« میتینگ 82 | صفحه اول | تلاش انار »
آقا قراره من از این میتینگ تا اون میتینگ دفاع کرده باشم ها. اما حالا وسطش اگر شما تمایل داشته باشید یه برنامه بذاریم من که دارم میام ایران ببینیم همدیگه رو. من 27 آگوست شب میرسم ایران و 14 سپتامبر هم برمیگردم. از اونجایی که من اصولا هیچ آشنایی به جای باحال برای قرار ندارم اگر حوصله دارید یه دلاوری پیدا بشه و قرار و مدارها رو منظم کنه برای گروه و به همه خبر بده. ببینیم همدیگه رو یا نه؟
تکمیل 1 . تموم شد!!!! قبول شدم و استادم هم حسابی حسابی راضی بود و کیفش کوک بود و گفت عالی دفاع کردم. ساعت 8 صبح رفتم توی جلسه و ساعت 10:30 در اومدم. الان باید یک ادیت های جزئی رو انجام بدم و بعد تزم رو تحویل دانشگاه بدم تا رسما فارغ التحصیل بشم. راستش هنوز اصولا خیلی باورم نشده و نفهمیده ام که تموم شده...6 سال...فکر کنم وقتی واقعا باورم بشه گریه ام بگیره...اما الان هی هنوز استرس دارم که فرم های قبولی و تز و اینا رو زود بدم بیاد. مرسی از همه انرژی های مثبت. برمیگیردم.
تکمیل 2. اعلامیه مهم:
امشب میخوام بعد از دو ماه ستاره بدم و گروه رو کم کم برگردونم به روال قدیم. اگر در خطر حذف هستید یا وزنتون تغییر کرده یا هرچی بفرمائید برین سریع ثبت کنید که من امشب میشینم به نامه اعمال! رسیدگی کنم.
Comments
akh akh jaye ma khali :) l
btw, if you type "akh akh" in a farsi key board, it becomes "shena shena", funny! l
jeerjeerak | August 18, 2008 7:04 PM
انار جان ایشالا به خوبی و خوشی دفاع میکنین :)
فندق | August 18, 2008 9:01 PM
انارجون ایشالا ایران بهت خوش بگذره . رفتی جای ما رو هم خالی کن .
Ghazal | August 18, 2008 10:02 PM
انار جون آرزوی موفقیت دارم برات(بوس)
وای ما که شهرستانیم کاش الان پارسال بود که ما خونمون تهران بود:دی
آمانیتا | August 18, 2008 10:12 PM
کاملا با جیرجیر جان موافقم با تمام وجود آخ آخ جای ما خالی .انار جون امیدوارم که به بهترین شکل ممکن روز دفاعت پیش بره و سفر به ایران هم حسابی خوش بگذره .
مهدیس | August 18, 2008 10:56 PM
هوراااااااا انار . ما که میخوایم ببینیم همدیگه رو ولی بزرگترا بیان یک جای خوب معرفی کنن :دی
لیلا | August 18, 2008 11:46 PM
سلام
یه پارکی تو تهران افتتاح شده در خیابان ارسباران مخصوص بانوان به نظرم جای مناسبیه!
میس ری نزدیک ستاره
میس ری | August 19, 2008 12:06 AM
ای بابا! من می خوام اکتبر برم ایران. چه حیف!
dena | August 19, 2008 12:09 AM
چه خوب!! امیدوارم موفق باشی تو پایان نامه ات. منم خیلی دوست دارم تو اون قرار ملاقاته باشم.
آلبالو | August 19, 2008 12:39 AM
سمینار "روانشناسی چاقی لاغری " دکتر نامور
سه شنبه 29مرداد87 تهران مجموعه فرهنگی ایران
تلفن 77641125
میس ری | August 19, 2008 12:48 AM
ایول زود خبر بدین که ما هم هماهنگ شیم بیایم
ملانی | August 19, 2008 12:55 AM
آخ جووووون
انار خیلی فکر خوبی یه..من که لحظه شماری می کنم برای دیدن تو و البته بقیه انارستانی ها
حالا باید به یه جای خوب برای ملاقات فکر کنیم
سالومه | August 19, 2008 1:31 AM
پس ما یه خانم دکتر رو خواهیم دید نه؟
سالومه | August 19, 2008 1:35 AM
انار از نظر تو جای باحال چه جور جایی یه؟
سالومه | August 19, 2008 2:28 AM
سلام انار جون
وایی چه خوب که میایی بنظرم توی جام جم طبقه بالای اون پاساژه که روبروی جام جم هستش خیلی خوبه یه جایی که هرچی دلت می خواد می تونی بشینی سروصدا کنی و در ضمن خوراکی هم هست اگه بخوای شام یا ناهار بخوری در ضمن کافی شاپم داره
دیانا جان مرسی از راهنماییت می شه بگی این ورزشا چی هستن واگه عکس یا فیلمی ازش داری بگی از کجا دانلود کنم
arezoo | August 19, 2008 2:40 AM
منم با جیرجیرک و مهدیس موافقم آخ آخ جای ما خالی بچه ها من هنوز که هنوزه یاد گردهماییمون تو نیویورک میوفتم یک عالمه واسه خودم میخندم یکی از بهترین خاطراتم بعد از مهاجرت هست مخصوصا اون رستوران دومیه که ما را تحویل نمیگرفتن چقدر خندیدیم
بچه هایی که ایران هستین و انار را میبینین مطمئنم که روز فوق العاده ای را در پیش دارین جای ما را هم خالی کنین
پی براه | August 19, 2008 3:20 AM
سلام انارجون
آخ فکر کن!!!
نه الان فکرکن !.............
هفته ی دیگه این موقع ...
تازه یه خرده بعدش ...
با بچه هات...
همونایی که یه عمر پاشون زحمت کشیدی...
می خوای ملاقات کنی !!!
(((: چرا من الان تهران نیستم؟؟
من مامانمو می خوام !!! :دی
من خانوم | August 19, 2008 4:40 AM
هوووورااااااااااااااااااااااااا يه دكتر خارجي.......به به چه خوش مي گذره
منم با نظر ميس ري موافقم.چون اين پاركه هم اينكه درد امنه طبيعته هم اينكه ميتوني بدونه حجاب باشيم هم اينكه همه بايد بيان لخت شن يه سان ببينيم دي:
بوفه هم حتما داره كه هركسي هرچي دوست داشت بخوره يا اصلا مي تونيم نهار برييم يه جاي ديگه يا حتي مي تونيم غذا هم ببريم آخ جون چه خوش مي گذره
من از استخر اومدم.ديدي بالاخره با كاردك از رو زمين جمع شدم وتكون خوردم.
هوووووووووووراااااااااااااااااااااااااااااااااا
آزي | August 19, 2008 5:13 AM
منم به عنوان تنبل ترین عضو گروه خیلی دوست دارم توی قرار ملاقات باشم !
آلبالو88 | August 19, 2008 5:17 AM
وقتی که صدای تو رفت توی قلب و جون ما
با خودمون گفتیم که ما باید باهات بخونیم
تو رو جایی ندیدیم تا پست هات رو هی خوندیم
تا به تو اینجا توی شرح داستان ات رسیدیم
روزی که ما شنیدیم صداتو با قلبمون
دور شدیم از غصه ها یواش یواش و کم کم
خب ما هم دلمون می خواست کنار تو بخونیم
توی شرح داستان و پست های تو بمونیم
بمون کنارمون تو ایی انار ما
وقتی که با تو میتینگ داریم دوست داریم
کنار تو بودن خیلی قشنگه
نمی دونیم خوابیم یا که بیداریم
نمی دونیم خوابیم یا که بیداریم
شیرین حرفات انار نازنین
ما هم تو وبلاگ ها باهات همراهیم
کنار همدیگه با هم می مونیم
حرف دل تپلا رو می خونیم
حرف دل تپلا رو می خونیم
لا لا لا لالالالا
لا لا لا لالالا
بچه های انارستونی همه با هم یکرنگند
ما می خوایم که شاد باشیم با چربی ها بجنگیم
حرف ما حرف همه ی بچه های انارستونه
که بخوایم تا همیشه به یادمون بمونه
که بخوایم تا همیشه به یادمون بمونه
حرف ما حرف همه ی بچه های انارستونه
شیرین حرفات انار نازنین
ما هم تو وبلاگ ها باهات همراهیم
کنار همدیگه با هم می مونیم
حرف دل تپلا رو می خونیم
حرف دل تپلا رو می خونیم
بمون کنارمون تو ایی انار ما
وقتی که با تو میتینگ داریم دوست داریم
کنار تو بودن خیلی قشنگه
نمی دونیم خوابیم یا که بیداریم
نمی دونیم خوابیم یا که بیداریم
بمون کنارمون تو ایی انار ما
شیرین حرفات انار نازنین
حرف دل تپلا رو می خونیم
وقتی که صدای تو رفت توی قلب و جون ما
با خودمون گفتیم که ما باید باهات بخونیم
تو رو جایی ندیدیم تا پست هات رو هی خوندیم
تا به تو اینجا توی شرح داستان ات رسیدیم
روزی که ما شنیدیم صداتو با قلبمون
دور شدیم از غصه ها یواش یواش و کم کم
خب ما هم دلمون می خواست کنار تو بخونیم
توی شرح داستان و پست های تو بمونیم
بمون کنارمون تو ایی انار ما
وقتی که با تو میتینگ داریم دوست داریم
کنار تو بودن خیلی قشنگه
نمی دونیم خوابیم یا که بیداریم
نمی دونیم خوابیم یا که بیداریم
شیرین حرفات انار نازنین
ما هم تو وبلاگ ها باهات همراهیم
کنار همدیگه با هم می مونیم
حرف دل تپلا رو می خونیم
حرف دل تپلا رو می خونیم
بمون کنارمون تو ایی انار ما
شیرین حرفات انار نازنین
لا لا لا لالالا
لا لا لا لالالا
حرف ما حرف همه تپلای انارستونه
که بخوایم تا همیشه به یادمون بمونه
که بخوایم تا همیشه به یادمون بمونه
حرف ما حرف همه ی تپلای انارستونه
تپلای انارستونه
*************************************************
آقا اگه دوست دارین اوریجینالش رو بشنوین با صدای دو عزیز ایرونی که انارستونی پسندن:
http://www.umahal.com/g.htm?id=25262
دیانا تپلی از تپلان انارستونی!
