« قدم به قدم | صفحه اول | يه ذره بهتر از هيچيه »
ميتينگ 77 بدينوسيله شروع ميشود. كسي مطلب نداره براي اين ميتينگ؟
تکمیل 1. این متن رو آرتمیس عزیز برای این میتینگ آماده کرده. ممنون و متشکر:)
به نام صاحب عظیمترین ارادهی هستی
تا به حال براتون پیش اومده که تمام روز رو درحال دویدن باشین و آخر شب ببینین که چندتا کار خیلی مهم هنوز هم انجام نشده باقی مونده؟یا روزهایی داشتین که توی اونها اینقدر کار داشتین که نمی دونستین کدومش رو باید اول انجام بدین،و همین سردرگمی باعث شده که یکهو به خوتون بیاین و ببینین نزدیک ظهره و هنوز هم دارین دور خودتون میچرخین؟...در این گونه مواقع دو راه پیش پای شماست:
1.بیخیال تمام کارها بشین،جعبهی شکلات رو بردارین (یا اگه ظهره یه پیتزا برای خودتون سفارش بدین)،یه فیلم بذارین و بشینین نگاهش کنین.از شدت پرخوری عصبی خودتون رو خفه کنین و بعدش به خودتون غر بزنین که چرا این کار رو کردین.
2.همینطور به غر زدن به جون خودتون و دور و بریهاتون ادامه بدین.از شدت حرص و جوش معدهتون به سوزش بیفته.اون رو با گرسنگی اشتباه بگیرین و شروع کنین به خوردن و خوردن و خوردن!
نتیجهی هردوی اینها رو میتونین همین الان توی آینه مشاهده کنین...20،15،10،5 و...کیلو اضافه وزن که غصهی کم کردن اونها هم به مشکلات هر روزتون اضافه شده...مشکلاتی که به جای جنگیدن با اونها و مدیریت کردنشون میخواین با خوردن روشون سرپوش بذارین.
این دور باطل قراره تا کی ادامه پیدا کنه؟...چه کسی خبر داره که چه مدت دیگه میتونه از نعمت زنده بودن بهرهمند باشه؟و اگه قراره زندگی ما یه جنگ تمام نشدنی با خودمون باشه،اصلاً زنده بودن چه فایدهای داره؟...ولی مگه چارهای هم هست؟
بله.هست.
سالها پیش چارلز ام شواب رئیس شرکت فولاد بتلهم بود،به مشاور خودش ایوی لی گفت:"راهی به من نشون بده که بتونم در یک روز کارهای بیشتری انجام بدم." و بعدش اضافه کرد:"اگه روشت کارساز باشه،هر چقدر پول که بخوای بهت میدم."
لی یک تکه کاغذ برداشت.اون رو به چالرز شواب داد و گفت:" هرکاری که فردا قراره انجامش بدی روی این تکه کاغذ بنویس."...وقتی که چارلز این کار رو انجام داد لی اضافه کرد:"حالا اونها رو به ترتیب اهمیتشون شمارهگذاری کن."...چارلز این کار رو هم انجام داد.بعد لی گفت:اولین کاری که فردا میکنی اینه که کارهات رو با کار شمارهی یک این لیست شروع میکنی.بعدش شمارهی دو،سه و ... تا آخر لیست.تا وقتی که کاری رو تموم نکردهای هم به سراغ کار بعدی نرو...اگه نرسیدی تمام کارها رو انجام بدی،مهم نیست.چونکه لااقل تونستی مهمترین کارهات رو انجام بدی...بعد از مدتی متوجه میشی که دیگه کار مهم عقب افتادهای نداری...اونوقت برای من یک چک به ارزش فایدهای که این روش برات داشته،بفرست."
بعد از چند هفته چارلز یک چک بیست و پنج هزار دلاری برای او فرستاد!
به همین خاطر این روش رو در اصطلاح مدیریت زمان،به نام لیست 25هزار دلاری میشناسند.روشی که میتونه روزهای ما رو از اینهمه آشفتگی نجات بده.
دوباره مرور میکنیم:
1. هر شب پیش از خواب یک کاغذ بردارین و هرکاری رو که باید فردا انجام بدین روش بنویسین.کارهای مربوط به خودتون رو هم توی اون لیست بنویسین.مثل ورزش،استراحت،مطالعه و ...
2. کارها رو به ترتیب اهمیتشون شمارهگذاری کنین.سعی کنین کارهای خسته کننده رو در اولویت قرار بدین.
3. فردا صبح کارهاتون رو از شمارهی 1 شروع کنین.وقتی کاملاً انجام شد جلوی اون یک تیک بگذارین یا روش یک خط بکشین(نمیدونین این لحظه چقدر لحظهی لذتبخشیه).بعد سراغ کار شمارهی 2 برین.بعد شمارهی سه و چهار و ...تا آخر.
4. اگر نرسیدین تمام کارهای توی لیست رو انجام بدین،مهم نیست.شما کارهای مهمی رو که بیشترین فشار و استرس ذهنی رو بهتون وارد میکردن،انجام دادهین.کارهای باقی مونده رو توی لیست فرداتون وارد کنین.
5. بعد از اینکه عادت کردین میتونین این لیست 25هزار دلاریتون رو توی یک سررسید بنویسین.اینطوری یک آرشیو کامل از کارهایی که کردین و روز انجامشون دم دست شماست.(میتونین کارهایی که نمیخواین کسی ازش باخبر بشه رو بصورت رمزی بنویسین).اینطوری خیلی راحت در موقع نیاز میتونین بفهمین فلان بسته رو در چه تاریخی پست کردهین،یا کی به تعمیرکار یخچال تلفن کردهین.از این گذشته اگه قراره کاری در یک روز خاص انجام بشه،یا وقتی با کسی قراری میذارین میتونین اون رو از همین الان توی صفحهی مربوط به اون روز بنویسین تا جزو لیست اون روزتون قرار بگیره و فراموش نشه.
کسانی که این کار رو انجام دادهن،به کارآمد بودن اون قسم میخورن...چرا نباید کارآمد باشه،وقتی به تلاشهایی که خواه ناخواه باید در روز انجام بدیم نظم میده و ذهن ما رو از تحمل اینهمه بار خلاص میکنه؟اینطوری کارهامون رو با آرامش بیشتری انجام میدیم،چون مطمئنیم همه چیز تحت کنترلمونه.
فردا یک روز دیگهست...بیاین همگی با لیست 25هزار دلاریمون از خواب بیدار بشیم.
تكميل 2. فندق عزيز زحمت كشيده و ستاره هاي اين هفته رو مشخص كرده. البته فندق جان دو روز قبل براي من اين ايميل رو فرستاده بود اما يه سري كه وبلاگ ارور ميداد و باز نميشد و ديروز هم من وقت نكردم بشينم سر كار:
اينا ستاره بس ميدن:
آرام ستاره 5 پوندی رو باید پس بده
پی براه ستاره 5 پوندی پس میده
سوسکی ستاره 5 پوندی پس میده
سوفی ستاره 20 پوندی پس میده
اينا ستاره ميگيرند:
بفرین ستاره 5 پوندی میگیره
لیلی ستاره 5 پوندی میگیره
زینب ستاره 10 پوندی میگیره
مهتا ستاره 15 پوندی میگیره
فندق ستاره 45 پوندی

سامیا ستاره های 10 پوندی و 15 پوندی

Fairy ستاره های 10% ، 15 پوندی و همینطور ستاره هدفش رو میگیره :))





مبارك باشه به همه ستاره بگيرها. خيلي خوشحال شدم. مخصوصا از اينكه يك ستاره طلايي هم داريم. كف مرتب به افتخار همه اين سخت كوشان و لطفا بيان سر صف يك نطقي هم بكنند. از ستاره دار عزيز هم خواهشمنديم هرچه سريعتر خودشون رو با يك "داستان موفقيت" به بخش "موفق ها" معرفي بفرمايند كه داستانشون رو بچسبونيم اونجا براي همه انگيزه بشه.
مباركه:))

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
سلام سلام
میتینگ 77 مبارک باشه برای همه مون
من می خوام توی این میتینگ بشم 93.
:دی
سالومه | July 8, 2008 12:20 AM
راستی امروز هفته دوم از برنامه چهار هفته ای شروع می شه.بیاین و جدولها رو بکشین و هدفها رو معلوم کنین.
سالومه | July 8, 2008 12:21 AM
سلام
حالتون خوبه ؟
leili | July 8, 2008 12:22 AM
سلام من یه سئوال داشتم خواهش می کنم جوابم رو بدید.
من یک هفته است که به طور مرتب ورزش کردم یعنی 4 مرتبه کوه رفتم هر دفعه 2 ساعت صعود و یک ساعت هم فرود 3 مرتبه هم تردمیل هردفعه به طور میانگین نیم ساعت بعدش هم نرمش و درازونشست و ... ولی امروز صبح که رفتم روی ترازو دیدم 2 کیلو اضافه شدم . از نظر رژیم غذایی هم عالی بودم و غیر از یه شب که 3 تا بیسکوئیت خوردم دیگه کاملا نرمال بودم . و دلیلی برای افزایش وزن وجود نداشته ؟ آیا کوهنوردی باعث اضافه وزن می شه ؟
پریسا | July 8, 2008 12:22 AM
پریسا جان من خیلی دوست داشتم که خودمم جواب به این سئوال رو می دونستم.شاید دم پریودته.شاید عضله سازی کردی.شاید خوب دستشویی نرفتی.شایدم برنامه غذاییت درست نبوده.کاش بیای و توی بلاگفا جدول بکشی ببینیم چی داری می خوری
شایدم هم هیچ کدومش نبوده.انار و یه دوست عزیز ممکنه بهتر بتونن به این سئوال جواب بدن.
سالومه | July 8, 2008 12:37 AM
مرسی سالومه جون از جوابت . دم پریودی که نیست . ولی می خوام بدونم اگه قراره این طوری ادامه پیدا کنه کوهنوردی رو کنار بگذارم با اینکه از معدود ورزشهایی است که واقعا" عاشقشم و با علاقه انجام می دم نه مثل تردمیل و ایروبیک و ... که از روی اجبار می رم . ولی این 2 کیلو اضافه وزن حق من نبود!!!!
پریسا | July 8, 2008 12:46 AM
نه پریسا جون نذار کنار.با یه هفته هم درباره ورزشت قضاوت نکن.به بدنت زمان بده.زوده هنوز برای قضاوت .تا جایی هم که من می دونم کوهنوردی خیلی کاری می سوزونه و شکم و باسن رو خیلی خوب می کنه.
سالومه | July 8, 2008 12:50 AM
والا منم عقلم به جایی نمیرسه. ورزشت رو کنار نگذار به نظر من هم اما شاید بهتره باشه حساب خورد و خوراکت رو دقیق تر نگهداری. آب هم به اندازه بخور که بدنت آب نگه نداره.
انار | July 8, 2008 12:59 AM
پریسا هنوز ادامه بده اگر بعد از 20 روز کم نشد اون وقت دوباره تغییر بده.
این که می گن 1 کیلو در هفته کاهش وزن، این برای همه نیست. برای من اینطور نیست، دوست من حتی از این هم کند تر کم می کنه. برای هر کیلو 7-20 روز وقت باید منتظر بود.
بهارک | July 8, 2008 1:06 AM
گاهی حتی 1 کیلو در ماه کم می شه کاهش وزن خیلی صبوری می خواد.
بهارک | July 8, 2008 1:07 AM
آها من نصف سوالو خوندم ببخشید. برای افزایش وزن من هم وقتی تازه تردمیل خردیم 1 کیلو زیاد شدم اما بعد از همون 1 ماه که گفتم برگشت. فکر می کنم واکنش بدن به شوک ورزش جدید یا افزایشه یا کاهش.
بهارک | July 8, 2008 1:09 AM
سلام
سالومه جون منم میخوام بشم 60 :دی
لیلا | July 8, 2008 1:20 AM
انار جان
من دارم یه مطلب آماده می کنم...سعی می کنم تا ظهر(به وقت تهران) برات ای میلش کنم.به همون ای میل Blog identity باید بفرستمش دیگه؟...فقط دعا کن تا اون موقع برق نره.چون امروز نوبت منطقه ی ماست که برقش قطع شه:(
راستی از لطف دیروزت و کتابهایی که معرفی کردی ممنونم...به نظر کتابهای خیلی خوبی هستن.اونا رو همراه با دوتا کتاب دیگه که جزو بست سلرهای نیویورک تایمز بودن، به ناشرم ایمیل کردم که سفارششون بده.باز هم ازت ممنونم.
آرتمیس | July 8, 2008 1:28 AM
می شی لیلا جان.قند نخور:دی
ببین که هی حالا سر به سرت می ذارم:))
سالومه | July 8, 2008 1:30 AM
من دقیقا 66 هستم و دیگه ایین تر نیومدم.شب یا فردا میرم تولوگ میزنمش.
دوستای گلم امروز خیلی به انرژی های مثبتتون نیاز دارم. لصفا خیلی برام بفرستید. خیلی خیلییییی.
بعدشم لطفا همش بگید امروز همه چی برای رقی خوب پیش میره. خیلی احتیاج دارم.استرس داره پدر وجودم رو در میاره.
هم صبح هم بعدازظهربفرستید لطفا، مرسییی
رقی | July 8, 2008 1:34 AM
رقی جونم
من برات انرژی می دم که همونی که صلاحته برات اتفاق بیفته و همه چی به ارامی و خوب پیش بره.اگه استرس رو از خودت دور کنی و به اون قضیه مثبت فکر کنی مثبتها هم طبق قانون جذب بهت جذب می شن دوست گلم:)
سالومه | July 8, 2008 2:23 AM
کسی می دونه که هر یه بیسکویت های بای چند گرمه؟
سالومه | July 8, 2008 2:25 AM
انار جونم مطلب رو برات فرستادم.ای میلت رو یه چک بکن.
آرتمیس | July 8, 2008 2:34 AM
سالومه رو بسته اش که نوشته چند گرمه. فکر کنم نوشته 45 تا 50 گرم تقسیم بر تعدادش بکن.
آلبالو | July 8, 2008 2:56 AM
جماعت منم وزنم زیاد شده. البته زیاد تو سایزم مشخص نیست. یعنی شکم و پهلوم چاق نشده.کلا گنده تر شدم.ولی من از 55.5 رسیدم به 57.3. بخاطر مامان شدن و این حرفها نیست در موردش مطمئنم. نزدیک پریودم هم نیست. ولی خوب وضعیت دستشویی رفتنم زیاد خوب نیست. یعنی احتمال بدم که بخاطر ورزشه؟ چون یه مدته ورزشم بیشتر شده؟ امروز هم 57.3 بودم :((چیکار کنم؟
آلبالو | July 8, 2008 3:00 AM
جماعت منم وزنم زیاد شده. البته زیاد تو سایزم مشخص نیست. یعنی شکم و پهلوم چاق نشده.کلا گنده تر شدم.ولی من از 55.5 رسیدم به 57.3. بخاطر مامان شدن و این حرفها نیست در موردش مطمئنم. نزدیک پریودم هم نیست. ولی خوب وضعیت دستشویی رفتنم زیاد خوب نیست. یعنی احتمال بدم که بخاطر ورزشه؟ چون یه مدته ورزشم بیشتر شده؟ امروز هم 57.3 بودم :((چیکار کنم؟
آلبالو | July 8, 2008 3:00 AM
جماعت منم وزنم زیاد شده. البته زیاد تو سایزم مشخص نیست. یعنی شکم و پهلوم چاق نشده.کلا گنده تر شدم.ولی من از 55.5 رسیدم به 57.3. بخاطر مامان شدن و این حرفها نیست در موردش مطمئنم. نزدیک پریودم هم نیست. ولی خوب وضعیت دستشویی رفتنم زیاد خوب نیست. یعنی احتمال بدم که بخاطر ورزشه؟ چون یه مدته ورزشم بیشتر شده؟ امروز هم 57.3 بودم :((چیکار کنم؟
آلبالو | July 8, 2008 3:01 AM
سالومه جان ببین رو بسته اش چقدر نوشته فکر کنم نوشته 45 تا 50 گرم. الان دم دستم نیست که ببینم بعد تقسیم بر تعدادش کن. ولی یادمه یه بار اینکارو کرده بودم هم کدومش 8 گرم بود
آلبالو | July 8, 2008 3:02 AM
من هیچ کاره بیدم. فقط یه بار نوشتم این چند بار آوردش.
