« تلاش انار | صفحه اول | ميتينگ 85 »
خوب من فردا مسافرم. خبرها رو جمع کنم فعلا:
یکی اینکه جام انارستان تشکیل شده من که اسم نوشتم. قوانینش هم بسیار سفت و سخته. اگر اسم نوشتید که همتتون بلند و اگر اسم ننوشتید تشویق یادتون نره. جزئیات دائما داره در وبلاگ مربوطه به روز میشه.
دوم اینکه گروه جمعه صبح(درست میگم؟) در رستوران اردک آبی قرار داره. ساعت دقیقش رو سالومه میدونه. اگر میخواهید بیایید باید هرچه سریعتر به سالومه ایمیل بزنید و هماهنگ کنید که باید جا رزور کنه. بشتابید که تاخیر مایه پشیمانی است.
مهم مهم مهم مهم
آقا من يكي از پروازهاي وسط راهم به علت نقص فني كنسل شد و د ر نتيجه به جاي چهارشنبه شب جمعه 2 صبح ميرسم و در نتيجه نميتونم جمعه صبح بيام سر قرار. ميشه يه روز ديگه بندازيمش لطفا؟ من به محظ اينكه برسم اينجا رو چك ميكنم اما الان ميخواستم فقط اطلاع بدم كه من به برنامه جمعه مون نميرسم.
تكميل 1:
هنوز ميتينگ 84 ديگه نه؟ اين مسافرت من انقدر طول كشيد تمام دريافتم از زمان قاطي پاتي شده. من جمعه صبح رسيدم و بعد از خواب و ديدار بزرگتر فاميل الان در خدمت شما هستم. بسيار مفتخرم كه بگم علي رغم وسوسه شديد و مصائب و مشكلات بسيار من لب به سيب زميني سرخ كرده، شكر، انواع شيريني جات نزده ام. الان مشكل اصليم ورزش رفتنه. اين دور خونه ما همه اش ساخت و ساز بوده و به نظر خيلي امن نمياد
من يه جمله خوندم چند وقت پيش كه توي اين چند روز مخوصوصا سفر كه خيلي اعصاب زدم حسابي كمك بود كه درست غذا بخورم:
افراد موفق كساني هستند كه ميتوانند از چيزي كه اكنون ميخواهند براي هدفي كه در آينده است بگذرند.
بعد هم يه چيز جالب به نظرم اومد كارتون Kong fu Panda بود. تازه از سينماهاي اينجا برداشته شده و من توي هواپيما ديدم. نكته جالبش براي من اين بود كه اين پانداي داستان قرار ميشه جنگجوي بزرگي بشه اما شكمش گنده بوده و چاق بوده و همه مسخره اش ميكردن و حسابي هم عصبي خوري ميكرده. تا اينكه استادش ميفهمه كه به جاي اينكه بخواد اينو تغيير بده بايد از همين نقاط ضعفش كه وابستگيش به غذا بوده به عنوان نقطه قوت استفاده كنه. يعني ميبينه كه اين آدم يه نقطه ضعف ممكنه داشته باشه كه عشق خوردن باشه اما هزار نقطه قوت داره كه حاضره براي اين عشق خوردن روشون فعاليت كنه. ودر نتيجه مياد به جاي اينكه خوردن رو براش ممنوع كنه اونو بخشي از تعليماتش ميكنه و اينجوري به جاي اينكه پاندا تپلي دائم عذاب بكشه با خوشحالي چشم به هم ميزنه و ميبينه كلي جنگجوي بزرگي شده. من خوب نميتونم تعريف كنم اما به نظرم خيلي خيلي كارتون خوبي بود و بسيار براي يك تپل انگيزه ايجاد كن و مثبت بود.
خوب حالا ميگم كجا همديگه رو ببينيم؟ سه شنبه ماه رمضونه. قبلش ببينيم يا بعدش؟ من برام قبلش باحال تره چون ميتونيم بخوريم و اصولا جمعه برام فعلا نميدونم مقدوره يا نه چون همه اش دوتا پنجشنبه جمعه اينجام و نميدونم با مامان و بابا مسافرت داريم ميريم يا نه.
تكميل: خوب همه ميان الان عكس ميذارن و داستان تعريف ميكنند من ديدم زياد چشم تو چشم همه شدم روم نشد امروز بدون اينكه ستاره بدم بخوابم. اينم گزارش گروه تا اين لحظه:
اينا ستاره پس ميدن:
ساغر 20 پوندي
مهسا 30 پوندي
سيب 10 پوندي
مهديس 5 پوندي
الي 15 پوندي
آزي 15 پوندي و 10 درصدي
كرم ابريشم 10 پوندي
ديانا 25 و 30 پوندي
بهار 5 پوندي
مال اونايي كه غير فعال ميشدن رو حساب كتاب نكردم. يه خيل عظيمي هم دارين حذف ميشين. تشريف ببرين وزنتون رو آپديت كنيد. يه عده هم تذكر گرفتند مشخصاتشون رو كامل كنند. لطفا سريعتر انجام بديد وگرنه ميريد قاطي غير فعال ها.
و اما ستاره بگيرها:
سالومه ستاره هاي 35 و 40:


خانوم گل ستاره هاي 5، 10، 15 پوندي و 10درصدي:



آني ستاره 5 پوندي
فندق ستاره 60 پوندي:

آرزو: ستاره هاي 20 پوندي و 10 درصدي:

زينب ستاره هاي 15 پوندي و 10 درصدي:

نهال ستاره 10 پوندي:
سولماز-الي ستاره 5 پوندي:
آمانيتا ستاره 10 پوندي:
ليلي ستاره 10 و 15 پوندي:
:
آرام ستاره 5 پوندي::

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
توی «اردک آبی» دنبالت دارم می گردم
وزن ات رو زیاد نبینم دورت بگردم
بدون ورزش زندگی برام بی رنگه
اگه میتینگ نباشه انار جون٬ اون وقت «یوم الچربی»ه
ما بیدار موندیم با یاد «جام» توی وبلاگها
تو «هستی» عزیز٬ هستی مفتوح این جام
دوستی ما مثل بارون بدون که پاکه
جای دستای ماها اندر کامنته!
دوستی ما مثل بارون بدون که پاکه
جای دستای ماها اندر کامنته
زنگ این میتینگ تو گوشم مثل آهنگه
برمی گرده انار به وطن٬ وطن دلتنگه
این اولین میتینگ دکتر اناره
بیایید ببینید پر از ستاره ست
ما توی میتینگ ٬ همراه انار در ره دربند!
ما دوستش داریم٬ اون رو داریم٬ می مونیم اینجا
دوستی ما مثل بارون بدون که پاکه
جای دستای ماها اندر کامنته!
دوستی ما مثل بارون بدون که پاکه
جای دستای ماها اندر...
کامنته٬ کامنته
میعاد ما ، میثاق تو٬ دعای ما٬ همراه تو
***************************************************************
با اجازه ی رخی عزیزمون٬ آهنگی رو که برای رزمندگان و دلاورانی که برای ربودن جام دکتر انار که به همت هستی عزیز برپا شده٬ لاش می کنن٬ دانلود کرده رو کمی اناریزاسیون اش کردیم!. بشنوید و بدون دانلود بیابید آهنگی رو که رخی گلی که ما هم میس شی توش خیلی ( Miss she too )شدیم زحمت اش رو کشیده:
http://www.4shared.com/file/60448124/8a98b67/barun.html
دیانا جام دوستیان زاده ی میسینگیانی!
دیانا | August 26, 2008 12:52 AM
لاش= تلاش!
دیانا | August 26, 2008 12:55 AM
لحظه ای دیدار نزدیک است
میس ری | August 26, 2008 12:55 AM
به به انار جان
چقدر خوشحالم که با فراغ بال و خیال اسوده دوباره می خوای بری تو خط ورزشکاری و لایف استایل بهینه
این کارت کلی انگیزه است برای من
به امید دیدار
سالومه | August 26, 2008 12:56 AM
اووووووووووه من دارم توی اون قسمت هی از خودم کامنت در میکنم به خیالم اونجا میتینگه !!
من نمیدونم الان توی جام هستم یا نه !؟!؟!
برم چک کنم بیام از خودم احساسات بروز بدم
leili | August 26, 2008 12:57 AM
بچه ها می تونید بهم ایمیل بزنید و یا توی وبلاگم کامنت خصوصی با شماره هاتون رو بذارید تا حالا فقط 6 نفر شرکت کردن .بشتابییییییییییید تا ظهر امروز وقت دارید.
سالومه | August 26, 2008 12:59 AM
رخی جان
چهارشنبه یه کم دیره ها
هستی من برات جا می گیرم.اگه نتونستی نمی یای دیگه ....اینجوری بهتره
سالومه | August 26, 2008 1:13 AM
خوب من توی جام هستم !! اینم یه طوری برام انرژی مثبت میاره !!!
leili | August 26, 2008 1:15 AM
سلامممممممممممم
منم امیدوارم بهتون خوش بگذره جای مارو هم خالی کنید
منم مدال طلای جامو میخوام همه تلاشمو می کنم
آمانیتا | August 26, 2008 1:21 AM
انار جان سفر بخیر :)
ما که اینجا لحظه شماری میکنیم برای دیدنتون
فندق | August 26, 2008 1:46 AM
خب تا الان سامیا /زینب /رخی/شونه به سر /آزی و میس ری/لیلا/ مامان لی لی /آریس شماره دادن و اعلام کردن که می یان
کس دیگه ای نیست؟؟؟؟؟
هستی جان شما هم لطفا شمارت رو بذار که من ساعت رو هماهنگ کنم باهات
فندق تو هم زودتر خبر بده.
من در هر حال 3 نفر بیشتر رزرو می کنم
برای فندق و هستی و احتمالا رخی
تا اینجا شدیم حدود 13 نفر با من و انار
بشتابید که داره ظهر می شه
بشتابییییییییییییییییید
سالومه | August 26, 2008 2:05 AM
چه خبر سالومه؟ بچه ها شماره ها رو دادن؟
آريس | August 26, 2008 2:08 AM
به امید دیدار :-×
سامیا | August 26, 2008 2:10 AM
انار جان سفر به خیر و سلامت.
سلام هم خیلی به مامانت برسون.
رقی | August 26, 2008 2:16 AM
آریس جان آره تو هواپیماهای خودشون(کشورهای دیگه) اگه باشه که باید پول بدی بخری و تازه چیزای ریزه میزه به قولی داره. ولی امان از ایران ایر و اون پلو خورشت های معروفش. شنیدم ملت فقط به خاطر اون غذاشه که اینهمه پول اضافه میدن که باهاش برن. البته خب از امریکا که مستقیم نداریم.
رقی | August 26, 2008 2:19 AM
آراممممممممممممم هم هست.سالومه جون حتما نديده پيغامتو ولي مياد حتما
آزي | August 26, 2008 2:43 AM
سلام دوس جونا
میتینگی نو ، در هفته ای پر از اتفاق های نو
خب جام دکتر انار شروع شده تبریک به شرکت کننده ها که امیدوارم من هم جزو شون باشم
دیگه اینکه من از دیروز برنامه ی دوی۲۴ هفته ای رو شروع کردم کسی مایله با من مقایسه بزاره ؟ خوب رقیبیَم ها ! خوووووب
من خانوم | August 26, 2008 2:59 AM
من هم اومدم بگم آرام جا نمونه، دیدم آزی حواسش بوده، آرام ما برات نقشه کشیدیم، یوهاها :))
شانه بسر | August 26, 2008 3:32 AM
راستی الی هم این یکی دو روزه گفته بود کمتر میاد نت ولی فکر کنم بخواد بیاد سر قرار.
شانه بسر | August 26, 2008 3:34 AM
بچه ها عکس یادتون نره واسه ماهایی که نمی تونیم بیایم:(
بهارک | August 26, 2008 4:15 AM
سلام
انارجون ممنون كه تو اين هيروويري ياد ميتينگ برگزار كردنم بودي.من كه اصلآ فكرشونميكردم برگزارشه
آفرين به تو كه اين همه ماشاللافعالي
اميدوارم سفرخوبي داشته باشي و بياي تا ما صورت ماهتوببينيم
هستي | August 26, 2008 4:23 AM
خدایا من 5 شنبه میرم سفر و 2 شنبه بر میگردم. گریهههههههههههههههههههه
خیلی دلم میخواست بیام من الان از غصه میمیرم.
همه کارام جور بود که بیام اما گفته بودم شاید سفر پیش بیاد:(
امیدوار بودم کنسل بشه اما وقتی به مامانم گفتم نمیام خییییییییییلی ناراحت شد. من چاره ای نداشتم جز رفتن.
ولی از صمیم قلب آرزو میگنم بهتون خوش بگذره و بیصبرانه منتظرم بیان تعریف کنید که چه جوری بود
الی | August 26, 2008 4:39 AM
آره می دونم آرام می یاد:))
ولی هنوز برام شماره نذاشته .من براش جا می گیرم فقط باید یه جوری ساعت رو بهش خبر بدیم .
سالومه | August 26, 2008 4:47 AM
آرتمیس هم هست
آریس
ازی
شونه
میس ری
لیلا
آرام
آرتمیس
لی لی
زینب
شاید رخی
شاید هستی
شاید فندق
سامیا
سالومه
رئیس انار
شد 15 نفر
درسته دیگه؟؟؟؟
من دارم تا نیم ساعت دیگه می رم
دو سه تا هم اضافی رزرو می کنیم برای اونایی که هنوز نرسیدن پیغام بذارن
فندق و هستی و رخی هم زودتر اطلاع بدن که ساعت رو بهشون بگم
سالومه | August 26, 2008 4:51 AM
نه 16 نفر
سالومه | August 26, 2008 4:57 AM
یهو بگو 20 نفر خیرشو ببینی:دی
آريس | August 26, 2008 5:33 AM
اوکی
سالومه | August 26, 2008 5:39 AM
بچه ها من هنوز گامشمار پیدا نکردم!
میس ری | August 26, 2008 5:48 AM
میس ری جان آبجیت که قراره یک گام شمار مجلسی داشته باشه، خوب ازش کش برو :))
راستی اگر از اون تق تقی های فروشگاه نیازی به کارت میاد من فکر کنم هنوز یک دونه اضافه آکبند داشته باشم، میخوای بیارم برات؟
شانه بسر | August 26, 2008 6:07 AM
شانه جون اون گام شمار هم يه چيزي مثل آيپاد.دوربين.مسواك ناموسيه....تازه با اون جيغ وويغي كه من كردم بعيد مي دونم برسه به دستم.جرات هم ندارم سوال كنم دي:
بچه ها يه سوال:من الان تقريبا 6ماهه كه تو رژيم جدي نبودم خوب؟بگيد خوب......بعد به هستي جون مي گم هستي جون!توي رژيم دكتر كرماني نوشته بود كه بعد از كم كردن 5 كيلو شروع به خوردن مولتي ويتامين كنيد خوب؟بگيد خوب.......بعد حالا من الان بايد بخورم؟يا بذارم بعدا ها...اخه الان توپ توپم از ويتامين به نظر خودم وازون جايي كه جديدا ها همش دارن مي گن كه سعي كنيد ويتامين هاي مورده نيازتون رو از مواد طبيعي تامين كنيد با همه اينا هنوز هم اين ماده از قانون جام انار الزاميه براي من؟
آزي | August 26, 2008 6:27 AM
وبلاگ قشنگی دارین.می شه لینکتون کنم؟ D:
rokhy | August 26, 2008 6:31 AM
خوب وقتی ویتامین های مورد نظر از طریق غذاهای روزانه مون داره تامین می شه چه لزومی به خوردن قرص و شیمیایی جات هست؟
به نظر من نخور.اما اگه موهات ریخت و کچل شدی نگی تو گفتی :دی
rokhy | August 26, 2008 6:34 AM
ا جمله دومت كه جمله اولو نقض مي كنه؟بالاخره بخورم يا نخورم كچل ميشم؟
آزي | August 26, 2008 6:40 AM
اگه به ویتامین ها از طریق غذا داری توجه می کنی نظر شخصی من نخوردن قرص و ازین چیزاست.یعنی تا می تونی از طریق مواد طبیعی ویتامینهای مورد نظر رو به بدنت برسون
که خودت خوب بلدیشون
مثلا ویتامین ث:فلفل دلمه ای,مرکبات,...
آهن:اسفناج ....
و الی آخر
اگه به نظرت ویتامین خاصی ممکنه توی غذاهات نباشه اونوقت با قرص و اینا جبرانش کن.
البته بقیه بچه ها که واردترن نظر بدن بهتره.چون من کلا عاشق گیاه درمانی هستم و اینا نظر من بود :-*
rokhy | August 26, 2008 6:47 AM
مرسي دكتر رخي.......
آزي | August 26, 2008 7:04 AM
منم شنیدم که اگه خیلی زیاد آدم از طریق قرص و اینا بخواد ویتامین بگیره اونوقت بدن عادت میکنه و دیگه از مواد غذایی ویتامیناشو تامین نمیکنه
البته منه مهندس رو چه به این حرفا به نظرم اگه از دیانا جان یا یه دوست عزیز بپرسی بهتر جواب بگیری
فندق | August 26, 2008 7:13 AM
انار
با درخواست تعدادي از دوستان همه پرسي گذاشتم تا دست ببرم تو قانون و اگه رقبا تصويبش كنن بجاي هفتگي سنجشمون ماهانه باشه.
در مورد كالريهام زياد نگرون نباش همين كه تو بازه كالريت بخوري و چشمي بدوني زياد كالري نداره و توخالي نيست كافيه.زياد سخت نگيرفقط نوعش رو يادداشت كن.نوعش امتياز داره.
رقباي جام دكتر انار:
لطفآ هر چه سريعتر در همه پرسي شركت كنين چون يكي از اصليترين قوانين داره تغيير ميكنه.
هستي | August 26, 2008 7:16 AM
چاکر شوما دکترِ چشم چشم دو ابرو ;-)
rokhy | August 26, 2008 7:31 AM
آزي جون
دكتر كرماني دكترعموميه و نه تخصصي و اونچه كه من شنيدم از يه متخصص تغذيه بود.
خيلي خوبه كه آدم از غذاهاي طبيعي ويتامين دريافت كنه اما هم خيلي سخته و هم نياز به دقت زيادي داره والا حتمآ به ريزش مو مبتلا خواهيم شد.
خوب سري كه درد نميكنه چرا دستمال ببنديم؟
من كه خودم تنبلم و يه روش دايمي رو ميپسندم اينو ترجيح ميدم.حالا اگه بدن عادت ميكنه به قرص اينو نميدونم.
پس اگه تصميم گرفتي مولتي ويتامين نخوري بگو تا اين قانونم همين امروز مختص مولتي ويتامين خورها بذاريم.
يا به كل حذف كنيم.
ميس ري:
در مورد سارانظرندادي
هستي | August 26, 2008 7:46 AM
دوستان اومدم اینجا جلوی چشمان شما یک راز مگو رو بگم!حقیقتی رو که دیشب بهش واقف شدم!
واقعا خدا تو تراشیدن اندام من شاهکار عجیبی از آفرینشو به تصویر کشیده!
تا حالا دیدین کسی اندازه دور کمر و دور ران پاش تقریبا یکی باشه!؟
میس ری | August 26, 2008 7:49 AM
رخي جون
ممنونم ازت.اين تبريك به من بود يا به گروه؟؟
من وبلاگمو عوض نكردم بلكه هنوزعشق اكستراپونتم و بهش وفادارم.
مطالب جديدمو همون جا ميذارم و تو "جام دكتر انار"فقط راجع به رقابت بحث ميكنم.
رخي كاش تو هم حتمآ حتمآ تو گردهمايي اردكيمون باشي تا بتونم زيارتت كنم.دلم برات خيلي تنگ شده.
ديش يه 2000باري اون آهنگ قشنگتو شنيدم.ممنون
هستي | August 26, 2008 7:52 AM
هااااااااااااهاااااااااااااهااااااااااااااااااااااااهااااااااااااااااااااا
واي بچه ها يادم رفت بگم ديشب قيافه ري ديدني بوددددددددددددددد.........منم باورم نشد ولي راست مي گه ..........
االانم دارم غش مي كنم از خنده...خدا تو همه چيت سنگ تموم گذاشته ري.............
آزي | August 26, 2008 7:53 AM
wooooooooooooow
چه کمر باریک
چه باحال
چه عسل
rokhy | August 26, 2008 7:53 AM
مرسی هستی جونم.منم همینطور :-×
در مورد اومدنم واقعا دلم می خواد بیام.اما هنوز مطمئن نیستم.هم اینکه مهمونایی که قراره برام بیاد رو هماهنگ کنم اول بفرستم ساری که جمعه ی من آزاد باشه و دیگه اون دوستم که می خوام تهران بیام پیشش احتمال داده این دو سه روز تهران نباشه.چون اونم مسافر داره براش میاد.
منم ترجیح می دم تهران برنامه رو با یک دوست و همسن و سال خودم هماهنگ کنم تا اینکه مزاحم عمو و فامیل و اینا بشم.حالا ببینم خدا چی بخواد.
اگه فردا قطعی شد اومدنم ایشالله پنجشنبه به سمت تهران حرکت می کنم. :-)
rokhy | August 26, 2008 8:01 AM
كمر باريكه ران كلفت دي:
آزي | August 26, 2008 8:08 AM
ولی عجب نکته ی باحالی بودااااااااا
اگه قسمت بشه بیام "اردک" اولین چیزی که نگاه می کنم همین کمر و رانه .نگین هیزه ها :دی
rokhy | August 26, 2008 8:11 AM
ري ناموسه هاااااااااااااا گفته باشم.........
بچه هاي ارشد جوابا اومد بريد ببينيم چه كرديد
آزي | August 26, 2008 8:18 AM
سلام! ای وای یک روز من اینجا نبودم ببین چه ددلاین جدی ای بوده! آزی و شانه به سر مرسی یادم بودید. آره من هستم. الان می روم برای سالومه کامنت می گذارم. مرسی.
آرام | August 26, 2008 8:46 AM
آی میس ری....!!!!!!
درست دیدم تو جدولت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
20تا قند؟؟؟؟؟؟؟؟
قند ممنوعه
ازهمین الان؟؟؟
به به
بجای قند هرچیز طبیعی شیرینی میتونی بخوری
.
به میس ری و تمومرقبای جام توصیه میکنم یه بار دیگه قوانین رو بخونن.
جهل به قانون دلیل برائت نیست.
نگیدنگفتما...
هستي | August 26, 2008 9:01 AM
آخ میس ری جون اینقده از دیدن قند شوکه شدم که با بقلیش 20تا دونه سویا قاطی کردم.
الانم آپدیت کردم دیدم نهارم نوش جون کردی
آفرین نهار بسیارجام پسندانه بود.
هستي | August 26, 2008 9:04 AM
(:
Anonymous | August 26, 2008 9:18 AM
رقبای جام انارستان
http://jameanarestan.blogfa.com
بشتابید درمورد زمان اعمال قانون صلاحیت به دوربعد نظر بدید.مدت زیادی از همه پرسی نمونده.
ماهانه:هیچ رآی
دوهفته ایی:دو رای
یک هفته ایی :یک رای
تا امشب اگه به تعدادآرا افزوده نشه باهمین تعدادرای تصویب میشه.
میس ری:
پس رای تو کو؟فقط درمورد ثبت نام دوستان نظر دادی.
هستي | August 26, 2008 9:28 AM
ليموترش عزيز
نميشه برات پيام گذاشت بايد بتوني وبلاگت رو درست كني تا جدول بذاري.فعلآ رو كاغذ بنويس تا يادت نره.و تا يه هفته نشده همه رو با هم بذار.
هستي | August 26, 2008 9:49 AM
گل بهار عزيز
من دو بار برات نوشتم اما هربار بلاگفا قورتش داد.
ميخواستم بگم
خوشحالم كه در جمع مايي و با ما رقابت ميكني.من مطمئنم تو از سداستاپ رد ميشي.به اين جام به ديد مثبت نگاه كن و قبل از خواب و به كحض بيداري خودتو تصور كن كه داري وزن كم ميكني.ذهن ما واقعيت ها رو ميسازه
هستي | August 26, 2008 10:10 AM
من اعاده حیثیت می کنم ! من حتی در دوران تاریک چاقی خفن هم قند خور نبودم! امروزم خرما نداشتم یه ریزه قند خوردم! مغز برای اینکه به کار بیفته یه ذره شیرینی لازم داره درسته؟البته همیشه خرما همراه دارم
Miss Rei | August 26, 2008 10:49 AM
من احساس کمبود شدیدی دارم چون نمی خوام برای خودم یه دغدغه ی جدید وزنی درست کنم
وگرنه خیلی دوست داشتم توی جام شرکت کنم
اما سایز هام رو اندازه می گیرم و با هاتون میام جلو
هم از لحاظ کاری شرایطم سخته هم از لحاظ درسی
چه وقتی این جام شروع شده
کاش یه ذره دیر تر بود
zeinab | August 26, 2008 11:15 AM
میس ری تو چقدر خوش تیپ ای پس
من حتما باید این آدم خارق العاده رو از نزدیک ببینم
zeinab | August 26, 2008 11:37 AM
زينب جون
تموم فكرو ذهنت رو بذار رو درست.
فقط از جاده لايف استايل فعلآ خارج نشو.
به اميدخدااگه اين دوره جواب بده دوره هاي بعدي هم خواهيم داشت با رقباي جديدو اونايي كه ازين جام دورموندن
هستي | August 26, 2008 12:15 PM
خبری از نتایج فوق نیست کیا تو گروه شرکت کرده بودن؟؟
بهارک | August 26, 2008 12:30 PM
انارجون
بابت مطلبي كه پرسيدي من يه درخواست و مشورت باهات دارم.
اينجايي؟
هستي | August 26, 2008 12:50 PM
رقيب بيست ودو-كرم ابريشم عزيز:
رقيب بيست و سه-من خانوم عزيز:
رقيب بيست و چهار-پريساي عزيز:
رقيب بيست و پنجم-سارا تيان عزيز:
رقيب بيست و ششم-زن زمانه عزيز:
"با درخواست شما مبني بر عضويت در "جام دكترانار" طبق همه پرسي موافقت شد.
فقط خواهشآ تماميه مطالب مربوطه بالاخص قوانين رو مرور كنين.
كه ندونستن قانون به معني كم نشدن امتياز نيست."
هستي | August 26, 2008 1:36 PM
زن زمانه عزيز
هرچه سريعتر ادرس وبلاگتونوتو بخش نظرخواهي بذار.
هستي | August 26, 2008 1:41 PM
خواهر گرانقدر بنده ارشد شرکت کرده بود که دانشگاه هنر تهران قبول شده رشته فلسفه هنر.
آریس | August 26, 2008 2:02 PM
سلام من الان چیزایی رو که در طول روز می خورم رو با هرم مقایسه کردم . می بینم که من هم دارم بر طبق هرم غذایی پیش میرم . فکر کنم اشکال کارم اینه که لبنیات رو کمتر و میوه رو بیشتر از حدی که باید می خورم . حالا هر کدوم از متخصصین هرم شناسی که اومد به وبلاگم بی زحمت یه نگاهی به جدولم بندازه نظرشو بگه ممنون میشم .
غزال | August 26, 2008 2:06 PM
آزی عزیزم
در مورد مولتی ویتامین من یک نظر خیای سفت و محکم و قاطع دارم.تا زمانی که می تونی با یه کم دقت از مواد طبیعی ویتامینت رو تامین کنی به نظر من به هیچ عنوان مواد شیمیایی که ممکنه بعدها برات ضرر و مشکل ایجاد کنند رو نخور.
من هر رو ز میزان ویتامین و کلسیمم رو دقیق در فیت دی اندازه می گیرم.با این رژیمی که دارم تقریبا همیشه کل مواد معدنی و ویتامینها و کلسیمم تامین میشه
تا الان و با 24 کیلو کاهش وزن موهام نریخته ..پوستم خراب نشده خیلی هم خوشگل تر و با نشاط تر شدم(آخر خود پسندی...داری دیگه!!)
اما از وقتی هرم رو رعایت می کنم همیشه ویتامین هام فول و کامله
من بهت پیشنهاد می دم با هرم آشتی کنی تا دیگه نگران این جور چیزا نبای
کار آسونی یه..حداقل از کالری شماری بسیار آسونتره
سالومه | August 26, 2008 2:48 PM
غزال جونم من كارشناس هرم نيستم ولي به نظرم مصرف كربوهيدارتت كمه .
در ضمن امكان نظر تو وبلاگت نيست يك چك بكن لطفا .
راستي تا سالومه اينجاس بگم كه سالومه معتقده از وقتي كربوهيدارتش رو بالاتر برده وزنش راحتتر كم ميشه و اين يعني هرم مداري و هرم مداري .
ليلا | August 26, 2008 2:55 PM
بچه ها من 20 تا جا رزرو کردم و بیعانه هم پرداخت کردم.
فردا صبح بهتون زنگ می زنم برای هماهنگی
سالومه | August 26, 2008 2:55 PM
سالومه جونم چطوري ؟!!
ليلا | August 26, 2008 2:57 PM
مرسي سالومه مهربون و عزيز :*
ليلا | August 26, 2008 2:59 PM
غزال گلم
سلام
کاهش دوباره وزنت مبارک عزیزم.خیلی خوب پیش رفتی.
تو اصولا خیلی خوب و متعادل غذا می خوری.نزدیک به هرم می خوری ولی میوه ات یه کم زیاده.اما درباره کربوهیدراتت و پروتئینت نمی تونم نظر بدم چون وزنش رو ننوشتی.
اصولا هرم راه سالم خواری و سالم زندگی کردنه پس دنبالش رو بگیر
به پست هرم من سر بزن و اگه باز هم سئوالی داشتی بگو.اگر که وزن غذات رو هم بنویسی حتی تقریبی یا به پیمونه بهتر می تونم کمکت کنم
الان کامنت لیلا رو دیدم
من هم نمی تونم برات کامنت بذارم توی وبلاگت
در هر حال من و لیلا در کنار همه کسانی هستیم که می خوان از روی هرم برن جلو و مثل ماخوب نتیجه بگیرن.هر سئوالی یا مشکلی بود در خدمت ملت انارستان هستیم
راستی غزال بازه کالریت خیلی مناسبه آفرین
سالومه | August 26, 2008 3:01 PM
خوب خوبم لیلا تو چطوری؟؟
سالومه | August 26, 2008 3:02 PM
سالومه تا الان هستي برم سوالاي هرمي رو بيارم بپرسم :دي
فقط اگه نرفتي چند مين صبر كن ميام الان
ليلا | August 26, 2008 3:05 PM
لیلا من اون مانتو تنگه رو نمی پوشم.امروز دیدم بد فرم تپلی ها معلوم می شه
سالومه خجالتی می شود!!
