« میتینگ 81 | صفحه اول | میتینگ 83 »
خوب الان ساعت یکربع به شیش عصره و من از ساعت 9 صبح دیروز هنوز نخوابیده ام. عوضش الان که در خدمت شما هستم تزم تکمیل نوشته شده و فقط مونده یه دور از روش بخونم و اشکالات تایپی و اینا رو بگیرم و تموم! فعلا من مغز نیمه سوخته رو ببرم بخوابونم با اجازه. بیدار شدم و سر حال اومدم خدمت میرسم. دلم هم برای یه دویدن و باشگاه رفتن تنگ شده. فعلا!
تکمیل:تولد عید شما مبارک! خیلی کلکید به خدا! من دیدم هی اینجا برای هم نظر میذارید"فلانی برات ایمیل زدم چک کن! بهمانی برات پیغام خصوصی دادم چک کن!"...گفتم خوب الحمداالله چقدر جو این گروه دوستانه است. چقدر صمیمیه, چقدر همه همدیگه رو دوست دارند! حالا اشکال نداره باز من خبر ندارم چی میگن لااقل مسیرش از اینجا میگذره...نگو مشغول! بودین:))
من امروز باید تزم رو تحویل میدادم. طبق معمول هر 50 ثانیه یکبار صفحه رو ریفرش میکردم که یه وقت نشه یکی یه چیزی بگه من نبینم...دیدم سالومه نوشته که فریاد رس! انار کجایی؟ خلاصه ایمیلش رو دیدم و دیدم یه فایل فرستاده که "گوش کن!". گوش کردم میگه روی لینک کلیک کن! پناه برخدا آدم روش هم نمیشه بگه اما به نظر میاد لاغری و اینا بالاخره ..میخواستم جواب بدم عزیزم توی فایل صوتی چه جوری لینک کلیک کنم؟...بعد دیدم توی ایمیل اون پائین یه علامت سئواله که لینک روشه:
؟
بعله دیگه! دیدم بابا مجلسیه و تولدی و چقدر تدارک...خیلی کارتون قشنگ بود. جدی میگم. یعنی واقعا احساس کردم که انگار نوزده نفر از دوستام دونه دونه از راه دور بهم تلفن کرده باشند. واقعا اشک تو چشمم جمع شده بود از اینهمه محبت.
چقدر هم لابد هماهنگی لازم بوده. خیلی ممنونم

راستش من اصلا نمیخواستم تولد
بگیرم...گفتم بذارم دفاع کردم یهو بعدش...اما واقعا پیغامهای شما حواسم رو جمع کرد که بابا واقعا مرحله جدیدی داره شروع میشه و بهتره که با لبخند و خوشحالی شروع بشه و به جای اینکه بگم بعد از دفاع تولد میگیرم از الان تولد میگیرم تا بعد از دفاع! فوقش اینکه قیافه ام داره شکل کتاب و تز میشه دیگه:
اما جدی جدی خیلی ممنون. اصلا انتظار نداشتم. یعنی انتظار نداشتم که هیچی تازه مطمئن بودم از دستم به خاطر یواشی این چند وقت گروه عصبانی هستید...یه هفته دیگه و بعد هفته بعد این موقع من دفاعم رو کرده ام...جدا این جزو بهترین هدیه هایی بوده که من تا به حال گرفته ام. تمام فایلها رو (تا قبل از اینکه سایت کار نکنه) من دانلود کردم و گذاشتم توی یه فایل اگر کسی میخواد بگه من یهو براش ایمیل کنم. بزرگ بود نمیشد آپلود کرد.
در آخر هم من از طرف خودم و همه شماها تولد هستی رو هم تبریک میگم که ظاهرا تولدمون توی یه روزه. هستی جان تولدت حسابی حسابی مبارک.











Comments
Anar joon vaghean khaste nabashi /omidvaram hamechi be khoobi pishbere ke motmaenam hamintoor ham mishe khanoom Dr.
Soufi | August 11, 2008 5:57 PM
I love the date August 11, My little love , my son turned on 3 :)
Soufi | August 11, 2008 6:00 PM
خسته نباشی انار جون! چه کیفی داره وقتی که دفاعت هم به خوبی و خوشی برگزار شه ها!
sooski | August 11, 2008 7:21 PM
WOW, Congrats Anar joon, I am so so happy for you!boro lala kon ke shirini e in rooza ghashng yadet bemoune :)
solmaz sh | August 11, 2008 7:55 PM
WOW, Congrats Anar joon, I am so so happy for you!boro lala kon ke shirini e in rooza ghashng yadet bemoune :)
solmaz sh | August 11, 2008 7:55 PM
WOW, Congrats Anar joon, I am so so happy for you!boro lala kon ke shirini e in rooza ghashng yadet bemoune :)
solmaz sh | August 11, 2008 7:55 PM
به سلامتی
منم تبریک میگم
دیگه چیزی تا دکتر شدنتون نمونده
فندق | August 11, 2008 9:21 PM
خسته نباشی. برات انرژی مثبت میفرستیم که پر انرژی باشی :)
شب تاب | August 11, 2008 9:27 PM
سلام
تبریک میگم امیدوارم زود زود به هدفتون برسید
ببخشید من یه سوال داشتم من روزی 12 تا 14 لیوان آب میخورم به نظر شما این خوبه یا بده؟
آمانیتا | August 11, 2008 11:30 PM
انار جداً خسته نباشی، خوب بخوابی :)
شانه بسر | August 11, 2008 11:53 PM
خسته نباشی انارجون .
سلام بچه ها . صبحتون بخیر
لیلا | August 12, 2008 12:08 AM
میس ری بی ستاره سلام عرض می کند
میس ری | August 12, 2008 12:11 AM
خانوم دکتر خسته نباشی. ما بهت افتخار می کنیم و برات آرزوی موفقیت هرچه بیشتر داریم !
خوب بخوابی .
leili | August 12, 2008 12:38 AM
آمانیتا جان خیلی هم خوبه چرا بد باشه ؟ اتفاقا توی همه برنامه های سلامتی به خوردن حداقل 8 لیوان آب در روز اصرار دارن! من خودم گاهی 20-25 لیوان آب میخورم !!!!!!!!!!!! یاد پلنگ صورتی میفتم که شکمش پر آب بود و تالالاپ تکون میخورد!!
leili | August 12, 2008 12:44 AM
سلام به همه
ایشالا در میتینگ 81 همه 1 قدم نزدیکتر بشیم به خوش اندامی :))
انار جونم تا در میتینگ 83 شما خانم دکتر شدی هاااااااااااااااااا
ماااچ برای دکتر انار خسته و خواب آلو
سالومه | August 12, 2008 12:46 AM
تپلکان عزیز
در سایت زیر چند مدل لباس شب سایز بالا می توانید مشاهده فرمایید!به فکر خرید نباشید ! چون بزودی تغییر سایز خواهیدداد رو دستتون می مونه!
فقط برای مشاهده!
http://www.poshesh.mihanblog.com/
میس ری | August 12, 2008 12:57 AM
سالومه جان مگه سرکار نیستی؟!
فکر نمی کنم تازه بیدار شده باشی نه ؟!!
میتینگ 82 عزیزم :دی
لیلا | August 12, 2008 1:08 AM
ای وایییییی
من هنوز گیج می زنم
ببخشید!!
82 و 84
:))
سالومه | August 12, 2008 1:15 AM
سلام انار خانوم جون دکتر به زودی((:
خیلی تبریک بابت تموم شدن تزت
سلام بچه ها دوس جونای انرستانی
میتینگ 82 شروع شد
صبح بخیر ایران!(:
من خانوم | August 12, 2008 2:02 AM
بچه ها من از امروز اولین جدولمو گذاشتم یادتون نره تو هفته بیاین سر بزنین به من کوچولو !
lمن خانوم | August 12, 2008 2:07 AM
بچه ها من دیروز با سی دی AB بیلی بلانکز ورزش کردم.عجب چیزی بود.33 دقیقه متمرکز روی عضلات شکم و پهلو.امروز همه جونم درد می کنه ولی ارزشش رو داشت.
من دلم یوگااااااااا می خواد.مربیم تا 10 شهریور بر نمی گرده و من کلی غصه دارم البته تقریبا هر روز صبح قبل از سرکار اومدن یه ربعی یوگا می کنم ولی کافی نیست.
سالومه | August 12, 2008 2:08 AM
بچه ها من از امروز اولین جدولمو گذاشتم یادتون نره تو هفته بیاین سر بزنین به من کوچولو !
lمن خانوم | August 12, 2008 2:20 AM
ببشخید !دوّمی اشتباهی اومد(:
من خانوم | August 12, 2008 2:24 AM
ممنون لیلی جون
اما گاهی فکر میکنم آب خوردن زیاد نمیذاره وزنم کم شه
آمانیتا | August 12, 2008 2:29 AM
بچه ها من یک سوالی از هرم دارم ، تو وبلاگ خودم هم نوشتم ولی ترجیح میدم اینجا هم بپرسم . خب من واقعا نمی دونم من گیجم:دی ، اشتباه محاسباتی دارم یا موردی داره که بلد نیستم
براي من با وضعيت ورزش و قد و وزن مقدار مواد غذايي به ترتيب زير طبقه بندي شده
كربوهيدارت ۱۸۰ گرم
پروتئين ۱۶۵ گرم
سبزيجات ۲.۵ پيمانه
ميوه ۲ پيمانه
لبنيات ۳ پيمانه
خب وقتي بخوام يك تركيبي از اين مواد رو در طول روز بخورم در سالم ترين حالت ( يعني صرفا مرغ و ماهي ، شير كم چرب ، نون سبوس دار يا جو ، ميوه هاي كم قند ) كالري روزانه حدود ۱۱۹۸ تا هستش و در مواقعي كه ( گوشت قرمز هم باشه ، ماست پرچرب ، نون معمولي ، ميوه هاي خيلي شيرين ) ۱۴۵۰، خود من تقريبا تركيبي از اين دوتا هستم يعني نه خيلي خيلي سالم مي خورم نه ديگه پر چرب . بر طبق هرم هم براي نگه داشتن وزنم بايد ۲۰۰۰ كالري بخورم . خب من اين مقدار باقيمانده رو از كجا بيارم ؟! يعني چي بخورم ؟! ( كالري هايي كه حساب كردم با شمردن كالري خرما و روغن هاي مفيد بود ) درسته كه من ميخوام لاغر بشم و بايد كالريم رو در حد ۱۶۰۰ تا پايين بيارم ولي اگه بخوام به جاي هفته اي يك پوند كم كردن ماهي يك پوند كم بشم و كالريم رو در حد ۱۸۰۰ تا نگه دارم باقيمانده كالريم رو چي بخورم ؟!
لیلا | August 12, 2008 2:42 AM
لیلا جان من همه اینا رو ازت سوال کرده بودم تو وبت.تو چه جوری به اون اعداد و ارقام مذکور در جداول هفته های گذشته رسیدی مثل حبوبات 4 روز در هفته یا تخم مرغ و ..... اینا رو بر چه اساسی محاسبه کردی به طوری که وزنت هم کم بشه ؟؟؟؟؟
'گل بهار | August 12, 2008 3:00 AM
من خودم رفتم تو سایت پایرامید و اونقدر وزن و قدم رو دست کاری کردم تا کالری مورد نیاز بدنم رو 1200 اعلام کرد و بر همون اساس برنامه ریزی کردم حالا بازم خیلی جا نیافتاده واسم مثلا حبوباتو چی جوری وارد مجاسبات کنم و چه مقدار مناسبه و یا اینکه اصلا این سایت قابل اعتماده یا نه یا اینکه کار من درست بوده یا نه چون در حالت عادی کالری لازم رو بالا اعلام میکنه
'گل بهار | August 12, 2008 3:06 AM
اااااااا لیلا من تازه جوابت رو دیدم دستت درد نکنه جواب دادی
Anonymous | August 12, 2008 3:07 AM
گل بهار من جواب یک سری هاش رو که می دونستم تو وبلاگت دادم دادم
من به روش آزمون و خطا به مقدار حبوبات و تخم مرغ و اینا رسیدم . اگه دیده باشی هر هفته جدولم کامل تر میشه . یعنی یک سری موارد برام روشن میشه که سعی می کنم رعایتشون کنم .
لیلا | August 12, 2008 3:08 AM
گل بهار سایتش که خیلی معتبره . اصلا از سایت های دیگه هم حساب کنی همینو بهت میده .
گل بهار به نظر من که کالریت خیلی پایینه . از اون لینکایی که کالری رو محاسبه میکنی یک چک بکن ببین با این همه ورزش چقدر باید کالری استفاده کنی .
لیلا | August 12, 2008 3:16 AM
سلام انار خانوم خیلی وقت بود ازتون بیخبر بودم بهتون هم تبریک میگم انشاالله همیشه موفق باشید
بفرین | August 12, 2008 4:14 AM
بچهها من در دوران بارداریم باید چه مقدار کالری مصرفی داشته باشم رژیم غذایی هم قبوله
نمیخام باز هم خیلی خرسی بشم
مرسی
بفرین | August 12, 2008 4:17 AM
گا بهار 1200 خیلی کمه نکن اینکار رو لطفا.با اونهمه ورزش و 1200 کالری به بدنت آسیب می زنی ها
لیلا جان من فکر می کنم که کالریت روی 1600 باشه خوبه ماکزیمم 1800 اگر حسابی ورزش می کنی.
سالومه | August 12, 2008 4:37 AM
سلام
انار جان ایشالله همیشه موفق و شاداب باشی و دکتری با انرژی بشی
بچه ها یه سوال دارم ولی دعوا نکنین که حرفم غیر ورزشیه و اینا .از bai line چه می دانید ؟
شبیه ساز ورزشه .خوب بودن یا بد بودنشو نمی خوام کلا اینکه پروسه اش به چه صورته اگه می دونین لطفا
sib | August 12, 2008 4:43 AM
سالومه اصلا بحثم بالا بردن کالری نیست. بیشتر منظورم اینه اون مقدار باقیمانده رو باید چی بخورم ؟! من بخوام خیلی سالم بخورم کالریم به 1600 تا نمی رسه . بعد مثلا مجبور میشم شیر بخورم یا میوه بیشتر بخورم که بیشتر از حد هرم میشه :(
گزارش هفته پیش رو که ببینی برای اینکه کالری هام برسه مجبور شدم از غذاها بیشتر از حد هرم بخورم و حس می کنم یک جورایی پرخوری کردم
لیلا | August 12, 2008 4:44 AM
انار جون واقعا بهت خسته نباشید می گم.امیدوارم همیشه همین جور با اراده تو کارات پیش بری.
آریس | August 12, 2008 4:54 AM
این هرمه منو هم گیج کرده..اطلاعاتی که به من داده برای 1800 کالریه که وزن ثابت موندنمه.حالا برای کاهش وزن و تو کالری پایین تر به چه نسبتی باید این ها رو کم کنم؟ به نسبت تناسب بین 1800 کالری و کالری هدف روزانه ام؟
آریس | August 12, 2008 4:56 AM
آریس جان کمش هم نکنی هیچ اتفاقی نمی افته . چون هر چقدر هم بخوری به هرم نمی رسی :دی
حالایک روز امتحان کن . همه رو بر طبق هرم بخور ، ببین کالریت به مقدار هدف روزانه ات میرسه یا نه ؟!
لیلا | August 12, 2008 5:06 AM
انار جان تبریک میگم بالاخره به سلامتی تزت تموم شد فقط یه قدم کوچولو مونده تا دکتر شدن ایشالا
هرچند برای ما خیلی وقته که دکتر شدی :))
سردرگم | August 12, 2008 5:15 AM
سالومه جون این سی دی رو از کجا می تونم گیر بیارم؟
آریس | August 12, 2008 5:43 AM
لیلا به نظر من سبزیجات و شیر و خرما و یه کم آجیل مثل بادوم و پسته و گردو رو به ر}یمت اضافه کن.منم همین مشکل رو دارم
ولی من به یه نتیجه جدید رسیدو و اونم اینه که مهم نیست که کالریم کمتر بشه.وقتی کاملا انرژتیک هستم و سیرم دیگه اضافی نمی خورم.چون این مقدار مقدار نیاز طبیعی یه بدنمه..
حالا نمی دونم نظر شما چیه؟
سالومه | August 12, 2008 5:51 AM
میدونی سالومه یک مشکلی که هست اینه که یکی که کم خوری هم می کنه میگه که من سیرم شاید هم سیر باشه چون بذنش عادت کرده .
من هم تقریبا مثل تو هستم ، گاهی روزا که خیلی گشنه ام میشه ، می خورم و بالا رفتن کالری رو هم در نظر نمی گیرم چون میدونم روزایی هم دارم که کالریم به سختی بالای هزار می رسه .
لیلا | August 12, 2008 6:01 AM
خسته نباشی انار جونم.امیدوارم دفاعت هم به خوبی و خشی پشت سر بذاری.
.
من خیلی خوشحالم چون دکترم بهم گفته آروم آروم میتونم از دوچرخه ثابتم استفاده کنم . منم امروز 20 دقیقه دوچرخه زدم و میخوام اگه بشه تا شب به یک ساعت برسونمش.
الی | August 12, 2008 6:17 AM
آخه من کم اشتها نیستم ولم کنی قشنگ 1400 تا 1500 کالری رو می خورم.از 1400 به بالا دیگه اصرار در خوردن نمی کنم.میلم کشید می خورم میلم نکشید دیگه اضافه نمی خورم.حس می کنم که اون اضافه هه چاقم می کنه.
سالومه | August 12, 2008 6:21 AM
بچه ها شما خودتون واحدهای سایت مای پیرامید رو تبدیل به گرم کردید از اونس و اینا؟ یا خودش اینجوری داده؟ سالومه جون سوال منو یادت رفت در مورد سی دی بیلی بلانکز..
آریس | August 12, 2008 6:27 AM
سالومه با اون حجم ورزشی که تو میکنی 1400 یا 1500 چیزی نیست خب . منم اگه به خودم باشه که 1200 یا 1300 تا بیشتر نمیخورم . از طرفی هم می ترسم بدنم بره تو قحطی :(
لیلا | August 12, 2008 6:29 AM
آره آریس جان خودمون تبدیل کردیم . هر اونس تقریبا 31 گرمه .