انارستان هم دلش به حال من سوخت که با اینهمه تلاش دارم تپل می شم :((
آلبالو | July 8, 2008 3:05 AM
سلام
من هنو زنده م.وزنم داره میاد پایین ولی تولد پسرم حسابی بی جنبه بازی درآوردم و حسابی از دست خودم مگسیم.راستش از چند روز پیش خودمو وزن نکردم چون یادم که میفته دوباره میخورم مثل ...برای همین فعلا با خودم دست به یقه هستم و...اینا.راستش من فکر میکنم این مشکل بین خیلی از کپلا شایعه .یه راه حل منفی یه عکس العمل روانی ..یا هر چیز دیگه ای که باید براش یه راه حل عملی پیدا کرد.البته نسبت به سابق خیلی کنترل شده تر بود.ولی تا یادم میفتاد که کار خوبی نکردم دوباره دستم تو یخچال دنبال کیک و شیرینی میگشت .اصلا انگار با یکبار اشتباه مجوز گرفته بودم برای دیونه شدن ...
مطالب مفیدتر شده از همه ممنونم.
سولی تپلی | July 8, 2008 3:11 AM
راستی آلبالو جون من هم یه مدت این مشکلو داشتم مشکلت بخاطر عدم دفعه.هر طور شده مشکلتو حل کن .شده با خوردن روغن بادام یا نارگیل یا استفاده از شیاف.اصلا انگار بدنت تصفیه میشه از آشغالایی که گیر کرده وبعد از اون همه چیز دوباره عادی میشه.در مورد من که اینطور بود.
سولی تپلی | July 8, 2008 3:16 AM
مرسی آلبالو جونم
هر 100 گرمش 483 کالری داره .من معمولا 2 تا می خوردم.یعنی حدود 100 کالری.وای عجب چیز پر کالری ای یه.
به جاش می تونم 2 لیوان سوپ یا 1 برش نون و پنیر بخورما
سالومه | July 8, 2008 3:23 AM
با اجازه باز من یه سوال بکنم ممنون میشم کمک کنین :
اشکالی نداره یکی(خودم) تقریبا یک سوم کالری روزانه اشو( 400 کالری )همون اول صبح (صبحانه ) بخوره اونوقت شب گرسنه باشه و شام نخوره (سهم کالریش تموم شده باشه)؟ منظورم اینه که اینجوری متابولیزم بالاتره یا اینکه به طور مساوی کالری ها تقسیم بشن چربی بهتر سوخته میشه؟
گل بهار | July 8, 2008 4:43 AM
گل بهار جان تا جایی که من می دونم بهتره که غذات رو به وعده های کوچک تقسیم کنی و تند تند و با فاصله های کوتاه مثلا 3 ساعت یه بار بخوری تا متابولیسمت فعال بشه.
البته صبحانه کامل خوردن خیلی خوبه ..نه عالی یه ولی یه صبحانه کامل لزوما نباید کالریش اونقدر بالا باشه .مثلا یه تخم مرغ پخته و با یه تکه نون و کمی پنیر واقعا بیشتر از 200 یا 250 کالری می شه.
سالومه | July 8, 2008 5:14 AM
گل بهار جان منم با نظر سالومه موافقم یعنی طبق اون چیزهایی که دیدم و شنیدم می گن بهتره تعداد وعده ها زیاد ولی مقدارش کمتر باشه.
البته در مورد من گاهی این روش باعث میشه که فکر کنم همش باید دهنم بجنبه.
آلبالو | July 8, 2008 5:26 AM
ب]ه شروع هفته انارستانی خوبی براتون آرزو میکنم .یادمون باشه خوب یا بد هفته گذشته تموم شده نا امید برای حرکت یا مغرور از کم کردن وزن نشیم .پیش به سوی هفته ای [دید و پر بار.
گل بهار عزیز
میگن صبحانه بهترین وعده غذایی و باعث میشه موتور بدنت به کار بیوفته اما از طرفی هم گفته شده وعده ها رو کمتر و به دفعات بخورین ]ون هردفعه بدن انرزی مصرف میکنه برای سوختن اونها .از میان وعده هات بزن اما وعده های اصلیت و حذف نکن که بخوای شب شام سبک رو هم حذف کنی.
ani | July 8, 2008 5:40 AM
من شدیدا حوس شیرینی کردم.
یک برش کیک خونگی خوشمزه همراه یک فنجون قهوه تلخ.....
اما حالا حالا نمی تونم بخورم:((
سامیا | July 8, 2008 9:35 AM
گل بهار جان اگه گرسنگی شبت کمه و می خوای فقط یک کم احساس سیری کنی سالاد بخور و حتما سعی کن در سالادت از چیزهایی که کالری منفی دارن هم استفاده بشه.مثل کلم و کلم بروکلی...حتی جایی سیب رو هم جزء اینا نام برده بود.. و..همونایی که کالری مصرفیشون برای سوزوندن بیشتر از کالری خود اون غذاست.
******
یک تجربه ای هم که من دارم تا جایی که می تونین خوردن لبنیات رو شب نذارین.مخصوصا قبل خواب.
یکم پنیر و شیر و ماست و...کم کالری هستن ولی فکر کنم به خاطر اسید لاکتیکشون باعث می شه آدم صبح احساس خستگی بکنه.وانگار کمی کوفته هستیم.
کسی راهی سراغ داره که بشه این موردِ لبنیات رو خنثی کرد؟
rokhy | July 8, 2008 9:41 AM
سلام سلام دوستهای گلم،
من تازه الان برگشتم خونه و کارام تموم شد. خدا رو شکر میکنم که همه چی به خیر وخوبی پیش رفت.وای اصلا باورم نمیشه. ولی خدا رو شکر.
مرسی سالومه جان، مرسی سوفی جان ، مرسی همه دوستای گلی که برام تو دلشون انرژی مثبت فرستادن. مطمئنا بدون اون نمیتونستم اینقدر قشنگ روزم رو تموم کنم. مرسییییییی
رقی | July 8, 2008 11:43 AM
شادی یکی از بهترین و بزرگترین و مهمترین روزهای زندگیم رو باهاتون تقسیم میکنم.
رقی | July 8, 2008 11:52 AM
سلام بچه ها
به نظر من اصولاً بهتره آدم از ساعت هفت شب به بعد چیزی نخوره .چون ساعت بیولوژیک بدن طوری تنظیم شده که با تاریک شدن هوا خود به خود متابولیسم بدن پایین میاد و بدن به کالری کمتری احتیاج پیدا می کنه...هفته ی قبل که می خواستم برم چکاپ بدم و مجبور بودم ناشتا باشم،فرداش نیم کیلوی کامل وزن کم کرده بودم! ... شماهایی که مجردین و مجبور نیستین منتظر باشین همسرتون بیاد و با هم شام بخورین،قدر این فرصت رو بدونین و زود شام بخورین...
انار جان
مطلبی که برات فرستاده بودم به دستت رسید؟...
آرتمیس | July 8, 2008 12:00 PM
راستی بچه ها چرا من با اینکه پست جدید نوشته ام،ولی اسم وبلاگم توی بلاگ رول نیومده؟...مال سالومه هم همینطور... غلط نکنم کار تروریستهاست !!!
آرتمیس | July 8, 2008 12:11 PM
سلام به همگی
من هم یه مطلب در مورد یبوست که فکر می کنم کمابیش با این مشکل روبرو هستیم براتون می ذارم .
طبيعي ترين روش براي رفع يبوست و روان كردن مدفوع افزايش ميزان مصرف فيبر(قابل محلول يا غير قابل محلول) و آب مي باشد. در هر حال مقدارو محتواي مدفوع افراد در زمانهاي مختلف متفاوت است و به طور بارزي تحت تاثير فاكتورهاي رژيمي مي باشد.
شايد يكي از دلايل يبوست نيز مشكلات كولوني(روده اي) -توانايي كولون در حركت دادن محتويات داخل شكم- باشد يا دارويي كه به طور مرتب مصرف مي كنيد. بنابراين بهتر است براي اطمينان يافتن از علت اصلي اين مشكل به پزشك معالج خود يا متخصص گوارش مراجعه كنيد.
براي ياري بيشتر شما در حل اين مشكل بهتر است ابتدا بعضي از دلايل اصلي اين مشكل را ذكر نماييم. البته به خاطر داشته باشيد كه افراد متفاوت هستند و دلايل زير ممكن است جامع نباشد يا شامل حال تمام افراد نباشد.
1- افزايش ميزان مصرف شير يا فراورده هاي شير
2- مصرف زياد پروتئين، مصرف كم غذاهاي فيبردار(بيشتر افراد بايد به ميزان 25-35 گرم فيبر در هر روز مصرف كنند)
3- عدم تحرك
4- مصرف ناكافي آب يا نوشيدني هاي بدون كافئين
5- حاملگي
6- مصرف بيش از اندازه ملين ها
7- افزايش سن(بيشتر جمعيت كهنسال )
8- حركت كند روده
9- وضعيت باليني خاص مثل ديابت ، سندرم روده حساس، كم كاري تيروئيد و...
10- مشكلات روده و ركتوم مثل(وجود پوليپ، بيرون زدگي ركتوم، بواسيرو ....)
اولين كار به موازات افزايش سن و در نظر گرفتن تاريخچه خانوادگي و ژنتيكي اين است كه در سن 50 سالگي يا بالاتر بعضي از آزمايشات روده به منظور اطمينان از عدم رشد ناهنجار زايده در روده انجام شود. اگر سابقه زخم معده يا سرطان روده در خانواده شما وجود دارد بدليل افزايش شانس ابتلا به اين اختلالات ، بهتر است آزمايشات را انجام دهيد. حتي اگر جوانتر هستيد و هر تغييري در وضعيت شكم يا تغيير شكل مدفوع (كاهش حجم ، باريك شدن و يا افزايش ضخامت مدفوع ) ملاحظه نموديد كه بيش از دو هفته به طول انجاميد بهتر است به پزشك خود اطلاع دهيد.
شما مي توانيد با پاسخ به پرسش هاي زير پزشك را در زمينه تشخيص علت اصلي ياري كنيد:
• مدت زمان ابتلا به يبوست
• هر نوع تغيير در رژيم غذايي
• مشاهده خون در مدفوع
• مشاهده تغيير در عادت تخليه يا تغيير در رنگ مدفوع
• داشتن مشكلات باليني سكته مغزي، كم كاري تيروئيد، كاهش وزن غير متعارف و .....
• ميزان فعاليت روزانه
• دارويي كه معمولا مصرف مي كنيد. بعضي از داروها باعث ايجاد يبوست يا خشكي مدفوع مي شود مثل : تسكين دهنده هاي درد مخدر، داروهاي حاوي الومينيوم يا كلسيم، مكمل هاي آهن ، داروهاي فشار خون مثل بلوك كننده هاي كانال كلسيم ، داروهاي مدر و....
در صورتي كه هيچ دليل جدي يا اختلالي مشاهده نشد بهترين روش براي درمان اين مشكل افزايش ميزان فيبر مصرفي ، فعاليت هاي ايروبيك، نوشيدن آب، و به علاوه مصرف موقت بعضي داروها ي درماني مثل ملين ها ، ملايم كننده هاي مدفوع مثل كوليسcolace، تراوش كننده هايي مثل ميرالكسmiralax
Ghazal | July 8, 2008 12:15 PM
انار جان آیا من کار درستی کردم که مطلبم رو اینجا گذاشتم یا اینکه بهتر بود برای خودت ایمیل می کردم ؟ اگر بگی چیکار کنم بهتر می تونم کمکت کنم .
Ghazal | July 8, 2008 12:17 PM
بچه ها اول می خواستم بگم این چیزایی که هر از گاهی می ذارم از اینترنت پیدا می کنم .
بعد هم می خوام بگم که اگه مشکل یبوست دارین حتما جدی بگیرین . من کسایی رو دیدم که به دلیل سهل انگاری مجبور شدن قسمتی از روده شون رو کلا از بدن خارج کنن بدلیل اینکه اون قسمت بدلیل تجمع مدفوع فاسد شده بود .
شایع ترین عارضه یبوست هم که هموروئید است که هر کدوم از این دو می تونه باعث اون یکی بشه .
پس لطفا با عرض معذرت پی پی هاتون رو جدی بگیرید !
Ghazal | July 8, 2008 12:21 PM
بچه ها منم می خوام برم زیر 60 توی برنامه ی 4 هفته ای .
یکی وزن من رو میذاره توی جدول . 61 کیلو .
وای . خدایا شکرت !
پریسا جون ! تو رو خدا ورزشت رو ول نکنی ها
zeinab | July 8, 2008 12:45 PM
من چرا نمی تونم توی لوگ گروه وزنم رو وارد کنم بچه ها جون !
باید اجی مجی خوند یا من بازم دارم جواد بازی در میارم .
zeinab | July 8, 2008 1:02 PM
زی زی جان من وزنت رو 61 کیلو برات وارد کردم .
Ghazal | July 8, 2008 1:28 PM
آرتمیس جان و غزال جان ممنون از مطالب مفیدتون :)
فندق | July 8, 2008 3:10 PM
سلام بعد از يك غيبت كبرا اومدم راستش رفته بودم تهران براي ديدن خانواده ام كسي هست كه بتونه از غذاهاي مادرش چشم پوشي كنه مسلما اگر مثل بنده غربتي باشه نمي تونه خوب حالا به من بگيد من با لين همه ياس چه كنم نصف زحماتم به باد رفت براي خودم متاسفم از گروه انتظار امداد رساني دارم
sanazshangool | July 8, 2008 4:18 PM
انارجان سلام:
یه لحظه تریبونت را قرض میگیرم تا با اجازه یه نکته بگم
پیشنهادی دارم برای پریسا و دوستان دیگه که مشکل مشابه دارن.یعنی حسابی ورزش میکنن ولی تاثیر اونو نمی بییند.
من میگم بیایم و بجای اونکه روی 2ساعت ورزشمون مانور بدیم،برعکس عمل کنیم !یعنی ببینیم22ساعت بقیه را چه جوری گذروندیم و اونو مکتوب کنیم:
مثلا امروز چند ساعت توماشین بودم؟
آیا خرید رفتم وچیزهایی که خریده بودم تنهایی خونه آوردم؟
چه قدرازروز را روی مبل لم داده بودم؟
پله چی؟ چند تاپله بالا و پایین کردم؟
چند ساعت تواداره،چند ساعت پشت کامپیوتر،چقدر جلوی تی وی،.....
خلاصه جدولمون رابرعکسی پرکنیم تا بلکه گره کار بازبشه!
من اگه جای پریساباشم اول ورزشی رامیکنم که بهش علاقه داشته باشم .دوم جدول برعکسی مینویسم تا بفهمم چرابدنم وارد مرحله چربی سوزی نمیشه وسوم یه بازنگری دربرنامه غذایی ام میکنم و در مصرف موادی که "شکر" و"روغن" دارند حساسیت بیشتری به خرج میدم.
اینم را اضافه کنم که در برنامه کاهش وزن هیچ مسئله بغرنج و پیچیده ای وجود نداره .کار سخته اما شدنیه.فقط باید کمی باورهای گذشته امون راکناربگذاریم،شهامت انجام روشهای تازه را داشته باشیم و به بدنمون و عکس العمل هاش آگاهی کامل داشته باشیم .
شب و روز بر شما خوش
یه دوست | July 8, 2008 4:28 PM
یه دوست عزیز پیشنهاده خوبی دادی که باعث میشه آدم بیشتر مرور کنه کارهاشو ولی اینجا یه ابهامی هست به نظر من این اختلاف سطح فعالیت مهمه .منظورم اینه که به هر حال فردی مثل پریسا یه تغییر در میزان فعالیت هاش (افزایش) نسبت به گذشته اش داشته .یعنی روزای قبلش هم کما بیش 22 ساعش همونجوری طی می شده (آره؟) پس این وسط کجای معادله اشتباه شده
گل بهار | July 8, 2008 5:20 PM
مرسی آرتمیس جان خیلی متن خوبی بود.
حتما بهش عمل می کنم.
غزال چقدر از چیزی که در مورد یبوست گفتی ترسیدم.
آخه مشکل من چیه؟ ورزشهای ایروبیک انجام می دم. تو فیت دی فیبرم رو برام بالاتر از 25 حساب می کنه. آب هم که می خورم.