دیانا | August 19, 2008 5:32 AM
آقا ای کاش ما هم نتصادفیده! بودیم٬ که در این صورت ما هم الان ایران بودیم و می تونستیم گردن رهبر حلقه ی گل بندازیم.
آقا خوشا به سعادت شما رهبر دیده گان اسبق و رهبربینان آتی.
آقا ما هم شادیم به شادی شما.
آقا دوست تون داریم به مولا.
چمن همیشگی تون٬
دیانا انارستانی.
دیانا | August 19, 2008 5:33 AM
اتفاقا آزی جان تنها اشکال این پارکه اینه که بوفه نداره!
فندق | August 19, 2008 6:00 AM
اااا راست مي گي فندق؟خوب ميتونيم كوكوسبزي و تخم مرغ آبپز درست كنيم با خودمون ببريم دي:
آزي | August 19, 2008 7:04 AM
میشه بساط جوجه کبابا بریم!
میس ری | August 19, 2008 7:07 AM
من آخرین باری که رفتم حدودا 1 ماه پیش بود که همچنان بوفه نداشت و به جز یه خانومه که یواشکی آش میفروخت هیچ جور خوراکی توش پیدا نمیشد!
ولی خیلی پارک خوبیه با وجود همه مخالفتایی که باهاش شده به نظر من همینکه آدم میتونه اونجا راحت و بدون حجاب ورزش و تفریح کنه یا حتی درس بخونه! خیلی عالیه
فندق | August 19, 2008 7:56 AM
خب بچه ها در راستاي اين قرار انارستاني اگه ميشه يك جوري برنامه ريزي كنين كه ماها كه سركار ميريم بتونيم بيايم
ليلا | August 19, 2008 9:35 AM
راست می گه لیلا تو روخدا پنج شنبه جمعه بگذارید یا عصری بعد 5 بگذارید که بتونیم ما هم بیایم. من مرخصی هام داره ته می کشه. آهیییییییییییییی.
آرام | August 19, 2008 11:05 AM
آرام جان بعد 5 بذارن كه ما هم برسيم . پنج شنبه جمعه ها هم اگه براي خانم هاي متاهل مشكلي نيست ، براي ما هم مشكلي نداره .
ليلا | August 19, 2008 11:20 AM
منم با بعد از پنج موافقم یا حتی جمعه ظهر..ولی بذارید ببینیم انار هم از چه جور جایی خوشش می یاد بعد تصمیم بگیریم.من خودم با یه جایی که هم ولو و راحت و خصوصی باشه و هم بشه شامی چیزی خورد خیلی موافقم.
رستوران اسپیو توی درکه رو می شناسین؟؟مثلا یه همچین جایی
یا حتی جام جم که آرزو گفت ولی خوبی اسپیو اینه که فضای بازه
سالومه | August 19, 2008 11:42 AM
اسپيو خوبه منم دوست دارم ولي مشكل اينه كه ميشيني ديگه نمي توني پاشي.يعني جاي رستوراني اينجوريه.اونم با جمعيت زياد اون وقت خيلي نمي تونيم باهم معاشرت كنيم مخصوصا هم اينكه ماشالا همه هيكل ها تپل مپل وجاگيره بايد تمام تخت هاي اونجا اشغال شه.هاهاها.......خودمون كه مي تونيم به هم بخنديم.مجسم كنيد چه فضايي بشه
واي سالومه دهنم آب افتاد ياد باقالي پلو با ماهيچه افتادم............
آزي | August 19, 2008 12:00 PM
در تایید همگی بگم که 5 عصر به بعد زمان خوبیه. فقط یک جایی قرار بذاریم که گیر نباشه، با توجه به اینکه تعدادمون زیاده و به هر حال توی چشم هستیم.
شانه بسر | August 19, 2008 12:01 PM
البته که منم خوشحالم ...
راستش من خیلی هی داشتم می فکریدم که همدیگر رو ببینیم منم اون رو با خودم بیارم یا اون منو با خودش بیاره بهتون نشونش بدم
این پارکه نزدیک ارسباران خیلی خوبه
نه سالومه
zeinab | August 19, 2008 12:13 PM
باید تا اون موقع که قراره همدیگر رو ببینیم یه پا مانکن از خودم بسازم
نه . این جوری نمیشه . باید جدی تر پیاده روی کرد
زینب | August 19, 2008 12:17 PM
سلام بچه ها
مثل اینکه من خیلی عقب افتاده ام...دیانا برگشته...انار داره می آد تهران...آزی گل کاشته...
وای که چقدر خوشحالم...خداکنه همیشه توی گروه شادی باشه و لبخند.
همه تون رو دوست دارم.از ته ته ته دلم...
آرتمیس | August 19, 2008 12:19 PM
1اين پارك ليدي ها تا 8 شبه.
2 زينب علاوه بر برنامه فشرده مانكني بايد يه دوره فشرده انگليسي بخونيم بالاخره دكتر داره از خارج مياد
3 اسپيو ظهرش خوبه
4 تپش تپش واي از تپش واي از دل ديوونه دار ميرم سر قرار اي دل نگير بهونه:)
آزي | August 19, 2008 12:28 PM
اصلا ببینیم که چند نفر می شیم بعد بهتر می تونیم برای جا تصمیم بگیریم
سالومه | August 19, 2008 12:30 PM
آزی موافقم باهات
مخصوصا با 4
سالومه | August 19, 2008 12:31 PM
بچه ها اينم داشته باشين كه از 31 اگوست ماه رمضان شروع ميشه ها ...البته من دو روز به پيشواز رفتم :دي
ليلا | August 19, 2008 1:00 PM
ای وای دلمون آب افتاد.
میگم ها میشه یه زمانی بذارید بعد 9 سپتامبر که منم باشم؟
من تازه نهم میرسم ایران. خواهشا زودتر نذارید دیگه.
رقی | August 19, 2008 1:20 PM
تازه اینجوری که نمیشه.
یه روز که بیشتر نیست . برسیم به خودمون دیگه. باشه؟ بعدش فراموش نکنید بچه ها ایرانه هااا، اروپا نیست(چون امریکا رو نمیدونم) که شب تا ساعت 10 و 11 هوا روشن باشه. فکر کنم 8.30 تا 9 هوا تاریک میشه.بابا یه روز تعطیلی چیزی باشه که کل روز با هم باشیم. اینج.وری حالش بیشتره. با یکی دو ساعت که کار ما پیش نمیره، میره؟
من چه خودم رو تحویل میگیرم!
رقی | August 19, 2008 1:23 PM
رقي خب دو بار قرار ميذاريم :دي
ليلا | August 19, 2008 1:39 PM
9 سپتامبر ميشه روز هشتم ماه رمضون.خوب اگه ماه رمضون باشه توي روز عملا امكان پذير نيست وميافته براي شب.تازه اذان مغرب ساعت 8 وخورده اي هم اگه باشه خيلي دير ميشه با ترافيك واينا اگه بخوايم به هم برسيم وبريم يه جا.
