« میتینگ 84 | صفحه اول | جام انارستان »
آقا ببخشيد دير شد. داشتم وظايف فاميليم رو انجام ميدادم و به عمه ها سر ميزدم ديگه همين الان آمدم خونه. گفنم تا كامنتها به 600 نرسيده اين ميتينگ رو شروع كنيم. اگر ميديديد من چه جوري امروز دست به بستني جلوم توي كاسه نزدم و بعد هم دست به شيريني ها نزدم وشكلات رو هم برداشتم گذاشتم توي بشقاب كه ختم غائله بشه و شب هم اومدم خونه شام خورش با ماست خوردم كلي به من افتخارات ميكرديد.
حالا خواستيد ماجراي همايش پايتخت رو تعريف كنيد الان اسباب كشي كنيد اين ميتينگ كه اون يكي ديگه به زور باز ميشه. آهان يه عده اي ظاهرا ستاره داشتند و من اعلام نكردم. علتش اينه كه توي ليست ستاره هاي لوگ ستاره شون نوشته شده بوده كه احتمالا توسط يكي از بچه هايي كه لطف كرده بودند و در ميتينگهاي قبلي داوطلب شده بودند انجام شده اما من وقت نكردم اعلام كنم. حالا اگر شما جزو اين دسته هستيد علاجش اينه كه برين توي لوگ و اون ستاره اي رو كه اعلام نشده نوشته شده پاك كنيد كه من ببينم بايد بدمش. اوكي؟ معذرت بابت اين گيجي. مشكل از كم كاري من در اين چند وقت بوده.
تكميل 2:
خوب من ستاره ها رو بدم قبل از اينكه ميتينگ بعدي رو شروع كنم:
اينا حذف شدند:
لولك، غزل،تمشك، پگاه، nadia,Lilac، بفرين، ايرسال27، تپل موبور، سارينا
اينا تا ميتينگ بعدي اگر وزنشون رو به روز نكنند حذف ميشن:
ستاره بارون
نينابه
گيتا(صدف)
اينا ستاره پس ميدن:
گلي 5 پوندي
ساناز 5 پوندي
اينا ستاره ميگيرند:
جوجه تيغي: 15 پوندي
غزال ده پوندي:
هستي 25 و 30 پوندي:

باران 5 پوندي: 
ليلا 10 پوندي:
من خانوم 5 پوندي:
مهسا 30 پوندي:
كرم ابريشم 10 پوندي:
آرتميس 30 پوندي:
كف مرتب، تشويق بفرمائيد لطفا. حضار نكته كنكوري يادتون نره. منم برم ببينم اين چند روز كه من وقت نكردم بيام سراغ وبلاگها چه خبر بوده.اين 270 تا كامنت من فقط 70تاي اولش رو خونده ام. يه مقدار هم دعوتنامه بدهكاري دارم بهتون كه ميفرستم بياد.
Comments
انار جون
من جدول رو برای خودم و لیلا درست کردم .
تا سرت خلوته می شه لطفا وبلاگ من رو هم به لیست کنار صفحه اضافه کنی مرسی
آدرسش اینه :
http://www.ghazalsdiet.blogfa.com/
غزال | September 2, 2008 1:39 PM
اون نفر آخر sunyonline هم شب تاب هستش
غزال | September 2, 2008 1:41 PM
هورااااااااااااااا ميتينگ جديد !!
انار جان از غذا خوردن ديشبت هم معلوم بود كه خيلي مراعات مي كني
هزار آفرين داري
ليلا | September 2, 2008 1:45 PM
اولین باره که من جز 5 کامنت اول شدم هورااا و سلااااام به همه
ملانی | September 2, 2008 2:03 PM
بالاخره میتینگ جدید اون قبلی با اینترنت من حداقل 3-5 دقیقه طول می کشید.
بهارک | September 2, 2008 2:05 PM
به به میتینگ جدید..
من هم رفتم توی mapmyrun عضو شدم ولی هنوز ازش سر در نیاوردم.ببینم به درد ماها توی ایران می خوره؟باید برم اکتشاف کنم سایتش رو
انار من اعلام کردم که تا جمعه آینده مرخصی هستم...هر کی پایه است بیاد با من باشگاه یا استخر..خلاصه هر رو هم حاضرم بریم ورزش.البته پنج شنبه و جمعه شمالم.قبل و بعدش اوکی هستم
لیلا حالت بهتره انگار..بابا لیلا تحویل نمی گیری هاااااااااا
سالومه | September 2, 2008 2:38 PM
غزال جات خالی بود حسابی
آفرین به تو که توی مسافرت هم لاغر شدی
غزال تا وزن هدفت چیزی نمونده ها.. این جدول خوشرنگی که برای هرم کشیدی کلی به من شور و شوق داد.تند تند مشقاتو خط می زنم ببینم هرم داری این هفته ات چطوره
سالومه | September 2, 2008 2:41 PM
انار من کلی بهت افتخار می کنم
دیروز که آب و نوشابه دایت خوردی توی کافی شاپ شام هم که قدر یه گنجشک خوردی..امروزم که کلی مبارزه با نفس کردی
باریکلا دختر ماه
ببین من دقیقا یادم نیست که تو در روز مجازی چند گرم کرب بخوری.وقت کردی برام توضیح بده پلیز
سالومه | September 2, 2008 2:50 PM
سالومه جونم منو چه به اين حرفا آخه. اين آگهي هاي بازرگاني كه مي بينين ميام ميذارم و ميرم در عالم خواب و وبيداريه . امروز از وقتي اومدم خونه تا الان كه در خدمت شما هستم سه بار خوابيدم و بيدار شدم . الانم دوراز جون مثل چي خسته ام . نمي دونم چرا اينقدر منگم
ليلا | September 2, 2008 2:57 PM
سالومه جون
در مورد مپ مای ران بهت بگم که آره اگه توی ایران باشی هم به درد می خوره . میشه یه رکورد برای ثبت فعالیتهای ورزشیت .
حالا برای من که از این جهت خوب بود که بیرون می دویدم و حساب مسافت دستم نبود از نقشه اش هم استفاده کردم که مسافت هایی هم که می دوم دستم بیاد چقدره . ولی توی ایران نقشه اش رو نداره که بتونی از این امکانش استفاده کنی . ولی اگه بدونی چقدر دویدی یا راه رفتی . و یا هر ورزش دیگه ای رو که بکنی می تونی توی رکوردت ثبت کنی .
بعدش هم اگه خواستی باهاش کار کنی سالومه حتما بیا توی گروه گلدن تیوزدیز .
غزال | September 2, 2008 2:58 PM
آفرین انار !
خیلی خوبه که داری مراعات می کنی .
من اصلا وقت نکردم این دو سه روزه بعد از افطار درست و حسابی غذا بخورم .
باید یه برنامه ی درست و درمون بریزم واسه خورد و خوراک منزل
zeinab | September 2, 2008 3:11 PM
خوشحالم که به همتون خوش گذشته چقققققققققققدر دلم میخواست بیام ولی نشد.خیلی دلم میخواد یه قرار دیگه بزارین که منم بتونم بیام.
ولی تو استخر نه هاااااااااااااا بابا آخه فکر ما رو هم بکنید آزی جون که چربی هامون از هر نقطه آویزونه ما با مانتوش جلویه شما رومون نمیشه ظاهر بشیم چه برسه با مایو:))
الی | September 2, 2008 3:19 PM
بچه ها من فردا مدرسه ام دعئت هستم . دبیرستان ما هر سال افطار همه ی فارغ التحصیل هایش رو دعوت می کنه و تازه شم موهام رو هم مش کردم . خیلی هم شیک شدم
الان یه زی زی ه 59 کیلویی در خدمتتونه که موهای خوشگلی داره
هه هه
zeinab | September 2, 2008 3:19 PM
انار! (آرام پس از آن کامنت تهدیدگر، گردنش را کج کرده) من هم دلم می خواهد عضو یاهو باشم. ایمیل یاهو ساختم و یک ایمیل هم برات زدم در آدرس ایمیل هم اسمم هست هم انارستان هست. به من دعتونامه بده. پل~یز :)
آرام عجول!
آرام | September 2, 2008 3:26 PM
رخی جان خیلی خوشحالم میکنی یادم میکنی و امیدواریم میدی.محتاجم به دعات.
گل بهار | September 2, 2008 3:43 PM
سالومه من بازم اومد با سوالات هرماتيك .
سالومه تو كه از فيت دي كالري هات رو مي شماري، از همونجا حساب مي كني كه مثلا چند واحد كربوهيدرات خوردي و چند واحد پروتئين و بقيه يا اينكه اينا رو خودت در نظر مي گيري ؟!!
آخه گوش شيطون كر ، چند روزي هست كه با اعمال شاقه يك سري محاسبات تو فيت دي انجام دادم ، بعد به طرز وحشتناكي همه چي كمه :(
يعني با محاسبات خودم مثلا امروز 5.8 كربوهيدارت خوردم ، بعد اونجا همش 138 تا نشون ميده :(
يا كلي به خودم فشار آوردم كه هم عدسي خوردم و مرغ هم خوردم بعد همش 60 گرم شده :((
ليلا | September 2, 2008 3:48 PM
البته سالومه ناگفته نماند همه رو بلد نيستم . يعني بعضي خوراكي ها رو حساب نمي كنم ، چون بلد نمي باشم :دي
ليلا | September 2, 2008 3:51 PM
خوب لیلای گل تا زمانی که همه مواد مصرفی تو نزدی توش که نمیتونی قضاوت کنی در مورد سهمات
گل بهار | September 2, 2008 4:00 PM
بالاخره منم عضو یاهو شدم
حالا که نیومدم عکسهامومیذارم تا یه زمینه از قیافه من بیاد دستتون.