پس چه مرگمه؟
به نظر شما از این قرصها بخورم. یه بار دوتاش رو خوردم خوب بود ولی دوباره همون جوری شدم. بیخود نیست اینقدر وزنم زیاد میشه.
http://www.irteb.com/herbal/C_LAX.htm
یه دوست عزیز کمکم کن. فکر می کنی افزایش وزن 2 کیلویی در طول 3 هفته با برنامه من به همین علت باشه.
و آیا از این قرص بخورم؟ می خوام مشکلم رو با کمک شما حل کنم چون می دونم اگه برم دکتر چند تا از این داروهای شیمیایی بهم میده همین و بس.
آلبالو | July 8, 2008 11:34 PM
انار این سیستم امتیاز که ازش استفاده می کردی
http://www.healthyweightforum.org/eng/articles/weight_watchers_points/
باید تک تک در مورد تمام غذاها محاسبه بشه و یا اینکه میشه کالری فیبر و چربی کل روز رو تو فرمول گذاشت.
و ازکجا بفهمیم که چقدر امتیاز مجازیم؟
آلبالو | July 8, 2008 11:45 PM
سيستم امتيازي اگر وب سايتشون عضو نباشي سخته حساب كردنش. من توصيه ميكنم همون كالري بشمري و در كنارش غذاهاي كم چرب و بر فيبر بخوري همون كار رو ميكنه.
انار | July 9, 2008 12:10 AM
آلبالو جون اون روش کشف شده سالومه رو امتحان کن .
صبحها ناشتا هندونه بخور .
بعدشم اگه معده ات رو عادت نداده باشی صبح که بیدار میشی می تونی یک لیوان شیر بخوری.
لیلا | July 9, 2008 12:35 AM
آرتمیس جان مرسی از مطلبت . من روزایی که خیلی کاردارم و میخوام همه رو انجام بدم این روش رو اجرا می کنم و واقعا هم مفیده .
لیلا | July 9, 2008 12:38 AM
http://www.findingjoymovie.com/
آزي | July 9, 2008 1:19 AM
لیلا جان من هر روز صبح اولین کاری که می کنم اینه که یه لیوان آب نیم گرم می خورم. بعد بیشتر روزهای هفته صبحها شیر می خورم. روش هندونه رو هم امتحان کردم. و روش سبوس و جوونه تو ماست.
:((((
آلبالو | July 9, 2008 1:29 AM
بچه ها من برای اولین بار در 6 سال گذشته احساس خوشگلی و زن بودن و ظرافت می کنم.حتی با وزن بالایی که دارم.
خیلی حس خوبی یه.اینکه نگات کنن و بهت نگن که وای چه صورت نازی ولی حیف ....کاش اینقدر چاق نبودی
دیشب یه مهمونی بودم که خیلی ها رو نمی شناختم.کلی روحیه ام خوب شد.کلی ازم تعریف کردن!!!عین این بی جنبه ها جو گرفت منو!
سالومه | July 9, 2008 1:35 AM
آرتميس جان ممنون از مطلب مفيدت!
من بايد اعتراف كنم كه ديشب از شدت استرس يك عدد قرص آرامش بخش ضعيف خوردم تا تونستم بخوابم! اما متاسفانه چون اصل مشكل رو بر طرف نكرده بودم، صبح با استرس شديد تري بيدار شدم.
تنها فكري كه به ذهنم رسيد اينه كه يه سر به وبلاگ برنامه ريزي (وبلاگ گروهي ساروي كيجا) بزنم و برنامه اين هفته رو مرتب بنويسم و الويت بندي شون كنم و اون برنامه هايي كه آنچنان ضرورت نداره براي اين هفته كنسل كنم.
همين الان اونجا رو آپديت كردم و اومدم كه سري به اينجا بزنم كه مطلب خوبت رو ديدم.
الان حالم خيلي بهتره....
بازم ممنونم ازت
بوس
اينم آدرس وبلاگ گروهي برنامه ريزي: http://ourprograms.blogfa.com
شما هم امتحان كنيد!
ساميا | July 9, 2008 1:37 AM
و اما نکته لایف استایلی
دیشب قرار بود برم یه مهمونی که می دونستم صاحب خونه کلی غذاهای خوشمزه درست می کنه.منم برای اینکه اشتهای شبم رو کنترل کنم ساعت 6 رفتم باشگاه و 40 دقیق روی تردمیل ترکیب دو و پیاده روی رو رفتم و بعدشم کلی دراز نشست و دستگاه.
شب که توی مهمونی بودم حس احساسم به خودم بهتر بود و عضلات بازو و زیر بغلم به خاطر ورزشه زده بود بیرون و با آستین حلقه ای خیلی خوب شده بود و هم اینکه به خاطر ورزش احساس سیری داشتم و فقط به غذاها ناخنک زدم.
اصلا ورزش توی اون ساعت انگار باعث کم شدن اشتها می شه و دیگه آدم شام زیاد نمی خوره
سالومه | July 9, 2008 1:40 AM
لطفا امروز حدود ساعت 4 برام موج مثبت بفرستید!
دکوراتورم بر خلاف قراردادی که داریم، مبلغ بیشتری از من طلب کرده! که به نوعی من ضرر حساب و کتاب اشتباهش رو بدم.
اما من نمی تونم قبول کنم چون تمام برنامه ریزی مالی م بهم میریزه و ضمنا اینطوری نمی تونم کار کنم.
از اونجایی که با هم دوست هستیم قبول نکردن این موضوع کمی برام سخته و از دیروز که برای امروز قرار گذاشتیم تا کار رو تحویل بگیریم و تسویه کنیم، من برای روبرو شدن با خواسته نابجای این آقا استرس دارم.
باید یاد گیرم که زیر بار حرف غیر منطقی افراد نرم و دلسوزی بی خود نکنم، وگرنه کاسب نمی شم... و سر ماه ورشکست می شم.
من می تونم، مگه نه؟!!!!
---------
ببخشید اگه کامنتم خارج از عرف مطالب وبلاگه! نیاز داشتم جایی درد و دل کنم.
ساميا | July 9, 2008 1:44 AM
سالومه جان منم مدتهاست که احساس زیبایی نمی کنم (درست از وقتی چاق شدم) امیدوارم به زودی همگی مون این احساس زیبا رو تجربه کنیم.
ساميا | July 9, 2008 2:01 AM
آره سامیا جان
ولی تو که عین ماه وزن کم کردی دیگه باید کم کم حس رو تجربه کنی .یه خورده به خودت هم انرژی های مثبت بده.
سالومه | July 9, 2008 2:06 AM
با اینکه ورزش می کنم و برنامه غذاییم تغییر نکرده وزنم سیر صعودی طی می کنه! دست و پام به شدت گز گز می کنه و خواب می ره!
خواهران به من بگویید چه کنم!؟
ميس ري | July 9, 2008 2:15 AM
سامیا جان همه موج های مثبت امروز من نثار تو که دیروز بهم خیلی کمک کرد. تو می تونیییییی
آرتمیس عزیز بابت مطلبت خیلی ممنون. جالب اینه که من پریشب داشتم کتاب قورباغه رو قورت بده رو میخوندم که دوست خیلی ناز و گلم خانوم مصمم بهم خیلی وقت پیش پیشنهاد داده بود و دقیقا همین مطالب رو توش نوشته بود.منی که از مدیریت زمان و مکان(دی) هیچی بارم نیست. برای اولین بار دیروز اجراش کردم و الان کاملا راضیم. دیروز همه کارهام به بهترین نحو و با برنامه ریزی که کرده بودم انجام شده بود.تازه میفهمم که چقدر این همه مدت از زمان عقب بودم و نمی دونستم. ولی الان دیگه میدونم باید چطور عمل کنم تا بتونم پله های ترقی رو طی کنم(شاسقیییین).
رقی | July 9, 2008 3:18 AM
سلام بچه ها
از لطف همه ی دوستایی که بابت مطلب تشکر کرده اند ممنونم...قابل شما رو نداشت.امیدوارم مفید باشه و بتونه کمکمون کنه که روزهایی رو که بالاخره باید بگذرونیمشون،به باشکوه ترین و زیباترین طرز ممکن بگذرونیم.
خودم هم مورد آماده کردن لیست 25 هزار دلاری رو توی جدول کارهای روزانه ام وارد کرده ام تا مقید بشم و هرشب انجامش بدم...دارم تمام تلاشم رو می کنم تا راههای جدیدی برای بهتر زندگی کردن پیدا کنم.راههای کوچیکی که می تونن تغییرات بزرگی توی زندگی بوجود بیارن.
رقی جون.خوشحالم که مطلبم به دردت خورد.اون "کتاب قورباغه را قورت بده" واقعاً کتاب جالبیه.خصوصاً اون قانون بیست درصدش که برای شخص من خیلی مفید بوده...به بالای پله های ترقی که رسیدی سلام ما رو هم برسون! :)
آرتمیس | July 9, 2008 3:48 AM
میس ری مشکل کمر درد و یا دیسک کمر نداری خدای نکرده؟ به خاطر گز گز پاهات می گم.
برو دکتر و یه چک آپ بده شاید هم به خاطر مسائل هورمونی و عصبی باشه.
آلبالو | July 9, 2008 4:22 AM
سامیا جان به قول خانم احمد نیا "جرات ورز" باش:
http://www.ahmadnia.net/blog/spip.php?article1320
آرام | July 9, 2008 4:49 AM
این سایت براساس آزمون میرز-بریگز مشخصات شخصیتی شما را اعلام می دارد
http://www.iranzehn.com/Default.aspx?tip=ENTJ
بچه ها این تست و انجام بدین
به نظر من جالب اومد
تیپ من : ENTJ
ميس ري | July 9, 2008 4:57 AM
/امان آرتیمیس
نه مشکل کمر ندارم
آخه دستامم گز گز می کنن
ميس ري | July 9, 2008 5:02 AM
ااا من وقتی خیلی می خوام با احساس یک خانم متشخص لایف استایلی بخوابم قبل از خواب شیر می خورم!
مگه نمی گن اگر قبل از خواب شیر سرد بخوری آرومتر می خوابی؟
ميس ري | July 9, 2008 5:14 AM
منم دستام گز گز می کنه. دست راستم بیشتر
هیجان زده و یا عصبی هستی حتما.
آلبالو | July 9, 2008 5:21 AM
سالومه جان... رقی جان ... آرام جان...
مرسی :-×
ساميا | July 9, 2008 6:15 AM
آرام جان مطلب رو خوندم.
حس خوبي دارم...
احساس يه آدم با عزت نفس بالا و شخصيتي قاطع رو دارم كه از حق خودم مي تونم دفاع كنم.
اميدوارم شب (بعد از جلسه تسويه حساب) بيام اينجا و از موفقييتم بنويسم.
موج + لطفا!
ساميا | July 9, 2008 6:20 AM
میس ری جان چه لینک جالبی بود
البته گنجوندن جوابا تو اون 3 تا گزینه یکم سخت بود!
تیپ من ISTJشد
فندق | July 9, 2008 6:28 AM
بچه ها جون به انرژی های تون نیازمندم !! خیلی زیاد ، خیلی زیاد ، خیلی زیاد ........ برام خیلی دعا کنید خیلی........
leili | July 9, 2008 9:38 AM
میس ری اگر تکراری شده گز گز پات باید بری دکتر. گز گز می تونه حتی به خاطر دیابت باشه. اگر خوب نشد برو دکتر چک آپ. مشکل دیگری نداری؟ شاید بد می نشینی؟
آرام | July 9, 2008 10:56 AM
خیلی جالب من تیپ ISFJ هستم مابین میس ری و فندق :))
بهارک | July 9, 2008 11:06 AM
بهارک من هم مثل تو ISFJ هستم.
تست جالبی بود . مرسی میس ری جان .
آرتمیس جان مطلب توهم جالب بود. من برای همه کارای زندگیم نه ولی سر کارم هر روز صبح همین کار رو می کنم . کارایی رو که باید انجام بدم لیست می کنم .
Ghazal | July 9, 2008 11:24 AM
بچه ها کسی میدونه دلستر کالریش چقدره ؟!
آلبالو88 | July 9, 2008 11:40 AM
لیلی جان از ته دلم حتما حتما برات دعا می کنم.به امید خدا هر موردی هست به خیر و خوشی می گذره.
الانم که بهترین زمان برای دعاست.لحظه های اوج انرژی طبیعت.
rokhy | July 9, 2008 2:33 PM
آلبالو جان من این سایت کالری شماری رو نگاه کردم.
http://www.calorie-count.com/calories/browse/1400.html
اما نمی دونستم دلستر رو از کدوم قسمتش پیدا کنم.
این تبلیغی رو هم از سرچ پیدا کردم که کالری رو گفته D:
http://epsmart.com/product/190/324.html
پورسانت نگرفتمااااا D:
جالب می دونی چیه؟وقتی به فارسی سرچ می کنیم وبلاگهای بچه های خودمون میاد اول.و معلوم شد که الی و میس ری چند وقت پیش دلستر خورده بودن.خوب پس
الی و میس ری بگین کالریش چند بود؟ D:
rokhy | July 9, 2008 3:02 PM
سلام به همه
من از دیروز ورزش را شروع کردم و یه برنامه ی دو هفته ای الپتیکال و تردمیل دارم تا بعد دوباره برم بیرون و در هوای آزاد بدوم. وزنم را نمی تونم به روز کنم چون مسافرتم و به ترازو دسترسی ندارم. شما ها خوبین؟ ورزش در چه حاله؟
شب تاب | July 9, 2008 3:32 PM
آلبالوجان:
من الانه کامنتت را دیدم.یه نگاه به وبلاگت میکنم و به قولی "سنجد وار" فردا برمیگردم تا گفتمان کنیم!
گلبهار عزیز:
معادله چندمجهولی زیاد حلش سخت نیست البته اگه خود پریساجان یادوستان دیگه که مشکل مشابه دارن نظرشون رابگن بهتر میشه روی این مسئله بحث کرد.راستی گلبهار توقطب جنوب چندساعت روز وچند ساعت شبه؟!!!
میس ری عزیز:
خیلی خیلی سلام به آبجی آزی برسون فکرکنم فردا پس فردا کنکور داره،نه؟
اگه آزمایشCBC وFBSدادی نتیجه اش رابگوتا این گزگزدست وپارا درمان کنیم!!
انارستانی های محترم
اگه کسی تجربه ای راجع به "ورزش کردن" ولاغرنشدن" داره وارتباط بین این دو رامیدونه جماعت پرسش کننده را لطفا راهنمایی کنه.
یه دوست انارستانی دوست
یه دوست | July 9, 2008 4:42 PM
یه دوست عزیزم من گفتم اینجا نزدیکای قطب جنوبه نه خودش و فعلا چون وسط زمستونه 8 صبح هوا روشن میشه و 5 بعد از ظهر غروب.در ضمن میشه شما هم از تجربه های شخصی تون تو وزن کم کردن بگین من یکی خیلی مشتاقم و از قبل ممنون
گل بهار | July 9, 2008 5:07 PM
لیست 25 هزار دلاری دیروز در کنترل استرس خیلی به من کمک کرد!
تمام کارهای لیسم رو مرتب انجام دادم، بجز دو مورد: یک مورد که تلاش کردم اما به نتیجه نرسید و یه راه دیگه رو انتخاب کردم و یه مورد که ته لیست بود و براش وقت نداشتم.
خیلی از خودم راضی م!
-------------------------------------------------------
راستی دیروز خیلی قاطع و با عزت نفس با دکوراتورم صحبت کردم و حاضر نشدم بجز مبلغ قرارداد بقییه هزینه (به قول اون ضرر) رو تقبل کنم.
در حین چک کردن فاکتورها متوجه شدم سود زیادی می برن! (چیزی حدود 15% مبلغ کل پروژه) اما با حماقت تمام به روی خودم نیاوردم! البته بعضی جاها گیر دادم اما روم نشد زیاد بحث کنم.
فقط از دست خودم لجم میگیره که اجازه دادم اونا منو احمق فرض کنن و منت هم سرم بذارن که ما توی این کار ضرر دادیم :(
از آدمهای حقه باز متنفرم!
از خودم هم ناراحتم اما باور کنید با این روحیه ضعیف من در برابر افراد! برای خودم معجزه ست که زیر بار مبلغ درخواستی اونا نرفتم.
ساميا | July 9, 2008 11:53 PM
یک نمونه حقه بازیشون این بود که 4 متر سنگ گرانیت تویسرکان رو 350 هزار تومان فاکتور کرده بودن! البته سه چهار بار دیگه هم این مبلغ سنگ توی لیست هزینه ها نوشته شده بود و با هزینه های دیگه جمع زده بود!