البته به قول ليلا دوبار قرار ميذاريم.رقي جان نگران نباش ما براي وروده شما هم به وطن اسلامي يه برنامه مفرحي ميذاريم
آزي | August 19, 2008 1:45 PM
پس اگه میوفته تو ماه رمضون که چاره ای جز ملاقات در شب!!نداریم.مگر اینکه روزه نباشیم یا نخوایم جایی شکم چرانی کنیم و به جاش به تفریحات سالم و ورزش بپردازیم
اصلا بیاین یه ماراتن تشکیل بدیم و خودمون هم توش شرکت کنیم :دی
سالومه | August 19, 2008 1:53 PM
به به رقی جون تو هم داری میای؟چه ماه مبارکی یه این شهریور
سالومه | August 19, 2008 2:02 PM
بچه ها من داره از حسودی میمیرم منم میخوام بیام سر قرار(گریه) ولی از گریه گذشته یک عالمه بهتون خوش بگذره
پی براه | August 19, 2008 2:07 PM
من پس از این به بعد دیگه فعلا میتینگ هم نمیام چون که من شهرستانم دلم می سوزه هی شما رو می بینم دارین می رین دیدن هم من اینجا نمی تونم.
امیدوارم به همتون خوش بگذره. فعلا تا مدتی کمتر میام.
بهارک | August 19, 2008 2:08 PM
مي تونيم برنامه استخر بذاريم انقلاب رو مي دونم از افطار تا 10 داره براي خانم ها بعدشم يه فكري براي سيندرلاهاي ناموسه دوجانبه ها هم بكنيد :)
پنجشنبه ظهر ها براي همه اوكيه؟قبل از ماه رمضون؟
آزي | August 19, 2008 2:09 PM
من حسودیم نمی شه دلم می خواد به همتون حسابی خوش بگذره. امیدوارم طی دو سال آینده هم از این اتفاقا بیفته که من هم بتونم بیام.
بهارک | August 19, 2008 2:12 PM
بچه ها کاش زیاد به شب نخوره که اعضای زیر سن قانونی!( خودم رو میگم!) به مشکل نخورن ! چه تحویلی میگیرم خودمو !
آلبالو88 | August 19, 2008 2:12 PM
پنجشنبه ظهر عالیه !
آلبالو88 | August 19, 2008 2:15 PM
آقا قبول نیست. من میخوام تو هر دوتاش باشم(اینجا رقی دقیقا بچه می شود).
منم میخوام انار رو ببینم دیگه. اووووووَََ .... اووووووَ (این صدای نی نی بود که همانا رقی باشد).
رقی | August 19, 2008 2:15 PM
آلبالو جون نگران نباش ما حتما فكر گروه سني زير 18 سال وناموس ها وسيندرلاها هم هستيم.
بهارك جان دوسال ديگه خودم عروسيم همتونو دعوت مي كنم به صرف زرشك پلو با مرغ پرسي دي:
آزي | August 19, 2008 2:17 PM
رقي جون مگه تو رفتي ايتاليا وآلمان مارو بردي (صداي ني ني آزي دي:)
ماهم اگه محدوديت زماني ماه رمضون نبود حتما صبر مي كرديم ولي من چون پارسال مهمون خارجي داشتم ماه رمضون وعملا زندگي تعطيل شده بود مي دونم كه خيلي سخته
آزي | August 19, 2008 2:20 PM
وای مرسی آزی جون من حسابی هیجانزده شدم حتما میام :))
بهارک | August 19, 2008 2:20 PM
چه خوب :دی
آزی فکر کنم تا عروسیت دیگه به سن قانونی برسم !:دی
آلبالو88 | August 19, 2008 2:20 PM
رقی در این قسمت دیگه رسما خفه! میشود.
رقی | August 19, 2008 2:28 PM
خوب حالا از بحث اصلي منحرف نشيد.تينو گفتم براي دلخوشيتون دي:البته شما بي كار نمونيد دعا كنيد من هم حسرت به دل نمونم.
راستي مامان شري جون كجاست؟خيلي كم پيدا شده؟
مامان شري صداي منو داريد؟دلم براتون تنگ شده
آزي | August 19, 2008 2:30 PM
آزي منم با پنج شنبه موافقم . فقط آزي جان من يكي پنج شنبه ها هم سر كار هستم ، خواهشا خيلي به سمت كوه و دشت نريد كه ما بتونيم زود برسيم .
ليلا | August 19, 2008 2:33 PM
رقي تا كي تهراني ؟!! بعد ماه رمضان هم هستي ؟ !!
ليلا | August 19, 2008 2:34 PM
فقط میتونم بگم منم میخوامممممممممممممممممم
گل بهار | August 19, 2008 7:46 PM
انار جون
با اجازه ات امروز و فردا رو که روزهای پایانی هفته ی مبارک وحدت هستش به ترتیب با عناوین:
روز «تمرکز٬ آرامش و شادی»
و روز «دفاع مقدس»
نامگذاری می کنیم و امیدواریم که وجود نارنین ات امروز و هر روز سرشار از آرامش و شادی باشه.
دیانا
دیانا | August 19, 2008 8:41 PM
ای لشگر انارستان آماده باش٬ آماده باش
انرژی ها و ادعیه بهر انار آماده کن
بندید بند دعاها! با سرعت شیرزنان!
بهر دفاع آخرین٬ باشید همه یاد انار
گویید به سایبرستان آماده باش آماده باش
ای لشگر انارستان آماده باش٬ آماده باش
بهر دفاع انار جون آماده باش٬ آماده باش
راهی کنید انرژی ها ای تپلان بی همتا
با نظم و ترتیب آورید رو سوی میدان دفاع
از امریکا٬ از اروپا دعا کنید از هر طرف
تا دریافت دکترا چو شیر ژیان٬ آماده باش٬ آماده باش
ای لشگر انارستان آماده باش٬ آماده باش
بهر دفاع انار جون آماده باش٬ آماده باش
ثابت قدم در سنگر ارسال انرژی هستیم ما
با اتحاد٬ با همدلی همراه هستیم با انار
شیرینی این اتحاد هستش مرهون انار
گفتیم امیر تپلان آماده باش٬ آماده باش
ای لشگر انارستان آماده باش٬ آماده باش
بهر دفاع انار جون آماده باش٬ آماده باش
باشید با هم متحد یاران و همراه انار
رو سوی فتح چربیا٬ ای دوستداران انار
هستیم جملگی همه٬ آرزومندان دیدار انار
ای تپلان٬ ای کپلان آماده باش آماده باش
ای لشگر انارستان آماده باش٬ آماده باش
بهر دفاع انار جون آماده باش٬ آماده باش
ای سرور انارستان هستی تو موفق فردا
دریافت کن انرژی ها از سوی دلهای شیدای ما
هستی کنون با اقتدار٬ فرمانده و مولای ما
لطف انار بر ما عیان آماده باش٬ آماده باش
ای لشگر انارستان آماده باش٬ آماده باش
بهر دفاع انار جون آماده باش٬ آماده باش
ای لشگر انارستان آماده باش٬ آماده باش
بهر دفاع انار جون آماده باش٬ آماده باش
....
****************************************************************
آقا لینک مستقیم پیدا نکردیم٬ اگه در تب و تاب شنیدن صدای بلبل جبهه ها! برادر ارزشی آهنگران می سوزید از طریق لینک زیر به وصال برسید که از قدیم گفتن هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد!!!(ضمنا طاووس مربوطه!!! ردیف سوم در انتظار کلیک مبارک شماست!):
http://www.aviny.com/Voice/Defae_moghadas/defae_moghadas.aspx
دیانا لشگرکشی زاده جهت 20آگوست!
دیانا | August 19, 2008 8:43 PM
دنا جون
اگه این ورا اومدی میشه بگی چطوری می تونم برنامه دویدنم رو توی mapmyrun,می تونم public بکنم که دیگران هم بتونن ببینن . من خودم راهی نتونستم پیدا کنم . راستی من از اول این ماه همه برنامه دویدنم رو وارد کردم . اصلا فکر نمی کردم تا حالا حدود 50 کیلومتر شده . البته همش دو نیست . راه رفتن هم دارم .
Ghazal | August 19, 2008 10:16 PM
دیانا شعرت خیلی باحال بود . تو محشری:))
Ghazal | August 19, 2008 10:17 PM
آخه تهرانم شد شهر :D
بیایید شیراز می برمتون باغ ارم :D
آمانیتا | August 19, 2008 11:44 PM
بچه ها یک سوأل غیر مرتبط داشتم .میشه بپرسم ؟!! آیا ؟
بچه ها شما ماکارونی یا غلات رو بخواین حساب کنین برای هرم ،خشکش رو در نظر می گیرین یا پخته اش رو ؟
خب من برنج رو پخته در نظر میگیرم ، نون رو پخته ( یعنی آردش رو حساب نمی کنم :دی ) و خیلی چیزای دیگه رو .
کدومش درسته ؟!! خب اگه بخوام وزن خشکش رو در نظر بگیرم که بازم کربوهیدارتم کم میشه .
لیلا | August 19, 2008 11:49 PM
لیلا جان
توی توضیحات هرم گفته که هر واحد غلات مساوی با 30 گرم نان یا نیم لیوان ماکارونی یا برنج پخته مساوی با 1/4 لیوان غلات پخته است.پس فکر کنم بر حسب این در نظر بگیری بهتر باشه و کارت راحتتر باشه.