سالومه | August 26, 2008 3:05 PM
من در خدمت شما هستم لیلا جونم
چند مین هم صبر می کنم :دی
سالومه | August 26, 2008 3:07 PM
:)))))))))))))))))))
سالومه ، من به خاطر تو مي خواستم برم مانتو تنگ بخرم ها ، خوب شد زود گفتي :دي
ليلا | August 26, 2008 3:08 PM
حالا لیلا نظرت رو عوض نکن.من متولد تیرم دیگه هر لحظه یه تصمیمی می گیرم
تو جدی نگیر خیلی :دی
سالومه | August 26, 2008 3:11 PM
ببين سالومه من بايد مواد هرم رو با اين اندازه ها بخورم
۶ واحد كربوهيدارت ، اگه هر سهم رو ۷۵ كالري در نظر بگيريم ميشه ۴۵۰ كالري .
۲.۵ پيمونه سبزيجات ، تقريبا ميشه ۴۰ كالري
۲ پيمونه ميوه ميانگين در نظر بگيريم هندونه و انگور و بقيه ميوه ها كه تركيبي از كمترين كالري ها و بيشترين ها باشه ميشه تقريبا ۱۵۰ كالري .
۳ پيمونه لبنيات هم ميشه يك ليوان شير و يك پياله ماست كه من ماست پرچرب مي خورم و شير كم چرب و پنير معمولي. اينو بايد بگم كه شير وزن يك پيمونه اش همون ۱۰۰ گرمه ولي ماست حدود ۱۵۰ گرم ميشه . يعني عملا كالري سه پيمونه لبنيات رو بايد ۲۰۰ در نظر بگيرم .
اما پروتئين ، تركيبي از كالري مرغ و گوشت قرمز و حبوبات و تخم مرغ رو كه بيشترين مصرف دارن كه حساب بكنيم براي من بايد ۵.۵ سهم باشه كه بطور ميانگين ميشه ۲۶۰ كالري ( پروتئين به نظرم جاي بحث زياد داره خب من كه گوشت قرمز به تعداد دفعات بيشتري مي خورم ولي با مقدار خيلي كمتر اينقدر كه ۲۵ گرم در وعده هم نميرسه و معمولا مرغ رو ترجيح ميدم خيلي كمتر هم ميشه ) حالا بدون توجه به نوع پر ايراد مصرف پروتئين من و با حساب سهم هاي غذايي كالري ۵.۵ سهم پروتئين ميشه ۴۱۵ تا .
جمع تمام اين موارد روزانه ميشه ۱۲۶۰ كالري .
خب براي من نمي رسه مي بيني ؟ يا من با پيمونه ها و وزن ها رو مشكل دارم ، يا نمي دونم چي ديگه :دي
سالومه يه دوست جان چند وقت پيش گفت كه اينا حداقل هاشه يعني ميشه بيشتر هم خورد و ولي نبايد پرخوري بشه و بايد به تناسب بالاببريم ولي من تو همين بخش حساب كتابش موندم . يعني ميخوام سعي كنم پيمونه ها رو با وزنشون ياد بگيرم كه ديگه نخوام هر روز كالري بشمارم . مثل تو فقط پيمونه شماري بكنم . تو جدول اين هفته هم نوشتم ولي يك كم سخته . اميدوارم از پسش بر بيام
ليلا | August 26, 2008 3:13 PM
خب ببین لیلا من فکر کنم که تو پیمانه رو فنجون در نظر می گیری .یه پیمونه شیر 250 میلی گرمه یعنی یک لیوان شیر.اختلاف محاسبات من و تو و هرم هم در اندازه پیمونه های تو هستش.اگه پیمونه ها رو بزرگ بگیری دقیقا مثل هرم می شه :))
سالومه | August 26, 2008 3:17 PM
سالومه يعني تو يك ليوان رو يك پيمونه مي گيري ؟!!خب من قبلا توي يكي از پست هاي انارستان خونده بودم كه پيمونه نيم ليوانه ، برا همين اينجوري مي گرفتم .
سالومه مطميني ؟!! من اينقدر شير بخورم روزانه كه مي تركم :دي
ليلا | August 26, 2008 3:22 PM
از پسش بر میای حتما مطمئن باش :))
تو با این نظم و دقتی که داری می زنی رو دست همه بابا
سالومه | August 26, 2008 3:24 PM
لیلا و سالومه عزیز مرسی از نظراتون
فکر کنم کامنت دونی های کل بلاگفا مشکل داره بازم .
من متاسفانه ترازو ندارم . شاید خیلی بده که بگم همه چیز رو تقریبی و چشمی روی تجربه هایی که از رژیم های قبلی دارم اندازه گیری می کنم .
فکر کنم من هم روش پیمونه ای رو شروع بکنم . و غذا خوردنم رو با هرم تطبیق بدم . این پیمونه لیوانی خیلی راحته .
لیلا آفرین به تو به خاطر نظمت .
سالومه باریکلا به خاطر پشتکار و اراده ات .
خیلی خیلی دوستی با شما برای من اتفاق خوبی در زندگی رژیمیم بود .
حیف که نمی تونم توی قرار گروهیتون باشم .
غزال | August 26, 2008 3:30 PM
والا من هم خیلی شک داشتم ولی توی فیت دی که وزن شیر لیوانی و گرمی رو حساب کردم مطمئن شدم
هر 248 میلی شیر = یک پیمانه= 140 کالری
البته شیر پر چرب
هر 1 پیمانه برنج پخته با روغن=160 گرم برنج= 237 کالری
سالومه | August 26, 2008 3:31 PM
واي سالومه يه عالمه برات نوشتم.كامنتم پريد:(
آزي | August 26, 2008 3:31 PM
غزال گلم جات خالی یه
به یادت خواهیم بود
من هم خیلی موافقم که هرم رو شروع کنی.اگه کالری هات رو توی سایت www.fitday.com حساب کنی خیلی راحتتر می تونی با هرم پیش بری و حساب کالری هات رو هم داشته باشی.منتظر سئوالاتت هستم :دی
سالومه | August 26, 2008 3:34 PM
ببخشید کربوهیدارات یعنی همون گوشت و غلات ؟
اونوقت نون جزو کدوم گروه میشه ؟
ببخشیدا من یه ذره تنبل و خنگم دراین مورد .
غزال | August 26, 2008 3:34 PM
چی نوشته بودی آزی؟؟این بلاگفا دوباره قاط زده بیا همین جا بهم بگو گلم
سالومه | August 26, 2008 3:35 PM
بچه ها من براي روز گردهمايي يه سورپرايز هم دارم براتون......مممممممممممممممم.....چه شود!
آزي | August 26, 2008 3:37 PM
نه غزال جان
کربوهیدرات یعنی غلات یعنی برنج و نون و ماکارونی
اگه بری توی 2 تا پست قبلی یه من کامل اینا رو توضیح دادم.یه نگاهی بنداز شاید رفع ابهام شه :)
سالومه | August 26, 2008 3:37 PM
نه آزی این کار رو نکن
قلب من ضعیفه تا اون موقع از استرس سکته می زنم هااااااا
سالومه | August 26, 2008 3:38 PM
غزال جونم
نون ، برنج ، ماكاروني اينا ميشه كربوهيدارت .
حبوبات ، گوشت ، تخم مرغ ، مرغ و ماهي هم كه پروتئين.
غزال منم از داشتن دوستي مثل تو خيلي خيلي خوشحالم :*
ليلا | August 26, 2008 3:46 PM
آزي ميخواي چكار بكني ؟!!
آزي جان ديدن همديگه خودش كلي سورپرايزه ديگه نمي كشونيم ها :دي
ليلا | August 26, 2008 3:49 PM
لیلا این آلزایمر منو کشته هاااااااااا :×
سالومه | August 26, 2008 3:50 PM
سالومه بذار يك چيزي تعريف كنم . جديدا تو محل كارم به اين نتيجه رسيدن كه يكي از اين روسا كه آلزايمر گرفته بيماريش مسري بوده منم ازش گرفتم . :دي
با اين آلزايمر پنج شنبه ميخوام برم امتحان بدم به جاي تفسير قران ميخوام محاسبات هرميك بنويسم :دي
ليلا | August 26, 2008 3:57 PM
نمي گم الان دي:
سالومه جون مرسي از زحمتي كه كشيدي...بوس
بعد هم اينكه گفته بودم كه خودم هم وسوسه هرم رو دارم مشكل اينه كه چشمي ديگه به كالري شماري عادت كردم واگه بخوام با هرم پيش برم باز بايد وزن كنم همه چيو واينكه با همه غذاهاي روزانه ومثلا پلو خورشتي هم ميشه؟فيت دي هم برام سخته چون اسم همه غذاهارو به انگليسي نمي دونم خستم مي كنه والا جالبه ازين نظر كه دوست دارم بدونم مثلا چقدر پروتئين خوردم چقدر كربوهيدرات..
حالا شايد يه روزي باسواد كه شدم رفتم دانشگاه بيام تو فيت دي دي:
بعد هم آريس براي خواهرت خيلي خوشحال شدم واقعا تبريك مي گم.خيلي كاره بزرگيه اونم با اين ظرفيت هاي انگشت شمار دانشگاه ها
آزي | August 26, 2008 3:57 PM
سالومه من الان نشستم در اين مقاديري كه نوشتي تفكر نمودم ديدم چقدرررررررررررررررر كالري اضافه شمردم تا حالا :دي
نميشه يك روز جبرانش كنم ؟!
ليلا | August 26, 2008 3:59 PM
آزي خيلي راحتتر از كالري شماريه .
حالا سالومه خيلي اهل پلو خورش نيست ولي من كه هستم و همينجوري هم حساب مي كنم .
ليلا | August 26, 2008 4:02 PM
آریس منم تبریک می گم
لیلا جان یه فکری به حال آلزایمرت بکن ...می تونی محل کارت رو عوض کنی :دی
آزی گله
منم بوس برای تو!
ولی لازم نیست همه چی رو وزن کنی.یه بار که وزن کنی دیگه می فهمی.اتفاقا برای تو که چشمی کار می کنی خیلی راحته.یه بار 1 کفگیر رو وزن می کنی یا یه سیخ جوجه رو و می فهمی قضیه چجوری هاست
حالا بازم ببین هر زمانی که آمادگیش رو داشتی شروع کن
البته من به امت مسلمین هرم دوست پیشنهاد می کنم این ابزار خوب رو استفاده کنن که هر چه زودتر فی سبیل هرم بیفتن زودتر لاغر می شن و سالم
:))حالا سر صبحانه من و لیلا یه هرمی نشونتون بدیم...
سالومه | August 26, 2008 4:03 PM
سالومه من فقط امشب خنديدم ها :دي
قول ميدم دختر خوبي بشم
ليلا | August 26, 2008 4:06 PM
نه لیلا بی خیااااااااااااال
جبران نمی خواد بکنی :))
ازی منو بکشن لب به پلو خورش نمی زنم.خط قرمزمه توی لاغریم.یه نگاهی به تغذیه چند ماه گذشته ام بکنی می بینی لب نزدم.البته خیلی دوست دارم ولی به نظرم یه خوراک مجهول و پر خطره :)
سالومه | August 26, 2008 4:06 PM
گفتم بهت که خیلی دختر خوبی هستی
گل گل
:))
به خدا من انرژی آدمها رو وحشتناک می گیرم
بهت گفتم که از ورای خط و خطوط اینترنت تشعشعات آدمها بهم می رسه.حالا جمعه برات دلیلش رو توضیح می دم
سالومه | August 26, 2008 4:08 PM
آزی جون
من هم دقیقا مثل تو از هرم خوشم میاد ولی تنبلیم میاد که همه چیز رو با هرم بسنجم و اصلا ترازو هم ندارم که بخوام چیزی رو وزن کنم . همینطور توی فیت دی هم تنبلیم میاد دنبال مواد غذایی بگردم . ولی سالومه راست میگه با پیمونه فکر می کنم بشه یه کارایی کرد .
وای که چقدر من تنبلم .
غزال | August 26, 2008 4:09 PM
من هر لحظه ممکنه باتری لپ تاپم تموم شه اگه یهو غیب شدم دلیلش رو بدونین.تازه یه عاااااااااالمه ظرف هم باید بشورم و یه عالمه لباس هم باید اطو کنم و همه رو امشب باید بکنم.دیگه ببینین که امشب کی باید بخوابم
سالومه | August 26, 2008 4:11 PM
بچه ها نبینم تنبلی کنین هااا
آدم برای سلامتی خودش تنبلی می کنه آخه؟؟اینقدر پول قر و فرمون رو می دیم یه ترازو هم بخریم دیگه بابا
ای بابااااااا
من دستم به شماها برسه!!
سالومه | August 26, 2008 4:13 PM
خانمهای ساکن در ایران
برید بخوابید که از بی خوابی فردا پر خوری نکنیم
سالومه | August 26, 2008 4:14 PM
سالومه من اوایل ازدواجم اینقدر از این دوکار بدم میومد . از لباس اتو کردن هم خیلی بیشتر همیشه سر اینکه کی باید اینکار رو توی خونه بکنه بحث داشتیم . ولی از اونجا که اکثر مواقع هم دیوار من کوتاهتر بود در این مورد الان با سرعت برق لباس اتو می کنم . تازگی ها که اصلا از این کار خوشم هم اومده :دی
غزال | August 26, 2008 4:16 PM
سالومه يعني من بايد روزي 2 ليوان شير و يك ليوان ماست بخورم ؟! دوتا شير رو ميشه يك كاري كرد ولي ماست چي ؟!
ليلا | August 26, 2008 4:21 PM
انار جون سفر خوبی برات آرزو میکنم.انارستانی های غیور و همیشه در صحنه عزیز جای ما رو هم که دوریم و دستمون نمیرسه خالی کنید با ریئس انار .امیدوارم خیلی به همتون خوش بگذره.
آنی | August 26, 2008 4:26 PM
بچه ها پس چرا این هرم نا جوانمرد منو دوست نداره من هم مدتیه کامل نه ولی80 درصد هرم رو رعایت میکنم .همش تبعیضضضضضضضضضضضضضضض
گل بهار | August 26, 2008 4:26 PM
لیلا ماست که خیلی خوردنش راحته . با هر وعده غذا نیم لیوان بخور دیگه . تموم شد رفت . به همین سادگی
غزال | August 26, 2008 4:27 PM
گلبهار کربوهیدراتت رو ببر بالا تر
غزال | August 26, 2008 4:28 PM
گلبهار نون هم گندم کامل می خوری؟یا سفید .
غزال | August 26, 2008 4:30 PM
ای بابا همینجوری من هی وزنم بالا میره با هزار عرق ریزی می یارمش پایین اگه هی نون هم بخورم که دیگه واویلا میشه من روزی 5 واحد نون سبوس داره گندم کامل رو میخورم گه گداری برنج سفید با قهوه ای هم.
گل بهار | August 26, 2008 4:33 PM
شوهرم نونایی که من میخرم رو مسخره میکنه از بس رنگش سیاهه می گه من از اینا بخورم حالم بد میشه
گل بهار | August 26, 2008 4:34 PM
ببينم اون عشقولانه اي كه الان سالي پرتاب كرد دقيقا مال كي بود؟همون كه تشعشعات داشت؟ليلا تو بدي؟غزال تو؟
غزال جون من ترازو ازين جينقيلي ها دارم كه جوونيام كه هنوز به اين كمالات نرسيده بودم(چشمي حساب كردن) ازش زياد استفاده مي كردم.
ونكته بعد هم اينكه منم از اتو كاري متنفرم.شايد به جز روسري هام هيچ چيزيمو اتو نكنم يعني از يه سيستم شستشو استفاده مي كنم كه اتو نخواد دي:هركيم دوست داره لباسش اتو شه يا خودش بشينه اتو كنه يا ببره بيرون يا بده مامان جونش...چطوره؟
ماشالا قوربونش برم يه انتخابي هم كردم كه اتو سرخوده هرچي بپوشه ماشالا با اون عرض زياد همه چين هاي ريزشم باز ميشه :)))))))))))))))
بعدشم سالومه خوش به حالت كه از پلو خورشت دوري مي كني ...من سالها لب به برنج وقند وشكر وكره ونوشابه وشكلات نمي زدم(هم چاقي هم پوست) حالا انگار حالا حالا ها بدن تو داره جبران قحطي اون سالها رو مي كنه البته به جز قند وشكر كه هيچ تمايلي ندارم.
ولي پارسال بچه ها يادشونه كه چه صبحانه هاي كره مربا نون بربري مي خوردم مشت.........
الالنم عين اين بي جنبه ها بيرونم ميرم واگه بنا به غذا باشه فقط پلو خورشت چلو كباب پلووووووو جوجهههههههه
آزي | August 26, 2008 4:35 PM
بچه ها من براي جلو گيري از پرخوري فردا ميرم بخوابم :دي
اينجا رو هم مي سپريم دست خارجه نشين ها تا صبح گرم نگهش دارين و هرم داري بكنيد .
ليلا | August 26, 2008 4:39 PM
آزی جان کاقیه یه مدت نخوری باز از سرت میره من هم به ندرت پلو خورشت می خورم قند هم سالهاست نخوردم به جاش کشمش و گاهی خرما
گل بهار | August 26, 2008 4:39 PM
آزي مال من بود :دي
ليلا | August 26, 2008 4:40 PM
آزی مردم از خنده با این انتخابت اتو سرخود :)))
من هم دارم روی شوهرم کار می کنم اتو سرخود بشه . هاهاها
غزال | August 26, 2008 4:41 PM
آريس جون
قبولي خواهرت رو بهت تبريك ميگم.
هستي | August 26, 2008 4:41 PM
فندق جان بيا ببينيم چه كردي؟
آزي | August 26, 2008 4:43 PM
به به هستی جون گل گلاب
خسته نباشی از رای گیری و قانون وضع کردن و قانون عوض کردن و نظرخواهی . ایشالا که خودت نفر اول بشی خستگی همه این کارا از تنت در بیاد .
غزال | August 26, 2008 4:43 PM
ممنونم غزال عزيز
فقط موندم جدولهاي خودمو كجا بكشم؟
تواكسترا كه نميشه.
اين وبلاگ جام كه براي رقابته فقط.
به گمونم بايد يكي ديگه تو بلاگفا واسه جدولهام بسازم.
هستي | August 26, 2008 4:49 PM
بابا هستي جون خودتو آواره اينجا واونجا نكن توي همون اكسترا به طريقه سنتي بنويس.اين بلاگفا هزار ويك قرطي بازي داره من كه اونجارو بيشتر دوست دارم انگار امن تره
آزي | August 26, 2008 4:51 PM
هستی قبلا اصلا جدول نمی کشیدی ؟
غزال | August 26, 2008 4:52 PM
سلام برهمه...من یه نگاه گذری به کامنتها انداختم و یه کوچولومیگم و میرم
گل بهارجان:
مژده بده که چشمم به جمال برنامه ات روشن شد.ورزش منظمی داری حالادرسته که از اول آگوست بیش از 10000کالری سوزوندی ولی وزن کم نکردی ،اما خواهشا به ورزشت ادامه بده برنامه قشنگیه تازه دل WHO هم شاد میشه چون به توصیه این سازمان هر بنی بشری بایست برای سلامت قلب و عروق روزی نیم ساعت ورزش موثر کنه!از شوخی گذشته اگه استاپ وزنی هنوز دغدغه خاطرت هست بگو تا بدنبال سر نخ این قضیه جای دیگه بگردیم.
لیلای عزیز:
60 گرم گوشت قرمز=یک تخم مرغ=یک رون مرغ=نصف لیوان حبوبات پخته=2-3تاگردو
هر کدوم این بالایی ها یه واحد گوشت به شمار میره ،حداکثر 3تا را میتونی انتخاب کنی. امیدوارم گیجت نکرده باشم ،اگه خواستی بعدا بیشتر توضیح میدم.
آزی خانوم :
از قدیم گفتن مولتی ویتامین خوردن یا نخوردن ،مسئله این است!!
در کل با نظر سالومه موافقم، اما اگه تورژیمت خبری از غذاهای آب پزوسیزیجات نپخته وشلغم و چغندر نیست و بساط شیرین پلو و فسنجون والویه برقراره ،بهتره که بخوری جانم !
خوب کاری ندارید؟ من چون به "جوجه اردک آبی" نمیرسم آخر هفته یه تک پا میرم همایش توکیو!
یه دوست | August 26, 2008 4:54 PM
سلام برهمه...من یه نگاه گذری به کامنتها انداختم و یه کوچولومیگم و میرم
گل بهارجان:
مژده بده که چشمم به جمال برنامه ات روشن شد.ورزش منظمی داری حالادرسته که از اول آگوست بیش از 10000کالری سوزوندی ولی وزن کم نکردی ،اما خواهشا به ورزشت ادامه بده برنامه قشنگیه تازه دل WHO هم شاد میشه چون به توصیه این سازمان هر بنی بشری بایست برای سلامت قلب و عروق روزی نیم ساعت ورزش موثر کنه!از شوخی گذشته اگه استاپ وزنی هنوز دغدغه خاطرت هست بگو تا بدنبال سر نخ این قضیه جای دیگه بگردیم.
لیلای عزیز:
60 گرم گوشت قرمز=یک تخم مرغ=یک رون مرغ=نصف لیوان حبوبات پخته=2-3تاگردو
هر کدوم این بالایی ها یه واحد گوشت به شمار میره ،حداکثر 3تا را میتونی انتخاب کنی. امیدوارم گیجت نکرده باشم ،اگه خواستی بعدا بیشتر توضیح میدم.
آزی خانوم :
از قدیم گفتن مولتی ویتامین خوردن یا نخوردن ،مسئله این است!!
در کل با نظر سالومه موافقم، اما اگه تورژیمت خبری از غذاهای آب پزوسیزیجات نپخته وشلغم و چغندر نیست و بساط شیرین پلو و فسنجون والویه برقراره ،بهتره که بخوری جانم !
خوب کاری ندارید؟ من چون به "جوجه اردک آبی" نمیرسم آخر هفته یه تک پا میرم همایش توکیو!
یه دوست | August 26, 2008 4:54 PM
واقعا شما داری میری پیشه دیانا؟
گل بهار | August 26, 2008 5:00 PM
غزال جون چرا مينوشتم چي ميخوردم.
اما مراسم جدول گذاري كه نداره اكستاراپونت و براي همين به قول "خواهرآزي" بايدسنتي بكشم.
هستي | August 26, 2008 5:01 PM
آخه گفته بود که یکی از دوستاش داره میره پیشش .
گل بهار | August 26, 2008 5:03 PM
هستی جونم
هرجوری بنویسی قبولت داریم خواهر .
غزال | August 26, 2008 5:05 PM
غزال جونم ممنون.
رقباي "جام انارستان"
صفحه جداول رقابت در سمت چپ صفحه "جام انار" براتون قابل ديد و دسترسي هست يا من بايد بهتون دعوتنامه بدم؟
هستي | August 26, 2008 5:11 PM
گل بهار جون
الان نيوزلندساعت چنده؟
هستي | August 26, 2008 5:12 PM
ازدوستهاي ايروني فقط آزي بود كه اونم رفت لالا
خوب منم برم ديگه.
بچه ها به نظرتون انارالان كجاست؟
هرجاكه هست براش آرزو ميكنم سفرش به سلامت باشه
هستي | August 26, 2008 5:16 PM
گل بهار جان:
من از دارغوزآباد سفلی پامو اون ورتر نگذاشته و نخواهم گذاشت! منو چه به این حرفها! مگه به خواب ببینم.
یه دوست | August 26, 2008 5:17 PM
هستی باید بهمون اجازه دسترسی بدی
غزال | August 26, 2008 5:18 PM
آلان 9 و نیم صبحه 4 شنبه
گل بهار | August 26, 2008 5:20 PM
گل بهار اختلاف من با تو تقریبا 18 ساعته
من الان 3 و بیست دقیقه بعد از ظهر سه شنبه هستم
غزال | August 26, 2008 5:23 PM
از اونوری ولی بخوای حساب کنی نزدیکتر به هم میشیم ها .
غزال | August 26, 2008 5:24 PM
ببین یه دوست جان من اعتراف میکنم که در طول ماهه گذشته 3 یا 4 روز نا پرهیزی کردم یعنی بدون در نظر گرفتن محدودیت غذای ممنوعه خوردم مثل سیب زمینب سرخ کرده یا کیک و... و یکی دو روز هم در هفتههای گذشته حالم اصلا خوب نبود و خودکشی با غذا انجام دادم.... ولی باور کن در بقیه موارد روزا حسابی مایه گذاشتم چه شبهایی که با شکم خالی خوابیدم چه روز هایی که به غذای شوهرم و پسرم فقط نگاه کردم ولی فقط مسخره شدم.حالا بگو من چه کنم هر کی دیگه جای من بود با این همه ورزش به نسبت قبلم سوسک شده بود دیگه آلان ولی من چی بگم
گل بهار | August 26, 2008 5:28 PM
اره بابا پروازهای آمریکا و کانادا از ایتجا از اون طرف دیگه انجام میشه من سر دنیام تو اونورش
گل بهار | August 26, 2008 5:30 PM
ولی کافیه دلامون پیش هم باشه که هست حرفای همو بفهمیم
گل بهار | August 26, 2008 5:32 PM
اینجا این وقت روز چه ختده داره من تکو تنهام هی واسه خودم کامنت می زارم. هیچ کی دیگه نیست . خلاصه آقا جان ما خیلی بدبختی کشیدیم تا به اینجا رسیدیم
گل بهار | August 26, 2008 5:39 PM
بچه ها من خیلی دلم میخواست میتونستم بیام میتینگ ولی پنجشنبه صبح میریم مشهد متاسفانه نمیتونم بیام :(
کنکور هم قبول نشدم
سالومه جان من هرکاری کردم نشد براتون کامنت بذارم که خبر بدم
فندق | August 26, 2008 9:18 PM
آهای پیروان انار که برای رسیدن به معبود در راه وصال به «امامزاده هرم» چسبیدین و یا می خواین بچسبین٬ باید در ابتدای راه زیارت نامه ی مربوطه رو بخوونید ها٬ بعد نگین دیانا نگفت!. انتشاراتی خط خطی به سردبیری سالومه و مدیرمسئولی و راهنمایی یه دوست اقدام به نشر این زیارت نامه کرده که خوندنش از اوجب واجبات هستش.
فقط یادتون نره که حتما حتما تعریف واژه ها(ذکرها!) رو یاد بگیرین که بعد سردرگم نشین. بخصوص پیمانه ها که این میون نقش اصلی رو بازی می کنه. اگه احیانا از فیت دی استفاده می کنین و یا می خواین استفاده کنین شاید این سایت زیر که جدول تبدیل پیمونه به گرم هستش کمک حال تون باشه.
http://www.recipegoldmine.com/kitchart/kitchart2.html
یادمون نره که برای یادگیری هر چیز اول باید با مفاهیم اولیه آشنا بشیم و بعد که پروسه ی یادگیری کامل شد باید دست به اقدام بزنیم. پس ای دوستانی که اخیرا به گروه پیوستین از شخم زدن وبلاگهای انار چه ورژن های قبلی و چه ورژن جدید غافل نشین و ای یاران مسبوق به سابقه٬ کلاسهای بازآموزی که بی خود طراحی نشده که!٬ پس شما ها هم همواره بیلچه بدست باشین پلیز!.
دیانا بیل بر دوشیانی!
دیانا | August 26, 2008 9:23 PM
آزی جون
در مورد مولتی ویتامین فرمایش همه بچه ها میتن هستش من هم الان کمی نوشتم ولی نمی دونم چرا کش اومده! برای اینکه گوجه فرنگی لهیده پرت نکنین می ذارم توی وبلاگ که هر موقع فرصت کردی یه نگاهی بندازی پلیز! شاید به کارت بیاد .
دیانا وراجیان فر!
دیانا | August 26, 2008 9:24 PM
گل بهار جون
تو قبل از شروع رژیم ات فاکتورهای خونی و آزمایشات اولیه رو انجام دادی؟ مشکلی از لحاظ غدد نداری؟. من یادمه که رهای عزیز که یه سری از ستاره های انارستان رو مدیون طراحی اون هستیم هم در عین حال که همه چیز رو رعایت می کرد ولی کاهش وزن نداشت و بعد از دو ماه که آزمایش داد متوجه شد که مشکل تیروئید داره.
من چون کمی از انارستان توی سه ماهه ی اخیر عقب هستم درست نمی دونم که تو آزمایش دادی یا نه.
به هر حال یگیری این جریان بد نیست و بعد با خیال راحت تر می شه دنبال اشکال کار گشت.
دیانا | August 26, 2008 9:25 PM
یه دوست عزیز
نمی دونی از تصور شرکت ات توی همایش اینجا چه حظی بردم. یه جورایی مایه ی دلگرمی بود. شاید عجیب به نظر برسه ولی واقعیتی هستش که وجود داره. بودن و همراهی و همدلی شما انارستانی ها و انارستان دوست ها باعث می شه که آدم به راحتی نه تنها مرز کشورها رو بلکه فراتر از اون دیوارهای خونه ها رو طی کنه و خودش رو رو در روی شماها حس کنه. حس شیرینی هستش٬ خیلی. من از الان خودم رو دارم می بینم که دم در اردک آبی پرچم به دست دارم از جلوی جایگاه ویژه رژه می رم!.
اگه بهم نخندین این اعتراف رو هم می کنم که کلی رفتم سرچ کردم تا بلکه شاید عکس رستوران اردک آبی رو پیدا کنم تا تصوراتم واقعی تر باشه!!.
دیانا در فراغ یارانی!
دیانا | August 26, 2008 9:30 PM
والا دیانا جان من چندین سال پیش آزمایش غدد دادم و مشکلی نداشتم ولی احساسم میگه آلان اشکالی ندارم البته بگم که احساسم افاضات زیاد میکنه تازه فعلا هم بیمه نیستم و دلم نمییاد برم ازمایشگاه. خودتون باید منو درمون کنین
گل بهار | August 26, 2008 10:21 PM
سلام بر اهالی انارستان
گلبهار جون حالا یه آزمایش برو ضرر نداره که منم قبل از اینکه برم آزمایش بدم هرکاری میکردم وزنم زیاد میشد که کم نمی شد خلاصه رفتیم آزمایش دیدیم بعله هورمون tsh ما نه یکی نه دو تا بلکه 30 تا بالاتر از حد نرماله
غزال جون اومدی این طرفا بدون من اصلا نمی تونم برات کامنت بذارم خدا از سر تقصیرات بلاگفا بگذره که اینجوری ما رو شرمنده رفیقمون میکنه
آمانیتا | August 27, 2008 12:09 AM
بچه ها اگه پیغامم رسیده بهتون بهم اس ام اس بزنین
سالومه | August 27, 2008 1:53 AM
رسیده سالومه جان منتها نمی دونم چرا اس ام اش نمیره به سوی تو!
آریس | August 27, 2008 2:07 AM
راستی یه نکته ای:
تو تمام متون انگلیسی از اصطلاح cup استفاده کرده..یعنی منظورش لیوانه؟!
اونجوری که همه اندازه ها خیلی میره بالا...من فکر می کنم همون پیمانه نصف لیوان منظوره..تا حالا هم اینجوری اندازه گرفتم.یه پیمانه دارم 13 گرم،همه چی رو می ریزم تو اون و وزن می کنم منهای 13
آریس | August 27, 2008 2:21 AM
سالومه جان اس ام اس من بین راه گیر کرده:((
آریس | August 27, 2008 2:22 AM
رسید سالومه جان... خدا کنه بتونم تا اون ساعت خودم رو از شمال برسونم تهران! ... شما تا کی اونجا می مونین؟
آرتمیس | August 27, 2008 2:39 AM
جمع شدن بچه ها هیجان انگیزه حیف که من نمیتونم.خوش بگذره به همگی...
