« جام انارستان | صفحه اول | انار »
خوب شروع شد. من از خستگي الان دارم ميميرم. اين ماه روزه واقعا سخته ها.حالا روزه دارها حداقل با هدف و انگيزه گرسنگي ميكشند ما بي روزه ها با صبحونه قراضه راه ميفتيم تو خيابون من واقعا دم اذان مغرب از گرسنگي ميخواستم بزنم هركي دم دستمه رو!
Comments
فعلا من نفر اول باشم تا بعد:دی
سحر | September 9, 2008 1:57 PM
خسته نباشي انار جون .
به قول تو ماها كه روزه نمي گيريم خيلي سختمونه . من كه اول صبح صبحانه مي خورم و ميزنم بيرون تا 4 كه برسم خونه ناهار بخورم .
ليلا | September 9, 2008 2:00 PM
take some nuts and raisins with you... this simple. l
jeerjeerak | September 9, 2008 2:37 PM
آره دقیقا! حالا من غصه خودمو نمی خورم اما این شوهر طفلی من که با هزار کلک تو 1.5 سال 4 کیلو زیاد شده بود بخاطر اینکه نمی تونه محل کارش ناهار بخوره و 2 وعده ای شده نزدیک 2 کیلو کم کرده!!:((
آریس | September 9, 2008 2:53 PM
آره دقیقا! حالا من غصه خودمو نمی خورم اما این شوهر طفلی من که با هزار کلک تو 1.5 سال 4 کیلو زیاد شده بود بخاطر اینکه نمی تونه محل کارش ناهار بخوره و 2 وعده ای شده نزدیک 2 کیلو کم کرده!!:((
آریس | September 9, 2008 2:54 PM
بچه ها کسی می دونه کالری هر دونه ÷سته تر چقدره؟
آریس | September 9, 2008 2:55 PM
انار جان من هم توی کیفم معمولاً یک مشت بادام خام دارم.
شانه بسر | September 9, 2008 3:09 PM
سالومه و گل بهار:
میشه دستور اون خوراک مرغی که گفتید رو با جزییات بزارید؟ من امروز درست کردم اما خیلی خشک شده بود اما هویجها خام مونده بودن.
آریس | September 9, 2008 3:11 PM
جدا ما تو گروه ارمنی هم داریم چه جالب!
بهارک | September 9, 2008 3:13 PM
انار جون خسته نباشی.کشمش هم خوبه هم ریزه هم قند خون و میاره بالا مخصوصا اون لحظه هایی که میخوای همه رو بزنی له و لورده کنی.
آنی | September 9, 2008 4:02 PM
انار جان اول از همه دوباره ازت تشکر کنم که با این سر شلوغت واسم دعوتنامه فرستادی دوما هم بگم که قیافه ات آخر مهربونیه سوما هم نباید سخت بگیری به خودت از تو کیفت می تونی پسته و باذوم خرما بزاری در غیر این صورت که معده درد میشی .دوستای گلم قیافه همتون خیلی ناز و دوست داشتنی بود .بخصوص.... اگه بخوام نام ببرم تک تکتون هستین
گل بهار | September 9, 2008 4:17 PM
سلام مهربوناااا
بچه ها هنوز مسنجر و ایمیل من باز نشده و همچنان قفله.
خیلی طولانی شده.چه کار کنم به نظرتون :-(
توی یاهو گروپ هم نمی تونم برم.چون ادرسم همینه.
گل بهاااار من می خوام ببینمت.اما نمی تونم با این آیدی قفل شده وارد صفحه عکسا بشم :(((((((((((((((((((((((((
دنا جونم قابلتو نداشت.اگه اهنگای قشنگی بازم پیدا کردم حتما لینکشو می ذارم.
rokhy | September 9, 2008 4:22 PM
گل بهار جون منم ديدمت ازين مامان مهربون ها بودي.خيلي هم عكس هاي قشنگي داشتي وجاهاي قشنگ قشنگ
آلبالو عكس تو هم خيلي جاي قشنگي بود.خدا قسمت كنه.خوب قد بلند وباريكي ها.............
آزي | September 9, 2008 4:44 PM
آزی جونم من هنوز بی ایدی و ایمیلم :(((((
rokhy | September 9, 2008 4:46 PM
ای بابا تحفه نیستم البته منم خیلی ذوق داشتم ببینمت رخی جان
گل بهار | September 9, 2008 4:49 PM
تو که می تونی منو ببینی.چون عکسم هست.منٍ طفلکی از دیدنت محرومم. :(((((
آزی هم که دلمو یه همه آب کرد.
rokhy | September 9, 2008 4:51 PM
بچه ها سلام
غزال | September 9, 2008 4:56 PM
دلم آب شد اینقدر از عکسای همدیگه تعریف کردین بابا. اینقدر پز ندین :))
غزال | September 9, 2008 4:57 PM
ممنون ازی تو هم از اون مامان شیطونا بودیها جیگر. رخی قیافه ات همونی بود که تو ذهنم ساخته بودم دوست داشتنی و با محبت
گل بهار | September 9, 2008 4:57 PM
اوخ جوووووون چه خوووب ;-)
آقا این ماه رمضونی دعا کنین مسنجر و ایمیل من باز شه
افسردگی گرفتم :-/
rokhy | September 9, 2008 5:00 PM
سلام غزال گل .تقصیر خودته غزال جان تو از همون روز اول عکست رو ورداشتی گزاشتی اون بالا ما همه دیدیمت و همونجا کلی ذوق کردیم از دیدینت ولی تو بقیه رو ندیدی.دیییییی
گل بهار | September 9, 2008 5:11 PM
اریس جان من 2 تا مرغ رو سینه اش رو درسته میزارم 2هویج رو قطعه میکنم مثلا هر هویج برزگ 8 قطعه.2 تا پیاز بزرگ رو درشت خرد میکنم سیب زمینی ها رو با پوست 4 قسمت میکنم یه قوزه سیر را هم ریز میکنم یه لیمو گنده رو 4 قسمت میکنم نمک .فلفل سیاه حسابی بودر لیمو .زعفرون و 2 قاشق روغن زیتون رو تو یه کاسه همه اینا رو مخلوط میکنم و بعد میرزم تو یه ظرف فر که همه اینا توش به راحتی پهن بشن و دمای 180 تا 200 درجه 1 ساعت به طور متوسط طول میکشه پختش.راستش من فکر میکنم خشک نیست ولی نمیدونم نسبت به غذاهایی که تو میخوری خشکه یا نه؟تو میتونی با رون یا بال هم این کارو بکنی و یا اصلا یه مرغ رو درسته بزاری که 2 ساعت طول میکشه پختش و روغن زیتونشو بیشتر کنی واسه همه اعضا خونه خیلی لذیذه وخودت از سینه اش که کم چرب تره بخوری. سیب زمینیهاش هم که دیگه چون با پوسته هم منبع فیبره و هم مواد معدنی سالمن .سیب رو هم واسه امتحانت یه تکه بزار اون اواخر پخت که کباب شه توپ میشه مزه اش
گل بهار | September 9, 2008 5:16 PM
ا رخي درست نشد؟
آزي | September 9, 2008 5:37 PM
باز اينجا دستور غذا نوشتيد؟بابا جون مثل اينكه سيبيل هارو نمي بينيد ها!
گل بهار؟
آزي | September 9, 2008 5:39 PM
به خدا بلد نیستم چه جوری اونور بنویسم تو شیر فهم من بکن چشم .باور کن ترسیدم ازت
گل بهار | September 9, 2008 5:43 PM
دوستان
كالري صدگرم پسته شامي يا همون پسته تر ميشه 560 تا.
حتمآ اين روزها ازش بخورين.
بسيار بسيار بسيار دكترها تجويزش ميكنن.
من كه اين چند روز خودمو خفه كردم باهاش.
هستي | September 9, 2008 6:01 PM
گل بهار جون توهمين دستور غذاتو بنويس توي ورد.بعد بفرست به آدرس ايميل من.اگه عكس هم بگيري كه چه بهتر.يه عكس ساده بدونه هيچ شينيوني.اينم آدرسمه
azyparvazn@yahoo.com
آزي | September 9, 2008 6:07 PM
هستي جان دكتر گفته بخور ولي نگفته خفه كن خودتو احتمالا :دي
من پسته شامي دوست ندارم
آزي | September 9, 2008 6:10 PM
عاشق هستیم به وجود تو ای میتینگ
عاشق هستیم به وجود تو ای میتینگ
به اون دو چشم سیاه تو ای انار
به اون دو چشم سیاه تو ای انار
زنجیر پست تو پابند لایف استایل مون کِرد
زنجیر پست تو پابند لایف استایل مون کِرد
پابند دویدنهای تو ای انار
پابند دویدنهای تو ای انار
آه چربی که ورزش آبش می کِرد
جگر چربی که ورزش خون اش می کِرد
چربی به یه ذره قند و شکر دل خوش می کِرد
اما ما با ترفندها فتیله پیچ اش کِردیم
تپل بودیم عشق Food حیرون مون می کِرد
غافل بودیم که دوری Fat بی جون مون می کِرد
اما حالا Sport ماها رو Healthy کِرده
یه رژیم هرمیک ما رو میزون کِرده
عاشق هستیم به وجود تو ای میتینگ
عاشق هستیم به وجود تو ای میتینگ
به اون دو چشم سیاه تو ای انار
به اون دو چشم سیاه تو ای انار
زنجیر پست تو پابند لایف استایل مون کِرد
زنجیر پست تو پابند لایف استایل مون کِرد
پابند دویدنهای تو ای انار
پابند دویدنهای تو ای انار
.....
****************************************************
آقا چه می خونه این خالق ناصریا روانشاد ناصر عبداللهی:
http://www.youmahal.com/g.htm?id=3674
دیانا متینگ پرست!