من دیروز 150 گرم نون خوردم کربوهیدراتم شد 201 گرم..من توی فیت دی محاسبه می کنم که خیلی راحت گرم پروتئین و کرب رو بهت می ده.یه امتحانی بکن اونجا
سالومه | August 20, 2008 12:00 AM
یه پیشنهاد
انار جون می تونیم میتینگ و این بار حضوری برگزار کنیم!
فکر کن!
از اون ستاره ها که بچه بودیم تو دفتر مشقمون می چسبوندن حضوری بهمون بدی!
من قول می دم ستاره بگیرم!ترازومونو هم با خودم میارم!
میس ری | August 20, 2008 12:13 AM
وای آمانیتا گفتی باغ ارم دلم خواست. دفعه پیش که از این بیابون خودمون رفتیم شیراز یه بار هم رفتیم باغ ارم که هنوز هم درختهای خوشگلش جلوی چشممه.
بچه ها قرار بزارید ببینم شاید منم بتونم جور کنم بیام. البته خیلی مشکله اما به سختیش می ارزه.
فردا عروسی دوست دوران دانشگامه تو تهران. نمی تونم برم. بیچاره ام می کنه :((
خیلی دلم می خواست که برم اما چه کنم که نمی شه. ولی برای اون قرار انارستانی بیشتر تلاش می کنم.
آلبالو | August 20, 2008 12:29 AM
آلبالوی گل
چه خوشحال می شم تو هم بیای ..خیلی خوب می شه دوست دارم این دوست ورزشکارم رو زودتر ببینم.کلی گپ دارم باهات بزنم :دی
سالومه | August 20, 2008 12:43 AM
بچه ها اگه قرار 5 شنبه بعد از ظهر(حدود ساعت 5 ) باشه خیلی عالی می شه.اینطور که من از از نظرات بچه ها دیدم خیلی ها با این روز و ساعت راحت ترند... دو سه ساعت هم که با هم باشیم ساعت میشه 8-7 که تازه اول شبه و برای برگشت به خونه هامون هم مشکلی نداریم.البته به شرطی که همه سر ساعت بیان که تمام این مدت رو واقعاً با هم باشیم،نه در انتظار هم!
در مورد جاش هم بهتره یه جایی باشه که علاوه بر زیبایی دسترسی بهش از نقاط مختلف آسون باشه که بچه ها زیاد توی زحمت نیفتن.اسپیو جای خوبیه و به خود من نزدیکه ،ولی اومدن تا درکه ممکنه برای بعضی ها مشکل باشه.
آرتمیس | August 20, 2008 12:52 AM
پس منم باید بخونم
تپش تپش وای از تپش وای از دل دیوونه دارم میرم سر قرار ای دل نگیر بهونه!
آلبالو | August 20, 2008 12:58 AM
آرتمیس جونم 2 3 ساعت کمه به خدااااااااااا
سالومه | August 20, 2008 1:24 AM
آخ که چه قده خوشبحالتون میشه !!!!
بنده کماکان در سنگر جاکارتا (اندونزی) مشغول به دفاع از امور لایف استایلانه ام میباشم !!!
leili | August 20, 2008 1:30 AM
لیلی جان حالا دفاعت به کجا رسیده؟7 کیلو رو کم کردی یا نه؟؟/
سالومه | August 20, 2008 1:49 AM
آلبالو جون بیا خودم دوباره می برمت بوووس
بچه ها ما قبلا یه گروه داشتیم قرارامونو تو پارک طالقانی می ذاشتیم که همه با مترو بتونن بیان حالا شما ه درباره اش فکر کنین
آمانیتا | August 20, 2008 2:04 AM
میدونم که کمه سالومه جونم...ولی با در نظر گرفتن محدودیتها همینقدر هم که بتونیم با هم باشیم باید حسابی خدا رو شکر کنیم...من که از وقتی فهمیده ام که قراره همدیگه رو ببینیم حال و روز خودم رو نمی فهمم...
تازه اونهایی که می تونن بیشتر بمونن خوب می تونن بازم بمونن.همه که مثل من خونه دار و بچه دار ظرف و زنبیل رو بردار و بیار نیستن که!
رقی جونم کاشکی بتونی یه جوری خودت رو برسونی.جات خیلی خالی می مونه...دیانا هم همینطور و لیلی با نمک جاکارتا رفته نیز هم!
تازه بچه ها،اینجا یه تعدادی خواننده ی ناشناس هم داره که بیصدا می آن و مطالب رو می خونن و چیزی نمی گن تا ما بشناسیمشون.احتمالاً بعضی از اونا هم بخوان بیان تا انارشون رو ببینن.باید جا طوری باشه که گنجایش این مهمهانان احتمالی رو هم داشته باشه.به نظرم باید یه پارک باشه که مشکلی از نظر جا نداشته باشیم.
هنوز به آقای مهربان نگفته ام.اگه بگم از حسودی می ترکه!!!من معمولاً خبرهای ارزشمندم رو به این سادگیها به کسی نمی دم. تا جایی که ممکنه مثل یه گنج نگهش می دارم توی قلبم.
آرتمیس | August 20, 2008 2:29 AM
انار جونم...
می دونم که الان خوابی.
خورشیدی که الان بالای سر ماست داره می آد به سمتت تا روزت شروع بشه...روز 20آگوست...تا عقربه ی ساعت بچرخه و بچرخه و بره روی ساعت 8...تا تو بری و دفاعمون رو انجام بدی.می گم "دفاعمون" چون این فقط دفاع تو نیست.بلکه دفاع کل انارستانه.دفاع تمام ماست که امروز همونطور که خورشید داره از روی ایران رد می شه تا به ایتاکا برسه،دلهامون و دعاهای خیرمون رو به به اون گره می زنیم و به سمتت میفرستیم....صبح که بلند شدی به خورشید نگاه کن.موقع دفاعت هم هر وقت حس کردی که دوست داری ما کنارت باشیم،از پنجره به روشنایی آفتاب نگاه کن .تمام انارستانیها اونجا دارند به تو نگاه می کنند و نگرانت هستن.همشون دارن برات دعا می کنن و منتظر خبر موفقیتت هستن...حتی گلبرگ هم داره برات دعا می کنه(تصورش اینه که یه امتحان ریاضی خیلی سخت داری! بیشتر از این نتونستم موقعیت خطیر امروزت رو براش تشریح کنم) ...
ما همه در کنارتیم...راحت بخواب ، فردا با آرامش دفاعت رو بکن و با خبرهای خوش برگرد.
آرتمیس | August 20, 2008 4:26 AM
انار جون موفق باشی.
آلبالو | August 20, 2008 4:33 AM
انار عزیز من ایشالا دفاعت رو عالی انجام بدی و از نتیجه اش خیلی راضی باشی
برات کلی انرژی مثبت می فرستم .موفق باشی
سالومه | August 20, 2008 4:40 AM
وای چه خوب که اناری میای و ما میبینیمت.
ولی من تویه دورانی که تو تهرانی یه سفر یه هفته ای دارم خدا کنه قرارمون تداخل با سفرما نداشته باشه(گریهههههههههههههههه)
الی | August 20, 2008 4:41 AM
اینم بگم:
من با نظر میس ری کاملا موافقم. همون پارکی که میگه به نظرم عالیه.چون میتونیم راحت باشیم و دغدغه گیر دادن هایه الکی رو نداشته باشیم. چون احتمالا زیاد باشیم و خیلی تویه چشم بیام.
الی | August 20, 2008 4:43 AM
مثلا فکرش رو بکنید گ ش ت ا ر ش ا د بهمون گیر بده وایییییییییییییییی آبرومون پیش انار میره ها:دی
الی | August 20, 2008 4:45 AM
سلام به هممممممممممممه
چه خبر خوببببببببی
پس انارستان از حالت مجازی به صورت واقعی در میاد.
منم با رقی موافقم.پلیییز قرار رو زود نذارین.
اگه پانزده شهریور اینا باشه منم حتما خودمو می رسونم.
مگه نمی خواین منو هم ببینین پس صبر کنید منم بیام ;-)
چقدر شهریور دیدار داریم هووووورا
اومدن انار, اومدن رقی, و دفاع آرزو.هوووریااا
دیانا جونم شما هم خیلی وقته ایران نیومدی ها.برو امروز بلیط بگیر p-:
rokhy | August 20, 2008 4:45 AM
++++++++++++++++++++++++++++++
تمام انرژی هایه مثبت امروز من تقدیم تو.
امیدوارم دفاعت رو خوب برگزار کنی
++++++++++++++++++++++++++++++
الی | August 20, 2008 4:47 AM
انار جان ایشالا که دفاعت رو با موفقیت انجام میدی و نتیجه این همه تلاشت رو میبینی موفق باشی
آلبالو88 | August 20, 2008 4:48 AM
بچه ها اگر قرار تو پارک لیدی ها باشه باید شینیون کنیم !!!!!!!!!!!!!