موضوع جام رو هم تازه فهمیدم .یه کم بخاطر زانودردم شل شدم ولی احتمالا من هم هستم.
یه سوال تخصصی از متخصصین هرم داشتم:کالریها چجوری محاسبه میشه؟یعنی بازه چطوریه؟6 تا 11 تا یعنی برای من چقدر؟6تا یا 8تا؟بقیه واحدها چطور؟
سولی | August 27, 2008 3:26 AM
سولی جان برو به این سایت
http://www.mypyramid.gov/mypyramid/index.aspx
مشخصاتت رو وارد کن برای مشخصات خودت بهت می گه از هر واحد چقدر بخوری.
برای 1500 کالری می تونی از جدول سالومه پیروی کنی.
آلبالو | August 27, 2008 5:51 AM
ای وای چقدر اومدید اینجا هی نوشتید. من دو ساعته دارم کامنت میخونم تموم نمیشه. ای بابا. بدجنس بازی در نیارید دیگه. اینجوری همه با هم نریزید ایجا. قرار بذارید کی میاید که ما هم بیایم دیگه.حالا تازه جمعه هم که همدیگه رو میبینید. کلی دل ما میسوزه از دوری و ندیدن شما. (((((((((((((((((. این مثلا یعنی گریه وحشتناک هار هاری
راستی آریس از طرف منم به خودت !!!و خواهرت تبریک بگو.
آقا دست این سالومه درد نکنه کلی در مورد هرم نوشت. ولی خدایی من اصلا هیچی از هرم مرم سر در نمیارم. خوندم ها چند دور هم نوشته سالومه رو وهم هی کلی اینترنت گشتم مطلب خوندم ولی تا عملی به من نگن من هیچی حالیم نمیشه(دور از جون شما)/خلاصه یکی داوطلب شه برای ما کلاس بذاره لطفا. کلاس هرم ؟؟؟ چی چی؟
رقی | August 27, 2008 8:55 AM
ااا ملت مهم نار رو دیدید؟ نوشته جمعه صبح میرسه و نمیتونه بیاد سر قرار.
عوض کنید روزش رو. سالومه جان اول تو اون برنامتون رو کنسل کن که پول اضافه ندی. بیعانتم پس بگیر.
یا اصلا چه کاریه. خودتون اون روز برید. بالاخره هم رو که باید ببینید. بعد وقتی انار اومد یه قرار دیگه هم بذارید.
رقی | August 27, 2008 9:05 AM
معلومه که میشه انار جون.بهانه جمع شدن ما تو بودی عزیزم.
آریس | August 27, 2008 9:20 AM
خب بچه ها الان که سالومه بیعانه پرداخت کردن خب اون روز اول خودتون هم رو ببینین بعد وقتی انار هم رسیدن اونوقت برنامه منسجم تری می تونین تدارک ببینین چون هم رو از نزدیک می بینین و هماهنگ می کنین.
بهارک | August 27, 2008 9:54 AM
من اومده بودم که بگم بچه ها یافتم یافتم یافتم!!. منتها الان دیدم که متاسفانه یکی از پروازهای انار عزیز کنسل شده. باز خدا رو شکر توی این شرایط تابستون که بلیط به سختی گیر میاد تونسته بلیط تهیه کنه.
به هر حال اینجا می تونین رستوران اردک آبی رو ببینین:
http://www.sabatajrish.com/blueduckfa.html
به هر حال چه بچه ها در طی روزهای آتی بتونن اونجا جمع بشن و چه نتونن برای همه مون دیگه اردک آبی با مسما شد و خاطره ساز.
دیانا | August 27, 2008 11:06 AM
گل بهار جون٬
ببین بدن ما روز به روز در حال تغییر هستش دیگه سال به سال امری بدیهی هستش. بخصوص که هر سال به سن مون هم اضافه می شه و تغییراتی هم بدن از این بابت داره. بطورکلی می گن که بهتره ما هر شش ماه یه چکاپ کامل داشته باشیم. من جای تو باشم حتما در اسرع وقت می رم یه سری آزمایش کامل می دم چون به یقین می تونم بگم که از نون شب واجب تره. این کار باعث می شه که هم خیال خودت و هم خیال ما راحت تر باشه و هم اینکه بتونی یه برنامه ی دقیق بر مبنای شرایط بدنی ات بریزی. اکثر بچه ها از جمله خود من هم با شروع برنامه ی رژیم یه سری آزمایش دادیم. اینجا هم با وجود اینکه من بیمه بودم ولی چون بیماری نداشتم و به درخواست خودم می خواستم چکاپ بشم در نتیجه بیمه بهم تعلق نمی گرفت و با هزینه ی آزاد آزمایشات رو انجام دادم. حالا شاید سیستم اونجا هم اینطوری باشه. پس منتظر بیمه نشو و یا علی رو بگو پلیز!.
دیانا | August 27, 2008 11:07 AM
آریس جون
منظور از کاپ فنجون های اندازه گیری مثل پیمونه ی پلوپزها هستش نه لیوان. منتها کاپ مایعات و کاپ مواد خشک متفاوت هستش. توی آدرسی که صبح گذاشته بودم دقیقا اندازه های کاپ رو به گرم مشخص کرده بود(هم مایعات و هم مواد آردکی! و خشک رو). این آدرس هم به تفصیل در مورد کاپ اندازه گیری توضیح داده٬ نگاه کن شاید کمکی بکنه.
http://en.wikipedia.org/wiki/Measuring_cup
دیانا | August 27, 2008 11:08 AM
سولی جون
آلبالوی عزیز آدرس رو برای محاسبه ی کالری مصرفی ات و بر اساس هرم برات گذاشته و حتما مشکل ات حل می شه. فقط این رو هم اضافه کنم که توی بحث هرم وقتی می گن بازه ی ۶ تا ۱۱ منظور این هستش که کمتر از ۶ تا نباید بخوری و بیشتر از ۱۱تا هم مجاز نیستی. حالا دیگه بسته گی داره به تو که چه موادی توی روز تصمیم داری بخوری و چه میزان کالری از هر گروه غذایی می خوای بخوری. شمارش کالری که مثل سابق هستش و با یکی دو بار پیمونه کردن دست ات میاد که مثلا یه پیمونه برنج چند گرم هستش و چقدر کالری داره. ممکنه یه هفته ی اول کمی سخت باشه برات ولی به جرات می تونم بگم که بعد از یه هفته به راحتی می تونی باهاش کنار بیای.
دیانا هرمیانی از هفته های آتی!
دیانا | August 27, 2008 11:10 AM
بچه ها جون
من یکی از دوستانم قراره بیاد و یه ده روزی همه جا با این عزیز هستم. بعید می دونم که بتونم به اینترنت بازی برسم, اگه احیانا دیدین از فردا سر و کله ام پیدا نشد بدونین که کمی درگیرم.
اما سنجد وار! برمی گردم.
دیانا سنجدمرامی!
دیانا | August 27, 2008 11:15 AM
بچه ها بازم توی بلاگفا برای بعضیاتون نمی تونم کامنت بذارم ها
غزال | August 27, 2008 11:16 AM
ديدين چي شد؟ :(رقي چه شانسي داري تو.دلت خنك شد؟آره؟
بازم اگه به قيمت خنك شدن دله تو باشه مي ارزه دي:
منو باش كه الان يه دستمو لاك زدم وخوشحال بودم كه چقدر جلوام............آخه لاك زدن من پروژه ايه براي خودش اينقدر يه يه دقيقه نمي تونم بي حركت بشينم تا خشك شه.........حالا ديگه انگيزه ندارم براي اون يكي دستم.حتي مهمونيه فردا :(
آزي | August 27, 2008 11:24 AM
http://www.4shared.com/file/60670269/dfee7fb3/_2__02_-_I_Love_You__wwwNasimBestcom_.html
آزی جونم راستش دل منم خنک شد :دی
انقده از صبح غصه خوردم که نمی تونم بیام.
شاید قرار بعدی یک جورایی بشه بتونم بیام.
آخه این انار چقدر کم می خواد بمونه. :-(
اگه بیشتر تر بمونه رقی هم اون موقع ایرانه ایشالله.من هم هر جور باشه خودمو می رسونم.اناری بیشتر بمون دیگههههه
این هم یک آهنگ که رقی بره توی حس ;-)
rokhy | August 27, 2008 11:46 AM
من مثل ابر رهگذر
می بارم از شب تا سحر
دریا نمی گیره نشون
از قطره های دربه در
rokhy | August 27, 2008 11:51 AM
غزال جونم بازم نميشه برات كامنت گذاشت .
غزال با تغييرات پيمونه اي كه حادث شد فكر كنم منم مشكل تو رو داشته باشم . بايد يك بازنگري اساسي در هرم بنمايم .
ليلا | August 27, 2008 11:54 AM
سالومه كجايي ؟!
ليلا | August 27, 2008 12:01 PM
دیانا تو یه نابغه ای! ... یه نابغه ی پر احساس!
آرتمیس | August 27, 2008 12:04 PM
سالومه جون
یادته اون اوایل گفتی عسل رو با چای داغ نخورم ؟ می خواستم ببینم عسل رو کلا با چیز داغ نباید خورد یا با چای ؟ مثلا عسل باشیر گرم میشه خورد یا بازم ضرر داره ؟
غزال | August 27, 2008 12:53 PM
دوستان رستوران اردک ابی کجاست حالا که کنسل شده کی میندازیدش
ملانی | August 27, 2008 1:07 PM
ملانی جان اردک آبی توی پاساژ تندیس میدون تجریش هست. الان هم صبر میکنیم انار که اومد دوباره برنامه ها رو هماهنگ میکنیم و یک قرار جدید میگذاریم.
شانه بسر | August 27, 2008 1:25 PM
دیانا جون
تو رو خدا به فکر ما هم باش. نمیگی با این عکسهای اردک آبی تو یه روز برفی تهران دل و دین ما تو این دیار غربت از دست میره..... یاد دهاتمون و روزگار خوشمون میافته. بابا من هم میخوام برم تهران. دلمون تنگ شد.
نینابه | August 27, 2008 1:26 PM
:(
آزي | August 27, 2008 1:43 PM
آزی به شرافتم قسم من اصلا یه ذره هم دلم خنک نشد از اینکه انار نتونست بیاد.
آااای رخی بیچاره شده بودم دیروز. از صبح تا شب داشتم دنبال خواننده اون یکی آهنگت میگشتم. خواهر معرفی کن آثار دوستان رو لطفا. آخه من اصلا سختمه آهنگ گوش بدم و ندونم خواننده کیه. تازه باید عکسش و اسم و فامیلش رو حتما بدونم.
بعد خواستم یه چیزی به جمع شده ها بگم دیدم ممکنه سو برداشت بشه گفتم بیا خیال.
پس بی خیال دوستان.
آزی پس که اینطور. لاک زدنت برنامه داره.مثل من. یه ماهه گذاشتم ابروهام پر بشه. پشمالو شدم حسابی. آخه گاهی اینقدر هر روز موچین دستمه که میشه یه خط. ولی الان داره پر میشه و میشه گفت یه ابرو متوسط شده. تازه کشتم خودم رو این طرف راستیه لامصب پر نمیشه کامل زیرش. کچله هنوز خیلی. فکر میکنید تا دو هفته دیگه پر میشه؟
تازه حالا خوبه عروسی نداریم، الکی الکی واسه خودم ابرو پر میکنم.میخوام مامانم که دید بگه آخییی این تتغاری من یه بارم که شده دندون رو جیگر گذاشت و دست به این ابروهاش نزد.
رقی | August 27, 2008 2:11 PM
غزال جون نميشه برات كامنت گذاشت .:((
ani | August 27, 2008 2:13 PM
بچه ها برنامه جمعه فعلا کنسله
Anonymous | August 27, 2008 2:15 PM
وااای رخی دستت درد نکنه خواهر.
اینو دارم آبجیییی.(واسه یه بارم که شده) . میدونی کیه؟
فریدون دیگه. اون که گل هیاهو رو خونده. این که چیزی نیست. وقتی که بارون میزنه اش رو گوش بده.
گفته بودم؟ (چقدر امشب حرف میزنم) یه داستان باحالی دارم در مورد این فریدون که جالبه بشنوید. اول بگید قبلا چیزی در مورد فریدون گفتم یا نه؟ در مورد خرید آلبومش از میدون انقلاب؟(ماشالله آلزایمر، پیر بشم چی میشم؟)
رقی | August 27, 2008 2:16 PM
بچه ها نگران نباشید من بیعانه رو پس گرفتم و تازه تومدم خونه.حالا اگه کسی پایه است که سه چهار نفری بریم اونجا من هم جمعه صبح پایه هستم.:دی
ایشالا انار که خستگیش دررفت باهاش برنامه می ذاریم
ببخشید من امشب نمی تونم پای نت باشم.همسر گرانقدر از سفر برگشته و من باید برم به زندگی غیر مجازیم!!برسم
فردا می یام و در باره هرم بیشتر باهاتون می گپم
سالومه | August 27, 2008 2:27 PM
آنی جون می دونم. نمیدونم چرا باز اینطوری شده .
همینجا اگه کاری داری برام نظر بذار تا ببینم این بلاگفا درست میشه :(
غزال | August 27, 2008 2:37 PM
سالومه بذار من ببينم چي به سر اين امتحانم ميارم بهت خبر ميدم كه براي جمعه بريم يا نه :دي
ليلا | August 27, 2008 2:49 PM
من فردا بعدازظهر يك امتحاني دارم كه همش فكر مي كردم سخت نيست ، حالا امروز كه دارم مي خونم يك چشمم اشكه يكي خون . از اون درسايي هم نيست كه خودم بنويسم
تفسير موضوعي قرآن . نه جدا من نمي دونم اينم شد درس ؟!! همش بايد براي هر آيه اي تفسير الميزان ، سيوطي ، زمخشري ، طبري و هزار تا تاويل و تفسير و لغت بلد باشيم .
انرژي مثبت پليز
ليلا | August 27, 2008 2:52 PM
چه باحال
رقی جونم پس ازین به بعد من آهنگ رو می ذارم تو هم خواننده اش رو معرفی کن :دی
آخه من اصلا خواننده هاشون رو نمیشناسم.از هر جا هر آهنگ خوشگلی گیر بیارم می سرقتم وسریع آپلود می کنم
8-)
الانم آهنگ بارون می زنه رو می یابم و آپلود می کنم و می ذارم اینجا.ها هاااااااا
رخی اهنگ سرقتیانی P-:
rokhy | August 27, 2008 3:29 PM
سلام .من 1 هفته سفر بودم چقدر نگران بودم از قرار مون جا بمونم.
سالومه جون منم هستما هرجا دوباره قرار گذاشتین
هستی میشه خواهش کنم منم تو رقابتتون راه بدین؟
sib | August 27, 2008 3:41 PM
اوکی پس قرارمون روز دیگری شد...ایشالااااا می بینیم همو.
آريس | August 27, 2008 3:51 PM
http://www.4shared.com/file/60706268/f4fe1f4c/Fereydoun_-_Vaghti_Baroon_Mizaneh__wwwBia2Musiccom_.html
اینم اهنگ "وقی بارون می زنه" از فریدون
مرسی رقی جونم.خیلی قشنگ بود. :-×
rokhy | August 27, 2008 4:14 PM
طفلکی انار چه قدر سخته این همه آدم تو فرودگاه و هواپیما باشه .آش و لاش میرسه ایران
گل بهار | August 27, 2008 4:18 PM
گل بهارجان....اگه بهم بگی:
که دوران بارداری چقدر اضافه وزن داشتی و بعد چقدرش را کم کردی؟
چه مدت شیر دهی داشتی؟
طبیعی یا سزارین؟
و فکر میکنی این اضافه وزن بیشتراز ناحیه شکم هست یا نه؟
ممنون میشم.
و اما اینکه چه کار باید بکنی ،بدون که حتما راهی هست فقط باید با دقت بیشتری برنامه ات را خط بزنیم.
درعین حال بهتره خودت یه نقدی از برنامه ات داشته باشی و علل احتمالی این استاپ وزنی را در بیاری و بعد منتظر ارزیابی بقیه از برنامه رژیمت باشی.
یه دوست | August 27, 2008 4:24 PM
گل بهارجان....اگه بهم بگی:
که دوران بارداری چقدر اضافه وزن داشتی و بعد چقدرش را کم کردی؟
چه مدت شیر دهی داشتی؟
طبیعی یا سزارین؟
و فکر میکنی این اضافه وزن بیشتراز ناحیه شکم هست یا نه؟
ممنون میشم.
و اما اینکه چه کار باید بکنی ،بدون که حتما راهی هست فقط باید با دقت بیشتری برنامه ات را خط بزنیم.
درعین حال بهتره خودت یه نقدی از برنامه ات داشته باشی و علل احتمالی این استاپ وزنی را در بیاری و بعد منتظر ارزیابی بقیه از برنامه رژیمت باشی.
یه دوست | August 27, 2008 4:24 PM
اوکی لیلا ایشالا امتحانت رو عالی بدی.هر چی لغت قلمبه سلمبه است رو بنویس شاید توفیری کرد :))
سالومه | August 27, 2008 4:25 PM
به به یه دوست نازنین :))
خانم شما همایش توکیوتون چی شد نمی رین؟؟
سالومه | August 27, 2008 4:29 PM
لازم به ذکر است که همسر اینجانب در دکوراسیون داخلی و مبلمان اردک آبی نقش داشته است.:))
سالومه | August 27, 2008 4:35 PM
اااااا سالی شیطونک من فکر کردم لا لا کردی.
انرژی حضور همسر باعث میشه حالا حالاها نلالایی :-)
rokhy | August 27, 2008 4:40 PM
wooooooooooow
چه باحاااااااااااااااااال
سالی جونم از طرف همه ی انارستانی ها به آقای همسر بگو بابا ایوووووووووووووووووووووووول
از طرف خودت هم بوسش کن ;-)
rokhy | August 27, 2008 4:42 PM
ببین یه دوست جان من در تمام عمرم به تاتید نزدیکام با توجه به علاقه زیادم به شیرینی جات همیشه سعی می کردم کم غذا بخورم و وزنم رو 57-59 نگه دارم چون از چاقی که در خانواده ام دیده بودم وحشت داشتم تا اینکه باردار شدم و کلی اشتها و عدم کنترل و استراحت مطلق و در عرض 3 ماهه اول 8 کیلو اضافه شد به وزنم بعد از اون سعی کردم اشتهامو با میوه و لبینیات و گوشت ساکت کنم . مصرق نون و برنج رو به خاطر نمک و کربش خیلی کم کردم ولی در آخر 9 ماه بنده 82 کیلو بودم .6 ماه شیر دادم وبعدش به علت شزوع فوقم و دانشکاه رفتن اونم کنار گذاشته شد.ولی با شنا و به صفر رسوندن شیرینی جات و ... در عرض 9 ماه بعد از سزارینم شدم دوباره 59. حالا هم آلان 1.5 ساله که 6 یا 7 کیلو چاق شده بودم چاقیم هم در همه جاست اندازه هامو اگه بنویسم متوجه میشین؟
گل بهار | August 27, 2008 4:44 PM
البته یه زره قسمت شکمم برجسته است و حتی زمانی که 59 بودم از زمان قبل از زایمان برجسته تر بود که فکر کنم به خاطر سزارین اجباریم بود
گل بهار | August 27, 2008 4:49 PM
مرسی رخی جون.....
من اصولا چند شبه بی خوابی مطلق دارم
حالا سعی می کنم برم امشب زود بخوابم
سالومه | August 27, 2008 4:50 PM
البته یه زره قسمت شکمم برجسته است و حتی زمانی که 59 بودم از زمان قبل از زایمان برجسته تر بود که فکر کنم به خاطر سزارین اجباریم بود
گل بهار | August 27, 2008 4:50 PM
می خوای برات موج بفرستم خوابت نبره مثل اون شب که دکتر سارا بیدار شد p-:
rokhy | August 27, 2008 4:55 PM
نه تو رو خدا رخی!!!
دیشب 1 ساعت و نیم خوابیدم..امروز هم از خستگی خورد بودم به خدا.الان می خوام برم بخوابم.
موج بده که زودی خوابم ببره
سالومه | August 27, 2008 4:58 PM
یک عالمه موج آرامش بخش و مهربون تقدیم به سالومه ی مهربونِ مهربونا.
از پلکت شروع کن فرمان آرامش رو صادر کن سیم ثانیه بعد در خواب نازِ ناز هستی. یک بوس شب بخیر برای سالومه ی خوشگلم :-*
rokhy | August 27, 2008 5:04 PM
راستش آلان دیگه خودم فکر میکنم من در عرض عمرم همیشه غذا کم خوردم و همیشه به جای غذا شکلات و شیرینی خوردم و بدنم عادت کرده و هر زمان که چاق شدم تازه مثل آدم عادی غذا خوردم مثل 3 ماه اول بارداریم که فکر کالری نمی کردم و مثل بقیه آدما غذا خوردم که اونهمه چاق شدم. چون اصولا من بنیه بدنی ضعیفی دارم و خیلی وقتا فشارم پایین مییاد
گل بهار | August 27, 2008 5:10 PM
انارجون
آرزو ميكنم سفرت به خيروخوبي و بي دردسرتموم شه و به بهترين نحوشاهدورود رهبركبيرانارستان به وطن باشيم.
هستي | August 27, 2008 5:14 PM
http://www.4shared.com/file/60716043/6ffe5998/va_shams.html
بچه ها این آهنگ محسن نامجو رو شنیدین که خیلی هم صدا کرده؟ازش شکایت کردن و گفتن قرآن رو مسخره کرده.
خدا به دادش برسه :-(
rokhy | August 27, 2008 5:30 PM
بوي گل و سوسن و ياسمن آيد
عطربهاران كنون ازوطن آيد
رهبرمحبوب انارازسفرآيد
رهبرمحبوب انارازسفرآيد
-------
صداي پاي انار مياد
همين نزديكيهاست و داره هرلحظه بهمون نزديكترميشه
ميشنوين؟
هستي | August 27, 2008 5:33 PM
رخي
بگم خداچي كارت كنه
اين آهنگ بارونت رو فكركنم دو ميليون بار گوش كردم اما يه بدي داره فقط و اونم اينه كه ريتمش يه جوريه كه حسيه و بدون اينكه بفهمي جوگير ميشي و اگه پشت رل باشي مبيني كه همپاي آهنگه داري ميگازي و داري لايي ميكشي.كم مونده بود امشب اين زانتيابزرگراهها تو نيايش بهم ايست بدن.به خير گذشت.
هستي | August 27, 2008 5:38 PM
رخي جون
بابا يواش يواش
بذار اولي رو كه الان دانلود كردم گوش كنم تا اين يكي جديده رو.
تو كه ميدوني من بي ظرفيتم.
هستي | August 27, 2008 5:40 PM
رقباي جام دكترانار
امروزيه عالمه تو بلاگفا نوشتم اماهمش پريد.
درمورد ورزش و ورودرهبربه مام وطن .اما همش يهويي ناپديد شد و من بهت زده به اين شعبده باز بزرگ "بلاگفا" با دهاني به مثال غارنظاره ميكردم.
الانم تو اعتصابم و با "بلاگفا" قهرم.
درمورد مطلبي كه تو وبلاگ "اكستراپونت" درمورد رژيم با كالري مشخص 1200 تانظري ندارين؟
گفتم اگه خوبه از 1200تا 2000تااين 8رژيم رو توهرپستم بنويسم.
بهارجون
بعلت اعتصابم فعلابابلاگفا حال نميكنم و همين جا جوابتو ميدم.
درمورد هرروز ورزش كردن.اونهايي كه انارگفته سه روز در هفته مربوطه به ورزش سنگين مثل دو و بدنسازي و ...
(آگهي بازرگاني:رخي باآهنگ بارونت كه النم دارم گوش ميكنم خيلي انرژي ميگيرم)
خوب بهارجون چي ميگفتيم.
اوهوم...
بله جونم برات بگه كه اگه سه روز هفته ورزش سنگين ميكني چهارروزش رو ورزش سبك داشته باش.چه اشكالي داره نيم ساعت پياده روي سبك و يا جارو كردن و ظرف شستن و رقص و اين؟؟؟
اينا باعث ميشه آمادگيتو براي تموم هفته حفظ كني و عضلاتت رو هميشه اماده نگه داري تا ورزش سخت برات سخت تر نشه.
ورزش و يا همون نيم ساعت پياده روي در روز مثل هوابايد براي ما واجب باشه.چه تو رژيم باشيم و چه نيازي به كم كردن وزن نداشته باشيم.
هستي | August 27, 2008 5:52 PM
من همه آهنگای نامجو رو عاشقشونم به جز این .اره طفلکی شنیدم میخوان ازش شکایت کنن. بابا اینا پاک قاطی کردن دیگه به هر چیزی گیر میدن خواننده به این بااستعدادی و خوش صدایی دیگه کجا پیدا میشه من همیشه وقت دویدنم ار آهنگاش انرژی میگیرم
گل بهار | August 27, 2008 5:54 PM
واي رخي
ميام ميخورمتا
اين يكي هم محشرترازهمه.
من يه چند ساليه اصلا نميتونم آهنگي گوش كنم.
هرماه يه بار يه ام پي تري جديد ميگيرم اما شايد باورنكني هيچ كدومشونو امتحان نميكنم و همينجوري ميمونن تاخزشن.
خيلي عاشق سليقه ات شدم.راستي بچه ها علاوه بر سليقه يه دخمل خوشگله با يه لبخندزيباوچشماش كه سگ دارن و آدمو ميگيره.
هستي | August 27, 2008 5:58 PM
اطلاعيه مهم:
براي رقباي جام دكترانار:
لطفآبراي رويت "جداول رقبا" به من با آي دي گوگلتون ميل بزنين به آي دي گوگلم كه غزال و سميرا استفاده كردن.بعد من براتون دعوتنامه ميفرستم تا بتونين به جدولها دسترسي داشته باشين و تغيراتتونويادداشت كنين.
بجز دوستاني كه اساميشونو يادداشت كردم و درباره وزنشون سوال نكردم و خودم از جدول آپديت شده گروهي انارستان استفاده كردم مثل "كرم ابريشم" و ...
بقيه مجاز نيستن وزن اوليه اشونو تغيير بدن.من تموم وزنهاي اوليه رو يادداشت كردم تو جدول كاغذيم.
درضمن همين جا اعلام ميشه كه "ديانا"داورنهايي هست و با تآييد اون رتبه افراد تعيين ميشه هردوهفته يه بار.
هستي | August 27, 2008 6:05 PM
دوستاني كه آي دي ياهو مسنجرم رو دارن گفتم بدونن بعده نصب ويندوزم قاط زد و هنوز رو كامپيوترم نصب نيست.اگه آف لاين گذاشتين و جوابي از من نرسيد شرمنده اتونم كه مسينجرندارم فعلآ
هستي | August 27, 2008 7:23 PM
رخی جان ، آهنگ نامجوت خیلی قشنگ بود، مرسی. یه ماه دیگه تو شیکاگو کنسرت داره، اگه بشه میرم بعد میام براتون تعریف میکنم
jeerjeerak | August 27, 2008 8:30 PM
اینجانب سالومه انارستانی با وزن 198 پوند یعنی 89.800 در خدمت امت هرم دوست و هرم پرور هستم
لازم به ذکر است که همین جانب در شهرویور سال گذشته 253 پوند بوده ام.......نقطه سر خط!!
حالا هی بگید هرم سخته و پیچیده
رقی جان خواهر من برای تو کلاس خصوصی می ذارم.می گن زکات علم گسترششه..حالا ما یه فینگیل درباره هرم یاد گرفتیم اگه شما مایل باشید که انگار هستید براتون کلاس خصوصی فشرده هرم می ذاریم.
آقا فقط شهریه خصوصی می ره بالا هااااااااااااااااا
هر ماه 2 کیلو باید به من پرداخت کنی :دی
سالومه | August 27, 2008 10:57 PM
بچه ها من چند سال بود اصلا نمی رقصیدم.اینقدر خجالت می کشیدم که نگو و نپرس.الان یه چند وقته نمی تونم جلوی قر کمرم رو بگیرم!!دیروز تو باشگاه داشتم وزنه می زدم برای بازوهام که کلاس ایروبیک که صدای آهنگاش تا تو سالن ما هم می یومد یه آهنگ باحال گذاشت منم بی اختیار یه دمبل می زدم و یه قر می یومدم!! بعد پیش خودم فکر کردم که لاغری و حس خوب خیلی در رقصیدن موثره.آدم وقتی خیلی چاقه از تکون خوردن و قر دادن خجالت بیشتری می کشه چون حرکات بدنش جذابیتی برای مخاطب و حتی خودش ایجاد نمی کنن ولی این چربی های لامصب که آب می شه قر ناخودآگاه به کمر !!می یاد..
خلاصه که دوستتون دوباره بعد سالها رقصش می یاد و امشب هم می خواد بی جنبه بازی درآره بره یه مهمونی و کلی برقصه!!!
سالومه | August 27, 2008 11:06 PM
سالومه جونم
اول از همه ممنون بابت تمام زحمتهایی که این چند روز برای گردهمایی انارستانی کشیدی ... و همینطور دوتا تبریک ویژه به مناسبت بازگشت جناب آقای همسر و ورودت به دهه ی 80 که این یکی واقعاَ ایول داره... امیدوارم دیگه به یه همچین استاپ وزنی برنخوری و تا وزن هدفت تخته گاز بری!
یه سوال کوچولو ... من همه چیز هرم رو متوجه می شم حتی سهمها و اندازه گیریها.فقط مشکلم اینه که این سهمها برای یه رژیم 1800 کالریه.من که می خوام کالریم توی بازه ی 1200 تا 1300 باشه چطوری باید هرم رو رعایت کنم؟...توی mypyramid plan هم که میرم ازم مشخصاتم رو می گیره ولی بازهم همون نسبتهای مال رژیم 1800 کالری رو بهم می ده ...
آرتمیس | August 27, 2008 11:44 PM
هی سالومه خسته نباشی آفرین دختر حسابی خوشحال شدم .دیگه از دست عدد 9 تو دهگان راحت شدی تبریک
گل بهار | August 27, 2008 11:52 PM
هورااااااااااااا سالومه
خیلی خیلی برات خوشحالم بالاخره رسیدی به دهه هشتاد .بوس
غزال | August 28, 2008 12:00 AM
گل بهار جونم
مرسی واقعا از دیدن دهه 90 راحت شده و می دونم تا آخر عمرم دیگه نمی بینمش!!اامیدوارم تو هم به زودی وزنت پایین بیاد و نتیجه زحمتهات رو ببینی
آرتمیس گلم
من خودم هم حدود 1500 کالری می خورم.سهمهات رو به نسبت بیار پایین.مثلا گوشت و پروتئین رو بکن 4 سهم و میوه ات رو نیم سهم کم کن.ولی مواظب باش که بالانست و بازه ات به هم نخوره.از 1800 حدود 200 کالریش مال شکر و هله و هوله است که می تونی به کل حذفش کنی.بعد اگه شیر و ماستت رو کم چرب بخوری و برنجت رو کم روغن و خورش و غذاهای سرخ شده و ناشناخته!نخوری خود به خود کالریت خیلی کمتر می شه.الان لیلا هر کاری که می کنه کالریش بالا نمی یاد!!یکی دو روز اینجوری امتحان کن ببین نتیجه کالری هات چی می شه
اگر تنظیم نشد بگو که با هم با دقت برنامه رو تنظیم کنیم
در ضمن غلاتت رو اگه هر روز فعالیت ورزشی داری همون 6 سهم نگه دار.