لیلا | August 12, 2008 6:32 AM
سیب جان
مدل بایلاین اینجوریه که یه سری پد هایی رو ( حدود 20 تا ) به قسمت های مختلف بدن وصل میکنن (5 جلسه اول خودشون روی شکم و ران میذارند ولی از جلسه ششم هر جا که خودت بخوای )و اینا روی بدن میلرزند که اونم یه درجه ای داره ولی معمولا از دومین جلسه اگه بتونی تحمل کنی میگن که تا آخرین درجه بره ! خودشونم میگن هر یه ربعش مثل یه ساعت ورزشه و زمانشم 45 دقیقه هستش !نمیدونم خوب تونستم توضیح بدم یا نه !
آلبالو88 | August 12, 2008 7:05 AM
آریس جان باید بگی از خارجه!!برات بفرستن
البته منم می تونم یکی از سی دی هاشو برات کپی کنم و پست کنم
سالومه | August 12, 2008 7:09 AM
بچه ها من یه مشکلی که پیداکردم اینه که جدیدا صبحونه ام برام خیلی یکنواخت شده . به غیر از نون و پنیر یا تخم مرغ اب پز انتخاب دیگه ای به ذهنم نمی رسه . کره و مربا که نمیشه . شکلات صبحانه که نمیشه . سریال هم که زیاد دوست ندارم . به نظرتون توی صبحونه ام چطوری تنوع بدم ؟
بعضیاتون می بینم میوه می خورین ولی من ترجیح میدم میوه نباشه برای صبحونه .
غزال | August 12, 2008 10:30 AM
غزال جان شیر، عسل، املت سبزیجات میتونی امتحان کنی. من گاهی صبحانه یک لیوان شیر با دو سه تا خرما و یک گردو میخورم. حسابی هم سیر نگهم میداره. اگه دوست داشته باشی نون و پنیر رو گاهی با گوجه فرنگی یا خیار بخوری برای تنوع ذائقه خوبه. حتی من فکر میکنم گاهی وقتها یکم شکلات صبحانه یا مربای خونگی ضرری نداشته باشه اگه توی محدوده مجاز کالری بمونی.
شانه بسر | August 12, 2008 11:02 AM
غزال جون
منم با سانه به سر موافقم. واسه ی تنوع می تونی گاهی مربا یاشکلات صبحانه بخوری. اصلا قراره رژیمی بگیریم که بشه حفظش کنیم. من اغلب پنیر و گردو یا مربا و کره ی بادام زمینی و عسل می خورم.
شب تاب | August 12, 2008 11:38 AM
خوب بچه ها من از پایه با این هرم مشکل دارم !!!! میشه یکی به من کمک کنه ؟ آخه به نظر من دو پیمانه میوه هر میوه ای میتونه باشه . یعنی فرق نمیکنه که مثلا دو پیمانه موز بخوریم یا پاپایا یا از این گلابی بیمزه ها که اینجا هستن ؟
leili | August 12, 2008 11:54 AM
ممنونم آلبالو جان
پس یعنی کاری مثل این کمربندvibration ها که میگن مضر هم هست!!
sib | August 12, 2008 12:42 PM
غزال جان
من اینها رو برای صبحانه امتحان کرده ام:
یک قاشق ماست میوه ای کم چرب لای دو عدد نان تست
یک لیوان بزرگ شیر موز خانگی بدون شکر
sepideh | August 12, 2008 12:45 PM
ليلي جان ظاهرا كه فرق نمي كنه يعني ما فرقي بين ميو ها قائل نشديم . ولي يه دوست جان معتقده ميوه شيرين تابستوني باعث ميشه ديرتر لاغر بشيم . اگه تو هم ميوه هاي تابستوني رو دوست داري اين يكي دوماه مونده رو زياد سخت نگير .
ليلا | August 12, 2008 12:49 PM
به نظر من هم فرق میکنه ! آخه اینجا یه سری میوه هایی هستن که اگه حتی نیم کیلو ازش بخورید اندازه یه حبه قند هم شیزینی ندارن ولی در عوض یه جور انگور هم هست که صد گرمش از صد گرم عسل شیرین تره!! به نظرم این اصلا درست نیست که اینا رو با هم یه اندازه در نظر گرفت !!!! البته لیلا جون ما چون اینجا کلا فصل نداریم و میوه فصلی هم نداریم !!! زیاد روی زمان بندی میوه خوردن حساب نمیکنیم. ولی من به شخصه نیم کیلو پاپایا رو با خیال راحت و بدون عذاب وجدان می خورم !!!! ولی یه برش خربزه رو به زور قورت میدم !!!!
leili | August 12, 2008 1:06 PM
ليلي جان حالا كه مشكل فصل نداري موظفي كه رعايت بكني و ميوه هاي شيرين كمتر بخوري :دي
ولي ليلي حواست باشه پرخوري نكني مثلا يك روز يك كيلو ازاين ميوه ها نخوري بعد معده ات بزرگ بشه :)
ليلا | August 12, 2008 1:30 PM
بچه ها اینکه چقدر از چی بخورید که طبق هرم بشه را از کجا آوردید؟ میشه لینکش را بذارید؟ دو پیمونه میوه که کمه واسه من!
شب تاب | August 12, 2008 1:37 PM
شب تاب جان همينه كه هست :دي
منم دقيقا همين مشكل رو دارم . دو پيمونه ميوه براي من خيلي كمه
http://www.mypyramid.gov/mypyramid/index.aspx
ليلا | August 12, 2008 1:48 PM
مرسی لیلا جون
شب تاب | August 12, 2008 1:52 PM
مرسی از جواب ها به غزال جان. من هم اینقدر گرسنه بودم اصلا هم نمی دونستم چی بخورم رفتم یک تیکه پنیر و گوجه فرنگی خوردم. :) هر کی این پیشنهاد رو داده بود ازش مرسی.
بهارک | August 12, 2008 2:13 PM
انار يعني شب بيداري لازمه؟كم خوابي؟اميدوارم به زودي برگردي سر زندگي وورزش ورژيم.دلم تنگه براي اون 20 گرم كربوهيدرات واون كشفيات غذايي نصف شبيت.
بچه ها اين هرم كه مي گن چي هست؟لينك مطالب مربوطه رو هم بذاريد كفايت مي كنه
يه دوست جان پليز به كشفياتتون ادامه بديد ومارو از راه رسيدن به شكم صاف با خبر كنيد.من ديگه وقت چنداني ندارم.خوب بالاخره كي قسمته ديگه...ديگه دختر دم بخت واين همه خاطر خواه وپاشنه درو اينا...بالاخره خودتون بهتر در جريانيد دي:
آزي | August 12, 2008 2:14 PM
شانه به سر بود دفعه پیش هم که گرسنه مونده بودم بهم سالاد آسون یاد داد خیلی این دختر هم خوشگله هم آسون. من آخه اصصصصصصلا از آشپزی یک ذره هم سر در نمیارم. البته به جز غذاهای پرچرب و خوشمزه محلی.
بهارک | August 12, 2008 2:16 PM
منظورم از آسون یعنی راهنمایی که می کنه کمکی که می کنه آسون و قابل انجام در کمتر از یک ربع هست.
بهارک | August 12, 2008 2:18 PM
بچه ها يه مورده بي ربط لايف استايلي .يه نفر از اسم هنري ورزشي من كپي كرده همين پسره 200كيلويي رو مي گم كه اسم هنريش ساسي مانكنه...مثل آزي پروزن دي:
بعد تعريف ورژن جديد (به جاي دختر كوچولوي خوشگل لاغر)براي تعريف از هيكل:
تو مانكن بي ساكشني دي:
هاهاهاها
ما الان هممون قراره مانكن بي ساكشن بشيم ديگه؟
آزي | August 12, 2008 2:20 PM
من میخوام یه اعتراف تلخ بکنم
من هر کاری میکنم نمیتونم با این هرم کنار بیام
آمانیتا | August 12, 2008 2:24 PM
آزي جان معلومه كه قراره بشيم منتها از مدل اون دختره ،خداي نكرده از مدل خود ساس مانكن نميشيم ها :دي
ليلا | August 12, 2008 2:28 PM
سلام بچه ها جونم من واقعا این برنامه هرم رو به همه توصیه می کنم چون امر مخوف هرم داری باعث می شه واقعا دیگه همه چیز رو به اندازه بخوریم و مثل من معده مون رو باد نکنیم حتی اگه با هویج و کرفس باشه این دقیقا یعنی هرچیزی به اندازش حتی اگه کالریش کم باشه
ملانی | August 12, 2008 2:28 PM
چرا آمانيتا ؟!!
يك كم سخته ، ولي كم كم روي روالش مي افتي . بيا بگو ببينم چه مشكلي هست ؟!!
ليلا | August 12, 2008 2:29 PM
چرا امانیتا جان سخته اما عادت میشه
ملانی | August 12, 2008 2:30 PM
سلام لیلا جون چه عجب یه بار من اومدم اینجا یکی از بچه ها ان لاین بود
ملانی | August 12, 2008 2:31 PM
آفرين ملاني .
منم اگه ميوه خوردنم رو درست كنم فكر كنم مشكلاتم حل ميشه .
بچه هاي بلاگفايي شما هم نمي تونين مديريت وبلاگتون رو باز كنين ؟ يا فقط من مشكل دارم ؟!
ليلا | August 12, 2008 2:31 PM
مدیریت وبلاگ دیگه چیه یعنی اون اولش الان می روم تست می کنم
ملانی | August 12, 2008 2:32 PM
برای منم رسما تعطیله
ملانی | August 12, 2008 2:35 PM
لیلا جون بلاگفایی هادر حال تغییراتی در سایت هستند. برای دقایقی امکان ارائه خدمات سایت وجود نخواهد داشت. بزودی باز خواهند گشت.
نقطه دی
sib | August 12, 2008 2:39 PM
بهارک جان خواهش میکنم. من چیزهای سریع تا حدودی بلدم چون وقتی گرسنه میشم صبر و تحمل ندارم و میخوام زود یک چیزی بخورم :)
لیلا جان و بچه های بلاگفایی، ظاهراً فعلاً کارگران مشغول کارند! و دسترسی به صفحه اصلی سایت ممکن نیست تا ببینیم چه دکوراسیونی میخوان عوض کنند.
شانه بسر | August 12, 2008 2:40 PM
سیب جان راستش من در مورد مضر بودن این سیستم های ویبره نظری ندارم ! بهتره بچه هایی که اطلاعاتشون دقیق هستش بیان نظراتشون رو بگن !
آلبالو88 | August 12, 2008 2:42 PM
من هم می خواستم برم ناهارم رو وارد کنم ولی مشکل داشتم
زمینه صفحه ام هم هر بار یه رنگه . بدون اینکه خودم تغییری داده باشم .
نگران شدم گفتم نکنه یه دفعه هرچی تا حالا نوشتم بپره
غزال | August 12, 2008 2:43 PM
بابا جون خوب يه نفر بياد يه پست بنويسه ازين هرم ما هم بفهميم چيه ديگه اي بابا!هربار ميام اينجا انگار از يه جزيره ديگه اومدم غريبي مي كنم خوب :)
بچه هاا اين لينك رو ديديد كه انار توي افكار گذاشته مصاحبه با دورا تورس
داستان اين زن شناگر آمريكايي در مسابقات المبيك 2008 استثناييه چون با برنده شدن امتياز شركت در مسابقات در سن 41 سالگي تبديل شد به مسن ترين ورزشكاري كه تا به حال در مسابقات شركت كرده و تبديل شد به الگو و انگيزه اي ماوراي يك ورزشكار عادي. دورا مادر يك دختر 2 ساله است
واي چقدر حالا وقت دارم.شانه هيكل رو ببين عضله ها رو ببين ...به نظرت من خيلي كم دارم ازين هيكل ؟دي:شناشم در حد منه بي اغراق نه؟ دي:
آزي | August 12, 2008 2:44 PM
مرسی از پیشنهاداتون برای صبحونه .
تصمیم دارم کره بادوم زمینی رو امتحان کنم .
غزال | August 12, 2008 2:44 PM
شانه فكر مي كني تو اين 14 سال باقيمانده وقت دارم هيكلمو اينجوري كنم؟البته الانم كه تيكه تيكه هاي عضله رو كه ديدي؟
آزي | August 12, 2008 2:46 PM
این جریان هرم و هرم داری خیلی سخته . من با اینکه بهش علاقمند شدم ولی می ترسم برم طرفش . به نظرم خیلی وقتگیره و درگیری ذهنیش زیاده . حالا شما که شروع کردین برین جلو بعدا من از روی جدولاتون کپی می زنم . :)
غزال | August 12, 2008 2:48 PM
آزی این مصاحبه که می گی لینکش کجا هست ؟
غزال | August 12, 2008 2:50 PM
لینکش برای من فیلتره !:(
آلبالو88 | August 12, 2008 2:53 PM
بچه ها این یک مورد کاملا اوژانسی است خواهش می کنم راهنماییم کنید خواهش می کنم همتون نظرتون رو بدین تا من ببینم چه کنم من دوستی دارم که قدش 166 است و وزنش 53 و فوق العاده لاغر است اما همش می گه من چاقم روزانه بیشتر از 400کالری نمی خوره اعصابش خراب شده بداخلاق شده زنگ می زنه بهم و گریه می کنه تمام خانواده اش تمام دوستاش عالم و ادم می گن بهش تو خوبی لاغری اما خودش می گه نمی تونم باور کنم که لاغرم یه بار 7ماه پریودش افتاد عقب تمام دستاش پوسته پوسته شده سه ساله که لب به شام نزده هیچی نمی خوره و دوست خیلی صمیمی منه دلم می خواد کمکش کنم اونم فقط امیدش به منه خواهش می کن کمک کنید تا مشکلش حل شه بعضی وقتها فکر می کنم بی اشتهایی عصبی داره از همه بدتر اوضاع روحیشه که خیلی خرابه وقتی درباره شما می گم اینکه کم کالری بودن چقدر بده می گه طوری شدم که نمی تونم حرف کسی رو باور کنم و تواین بین فقط به من اعتماد داره
ملانی | August 12, 2008 3:01 PM
کسی هست ؟
ملانی | August 12, 2008 3:09 PM
http://www.youtube.com/watch?v=JhV8lkeeZUM
ببخشيد يادم رفت.
اي بابا فيلتر شكن مال اينجور وقتهاست دي:
آزي | August 12, 2008 3:12 PM
ملاني جون احساس مي كنم دوستت توي شرايطي نباشه كه حرف ماهارم قبول كنه :)خوب بايد ديد چرا فكر مي كنه چاقه؟400 كالري در روز؟چرا پيش يه متخصص تغذيه نمي ره كه مطمئن شه كه چاق نيست اگه حرف كسي رو قبول نداره؟
آزي | August 12, 2008 3:17 PM
ملانی شک نکن که این دوستت بی اشتهایی عصبی داره و با این چیزهایی که تو ازش گفتی ممکنه خدای نکرده به مراحل حاد برسه. هر طوری میتونی راضیش کن که به روانکاو مراجعه کنه، حتی خودت همراهیش کن.
شانه بسر | August 12, 2008 3:19 PM
آزی تو شنا کردنت که حرف نداره، برای عضله سازی اون مدلی هم 14 سال بهت وقت میدم :)
شانه بسر | August 12, 2008 3:23 PM
قوربونت برم همسايه حالا موضوع اينه كه از كجا شروع كنم؟
آزي | August 12, 2008 3:34 PM
ملانی جان اینی که میگی من میترسم نکنه انورکسیا گرفته باشه: http://en.wikipedia.org/wiki/Anorexia_nervosa
اگر اینجوریه باید راضیش کنی بره پیش روانکاوی که تخصص داشته باشه ترجیحا در این زمینه واسه اینکه واقعا میتونه بکشدش این بی غذایی دور از جون. اصلا شوخی نداره و یه حالت کاملا روانیه و باید با راونکاو مشورت بشه در عین اینکه دکتر تغذیه هم زیر نظر دارتش که کم کم بدنش رو به تغذیه سالم و کافی عادت بده. کار یه روز و دور روز هم نیست. یه دوره درمانی لازمه.
انار | August 12, 2008 3:38 PM
چرا كامنت هاي من ثبت نميشه ؟
انار جان تاييديه گذاشتي ؟!
ليلا | August 12, 2008 3:45 PM
لیلا جان اگه بیداری من مشکل تو رو نمیفهمم .یعنی چی کالریت کمتر میشه ؟از توی همون سایت که محاسبه کنی غذاهایی که بر طبق هرم خوردی کالریشون به حد نصاب میرسه
'گل بهار | August 12, 2008 3:46 PM
من هر چي در مورد هرم حرف مي زنم ثبت نميشه :(
ليلا | August 12, 2008 3:47 PM
گل بهار ببين من روزانه اون مقادير رو به صورت تقريبا سالم مي خورم ولي باور كن كالريم به اون حد نميرسه .
ليلا | August 12, 2008 3:49 PM
انار جون منم کاملا موافقم چون ویژگیهای یه انورکسیا بهش میخوره دستاش چشماشو همه اما می دونی که ایرانیها مخصوصا خانواده های سنتی چه جورین خلاصه من خیلی براش نگرانم امروز بهم می گفت دلم می خواد بمیرم چند کیلو باید کم کنم می خوام بشم 45 کیلو راه دیگه ای نیست
ملانی | August 12, 2008 3:53 PM
فکر کن من که از اون چاق ترم به من می گه تو خوبی مثل منی خوش به حالت وقتی اونو می بینم غمام یادم می ره اما تو ایران کمتر کسی این چیزا رو باور میکنه تو خونه ام همه باهاش دعوا میکنن مامانشسر غذا نخوردنش گریه میکنه به نظرت با خانواده اش صحبت کنم
ملانی | August 12, 2008 3:56 PM
آخه این اتفاق در مورد من با این هرمه نمیافته کالری هام به حد نصاب میرسه و گتهی بالا میزنه
'گل بهار | August 12, 2008 3:58 PM
گل بهار شايد به خاطر ا ينه كه كالريت پايينه .