پیرهن آبی مو بپوشم یا پیرهن سیاه و....
میس ری | August 20, 2008 5:04 AM
بچه ها پارک بانوان خییییییییلیییییییی شلوغه.سرسام می گیریم که...
سالومه | August 20, 2008 5:10 AM
منم میخوام انار ببینم!!!
انار مشهد نمیای؟
goli | August 20, 2008 5:24 AM
آخه سالومه تو جایه بهتری که بشه راحت بود رو سراغ داری؟
الی | August 20, 2008 5:25 AM
نمی دونم ولی می دونم که اونجا دیوونه خونه است از شلوغی
سالومه | August 20, 2008 5:33 AM
باشه بهتره بگردیم دنباله جای بهتر.
فقط دعا کنید با سفر من تداخل نداشته باشه.چون هیچ جوره نمیتونم سفرم رو کنسل کنم یا به تاخیر بندازم چون میخوایم بریم پیشواز یه سری مسافر از غربت اومده:دی
الی | August 20, 2008 6:08 AM
انار جان موفق باشین :)
فندق | August 20, 2008 6:15 AM
انار عزیز زودتر بیا و از نتیجه ی درخشانت بگو .
خدا می دونه واست همونطور دارم دعا می کنم که روز دفاع شیما خواهرم.
موفق باشی خانوم دکتر همیشه موفق و مصمم
SIB | August 20, 2008 6:24 AM
الی جون مانتو بلند و گشاد می پوشیم با مقنعه های بلند!
بدون آرایش ضد آفتاب مجاز است!
هیچکس هم گیر نمیده!
می تونیم بریم خونه سالومه جون :دی
میس ری | August 20, 2008 6:26 AM
من دیشب به همسی گفتم (با ذوق فراوون و حالت جیغ) انار داره میاد تهران وایییییییییییییییییییییییییی
خیلی خونسرد و جدی گفت خب یه شب شام دعوتش کن:))
الی | August 20, 2008 6:32 AM
دیانا چقدر خندیدم از نامگذاری روزهات
sib | August 20, 2008 6:34 AM
بچه ها ازتون خواهش می کنم یکی لطف کنه وزن 91.7 منو وارد کنه تو لوگ .میشه لطفا؟
sib | August 20, 2008 6:37 AM
انار موفق باشی. الان کلی انرژی مثبت به سمت تو روانه است :)
شانه بسر | August 20, 2008 6:49 AM
عزیزان بنده دیروز رفتم bai line یکسری خانوم بسیار شیک دامن کوتاه کراوات زده ی بسیارررر مانکن فرم بدن بنده رو آنالیز!! فرمودن و گفتن باید 60 -70 جلسه برم تا در کنار رژیم و ورزش این بنده ی سراپا تقصیر چاق اعتماد به نفس از دست داده همچون آن حوریان خوش اندام سیمین ساق (کارکنان اونجا) مانکن و چه بسا نیکول کیدمن شوم.
حالا موندم برم یا نه
×مدیریت اونجا خانوم یوکابد خانوم خیلی سعی می کرد تا آخرین درجات جدیت و بی احساسی رو در وجنات خود به نمایش بگذارد(و من با اینکه هیچ انتظار نداشتم که با من بگو بخند کند ولی نمی دانم چرا ازشان ! اصلا خوشم نیامد)
××جاری (خانوم برادر شوهر) خانوم دوست شوهر خواهرم زفته bai line و قسم می خورم بدون غلو شده مانکن( البته با رژیم کم کالری خیلی دقیق)شده
××× من چه کنم ؟؟؟ تو رو خدا راهنماییم کنید
sib | August 20, 2008 6:54 AM
تشریف بیارید منزل من خیلی هم خوشحال می شم.یه کم کوچیکه خونم ولی منظره اش عالی یه می تونیم از اونجا هم 2 قدم پیاده بریم نت بام تهران و راه بریم.در ضمن بگم که هر کی بیاد خونه ما حتما بعدش باید بره کوهنوردی چون اصولا من برای مهمونام یه 10 مدل غذا و شیرینی و دسر می پزم.حالا خود دانید دیگه.......:دی
سالومه | August 20, 2008 6:56 AM
سیب جان من 10 جلسه رفتم بایلاین نمیگم خوبه یا بده من واقعا شکمم رفته بود چسبیده بود به کمرم ولی اگه بعدش رژیم نداشته باشی و ورزش نکنی به راحتی برمیگرده بیشترم برمیگرده نظر شخصی من اینه که بهتره آدم با ورزش و رژیم لاغر بشه و در نهایت اگه قسمتی از بدنش چاقی موضعی داشت و دیگه سخت آب میشد خدمت بایلاین برسه !
آلبالو88 | August 20, 2008 7:02 AM
بچه ها. متخصصین.
کسی می تونه به من بگه --- پلو --- پلو ها.. برنج رو نمی گم می گم پلو.. 100 گرمش چند کالری داره؟؟
از تله تکست دیدم 100 گرم 109 کالری و فکر می کنم غزال یا لیلا می گفت 130 کالری.
من چون آشپز خونه مون نیستم پلو رو فقط در حالت پخته می تونم وزن کنم. تا الان مثلا 100 گرم را 110 حساب می کردم و 100 تا هم برای احتیاط که روغن باشه حساب می کردم. مثلا 200 گرم پلو بخورم 500 کالری حساب می کنم..
برنجش هم همین برنج خوشمزه سفید استان سر سبز خودم.
بهارک | August 20, 2008 7:05 AM
من الان دوباره که تاریخ اومدن انار را دیدم اولین چیز که بنظرم رسید از اون روز تا شروع ماه مبارک 5 روز وقت دارین چرا تو همون 5 روز اول همدیگرو نمی بینین؟ بعد خب دوباره قرار مجدد اگر خواستین با افراد بیشتر هم بذارین خب..
بهارک | August 20, 2008 7:08 AM
الان ساعت 7 صبح هست نیویورک. انار جان برات آروزی موفقیت می کنم.
بهارک | August 20, 2008 7:13 AM
الان ساعت 7 صبح هست نیویورک. انار جان برات آروزی موفقیت می کنم.
بهارک | August 20, 2008 7:14 AM
سلام آلبالو جون
دوست دارم بدونم چقدر سایز کم کردی و در چه مدت؟
آخه می دونی من الان رژیم نه چندان سختی دارم .شنا و دوچرخه سواری می رم به تناوب .خونه از الپتیکال استفاده می کنم که کلی به رونهام شکل داده ولی 1ماه و نیمه که از 91.7 میرم فوقش 91 و بر میگردم.
هر پزشکی که از نزدیک میشناسدتم( چه فعلی شد;) ) میگه یه جای کارت منظور متابولیسم یا غد و اینات مشکل داره. اصلانم آدم غر غرویی نیستم ولی بعضی وقتا بد می برم و دنبال کارای خلاف عقل می رم
SIB | August 20, 2008 7:18 AM
ووااااااااااااییی چه جالب همدیگه رو ببینییییییییییییم.من که از ذوق دیوونه می شم.
آریس | August 20, 2008 7:26 AM
من نیم ساعت دیگه دارم میرسم سر جلسه.
انار | August 20, 2008 7:28 AM
بنده هم تاکید اکی دارم تو روز تعطیل و مناسب بزاریم قرار رو.
فک می کنم ببینم چه پاتوقی خووووبه!
واقعا این خبر بهترین خبر چند روز اخیر بوده که شنیییدم.
آریس | August 20, 2008 7:29 AM
موفق باشی انار جونم.امروز دفاعته؟
آریس | August 20, 2008 7:31 AM
بچه ها تو پارک بانوان می زارن عکس بگیریم یا نه؟
آریس | August 20, 2008 7:39 AM
سیب جان
من تقریبا رژیمی نگرفتم اون موقع 2 کیلو لاغر شدم و 40 سانت از کل بدنم کم شد مدتش هم درست یادم نیست ولی 10 جلسه رفتم و تقریبا هفته ای 3 بار! هر تصمیمی که گرفتی امیدوارم نتیجه عالی بگیری راستی وبلاگت هم برای من فیلتره نمیدونم چرا !
آلبالو88 | August 20, 2008 7:49 AM
انار جان ایشالا دفاعت خوب پیش بره من از صبح زود تا چشممو باز کردم یادت افتادم موفق باشی عزیزم بوس
سردرگم | August 20, 2008 7:54 AM
بچه ها ایشالا که همه چی به خوبی پیش بره و همدیگه رو ببینید و کنار هم بودن لذت ببرید تو رو خدا جای ما رو هم خالی کنید دوستتون دارم
سردرگم | August 20, 2008 7:57 AM
انار جان :
امیدوارم وقتی میای و این مطالب را میخونی همه چیز به خیر و خوشی تموم شده باشه،نمیدونم چه احساسی داری ولی من آخرین روز تحصیلم را فراموش نمیکنم مثل یه پرنده از قفس آزاد شده میخواستم پرواز کنم ! دلیلش هم این بود که رشته تحصیلی ام با روحیه ام هیچ تناسبی نداشت..