دیانا | September 9, 2008 7:38 PM
بچه ها کلی خندیدم از این ترفندهای کیفکی تون! و پیشنهادهای تپلی تون به انار در ماه ضیافت الانار. خدا این کیفها رو از ما خانومها چه در این ماه و چه در سایر ماهها نگیره الهی!. من ۶-۵ ساله بودیم که به رموز کیف پی بردم اونهم درست توی یه مراسم روضه خوانی توی یه مسجد که دیدم یه خانوم یواشکی از کیفش یه پیاز درآورد و بعدش هم شاهد اشکهای روان اش و چشم های سرخ اش بودم که اون موقع ها نشانه ی علو درجات ایمانی بود!. . تازه حتما می دونین که از روی همین کیف و محتویاتش می شه نه تنها شخصیت شناسی کرد بلکه حتی تپل شناسی! هم کرد. هر کدوم تون که حاضرین همین الان و الساعه و بدون هیچ دخل و تصرفی کیف تون تحت بازرسی یه آدمی که یه جورایی مثلا مافوق تون محسوب می شه و باهاش رودربایستی دارین قرار بدین معلومه که کارتون خیلی درسته.
خلاصه چه ها که نمی کنه این کیف!.
دیانا کیف خواه!
دیانا | September 9, 2008 7:45 PM
راستی دیگه رقی عزیز ما هم باید وارد خاک پاک مام وطن شده باشه. رقی جون اگرچه الان اینجا رو نمی خوانی ولی بدون که دوستت داریم و برات روزهایی سرشار از شادی و موفقیت آرزو می کنیم و امیدواریم که کارهاتون به بهترین نحو پیش بره خانوم گل.
من هم برم عجالتا آلبومهای جدید بچه ها رو ببینم و با اجازه ی رخی و غزال از طرف شون نایب الزیاره باشم تا بعد بتونن خودشون پس از رفع موانع, حضور بهم رسانن!.
دیانا نایبکی!
دیانا | September 9, 2008 7:46 PM
آزي جون
ممنون كه گزارشات رو برام فرستادي.
من وزنتو بالاخره چي بنويسم؟
مجموعآ هفت صد گرم كم كردي؟؟
هستي | September 9, 2008 7:50 PM
توجه توجه توجه
اسامي وروديها و حذفي ها به مرحله دوم مشخص شد.
لطفآ از دست من ناراحت نشين من فقط بر طبق عملكردتون امتياز دادم.
از سر شب تا الان مشغولم و دارم وبلاگها رو دونه دونه چك ميكنم تا حقي از كسي ضايع نشه اما هر آدمي خطاكاره و منم منتظرم اگه اشتباهي رخ داده اصلاحش كنم.
اين كارنامه نتيجه عملكرد خودتونه.
دياناي عزيزم و داورارشد جام:
لطفآ به وبلاگ خودتون بريد و خصوصي اتونو بخونين.
من دربست تابع تصميمات شما هستم.
تا اينجا مسئوليت با من بود اگه خطايي ازم سر زده گوشزد كنين و تكليف مشروطي ها رو هه مشخص كنين.
هستي | September 9, 2008 8:38 PM
هستي جان
يكي اينكه من با اجازه ات شيت رو پابليش كردم براي همه ديده بشه.
دوم اينكه من بايد از ليست داورها حذف بشم چون نميشه هم رقابت كرد هم داور بود.
انار | September 9, 2008 9:20 PM
انار جون
اگه اينجوري باشه كه منم نبايد داوري كنم و يا رقابت كنم
هستي | September 9, 2008 9:25 PM
راست ميگي پس ولش كن بيخود گفتم. مرسي اطلاعات منو وارد كردي. من دوباره شنبه شب مسافرم اما غذاهام رو مينويسم بعد وارد ميكنم مثل اوندفعه.
انار | September 9, 2008 9:32 PM
انار جون
اون ستون رو اگه وقت داري يه نگاهي بنداز و اگه نداري شونه بسر كه نايب دياناست تكميلش كنه.
من و تو در يك رديف و داور دوم هستيم.نتيجه نهايتآ به داور ارشد ميرسه كه دياناست با مشورت نايبش شونه بسر.
اينجوري عادلانه تره.
رقباي عزيزم:
منو ببخشيد كه ساعتهاي طولاني منتظرتون گذاشتم.اما نميدونم چرا تموم كارهاي عالم يهو تو همون روز ريخت رو سرم.دير رسيدم خونه.و مدتي رو جدول كار كردم.اما دوباره شب احضار شدم خونه خواهرم.اين شد كه تا به خودم بيام ساعت شد يك شب.من نميخواستم ناخواسته حقي از كسي به دليل خستگي و اين حرفها ضايع بشه .براي همين دوست داشتم وقت بيشتري رو روش كار ميكردم.تا الانم نرسيدم سحري بخورم .يهويي به خودم اومدم كه 5 دقيقه به اذونه.اگه اشكالي و يا ايرادي در جداول ديده شد به بزرگي خودتون ببخشيد و تو ستون اعتراضات به امتيازتون وارد كنين تا داور ارشد ديانا منظورش كنه.
نتيجه قطعي و نهايي توسط دياناي عزيز كه كلي ديشب وقتشو تلف كردم و كلي امروز داره زحمت ميشكه اعلام ميشه.
من تابع دستورات و اوامر داورارشد هستم و ديگه كاري از دست من برنمياد كه جدول رو تغيير بدم.هر تصميمي كه ديانا بگيره با كمك نايبش شونه بسر براي من قابل احترامه.
خيلي خيلي از ديانا و شونه بسر ممنونم كه اگر چه عضو نبودن اما بيشتر از اعضا براي جاممون دل سوزوندن و تشويق و حمايتمون كردن.
يه تشكر مخصوصم براي رييس انارستان دكتر انار دارم كه با وجود مشكلات زياد مسافرت و مهموني و ....پا به پاي ما اومد و با ما بود واقعآ حركتش ارزشمنده چون هركدوممون در موقعيت اون حتي به جام فكرهم نميكرديم چه برسه بخواهيم عمل كنيم.
درسته نيم كيلو بيشتر كم نكرده اما ارزشش براي ما به اندازه 5 كيلوهست.چون واقعآ براش تلاش كرده.ما بايد از ريسمون درس اراده بگيرم.درس بگيريم كه لايف استايل دوره ايي نيست مقطعي نيست به زمان و مكان مربوط نميه بلكه در هرجايي و در هر لحظه ايي بايد و بايد راه انارستان رو ادامه بديم.
-ممنونم از سرگروههاي خوبم:آمانيتا-آرتميس-بهار-ملاني-آزي كه خيلي خيلي زحمت كشيدن و وقت گذاشتن و گروهشون رو ساپورت كردن.اطلاعات مفيدي كه شايد ساعتها بايد تلاش ميكردم تا بدستشون بيارم.
متشكرم از مديريت خوبتون.
هستي | September 9, 2008 9:51 PM
انار جون
ميشه زودتر اگه اين دورو برهايي جواب كامنت بالايي رو بدي؟؟
چون تا الانم دير شده بايد زودتر جواب به رقبا برسه.
اون طوري كه من از كامنتت استنباط كردم يا وقتشو نداري و يا موافقي كه شونه بسر اون ستون رو پركنه.
با اجازه ات من الان به شونه بسر خبر ميدم تا نظراتش رو اعلام كنه.
و رقبا بيش ازين منتظر نمونن.
هستي | September 9, 2008 10:09 PM
بچه ها من یک مسئله دارم میشه برام حل کنین:دوشنبه کلاس داشتم معلممون بهمون 93 تا مسئله داد که حل کنیم امروز(سه شنبه) از 7 صبح دانشگاه بودم تا 9 شب تا فردا باید همه مبحث خونده بشه و 93 تا مسئله حل بشه من چیکار کنم؟
کی ورزش کنم؟ خسته ام م م م
paybarah | September 9, 2008 10:09 PM
ديانا و شونه بسر عزيز
اگه اين دور و برها هستين و صداي منو ميشنوين بشتابيد براي امتيازات
ممنونم بابت زحمتي كه بهتون دادم.بالاخص دياناي كبيركه از ديشب وقتشو گذاشته براي جام.
اصلآ نميدونم اين همه محبت رو چه جوري بايد جبران كرد.
هستي | September 9, 2008 10:13 PM
هستی جون ممنون و خسته نباشی واسه این همه وقت و انرژی که گذاشتی میشه یک سوال بپرسم؟ من واقعا گیج شدم اصلا نمیفهمم امتیاز دهی چه جوری هست من الان امتیاز کلم -8 هست؟ اون منفی چیه؟ من تو این دو هفته همیشه رعایت کردم فقط تو دو هفته یک قاشق سس خوردم و یک تکه کیک وگرنه همش نوشتم و همش رعایت کردم ورزشمم هم آن و آف داشت
بازم ممنون واسه همه زحمتی که کشیدی چون من خودم نمیرسم وبلاگ خیلی از بچه ها برم و اگه هم برم نمیدونم بهشون چی بگم چون احساس میکنم خیلی خوب و بهتر از من دارن رعایت میکنن واسه همین میدونم که چه کار بزرگی کردی ممنون
paybarah | September 9, 2008 10:15 PM
پي براه عزيز
براي ديدن علت گرفتن امتياز منفي ات روي شيت هفته اول و دوم كليك كن و ببين كدوم هفته و براي چي امتياز منفي گرفتي.
به گمونم براي ورزش بوده كه هر سه روزورزش نكردن يك امتياز منفي داره.
