجام تستها به یه سری سوال باید جواب بدیم که برای دست گرمی الان ترجمه می کنم!. نوشته:
«اگه تا حالا فعالیت منظمی نداشتین اول به این سوالات پاسخ بدین:
. آیا شما یه مرد بالای ۴۰سال یا یه زن بالای ۵۰ سال هستین؟
. آیا تا به حال به شما گفتن که مشکل قلبی٬ فشارخون یا مشکلات استخوانی و مفصلی مثل ورم مفاصل دارین که انجام این نوع ورزشها( دویدن٬ شنا و ورزشهای سه گانه...-مترجم!!!!) این مشکلات رو تشدید می کنه؟
. آیا مکررا از درد قفسه ی سینه شاکی هستین و یا احساس ضعف و یا سرگیجه دارین؟
. آیا داروی تجویز شده ایی رو می خورین مثلا برای فشار خون بالا؟
. آیا دلیل پزشکی دیگه ایی وجود داره که شما فکر می کنین که شاید نباید ورزش بکنین؟
اگه پاسخ شما به هر کدوم از سوالات بالا «بله» هستش قبل از اینکه این تمرینات هدفمند رو انجام بدین با پزشک تون مشورت کنین.»
شری خواهر دستم به بند کفش ورزشی ات آبروداری کن و هر جاش که اشکال داره گوشزد کن پلیز!.
دیانا جوجه مترجمک!
دیانا | November 5, 2008 7:17 PM
زینب جون
به نظر می رسه که برای ثبات وزنی ات ۲۰۰۰کالری زیاد باشه و بهتره که سعی کنی که توی بازه ی ۱۷۰۰-۱۶۰۰ بخوری. البته مشروط به اینکه فعالیت فیزیکی ات هم محدود باشه. والا اگه بین یک تا سه روز می تونی از باشگاه محل کارت استفاده کنی که تا ۱۹۰۰تا هم ظاهرا جا داری. شاید این سایتی که قبلا بچه ها معرفی کرده بودن به دردت بخوره.
http://www.my-calorie-counter.com/Calorie_Calculator.asp
امیدوارم که همه چی رو به را باشه و در نهایت یه زینب ازخودراضی داشته باشیم خواهر.
دیانا زینب خواه!
دیانا | November 5, 2008 7:18 PM
آقا شرمنده. ما صبح اومدیم اینجا رو خوندیم و رفتیم پی سرچ و محو سالی ادوارد و سکناتش و ترجمه شدیم و بعدش دست به کامنت شدیم و بدون رفرش کامنتیدیم! و الان دیدم که گل بهار عزیز داوطلب شده. گلبهار جون یه دنیا ممنون که تقبل کردی. حالا با این حساب بعد از ترجمه ی تو٬ من ازش به عنوان حل المسائل استفاده می کنم و مراحل جوجه بودنم رو ارتقا می دم. دمت اساسی گرم و آتشین خواهر.
دیانا تشکرزاده ی کرنشی!
دیانا | November 5, 2008 7:23 PM
شری مادر شوهر جون این عروس گلت نه تنها خیلی خانوم و حرف گوش کن هستش بلکه الان با طراحی های چپ و راستش داره غول کنکور رو ضربه فنی هم می کنه. من منتظرم که بالاخره یه روز پرتره ی مادرشوهرش رو بکشه و بده پوسترش کنیم و بچسبونیم به در و دیوار انارستان و زیرش بنویسیم «شری زن آهنین».
با این حساب دیگه ما توی گروه سه تا ۱۴ساله داریم و می تونیم زیرگروه وروجکان رو تشکیل بدیم!. ۱۴ساله ی دیگه ایی نبود؟ راه بیفتیم؟.
دیانا ۱۴ساله نشانی!
دیانا | November 5, 2008 7:36 PM
انار جان بهتر شدی؟ ... بیا یه خبری از خودت بده. مردیم از نگرانی...
آرتمیس | November 6, 2008 12:19 AM
یه دوست عزیز
با این اقا معلم گفتن و اون 14 سااال و خورده ای که گفتی و دو تا از خانم های همسن سال تایید کردند! هرکی ندونه فکر میکنه اقا معلم که میگین 14 سال432 ماهش هستش!
راستش در طایفه ما اقایون از 20 تا 50 سالگی 30 ساله بنظر میان! (حقیقتش 2 تا خواستگار در 21 سالگی داشتم که وقتی سنم رو فهمیدن از غصه خود کشی کردند)
حالا با این تفاسیر پیدا کنید سن پرتقال فروش را؟
aidin | November 6, 2008 12:36 AM
ببخشید سالومه جون عزیزم بعد که نوشتم یادم اومد باید واسه کامنت خودت می نوشتم نه اینجا. خودم کمی دیر یادم اومد این.
ورودی 79 هستی به نظر من که میاد 28 ساله باشی آیدین. نمی دونم ندیدم که.