امیدوارم برای تو اینطور نباشه و روزهای خوبی در انتظارت باشه و در هر کجای دنیا که هستی آینده شغلی بسی درخشانی داشته باشی..
این ایده گردهمایی اناریون ساکن در وطن خیلی خیلی عالی بود .مدتها قبل خواب میدیدم یه جایی مثل استادیوم ورزشی همه جمع بودند در واقع همایش اناریون بود! اتفاقا داشتم دنبال دیانا میگشتم که میگفتن بلیط گیرش نیومده!! اما جالب تر از همه این بود که وقتی از خواب بیدار شدم هر چی فکر میکردم بیاد نمی آوردم که آدم تپل مپلی اونجا دیده باشم در واقع تو خواب همه هیکلها میزون و فیت فیت بود! امیدوارم در واقعیت هم چنین اتفاقی بیفته و همه اونها که همدیگه را میبینن روز پرخاطره ای را بگذرونند.
یه دوست | August 20, 2008 8:11 AM
ااااا امروزه دفاع انار؟
اوه، منم کلی انرژی مثبت میفرستم برات و آرزوی موفقیت میکنم.
همه چیز با آرامش درونی ای که داری حتما خوب پیش میره.
شوهر منم اصلا اون روز استرس مسترس نداشت. حسابی ریلکس و در کمال از بالا نگری رفت سر جلسه دفاع و اینقدر خوب دفاع کرد که حرف نداشت. انگار استاد داره برای شاگرداش درس میده. کلی تحسینش کردن هیئت ژوری. مطمئنم که تو هم همینطور خواهی بود و تحسین همه را بر خواهی انگیخت.
من میرم بیرون و همش به فکرت خواهم بود.آهنگ ملایم گوش دادن قبلش خیلی تاثیر مثبت میذاره ها. اون استرس رو کاهش میده.
بون گوقژ یا همون گود لاک خودمون انار جون.
رقی | August 20, 2008 8:18 AM
آریس جان توی پارک بانوان دوربین و موبایل و این برنامه ها کلاً ورود ممنوعه!
شانه بسر | August 20, 2008 8:22 AM
کلی انرژی مثبت برای انار که زودتر بیاد و خبر نمره های خوب خوب رو بده.
بعد هم چقدر خوب که شماها حواستون به قرار مدارهای دیداره و کاری به کار کسی که نمی خواد این هفته وزنش رو توی لاگ ثبت کنه ندارین !!!!
من به وزنه دسترسی ندارم. فکر نکنین خدای نکرده توی سفر دارم ناپرهیزی می کنم ها !!!!
سبا | August 20, 2008 8:30 AM
فکر کنم الان انار داره دفاع می کنه و همه هم دارن کف می کنن
.
.
.
. فکر کنین اینجا چه جشنی بر پا بشه .........
انار می خواد بیاد تازه دفاع هم کرده باشه
.
.
. چه شود
zeinab | August 20, 2008 8:42 AM
من همچنان دارم انرژیه مثبت می فرستم واسه ات انار !
حالا جالبیش اینه که نو دفاع داری
من استرس دارم
یکی نیست بگه زی زی آروم باش اون کارش رو بلده ناسلامتی رهبره ها
zeinab | August 20, 2008 9:41 AM
از صمیم قلب برات آرزوی موفقیت دارم انار عزیزم
آمانیتا | August 20, 2008 9:51 AM
سوال بی ربط منو کسی جوابشو نمی دونه؟ اینجا که میتینگ تغذیه و ورزش نیست اصلا من اشتباهی اومدم.
بهارک | August 20, 2008 10:07 AM
انار جان موفق باشی ما همه برات انرزی مثبت می فرستیم اره زی زی ادم استرس می گیره تو مایه های المپیکه 4 سال یا حالا یه کم اینور اونور برای یه ساعت
ملانی | August 20, 2008 10:24 AM
آریس جان مثل اینکه اگه ببینن داری عکس میگیری بهت تذکر میدن ولی من که تا حالا تذکری نگرفتم! من هربار که رفتم عکس گرفتم عکسای تو گروهم مال همونجاس
فندق | August 20, 2008 10:25 AM
بهارک جان طبق این جدولی که من دارم 100 گرم برنج پخته 131 کالریه
فندق | August 20, 2008 10:27 AM
بهارک جون
من ترازو ندارم و برنج پخته رو قاشقی اندازه می گیرم یه قاشق نه خیلی پر و نه خیلی خالی رو 30 در نظر می گیرم چون توی برنجهام اصلا روغن نمی ریزم . ولی به گرم راستش نمیدونم .
غزال | August 20, 2008 10:50 AM
انار عزیز برات از ته دل آرزوی موفقیت می کنم .
غزال | August 20, 2008 10:51 AM
بچه ها جونم
من هم خیلی دوست داشتم که اونجا می بودم و همتون رو می دیدم ولی نمیشه . حالا ولی نظرم رو در مورد جایی که می خواین همدیگه رو ببینین می گم . به نظر اگه توی خونه کسی باشه اگه امکانشو دارین خیلی بهتر و راحت تره . بیرون هرجا بخواین برین اولا که ممکنه اونجا راحت نباشین و نتونین از وقتتون خوب استفاده کنین و هم اینکه هماهنگی بین همتون و به توافق رسیدن سر اینکه کجا برین خیلی سخته .
به نظرم یه جایی باشه که بتونین تا می خواین سر و صدا کنین و همدیگه رو بدون مانتو روسری هم بتونین حسابی ببینین .
حالا اگه نشد که خونه کسی برین همین پارک نشاط که مخصوص خانمها شده اگه توش راحتین و مزاحم وجود نداره می تونه انتخاب خوبی باشه . یا اینکه یه کافه ای توی درکه یا دربند که چند تا تخت رو به هم می چسبونن و میشه توش شلوغ بازی کرد و طبقه های بالاییش هم معمولا کس دیگه ای نمیاد .
ایشالا که به همتون خوش بگذره اون روز . از الان منتظر فردای اون روزم که بیاین و گزارش بدین چیکارا کردین .
دوستون دارم :)
غزال | August 20, 2008 10:58 AM
خوب اگه بریم پارک بانوان و نتونیم با هم عکس بگیریم که خیلی حیف می شه:(
آریس | August 20, 2008 11:07 AM
بهارک جان هر یک لیوان برنج پخته با روغن 250 کالری داره.هر 1 قاشق برنج با روغن هم 25 تا 30 کالری بسته به پر بودن و خالی بودنش.معمولا بچه های گروه کالری برنج رو زیادی بالا می گیرن.هر 5قاشق پلو بی روغن 80 کالری داره.که می شه 1 واحد یا 1 سهم برنج...
سالومه | August 20, 2008 11:08 AM
انار چی شد دفاعت؟انرژی ها به سوی تو روانه است همچنان........................
سالومه | August 20, 2008 11:14 AM
بچه ها من خیلی با درکه موافقم....
سالومه | August 20, 2008 11:15 AM
بهارک جون فندق درست می گه...منتها برنج صددرصد بی روغن این کالری رو داره.
آریس | August 20, 2008 11:15 AM
بهارک دکتر کرمانی میگفت هر 1 قاشق برنج کته حدودا 40 کالری داره یه کفگیر که میشه 6 قاشق 240 کالری
برنج آبکش یه کم از این کالریش کمتره
فندق | August 20, 2008 12:18 PM
دیانا جون
من موندم تو این آهنگ ها رو چه جوری پیدا می کنی؟!
شب تاب | August 20, 2008 12:20 PM
موفق باشی انار جون.من تازه از مسافرت برگشتم.امیدوارم نتیجه دفاعت عالی شده باشه.
بهار | August 20, 2008 12:27 PM
انار جون برات آرزوي موفقيت مي كنم.
آزي | August 20, 2008 12:41 PM
دکتر انار به انارستان.. دکتر انار به انارستان :))
وای انار من جدی تپش قلب گرفتم دیگه!
شانه بسر | August 20, 2008 1:41 PM
انار جونم فكركنم ديگه الان خيلي از زمان انرژي فرستادن گذشته ولي اميدوارم همه چي به خوبي پيش رفته باشه
ليلا | August 20, 2008 1:41 PM
بچه ها نميشه جايي قرار بذارين كه به همه نزديك باشه ؟!! خب من فلك زده تا بيام دركه و برگردم كه يك خروار ساعت طول مي كشه :((
Anonymous | August 20, 2008 1:43 PM
بچه ها نميشه جايي قرار بذارين كه به همه نزديك باشه ؟!! خب من فلك زده تا بيام دركه و برگردم كه يك خروار ساعت طول مي كشه :((
Anonymous | August 20, 2008 1:44 PM
اين بالايي من بودم ها . نميدونم چرا دوبار اومد !!