ليلا | August 12, 2008 4:04 PM
نمیدونم.مگه تو چقدر کالری می خوای؟کالری کم کردت وزن واست چقدره؟
'گل بهار | August 12, 2008 4:06 PM
چون تو اون سایت هیچ گزینه ای واسه کاهش وزن نداشت و کالری منو 2000 تا اعلام میکرد من قد و وزنم رو کم کردم تا کالری لازمو واسم کم کنه تو چی کار میکنی؟
'گل بهار | August 12, 2008 4:10 PM
لیلاجان...و همه دوستان عزیزم:
هرم غذایی هرمی است برای تمام فصول!
چه اونها که میخوان وزنشون را حفظ کنند و چه آنها که میخوان کم یا زیاد کنند . اجرای هرم نیاز به کالری شماری نداره فقط کافیه با تعداد سهم ها بازی کنیم.
برای اینکه روشن تر بگم به یه مثال اکتفا میکنم:
سهم گروه نان و غلات 6 تا 11سهم است .هر سهم عبارته از 30 گرم نان،یا نصف لیوان برنج پخته،یا نصف لیوان ماکارونی پخته.
حالا کسی که میخواد رژیم بگیره میتونه حداقل سهم یعنی 6 تا را در نظر بگیره.پس میتونه صبحانه 60 گرم نان(دو سهم)-ناهاریک لیوان برنج پخته(دو سهم)-وشام 60 گرم نان دیگه(دو سهم)بخوره .مجموعش میشه 6 سهم که حداقل مصرف گروه و نان وغلاته.
بقیه گروه های غذایی هم به همین سادگی میتوان حساب کرد و من فکرمیکنم پیچیدگی این هرم برای بچه ها علتش برگرده به همزمانی" اجرای هرم" و " کالری شماری".
اینم بگم که آشنایی من با هرم با یه کتابچه آموزشی که از مرکز بهداشت گرفته بودم شروع شد و هنوزم اطلاعاتم را از پمفلت های آموزشی بهداشتی میگیرم و خودم را در دنیای پر ورمز وراز اینترنت غرق نمیکنم.
نمیدونم چقدر تونستم به کسانی که سوال داشتند کمک کنم .امیدوارم هر کس با هر برنامه ای که بهش اعتقاد داره بتونه به هدفش نزدیک بشه همین تنوع سلیقه ها و راهکارهای مختلف هست که این گروه را برای من یکی جذاب کرده.همگی موفق باشید
یه دوست | August 12, 2008 4:13 PM
یعنی کرب ها 11-6 و پروتیین که 3-2 سهمه و میوه 4-2 و لبنیات 3-2 وسبزیجات 5-3 از همه حداقل سهم خورده بشه زیاد هم بیراه نیست چون اگه هر سهم رو 75 کالری بگیریم به حداقل کالری لازم میرسیم
'گل بهار | August 12, 2008 4:20 PM
يه دوست جان خب با اين شرايط براي من تقريبا حداقل ها رو اعلام كرده ولي كالري رو 2000 تا گفته . پس با اين شرايط من مي تونم مثلا روزي 250 گرم هم كربوهيدرات بخورم تا كالريم رو به ميزاني كه ميخوام برسونم به عبارتي از همه مواد يك مقدار بيشتر استفاده كنم . كاش بقيه مواد رو هم كه مينيمم و ماكزيممش رو برامون بنويسين .
ليلا | August 12, 2008 4:20 PM
گل بهار جان من از اينجا كالريم رو حساب مي كنم
http://weightloss.anarkhanoom.com/week1_PB.xls
ليلا | August 12, 2008 4:22 PM
بچه ها من فكر مي كردم بيشتر از اون حدي كه تو هرم گفته بخورم يعني پرخوري كردم :دي
دستت درد نكنه يه دوست جان
ليلا | August 12, 2008 4:29 PM
ممنون يه دوست عزيز.واضح بود.انار فكر كنم رژيم اوليه تو هم اصولش همين بود؟
بچه ها آشپزخانه با دستور غذاي شنيتسل بوقلمون با پنير مازالا به روز شد..
عجب غذاي شيك ودهن پر كن ومجلسي يه...آب دهنم نصف شبي را افتاده
آزي | August 12, 2008 4:49 PM
خوب من اومدم برم بخوابم دیدم علاقه مندان هرم هنوز بدنبال علامت ؟؟میگردن!
گل بهار ممنون خوب کمک کردی و سهم ها را گفتی ولی هر کدومش یه قلق خاص داره که به مرور یاد میگیرید مثلا سبزیجات به خاطر کالری کم میتونید حد اکثر سهم یعنی 5 تا را حساب کنید.
یا گروه لبنیات را اگه میخواین بیشترین سهم یعنی 3 تا را بخورید حتما حتما "کم چرب" انتخاب کنید.
لیلا جان درمورد گروه گوشت و سایر نکته های کنکوری هرم اجازه بدی تو وبلاگ خودت یا سالومه یا یکی دیگه از بچه ها اگه سوالی بود توضیح میدم.
بله بله شما مجازید 250 گرم نان وغلات البته از نوع سبوس دار وباکیفیت بخوری.
خوشحال میشم بازم کمکی کنم.
حالاهمگی را به یه رستوران مجلل دعوت میکنم برای صرف خوراک جدیدی با بوقلمون پیش بسوی آشپزخانه آزی مجلسی......!!
یه دوست | August 12, 2008 4:55 PM
کم کم داره مسئله باز میشه واسم و میتونم تطبیق بدم کالری هامو با هرم یه دوست جون ممنون ازت
گل بهار | August 12, 2008 5:00 PM
سهم چیه؟ واحد اندازه گیری اش چیه؟
آریس | August 12, 2008 5:07 PM
شما هم مثل من نمی تونید بلاگفا رو باز کنید؟ یا مشکل من می باشد؟
آریس | August 12, 2008 5:08 PM
آریس جان مال من و یه چند تا دیگه از بچه ها هم تعطیله. سهم ها هم یه لینک داده بود انار قبلا از اون جا میتونی مطالعه کنی اینجا فکر کنم http://tuesday-menu.blogfa.com/cat-17.aspx
الان که ارور داره میده
'گل بهار | August 12, 2008 5:40 PM
من یه سوال فنی در مورد تز و دفاع برام پیش اومده: معمولا برا پی اچ دی, باید از دو-سه ماه قبل از دفاع, تز تموم شده باشه و به داور خارجی ارسال شده باشه. کلا هم داورها به زمان نیاز دارند تا بتونند یه تز پی اچ دی رو دقیق بخونن. حالا چه جوریاس که شما الان تز و تموم کردین و 8 روز دیگه دفاع می کنین؟ همین جوری سوال برام پیش اومد.
konjkaav | August 12, 2008 6:52 PM
اناربانو مادر ما
از ما اگرچه دوره
دلمون برای دیدنش
یه پارچه شوق و شوره
انار بانو مادر ما
فرشته ی سفید پوش
بالش و وا کرده ما رو بگیره توی آغوش
بالش و وا کرده ما رو بگیره توی آغوش
انار بانو مادر ما
ههههییییییی
انار بانو مادر ما
ههههییییییی
می خوایم تو بوی پیرهنش
بریم خود تپل آباد
بریم تا قصر باشگاه
تا پیست دو و نرمش
بریم با عطر دامنش
تا لایف استایل بهینه
با رژیم منطقی و با داشتن برنامه
انار بانو مادر مااااا
سالار هر چی مادره
انار بانو مادر مااااا
از هر چی مادره سره
انار بانو مادر ما
ههههییییییی
انار بانو مادر ما
ههههییییییی
اگه ما رو بغل کنه
تو بغلش میریم خواب
کودکی رو خواب می بینیم
با هیکل مانکنی
می خوایم بریم با پست هاش
تا خاطرات شیرین
تجسم روزهایی که هستیم همه مون شکیل
انار بانو مادر ماااا
سالار هر چی مادره
انار بانو مادر ماااا
از هر چی مادره سره
انار بانو مادر ما
ههههییییییی
انار بانو مادر ما
ههههییییییی
*******************************************
بشنوید با صدای حبیب جون که چه می خونه یرای اناربانوی جاویدان پایان نامه تموم کرده مون:
http://www.umahal.com/g.htm?id=28503
دیانا٬ اناربانو و جمیع تپلان دوستدارانی!
دیانا | August 12, 2008 8:15 PM
بچه ها ببخشید که من همچنان عقب مونده ی انارستانی هستم و هنوز نتونستم همپای کامنتها پیش بیام. الان هم بلاگفا به هیچ صراطی مستقیم نیست و از بیخ و بن خشکیده. منتها تا انارستان و انارستانی هست و چشمه ی جاوبدان انارستان می جوشه ما هم شادیم و شادان.
دیانا جنگجوی جنگنده در عرصه های اولویت اولستانی!
دیانا | August 12, 2008 8:22 PM
برو بچ و دیانا جون
یه گام شمار به من معرفی کنین که دقیق باشه ساده باشه گرون نباشه.
حالا یه سوال دیگه من اگه برم ژیاده روی قدمهام از قدمهای دویدنم خیلی بزرگتره پس گام شمار نمیتونه طول مسیر من را درست اندازه بگیره درسته؟
شب تاب | August 12, 2008 9:29 PM
اگه گام شمارت فاصله رو هم اندازه بگیره باید تنظیم گام شمار رو در حالتی که پیاده روی میروی در مقایسه با حالتی که میدوی عوض کنی
گل بهار | August 12, 2008 9:58 PM
دوست کنجکاو
این استانداردی که شما میگین احتمالا کشور به کشور و یا حتی دانشگاه به دانشگاه فرق میکنه. ما نسخه نهایی تز رو باید حداکثر تا یک هفته قبل از دفاع به دست کمیته برسونیم. اما اکثر اعضای کمیته معمولا قبل از دفاع از چم و خم کار به اندازه کافی خبر دارند و نسخه های اولیه رو خونده اند. و به هر جهت قانون دانشگاه ما یک هفته است.
انار | August 12, 2008 10:20 PM
وای چه بحثهای داغی بوده دیشب که من نبودم
لیلا عجیبه که من با هرم مشکلی ندارم.ببین خیلی راحته که
تو یر انگشتی هم حساب کنی:
180 گرم نون تقریبا می شه 450 تا 500 کالری ..بسته به نوع نون.مثلا نون چاودار و چند غله کالریشون بالاتره و جو پایین تر
165 گرم پروتئین هم می تونه از 165 کالری برای بوقلمون و سینه مرغ و تخم مرغ شروع بشه تا مثلا 300 یا 350 کالری برای گوشت و حبوبات و کره بادوم زمینی و مغزها
2 پیمانه میوه رو اگه مثلا یک پیمونه انگور که 115 ذگالری داره و یک هلوی بزرگ با 70 کالری در نظر بگیری خودش می شه 180-190 کالری
می رسیم به سبزیجات که خیلی کم کالری هستن و 3 پیمونه اش رو حدود 60 تا 80 کالری می گیریم.
شیر و ماست هم که من به شخصه به شیر بی چربی و کم چرب لب نمی زنم ولی ماست 1/5 درصد می خورم.هر 250 میلی شیر با چربی معمولی 125 کالری داره..خب اگه 3 لیوان شیر بخوری در یک روز می شه 375 کالری
حالا اگر پنیر و ماست رو جایگزین کنی این عدد تا 300 هم می تونه بالا بره
روزی 5 تا 6 قاشق چایخوری روغن مجازه ..که می شه حدود 1 ق غذا خوری و 120 کالری
می مونه روغن و شیرینی جات و هله هوله ...که بین 200 تا 300 کالری بسته به وزنمون مجازه
خب اما جمعش:
500 نان و غلات
250 پروتئین
200 میوه
60 سبزیجات
400 لبنیات
120 روغن
تا اینجا شد 1520
اگه هله هوله مثلا یه نسکافه ..چند تا خرما..یه تکه شکلات..2 تا بیسکویت و این جور چیزا رو هم بهش اضافه کنی می بینی که راحت به 1700 تا 1800 میرسی
به همین خاطر و روی همین حساب من خودم وسواس گذشته ام رو نسبی به کالری شماری از دست دادم و برام وزی و پیمونه و واحد مهمتر شده.چون می دونم توی این محدوده که بخورم در هر حال توی رنج مجاز کالریم خوردم و نگران نیستم
سالومه | August 12, 2008 10:21 PM
ببخشید برای شیر و ماست عدد تا 400 هم می تونه بره بالا
نسبی=نسبت
ذگالری=کالری
یر انگشتی=سر انگشتی
:دی
سالومه | August 12, 2008 10:24 PM
خب فکر کنم این چیزی که درباره هرم نوشتم یه توضیحی هم شد برای اونهایی که خیلی باهاش آشنا نیستن...فکر کنم آریس پرسیده بود
ایشالا بلاگفا درست شه من امروز یه پست جامع راجع به هرم می نویسم
سالومه | August 12, 2008 10:28 PM
بچه ها ی میوه دوست
این هرم مایوکلینیک میوه و سبزی را زده نامحدود. سخت نگیرید به خودتون
http://www.mayoclinic.com/health/mayo-clinic-diet/WT00016
شب تاب | August 12, 2008 11:02 PM
سالومه خب من معمولا همه رو کم چرب می خورم و فکر می کردم که بیشترش کنم یعنی پرخوری کردم واسه همین نگران بودم .
لیلا | August 12, 2008 11:57 PM
آزی من دیشب در مورد هرم برات توضیح داده بودم و اینکه استارتش از وبلاگ دیانا و آرام زده شد ولی هر کاری کردم ثبت نمیشد و مدام پیغام میداد که صاحب وبلاگ باید تأیید کنه .
یه دوست جان پس ما منتظر نکات کنکوریش هستیم
با تشکرات فراوان
لیلا | August 13, 2008 12:00 AM
شب تاب جونم دیدم هرم مایو کلینیک رو ولی به نظرم نمی یاد که میوه نامحدود منطقی باشه چون میوه واقعا پر کالری می تونه باشه.مثلا 20 تا گیلاس نزدیک 120 کالری داره.من قبلا می نشستم و یک کاسه شاید 40 تا گیلاس می خوردم.بعد فهمیدم که وای چقدر پر کالری بوده.
یکی از اقوام من 130 کیلوه .اصلا هم غذا خور نیست ولی حتما روزی 1 کیلو تا 2 کیلو میوه شیرین رو می خوره.مثلا 1 کیلو زردالو یا هلو میشه نهارش و اینقدر چاقه...
سالومه | August 13, 2008 12:21 AM
قابل توجه غزال و بقیه!:
من نمی دونم چرا نمی تونم تو هیچ بلاگفایی کامنت بزارم! تایپ می کنم و یهم غیبش می کنه!اینو می خواستم واسه غزال بزارم برای صبحونه اش حالا اینجا می زارمش:
برای صبونه ات با پوره سیب زمینینی چطوری؟
یه سیب زمینی آب پز متوسط (حدود 50کالری )رو آب پز کن/بعد لهش کن نصف فنجون شیر(30کالری) و 5 گرم کره(40 کالری) بهش اضافه کن با نمک و فلفل و رو حرارت ملایم هم بزن تا به سفتی مورد علاقه ات برسه (جمعا 120 کالری)با کمی نون نوش جون کن..
آریس | August 13, 2008 12:31 AM
توی رژیم دکتر کرمانی که من تحت نظرش بودم هم میوه نامحدود نبود و حد و اندازه داشت یعنی 3 تا در روز.اما کاهو و سبزی و قارچ نامحدود هستند.
در مورد هویج خودش جز نامحدود هاست اما آبش نه.
کلا گفته بجای هر میوه می تونیم یه فنجان آب میوه جایگزین کنیم.
و آب میوه بخاطر اینکه فیبرهای میوه رو برداشته توصیه نشده.
آریس | August 13, 2008 12:36 AM
عجب سوتی ای دادم.گفتم یه سیب زمینی آب پز رو آب پز کن!:))
آریس | August 13, 2008 12:38 AM
بچه ها من درباره هرم یه توضیح نسبتا کامل توی وبلاگم دادم بیاین ببینین
سالومه | August 13, 2008 12:56 AM
سالومه هورااااااااااااااااااا
مبارک باشه . واقعا خوشحال شدم :*
راستی سالومه جونم تو وبلاگ خودت کامنت ثبت نمیشه .
لیلا | August 13, 2008 1:05 AM
بچه ها بشتابید برای استفاده از هرم و ورزش که سالومه خیلی خوب جواب گرفت
هورااااااااااااااااااا سالومه
لیلا | August 13, 2008 1:10 AM
آفرین سالومه جون.عالیه.تبرررررررررررریک!
آریس | August 13, 2008 1:22 AM
قربون شما لیلا خانم گل
بالاخره نتیجه اون عرق ریختن ها و صبر کردنها رو دارم می گیرم.
احساس می کنم دوباره بعد از این ثبات راحت بیام پایین
لیلا جونم ایشالا تا آخر 4 هفته ای دوم تو هم نیم کیلو کم کنی و به هدفت نزدیکتر بشی
این گام شمار هم برای من کلی یمن داشته
:))
سالومه | August 13, 2008 1:23 AM
مرسی ازی و شانه جون دیشب نبود جوابتون وا یا من خوابم می اومد اره باید یه فکر اساسی کنم
ملانی | August 13, 2008 1:53 AM
یه خاطره بگم بعد ربطش به موضوع رو می گم تو دانشگاه ما وام می دادند بعد هر ترم که من ثبت نام می کردم وام دادن کنسل می شد اما وقتی ثبت نام نمی کردم وام ها رو می دادن دوستام خواهش کردن کلا من بی خیال وام گرفتن شم تا بقیه از نون خوردن نیافتم حالا می خواین من از بلاگفا بیام بیرون ببندم در وبلاگم رو شاید مشکلات حل شه شما به وبلاگاتون برسین
ملانی | August 13, 2008 1:57 AM
بچه ها من از طرف بابای بچه ها برای کم کردن 5 کیلو از اون هفت کیلویی که ترازو جدیدم نشون میداد!!! جایزه گرفتم ! یه زیرانداز یوگا و یه توپ ورزشی (فکر کنم اسمش همینه !!) البته توپش خرابه امروز باید بریم عوض کنیم !! الان دچار انگیزه قوی شدم !! این بلاگفا که درست شد یه سری به هرم های شما میزنم ببینم می تونم منم هرماتولوژی در زندگیم داشته باشم یانه !!!!!!
leili | August 13, 2008 2:09 AM
لیلی مبارکا باشه .
دست بابای بچه ها هم درد نکنه .
لیلا | August 13, 2008 2:14 AM
به به لیلی جونم چه میتینگ خوبی یه..