بهارک | November 6, 2008 12:48 AM
اما در مورد ضربان
با این صحبت هایی که کردید و با تکیه بر این که بعد از 6 ماه 90 دقیقه تونستید مداوم بدوید و تا این لحظه پیاده روی ورزشی طولانی مدت رو هم ترک نکردید! و کوهنوردی هم می کنید!
میشه گفت همه چیز نرمال!
چون اکثر افرادی که فعالیتهایی هوازی انجام می دن بصورت مرتب . استقامت قلبی- عروقی و سیستم هوازیشون افزایش پیدا میکنه!
یعنی با ضربان کمتر حجم خون بالاتری با اکسیژن کافی به بدن پمپ میشه!
مثال عینی این امر یکی از هم دانشگاهیان بود که در رشته 2 استقامت فعالیت داشت! ضربان قلبش 62 بودش!
یکبار دیگه برای اینکه دوستان کمر بقتل من نبندند میگم من فقط با تیکه بر سوابق ورزشی ایشون و حدس حدودی چیزهای دیگه ! این نظر رو دادم
همه شاد وسرحال و سالم و تندرست باشید تا شنبه
aidin | November 6, 2008 12:55 AM
دوستان
اصلا نیاز به محاسبات نجومی نیست!
سن پرتقال فروش 55-50 کامنت بالاتر مشخص هستش !
در مثال ضربا قلب سن واقعی خودم را نوشتم!!
aidin | November 6, 2008 1:24 AM
حدس من درست بود:))
بهارک | November 6, 2008 1:48 AM
انرژي هاي مثبت رو گوله كنيد وپرت كنيد...من دارم ميرم سر امتحان.......
دعا كنيد جيشم نگيره..نوك مدادام نشكنه....موضوع تخيلي نباشه.......گشنم نشه...خوابم نياد....جام راحت باشه
يعني اينو بدم راحت ميشم........نتيجه ديگه برام مهم نيست
آزي | November 6, 2008 3:27 AM
آزي جونم خوب ميدي امتحانت رو .
انرژي هامون به سمت آزي :)
ليلا | November 6, 2008 4:34 AM
آزي عزيز
تموم انرژي مثبت من تقديم به تو.
من مطمئنم تو موفق ميشي.
فقط يادت باشه زودي بياي خبرشو بدي كه چي كار كردي
هستي | November 6, 2008 6:17 AM
بچه هاییکه حساب و کتاب کالریهاتون رو با فیت دی انجام میدین:
شماها حس نمیکنین که فیت دی کالریها رو بیشتر از اون چیزی که ما تا حالا حساب می کردیم (براساس جدول کالریهای دکتر کرمانی)حساب می کنه؟ ... نکنه اون بر اساس نوع مواد غذایی که توی ممالک خارجه(!) هست حساب می کنه و ماها باید از همین جدول دکتر کرمانی استفاده کنیم .آخه مثلاً بعضی روزهااختلاف دو نوع محاسبه 150 تا 200 کالری میشه.و برای من که باید 1250 کالری بخورم تا وزن کم کنم این اختلاف یه عدد معنی داریه که ممکنه به خاطرش بدنم احساس قحطی بهش دست بده...
آزی جان امیدوارم موفق باشی و با خبرهای خوش برگردی.
آرتمیس | November 6, 2008 6:33 AM
بله آرتمیس من هم همون بهمن ماه که جدولهای که تو گروه داشتیم رو دیدم متوجه این اختلاف شدم. من از فیت دی استفاده نمی کنم اما کلا خود جدول کالری های ایرانی هم هر کدوم با اون یکی فرق می کرد باز همونها با جدولهای خارجی هم فرق می کرد و با اونی که تو تله تکست هم بود باز فرق می کرد!!
نمی دونم اما چاره چیه.
بهارک | November 6, 2008 7:10 AM
آزی برات آرزوی موفقیت می کنم.
بهارک | November 6, 2008 7:12 AM
آرتميس جان من همه مواد رو از فيت دي حساب نمي كنم ولي حس مي كنم فيت دي خيلي دقيقتر از جدولاي وطنيه .
مثلا كاهو رو بيشتر مي زنه ولي گوجه فرنگي رو كمتر . برنج رو هم كه خيلي كمتر نشون ميده .
ليلا | November 6, 2008 7:26 AM
من که دیگه برنچ پلو رو همون هر صد گرم 150 کالری حساب می کنم و بعد آخر سر یه 90 کالری هم برای روغن اضافه می کنم. نمی دونم دیگه خدا کنه همین درست باشه.
بهارک | November 6, 2008 7:39 AM
آره بهارک و لیلا جون.
من همین الان یه ساقه طلایی که 14 گرمه رو با عنوان biscuit,whole wheat توی فیت دی زدم .می گه کالریش 45 تاست!!! من همیشه کالری ساقه طلایی رو مطابق گفته ی دکتر کرمانی که 3 تا ساقه طلایی معادل یک واحد نون یعنی 75 کالریه،25 کالری می گرفتم.یعنی من با خوردن 2 تا ساقه طلایی 90 کالری خورده ام!!!