درضمن براي اطلاع دوستان ميگم كه من روزهايي كه كمتر از نيم ساعت ورزش كردين رو منظور نكردم و يه روز كامل حساب كردم.و هر سه روزي كه اصلآ وزش نكردين يك امتياز منفي دادم
هستي | September 9, 2008 10:19 PM
هستی عزیز
حسابی خسته نباشی خانوم گل. نمی دونی چه حس قشنگی بود که آدم پشت کامپیوتر باشه و شاهد تلاش مثال زدنی تو باشه که با چه وسواسی نتایج رو بالا و پایین می کردی و توی لوگ جام رقابت اعضا ثبت می کردی. من نمی خواستم تمرکزت رو به هم بریزم و منتظر شدم تا نتایج رو ثبت کنی. با توجه به کامنت انار عزیزمون و با توجه به اینکه شانه بسر گل هم نتایج داوری اش رو برای من قبلا فرستاده در نتیجه من نتیجه نهایی رو با کمی دخل و تصرف اعلام کردم و الان هم نظر هیئت ژوری رو میارم و اینجا می ذارم.
هستی جون, سر گروهها و همه ی رقبای جام انار حسابی خسته نباشین و دست مریزاد که توی این مرحله گل کاشتین. می ریم که داشته باشیم رقابت دو هفته ی آتی رو.
دیانا ذوقناکیان!
دیانا | September 9, 2008 11:08 PM
------------------ به نام او که قدرت اراده و اختیار را در ما نهادینه کرد--------------------
دوستان٬ سروران و رقبای عزیز:
ضمن تقدیر و تشکر از بانی عزیز جام و همچنین مشارکت فعال و مجدانه ی شما رقبای رفیق و پس از دو هفته تلاش مستمر و بی وقفه و پیگیریهای به عمل آمده ٬ اکنون به مرحله ی غربالگری دور اول رسیده ایم. کارنامه ی به ثبت رسیده توسط دوستان گویاست فلذا نتیجه ی نهایی توسط هیئت داوران و بر اساس مشاهدات انجام شده به شرح ذیل اعلام می گردد:
راه یافته گان به دور دوم جام عبارتند از:
هستی
آرتمیس
الی
آمانیتا
گلبهار
آزی
میس ری
بهار
سردرگم
انار
پی براه
غزال
ملانی
سمیرا
کرم ابریشم
من خانوم
پریسا
سارا تیتان
زن زمانه
خداحافظی کننده گان با جام در دور اول جام:
رقی
آریس
لادن
لیموترش
سامیا
لیلی
نیروی برتر(نیاز)
پاره ایی توضیحات:
۱- رقی عزیز اگرچه با همت و پشتکار ۱۴امتیاز کسب نموده است ولی به صلاحدید خودش و مسافرت و عدم دسترسی احتمالی به اینترنت از ورود به دور دوم جام کناره گیری کرده است.
۲- گلبهار٬ آزی٬ بهار و غزال اگرچه موفق به کاهش وزن به حد نصاب نشده اند ولی به دلیل پیگیری های مجدانه شان و با توجه به این اصل که میزان كاهش وزن غير ارادي ولي نخوردن ممنوعه ها و انجام ورزش امری ارادی محسوب می شود٬ در نتیجه با یک درجه تخفیف مجوز ورود به دور دوم را پیدا کرده اند تا بتوانند تلاش مستمرشان را در دوم نیز ادامه دهند.
۳- لادن اگرچه مشمول بند دوم این توضیحات می شود ولی به دلیل عدم ثبت نام در انارستان و عدم درج نام در لوگ گروه که فی الواقع نقض قانون اول جام محسوب می شود و همچنین نیروی برتر(نیاز) به دلیل عدم رعایت محدوده ی مجاز کالری که این مورد نیز نقض قانون جام می باشد و عدم انجام ورزش٬ متاسفانه از راه یابی به دور دوم محروم شده اند.
درخواست:
از کلیه ی دوستان تقاضا می شود که نظرات اصلاحی شان در خصوص قوانین جام را سرجمع نمایند و نهایتا پس از پایان رقابت(انتهای دو هفته ی دوم) اعلام نمایند تا در صورت ایجاد جامهای بعدی مورد توجه قرار گیرد و نظرات سازنده در قوانین جامهای بعدی اعمال گردد. اما تا قبل از آن از کلیه ی دوستان خواسته می شود که به قوانین جام احترام گذاشته و حتی اگر مغایر با خواسته های آنان است باز هم قوانین را اجرا نمایند چرا که ثبت نام اولیه در جام به منزله ی پذیرش کلیه ی قوانین محسوب می شود.
مهلت اعتراض:
تا ۲۴ ساعت پس از اعلام نتایج دوستان فرصت دارند که اعتراضات احتمالی شان را بصورت کامنت در وبلاگ جام انار مطرح نمایند.
در پایان هیئت داوران از کلیه ی دوستانی که در پر بار برگزار شدندور اول این جام تلاش کرده اند تشکر نموده و آرزوی رسیدن به لایف استایل بهینه و ورزش نهادینه را برای کلیه ی تپلان عالم دارد.
با احترام
هیئت ژوری
به مورخه ی 20 شهریور ماه 1378 برابر با دهم رمضان و مطابق با 10 سپتامبر 2008
دیانا | September 9, 2008 11:22 PM
چه خوب
هم به دور بعد راه پیدا کردم هم ستاره ...!
آخ جون
میس ری | September 10, 2008 12:53 AM
رقيب دهم- ميس ري با15 امتياز
هستی جان امتیاز من 15 یا 11؟!؟!
11 نفر پنجم:ميس ري
میس ری | September 10, 2008 1:21 AM
وايييييييي چقدر جدي بود.............
واي بالاخره منم به دوره دوم راه پيدا كردم.......هووورااااا......مثل هميشه شامل يه بند وتبصره شدم............واييييييييي..................دقيقه نودي وبا ارفاق رفتم بالا..هووورااااااااااااااا
آزي | September 10, 2008 2:18 AM
ها آزی! ارفاقت بی دلیل نبوده ها! یادت نرفته که یک ذرت و بستنی باید در راه خدا بدی :))
شانه بسر | September 10, 2008 2:29 AM
منو بگو وزنم این دفعه نوسانش سر پایینی بود دو هفته دیگه که باز زیاد میشه چه کار کنم.
گل بهار | September 10, 2008 2:32 AM
آقا ما آمدیم اعلام کنیم که زنده ایم به خدا!...یادتون که نرفته ؟!
آرتمیس | September 10, 2008 2:44 AM
اوه اوه من با ارفاق ناپلئوني قبول شدم ها. از سرم گذشت.
انار | September 10, 2008 3:01 AM
بچه ها راسته که یکی از تیمهای ایران که برای پاراالمپیک رفته بودن دیروز که روز مسابقه بوده خواب موندن و به مسابقه نرسیدن؟!
من می تونم وارد گروه یاهو بشم؟!
میس ری | September 10, 2008 3:10 AM
وای بچه ها من تازه همین الان شیت نتیجه ی نهایی دوهفته ی اول جام رو دیدم!
یعنی خواب نمی بینم؟...یعنی من واقعاً شده ام نفر اول جام انارستان؟!!! (البته توی دور اول) ...
برم به آقای مهربان زنگ بزنم و بگم ،تا دیگه اون باشه من رو موقع وزن کردن غذاهام اونطوری نگاه نکنه که انگار داره ازخنده منفجر می شه ولی از ترسش جلوی خنده ش رو گرفته!!!
آرتمیس | September 10, 2008 3:23 AM
آقا اين ري به من تيكه ميندازه.ميگه مشروط شدي :)
شانه حالا لازم بود اينجا بگي؟اون زير ميزي مال زير ميزه
شب اگه پايه اي بيا بريم پياده روي.ذرت هم باشه براي بعد از ماه رمضون دي:
آزي | September 10, 2008 3:25 AM
غزال ديدي من وتو چقدر غذاي ممنوعه داشتيم......واي مردم از خنده....يك كيلومتر صف غذاهاي ممنوعه مونه............
آزي | September 10, 2008 3:29 AM
ميس ري بايد ستاره 5 پونديت رو بگيري تا بتوني وارد بشي.
انار | September 10, 2008 3:48 AM
ميس ري جون
اون ستون آخريه رتبه رقبا است يعني تو از بين همه نفر يازدهم شدي اما نمره ايي كه كسب كردي 15 بوده.
بالاي ستونها رو حتمآ بخونين.ما يه ستون نمره داريم و يك ستون جداي از ستونهاي ديگه براي رتبه بندي كه اين ستون ربطي به بقيه نداره.
هستي | September 10, 2008 4:21 AM
انار جون من 2.5 کیلو کم کردم!
ستارمو کجا باید بگیرم؟!
کی باید به من ستاره بده؟!
آیییییی مردم صف ستاره کجاست؟!؟!
میس ری | September 10, 2008 4:24 AM
هستی جان من پنجم شدم!
آخه چرا با من اینطوری می کنی؟؟:((
هستیییییییییییی چرا دقت نمی کنی گلم!
شاید من اشتباه می کنم!
نفر پنجم:ميس ري
میس ری | September 10, 2008 4:31 AM
هستی جان من شیت و نامرتب می بینم!یا واقعا مشکوکه!
می شه لطفا ستون منو یک بار دیگه چک کنی لطفا
میس ری | September 10, 2008 4:35 AM
ببخشيد ميس ري عزيز
همون نفر پنجم گلم
من ديشب نه خوابيدم و نه سحري خوردم.
برم بخوابم كه ديگه كم كم دارم هذيون ميگم.
ميس ري نفر پنجم
نفر پنجم
نفر پنجم
خوبه...؟
نه به گمونم ديگه يادم ميمونه.
جغد انارستان الان از سركار برگشته خونه و ميخواد بره بخوابه.كل امروز انگاراصلآ بيدار نبودم.
هستي | September 10, 2008 4:42 AM
اوا
ميس ري جون
اون ستون آخري كه بالاش صورتيه رو بي خيال شو
بابا كشيدمش كنار كه با بقيه قاطيشون نكني.
اون فقط يه ستونه
ربطي به سطرهاي بقليش نداره.