وقتی هم ازش خواستم لیست هزینه ها رو بهم بده قبول نکرد و گفت بیاید دفتر شرکت تا فاکتورهای اصلی رو بهتون بدم.
مطمئنم بازم بهم نمیده!!!
ساميا | July 9, 2008 11:59 PM
سلام بچه ها
سامیا جونم
خوشحالم که نوشتن لیست 25هزار دلاری برات مفید بود و چقدر خوب که زیر بار حرف زورشون نرفتی...همین چیزهاست که یواش یواش شخصیت آدم رو از یک آدم منفعل به یه انسان پویا تغییر می ده.این تفکر که "من زیر بار چیزی که بهش اعتقاد ندارم نمی رم" بزرگترین چیزیه که می تونه هم توی زندگی کارساز باشه و هم توی رژیم گرفتن...وقتی که آدم این هنر رو به دست می آره که وقتی هوسش داره بهش زور می گه تا مجبورش کنه که فلان شیرینی رو خارج از محدوده ی کالریش بخوره،محکم و قاطعانه بهش بگه:"نه!"، خوب کم کم یاد می گیره که به بقیه ی چیزهایی که اونها رو درست نمی دونه هم بگه :"نه!"...اصلاً به نظر من نهادینه شدن این قاطعیت توی وجود آدم یکی از اثرات خیلی بزرگ رژیم گرفتن درسته.
من هم دیروز با نوشتن لیست 25هزار دلاریم چنان آرامشی رو در یکی دو سال اخیر تجربه کردم که لذتش هنوز هم زیر دندونمه...کارهام یکی یکی انجام می شدند و تیک می خوردند...اینقدر مزه کرد که ساعت 6 دیروز لیست 25هزار دلاری امروزم آماده بود!!!...
آرتمیس | July 10, 2008 1:00 AM
سلام.من هفته سختی رو گذروندم.اصلا از هیچ لحاظ خوب نبود.الان این متن رو خوندم و احساس می کنم باید شروع کنم.
آریس | July 10, 2008 2:42 AM
کالری دلستر هم دقیقا به اندازه نوشابه ست هر 100 گرم حدود 40 کالری اگه اشتباه نکنم.
eli | July 10, 2008 4:29 AM
رخی و الی جان خیلی ممنون از جواب هاتون !
آلبالو88 | July 10, 2008 4:37 AM
سلام. سامیا جان مودبانه و بدون اینکه توهین کنی به طرف (این خیلی مهمه وگرنه راحت می توانند شخصی کنند قضیه را) روی حرفت پافشاری کن. لیست هزینه ها را هم حتما بگیر. بگو که چند بار حساب شده. حالا یا از دستشان در رفته یا عمدا این کار را کرده باشند فرقی به حال تو نمی کند مهم این است که حرفت را بزنی و بتونی نتیجه بگیری. من هم از بس هی کوتاه آمدم (مثلا چون پول برام مهم نبوده) ولی بعدا فهمیدم اشتباهه و مردم طور دیگری فکر می کنند و آدم را بی عرضه و خنگ فرض می کنند. خلاصه باید assertive بود.
آرام | July 10, 2008 6:09 AM
میس ری! یعنی کف کردم! الان آه! دهانم باز مونده از تعجب! تا به حال تست شخصیتی زیاد دادم ولی واقعا این قدر متعجب نشده بودم. زیادی دقیق است. آدم می ترسد. جالب اینکه چند وقت پیش (نخندیدها) داشتم فکر می کردم بروم کلاس بازیگری (حتی انتخاب هم کردم کدام موسسه) ولی بعدش گفتم فعلا بی خیال. بعد فکر می کنی اولین شغلی که پیشنهاد بهم داده چی بود؟ بازیگری! دیگر سایر جزئیات دیگر خدا بود. حتی بزرگترین مشکلم را درست تشخیص داده (البته خودم هم به نوعی بهش قبلا فکر کرده بودم در واقع تایید کرد) که انرژی خودم را در جهات متفاوتی صرف می کنم. این بزرگترین مشکل منی است که استعدادهای کاملا متفاوتی را همزمان دارم. نمی توانم انتخاب کنم بالاخره می خواهم چی باشم؟
هاها! یک پیشنهاد خیلی بامزه هم داده. گفته برای ازدواج اجازه بدهم که مسن تر شوم :)
خلاصه من یک ENFP هستم با درصد F صد در صد!
آرام | July 10, 2008 6:35 AM
آرام جون همين كار رو كردم!
صبح زود بهش زنگ زدم، تمام بدنم از شدت اسرس مي لرزيد (مي بيني من چقدر ضعيفم؟!) و فقط تا امروز ظهر بهش فرصت دادم كه برام با آژانس بفرسته در خونه! ظهر نشده همش رو فرستاد.
الان ديگه اصلا پولي كه خرج كردم برام مهم نيست فقط اين برام مهمه كه تونستم با اين كم رويي لعنتي مبارزه كنم و حق خودم رو طلب كنم. حس خوبي دارم!
ممنون از راهنماييت :-*
----------------------------
آرتميس جان منم اين حس خوب رو تجربه كردم و ليست 25 هزار دلاري امروزم داره به آخر مي رسه!
بازم ازت ممنونم
بووووس
ساميا | July 10, 2008 6:44 AM
سلام انارستانی های عزیز .من یه امتحان داشتم که به بهترین نحو دادمش.هنوزم 90 هستم و پائین نمی یام. منم مشکل البالو رو دارم اونم 5 ساله . یعنی مشکل نداشتن دفع کامل. چه یبوست ،چه برعکسش،چه حالت طبیعیه مدفوع ،دفع من کامل انجام نمی شه .دکتر می گه احتمالا روده ها حرکت کمتر از معمول دارن ولی قرصها تاثیری نداشت. گفتن باید کولونوسکپی انجام بدم ولی حقیقتش خجالت می کشم .شاید احمقانه باشه ولی واقعا سخته و محاله برام و هر کسی می دونه این مشکل چقدر هم چاق کننده هست. آلبالو جان برو پیش یه دکتر گوارش.
میس ری جان شاید کم خونی داشته باشی
sib | July 10, 2008 6:48 AM
توضیحات اینجا را هم در تکمیل لینک شخصیتی میس ری بخوانید:
http://nakhjavany.com
آرام | July 10, 2008 6:50 AM
راستی این لیست 25 هزار دلای شبیه لیست 12 تایی مطلوبیت ظاهری منه! می گم.... شاید پس فردا "لیست 12 تایی آرام" هم منتشر شد D:
آرام | July 10, 2008 7:02 AM
INFP
سهذ | July 10, 2008 7:19 AM
عزیزان میشه منو با این آدرسه جدید لینک کنید
نیاز دارم لینکم کنید و همچنان کمکم کنید
http://smart-girl.persianblog.ir
سیب
sib | July 10, 2008 8:22 AM
http://smart-girl.persianblog.ir/
sib | July 10, 2008 8:24 AM
سامیا جوووونم انقدر به خودت تلقین نکن ضعیفی.
باور کن هر نوع رفتار جدیدی اولش این حس رو داره.اصلا هم ضعیف نیستی.باور کن.این طبیعیه.برای همه همینطوره.با چند بار تمرین سه سوته راه میفتی.که در عین اینکه مودبانه برخورد می کنی حقت رو هم بشناسی و بگیری.
متاسفانه یکسری چیزها به عنوان ادب توی جامعه ی ما برداشت می شه.مثلا اگه جایی اضافه ازمون پول بگیرن در واقع این ما هستیم که باید با مظلومیت و ترس و لرز حق خودمون رو بدهکارانه تقاضا کنیم .اونم حق خودمون رو.علتش هم بر می گرده به گاها عکس العمل های عجیب غریب مردم.
یک عالمه در این هوای جینگولی بارانانه برات انرژی و عشق می فرستم.
××××××
من برم حاضر شم.سالار عقیلی اومده گرگان.داریم می ریم کنسرت.برگشتم تعریف می کنم براتون.صداشو دوست دارم.قیافشم نانازه ;-)
rokhy | July 10, 2008 9:34 AM
سلام به همگی
بچه ها سوال من خیلی ایمرجنسیه یعنی تو مایه های آمبولانس آژیر کشون : موهام خیلی خیلی زیاد شروع به ریزش کرده مینرال دارم می خورم یعنی 2.5 ماه نخورده بودم 3-4 روزه دوباره شروع کردم خیلی ناراحتم کسی می تونه به من کمک کنه ؟؟؟
همیجور که دست می کشم مشت مشت موهام می ریزه
حدود 2-3 هفته است که شروع شده و من محل نذاشتم اما الانه بد جوری نگرانم کرده
فکرشو کنید آری تپل کچل درس نخون که معلوم نیست کی می خواد دفاع کنه
چه شود ؟؟؟ راستی من کماکان روی 70.4 هستم
راستی انار جان من می خوام عضو گروه یاهو بشم واست مایل هم زدم
همگی موفق باشید
آرزو | July 10, 2008 9:52 AM
راستی کسی از بچه ها کرج هست ؟ من کلی اشکال کرجی دارم دنبال کلاس ورزش و اینجور چیزام خدارو چه دیدید شاید من با دفاعم عروس شم :)
آرزو | July 10, 2008 10:00 AM
انارستاني ها يك عدد آزي كنكوري فردا ساعت 3:30 امتحانشه...دعا كنيد حسابي ديگه...هرچي انرژي منرژي داريد بفرستيد...خودم كه همش ميترسم اون ساعت از خواب بميرم چون من تو اين مدت حسابي تمرين صبح بيدار شدن كرده بودم و6:30 تا 7 بيدار مي شدم ولي شانس ما هنري ها مثل اين بچه اضافه ها مارو مثل هميشه انداختن عصر...يه ترس ديگمم اينه كه گلاب به روتون جيشم بگيره سر امتحان دي: حالا انگار اولين بارمه كنكور ميدم :)آخه تا حالا تجربه درس خوندن براي كنكور رو نداشتم...
حالا موندم نهار بخورم يا نخورم..چي بخورم؟پروتئين بخورم كه زود گشنم ميشه..كربو هيدرات پيچيده بخورم مثل برنج يا سيب زميني يا ماكاروني؟
واييييييييييييييييييي هنوز مداد سياه نرم پررنگ هم ندارم
واييييييييييييي مداد تراشم به جز يه تراش كه براي مداد چشم وخط لب استفاده ميشه ندارم يعني با اون نمي شه؟
امروزم رفتم استخر وحسابي شنا كردم(شانه بسر مي خواستم بهت بگم ولي گفتم بذارم تويه شرايط بهترم)
رقي تو بيشتر دعا كن.
هستي جون شنيدم انرژي هات حرف نداره منو يادت نره؟
تازه يه چيز ديگه هم اينكه با هيچ كدوم از دوستام نيافتادم :( واينكه حوزه امتحانيم منتها اليه جنوبي شهره كه فكر كنم مثل يك سفر مي مونه.نكنه گم بشم؟
كاشكي ديانا بودا :(الان كاش يه شعار ديانايي هووهووووووو هااااااا هااااااااا ميداد من انرژي ميشدم كلا
آزي كنكوري :)
آزي | July 10, 2008 10:03 AM
آزی جان ایشالا کنکورت رو عالی بدی عزیزم و فردا شب بعد کنکور بیای و بگی که عالی دادی.برات دعا می کنم عزیزم.:×
سالومه | July 10, 2008 11:11 AM
جای دیانا که بد جوری خالی یه...امروز داشتم بهش فکر می کردم و به اینکه روابط توی دنیای مجازی چطور می تونن عمیق بشن و چه رشته های محکمی بین آدمها ایجاد کنن.
من دلم خیلی برای دیانا تنگ شده و فکر می کنم که اگه یه اتفاقی براش نیوفتاده بود امکان نداشت نیاد و سر نزنه.داشتم امروز فکر می کردم که چطور می شه پیداش کرد.......؟شاید با یه اطلاعیه گمشدگان توی تابلوی اعلانات انارستان تا اگه دوستی یا آشنایی یا خاطره که دیانا رو می شناخت از اینجا رد شدن ببینن و خبر بدن.
سالومه | July 10, 2008 11:24 AM
انار جان
حالا که بچه ها درباره یبوست و کارکرد روده ها مشکل دارن(البته خودم هم دارم!) اگر اجازه بدی مطلب میتینگ آینده رو با توجه به این نیلز من آماده کنم و یه مطلب مفصل درباره اش بنویسم
سالومه | July 10, 2008 11:33 AM
آزی جون سعی کن زود بخوابی. مدادتهات رو مرتب بذار, خوراکی هم با خودت ببر. سر هیچ سئوالی زیاد وقت نگذار. سعی کن تا ته سئوالها یه دفعه بری....و از همه مهمتر سعی کن بهترین تلاشت رو بکنی و به نتیجه اش فکر نکنی. اگر قبول بشی یا نه هیچ فرقی برای ماها که دوستات هستیم نمیکنه. مهم اینه که تلاشت رو بکنی. موفق باشی.
غزل جان مطلبت خیلی هم خوب بود و هیچ اشکالی نداره توی همین کامنت دونی مطرح بشه اگر خودت راحتی.
سالومه جان پس مطلب هفته آینده دست تو سپرده.
منم دلم برای دیانا خیلی تنگ شده. خیلی.
anar | July 10, 2008 12:23 PM
من هم امروز از صبح تو فکر دیانا بودم می ترسیدم اگر اینجا بگم باز مطلب غیر مر تبط باشم. خیلی نگرانش هستم و دائم بهش فکر می کنم.
بهارک | July 10, 2008 12:53 PM
سلام انارک!
وبلاگه شما به عنوان یکی از 7 وبلاگ برگزیده هفته آینده برای معرفی شدن انتخاب شد !
لطفا طی همین 72 ساعت آینده متن کوتاهی در جهت معرفی وبلاگ خود برای ما ارسال کنید !
http://weblag.ir/index.php?do=feedback
حمید دلبری | July 10, 2008 1:02 PM
سلام انارک!
وبلاگه شما به عنوان یکی از 7 وبلاگ برگزیده هفته آینده برای معرفی شدن انتخاب شد !
لطفا طی همین 72 ساعت آینده متن کوتاهی در جهت معرفی وبلاگ خود برای ما ارسال کنید !
http://weblag.ir/index.php?do=feedback
حمید دلبری | July 10, 2008 1:02 PM
سلام انارک!
وبلاگه شما به عنوان یکی از 7 وبلاگ برگزیده هفته آینده برای معرفی شدن انتخاب شد !
لطفا طی همین 72 ساعت آینده متن کوتاهی در جهت معرفی وبلاگ خود برای ما ارسال کنید !
http://weblag.ir/index.php?do=feedback
حمید دلبری | July 10, 2008 1:02 PM
چرانظر منو اینهمه فرستاد ؟!!!!!
حمید دلبری | July 10, 2008 1:04 PM
آرزو جان
من هر وقت رژیم می گرفتم موهام بعد از یه مدت شروع به ریختن می کرد.اما پارسال که همین جا تونستم ده کیلو وزن کم کنم نه تنها نریخت که خیلی هم شفاف و خوب شده بود.دکتر اون زمان به من گفت که حتما هر روز یه دونه ب6 ویه دونه اسید فولیک ویه دونه قرص اهن بخورم والبته من جز اینها سنتروم هم می خوردم.تو هم حتما امتحان کن.
بهار | July 10, 2008 1:16 PM
آزی جان دستور خورش کاری با میزان کالری و فیبر و این حرفها رو برات ایمیل کردم.
سالومه | July 10, 2008 1:22 PM
بچه های یبوستی!!
من همه نوع قرص وگیاه دارویی واز اینجور چیزها استفاده کردم موثر نبود.اما این یکی بعد عمری من رو نجات داد.البته یه بار دیگه هم گفته بودم.
ببینید دم کرده برگ سنا محشره من به ازای هر یک لیوانی که می خورم(رنگش مث چای خوشرنگه)تا 4 روز اوضاع مرتبه وهر روز دستشویی می رم.هر چند باید به تجربه غلظتش رو خودتون بدست بیارین که یه وقت باز اسهال نشین.حالا اینی که عطاری به من داده اسمش هست چای عالینوش که بیشترش همین برگ سناست ویه خورده گل محمدی ودو تا چیز دیگه هم داره که اسمش رو نمی دونم.هر دوش عالیه.امتحان کنین ولذت ببرید.تازه اینو هم بدونین که برگ سنا باعث چربی سوزی بیشتر میشه ودر طب سنتی برای لاغری استفاده میشه.فکر کنم سی لاکس هم عصاره برگ سنا باشه
بهار | July 10, 2008 1:24 PM
آلبالو جان
من شنیدم که شیر سرد باعث یبوست می شه .البته اصلا نمی دونم که این حرف صحت داشته باشه یا نه؟
سالومه | July 10, 2008 1:27 PM
فکر کنم باید میزان آب خوردنت رو هم بیشتر کنی چون آب که به مدفوع می رسه به نرمی و حرکتش در روده کمک می کنه.