لیلا برنج رو که دیگه نگو.اصلاً چیزی که من رو به شک انداخت همین برنج بود. یک قاشق برنج که تقریباً 17 گرمه رو فیت دی میگه 22 کالری داره.در حالیکه ما 40 کالری میگیریم.واقعاً کدومش درسته؟ مگه برنج با برنج فرق داره؟حالا اگه سبوس داشت یه چیزی.ولی برنج سفید که دیگه باید کالریش همه جا یکی باشه.
آرتمیس | November 6, 2008 7:46 AM
بله همون digestive biscuit هم امتحان کنیم می نویسه 60 تا 65 کالری فقط یک دونه ش!!! چون تو شهرما که به ساقه طلایی هنوز می گن دیجستیو من همون طوری با اون اسم سرچ کردم.
Anonymous | November 6, 2008 8:10 AM
من بودم^^
بعد هم اینکه برنج رو کوتاه بلند متوسط عطری همه مدل هست که کالری برنج دانه بلند سفید ساده ای که تو ایران هست تقریبا همون هست که من خیلی گشتم و به همون که خودت بهم یاد دادی 160 گرم 237 کالری نزدیک بود همون حساب می کنم.
بهارک | November 6, 2008 8:13 AM
ممنونم بهارک جون.
فکر کنم من هم باید کجدار و مریز همون جوری که تا حالا اومده ام پیش برم.شیک بودن و فیت دیانه! کالری شمردن به ما نیومده! ; )
آرتمیس | November 6, 2008 8:29 AM
آرتميس عزيز
يادمه تو يك كتاب تغذيه يك دكتر ايراني خونده بودم كه اين اختلاف كالريها بابت طرزتهيه و نوع پخت و اينهاست كه نبايد مارو زياد نگرون كنه.
به نظر من چون غذاهاي ما ايرونيها كاملآ متفاوت با خيلي از كشورهاي ديگه است بهتره از جدولهاي وطني مثل كرماني استفاده كنيم چون به خورد و خوراك روزانه ما نزديك تره.
هستي | November 6, 2008 10:14 AM
ای ساپورت گروپیهای عزیز کسی هست من رو تشویق کنه الان بهم روحیه بده که الان برم ورزش کنم؟؟؟
من ورزش امروزم چون رفتم بیرون نرسیدم از ظهر حالا خیلی تنبلیم میاد کاش یکی بود که منو اینجوری خجالتم می داد من زود برم ورزش کنم بیام بگم ورزش کردم :)
بهارک | November 6, 2008 12:18 PM
سلام من اومدم بگم که همین که اینجا نوشتم زودی رفتم ورزشمو شروع کردم و الان تموم شد .
بهارک | November 6, 2008 1:34 PM
مثل اینکه همه الان خوابیدن یا سر کار خلاصه همین که اینجا نوشتم باعث شد انجام بدم. مرسی شب بخیر
بهارک | November 6, 2008 1:35 PM
آفرین بهارک :)
شانه بسر | November 6, 2008 1:37 PM
باریکلا بهارک جان برای ورزشت
بچه ها فین دی خیلی کالری ها رو دقیق حساب می کنه.من اصلا این جدولهای اینجا رو قبول ندارم.کی گفته که یه قاشق برنج 40 کالری یه آخه.حتی توی ویت واچرز که برنج رو می زنی یه قاشق برنج 0 پوینته.من که همیشه می گفتم که شماها برنج رو زیاد می گیرین و دیجستیو رو کم !!
روی بسته دیجستیو اصل که من دارم نوشته 2 تا دیجستیو 150 کالری!!!توی ویت واچرز هم 1/5 پوینته که به نظرم خیلی می یاد.همش هم به خاطر چربیش باید باشه
سالومه | November 6, 2008 3:07 PM
انار جون بهتری؟
سالومه | November 6, 2008 3:10 PM
bacheha farghe biscuithaye ya bereng tooye neghdar be vaz hastesh. Fitday ejazeh mideh har chizi ra be vazn ham vared konid bayad mohasebash dorost bashe
Anonymous | November 6, 2008 3:18 PM
آزی ایشالا که امتحانت رو خوب داده باشی و الان هم سرشار از انرژی در حال خُروپُف باشی و به آرامش بعد از طوفان رسیده باشی.
آزی آسوه بخواب زیرا که تپلان بیدارند!.
دیانا تپل فربه زاده!
دیانا | November 6, 2008 7:33 PM
آرتمیس جون٬ خیلی ممنون بابت نوشتن کلمه ی «کج دار مریز». حالا بگم که بخندیدن چون من فکر می کردم که اون کج و کوله گی با مریضی هم در ارتباط تنگاتنگه و در نتیجه کج دار مریضه! خواهر «دست مریزاد» و همچنین «مریزاد» برنامه ی رژیم و ورزش ات ای سکاندار کشتی لایف استایلت تا رسیدن به ساحل دلنشین ایتاکا.