من خودم با هرم مشکلم با پروتئینه یعنی گوشت و مرغ رو دوست ندارم تازگی ها بخورم.نمی دونم چرا؟و همش پروتئین کم می یارم.
تو هم باید یه هفته تمرین کنی تا دستت بیاد هم کالری شماری رو و هم نقاط ضعف تغذیه ات رو
سالومه | August 28, 2008 12:52 AM
√
میس ری | August 28, 2008 12:53 AM
غزال گلم
مرسی از تبریکت واقعا.
می بینی تغییر دهه به آدم چه لذتی می ده.بیییییییییی نظیره
تو با هرم چه کردی بالاخره؟؟
سالومه | August 28, 2008 12:54 AM
گل بهار گل
به جمع هرم دوستان بپیوند ...اگر مشکل در تغذیه ات باشه اینجوری می تونی حلش کنی و خیالت راحت باشه که اشتباهی در تغذیه ات نیست.
سالومه | August 28, 2008 12:59 AM
دیانا جونم
مرسی از شفاف سازی درباره پیمانه
من پیمونه شیرینی پزی دارم که تقسیم شده به 1.4 و 1.2 و 1 پیمانه.با اون که اندازه می گیرم یک پیمونه می شه بیشتر از سه چهارم یه لیوان از این دسته دارها.پر نمی شه ها یک چهارمش خالی می مونه
حالا اگه بگی یه پیمونه می شه یه لیوان ..شیکموها می رن یه لیوان آبجو خوری رو می یارن و می گن اینم پیمونه ما!!
سالومه | August 28, 2008 1:03 AM
فکر کنم عاقلانه ترین کار وزن کردن و محاسبه کالری به گرمه .از این دقیقتر نمی شه
رخی
انرژی های خوبت دیشب حسابی خوابم کرد
بووووس
سالومه | August 28, 2008 1:06 AM
سالومه جان من هم مدتیه دارم هرم رو دنبال میکنم و زیاد مشکلی ندارم تا اونحایی که فهمیدم فقط مثل بقیه گاهی میوه ام یا کربهام بالاو پایین میرن همین زیاد اختلافی در کار نیست
گل بهار | August 28, 2008 1:14 AM
This is an automatically generated Delivery Status Notification
Delivery to the following recipient failed permanently:
Hastie20008@google.com
میس ری | August 28, 2008 1:18 AM
راست می گی گل بهار ....اینقدر بهار داریم که من یه لحظه برنامه بهار اومد توی ذهنم...حواسم نبود که تو هرم دوستی :دی
ادامه اش بده خواهر...
راستی چرا این هفته جدول هرمت رو نکشیدی؟
سالومه | August 28, 2008 1:25 AM
حوصله نداشتم راستش یه کمی دستم اومده هر روز ذهنی با خودم حساب میکنم ببینم که سهام رو رعایت کردم یا نه؟
گل بهار | August 28, 2008 1:32 AM
گل بهار ورزشکار و بی حوصلگی؟؟بابا خانم دونده نگو این حرف رو دیگه
بکش جدولش رو این هفته هم به خاطر من که خیلی تو جریان هفته قبلت نبوده
PLEAAAAAAAAASe
سالومه | August 28, 2008 1:37 AM
راستی سالومه من هر وقت واسه پروتئین کم مییارم تخم مرغ ابپز تو یخچال دارم سفیده تخم مرغ 2 تا میخورم اینجوری چون ورزش میکنم واسم خوبه و چربی هم نداره اصلا و پروتین رسیده بهم. قاطی سالادت بکن واسه شام خیلی خوشمزه میشه فکر کنم به درد تو هم بخوره
گل بهار | August 28, 2008 1:37 AM
سالومه هوراااااااااااااااااااااااااا.
واقعا مبارك باشه .
سالومه بعدازظهر امتحان دارم ساعت 3
ليلا | August 28, 2008 1:39 AM
هستی وسالومه جونم ببخشید دیشب یهو غیب شدم.برق های بی معرفتمون رفت.راستی تهران هم هنوز مشکل قطعی برق داره؟ما که هم برقمون قطع می شه هم آب.
آره جیر جیر جون اگه کنسرت گذاشت حتما بیا تعریف کن.
واااای آهنگ "ترنج" هنوز منو مست می کنه.خیلی قشنگ خونده بود.
البته امیدوارم تا اون موقع موضوع شکایت ازش حل بشه.چون اگه واقعا فکر کنن که قصدش توهین به مقدسات و قرآن بوده کمتر از زندان حکم نمی دن :-(
rokhy | August 28, 2008 1:39 AM
مگه میشه رو حرف تو حرف زد .چشم:-×
گل بهار | August 28, 2008 1:39 AM
لیلا حسابی برات موج مثبت می فرستیم.حتما خوب می شه امتحانت. :-×
rokhy | August 28, 2008 1:42 AM
سفیده ی تخم مرغ توی سالاد.چه فکر خوبی
مرسی گل بهارِ همیشه بهار :-)
rokhy | August 28, 2008 1:47 AM
رخی جان اون آلان اتریش نگرانش نباش
گل بهار | August 28, 2008 1:47 AM
کی؟لیلا اتریشه؟
چه باحاااااااال.
من فکر می کردم تهرانه.و حتما هم اردک آبی میاد میاد P-:
rokhy | August 28, 2008 1:50 AM
نه رخي جان محسن نامجو اتريشه
من كه تهرانم
ليلا | August 28, 2008 1:52 AM
واااااااااااای من چه خنگماااااااااا :دی
نامجو رو گفتی
من فکر کردم منظورت اینه که لیلا اتریشه.اونجا هم امتحان زیاد جدی نیست.
ذهن خردادی تا تهش رفت :دی
rokhy | August 28, 2008 1:53 AM
سالومه جان تبریک بابت تغییر دهه
من وتو یه زمانی هم وزن بودیم .با پایین اومدنت از این دهه لعنتی به من هم انرژی دادی .حس میکنم من هم میتونم.
سولی | August 28, 2008 1:55 AM
لیلا خوب شد زود گفتی ها.وگرنه برای نامجو انرژی مخصوص امتحان می فرستادم برای تو انرژی خوانندگی ;-)
rokhy | August 28, 2008 1:56 AM
http://bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=186012
می گماااااا برای فرزانه کابلی وقتی برگرده مشکلی پیش نمیاد؟
من خیلی دوسش دارم.علی کوچولو رو یادتونه؟
آخی یادش بخیر
rokhy | August 28, 2008 2:01 AM
آرتمیس!
من هم دیده ام که Mypyramid وقتی وزن به یک حدی می رسد دیگر کالری های لازمه اش را تغییر نمی دهد. (مثلا برای من حتی اگر 5 کیلوی دیگر اضافه کنم باز هم 1800 کالری می نویسد) نمی دانم چرا این طور برنامه ریخته اند. حدسم این است که با کم بودن یا زیاد بودن کالری ها مخالف اند و تاکیدشان روی فعالیت و هرم است.
با این وجود اگر می خواهی کالری 1200 را داشته باشی می توانی در قسمت ورود داده ها با آزمون و خطا کمی وزن یا قدت را دست کاری کنی تا برنامه با کالری کمتر بدهد.
آرام | August 28, 2008 2:21 AM
رخی جون من هم انرژی لازم دارم پلیز
مدلهای مختلف
از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست . . .
میس ری | August 28, 2008 2:32 AM
رقی جون به ابروهات قزل گون بزن اگه تونستی بخونی:دی
سه سوت ابروهات هاچین واچین می شه!
میس ری | August 28, 2008 2:35 AM
وووووووی تو که خودت منبع ناب انرژی هستی.
کافیه جدولهای باحال و پر انرژی خودتو یک نگاهی بکنی.من که واقعا کیف می کنم از نوشته های باحالت.مخصوصا قسمت ملاحظات.
اما به روی چشمم.الان کلی انرژی برات می فرستم.همراه یک قاصدک به سمتت روونه می کنم :-×
rokhy | August 28, 2008 2:37 AM
سالومه جان رفتم تو وبلاگت کامنت بزارم می گه امکان درج نظر وجود ندارد!
اومدم تبریک بگم و برای ورودت به دهک جدید ابراز خوشحالی کنم.
آفرین واقعا عالی داری کار می کنی.
بوووووس
آریس | August 28, 2008 2:37 AM
http://www.jadidonline.com/images/stories/flash_multimedia/Music_in_motion_test/dance_high.html?resizable=0,location=0,menubar=0,scrollbars=0,status=0,toolbar=0,fullscreen=0,dependent=0,width=600,height=540
مصاحبه با فرزانه کابلی.اینو ببینین.خوشگله
البته نمی دونم باید حتما اینترنت پر سرعت باشه یا با دایل آپ هم دیده می شه.
حسابی برقصیم که پنجاه شصت سالمون شد اینقده ناناز باشیم. :-)
rokhy | August 28, 2008 2:49 AM
سلام سالومه جون من هم نتونستم برات کامنت بذارم تبریک می گم عزیزم.
من اول تابستون زیر 200 بودم بعد اما ول کردم و حالا مونده تا باز بخوام برسم به این وزن. خیلی خوب بود اون موقع خیلی تغییر کرده بودم اما یهو انگیزه ته کشید و ول کردم.
الانه که خیلی از خودم بیزارم من 2 ماه پیش کلی زحمت کشیدم حالا باز سر جای اول.
اراده ای دیگه ندارم.
بهارک | August 28, 2008 2:51 AM
سلام سالومه جون من هم نتونستم برات کامنت بذارم تبریک می گم عزیزم.
من اول تابستون زیر 200 بودم بعد اما ول کردم و حالا مونده تا باز بخوام برسم به این وزن. خیلی خوب بود اون موقع خیلی تغییر کرده بودم اما یهو انگیزه ته کشید و ول کردم.
الانه که خیلی از خودم بیزارم من 2 ماه پیش کلی زحمت کشیدم حالا باز سر جای اول.
اراده ای دیگه ندارم.
بهارک | August 28, 2008 2:53 AM
سلام بهارک جون
خوب چرا با جام انارستان شروع نمی کنی؟
دوباره شروع کردن مزه می ده ها.تا بچه ها خیلی جلو نرفتن باهاشون شروع کن.زودی دوباره کم می کنی.نگران نباش
rokhy | August 28, 2008 2:57 AM
سالومه جون واقعا تبریک میگم .واسه من که مدتهاست تو رنج 91-92 هستم شادی وحست واسه رفتن تو دهه ی 80 ملموس تره.
چقدر زیبا و انرژی بخشه .واسه منم دعا کن خوشگله
sib | August 28, 2008 2:57 AM
خیلی حرفای جالبی زدم دو بار هم پست شده. مایه آبروریزی بیشتر.
بهارک | August 28, 2008 2:57 AM
سالومه واقعا انرژیش به هممون رسید.حسش خیلی قشنگه
دهه ی هفتاد هم می بینیمت. :-×
سیب سبزو ترش و تازه مون چطوره؟تو هم همین برنامه هرم رو رعایت کن فکر کنم موثر باشه.بچه ها که خیلی خوب دارن نتیجه می گیرن.
rokhy | August 28, 2008 3:08 AM
باورت می شه من الان داشتم تو محوطه شرکت با تلفن حرف می زدم یک قاصدک دیدم!یک پروانه هم دورم می چرخید...
وای خداچه روز پروانه ای....
میس ری | August 28, 2008 4:00 AM
می بینم که میتینگ جمعه به هم خورده و..انار توی راه است
:)
zeinab | August 28, 2008 4:01 AM
کسی می تونه به من اختلاف کالری شیر و ماست محلی رو با شیر و ماست کم چرب بگه؟ در صد گرم واقعا اختلاف کالری اونقدر چشم گیر هست؟
بهارک | August 28, 2008 4:32 AM
سالومه و آرام جون
خیلی از راهنماییهاتون ممنونم... واقعاً از سایتی مثل mypyramid بعیده که اینقدر محدود باشه! ... ولی مگه می تونه از دست ما ایرانیها در بره!فکر کنم باید همون کلک آرامی رو سرش سوار کنم!!! ... آرام از تصور قیافه ی متصدیان سایت وقتی بفهمند چه کلکی سرشون سوار کرده ام کلی خنده ام گرفت!!!
آرتمیس | August 28, 2008 4:37 AM
وااااااااااااای بچه ها من بقیه صدا قشنگارو نشنیده بودم برای تولد انار.
صدای دیانا و رقی و سررگم و گل بهار رو امروز شنیدم p-:
کی اضافه کرده بودین وروجکا.
منم می خوام تبرییییییییک بگم :دی
اما میکروفون ندارم.یک راه دیگه بگین نمی شه؟
دیر که نشده تازه چند روز گذشته P:
می گماااا چرا گهگاهی از طریق صدا به هم انرژی نمی دیم؟حتما که نباید تولد باشه تا صداهای قشنگ و پر انرژیتونو بشنویم.منم باید زودی به فکر صداپراکنی باشم.این اسباب کشی تموم شه یکم مسلح تر می کنم خودمو ایشالله.
rokhy | August 28, 2008 5:55 AM
وااای سالمه تبریک میگم. نمیدونم من چم شده. انگاری من وزن کم کردم. همچین اشک شوق در جشمانم جمع شده که بیا و ببین. به خدا راست میگم.
یاد خودم افتادم و وزن کم کردن های گذشته ام. آفرین دخترم. آفرین(مثلا من الان مامان رقی ام، هاها)/
آقا زکات که سهله، من خمس و زکات و بقیه اش چیه؟ همه رو رو با هم میدم. دو کیلو که سهله. هر چی بخوای میدم. فقط اگه یاد بگیرم.
رفتم این سایت مای پیرامید نامرد میگه 1800 کالری بخور. حرفها میزنه هاااا.
رقی | August 28, 2008 5:56 AM
نیست خودم ذوق داشتم واسه یافتنش گفتم شاید شما هم دوست داشته باشین بدونین یه سایت با کلی عکس من باب ورزش
http://www.shapefit.com/exercise.html
ملانی | August 28, 2008 6:52 AM
بهارک جون درباره ماست و شیر نمی دونم اما تو این کالری مواد غذایی کالری پنیر محلی و پنیر پاستوریزه رو یکی زده پس فکر کنم ماست وشیرم یکی باشه
ملانی | August 28, 2008 6:54 AM
خوب ...گل بهارم ممنون
با چیزهایی که گفتی تا حدی داره مطلب روشن میشه.بیش از 22 کیلو اضافه وزن در دوران بارداری همراه با بی تحرکی و شیر دهی کوتاه مدت همه دست به دست هم میدن تا چربی ها جای خودشون رامحکم کنن و نشه بزودی از شرشون خلاص شد!نکته ابهامم فقط در اینه که بعد از 9 ماه اون وزنی که از دست دادی و به قول خودت نرمال شدی آیااز چربی بوده یا مایعات بدن و ...
با توجه به این موارد من تصور میکنم که فرمول کاهش وزن تو میبایست سخت تر و کند تر باشه ولی مطمئن باش شدنیه.با توجه به حرفهای خودت من چند نکته را میگم شاید موثر باشه:
بدترین کاری که در رژیم کاهش وزن میشه انجام داد "تحمل گرسنگی" است. نه تنها دردی را دوا نمیکنه که کار رو سخت تر هم میکنه!درستش اینه که تعریف سیری را برای خودمون عوض کنیم و سعی کنیم معده امون را سبک نگه داریم.
بدتر از گرسنگی "حذف مواد غذایی مجازه"!(من اینجا از همه رقبای جام انار پوزش میخوام اگه حرفهام مغایرت با قوانین جام داره، من هنوز دقیقا نخوندم).اگه به نوک هرم غذایی توجه کنی قند های ساده وچربی ها را میبینی،حذف قندهای ساده خیلی عالیه اما گاهی بهای سنگین تری بایست برای آن بپردازیم و ممکنه از چاله تو چاه بیفتیم مخصوصا اگه فطرتا آدمی باشیم که تمایلمون به شیرینی زیاد باشه.با حذف قندهای ساده ما معمولا جایگزین های بدتری انتخاب میکنیم که کار ما را سخت میکنه با یه مثال روشن تر میگم:
هر یک واحدمیوه معادل 7 تاحبه قند معمولیه، حالا تو تصور کن عصرونه چایی راتلخ میخوری و کلی خوشحالی که قند نخوردی ولی نصف لیوان انگور دونه دونه میخوری اونوقت معنیش اینه که7 تا حبه قندنوش جان کردی! حالا درسته که قند انگور سالم تره ولی اون هدفی که ما داریم و میخواهیم "دریافت انرژی" را کم کنیم با این حاصل نمیشه..
گل بهار جان مطلب خیلی زیاده ولی من دلم نمیخواد زیاد حرف بزنم تریبون را در اختیار دوستان دیگه سالومه جان که همینجا بهش تبریک میگم،لیلا،غزل،هستی...و یا تموم کسانی که انتقادی به این حرفها دارند ویا راهکارهای بهتری بلدند میگذارم تا خودت به یه جمع بندی برسی.امیدوارم موفق باشی.
یه اجی مجی هم خوندم که دو بار پست نشه!
یه دوست | August 28, 2008 6:59 AM
يه دوست جان من در مورد قندها و چربي ها باهاتون موافقم .
يه دوست جان نميشه شما يك دفتر مشاوره بزنين تا ما بيايم مشاوره بشيم ؟!! به نظرم هرم يك كمي سخته ، مخصوصا واحدهاش .
حالا با اين روند كه هر هفته يك بخشي براي من روشن ميشه يك چند ماهي وقت مي بره تا بديهيات هرم رو عملي كنم
ليلا | August 28, 2008 7:38 AM
بچه ها من تو گرماي سر ظهر هلك و هلك رفتم دانشگاه ميبينم امتحانا لغو شده :(
هم خوشحال بودم هم غصه دار . تو اون گرما تا اونجا رفتم ولي خوشحال بودم كه وقت هست بخونم دوباره :دي
البته شما كه مي دونين توبه گرگ ، مرگه
ليلا | August 28, 2008 7:45 AM
آهان بچه ها من نمره دوتا از درسام اومده بود . خجالت مي كشم بگم ها ولي خب براي من خوب بود .
اقتصادم رو شدم 15
تجزيه سيستم ها رو 19
ليلا | August 28, 2008 7:47 AM
بهارك به نظر من با ماست و شير پرچرب يكي بگيرشون
ليلا | August 28, 2008 7:49 AM
سالومه من سوال هرماتيك دارم
سالومه سبزيجات و ميوه ، يك پيمونه شون رو چند گرم در نظر مي گيري ؟!
ليلا | August 28, 2008 8:01 AM
سلام رخی جان.کاخ کرملین آماده نشد بری توش بشینی .هنوز در گیرو دار اسباب کشی هستی که تو.
(اون کاخ کرملین تیکه کلام یه دوسته;) )
بچه ها من از هرم هیچی نمی فهمم. دوست دارم یکی بهم بگه این وزنته.اینم چیزا و مقادیری که مجازی بخوری.
بهارک جون همه ی ما (مطمئنم همه) از این دوره های چاقی بعد لاغری رو چشیدن .غصه نداره .مهم اینه که سالمی و پر انرژی برای یه شروع دیگه. تو خیلی با اراده ای . فقط بدون ناراحتی نداره .من خودم بابت چاقیم هر وقت می رم تو یه دوره ی دیپ دپرسی وضعم خیلی خرابتر میشه چون افسردگیم رو تحرکم و متابولیسمم خیلی اثر می ذاره.
sib | August 28, 2008 8:02 AM
خب به کم چربشون زیاد دسترسی ندارم اما دوست دارم شیر بخورم وقتی دارم سعی می کنم لاغر شم اونوقت اصلا شیر نمی خورم چون کم چرب نیست بعد خسته می شم من آخه شیر دوست دارم. حالا پس همین شیر و ماست محلی رو بخورم کالریشونو کسی می دونه؟ خودم که گشتم دیدم فقط نزدیک 10-15 کالری در هر صد گرم از نوع کم چرب بیشتر داره.
سیب عزیزم من هم اینکه نزدیک مهمان ماهانه م هست و خیلی افسرده تر شدم امروز.
بهارک | August 28, 2008 8:10 AM
طبیعیه .یه ذره ورزش ساده مثل پیاده روی تند انجام بده یا بشین یه فیلم جدید و مفرح ببین. ایشالله بهتر میشی .فیلم juno رو دیدی؟ یه کم طنزه بامزس
sib | August 28, 2008 8:16 AM
بله دیدم سیب جون کلی از این فیلما دارم بازم دارم می خرم الان:)) فیلمای عاشقانه و خنده دار دوست دارم...
بهارک | August 28, 2008 8:22 AM
بهارک جونم
کالری هر لیوان ماست یا شیر پر چرب 150 کالریه... منم خیلی وفتها ماست یا شیر کم چرب در دسترسم نیست(به علت آخر وقت خرید کردن آقای مهربان و تمام شدن اقلام مذکور!)برای همین هم همون پرچربها رو می خورم و کالریشون رو در نظر می گیرم.بالاخره بهتر از پوکی استخوان گرفتنه که !
آرتمیس | August 28, 2008 8:33 AM
مرسی آرتمیس جون ببین همین 8 اونس شیر محلی مثلا 150 کالری هست و شیر 2% همون مقدار 8 اونس 120 کالری داره. خب 30 تا اختلاف جزییه بنظر من هم بهتر از مضراتشه.
بهارک | August 28, 2008 9:55 AM
مرسی آرتمیس جون ببین همین 8 اونس شیر محلی مثلا 150 کالری هست و شیر 2% همون مقدار 8 اونس 120 کالری داره. خب 30 تا اختلاف جزییه بنظر من هم بهتر از مضراتشه.
بهارک | August 28, 2008 9:59 AM
سلام سلام
اومدم بگم من اومدم روی 68.7 البته بدون ورزش و هیچی.
راستی من احساس می کنم بدنم شل شده بازوهام بیشتر.در ضمن پوست نواحی گردن و سینه ام یه جوری شده مثه چروکهای خیلی ریز البته نمی دونم شاید اصطلاح چروک درست نباشه
ممنون می شم اگه راهنماییم کنید
arezoo | August 28, 2008 10:03 AM
یه دوست عزیز
من هم کاملا با نظرت در مورد کسی که قند دوست داره موافقم . به نظرم آدم نباید خودش رو جوری محدود کنه که حریص بشه . من خودم که اینجوری هستم و چیزای مضر و ممنوع رو هم گاهی اوقات میخورم و ازش لذت هم می برم . گرسنگی کشیدن هم اصلا درست نیست که این رو من از مکتب انارستان یاد گرفتم .
امیدوارم که اشکال کار گلبهار همین باشه که شما می گین و زودتر این استاپ وزنیش تموم بشه که انگیزه پیدا کنه.
غزال | August 28, 2008 10:49 AM
من تپل نیستم اما تپلها را دوست دارم
ساحل | August 28, 2008 11:15 AM
بهارک من فکر می کنم چربی لبنیات محلی خیلی بیشتر از لبنیات بازاری درصد بالا باشه .من البته به بوشون حساسم و اصلا نمی خورم ولی دیدم که حتی شستن یه کاسه که توش ماست محلی بوده به علت چربی زیادش خیلی سختره یعنی با آب داغ و اینا...
به نظر من یه سرچ بکن تا دقیقتر کالریشو حساب منی
sib | August 28, 2008 11:48 AM
بهارك عزيز
اين كالريهارو فقط و فقط مخصوص تو تو كتابهاي تغيه ام گشته ام و درآوردم:
نام غذا/مقداركالري در100 گرم
شيرمحلي و كاملگاو/66كالري
ماست محلي ياازشيركامل گاو/62كالري
شيرمحلي گوسفند/99كالري
ماست پاستوريزه/60كالري
ماست كيسه ايي/154كالري
شيركامل خشك/492كالري
شيرخشك بدون چربي/360كالري
توصيه مهم:
چند وقتيه كه دايم دارم ميشنوم به كررات دارن ميگن حتي افراد لاغر و كساني كه مشگل چاقي ندارند نبايد از شير و يا ماست پرچرب استفاده كنندچون چربي زيادشون مانع از جذب كلسيم توسط بدن ميشود.
پس شيرو ماست كم چرب براي تمومي افراد چه لاغر و چه فربه توصيه ميشه.
----------------
واما بهارك عزيز
اگه به شير و ماست كم چرب دسترسي نداري من روش آسون تهيه كم چرب اونها رو ميگم:
براي تهيه شيركم چرب:
مقدار شيري كه ميخواي بخوري بجوشون و تموم چربيهاش كه مياد روش رو بگير و يا از يه صافي فلزي (مثل تفاله گير چاي كه حتمآ فلزي باشه چون گرم كردن هرنوع پلاستيكي عامل سرطان ميشه خداي نكرده.)
ردش كن تا تموم چربيهاي ريزش گرفته بشه.اگه شير داغ دوست داري كه همين الان وقت خوردنشه اما اگه مثل من ازشير سرد خوشت مياد بذار سرد شه بعد بخورش.
براي تهيه ماست كم چرب:
اول شير رو مثل مرحله بالا كم چرب كن و بذار ولرم شه.دماش بايد طوري باشه كه نه دستت رو بسوزونه و نه خنك باشه.
بعد اين شير رو بريز تو يه شيشه تميز مثل شيشه رب و اينا كه درمحك داشته باشه اما بوي ترشي و اينا نده.بعد يه قاشق ماست كم چرب به اين شيرت اضافه كن و خوب با قاشق درون شيشه رو هم بزن تا حل شه.در شيشه رو سفت ببند و بذارش يه9 جاي تاريك و گرم.روز بعد ماست كم چربت هم حاضره و هروقت گرفت وقت خوردنشه.
كدبانوهاي عزيز:
من خيلي وقته ماست درست نكردم.اگه جايي اشتباه كردم تذكر بديد.
اين يه روش خوبه كه هر وقت مثل اين چند سال شير و ماست كم چرب كارخونه ها كمتر ميزنن و تا بجنبيم تموم ميشه كم چربشو خودمون ميتونيم تهيه كنيم.
سالومه عزيز:
تبريك.رسيدن به زير يه دهه و حتي زير هر پنج كيلو يه احساس خاصي كه هيچ كسي نميتونه توصيفش كنه و دركش كنه مگراينكه درين شرايط بوده باشه.
ايشاللا به دهه 70تو تبريك بگيم.
سيب عزيز
سولي عزيز
شما درخواست عضويتتون رو از ديانا كه داورارشده بخواهين.چون ما ديگه عضوگيري نميكنيم.اين چند روزه رو رعايت كنين و جدول بكشين و قوانين جام رو بخونين تا ديانا كه اين ورا اومدبه درخواستتون پاسخ بده.تصميم اون تصميم منه.
اگه موافقت نكرد و تا انتهاي هفته نبود به اين معنيه كه عضويتتون منتفيه و شما چيزي رو از دست ندادين و همگام با بچه ها جلو بريد و خودتون داورخودتون باشيدتا ايشاللا تو جام بعدي سر موقع شركت كنين.
بهارك جون براي تو هم همين توصيه رو دارم كه براي استارتت همين كارو بكني تا انگيزه بگيري.
-----------------
انارستانيهاي تهراني:
اين ماهي تابه معجزه گر كم روغن رو از كجا ميشه تهيه كرد؟و تو چه فروشگاهي؟؟؟
------------------
ليل جون:
آفرين بابا تو كه نمره ات خوبه.
براي امتحانت دفعه بعد خوب بخون تا نمره بالايي بياري .اين يه فرصته.
-----------------------------
غزال عزيز:
تويه بار قبل از اينكه ايميلت رو برام بفرستي.يه درخواست داده بودي(فكركنم يا رو جدول كليك كرده بودي يا يه كار ديگه) كه باعث شد فرم ارسال دعوتنامه بياد و من برات دعوتنامه فرستاده بودم.بازم نميتوني بازش كني؟؟
سميراي عزيز:
براي شما هم مثل غزال همين كار رو كردم .شما چطور؟
--------------------
انارستانيهاي فعال:
ميشه به من كمك كنين كه چطور دعوتنامه بفرستم؟
عجب دردسريه اين چيزهاي جديد مثل گوگل و بلاگفا
----------------------
رقباي جام دكتر انار:
توجه توجه توجه
لطفآ يوزر نيم شما فقط هشت عدد باشه نه حروف.
پسورد هم فقط اسمتون به انگليسي.
هستي | August 28, 2008 12:16 PM
هستی جانم
برای من هیچ ایمیلی نرسیده .
من همیشه خودم ماست درست می کنم . چون ما خیلی ماست خوریم و مصرفمون بالاست خیلی به صرفه میشه . روش دقیق هم اگه خواستین بگین که براتون بگم . فقط الان این رو بگم که ماستی رو که توی شیر می ریزیم اصلا هم نمی زنم .
غزال | August 28, 2008 12:49 PM
رقباي جام دكتر انار:
بشتابيد كه غزال اولين نويسنده اشتراكي شد. و به جداول گروه دسترسي پيداكرد.
همين امشب ميرم يه پست تو وبلاگ اشتراكيمون درمورد نحوه كار مينويسم.
هستي | August 28, 2008 2:05 PM
خوب غزال جون
كامل برامون توضيح بده خيلي بدردمون ميخوره
هستي | August 28, 2008 2:07 PM
میس ری حالا این چی هست که باید بزنم به ابرو؟
جانداره یا بی جان؟ تو جیب جا میشه؟
اسمش چطور تلفظ میشه؟ کجا باید بیابمش.
همینا دیگع فعلا...
رقی | August 28, 2008 3:03 PM
اوووووه ميس ري يعني واقعا ايقدر تاثير داره ؟!!
ليلا | August 28, 2008 3:05 PM
ابروهاي آزي رو كه ديديد منگوله هيچين واچين هام:)
تلفظش ميشه:قز(با كسره)ل...گ(فتحه)...و(فتحه)...ن(ساكن
منم يه دوره كه ابروهامو تراشيدم مثلا شيطونكي شه ومامانم مي گفت شبيه شيمي درماني ها شدي ومنو ميديد حالش بد ميشد زدم وخيلي خوب شد.گياهيه...يه مايع تيره رنگه از عطاري مي خرن ...يعني عطاري ها ميفروشنش.تازه وقتي مي زني انگار تتو موقت كردي.رقي براي روحيه مامانا خيلي خوبه
آزي | August 28, 2008 3:40 PM
اتفاقا منم این هفته ماست زدم و همینطور که هستی گفته عمل میکنم اما مثل غزال من هم وقتی ماست ریختم تو شیر هم نمیزنم -شب تا صبح یک جا نسبتا گرم (مثلا دوره حوله میپیچم ) میزارم بعد برای یک روز تو یخچال . عالی میشه.