فعلآ دارم آپلود میکنم.ولی نمیدونم چرا هرچی تلاش میکنم نمیشه.حالاادامه میدم تاببینم میتونم یا نه.
هستي | September 2, 2008 4:05 PM
من دلم خیلی گرفته دلم واسه خونوادم و ایران خیلی تنگ شده چی کار کنم دلم میخواد برم یه جایی داد بزنم چه پیشنهادی دارین حالم بهتر شه
گل بهار | September 2, 2008 4:05 PM
من بالاخره موفق شدم 4 تا دونه عکس خودمو بذارم
بهارک جون
چرا از خودت عکس نداری؟
این همه بچه ها از عکست تعریف کردن.پس چس شد البومت؟
راستی بچه ها من چرا نمیتونم عکسها رو واضح ببینم؟
بزرگش که میکنم تار میشه.چطوری میشه با کیفیت تر سایزش رو بزرگتر کرد؟
انارجون
منم تو لوگ اصلاح کردم تا ستاره بگیرم.
هستي | September 2, 2008 4:09 PM
انار جان اشکالی نداره که عکس ستاره ها رو آپ لود کنیم؟؟؟
ani | September 2, 2008 5:10 PM
انار جون من که بهت گفتم باید دفاع و مسافرت ایرانت را هر کدام یه نیمه ماراتن برا خودت ثبت می کردی! به خاطر این دو تا کار بزرگی که کردی من بهت آوانس می دم! این ماه کلا تو برنده هستی! حالا ماه سپتامبر ببینیم چی کار می کنیم یا این گل بهار ورزشکار. اما راست می گی این عددها کاملا متناسب با هر فرد و شرایطش باید معنی بشن. من آن روز داشتم به یکی می گفتم که به طور متوسط ماهی 75 کیلومتر می دوام برگشت گفت اون هفته ای 75 کیلومتر می دوه!
dena | September 2, 2008 6:59 PM
گل بهار کاشکی جوابی برات داشتم عزیزم. من هم همه اش دلم برای خانواده ام تنگه. حالا هم که یک ماه دیگه می خوام برم ایران از همین الان دارم فکر می کنم که وقتی برگردم دوباره دلم تنگ می شه. فقط می تونم بگم که آدم کم کم عادت می کنه. هر چی می گذره و خاطرات این جا بیش تر می شه و دوست ها و اشناهای این جا نقش شون تو زندگی پرنگ تر می شه آدم احساس تو خانه بودن بیش تری می کنه. همین ورزشی که می کنی بهترین کمک بهت هستش بدو و از دست غم و غصه فرار کن.
dena | September 2, 2008 7:17 PM
گل بهار عزیز
کاملا درکت می کنم . این احساسی هست که همیشه باهامون هست و خواهد بود . فقط به قول دنا با پر رنگ تر شدن چیزای دیگه که دور و برت هستن احساس دلتنگیت هم کمتر میشه یعنی دیگه فرصتی پیدا نمی کنی که بهشون فکر کنی .نمی تونم بگم که عادت میشه . ولی فقط فکرت مشغول چیزای دیگه باید بشه .
این چیزیه که اگه بخوای اینجا بمونی و خوشحال باشی باید انجام بدی . ولی من هم مثل تو همیشه درگیرم . همیشه بهش فکر می کنم و متاسفانه هنوز نتونستم باهاش کنار بیام . ولی بدون که همدردیم عزیزم و فقط هم خودمون هستیم که باید به خودمون کمک کنیم .
غزال | September 2, 2008 9:48 PM
آزی جونم
من که پایه ام هر روزی بگی و هر ساعتی.یه زنگ بزن که هماهنگ شیم.
لیلا جونم
درباره کربوهیدرات من به یه نتیجه ای رسیدم.توی فیت دی یه عدد می ده که گرم کرب و پروتئین و چربی یه.اون عدد مساوی با واحد نیست.ممکنه تو دو واحد پروتئین رو در قالب تخم مرغ خورده باشی ولی توی فیت دی نشون می ده که تو 9 گرم پروتئین خوردی و مثلا 5 گرم چربی.این ربطی به واحد نداره این میزان کرب و چربی و پروتئین داخل مواده.
الان همون نون هم که می خوریم پروتئین داره ولی جزو پروتئین هرممون حساب نمی شه
درباره غذا ها هم طول می کشه تا کامل دستت بیاد و راحت بتونی با فیت دی کار کنی.باید هم انگلیسیت خیلی خوب باشه که معادل سازی کنی و هم حوصله به خرج بدی و درست سرچ کنی .ولی فکر کنم کالری شماری فیت دی خیلی دقیق تر باشخ از اون دستی هایی که ما انجام می دیم.ضمن اینکه بالانس غذایی و کالری و ورزش رو هم نشون می ده
حالا اگه یه موقع غذایی رو خواستی پیدا کنی و برات سخت بود حتما بپرس که کمکت کنیم.
غزال گل
ممنونم از راهنماییت .منم می رم و عضو گروه سه شنبه های طلایی می شم و فعالیت ورزشی ام رو ثبت می کنم.
بچه ها
کسی اینجا ساعت polar داره>همون ساعته که بر حسب ضربان قلب میزان فعالیت و کالریتون رو محاسبه می کنه؟من سفارش داده بودم برام یه گام شمار بیارن این رو اوردن...یعنی یه مغازه ای آورده حالا نمی دونم به دردم می خوره که بخرمش یا نه؟؟؟
سالومه | September 2, 2008 10:43 PM
دوستای عزیزی که برای یاهو گروپ عکس می ذارید
لطفا عکس تمام قد قبل و بعد از ستاره گرفتنتون رو هم بذارید.آخه اونجا می خوایم با دیدن عکس تپلی و سپس لاغریتون انگیزی بگیریم.البته به جز آرام گل.که باید بر عکسشو انجام بده :دی
من که با دیدن عکسهای الی و رقی کلی انرژی می گیرم.
سالومه | September 2, 2008 10:57 PM
بچه ها منم 3 تا عکس گذاشتم توی میتینگ پایتخت
:)
سالومه | September 2, 2008 11:05 PM
سالومه جونم دستت درد نکنه . دیشب تا صبح خواب هرم و فیت دی دیدم :دی
Anonymous | September 2, 2008 11:41 PM
بچه ها من نمی دونم چرا توی ورزش رفتن شل شدم؟؟؟خیلی بده هاااااااااا.نمی دونم چم شده..روز آخر که رفتم ورزش حالم بد شد نتونستم ورزش کنم
حالا باید به خودم یک عدد سیخونک حسابی بزنم و برم ورزش.امروز برم دوباره روی دور می یفتم
سالومه | September 3, 2008 12:41 AM
!از این خوشبخت تر؟! نه بابا! نمی شـــــــــــــــــــــــه
میس ری | September 3, 2008 1:53 AM
سالومه به خودم امیدوارم کردی:دی
من از دیدن عکسایه قبل و بعد تو دهنم وا میمونه اینقدر که بزنم به تخته خوب لاغر شدی و هیکلت جمع شده.
......................
هستی دختر، تو چقدر نازی و تپلی بهت میاد.
الی | September 3, 2008 3:07 AM
هستي جون مرسي كه عكس گذاشتي.ولي سالومه راست مي گه عكس تمام قد از چاقي ووزن كم كردنت بذار كه برامون ايجاد انگيزه كنه.
بعد هم براي واضح ديدن عكس ها سيو كنيد اون ها رو تا بزرگتر ببينيد
سالومه ميشه عكس ها رو با كيفيت بالا براي من ميل كني؟من عاشق دوذبينتم وبراي من وري يه نوستالژي داره وما هنوزم اعتقاد عميق داريم كه اين si2معجزه مي كنه.حيف كه مال ري خراب شد وما را تا آخر عمر داغدار كرد :(
آزي | September 3, 2008 4:03 AM
سلام خانوم خانومااااااااا
میتینگ نو مبارک
بچه ها من کلی لذت بردم از توصیفات زیباتون از سمیناهاری !! که داشتین
مخصوصا آزی جونم که می میرم برا اون نمک خالص کلامش و شونه جون که باز لحن ورزشکاریش منو شوریده کرد ((:
خب بیاید از شروع این ماه جدید بگید من که کلی تغییرات اساسی تو تغذیه ام و حالو روز معده ام به وجود اومده
نمی دونم خوشحال باشم یا ناراحت ؟
هی معده هه بنده ی خدا پر می شه بعد دوباره خالی می شه !p: خدا به خیر کنه (:
راستی تو لیست انتظار و یاد کردناتون "من خانوووم" دیده نمی شد ،آره؟ داشتیم ؟
من خانوم | September 3, 2008 4:43 AM
تاثیر خنده در کاهش وزن
خندیدن یکی از بهترین داروها می باشد. همچنین خندیدن، یک رژیم لاغری مناسب را به وجود می آورد...
http://www.tebyan.net/Nutrition_Health/dites/loss_weight/2008/6/11/68073.html
میس ری | September 3, 2008 5:06 AM
آدامس جویدن می تواند به کنترل اشتهای شما کمک نماید. در یک مطالعه که در دانشگاه "کالدونیان گلاسگو" انگلیس انجام شد، نشان داد کسانی که در بین وعده های غذایی شان آدامس می جویدند، در وعده های غذایی یا میان وعده های بعدی، غذای کمتری خوردند.
http://www.tebyan.net/Nutrition_Health/dites/loss_weight/2008/5/19/66757.html
میس ری | September 3, 2008 5:08 AM
آزي جون
من عكسهارو براي ايجاد انگيزه نذاشتم فقط براي اينكه يه پيش زمينه از چهره من داشته باشيد.من چاقيم فقط بالاتنه امه و پايين تنه ام زياد مشگلي نداره.ازلحاظ انگيزه براي خودم نصف شدن سايز بالاتنه ام هدف كل لاغريمه كه فكر كنم تو عكس 3 و 5 و 6 هست و فقط اين سه تا عكس كافيه.