ليلا | August 20, 2008 1:55 PM
اين بالايي من بودم ها . نميدونم چرا دوبار اومد !!
ليلا | August 20, 2008 1:55 PM
تبریک تبریک انار جون آفرین آفرین ماشاالله.
بهارک | August 20, 2008 2:00 PM
تبریک خانم دکتر و خسته نباشی واقعا
ملانی | August 20, 2008 2:05 PM
دكتر انار دكتر انار..........واي اين "دكتر انار"چه خوب با لب ودهن بازي مي كنه
انار حالا دكتره چي ميشي؟
يه خاطره:مايه دوسته خانوادگي داريم ازين خانم شيك ها كه همه جاشو عمل كرده ودائم در حال ور رفتن با خودشه و كلا از علم دانش به دوره.بعد خواهر من كه خواهر ميس ري هم باشه معماري خونده دانشگاه.بعد اين يه بار با يه لهجه قشنگ وناز تركي اونم از نوع عشوه ايش گفت:خوب حالا الي يعني تو الان دكتر دروديوار شدي؟
يه خاطره ديگه:يه بار پدر بنده در بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان قلب بستري بودن بعد تخت بغل ايشون يه آقايي بود كه كله پزي داشت براي بابا تعريف كرده بود كه من اينقدر كله پاچه مي خورم تا بيهوش ميشم(نتيجه ش هم سه تا سكته قلبي بود تا اون موقع)بعد يه بار كه براي ملاقات رفته بوديم اين آقاهه اومد وكلي شروع كرد با من گپ زدن وبعد گفت حالا چي ميخوني؟(آقاهه اصلا تواين باغ ها نبود ها دكتر جوون ديده بود ميخ واست سر صحبتو باز كنه)بعد گفتم من گرافيك خوندم .آقا كله پزه بعد از چند بار تكرار كردن گفتيعني آخرش قاضي ميشي دي: منم گفتم آره همون..
حالا انار بيا بگو ببينيم بعد از اين همه درس خوندن حالا چي ميشي؟
آزي | August 20, 2008 2:07 PM
تبریک انار جان تبریک! جدی جدی خسته نباشی :×
من برم ذوق کنم!
شانه بسر | August 20, 2008 2:08 PM
فکر کنم تبریک بازار بشه و اینجاو کسی جواب سوالم و نده اما من می پرسم ضرری که نداره هان سایتی هست که بشه ازش ایروبیک دانلود کرد من هرچی گشتم پیدا نکردم
ملانی | August 20, 2008 2:08 PM
چه خبرهههههههههههههههههه اینجا.کلی وقته نبودم.دیانا جون خوش اومدی دوباره.اناری تولدت مبارک.آزی جون مبارک باشه نتیجه کنکورت.و انار جون من مطمئن هستم دفاعت عالی پیش میره.منتظر هستیم که بیایی.خوش خبر باشی خانم دکتر.بووووووووووووس
سحر | August 20, 2008 2:08 PM
هوووووووووووووووورااااااااااااااااااااااااااا تبريك خانم دكتر
آزي | August 20, 2008 2:10 PM
تبریک انار جان :))
ایشالا موفقیت های بیشتر
فندق | August 20, 2008 2:22 PM
هوراااااااااااااااااااااااا انار .
تبريك ميگم خانم دكتر :)
ليلا | August 20, 2008 2:39 PM
به سلامتی انار جان. به سلامتی و دل خوش !!!
سبا | August 20, 2008 2:49 PM
هورا تبریک انار جان ! واقعا با اون همه تلاشت این موفقیت حسابی حقته ! واقعا آفرین
آلبالو88 | August 20, 2008 3:13 PM
انار جون مبارک باشه.
فکر کنم انار دکتر زلزله باشه.
آزی جون تو هم دکتر خط و رنگ میشی ایشالا.
شب تاب | August 20, 2008 3:13 PM
اتفاقا يه همكار داشتم مي گفت تو آخرش دكتر چشم چشم دوابرو ميشي اونم برق مي خوند منم بهش مي گفتم تو هم خودتو بكشي نهايتش بابا برقي ميشي دي:
چه شيرين زبون شدم امشب :)
آزي | August 20, 2008 3:19 PM
تبریک جانانه برای خانوم دکتر انار . مبارک باشه .
غزال | August 20, 2008 3:23 PM
واییییییییییییییییییی تبریک انار خسته نباشی خانوم دکتر آخیش دیگه راحت شدی .خیلی خوشحال شدم از این موفقیتت.بوسسسسسسسسسسسسس
گل بهار | August 20, 2008 3:44 PM
تازه انار من امروز به يادت شامپو انار خريدم دي:
آزي | August 20, 2008 3:46 PM
انار شیرینی شیرینی به خدا ما هم نگرانت بودیم باید شیرینی بدی.شیرینی شیرینی
گل بهار | August 20, 2008 3:47 PM
انار جونم یک عالمه تبریک یک عالمه برات خوشحالم ولی از اینکه داره از نیویورک میری غمگینم ببین اگه وقت داشتی برنامه بزار ببینیمت خانم دکتر
paybarah | August 20, 2008 4:41 PM
انار جونم مباركه . چقدر خوشحالم . چقدر خوشحالم برات . مباركت باشه
تيتان | August 20, 2008 5:18 PM
به به مبارکه انار خانوم.خیلی تبریک می گم.:×
آریس | August 20, 2008 5:24 PM
انار جون تبریک میگم مبارک باشه دکتر شدنت خیلی خوشحالم برات :)
سردرگم | August 20, 2008 5:37 PM
انار جون تبریک میگم مبارک باشه دکتر شدنت خیلی خوشحالم برات :)
سردرگم | August 20, 2008 5:37 PM
به به خانم دکتر ما بالاخره اومد و خبرای خوب داد.
تبریک میگم انار جون.
ایشالله میری برای پست دُک دیگه.
رقی | August 20, 2008 5:50 PM
anar jaan ghaboolit mobarak .... mibini omr che zood migzare .... in dore ham tamoom shod ..... hala ishallah be ma shirini bedi ha :)
E.A | August 20, 2008 6:32 PM
anar jaan ghaboolit mobarak .... mibini omr che zood migzare .... in dore ham tamoom shod ..... hala ishallah be ma shirini bedi ha :)
E.A | August 20, 2008 6:32 PM
anar jaan ghaboolit mobarak .... mibini omr che zood migzare .... in dore ham tamoom shod ..... hala ishallah be ma shirini bedi ha :)
E.A | August 20, 2008 6:32 PM
anar jaan ghaboolit mobarak .... mibini omr che zood migzare .... in dore ham tamoom shod ..... hala ishallah be ma shirini bedi ha :)
E.A | August 20, 2008 6:32 PM
انار عزیزمون
دفاع جانانه ات رو تبریک می گیم با تمام وجود.
با محاسبات من درست همون وقتی که تو در حال دفاع بودی بولت جامائیکایی هم در حال آماده گی و تلاش برای بدست آوردن مدال طلای ۲۰۰متر بود. این تقارن برای من خیلی شیرین بود و حتم داشتم که تو هم مثل اون برنده از میدون میای بیرون. فقط افسوس می خوردم که هیچکدوم مون اونجا نیستیم که اگه بعد از دفاع خواستی دور دانشگاه دور پیروزی بزنی و بدویی ازت فیلم بگیریم خواهر.
دم ات گرم ای تلاشگر عرصه های علم و ای ورزشکار عرصه ی دو.
دیانا شاد شاد شادی پور!
دیانا | August 20, 2008 7:28 PM
آقا من نمیتونم اصلا تو اینmapmyrun.com عضو بشم هیچ کس میدونه چرا؟ اصلا واسم activation code نمیفرسته غزال جان تو راحت عضو شدی ؟
گل بهار | August 20, 2008 7:46 PM
به به انار جونم خیلی مبارکت باشه و وااااااااااااااقعا خسته نباشی
دوکتر انار حالا شوما دوکتر چی چی شدی؟
زلزله؟؟؟؟؟(با لهجه ایصفهانی بوخونش!)
واقعا مبارک باشه گلم...
سالومه | August 21, 2008 12:01 AM
چقدر اتفاقات خوب افتاده من نبودم.اول اومدن دیانا رو به هممون تبریک میگم که واقعا جاش خالی بود.بعد هم دکتر شدن انار ورزشکار.واقعا جای بسی فخر و مباهات داره که اونور دنیا با اونهمه مصایب و دلمشغولیها ,حماسه آفریده برای تمام انارستانیها.
به بقیه بچه هایی که در عرصه علم و دانش پیکار میکنن چه اینور دنیا چه اونور ,خسته نباشید میگم و امیدوارم با قبولیشون مشت محکمی بزنند بر دهان استکبار!!