آنی | August 28, 2008 3:41 PM
آزي بو و اينا نداره ؟! مثلا خوابگاه كه بوديم بچه ها رز ماري مي زدن من از بوش سردرد مي گرفتم .
ليلا | August 28, 2008 3:52 PM
لیلا این رزماری رو من هم امتحان کردم . هم بوش خیلی تند و بده و هم اینکه اثر زیادی مه که توش ندیدم .
این قزل گون هم من استفاده نکردم ولی دیدم یه چیز سیاه یا قهوه ای مثل مرکب می مونه ولی این جور که میس ری و آزی می گن اثرش خویه .
غزال | August 28, 2008 3:57 PM
خوب ممنون از یه دوست خوبم که محبت مرده رو مشکل من فکوس کرده.راستش در مورد اینکه من چربیهام قدیمیه یه کم شک دارم چون من 3 سالی با وزن دلخواهم بودم.ولی در مورد تعریف تحمل گرسنگی حیلی خوشم اومد چون شدیدا در این مورد من مشکل دارم و نتونستم مسئله رو واسه خودم حل کنم که چرا وقتی گرسنه نیستم از رو عادت یا هوس چیزی میخورم و دارم روش کار میکنم فکر کنم اگه اونو حل کنم شاید اهسته ولی بالاخره این 3 یا4 کیلو رو هم کم میکنم.و یه جیز دیگه ژنتیک رو جون من دست کم نگیرین چون همه این حالتهای من شبیه پدرمه .ورزش رو هم فعلا فی سبیل ا.. دارم انجام میدم لااقل اجر اخروی بگیرم
گل بهار | August 28, 2008 3:59 PM
هستی جان این لینک رو ببین درباره ماهیتابه مورد نظرته.قیمتش هم همینه.بی دردسر از خودشون خرید کنی واست میارن در خونه:
http://www.tehrankala.com/product_info.php/cPath/20_33/products_id/200
آريس | August 28, 2008 4:06 PM
خب باشه پس یکی از اولیت های اولم در بدو ورود به خاک پاک میهن عزیز اسلامی (دیگه چیزی ندارید من بچسبونم بهش؟) این هست که این معجون سحر آمیز رو بخرم.
وااای آزی منم یه بار ابرو تراشیدم کلی مصیبت کشیدم تا در بیاد. لامصب بعضی ها خیلی ابروهاشون تند تند در میاد. حالا مثلا این زیر میرا هی فرت و فرت در میاد ولی اصل جایی که میخوای اصلا نم پس نمیده. در نمیاد که نمیاد....
رقی | August 28, 2008 4:06 PM
کسی می دونه کالری ماش چقدره؟
آريس | August 28, 2008 4:23 PM
بچه ها من از حالا خواهش می کنم برنامه گرد همایی مون رو واسه جمعه آینده صبح نزاریم.من یه کلاس مهم دارم که نمی شه دودر کرد.از گردهمایی هم نمی تونم بگذرم.
در یا بیدددددددددددددددددد مرا!
آريس | August 28, 2008 4:32 PM
دوستان دستور تهیه ماست را در وبلاگ جام انارستان گذاشتم
غزال | August 28, 2008 4:54 PM
هستی جون
از این ماهیتابه دوتایی ها هم من مادرشوهرم توی اکباتان مغازه داره و نماینده فروش اینها هم هست . البته نه این مارک یه مارک دیگه هست که من هم از همون دارم و راضیم .
غزال | August 28, 2008 4:58 PM
من خونه ماش دارم. رفتم خونه بسته اش رو نگاه می کنم و مینویسم.
هستی جان من به جدول دسترسی دارم. ولی وبلاگ رو نه. نام رو زدم samira.kh@jameanarestan
پسورد هم همونی که برات ایمیل کردم. ورود به وبلاگهای گروهی رو هم امتحان کردم ولی نشد.
مرسی :)
Samira | August 28, 2008 5:21 PM
بچه ها یه سوال
اگه برنج آبکشی باشه و فقط برای ته دیگش روغن ریخته باشیم و دیگه روی خود برنج روغن نریزیم اونوقت میشه گفت برنجی که روی ظرف هست کاملا بدون روغن هست ؟ یا بالاخره روغن توی همه جای برنج میره ؟
غزال | August 28, 2008 5:27 PM
آلان انار باید وارد ایران شده باشه سلام انار .خسته نباش یاز این سفر طولانیت.حتما خیلی دلت تنگه ایران بوده خوش به حالت به جای من هم بوش کن .من 6 ماهه اومدم بیرون دارم پرپر میزنم چه برسه تو که 4 ساله نبودی.حلاصه نوش جونت ایران و خانواده
گل بهار | August 28, 2008 5:38 PM
اريس جون
ممنونم از راهنماييت درمورد ماهي تابه
غزال جون
توهم همينطور.هر وقت خواستم بخرم هماهنگ ميكنم.درمورد برنج آبكشي اگه تو زمون پخت بهش روغن نزني و ته ديگتم نوني باشه ميتوني بدون روغن محاسبه كني اما اگه ته ديگ برنجي باشه احتمال نفوذ به چند سانت بالاترش حين پخت هست.اما بازم از روي روي قابلمه بي روغنه.روغن ته نشين ميشه .بالاكه نمياد.
سميراجون:
من يوزر نيم شما رو samira.khدادم.
كه بايد تو يوزر نيم اينجوري تايپ كني:samira.kh@jameanarestan
يعني هميني كه خودتم گفتي.يوزرنيمتم هموني بود كه خودت گفتي.ولي بازم الان ميرم چك ميكنم كه اشتباه تايپ نكرده باشم.
هستي | August 28, 2008 7:11 PM
سلام بچه ها
میشه یه نگاهی به وبلاگ من بندازین؟ یه سو آل دارم. خیلی ممنون میشم اگه نظراتتون رو برام بگین. درباره ماش هم اونجا نوشتم.
خیلی ممنون و منتظرم ...
samira | August 28, 2008 9:41 PM
به به دیروز من بنودم اینجا چه خبر بوده!!
مرسی مرسی مرسی برای تبریکهاتون
دیشب من مهمونی بودم و به هوای ورزش اینقدر رقصیدم که امروز همههههههه بدنم درد می کنه!
من ظهر می یام دوباره و یه کم درباره میوه و سبزیجات توی هرم حرف دارم براتون
راستی آرایشگر ابروم به من گفته که داروی تقویت موی سینره بزنم به ابروم ...شاید امتحان اون هم بد نباشه
لیلا لیلا
بشین درس بخون هااااااااااا....نندازش واسه روز قبل
نمره هات هم با توجه به شلوغی سرت خیلی خوبه
بهارک
اگر پیگیر باشی و پشتکار داشته باشی زود لاغر می شی ...در راه لاغر شدن ناامیدی معنی نداره..می شی دیر یا زود
سالومه | August 29, 2008 12:57 AM
انار جان فکر کنم تا الان دیگه باید رسیده باشی. خوش اومدی :)
شانه بسر | August 29, 2008 2:00 AM
دوستان عزیز یه سوال من رفتم تو http://uk.youtube.com
اما دانلود ایروبیک نداشت شما جای دیگه سراغ ندارید
ملانی | August 29, 2008 2:37 AM
فکر کنم انار رسیده باشه و الان داره با خانواده معاشرت می کنه
انار جون خوش اومدی
چه حس خوبیه که نزدیکمونی......:))
سالومه | August 29, 2008 3:23 AM
لیلا جان
من نمی دونم وزن یک پیمونه میوه و سبزی چقدره .فکر کنم کاملا به چگالی اون میوه و سبزی بستگی داره.مثلا اسفناج رو نمی شه با سیب زمینی مقایسه کرد.توی آشپزی که من قشنگ پیمونه می کنم ولی برای میوه چشمی اندازه می گیرم.مثلا یه پیمونه هندونه به تجربه من و البته توی فیت دی که چک کردم می شه 170 گرم.ولی وزن یه پیمونه انگور کمتره.برای همین یه بار وزن بکن بعد خوب بهش دقت کن و از این به بعد چشمی در نظر بگیر.
من فکر نمی کنم 10 یا 20 گرم کم و زیاد خوردن از میوه و سبزی فرق زیادی در رژیممون داشته باشه.من که سبزیجات رو گذاشتم حداقل 2 پیمونه.بتونم خیلی بیشتر هم می خورم.
سالومه | August 29, 2008 3:28 AM
من توی قابلمه تفلون که برنج درست می کنم.اصلا روغن نمی زنم.البته کته می کنم و با نمک می پزمش.نه خراب می شه و نه شفته .ته دیگش رو هم می شه با خیال راحت خورد.البته نمی شه جلوی مهمون گذاشتش!
سالومه | August 29, 2008 3:32 AM
سالومه پس ميشه گفت كه مثلا سبزيجات براي 2.5واحدش حدود 50 كالري در نظر بگيريم و ميوه هم همون حدود 150 تا خوبه ديگه ؟!
يك سوأل ديگه هم دارم ( فقط نگو اين دختره چقده گيجه ) :دي
بالاخره من نفهميدم تو پيمونه رو يك ليوان كامل مي گيري يا دوسوم ليوان ؟!! از اين دسته دارهاي ساده ؟!!
مي دوني اگه دوسوم ليوان در نظر بگيري خيلي قابل تحمله ولي جدا خوردن 3 ليوان شير و ماست كار سختيه .
ليلا | August 29, 2008 3:46 AM
http://www.bbc.co.uk/science/humanbody/sleep/sheep/reaction_version5.swf
Anonymous | August 29, 2008 4:23 AM
لیلا جان
من الان دوباره رفتم پیمونه کردم.
ببین 1 پیمونه از اون مخصوص آشپزی ها که روش نوشته یک کاپ دقیقا زده 250 میلی گرم
می شه تا سر دسته اون لیوان دسته دارها
حالا من نمی دونم اون لیوانها همونها ای یه که شماهاهم دارین یا نه.
بابا اصلا اون لیوانها رو ول کن.برو الان یه لیوان بذار روی ترازوت ببین چند گرمه بعد توش آب بریز ببین هر وقت شد 250 میلی گرم می شه یک پیمونه
هر 1 لیتر 4 پیمونه است دیگه
من دیگه درباره این پیمونه ام مطمئنم چون مال آشپزی یه و به خدا ایرونی هم نیست که بگی دقیق نیست!!!
سالومه | August 29, 2008 5:59 AM
بچه ها من امروز کلم پلو درست کردم و می خوام بعد سالها بخورم.به نظر شما خیلی کالریش بالاست؟آخه یه کم چربه...
اگه اونو بخورم بعد فردا 3 ساعت ورزش کنم میسوزه نه؟؟یا شام نخورم ..؟
احساس گناه می کنم که می خوام بخورمش
الان دارم با خودم مذاکره می کنم که چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
سالومه | August 29, 2008 6:05 AM
سالومه قول ندادی عکس بذاری؟؟؟ اون موقع که محیا می شدی واسه این مهمونیه می گفتی عکس می ذاری که ببینیم چقدر خوشگل شدیا
بهارک | August 29, 2008 6:06 AM
سالومه رفتم كلي ليوان اندازه گرفتم ، بزرگترين ليوان تو خونه ما 225 ميلي گرم آب مي گيره :دي
وااااااااااااااااااي يعني چي كه ما به اين پيمونه ها عادت كرديم . چرا از اول با ليوان آب هويج كار نكرديم :(
ليلا | August 29, 2008 6:06 AM
ا ا ا خب بخور!!! من که تعجب می کنم شما چرا هفته ای یک روز آزاد ندارین چون تو همه سایت ها هست و همه این کارو می کنن که همه هفته خوبن و روز تعطیل استراحت هم به بدن هم به مغز و غذاهای مورد علاقشونو می خورن.
بهارک | August 29, 2008 6:09 AM
سالومه در با اراده بودنت شكي نيست ولي خوردن چيزي كه دلت ميخواد اينقدر فكر نداره ، بعد كه كالريش رو حساب كردي اگه بالا بود شام كمتر بخور و فردا هم بيشتر ورزش كن .
بدو برو ناهارت رو بخور دختر ورزشكار كلي رقصيده
راستي بهارك راست ميگه ها ، عكس فراموش نشه :دي
ليلا | August 29, 2008 6:10 AM
بهارک جون
رژیم مرخصی نداره که...اگر قراره شیوه زندگیمون عوض شه شنبه و جمعه نمی شناسه...اگه همه هفته رعایت کنی و یهو جمعه 3000 کالری بخوری که هم که معده ات دوباره گشاد می شه و هم از خط رژیمت منحرف می شی.
نه؟؟
سالومه | August 29, 2008 6:57 AM
سالومه جونم خوردي يا نه ؟!! كالريش زياد بود ؟!
ليلا | August 29, 2008 7:02 AM
رقبای عزیز در چه حالین
ميس ري | August 29, 2008 7:58 AM
رقباي "جام دكترانار"
بجنبيد كه من به وزن هدف ماهم رسيدم.اين چند روزه خودمو خفه كردم با ورزش.امروز با كمال تعجب ديدم دو كيلو كم شدم.
اين چهارروز هرروزش روزي حتي تا 1000كالري هم سوزوندم.
شما چه ميكنيد؟
بجنبيدوكارنامه اتونو هرروزدرخشان تر كنين.
تنها خطاي من اين چهاروزه خوردن 25گرم پفك بوده .اونم درحالي بودكه جايي بودم غير ازون هيچي نبود و بنده در شرف موت.ازگشنگي مجبورشدم به هرحال از شيريني خامه ايي انتخاب بهتري بود.
ولي ساعتها تلاش من بالاخره جواب داد.فكرنميكردم چهارروزه اين همه كم كنم.خوب چون يه مدتي زياد به بدن مبارك خوش گذشته بودو ازريتم نرمال دراومده بود با شروع رژيمي مرتب ازونجايي كه بدنم در اوايل شروع سريع وزن كم ميكنه.اين بارم 2 كيلو كم كردم.اينجوري اگه پيش برم و سفت وسخت باشم يهويي شايد تا پايان مسابقه امون تمومي اضافه وزن بدنموكم كنم و ديگه يه گرم چربي تو بدنم نمونه.
هستي | August 29, 2008 8:08 AM
من باز وزن اضافه کردم:((((((((((((((((((
گلی | August 29, 2008 8:36 AM
اطلاعيه
براي رقباي جام دكتر انار:
دوستاني كه به من ايميل ميزنن توجه كنن كه حتمآ اسمشون رو تو موضوع ايميل بنويسن.چون مثل بهار و گل بهارمن همه پسوردها رو قاطي كردم چون مشخص نبودن كدوم به كدومن.
و يه مطلب ديگه در مورد يوزرنيمتون هست كه فقط اسمتون كوتاه و به انگليسي باشه.
پسوردتونم دقت بيشتري كنين كه از حروف استفاده نكنين.و فقط 8 عدد باشه.
تعدادش روهم دقت كنيدچون در ليستي كه دارم مينويسم همه رو يكسان و مرتب وارد ميكنم.
در صورت دسترسي به جداول رقابت و دسترسي به مديريت وبلاگ جام دكتر انار
حتمآ منو در جريان بذاريد.
چون دوستاني هستن كه هنوز نتونستن وارد بشن و بايد اطلاع بديد تا مشگل رو رفع كنم.
ممنونم از همگي شما
هستي | August 29, 2008 8:48 AM
ملت انارستان یه سوال:
آیا نارگیل تازه و مغز نارگیل یکی اند؟ اگه نه چه فرقی بینشون هست؟
من الان یه نارگیل گرفتم به زور بازش کردم منتظرم ببینم چی میشه.خب میدونم کهنارگیل تازه هست ولیآیا مغز نارگیل فرق داره؟
چون تو یه سایت نوشته تازه میشه 156 کالری ولی مغز نارگیل میشه 345 کالری.
.یاری بفرمایید لطفااااا
با تشکر
یک عدد رقی منتظر
رقی | August 29, 2008 9:31 AM
نارگیل تازه آبش بیشتره ولی مغز نارگیل چون آبش تبخیر شده کالریش میره بالا که به نظرم منطقیه :)
Samira | August 29, 2008 10:28 AM
آرتمیس تازه یادمافتاد یک تریک درست تر هم می شه به مای پایرامید زد و برنامه هرم کالری های کمتر یا بیشتر را گرفت. اگر گفتی؟ هاها! ببین وقتی نتایج را به pdf می دهد در آدرس بار نگاه کن. ببین یک جاییش نوشته 1800 خوب این همون 1800 کالریه دیگه! خوب تغییرش می دهیم می نویسم در آدرس بار 1200
D:
فقط حواست هست که این 1200 احیانا زیر BMR ات که نیست؟ اگر هست بیشترش کن وگرنه بدنت به قول بچه ها به قحطی می افته و وزنت استپ می کنه.
آرام | August 29, 2008 10:48 AM
آرام جون
کلکی که گفتی عالی بود. مرسی :)
شب تاب | August 29, 2008 11:05 AM
آرام كلكت حرف نداشت .
بچه ها بريد استفاده كنيد فقط فكر كنم براي عددهاي فرد جواب نميده . يعني من نتونستم ببينم .
براي 1400 كالري اينجوري گفته
5 سهم كربو هيدارت
1.5 پيمونه سبزيجات
1.5 پيمونه ميوه
2 پيمونه لبنيات
4 سهم پروتئين
وااااااااااااي آرام يك عالمه تشكرات مخصوص :*
ليلا | August 29, 2008 11:53 AM
آرتمیس 1200 خیلی کم نیست؟؟
سالومه | August 29, 2008 11:54 AM
خب لیلا پس حالا تو کلی خوشحالی که 2 پیمونه بیشتر نباید لبتیات بخوری
آی آی از دست تو
سالومه | August 29, 2008 11:57 AM
بچه ها من دلم می خواد چیزی به نام خوردن در دنیا وجود نداشت.چقدر خوب بود؟؟چقدر از مشکلات حل می شد؟؟
لیلا کلم پلو خوردم ولی بعد از اون فقط 2 تا قهوه خوردم و فردا هم می رم حسابی می سوزونم
جالبه که اصلا از خوردنش لذت نبردم...چی بو بابا؟گوشت قرمز..برنج و روغن..آخه این چه ارزش غذایی داری؟کلم رو خام می خوردم خاصیتش بیشتر بود.ولی دیگه مهمون داشتم نشد که من یه چیز دیگه بخورم.
سالومه | August 29, 2008 12:01 PM
من از فردا بد جور می چسبم به هرم.یعنی می خوام یه ذره خوراکم از هرم کم و زیاد نشه.تعهد می کنم که این هفته 4 روز حداقل برم ورزش.اگر نرفتم لطفا بیاین کتکم بزنید.....
الان توی مود دپ هستم شدید و حوصله هیچی ندارم.دلم می خواد مثل مسخ شده ها برم جلوی تلویزیون بخوابم و به هیچی فکر نکنم.
سالومه | August 29, 2008 12:04 PM
سالومه مي بيني اينقدر گشتم و گشتم از كوچيك بزرگ كردن پيمونه ها تا كلك آرام ، بالاخره موفق شدم :دي
براي بقيه موارد زندگيم اينقدر تلاش مي كردم تا حالا به همه آرزوهام رسيده بودم :)
ليلا | August 29, 2008 12:16 PM
منم از فردا هرمی ام.
آريس | August 29, 2008 1:00 PM
اضافه شدن وزن تا 50 کیلوگرم ، درصد بیماریهای قلبی در زنها را 25 درصد افزایش می دهد و با افزوده شدن 20 کیلوگرم درصد بیماریهای قلبی به میزان 250 درصد بیشتر می شود. البته 5 کیلوگرم می تواند با فشار به استخوانهای پشت و زانو، بیماری آرتروز را 50 درصد افزایش دهد و همین 5 کیلوگرم می تواند تا 25 درصد افراد را مبتلا به دیابت کند.
sib | August 29, 2008 4:02 PM
پژوهشگران می گویند چاقی نتیجه کار ویروسی در بدن است که به صورت بیماری مسری بروز می کند این ویروس که «ای ،دی 36-» نام دارد مثل سرماخوردگی مسری است . اما گروهی از داشمندان معتقدند، پرخوری در افراد چاق احتمالاً شبیه به نحوه برخورد معتادان به الکل یا مواد مخدر با این مواد است و همه این موارد با، دوپامین ، یک ماده شیمیایی که احساس رضایت و لذت را تولید می کند، ارتباط دارد. اما این لذت به ضعیف شدن دید چشم نمی ارزد، چاقی یکی از عوامل ابتلاء به آب مروارید است و سبب کوری زودرس می شود و اما از همه بدتر چاقی تأثیر مستقیم با بروز سرطان دارد آن هم طبق معمول بیشتر در زنان . سرطان سینه و رحم از بیماریهایی است که ارتباط مستقیم با چاقی در زنان دارد. البته چاقی با کاهش قدرت تفکر و کندی حافظه هم مرتبط است .
از سایت tici.info
sib | August 29, 2008 4:04 PM
در نتایجی که محققین تغذیه به آن رسیده اند شیوع افسردگی در افراد چاق حدود سه برابر افرادی است که حتی اضافه وزن مختصر دارند. آنها معتقدند متناسب بودن اندام و داشتن وزن مطلوب یک ارزش برای افراد جامعه است و می گویند که اگر وزن افراد متناسب با اندازه قد آنان نباشد دچار افسردگی و نابهنجاری رفتاری خواهند شد.
-------------------
حالا هی میگن نباید دپرس باشی .هی داد بیداد آه ه ه
sib | August 29, 2008 4:07 PM
هورمونهای زنانه نیز عامل دیگری برای چاقی است . به طوری که غذا را به چربی تبدیل می کنند و موجب جمع شدن آب در سلول ها می شود. افراد باید متابولیسم بدن خود را با اشتهایشان تطابق دهند تا چاق نشوند. البته چاقی هم ارثی است هم از بدی تغذیه رخ می دهد و در برخی خانواده ها که دسته جمعی چاق هستند، تشخیص اینکه آنها به طور ارثی یا به تغذیه نامناسب چاق شده اند دشوار است . با اینکه نباید تأثیرات حالات روانی را در چاق شدن بی تأثیر دانست ولی در خانواده هایی که غذای پر انرژی به مقدار زیاد و بیش از حد معمول تغذیه ای را مناسب می دانند، چاقی زیاد هم عجیب نیست .
------------------
1سیب فول استرس
sib | August 29, 2008 4:09 PM
اینم برای 1200 کالری.مرسی آرام جان
4 سهم کربوهیدرات
1.5 پیمانه سبزیجات
1 پیمانه میوه
2 پیمانه شیر
3 سهم پروتئین
بهار | August 29, 2008 4:41 PM
من هر کار می کنم نمی تونم واسه 1300 کالری بدست بیارم.یکی زحمتشو می کشه؟
آريس | August 29, 2008 4:45 PM
این که 1200 کمتر میشه بهار جان هیچ رژیمی نمیگه 1 میوه بخورین در روز مطمئنی 1200 تا میشه؟؟؟؟؟
گل بهار | August 29, 2008 5:08 PM
حداقله کرب 6 سهمه و میوه 2
گل بهار | August 29, 2008 5:13 PM
دوستان به وبلاگ اكستراپونتم سر بزنيد درمورد سهم ها نوشتم و يه برنامه روتين براي 1200 و 1300 و 1400 و 1500 كالري نوشتم.پست بعديمم درمورد 1600تا2000مينويسم.
شانه بسرعزيز
من چونمشغله ام خيلي زياد شده براي راست و ريس كردن كارهاي بچه ها وقت كافي براي وارد كردن جدول هرروزه ندارم.اما هروقت كمي وقتم اضافه اومد و تونستم سر از بلگفا درآرم حتمآ تا قبل از آخر هفته جدولم رو تو بلاگفاي اختصاصي جدول خودم ميذارم بعد لينك ميدم كه ببينيد.
فعلا روجداول كاغذيم ثبت ميشه و هفته ايي يه بار مد نظرمه براي گذاشتن جدول.
هستي | August 29, 2008 6:49 PM
آمانيتا و
آزي و
بهارو
ليموترش و
پي براه و
كرم ابريشم و
من خانوم
شما نويسنده وبلاگ جام دكتر شديد و به بخش مديريت دسترسي پيداكرديد.
لطفآ با پستهاي هيجان انگيزتون شور رقابت رو افزون تر كنيد.
ببينم چه كار ميكنيد ديگه.
اين شما و اين هم جام دكتر انار
هستي | August 29, 2008 7:16 PM
هستی دستت درد نکنه کار خوبی کردی. کاره خیلی ها رو راحت کردی با این معرفی رژیمهای با بازه مختلف.بنده بسیار بسیار سپاسگزارم
گل بهار | August 29, 2008 7:35 PM
افرین انار جونم خیلی معرکه ای تو کاری کردی که اگه من بودم احتمالا نمیتونستم انجام بدم خیلی به دوستی باهات افتخار میکنم سفر خوبی داشته باشی
پی براه | August 29, 2008 10:54 PM
بچه ها درسته کامنت های من هیچ انعکاسی اینجا نداره ولی میخواستم بگم من خیلی از اراده هاتون و اینکه اینقدر در برابر خوردن خوراکیها مقاومین انرژی میگیرم حسابی سرما خوردم و نمیتونم از جام جم بخورم ولی تا خوب شدم ورزش را هم شروع میکنم راستی وقتی انار پست میگذاشت حسابی خوش به حالم بود چون با ساعت ما میخورد مثلا اولین میتینک که یکی از بچه ها لینکش را گذاشته تو جام انار تو کامنت ها اولینش مهدیس و من هستیم که ساعت ها مون بهش میخورد ولی وقتی هستی جون پست میگذاره چون من شبها فقط میتونم بشینم پای کامپیوتر میام میبینم همه پرسی شده و وقتش هم تمام شده نتیجه گیری هم شده من تازه فهمیدم خلاصه این اختلاف ساعت حسابی داره خودش را نشون میده
پی براه | August 29, 2008 11:02 PM
به به خانم دکتر انار
رسیدن به خیر و خیلی خوش اومدی
آفرین که تا الان تونستی غذا خوردنت رو کنترل کنی.درباره ورزش هم نگران نباش یه جوری ردیفش می کنیم که توی این دو هفته بری ورزش :))
خب انار گل من هم با قبل سه شنبه موافقم .حالا می گم اجازه بده قرارمون رو تلفنی و اس ام اسی با بچه ها هماهنگ کنیم.من که فکر کنم هفته گذشته توی یک روز حدود 45 تا اس ام اس برای بچه ها زدم!!فکر کنم همون روش بهترین باشه و قرار پابلیک نشه که امن تره
نظر تو چیه؟
سالومه | August 30, 2008 12:16 AM
بچه ها 1200 کالری واااااقعا کمه.چرا 1200 می خورین؟؟
خوبه انار اینهمه راجه به قحطی بدن و آسیب های کم تر از عدد متابولیک ریت خوردن گفته برامون
به نظر من به جای اینکه اینقدر کم بخورین روزانه ورزش کنین تا بتونین کالریتون رو بالاتر ببرین.
سالومه | August 30, 2008 12:47 AM
اصلا با 1200 کالری نیاز ویتامینی و پروتئینی بدن هم تامین نمی شه و بهش آسیب می خوره.
قراره ما آهسته و پیوسته بریم جلو.چه عجله ای داریم آخه برای لاغر شدن که به خاطرش به بدنمون آسیب بزنیم؟؟؟
بچه ها فکر کردم خوبه که این گفته انار رو یادمون بیاریم:
"اگر شما دنبال یه راه حل سریع هستید که تا فلان مهمونی یا عید یا بهمان عروسی لاغر بشید اینجا راه مطلوبتون رو پیدا نمیکنید. ما اینجا دنبال رِژیمهای عجیب و غریب و کم خوری های شدید نیستیم. اما اگر میخواهید تغییر بنیادی توی زندگیتون ایجاد کنید، میخواهید سالمتر زندگی کنید، و میخواهید به تغییر وزن پایدار برسید و آماده هستید براش وقت و انرژی صرف کنید و صبور باشید عضویت در گروه ما میتونه کمکتون کنه. همراهی با یک عده آدم مصمم که در هدف با شما مشترک هستند طی کردن مسیر رو راحتتر و دلپذیرتر میکنه و بیشتر هم یادمیگیرید."
خب حالا انتخاب با خودتونه
1200 کالری برای کسی خوبه که هیچ فعالیت فیزیکی ای نداره و وزنش هم خیلی پایینه...
سالومه | August 30, 2008 12:55 AM
انارجون سلام
رسيدن به خير خانوم
به ديار ايران زمين خوش آمدي خانوم دكتر.
انارجون زيادنگرون ورزشت نباش.
همين كه نيم ساعت برقصي يا نيم ساعت پياده روي ملايم داشته باشي كافيه.ظرفشويي و جارو كشيدن واينام خودش كالري ميسوزونه حتمآ كه نبايد ورزش سنگين باشه.(حالا طفلي انار دوروز اومده استراحت ببينيم ميتونيم كارهاي خونه رو هم ازون سردنيا بياد انجام بده؟)
شبها نيم ساعت قبل از خواب تو اطاقت راه برو.نشدم نگرون نباش اونچه مهمه اينه كه به تو خوش بگذره.هميشه كه اين موقعيت برات پيش نمياد.شجاعتت تا همين حدي كه اعلام آمادگي تو اين شرايطتت كردي خودش جاي تحسين داره.
بقيه اشو سبك برگزاركن.
آفرين به اراده ات در مورد سيب زميني و رعايت حريم ممنوعه ها.
كلي ذوق كردم اينارو يادت بوده.
دوستان رقبا ياد بگيريد.
خيلي خوشحال شدم اومدي خبرسلامتيتو دادي.نگرونت شده بودم.
هستي | August 30, 2008 1:11 AM
انار جون خوش اومدی. حتما خیلی خسته شدی
ولی عوضش پیش مامان و بابا اونقدر خوش می گذره که همین امروز خستگی از تنت بیرون میره.
آلبالو | August 30, 2008 1:32 AM
سلام بچه ها
بالاخره آخر هفته هم تموم شد...دوتا عروسی پشت سر هم.رو از سر گذروندم.یعنی عبور از دو منطقه ی شدیداً مین گذاری شده!
ولی مگه کم الکیه؟! آنچنان تمیز از این مناطق مین گذاری شده رد شدم که خودم هم باورم نمی شه.عروسی دومیه که واقعاً سنگ تموم گذاشته بودن و یه چیزایی روی میزها بود که اگه توی دوران ماقبل انارستانی شدنم با اونها مواجه می شدم دیگه خودم رو خفه می کردم.ولی مثل یه دختر با کلاس های لول وقتی همه رفتن سر میز به سمت غذاهای خوشمزه و چرب و چیلی،بنده رفتم سراغ سالاد...قشنگ سالادم رو نه با سس،بلکه با لیمو ترشهایی که کنار کباب بره گذاشته شده بود،خوردم و بعد هم یه کم ماهی باربیکیو شده خوردم و کمی هم از یه نوع خوراک که قارچهای درسته توش بود...همین!