بعدشم من تو كامپيوترم عكس تمام قديا حداقل تكي ندارم كه نميخواستم عكس بقيه رو اينجا بذارم.علت اينكه تا الاني كه 5 ماهه تو ياهوگروپ شركت نكردم بخاطر اين بود كه من برعكس همه هستم.مثلآ همون عكس شماره 3 كه شبيه قارچ سيناست بازوهام بيشترانگيزه امو ميگيره تا بهم انگيزه بده.و خيلي سخت بود برام گذاشتن اون عكس.
من خودم به عكسي كه شبيه اسكلت بودم هرروز نگاه ميكنم تا تو ذهنم لاغريم تثبيت بشه.دوست دارم وقتي به وزن هدف رسيدم به عكسهاي چاقيم نگاه كنم تا انگيزه بگيرم براي اينكه وزن كم شده امو دوباره برنگردونم و به عاقبتش بنگرم.
هستي | September 3, 2008 5:33 AM
الان که شنیدیم هم افتخار میکنیم بهت.
aries | September 3, 2008 5:42 AM
سلام . من تا جمعه نمی تونم وزن کنم. برای همین فقط تاریخ رو به روز می کنم
تيتان | September 3, 2008 5:46 AM
انار جون . من نمی دونم چرا عددهایی که من توی لوگ وزن وارد می کنم جابه جا می شه. یا تغییر می کنه . همینطور که نمی دونم چرا اسمم عوض شده بود و شده بود سارا تیان ! . ممکنه احیانا کسی اشتباهی مشخصات یکی دیگه رو ادیت کنه ؟ من الان دوباره همه چی رو ادیت کردم و درست شد. امیدوارم دیگه این مدلی نشه . ( این توضیحات جواب توضیحاتی است که شما برام توی لوگ نوشتی )
تيتان | September 3, 2008 5:51 AM
خوشحال می شم جواب رو ایمیل کنی یا توی وبلاگم بنویسی . گاهی اینجا اینقدر تعداد کامنت ها زیاد می شه که به هیچ وجه نمی شه صفحه رو باز کرد .به خصوص که من نمی تونم هر ساعت اینجا رو چک کنم و گاهی هفته یی یکی دو بار می آم اینجا . باز هم ممنونم
تيتان | September 3, 2008 5:54 AM
من خانوم جاي همه بچه هايي كه نبودن خالي بود.اصلا بغل ميزمون يه ميز بود كه جاي ده نفر ديگه اي بود كه نتونستن بيان.ايشالا دفعه بعد اون قسمت رو خودمون پر مي كنيم.
هستي جون همه رئيس ها اينقدر بداخلاقن؟:(
آزي | September 3, 2008 5:57 AM
آزي خانوم خوشگل
من فقط و فقط براي گل روي تو
دارم چند تا ازين عكسهاي بدون آرايش در پيتمو كه تمام قده ميذارم تو آلبومم.فقط بذار عكسهاي مادر و خواهرموازكناراش بردارم.
هستي | September 3, 2008 6:06 AM
آزي جون
راستي
نماز و روزه ات قبول باشه.موقع اذون مغرب به ياد جميع ما تپلان باش و دعا كن از وسوسه هاي شيطاني خوردن هميشه و هميشه به دور باشيم.
هستي | September 3, 2008 6:23 AM
Salome joon,
I use Polar heart monitor on a daily basis and no matter what kind of exercise i do. I can send you lots of info on that if you are interested.
sheri | September 3, 2008 6:29 AM
مرسي هستي جون.نماز روزه تو هم قبول.
ولي باور كن من توي لحظه اذان هركاري ميك نم هيچ حال معنوي بهم دست نميده فقط به اين فكر ميكنم كه اول آب بخورم يا چاي يا خرما دي:
من معمولا وقتايي كه همه توحسن حسم نمياد بيشتر دلم ميخواد اونوقت ها بقيه رو نگاه كنم
ولي هروقتي كه يادت بيافتم دعا مي كنم كه همه در راه ماندگانه علم طلب وپشت كنكور مانده ها به مرادشون برسن وهمه دل تنگ ها يه روز پاشن ببينن دلشون گشاد شده وهمه چاق ها پاشن لاغر شده باشن وهمه سياه ها پاشن سفيد شده باشن وهمه فقير ها پاشن مثل سارا كورو ببينن ثروتمند شدن وهمه فلج ها پاشن ببينن مي تونن راه برن مثل كلارا دوسته هايدي وهمه مادر گم كرده ها مادرشونو پيدا كنن مثل نل ها وهاچ زنبور عسل ها واينكه ديگه پينوكيو ها گول گربه نره وروباهه مكار هارو نخورن وپولاشونو ندن كه براشون چال كنن صبح درخت سكه در بياد از زمين.اينا دعاهاي منه از بچه گي كه وقت خاصي نداره كه من اينارو آرزو كنم و يه عالمه آرزوي ديگه
آمين
آزي | September 3, 2008 6:32 AM
آزي اگه هستي
من عكسهامو آماده كردم برو تو البومم ببين و در مورد هيكلم نظر بده كجاش بيشترنقص داره و بايد رو كجاها بيشتر كاركنم.
هستي | September 3, 2008 6:36 AM
سلام بچه ها جون
یه سوال غیر لایف استایلانه دارم ! ببخشیدها!!
کسی از بچه ها هست که الان توی استرالیا زندگی میکنه ؟ ترجیحا ملبورن؟ من یه چند تا سوال دارم !!!
leili | September 3, 2008 10:17 AM
آنار جان
اون نفر آخری منم. اگ رسیدی وبلاگ ورزشم را هم اضافه کن. مرسی.
شب تاب | September 3, 2008 10:30 AM
شری جون ممنون واقعا
منتظر اطلاعاتت هستم.واقعا دوست دارم که درباره اش بدونم که اگه خوبه بخرم
salome | September 3, 2008 10:31 AM
بچه ها كالري شله زرد چقدره؟
آزي | September 3, 2008 11:07 AM
آزیجون بستگی داره شله زرد مربوطه چقدر سیرین شده باشه.
آریس | September 3, 2008 11:42 AM
تیتان جان ما قبلا سارا تیتان هم داشتیم. احتمالا با او اشتباه گرفته شدی.
آرام | September 3, 2008 11:43 AM
بچه ها ممنون از تعریفها و عکسها یک عالمه لذت بردم
زینب جون
ممنون که به یاد من بودین من یک عالمه ذوقیدم
آزی جون
تو را خدا به این خوشرنگی هستی دختر هیچوقت آرزو سفید شدن نکن من عاشق رنگ سبزه هستم. میدونی من سفیدم داداشم سبزه مامان اینها هر وقت میخواستن نازش بدن اینو میخوندن
سفید سفید صد تومن سرخ و سفید سیصد تومن حالا که رسید به سبزه هرچی بگی می ارزه
پی براه | September 3, 2008 11:52 AM
آرام جون
من یکی از آرزوهام اینه که اندازه تو غذا بخورم من همه چیز به نظرم خوشمزه هست(غیر از گوشت خام که موقع خوردن خونش راه میوفته و مزه خون میده که اینها بهش میگن استیک) تو داشتی تعریف میکردی این غذاش اینجوری بود اون اینجوری من داشتم فکر میکردم میشه منم از غذاها خوشم نیاد و نخورم
پی براه | September 3, 2008 11:56 AM
میس ری جون
من وقتی آدامس میخورم خیلی خیلی گشنه ام میشه واسه همین سعی میکنم نخورم
پی براه | September 3, 2008 11:58 AM
بچه ها یک سوال
من دیروز حدود سیزده هزار قدم برداشتم میخوام بدونم کسی که سیزده هزار قدم برمیداره چه جور آدمیه بی تحرکه یا فعال یا معمولی یا چی کسی میدونه
پی براه | September 3, 2008 12:00 PM
پی براه جون ما که سفیدیم اینجوری می گی دپرس می شیما ؟
ملانی | September 3, 2008 12:26 PM
یادمه یه بار انار می گفت 10هزار قدم یعنی ادم فعال
ملانی | September 3, 2008 12:28 PM
من عکسهای قسمت آلبوم خودم رو آوردم تو همون آلبوم گنده انارستان با یکی دو تا اضافه.
آریس | September 3, 2008 12:42 PM
آزی جون ممنون از کامنت خوشگلت ! ولی من متاسفانه نمیتونم تو اکستراپوند کامنت بذارم ! ;)
آلبالو88 | September 3, 2008 12:55 PM
من تا الان حدود 3 ساعت زحمت كشيدم اومدم از جدول خود بلاگفا استفاده كنم.كل اطلاعات با اون همه مطالب پريد.
گندش بزنه اين بلاگفا بااين سايتش.
الانم بعده چند ساعت تايپ حوصله ام سر رفت .
ميرم فيلمهاي آخر شبي ماه رمضون رو ميبينم. بعد اگه حسش بود دوباره روزازنو روزي ازنو.
تموم اطلاعاتي هم كه قرار وارد كنم تا همين لحظه ثبت شده.
ليست سياه خوراكيهاي ممنوعه كه در اين يك هفته تناول فرمودين به زودي اعلام خواهد شدتا مثالي باشه براي سيستم امتياز دهي.