در مورد این تفاوت کالری محاسباتی چیزی که بیشتر از همه بنظر می رسه که باید دقت کنیم اینه که کلا توی سیستمهای اندازه گیری مفاهیم باید دقیق و روشن باشن و کلماتی مثل بزرگ و کوچک و متوسط و دونه و قاشق و کفگیر و...دقیق و استاندارد نیستن. به همین خاطر بهتره سراغ جداول و سیستمهای شمارشی بریم که برحسب گرم محاسبه کردن. خوبی فیت دی اگرچه با سیستم غذایی ایران خیلی هماهنگ نیست این هستش که جزئیات بیشتری از ماده ی غذایی رو هم محاسبه می کنه و می شه ترکیبات یه غذا رو هم برای محاسبه بهش داد.
من خودم معمولا از این سایت استفاده می کنم:
http://caloriecount.about.com/calories-carrots-i11124
چون به راحتی می شه در مورد خیلی چیزها و توی شرایط مختلف کالری رو به دست آورد. مثلا آدرسی رو که لینک دادم در مورد کالری هویج هستش منتها اگه دقت کنین کلی خصوصیات مثبت و منفی اش رو هم اشاره می کنه و از طرفی توی سروینگ سایزش حدود ۱۱تا حالت رو براش توضیح داده و در هر حالت کالری اش رو جدا محاسبه می کنه و ارزش غذایی اش رو آنالیز می کنه و از طرفی پایین صفحه هم باز این قابلیت وجود داره که هویج رو توی حالت پخته و خام و فریز شده و کنسرو شده و....هم کالری اش رو برآورد کنیم. همین بیسکویت دیجستیو رو اگه توی این سایت سرچ کنیم حدود ۴۸تا انتخاب بهمون معرفی می کنه که از توشون می تونیم اونی رو انتخاب کنیم که دقیقا داریم می خوریم. در واقع این دلگرمی رو به آدم می ده که برنامه ریزانش با دقت سعی کردن که اطلاعات رو به ریز استخراج و برآورد کنن. منتها این برای وقتی خوب هستش که مدام آنلاین باشیم و بتونیم سرچ کنیم. من اون مدتی که خیلی دقیق شده بودم روی شمارش کالری٬ همون جدولهای وطنی و باضافه ی جدول اکسلی که آریس زحمتش رو کشیده بود پرینت گرفتم و بعد به مرور مواد مصرفی رو از این سایت هم چک می کردم و کنار جدول پرینت شده می نوشتم. جاهایی که اختلاف فاحش بود رو هم با یه میانگین دل خودم رو خوش می کردم و خیلی سخت نمی گرفتم. اختلاف محاسباتی برنج رو هم برای خودم اینطوری حل کردم که کالری دونه ی برنج نپخته رو در نظر می گرفتم و بعد به نسبت روغنی که اضافه می کردم کالری اش رو حساب می کردم(با توجه به اینکه چه حجمی خوردم). در واقع اون اواخر یه جورایی جدولم برای غذاها اختصاصی خودم شده بود(فعل گذشته بکار می برم چون الان شمارش کالری رو انجام نمیدم).
خلاصه اینکه هر جدول و سایتی بر مبنای یه اصولی طراحی شده و جداول دکتر کرمانی و امثالهم هم برای وقتی که هیچ منبع و ماخذ دیگه ایی برای مقایسه در دسترس نداریم خوبه چون به هر حال یه شمعی رو روشن کرده که از تاریکی مطلق بهتره.
دیانا حرافمند!
دیانا | November 6, 2008 7:35 PM
سلام صبح جمعه به خیر مرسی D; اینجوری همین که بیدار شدم اومدم ببینم کسی منو تشویق کرد یا نه:))
بهارک | November 7, 2008 12:02 AM
به نظر من فیت دی خیلی دقیقه و همیشه می شه توش مواد خام رو زد و با هم جمع کرد و کالری غذاها رو به دست آورد.یعنی همونطور که دیانا می گه برنج خام رو با روغنش حساب کرد و بعد از اون به بعد تکلیف رو با برنج پخته دونست
توی ورژن pc اش هم که برای هر غذایی حتی نون مواد تشکیل دهنده رو می ده.مثلا من کیک براونی خوردم و موادش رو توی فیت دی دیدم و دیدم که اون تو گردو داره و مال من نداشت و من حذفش کردم و کالریش کمتر شد.یا توی نونش شیر داشت ولی توی نون من نداشت و من شیر رو حذف کردم.در هر حال چند وقت که باهاش کار کنین دستتون می یاد که چه چیزهاییش با غذاهای ما فرق می کنه.مثلا ماستی که من می خورم هر 100 گرمش 47 کالری داره ولی این 70 تا حساب می کنه و من مجبورم که مقدار رو دست کاری کنم تا به 47 برسم.می تونین همه چیز رو به گرم هم حساب کنین.مثلا 10 گرم هویج یا 2 گرم بادوم...