5 کیلو؟؟واقعا تبریک داره عزیزم
زیر انداز یوگا و توپ هم می تونه حسابی در ورزش کردن بهت کمک کنه.
تبریک تبریک
سالومه | August 13, 2008 2:18 AM
من فردا دارم به مدت 5 روز می رم مسافرت.دعا کنین مثل آدم رعایت کنم و فرصتی پیش بیاد که ورزش کنم.
سالومه | August 13, 2008 2:28 AM
شب تاب جونم
گام شمارها همونطور که می دونی انواع و اقسام دارن که واقعا انتخاب رو مشکل می کنن بخصوص که اگه بخوای هم ارزون باشن و هم دقیق و هم مامانی!. منتها تجربه ی تپل های انارستانی این رو می گه که باید قبل از هر چیز دنبال گامشاری بگردی که ساکت باشه و هی تیک تیک صدا نده!. من خودم معمولا توی ابزار اندازه گیری مارک Omron رو ٬یشنهاد می کنم(به جان خودم هیچ پورسانتی از شرکت اش دریافت نمی کنم!) چون طی سالها امتحان خودش رو پس داده. توی آدرس زیر یه فیلم ویدیویی رو می تونی ببینی که به تفصیل در مورد انتخاب یه پدومتر خوب(و صد البته تبلیغ یه مدل از Omron) توضیحات کافی و وافی رو داده و فکر می کنم که بهت خیلی کمک می کنه که یه چیز خوب بخری. منتها الان مدلهای جدیدتر هم اومده منتها چون ساده می خوای فکر کنم همین مدلی که توی آدرس زیر هستش بهت کمک کنه:
http://www.pedometersource.com/howtobuyapedometer/Howtobuyapedometer.html
دیانا Omron مروجیانی!
دیانا | August 13, 2008 3:31 AM
ملانی جون
بچه ها همه ی توصیه ها و هشدارهای خوب رو برای دوست عزیزت دادن. من هم می گم کاشکی تا مقدمات رفتن پیش یه روانکاو خوب فراهم می شه با این دوستت همدلی کنی و ببینی ریشه ی این "باور" چطوری توی وجودش شکل گرفته. بخصوص چون گفتی که به حرفهای تو گوش می ده می تونی براش کتاب های تغذیه ی معتبر که اکثرشون جداول سنی-جنسی-وزنی دارن و بعنوان استاندارد بهشون استناد می شه تهیه کنی و بهش نشون بدی و مستند بهش بگی که در مورد خودش اشتباه فکر می کنه. دقیقا همین کاری که انارعزیز می کنه که با نوشتن پست های خوب هم آگاهی مون رو بالا می بره و هم انگیزه ی یادگیری مون رو تقویت می کنه و هم باعث می شه که واقع گرا باشیم و توی مسیر درست حرکت کنیم.
دیانا | August 13, 2008 3:32 AM
بچه ها بهارک عزیزمون یه چیزی در مورد شانه بسر نوشته که خیلی من رو فکور کرده. راست می گه بهارک٬ شانه بسر گلمون همیشه راههای ساده رو توی آستین اش داره و باعث می شه که آدم در اسرع وقت دست به کار بشه. حالا این فکوریت! ما هم علتش این بود که با این کامنت بهارک یه هو من پرت شدم به انگیزه های عضویتم و دیدم که یکی از نکاتی که من رو مجذوب انارستان کرده همین ساده گی و بی آلایشی بچه های اینجاست که باعث می شه آدم شب و روز این جا دخیل ببنده و تا حاجت اش رو نگرفته هی اینجا کامنت نذر کنه!.
یه چیز دیگه هم در مورد ساده گی من رو فکورترتر! کرده کامنت یه دوست عزیز و اشاره اش به پمفلت های منتشر شده از طرف وزارت بهداشت هستش که واقعا غالب شون خیلی کمک کننده هستن و چون اطلاعات رو برای سطح وسیعی از جامعه تهیه می کنن در نتیجه خیلی ساده و در عین حال کاربردی و مفید هستن. خواهش می کنیم در حد امکان این پمفلت ها رو از دست ندین پلیز!.
دیانا ناذر کامنتیانی پمفلتی زاده!
دیانا | August 13, 2008 3:33 AM
--------------------------- کامنت غیر رژیمی --------------------------
بچه ها جون
من دقیقا نمی دونم این دانشگاههای بین المللی که توی مناطق آزاد ایجاد شده دقیقا چی هستش و کیفیت اش چطوریه ولی من بطور اتفاقی به سایتی برخوردم که سرنخی شد برای سرچ بیشتر. ظاهرا دانشگاه شفیلد انگلستان یه قرداد با دانشگاه علوم پزشکی زاهدان که شعبه ی بین المللی توی چابهار ایجاد کرده٬ بسته که توی رشته ی Health Informatics دانشجوی کارشناسی ارشد بگیرن و از راه دور آموزش بدن که البته خیلی هم راهش دور نیست! چون ظاهرا طبق قردادشون یه ترم دانشجوها تشریف می برن شفیلد انگلستان و در خدمت اساتید مجرب! می شن. توی این آدرس می تونین اطلاعات بیشتری بدست بیارین و اگه سوالی دارین مستقیما از خودشون بپرسین :
http://www.shef.ac.uk/is/prospectivepg/courses/health/iran.html
من سرچ کردم و دیدم که دانشگاه علوم پزشکی زاهدان هم یه اطلاعیه زده و کسانی رو که توی رشته های پرستاری ؛مامایی٬ بهداشت عمومی ؛بهداشت محیط؛ اپتومتری ؛کتابداری و مدارک پزشکی لیسانس دارن و در عین حال زبان انگلیسی شون خوبه رو واجد شرایط دونسته. البته ناگفته نمونه که هزینه هاش بالاست و ظاهرا یه جورایی حکم دانشگاه غیرانتفاعی رو داره با این تفاوت که مدرک اش یه جورایی معتبرتره و در واقع از طرف وزارت علوم داده و تایید می شه.
گفتم شاید به درد یکی از شما انارستانی ها یا خواننده های خوب انارستان بخوره بخصوص که یه ترم شفیلد درس خوندن اش وسوسه انگیزه! و از طرفی ظاهرا خیلی در موردش اطلاع رسانی نشده.
دیانا اطلاع رسانیان!
دیانا | August 13, 2008 3:37 AM
اوه یادم رفت!. این هم آدرس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان که هم یه مختصر در مورد شعبه ی بین المللی اش نوشته و هم یه اطلاعیه در مورد همین مطلب داره:
http://www.zdmu.ac.ir
دیانا | August 13, 2008 3:38 AM
آقا یعنی می شه این بلاگفا بالاخره سر به راه بشه و ما رو بیش از این شرمنده ی شما نکنه؟
دیانا خماریانی آهییییییییییییییییی گویانی!
دیانا | August 13, 2008 3:39 AM
از دست این بلاگفای لوس!
آريس | August 13, 2008 3:53 AM
سالومه جان ای میلت رو چک کن.
آريس | August 13, 2008 4:07 AM
بچه هاي بلاگفايي فعلا كه را نمي ده بريم ببينيم چه خبره.سالي جون اگه اينجاهايي جواب اون كامنت منو بده پليز.اين گام شمارت همونه كه ماها هم داريم؟همين كه به قول ديانا تيك تيك مي كنه ومال من يه سكته مغزي زده ونصفه نيمه كار ميكنه دي:
بچه ها اين گام شماري كه ديانا ميگه اينجا هم هست؟اگه هست كسي مي دونه كجا وچند؟من يه گام شمار مجلسي مي خوام
آزي | August 13, 2008 4:27 AM
سالومه همه تو را می طلبند!;)
آريس | August 13, 2008 4:41 AM
نمی دونم آزی اینو لیلا برای من گرفته ولی مطمئنم دقیقه چون چند بار خودم مثلا در 10 دقیقه گامهام رو شمردم و بعد عدد اونو چک کردم دیدم درسته.
اما این گام شماری که دیانا می گه همونی یه که ارتمیس هم داره.توی شهروند می فروشن و 30000 تونم قیمتشه.امروز من دارم می رم شهروند آرژانتین.می پرسم براتون
سالومه | August 13, 2008 4:47 AM
بچه ها به نظرتون 100 گرم كمپوت آناناس 100 كالري منطقيه؟اگه باشه كه من خيلي خوشحال ميشم.
آزي | August 13, 2008 4:55 AM
واي 30000 تومان گرونه ها..كاشكي ما هم يه آقاي مهربون يه باباي بچه ها داشتيم تشويقمون مي كرد :)
حيف كه تولدمم حالا حالاها نيست....حالا بپرس شايدم قلكمو شكستم يه كاريش كردم
دستت درد نكنه.مال تو چيه ماركش؟همين 1000 توماني چينيه؟
آزي | August 13, 2008 5:02 AM
من هم گام شمار می خوام!
میس ری | August 13, 2008 5:06 AM
ري خوب تو ثروتمندي بيا يه دونه براي خواهر كوچولوت بخريكي هم براي خودت شب كه مياي خونه با هم قدم بزنيم وخاطره تعريف كنيم چطوره؟
حالا باباي بچه ها كه سهله الان به باباي به باباي خودمم بگم من خودم همچين گام شماري خريدم چشم غره ميره وازون نگاه هاي پول نفله كن بهم ميندازه...آخه باباي من هروقت حرف باشگاه وورزش ميشه ميگه: بابا جون صبح ساعت 7 بلند شو پياده برو ازين جا يه نونه تازه هم بخر بيار خونه اين يعني ورزش دي:
هرچيم بگي نمي خورم :بابا جون بخور اينا همه بعدا بهتون آسيب ميرسونه اينا براي رشدت لازمه بدنتون احتياج داره سنت ميره بالا پوكي استخوان ميگيري بدبخت ميشي دي:
چقدر تشويق دي:
ري همين طوريه ديگه؟:)
آزي | August 13, 2008 5:12 AM
خواهر کوچولو لطفا منو احساساتی نکن می دونی که من هر چی می کشم از قلب مهربونمه!
می ترسم اگر برات بخرم تیپ بزنی و آی پادتو بندازی و با شانی جونت (شانه بسر) یا سمیرا یا شقایق یا هر کس دیگه ای بری قدم بزنی و باز منو از محبت کردن به بشریت دلسرد کنی!
میس ری | August 13, 2008 5:29 AM
سالومه ای میل منو دیدی؟
آريس | August 13, 2008 5:39 AM
تو بخر من نامردم اگه هفته اي سه روز نيام پياده روي باخواهر مهربونم..اينجا مي گم كه اين همه دوسته تپل با مرام هم شاهد باشن....پليز احساساتي شو..ببين اگه تو دوست داشتي شانه رو ميبريم زينبم مي تونه بياد دي:اگه تو بخواي....ببين تو راضي من قصه بي باباي بچه هايي وآقاي مهربوني رو بخورم؟
بابا يكي بياد وساطتت اين ميس ري با من مهربون باشه :)
آزي | August 13, 2008 5:41 AM
دوستان عزیز انارستانی!
ما بچه های انقلابیم !فرزندان صف آتش و موشک و خون!
بپا خیزید!
چطور اجازه می دید این باگفای جوجه اینهمه حماسه آفرین و معطل نگه داره؟!
برخیزید و با تحریم بلاگفا آشیانه در سرزمینی دیگر بنا کنیم!
میس ری | August 13, 2008 5:43 AM
آره عزیزم تا ساعت 3 جواب می دم
سالومه | August 13, 2008 5:46 AM
این بلاگفا از دیشب رو اعصاب منه! یه امشب هم صبر می کنیم میس ری جون!اگر با زبون خوش درستش نکردن حالشونو می گیریم!
آريس | August 13, 2008 5:47 AM
الان یه لحظه تونستم وبلاگمو باز کنم اما همچنان نمی تونم کامنت بزارم.
آريس | August 13, 2008 5:49 AM
این بلاگفا دیگه شورش رو در آورده ها.
سالومه جان بهت تبریک میگم.واقعا خوشحال شدم فهمیدم این هفته کاهش داشتی.
آزی منم از این گام شمار 1000 تومنی ها داشتم منتها از رو اول سکته ای بود:دی
الی | August 13, 2008 5:50 AM
مال منم افتاد تو دستشویی!
آريس | August 13, 2008 6:02 AM
اریس ایمیلتو زودی چک کن
سالومه | August 13, 2008 6:15 AM
http://orbiterak.blogfa.com/
ساروی کیجا | August 13, 2008 6:23 AM
www.gamshomar.ir
ساروی کیجا | August 13, 2008 6:30 AM
خانم ساروي كيجا شما هموني هستيد كه مارو با اكستراپوند آشنا كرديد.پس چرا ما فعاليت هاي شمارو در راستاي لايف استايل بهينه نمي بينيم؟ دي:
الان اينجا گيرتون آورديم..بچه ها همه درهارو ببنديد يه تپل اينجا به دام انداختيم
آزي | August 13, 2008 6:42 AM
سلام
من درگیر کار و زندگی و همینطور لایف استایلم هستم
:)
ساروی کیجا | August 13, 2008 6:47 AM
http://mehrvash.persianblog.ir/1387/5/
Anonymous | August 13, 2008 6:55 AM
ساروی کیجا!
چه اسم باحالی!
میس ری | August 13, 2008 7:15 AM
سالومه من از دیشب تا الان نمی دونم هر بار میام انلاین یک بار چک می کنم وبلاگت باز نمی شه. می خوام ببینم همه به چی تبریک می گن.
من ندیدم هنوز هم اما تبریک می گم و امیدوارم بخاطر کاهش وزن و شکستن سد باشه این تبریک.
بهارک | August 13, 2008 7:59 AM
مرسی دیانا جان این باور از روزی اومد تو ذهنش که خواهرش رژیم گرفت و شد 45 کیلواما اون نشد این شد که رفت تو نخ رژیم بد فرم حالا با اینکه خواهرش شده هم وزن خودش اما بازم ادامه می ده طفلی نصف موهاش ریخته شما براش دعا کنید منم همه راهکارایی که گفتین به کار میبندم
ملانی | August 13, 2008 8:22 AM
دیانا جون ممنون از راهنماییت :)
یه سوال دیگه : توی ماشین باید خاموشش کنم یا خودش باهوشه؟
سالومه جون
به نظر خودم هم میوه ی نامحدود هم ضررهای خودش را داره مثل کالری نامحدود و افزایش حجم معده که داریم زحمت می کشیم کوچیکش کنیم. اما خب اگه گرسنه ایم و به دلیلی می خواهیم بیشتر بخوریم از سبزی و میوه شروع کنیم بهتره.
بچه هایی که دستشون میرسه برای بالا بردن مصرف آب از عرقیات مثا عرق نسترن و بهار نارنج و گلاب غافل نشید. کلی هم خواص خوب و خوشحال کننده دارند.
آزی جون
ما ترا نداشتیم چی کار می کردیم؟ این گام شمار مجلسیت منو کشته!
شب تاب | August 13, 2008 9:41 AM
اینم بخونید که گفته دو چقدر خوبه و اگه عمر طولانی و سالم می خواهید بدوید:
http://www.bbc.co.uk/persian/science/story/2008/08/080812_shr-running.shtml
شب تاب | August 13, 2008 9:43 AM
بچه ها این عرقیات که تو عطاری ها هست همشون مثل زیره و گل گاو زبون بدمزه هستن؟؟ هیچ ماده خاصی که هم بدمزه نباشه هم خاصیت آرامش بخشی یا شادی بخشی داشته باشه ندارین؟ شب تاب اینها که نوشتی شیرین هستن یا تلخ یا بی مزه/.؟
بهارک | August 13, 2008 9:50 AM
دوستان یه سوال من یه زمین خاکی طرف خونمون هست که بچه ها می رون توش فوتبال بازی می کنن خوبه برای دو یعنی چون خاکیه ضرر نداره بعد من جون ندارم بکوب بدوم چه طوری باید تقسمیش کنم یه دقیقه دویدن یه دقیقه راه رفتن خوبه
ملانی | August 13, 2008 9:57 AM
من آخه روزی چند لیتر آب می خورم به جز لیمو نمی دونم با چی مزشو یه کم بهتر کنم. با اینک اینهمه آب می خورم کلی هم چایی و هندونه و خربزه باز هم همیشه تشنه هستم.
بهارک | August 13, 2008 9:59 AM
سلام
وای از دست این بلاگفا
بچه ها من کماکان با هرم مشکل دارم مثلا من میخوام قرمه سبزی بخورم از کجا برم بپرسم که این چقدر سبزی توشه چقدر پروتین چقدر حبوبات؟؟؟
بهارک جون گل گاو زبون و عرق زیره تلخ نیست بی مزه است مخصوصا گل گاو زبون فقط عصاره زیره تلخه
آمانیتا | August 13, 2008 10:02 AM
بهارک جون یه توصیه مادربزرگانه بهت میکنم در راستای رفع عطش
خاشکیر بخور فرزندم
آمانیتا | August 13, 2008 10:10 AM
وای منظورم خاکشیر بود
آمانیتا | August 13, 2008 10:11 AM
ملانی من که تو زمین مستطیل شکل اینطوری اگر گیر بیارم معمولا یک ضلع می دوم یک ضلع راه می رم بعد کم کم دو ضلع می دوم یک ضلع راه می رم.
بهارک | August 13, 2008 10:13 AM
مرسی آمانیتا چند وقت پیش لیلی هم بهم گفت این خاکشیر من چون تا حالا ندیدم چطور چیزیه روم نشده از عطاری بخرم.
چون دفعه پیش رفته بودم زیره بخرم آقای فروشنده اینقدر کم حوصله بود داشت منو می خورد دو بار ازش سوال پرسیدم!
بهارک | August 13, 2008 10:15 AM
بهارك خاكشير يك دونه هاي ريزيه كه قهوه اي و نارنجيه . يك ذره شستنش سخته بعد مي شوري و تو آب ميريزي و مي خوري . بهارك بايد ديده باشي اين دونه هايي كه تو ابميوه فروشي ها باهاش شربت درست مي كنن و بد هم تندي ته نشين ميشه .. يادت اومد ؟!
آمانيتا حالا كه معرفي كردي بيا بگو ببينم خاكشير كه كالري نداره ؟! هان ؟!