هستي | September 3, 2008 1:08 PM
هستي جان ، من شخصا دل خوشي از بلاگفا ندارم ولي بلاگفا يك سري لم هايي داره كه كم كم ياد مي گيري .
اون اكستراي شما هم خيلي خوب نيست ها . همش راست و چپش قاطيه :دي
ليلا | September 3, 2008 1:29 PM
هستی جون
مرسی از زحمتی که داری می کشی . همیشه چیزایی رو که می نویسی یه جایی مثل نوت پد ذخیره کن که وقتی این اتفاق می افته مشکلی نداشته باشی .
خیلی دوست دارم زودتر نتایج حساب کتابایی رو که انجام دادی ببینم .مرسی .
غزال | September 3, 2008 1:30 PM
امسال که اصلا سریال خوب نداره مسخره ست همش گریه و جیغ.
بهارک | September 3, 2008 1:31 PM
اکسترا که همش قاطی پاطیه نمی شه خوند فونتشم ناخواناست. وقتی انگلیسی می نویسه مثل جیرجیر خیلی مرتبه اما فارسیش زشته.
بهارک | September 3, 2008 1:33 PM
به به جمع انارستان حسابی جمعه .
من شنیدم سریال بزنگاه قسمت اولش خنده دار بوده که .
غزال | September 3, 2008 1:35 PM
غزال جان شماها آمار برنامه های تلویزیون رو بهتر از ما دارید انگار :) آره من امروز بزنگاه رو تماشا کردم بنظرم خوب اومد.
شانه بسر | September 3, 2008 1:54 PM
غزال چه اسم سريال ها رو هم بلدي .
ليلا | September 3, 2008 1:55 PM
دوستان اکستراپوندی عزیز اگر مایل به کامنت گذاری اهالی بلاگفا هستید لطفا طریقت کامنت گذاری را به ما اموزش دهید
ملانی | September 3, 2008 2:36 PM
من از اینجا آمار همه چیز رو توی ایران دارم . توی اخبار از خود شماها هم جلوترم بابا:))
غزال | September 3, 2008 2:36 PM
غزال جون من داشتم جدول مينوشتم.
آخه جدول رو كه سيو نميكنه.چطوري ميشه با امنيت جدول نوشت؟؟امشب فرصت كنم ميذارمش تو وبلاگ جام
هستي | September 3, 2008 2:43 PM
ملاني عزيز براي كامنت گذاشتن توي اكسترا بايد يوزر داشته باشي . برو توي سايت اكسترا پوند يك آدرسي براي خودت بگير و فرم هاش رو پر كن كه بتوني كامنت بذاري
ليلا | September 3, 2008 3:02 PM
بچه ها استخر مجموعه ورزشی توحید تو ستارخان افطار تا سحر برای خانمها بازه
مال شهرداریه استخر نسبتا خوبیه و قیمتش هم خیلی مناسبه!
برنامه استخر سر جاشه؟
ميس ري | September 3, 2008 3:10 PM
http://www.4shared.com/file/61619585/19abb90d/MehranZahedi_Avalin.html
فکر کنم خواننده ش "مهران زاهدی" باشه.
جای رقی خالی.رقی جان هر جا هستی خوب و خوش باشی.
rokhy | September 3, 2008 3:42 PM
چقدر من دوست داشتم اون روز میتونستم خودمو برسونم تهران بیام ببینمتون.نشد آخه فرداش صبح زود باید میومدم دانشگاه.راستی من تو ماه رمضون یه رژیم جدید رو شروع کردم با کالری کمتر.امیدوارم جواب بده.
بهاران | September 3, 2008 3:43 PM
راستی من عکسها رو از کجا میتونم ببینم؟
بهاران | September 3, 2008 3:45 PM
اگه دلتون گرفته اینو الان گوش ندین.
rokhy | September 3, 2008 3:47 PM
آزي جون و تموم روزه داران عزيز:
كالري اغذيه ماه رمضون به قرار زير هست:
شله زرد 100گرم=112كالري
يك ليوانش=269كالري
----------------------
آش رشته 100 گرم=134كالري
يك ليوانش=322كالري
-------------------
شيربرنج 100 گرم=48 كالري
يك ليوانش=115كالري
-----------------------
حليم 100 گرم=72كالري
يك ليوانش=180 كالري
----------------------
حلوا 100 گرم=400 كالري
------------------
باميه و زولبيا100گرم=400 كالري
--------------------
مراقب باشين غذاهاي پركالري هستن.در حد تست كردن بد نيست اما نبايد غذاي هر روزتونو تشكيل بده.
ميس ري:
چه خبر خوبي دادي من عاشق استخر تو شبم.تميزه؟
يا مثل اونهاي ديگه ...
خيلي دلم لك زده براي يه شناي چند ساعته.اينقدي كه برم تو آب و وقتي برميگردم خونه حسابي خسته باشم و كالري سوزونده باشم.شنا و دوچرخه سواري ورزشهاي محبوب منن.
هستي | September 3, 2008 3:52 PM
رخي جون
اين آهنگ تيتراژ پاياني فيلم"اولين شب آرامش"
هست كه يه مدت جزو همين ريپيديهاي من بود.
هستي | September 3, 2008 4:22 PM
eeee چه جالب .من نمی دونستم.
من تازه شنیدم.فکر کنم قضیه اصحاب کهفی شد p-:
rokhy | September 3, 2008 4:51 PM
من حسابی جو گیر مسابقه با گل بهار شده ام سه روز پشت هم رفتم دویدم. الان پاهام حسابی کوفته است حال کار کردن هم ندارم. می خوام برم خونه بخوابم. اما حالا کو تا وقت رفتن...
dena | September 3, 2008 11:23 PM
لیلا من سیدنی زندگی می کنم. نمی دونم می تونم کمکی بکنم یا نه اگه می خوای email بده. denafarhang@hotmail.com
dena | September 3, 2008 11:28 PM
آزی جونم
عکسها رو تا فردا با رزلوشن بالا می فرستم.دوربین هم قابل شما رو نداره
تقدیم کنم خدمتتون؟؟؟:دی
سالومه | September 4, 2008 1:01 AM
Salome joon,
Here is the site www.heartzones.com that will be helpful to look at regarding the use of heart rate monitor. In general by wearing a HR monitor you learn so much about your heart, body and its capability. By wearing the heart rate monitor you can tell how hard you are working, how many calories you are burning, and also if your fitness level is improving. I suggest using the HR monitor if you are planning to get stronger, faster and more fit, since it helps you with your sport performance. Otherwise it might not be worth spending money on it. I don’t know how much it cost to buy one in Iran, but they are not very cheap in US, depending on the brand of course. Polar is the best in the market and I would suggest it over the other brands. If you decide to purchase one, let me know and I can help you with it even more.
sheri | September 4, 2008 3:16 AM
من هم می خواستم بخرم اما دیدم که باتریشو فقط باید از نمایندگی مجازش خواست که خب ما نداریم و بعد از چند ماه برام بی استفاده می شه بدون باتری. قیمتش تو ایرانو نمی دونم اما بالای 100 تا 200 باید باشه احتمالا.
بهارک | September 4, 2008 4:07 AM
بچه ها می شه به صفحه ساناز شنگول یه سری بزنین.
ببینید چه تصمیم بدی گرفته :-(
http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/
rokhy | September 4, 2008 10:45 AM
بچه ها جون من هیچ وبلاگی رو نمی تونم باز کنم حتی مال خودم رو یعنی بلاگفایی ها رو مشکل چیه کسی می دونه
ملانی | September 4, 2008 12:21 PM
پریسا جون من رفتم یوزر گرفتم که برات کامنت بذارم اما تو قسمت مسیج نمی تونم چیزی تایپ کنم چرا ؟
ملانی | September 4, 2008 12:22 PM
بچه ها ري رفت پياده روي ولي من تنبلي كردم ونرفتم باهاش.عذاب وجدان دارم...........
آزي | September 4, 2008 12:38 PM
خب من امروز برگشتم از مسافرت.صبح فردا وزرن میکنم. سعی خودم رو کردم که دختر خوبی باشم.
ـآقا من این عکس ها رو دیدم. میگم ها یکی بیاد اسم ها رو به ترتیب بنویسه. من الان فقط آزی و انار و سالومه و آریس و هدهدک رو شناختم. بقیه با روسری اصلا نشناختم . یکی بیاد معرفی کنه خوب. چقدر قیافه هاتون با روسری عوض میشه.
رقی | September 4, 2008 1:02 PM
بچه هایی که روزه می گیرید چه طوری هرم رو رعایت می کنید؟
من احتمالا تا آخر ماه رمضون یا از پوکی استخوان می میرم یا از بی آبی یا از خوردن زولبی بامیه
آخه بدمصصب خیلی وقتش کمه
تا بجنبی بازم باید روزه ات رو شروع کنی
من یا همه اش سرم گیج میره یا چشمام دوبینی می گیره یا از بی حالی میرم توی فاز خواب!!!!!!!!!!!!
جل الخالق
هرکمکی از دستتون میاد به من عاجز بکنیدا
zeinab | September 4, 2008 1:34 PM
زی زی جان چطوره توی سحریت یک لیوان شیرعسل بخوری؟ هم یک واحد لبنیاتت رو خوردی، هم یک قاشق عسل که باعث میشه ضعفت کمتر بشه. ترکیب خرما و گردو هم خیلی خوب میشه، هم مفیده، هم انرژی زا، هم معده رو سنگین نمیکنه.