اون ستون صورتي رتبه رو فقط بايد ستوني خوند.
واضح تر بگم؟؟
راستي الان كامنت بالاييت رو ديدم 11 رو خودت تو دهنم انداخته بودي.نه من.
هستي | September 10, 2008 4:49 AM
آریس! من تو ماه رمضون وزن کم نکردم. یعنی دو روز اول نیم کیلو کم شد بعد با حلیم درمانی! جبران شد. شما هم به شوهرت صبح ها حلیم صبحونه بده. (دم غروب بفرستش بیرون برود حلیم بگیرد). دیشب هم شله زرد خوردم. بعد هم یک مورد خطرناک برای امثال من و شوهرت این است که ما ون ذخیره چربی نداریم وقتی به قحطی بیافتیم از اعضای حیاتی مان می سوزاند خواهر! فکرش را بکن: ماهیچه ها، کبد، قلب و .... بهش بگو تا توی اداره هم رو در بایستی نکند. من هم این 7-8 روز نان و کره عسل می برم با ساندیس می خورم هم سریع خورده می شود هم کالری اش بالاست هم بو نداره.
کلا بی روزه ها: صبح حلیم بخورید.
آرام | September 10, 2008 4:52 AM
در "جدول رقابت اعضا"
صفحه" نتايج نهايي دوهفته اول":
اين طور بخوانيد و اين ستونها با هم مرتبطند.
-ستون "الف" و "ب"
-ستون 1و2و3و4و5و6و7و8
-ستون A
هستي | September 10, 2008 4:54 AM
هستی جون ممنون می دونم خیلی زحمت کشیدی
من کالری های خودمو هم زورم می یاد بشمارم چه برسه بقیه و انقدر حساس
ممنون خوب بخوابی
میس ری | September 10, 2008 4:57 AM
پريسا جون و ساير رقبا توجه كنين:
به مطلبي كه بالاي ستون ها نوشته شده دقت كنين.
جوابتون رو قطعا ميگيرين.
من در جدول هفته دوم ميزان كاهش وزن از ابتداي شروع جام به مدت دوهفته رو نوشتم برخلاف هفته اول كه مربوط به همون يه هفته ميشد هفته دوم مربوط به دوهفته كاهش ميشه.(پريساجون شما از ابتدا كاهش رو يك كيلو زده بودي و حتمآ براي هفته دوم وزنت رو ننوشته بوي.منم شرط كرده بودم اگه كسي ننويسه و جايي تو جدول باقي بمونه كه علامت سوال باشه و يا معلوماتش مشخص نباشه براي عدالت بدترين حالتش رو در نظر ميگيرم تا حقوق بقيه از بين نره.شما يا كاهشت صفر بوده و يا ننوشته بودي و خودم صفر گذاشته بودم.ازين دوحالت خارج نيست.درضمن حتي ملاني سرگروهتم نميدونست چقدر وزن كم كردي .منم نفهميدم.خودتم ننوشته بودي.شرط ننوشتنم كه مشخص بوده)
هستي | September 10, 2008 5:07 AM
انار من دعوتنامه یاهو هنوز نگرفتم ها! مرا یادت رفته :(
آرام | September 10, 2008 5:21 AM
آهیییییییییییی یادم رفت بگم
آرام | September 10, 2008 5:22 AM
من هركس برام ايميل زده بود دعوتنامه فرستادم. ايميلت كجاست؟ به ياهو فرستادي؟
ميس ري وزنت رو بايد توي لوگ درست كني. صفش اونجاست.
هستي برو بخواب جانم. از بين ميري. برو اينهمه زحمت ميكشي براي گروه استراحت كن. ممنون خانومي.
انار | September 10, 2008 5:47 AM
واااااااااااااااااااااااااییی .چه خبره !! تبریک به همه راه یافتگان.من خیلی دوست دارم عکس هاتون و ببینم .دلم آب شد از بس هی از هم تعریف کردین.
خیلی احساس غریبی دارم:((
ani | September 10, 2008 7:31 AM
سلام .... آقا من رفتم در یاهو و دیدم همتون را ... به به ..... به به .... کلی آدم انگیزه پیدا میکنه ...
از صبح دارم دنبال عکس می گردم .... و یک نکته ای که فهمیدم معمولا وقتی وزنم می ره بالا موقع عکس گرفتن دستم می زارم جلوی شکم مبارک که سایزش معلوم نشه یا اینکه اینقدر می پوشم که هیچی دیده نمی شه و خلاصه ... سر این بکن و ته اون یکی ببر چند تا عکس گذاشتم ...
کرم ابریشم | September 10, 2008 7:32 AM
هستی جان
دستت درد نکنه بابت زحمتی که می کشی ... این کار واقعا وقت می بره می دونم و با ماه رمضان و کار و... واقعا جای تشکر داره ...
کرم ابریشم | September 10, 2008 7:36 AM
بچه ها اگه می شه هم برام دعا کنین هم انرژی مثبت بفرستین.خیلی دعام کنین لطفا.
حتی گاهی حس می کنم ممکنه یهو مغز و قلبم از کار بیفته و تموم.
تورو خدا برام دعا کنین که تصمیماتم درست باشه و آخرش خیر باشه.خیلی دعام کنین.مرسی مرسی مرسی
rokhy | September 10, 2008 7:41 AM
آني جان غريبي چرا؟ طبق اساسنامه كه واجد شرايط شدي ميتوني عضو بشي و عكس بذاري و جمال بي مثال اينهمه تپل رو يكجا ببيني.
انار | September 10, 2008 7:42 AM
انار جونممممممممممممممممم مرسی یک دنیا.اصلا همینکه برای من تنها یک خط نوشتی کلی ذوق مرگ شدم چه برسه به واجد شرايط دعوتنامه بودن.برم ببینم عکس چی دارم.دی.بازم مرسی.
ani | September 10, 2008 7:57 AM
بچه ها سلام لطفا به دادم بر سيد مسا له جديه كسي عمل هموروئيد كرده
sanazshangool | September 10, 2008 8:23 AM
انار يه خطم فقط براي من بنويس دي:
آزي | September 10, 2008 8:52 AM
آرام جام مرسی از راهنماییت.متاسفانه همسر بنده لب به حلیم نمی زنه!
صبح ها بزور من یه ذره نون و پنیر می خوره یه کم بادوم هم می ریزه تو جیبش تا غروب که ناهار و شامشو یکی کنه و یه چیزی بخوره!:(
آریس | September 10, 2008 8:52 AM
آقا من از صبح ساعت 7 دارم از خودم فرمايشات صادر ميكنم تازه شده 4 پاراگراف. خدا خودش به خير كنه!
انار | September 10, 2008 9:06 AM
هر دونه پسته 5 کالری داره.در ضمن پسته شام همون پسته تازه نیست و بادوم زمینی است.
سالومه | September 10, 2008 9:13 AM
انار جان حیف شد که دیگه نتونستیم ببینیمت.من هم مسافرت هستم و نمی تونم خیلی به وب سر بزنم.از دور خیلی می بوسمت و برای همه زحمتهایی که برای ماها می کشی تشکر می کنم ازت.دوست داشتم دوباره می دیدمت...ایشالا سفر بعدیت که خیلی زودتر از 3 سال دیگه باشه! :دی
سالومه | September 10, 2008 9:16 AM
لیلای عزیزم
کربوهیدرات رو هم مثل پروتئین حساب کن خانمی.30 گرم نون=نصف لیوان ماکارونی یا برنج=1.4 لیوان حبوبات نپخته
سالومه | September 10, 2008 9:17 AM
دوستای گل و بامعرفتی که سراغم رو گرفته بودن.
من خیلی حوصله و انگیزه نوشتن ندارم.دلم می خواد یه کم فاصله بگیرم...در سکوت ادامه دادن رو الان ترجیح می دم....
فعلا شمالم و تا جمعه هم برمی گردم.....شما هم با انگیزه و انرژی به برنامه هاتون برسین تا من از تلاش شما یه کم انرژی بگیرم
سالومه | September 10, 2008 9:22 AM
انار جان
من هم با آی دی جی میل و هم یاهو برای آدرس یاهو درخواست دعوتنامه فرستادم . تو رو خدا خواهر زودتر برام دعوتنامه رو بفرست که دلم آب شد .
غزال | September 10, 2008 10:28 AM
آزی آره خیلی باحال بود .من هم لب مرزی . الان که دیدم جزو راه یافتگان به مرحله بعد هستم کلی تعجب کردم . بابا ما رو این داوران گذاشتن توی رودروایسی .
من که از خودم دارم خجالت می کشم باور کن . از تمام آوانس هایی که قائل شدن استفاده کردم . هر روز هم تا لب مرز رفتم ها ...:))
غزال | September 10, 2008 10:31 AM
ساناز شنگول جان
من خودم این عمل رو نکردم . ولی چند نفر رو می شناسم که این عمل رو کردن و خیلی هم راضی هستن . مشکلشون کاملا حل شده بعد از عمل . نگران نباش .
غزال | September 10, 2008 10:40 AM
بچههای تهران همه خوبید؟ میگن زلزله اومده . امیدوارم همه سالم باشید
sheri | September 10, 2008 11:10 AM
شري تهران هم زلزله اومده ؟!! بابا من كه اخبار رو ديدم گفتم روستاهاي قشم كه .
ليلا | September 10, 2008 11:25 AM
سالومه جان خیلی تا حالا خوب پیش رفتی، یک هو ول نکنی همه چی رو. حیفه به خدا. حتما باز بیا و بنویس چون همیشه پر از شوق و نشاط هستی و به همه دلگرمی میدی
sheri | September 10, 2008 11:25 AM
شری جان من که چیزی حس نکردم! کی؟ امروز؟
شانه بسر | September 10, 2008 11:29 AM
بچه ها
ديانا واقعا يه داور فوق العاده است.
