« August 2008 |
Main
| October 2008 »
ميتينگ 87
خوب من اول معذرت ميخوام براي اينكه اينجوري غيب شدم. به عقلم نميرسيد ممكنه نگران بشين. راستش اصلا در شرايط روحي نبودم كه بخوام چيزي بنويسم. بالا پائين معمول زندگي بود اما بدجوري من پائين بودم اين هفته و در عين حال بايد اسباب كشي هم ميكردم و خونه و...
+ ادامه
انار
اينو باز كردم كه از فردا حساب و كتاب كارم رو پائين ميتينگ بنويسم....
+ ادامه
ميتينگ 86
خوب شروع شد. من از خستگي الان دارم ميميرم. اين ماه روزه واقعا سخته ها.حالا روزه دارها حداقل با هدف و انگيزه گرسنگي ميكشند ما بي روزه ها با صبحونه قراضه راه ميفتيم تو خيابون من واقعا دم اذان مغرب از گرسنگي ميخواستم بزنم هركي دم دستمه رو!...
+ ادامه
جام انارستان
خورد و خوراك سه شنبه: صبحانه نان سنگك و پنير و چايي شييرين ميان وعده نون نازك سبوس دار توي ماشين يواشكي ناهار نون سوخاري و چايي شيرين براي همراهي با مامان ميان وعده يك الو يواشكي توي ماشين شام سه تا كتلت و ماست 1.5 درصد و سالاد شيرازي...
+ ادامه
ميتينگ 85
آقا ببخشيد دير شد. داشتم وظايف فاميليم رو انجام ميدادم و به عمه ها سر ميزدم ديگه همين الان آمدم خونه. گفنم تا كامنتها به 600 نرسيده اين ميتينگ رو شروع كنيم. اگر ميديديد من چه جوري امروز دست به بستني جلوم توي كاسه نزدم و بعد هم دست به...
+ ادامه