« | صفحه اول | گزارش روزمره »
امروز بالاخره رفتم ورزش. دو مايل در 31 دقيقه. بيشتر از دو سه دقيقه هم نميتونستم پشت هم بدوم و وسطاش مجبور بودم راه برم. شماها كه غريبه نيستيد...كلي توي آينه غصه خوردم. يه دختره كنار من داشت ورزش ميكرد بلند و باريك و ظريف. انقدر حرص خوردم.
اين سر كار ما رو انقدر سرد ميكنند كه نگو. يعني من همه اش دارم يخ ميزنم. بعد يه كمد به چه گندگي هم توي ناهارخوري پر از هله هوله است. يعني هله هوله ميگم شوخي نميكنم ها...چيپس، بيسكوييت خامه دار، انواع كيك، بادوم زميني...خلاصه وحشتاكه. حالا منم هي ميرم از سرما چايي بريزم و هي اينا وسوسه ام ميكنه. از پنجشنبه اي كه گذشت اسمم رو ويت واچرز دوباره نوشتم. حالا اين هفته گفتم نسبي حساب و كتاب نگر دارم ببينم اصلا چقدر دارم ميخورم...ديدم تازه اين هفته كه به نسبت كمي ملاحظه كردم و خوراكي آوردم كه طرف كمد نرم روزي 30 پوينت دارم ميخورم! 30 پوينت! براي اينكه لاغر بشم بايد روزي 19 پوينت بخورم. خيلي بداخلاقم ها!
پ.ن. تازه يادم رفت بگم سه شنبه ها و پنجشنبه ها هم ناهار مجاني ميدن كه اونم مصيبته از فرط كالري.











Comments
Way to go Anar. before you know it you will be running as fast as the other girl. Just stay with it
sheri | October 22, 2008 11:17 PM
سلام به شما
راستش این موضوع کرکره پایین کشیدن برای افرادی مثل من که تازه با گروه شما اشنا شدن خوشایند نیست! البته واقعا حق دارید مدیریت و جستجوی مطالب و نوشتن کارهای وقت گیری و انصافا سخت هستش .
شاید اگر از بین پیشکسوتان و اعضایی که اشنایی کامل دارند و وقت نیز دارند افرادی انتخاب و تقسیم مسئوليت با نظارت و تایید شما انجام بشه هم شما وقت کافی دارید برای خودتان هم مسلما مار مشارکتی لذتش بیشتر باشد
البته دیدم یعن خوندم که این کار را برای جام انجام دادید و برای میتینگ ها هم تا حدی
باز هم شما صاحب اختیار و دوستان صاحب نظر و همه تابع جمع
برای همه تندرستی و سلامت همراه با ذهنی سرشار از انرژی و ایده های نو ارزومندم
aidin | October 22, 2008 11:25 PM
سلام به شما
راستش این موضوع کرکره پایین کشیدن برای افرادی مثل من که تازه با گروه شما اشنا شدن خوشایند نیست! البته واقعا حق دارید مدیریت و جستجوی مطالب و نوشتن کارهای وقت گیری و انصافا سخت هستش .
شاید اگر از بین پیشکسوتان و اعضایی که اشنایی کامل دارند و وقت نیز دارند افرادی انتخاب و تقسیم مسئوليت با نظارت و تایید شما انجام بشه هم شما وقت کافی دارید برای خودتان هم مسلما مار مشارکتی لذتش بیشتر باشد
البته دیدم یعن خوندم که این کار را برای جام انجام دادید و برای میتینگ ها هم تا حدی
باز هم شما صاحب اختیار و دوستان صاحب نظر و همه تابع جمع
برای همه تندرستی و سلامت همراه با ذهنی سرشار از انرژی و ایده های نو ارزومندم
aidin | October 22, 2008 11:27 PM
انار جون، چرا وقتی من پست جدید میذاارم تو بلاگ رل نشون نمیده.
sheri | October 22, 2008 11:46 PM
عجب شرايط دردناكي.
اتفاقا منم ديشب تصميم گرفتم كه ديگه نرم براي شام رستوران شركت.