با يه منطق عالي با يه عملكرد عالي و با يه تصميم عالي.
صبح كه جدول رو باز كردم تا نتيجه شور و داوريشو ببينم لذت بردم.
خيلي بيشتر از خود رقبا به تموم قوانين احاطه كامل داشت و بيش از همه در جريان رقابت بود.حتي زحمت كشيده وبلاگها رو هم ميخوند.
براي كسي كه خودش تو جام نيست اما اينقدر دلسوزانه وقت گذاشته و اين مسئوليت سنگين رو مقتدرانه به انجام رسونده نميدونم چطوري ميشه تشكر كرد ازش.
دياناي عزيز اميدوارم در هركجاي اين دنيا كه زندگي ميكني شاد و تندرست و توانگر باشي.
آرزو ميكنم هرروزت بهتراز ديروزت باشه.
همينطور "شونه بسر" گلم كه هماهنگ با ديانا وقت و انرژيشو گذاشت تا نتايج زودتر به بچه ها برسه و براي ساپورتش تو طول دوهفته جام .براي خط زدن مشقهاي رقبا بدون اينكه اون موقع حتي سمتي داشته باشه دلسوزانه راه اصولي رو گوشزد ميكردو همه رو تشويق ميكرد.
هستي | September 10, 2008 12:55 PM
قابل توجه كساني كه ميخوان تو دور بعد يعني پايان دو هفته بعد براي جام بعد ثبت نام كنن.
كساني كه دير رسيدن و به اين جام نرسيدن.حواسشون باشه ثبت نام جام بعدي دوهفته آينده خواهد بود با رقباي جديد.با شماره جديد.با مديريت جديد.با قوانين جديدتر و بهتر.
همچنين از كساني كه دوست دارن مديريت جام رو به مدت يك ماه به عهده بگيرن به ايميل گوگل من در لينك پايين:
hastie20008@gmail.com
ميل بزنن و خبرش رو بدن تا با مشورت من و دكتر انار و داور ارشد ديانا و شونه بسر مشاورش مدير جديد رو انتخاب كنيم.
پست دكتر انار به عنوان "داور دوم" كه در هيچ شرايطي و در هيچ جامي تغيير نميكنه(چه دكتر انار رقيب باشه و چه نباشه). و پستهاي
ديانا بعنوان" داورارشد"
هيچ وقت به كس ديگه ايي نميرسه مگر با توافق خودش يا شركت كردن ديانا بعنوان رقيب در جام دكتر انار كه باعث ميشه لازم بشه يك نفر خارج از جام رقابت رو كنترل كنه.كه اينم با توافق خودشونه و مدير بعدي جام.البته با توجه به آزاري كه سر اين جام و از دست من ديد و كلي وقتش تلف شد و كلي وقت گذاشت تا داوري كنه بعيد ميدونم قبول كنه و انصراف نده.
تنها پستي كه عوض ميشه پست مدير جام به عنوان "داور دوم ديگر" هست.و "مشاورداور ارشد" كه خود داور ارشد در زمان مورد نيازش تعيينش ميكنه.
اين فراخوان من براي تعيين همين "مدير جام" هست.
من عقيده دارم بايد به همه فرصت داد تا انرژيشون رو به عرصه عمل بذارن و با ذوق خوب و انارستانيشون قوانيني رو همون اول برگزيده شدن براي همه پرسي بذارن كه به ما براي رسيدن به اهداف انارستانيمون و در نهايت لايف استايل صحيح كمك كنه.هرجام ممكنه مشكلاتي داشته باشه كه مدير بعدي سعي ميكنه با وضع قوانين جديد اونو برطرف كنه.همه با هم بايد تلاش كنيم تا رقابتي سالم داشته باشيم.
من اين كامنت رو اينجا گذاشتم و شاهد باشين دوهفته قبل از شروع جام جديد گذاشتم تا افرادي كه فقط انارستان رو ميخونن ببينندش و فكر نكن چون دور اول نشد شركت كنن نميتونن براي دورهاي بعد شركت كنن.حتي حذفي هامون ميتونن مجددآ شركت كنن.و اگه اين بين يكي از رقباي فعلي زمون نداشت يا درگير بود و ميخواست استراحت كنه ميتونه در جام بعدي شركت نكنه.
پس روي سخنم با تموم كسانيه كه ميخوان شركت كنن.هر جام مدتش يك ماه يا همون چهار هفته است.هرچهار هفته دو تا دوهفته است كه در دوهفته اخر ما ورود به مرحله بعد رو نداريم.تنها نمره ها و رتبه هاي تلاش يك ماهه داده خواهد شد و با پايان جام .جام فعلي هم پايان پيدا ميكنه.
-حالا اگه افرادي اين نظر و دارن كه برگزاري جام نبايد پشت سر هم باشه و بايد يه استراحتي بينش بديم.با ذكر دليلش بگن چرا و براي چه مدت.
هستي | September 10, 2008 1:35 PM
نه شری جونم ول که اصلا نمی کنم و تا لحظه ای که به هدفم برسم و حتی فکر کنم تا آخرعمرم !!به این سیستم ادامه خواهم داد.فقط احساس می کنم در حال حاضر و شاید موقتی به اندازه لازم از اینجا انرژی نمی گیرم....نمی دونم چرا اینجوری یه....
اون شور و دلگرمی ای رو که می گی من هم باید از بچه ها بگیرم که به جز چند نفر خاص این تعامل رو بقیه با من ندارن متاسفانه...
سالومه | September 10, 2008 2:36 PM
سالومه جون
برای من تو می دونی چجوری هستی ؟ مثل یه الگو که هیچوقت اشتباهی نمی کنه . و می تونم هر سوالی هم که دارم ازش بپرسم . یه منبع انرژی . راست می گی . کم کم داشت فراموشم می شد که این منبع انرژی خودش هم نیاز داره تا انرژی بگیره از بقیه .
از این به بعد بیشتر بهت سر می زنم خوشگل خانوم .
بی صبرانه منتظر دیدن عکست هستم ای سالومه خوش هیکل ورزشکار . بوس:)
غزال | September 10, 2008 2:53 PM
بچه ها
از بقیتون خبری نیست . همه دارین سریالای ماه رمضون رو نگاه می کنین ؟ جای من رو هم خالی کنین ها .
غزال | September 10, 2008 2:54 PM
جریان این زلزله تهران چیه ؟؟؟ کسی می تونه دقیقا بگه چی شده توی تهران ؟؟
غزال | September 10, 2008 2:56 PM
سالومه جون تو بيا ما قول ميديم تعامل هم بكنيم باهات..مثل اينكه خونه موندن وريلكس بودن بهت نساخته ها.البته اين خيلي عموميت داره آدم ها وقتي وظايفشون بيشتره اكتيو تر واميدوارترن وبا انرژي تر منم هميشه اينجوريم يا هيچ فعالتي ندارم مثل الان يا يهو100 تا كارو با هم انجام ميدم.بيا بنويس خودم قول ميدم هرروز بيام مشقاتم خط بزنم حتما حتما هم بعد از ماه رمضون يه برنامه استخر ميذاريم.
شري جون راست ميگي؟من زمانش رو نمي دونم كي بوده ولي من ديروز كه از بيرون اومدم احساس كردم سرم داره گيج ميره اومدم تو به مامانم گفتم كه متوجه زلزله شدي بعد مامانم گفت نه.گفتم پس من سرم گيج رفته:)
شري جون ما برنامه خالي بازيمون هميشه به راهه.توي ماه رمضون وعيد ووقتي يه مهمون خارجي داريم كه بيشتر.بعضي وقتها ميگيم واي كاش يه برنامه بذاريم كه كمتر همديگرو ببينيم دي:
آزي | September 10, 2008 3:04 PM
آزی شیطون نکنه مهمون خارجیتون انار خودمونه . خوش بگذره
غزال | September 10, 2008 3:14 PM
يعني ديگه انارو نمي بينيم؟رقي كي مياد؟يعني رقي رو هم نميبينيم؟
آزي | September 10, 2008 3:17 PM
انار عزیزم منم فرستادم برات درخواستم و.
آزی داشتیم!!!
وا سالومه خیلی حرفت برام ناباورانه بود تو همیشه برعکس این حرف و میزدی که!
غزال خانومی خوبی؟
هستی عزیز مرسی یک دنیا از یادآوریت.دیانا شانه بسر داوران گرامی ممنون از همه زحمت ها.
ani | September 10, 2008 3:24 PM
خوبم آنی جون . آنی تو هم پس مثل من تازه سه ماهت تموم شده ؟؟ آنی ایمیلی که برای درخواست یاهو فرستادی ایمیل خودت هم یاهو بود ؟ یا فرقی نمی کنه ؟
غزال | September 10, 2008 3:27 PM
زلزله هرمزگان بوده و 1.6 دهم ریشتر متاسفانه.من برا آلبالو نگرانم.سیل در سه استان خوزستان، چهار محال و بختیاری، و ایلام در غرب و جنوب غرب ایران باعث کشته شدن نزدیک به بیست نفر شده
ani | September 10, 2008 3:27 PM
نه غزال جون اين انار كه اينقدر سرش شلوغه علم ودانشه كه به معاشرت با ما بي سواد ها نمي پردازه.من يه دوستم بعد از2ماه كه اومده بود مسافرت دوروز پيش رفت واينقدر جاش خاليه كه نصفه شب بهم زنگ بزنه سه ساعت براي هم خاطره تعريف كنيم وبخنديم كه نگو:) حالا قول داده عيد بياد ايران وعروسي كنه.داماد رو تو اين سفر انتخاب كرده وپنجاه درصد قضيه حله
آزي | September 10, 2008 3:30 PM
جای دوستت خالی نباشه آزی و ایشالا که خوشبخت شه . پس عید یه عروسی افتادی.