شانه بسر | September 4, 2008 2:36 PM
http://www.4shared.com/file/61765950/e6df7aa6/04_Hes_Mikonam.html
هستی جونم من اون شب اینو می خواستم بذارم.اشتباهی اولین شب آرامش رو گذاشتم
:-)
rokhy | September 4, 2008 6:58 PM
الان ميگيرمش رخي جون
ممنون عزيز دلم
هستي | September 4, 2008 7:02 PM
شری جونم
مرسی واقعا از توضیحت.من اصولا هدفم اینه که فعال تر و متناسب تر و ورزشی تر شم.یعنی این برام از لاغری مهمتره چون یکی از دلایل لاغر کردنم این بوده که حس می کردم قلبم بی دلیل تپش داره و نمی تونه تحمل وزنم رو بکنه.خب الان خیلی بهترم و دوست دارم خیلی هم بهتر از اینا باشم.واسه همین هم بود که رفتم توی فکر تنظیم ورزش و اکتیویته ام بر حسب HR .فکر کنم این پولار ها به دردم بخوره.اینجا قیمتش از 100 تا 250 هزار تومنه .البته اونی که من دیدم و خیلی ظریف بود کارهای بیسیک رو انجام می داد 100 تومن بود.حالا من اصلا با مدلهاش آشنایی ندارم.الان می خوام برم و یه مطالعه درباره مدلهاش بکنم ولی اگر تو مدل خاصی رو پیشنهاد می کنی خب می رم و از اون می گیرم.یا می گم برام بفرستن.
مرسی عزیزم از تایم و انرژی که برام گذاشتی :دی
سالومه | September 5, 2008 12:50 AM
شری جون
الان رفتم مدلهاش رو دیدم
به نظرم FT60 که می تونی باهاش foot pod رو هم استفاده کنی خوب باشه.ولی اصولا چیزهایی اینجوری رو کسی می تونه درباره عملکردشون قضاوت کنه که خودش داشته باشه.خلاصه که منتظر نظرت هستم
سالومه | September 5, 2008 1:25 AM
آي انار خانم كجايي؟من سرگروهتم دي: كجايي بايد مشقاتو خط بزنم نمره منفي بدم ستاره هاتو پس بگيرم من ازون خشن هاشم كه يه پا بايد ته كلاس درسم واستي........فقط خشونت...ارفاق هم نمي كنم نه براي دكترها نه براي عاشق ها!
بيا مشق هاتو بده خط بزنم
آزي | September 5, 2008 4:49 AM
ملت انارستان، کسی نبود به درخواست ما جواب بده؟ میگم اسماتونو بنویسید به ترتیب زیر عکس ها که ما بفهمیم کی ها بودین دیگه بابا.
دست شما مرسی
رقی | September 5, 2008 5:07 AM
رقی جان اسمها که نوشته هست، شاید یک چندتایی نباشه ولی بیشتر عکس ها زیرش ردیف اسمها نوشته شده.
شانه بسر | September 5, 2008 5:51 AM
من معمولا زیاد کامنت نمینویسم اینجا ولی همیشه میام میخونم و کلی لذت میبرم اما دو سه روز خیلی خیلی ساکت شده .صابخونه نیست اینجوریه!!!کجایین بچه ها ؟؟؟؟
ani | September 5, 2008 6:20 AM
سلام.خوبيد همگي؟ رقي جان من مي دونم بيشتر عكس ها زير نويس معرفي دارن.
آريس | September 5, 2008 6:44 AM
مانتوی قرمز تنشه لیلاست. مانتوی سبز سیب. مانتوی سفید آلبالو88. اون دو نفر که مانتو همرنگ دارن هم روسری مشکی زینب اون رنگی شبیه بنفشم میس ری. وقتی از قسمت نیو فوتو می ری زیر نویسا رو نشون نمی ده من دفعه اول اینطور بود بعد دوباره رفتم از آلبوم رفتم اونجا نشون می ده.
بهارک | September 5, 2008 7:18 AM
عجب سوت و کوره اینجا
بابا کجایید؟انار نیست اینقدر بی حال شدید؟بیاین گزارش بدین نکته کنکوری بگین از وزنایی که کم شده بگین
بابا اعضای جام در چه حالید پس؟چرا صداهاتون کم در می یاد؟شور و شوقی؟چیزی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سالومه | September 5, 2008 8:34 AM
من خیلی دختر بدی بودم امروز!!
دارم برای یه مهمونی که فردا شب دارم کیک می پزم اونم از نوع پنیری!!یعنی چیز کیک..مستحضر هستید که چقدر این کیک لذیذه:دی
از بعد از ظهر هی مایه کیک رو درست کردم و هی خودم بهش ناخنک زدم.,وااااااااااااااااااااااااااای
برای شام مهمونی هم باید الان بلند شم و بساط پیتزا پزون راه بندازم..از خمیر تا سس و حتی میکس پنیرش رو هم معمولا خودم درست می کنم.خیلی باید سعی کنم که به مواد پیتزاهه ناخنک نزنم.
اگه بزنم می یام می نویسم و لطفا کتک و فلک و خلاصه ...
آزی بیا دعوام کن یه خورده من آدم شم..
آزی کجایییییییییییییییی؟؟
سالومه | September 5, 2008 8:41 AM
من دوباره دلم گرد همایی می خواد!
ميس ري | September 5, 2008 8:59 AM
دفعه قبل چیزی نفهمیدم!
فقط نرمی موهای خوشگل سیب یادمه!
عضلات سالومه!
چشمهای انار!
روسری اریس!
مانتوی البالو!
کوفته آرام!
چتری لیلا!
شیرینی شانه به سر!
. . .
همین!
ميس ري | September 5, 2008 9:02 AM
سالومه جریمه ات اینه که دستور چیز کیک رو برای ما هم بنویسی :) من خیلی دوست میدارم ولی بلد نیستم خودم درست کنم!
ری جان من هم گردهمایی :))
شانه بسر | September 5, 2008 9:36 AM
شونه بیچاره می شی هااااااا
خیلی خوشمزست
پنیر خالی روی نون بیسکویتی ..بسیار لذیذه :(((
کاش من لاغر بودم و می تونستم همش چیز کیک بخورم!!
حالا دستورش رو می ذارم براتون
من هم گردهمایی می خوام
قبلی کم بود به خدا
سالومه | September 5, 2008 9:44 AM
چه خبره شلوغ كرديد......
سالومه دستور غذيي وعكس يادت نره.
آزي نا نداره مثل اون روز كه ديدينش.هضيونه گشنگي قبل از افطار گرفتتم داشتم به همراهي يه قاري قرآن با صوت قران مي خوندم و به ري مي گفتم كه ما ژنشو داريم ها.من اگه پسر بودم حتما قاري قران ميشدم خوب اون موقع كه اخوند ها مثل الان نبودن وارج وقربي داشتند جداندر جد ما اخوند بودن.براي همينم من الان اينقدر نورانيم وملكوتي وخوب بالاي منبرميرم.مجسم كنيد .هاهاهاها................
سالومه جون اتفاقا جاممون بسيار فعاله ودر سايت جام چه برو بياييه.
بيايد تشويق كنيد يه كم انگيزه بديد
آزي | September 5, 2008 9:58 AM
پي براه جون
هركاري كردم نشد برات كامنت بذارم.چقدر سخت اونجا كامنت گذاشتن.
ولي همينجا ميگم كه برو به جدول رقابت اعضا تو وبلاگ جام دكتر انار و به تمومي علامت سوالها بجز ستون امتياز جواب بده.
دكترانارجون
شما هم مقاديرجدول رو درست كن
افراد در شرف حذف:
لادن
ليمو ترش
ليلي
ساميا
من هيچ گونه جدولي ازتون ندارم كه امتياز بدم.اگه اين هفته تا پايان روز دوشنبه اطلاعات چهارده روزتون رو از شروع جام تا دوهفته بعدش رو نداشته باشم.درنتيجه بدون امتياز بندي حذف خواهيد شد.
نگيد نگفتم
2000بار به هركدومتون گفتم.وبلاگ لادن هم حذف شده.
سرگروههاي اين افراد كه مسوليتشون به عهده اونهاست سريعتر پي گيري كنن.
هستي | September 5, 2008 10:01 AM
آزي جون
جاداره از تو و ملاني كه بهترين سرگروهها هستين تشكر كنم.
آفرين كه اين قدر مسئولين و حامي زيرمجموعه اتون.
هستي | September 5, 2008 10:03 AM
بچه ها ولي جدي من اين روزها خيلي مظلومم.سخت ترين ماه رمضونه ازين نظر كه هيچ وقتي نداريم.افطار كه مي كنيم چايي دوم نخورده سحر ميشه.
من الان چندين روزه 2تا چايي نخوردم.حالا نه كه چايي خور باشم نه ولي سيتم خيلي به مديريت احتياج داره كه تو تا 4ساعت بتوني همه گروه هاي غذايي رو استفاده كني ونتركي البته .يعني من ديشب رسما تا 2بيدار بودم كه يه كم هضم شه وبتونم شيرمو بخورم ويه كم ميوه.
تازه ازون ورم به خاطر قرص ويتامين چايي نميخ ورم.
ازون ورم دم افطار ميشينم سر ميز به جاي ذكر گفتن نونمو وزن مي كنم وبا خواهر كوچيكه چونه مي زنم كه :الي امشب بياو بي خياله كره ومربا شو.چون خودم جنبه ندارم
ازون ورم وزنم كه يه ذره تكون خورده بود برگشته سر جاش ولي بريد ببينيد من هيچ نا پرهيزي نكردم.خيلي دارم جلوي خودمو مي گيرم....
نمي دونم چرا خدا داره باز منو از نوع وزني امتحان مي كنه خوب يه كم وزنمم بيايد پايين بيشتر ياده گشنگان وتشنگان ميافتم
جيگرتو ن كباب شد نه؟اين تازه منبر قبل از افطاره با لب هاي خشكيده..........