باورتون می شه؟ ... اول عروسی که واردسالن شدم بعضی ها که تقریباً یک سالی میشد من رو ندیده بودن شاخ درآورده بودن که چطوری شده که من نصف شده ام! ... اگه می تونستن ببینن که از درون چه تغییری کرده ام که دیگه فکر کنم شاخ واقعی روی سرشون سبز می شد.بچه ها واقعاً واقعاً میل به خوردن هیچکدوم از اون غذاها و شیرینی ها نداشتم...اونم من! که زمانی خوردن برام بزرگترین آرامبخش دنیا بود! دیشب سالاد الویه به نظرم یه توده سس و چربی می رسید و شبرینی های تر یه توده ی بوگندوی چربی حیوانی!!!
توی کتاب Junathan,the seagull که به فارسی "پرنده ای به نام آذرباد "ترجمه شده یه جمله هست که واقعاً وصف الحال این روزهای منه: "سرتاسر وجود شما چیزی جز اندیشه ی شما نیست.یعنی آنطور که شما خودتان را می بینید.اگر خود را از بندهایی که بر گرد افکار شما بسته شده است رها کنید،زنجیرهای جسمتان نیز از هم باز خواهد شد."
آرتمیس | August 30, 2008 1:36 AM
سالومه جون
درارتباط با مطلب كاهش كالري من الان كتاب تغذيه ايي جلومه و نوشته دكتر صيونيت:
چند كالري بايد كم نمود:
سوال:آيا شما چگونه تعيين ميكنيد كه براي يك روز چند كالري كم نماييد؟
جواب:اين موضوع واقعآ يك مطلب انفرادي و يا اختصاصي است...معمولآ كاهشهاي كمتراز300-400كالري در روز توصيه نميشوندچونكه احتمال يك يا دو اشتباه در حساب و يا ميزان ضعيف و كم اهميت در كاهش كالريها ممكن است كه باعث شود كه بطور كلي و تقريبآ هيچ گونه كاهشي دروزن ايجاد نشود...درهمين رابطه كاهش بيش از 800-900 كالري درروز نيز ممكن است يك ضربه شديدو يا طاقت فرسابراي سيستم بدن شما باشدمگراينكه كالريهايي راكه روزانه صرف ميكنيداز 2000كالري بالاتر باشد.حتي دراين مورد نيز بهتر از همه اين است كه كاهش دادن زياد كالري براي يك روز-تدريجي و در هر دوهفته يكبارو يا دراين حدودباشد.و اين موضوع نسبت به كاهش كامل و ناگهاني ترجيح دارد...به خاطر داشته باشيدهدف شما كاهش دايمي وزن است و اين موضوع بايد با اثرات مناسب در بقيه عمر نيز ادامه يافته و باقي بماند.بنابراين چه اهميتي دارد اگر براي كسب موفقيت يكي دو ماه بيشترطول بكشد.
پس ازاينكه شما مقدار كالري غذاي روزانه مورد نياز براي كاهش وزن بدن خود را به دست آورديد بايد برنامه ايي طرح نماييدكه طي آن با مقداركالري غذاهايي كه معمولآ ميخوريد آشنا شويد.
اگر اختلافهاي كوچكي در مقدار كالري غذاهاي مشابه در ليست هاي مختلف محاسبه كالري مواد غذايي وجود داشته باشدشما نگران آنهانباشيدو نسبت به آنهاشك ننماييد.چون اين تفاوت هاي جزيي ممكن است مربوط به نحوه تهيه نوع و گونه و اين قبيل عوامل باشد كه در مجموع اهميت چنداني ندارند.
موضوع بسيارمهم اين است كه شما نبايدبا خوردن مقدار زيادتراز انازه طبيعي -درميزان كالري غذاي مصرفي خود تخلف نماييد .اگر شما درمورد يك غذا شك داريدمقدار كمتر آن را مورد مصرف قرار دهيد!
و توجه داشته باشيد كه پايين آوردن كالري زير1000كالري در روز به هيچ وجه توصيه نميشود و دراين مورد پزشك متخصص بايد دستوردهد.
هستي | August 30, 2008 1:44 AM
آفرین آرتمیس گل
تبریک داره واقعا
تو نشون دادی که تغییرات رو در خودت بنیادی کردی و این کلید پیروزی یه.
سالومه | August 30, 2008 1:45 AM
چرا من اسم فیلمی که از روی کتاب ساخته شده رو نوشته ام؟! اسم خود کتاب هست:
Jonathan Livingston Seagull نوشته ی ریچارد باخ.
آرام جونم خیلی خیلی ممنون از این ترفند جدیدت! ... واقعاً خیلی برام جالب بود.
آرتمیس | August 30, 2008 1:50 AM
انارجون
اون داستانت خيلي جالب و آموزنده بود.
آرتميس جون:
آفرين به اين اراده ات .خيلي بهت تبريك ميگم بخاطر اون همه دلاوري
تو حالا ثابت كردي كه يك انارستاني آب ديده ايي.
تصورتم از الويه خيلي برام جالب بود.همين چند وقت پيش بود كه هوس كرده بودم اما دلم نميخواست عهدمو با خودم بشكنم.الن كه تصور تو رو تجسم ميكنم ميبينم ديگه ميل بهش ندارم.
هستي | August 30, 2008 1:53 AM
انارخانوم رسیدن بخیر و خوش بگذره.منم موافقم جمعه نباشه .
آریس | August 30, 2008 2:03 AM
سلام انار جون
خوش اومدی عزیزم
چقد یه احساس خوبی دارم ، نمی دونم دقیقا واسه چی
فقط بگم :خیلی خوش اومدی امیدوارم با خاطرات شیرین برگردی
(:
من خانوم | August 30, 2008 2:13 AM
رسیدن بخیر انار جان، خسته نباشی :) من هم موافقم که قرار رو قبل از سه شنبه بذاریم. حالا یک هماهنگی سریع میکنیم.
شانه بسر | August 30, 2008 2:15 AM
گل بهار جان گفته يك پيمانه ميوه نگفته يك دونه ميوه!
بعدشم اينو من از سايت گرفتم با همون كلك آرامي.وگرنه براي خودم كه 1800 كالري در نظر مي گرفت
بهار | August 30, 2008 2:30 AM
انار جونم
خیلی خوشحالم که اومدی و متاسف از اینکه نشد همدیگه رو جمعه ببینیم...فکر هم نمی کنم دیگه بتونم توی قرار بعدی باشم چون ما فردا عازم مشهد هستیم...امیدوارم با بچه ها حسابی بهتون خوش بگذره.
بهارک جون این همون مشهد رفتنه ست که بهت گفته بودم ها! قراره یه "یالیق" خوشگل هم از سمت شماها بخرم . اگه تو و رخی فردا پس فردا دیدین کلاً اوضاع و احوال استانتون به هم ریخت بدونین یه آرتمیس داره از استانتون عبور می کنه! ; )
آرتمیس | August 30, 2008 2:53 AM
من الان به افتخار شونه بسر عزيز
رفتم يه بشقاب مملو از كالري زدم به بدن .
يكي از اشتباهات من اينه كه تا يه كاري رو انجام ندم نميتونم از پاش بلند شم و برم سراغ كار ديگه ايي.حالا اين بين گاهي پيش مياد كه گشنه ام ميشه اما چون كارم نيمه تمومه نميرم بشينم مثل بچه آدم غذابخورم.گاها پيش مياد اين گرسنگيم به حد اشباح ميرسه و ديگه اشتهايي برام نميمونه.
پس اون وعده غذايي اينجوري كنسل ميشه.
الانم تصميم دارم يهويي خودمو باورزش خفه نكنم تا تدريجآ به دريافت كالري بالاتر عادت كنم و همزمان ورزشمو افزايش بدم.اينجوري فكر كنم يه كم برنامه غذاييم روبراه تر بشه.
هستي | August 30, 2008 3:44 AM
نوش جانت هستی جان! حالا من برعکس تو وقتی گرسنه باشم دیگه خون جلوی چشممو میگیره و کار نیمه تمام و کامل تمام حالیم نیست، باید از ما دوتا میانگین بگیرند :))
شانه بسر | August 30, 2008 4:27 AM
بچه ها خیلی حیف شد که جمعه نرفتیم ها
zeinab | August 30, 2008 5:25 AM
خیلی حیف شد زینب...
حالا قرار بعدی مون رو باید غروب بذاریم که ماها که سر کار می ریم هم بتونیم بیایم
سالومه | August 30, 2008 5:29 AM
بچه ها تا حالا شده حالتون از محل کارتون به هم بخوره و بخواید بی خبر برید خونه؟ من الان در چنین شرایطی هستم.یعنی اینقدر از اینجا ناراحتم که الان حاضرم میلیونی پول بدم و برم ورزش...یا خونه
یعنی هر جایی باشم الا اینجا
سالومه | August 30, 2008 5:32 AM
انار جون خوش اومدي.اميدوارم بهت خوش بگذره:)
هستييييييييييييييييييي چرا اين وبلاگ گروهي منو راه نميده؟ميشه يه بار ديگه يوزر وپسوردمو بفرستي برام؟من الان نوشتنم مياد شديددددددددددددددددددددد
آزي | August 30, 2008 5:51 AM
سالومه من خیلی اینجوری می شم.
الان هم تو گرما نشستم. سردرد گرفتم از گرما.
سیستم تهویه شرکت درپیتمون هم خرابه. حوصله آدمهای خل و چلش رو هم ندارم.
خدا رو شمارش معکوس شروع شده من تا 18 شهریور از اینجا خلاص می شم.
آلبالو | August 30, 2008 6:02 AM
بچه ه ا چر اينقدر ساكتيد؟چرا نميايد از هرم وجام انار بگيد هان؟هان؟هانننننننننننننن؟
آزي | August 30, 2008 9:47 AM
می دونین دلیل سردرد بخاطر گرما چیه ؟ چون بخش زیادی از آب بدن از سر تبخیر می شه و این باعث کم آبی و نهایتا جمع شدن پرده مننژ می شه. تنها راهش خوردن آب فراوووونه. همیشه آب همراهتون داشته باشید و سعی کنید حتما هشت لیوان آّب رو در روز نوش جان کنید.
سبا | August 30, 2008 9:48 AM
انار جون کجااااااااایی؟حتما داری از مصاحبت خانواده لذت می بری ...خوش باشی خانم گل
سالومه | August 30, 2008 10:18 AM
هستی جان یوزرنیم و پسوردم رو برات فرستادم به همون ایمیلی که گفته بودی...خیلی ممنون از زحمتهات خانومی فعال!
آرتمیس | August 30, 2008 10:19 AM
سلاااام
آره منم پاندا کونگفو کار رو دیدم.خیلی باحاله.
چند روز پیش هم یادمه شبکه دو تبلیغ کرد که می خواد پخشش کنه.اما کی نمی دونم.نوشت به زودی.
اناری حسابی خوش اومدی.حسابی ال پی استفاده کن از این دو هفته.ایشالله عالی بگذره.
آرتیمیییییییس اگه گرگان خواستین بمونین یک ندا بده بیاین خونمون.تا مشهد خیلی راهه ها.گرگان بهتره یه شب بمونین;-)
راستی "یالیق" چیه؟من نَوَدونم؟ P-:
rokhy | August 30, 2008 11:09 AM
آفرین ارتمیس جون خیلی یه ادم تو عروسی رژیمی بخوره آفرین به اراده ات
پی براه | August 30, 2008 11:39 AM
من اومدم بگم امروز
بيشترخوردم و كمتر ورزش كردم.
نيم ساعت پياده روز فقط
ديگه هم تصميم ندارم براي امروز ورزشي انجام بدم تا بتونم يه كم كالريمو بالاببرم و بعد فعاليت رو.
من همين جا اعتراف ميكنم كه توجه ام بيشتر به ورزش بوده (چون امتياز داشته) و به غذام زياد توجه نكردم(چون امتياز نداشته)
چه خوب بود براي رعايت محدوده كالري هم امتياز ميداديم.
هستي | August 30, 2008 12:34 PM
هستی جونم ولی خیلی خوب پیش رفتی ها.
این ایده ی جدیدتم خیلی مفید وخوبه که برای محدوده ی کالری هم امتیاز بذارین.چون وقتی دوره ی رقابت تموم بشه نسبت به عادتهای خوب شرطی می شین وذهنی حواستون به همه چیز هست.
شونصدتا بوووس :-×
rokhy | August 30, 2008 2:12 PM
آخ
واي
واي دلم
شونه بسر بگم خدا چي كارت كنه
بالاخره تو منو ميتركوني.
الان اينقده خوردم تا كالريم بالا بره جونم داره مياد بالا
از وقتي چش باز كردم دايم يا دارم ميلومبونم يا آب ميخورم.
الكي با 400گرم هنونه خودمو تركوندم و كالريش شدنزديك 100تا
با ده تا دونه پسته ناقابل 80 كالري خوردم.
البته چون تشنه ام بود هندونه ميل داشتم و چون ظرفيت آجيل خوردن رو ندارم و كرم داره و تا آدم ته ظرفو درنياره ول نميكنه و يهويي ميبينين بجاي 800كالري 8000كالري خوردم(شوخي)خيلي تا الان مقاومت كردم سمت ظرف پسته نرم.من يا آجيل نميخورم يا يه دونه كه به دهنم برسه يهويي تا 300گرم هم يه جا ميخورم.امروزم خيلي عذاب بود برام.2000بارسمتش رفتم اماهربارنميدونم چه نيرويي منو برگردوندولي مطمئنم اين نيرو هرچه بوده يانيروي جام بوده ويا ظرفيت انارستاني.
فعلآهم كه از آبهاي زيادتو معده ام و اين هندونه اخير به يك عدد بشكه متحرك تبديل شدم.صداي گرومپ گرومپ آب تو دلم حين راه رفتن موسيقي دل انگيزي ايجاد كرده كه انگاري كنار ساحل دريا دارم صداي برخورد امواج به ساحل رو ميشنوم.
خوب شونه جون برو و كارنامه درخشان امروزم رو ملاحظه كن كه يك عدد هستي در حال انفجار1310كالري رو تودلش جاداده.
بخدا من دارم تدريجي مخورم و چون معده ام ظرفيت اين همه خوراكي رو نداره يه ميان وعده كه ميخورم با دو تا اب پشت بندش اگه تشنم شه بعد يهويي چاي دلم ميخواد و اونوقت ميبينم كه دارم ميتركم.
هستي | August 30, 2008 4:28 PM
بچه ها این هفته به دعا ها و انرژی های مثبتتون نیاز دارم.لطفا فراموشم نکنید.اگر کارا خوب پیش رفت واستون تعریف می کنم.
آریس | August 30, 2008 4:46 PM
آریس
حتمآ برات دعا میکنم.
امیدوارم به هدفت برسی
هستي | August 30, 2008 5:34 PM
رخی جان دستت درد نکنه که به یادم بودی جالب بود واسم من هفته دیگه امتحان دارم و فکر کنم یه 2 ماهی باید هی امتحان بدم تا نمره ای که میخوام رو بگیرم.دیییییییی
گل بهار | August 30, 2008 6:04 PM
گل بهار جون
امیدوارم هم تو امتحان هفته بعدت موفق بشی و هم تو امتحان جام
هستي | August 30, 2008 6:12 PM
ممنون ازت هستی من حسابی سر گرم درس خوندنم شرمنده من از اول هم گفتم این 1 ماهه مشغول درسم و نمیتونم فعال باشم تو جام . با شرکت در جام هدفم اینه که منظم تر باشم در حین درس خوندن و هی زیر در رویی نکنم ولی فکر نکنم جامی به من بدن با این وزن نازنین .خوبه که من ول کن نیستم باید روی این ترازو رو کم کنم حالا شده 6 ماهه دیگه ولی بایده باید کم بشه.ورزش هم که کاماکان در حال پیگیری ام .دست تو هم با زحمتات درد نکنه خوب همه رو به تکاپو انداحتی
گل بهار | August 30, 2008 7:10 PM
گل بهار جون
من مطمئنم که میتونی وزن کم کنی
هستي | August 30, 2008 7:18 PM
سلام
هستی جان این تکاپو و تلاشهایت آنقدر انرژیش بالاست که حتی شامل حال ما تماشاگرها هم شده.من یکی که مدتی در حالت خلسه بودم و با شور وحال شما یه تکانی به خودم دادم و یه تغییری هم در وزنم مشاهده شد.از این بابت خوشحالم .چون نزدیک شدن به تغییر دهه برای من که نزدیک سه ساله دارم این ذلت رو تحمل میکنم مثل یه فصل جدید از زندگیه.
یه سوال از متخصصین اهل فن:ماه رمضون چکار میکنید؟
خواهشا در این زمینه صحبت کنید چون یک ماه خیلی مهمه.بدترین چیز اینه که آهسته و پیوسته نمیشه خورد!یعنی من متاسفانه سر سفره افطار هر چی غذا و تو یخچال داریم میارم سر سفره و مثال آدمی که دنبالش کردن فقط مشغول چپاندن میشوم.تا دو ساعت هم نمیتونم تکون بخورم.یه الگوی خوب غذا خوردن مرقوم بفرمایید با خودمان کار داریم.
سولی | August 31, 2008 12:48 AM
هستی جان یه کم کالریت رو اشتباه حساب کردی
هر دونه پسته 5 کالری داره.10 تاش می شه 50 تا
هر 350 گرم هندونه 105 کالری داره.پس 400 گرم هندونه بیشتر از 120 کالری داره
حالا زیادی این به کمی اون در......
سالومه | August 31, 2008 12:48 AM
رخی جون
از دعوتت ممنونم ...
همین که از دیار سرسبز شماها رد می شم و حس می کنم که به شما دوتا نزدیکم برام کلی انرژی بخشه...نمی دونم شب به کجاها رسیده باشیم.سعی می کنیم حداقل تا آزادشهر بریم چون باید فردا ساعت 2 هتل باشیم.
من عاشق جنگلهای گلستانم(همون شاهپسند سابق!)...خدا کنه وقتی اونجا می رسیم هنوز هوا تاریک نشده باشه...
یالیق رو هم از بهارک جونم یاد گرفته ام.یه جور روسری ابریشمی خیلی خنکه ...
باز هم ممنون از لطفت : ×
آرتمیس | August 31, 2008 12:53 AM
آرتمیس جونم خوش بگذره :*
لیلا | August 31, 2008 1:25 AM
یه سوال از هرمی ها دارم:مصرف میوه من در روز بالاتر از مقداره مجازه (5 تا10 وشاید 15 واحد) در عوض مصرف گوشت پایینه (تخم مرغ و حبوبات زیاد نمیخورم) در حد گوشت خورشت غذام(1یا 2 واحد).اونوقت چیکار کنم؟؟ در ضمن بگم که میوه زیاد برای گوارشم (مشکل یبوست)خیلی سازگارتر از حبوباته.راهنماییم کنید لطفا.
Anonymous | August 31, 2008 3:41 AM
بالیی من بودم اسمم یادم رفت...
سولی | August 31, 2008 3:46 AM
بالایی من بودم اسمم یادم رفت...
سولی | August 31, 2008 3:46 AM
بالایی من بودم اسمم یادم رفت...
سولی | August 31, 2008 3:46 AM
سولی جان این رژیم که می گیری سالم نیست. و همونطور که یه دوست گفت هر میوه معادل 7 تا قنده و درسته که قندش سالمه اما باعث کاهش وزنت نمی شه و کمبودت در گوشت و دانه ها رو حل نمی کنه.
من هم قبلا خیلی میوه می خوردم و مشکل یبوست داشتم. اما درحال حاضر مشکلم حل شده ولی این رو هم بگم که به پیشنهاد غزال و سالومه روزی دو تا آلو بخارا می خورم و برای من که معجزه کرده.
سعی کن همه چیز رو طبق هرم بخوری.
شاید هم اعتیاد به شیرینی و شکلات داری و چون حذفش کردی با میوه جبرانش می کنی.
آلبالو | August 31, 2008 4:18 AM
میوه درصد بیشترش کربوهیدراته و گوشت و حبوبات بیشتر پروتئین. پس به طور منطقی میوه نمی تونه جایگزین پروتئین باشه.
اما حبوبات فیبر زیادی داره و مشکل یبوست رو هم حل می کنه. ولی بازم می گم آلو بخارا رو تو آب خیس بده و تو یخچال نگهش دار روزی 2 -3 تا ازش بخور.
آلبالو | August 31, 2008 4:23 AM
انار جون خوش اومدی !
لی لی | August 31, 2008 6:37 AM
به سالومه :
عزیز متاسفانه من نمی تونم بیام اما آریس حتما میاد . خوش بگذره بهتون !
لی لی | August 31, 2008 6:39 AM
لی لی جان
چه حیف..جات خالی خواهد بود خانمی
سولی عزیز
خوشحالم که می خوای راه هرم رو در پیش بگیری :دی
ببین خانمی میوه توی هرم سهم کوچیکی داره.منم قبلا خیلی میوه می خوردم .خب تابستونه و می طلبه ولی همون روزی 1 و نیم تا دو پیمونه میوه واقعا نیاز بدن رو تامین می کنه.ضمنا این میوه نیست که باعث خوب شدم یبوستت خواهد شد..اثری که سبزیجات دارن در این مسئله میوه ها ندارن.سعی کن سبزیجات رو جایگزین کنی.به جای هلو و شلیل خیار و هویج و گوجه و کرفس بخور که فیبر بسیار بالایی دارن.در ضمن آلو هم که آلبالو می گه بسیار کارسازه.اگه دیدی هنوز هم اذیتی گلابی بخور که سرشار از فیبره همینطور انجیر خشک
خب درباره گوشت من هم مشکل تو رو دارم.ولی به فکرم رسیده که یک وعده در روزم رو یا مرغ یا گوشت مثلا استیکی و یا ماهی و تخم مرغ بخورم.اگر گوشت دوست نداری می تونیاز تخم مرغ و کره بادوم زمینی و آجیل به مقدار مشخص استفاده کنی.
در هر حال باید بدنت رو کم کم به درست خوردن عادت بدی.یکی از دلایل آروم لاغر شدنت ممکنه میوه زیاد و شیرین باشه
سالومه | August 31, 2008 8:55 AM
چقدر اینجا سوت و کوره
کجایید پس انارستانی ها؟؟
سالومه | August 31, 2008 11:46 AM
ا چه خلوت
SIB | August 31, 2008 12:12 PM
سالومه من همش حالم بده ، افسردگيست شدم .
ديروز رفتم موهامو كوتاه كردم زنك زده موهامو اساسي خراب كرده . حالا گه منو ديدين يا اينكه من خواستم عكس بذارم با 3 كيلو لاغري و موهاي تيفوسي بهم نخندين پليززززززززززز . :((
ليلا | August 31, 2008 12:39 PM
نمی خندیم لیلا قول
سالومه | August 31, 2008 1:30 PM
لیلا منم همونجوری هستم امیدوارم فردا صبح دوتاییمون سرحال بیدار شیم از خواب
من که اینقدر اوضاعم بی ریخته که رفتم باشگاه ولی اصلا نتونستم ورزش کنم.نیم ساعت ورزش کردم بعد اومدم توی رختکن سرم رو گرفتم توی دستم یه ربع نشستم و زل زدم به کف زمین...
نمی دونم چه مرگم شده؟؟
تازه باشگاه سه چهارتا خیابون اونم سرراست سرراست پایینتر از خونمونه.فکر کن که من توی این راه گم شدم!!!مثل اینه که بخوای از خیابون ولیعصر بپیچی توی فاطمی....و من مسیر خونم رو گم کردم.عین این مسخ شده ها...بعد به خودم اومدم می بینم اصلا توی یه کوچه پس کوچه هایی هستم که نمی شناسم.یکربع رانندگی کردم تا خیابون اصلی رو پیدا کردم.ببین واقعا مسخرست هاااااااااااااااااااا
سالومه | August 31, 2008 1:38 PM
سالومه الان داشتم كامنتت رو مي خوندم بعد يكدفعه ياد فردا افتادم بعد يك دفعه با آهنگ غمناك چنان حركات ژانگولري درآوردم كه چشماي خواهرم گرد شد . گفت چت شد !! خوب شدي ها :دي
ليلا | August 31, 2008 1:43 PM
خوندم حست به خودت رو . گفتم عجب ها اااااااا
به قول تو انرژيمون از پشت خط و خطوط رسيده بهم
ليلا | August 31, 2008 1:46 PM
:)))
ای ول لیلا ...خیلی باحالی به خدا
من الان تنها چیزی که می تونه حالم رو خوب کنه یه خواب خوب و عمیقه!!
سالومه | August 31, 2008 1:47 PM
من برم يك دوش بگيرم اين انرژي هاي منفي رو بسپرم به آب .
ليلا | August 31, 2008 1:48 PM
برو لیلا منم می خوابم و مطمئنم تا فردا می شم بمب انرژیپ
:))
سالومه | August 31, 2008 1:51 PM
کجا تشریف میبرید؟
من تازه رفتم چایی دم کردم!
نبینم انرژی کم بیارین و افسردگی و از اینها..!
از شوخی گذشته لیلا و سالومه عزیز خوابهای خوب ببینید.
منم اگه فرصتی بشه میخوام سری بزنم به برنامه سولی و پی براه عزیز..
ماه آگوست هم که تمام شد ببینیم رقابت انار و دنا به کجا کشید!
یه دوست | August 31, 2008 2:20 PM
سالی و لیلا منم همین جورم.خیلی خسته ام.دلم دست کم یه هفته استراحت کاملا بی مسئولیت و دغدغه می خواد.
توش نه احتیاج به رانندگی باشه نه مسائل کار و خونه.
دلم می خواد یکی بهم گوش بده و صددرصد بفهمتم بدون قضاوت و نصیحت.
امیدوارم تا فردا خوب بشیم و شب خوبی داشته باشیم با هم.
آريس | August 31, 2008 2:52 PM
من كه هنوز نخوابيدم ولي سالومه جونم ، آريس جون خوب بخوابيد .
من الان گفتم ها !! نمي تونم فردا يك دختر آروم و مودب باشم . كوهي از انرژي ، گاهي وقتا هم گريه مي كنم :دي
انار جون مي تونم ازت خواهش كنم آخرين پست كيوان - سي و پنج درجه رو بخوني . اگه خوندي فردا در موردش توضيح ميدم .
يه دوست جان من يكي از عوامل افسردگيم اينه كه نه هرم رعايت كردم ، نه ورزش رفتم ....
ليلا | August 31, 2008 4:17 PM
دوستان
الان ساعت 3شبه كه اومدم اينجا و از كامنتهاي بچه ها فهميدم كه باهم فردا قرار داريد.
نميدونم چرا هيچ كسي به من چيزي نگفت و ايميلي نفرستاد يا حتي يه خصوصي.اينقدر نامحرم بوديم و خودمون خبر نداشتيم؟
يادمه گفته بودم منم ممكنه بيام.
براي همين گفتم روزش رو به من اطلاع بديد تا يه روز قبلترش هماهنگ كنم و بهتون خبر بدم كه ميام يا نميام.بخاطر شرايط ويژه ايي كه برامون پيش اومده تو يكي از پرونده هاي خواهرم نميتونم تنهاش بذارم و تموم اين يك هفته قرارهايي كه ازجانب مابايد تنظيم ميشد و از تهران خارج ميشديم همشونو به تآخير انداختم و ياسپرديم به كارمندهاي خواهرم .خواهرمم چون تايم اداريش پر نشده بود مخالفتي نداشت چون ميدونست انارستان چقدر برام مهمه و حتي اصرار اون بودكه اگه توروزقرارمهم بايد ميرفتيم شهرستان خودش تنها ميره و يا بايكي از همكارهاش.
دليل نذاشتن شماره موبايلمم همين توافق بود كه به سالومه گفتم. و هم اينكه خونه ما تو نقطه كوره و هم محل كارم.كه عملآ استفاده از موبايل برام مقدورنبود.
اينجا حتي مسيجم نميرسه و اصلآ آنتن نداره.من كه براي اومدن اعلام آمادگي كرده بودم مگه پيش شرطش دادن شماره بوده ؟درمورد اومدن من يادمه خودم بايد جواب ميدادم كه ميام يانه.ولي اينكه ندوني قرار چه روز و چه ساعتيه به نظر شما چطور ميشه من بگم ميام يا نميام؟
نميدونم ازين همه دوستاني كه به ايميل من هم دسترسي دارن چرايكي قرار فردايا بعبارتي بهتر بگم امروز رو بهم خبر نداد .
من از وقتي انار اون بالا اعلام كرد خبرشو ميده اين يكي دوروزه كج دار مريض باهمه رفتار كردم و اززير بار مسئوليتي كه به نوعي فردام رو درگير ميكرد شونه خالي ميكردم.
اما ديروز قراري پيش اومد كه بايد به دليل حدود يك هفته تاخيرزمون براي جلسه رو ميداديمو چاره ايي نبود و اونها هم قبل از ماه رمضون رو مناسب ميديدن.من حتي تا ساعت 4عصركه چك كردم خبري از ساعت ديدارمون نديدم.براي همين كل فردام رو درگير جلسه ايي در قزوين هستم و به احتمال زياد تا ده و يازده شب طول ميكشه كه برسيم خونه. چون قرارها گذاشته شده و ما تنها هماهنگ كننده نيستيم و حتي به كساني كه فرداتو جلسه حاضر ميشن دسترسي نداريم و نميتونيم يه نفره قرار رو كنسل كنيم و نرفتنمونم هم يعني كنسل كل پرونده و اين در حاليه كه قبل از ابلاغ نهايي تا عصر امروز ميشد يه ترفندهايي به كار برد تاحداقل يه روز عقب بيفته و روز موعودمن تهران باشم..ازهفته پيش هي دست دست كردم آخرش افتاد روز ديدار.بايد بگم علي رغم اينكه خيلي خيلي تمايل داشتم بيام و براش از هفته پيش برنامه ريزي كرده بودم.خوب قسمت نبوده كه منم حضور داشته باشم.
اما آرزو ميكنم شما لحظات خوب و خوشي رو باهم داشته باشيد.
اشك تو چشام جمع شده و نميدونم ديگه چي بگم.
اما دوست داشتم همتونو ميديدم.
ايشاللا تو قرارهاي بعدي. خوش بگذرونيد و به ياد منم باشيد.
دپ بودم.ديگه حسابي افسرده شدم و حوصله هيچ كاري رو ندارم جز خوردن چيزهاي ممنوعه مثل شكلاتي كه كمتر توزندگيم خوردم و الان همش تو راه كامپيوتر به يخچالم و تا الان 20 گرمشو خوردم.اونوقت شما فردابريد همو ببينيد و من ازينجا تاقزوين و از قزوين تاتهران و تموم مدت جلسه رو شكلات بخورم و 12 كيلو چاق شم.اين به اون در.معامله خوبيه مگه نگه؟
(شوخي كردم.)
شاد باشيدو در پناه حق
Anonymous | August 31, 2008 7:01 PM
پست بالایی رو من نوشتم.