در ضمن یه قسمتی هم داره که می تونی خودت غذای دلخواهت رو با مشخصاتش وارد کنی .در ضمن من از اینکه درصد چربی و کرب و پروتئین و فیبر رو می ده خیلی خوشم می یاد.هر روز هم بهت می گه که آیا مواد حیاتی لازم برای اون روز به بدنت رسیده یا نه..خلاصه که اگر انگلیسیتون خوب باشه خیلی به دردتون می خوره
سالومه | November 7, 2008 12:43 AM
سلام. امیدوارم زودتر خوب بشی. یک سوال. به نظر من خیلی خوبه که آدم حواش به میزان کالری مصرفیش باشه ولی فکر نمیکنی داری انرژی فکری زیادی صرف شمرده پوننتها و .. میکنی و یکمی زیادی نگرانی؟
taraaaneh | November 7, 2008 1:39 AM
سالومه جون
من هم دقیقاً همین کار رو می کنم.یعنی کالری رو اون چیزی که به عقل خودم درست میاد درنظر می گیرم و مقدار رو اونقدر دستکاری می کنم تا کالری یه چیزی نزدیک به اون بشه! ... با این حال فکر نمی کنم جدول دکتر کرمانی اونقدرها هم اشتباه باشه.چون بالاخره هرچی که باشه من 18 کیلویی رو که کم کرده ام با همین جدول کم کرده ام.تازه یک هفته است که به لطف آلبالو جون دارم از فیت دی استفاده می کنم.اونهم دقیقاً به خاطر همین محاسبه فیبر و ریز مغذیهای دیگه که فیت دی انجام میده.
دیانا جان
من هم توی فیت دی اصولاً بیشتر با گرم کار می کنم.چون واقعاً نمیدونم منظورشون از بزرگ و کوچیک تا چه حد با تصورات ما از این اندازه ها مطابقت داره.ضمناً فکر کنم جدول دکتر کرمانی من و تو خیلی به هم شبیه باشه چون من هم دقیقاً همین کار رو کرده ام و کنار هرکدوم از اقلام غذایی کلی اطلاعاتی که به مرور زمان کسب کرده ام رو اضافه کرده ام.به علاوه غذاهای ایرانی که خودم با دقت و اندازه گیری درستشون کرده ام و کالری متوسطشون رو بدست آورده ام.مثل خورش قیمه،قورمه سبزی،آبگوشت،فسنجون و...
اون "کج دار و مریز" هم قابل شما رو نداشت.در واقع این مثل از این رباعی خیام گرفته شده:
یارب تو جمال آن مه مهر مهرانگیز
آراسته ای به سنبل و عنبر نیز
پس حکم چنان کنی که در وی منگر
این حکم چنان بود که کج دار و مریز
آرتمیس | November 7, 2008 3:00 AM
آقا با عرض پوزش از بس اینجا پر از مهر و محبته، ما هم اون بالا یه دونه "مهر" زیادی نوشتیم! مصرع اول هست:
یارب تو جمال آن مه مهرانگیز
آرتمیس | November 7, 2008 3:34 AM
مثلا قرمه سبزی و قیمه چقدر کالری داره آرتمیس؟ من اینجوری از یه سایتی دیدم نوشته بود نصف فنجون از هرکدومش 200 کالری هست منهم خب یه فنجون پر می کنم و 500 کالری حساب می کنمش! شما چقدر می گیری؟
من تازه فکر میکردم کجدار و مویزه باز مریض بهتره :))))))
بهارک | November 7, 2008 3:43 AM
به نظرم 500 کالری برای یه ژیمونه خورش خیلی یه ..مگر اینکه 2 یا 3 قاشق روغن خالص توش باشه!!
چون فوقش 50 گرم گوشته دیگه..لپه و سبزی هم که اونقدرها کالری ندارن...نمی دونم والا .البته متخصصین غذاهای ایرونی باید بگن:))
سالومه | November 7, 2008 7:01 AM
آزی جون، چطور شد امتحانت؟ خوب دادی؟
sheri | November 7, 2008 7:12 AM
سلام
مرسي بچه ها از انرژي ها...اينقدر خوب بود...سه ساعت ونيم امتحان بود ومن قبلش فكر مي كردم من اين همه چه جوري بشينم ...بعد كه موضوع رو دادن خيلي خوشحال شدم...
موضوع:يك باغ در پاييز كه كارگران مشغول چيدن ميوه اند ويه عده هم دارن بسته بندي مي كنن......منم جاتون خالي دو هفته با ري يه سري عكاسي از باغ ودر حال ميوه چيدن انجام داده بوديم وبه دليل خودشيفتگي همش عكس ها جلوي چشمم وبك گراند كامپيوترم بود وخيلي خوب كار كردم به نظر خودم.