ببخشید خیلی موضوع دلنشینی نیست دیگه ولی خیلی مهمه
سالومه | July 10, 2008 1:29 PM
بچه هایی که مشکل یبوست دارید ورزش بهترتون نمی کنه؟ به طور خاص دو؟
شب تاب | July 10, 2008 2:38 PM
بچه ها می دونین :
مواد غذایی که دارای پتاسیم هستن اثرادم(ورم) نمک را از بین ببرد مثل ماهی قزل الا ومیوه هایی مثل موز گوجه فرنگی بادام گیلاس
sib | July 10, 2008 3:28 PM
مرسی بهار بریم امتحان کنیم ببینیم چی میشه
sib | July 10, 2008 3:33 PM
سالومه جون خوش به حالت که تو مهمونی احساس خوبی داشتی .من یه مهمونیه مهم و خیلی خاص دعوتم .از شدت کمبود اعتماد به نفس نمی خوام برم(گریه)
واقعا عذا گرفتم .فکر کنم این مشکل اکثر ماست. به خدا ربطی هم به اعتماد به نفس و دوست داشتن خود ,نداره . حقیقتیه که چاقیم .مردم مبتذل هم هی به آدم میگن .مثلا اگه کسی فرضا دهنش کج هست ما هی بهش میگیم .
مساله ی دیگه هم اینه که اگه هم نگن بالاخره دارن میبینن.
این جشنها و این تب مانکنی کم کم دق می ده من یکی رو .
sib | July 10, 2008 3:41 PM
برای آرزو
ریزش حدود 50 تا 100 تار مو در روز طبیعی است و سپس موی جدیدی از همان فولیکول جایگزین موی ریختهشده میشود. موی سر حدود یک سانتیمتر در ماه رشد میکند.
یک راه ساده و عملی که افزایش ریزش مو و نیز شدت آن را نشان میدهد، کشیدن مو است. در این روش یک دسته مو که شامل حدود 50 الی 100 تار مو میشود را در دست میگیریم و به ملایمت میکشیم. اگر فرد روز قبل استحمام نکرده باشد در حالت طبیعی حداکثر 4 تا 5 تار مو کنده میشود، اگر تعداد موهای کنده شده بیش از این مقدار باشد میتوان گفت ریزش مو غیر طبیعی است.
مو از موادی مشابه مواد ناخن ساخته شده است. بنابراین به راحتی می توان فهمید که خوردن مقادیر کافی پروتئین مانند گوشت، مرغ، ماهی، تخممرغ، پنیر، حبوبات وغلات برای داشتن موی سالم ضرورت دارد.
sib | July 10, 2008 3:48 PM
حتما می دونید
ده راه براى بهبود متابوليسم كه براى ثبات روند توليد انرژى و فرم بدنتان لازم است، وجود دارد:
۱- نرمش. همان گونه كه پيشتر ذكر شد؛ سوخت وساز بدن با افزايش سن كند مى شود (حدود دو درصد در سال) اما راهى وجود دارد كه مى توان سير طبيعت را معكوس كرد. «شرى ليبرمن» متخصص تغذيه در اين خصوص مى گويد: «عضله بهترين وسيله سنجش چگونگى سوخت وساز غذا؛ سوخت كالرى و چربى بدن است. ورزش براى بهبود متابوليسم و براى افزايش توان بدن؛ دو بار در هفته ضرورى است. تكرار مى كنم؛ ضرورى است. خبر خوب اين است كه متابوليسم بدنتان تا ساعت ها بعد از اتمام نرمش تنظيم است.»
۲- ورزش. دست كم سى تا شصت دقيقه قدم زدن، دوچرخه سوارى، شنا يا نوع ديگرى از تمرينات ايروبيك (آنچه باعث افزايش مصرف اكسيژن مى شود) آن هم سه بار در هفته لازم است.
۳- خوردن چند وعده و کم در طول روز.
۴- كاهش مصرف شكر.
۵- صبحانه را فرموش نكنيد. براى صبحانه به گزينه هاى جديد فكر كنيد. خوردن يك كاسه سبزيجات و برنج با پوست؛ راهى خوب براى بهبود متابوليسم در ابتداى روز است.
۶- غذاهاى تند را انتخاب كنيد.دکتر ليبرمن مى گويد: «به نظر مى رسد غذاهاى داراى فلفل متابوليسم را بهبود مى بخشد.»
۷- چاى سبز بنوشيد.
۸- نوشيدن آب را فراموش نكنيد.
۹- از استرس پرهيز كنيد. استرس عملاً به افزايش وزن مى انجامد و باعث جمع شدن چربى در اطراف شكم مى شود. چرا؟ زيرا استرس چه منشاء فيزيكى داشته باشد چه روحى روانى به آزاد شدن كورتيزول منجر مى شود. كورتيزول نوعى استروئيد است كه متابوليسم را كند مى كند.
۱۰- خواب.
sib | July 10, 2008 3:55 PM
وقتي مردم ميخندند ميزان متابوليسم يا سوخت و ساز بدن آنها تا ۲۰درصد افزايش مييابد.
sib | July 10, 2008 3:57 PM
اما یه چیز جالب و خنده ناک خوندم جایی گذاشتم بخونید
مطالعات جدید نشان میدهد كه مردان چاق اغلب وفادارتر از مردان لاغر هستند.
به گزارش ایسنا به نقل از منابع اینترنتی، محققان آلمانی به تازگی دریافتهاند مردانی كه دچار اضافه وزن هستند به دلیل اینكه میل كمتری به روابط جنسی خطرزا دارند اغلب به همسران خود وفادارترند.
این بررسیها نشان میدهد مردانی كه وزن متعادل دارند اغلب 2 برابر بیشتر از مردان چاق بیوفا هستند.
در این مطالعات از 1000 مرد آلمانی با متوسط سن 31 تا 69 سال از سوی محققان گفتوگوهایی صورت گرفت.
نتایج بررسیها نشان داد كه مردان لاغر یا با وزن متعادل 23 درصد و در مقایسه مردان چاق 11 درصد نسبت به همسران خود بیوفا هستند.
sib | July 10, 2008 3:58 PM
اناری مبارک باشه شدی 7 جزو 7 وبلاگ برگزیده ی این هفته
sib | July 10, 2008 4:02 PM
آزی من حتما تواون لحظه که توی تِ ژ ِ و ِ خواهم بود حتما به یادت هستم و برات کلی انرژی میفرستم رفیق. همه مون یعنی برات میفرستیم. بالاخره یه آزی که بیشتر نداریم. یادت باشه همش رو باید بهمن ماه بهم پس بدی ها. البته اگه بخوام کنکور بدم.
بابا استرس مسترس به خودت راه نده. چی چی میترسم جیشم بگیره. خوب بگیره. فوقش یه محافظ همرات تا توالت میاد و بعد برمیگردی با خیال راحت امتحانتو ادامه میدی. به چیزهای خوب فکر کن. همون که بهت توی یاهو گفتم. اینقدر تاثیر داره. من برای هفته قبل خودم بکار بردم کلی بهم روحیه داد.
در مورد بحث شیرین یبوست باید خدمت دوستای گلم عرض کنم که بنده از وقتی یادمه که وارد خاک فرانسه شدم به شدت با این مساله خانمان برانداز مواجه بودم. که البته هیچ وقت تو زندگی قبلم این مشکل رو نداشتم. دلیلش رو هر کی یه چیزی برام توضیح داد که آخرشم نفهمیدم واسه چیه. بعدش که هر سال میرفتم تابستون ایران خواهرم برام نتی هموروئید مینوشت و من استفاده میکردم برای اون جای حساس. ولی شاید باورتون نشه درست از وقتی که رژیم اساسی رو شروع کردم دیگه یبوست بی یبوست.
فکر کنم این نون سبوسدار خیلی تاثیر داره اگه اشتباه نکنم. خلاصه که ایشالله شماهایی که این مشکل رو دارید در ادامه براتون حل بشه.
این بود خاطره من از یبس شدن.دی
رقی | July 10, 2008 4:07 PM
من شخصا ورزش منظم خيلي به منظم شدن سيستم بدنم كمك ميكنه. موهام يه مدت ضعيف شده بود من رفتم كوتاه كردمشون براي اينكه وقتي بلنده فقط دائم ميبستمشون فرقي نميكرد اصولا. اينجوري شيك تر هم شد.
قرص ويتامين به ريزش مو كمك نميكنه؟
انار | July 10, 2008 5:15 PM
آهان اینو یادم رفت بگم.
پبچه ها یادتونه که من اون 4 ماه که رژیم اساسی گرفتم اصلا ویتامین هم استفاده نکرده بودم؟
اصلا هم موهام نریخت. نمیدونم آیا من فقط اینجوری بودم یا بقیه دیگه ای هم اینطور بودند.
تا جایی که یادمه هر کی تو دوران رژیم از ریختن مو می ناله. پس شاید من خیلی پوستم کلفته و بدنم با این سوسول بازیها(که همانا رژیم باشد) جا خالی نمیده.lol
رقی | July 10, 2008 5:23 PM
آزی جان امیدوارم کنکورت رو خیلی خوب بدی و نتیجه زحماتت رو بگیری
به نظر من حتما ناهار بخور چیزی که مقوی باشه ولی سنگینت نکنه که سر جلسه خوابت بگیره
فندق | July 10, 2008 10:34 PM
ممنون از راهنمایی هاتون
من همینجور که دست می کشم 30-40 تا مو تو دستم می یاد
خیلی ناراحتم
آرزو | July 11, 2008 5:11 AM
آرزو جون
برو ژیش دکتر پوست بهت تقویت کننده های مختلف میده و موهات بهتر میشن. مولتی ویتامین و آهن خوبن اما چیزهای بیشتری هست که دکتر می تونه تجویز کنه.
آری جون
الآن که سر جلسه ای بدون که سیل انرژی داره میاد به طرفت :)
شب تاب | July 11, 2008 7:20 AM
الان آزی داره امتحان می دهد. الهی.
آرام | July 11, 2008 8:22 AM
آرزو جان من اهل کرج هستم.
اگه کمکی ازم بر میاد بگو عزیزم!
--------
آزی جان فک کنم الان سر جلسه باشی ... همه موج های مثبتم رو برات می فرستم.
+
+ +
+ + +
+ + + +
+ + +
+ +
+
-------
من هم با اینکه کلا مشکل ریزش مو داشتم اما هیچ وقت ارتباطی بین رژیم و ریزش موهام ندیدم. ریزش موهای من هورمونی بود که به لطف دکتر خوبم حل شد!
ساميا | July 11, 2008 9:04 AM
رخي جان همين الان كامنتت رو ديدم.ممنونم از محبتت....
با اين نكته كه، عكس العمل افراد جامعه با كسي كه مي خواد حق خودش رو طلب كنه عجيب و غريبه! موافقم. من خودم هميشه نگران اين عكس العمل ها هستم.
ساميا | July 11, 2008 9:11 AM
آرزو پریودت مرتبه؟ اگر هر ماه به موقع پریود نمیشی ممکنه مشکل هورمونی داشته باشی.
انار | July 11, 2008 10:12 AM
وای هرچی نوشتم پرید سامیا جون این آی دی منو آد می کنی
arezoo888@yahoo.com
دنبال یه نقشه لایف استایلی تو کرج می گردم از کلاس شنا و ورزش و رقص و یوگا گرفته تا یه خیاط خوب آخه من طفلکی دوران تزم رو تو کرج می گذرونم
در ضمن من گوهردشتم
آها راستی من فی فول و کلسیم رو هم به مولتی ویتامین اضافه کردم
امروز شدم 70 اما در کمال بی جنبه بازی امشب 8-10 قاشق پلو خوردم با نصف قوطی تن ماهی و 2 لیوان نوشابه
انار جون پریدم هم مرتبه
اما به خودم گفتم اگه بهتر نشد هفته دیگه می رم دکتر
مرسی از همه
arezoo | July 11, 2008 4:37 PM
انار جون من امروز ديگه سه ماه از عضويتم مي گذره و فكركنم بتونم عضو گروه ياهو بشم ميشه لطفا بگي چكار كنم؟!:">
ليلاي خجالت كشيده چون ميدونم خيلي سرت شلوغه
ليلا | July 11, 2008 5:04 PM
آفرین انار دومین مایلتم دویدی. خیلی خوشحال شدم :)
آلبالو | July 11, 2008 11:37 PM
آفرین انار دومین مایلت رو هم دویدی. خیلی خوشحال شدم:)
آلبالو | July 12, 2008 1:01 AM
لي لي لي لي لي لي .............ااااااااااااا ببخخشيد اين مال عروسي بود اشتباه شد
واي بچه ها مرسي از اين همه انرژي...راحت شدم
خوب دادم ديگه بقيه ش با خداست.رتبه زير 50 براي قبولي در دانشگاه سراسري تهران لازمه....
خلاصه كه مرسي.فكر مي كردم كه چقدر ديشب راحت مي خوابم وبه دكتر سارا اس ام اس دادم وشب بخير گفتم ولي اصلا خوابم نبرد.چند وقتي بود در كمين يه رمان در پيت بودم كه مامانم داشت مي خوند آرزوم شده بود كه شروعش كنم.نشستم به خوندنش و فقط دو ساعت تونستم بخوابم.
واينكه از امروز رژيمم جدي جدي...ورزش هم ادامه داره و به محض وصل شدن اي دي اس الم ميرم سر كاراي آشپزخونه
بازم مرسي براي همه اين مدت كه بهم انرژي داديد و به فكرم بوديد:)يه بوسه گنده براي همه دوستاي تپل ولپو و لپ كشونيم
آزي | July 12, 2008 2:18 AM
خسته نباشی آزی. حالا راحت استراحت کن جیگر
آلبالو | July 12, 2008 2:22 AM
حسابی خسته نباشی آزی
لیلا | July 12, 2008 2:30 AM
آزی جان منم خسته نباشید میگم
ایشالا رتبت همونی میشه که میخوای و جایی که دوست داری قبول میشی :)
فندق | July 12, 2008 3:55 AM
انار جان من چهارشنبه شب ستاره ها رو درآوردم و بهتون میل زدم به دستتون رسیده دیگه؟
فندق | July 12, 2008 4:04 AM
مرسي بچه ها.فقط يه چيزي من تا سه شنبه كه ميتينگه وزنمو تو لوگ نمي زنم بعد اون روز وزن مي كنم خودمو.با شما رودر باستي دارم شايد تا اون روز نيم كيلو سبك تر شم دي:
آزي | July 12, 2008 4:27 AM
خسته نباشی آزی جون ایشالا که قبول می شی.فعلا فوکوس کن روی خودت و سلامتی ات و اندامت.زود زود هم عکس بذار:)
سالومه | July 12, 2008 7:04 AM
دکتر سارا جونم مرسی یک دنیا از کامنتت.ببخش که نمیتونم تو اکستراپوند برات کامنت بزارم .
آزی جان خسته نباشی .امیدوارم به نتیجه دلخواهت برسی.
ani | July 12, 2008 7:30 AM
گلاب به روتون ببخشید ببخشید اما این لینک [الب ببینین:
شكل ظاهري مدفوع و ارتباط آن با سلامت
http://www.iranianuk.com/article.php?id=29772
ani | July 12, 2008 7:39 AM
برترين راهكارهاي كاهش وزن كه بر اساس تحقيقات و آمار و ارقام مركز ملي كنترل وزن در آمريكا به دست آمده ، اين طور بيان شده است :
1 - حتماً صبحانه بخوريد و آن را وعده اصلي غذايي روزانه قرار دهيد.
2 - ورزش را شروع كنيد.
3 - برنامه غذاييتان را از مواد غذايي كم كالري و كم حجم با تعداد وعدههاي زياد انتخاب كنيد.
4 - طبق برنامه ي كاهش وزن تعيين شده، پيش برويد.
ani | July 12, 2008 7:42 AM
۲۰ نكته مهم براي زندگي بهتر:
) همراه غذا ، ماست هم بخوريد .