هستي | August 31, 2008 7:05 PM
سلام انار جونم
حسابی با مامان بابا و بر و بچه ها خوش بگذره بهت. می گم دیدی برنده دو این ماه نه من بودم نه تو؟ بلکه ورزش کار دلاوری از نیوزلند بود بود که روی تمام ایرانیان مقیم نیم کره جنوبی را سفید کرد. بابا این گل بهار خیلی کارش درسته!افتخار فراوان داریم خدمت تون گل بهار خانم!! دیدید این تلویزیون جمهوری اسلامی تا یکی یک کار مهمی می کنه یه جوری خودشون را وصل می کنن بهش و هی می گن یارو مسلمان بوده یا جد بزرگش از ایران عبور کرده بوده؟ من هم به همین سیاق این موفقیت گل بهار را به جامعه ایرانیان مقیم قاره اقیانوسیه تبریک می گم!! گل بهار جون هستی سپتامبر مسابقه بذاریم؟؟
dena | August 31, 2008 8:35 PM
بابا شرمنده کردین من تازه واردو . ما که بعد 4 ماه تو این آسمون انارستان جز یه ستاره هیچی نداریم و دلخوشیم شده اینکه یه کم دویدن یاد گرفتم .مارو چه به مسابقه با شما سابقه دارها(از جنبه مثبت). من میترسم با تو دنا جان مسابقه بدم تو حرفه ای هستی و من ناشی ولی اگه یه جورایی منو بازی میدین از خدامه .اینجوری بیشتر خوشم مییاد از دویدن وقتی با یه صاحب نام دلاور پیشکسوت با اخلاق اسلامی.....(به همون شیوه تلویریون جمهوری اسلامی هندونه میدم بهت ) مسابقه بدم.از امروز هم شروع
گل بهار | August 31, 2008 8:54 PM
هستييييييييييييييييييييييييييييي هستي من خيلي ناراحت شدم:)چرا اين جوري شد؟احتمالا اس ام اس سالومه بهت نرسيده ...كاشكي ميومدي.خيلي حيف ميشه اينجوري كه...........بابا ررئيس جام :)چرا خودت يادمون ننداختي؟ماكه همش باهم در ارتباط بوديم چه مي دونستيم تو در جريان نيستي.يعني حالا هيچ كاري نمي شه كرد؟
ببين اومدم يه قوقولي قوقو كنم كه بگم آي ملت منو ببينيد چه سحر خيزم حالا اين كامنت هستي غمگينم كرد.آخ جون الان هستي كلي شكلات خورده وكلي امتياز منفي......هاهاهاها(شوخي كردما)چرا روحيه مارو تضعيف مي كني؟اين كه نشد راه حل آبجي
اگه به فردا هم نرسيدي در هر صورت رقي بياد ما حتما يه برنامه ويژه ديگه خواهيم داشت به نام شبهاي تهران با انارستاني ها دي:
دنا كلي ازين حرفت خنديدم...آفرين گل بهار .بابا خيلي ورزشكاري.......هووووووووراااااااااااااااااا
آزي | August 31, 2008 9:06 PM
راستي مي تينگ فردا حتما به افق تهرانه..هورااااااااااااااا
راستي بچه ها از حالا بگم كه من از اونجايي كه قرتي مقرب درگاهم روزه گرفتم امروز وتا برسم اونجا ويك ساعت بعدش هم دهنم بسته خواهد بود وآزي رو بدترين وضعيت ممكن خواهيد ديد.چون من وقتي گشنم بشه در بهترين حالت وجايي كه رودربايستي داته باشم ساكت مي شم ودر بدترين حالت يك هاپويي مي شم پاچه بگير اساسي كه به نفع همه ست كه سريعا منو سير كنن چون تعادل روح وروان رو از دست خواهم داد.پس دعا كنيد كه با شما رودربايستي داشته باشم:)
همه تلاشم رو مي كنم كه يه كم برم تو فاز معنويت بلكه خوش اخلاق باشم .....
آزي | August 31, 2008 9:16 PM
شکسته نفسی نکن گل بهار جان. 106 کیلومتر دویدی با کلی وزنه و این ها! نمی دانم چرا فکر کردی که من حرفه ای ام. فکر کنم برا اینه که من الکی پز می دم همیشه! من که حتا عضو انارستان هم نیستم . مطمینم که ستاره هم بزودی می گیری عزیزم...
مسابقه از امروز شروع می شه اما من امروز وسایل دوام را نیاوردم که ساعت ناهار بدوام برا همین از همین روز اول عقب موندنم شروع می شه.قراره 21 سپتامبر برا تیم شرکت تو مسابقه 9 کیلومتر بدوام. باید سعی کنم نفر آخر نشم بس که همه شرکت ما دونده اند.
dena | August 31, 2008 10:00 PM
هستی جان
متاسفم که خبرش به تو نرسیده ولی فکرمی کنم خودت بیشتر مقصر بودی.چون من ده روزه توی بوق و کرنا کردم که آی بیاین و یه ایمیل به من بزنین یا خصوصی بذارین با یه شماره که من هماهنگ کنم.خب تو نکردی این کار رو....شماره ای که از خودت ندادی..حداقل اگه شمارت رو داشتم می تونستم یه اس ام اس بزنم..حالا ده بار می فرستادم تا بالاخره برسه...من هم باید به 20 نفر زنگ می زدم بنابراین نمی تونستم یکی یکی بیام و ببینم که کی یادش رفته یا کی شماره نداده یا هر مسئله دیگه ای...انار هم که توی میتینگ نوشته بود که بشتابید به سالومه ایمیل بزنید...شما به من ایمیل هم نزدی آخه که حداقل من توی خاطرم بمونه...بعدش هم من اعلام کرده بودم که اگه بچه ها موافق باشن این قرارمون رو با اس ام اس با هم تنظیم کنیم.بعد این اعلام من 4 نفر دیگه هم برام خصوصی گذاشتن که دوست دارن بیان و شماره دادن یا مثلا بهار خواهش کرد بهش ایمیل بزنم.
در هر حال منم متاسفم که تو نمی تونی بیای ولی قرار ما هم تازهروز یکشنبه معلوم شد که من با انار نهاییش کردم.
امیدوارم در قرارهای بعدی همدیگه رو ببینیم...
سالومه | September 1, 2008 12:04 AM
هستی جون دلخور نشو شکلات هم نخور ما منتظریم طلا بگیری هاااا ولی مثل اینکه می خوای کلی امتیاز منفی بگیری.
من هم نمی تونم بیام ولی خب چون شماره ام رو گذاشته بودم سالومه بهم اس ام اس داد با اینکه می دونست من نمی تونم بیام.
سالومه هم برای این قرار خیلی زحمت هماهنگیش رو کشید و خب چون تا به حال همه مجازی بودند اینهمه هماهنگی برای دوستای مجازی خیلی مشکله.
ولی خب تو اگه شماره ات رو گذاشته بودی بالاخره سالومه یطوری باهات تماس می گرفت.
حالا قرار بعدی خودم و تو می ریم خوش تیپ و ورزشکار همشون رو سوسک می کنیم :)
شکلات نخوری اااااااااااا
آلبالو | September 1, 2008 12:40 AM
آفرین گل بهار ورزشکار برنامه ات رو دیدم. عالی بود
آلبالو | September 1, 2008 12:43 AM
هستی جون
شماها که همه تهرانین و بازم میتونین همدیگر را ببینین با انار جون هم شاید قبل از رفتنش بازم وقت کرد و یک میتینگ گذاشتین غصه نخور
پی براه | September 1, 2008 1:12 AM
بايد از داروها، عملها، وسائل ارتعاش، گوشواره ها، كمربندها و دستگاههای برقی، سوناها، ليپوساكشن و مانند آنها دوری كنند و در فكر ايجاد راه حل و روشی مناسب در تغذيه باشند. بايد در رفتارهای خوراكی، سفره ها و خوراكيها تجديد نظر كرد. بايد گذاشت همان سفره هائی كه فرد را چاق كرده اند، او را لاغر كنند. برای همين بايد در دانستنيهای تغذيه نيز تجديد نظر كرد. بايد دانست كه لاغر شدن به معنای گرسنگی كشيدن نيست، بلكه به معنای تنظيم غذاهاست. چاقها بايد بدانند كه رسيدن به اندام مناسب و سلامتی، گنج است؛ و نابرده رنج نيزگنج ميسر نمیشود
http://www.kermany.com/
میس ری | September 1, 2008 1:47 AM
انار جان سلام
من بیشتر از سه ماهه که عضو انارستانم .ستاره هم دارم.میخوام عضو یت یاهو داشته باشم.مدتهاست دوست دارم عکس همتونو ببینم.
سولی | September 1, 2008 2:55 AM
سولی جان با ایمیل یاهوت یه ایمیل برای انار بفرست. تا برات دعوتنامه بفرسته.
آلبالو | September 1, 2008 3:28 AM
ای بابا ما رو شرمنده کردین. ازم هم زیاد تعریف نکنین که یه هویی دیدین بی جنبه شدم و دویدنو بوسیدم گزاشتم رو تاقچه.ای سولی جان دست رو دلم نزار که کبابه من هم منتظر دعوتنامه هستم
گل بهار | September 1, 2008 3:43 AM
تپش تپش واي از تپش واي از دل ديوووونه
دارم ميرم سر قرار اي دل نگير بخونه
دي::::::::::::::::::::::::
آزي | September 1, 2008 4:12 AM
جای منو هم خالی کنین ها اگه بودم کلی جیغ میکشیدم حیف
گل بهار | September 1, 2008 4:20 AM
آزی تو چه هیجانی می دی به آدم با این شعرهات!!
من که هنوز هیجان ندارم!!نمی دونم چرا..یه جوری هستم انگار قراره دوستام رو که یه مدته ندیدم ببینم
سالومه | September 1, 2008 4:25 AM
جاي همتون وبا خوردن خالي مي كنم دي:
گل بهار جون جو خيلي سنگينه جاي جيغ زدن نيست:)همه سنگين وزنيم آخه
آزي | September 1, 2008 4:26 AM
مگه کجا قرار دارین؟
گل بهار | September 1, 2008 4:35 AM
گل بهار جون برای شام قرار داریم با انار
سالومه | September 1, 2008 4:40 AM
رستورانه خوب خيلي نمي شه هيجان داشت
سالومه جون به قوله يكي از دوستام من كلا در شرايط عادي دوپيك جلوام......كلا آدم جو بده ايم
ولي هيجان هم داره ها...........
آزي | September 1, 2008 4:40 AM
من که با یه مهمونی بزن برقص بیشتر حال می کردم...اونجوری منم دو سه پیک جلو بودم!!!
سالومه | September 1, 2008 4:42 AM
بچه ها این وبلاگ رو ببنید. کلی توش دستور غذایی گیاهی داره که شاید بتونیم خودمون هم درست کنیم بعد تو آشپزخونه مون عکش رو بزاریم.
یه دختر گیاهخوار اینا رو گذاشته. البته خارجیه
http://veganspoonful.wordpress.com/
آلبالو | September 1, 2008 4:44 AM
بچه ها من خیلی پر خور نیستم! بدون اندازه گیری هم معمولا زیاد غذا نمی خورم اهل هله هوله خاصی هم نیستم البته هوسی ناخنک می زنم اگر جلوی چشمم باشه!
چند باری هم که کالری شماری کردم متوجه شدم حتی گاهی کمتر از میزان لازم می خورم! پس چرا اتفاقی برای وزن من نمی افته؟!
می دونم که کم خوری بدن و در حالت قحطی قرار می ده ولی من واقعا با همین مقدار سیر می شم!
با توجه به ماه رمضون و روزه داری و زمان کمی که از افطار تا خواب وجود داره چطوری می شه برنامه رو تنظیم کرد که هم کالری مورد نیاز مصرف بشه هم احساس سنگینی نکنیم و ناگهان حجم زیادی از اغذیه به بدن سرازیر نکنیم؟!
میس ری | September 1, 2008 4:45 AM
آخ نمی دونی سالومه من با مهمونه بزن برقص و دیونه بازی چه حالی می کنم. آی گفتیییییییییییییییییییییی
آلبالو | September 1, 2008 4:47 AM
خدا وکیلی ازی یه جمع اونجوری بیشتر حال نمی ده.هم ورزشه و هم عشق و حال..تازه کلی هم جمع صمیمی می شه و حال می ده :))
قشنگ هم می تونستیم اندام هم رو برانداز کنیم!!
سالومه | September 1, 2008 4:47 AM
آره فهمیدم قرار دارین ولی جاشو نمیدونستم فکر می کردم میرین پارک ولی حالا میبینم قراره به قول آزی سنگین باشین و در یه جایی در انظار عمومی
گل بهار | September 1, 2008 4:47 AM
البته توقع نداشته باشید من امشب در اردک آبی مثل هنرپیشه های هالیوود غذا بخورما!
میس ری | September 1, 2008 4:47 AM
وای آلبالو من تبدیل به یک خل تمام معنا می شم توی مهمونی های باحال!!!
سالومه | September 1, 2008 4:49 AM
آره سالومه هم ورزش می کنی هم خیلی شاد می شی.
بابا یه پارتی بگیرین دیگه! پسر نمی یاریم با خودمون به مولا
پارتی لایف استایلی بهینه که توش کلی می رقصیم و کالری می سوزونیم و انرژی مثبت می گیریم.
آهنگ توپ هم بیارین
فکر کنم این یکی رو رخی باید بیاره.
آلبالو | September 1, 2008 4:51 AM
حسابی خوش بگذرونید بچه ها از این جور فرصتها کم پیش مییاد یه عده هم دل و هم تجربه اینجوری دور هم جمع شن بوسسسسسسسسسسسسس واسه همه
گل بهار | September 1, 2008 4:52 AM
میس ری جون
فکر نکن که منم مثل هنرپیشه ها غذا خواهم خورد!!از صبح هیچی نخوردم که شب بخور بخور کنم
خلاصه خودتون رو آماده کنین.....
آلبالو
شماها که نیستین چه فایده که ما پارتی بگیریم؟؟تو می خوای از راه دور تشویق کنی آخه؟؟؟
سالومه | September 1, 2008 4:55 AM
آره خوب سالومه اينجوري كه خيليييييييييييي بهتر بود.منم بيشتر دوست داشتم مي رفتم رو ميز براتون عربي هم مي رقصيدم تازه آلبالو هم ميومد برامون حركات موزون مي كرد دي:
حالا الن گزينه سختيه.من اين همه اين هفته خودمو كشتم اگه امروز 1000 كالري بخورم صرفه جويي كالري اين هفتم ميشه 2700 تا يعني نيم كيلو هم كم نمي كنم.تازه ازين 1000تا 300 تاشو سحر خوردم.حالا موندم امشبو چيكار كنم.راستش اين هفته بعده مدتها به خودم سختي دادم وتا همين جاشم واقعا گشنگي كشيدم وودلم نميخ واد ونيماد كه خرابش كنم.ازون ورم مي گم يه شبه وبي خيال ولي شما نمي دونيد اخه من چيكار كردم واز چه مناطق مين گذاري شده اي عبور كردم
حالا پيشنهادتون براي خوردن من چيه؟كه كالريش تا 700 تا باشه؟چون بايد از حالا با خودم جلسه مطبوعاتي بذارم كه زحماتم به باد نره
آزي | September 1, 2008 4:56 AM
آزی بعد از اینکه شام خوردی تو همون رستوران رو میز عربی برقص :)
تا اینجا کلی سوزوندی بعد بسلامتی می گیرنت می برنت هلفدونی. سحری چیزی گیرت نمیاد. حالا حساب کن چقدر کالری ذخیره کردی.
آلبالو | September 1, 2008 5:02 AM
بچه ها برای تغذیه در ماه رمضان یه نگاه به این مقاله بندازید
http://www.tebyan.net/Nutrition_Health/Islam_health/Ramadan_health/2008/9/1/73356.html
سالومه | September 1, 2008 5:04 AM
کسی منوی اردک آبی و نداره از الان عاقلانه انتخاب کنیم
میس ری | September 1, 2008 5:04 AM
واي آلبالو چه غذاهاي..دهنم آب افتاد.من هميشه تصورم از غذاهاي گياهي چيزه بد وبد شكل وبد مزه بود ولي الان كاملا تحت تاثيرم........
بيايد شروع كنيم درست كنيم.تازه از قبل هم قرار بود كه بخش توي اشپزخونه باشه براي گياهخواران
بيايد هركي داوطلب شه يكيشو درست كنه.من كه دلم رفته براي اون لازانياي اسپانيايي
آزي | September 1, 2008 5:07 AM
ببخشید اینو بخونین..اشتباه شد
http://www.tebyan.net/Nutrition_Health/Islam_health/Ramadan_health/2007/9/15/45609.html
سالومه | September 1, 2008 5:08 AM
این رو هم بخونین
http://www.tebyan.net/Nutrition_Health/Islam_health/Ramadan_health/2007/9/13/45597.html
سالومه | September 1, 2008 5:13 AM
آزی من تو هفته دیگه حتما یکیش رو درست می کنم. بهت می گم کدوم رو.
آلبالو | September 1, 2008 5:14 AM
هرم و برنامه نمونه:
http://www.tebyan.net/nutrition_health/islam_health/ramadan_health/2005/10/17/13652.html
سالومه | September 1, 2008 5:25 AM
سالومه جون مرسي.
ولي اگه بخواي از روس رژيم غذايي اين بخوري حسابي آب ميره زير پوستت وخوش مي گذره
آزي | September 1, 2008 6:38 AM
وای خاک بسرم همه از صبح هیچی نخوردند و رعایت کردند اونوقت من همه وعده هامو کامل هم خوردم و تازه به خودم وعده سورچرونی هم دادم!
شانه بسر | September 1, 2008 7:19 AM
شانه بسر جون در عوض بقیه هی بخور بخور راه میندازند و تند تند می خورند اما تو هد هد اسکارلت نشون می شی که چون سیره مثل این لیدی خوشگلها غذا می خوره.
آلبالو | September 1, 2008 7:29 AM
آلبالو جون کی گفته من سیرم؟! :))
شانه بسر | September 1, 2008 7:40 AM
بابا اومدم برات کلاس بزارم دختر جان!
آلبالو | September 1, 2008 7:53 AM
واي اسكارلتو برم من......
تپش تپش ..اوه اوهههههههههه....دست دست........
آرامم مياد؟آرام؟آرام..............
آزي | September 1, 2008 8:41 AM
فكرك نم الان همه زير سشوارن.هاهاها...........
دارن شينيونه مجلسي مي كنن
ولي كاشكي نديده بوديم همديگرو اونجوري هيجانش بيشتر بود.منظورم عكس هاست
آزي | September 1, 2008 8:49 AM
جیگر کودک درون همتونو بخورم منننننننن p-:
چه حیف شد من نتونستم خودمو برسونم تهران.چه معنی داره همه اونجا جمعید.هاااااااااان؟هااااااان؟؟ :دی
اما امشو بهتون می زنگم که حداقل صوتی منم اونجا حضوز بهم رسانم.
آلبالو دلم برات تنگه.
آقا به نظرم شونه حسابی غذاشو خورده که شب اسکارتی بخوره.بعد همه تون اگه یکم زیاد بخورین عذاب وجدان بگیرین.
هاااا هاااااا
آزی جونم دوباره لاک زدی؟ B-)
rokhy | September 1, 2008 9:18 AM
سلام
فکر کنم الان همه دور هم جمع باشن
بوووووووووووس برای همتون
خوش بگذره
آمانیتا | September 1, 2008 10:54 AM
سلام
آره الان همه دور هم جمع هستند من که نشد بروم
ولي اميدوارم بهمه خوش بگذره
لاله | September 1, 2008 12:13 PM
وای بچه ها یعنی الان همه تون با همین؟ یک عالمه خوش بگذره بهتون
پی براه | September 1, 2008 12:32 PM
نصفه شبه.هیچ کس هنوز برنگشته خونه واسه ما عکس بذاره؟؟جای ما هم خالی
سحر | September 1, 2008 2:48 PM
اوللللللللللللللللل
من اول اومديم
جاتون خالي خيلي خوب بود........
كلي حرف هست وكلي عكس گرفتيم
جاي همه خالي بوئد حسابي
آزي | September 1, 2008 3:30 PM
انار و ديديم
هوراااااااااااا
ميس ري | September 1, 2008 3:32 PM
منم دارم عکس آپلود می نمایم.تو یاهو گروپ و قسمت خودم.
آریس | September 1, 2008 3:40 PM
عکس ها اومدن تو ژورنال من در یاهو گروپ
آریس | September 1, 2008 3:45 PM
وااااااااااااااي مرسي آريس جون
ليلا | September 1, 2008 4:16 PM
واااااااااااااااااای چقده ستااااااره
مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارکه
rokhy | September 1, 2008 5:15 PM
اناری خودت هم بیا از حس دیدارت بگو
:-*
rokhy | September 1, 2008 5:28 PM
سلام انار جان امیدوارم ایران خوش بگذره
من عکستونو دیدم چقدر همتون نازید از همین جا بوس
ستاره دارا ستارهاتون مبارک
آریس جان دستت درد نکنه که مارو زود شریک گردهماییتون کردید
فدای همه
سردرگم | September 1, 2008 5:36 PM
بچه ها بیاین تعریف کنین دیگه
پی براه | September 1, 2008 6:15 PM
اریس جون عکسها را دیدم ممنون از اینکه گذاشتی همه تون چقدر لاغرین
پی براه | September 1, 2008 6:23 PM
واي چه خانمهايي
يکي از يکي خانم تر و خوش تيپ تره
خيلي عکس ها قشنگ بود
آريس ممنون
لاله | September 1, 2008 9:23 PM
آقا سلام
خانوم خوشگلها من عکسها رو دیدم اما بعضی ها رو نمی شناسم.
آریس جان دستت درد نکنه ولی از چپ به راست هم معرفی کن خانوم خوشگلها رو .
البته سالومه آزی و انار رو به راحتی شناختم ولی بقیه رو نه.
آلبالو | September 2, 2008 12:39 AM
-
آلبالو | September 2, 2008 12:40 AM
وای که چه کور و خنگم!!!!!!!!!!!!!!
آریس مرسی
من واقعا باعث شرمساریم. اسمها که زیرش بود!!
آلبالو | September 2, 2008 12:43 AM
آفرین بر ورزشکارها و دونده های سه شنبه طلایی .
آلبالو | September 2, 2008 12:47 AM
من که نفهمیدم چی خوردین! اما اومدم دعواتون کنم. چیییییییییییییییییییی !همتون که نوشابه سفارش دادین!
آلبالو | September 2, 2008 12:49 AM
نوشابه هاش لايت بود آلبالو جان. كالري نداره.
انار | September 2, 2008 12:54 AM
انار جون منم ستاره می گرفتم ها :(
Anonymous | September 2, 2008 1:07 AM
انار جان من چی کار کنم تو منو دوست داشته باشی تو گروه یاهو رام بدی؟
گل بهار | September 2, 2008 1:10 AM
منم میخوام ببینیمتون آقا رام بدین دیگه. من این هفته امتجان دارم اجتیاج به محبتم زیاده
گل بهار | September 2, 2008 1:14 AM
اینکه گریه کرده بود بابت ستاره نگرفتنش من بودم :دی
لیلا | September 2, 2008 1:16 AM
به به می بینم که منم ستاره دار شدم ........وای الان کلی ذوق دارم
بچه ها خیلی دیشب خوش گذشت به من..الان دلم برای همه تون تنگ شده کلی...:(((
از دست من سرتون نرفت؟اینقدر حرف زدم و شیطونی کردم؟؟
سالومه | September 2, 2008 1:32 AM
تبریک به همه ستاره داران زحمت کش این وبلاگ
گل بهار | September 2, 2008 1:35 AM
همه ستاره داران:
تبریک تبریک
فندق خانم گل کاشتی هااااااااا
سالومه | September 2, 2008 1:48 AM
بچه هاي دونده تبريك حتي اونايي كه به خط پايان نرسيدن واونايي كه دير رسيدن.......گل بهار جونن واقعا بهت تبريك مي گم
واما ستاره دارها....بازم خيلي تبريك اونم با يه اه وافسوس وحسرت :(كه من ديگ
ه عقده اي شدم بس كه ستاره پس دادم هييييييييييييي
ستاره پس داده ها هم تسليت مي گم اونم تو اين بي برقي
بچه هاي ميتينگ ديروز يه پيشنهاد دارم بيايد علاوه بر پست رژيمي روزانمون يه پست خاله زنكي در مورده قرار ديروزمون بنويسيم از تصور ديدنمون واز ادمها واز همديگه وبعد هم براي خودمون خاطره شه هم براي كسايي كه نبودن كاملا شرح واقعه رو داده باشيم.نظرتون چيه؟
راستي كسي مشكلي با عكس گذاشتن توي ياهو گروپ نداره؟من عكس همه رو بذارم؟
واييييييييييييييييي بچه ها آرام رو ديديمممممممممممممم
آزي | September 2, 2008 2:01 AM
من عکس آرام رو ندیدم
ایندفعه واقعا دقت کردم.
آزی عکسها رو بزار دیگه. منتظر پست خله زنکیتون هم هستم.
آلبالو | September 2, 2008 2:06 AM
وااااااااااااای آره آزی جونم.پیشنهادت عالیه.زود باش اول خودت با آب و تاب بنویس.من که دلم اونجا بود می خوام اینجوری هم حستون کنم.
rokhy | September 2, 2008 2:10 AM
خوشحالم به همتون خوش گذشته و ناراحت که نتونستم بیااام :-(
نمیشه دوباره هم قرار بذارید (خجالت)
سامیا | September 2, 2008 2:10 AM
بذار عکسها رو آزی زود باش
آخی آرام واقعا مثل اسمش آرام بودهااااااااااا
سالومه | September 2, 2008 2:11 AM
شانه به سر میس ری و به آرزوش رسوند
من صاحب یک گام شمار آبی شدم
شانه جان امیدوارم همه گامهات به سوی سلامتی و شادی و .....باشه
خیر از گامهات ببینی خاله
میس ری | September 2, 2008 2:12 AM
سلام آلبالوووووو جونم.دلم برات تنگ شده.
می گماااا جای ما حسابی خالی بوداااااا
rokhy | September 2, 2008 2:13 AM
آزی جان زود بنویس...
سامیا | September 2, 2008 2:13 AM
میس ری بیا گامهات رو بنویس ببینبم چه کردی؟/
سالومه | September 2, 2008 2:14 AM
بچه ها دیروز خیلی خوش گذشت جای همه کسایی که نبودن خیلی خالی بود !
انار جون لطفا وقت کردی این دعوت نامه یاهو رو برای منم بفرست که دیگه 6 ماهم شده که عضوم !
آلبالو88 | September 2, 2008 2:16 AM
من هر چی پائین اسمهایی که آریس گذاشته بود گشتم اسم بچه ها رو ندیدم!!!
آزی جان لطفا شما اسم بذار....
سامیا | September 2, 2008 2:17 AM
چقدر ستاره ! ستاره بگیر ها مبارکتون باشه !
آلبالو88 | September 2, 2008 2:23 AM
چقدر ستاره ! ستاره بگیر ها مبارکتون باشه !
آلبالو88 | September 2, 2008 2:23 AM
آقا جان اینجا به من بگین براتون دعوتنامه بفرستم نمیفرستم. ایمیل بزنید با یک آدرس یاهو. سه ماه هم از عضویتتون باید گذشته باشه بعد من براتون دعوتنامه گروه یاهو میفرستم. اساسنامه داریم دیگه.
انار | September 2, 2008 2:24 AM
بچه ها منم عکسامو گذاشتم.بازم میگیرم می ذارم
rokhy | September 2, 2008 2:30 AM
آرام مگه نیومده بود؟پس کوووشی؟
rokhy | September 2, 2008 2:32 AM
رخی جون منم دلم برات تنگیده. :-×
آلبالو | September 2, 2008 2:48 AM
سلام
تبریک میگم به همه
به خودم هم کل تبریک میگم:D
مثل اینکه خلی خوش گذشته واقعا دیگه جای ما خالی
آمانیتا | September 2, 2008 2:57 AM
سلام
تبریک میگم به همه
به خودم هم کلی تبریک میگم:D
مثل اینکه خلی خوش گذشته واقعا دیگه جای ما خالی
آمانیتا | September 2, 2008 2:57 AM
بچه ها این ماه رمضونی برنامه هاتون برای افطار و سحر چه جوری یه؟هرم محترم رو چجوری می خواین رعایت کنین؟ورزش چی می شه؟
سالومه | September 2, 2008 2:58 AM
انار جان من 2 یا 3 هقته پیش واست میل زدم گقتی باشه (اون زمان مشغول دفاعت بودی) .من هنوز منتظرم .می خوای دوباره میل بزنم؟
گل بهار | September 2, 2008 2:59 AM
انار خانم میس ری بی ستاره هم می تونه عضو یاهو بشه؟
از عضویتم خیلی بیش از سه ماه گذشته
میس ری | September 2, 2008 3:00 AM
یه ستاره هم همون اولها ازت گرفتم و فکر کنم 4 ماهی باشه که عضوم خوبه؟الانم دوباره میل زدم
گل بهار | September 2, 2008 3:05 AM
بچه ها غیر از آریس کی دیگه عکس گذاشته؟؟
من فقط مال آریس رو دیدم
سالومه | September 2, 2008 3:05 AM
نه ميس ري جان نميتوني. بايد اولين ستاره ات رو بگيري.
گل بهار جان لطفا دوباره ايميل بزن. ممنون.
انار | September 2, 2008 3:07 AM
خب این که نمیشه شرط انصاف ؟ همه اومدن و با کلی ذوق و شوق گفتن که فقط کلی خوش گذشته .... خب معلومه که خوش می گذره
.
.
. حالا من یه ذره واستون میگم که چه خبر بود چون می دونم دوست دارین بدونین
zeinab | September 2, 2008 3:08 AM
بچه ها ديگه هرچي به ذهنم ميرسيد نوشتم.دستم از كمر افتاد
اينو بخونيد تا گزارش تصويري رو هم بذارم
نظريادتون نره.
اگه براي كسي باز نشد بگه كه توي بلاگفا هم بذارم
آزي | September 2, 2008 3:10 AM
اول این که اروم ها رو معرفی کنم براتون آلبالو 88 خیلی ساکت اومد و اونجا نشست و تازه سنش هم خیلی کم بود و همه اش 20 سالش بود . خیلی ناز بود
بعدش هم آرام بود که دیر رسید و همین طور تا آخر برنامه شوک زده بود و از انار چشم بر نمی داشت . آرام کوفته اش رو نخورد . من دیدم ولی یه چیز های دیگه ای خورد .
سومین انارستانیه آروم هم لیلا بود که با سالومه خیلی دوست بود و لباسش قرمز و خوشگل بود و تازه مو هایش رو کوتاه کرده بود
خب . این از قسمت برو بچه های ملایم انارستان
zeinab | September 2, 2008 3:15 AM
باز تا من برم ورزش و بیام همه تون ریختین اینجا رو شلوغ کردین که! :)
دیشب خیلی خوش گذشت، جای همه غایب ها واقعاً خالی. چقدر هم همه رعایت کردند توی خوردن و بچه مثبت بودند، هرچی خواستم وسوسه شون کنم که آقا! دسر هم بخوریم! هیچکی گول نخورد.
آلبالو من نوشابه نخوردم ها با وجودیکه لایت بود! فقط آب خوردم با چند قلپ از ماالشعیر آزی، ولی سر غذا جات خالی :))
شانه بسر | September 2, 2008 3:16 AM
دست گلت درد نکنه آزی تونستم یه کم درک کنم فضای معنویه جلسه تون رو
گل بهار | September 2, 2008 3:20 AM
شانه بسر پس حسابی اسکارلت بودی. البته اونجوری که مامی می خواست.