سولی | August 21, 2008 12:20 AM
انار جونم
دیشب اینجا مهمونی بود و هیچ رقمه نمی تونستم جیم بشم و بیام پای کامپیوتر...آخر شب هم که مهمونها رفتن همگی از خستگی بیهوش شدیم...تمام شب خواب تو و دفاعت رو می دیدم.امروز صبح که منتظر بودم صفحه ت باز بشه دل توی دلم نبود و ناخودآگاه زیرلب صلوات می فرستادم!
از ته دل بهت تبریک می گم...این موفقیتی بود که واقعاً لیاقتش رو داشتی...امیدوارم حالا دیگه شاد و امیدوار به ابعاد دیگه ی زندگیت برسی.
حالا اصلاً کجا هستی تو که صدات درنمیاد؟!!بیا یه چیزی بگو دیگه!
آرتمیس | August 21, 2008 12:24 AM
تبریک میگم خانم دکتر. مبارک باشه. حسابی راحت شدی.
امروز برای من هم روز مهمی شد در کمتر از 36 ساعت از فرستادن یک تقاضانامه کاری مصاحبه داشتم در دی سی و همون سر مصاحبه بیشنهادشون رو قبول کردم!!!!! هنوز خودم هم باورم نمیشه. همه چیز از دیروز صبح تا امروز ساعت 4 طول کشید.
نینابه | August 21, 2008 12:33 AM
مبارکه انار عزیزم
بسلامتی
همیشه موفق باشید
ساتین | August 21, 2008 2:11 AM
انار جون تبریک می گم.می دونم چه کار بزرگی انجام دادی انشالله آینده شغلی خیلی خوبی داشته باشی
نینابه جان.این ماجرای تقاضانامه کاری تو هم خیلی جالب بود وجای تبریک داره .امیدوارم توی کارت موفق باشی وحسابی بدرخشی
بهار | August 21, 2008 2:25 AM
انار جونم یک عالمه تبریک یک عالمه برات خوشحالم ولی از اینکه داره از نیویورک میری غمگینم ببین اگه وقت داشتی برنامه بزار ببینیمت خانم دکتر
پی براه | August 21, 2008 2:40 AM
آزي جون. من اينجا هستم. چي داري همه رو واسه عروسي دعوت ميکني. اصلاً از اين خبر ها نيست بهت بگم. (دارم از الان مادر شوهر بازي در ميارم :o)
sheri | August 21, 2008 3:06 AM
مبارک باشه انار جان ....
موفق باشی
یعنی میشه منم یک روزی درسم تمام شه ....
کرم ابریشم | August 21, 2008 4:24 AM
لیلا جونم
بلاگفا باز نمی شه همینجا جوابت رو می دم شاید به درد بقیه هم بخوره
ببین هر 1 لیوان ماکارونی پخته مساوی با 140 گرم ماکارونی پخته است و 219 کالری هم داره.پس نیم لیوان ماکارونی پخته می شه 70 گرمکه تقریبا 110 کالری داره.
سالومه | August 21, 2008 4:30 AM
نينابه جون
تبريک فراوون بابت کارپيدا کردنت، اين ديگه خيلی عاليه کلی بايد از خودت احساس خوب داشته باشی که با اين مدت کم از فرستادن درخواست کارت جواب مثبت هم گرفتي، خلاصه خيی مبارکه
نوا | August 21, 2008 4:38 AM
انار جون خدائيش چه دل بزرگی داشتی اين همه مدت که کارت رو پيدا کرده بودی هيچی نگي، خيلی مهمه که الان که دفاعت رو کردی ديگه هيچ فکر و خيال گشتن دنبال کار رو نداري، جدن خيلی تبريک می گم.
نوا | August 21, 2008 4:42 AM
نینابه جان تبریک میگم بهت. واقعاً شماها باعث افتخار تمام انارستان هستید.
امیدوارم همیشه مثل این مدت خبرهای خوب و اتفاقات خوش داشته باشیم :)
شانه بسر | August 21, 2008 5:53 AM
سالومه جون این یک لیوان برنج رو هم می دونی چند گرم می شه؟ من با لیوان حساب نمی تونم کم و زیاد می شه وزنشو می دونی عزیزم؟
بهارک | August 21, 2008 6:12 AM
بهارک جونم
1 لیوان پلو (برنج پخته) 150 گرمه...همین الان رفتم برات اندازه گرفتم!
آرتمیس | August 21, 2008 7:07 AM
انار خانم مبارکه خانم دکتر شدنت
ميس ري | August 21, 2008 7:10 AM
مرسی آرتمیس جون خیلی ممنون.
بهارک | August 21, 2008 7:33 AM
راستی دیدم داری میری ایران. چه عالی خوش بگذره. جای ما رو هم حسابی خالی کنید.
نینابه | August 21, 2008 8:26 AM
:)
آرام | August 21, 2008 9:09 AM
تبریک انار دکتر کار دار!:×
آریس | August 21, 2008 10:02 AM
انار عزیزم با تمام وجود خوشحال شدم و از صمیم قلب تبریک میگم........ بووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
سامیا | August 21, 2008 12:03 PM
منم از همین حالا برای روز قرار روز شماری می کنم!!!!!!!
سامیا | August 21, 2008 12:05 PM
سلاااام به همممه
انار جون دکتر سارا هم بهت خیلی تبریک گفت و برات سلام رسوند.
بچه ها حال دکتر سارامون خوبه خوبه.و اسم نونو آقا امیره.
:-×
:-×
rokhy | August 21, 2008 12:36 PM
آخي خدا رو شكر كه خوبه .
ديگه نميشه گفت نونو ، بايد بگيم آقا امير :*
ليلا | August 21, 2008 12:48 PM
بسمه تعالی
***آزادیت مبارک***
-ستاد خوش آمد گویی به آزادگان مدافع !.-
مـــــــــــــــــبــــــــــــــــــا ررررررررررر کـــــــــــــ
بــــــــــــــــــاشـــــــــــــــــه ( با جیغ بخوانید!)
((:
من خانوم | August 21, 2008 12:58 PM
من از اسم امیر خیلی خوشم میاد انشاالله امیرالمومنین همیشه مراقبش باشه پسر گل دوست خوشگلمو.
بهارک | August 21, 2008 1:04 PM
انار عزیزم خیلی تبریکمیگم .برات آرزوی موفقیت روز افزون دارم.
یک سبد گل پیش کش و تقدیمت.
آنی | August 21, 2008 1:41 PM
مبارکه :) بغل محکم دست بلند بالا
آرام | August 21, 2008 1:48 PM
ببخشید روزی 12000 کالری یعنی چی؟
http://1pezeshk.com/archives/2008/08/post_906.html
فلیپس اینقدر می خوره؟
آرام | August 21, 2008 2:03 PM
من 1200 تایش را نمی توانم بخورم. مامان!
آرام | August 21, 2008 2:10 PM
بچه ها کسی از سارا خبر نداره؟ پسرش خوبه؟
آرام | August 21, 2008 2:14 PM
اا الان دیدم!
آرام | August 21, 2008 2:19 PM
آرام جون عزيزم اين داداش فيليپس تمرينات دوتا 5 ساعت شنا داشته.مي دوني چقدر كالري مي سوزونه؟خوب 12هزار براي اون منطقيه.بعدشم به نظرم مياد كه نبايد بشينه اين همه كالري رو بايه كاميون سبزيجات ويه وانت بار ميوه ومثلا يك ديگ برنج جبران كنه.حتما چيزاي كم حجم وپر كالري مي خوره والا من خودم كه اين همه بخورم خودمو بكشم صبح تا شب شب تا صبح بيشتر از سه هزار تا نمي تونم بخورم دي:
بچه ها من بازم معدم كش اومده رسما بازم سير نمي شم وحتي پر هم نمي شم.چندروز پيش نهار اينقدر خوردم بعد ديدم نه اصلا نه سير شدم نه پر شدم وديگه گفتم ولش كنم شدم عين مادر بزرگ زي زي گولو آسي پاسي تا به تا.خدا رحم كنه
آزي | August 21, 2008 3:17 PM
امروز هم خيلي خوردم شب كه داشتيم بر مي گشتيم يك بوي كبابي از يه رستوران ميزد بيرون رسما گفتم الان اشتها دارم با يه پرس برنج وكره اينم بخورم:)
آزي | August 21, 2008 3:19 PM
آرام جون من ديروز حاشونو پرسيدم خوب بودن رخي هم باهاش صحبت كرده
آزي | August 21, 2008 3:29 PM
آزی جان فلیپس در شام نیم کیلو پاستا غنی شده+1 پیتزا کامل میخوره ناهار:نیم کیلو پاستا +3 تا ساندویچ گوشت با سس و در هز وعده 1000 کالری نوشابه انرژی زا+صبحانه:3 تا نیمرو+املت با 5 تا تخم مرغ +3 تا تست شکری+پنکیک شکلاتی+1 کاسه سریال+2 فنجون قهوه خوشت اومد از اشتها آخ کاشکی می شد من هم همینقدر صبحونه بخورم