۲) به جاي كنسرو ، از مواد غذايي تازه استفاده كنيد .
۳) نمك يد دار استفاده كنيد .
۴) هميشه آب تميز و مطمئن بخوريد .
۵) از بحث هاي بي خود ، حوادث نا خوشايند و استرس دور باشيد .
۶) قبل از خواب ، فيلم هاي نامناسب و اعصاب خرد كن و كشت و كشتار نبينيد ، بر عكس سعي كنيد با روحيه ي شاد به رختخواب برويد .
۷) موقع ورزش سعي كنيد از وزنه هاي مناسب استفاده كنيد .
۸) اگر اعصاب شما فشرده و ناراحت باشد ، خود خور نباشيد . سعي كنيد با خالي كردن خود ، شارژ بشويد .
۹) سعي كنيد در صبحانه ، نان سبوس دار استفاده كنيد .
۱۰) فشار خون خود را دائم كنترل كنيد .
۱۱) از شير و لبنيات به اندازه ي احتياج استفاده كنيد .
۱۲) سعي كنيد سبزي هايي را كه خام استفاده مي شود ، ضد عفوني كنيد .
۱۳) اگر خسته يا خواب آلود هستيد ، رانندگي نكنيد و همواره از كمربند استفاده كنيد .
۱۴) علائم بيماري و توصيه هاي پزشك را جدي بگيريد .
۱۵) از پياز خام و سرخ شده زياد استفاده كنيد .
۱۶) به پيك نيك و مسافرت هاي تفريحي اهميت بدهيد .
۱۷) مصرف فلفل و ادويه جات توصيه مي شود .
۱۸) هميشه در اتاق تاريك و كم نور بخوابيد .
۱۹) از خوردن شيريني هاي سنگين و پر كالري بپرهيزيد .
۲۰) سعي كنيد كارتات را با عشق و علاقه انجام دهيد و از آن لذت ببريد .
ani | July 12, 2008 7:48 AM
سلام به همه:
خوب....آلبالوجان من اگه درست متوجه شده باشم مهمترین سوال تو اینه که چرا با اونکه تو برنامه هستی بجای کاهش داری افزایش وزن پیدا میکنی،درسته؟
ببین آلبالو اگه وزنت در محدوده یک کیلو مدام در نوسانه و کم و زیاد میشه ،میتونی اونو به یبوست ربطش بدی اما اگه وزن رفته بالا و مونده اونجا دیگه یبوست نقشی نداره.
ورزش کردن زیادت هم نمیتونه عامل افزایش وزن باشه ،بعید میدونم با یوگا و ایروبیک عضله بهم زده باشی.
پس مشکل چیه؟!!!
من اگه جای تو بودم شاید یه جدول ویژه درست میکردم و اینها را برای خودم مینوشتم:
زمانی از روز را که گرسنه هستم
ساعتهایی که بیکارم و دارم به مشکلاتم فکرمیکنم
وتمام چیزهایی که بین وعده های اصلی غذا میخورم.واین لزوما به معنای هله هوله خوری و یا شکلات نیست بلکه میتونه هله هوله سالم باشه مثلا فرض کن آقای همسر با نون تازه وارد خونه شده و آلبالو خانوم یه تیکه میکنه و نوش جان میکنه!
نمیدونم چقدربااین حرفها موافقی ولی حتی اگه نخواستی بنویسی شاید بد نباشه بهش فکر کنی اینجوری ممکنه به جواب سوالاتت برسی و مهم تر به این سوال که "من چرا نگران چاق شدن در آینده هستم؟"
در مورد درمان یبوست میخواستم نکته ای بگم ولی ظاهرا سالومه عزیز داره مطلبی برای میتینگ این هفته آماده میکنه پس بذار ببینیم مطلب سالومه چیه و اگه لازم بود وارد بحث میشیم.
تا یادم نرفته جی میلت راچک کن یه هدیه از یه دوست به آلبالو برای تلاشهایش....
یه دوست | July 12, 2008 3:17 PM
اینم یه جواب اختصاصی برای گل بهار عزیز:
از برنامه ام پرسیدی باید بگم که من حدود 6کیلو کم کردم نه بیشتر!
تغغیر شیوه زندگی دستاوردهای بزرگی برای من داشت و من حقیر حداقل میتونم با جرات این ادعا راکنم که ورزش و تغذیه سالم باعث شده که من هیچ چربی اضافی در بدن نداشته باشم و این از آرزوهای من بود....
بطور کلی بخوام بگم در مورد تغذیه اول آگاهی از کالری اکثر مواد غذایی (نه کالری شماری)و بعد اجرای کامل "هرم غذایی".راستش را بخوای بدونی من ارادت زیادی به این هرم دارم و علی الخصوص میونه خوبی باسبزیجات و میوه ها دارم .
در زمینه ورزش هم شعارم این بوده که:
"هر جا که شد،هر وقت که شد، باهر وسیله ای که شد،جلوی هر کسی که شد،توی برف و بارون هم که شد،فقط ورزش کن و تحرک داشته باش"!
و پایبندی به این شعار باعث شده که منی که هرگز عمرم ورزش نمیکردم الان بیشتر از یک ساله که بطور مرتب و بدون خستگی و دلزدگی دارم به ورزشم ادامه میدم.
واگه ریز ریز بخوای برنامه ام رابدونی شاید لابلای کامنتها بهش برسی
موفق باشی.
یه دوست | July 12, 2008 3:20 PM
مرسی یه دوست عزیز هم از ایمیلت و هم از این جواب اختصاصی. من دو کیلو اضافه کردم و به قول تو باید بیشتر به برنامه ام توجه کنم. حتما یه مشکلی وجود داره.
اون چیزی که گفتی درمورد ساعات ورزش و ساعات نشستن پشت کامپیوتر هم شاید در مورد من بی تاثیر نباشه. من از صبح تا عصر سر کارم و زیاد هم تحرک ندارم و غروب میرم ورزش. شاید متابولیسم بدنم پایینه.
بازهم تشکر :)
آلبالو | July 12, 2008 11:34 PM
آلبالو جان
منم مثل تو زیاد کرده بودم ولی چند روز گذشته رو که روی ترازو نرفتم و کالری هام رو یه کم راحتتر گرفتم به طور معجزه آسایی برگشتم سر وزن قبلی ام.البته رفع یبوست هم در این مسئله نقش داشته
سالومه | July 12, 2008 11:58 PM
سالومه جون چه خوب شد که برگشتی سر وزن قبلی دیگه الان نباید یک سالومه شل و ول باشی ها . باید یک سالومه سفت و قرص باشی :دی
آلبالو جون شاید بد نباشه که طب گیاهی رو هم امتحان کنی . یک سربه عطاری ها بزن ببین دارو گیاهی خاصی پیشنهاد نمیدن ؟!
لیلا | July 13, 2008 3:41 AM
آره لیلا راست می گی.راستش رو بخوای اینقدر فشار کارم و برنامه هام و گرما زیاده که یه جوری انگار ضربه مغزی شده باشم بی حال و بی تمرکزم.
ولی در راستای رفع مشکل یبوست!! و رفع کسلی و بی حوصلگی که البته این دو تا به یه جورایی هم مربوطن...امروز صبح ساعت 5:30 بلند شدم و رفتم یک ساعت تنیس بازی کردم.
خیلی برای هر دو موارد مذکور کارساز بود :)
سالومه | July 13, 2008 4:37 AM
ا به یه جورای= ییه جورای
سالومه | July 13, 2008 4:44 AM
ای بابا بازم که غلط تایپ کردم!!!
یه جورایی!!!!!
سالومه | July 13, 2008 5:02 AM
سالومه 5.30 صبح رفتی تنیس!!!! بابا ای ول. حالا کجا رفتی؟
این امکانات تهران منو کشته!
آلبالو | July 13, 2008 5:39 AM
من هم یک بار از آریس پرسیدم کدوم پارک تنیس نگفت! خیلی برام جالبه تو شهر ما از این کارا نمی شه کرد جنگل و دریا و ساحل زیاد داریم اما خب خونه ما نزدیک پارک هست که توش فقط می شه راه رفت و نشست. زیادم بشینی ارشاد میاد سر وقتت!
بهارک | July 13, 2008 6:13 AM
در راستای این بحث امکانات من یک حرفی بزنم .
چند شب پیشا داشتم می گفتم چه خوبه حیاط و پارکینگ خونه جدید اینقدر بزرگه که میشه توش حسابی دوید . بعد دیدم مورد غضب واقع شدم که خجالت بکش دختر این پارک سر کوچه که همش صد متر باهاش فاصله داریم مملو از خانماییه که صبح علی الطلوع میان ورزش میکنن و تو ازشدت تنبلی حاضر نیستی تا سر کوچه بری . بعدشم بشنوید توجیه من رو که نهههههههههههههه. من به خاطر این میگم که اینجا آدم با بلوز و شلوار و بدون روسری می تونه بره ولی اونجا دردسر داره :دی
این صبح ورزش کردن جدای از امکاناتش یک اراده پولادین میخواد برای بیدار شدن از خواب و شب زود خوابیدن و خیلی چیزای دیگه که خودتون بهتر از من می دونید .
واقعا سالومه هزار آفرین داره بابت این اراده اش در بیدار شدن ساعت 5 صبح .
لیلا | July 13, 2008 6:35 AM
لیلا جان من جدا اراده اش رو دارم بی دروغ و بی شوخی! یه ودت هم 5.30 صبح بیدار میشدم قبل از سرکار رفتن ورزش می کردم ولی خب آقای همسر بیدار میشد و دیگه کنسل شد.
یه مدت هم گیر داده بودم که بریم تو پارکینگ با هم بدمینتون بازی کنیم ولی آقای همسر ما هم غیرتی گفت نمی شه این همسایه ها نگاه می کنند. خلاصه اینجوریا.
بهارک چه باحال گفتی که ارشاد میاد سروقتت :))
تو بیشتر شهرها تو پارکها وسیله ورزشی گذاشته اند بهارک تو شهر شما نگذاشته اند.
نکته مثبت: بابا خب من یه سالن پیدا کردم که می تون برم ایروبیک. والسلام و تمام :)
آلبالو | July 13, 2008 6:49 AM
وای آلبالو جون من یکی اگه بتونم یک روز در هفته صبح زود بیدار بشم و برم ورزش کنم یعنی یکی از بزرگترین موفقیت های زندگیم رو بدست آوردم . هر چند که مدتیه دارم روی خودم کار می کنم که عملیش کنم ولی پایدار بودن چنین خصوصیتی برای من یکی یعنی بزرگترین هنر زندگی :دی
حالا من یک مورد دیگه هم به ذهنم رسید خب مسلما خیلی تفاوت هست بین امکانات من به عنوان یک لیلای تنبلی که پارکی مملو از ورزشکاران کنار خونشون هست با تو یا مثلا بهارک که میگه پارک رفتن و زیاد نشستن مساوی با تذکر گرفتن از ارشاده . اینو قبول دارم ولی با همه اینا اراده پولادین هم میخواد که تو هم داری . فکر کنم اگه تهران بودی دست سالومه رو از پشت می بستی:دی
لیلا | July 13, 2008 7:16 AM
ليلا جون منم سالها اين مشكل رو داشتم ودر تمام دوران تحصيل ودانشگاه وحتي كار شب زنده دار بودم وبرام افت داشت انگار شب بخوابم اينقدر سر كار به خودم بدوبيراه مي گفتم وقول وتعحد ومذاكره مطبوعاتي كه ديگه شب مي خوابم زود ولي دريغ وافسوس.ولي الان مدتهاست كه عادت كردم .همين ثبت كردن وتمرين خيلي مهم بود.واينكه كلاس ساعت 8 صبح يا زودتر ويا يه چيزي كه مجبورت كنه 6 و 7 بيدار شي.اينجري روزهات وزندگيت مفيد تره.
سالومه خوشم اومد از كارت آفرين
آزي | July 13, 2008 7:48 AM
الان دوروزه دارم خودمو مي كشم 7 بيدارم دي: ديگه انگار اصلاح شدم وسنمم رفته بالا ديگه مثل جوونيام نمي تونم تا لنگ ظهر بخوابم
آزي | July 13, 2008 7:51 AM
نه دست سالومه رو از پشت نمی بستم مطمئنا. بلکه دستش رو می گرفتم که بریم باهم بورزشیم.
آلبالو | July 13, 2008 7:52 AM
آزي منم دقيقا همينجوري بودم يعني از وقتي رفتم سركار بهتر شدم ها . قبلنا اينقدر بيدار بودم كه ساعت 6 مي رفتم نون مي خريدم و صبحونه مي خوردم وبعدش مي گرفتم تا 6 و 7 غروب مي خوابيدم . تا صبح هم يا چت مي كردم يا كتاب مي خوندم ولي خدا روشكر از وقتي رفتم سركار يك كمي آدميزاد شدم . تنها زماني كه يادمه صبح زود بيدار مي شدم سالي بود كه كنكور داشتم و شبا ساعت 9 لالا بودم و صبحا چهار بيدار . خيلي خيلي خوب بود ها ولي خب گاهي فكر مي كنم چي ميشه هم بتونم بازم چنين ليلايي باشم .
آلبالو جونم چقده بامزه گفتي .
با اتفاقايي كه امروز در مورد باشگاه افتاد هدف هفته آينده ميشه شبا زود خوابيدن كه صبحا بتونم حداقل برم تو پارك بدوم .
ليلا | July 13, 2008 9:59 AM
سلام بچه ها
من خیلی دلم میخواد تو این میتینگها فعالتر باشم اما نمیشه(ناراحت)
آرزو جون درمورد ریزش مو من یه چیزی بگم حتما برو دکتر چون ریزش مو علتهای مختلفی داره و به همین دلیل داروهای مختلفی براش تجویز میشه.
از آرتمس عزیز هم ممنون خیلی جالب بود من قبلا این کارو میکردم اما تاریخچه این روش رو نمی دونستم
راستی من یه اعتقادی دارم اینکه هرچی صبح زودتر ورزش کنی بیشتر وزن کم می کنی !اعتقادم درسته؟:D
آمانیتا | July 13, 2008 12:22 PM
چرا آلبالو جون اما من اکثر اون امکانات رو تو اتاقم دارم چیزی که من دوست دارم گل و پرنده و بوی چمن سر صبح و طلوع آفتاب هست که قبلا که خودم تو شهرداری کار می کردم خیلی لذت می بردم ازش اما الان اگر بخوام برم باید یک فرد مذکر گیر بیارم که بیکار هم باشه دو ساعت:))
بهارک | July 13, 2008 1:45 PM
سلام بچه ها
کسی راجع به مصرف ویتامین B6وB12چیزی شنیده ؟
من از کسی شنیدم که خیلی به لاغری کمک می کنه .به غیر از مولتی ویتامین لازمه که اینها رو هم جداگانه استفاده کنیم ؟
Ghazal | July 13, 2008 2:04 PM
می روم
پیش می روم.......
این است راه من
راه تازه،راه دراز
من نمی ترسم از نشیب وفراز
من نمی ترسم از نبرد و شکست...
اینم تقدیم به سالومه عزیز
خوشحالم که به وزن اولت برگشتی.بایدکمی به بدنت فرصت بدی. ازنوسان وزن ناامید نشو.
راستی من جدولت راکامل نمی بینم،فرصت شد کادرش را درست کن.
یه دوست | July 13, 2008 2:11 PM
بچه ها منم از تو میتینگای قدیمی گروه خوندم که یک پزشک گفته بود بهترین زمان ورزش سر صبح هست که 6 ساعت بعد از غذا خوردن باشه دز این صورت بهترین تاثیر رو داره .شما ها که تجربه دارین چی میگین؟
گل بهار | July 13, 2008 3:47 PM
اااا من هم مثل آلبالوی ساعت ورزش و بی تحرک بودنم شاید واسه اینه که اونجوری که دلم می خواد جواب نمیده وشاید ورزش بعد از ظهر متابولیسم بدن رو دیر بالا میبره در نتیجه تاثیرش ناچیزه؟؟؟؟
گل بهار | July 13, 2008 5:08 PM
تبریک و آفرین به همه ستاره بگیرها : بفرین . لیلی . زینب . مهتا .