زینب می گفتی بقیه رو تعریف کن
آلبالو | September 2, 2008 3:21 AM
آزی آزی من که عاااااشق موهای تو شدم
می یای عوض؟؟؟؟تو رو خدا .؟؟؟
سالومه | September 2, 2008 3:23 AM
بچه ها شونه یه تیکه ماه بودهااااااااا...خوش هیکل و ورزشکار ..آدم کیف می کرد :))
سالومه | September 2, 2008 3:25 AM
آزی وسطاشم... خیلی خوشگل نوشتی انگار اونجام.
الان سالومه رسیده
خیلی خوشگل تعریف می کنی و طبق معمول خنده دار
آلبالو | September 2, 2008 3:27 AM
خب حالا برم سراغ بچه های دیگه
شانه به سر دقیقا همون جوری بود که تصور می کردم . متشخص دوست داشتنی و ورزشی
.
.آریس: با نمک و تو دار . با هم کلی حرف زدیم . یه روسریه ناز سرش بود . قیافه اش به نظرم آشنا می اومد
.
.
. بذارین از موهای سیب براتون بگم که دیشب باعث شد همه مون احساس کنیم که اون چه قدر خوشگله و ما ها !!!!!!!. . . . کلی لطیف بود و مهربون .
.
.
. آزی هم مهربون بود و عاقل . تازه عینک مارک دارش رو هم فراموش کرده بود بیاره . یه انگشتر خوشگل هم داشت . . . به به
حالا می ریم سراغ میس ری :
یه دختر . . . خوشگل و دوست داشتنی . معلومه که مدیریتش توی سطح بالایی قرار داره . اندازه ی ران و کمر رو که یادتون هست . دیشب این اندازه ها با انار مقایسه شد و همه مون دیدیم که ری یه ذره کمر بیشتر نداره . قربون خدا برم با این چیزایی که خلق می کنه
.
.
. سالومه هم که یه گلوله انرژی بود . هیکل های همه رو مورد بازرسی فنی قرار داد و . .. . گفت که یه قرار بذاریم تا دور هم جمع بشیم و برقصیم
من و آزی و میس ری هم روزه بودیم و من دیگه اون آخرهایش داشتم از کار می افتادم که بچه ها سرم رو گرم کردند و .... این کار اونها باعث شد که من موقع افطار به همه چی حمله نکنم
zeinab | September 2, 2008 3:27 AM
سالومه من هم حاضرم موهام با تو عوض ها! حالا یکم تیره تره رنگش ولی زیر بارون همونجوری میشه که آزی گفت :))
شانه بسر | September 2, 2008 3:36 AM
حالا می رسیم به انار
یه آدم که کلی فکر داره . و کلی صداش قشنگه . و خوب گوش میده .
یه آدم بذذاته مدیر . بعد از نیم ساعت همه مون با هم صمیمی شدیم و شروع کردیم از خودمون حرف زدن .
این رو میشه فهمید که انار چون یه درون محکم داره و از همه چیز تعریف دقیق و روشنی داره واسه همین هم هست که موفقه
من نمی دونم که آدم های موفق چقدر می فهمن که موفق هستند . . . اما من به شخصه از دیدن یه آدم جدی و باهوش بجز هیجانات اطرافش خیلی راضی بودم
zeinab | September 2, 2008 3:42 AM
من عکس ها رو نمیتونم ببینم . نکنه درست نمی رم مسیر رو
توی وبلاگ آریس مگه نیست
zeinab | September 2, 2008 3:46 AM
زینب برو تو گروه یاهو. پوشه آریس
آلبالو | September 2, 2008 3:49 AM
من آخرین افاضات ام رو اینجا داشته باشم
که جای خیلی از بچه ها خالی بود . ..
دکتر سارا ... هستی .... ارتمیس ... نانازی .. . دیانا ... کرم .. پی براه ... الوچه خانوم ....بهار.. بهارک.. فندق . . . سردرگم . . .گل پرک سامیا. . .
آلبالو
zeinab | September 2, 2008 3:56 AM
زينب جون اون انگشتر بولگاري ماله شانه بود كه يادش رفت دي:
آزي | September 2, 2008 3:58 AM
آزی جونم نوشته ت فوق العاده باحال بود.الان کامنت می ذارم
هنوز عکس نذاشتی؟
rokhy | September 2, 2008 4:09 AM
بچه ها من خوابم می آد!!!
چشمام جایی رو نمی بینه!!!
2 نفر دارن می آن پیشم آموزش ببینن!!!
یکی به دادم برسه !!!!
سطح هوشیاریم زیر %30 الان می گن دختره معتاده!!!
میس ری | September 2, 2008 4:19 AM
آزی نوشته ات عالی بود...خنده دار هم بود..عجب توصیفی کردی از من بابا کلی به خودم امیدوار شدم!!
شونه جونم منم موهامو با تو عوض می کنم ولی راستش رو بخوای ترجیح می دم هیکل تو رو داشته باشم و موهای آزی با قد خودم!!! بعد دیگه می رم هالیوود دیگه.........../دی
سالومه | September 2, 2008 4:19 AM
رخي جون كلي خوشحال شدم ديدمت.
بچه ها آلبالو 88 رو ديديد چقدر ناز ه؟من عكس ها رو گذاشتم
آزي | September 2, 2008 4:25 AM
واي زينب از توصيفت كلي خنديدم.عاقل.........
چه جالب.به خودم اميدوار شدم منم كلي
آزي | September 2, 2008 4:28 AM
آزی تو که جیگری هستی در نوع خودت
با اون چشای خوشرنگ
بووووس دلم ضعف رفت برات!!
راستی البالو 88 هم خییییلی نازه.کوچولو و آروم و خانوم فقط حیف که زود رفتش
سالومه | September 2, 2008 4:35 AM
بچه ها از اینکه اینهمه بهتون خوش گذشت من هم کلی خوشحال شدم! از دیدنتون در کنار هم همین طور خیلی خوشحال شدم و دلم خواست من هم می دیدمتون. آزی و آریس از عکس ها و نوشته خیلی قشنگت ممنون.
بهارک | September 2, 2008 4:49 AM
آزی راست می گه من با بدجنسی جاش رو اشغال کردم و چسبیدم به انار!!
واقعا معذرت می خوام ...چه دختر بدی هستم من
شونه تو هم در دسترس من نبودی...حالا دفعه بعد کلی می شینیم پیش هم و من خوب عضلاتت رو بررسی می کنم!
سالومه | September 2, 2008 4:52 AM
شما اصلا دلتون نخواست کاش من هم بودم؟ اصلا یادی از مایی که نبودیم کردین؟
بهارک | September 2, 2008 4:54 AM
واي سالومه چشاي خوشرنگ ديگه چي بود؟
آزي | September 2, 2008 4:55 AM
دوستان خارجي اين girl friday يعني چي؟
آزي | September 2, 2008 4:58 AM
تو ویکیپدیا که نوشته خدمتکار وفادار مثل اونی که تو رابینسون کروزو بوده. یا کارمندی که چند تا کارو انجام می ده و به بقیه کمک می کنه.
بهارک | September 2, 2008 5:06 AM
بقیه عکسها رو دیدم آزی
مرسی. حسابی همه چیز رو تجسم کردم و به قول خودت قابل تاچ بود.
آلبالو | September 2, 2008 5:09 AM
مرسي بهارك جون.
معلومه كه جاتون خيلي خالي بود.
آلبالو جون ممنون
آزي | September 2, 2008 5:11 AM
وای آزی رنگ چشات خیلی نازه به خدا..یه جور عجیبی یه..نه عسلی یه نه قهوه ای..بعد یه برق باحالی هم داره..نمی دونم به نظر من خیلی خوشگل بود :دی
انار گلم
به من هم خیییییییییییییییلی خوش گذشت.اگه اینجا بودی همه مون تپل تر می شدیم چون هی می خواستیم باهات بریم بیرون شام بخوریم..خدا رو شکر که نیستی!!
سالومه | September 2, 2008 5:13 AM
آقا يادتون رفت بگين كه اين برنامه تاچ و اندازه گيري گروه كه پيش اومد و اعضا تك تك پا ميشدند و تمام قد تمام جزئيات تمام مساله دار رو تك تك نشون ميدادند و بعد تمام ميز روي نقطه مورد بحث نظر ميدادند..خلاصه ميز بغل كه متشكل از يكسري خانومهاي متشخص بود كار و زندگيشون رو ول كرده بودند و با دهن باز اينور رو نگاه ميكردند. يه بچه كوچولو رو هم نزديك بود جميعا از باباش كش بريم بزنيم زير بغلمون ببريم خونه انقدر بچه خوب و خوش اخلاقي بود. خدا ايشالا نصيب من يدونه ابنجوريش رو بكنه.
اگر بدونبد اين سالومه و آزي و ميس ري با چه ناز و عشوه اي حرف ميزنند! خيلي باحاله!
انار | September 2, 2008 5:18 AM
لیلا لیلا کجایی پس؟؟
سالومه | September 2, 2008 5:19 AM
بچهه ا عكس غذاي آرام رو ديديد؟
آزي | September 2, 2008 5:21 AM
واااااااا اناار جدی می گی؟؟؟به به من در تمام عمرم فکر می کردم خیلی رفتارم پسرونست..هی دلم می خواسته دخترونه و عشوه ای بشم...جالب بود حرفت برام
سالومه | September 2, 2008 5:25 AM
وای از تصور اینکه هر کسی بلند میشده و از نقاط مسئله دار هیکلش حرف می زده و بقیه هم در اون مورد بحث می کردند کلی خندیدم. خیلی جالب بود. حتما خیلی هم جدیت به خرج می دادید که همه متوجهتون شدند.
اتفاقا منه هر بچه ناز و آرام و خوش صحبتی رو می بینم دوست دارم بچه ام همون طوری باشه حالا فکر کنم برعکس بچه من یه بچه بی ادب و شلوغ و تو مخ از آب در بیاد .
سالومه حالا از قرار معلوم تو که خیلی با عشوه صحبت می کنی ولی منم آرزومه که بتونم یه خرده لطیف مثل این خانوم خوشگلها که با ناز صحبت می کنند صحبت کنم.
آلبالو | September 2, 2008 5:36 AM
راست مي گي انار ميز بغلي وان آقاهه كه از پشت مراقب بود كه كي چي ميخ وره همه محو بودن!
راست مي گه اقا رضا كچل رو يادم رفت بگم.
انار اتفاقا من احساس كردم كه خيلي بچه دوست نداري؟شايدم ازون مامان جدي ها بشي كه عاشقانه بچه شونو دوست دارن ولي توروش نمي گن كه پرو نشه يا شايدم مثل باباي من كه عين آدمو ياده باباي اوشين بندازي!كه از پشت درخت بچه شو نگاه مي كرد ودلش مي رفت وپشت سرش كلي افتخار مي كرد ولي به روش نميا ورد.
حالا عكس آقا رضا رو هم ميذارم.
جدي منم با عشوه حرف مي زدم؟آخ جووووووووووووووووون
آزي | September 2, 2008 5:44 AM
آرااااااااااااااااااااااااااااام اون جینقولی چیه؟
آهییییییییییییییییییییییی
مگه کفترتو آورده بودی بهش غذا بدی؟ ;-)
rokhy | September 2, 2008 5:46 AM
تازه احتمالا ما متوجه نشديم ولي خيلي تو شچم بوديم.اون آقاهه پشت آرام رو ديديد؟
الان باز ري مياد مي گه اين آزي چشش باز به يه "نر"افتاد!
آزي | September 2, 2008 5:59 AM
آزی تو که با عشوه حرف می زنی واقعا....
انار تو جدا بچه دوست داری
چه جالب!!
سالومه | September 2, 2008 6:01 AM
عكس آقا رضا كچل رو هم گذاشتم
آزي | September 2, 2008 6:03 AM
بچه ها همتون خیلی دوست داشتنی و خوشگلین.کلی حال کردم.
آزی خیلی جذابی ها.آتیش پاره هم هستی.اتفاقا سوالی که از سالومه پرسیدم دیشب این بود که آزی وروجک چکار می کنه؟الهی همیشه پر انرژی باشی.
سالومه چه خانوم خوشگله ها.سیب چقدر خوردنی بود واقعا شبیهه یک سیب خوشگل بود.
زینب و لیلا و ارام خیلی آروم به نظر میان یا واقعا آرومن؟اعتراف کنین؟ ;-)
انار جونم ایشالله قبل از رفتنت بتونم بیام تهران همو ببینیم.
چقدر دلنشینی.
بچه ها دلم می خواد همتونو بخورم p-:
rokhy | September 2, 2008 6:19 AM
شونه جونم چقدر با نمکییییییییی.چقدر سفت و ورزشکاری هستی.wooooooooow
من فعلا برای دیدن بقیه هم خیلی ذوق زده ام.به خزانه راه پیدا کردم.
آلبالو چقدر ظریف مریفی.خوشبحالت.چقده نازییییی
دیانا چه فلفلیه.واقعا بچه دااااااره؟چه باحال.
نینابه (همزاد جونم) چه خوشگله.
بابا چه جیگرین همتون.
می گمااااااااااا رقی باید اسکار بگیره.چقدر خوب شده.مثل دختربچه ها شده.چقدر خوب اراده کرده.آفففففففففرین
rokhy | September 2, 2008 6:25 AM
بچه ها من الان از خجالت آب شدم ! بابا دیگه اینطوریا هم نبود !همتون خیلی خوب بودین و خیلی خوش گذشت
آلبالو88 | September 2, 2008 6:28 AM
رخی چقدر خوش اومدی به یاهو :) به تو میگفتن شبیه مریلا زارعی هستی؟ خیلی قشنگ تری به خدا.
بهارک معلومه که دیشب یاد تو و همه بچه ها بودیم. مخصوصاً جای تو رو که خالی کردیم و با آریس هم میگفتیم بهارک خیلی ناز و بانمک حرف میزنه.
دونده های اگوست واقعاً آفرین به شماها. چقدر دویدید! زنده باد!
شانه بسر | September 2, 2008 7:04 AM
انار جونم وقتی فک می کنم چقدر بهت نزدیک بودم و می تونستم ببینمت اما نشده! دلم می سوزه....
همین طور بقییه دوستان انارستان رو...
تو رو خدا اگه امکانش هست بازم قرار بذارید!!!!!
سامیا | September 2, 2008 7:26 AM
وای توروخدا یکی به دادم برسه واویلا دارم حذف میشم لیلی جون اینکار رو می کرد که خودش هم انگار نمی تونه بره تو لوگ پلیییییییییز لطفی در حق این روزه دار کنید که در حکم افطاری دادنه ها وزنم 61:500کیلو می باشد
ملانی | September 2, 2008 7:44 AM
چه خبر بوده اينجا ااااااااااااا!!
زينب يعني من اينقدر آروم بودم كه رتبه سوم بگيرم ؟!! :دي
بازم خوبه ، به برنز راضيم ولي قول ميدم تا قرار بعدي تمام سعيم رو بكنم رتبه ام بالاتر بياد :دي
ملاني جان به روزت كردم
ليلا | September 2, 2008 7:59 AM
ای بابا ما دو روز مهمون داشتیم اومدیم دیدیم به همه همدیگر رو دیدن و رابطه قرص و محکم شده و ما اینجا سرمون بی کلاه رفته کاش انار اون گوشه می زدی که کی قراره و اینا خلاصه این عکسهایی که می گین کجا می شه دید باید عضو یاهو باشیم
ملانی | September 2, 2008 8:00 AM
ملانی جان من چک کردم قبل از من یک نفر به روزت کرده بود......... نگران نباش ..
آقا از تمامی تشریح کنندگان برنامه دیروز هم ممنون خدا خیرتون بده .....خوشحالم که بهتون خوش گذشته ..راستی هیچ راهی جز رفتن به گروه یاهو برای دیدن عکسها نیست ؟
کرم ابریشم | September 2, 2008 8:05 AM
بچه ها خیلی خوشحالم که دور هم جمع شدین وبه شما ها خوش گذشته.
آزی جونم نمی شد در اکستراپوند برات کامنت گذاشت مرسی که زحمت کشیدی و اینقدر با مزه همه چی رو تعریف کردی
راستی اگه اون وسط بهار منظورت من بودم باور کن من روحمم از ماجرا خبر نداره!!!
بهار | September 2, 2008 8:16 AM
لیلا خدا وکیلی تو خیلی آرومی..البته آلبالو 88 و سیب و آریس هم خیلی آرومن..
آریس که یه پارچه خانومه از اون قیافه مهربونا که چشاشون برق می زنه...من که خیلی دوست دارم آریس جونم
راستی الان داشتم عکسهای دوربین خودمو نگاه می کردم زینب رو دیدم با آقا رضا!!!زینب خداییش بهت می یومد ها..بیا و دل ملت انارستان رو خوش کن و یه آقا رضا خلاصه و اینا....بابا خب چی کار کنم بهت می یاد مامان باشی.
به انار هم یه جورایی می یاد از اون مامان مهربونای کم حرف باشه..آخ آخ یادم رفت میس ری که دیگه آخر تریپ مامان مهربونه
بابا شماها همه تیپتون مامانی یه اونوقت من دلم می خواد مامان شم
من یه دقیقه هم بچه هه رو بغل نگرفتم..فکر کنم اصلا صلاحیت مامان شدن رو ندارم
:((((
سالومه | September 2, 2008 8:28 AM
بهار بهار اشتباه کردم..بابا از بس بهار و بهاره و بهارک و بهاران داریم
تو رو خدا اسمهاتون رو به پاییز و زمستون و اینا تغییر بدین که آدم قاطی نکنه
اون که به من ایمیل زده بهاران بوده
بهاران جان پس کوشی؟؟چرا نیومدی؟؟جات خالی بودها
سالومه | September 2, 2008 8:32 AM
بچه ها حالا که اینقدر همدیگه رو دوست داشتیم و انار هم هست اینجا بیاین برنامه پیاده روی بذاریم با هم
سالومه | September 2, 2008 8:37 AM
وااااااای من الان گزارش های دیدار دیشبتون و خوندم اشک تو چشمام موج میزنه .همیشه برای همتون و این گروه بی نظیرمون و رئیس انار مهربون و قاطع مون آرزوی موفقیت کامیابی دارم.شانه و آزی عزیز ممنون که ما رو هم شریک کردین .بوووووس.
ani | September 2, 2008 8:44 AM
انار جان خواهر بیا یه پست جدید بذار و ما رو از عذاب ریفرش کردن این صفحه که یه ربعی طول می کشه نجات بده
خدا عمرت بده
سالومه | September 2, 2008 8:45 AM
آلبالو 88 من الان که عکسات رو دیدم (چون دیشب گیج می زدم!) به نظرم تو بسیار آشنا اومدی...ببینم تو شاگرد زبان من نبودی؟توی موسسه کیش؟؟؟؟همش دارم فکر می کنم احتمالا شاگردم بودی..تو رو خدا زود جوابم رو بده که دارم دیوونه می شم اینقدر فکر کردم
سالومه | September 2, 2008 8:54 AM
سلام. آزی و شانه به سر خیلی قشنگ توضیح دادند دیشب را. فقط من همینجا از خودم دفاع بکنم که آن عکس دسر ماست و گل کلم که می بینید درست اول اول از من گرفته شد وگرنه من سالاد تن ماهی هم خوردم. بله! بعد هم خوب کاراملش بد مزه بود مزه شیر ولرم می داد خوب. کوفته هم دیگر سیر شده بودم جا نداشتم. سوپ هم می خواستم بخورم ولی خیلی آبکی بود برنداشتم. کلا این اردک آبی آن قدر که اسمش معروفه غذاهاش خوب نیست. با میس ری هم فرم نظرسنجی را پرکردیم و تناسب قیمت به کیفیت رستوران را 3 دادیم. :|
رسیدم خونه روی کاناپه هال خوابم برد. یادم نمی یاد هیچی فقط مثل اینکه مامانم گفته نمی ری اتاقت و جواب نشنیده! ساعت 5 صبح چشمهایم را باز کردم می گم:"من کجا هستم؟"
آرام | September 2, 2008 8:54 AM
اولش وقتی خانم راهنمای رستوران از من پرسید :"به نام کی رزرو شده؟" گفتم: "خانم سالومه". با لبخند گفت: به نام انارستان". اون موقع حس کردم مثلا داره می پرسه: "ارتش سری؟" :))
انار خیلی آرام و با طمانینه بود. من هم هر چی به مغزم فشار آوردم که یعنی ممکنه کجا سالها قبل دیده باشم او را یادم نیامد که نیامد. فکر کنم در عالم ازلی با هم دوست بوده ایم. :)
انار راست می گه سالومه با ناز صحبت می کنه. بعد هم من فهمیدم بیخود نیست این قدر خوب هماهنگی کرده خلاصه گمانم تحصیلاتش در زمینه رسانه باشد. سالومه خصوصا از تاثیر نوشتن گفت و اینکه لیلا وقتی سالومه می رسه سر کار صبحانه اش را هم شمرده. من هم اعتراف کردم که اگر دیانا نبود عمرا اصلا هیچوقت جدول می کشیدم بس که به نظرم سخت بود. (هنوز هم هست!)
البالو زود رفت و من که دیر آمده بودم خیلی ندیدمش.
فکر کنم آزی و میس ری دیشب اساسی خوراک صحبت های خواهرانه نخودچی خوران داشته اند بس که من سوتی دادم. خوب چی کار کنم تصورم راجع به آزی این شکلی بود:
http://www.imdb.com/media/rm3039795456/tt0250494
خوب آزی مثل آن دختر شیطون ولی عاقل بود. از نوشته هایش هم معلومه.
این آقا رضا کچل هم از همان اول به میس ری علاقه نشون داد. خیلی بچه آرامی بود و می خندید. من نمی دانم باباش چه طوری جرآت کرد بچه را بدهد دست ما! بس که اداهای عجغ وجغ برایش درآوردیم. فقط می خندید. از این خنده ها که تو تبلیغات نشان میدهند.
آرام | September 2, 2008 9:08 AM
راستش من خودم اصلا از این اسم خوشم نمیاد و باهاش راحت نیستم. من فقط چون می خواستم تا بهار 60 کیلو باشم بهار.ک رو انتخاب کردم. اسم خودم ربطی به بهار نداره و برام موردی نداره اسممو تو گروه عوض کنم اما فکر می کنم اون طوری کسی منو نمی شناسه و از اینی که هستم بیشتر از گروه دور میشم. اما اگر منو یادتون نمی ره هر اسمی که بگین با بهارک عوض می کنم.
بهارک | September 2, 2008 9:10 AM
خوب کردی آرام...منم زیر اون فرمه مجبور شدم اسم و ایمیلم رو بنویسم الان برای من فحش ایمیل می کنن.نه اینکه شما ازشون ایراد گرفتین :دی
سالومه | September 2, 2008 9:10 AM
بهارک جون من شوخی کردم ...نه ما با همین اسم تو رو بیشتر دوست داریم..اسمتو عوض نکن
سالومه | September 2, 2008 9:17 AM
سالومه من با برنامه پیاده روی بسیار موافقم!
شانه بسر | September 2, 2008 9:25 AM
وای از سیب براتون بگم. یک مانتوی سبز خوشگل راه راه پوشیده بود که خیلی به رنگ بلوند موهایش می آمد. کلا صورت بانمک و زیبایی داره و از آنهاست که وقتی به وزن سلامت برسه از هالیوود می آیند دنبالش. من هم سوتی دومم را در همین مورد دادم. داشتم به آزی همین را می گفتم که آزی اولش نفهمید کی را می گویم. پرسید: "میس ری؟" و به میس ری اشاره کرد. من هم گفتم "نه بابا"..... یعنی من این دو تا خواهر را من دیشب بسیار بسیار مورد لطف و عنایت خویش قرار دادم با این سوتی های آبروریزانه ام. فکر کنم خدا را شکر کردند که دخترخاله شان نیستم.
لیلا هم خیلی ساکت بود ولی معلوم بود اساسی به برنامه ها اهمیت می دهد.
آه شانه به سر! اصلا از زمین تا آسمان با تصور من فرق داشت. چهره جذابی داره و من دوست داشتم نگاهش کنم. فکر می کردم چهارشونه است ولی نبود! کلا فکر می کردم خیلی درشته ولی اتفاقا ظریف است. یک سری هم با شانه به سر رفتم و غذا کشیدم. کشک بادمجون برداشتم که خوب بود (تنها غذای نسبتا خوب رستوران فقط همین بود به نظر من. چون شامی اش هم مزه آرد سوخاری و مایه های کتلت آماده می داد.).
من همیشه تصورم این بود که شانه به سر یک شونه چوبی گلدار به موهایش دارد ولی آنجا نمی شد ازش بخواهم شانه مویش را بهم نشان بدهد. اصلا نفهمیدم وهایش بلند بود یا کوتاه. حیف! هدهد نماد دانایی است می دونستید؟
آریس هم آن طرف نشسته بود. نتونستم باهاش گپ بزنم.
امروز صبح به همکارم گفتم: "صبح به خیر. دیشب لیدرمان را دیدم" حالا شما تصور کنید که بنده خدا از هیچی خبر نداره. با تعجب نگاهم کرد که خدا شفات بده!
آرام | September 2, 2008 9:27 AM
راستی رخی! جای توی را هم خالی کردیم.
آرام | September 2, 2008 9:29 AM
زینب را یادم رفت! او هم آن طرف نشسته بود و در دسترس نبود. فقط فهمیدم سرش شلوغه.
آرام | September 2, 2008 9:38 AM
وايييييييييييييييي آرام از عكس اين دختره وذهنيتت كه فكر مي كردي من شبيه اينم كلي خنديدم.........بچه ها ديديد؟
البته خودم فكر مي كنم بايد خدا رو شكر كنم چون من خيلي خوشگل ترم حتي اگه ازين سياه تر باشم.پس چون منو اين مي دونستي سياه به نظر اومدم؟
از تصور شانه كه شونه چوبي داره هم كلي خنديدم
آزي | September 2, 2008 10:05 AM
بچه ها همه خیلی خانوم ناز و خوشگل بودن و من با کمال تاسف بد تیپ ترین بودم .خوشحال شدم از دیدارتون و تو راه خونه همش از جذابیت هاتون واسه شوهرم تعریف می کردم.
خیلی خوش گذشت مرسی
این لینک هم تقدیم به دوستای نازم که آشنایی با تک تکشون افتخاریه برام( در مورد خواننده الهه است):
http://www.jadidonline.com/images/stories/flash_multimedia/Elaheh_test/elah_high.html
sib | September 2, 2008 10:05 AM
آرام من شانه چوبی گلدار ندارم (یاد صنایع دستی های قدیمی شمال افتادم) ولی یک کش قرمز دارم که از وقتی موهام دوباره به سایز دم اسبی شدن رسیده همیشه با اون موهام رو جمع میکنم :)
راستی من هم سه تا عکس به فولدری که آزی توی یاهو گروپ ساخته بود اضافه کردم.
شانه بسر | September 2, 2008 10:27 AM
انااااااااااااااااااااااار!
انار من از ذوق عکسها می خواهم عضو یاهو بشم. همین الان یک ایمیل یاهو ساختم. زودی منو عضو کن وگرنه همین نیم کیلو را کم می کنم ها!
آرام تهدیدگر!
آرام | September 2, 2008 10:35 AM
خب من الان به شدت محو تعریفات دوستان شدم چه باحال کاش منم بودم
سالومه جون تو موسسه کیش پاسداران درس می دادی؟من شاگردت نبودم؟:D
دلم می خواد همتونو ببینم چیکار کنم؟
آمانیتا | September 2, 2008 10:47 AM
آرام خیلی باحال تعریف کردی.واقعا کیف کردم
می گما آرام تو چقدر شبیهه خانوم دکترا هستی.یا محقق ها.
خیلی به دلم نشستی ها.
rokhy | September 2, 2008 11:13 AM
حالا کی پول غذاها رو حساب کرده
مریم | September 2, 2008 11:14 AM
شانه جان مرسي
ولي ميس ري اون عكس باغوري رو ببينه مي كشدت نگي من نگفتم
آزي | September 2, 2008 12:06 PM
بچه ها پليز بقيه هم عكس هاشونو به اشتراك بذارن
مريم جون اگه ريا نباشه همه ديشب مهمونه من بودن دي:
آزي | September 2, 2008 12:12 PM
آره خب آزی همه رو مهمون کرد...پیش پیش شیرینی قبولیش رو داد !!
آزی من بعدا عکسهامو می ذارم الان به اینترنت سریع دسترسی ندارم.
آمانیتای گل من توی کیش سهروری ..گاندی یا همون ولیعصر..صادقیه و جعفرآباد درس دادم.7 سال هم اونجا تدریس کردم از سال 78 تا 83..
آرام خدا وکیلی عین این محقق ها می مونی
نه عین قهرمانهای شطرنج می مونی
بوووووووووووس کفترک خوش هیکلمون
سالومه | September 2, 2008 12:29 PM
بچه ها من امروز در محل کارم قاطی حسابی زدم و یک هفته مرخصی گرفتم...اولش خوشحال بودم ها ولی الان عزا گرفتم که آخه صبح تا شب توی خونه چی کار کنم؟؟خلاصه که هر کی تو این هفته پایه هر چی هست منم هستم!!!مخصوصا ورزش
آزی بیا مسابقه استقامتی شنا بذاریم؟؟پایه ای
وای می توسم یه هفته توی خونه دق کنم
سالومه | September 2, 2008 12:34 PM
نه 78 تا 85.....
سالومه | September 2, 2008 12:37 PM
من پايه ام.يه روز جدي بيايد قرار استخر بذاريم.يه شب در واقع
من كه هستم
هركي پايه بود بگه
آزي | September 2, 2008 12:39 PM
سلام بچه ها
چقدر باحال از جریان ملاقات اون شبتون نوشته بودین .
آزی و شونه بسر جون خط به خط چیزایی رو که نوشته بودین توی ذهنم مجسم کردم .
همیشه خوشحال و سالم باشید .
انار جون
من هم ستاره می گرفتم ها !!!
اون اسمی هم که توی مپ مای ران هستش اسم من غزال هست نه غزل . مرسی خانوم خوشگل سفید پوش.
غزال | September 2, 2008 1:01 PM
سلام می بینم که به همه خیلی خوش گذشته.
برای منم همین طور بود.باورتون می شه تا صبح خوابتونو دیدم؟!
آریس | September 2, 2008 1:39 PM
سلام بچه ها جون
دلم آب شد اینقد تعریفای خوشکل شنیدم
پس عکساتونو کجا کذاشتید من نمی بینم؟
من خانوم | September 2, 2008 2:21 PM
لطفان عکسا فقط توگروه یاهو باشه که در تموم وب شیر نشه درست نیست
Anonymous | September 2, 2008 4:14 PM
لطفان عکسا فقط توگروه یاهو باشه که در تموم وب شیر نشه درست نیست
Anonymous | September 2, 2008 4:16 PM
خیلیی تعجب میکنم...........
آخه اسم شهر من اناره....راست میگم...شهر انار :D
Mgh | December 7, 2009 8:25 AM