چون همش باخودم مي گفتم كه سالاد مي خورم ولي وقتي مي رفتم به چيزهاي ديگه هم ناخونك مي زدم.
اگه ناهارش سالم نيست و فقط چرب و پركاريه شايد بهتر باشه كه كاكلا خودت رو تجهيز كني و بري سركار.
انار خيلي خوشالم كه وبلاگ مي نويسي من نوشته هات رو خيلي دوست دارم.
آلبالو | October 23, 2008 12:57 AM
بازم پر از غلط!!!
چرب و پرکالری
کاملا خودت رو تجهیز کنی
خوشحالم که وبلاگ می نویسی.
آلبالو | October 23, 2008 1:03 AM
وای چه محل کار جالبی!!! من اگر اونجا بودم چیکاررررررررررررر میکردم :))
راستی انار جون چطوری میشه توی این ویت واچرز ثبت نام کرد؟
فقط یه قسمت ویت واچرز آن لاین ثبت نام داره که اونم کردیت کارت میخواد که من ندارم !!!
leili | October 23, 2008 5:26 AM
دوستان
من از دیروز تا امروز بیش از یک کیلو وزنم کم شده.
اون وقت این یعنی چی؟
یعنی این همه سریع اون 12 ساعت پیاده روی دیروزروم تاثیر گذاشته؟تازه خیلی هم بد خوردم دیروزدو تا هات داگ بدون سس و پنیر.یکی برای شام و یکی نهار.
من امروز که خودمو وزن کردم رو ترازوی خونه و این کاهش رو دیدم گفتم شایداین یکی قاط زده.اما در کمال تعجب همون ترازویی که دیروز تو داروخونه سر راهم وزن کرده بودم و امروزم همونجا وزن کردم همین مقدار کاهش رو دیدم.
به نظر شما عجیب نیست؟؟
انارکم...!!
آفرین برتو که دویدن و کنترل غذا رو دوباره شروع کردی.
هستي | October 23, 2008 7:02 AM
راستی بچه ها
تو ایران از کجا میتونیم سوتین ورزشی برای دویدن بخریم.اخه دیروز من هرجایی رفتم تو این لوازم ورزش فروشیها همشون مرد بودن خجالت کشیدم بپرسم.درواقع روم نشد.
فروشگاهی یا جایی رو سراغ دارید که بشه راحت تر خرید کرد؟
درمورد لباس ورزشی برای دویدن گشادیش به چه میزانی باید باشه؟
هستي | October 23, 2008 7:09 AM
انار جون من تو یه یکی از پستات خوندم که گفتی دکتر بهت گفته بود ورزش بیش از 45 دقیقه برات اثر معکوس داره واسه کم کردن وزن چرا ؟؟ اگه توضیح بدی ممنون میشم
ملانی | October 23, 2008 10:19 AM
manam har dafe miram office e dc moon bishtar az yeki do hafte fori 3-4 pond chagh misham.... avvalan ke hatman ye shali lebas e garmi chizi bezar hamishe oonja bashe ke sardet mishe estefade koni, badesham saai kon rooza miveh bebari sar e kar. oon moghehaiee ke delet mikhad ye chizi bokhori va asabet kharabe mive baz behtare az shirini. noon e whole wheat ba panir ham khoobe be nazare man.
koozeh | October 23, 2008 12:39 PM
دوستان من وزنم رفته بالا با وجود رعایت کالری پایه و ورزش اگه کسی می تونه راهنماییم کنه یا حوصلتون گذفت بیاین وبلاگم چون رسما قاطی کردم پییلییز
ملانی | October 23, 2008 1:18 PM
انار ما که هر روز سر کار ناهار مجانی داریم . البته خود غذای اصلی زیاد بد نیست دو روز در هفته سوپ داریم بعضی روزا پاستا یا مرغ و چیزای اینجوری ولی مشکل اصلی برای من سالادهایی هست که هر روز هم هست و پر سس مایونز . من هم عاشق سالاد تخم مرغش هستم . ولی خوب خیلی خیلی خودمو کنترل می کنم .