ليلا | August 13, 2008 10:25 AM
بچه ها من بايد به عرض برسونم كه امروز كه خودم رو وزن كردم 600 گرم كم شده بودم و الان بسيار بسيار خوشحالم :دي
ليلا | August 13, 2008 10:27 AM
وااااااااای لیلا تبریک تبریک
خیلی خوشحالم که می بینم زحمتامون داره نتیجه می شه.
لیلا تو به زودی 54 کیلو خواهی شد
بوووووس
سالومه | August 13, 2008 10:35 AM
دوستم کلی لاغر شده به به چه کیفی داره
لیلا به خدا مال همین هرم و ورزش مرتبه ها
سالومه | August 13, 2008 10:36 AM
سالومه درسته كه لايف استايلمون بهتر شده ولي مطمينم كه اين گرم هايي كه اينقدر به زحمت و اصولي كم مي كنيم خيلي ارزش داره
مرسي سالومه همراه مهربون :*
ليلا | August 13, 2008 10:45 AM
دقيقا سالومه . واقعا موثر بوده .
همينجوري ادامه ميديم .
ليلا | August 13, 2008 10:47 AM
لیلا و سالومه تبریک بابت کاهش وزنتون . انگار این هرم خیلی خوب چیزیه .
غزال | August 13, 2008 10:48 AM
غزال جان اصلا شك نكن كه خيلي خوبه :)
ليلا | August 13, 2008 10:50 AM
دیگه اینکه من شوهرم برای ستاره ده پوندی من نگران شده . میگه چرا انار ستاره ات رو نمیده ! میگه برو دادگاه شکایت کن . میگه می بینم که این چند روزه زیاد می خوری به خاطر ستاره است تا ده پوندی رو نگیری نمیتونی بری برای 15 پوند .
انار جون اگه همین روزا احضاریه دادگاه اومد در خونه ات بدون جریان چیه . :))
غزال | August 13, 2008 10:51 AM
بهارک جون
این عرقیات معمولا فقط عطر و بو دارند مگه اینکه خیلی بوهای تند داشته باشند. می تونی به همون خاکشیر هم اضافه شون کنی. تازه یکی دیگه هم هست به اسم تخم شربتی که دونه های سیاه رنگه. یکمی توی آب باید خیس بخوره. حسنش اینه که این ها را می تونی درست کنی بذاری توی یخچال باشه و هر وقت دلت خواست بری سراغش. مونده نمیشه.
شب تاب | August 13, 2008 10:54 AM
ولی بچه ها من تا جایی که می دونم خاکشیر رو با شکر شیرین می کنن . اگه شکر نداشته باشه بی مزه میشه . باید مراقب شکرش باشی
غزال | August 13, 2008 10:56 AM
غزال من با يك قاشق عسل شيرينش مي كنم و خيلي هم خوب ميشه
ليلا | August 13, 2008 10:59 AM
بچه ها نمیتونم وبلاگ های هیچ کدومتون رو ببینم ناراحتم . این چه وضعیه
غزال | August 13, 2008 11:01 AM
سالومه من چند روز پیش برات یه خصوصی فرستاده بودم دیدی؟راجع یه موضوعی ازت سوال کرده بودم ؟ می خوام بدونم آخرین مهلت برای ارسال کی هست ؟به وقت ایران بهم بگو . باشه؟
غزال | August 13, 2008 11:04 AM
خوب دوستان عزیز بنده سخنانی چند در جهت تنویر افکار عمومی ارائه کنم !
اولا که این جایزه بنده در راستای اقدام انتحاری فروشگاه "کرفور " جهت حراج این وسیله ابتیاع شد و در ثانی دلیل اصلی جایزه این بود که بندهخ علیرغم داشتن برنامه غذایی ویژه برای خودم، کماکان سفره های رنگین برای ایشان (بابای بچه ها) فراهم می نمودم و حتی یه کمی رنگین تر !!! البته بنده مراتب تشکرات خود را به ایشان اعلام داشته و اذعان نمودم که اثر در استمرار است !!!! اگه راست میگی 5 کیلوی دوم رو که کم کردم هم جایزه بخر!!!!
leili | August 13, 2008 11:21 AM
آریس ای میل من بهت رسید؟
leili | August 13, 2008 11:39 AM
آها یه موضوع دیگه !!البته ببخشد که اینجا مطرح میکنم چون نمیتونم بیام وبلاگاتون اینجا میگم !!
این دانشگاه بین المللی چابهار اندازه خون بهای پدرانشون پول میگیرن!! و تا اون موقع که ما در اون خطه بودیم دانشجوهاش خیلی از دانشگاه و روش تدریس و این حرفا ناراضی بودن!! چون تا اون موقع به قولشون عمل نکرده بودن و دانشجوها رو نفرستاده بودن انگلیس و همه استادای خارجکی رو هم بیرون کرده بودن و از محصولات داخلی که معمولا استاتید دانشگاه سیستان و بلوچستان (زاهدان) بودن ، استفاده میکردن !!! حالا نمیدونم الان شاید پیشرفت کردیده باشن!!!!!!
اون دانشگاه از بابای بچه ها (یک محصول داخلی!!) هم دعوت به همکاری کرده بود ولی ماکه داشتیم از زاهدان میومدیم اینجا دیگه نرفتتیم اونجا!!!!
leili | August 13, 2008 11:49 AM
انار جونم
کجایی؟اینجایی؟ کار مهم باهات دارم
اگه هستی بگو پیلیز
سالومه | August 13, 2008 12:26 PM
بچه ها کی اینجاست؟
می شه بگین یه تظهار وجودی کنین؟یه کار مهم دارم
سالومه | August 13, 2008 12:42 PM
اظهار وجود
سالومه | August 13, 2008 12:43 PM
هستم. جانم؟
انار | August 13, 2008 12:48 PM
انار جونم لطفا ایمیلت رو چک کن
سالومه | August 13, 2008 12:50 PM
بچه ها هر کی اینجاست سریع بره به لینک تولد انار جووووووووووووووووووووووووووووووون
http://happybday-anarjoon.persianblog.ir/
سالومه | August 13, 2008 12:56 PM
انارستانی ها بشتابید که یه کیک خوشمزه در لینک بالا در انتظار شماست
:دی
سالومه | August 13, 2008 12:57 PM
بشتابید
بشتابید
که انار داره به صداهاتون گوش می ده
و کیک رو تنها تنها می خوره و تپل می شه
بعد سر من و آریس رو می بره که آخه این چه کاری بود کردید؟؟منو چاق کردید؟؟
سالومه | August 13, 2008 1:04 PM
واااااااااای انار جون تولدت مبارک .
غزال | August 13, 2008 1:04 PM
آریس و سالومه دستتون درد نکنه . من که خیلی هیجانزده شدم . چه برسه به خود انار .
خیلی متاسف شدم که من نرسیدم صدامو بفرستم .
انار گل بهترین آرزو ها رو برات دارم .
غزال | August 13, 2008 1:07 PM
ای غزال
ولی داشتی سوتی رو میدادی هاااااا
اومدم دیدم اینجا نوشتی مهلت تا کی هستش گفتم واااااای الان انار می فهمه.
:)))
سالومه | August 13, 2008 1:09 PM
سالومه خیلی هیجانزده هستم . صداهاتون رو من هم می خوام گوش بدم ولی میگم فعلا انار داره گوش میده من دانلود نکنم بهتره . واااااااااااااااااااای .
غزال | August 13, 2008 1:14 PM
سالومه . با اینکه دیر شده ولی اگه من فایلم رو بفرستم هنوز میشه برام بذاری؟
غزال | August 13, 2008 1:16 PM
http://happybday-anarjoon.persianblog.ir/
سالومه | August 13, 2008 1:16 PM
آره غزال بدو بذار الان
سالومه | August 13, 2008 1:17 PM
واااااااااااااااای انار جونی تولدت مبارک
گل گل گل گل گل گل گل
بوس بوس بوس بوس بوس بوس
leili | August 13, 2008 1:21 PM
آخ صدای من نیست توی صداها!!!!!!!!!!!!!111
گریهههههههههههههههههههههه
leili | August 13, 2008 1:23 PM
بدو لیلی بیا به وبلاگ تولد انار
سالومه | August 13, 2008 1:25 PM
مگه فرستاده بودی؟؟
سالومه | August 13, 2008 1:26 PM
http://happybday-anarjoon.persianblog.ir/
سالومه | August 13, 2008 1:32 PM
پس من چرا نمی دونستم؟ از همین جا میشه آواز بخونم؟
http://www.youtube.com/watch?v=0TJP3TwmDLk
شب تاب | August 13, 2008 1:48 PM
شب تاب برو این لینک رو بذار توی وبلاگ تولد انار
سالومه | August 13, 2008 1:51 PM
سالومه به چه آدرسی بفرستم؟
غزال | August 13, 2008 1:53 PM
salome.abtahi@gmail.com
سالومه | August 13, 2008 2:09 PM
سلاممممممممممم
تولد تولد تولدت مبارک
هزار تا تبریک میگم انار جون
آمانیتا | August 13, 2008 2:37 PM
آره فرستاده بودم
هم برای تو هم برای آریس
اکشالی نداره !!!
از همین جا و همون جا دوباره میگم
انارجونم تولدت مبارک
جییییییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغغ
هورااااااااااااااااا
(خوب شد صدای مسخره من رو نشنیدی اگرنه اثرات مخربی روی اعصاب و روانت داشت !!!!!)
leili | August 13, 2008 2:43 PM
واااای فایل لیلی جا افتاده؟ من واقعا شرمنده ام.:( از همه اونایی که تو دعوت اولیه جا افتادن معذرت می خوام.
آريس | August 13, 2008 3:01 PM
سالومه دستت درد نكنه ولي چرا طفلكو سنشو زياد كردي.اين خانم دكتر ما تازه يه غنچه 30 سالست.يعني الان سي سالش شد نه سي ويك
آزي | August 13, 2008 3:03 PM
من الان دارم تو میل باکسم رو می گردم فقط یه ای میل از لیلی دارم که پرسیده چیکار باید بکنیم.فکر کنم فایل رو واسم نفرستادی لیلی جون..اگرم اومده و من یه کاریش کردم صمیمانه ازت عذر می خوام.
آريس | August 13, 2008 3:04 PM
لیلی جونم منم ایمیلی ندارم ازت.میخوای دوباره فورواردش کن من برات بذارم
ازی منم می دونم 30 تموم شده ولی رفته توی 31 دیگه بابا
سالومه | August 13, 2008 3:17 PM
انار جون کجایی؟ نمیایی به مهمونی ما:
http://happybday-anarjoon.persianblog.ir/
آريس | August 13, 2008 3:18 PM
http://happybday-anarjoon.persianblog.ir/
سالومه | August 13, 2008 3:20 PM
ای بابا انار شام رو می خوایم سرو کنیم بیا دیگه پس
مهمونا اینقدر رقصیدن گشنشونه
بدو بیا
سالومه | August 13, 2008 3:22 PM
بابا انار الان چرت بعد از ظهرشه بچه
بابا سالومه مرام داشته باش خوشت مياد 3سال ديگه روز تولدت بهت بگن 31 ساله دي:
آزي | August 13, 2008 3:30 PM
ای بابا آبجی ازی گیر داری ها
حالا یه اشتباه لپی شد شما به بزرگواری خودتون ما رو ببخشین
:))
سالومه | August 13, 2008 3:33 PM
آزی شنیدم شام سفارشی از آشپزخونه انارستان اومده؟ آره ؟
سالومه | August 13, 2008 3:35 PM
من کیک مجازی هوس کردم دی:
آمانیتا | August 13, 2008 3:46 PM
واي صداي جيرجيركو شنيدم غش كردم.خيلي با مزه بود
بله شام پرسي زرشك پلو با مرغه دي:
آخي ليلا معلومه داشتي مي رقصيدي وسطش اومدي پيامو دادي رفتي بالاي سن دي:
آزي | August 13, 2008 3:50 PM
واي جوووووووووووووووووونننننننننننننننننننننننننننننننننن صداي شانه بسرو بخورم من.چه لوند ودلبرانه
بچه ها من از انار بيشتر دارم ذوق مي كنم انگار
آزي | August 13, 2008 4:03 PM
واي آلبالو وووووووووووووووووووووووووووووووو
آزي | August 13, 2008 4:08 PM
آزی صدای خودت که عالیییییییییییییه
کلی با صدات ارتباط برقرا کردم
شونه که آخخخخخخخر لوندی یه.انگار وسط حرفاش داره ریز می یاد و چشم و ابرو می یاد :))
سالومه | August 13, 2008 4:24 PM
بچه ها چه باحال می شد صدای انارو می شنیدیم.الان کلی همه مون غش و ضعف کرده بودیم براش
سالومه | August 13, 2008 4:26 PM
وای بچه ها من از هیجان روی پا بند نیستم.
تو رو خدا پاهاتون رو از روی سیم بلندگو بردارین تا من بتونم بلندگو به دست شعار بدم:
انارا انارا
تولدت مبارک
مبارک مبارک
تولد انارجون
************************
زنده و جاوید باد
سلطنت اناری
تداوم و اتحاد
مانیفست اناری
************************
انار خوش بیان ما
تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
دیانا ذوق فورانی!
دیانا | August 13, 2008 8:25 PM
بچه ها وبلاگ تولد انار برای من باز نمیشه :((
فندق | August 13, 2008 9:03 PM
فندق جونم
فکر کنم از بس شادی کردیم و بالا و پایین پریدیم پرشین بلاگ تاب تحمل وزن ما رو نداشته و یه هو منفجرشده!. اگه دیدی شق القمر شد و خورشید توی آسمون دو تا شد و ستاره ها توی آسمون رژه دارن می رن و شهاب سنگها گُل پرت می کنن این طرف و اون طرف٬ هیچ شک نکن و بدون که همه و همه به خاطر این میلاد فرخنده و اتحاد بی مانند و بی مثال هستش.
اطمینان دارم که این چربی لامروت که این بار دستش رو از آستین پرشین بلاگ بیرون آورده هر دسیسه ایی برای شکاف انداختن بین ما بچینه باز هم موفق نمی شه. فعلا بیا تولد رو همینجا ادامه بدیم تا مشکل سایت رفع بشه. من هم تا نیم ساعت پیش می تونستم باز کنم ولی الان باز نمی شه.
چربی بی اتیکت
تولد اناره
حربه های دشمنی ات
حباب روی آبه!
*******************************
این چربی بیچاره
خیال کرده نواره!
نمی دونه که فایلها
پشت اش یه دنیا مهره
صدای هر تپلی
براش یه بمب صوت ه
طنین هر تپلی
براش یه آر پی جی ه!
********************************
انار جون
انار جون
هم امروز
هم فردا
همیشه و همیشه
تولدت مبارک
دیانا شاداندرونی!
دیانا | August 13, 2008 9:32 PM
سالومه جون من الان میکروفون ندارم که تشکر حضوری ضبط کنم. بضاعتم در صدا فعلا همون مصاحبه ایه که شب یلدا با رادیو زمانه داشتیم:
http://thoughts.blogfa.com/post-246.aspx
انار | August 13, 2008 10:08 PM
وای چه جالب بود من نشنیده بودم تا به حال اینو .انار جون یه هفته دیگه بیشتر نمونده که دیگه راحت بشیها
گل بهار | August 13, 2008 10:36 PM
فعلا اغاز هفتهی وحدت و میلاد پرشکوه و باسعادت شما مبارک باشد تا برسیم به بقیهی روزها و جشن پایانیاش!
سولوژن | August 13, 2008 11:02 PM
انار جان تولدت خیلی مبارک باشه. مهمونی خوش بگذره! انگار چون بدون دعوت می خواستم بیام راهم نمی دید و سایت تولدت برام باز نمی شه!
من بالاخره طلسم بخور بخور این هفته ام شکسته شد و رفتم دویدم! سخت ترین دو زندگیم بود همه اش سربالایی!!
dena | August 13, 2008 11:31 PM
خب من دیروز از صبح بس که دویده بودم خسته خسته بودم . همش به خودم فشار میآوردم لیلا باید بیدار بمونی امشب تولد دارین ولی اصلا نفهمیدم کی خوابم برد . یک دوری هم اومدم اون بالاها قصیدم ولی از شدت مستی بزرگان مجلس گفتن برو بخواب :دی
انار جونم وبلاگ برا من باز نمیشه ولی تولدت هزار تا مبارک :**
لیلا | August 13, 2008 11:46 PM
آزی جدا داشتم می رقصیدم بعد سرما هم خورده بودم صدام در نمی اومد ، منم که مثبتتتتتتتتتتت از سالومه نصفه روز وقت گرفته بودم تا صدام بهتر بشه . تازه داشتم با آهنگ تولد مبارک اندی می رقصیدم :دی
لیلا | August 13, 2008 11:55 PM
انار جان منم همینجا تولدتون رو تبریک میگم
الان حس کسی رو دارم که دیر رسیده جشن تولد تموم شده حسابی شرمنده اس :(
فندق | August 14, 2008 12:00 AM
برای منم باز نمیشه. فکر کنم مشکل از خود پرشین بلاگه.
فندق جون نگو این حرف رو...خیلی هم ممنون از تبریک. شرمنده و این حرفها یعنی چی؟ لطف دارید همه.
انار | August 14, 2008 12:06 AM
من دارم صداتو گوش می کنم.. آخی.. من اون موقع نبودم از دستم در رفته بوده... صدات هم اصلا زیر نیست .. نازی. بازم تولدت مبارک
شب تاب | August 14, 2008 12:10 AM
دنا منم امروز رفتم دویدم اما کلی ازت عقبم. راستی یه گروه هم توی mapmyrun ایجاد کردم به نام Golden Tuesday کاش عضو بشی که راحت تر از حال هم خبر داشته باشیم. توی گروه کس دیگه ای هم این وب سایت رو اگه استفاده میکنه عضو بشه خوب میشه.
انار | August 14, 2008 12:13 AM
انار حالا من بد خوندم که مراسم یلدا رو گفتی ، این پادکست نوروز رو من بیشتر از 20 بار گوش دادم ، همش به خودم می گفتم ولی صدای انار نبود ها
شب تاب حالا دل من داره می سوزه که الان سرکار هستم و نمی تونم اسپیکرم رو روشن کنم و گوش بدم
لیلا | August 14, 2008 12:15 AM
این وبلاگ تولدانه کوشش؟:(
آريس | August 14, 2008 12:48 AM
تولدت خیلی مبارک باشه، انارک! دهه 30 یکی از بهترین دهههای زندگی آدمه...