فندق. سامیا و Fairy
گل بهار | July 13, 2008 9:22 PM
من يك چيزي در مورد ورزش از تجربه شخصي خودم بگم. در حد ورزشي كه ماها ميكنيم بهترين زمان ورزش زمانيه كه بشه ادامه دار برنامه ريزي كرد و بهش چسبيد. اگر آدم شب كاره صبح زمان خوبي براي ورزش نيست...عصر بعد از كار بهتره. اگر صبح زود بيدار شدن براش راحت تره صبح بهترين زمانه...مهمتر از زمان ورزش چسبيدن بهش و تداوم و آهسته و بيوسته بودنشه....شيش ماه مداوم و هماهنگ با قدرت بدنيتون ورزش كنيد...متابوليسم بالا ميره، خورد و خوراك منظم ميشه و نشاط و اعتماد به نفس به زندگي مياد. معجزه ورزش بيشتر از اينكه به وقتش يا نوعش بستگي داشته باشه به تداومش بستگي داره.
بهترين ورزش ورزشيه كه شما دوستش داريد و براتون مفرحه و ميتونيد ادامه بديد و بهترين زمان زمانيه كه براي شما با توجه به بقيه فعاليتهاي زندگيتون و طبيعت خودتون راحت ترينه كه ميتونيد جزوي از روش زندگيتون كنيدش.
اين تجربه شخصي منه.
انار | July 13, 2008 9:31 PM
به به چقدر ستاره دار... ستاره هاتون مبارک
آلبالو | July 13, 2008 11:30 PM
یه دوست یعنی هر چقدر چاق بشم حقمه.آخه نمی دونی دیروز چیکار کردم.
تا غروب خیلی با شخصیت غذا خوردم
آقای همسر با 6 تا نون گرم اومد خونه. حالا جالبه که ما اینجا هیچ وقت نون تازه نمی خریم اصلا به اون صورت نانوایی نداره اینجا. خنده ام گرفت و یاد کامنت تو افتادم اما نونها رو سروسامون دادم بدون اینکه چیزی ازش بخورم.
تو خونه ورزش کردم . بعد از ورزش یه کاسه ماست با جوانه عدس خوردم. بعد خیلی هم از خودم راضی بودم که دیگه تبدیل شدم به یه آدم از خود راضی.
شام هم لوبیا درست کردم آقای همسر هم خیلی دیر اومد خونه و خلاصه ما دیر شام خوردیم.
من بعد از اینکه لوبیا رو خوردم یه کار زشت کردم که کل روزم رو بردم زیر سئول کلی از اون نونها که داغش بدلم مونده بود رو با پنیر و خیار گوجه خوردم.
غذای سالمی بود ولی بیشتر از حد ظرفیت و اضافه.
بعد هم چشمت روز بد نبینه ساعت 11 شب بود تا 12 که بخوابم احساس می کردم معده ام داره منفجر میشه. حالا هی به خودم بدوبیراه می گفتم که حقته که چاق بشی در حالی که همون روز هم تو هشدار داده بودیا.
خلاصه اینهمه پرچونگی کردم که بگم بچه ها چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی.
البته با این توصیفات ن هنوز عاقل نشدم.
آلبالو | July 13, 2008 11:39 PM
گل بهار هر ساعتی که می تونی ورزش کنی ورزش کن. ولی سعی کن ساعتهای بی تحرکیت زیاد نشه.
مثلا من دیروز تصمیم گرفتم اینقدر پشت میز نشینم. و هدف گذاشتم که سه بار برم طبقه دوم شرکت( بی دلیل ) اگه کار پیش میومد و مجبور میشدم که برم حسابش نمی کردم.
26×3 پله رو رفتم بالا و اومدم پایین. وسعی کردم تو اتاق بیشتر قدم بزنم .
تو هم سعی کن یه هدفهای ساده برای وقتهایی که نمی تونی ورزش کنی و بی تحرکی تعیین کنی.
آلبالو | July 14, 2008 12:16 AM
سلام بچه ها
در راستای این موارد ورزشی که گفتین می خواستم منم تجربه ی شخصی خودم رو بگم.
درست توی کوچه ی بالایی خونه ی ما یه باشگاه بدنسازی هست.اینطور که معلومه باشگاه خوبی هم هست چون سرش خیلی شلوغه(چه دلیل محکمی!) ولی من از اول شروع رژیمم(بهمن پارسال)حتی فکر رفتن به اونجا رو هم نکرده ام...می دونین چرا؟...چون اینقدر رژیمم رو دوست داشتم که نمی خواستم به هیچ چیزی وابسته ش کنم.می دونین که هر وابستگی یه جور نقطه ضعف به حساب می آد.حتی در روایط بین آدمها هم می گن دلبستگی خوبه ولی وابستگی نه!
فرقی که رژیم گرفتن این بارم با دفعه های قبل داشت این بود که دفعه های قبل هی دنبال زلم زینبوهای جانبی رژیم بودم،ثبت نام توی باشگاه ایروبیک و استخر و ...یه بار حتی رژیمم به خاطر اینکه کار آقای مهربان خیلی زیاد بود و نرسید بیاد بریم تردمیل بخریم به هم خورد!!!...مسخره ست،نه؟ ولی این این بار به خودم گفتم چیزی برات موندگاره که از درونت بجوشه.چیزی که بدون هیچ عامل خارجی فقط و فقط با همین امکانات معمول زندگیت فراهم بشه و کارگردان اصلی برنامه ت اراده ت باشه،نه وسایلت...این شد که به فکر "مسیر سبز" افتادم.یعنی ترکیب دویدن و راه رفتن توی خونه.چیزی که همیشه در اختیارمه.حتی توی مسافرتها هم بالاخره یه جایی برای راه رفتن و دویدن پیدا می شه ولی باشگاه و استخر نه!
این کارم باعث شد که گلبرگ از نزدیک ورزش کردن من رو حس کنه و حالا ساعت نه که می شه از ذوقش تمام وسایلی که داریم (مثل چرخونک،وزنه ها و ...) رو میاره ومرتب جاهای مختلف خونه می چینه و یه باشگاه کوچولو راه می ندازه و همراه من (و گاهی هم جلوتر از من)شروع به ورزش می کنه...اخیراً هم گیر داده که یه بادی بال بخریم!
این چیزی نیست که بشه به این سادگیها بهمش زد.به برف و بارون و گشت ارشاد و ...بند نیست.چیزیه که همیشه می شه داشتش و حفظش کرد.
چقدر حرف زدم من!مخلص کلام اینکه یه چیز متوسط ولی پایدار خیلی بهتر از یه چیز عالی ولی موقته...و این هم درباره نوع ورزش صدق می کنه و هم زمان ورزش.کلاس و فضای ورزشی و ... بد نیست،ولی اگه وابستگی آدم به اونها طوری باشه که اصل قضیه(یعنی تحرک بدنی)زیر سوال بره دیگه ضررش بیشتر از منفعتشه.
آرتمیس | July 14, 2008 12:29 AM
وای بچه ها چقدر تشویق شدم برای این 5:30 صبح و تنیسم!!
خب اما بذارید دلیلش رو بگم
من اصولا سحرخیزم مخصوصا اگه برنامه ای رو از شب قبل به ذهنم بدم بدون ساعت از خواب بیدار می شم و انجامش می دم.هر روز هم باید 8 صبح توی محل کارم باشم و کارت بزنم پس یه جورایی ورزشی که قبل از عید که شیفت بعداز ظهری بودم و صبح انجام می دادم رو نمی تونم انجام بدم.
باید ساعت 4 که از سر کار می رم خونه ..به جای خونه با یه کوله پشتی لپ تاپ سنگین و مقنعه و یه ساک ورزشی گنده برم ورزش که واقعا کار سختی یه.منم دوست دارم اول دوش بگیرم و آرایشم رو پاک کنم و فرش و تازه برم ورزش که با این اوصاف نمی شه.
تازگیها به این فکر افتادم که تا جایی که می شه از صبحهام استفاده کنم.مثلا دیشب 10:30 خوابیدم و صبح 5 بیدار شدم و نرمش کردم.الان تازه و سرحالم.فکر می کنم که این ورزش صبح تا شب باعث می شه بهتر غذا بخورم و کم اشتها تر بشم و در ضمن صبح و همزمان با استارت روز استارت متابولیسمم رو هم بزنم
و اما درباره امکانات باید به بهارک عزیزم بگم که من می رم باشگاه انقلاب تنیس صبحم رو بازی می کنم
هنوز توی تهران هم پارکی نیست که زمین تنیس داشته باشه.یه سری زمینهای خصوصی و مختلط هست که توی باغها و خونه هاست ولی بهترین و نزدیکترینش به من همون باشگاه انقلابه
آلبالو جونم
وای که اگه اینجا بودی چی می شد یعنی خودمون رو من و تو می کشتیم با ورزش..:دی
من الان اینقدر دنبال یه کسی هستم که پایه ورزش باشه ولی افسوس که آلبالو جونم اینجا نیست :(
سالومه | July 14, 2008 12:37 AM
یه دوست بسیار عزیز
ممنونم از همه لطفت
خیلی دوست دارم درباره هرم غذایی برام توضیح بدی.ممنونت می شم که اگه وقت کردی این کار رو بکنی.
آرتمیس جون
آفرین به همت تو.راه درست کاهش وزن و تغییر لایف استایل همینه.و منمطوئنم که تو به گلبرگ هم داری این حس رو انتقال می دی که ورزش و درست خوردن کلید سلامتی یه.
سالومه | July 14, 2008 12:42 AM
منم به همه کسایی که ستاره گرفتن تبریک میگم مخصوصا به Fairy عزیز
خیلی خیلی مبارک باشه خانوم :)
فندق | July 14, 2008 1:07 AM
ببخشید من یه سوال غیر مرتیط دارم!
برق خونه ما بلا استثنا روزی 2بار میره! یه بار صبح یه بار شب. برق شما هم همینقدر زیاد میره؟
فندق | July 14, 2008 1:12 AM
نه فندق جان . ما که ده روزه تو خونه جدید اومدیم تا حالا یکبار رفته ، اونم دیروز بوده که یک ساعت هم نشد . فقط بدیش این بود دقیقا زمان برنامه ترکیبی من بود که مجبور شدم شال و کلاه کنم برم پیاده روی .
لیلا | July 14, 2008 1:27 AM
بچه ها ستاره هاتون مبارک باشه .
مخصوصا Fairy جان . واقعا گل کاشتی .
لیلا | July 14, 2008 1:30 AM
فندق جان برق خونه ما هم زیاد میره. اشکالی نداره برق هسته ای راه بیفته دیگه اینقدر برقامون نمیره :)
سالومه منم عین تو با لباس ورزشیام از سرکار میرم ورزش.
آلبالو | July 14, 2008 1:34 AM
مرسی سالومه جون.
بله فندق 2 بار 3 بار هر بارم 2 ساعت..
بهارک | July 14, 2008 1:36 AM
به همه ستاره ها تبریک می گم!
بهارک | July 14, 2008 1:44 AM
تبریک میگم خیلی عالی بود
آمانیتا | July 14, 2008 2:03 AM
لیلا نکنه با این وزیر نیرو فامیلین؟ ؛)
فندق | July 14, 2008 2:04 AM
انار جون درست حدس زدی.این روزها زندگیم پر از استرس و ترسه.بعد از این که لیست ترسهامو نوشتم باید چیکار کنم؟
آریس | July 14, 2008 2:17 AM
ستاره دار ها مبارک.fairy عزیزم تبریک طلایی!
چقدر دلم خواست منم دوباره ستاره بگیرم.
آریس | July 14, 2008 2:18 AM
ستاره داران
دلاوران
نام آوران
تبریک نبریک
به توشه انارستانی خود بیافزایید و انار را وادار کنید هفته ای یه گونی ستاره بده به ماها....
چه معنی داره ایییییییین همه ستاره گوشه انارستان چسبیده باشه و مال ما نشه.
ببینین فندق رو ببینین که 45!!!!!!!! پوندیش رو هم گرفته
به این می گن همت و پشتکار و حمیت
45.........................................
و فیری عزیزم که به وزن هدفش رسیده.حالا دیگه وقت یه برنامه جامعه فیری جان که این وزن رو حفظ کنی و بدنت رو به حفظ این وزن عادت بدی
بفرین و لیلی هم که مطمئنا ستاره های اولشون رو دوست دارن و کلی براشون زحمت کشیدن.مبارکتون باشه و خسته نباشید.
تازه اول راهید و کلی ستاره های براق و خوشگل در انتظار شما ها هستند.
و اما زینب بانو که با همه افت و خیز توی برنامه هاش و اوون همه درس که باید بخونه ستاره ده پوندی رو گرفته و می خواد مثل یه مدال افتخار بزنه به سینه اش
و اما مهتا جان که زحمتاش نتیجه داده و تونسته 10 پوند از بار چربی های اضافه رو بذاره زمین.مبارکت باشه خانمی.
در آخر هم سامیای نازنین
که روزشمار پاکی اش رو هر روز توی وبلاگش با افتخار می ذاره و با تمام وسوسه های کیک و شیرینی و نون مقابله می کنه.آفرین به این همت.سامیا تو 15 پوند سلامت تر شدی.15 پوند زیباتر و با اعتماد به نفس تر
بیا چندتا عکس بذار ببینیم چه کردی
و اما ستاره پس بده های عزیز
شکست مقدمه پیروزی و رسیدن به قله های افتخاره.همین شهامت شما که میاین و توی لوگ وزن جدیدتون رو وارد می کنین و منتظر ستاره پس دادن می شین نشان از این داره که شهامت اعتراف و آمادگی شروعی دوباره رو دارین.
سوسکی /سوفی و پی براه عزیز بیاین و با انرژی دوباره برنامه هاتون رو از سر بگیرین و تابلوی انارستان رو به ستاره های خوشگل مزین کنید
و آرام عزیزم
آههیییییییی
آفرین به تو که از تلاشت دست بر نمی داری.می شه من یه 5 پوند از این گوشتام رو بدم به تو؟به خدا خیلی خوب می شه ها هم برای تو و هم برای من!!!
سالومه | July 14, 2008 2:20 AM
سالومه جان اگه اوضاع من همینجوری پیش بره به زودی باید این 45 پوندی رو پس بدم!!!
فندق | July 14, 2008 2:55 AM
فندق یعنی چی پس بدم . ببینم امروز و فردا چه می کنی ها . تازه اگه زیاد هم شده باشی دو روز وقت داری .
لیلا | July 14, 2008 3:05 AM
آرزو جان ببخشید دیر جوابت رو دادم. این روزها سرم خیلی شلوغه! متاسفانه روی لپ تاپ هم مسنجر ندارم. یکی دو روزی بهم فرصت بده تا برنامه هام روبراه بشه و بیام حسابی بهت اطلاعات بدم.
قول میدم زود بیام :-)
راستی انار جان بابت ستاره ها هم ممنون... خیلی خوشحالم!
سامیا | July 14, 2008 3:37 AM
ستاره بگیرها ستاره هاتون مبارک و مبارک.چقدر این صفحه با ستاره قشنگ می شه.
از همه نازنین هایی که خبرمو می گیرین و بهم انرژی می دین یه عالمه ممنونم
سارا جانم هستی جانم آرتمیس جانم رقی جانم فندق جانم آلبالو جانم جیرجیرک جانم سامیا جانم سولی عزیزم ....همه وهمه وهمه
بچه ها من توی شرایط روحی خوبی نیستم.اصلا و اصلا
اگه بهتون سر نمی زنم ببخشید.
سعی می کنم گه گاهی لوگ رو به روز کنم که حذف نشم
می بوسمتون.........
فعلا...
rokhy | July 14, 2008 3:46 AM
fairy جان ستاره طلایی مبارکت باشه.... دوست جونا ستاره های شما هم مبارک و پایدار!!!!
و ممنون بابت تبریک هاتون....
خیلی چسبید!
سالومه جان مرسی از انرژی که با حرف های قشنگت بهم تزریق می کنی...
الان قیافه م مث لولو خورخوره است .... D-: اما دارم میرم آرایشگاه تا برای بعد از ظهر خوشگل کنم. آخه امروز افتتاحیه کار جدیدمه! حتما عکس می گیرم ....