آزي | September 5, 2008 10:05 AM
كرم ابريشم ميبينم كه زيادي امتياز مثبت داري ها....مراقب باش شبا از كوچه هاي تاريك رد نشي...گفته باشم نگي نگفتي؟
بالاخره رقابته ديگه
آزي | September 5, 2008 10:13 AM
توي اساسنامه رقابت اين ها قيد نشده بود دي:
بچه هاي روزه دار بيايد يه قراره گروهي بذاريم كه هرشب بين ساعت 9تا 9:30 پياده روي كنيم.اگه گروهيش كنيد انگيزه بيشتر ميشه .من چون پايه سريالم اين ساعت هيچي نداره.امشبم اگه بريم تا بيايم سريال مرگ تدريجي داره دي:
هركي هست زودتر بگه
آزي | September 5, 2008 10:19 AM
سالومه ما هم امشب مهمون داريم من هر چي سالاد درست كردم و ميوه شستم و هويج رنده كردم نصفش رو خودم خوردم :(
حالا موندم كه ميان وعده عصرگاهي رو چي بنويسم :دي
بعدش هم خدا رو شكر كردم كه من خانم خونه نيستم وگرنه به جاي وعده هاي اصلي همون ناخنك زدن ها كالري روزانه رو تامين مي كرد .
ليلا | September 5, 2008 10:20 AM
سالومه فكر كنم وزنه با تو آشتي كرده با من افتاده رو لج وكل كل
آزي | September 5, 2008 10:20 AM
منم دلم گردهمايي ميخواد
ليلا | September 5, 2008 10:22 AM
ولي ليلا من چند وقتيه خودمو تربيت كردم كه اين عادت از سرم بيافته.چون قبلا ها هروقت خودم آشپزي مي كردم از بس كه ناخنك مي زدم اشتهام كور ميشد ولي الان اگه قرار باشه چيزي درست كنم تا لحظه اخر كه بخوام سرو كنم ناخنك نمي زنم ولحظه آخرم فقط از جهت ادويه ونمك......اينجوري بهم ميچسبه دست پختم
حالا در مورده ميوه وهويج وكاهو اشكالي نداره اين خيلي خطرناك نيست ولي ناخنك هاي سالومه واقعا در حد شيميايي خطرناكه
آزي | September 5, 2008 10:29 AM
نه آزی جونم وزن منم فعلا ثابت مونده...من اگه روزی 1000 کالری هم بخورم ولی ورزش نکنم نمی یام پایین.این چند روز هم که ورزش تعطیل بوده..ولی شاید کم نکردن وزن تو مال این باشه که شام می خوری و سحری و اینا بعد روش مجبوری بخوابی.وزن غذاها توی روده ات!!زیاده ولی با این رعایتی که دیدم می کنی ایشالا تا میتینگ بعدی اومدی پایین
لیلا
ببین چه خوشبختی که خانم خونه نیستی.اگه بودی مثل من چاقالو می شدی!!
سالومه | September 5, 2008 10:30 AM
بچهه ا اگه خواستيم يه گردهمايي ديگه بذاريم حتما يه جا بذاريم كه بشه را رفت من نمي تونم بشينم چند ساعت پشته هم.بريم بام پياده روي وآش واينا....حال ميده
آزي | September 5, 2008 10:31 AM
وای من تا الان بی شام 1300 کالری خوردم.یعنی باید برم خودم رو بکشمالان هم گرسنمه شدیدا
:((
خرس دیدین؟؟؟من سالومشونم!!
سالومه | September 5, 2008 10:33 AM
آخه سالومه جون شما مراجعه كن به وبلاگ من ببين افطار وشام اين بچه به جز ديشب چي بوده :)من خانم خونه بشم خرس بشم فيييييييللللللللللللللللللل بشم..هاهاهاها.........دهن آدمو زبونه روزه باز نكنيد رسوايي به بار ميارم
آزي | September 5, 2008 10:34 AM
ها ها ها سالومه براي همينه تصميم ندارم خانم خونه بشم ديگه :دي
ليلا | September 5, 2008 10:48 AM
من نمی دونم شماها چجوری واقعا می تونین روزه بگیرین.تو این فصل واقعا سخته.فک کنم الان دیگه مجوز بهشت رو براتون نوشتن آماده بایگانی کردن!;)
آریس | September 5, 2008 10:50 AM
در ضمن خانم سالومه خانم ، در مورد دوست ما بد صحبت نكنين هاااااااااااا .
ليلا | September 5, 2008 10:54 AM
سالومه اينكه ميگي فقط با ورزش وزنت پايين مياد فكر كنم در مورد من هم صدق مي كنه . چون تقريبا دو هفته اس كه كالري هام رو خوب مي شمرم و زياد هم نخوردم ولي اصلا و ابدا وزنم تكون نخورده كه نخورده .
ليلا | September 5, 2008 11:01 AM
من یه کامنت نوشتم پرید . می گم نمیدونم چرا جو ماه رمضون من رو هم گرفته . من هم دیگه به زور باید پاشم برم نیم ساعت بدوم . اصلا حالش نیست انگار . دیگه مثل اون اوایل که کلی ذوق وشوق داشتم نیستم
غزال | September 5, 2008 11:02 AM
آزی در مورد دستور پخت غذا من هم دستور تهیه ماست رو با عکس برات بفرستم بذاری توی بقیه دستورا ؟ یا ماست جزو آشپزی حساب نمی شه؟
غزال | September 5, 2008 11:04 AM
بچه ها من یه مشکلی که با زندگی کردن توی اینجا دارم می دونین چیه . اگه بگم شاید خنده دار باشه ولی من نمیتونم به انگلیسی با کسی در صورت لزوم دعوا کنم یا حتی خشن برخورد کنم . خییییییییلی بده . اصلا نشون دادن احساسات مخصوصا احساس ناراحتی به انگلیسی خیلی برام سخته .:دی
غزال | September 5, 2008 11:08 AM
غغزال جون حتما بفرست ميذارم
درم ورده اين موضوع هم انار يه بار مي گفت اگه مجبور شي چند بار از حقت دفاع كني حسابي زبونت باز ميشه.منم تو شرايطش نبودم ولي فكر مي كنم بشه يعني من اگه باشم اگه پاي دعوا باشه از زبونمم نتونم استفاده كنم با بادي لنگوج حق طرفو ميذارم كف دستش
يه وقت كم نياريا غزال خودم پشتتم
آزي | September 5, 2008 11:12 AM
آزی از تجسم اینکه تو داری با بادی لنگوج حقتو می گیری خیلی خندم می گیره ها . فکر کن . ولی از شوخی گذشته راست می گی بالاخره به هر ترتیبی هم شده باید حق رو گرفت ولی خیلی سخته .
راستی آزی من اگه ایران بودم هم محله ای می شدیم اون وقت با شانه بسر و تو می تونستم بیام استخر راه آهن . یا اینکه توی پیاده روی هاتون باهاتون باشم .
غزال | September 5, 2008 11:43 AM
غزال عزيز
خيلي وقته كه دارم تلاشهاتو ميبينم
خانمي وسوسه نشو
به هر سختي ايي كه هست تلاش كن چون حيفه اين بدن ورزيده رو دوباره بيمار كني
الان تو موقعيتي هستي كه يه كوچولو سهل انگاري باعث ميشه بخواي دوباره اين مسير طولاني رو كه بيشترشو اومدي طي كني
هر بار كه سست شدي به تصوري ايده ال و هيكل ايده الت فكر كن و به ياد بيار كه هيچ تلاشي بي نتيجه نميمونه.
هستي | September 5, 2008 11:46 AM
غزال
اتفاقا گرفتن حق به انگلیسی خیلی راحت تره که!!
من قبل از عید با دوتا خبرنگار انگلیسی کار می کردم داشتن ژولم رو می خوردن..جات خالی یک شستشوی اساسی دادم تو تاشون رو که عمرا به فارسی نمی تونستم .خلاصه خیلی باحال بود
ناگفته نماند که روز دعوا از صبح توی خونه راه می رفتم و بلند بلند سناریوی دعوا رو مجسم می کردم .آخر سر هم بهشون گفتم که اگه پولم رو ندید یه کاری می کنم برید توی black list خبرنگارا و دیگه نتونید بیاین ایران
خلاصه که با انگلیسی خیلی خوب می شه دعوا کرد
کمک خواستی در خدمتیم
پنجه بوکس و قمه هم داریم آبجی غزال!!
سالومه | September 5, 2008 12:13 PM
آزی جان من برای پیاده روی پایه ام
شاید این باعث بشه یه کم کمتر بخورم امشب که رسما بعد از افطار از شدت سنگینی نمیتونستم حتی بلند بشم!
راستی آزی جد اندر جد من هم آخوند بودن ولی چه آخوندی!تا جایی که من فهمیدم بیشتر از اینکه به فکر معنویات و امور اخروی باشن به فکر تجارت و امور دنیوی بودن ؛)
فندق | September 5, 2008 12:49 PM
من خیلی بدم میاد وقتی دارم آشپزی میکنم کسی ناخونک بزنه حتی خودم P: اصلا ترجیح میدم کسی تو آشپزخونه نیاد!
فندق | September 5, 2008 12:54 PM
فندق خب اون بخشايي كه يهويي مي خوره به دستت يا انگشتت يهويي ميره تو ظرف كه ناخنك نيست :دي
من يكي كه پختني ها رو ناخنك نمي زنم تا خام هستن و من در حال خورد كردن و چيدن و اينا هستم حسابي ميخ ورم كه وقتي به مرز پختن مي رسه ديگه سير سيرم :دي
ليلا | September 5, 2008 1:35 PM
جدي غزال؟فكر كنم شانه حدس زده بود.حالا اگه اومدي حتما برنامه ميذاريم خدا رو چه ديدي شايدم ما اومديم اونجا باهات همسايه شديم!