یک بوس گنده و یک بغل تولدانه.
--سوسکی
sooski | August 14, 2008 12:57 AM
انار جان با کلی شرمندگی تولدت رو تبریک میگم... روی ماهت رو می بوسم و بهترین ها رو برات ارزو دارم :-*
منم خیلی دوست داشتم توی این هدیه سهم داشته باشم. چون تنها کاری بود که می تونستم از راه دور انجام بدم! اما متاسفانه نشد...
سامیا | August 14, 2008 12:57 AM
باز شد جشن تولد...
آريس | August 14, 2008 1:13 AM
سالومه جان پس تبریک تولد من کو؟!
فندق | August 14, 2008 1:17 AM
تولدت مبارک
میس ری | August 14, 2008 1:30 AM
سلامممممممممم
بوسسسسسسسسسسسس
تبریکککککککککککککککککککککککککککک
کل بزنیددددددددددددددددددددد
آقا من صبح 1کیلو ونیم کم کرده بودم بس که دیشب رقصیدم
آمانیتا | August 14, 2008 1:57 AM
آمانیتا آفرین عزیزم .
پس حسابی ترکوندی دیشب . فکر کنم به جای لیلای غایب هم رقصیده باشی :دی
لیلا | August 14, 2008 2:16 AM
لیلاجون جات خالی بود بوس
کاش هر شب تولد بود
آمانیتا | August 14, 2008 2:36 AM
انار جون باز هم تولدت مبارک، اميدوارم که سال خيلی خوبی در پيش داشته باشی همراه با موفقيت که اوليش هم در راهه.
نوا | August 14, 2008 2:42 AM
انار جون تولدت مبارک .
ایشالله همیشه شاد باشی
sib | August 14, 2008 2:51 AM
تولدت مبارک انارجون جونی من. 130 ساله بشی.
بسی باعث افتخار بنده است که با شما توی یه ماه متولد شدیم.
( اینجا آدرس وبلاگ رژیمی رو گذاشتم :) )
solmaz | August 14, 2008 2:54 AM
ای عاشقان ای عاشقان دل را چراغانی کنيد
ای می فروشان شهر را انگور مهمانی کنيد
بزم است و رقص است و طرب مطرب نوايی ساز کن
در مقدم او بهترين تصنيف را آواز کن
میس ری | August 14, 2008 3:19 AM
آهییییییییییییییییی!من جا موندم! آهیییییییییییییییییی!
این هفته چه قدر خبرهای خوب خوب بوده.
آرام | August 14, 2008 4:54 AM
دارم از ذوق زدگی می ترکم به خدا .
من اگه می دونستم صداهاتون رو اینقدر با کلاس ضبط می کنین منم متشخص تبریک می گفتم
البته من در این مورد از کودک درونم استفاده کردم
.
.
.انار تولدت مبارک
خیلی زیاد
ایشاللا توی همین ایام بشنویم که واسه عروسی دعوتمون کردی .
مرد نیستم اگه نیام
آذی غذا چی شد ننه ؟
zeinab | August 14, 2008 4:57 AM
بچه ها من جدولم رو نصف هم کردم بازم ارور می ده . به خدا دارم دق می کنم . پر از خبر های خوبم خب... دوست دارم شما هم بدونین و تشویقم کنین
من با بلاگفا قهرم
:)
همه تون رو کلی دوست دارم
zeinab | August 14, 2008 5:00 AM
انار من برات شمع خریدم . بیا فوت اش کن
:)
:)
:)
:)
zeinab | August 14, 2008 5:05 AM
زينب جدول بدون رنگ بذار ممكنه درست بشه . يعني بچه ها اين كار رو انجام دادن درست شد
ليلا | August 14, 2008 5:30 AM
انار جون و هستی عزیز تولدتون خیلی مبارک باشه .براتون بهترین آرزو ها رو دارم .
آنی تاخیر زاده خجالتیان!!
ani | August 14, 2008 6:22 AM
راستی انار جان وقتی میخوای شروع کنی دفاع قبل از اون نفسهای عمیق بکش و آهسته بده بیرون . هم آروم میشی هم تمرکزت بیشتر میشه . موفق باشی.هیجان این دفاعت من و خیلی گرفته.
مثل شمارش معکوس شده برام میام اینجا .
موفق باشی .
آنی | August 14, 2008 6:26 AM
(:
(:
(:
(:
(:
(:
(:
(:
(:
(:
(:
(:
(:
انارجونم برات کلی موج مکزیکی رفتم عزیزم
تولدت مــــــــــــــــــبــــــــــــارکـــــــــــــــــــــ
من نمیدونستم
ایشالله صد ساله شی
نه صدو بیس ساله شی
نه صدو بیست سال کمه
همیشه زنده باشیـــــــــــــی
من خانوم | August 14, 2008 6:27 AM
انار جونم تولدت خیلی مبارک. هزار تا بوسه برات می فرستم با هرچی آرزوی خوب توی دنیا هست. متاسفم که نتونستم توی این کار قشنگ بچه ها سهیم باشم (خیلی خیلی متاسفم)! راستش روزهای خیلی (بازم خیلی خیلی ) بدی رو گذروندم . ولی الان من هم کارام رو غلطکه و خوشحالم. بازم می بوسمت :)
Fairy | August 14, 2008 6:35 AM
اه موجش در نیومد چرا؟؟):
اشکال نداره یه شعر دیگه: (:
چو گلها سرا پا نشاط و شوری!
تولدت مبارک! تولدت مبارک!
بهار امیدی همه سروری !
تولدت مبارک !تولدت مبارک!
گل ِمن ! چشم دلم از تو روشن
لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ
شکفتی !زیباتر از گل به گلشن
لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ
نشستی! چون غنچه در باغ هستی
لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ
تویی تو ! بهانه ی هستس من
لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ
دور از هر بلای خزانی بمانی
با شور و نشاط جوانی بمانی
گل باشی که در جمع یاران نشینِِِِِِِِِِِِِــــــــی
در عالم به جز روز شادی نبینی
لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَلَ لَ لَ لَ
لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ
لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ لَ
شعر با صدای خود استاد محمد نوری یه صفای دیگه داره
فدات! :*
Anonymous | August 14, 2008 6:39 AM
اون بالایی شعر قشنگه منم!!!
من خانوم | August 14, 2008 6:42 AM
من همیشه دیر می رسم ای بابا از دست خودم شاید به خاطر اینه که هنوز کاملا عضو این گروه صمیمی نشدم شرمنده انار جان تولدت مبارک
ملانی | August 14, 2008 7:18 AM
آخي انار من الان صدات رو نشيدم چقدر پرانرژيه صدات . آدم ناخوداگاه لبخند مياد رو لبش .
ليلا | August 14, 2008 7:33 AM
نشيدم = شنيدم
ليلا | August 14, 2008 7:35 AM
به به.....چه خبر بوده اینجا عجب بزن و بشکنی!!
چه سورپرایزی شدی تو انار..!
انشاالله شیرینی پایان دفاعت
بهترین ها را برات آرزومیکنم انار خانوم ورزشکار.
یه دوست | August 14, 2008 7:43 AM
بچه ها چقدر خوشحالم که بهتون خوش گذشته
فندق ببخشید مثل اینکه فایلت جا افتاده فردا می یام می ذارم و اینجا هم لینک می دم.
من یه مطلب مفصل درباره هرم نوشته بودم همه اش پریده
:((((
Anonymous | August 14, 2008 8:45 AM
بالایی من بودم
salome | August 14, 2008 8:46 AM
به به سالومه خانم گل .
سالومه جونم هر پستي كه تو اون چند روز خرابي ها تو بلاگفا ثبت شده پريده .
خواهر شاعر من كه شعرش رو فقط تو وبلاگش نوشته امروز يك عالمه گريه كرد :دي
ليلا | August 14, 2008 8:49 AM
خوب شد گفتین من مونده بودم سالومه چی نوشته که همه تبریک می گن حالا که درست شد اولین وبلاگی که باز کردم سالومه بود دیدم همون پست قبلیه!! هی تو جدولو خوندم شاید از هرم تو اونها نوشته شده دیدم نیست.. بلاگفا خب از اطلاعات ذخیره شده کاربرها باید محافظت کنه!!
بهارک | August 14, 2008 9:07 AM
جیگر خانم تولدت مبارک
پی براه | August 14, 2008 11:08 AM
به به تولدت مبارک انار جان. چه اهالی باحالی داره این انارستان. امیدوارم دفاعت هم به خوبی و خوشی برگزار بشه.
من همچنان درگیر اسبابکشی هستم. ایشالا هفته بعد دوباره جدی ورزش میکنم. راستی یه سوال: لوگ وزن رو هر هفته تا کی میشه آپدیت کرد؟
سمیرا
Samira | August 14, 2008 12:00 PM
چرا اینجا انقدر خلوته ؟ هنوز تو تالار تولدین سمیرا جون دقیقا نمی دونم اما فکر کنم تا شب چهارشنبه
ملانی | August 14, 2008 1:43 PM
آقا درسته که من از قافله عقب موندم.ولی با این حال:
انا جان، تولدت مبارک و ایشالله همیشه همینجور موفق باشی.
بوس فراوان از نوع تولدیش.
رقی | August 14, 2008 2:27 PM
انار سلام
من درباره mapmyrun سوال دارم .
- من الان هفته هشت از 24 هفته ای هستم یعنی 6 دقیقه می دوم و دو دقیقه راه میرم . به نظرت نوع فعالیت رو توی سایت همون دویدن بزنم . چون ترکیبی از دویدن و راه رفتن وجود نداره .
- راه درست مشخص کردن مسیر همینه که روی نقشه مسیر رو بکشی و شروع و پایان مشخص باشه دیگه ؟
غزال | August 14, 2008 3:18 PM
بچه ها دیدین که انار هفته ی پیش رو٬ رو به "هفته ی وحدت" نامگذاری کرده و با تولدش شروع می شه و به دفاع جانانه اش ختم می شه؟. خوب این یعنی اینکه ما یه هفته فرصت داریم که اینجا شیطونی کنیم و از در و دیوار انارستان بالا بریم و آتیش بسوزونیم و توی آسمون انارستان آتش بازی راه بندازیم دیگه!.
پس بشتابید که غفلت موجب پشیمانی ست.
خونه دار و بچه دار
زنبیل و بردار و بیا
تپلی و ظریفک
دمبل و بردار و بیا
دونده رو تردمیل
کفش هات رو پا کن و بیا
شناگر توی استخر
مایوت و تن کن و بیا
نرمشگر توی خونه
گرمکن و پا کن و بیا
دیانا بیا بیایی!
دیانا | August 14, 2008 7:09 PM
آقا حالا که در هفته ی وحدت و همدلی بسر می بریم قبل از هر چیز از آریس و سالومه ی عزیز بخاطر زحماتی که کشیدن و همه ی بچه هایی که اجازه دادن صداهای گرم شون رو بشنویم تشکر می کنیم. بعد هم از ساحت این دو عزیز تقاضا می کنیم که اگه می شه این کار قشنگ رو توی این هفته ی وحدت ادامه بدن و ما عقب موندگان از ضبط صدا رو هم رهین مرحمت شون کنن باشد که خیر دنیا و آخرت رو ببینن و دل تپلکان جا مونده از کاروان رو شاد کنن.
ضمنا حالا که دیگه انار می دونه می شه یه بار هم توضیح بدین که چطوری ما ثبت صوت کنیم. سالومه ی عزیز یه بار توضیح داده بود اما برای اینکه همه بدونیم اگه می شه یه بار هم اینجا توضیح بدین. ضمنا غیر از ام پی تری و موبایل راه دیگه ایی نیست؟ یادمه که آرامک جون یه بار توضیح مفصلی داده بود که هر چی گشتم پیدا نکردم.
آریس جون٬ سالومه جون باز هم ممنون بابت این اقدام قشنگ و به موقع تون.
دیانا تشکراتیانی!
دیانا | August 14, 2008 7:10 PM
بچه ها جون
هستی گل مون نه تنها با انار عزیزمون توی یه روز و احتمالا یه سال بدنیا اومده بلکه اون هم امروز جمعه و توی دومین روز از هفته ی وحدت, امتحان داره و احتیاج به انرژی مثبت ماها داره و اطمینان دارم که همینکه بدونه انارستانی ها به یادش هستن با آرامش بیشتری سر جلسه آماده می شه که هیچ چیز مهمتر از آرامش در این جور مواقع نیست٬ بخصوص که همه می دونیم در حد توان و امکانش سعی و تلاش اش رو کرده. پس روانه کنید انرژی های مثبت و دعاهای ناب تون رو به سوی هستی٬ ای انارستانی های همدل و همراه.
دیانا | August 14, 2008 7:12 PM
غزال جون
همینی که گفتی درسته. می تونی واسه ی خودت یه جای توضیح بزاری که چقدر دویدی و چقدر راه رفتی
شب تاب | August 14, 2008 7:43 PM
دیانا جان، اگر از ویندوز استفاده کنی راهش برای ضبط صدا اینه که از منوی استارت به ترتیب بری به programs و بعد accessories و entertainment و برنامه sound recorder رو اجرا کنی که طرز کارش درست مثل یک ضبط صوت ساده هست. یعنی همونجوری دکمه های record و play و pause و stop و اینا رو داره و منوهای فایل و ادیت و بقیه مخلفاتش هم مثل برنامه های دیگه ویندوزه.
من هم اینو از آزی یاد گرفتم. بگم که حق شاگرد استادی پایمال نشه یکوقت :))
شانه بسر | August 15, 2008 1:29 AM
سلام
اول تولد هستی عزیزو تبریک میگم بوووس
بعد هم سالومه جون و آریس جون کارتون عالی بود
و بعد هم بچه ها خیلی صدای همتون زیبا بود کلی انرژی گرفتم
بزن کفو به افتخار همه انارستانی ها
آمانیتا | August 15, 2008 1:36 AM
باشه هرکی می خواد صداشو بفرسته به ای میل من ...سعی می کنم بزارم تو وبلاگ تولد انار.
دیانا جون فک کنم اگه یه میکروفن داشته باشی خود ویندوز هم صدا ضبط می کنه.من اطلاعات تکمیلی رو میام می گم بزودی.
آریس | August 15, 2008 2:50 AM
خوب من ندیده بودم شانه بسر گلم توضیح کامل رو داده.:)
آریس | August 15, 2008 2:52 AM
دیانا جون و بقیه دوستان:
می خواستم خواهش کنم فایل صداتون رو توی سایت http://rapidshare.com آپلود کنید و لینکی که بهتون میده رو برای من یا سالومه بفرستید تا تو وبلاگ بزاریم.
با توجه به اینکه می دونم سرعت اینترنت شما بیشتره راحت تر از مای جهان سومی با اینترنت دیال آپ می تونین آپلود کنید!;)D:
آریس | August 15, 2008 3:28 AM
بچه های خوب فقط اگر می تونید لطفا با نرم افزار از فرمت کم حجم تر تبدیل کنید.
بهارک | August 15, 2008 3:29 AM
سلام .
آهنگ پس زمینه ی این بلاگ رو تقدیمتون می کنم .به بلاگش کار ندارم.خیلی قشنگه نمی دونم چرا یاد kill bill می افتم .هر کیم می دونه از کیه به من هم بگه
sib | August 15, 2008 4:11 AM
سلام
بچه ها من دچار یاس فلسفی شدم!
انگیزه پلیززززز
ميس ري | August 15, 2008 5:07 AM
سیب کدوم آهنگ؟
leili | August 15, 2008 7:13 AM
بچه ها من مسافرتم در نواحی غرب ایران!!واسه همین کم پیدا شدم.همین الان از ورزش رسیدم.1 و نیم کیلومتر شنا بدون وقفه.خیلی خوب بود تقریبا 1 ساعت طول کشید
:دی
salome | August 15, 2008 7:19 AM
راستی بچه ها توی این تولد جای دکتر سارا خیلی خالی بود!!
دکتر جون اگر اینجا رو میخونی بدون که همیشه به یادت هستیم و منتظریم تا بیای و خبر احوال نی نی رو هم برامون بیاری !!
leili | August 15, 2008 7:19 AM
خوب ....سلام بر همه:
منم خیلی مشتاقم که صدای همه را بشنوم ولی متاسفانه هنوز نتونستم.اما فعلا سعی میکنم به این کنجکاویم غلبه کنم و این هفته وحدت را که از تولد تا دفاع نامگذاری شده در راستای همراهی با اناریون به اهداف لایف استایلی بهینه بپردازم.
خوشبختانه این 3 روز تعطیلی در مملکت گل وبلبل فرصت رابرایم فراهم کرده و برنامه من در این سه روز پیاده روی مبسوط!! با هدف روزانه 20 تا 30 هزار قدم میباشد،هوای گرم و آفتاب هم سرم نمیشه!عشق کردم مثل توریستها شهرم را با پای پیاده گز کنم.سعی میکنم کمتر با تلویزیون و کامپیوتر سرگرم بشم .منو تو کوچه پس کوچه ها و بافت قدیم شهر پیدا خواهید کرد...
امشب هم میخوام به یاد دوران خوش کودکی به جشنواره بادبادکها برم..اصلا هم شوخی ندارم!!!
برای همه روزهای خوبی آرزو میکنم
یه دوست | August 15, 2008 7:51 AM
انارجان تولدت رو بهت تبریک می گم ...هزار بار ! امیدوارم سال جدید با سن جدیدت از سال های قبلت بهتر باشه و پر باشه از موفقیت و شادی رسیدن به کارهایی که دوست داشتی انجامشون بدی ...بوس
لی لی | August 15, 2008 8:34 AM
انار جون تولدت مبارک. حیف که نمی تونم فعلا فایلهای صوتی رو بشنوم.
آریس و سلومه دستتون درد نکنه.
آلبالو | August 15, 2008 10:37 AM
انار جون تولدت مبارک. حیف که نمی تونم فعلا فایلهای صوتی رو بشنوم.
آریس و سلومه دستتون درد نکنه.
آلبالو | August 15, 2008 10:37 AM
کامنت من خورده شد. وب سایتت استاروینگ گرفته مادر !!!