غزال | October 23, 2008 1:32 PM
انار ما که هر روز سر کار ناهار مجانی داریم . البته خود غذای اصلی زیاد بد نیست دو روز در هفته سوپ داریم بعضی روزا پاستا یا مرغ و چیزای اینجوری ولی مشکل اصلی برای من سالادهایی هست که هر روز هم هست و پر سس مایونز . من هم عاشق سالاد تخم مرغش هستم . ولی خوب خیلی خیلی خودمو کنترل می کنم .
غزال | October 23, 2008 1:32 PM
دوستان دوباره اومدم خواستم بگم من واقعا درمانده ام بعد از چهار پنج سال رژیم و حالا هم 4 ماه وبلاگ نویسی تازه چاقم شدم و واقعا دیگه . دیگه خسته شدم می گم ببندم وبلاگ رو بروم پی کارم هان؟ دوسه سال دیگه که 20کیلو چاق شدم بیام وبلاگ بزنم اینطوری بهترم وزن کم می کنم طبق قانونی که شانه بسر و دیانا گفتم شما چی می گین ؟
ملانی | October 23, 2008 2:55 PM
ملانی میدونم خیلی سنگینه واست هضم مسئله اش ولی فکر می کنی ول کردن آدمی با شرایط من یا تو کمکی بهمون می کنه یا بیشتر غرق میشیم و نا امید تر .به گفته سارا تیتان که اون هم جدیدا اگه اشتباه نکنم یه کشفیاتی تو تعادل هورمون هاش کرده بهتر نیست از سلامتیت مطمئن بشی.
حالا من هم دارم به نتایجی میرسم که کالری پایه شاید واسه خیلی از ماها فرق کنه شاید این عدد 1200 واسه بعضی افراد بالا و پایین بره تو هم یه مدت کالری پایه ات رو بزار رو 1000 ببین چه میکنی
گل بهار | October 23, 2008 3:29 PM
گلبهارجان
پیامهات رو چک کن لطفا .
ملانی جان
تو هم عجله نکن و ناامید هم نشو .
غزال | October 23, 2008 3:31 PM
انار جان بهترین گزینه میوه مثل سیب خیار و هویجه که جلوی هله هوله خوری رو میگیرن تو کیفت بزار هر روز شاید جواب داد
گل بهار | October 23, 2008 3:32 PM
انار جونم به نظر من که حقیقتا شرایط سختیه اما تو که خودت استاد و رییس همه مایی و میدونم از عهده اش بر میای و گول اون سبد رنگ و وارنگ رو نمیخوری.
موفق باشی.
ani | October 23, 2008 4:13 PM
ملانی جان:
به نظرم به جای بستن وبلاگ منطقی تر اینه که وزن هدفت را فقط 1-2 کیلو کمتر از وزن فعلیت در نظر بگیری و یه مدت طولانی سعی در حفظ اون وزن کنی....به همین سادگی!
والبته ملانی 23 ساله امروز که پخته تر از پنج سال پیش شده حتما خوب میدونه که داشتن الگوهای خیلی ایده آل آدم را دچار سندرومی میکنه به نام "فشار گروه همسال"! که برای سلامت جسم و روح خطرناکه...مواظب خودت باش و سعی کن از طرف کسانی حمایت و تایید بشی که چند تا پیرهن بیشتر از بقیه در راه لایف استیل بهینه کهنه کرده اند...
یه دوست | October 23, 2008 4:28 PM
سندروم فشار گروه همسان؟؟؟
گل بهار | October 23, 2008 5:13 PM
این جالبه
http://www.youtube.com/watch?v=LMkfoR0XVWs
نینابه | October 23, 2008 6:26 PM
انار جون
خیلی عالی هستش که بالاخره تونستی برنامه هات رو هماهنگ کنی برای ورزش٬ حتم دارم که آخرش حسابی از خودراضی شدی و شارژ شدی برای ادامه دادنش توی یه روز دیگه.