راستی من هم عید میام ایران ولی دیگه عروسی نمی کنم :)
بعدش هم که شما اختیار دارین خانوم با این دست به قلم خوبی که دارین شکسته نفسی نفرمایین آزی جون
غزال | September 10, 2008 3:33 PM
غزال جونم من تو جی میل یک اکانت ساختم بعد از تو همون فرستادم برا انار جون
ani | September 10, 2008 3:34 PM
باور کن من از صبح تا حالا صد دفعه رفتم ایمیلم رو چک کردم ببینم دعوتنامه ام اومده یا نه . برای هیچ دعوتنامه ای تا حالا اینقدر منتظر نبودم توی عمرم
غزال | September 10, 2008 3:36 PM
آخ جون پس عيد چه خبر ميشه.هنوز هم سر حرف پياده روي واستخر راه اهن هستي ديگه؟ما بي صبرانه پس منتظريم براي عيد
آزي | September 10, 2008 3:37 PM
حتما سر جاشه . من که از خدامه .
غزال | September 10, 2008 3:39 PM
آخ غزال میدونی من عکس ندارم .یعنی دارم اما مال خیلی وقت قبل.حالا باید بیوفتم عکاسی.دی
ani | September 10, 2008 3:40 PM
آره بابا من که از خدامه . حتما هستم
غزال | September 10, 2008 3:40 PM
میگم عید خیلی خطری آدم بره ایران.همش مهمونی بازی و ... . میدونی که ولی امیدوارم خیلی بهت خوش بگذره
ani | September 10, 2008 3:44 PM
من هم باید دنبال عکسایی بگردم که تفاوت قبل و بعد رو خوب تر نشون بده . آره دیگه به قول تو باید بیفتیم دنبال عکاسی . البته ممکنه عکسای قبل و بعد من زیاد فرقی نداشته باشه . نمیدونم حالا وقتی گذاشتم ببینین دیگه .
غزال | September 10, 2008 3:44 PM
راستی یک سوال . درصد چربی و ماهیچه بدن چطور میشه فهمید.یعنی از چطور بفهمیم آدم ماهیچه از دست داده یا چربی؟
ani | September 10, 2008 3:48 PM
می گم اگه این رئیس من بفهمه من وقت کاری گرانبهام رو صرف چه کاری می کنم فکر کنم بیرونم کنه . خوب تا بیرونم نکرده من برم .
دیگه هر دقیقه به اینجا سر نمی زنم . سعی می کنم هر ده دقیقه یه بار بیام ببینم چه خبره :))
غزال | September 10, 2008 3:49 PM
واي كرم ابريشم من اصلا فكر نمي كردم تو چاق بوده باشي.نمي دونم چرا...........ولي خيلي خوب شدي!كلي خوشحال شدم سير تكاملت رو تا پروانه شدن دنبال كردم.واييييييييييييييييييييييي
بچه ها چقدر شما عكس هاتون توي جاهاي قشنگ قشنگه مثل ماتوي فضاي دربسته اتاق نيستيد.دلم خواست ازين عكس ها
آزي | September 10, 2008 3:53 PM
بابا آزی اینقدر دل ما رو آب نکن.
ani | September 10, 2008 3:56 PM
بچه ها من دارم کم کم خسته میشم پس چرا وزنم کم نمیشه .من چه بحورم جه نه بازم همونم که هستم این همه هم که ورزش میکنم هر دفعه میرم رو ترازو خشکم میزنه
گل بهار | September 10, 2008 4:03 PM
من فردا 2 تا امتحان دارم ولی مثل کسایی که با خودشون لج کردن هی دارم وب گردی میکنم.خوبه عصبی خوری نمیکنم.آآآه.گل بهار جونم اگه از هیکلت راضی حالا جه فرق میکنه 58 یا 48 ها؟؟
ani | September 10, 2008 4:06 PM
آني جون ميخ وام انگيزه شه براتون.
سولي جون ما هنوز عكس هاي شمارو نديدم ها.آرتيميس جون شما هم همين طور.......
آزي | September 10, 2008 4:07 PM
http://www.aftab.ir/articles/health_therapy/nutrition_health/c13c1220952137_fat_p1.php
جالبه بخونین.
ani | September 10, 2008 4:09 PM
میدونی آزی من وزنم کم شده ولی هیکلم فرق نکرده.یعنی حداقل تو عکس که معلوم نیست.آه.
ani | September 10, 2008 4:16 PM
http://www.aftab.ir/articles/health_therapy/nutrition_health/c13c1220270757_food_programme_p1.php
تنظیم برنامه غذایی با استفاده از هرم
ani | September 10, 2008 4:18 PM
9 عادت اشتباه در تغذیه:
1-نخوردن صبحانه
2-غذا خوردن پیش از خواب
3-پرخوری
4-گرسنه ماندن
5-ان[ام کار دیگری به هنگام خوردن
6-سریع خوردن
7-آب نخوردن
8-میوه و سبزی[ات نخوردن
9-خوردن تنقلات
http://www.aftab.ir/articles/health_therapy/nutrition_health/c13c1218257091_feeding_p1.php
ani | September 10, 2008 4:27 PM
شب بخیر همگی.من برم که فکر کنم تا صبح باید بیدار بمونم.ههههههههههی.
ani | September 10, 2008 4:29 PM
سلام به همه
من فکرکنم برنده ماه سپتامبر mapmyrun بازم گلبهاره، نزدیک به 21 مایل دویده ! رقبا حواسشون جمع باشه..
غزال جان
برنامه تو رو چه جوری میشه دید؟ اصولا میشه یا نمیشه!!
انار خانوم
شماهم به سلامتی وقتی به ولایت برگشتی بعد ازتجدید قواواستراحت باید 7شبانه روزبدوئی تا به پای رقبا برسی!
انشاء روکه پاکنویس کردی با نوشتن برنامه ورزشی چطوری؟!تو هواپیما هم بد نیست حوصله ات سرنمیره!
و اماخبرنگارخوبم:
سالومه جان من چندین ساله شمال نرفتم دیگه شکل و شمایل دریاوجنگل داره یادم میره !جای منم از این مناظر لذت ببر.امیدوارم با روحیه خوب برگردی .برای اینکه بتونیم با آرامش بیشتری زندگی کنیم باید سعی کنیم دنیارابا رنگ دیگه ای ببینیم:
نه سفید سفید....و نه سیاه سیاه..... بلکه باخاکستری هم میشه دید .
یه دوست | September 10, 2008 4:51 PM
یه دوست عزیز برنامه دویدن من اینجا هست :
http://www.mapmyrun.com/user_training?username=Ghazal
غزال | September 10, 2008 4:55 PM
به قول شوهرم دونده چاقالو منم
گل بهار | September 10, 2008 5:02 PM
گل بهار همه که دارن از هیکلت تعریف می کنن خواهر . اینقدر خودت رو اذیت نکن . می فهمم که چقدر سخته اینقدر تلاش می کنی ولی نتیجه ای رو که می خوای نمی بینی . ولی مطمئن باش اگر هم وزنت کم نشده چربی هات جاشون رو به ماهیچه های خوش فرم دادن .
keep going
غزال | September 10, 2008 5:08 PM
آره تنها دلخوشیم اینه که پاهام خیلی سفت شدن و شکمم عقب رفته .ولی دلم میسوزه واسه این همه تلاش میگم مگه من فزقم جیه با بفیه عین بلبل دارن وزن کم میکنن
گل بهار | September 10, 2008 5:15 PM
الهی فدات بشم می فهمم چی می گی
ولی گلبهار من هم این رو بهت بگم الان نزدیک دو سه هفته یی هست که یک گرم هم پایین نیومدم . دقیقا رسیدم به وزنی که همیشه بودم و همیشه هم ناراضی بودم و دوست داشتم دو سه کیلویی پایینتر باشم . من هم فکر کنم دوران سختیم داره شروع میشه تا این کیلوهای آخر رو کم کنم .
انگار این آخرا دیگه لایه های چربی از رو نمیرن . ولی چاره نیست دیگه . ما هم باید از رو نریم .
غزال | September 10, 2008 5:20 PM
گل بهار
به شوهرت هم بگو دیگه به گل بهار ما نگه چاقالو . تو که چاقالو نیستی . دونده هستی ولی چاقالو نه .
ضمنا یه سوال تخصصی هم ازت کرده بودم اگه جواب بدی ممنونت میشم خوشگل خانوم
غزال | September 10, 2008 5:24 PM
دقیقا نکته همین جاست غزال انگار چربی های قدیمی عین سنگ چسبیدن خوب حرفی زدیها دلم خنک شد . جوابتو دوباره اینجا پیست میکنم غزال جان من خودم راستش اول با برنامه 8 هفته ای تا 4 هفته اول رفتم بعد دیدم خسته میشم و این خسته گی میشه بهونه واسه ندویدن بعد شیف دادم به وسطای برنامه 24 هفته.ولی این که تو میگی به نظر من خیلی عالیه چون من لب مرز 12- 14 دقیقه دویدن اذیت شدم تا رد کردم و عادت شد واسم .خودت ببین بهت کجای برنامه فشار نمییاد و راجتی چون میدونی که 4 روز بعد باز باید 1 یا 2 دقیقه زیادش کنی.در کل اگه کسی مستمر تمرین کنه من فکر کنم 24 هفته زیاد باشه می شه یه جاهایی پرش داشت که من 2 یا 3 بار انجام دادم.
گل بهار | September 10, 2008 5:35 PM
راستی غزال جان ببین تو برنامه اگه دقت کنی میبینی از وسط برنامه سعی میکنه فواصل راه رفتن بین دویدن رو از 2 دقیقه به 1 دقیقه برسونه که این خودش یه پله پیشرفته .واسه همینم از 12 دقیقه دو دوباره میره سر 6 دقیقه که بتونی پیاده روی کوتاه رو تحمل کنی ببین این تغییر قابل تحمله واست به راحتی ؟ چون این برنامه خیلی نرم و راحت فشار رو زیاد میکنه .