بعدشم كه اومدم خونه از 8 شب خوابيدم تا نه ونيم امروز..نه كه فكر كنيد حالا هرروز داشتم كار مي كردم وخسته بودم ولي ذهنا همش درگير بودم
خلاصه كه الان كلي ريلكس ترم واز فردا ميخ وام واقعا رژيمم رو بگيرم جدي ومامان شري يه عروس خوش هيكل بشم ...غريبه كه نيستي مامان جون اينقدر چاق شدم رسما شلوار جين هامو زير شكمم ميبندم وفقط شلوار بگي مي پوشم كه راحت باشم توش دي:
آزي | November 7, 2008 8:02 AM
وايضا اينكه از اونجايي كه خواستم روز تولدم يه ضربه شديدي به خانواده وارد كنم يه شلوار جين خيلي گرون خريدم كه اينقدر تنگه كه تا اين 5كيلو رو كم نكنم قابل استفاده نيست وبراي همينم يه انگيزه اينجوري اينجوري دارم كه خوش هيكل شم و اينكه اگه نه اگه نه حتما كه اسمم تو قبولي ها هست بايد مانكن شم تا ميرم دانشگاه خودمو جاي بچه فنچ ها جابدم نه خانم سن بالاها دي:
واينكه آقا آيدين يكي به نفع ما...28 ساله بازم در گروه....
28 ساله هاي عزيز ديگه كسي نبود؟بريممممممممممممم؟
آزي | November 7, 2008 8:07 AM
انار جون زودتر خوب شو پليز......كلي مناسب داريم كه بايد براش جشن بگيريم وبرنامه ويژه داريم كه ميخ وام بازم برم روي ميز براتون مجلسي..............
من همه تلاشمو مي كنم كه امروز برم يه وبلاگ ديگه واقعي تو بلاگ فا بسازم وبه برنامه 8هفته اي ها بپيوندم.
بچه ها ميشه منم بازي؟هفته چندميد؟
منم بيامممممممممممممممم؟
آزي | November 7, 2008 8:11 AM
غزال الان عكستو ديدم......چقدر خوب شدي ......اي ول ..اراده.............پشتكار.............مانكن.........اين كاره........
آزي | November 7, 2008 8:27 AM
بجه ها من چرا هرچي عكسمو آپلود ميك نم قبول نمي كنه؟ارور ميده همش؟
آزي | November 7, 2008 8:32 AM
آزي جون آفرين و خسته نباشي .
ما هفته دوم هستيم و تو هم بيا شروع كن .
ليلا | November 7, 2008 9:25 AM
آزي 28 ساله يعني چي ؟! :دي يعني متولد چه سالي هستي ؟
خب نخندين ولي من جدا نمي دونم چند سالمه !! 61 اي باشي ميشم 27 ساله نه ؟!
ليلا | November 7, 2008 9:27 AM
بچه ها من کلی خوشحالم اومدم خوشحالیم رو با شما هم درمیون بذارم ! نتایج آزمون های آزمایشیم دارن خیلی خوب میشن دیگه 1 ماه و نیم تا کنکور مونده و بعدش دیگه خلاص !هم اکنون نیازمند انرژی های سبزتان در این 6 هفته هستیم !:دی
آلبالو88 | November 7, 2008 9:54 AM
ليلا جون من 59 ام.متاسفم از ما 28 ساله ها نيستي دي:
آلبالو جون ميگي كنكور يه جوري ميشم...چه كنكوريه يك ماه ونيم بعد؟موفق باشي عزيزم...
يعني توي هفته دوميد؟يعني روزتون از سه شنبه شروع ميشه؟آخ جون يعني من آزاد باشم تا سه شنبه بعد از سه شنبه شروع كنم؟
آزي | November 7, 2008 10:26 AM
ليلا جون الان هم وزن شديم.چند كالري براي كم كردن نيم كيلو مي خوري در هفته؟با چند روز ورزش؟
يعني من 57 كيلويي با هفته اي 5 ساعت ورزش روزي چند كالري بخورم هفته اي نيم كيلو كم مي كنم؟
آزي | November 7, 2008 10:31 AM
لیلا جان 61 ای باشی میشی 26 ساله. مردادی بودی دیگه؟ من تیر 62 ام الان 25 سال و چند ماهمه پس تو میشی 26 سال و چند ماه
فندق | November 7, 2008 10:33 AM
آزی جان خوشحالم امتحانت خوب شده :)
فندق | November 7, 2008 10:36 AM
آخي فندق تو25 ساله اي.......
28 ساله ها نبوددددددددددددد
آزي | November 7, 2008 10:38 AM
آلبالو جان موفق باشی
منم 3 ماه دیگه کنکور دارم نمیدونم چرا هی به جای درس خوندن میام نت!
فندق | November 7, 2008 10:39 AM
سلام بچه ها
آزی جان
مرسی خانوم از تعریفات . الان توی هفته دوم هشت هفته ای هستیم . زودتر بیا . ضمنا خوشحالم که کنکورت رو خوب دادی .
بهارک جان
آفرین به اراده ات که رفتی ورزشتو کردی .
در مورد خورش ها هم من کاملا با حرف سالومه موافقم مگر اینکه خیلی خورش چرب و چیلی باشه که اینقدر کالریش رو زیاد بگیری . همیشه مواد اولیه اش رو در نظر بگیر بعد کالریش رو حساب کن . مثلا من خورشهایی که می پزم همیشه کلا 1 قاشق روغن داره و گوشتش هم اصلا چربی نداره .