سامیا | July 14, 2008 3:46 AM
بچه ها من يه مشكلي رو كشف كردم.اينكه من هروقت تصميم ميگيرم صاف بشينم قوز نكنم شكممو بدم تو متشخص بعد از چند دقيقه كمر درد ميگيرم ستونه فقزاتم درد ميگيره.به نظرتون اين عادته؟يعني من مي تونم با تمرين اين دردو از بين ببرم؟انگار كه ضعيف باشه.يه سوال ديگه اينكه به نظرتون كسايي كه سايز سينه هاشون بزرگتره نسبت به سايز كوچيك :)فشار بيشتري رو تحمل مي كنه ستون فقراتشون؟ممكنه از اين باشه؟
نمي دونيد تو اين دوروز چقدر فكر مي كنم دي:اين دومين كشف بزرگمه.اوليش اين بود كه من ديروز من با تمام تيم پشتيبانيه پارس آنلاين ساعتها حرف زديم وهرچي كار ژانگولر به فكر منه كاربر ومهندس ها رسيد انجام داديم كه بودنيم كه چرا من هي قطع ميشه اينترنتم.نمي دونيد رسما ساعت ها نشسته بودم اينجا داشتم عرق مي ريختم و هي راه حل ها روامتحان مي كردم تا ساعت 8 شب يهو ديدم چرا دكمه استتيو مودمم روشن نمي مونه.زنگ زدم گفتم :مهندس يه چيز بي ربط اين مي تونه ربطي داشته باشه؟بايد روشن بمونه؟...كه مهندس آقا پشتيبان فرياد يافتم يافتم آفرين خودشه كلي باعث خر مغزي بهم دست بده كه اين مشكل فيزيكيه و بماند كه آزي تا چند وقت هي سيم ازين ور اونور پيدا كرد وجابه جا كرد تا تونست درستش كنه وبفهمه مشكل ازاين بوده.
آزي | July 14, 2008 3:56 AM
آزی جان اتفاقا من هم وقتی رو زمین نشستم و مثلا می خوام کتابی چیزی بخونم به هیچ وجه نمی تونم راست بشینم چون کمرم درد می گیره اما پشت میز این مشکل و ندارم چون تکیه می دم به صندلیم. وقتی رو زمینم کامل قوز می کنم که شوهرم میاد باهام دعوا می کنه تا پشتم و راست می کنم کمرم درد میگیره.
ولی ربطی به سایز سینه نداره عضلات دو طرف ستون فقراتت ضعیفه و باید قویش کنی. با ورزش و با وزنه میشه. چون این عضلات هستند که بدن رو صاف نگه می دارند.
آلبالو | July 14, 2008 4:20 AM
ازی جان آلبالو راست می گه باید فیله های کمرت که عضلات عمودی در امتداد ستون مهره ها هستن به اضافه عصلات شکمت که اونها هم به حفظ پوسچر یا حالت بدن کمک می کنن قوی بشن.
ورزشهای زیادی هستن که به قوی شدن این عضلات کمک می کنن .یک سری حرکات روی تشک هم هستن که آرام استقامتی هستند و خیلی به استحکام این عضلات کمک می کنن.
وقتی این عضلات محکم بشن تو ناخودآگاه صاف می شینی.در ضمن فراخی کتف هم در خوب ایستادن و نشستن خیلی خیلی مهمه.
سالومه | July 14, 2008 5:02 AM
چرا هیچ کس اینجا کامنت نمی ذاره
بابا انارستانی ها پس کجایید؟
چراغ این خونه رو باید فروزان و پر نور نگه داشت ها
بدویید و بیاید از کارهاتون و تجربه هاتون بگید
زووووووووووووود
سالومه | July 14, 2008 10:38 AM
سالومه من اومدم از تجربيات سه ماهم بگم :دي
نه البته من سالهاس درگير رژيم هاي مختلف بودم حالا سه ماهه با آگاهي بيشتري دارم كارم رو دنبال مي كنم . حالا گذشته از اينا ، اون روشي رو كه گفتي داشتي مي رفتي مهموني اجرا كردي كه قبلش رفتي باشگاه و انگاري ميلت به غذا كمتر شده بود رو من هم اجرا كردم . يعني اين روزا تا ميام خونه و يك كم خستگي در مي كنم ميشه وقت برنامه تركيبي بعدش حس مي كنم فقط آب نياز دارم و همون آب هم منو از گشنگي نجات ميده و نميذاره برم به سمت پرخوري ميوه اي . يعني مثلا به جاي سه تا شليل يكي مي خورم و بيشتر هم ميل ندارم .
مورد دوم هم در واقع به نظرم مشكله ، اين روزا بدون هيچ دليل خاصي وقتي نرمش پادوچرخه رو انجام ميدم زانوم درد مي گيره . بيشتر از يك ماهه كه انجام ميدم ولي نمي دونم چرا اينجوري شده S-:
ليلا | July 14, 2008 10:52 AM
این کامنت آرتمیس خیلی خوندن داره ها. جریان مسیر سبز رو اگر نمیدونید حتما ازش بپرسید تعریف کنه براتون.
انار | July 14, 2008 11:07 AM
من دیروز خوندم که همه یه جا داشتن می نوشتن که مهارتشون یا مثلا یه خصیصه خیلی خوبشون چیه. اجازه هست ما هم بگیم اینجا؟ خیلی آدم وقتی یاد نکات مثبتش میفته روحیه ش خوب می شه ها اونجا کلی همه یه جوری به نظر میومد دارن پز می دن اما خیلی از لحاظ روحی مفید بود.
بهارک | July 14, 2008 11:26 AM
نکاتی که من امروز مطالعه کردم:
موفقیت در کاهش وزن بنا به تعریف علمی وپزشکی یعنی کاهش 10% وزن اولیه در مدت 6 ماه.
کاهش وزن سریع سریعتر از اونی که کم شده بر می گرده.
بهارک | July 14, 2008 11:56 AM
با این حساب بهارک ماها آدمهای موفقس هستیم:)
سالومه | July 14, 2008 12:00 PM
بچه ها می شه لطفا بگین چیا چیا بلدین من دلم می خواد از مهارت ها و هنر های دوستام آشنا بشم. روحیه مثبت هم به کاهش وزن و امیدواری کمک می کنه پس اصلا بی ربط نیست به موضوع اصلی میتینگ.
بهارک | July 14, 2008 12:02 PM
بله من هم خیلی از خوندنش خوشحال شدم از اینکه به این آرومی کم می کنیم اصلا دیگه ناراحت نیستم چون امیدوارم همیشگی باشه و بعد از عروسیم تپلی شرقی نشم باز.
بهارک | July 14, 2008 12:05 PM
اااااا بچه ها من اومدم به ستاره بگیرها تبریک بگم دیدم خودمم توی لیست بودم !!!اینقدر سرم شلوغ بود که نفهمیدم کی لاغر شدم !!!! خدا به روز هیچ کدومتون نیاره !!!!
از همه دوستایی که بهم تبریک گفتن ممنونم !!
انار جون با عرض شرمندگی بعد از شونصد ماه میشه منم بیام یاهو گروپ! بالاخرهههههههههههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
leili | July 14, 2008 12:05 PM
فندق جان
یادت باشه که باید آهسته و پیوسته بری جلو.من بعد از اینکه دقیقا 20 کیلو کم کردم یه استاپ حسابی کرد بدنم.الان هم مورچه ای می یام پایین اما به قول انار مهم اینه که روند وزنمون نزولی باشه...مهم نیست که توی هر هفته 2 کیلو کم کنیم.شاید اصلا خوب نباشه که اینقدر سریع وزن کم کنیم و بهتر باشه بهتر بخوریم و آرام وزن کم کنیم ولی چون من همیشه دیدم که تو کالری هات رو روی 1800 نگه داشتی که امیدوارم حتما همینطور باشه..هیچوقت به نظرم نیومد که داری کم خوری می کنی.اما الان که وزنت اینقدر کم شده باید از فرصت استفاده کنی و کم کم در کنار پیاده روی ورزشهای کششی و عضله سازی هم انجام بدی تا هم بدنت جمع بشه و اندامت قشنگ بشه و هم به لاغریت و سلامتی ات کمک کنه.
اصلا مهم نیست که یه هفته وزن کم نکنی.واقعا حتی اگه همه چیز رو رعایت می کنی مهم نیست که یک ماه هم وزن کم نکنیولی خیلی مهمه که هر 200 گرمی که کم می کنی رو اصولی کم کنی.
ببین الان من و خیلی دیگه از بچه هایی که ارام آرام لاغر می شیم و ورزش هم مرتب می کنیم خیلی سطح انرژی مون بالاست .من که عین 10 سال پیشم شدم.شایدم بهتر .عین فنر بالا و پایین می پرم و همش در حال فعالیت فیزیکی هستم.دیگه اون عدده شاید اونقدر برام مهم نباشه مهم رسیدن به سلامتی یه بیشتر.
در هر حال این همه نطق کردم که بگم نگران عدد روی ترازو نباش و به دنبال راههایی برای بهبود سلامتی ات و لایف استایلت باش.لاغری هم در پی اینکار خودش می یاد
سالومه | July 14, 2008 12:11 PM
انار جون منم ياهو گروپ پليييييييييييييييييييز .
ليلا | July 14, 2008 12:17 PM
خب باشه نگین اصولا تو این گروه من قد یه نخودیم کسی جوابمو نمی ده به جز سالومه و فندق.
بهارک | July 14, 2008 12:28 PM
بهارک جون چه سئوالی کردی که باید جواب بدم؟
هرکس باید عضو گروه یاهو بشه باید با یک ایمیل یاهو به من ایمیل بزنه و درخواست عضویت بده. اینجا گفتن قبول نیست.
انار | July 14, 2008 12:39 PM
بهارک در چه زمینه ای چیا بلدیم؟مثلا اشپزی خیاطی زبان یا؟؟؟؟؟
سالومه | July 14, 2008 12:45 PM
بچه ها یه عکس جدید گذاشتم.خودم موندم که اون رونها و بازوها و لپها و غبغب و سینه و چربی های شکم کجا رفتن!!!!!
یه جورایی برام جالبه
چند روز پیش یه جایی بودم .از جلوی آینه رد شدم و یه دختری رو دیدم که شکمش نسبتا صاف بود و رونهاش خوب و ورزشکاری!!!
یه لحظه رد شدم ولی دوباره مثل برق گرفته ها برگشتم و تازه دوزاریم افتاد که من دیگه یه کوه گوشت نیست.اون دختره تو آینه خودمم.حالا وسط مهمونی هر 5 دقیقه از جلوی اون آینه رد می شدم و خودم رو برانداز می کردم!!انگار اولین باری یه که خودم رو می بینم برام عجیب بود :دی
تو رو خدا مسخرم نکنین ها!!!
سالومه | July 14, 2008 12:49 PM
آزی، منم مشکل تو رو دارم.عضلات پشتم ضعیف هستن. اگه ورزشهای مناسبش رو پیدا کردی به منم بگو بیزحمت
btw, if anybody wants to convert Pinglish to Farsi, this site is great: http://www.behnevis.com/transliterate.html
jeerjeerak | July 14, 2008 1:04 PM
سالومه حالا لاغریت رو رو که خودت میبنی اما من چیزی که به چشمم اومد برق چشمات بود. اینکه چقدر سرحال تری و چقدر جوون تر به نظر میایی. سلامتت یک عالمه زیادتر شده. سال دیگه این موقع عکسهات رو ببینیم چقدر میچسبه از این تولد تا اون یکی.
انار | July 14, 2008 1:12 PM
همه چی هنر ورزش اخلاق خیلی زیاد نکات مثبت منظورم بود. نکته منفی من غر غر کردنمه:))
بهارک | July 14, 2008 1:14 PM
وای آره انار خیلی سلامت تر شدم خدا رو شکر.واقعا حسش می کنم و ازش لذت می برم.
ایشالا سال دیگه واسه تولدم به وزن هدفم هم رسیده باشم.:))
سالومه | July 14, 2008 1:16 PM
من هم می خوام ببینم عکستو اما باز نمی شه :( The requested URL could not be retrieved
بهارک | July 14, 2008 1:17 PM
سالومه واقعا خیلی خیلی لاغر تر شدی مخصوصا صورتت و بازوهات چقدرم همسرت بهت افتخار می کنن.
بهارک | July 14, 2008 1:55 PM
هوراااااااااا بابا اینجا ستاره بارونه که
انار جان من واست مایل زدم به یاهوت اما فکر کنم حسابی سرت شلوغ بود چون در جوابش واسم آدرس لوگین گوگل رو فرستادی
اگه ممکنه زحمتش رو بکش
در ضمن یه تشکر جانانه به همه کسایی که اطلاعتشون رو با من در میون گذاشتن
راستی من دیشب الکی الکی رفتم واسه خودم وسایل نقاشی روی شیشه خریدم همچین با اعتماد به نفس واسه نقاشی کشیدم بد نشد حالا میفرستم واستون که ببینید نظر بدبد.
خلاصه من هرکاری بهم بگن می کنم الا نوشتن تز
arezoo | July 14, 2008 1:59 PM
راستی من صبحها از ساعت 6 تا 7 می رم راه می رم خیلی خوبه تا شب سرحالم البته نمی دوم تند را می رم
مرسی سامیا جان منتظرم چون: هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم
arezoo | July 14, 2008 2:03 PM
راستی من صبحها 6-7 میرم را می رم تند را می رم
خیلی تاثیر خوبی تو روحیم داشت البته دو روز به دلیل مسایل روحی نرفتم و شدیدا افسرده شدم
سامیا جان مرسی منتظرتم به قول معروف :
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم
arezoo | July 14, 2008 2:07 PM
آرزو جون میشه دوباره ایمیل بفرستی پس؟
انار | July 14, 2008 2:07 PM
سالومه كاشكي عكس قدي ميدادي...ولي موهات كه خيلي خوشرنگ شده.عوض كردي رنگشو؟
آزي | July 14, 2008 3:09 PM
راستي بچه ها ستاره هاتون مبارك خيلي..........
ستاره طلايي دارمونو بگو..چه گمنام...پس چرا نمياد ذوق كنه؟بياد به قول انار نكته كنكوريشو بگه ما هم ياد بگيريم
آزي | July 14, 2008 3:13 PM
انار درسا خوب پيش ميره؟كي دكتر ميشي؟بيام رو ميز به افتخارت برقصم؟
آزي | July 14, 2008 3:14 PM
جيرجير جون آشتي با زبان شيرين فارسي رو تبريك مي گم دي:
آزي | July 14, 2008 3:29 PM
من اصلا ناراحت نیستم برعکس خیلی هم شادم و حس خوبی دارم. کلا این روزا روزای خوبین برای من
فندق | July 14, 2008 4:02 PM
کسی دنبال مدل لباس نمی گرده ؟؟؟
اینام تقدیم به خوش اندامای امروز و فردا
http://cinderellasgowns.com/index.php?cPath=14
arezoo | July 14, 2008 5:03 PM
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای آزی جون معلومه که کلی ذوق کردم. می دونی 2-3 سال بود داشتم دق می کردم از این اینکه وزنم رفته بود بالا. حالا در عوض هم وزنم اومده پائین همدوستای گلی مثل شماها دارم هم یاد گرفتم کمی بهتر زندگی کنم. ولی خوب روزهای خیلی خیلی بدی رو الان دارم تو زندگی می گذرونم. برام دعا کنید کمی اوضاع خوب بشه. بعد می بینی که چقدر حرف دارم بزنم از این مدت و این کاهش وزن و گرفتن این ستاره خوشگل. انار جون هزار تا بوس می فرستم برات که باعث شدی اگه تو هفت آسمون یه ستاره ندارم درعوض اینجا یه ستاره خوشگل طلائی داشته باشم.
Fairy | July 15, 2008 9:25 AM
سلام بچه ها... من 27 سالمه و یک و ماه و نیکه دارم روی کاهش وزنم کار می کنم. 64 کیلو بودم می خوام بشم 54. الان بین 59 و 58 هستم. یک روز 58... یک روز 58.5 یک روزم نزدیکه 59... در هر حال خواستم ببینم میشه منم به جمع شما بپیوندم. خوشحال میشم راهنمائیم کنید.
Niruye bartar | July 15, 2008 11:03 AM
بچه ها درسته که هر قاشق سالاد الویه 150 کالریه؟؟؟!!!
Niruye bartar | July 16, 2008 12:56 PM
من این دو سه روزه خیلی یادت کردم انار
اگه بدونی بانی ه چه امر خیری شدییییییییییی؟
zeinab | July 19, 2008 5:44 AM
من بلاخره 57 شدم.
Niruye bartar | July 21, 2008 12:48 PM
سلام من تازه واردم.3ابان سزارین شدم.ازکی میتونم حرکات شکم مثل درازنشست روشروع کنم؟
مامی شایان | December 19, 2009 6:56 AM