گل بهار | September 10, 2008 6:10 PM
آره گلبهار جون سوال من هم بیشتر به خاطر همین تغییری هست که وسط برنامه می بینم و همون کم شده پیاده روی بین دویدن ها . باید روی این کار کنم ببینم بالاخره به کجا می رسم . مرسی از راهنماییت .
غزال | September 10, 2008 6:18 PM
سالومه جون ممنون كه درموردپسته شام توضيح دادي.
من تا الان نميدونستم كه پسته شام يك نوع بادوم هست.البته بيشترشو همين ميوه فروشي سر كوچه مقصره كه چند روز پيشا وقتي داشتم پسته ميخريدم گفتم ازين پسته ها ميخوام گفت پسته شام ميخواهين؟
منم ازون موقع تا الان ميگم بهش پسته شام.واقعا كه...
اگه اينجوري باشه بايد اين ميوه فروشيه كه اسامي چيزهايي كه براي فروش مياره رو ندونه بايد بره در مغازه اشو گل بگيره.من همين الان كامنتت رو ديدم و. تا الان متعجبم كه چرا تا الان كسي نميگفت پسته شام چيه و من جلوي همه همينو ميگفتم.اينم مثل ترم لوبيا شناسي من ميمونه كه بايد يه ترمم كلاس انواع آجيل رو بگذرونم.
تو جدول هفته پيشمم همه جا نوشتم "پسته شام".و تو كتاب كالري اين پسته رو داشتم و يادداشت ميكردم .پس اگه اينجوري باشه نميدونم كالري پسته تازه چقدر ميشه.
دوستان اگه كتابي دارين و يا از جايي ميتونين بفهمين كالري پسته خام (نكنه دوباره اشتباه نوشتم و يه نوع ديگه از آجيل هاست؟آقا همون پسته تازه كه يه پوست زرد داره و بعدش خود پسته هست ).چقدره ممنونتون ميشم چون من زياد ازش ميخورم.يعني از 560 تا كالري كه براش محاسبه ميكردم بيشتر هست؟
راستي من منظورم ازون پسته اين عكسه است درست ديگه:
http://lisham.sh.googlepages.com/DSC04181-l.jpg
تو يكي از كتابهاي تغذيه ايم هم زياد در موردش نوشته.اما هرچه گشتم كتابم رو پيدا نكردم تا در مورد خواصش بنويسم.حالا اگه پيدا كردم ميام و در موردش مينويسم.خون سازي بعلت داشتن اهن و افزايش نيروي جنسي و مغز و ذهن و آرامش بخش قلب و اعصاب و تقويت كننده معده و تسكين سرفه و درمان كننده اسهال خوني و معمولي و ... از خواص پسته است.تو اون كتابي كه داشتم اطلاعات كامل و مفيدتري بود.
هستي | September 10, 2008 7:40 PM
راستي گلبهار جون و غزال جون
شما چطوري در حال دويدن اين تايمهاي يه دقيقه ايي و دودقيقه ايي رو ميگيرين؟؟
چون دارين تو فضاي ازاد ميدويد جلوتونو ميبينين و يا براتون مشگلي نيست؟
خيلي وقت بود كه ميخواستم اينو بپرسم اما هر بار يادم ميرفت.
بي نهايت دوست دارم منم برنامه 24 هفته ايي رو شروع كنم.
هستي | September 10, 2008 7:45 PM
غزال جان همه سختی اولای برنامه دو وقتی 12 یا 14 دقیقه میدویدم واسه من همون 1 دقیقه راه رفتن بینش بود چون هنوز تا ضربان قلبم بالا بود باز باید 14 دقیقه میدویدم .واسه همینم رفتم سراغ برنامه 24 هفته ای که باز برگردم از 6 دقیقه دویدن 1 دقیقه پیاده روی شروع کنم. من فکر کنم چلنج اصلی همینه که داره شروع میشه واست مطمئن باش از پسش بر میآی
هستی جان از رو ی ساعت دجیتال موبایل یا ساعت مچی. هیچ وقتم احساس نکردم جلومو نمیبینم .چایی که من میرم میدوم خلوته. تازه گی ها هم که اینجا همش بارون مییاد گاهی میرم جیم
گل بهار | September 10, 2008 8:00 PM
سالومه جون منم با حرفهای غزال جون موافقم و تو یکی از کسایی هستی که خیلی ازش انرژی میگیرم فکر کنم ما اینقدر ازت انرژی گرفتیم که انرژی ات تمام شده اگه رشت و لاهیجان هم رفتی یک عالمه جای منم خوش بگذرون
paybarah | September 10, 2008 8:30 PM
بچه های دونده
من یک روز رفتم دویدم آنقدر بد بود انقدر بهم سخت گذشت اونقدر بد بود که تا اسم دویدن میاد بدنم میلرزه اولین روز برنامه 24 هفته ای را دویدم ه هشت دور هم بیشتر نرفتم یعنی فکر کنم اگه فقط یک دور بیشتر میرفتم سنکوب میکردم من خیلی خیلی راه میرم کلا آدم فعالی هستم ولی نمیدونم این 30 ثانیه دویدن چی بود که اینقدر من را زده کرد یک عامل دیگش این بود که سر ظهر بین دو تا کلاسم بود از گرما داشتم هلاک میشدم وای خیلی بد بود حالا چیکار کنم که بازم رغبت(رقبت؟) کنم که برنامه 24 هفته ای را شروع کنم
paybarah | September 10, 2008 8:35 PM
بچه ها باید این ماه توی دو به من آوانس بدین. یک هفته است سرما خورددم. با این حال دیروز رفتم دویدم البته یواش رفتم و وسط مسیر هم یک جای قشنگ که همیشه در حال هن و هن کردن ازش رد می شدم رسما گرفتم نشستم! آدم باورش نمی شه با یک سرماخوردگی بدنش این طور تحلیل بره. حالا باز هم احتمالا امروز هم می رم چون آخر هفته دیگر مسابقه دارم...
گل بهار من مطمینم که وزنت زودی کم می شه با این همه کیلومتری که داری میدویی.
dena | September 10, 2008 8:52 PM
دنا جون زیاد به خودت سخت نگیر که بدتر بشه حالت واسه سرما خوردگی بهترین درمان استراحت و سوپه.واسه هر کسی پیش مییاد. هر وقت جالت خوب شد بگو رقابت رو از همون روز دوباره شروع میکنیم.
گل بهار | September 10, 2008 9:07 PM
سالم جان،
من با اینکه بندرت تو بلاگ کسی مینویسم، ولی معمولا وقتو وقت دارم مال همه رو میخونم و همیش از خوندم بلاگ تو لذت میبرم چون خیلی positive هستی و همیشه اطلاعات مفید داری. واسه همین فکر نکن کسی سراغ تو نمییاد. یک عده بیسرو صدا مییاند و میروند. حتما فعالیت خودت رو حفظ کن چون میست میکنیم.
sheri | September 10, 2008 11:18 PM
sorry, i meant Salome jaan
Anonymous | September 10, 2008 11:19 PM
ای واجدین عضویت در آلبوم یاهو
یعنی ای شما عزیزانی که سه ماه از عضویت تون توی گروه سه شنبه ی طلایی مون گذشته و مفتخر به دریافت ستاره ی ۵پوندی اولیه از دستان مبارک رهبر عزیزمون شدید٬ بدانید و آگاه باشید که حتما و حتما باید با اکانت یاهوی خودتون به انار عزیز به آدرس
blog_identity@yahoo.com
ایمیل بزنید تا بتونه براتون دعوت نامه بفرسته. اون ضرب المثل:
کبوتر کبوتر باز باز
کند همجنس با همجنس پرواز
بدجوری توی تار و پود دنیای مجازی هم پیچیده. برای امور گوگلکی اکانت گوگل و برای امور یاهوکی هم اکانت یاهو پلیز!. یه موقع با آدرس جیمیل منتظر عضویت در گروه یاهو نباشین که بعدش با سبزه های زیر پاتون می تونین یه سبزه گره زنون سیزده بدری راه بندازین. بعدش نیاین بگین دیانا نگفت ها!.
دیانا هشدارکی!
دیانا | September 10, 2008 11:30 PM
آقا این "با" ها چرا جا افتاده؟
منظور این بود که : کبوتر با کبوتر باز با باز!
دیاناست دیگه! گاهی کلی توی ذهنش فلسفه می بافه و بعد موقع نوشتن فکر می کنه که قبلا نوشته در صورتی که عملا ننوشته!. گاهی هم که مثل الان یه کلکه رو می نویسه و بقیه اش رو توی ذهن اش ثبت می کنه!.
دیانا عاشقکی!
دیانا | September 10, 2008 11:34 PM
هستی جون
این peanut طفلکی توی فرهنگ لغت ما ایرانی ها بدجوری مظلوم واقع شده و اسامی مختلفی از جمله پسته شامی٬ پسته زمینی٬ بادوم زمینی٬ بادوم کوهی رو بسته به منطقه بهش اطلاق کردن که گاهی آدم رو گیج می کنه و همونطور که گفتی میوه فروش محل هم گاهی ترکیب می کنه Pistachio پسته ی تازه رو با پسته شامی. حالا ما یه بار توی جنوب بهمون گفتن پسته می خوری٬ ما هم گفتیم صد البته! و بعد از اینکه پسته هاشون رو آوردن دیدیم که یه موجودات سبز گرد کوچولو هستن که تازه از درخت کردن و مزه اش هم زمین تا آسمون با پسته ی معمولی فرق داشت و باید با همون پوسته ی روش و پوسته ی سفت دورش و مغز درونش یه جا می خوردی!. بعد کاشف به عمل اومد که اسم اصلی اش «بنه» هستش و به پسته ی وحشی مشهوره.