آلبالو 88 عزیز
خوشحالم که کنکورات رو داری خوب میدی ایشالا تا 1.5 ماه دیگه هم خیلی عالی کنکورت رو بدی و به قول خودت خلاص . من برات دعا می کنم .
غزال | November 7, 2008 10:43 AM
آزی چه موضوع قشنگی خوشحالم که خوب دادی امتحانو.
اتفاقا وقتی اون 500 کالری رو برای خورش حساب می کنم تا شب از گرسنگی رنگم می پره ولی چون برنجم 500 حساب می کنم دیگه همین طوری الکی 1500 می شه جمع روزم.
به نظر خودم هم خیلی زیاد میاد چون معمولا همش فقط لپه دوست دارم فنجونو پر از لپه می کنم. بدون سیب زمینی و گوشت و اون آب روغن چی اونا.
برنجم که اول می گم 160 به 273 بعد می گم خب حالا شاید روغن جذب شده شاید روغن الان داره من نمی بینم دیگه می نویسم 500.
بهارک | November 7, 2008 11:19 AM
آزي تا سه شنبه آزاد نباش بذار ، جدول اين هفته ات رو از شنبه تا دوشنبه بذار . بعد از سه شنبه هفته جديد رو با هم شروع مي كنيم :) يا همينجوري معمولي بنويس چيا خوردي ( بدون جدول )
خب از اونجا كه من اصلا به خو دم بابت وزن كم كردن سخت نمي گيرم ، اصلا تو باغ نيم كيلو در هفته نيستم :دي
فقط مي دونم 3500 كالري صرفه جويي ميشه نيم كيلو كاهش در هفته .
آخه آزي با اين جدولايي كه ميگن 1600 كالري براي ثبات موافق نيستم حالا يا من كالري شماريم ضعيفه يا اينكه بدنم خاصه . من روزي 1400 تا بخورم شك ندارم وزنم بالا ميره چه برسه به 1600 تا .
حالابعد از همه اين پرچونگي ها به نظرم حدود 1600 تا بخوري با اون ورزشي كه گفتي هفته اي نيم كيلو رو كم مي كني .
ليلا | November 7, 2008 12:07 PM
آلبالو جان اميدوارم كه خوب بدي امتحانت رو .
ليلا | November 7, 2008 12:08 PM
فندق جونم مرسي ، آزي سالومه هم 28 سالشه ديگه .
بهارك جون منم هيچ وقت خورش اينقدر زياد نمي گيرم ، برنج رو كه هر قاشق 25 تا مي گيرم براي اون روغن هاي مخفي كه من به نظرم نمياد ، البته يك قاشق برنج معمولي رو ها ، نه اين قاشق هاي بزرگ و نه خيلي پر !
خورش رو هم مثلا قيمه ، وقتي پرروغن نباشه ، يا وقتي مي كشي روغن دار نكشي فكر نمي كنم كالريش اينقدر بالا باشه ! من يكي كه اصلا هيچ وقت كالري خورش هام رو نمي دونم ، هر بار موقع غذا خوردن غذام رو وزن مي كنم و بعد به تناسبش كه چقدر لپه اس يا چقدر گوشته حساب مي كنم .
ليلا | November 7, 2008 12:13 PM
بچه ها این ویدیو رو هم فرشید امین برای انتخابات امریکا خونده ببینید قشنگه .
امیدوارم فیلتر نباشه .
http://www.youtube.com/watch?v=vaibPD0658c
غزال | November 7, 2008 1:31 PM
از آزي به شانه از آزي به شانه........فردا صبح يوگا در طبيعت پايه اي؟قرار بود جواب بدي
آزي | November 7, 2008 1:37 PM
بچه ها درسته كه خوردن پنير با عسل اشكال داره؟
من نمي فهمم مشكل كجاست؟
آزي | November 7, 2008 2:43 PM
آزی من که تاحالا نشنیده بودم مشکلی داشته باشه پنیر با عسل .
به نظر من هم تا سه شنبه صبر نکن همین الان شروع کن آزی
غزال | November 7, 2008 6:21 PM
بهارک جون نمی دونم توی چه سایتی دیدی که نوشته نیم فنجون خورش ۲۰۰کالری داره. ولی به هر حال به جای اینکه به خودت عذاب بدی و اینطوری به قول خودت گرسنگی بکشی و رنگت بپره بهتر فقط یه بار برای هر خورش وقت بذاری و همه چیز رو ضمن پخت محاسبه کنی تا برآورد بهتری از میزان خورش مصرفی ات داشته باشی. اگه شخص دیگه ایی هم می پزه باز وقت بذار و همراهش شون اندازه گیری انجام بده تا اینطوری روزه ی شک دار نگیری و اگه واقعا از کالری شماری می خوای نتیجه بگیری دقیق تر محاسبه کنی.
دیانا خواهشی!
دیانا | November 7, 2008 7:22 PM
اوه چه افشاگری های سنی اینجا به وقوع پیوسته!. دم همه تون گرم ای دهه ی بیستی های این مرز و بوم اناری مون.