تولدت مبارک باشه انار جون. به جمع ما پیر پاتالای دهه سی خوش اومدی !!!
سبا | August 15, 2008 10:43 AM
سبا جون، خواهر اصلا این حرفا رو نزن!!!
تازه اول عشق و حاله !! برای مردا میگن اول چل چلیشه !!! برای زنا هم باید بگن اول سی سییشه!!!!!!
آدم تازه میفهمه زندگی یعنی چی!!!
انار جون خوش اومدی !!! حالشو ببر !!تازه برای تو که شروعش با یه دکترای خوشگل هم مزین میشه !!!
leili | August 15, 2008 11:53 AM
یه دوست عزیز می شه بگی جشنواره بادبادکها کجاست؟
ميس ري | August 15, 2008 12:17 PM
بچه ها من دوباره مطلبم درباره هرم رو نوشتم
اگه دوست دارید برید ببینید
سالومه | August 15, 2008 12:34 PM
انار جون
هر وقت رسیدی وبلاگ من را هم اضافه کن تو لیست وبلاگها.
منم با کار می کنم mapmyrun چطوری می تونم عضو گروهی که گفتی بشم؟
شب تاب | August 15, 2008 1:22 PM
شب تاب جون
توی صفحه اصلی سایت برو به قسمتour community/running groups
اسم گروه رو (golden tuesdays)که سرچ کنی گروه رو میاره و همونجاها یه دکمه ای هست join یا یه چیزی توی همین مایه ها . من هم عضو شدم ولی تازه و تا حالا چیز زیادی وارد نکردم . زیاد هم وارد نیستم هنوز .
انار جون
می شه لطفا وبلاگ من رو هم به لیست وبلاگها اضافه کنی .مرسی
http://www.ghazalsdiet.blogfa.com/
غزال | August 15, 2008 2:31 PM
لیلا کجایی دلم برات کلی تنگ شده
آلبالو هم به همچنین
:((
سالومه | August 15, 2008 2:32 PM
سالومه سلام می بینم که توی مسافرت در خطه غرب هم فعالیتهای انارستانی انجام میدی . کلی شنا هم کردی آفرین . یعنی توی دریا شنا کردی سالومه؟!!
غزال | August 15, 2008 2:42 PM
سلام سالومه :*
چطوري ورزشكار ؟!! مي بينم كه داري در خطه غرب ورش مي كني !!
سالومه احتمالا در ديار كجا به سر مي بري كه شنا كردي ؟ اردبيل يا مريوان ؟
غزال رفتي از اينجا غرب و شمالت قاطي شده دختر .
غرب كجاش دريا داره ؟!!
ليلا | August 15, 2008 3:04 PM
ميس ري جان اينجوري كه يه دوست عزيز از گرما و بافت قديمي گفت به نظر بايد يزد باشه
آره يه دوست جان ؟
ليلا | August 15, 2008 3:08 PM
ای لیلا نه . منظورم از دریا دریا نبود که . منظورم طبیعت بود . همون مریوان یا دریاچه های احتمالی اون طرف منظورم بود.
آخه شنا کردن توی دریا ( یا دریاچه :) ) خیلی باید سخت باشه . هم سخت و هم ترسناک !
سالومه بیا بگو کجا رفتی شنا کردی .
غزال | August 15, 2008 3:18 PM
لیلا خانومی:
بعد از درس "هرم داری" و ورزش ،نمره جغرافیت هم بیست بیسته!!
میس ری عزیز:
جشنواره بادبادکها در اکثر شهرهای ایران این روزها برگزار میشه .حالا اگه تهرانی نمیدونم کجا هست.اگه بهش نرسیدی مهم نیست در عوض پیاده روی خانوادگی روز یکشنبه را از دست نده!دست آزی را بگیر وبا بقیه دوستان شونه و زینب و ....گام شمار به کمر راه بیفتین .جوایز نفیسی هم داره که حتما بی نصیب نخواهید بود..
راستی جای تو و بقیه دوستان خالی ..جشنواره بادبادکها عالی بود اگه وبلاگ نویس بودم حتما عکسها را میگذاشتم.راستش بدم نمی اومد کنار بچه ها بشینم و نقاشی هم بکشم !خلاصه همه چیز فراهم بود برای لذت بردن از زندگی و مطمئنم اگه چند بار اینجاها بری یاس فلسفی را بکل فراموش میکنی.این شعر را هم که خیلی دوست دارم به همه تقدیم میکنم:
زندگانی هنر بافتن پارچه زیبایی است
زندگی دوختن شادیهاست
وبه تن کردن پیراهن گلدار امید....
شاد وتندرست باشید
یه دوست | August 15, 2008 3:47 PM
يه دوست جان من عاشق يزدم
اين روزا هر وقت رفتيد بافت قديمي يادي هم از من بكنيد
ليلا | August 15, 2008 3:59 PM
قوقولي قوقووووووووووووووووووووووووووووو...........
واي نمي دونيد چقدر خوشحالم كه صبح شد.مثل يك جغد بي خوابي زده بود به سرم...به هر روش اخلاقي وغير اخلاقي هم سعي كردم نشد كه يه پلك رو هم بذارم.ديگه از فردا شب قرص خواب مي خورم
حوصلم سر رفته.......پاششيدددددددددددد
آزي | August 15, 2008 10:07 PM
ای شانه بسر ساده مسلکیان تلمذ یافته اندر آزی پروزنستان, دست مریزاد که با این راهنمایی شیرفهم کننده ات که یه عدد دیانای ویندوزژاپنی داریان رو به راه راست هدایت کردی. دمت از بیخ و بن آتشین و اژدهایی باد! هدهدک جان.
دیانا | August 15, 2008 10:41 PM
آریس جون ای به چشم. من در اسرع وقت با این راهنمایی نغز شانه بسر و با اجازه و با الهام از این شعر زیبای یه دوست عزیز که نوشته:
زندگانی هنر بافتن پارچه زیبایی است
زندگی دوختن شادیهاست
وبه تن کردن پیراهن گلدار امید....
ثبت صوت! می کنم و توی آدرسی که گفتی آپلود می کنم و برات می فرستم. اگه بچه های دیگه هم برای آپلود و به خاطر سرعت کم اینترنت مشکل دارن من با دل و جون این کار رو می تونم براشون انجام بدم.
دیانا صوت ضبطیانی!
دیانا | August 15, 2008 10:43 PM
بهارک ملوسک عزیزمون٬ من نمی دونم که چطوری و با چه نرم افزاری می شه حجم فایلهای صوتی رو کم کرد. اگه می تونی همینجا یه توضیح بده تا اگه بشه هم حجم فایل خودم رو کم کنم(همینی که قراره بسازم!) و هم مال بقیه ی بچه ها رو. مرسی خانومی.
راستی بچه ها من نتونستم فایلهای آرتمیس و الی و گلبهار عزیز رو بشنوم. شماها اگه ترفندی بلدین مرحمت کنین پلیز!.
دیانا | August 15, 2008 10:44 PM
میس ری جون
به نظر من این یاس فلسفی رو اگه:
هری پاتر بازی با یه ورد « ریدیکیولس» به سخره بگیرش و نذار جولون بده.
اگه کامپیوتر بازی که با ایگنور حسابش رو برس.
اگه اناربازی که بیا همینجا بالا و پایین بپر.
منتها اینطور که از شواهد برمیاد بادبادک بازی خواهر!. پس پاشو یه بادبادک خوشگل بساز و توی آسمون دل ات پروازش بده و یه جشنواره ی اختصاصی و رنگارنگ راه بنداز٬ ای انارستانی پرتوان اندر راه ستاره٬ تا این یاس فلسفی اندر روز جمعه بدونه و آگاه باشه که اگه بخواد تو رو اذیت کنه سه سوته توی این هفته ی مبارک وحدت ,می فرستیم اش پیش چربی تا آب خنک بخوره!.
دیانا بادبادک ساز و باز اسبق!
دیانا | August 15, 2008 10:47 PM
سبا جون
خیلی به گروه خوش اومدی و صفا آوردی. ضمنا هیچ شک نکن که در عرض کمتر از یه ماه توی این گروه سن ات به ۱۳ساله گی تنزل پیدا می کنه خواهر! و می شه یه تینیجر دل زنده. می گی نه٬ از بچه ها بپرس که یه ۱۴ ساله رو توی گروه شون راه دادن!.
دیانا کودک اندرونی!
دیانا | August 15, 2008 10:52 PM
اوه! آزی
تو چرا نخوابیدی پس!. پاشو٬ پاشو بریم مطبخستان و یه چای دبش لب سوز و لب دوز توی استکانهای قجری ات بخوریم تا بچه ها یواش یواش بیدار بشن و تو هم آماده ی خواب بشی مادر!.
دیانا | August 15, 2008 10:55 PM
ديانا فكر كنم آرتميس و ... با موبايل ضبط كرده ان . من با QUICk TIME player بازشون كردم .
ليلا | August 16, 2008 12:05 AM
سلام.رقي و فندق فايلتون تو وبلاگ تولد گذاشته شد.انار خانوم فايل هاي جديد داريد هاا!
آريس | August 16, 2008 2:08 AM
راستي من تونستم نزديك 1 كيلو از 3 كيلويي كه به حداكثر كاهش وزنم(69) اضافه كرده بودم رو كم كنم.لذا خوشحال مي باشم.:) الان وزنم همان شده كه در لوگ ثبت كردم.
آريس | August 16, 2008 2:11 AM
بله دوستان باهوش
من مریوان هستم.رفتم توی استخر هتل شنا کردم نه توی دریاچه!!!
امشب هم ساعت 11 شب دوباره می رم.
امروز هم یه صبحانه خوردم تووووووووووپ
سالومه | August 16, 2008 2:14 AM
مرسی آریس جان دستتون درد نکنه البته من همون روز برای انار جان میل کردمش
کاهش وزنتون هم مبارک باشه
فندق | August 16, 2008 2:19 AM
برآنم که زندگی کنم!
برآنم که زندگی کنم!
وای من چه کنم با اینهمه انرژی
ميس ري | August 16, 2008 3:06 AM
سالومه پس حسابي خوش بگذرون ها .
آخرين باري كه من رفتم مريوان جز يك سري سوئيت كوچيك هيچي نداشت .
ليلا | August 16, 2008 3:43 AM
آريس جان مبارك باشه
ليلا | August 16, 2008 3:45 AM
:))
لیلا جون الان کلی هتل و اینا زدن اینجا
من امروز صبح بعد از یه کوه صبحانه رفتم دریاچه و قایق سواری از نوع پدالو کردم.جای همه تون خالی اینجا ژر از آرامشه و البته بخور بخور به مقدار زیاد................
قراره امشب برم و 2 کیلومتر شنا کنم.دیروز 1 و نیم کیلومتر که شد 75 تا طول استخر بی وقفه شنا کردم.احساس می کردم که تمام بدنم گر گرفته و داره می سوزه.بعد 10 تا طول آخر رو قورباغه رفتم تا کول داون کنم.خیلی چسبید جاتون خالی
salome | August 16, 2008 6:08 AM
بچه ها مطلب هرم رو خوندین سئوالی نداشتین؟؟
salome | August 16, 2008 6:10 AM
سالومه من در مورد هرم مفصل حرف دارم ولي اينقدر كار دارم كه خدا بدونه . ميام مي پرسم .
ليلا | August 16, 2008 7:33 AM
اوه اوهههههههههههههههههه اوه اوووووووووه.......بچه ها دست دست دست دست........
رتبه ها اومد...آزي ..آزي پروزن گل كاشت....چه رتبه اي چه درصدهايي به به.....حالا بايد تا دوشنبه صبر كنم برم انتخاب رشته ........
انار يادته گفتي ببينيم تو زودتر دانشجو مي شي يا من دكتر؟هاهاها.......ولي تا اين نتيجه بياد فكر كنم تو زودتر دكتر ميشي حالا جون آدمو مي گن تا جواب بدن كه چي شدي
پليز به خانواده داماد بگيد عروس دانشجوئه...قصد ادامه تحصيل داره....هاهاها...
آزي | August 16, 2008 8:51 AM
بشنوید و باور نکنید که من بیشتر از شونزده نشون بدم !!!!! وا دیانا جون ؟ تو چارده سالته ؟؟ دو سال از من کوچیکتری خواهر !!!!!
من اومدم بگم من دارم می رم مسافرت. خدا به فریادم برسه. دعا کنین که وزن اضافه نکنم. اگر برای میتینگ بعدی نبودم جام دسته گل بذارین.
سبا | August 16, 2008 10:09 AM
بچه ها این خیلی دردناکه ایران با این جمعیتش تو المپیک اینقدر ضعیفه.نیوزلند با 4 میلیون جمعیتش تا الان 2 تا طلا 2 تا نقره و 1 برنز اورده . مقایسه اش آدم رو به گریه می اندازه به خدا خجالت آوره این وضعیتش.یکی به داد این ورزش برسه
گل بهار | August 16, 2008 10:27 AM
به به آزی جون حسابی تبریک میگم :))
این نتیجه اونهمه زحمتیه که کشیدی
خیلی خیلی مبارک باشه
فندق | August 16, 2008 10:30 AM
آزی جان تبریک!!! :-×
سامیا | August 16, 2008 10:55 AM
من که دیگه دلشو ندارم مسابقه های اگر باقی مونده رو نگاه کنم. اصلا تکنیک به کنار واقعا از لحاظ قدرت بدنی نیروی جسمی ما یک صدم قابل مقایسه با حریفا نبودیم.
بهارک | August 16, 2008 11:35 AM
آزی جان انتخاب رشته از دوشنبه شروع میشه ؟ اینترنتیه ؟
آلبالو88 | August 16, 2008 1:02 PM
سلام
Anonymous | August 16, 2008 3:12 PM
آزي مبارك باشه
آزي شيريني ما كو ؟!!:دي
ليلا | August 16, 2008 4:08 PM
یه سوال .به کسی که می خواد ولی نمی تونه جلو شکمشو بگیره چی میگن؟ بی اراده ؟شکمو؟ پرخور ؟ این سوال نقش مهمی در تعین شخصیت من داره.حرصم میگیره از خودم
گل بهار | August 16, 2008 5:18 PM
هیچ کدوم اینا رو بهش نمیگن. بهش میگن بشین ببین انرژیت داره کجا صرف میشه که اینجا کم داری میاری. اونو درست کن. یا ببین از چی میترسی که نمیذاری کنترل زندگیت رو دستت بگیری.
آزی تو 50 متر آخریم ها!
انار | August 16, 2008 5:43 PM
بهارك جون من به اين ورزشكارها سعي ميكنم سواي مليتشون نگاه كنم. به اين نگاه كنم كه چقدر پايداري و پشتكار داشته اند و چه تمركزي كه بتونند چهار سال براي چند دقيقه تلاش كنند و چقدر براي آدم انگيزه ايجاد ميكنند.
انار | August 16, 2008 5:50 PM
بچه ها جون
یه درد عظیم ما توی ورزش این هستش که ۳۵میلیون از این ۷۰میلیون عملا جایی توی رقابتهای جهانی ندارن. اون ۳۵میلیون هم که از بعد از کلی فیلتر غربال می شن و غالبا به مدد توانایی هاشون بالا می یان و توی رده های تیمی قرار می گیرن تازه اول مشکلات شون هستش. چرا؟ چون تازه فشار مسائل سیاسی و دینی شروع می شه و روی همه چیز اثر می ذاره. از انتخاب مربی و سر مربی و ... گرفته تا بکن و نکن های ارشادی به بازیکنها و انتظارات زیاد داشتن و .... خلاصه باترفندهای غلط و محدودیتها و عدم امکانات٬ کلی از انگیزه های ورزشکارها رو از بین می برن و موضوع به اینجا هم ختم نمی شه و در نهایت به اختلاف درون گروهی بین بچه های تیم ختم می شه که دیگه نتیجه مشخصه. مثال بارزش رو اخیرا با اومدن بچه های والیبال به اینجا از نزدیک لمس کردم که اگه بخوام توضیخ بدم باید چندین صفحه بنویسم که از حوصله ی اینجا خارج هستش.
اینها رو گفتم که بگم این بچه هایی که می بینین وارد زمین می شن به نظر من در ۹۰درصد موارد٬ در واقع جسم شون وارد زمین می شه و اغلب اعصاب و روان شون در گیر مسائل حاشیه ایی و فشارهای القایی هستش.
به سران و مسئولان ورزشی کشورمون فعلا که امیدی نیست٬ پس بیایم خودمون قدر یکدیگر بدانیم. این گروه انار عزیز که یه زیرمجموعه ی کوچیک از اون ۳۵میلیونی هستش که محدودیتهای زیادی برای ورزش توی عرصه ی جامعه رو داره٬ قدر بدونیم و با برنامه ریزی های خوب سعی کنیم که حداقل به اهداف تنظیمی خودمون پایبند باشیم و سعی کنیم که بهشون برسیم.
دیانا منبرزاده!
دیانا | August 16, 2008 9:25 PM
ای آزی پروزنیان کارنامه دریافت کرده زاده
نمی دونی از این شور و شعف ات بابت رضایت ات از رتبه ها چقدر خوشحال شدم. امیدوارم که همیشه بعد از یه دوره سعی و تلاش٬ از خودراضی باشی خواهر. تو چه دانشجو باشی و چه نباشی برای ما یه آزی تلاشگری. پس بگو چرا بی خواب شده بودی٬ نگران کارنامه بودی. فقط مادر نبینم که تحت هیچ شرایطی بری سراغ قرص خواب ها. مگه نقل و نبات هستش که برای خودت تجویز می کنی. به جاش توی روز برو استخر و از بدن ات کار بکش تا شب خسته و شاد نفهمی که کی خواب ات برده!.
دیانا قرص اضافی ایگنوریان!
دیانا | August 16, 2008 9:28 PM
سالومه جان حسابی خوش بگذره. به تو می گن یه انارستانی اصیل زاده که توی سفر هم پست می نویسی٬ هم گزارش می دی و مهمتر از همه نگران ما هستی که در مورد پست ات سوالی یا اشکالی داریم یا نه. تو فعلا از آرامش مریوان و مصاحبت با مردم عزیزش لذت ببر تا بعد که برگشتی به سوالات مون جواب بدی.
شاد و شناگر و پدال زن باقی یمونی خواهر.
دیانا | August 16, 2008 9:30 PM
اوه!