احتمالا دور و برتون مملو از کامپیوتر هستش که اینطوری محل کارتون یخچالکی! هستش. اینجا یه مدل پتوّهای ساده دارن که مثل دامن های جلو بازه و دکمه هم داره و معمولا خانمها موقع کار توی اینجور محیطها که کار نشستنکی! دارن استفاده می کنن که هم حجاب شون! حفظ بشه و هم از شدن سرما در امان بمونن. حالا به توصیه ی خوب کوزه گوش کن و حتما یه بالاپوش حتما توی کمدت داشته باش.
این خوراکی های توی اون کمده هم من رو یاد خونه ی خواهرت انداخت که می گفتی قدم به قدم مین گذاری شده بود. ظاهرا این مناطق مینکی! دست از سر تو برنمی دارن و بهشت کاهش وزن درش به این راحتیها به روی تو باز نمی شه خواهر. پس خوش اخلاق شو پلیز! و یواش یواش بیا برامون بنویس که چه ترفندهایی می خوای بکار ببری. بخصوص برای غذای سه شنبه ها و پنجشنبه ها که دیگه خیلی ظلمه اگه ازشون نخوری.
من در رابطه با اون مناطق مینی سنسورهام از کار افتاده. یعنی کافیه که یه مدت اراده کنی و مقاومت کنی. بعدش یواش یواش به اون منطقه عادت می کنی و اثر وسوسه گرانه شون کم می شه. یه راه هم این هستش که بری با مامور خرید از در دوستی بربیای و ارشادات انارستانی بکنی اش خواهر و ازش بخوای که در کنار این هله و هوله ها خرید سالم هم تا حد امکان داشته باشه.
خلاصه که این اناری که ما دیدیم به زودی این گروه همکاران رو هم استرلیزه می کنه و به صراط مستقیم لایف استایل بهینه هدایت شون می کنه و از برزخ پرخوری نجات شون می ده.
دیانا روی پل صراطی به مدد اناریونی!
دیانا | October 23, 2008 7:46 PM
شری جون
همونطور که انار توی تابلوی اعلانات نوشته باید آدرس وبلاگت رو براش بذاری تا بتونه سر فرصت آدرست رو به لیست بلاگ رولش اضافه کنه. ضمنا خدا قوت ای دونده ی نازنین.
دیانا | October 23, 2008 7:47 PM
ملانی جون وقتی می گی در طی ۵سال این راهها رو امتحان کردی و نوشتی:
۱- نخوردن شکر و قند و هرچیز شیرین 7ماه : بی نتیجه حتی یه گرم
۲- روش اتکینز : هیچی
۳- کم کردن کالری تا حدود 600تا دوسال پیش : بی نتیجه
۴- شمارش کالری که اونم هیچی
۵- ورزش : به حد اعلا بازم هیچی
و جلوی همه شون هم برای تاکید نوشتی «بی نتیجه حتی یه گرم» و یا «هیچی»٬ نشون می ده که یه اشکال ثانویه وجود داره و علاوه بر اینکه تو داری با دید منفی به جریان نگاه می کنی, از اون طرف به احتمال زیاد همونطور که دوستان گفتن برمی گرده به فاکتورهای خونی و درونی بدن ات. بخصوص که در جواب بچه ها نوشتی که کم کاری تیروئید هم داشتی و یه مدت هم دارو مصرف می کردی. منتها اینکه دوست نداری خون بگیری و برات سخته رو دیگه باید با خودت کنار بیای. ضمنا به این هم دقت کن که همه ی راههایی رو که نوشتی در یه شرایط نرمال باید جواب بدن(بحثی رو درست بودن و یا غلط بودن روشهای انتخابی قبلی ات نمی کنم) ولی به هر حال همه شون راههای امتحان شده ایی هستن که برای یه عده که پیروش شدن نتیجه ی کاهش وزن مقطعی رو داشته. پس باید قبول کنی که یه اشکال دیگه وجود داره و باید اون رو رفع کنی و با شرایط موجود احتمالا از سایر رژیمها هم نتیجه ی مطلوبی نمی گیری و بهتر از همه اینه که همونطور که بچه ها گفتن:
اول به یه دکتر متخصص غدد مراجعه کنی و دوره ی درمان رو کامل کنی.