ای آزی ای تو که دقیقا دو برابر من ۱۴ ساله سن داری خیلی خوشحالم که موضوع طراحی باب میلت بوده و باز هم ازخودراضی هستی خواهر. پس با این حساب می ریم که داشته باشیم یه عدد آزی هشت هفته ایی عقب مونده زاده رو که عزم کرده دانشجو خوش تیپ بعد از این باشه. فقط خواهر از الان برنامه بریز و با این تجارب درس خوندن کنکورکی ات بدان و آگاه باش که باید یه طرح فکری و ذهنی هم بریزی که درس خوندن درآینده باعث اضافه وزن ناجوانمردانه نشه خواهر.
باز هم خوشحالیم از خوشی و سرزنده گی ات.
دیانا خوشانی!
دیانا | November 7, 2008 7:23 PM
آلبالو ۸۸ جون ایشالا شادی و خوشحالی و تلاشت مداوم باشه ای عزیز درسخوان زاده فر انارستانی.
فندق جون ایشالا درس خوندن تو هم مثل وزن کم کردنت روی دور می افته و بهتر می تونی افسار وقت رو دستت بگیری. پس به قول آرام ادامه بده ای پوست فندقی جون.
زینب هم یکی دیگه از گروه کنکوریان انارستانی هستش. ایشالا که همه با هم در سایه ی تلاش تون موفق بشین و به قول مارمولک برین برای تیم ملی!.
دیانا آرزوی توفیق داریانی!
دیانا | November 7, 2008 7:25 PM
دوستان من اون مقاله شری جان رو به صورتی که ترچمه من هم به درد عمه ام میخوره ترجمه کردم حالا میگین کجا بزارمش؟
گل بهار | November 7, 2008 9:32 PM
به به همه دارن سن ها رو افشاگری می کنن...آزی منم 28 سالمه.یعنی 28 تمومه و الان توی 29 هستم
ببین آزی قبل 30 سال باید این چربی های اضافه رو بریزیم دورها.....من آرزومه که تولد 30 سالگیم حسابی کمر باریک و خوشگل باشم
دیشب من رفته بودم یه مهمونی که دوستای قدیمی بودن.همه از تعجب که من چقدر لاغر شدم دهنشون باز مونده بود.خلاصه کلی انرژی مثبت گرفتم.
یکی یکی می یومدن بهم می گفتن که آخه تو چه رژیمی داری که اینجوری لاغر شدی...:)))
البته یه بدی داشت اونم این بود که توی رودرواسی گیر کردم و نتونستم خوب شام بخورم و هی سالاد قورت دادم و هی به خودم فحش دادم که چرا بیخود هی از رژیمم حرف زدم اگه هیچی نگفته بودم می تونستم مثل همه شام بخورم!!
سالومه | November 7, 2008 11:31 PM
به به ..به ..چه کرده گل بهارم
دستت درد نکنه من از طرف سه یار دبستانی 14 ساله ازت بسیار ممنونم ! پست جدیدت را هم خوندم گام شماری و تپه نوردی که سر جاش باشه بقیه حله..پس به پیش..
تشکل نوپای 28 سالگان:
شما هم خیلی خوش اومدین حالا اینکه میگن دود از کنده بلند میشه حکایت ماست یا شماست!!؟
سالومه جونم :
خوبی؟ از وقتی تو نظر خواهی پستت خوندم که نوشتی شکلات را گذاشتی روی میز و میخوای ترک کنی هی میام یه حکایتی را برات تعریف کنم ولی جلوی خودم را میگیرم! حالا اگه تو اجازه بدی و هستی جون هم که باهات موافقه اخم نکنه استخاره را خوب میکنم و با اجازت سر فرصت میام و تعریف میکنم..
امروز هم بریم کمی چی میگین شماها ..کوزت بازی و اگه حالی باشه" کویر پیمایی" و اینها...(لیلا جون جات را خالی میکنم).خودمونیم چه اصطلاحاتی را باب کردیم و چه" خرده فرهنگی" در این انارستان راه انداختیم..
انار خانوم هم که احتمالا داره بخور میده خدا کنه این آخر هفته ای مجبور نشه دوباره سیب زمینی بشماره که این کار ایمان قوی میخواد!
یه دوست | November 8, 2008 2:25 AM
واقعا چقدر افشاگری های سنی شد :)) مخصوصا بعضی هاش واقعا باورنکردنین مثلا آزی به نظر من اصلا 28 سال بهش نمیاد فوقش 23، 24 سال بهش بیاد
فندق | November 8, 2008 3:53 AM
آزی جون:
ای بابا...من رفته بودم توزیر زمین ...برای چراغ موشی ها نفت بیارم
یه وقت تنهایی هول برت نداره ها ...
یه چایی تازه دم درست کنی اومدم بالا ....
غزال هم که هست...یه استکان اضافه تر بگذار!
یه دوست | December 3, 2008 3:40 PM