حالا ظاهرا بین کالری پسته ی تازه و پسته ی خشک نباید خیلی تفاوت فاحشی وجود داشته باشه و درواقع به خاطر آب بیشتری که داره کالری اش یه نمه کمتره. فقط باید حواس ات باشه که حدود سه چهارم کالری پسته از چربی میاد. مراقب باش که این موجودات سبز خوشرنگ خوشمزه خیلی گول ات نزنن. شاید این سایت هم کمی بهت کمک کنه:
http://www.calorie-count.com/calories/item/91436.html
ضمنا در مورد یکی از کامنتهای بالات هم من هیچی نمی گم و همچنان فقط عرق جبین خشک می کنم.
دیانا پسته ی تازه دوست می داریانی زاده ی شرمنده پور!
دیانا | September 10, 2008 11:35 PM
گلبهار عزیز
همینکه عضله هات سفت شده و شکم ات هم تو رفته نشون می ده که ورزش داره تاثیر خودش رو می ذاره و دیگه از اینجا به بعد شاید وزن معیار خوبی برای سنجش تناسب اندام تو نباشه و بیش از وزن باید روی تغییر سایز توجه کنی. می دونی٬ بطورکلی بارداری توی زندگی ما خانمها یه نقطه ی عطف محسوب می شه و با تغییرات هورمونی و غیر هورمونی که توی بدن بوجود میاد یه جورایی به اصطلاح استخوون می ترکونیم! که بازگشت بدن رو به دوران قبل از بارداری به مراتب مشکل می کنه و با رسوباتی که به جا می ذاره دیگه شاید نباید خیلی انتظار داشته باشیم که بعد از بارداری و زایمان بشیم همونی که قبلا بودیم. نمونه ی بارز این ترکوندن استخوون یکی از دوستان خانواده گی ما بود که توی دوران مجردی و ازدواجش از بس لاغر بود همه معتقد بودیم که اگه هسته ی آلبالو قورت بده همه فکر می کنن که حامله شده!. منتها بعد از بارداری واقعی اش دیدیم که از این به بعد اگه حتی یه سیب هم درسته قورت بده کسی بهش شک نمی کنه!.
دیانا خاطراتک فر!
دیانا | September 10, 2008 11:37 PM
ای انارستانی هایی که کامنت بالایی من رو خوندین و قراره مادر بعد از این! باشین٬ دقیقا به همین خاطر هستش که چون قبل از بارداری توی کارنامه تون تپلی ثبت شده٬ باید حتما و حتما روی روشهای اصولی و پایدار کاهش وزن کار کنین تا ایشالا توی آینده خیلی با مشکل مواجه نشین.
در واقع لایف استایل بهینه رو دریابین که کلید موفقیت در ید قدرت اوست!.
دیانا کلیدداشته زمانی!
دیانا | September 10, 2008 11:38 PM
سالومه ی جون
تو خودت بهتر از من به انواع و اقسام انرژی احاطه داری و می دونی که تعامل و ارتباط ما با همدیگه توی انارستان محدود به ارتباط کلامی-کامنتی نمی شه بلکه ماها با خوندن همین کامنتهایی که بچه ها در خصوص موارد مختلف می ذارن با هم در حال تعاملیم. اگه دوستی روی وبلاگ مون کلیک می کنه و کامنتی نمی ذاره داره نشون می ده که با ما در حال تعامله٬ اگه دوستی آلبوم رو باز می کنه و نگاهی بهمون می اندازه باز هم با ما در حال تعامل هستش٬ اگه توی خواب همدیگه رو می بینیم باز هم در حال تعالیم و...منتها چیزی که هست بزرگ شدن انارستان و انجام فعالیت های جانبی باعث شده که همه مون نتونیم مثل قبل با هم ارتباط کامنتی داشته باشیم. به عنوان مثال من خودم همیشه دوست دارم وقتی وبلاگ عزیزی رو باز می کنم حتما براش کامنت بذارم ولی اخیرا با توجه به اینکه برنامه ی خودم سنگین تر شده و از طرفی تعداد دوستان هم خیلی بیشتر شده در نتیجه عملا نمی تونم به خواسته ی دلم برسم و اگرچه فاصله ی سر زدنها به دوستان کمی طولانی می شه ولی خیالم راحت هستش که به هر حال با همین فکر کردن بهشون٬ در حال تعاملم. می دونی٬ محدودیتهای دنیای مجازی باعث می شه که گاهی آدم با انرژی منفی معلقی روبرو بشه که تکلیفش رو باهاش ندونه. تو دنیای واقعی ایگنور کردن ساده ترین راه هستش ولی توی دنیای مجازی احتمال خطای آدم به مراتب بالاتر هستش و به همین خاطر نمی شه با قاطعیت این انرژی های منفی احتمالی رو خنثی کرد و در نتیجه انرژی مثبت آدم اندکی تحلیل می ره.
من خیلی دیدم که تو توی کامنت گذاری هات خیلی انرژی می ذاری و بخصوص وقتی که روی مطلبی می خوای توضیح بدی. شاید بد نباشه که همه مون یه مدت فعالیت مون رو در حد امکان متمرکز کنیم توی وبلاگ انار. بخصوص وقتی که سوال و جوابی مطرح می شه. اینطوری هم بازخوردهای بیشتری خواهیم داشت و هم انرژی صرف شده بین تعداد بیشتری از دوستان پخش می شه و بازتاب انرژی مثبت اش به مراتب بیشتر هستش.
به هر حال این همه نوشتم که بگم تمام و کمال درک ات می کنیم و دوست داریم که با همت همه ی بچه ها٬ انارستان رو همواره مملو از انرژی های مثبت ببینیم.
دیانا سالومه دوستیانی!
دیانا | September 10, 2008 11:41 PM
رخی عزیز برو که داریم ات و خیل انرژی مثبت رو روانه ی دیارت می کنیم به مولا! و می گیم:
باز هم مثل همیشه
رخی برنده می شه
*********************
انرژی مثبت ما
پیشکش این رخی ما
دیانا مثبتکی!
دیانا | September 10, 2008 11:43 PM
بچه ها
هیچ حواس تون به این کفترک هستش که چطوری خرامان خرامان و کوله کشان اومده و از اون لابلای کامنتها یه همدردش رو پیدا کرده و براش نسخه پیچیده؟.
آخه کفتر به این زبلی و دلسوزی و دانه پراکنی تا حالا دیده بودین؟.
تازه من هیچی نمی گم که اون روسری نارنجی اش چقدر به اون تاپ نارنجی ترش که توی کمد آویزونه و در انتظار بازوان تپلی اش هستش میاد!.
دیانا کفترکی!
دیانا | September 10, 2008 11:48 PM
به مولا دارم می رم, لنگه کفش ها و گوجه فرنگی لهیده ها رو پرت نکنین پلیز!.
دیانا وراجیانی سر کار نرفته بیش از یه هفته گانی تنبل شده زاده!
دیانا | September 10, 2008 11:50 PM
گلبهار جان کجا می نویسی؟
آخرین کامنتی که داری مال دکتر سارا ست!
سلام گلی جونم
امشب شب ارزوهاست ایشالا به همه خواسته های قشنگت برسی
میس ری | September 11, 2008 12:23 AM
انار با ایمیل یاهو فرستادم
aram.anarestan@yahoo.com
آرام | September 11, 2008 2:02 AM
ری جان کجا رفتی اگه رو اسمم الان کلیک کنی میرسی خونه من
گل بهار | September 11, 2008 2:23 AM
آزی جان ممنونم ... کلی خندیدم از اینکه فکر نمی کردی من چاق باشم ... آخه بابا هر کرمی که لاغر نیست من از این کرم چاق تنبلا بودم که برگ زیر پاشون می خورن از زور تنبلی ....
کرم ابریشم | September 11, 2008 3:03 AM
کرم جان خیلی فرق کردی قابل تامل و توجه هست آفرین به تو .کلی جوون شدیها
گل بهار | September 11, 2008 3:08 AM
مهربوناااا یک عااااالمه ممنون از انرژی های مثبت و دعاها و مهریونیتون.
دیانا جانم موجهای مثبتت رو دریافت کردم.گل بهارمیه عالمه ممنونم مهربونم.ساناز شنگول خوبم یک عالمه ممنونم از مهربونی و موج مثبتت.هر موقع منو یادتون اومد پلیز برام دعا کنید و موج مثبتتون رو روونه کنید تا مشکل من حل بشه.
از همممتون ممنونم.روی ماهتون رو می بوسم
rokhy | September 11, 2008 1:09 PM
انار جون من وزنم رو آپدیت کردم که حذف نشم.
بچه ها، من دارم برای کار جدیدم میرم یه شهر دیگه. شاید تا چند وقت به اینترنت دسترسی نداشته باشم.
سعی میکنم مواظب غذا خوردنم باشم. اگر تونستم ورزش کنم میام گزارش میدم.
نینابه | September 11, 2008 2:24 PM
رخي جون
من وقتي كامنتت رو ديدم بي هوا وقت افطار به يادت آوردم.و دعات كردم.اميدوارم مشگلت هرچه زودتر حل شه.
هستي | September 11, 2008 3:16 PM
خوردن آب سبزيجات و آب گريپ فروت در لاغر كردن بسيار موثر است چون باعث دفع سلولهاي چربي در بدن مي شود
هستي | September 11, 2008 4:39 PM
رخي جون شما يه فاميل به نام ركي جون نداريد؟
آزي | September 11, 2008 4:59 PM
پی براه جان میخواستم اینو تو وبت بنویسم تلاشم ناموفق بود منم اگه تو گرما برم بدوم نتنها نمیدوم بلکه راه هم نمی تونم برم و به نفس نفس میافتم. همیشه سعی میکنم وقتی برم بیرون که دما متعادل ترین حالت رو داشته باشه پس ایراد از تو نیست چون