فندق جان من ديدم كسي جواب نداد.من وري رفتيم ونيم ساعتمونو پياده روي كرديم اومديم.خدا رو شكر من امسال هنوز به اون مرحله پرخوري ونفس گيري نرسيدم.واقعا اگه از قبلش تصميم نگيرم كه چي ميخوام بخورم منم حسابي پرخوري مي كنم.ولي كار جالب جددم اينه كه ميام برناممو تو ورد جلو جلو مي نويسم كه بدونم چي ميخ وام بخورم وچي بايد بخورم.اينجوري يهو حمله نمي كنم.
پارسال توي ماه رمضون با برنامه بچه ها تونستم از اضافه وزن پيدا كردن جلوگيري كنم واين ركوردي بود برام حالا امسال ميخ وام توي ماه رمضون وزن كم كنم.اين خيلي برام موفقيت بزرگيه اگه بتونم
آزي | September 5, 2008 1:53 PM
منم واسه پياده روي پايه كه چه عرض كنم چارپايه ام!D:
آريس | September 5, 2008 2:35 PM
نه لیلا جان منم موافقم اونا ناخونک حساب نمیشه P:
آزی جان من هم چون اینجا نوشتم تو رودرواسی گیر کردم 20 دقیقه رو تردمیل راه رفتم البته خیلی آروم
این ایده جلو جلو نوشتن خیلی خوبه ایشالا امسال هم وزن کم میکنی هم تو جام برنده میشی :)
فندق | September 5, 2008 2:48 PM
آزی جان شبت به خیر:
من الانه از خونه ات میام اینجا .داشتم داستان گردهمایی را میخوندم ،میدونی که از ادبیاتت خیلی خوشم میاد!
در ضمن ممنون که یاد من هم بودی اینجانب هم ایضا مشتاق زیارت هستم.
قرار بود من چند تا از رموز صاف شدن شکم را برات کشف کنم که حالا که دیدم کاهش وزن نداشتی میگم شاید بدرد بخوره.
از همه واجب تر اینه که از 10الی11 شب به اون ور دیگه چیزی نخوری بجزء مایعات کم کالری.فکر کنم ماه رمضونی به امتحانش می ارزه .سحری هم معادل صبحونه باشه بهتره(فکر کنم مال تو برعکسه).
اما اصل دوم لاغری اینه که همیشه این معده جای خالی داشته باشه! من قبلا تا" هم فیها خالدونش" را پر میکردم
اما بعد یواش یواش یاد گرفتم که همیشه جا خالی براش بگذارم و تعریف "سیری" را برای مرکز سیری مغزم عوض کردم!(مطابق این اصل غذای ممنوعه ای دیگه وجودنداره)
اصل سوم هم مربوط میشه به هرم و نوکش و قاعده اش و... که فکر کنم زیاد راجع بهش حرف زده شده !
و آخری هم راجع به ورزش بگم چون دیدم خودت پیشنهاد راه پیمایی دادی وخواستم بگم که اول و آخر ورزشها برای ما همین راه رفتنه !اغلب ما وقتی میخواهیم وزن کم کنیم فکر میکنیم حتما بایدبا وزنه و دم ودستگاه وعرق ریزی لاغر بشیم غافل از اینکه گاهی یه پیاده روی ترو تمیزو مرتب بهتر و موثرتره.
بنظرم مهمترینش همین هاست حالا نکات ریز ریز هم داره که گاهی با خوندن کامنتهای دوستان یادم میاد.
آزی جون ممکنه این فرمولهابه ژنتیک و روحیه و سلیقه ات جور درنیاد در هر صورت امیدوارم راهشو پیدا کنی.
الباقی دوستان اناری سلام و ارادت عرض شد همچنین.
یه دوست | September 5, 2008 3:18 PM
یه دوست جان در راستای حرف شما من هم تجربه خودم رو از پیاده روی بگم
من از اول رژیمم تا حالا به جز پیاده روی ساده تازه اون هم با سرعت کم هیچ ورزش دیگه ای نکردم (با کمال شرمندگی من نمیدونم چرا من و ورزش هنوز نمیتونیم با هم به یه همزیستی مسالمت آمیز برسیم!)
بعضی وقتا وقتی میدیدم بقیه بچه ها چقدر ورزشای مختلف میکنن و باشگاه میرن و کلی فعالیت ورزشی دارن از خودم خجالت میکشیدم و نا امید میشدم. ولی همین پیاده روی آروم خیلی تو کاهش وزن من موثر بوده و تا حالا که تونستم خیلی راحت و بدون دردسر وزن کم کنم
منم به همه پیشنهاد میکنم که از پیاده روی غافل نشن
فندق | September 5, 2008 3:42 PM
اگه توصیه برای ماه رمضون میخواهین نمونه کامل یک روزه دارموفق که تازه سرگروهم هست "آزی خانومه"
آفرین به آزی همین الان زدم به تخته
هستي | September 5, 2008 5:27 PM
اما من امشب از بخش پزشکی اخبار شبکه اول شنیدم که:
برای جلوگیری از تشنگی از خوردن آب و چای زیاد و بامیه و زولبیا وقت سحری خودداری کنین.چون قند ساده هستن و همانطور که سریع قند خون رو افزایش میدن به همون سرعتم کاهش میدن و وقتی قند خون افت کنه اشتها میره بالا و دچار گشنگی میشین و میل به خوردن دارین.
بجاش آب میوه و سالاد و ...که تو خود غذاست بیشترکمک میکنه.
میگفت برای سحری ارزش بیشتری باید قایل بشیم چون 17 تا 18 ساعت(دقیقه؟)
تا وعده بعدی زمون هست باید کامل باشه مثل نهار.پروتین همراه با غلات بهترین گزینه است.مثل گوشت و تخم مرغ و با نو و برنج و ... و فقط نباید زیاد چرب باشه و پرنمک چون تشنگی رو افزایش میده.گفت حتماحتمآ سحری بخورین چون مدت دراز بی آبی و بی غذایی روی خلق و خوی انسان تآثیر بد میذاره و انسان تحریک پذیر تر میشه.بعده سحری خوردنم میوه بخورین.
-روزه رو با اب سرد و نوشابه باز نکنین چون به زخم معده و ورم معده و ... مبتلا میشین.
بجاش از آب جوش و چای و ... استفاده کنین و سوپ داغ یا اش داغ بخورین.
یه ساعت بعد میتونین شام بخورین.
-یه ساعت بعده شامم میتونین بخوابین.
-شام باید سبک تر از سحری باشه تا جا برای سحری باشه.
-توصیه میکرد خوردن کاچی و حلوا و بامیه .و زولبیا و ... باید در شب خیلی خیلی محدود بشه به یکی یا دو تاو هنگام افطار از خرما و کشمش استفاده بشه.
نماز و روزه همگیتون قبول باشه
هستي | September 5, 2008 5:39 PM
وااااااااااااااااااااااااااااااای, خوش به حالتون بچه ها! اردک آبی پاتوق من و دوستام بود, حتا بعد از شروع برنامه های انارستانی و لایف استایل سالم, چون اکثرن فقط از سالاد بارش استفاده می کردم. حالا همتون اونجا قرار گذاشتید اونم با انار خانوم عزیز که آرزوی دیدنش انگار به دل من می مونه :( . ولی به هرحال امیدوارم به همتون خوش گذشته باشه ( گذشته دیگه قرارتون, نه؟) جای ما غایب ها رو هم خالی کنید هروقت قرار داشتید بازم. همتون رو می بوسم.
راستی رییس انار جونم به من هم می تونین افتخار کنین چون همچنان وزنم رو نگه داشتم. یک کم دیگه اینجا جا بیفتم سراغ کلاس ورزش هم میرم. همسر جان هم چند ماهی بود منو ندیده بود وقتی همو دیدیم کلی تعجب کرد که حسابی لاغر شدم. :)
آخ یک راستی دیگه: چند وفت پیش چند دقیقه تونستم کانکت بشم بعد از مدتها, دیدم دفاعت با موفقیت انجام شده. خیلی خوشحال شدم و تبریک گفتم ولی ارسال نشد. متاسفم و با کلی تاخیر می بوسمت و نبریک می گم. ببخشید دیگه امکاناتم کمه فعلن و به موقع نیستم!
Fairy | September 5, 2008 6:16 PM
آقا سلام,
نمی دونید از اینکه همدیگه رو دیدین چقدر خوشحالم. الان می خوام برم کامنتها و شرح ماوقع رو بخونم. از خدا که پنهون نیست از شما چرا پنهون باشه, قبل از اینکه بیام اینجا کامنت بذارم اول بدو بدو رفتم سراغ آلبوم یاهو! به به به به ...
دم تون اساسی گرم و آتشین.
دیانا غایبیان!
دیانا | September 5, 2008 10:17 PM
آقا تا ما می ریم سراغ کامنت خوانی و وبلاگ خوانی و احیانا وبلاگ نویسی شما هم بشعارید پلیز!:
صل علی محبت
رهبر ما خوش آمد
*****************************
عطر گل محمدی
به اردک آبی خوش آمدی
*****************************
میتینگ میتینگ شعار ماست
دیدار انار٬ افتخار ماست
******************************
یاران اناری
که ره وصل گزیدید
دیدار شمایان!
شده است لوحه ی دوستی
دیانا ذوقناکیان!