دوم اینکه بپذیری که کم کاری تیروئید رو باید باهاش کنار بیای و درست مثل انار که مشکل انسولین داره و با آگاهی جلو می ره تو هم بگردی راه پیدا کنی و قبول کنی که کاهش وزن تو مثل افراد عادی نیستش.
سوم اینکه بنا به توصیه های خوب انار به هیچوجه خودت رو با دیگران مقایسه نکنی و فقط برای ارزیابی ملانی رو با ملانی مقابل هم قرار بدی.
چهارم اینکه ورزش اضافی و یا اصطلاحا بیش تمرینی همیشه نتیجه ی مثبت نداره و گاهی باعث آسیب زدن به بدن هم می شه پس ورزش در حد اعلا برای یه زندگی معمولی و غیرحرفه ایی از لحاظ ورزش مناسب نیستش.
پنجم اینکه از درصد چربی بدن ات مطمئن بشی چون گاهی پیش میاد که بدنی بیش از حد نرمال عضله سازه و در نتیجه به مراتب وزن فرد بیشتر از همتای معمولی اش می شه.
ششم هم یادت باشه که ما توی انارستان یادگرفتیم که رژیم و ورزش باید ساری و جاری باشه و نباید فشار مضاعف به بدن وارد نکنه. باید از بدن در حد توانایی هاش انتظار داشته باشیم نه بیشتر.
ضمنا یه احتمال ضعیف هم می تونه این باشه که تو کلا توی مسیر رژیمهایی که داشتی اصولی و طبق توصیه ها عمل نمی کردی که خودش باز یه بحث جداست.
به هر حال امیدوارم که همونطور که دوستان گفتن ناامید نشی و با صبوری پیش بری و اشکال کا رو رو پیدا کنی و ما رو هم از نتایج تصمیم ات بیخبر نذاری.
دیانا اندر راه فشرده کردن کامنت!
دیانا | October 23, 2008 7:54 PM
Nice song Ninabeh jan, thanks for sharing
jeerjeerak | October 23, 2008 7:58 PM
دیانا جونم. فقط ایندفه اینجوری شد. قبلا نشون میداد تو بلاگ رول ولی اینبار نشون نداد که من پست جدید گذاشتم. حالا عیبی نداره. یک پست جدید دگه مینویسم ببینم چی میشه.
مرسی واسه تشویق خواهر. اینشالاه یک روز مییام ژاپن باهم تو ماراتون میدویم دو نفری
:o)
sheri | October 23, 2008 9:21 PM
Ninabeh joon, thanks for sharing it with us. I really enjoyed it.
sheri | October 23, 2008 9:34 PM
مرسی دوستان مخصوصا شما یه دوست جان چون وبلاگ نداری برم اونجا واست گل بذارم
ملانی | October 24, 2008 7:34 AM
ملانی جون
انار اون موقع ورزش سنگین می کرد و اگه ورزشت سنگین باشه دیگه نمی تونی رزیم بگیری و وزن کم کنی. ورزشکارهای حرفه ای که دایم وزنشون کم نمیشه!
یه نکته ی دیگه اینکه آیا این تلاشهای تو هیچ نتیجه ای روی روحیه انرژی یا سایزت نداشته که اینطور قاطع نوشتی هیچی؟
شب تاب | October 24, 2008 8:10 AM
شب تاب جونم مرسی که یادم انداختی چرا سایزم عوض شده از 38 شده 36 و خوب روحیه ام هم خوبه اما خوب یه وقتها کم میارم چون من دلم می خواد رو ترازو عددی زیر 60 رو ببینم که خوب شاید واقعا با قدم و استخوان بندی ام نمی شه نمی دونم اینجا دکتری یا ازمایشی هست که اندازه کنه وزن بدون چربی رو یعنی حداقل وزنی که من می تونم داشته باشم در مورد ورزش هم باید کمش کنم مرسی
ملانی | October 24, 2008 10:07 AM
دکتر سارا جان مرسی برای پیشنهادتون حتما به کار می گیرم اما نمی تونم وبلاگتون کامنت بذارم
ملانی | October 25, 2008 7:06 AM