در تابلوی اعلانات می بینیم که در کنار رقابتهای زیبای المپیک یه تپلمپیک مینیاتوری هم داریم که!. و قراره شاهد رقابت رفاقتی بین انار عزیز رئیس انارستان و دنای گل مون از دوستداران انارستان باشیم.
پس پرچم افشان و پایکوبان می گیم:
سنگ و کلنگ و تیشه
مایلها رو بدو با کوشش
*****************************************
رقابت رفاقتی اساس این گروه است
دوستی و حسن رهبری سرمایه ی گروه است
*****************************************
رهبر ما دونده است
این یعنی توی عرصه است
تاج و تخت هم نداره
این یعنی توی دلهاست
*****************************************
دنا بدو٬ دنا بدو
انار داره می رسه بهت
انار بدو٬ انار بدو
دنا رفته یه مایل جلو
دیانا عجالتا تماشاگریانی!
دیانا | August 16, 2008 9:32 PM
منم تبریک انار جون
goli | August 17, 2008 2:25 AM
سلام
Anonymous | August 17, 2008 5:18 AM
سلام سلام از غرب ایران!!
دیانا جون قربون محبتت برم که کلی دلم براش تنگیده بود
اصلا هر بار می یام این شعرای تو رو می بینم اینجا کلی حال و هوام عوض می شه
بچه ها من به دلیل زیاده روی در شکم چرانی دیروز!!امروز غیر از صبحانه و یه کم میوه تا حالا چیزی نخوردم یعنی راستش رو بخواین نتونستم چیزی بخورم.!!!اما هم دراز نشست رفتم و هم یه کم رقصیدم.15 شعبان تولد قمری یه منه اینجا دوستان برام یه جشن کوچولو ترتیب دادن با یه غذای لذیذ که سر فرصت می یام و دستورش رو می ذارم.
salome | August 17, 2008 7:45 AM
دوستان شما می تونید سایتی رو معرفی کنید که تصاویری تمرین ورزشی برای رون و باسن داشته باشه اونی که البالو جون معرفی کرده خوبه اما زیاد نیست برای پایین تنه من همه مجله های خارجی رو گشتم جز homemakerچیزی پیدا نکردم پیشاپیش مرسی
ملانی | August 17, 2008 9:15 AM
سلام به همه
خوبید خوشید اول همه کلی ذوق و شوت و دست واسه تولدت انار جون
دوما من طفلکی دقیقا" یک ماه دیگه دفاعمه دارم از استرس می میرم این استاد من تا شب دفاع به موضوع من اضافه می کنه مطئنم که بعد از دفاعم باز فرمایش داره
ورزش رو بکل بی خیال شدم رفت اما خدا رو شکر وزنم رو رنجه 69 تا 70 ثابت مونده (نخندید زدم به فست فود و اینا اینکه ثابت موندم در حد معجزه است)
بچه ها یه سوال من احساس می کنم پهلو هام شل شده بنظرتون چه کنم در ضمن حالا که یکم کم کردم شکمم بد جوری تو چشم می زنه چی کار کنم چهراهی و شما رفتید که منم برم
اها راستی من دیروز یک ساعت و نیم تو آپارتمان بدمینتون بازی کردم خوب بود اما حالا تمام بدنم درد می کنه
مراقب خودتون باشید گفتم بیام اینجا یه خبری بدم نگران نشید
راستی اگه به موضوع آی تی و طراحی سایت یا دولت الکترونیک و ار این مقوله ها علاقه مند هستید به دفاع من تشریف بیارید 26 شهریوره اگه دوست داشتید بگید تا آدرس محل دفاع رو بگم واستون
خوشحال می شم ببینمتون آی دی یاهوم اینه
arezoo888@yahoo.com
آرزو | August 17, 2008 9:17 AM
http://sasosha.blogfa.com/
اخ لیلی جون آدرس وبلاگ که گفتم آهنگشو تقدمتان می کنم اینه .یادم رفته بود
sib | August 17, 2008 9:27 AM
بابا رتبه
ميس ري | August 17, 2008 10:12 AM
سیب جان، مادر این که آهنگی توش نیست. اون پست پایینی یعنی آخریش تو صفحه گفته فلانی ممنون بابت کد آهنگ ولی علنا من آهنگی نشنیدم. خورد تو ذوقم خوب!
Anonymous | August 17, 2008 11:17 AM
وای یادم رفت اسممو بنویسم .اون بالایی من بودم هاا
رقی | August 17, 2008 11:18 AM
سلام دوست جونام!!!
من الان در جاکارتا در یک کافی نت زمینی دارم براتون پیغام میذارم !!!
لطفا منو از گروه حذف نکنید چون نمیتونم وزنم رو به روز کنم !!!
leili | August 17, 2008 11:43 AM
سلام. خوب گفتم در راستای بیایید تجربه هایمان را قسمت کنیم بیام و بگم. یادتون باشه از پاییز تا حالا من هر بار موقع مهمون ماهانه به قدری درد شکم داشتم که گلاب به روتون از شدت درد به استفراغ می کشید و هر بار حدود 1 کیلو کم یا بیش وزنم کم می شد. وزنی که گرم گرم جمع می شد.
من بالاخره این ماه پیش 2 تا دکتر زنان و یک ماما رفتم! سونوگرافی خوب بود و مشکلی نبود خدا را شکر. در نتیجه دکترها اصلا اهمیتی به دردی که من در روز اول می کشم ندادند و گفتند باید تحمل کنم تا ازدواج کنم یا حتی ممکنه تا بچه دار شدن هم طول بکشد. فقط ماما (که اولین کسی بود که در بیمارستان مرا معاینه کرد و 15 دقیقه دقیق شرح حال گرفت) به دردی که داشتم اهمیت داد و گفت نباید زندگی عادیت فلج بشود و دو جفت آمپول ب12 و ب کمپلکس داد. یک جفتش را زدم. فکر کردم فایده ندارد و می ترسیدم دوباره وقت این ماه برسه. ولی در کمال تعجب نتیجه داد و اصلا دردی نکشیدم. گفتم بیام اینجا بگم شاید تشخیص این خانم ماما به درد یکی دیگر بخوره. اگر خیلی غذاهایی که ویتامین ب دارند نمی خورید به کمبود ویتامین ب مشکوک بشید. خدا عمرش بده.
راستی جالب بودها قبل معاینه شکمم یک بسم الله رحمان رحیم گفت و از خدا کمک خواست :)
آرام | August 17, 2008 12:23 PM
بلیت :)
آرام | August 17, 2008 1:19 PM
بازم سلام
Anonymous | August 17, 2008 2:43 PM
بازم سلام
Anonymous | August 17, 2008 2:43 PM
بازم سلام
دوست | August 17, 2008 2:46 PM
چشم انار جان، همین کارو میکنم. اتفاقا همون جور که گفتم چاره ای نداره. سایز همه لباسهام از پارسال 40 و 38 بوده. اگه بخوام ادامه ندم و شروع نکنم لباسی ندارم بپوشم.
بعدشم باید عادت کنم که فقط موقع رژیم نباید درست خوردن رو رعایت کرد. مگه تا کی میخوام رژیم بگیرم.
شروع کردم از امرروز. گاماس گاماس کمش میکنم.
رقی | August 17, 2008 3:41 PM
آزی جون واقعا تبریک می گم.هوراااااااااااا
آریس | August 17, 2008 4:59 PM
سلام انار جون من عضو گروه توی mapmyrun شدم. مرسی که دعوتم کردی.
بچه ها شما ها فاینال 100 متر مردها رادید؟ این usain boltآدمیزاد نیست اصلا! دید چه جوری دست هاش را باز کرده بود و راحت می دوید ! سرعت متوسطش 36 کیلومتر بود اما به نظرم آخرهاش داشت 50 کیلومتر می رفت و بادی را که به ضورتش می خورد می شد احساس کرد. من آن 10 ثانیه را 100 بار نگاه کردم. آن قد که شوهرم کم کم حسودیش شد و گفت اما قیافه اش خیلی بده ها!!!! حالا باید تو 200 متر ببینم چی کار می کنه.من که کلی انگیزه گرفتم برم بدو ام.
dena | August 17, 2008 8:31 PM
انار جون سلام من هم توی mapmyrunعضو گروهی که گفتی شدم . مرسی . ولی از تو و دنا عقبم . حالا حالا ها مونده تا به شما برسم .
ولی دستت درد نکنه چون اینجوری خیلی حساب کتاب دویدنم اومده دستم .
برای دفاعت هم آرزو می کنم که با موفقیت انجام بشه .
Ghazal | August 17, 2008 11:31 PM
رقی جون آهنگش هست هنوز
http://www.sasosha.blogfa.com
sib | August 18, 2008 2:00 AM
http://www.aftab.ir/lifestyle/view.php?id=11380
sib | August 18, 2008 2:03 AM
از لطف تو چون جان شدم
وز خويشتن پنهان شدم
اي هست تو پنهان شده
در هستي پنهان من
يك لحظه داغم مي كشي
يك دم به باغم ميكشي
پيش چراغم ميكشي تا وا شود چشمان من
××××××××××
کسی کنسرت گروه شمس نرفته؟
sib | August 18, 2008 2:06 AM
غزال جون من نمی تونم برنامه دویدنت را تو mapmyrun ببینم. به نظرم باید publicباشه. بعدش هم درسته که انار اسمش را گذاشته رقابت اما در واقع فقط قراره برا هم انگیزه ایجاد کنیم. برا همین اصلا نگران عقب بودنت نباش. این ماه من کلی خوش شانسم چون انار دفاع داره و سرش شلوغه تونستم جلو بیفتم.
dena | August 18, 2008 2:33 AM
ملانی جون
من نمی دونم آلبالوی عزیز چه سایتی رو معرفی کرده بوده منتها آدرس زیر نرمشهای خوبی برای پایین تنه داره. البته اگه توی سایت بگردی کلی نرمش دیگه رو هم می تونی پیدا کنی.
http://www.sparkpeople.com/resource/exercise_demos.asp
امیدوارم که به دردت بخوره.
دیانا | August 18, 2008 6:34 AM
آرزو جون
ایشالا که دفاع تو هم به خوبی و خوشی برگزار بشه و دل همه ی ما رو شاد کنی.
برای شکم و پهلوها من و آزی به نتایج خوبی رسیده بودیم. اگه بتونی نرمشهای مربوط به پلو و شکم رو در طی روز بهش توجه داشته باشی می تونی امیدوارم بشی که در عرض دو سه ماه شکم هم باهات راه بیاد. یادت باشه که:
کار نیکو کردن از پر کردن است.
دیانا | August 18, 2008 6:37 AM
پلو = در فرهنگ لغت دیانایی یعنی پهلو خواهر!
دیانا | August 18, 2008 6:38 AM
آرام جون
خوشحالم که یکی بالاخره پیدا شد که تو رو درست و حسابی معاینه کنه و مشکل ات رو تشخیص بده. من هم اصولا تشخیص ماماها رو در امور غیر مربوط به جراحی رو خیلی بیشتر از متخصص ها قبول دارم چون در واقع به مراتب کار تجربی بیشتری انجام دادن و در عین حال وقت بیشتری برای شرح حال گیری می ذارن. این بسم الله گفتن شون هم که معرکه ست. خواهر اتاق زایمان رو ندیدی که مادران پیش از زایش! چطوری متوسل می شن به ائمه ی اطهار٬ از یا زهرا و یا فاطمه ی زهرا که محرم هستن شروع می شه و با شدت درد به حسین و ابوالفضل و...ختم می شه. خلاصه اینجوری هاست که اغلب ماماها هم بدون ذکر دست به کاری نمی زنن و یه جورایی بر این باور هستن که اینجوری مریض شون آرامش بیشتری پیدا می کنه. می گی نه؟ از کفترک بپرس!.
دیانا اتاق زایمان دیده ی سزارینی!
دیانا | August 18, 2008 6:40 AM
اوه چه شود!. یکی از مریوان می بلاگه!٬ یکی از زیرزمین های جاکارتا کامنت می ذاره٬ یکی از سفر ایتالیا برگشته٬ یکی بلیت به دسته!.... بابا دم همه تون گرم.
دنا جون از این دونده ی جامائیکایی نگو نگو نگو... دل و ایمون برای ما هم نذاشته! بخصوص اون رقص آخرش خواهر!.
دوست جون علیک سلام. خوش اومدی به انارستان.
دیانا | August 18, 2008 6:41 AM
دیانا صداتو شنیدم
وایییییییییی
دیانا خودت بودی؟
میس ری | August 18, 2008 6:56 AM
به به
می بینم که آذی هم داره به جمع لیسانسه هاس هنرمند این مرز و بوم می پیونده و با تلاشش روی خیلی ها رو کم کرده
من برم به تلاشم در راستای درس ادامه بدم که کم نیارم
zeinab | August 18, 2008 7:03 AM
دیانا جون مرسی البالو سایت پیلاتس رو معرفی کرده تو وبلاگش
ملانی | August 18, 2008 10:30 AM
سالومه جون آفرین به تو دختر 75 طول خیلیه بابا ورزشکار من شاید چند سال دیگه بهت برسم
پی براه | August 18, 2008 11:06 AM
آزی جون مبارک باشه خانومی و خسته نباشی
پی براه | August 18, 2008 11:08 AM
آزی جان مبارک باشه خانمی مطمئنم یه رشته خوب تو یه دانشگاه عالی قبول میشی عزیزم
انار جان با تاخیر تولد مبارک با یه دنیا آرزو در آغاز بهار جدید زندگیت
دیانا جان خیلی خوشحالم که سلامت و سرحالی خیلی نگرانت بودم
و دوباره انار عزیز با یه عالمه انرژی مثبت مطمئنم دفاعت عالی می شه
ووو همه دوست جونا دوستتون دارم
مهسا | August 18, 2008 11:19 AM
مرسي بچه ها...ولي آزي خوشحال نيست.فكر نكنيد ميخ وام غر بزنم يا ناشكري كنم ولي با اين شرايط كه يك دانشگاهه فقط توي تهران كه 40 نفر زن ومرد ميگيره ووسه تا جاي ديگه كه همش سهميه شاغلينه دولتيه هيچ شانسي براي روزانه تهران نمي مونه.بايد برم شهرستان سر پيري...درهرصورتشم فعلا بايد سخت بشينم سر طراحي كه آزمونه عملي داريم.
ورزش هم نمي رم.رژيمم ول كردم.يك عنصر بي حال وعنق
آزي | August 18, 2008 11:24 AM
مرسي بچه ها...ولي آزي خوشحال نيست.فكر نكنيد ميخ وام غر بزنم يا ناشكري كنم ولي با اين شرايط كه يك دانشگاهه فقط توي تهران كه 40 نفر زن ومرد ميگيره ووسه تا جاي ديگه كه همش سهميه شاغلينه دولتيه هيچ شانسي براي روزانه تهران نمي مونه.بايد برم شهرستان سر پيري...درهرصورتشم فعلا بايد سخت بشينم سر طراحي كه آزمونه عملي داريم.
ورزش هم نمي رم.رژيمم ول كردم.يك عنصر بي حال وعنق
ويه انتخاب دگه هم دارم براي تهران موندن.رشته آموزش هنرهاي تجسمي دانشگاه غيرانتفاعي
آزي | August 18, 2008 11:25 AM
من متحول شدم :)فردا صبح واقعا مي رم استخر...ميام مي گم كه تو رودروايستي برم حتما
به قول شاعر:نابرده رنج گنج ميسر نمي شود
من در حد تيم ملي(البته تيم ملي ايران)ميفهمما! دي:
آزي | August 18, 2008 12:02 PM
آزی جون نگران نباش امیدوارم بهترین برات اتفاق بیوفته هر جای دنیا که زندگی کنی گاهی بخاطر درس یا کارت مجبور به مهاجرت میشی و کسب تجربه های جدید . امیدوارم همون جایی که دوست داری قبول بشی فعلا هم اولویت اصلیت را بگذار کارت و درست تا این مرحله زندگیت بگذره
پی براه | August 18, 2008 12:02 PM
سلام بچه ها من بعد از يك غيبت كبري اومدم گرچه كسي سراغي ازم نگرفت ولي من دلم براتون تنگ شده بود حسابي نا اميدم رژيمم به هم خورد روزها از پي هم گذشت ولي من درست زماني كه داشتم به نتيجه مي رسيدم قاطي كردم كسي مي تونه كمكم كنه كه از اول شروع كنم واز اين وضع بيرون بيام
سانازشنگول | August 18, 2008 1:51 PM
سلام
من برگشته ام
تا رسیدم پریدم روی ترازو و حتی نیم گرم هم اضافه نکردم.هموووووووونم و خیلی خوشحالم.اون شناها نتیجه داد.
من این ماه خیلی ماه شلوغی خواهم داشت چون باید 120 صفحه کتاب رو ترجمه و ادیت کنم و پوستم کنده است واقعاااااا
:(((
سالومه | August 18, 2008 2:14 PM
ساناز جان
هر شکستی می تونه مقدمه یه پیروزی باشه.مهم اینه که پایدار و با یشتکار باشی
ما هم دلمون برات تنگ شده بود.ببخشید اگه من بهت سر نزده بودم.معمولا من کامنتی رو که می خونم روی اسمش کلیک می کنم تا به وبلاگش برم ولی تو آدرس رو نمی ذاری و برای من تنبل سخت می شه
شروع دوباره کار سختی نیست همت کن و دوباره شروع کن.برو وبلاگ بچه های فعال رو بخون تا انگیزه بگیری.یاد حس های روزهای رژیم بیفت که چقدر سبکتر بودی و به لباسهایی نگاه کن که منتظرن تا تو لاغر شی و بهت برازنده بشن.تو شروع کن ما هم در کنارتیم ولی یادت باشه ناامیدی و نصفه و نیمه ول کردن نباید توی کارت باشه
پشتکار پشتکار پشتکار
سالومه | August 18, 2008 2:21 PM
سمینار روانشناسی چاقی و لاغری دکتر نامور
فردا تهران مجموعه ایران ساعت 17 تا 19 تلفن 77641125
ميس ري | August 18, 2008 2:36 PM
می خواستم بپرسم کسی از بایلاین اسفاده کرده؟راضی بوده؟وکسی تا حالا مزوتراپی کرده؟مرسی
زهره | April 26, 2009 11:53 AM