دیانا | September 5, 2008 10:19 PM
بچه ها می شه یکی بیاد مشقای من رو هم خط بزنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا هیچ کدومتون محل به من نمی ذارین
لطفا اصلا فکر نکنید که چون من معمولا درست می خورم و ورزش می کنم همیشه اینجوری هستم.الان خیلی اوضاعم بده هاااااا
مثل بادکنک شدم الان
سالومه | September 6, 2008 1:05 AM
سالومه من الان بهت سر می زنم. اما منم عین بادکنک شدم.
زیاد غذا نخوردم این مدت ولی یک هفته است ورزش نکردم فقط دیشب با بیسیک ترینیگ ورزش کردم. شدید احساس آویزون بودن می کنم.
خدا بدادم برسه که وقتی از اینجا برم تا مدتها بهیچ وجه نمی تونم ورزش کنم.
آلبالو | September 6, 2008 1:11 AM
یوهووو! دیانا اومدش :))
شانه بسر | September 6, 2008 1:37 AM
خب من مثل همیشه اومدم زنگ بزنم فرار کنم:D
راستش ناخنک زدن باعث تپل شدن میشه شدید همین عادت های غلط رو ما اصلاح کنیم کلی لاغر میشیم من که دستپخت خودمو خیلی دوست دارم همیشه نصفشو تو آشپزخونه می خورم
دیانا جون خوشحالم برگشتی بوس
آمانیتا | September 6, 2008 1:50 AM
آمانیتا منم دستپخت خودمو خیلی دوست دارم D:
تازه انتظار دارم هرکسی که میخوره هم هی از دستپخت من تعریف کنه و تشکر کنه اگه همچین کاری نکنن خودم یادآوری میکنم P:
ولی خب ناخونک ممنوعه
فندق | September 6, 2008 2:03 AM
بالاترین میزان سرب مساوی است با بالاترین شانس ابتلا به سرطان.
بعد از آزمایشات صورت گرفته مشخص شد که رژلب Y.S.L حاوی بالاترین میزان سرب می باشد..
مراقب باشید که هر چقدر سرب بیشتری داشته باشند ماندگاری طولانی تری نیز دارند.
اگر رژ لب شما مدت طولانی روی لبتان می ماند بخاطر مقدار بالای سرب آن می باشد.
این ها آزمایشهایی است که می توانید برای خودتان انجام دهید:
1- مقداری از رژلبتان را روی دستتان بمالید
2- با یک انگشتر طلا روی آنرا خراش دهید.
3- اگر رنگ آن به مشکی تغییر کرد
پس شما می فهمید که حاوی سرب می باشد.
میس ری | September 6, 2008 2:42 AM
مژده مژده
شانه جان LOST رسید!
میس ری | September 6, 2008 2:58 AM
شونه مگه تو لاست رو تا آخر ندیدی؟؟
سالومه | September 6, 2008 3:09 AM
والا سالومه فکر میکردم دیدم، ولی انگار بقیه هم داشته و سیزن چهارش هنوز تموم نشده بوده. بعد هم قرار بود برای آزی و ری دوباره قرضش بگیرم از دوستمون که انقدر طول کشید حالا طفلی ها خودشون گیر آوردند.
شانه بسر | September 6, 2008 3:18 AM
انار خانومی .......... کجایی بابا جون ما این دعوتنامه ما رو بفرست دلم آب شد دیگه
گل بهار | September 6, 2008 4:48 AM
شانی جان
این گام شمار حسابی انیس و مونسم شده ازم جدا نمی شه!
تازه انقدر به من لطف داره که امروز بدون اینکه من قدم بردارم داره واسه خودش شماره می ندازه!
این هم نمونه ای از دوستی خاله خرسه ی یک گام زن!
یعنی خراب شده؟!؟!
میس ری | September 6, 2008 5:12 AM
هستی حان اوامرت رو ببین خوب انجام دادم ما شرمنده شماییم ها
گل بهار | September 6, 2008 5:20 AM
ری جان مگه بده؟؟ اون گام شمار داره باهات همکاری میکنه دیگه از خدات هم باشه نه میخواستی پس مثل من باشه که گاهی تکون نمی خوره
گل بهار | September 6, 2008 5:30 AM
منم یه گام شمار داشتم که با تکونها سرویس محل کارم هم شماره می نداخت یه گام شمار هم داشتم که اصلا شماره نمی نداخت.
منم دیگه استفاده نمی کنم ازشون تا گام شمار خوب تهیه کنم. فکر کنم آرتمیس یه مارک خوبش رو خریده.
یه ضرب المثل انگلیسی می گه: هنوز اونقدر پولدار نشدیم که جنس ارزون بخریم.
حالا حکایت ماست اونقدر جنس بی کیفیت می خریم و ضرر می کنیم تا بالاخره بریم یه خوبش رو بخریم.
آلبالو | September 6, 2008 6:13 AM
راسنی من با یه دوست خیلی موافقم که باید یه جای معده ات همیشه خالی باشه.آخ لاغر میکنه این روش منو
گل بهار | September 6, 2008 6:31 AM
سلام سلام
مرسی از همه کامنتهای خوبتون
من اگه شماها رو نداشتم چی کار می کردم واقعا؟؟؟؟
بوووووووووووووووس برای همه دوستای گلم
خب من الان حالم خیلی خوبه..رفتم باشگاه و کلی ورزش کردم بعدش هم رفتم خرید برای مهعمونی امشبم.الان هم حسابی خسته ولی سرحال اومدم خونه.از صبح 1 سیب خوردم تا بعد ورزش یهنی ساعت 3.الان هم یک بار میوه ویت واچرز خوردم که یه جور شیرینی با فیبر بالا و میوه است و 123 کالری داره..
والسلام...
سالومه | September 6, 2008 7:09 AM
بچه ها من واقعا گیجم
اومدم توی وبلاگهاتون می بینم همه تون هی بامیه می خورین.پیش خودم گفتم که درسته که فصل فصل بامیه تازست ولی اینهمه آدم باهم خورش بامیه می خورن؟؟؟؟؟
بعد یهو دوزاریم افتاد که نه بابا ایم بامیه اون بامیه نیست این بامیه مربوط میشه به عنصر خطرناک و کشنده زولبیا بامیه
نخورید ملت نخورید همش شیره و روغنه والا
خرما بخورید یا حتی یه شیرینی خشک مثل زبون.از بامیه خیلی بهتره هاااااااااااااا
سالومه | September 6, 2008 7:13 AM
خدا رو شکر که خوبی سالومه جان .دیدی جبرانش کردی عزیزم .خوب کیه که از اون بی نظمیها نداشته باشه
گل بهار | September 6, 2008 7:22 AM
منم امروز دوباره ورزش رو شروع می کنم.
آريس | September 6, 2008 7:33 AM
واي بچه ها اين هوا چيهههههههههههه؟من دارم ديوونه ميشم.........عاشق هواي اين رنگي اين شكلي اين دماييم...........واييييييييييييييييييييييييي............
آزي | September 6, 2008 9:55 AM
يه دوست جام مخلصيم.اينقدر حال ميده وقتي يه كامنت به اين طولانيي فقط واسه خوده آدم باشه اونم اينجا.كلي پز بچه ها
آزي | September 6, 2008 9:57 AM
گلبهار عزيز ممنون از همكاريت
سرگروه آزي
سرگروه بهار
سرگروه آرتميس
سرگروه امانيتا و
وسرگروه ملاني
بابا گروهتون رو جمع و جوركنين به حذفيها تذكر بدين و پيداشون كنين .شوخي شوخي گزارش ندن حذف ميشنا
ازمن گفتن بود.
دو روز بيشتر نمونده تا موعد امتياز دهي دوهفته ايي.اين بار افرادي هستن كه به مرحله بعد راه پيدانميكنن
من تا پايان رو زدوشنبه 25 گزارش رو ميخوام كه همراه با كاهش وزن بوده باشه.
يعني وزن هم كرده باشن.
خيلي جدي ميگم هركسي دوشنبه خودشو وزن نكنه و يكي از چيزهايي كه امتياز داره رو ننويسه من فكر ميكنم يا وزن كم نكرده و حالت منفي رو در نظر ميگيرم تا حقوق بقيه اعضا ازبين نره.
من جدول هفته بعد رو تو "جداول رقابت اعضا"كشيدم.هنوز بعضيها هيچ خبري ازشون نيست؟؟؟
هستي | September 6, 2008 1:37 PM
سالومه جان:
اگه دختر عاقلی باشی این وقت باید خوابیده باشی و مثل من شب زنده دار نباشی !
امیدوارم روز یکشنبه برات روز خوبی باشه.گاهی وقتها آدم اونقدر با اعتماد و مصمم داره جلو میره که دیگران جرات نمیکنن اظهار نظر کنن خدائیش کار درستی هم نیست چون یه دفعه تموم محاسبات آدم بهم میریزه و راه رفتن خودش را هم فراموش میکنه!آدمهایی که پشتکار دارند معمولا این تیپی هستن یعنی اینقدر میخورن زمین و پا میشن تا بالاخره راه درست راپیدا میکنند.
من فقط دعا میکنم پشت بند اون 3000کالری وسواس رو وزنه رفتن پیدا نکرده باشی و اگر احیانا چند صد گرم اضافه شده باشی دوباره بهم نریخته باشی.
به هر حال چون این یه درد مشترک هست و من هم از این مصیبت ها کشیدم بهت میگم که اگه دلت میخواد دیگه چنین روزهایی تکرار نشه شعار آهسته و پیوسته رافراموش نکن.
تو هیچ کاری هم به خودت سخت نگیر نه تو ورزش کردن و انرژی سوزوندن و نه تو حذف غذاهای مورد علاقه.
منم یه زمانی افتخار میکر