« میتینگ 74 | صفحه اول | تلاشهاي انار »
من الان دارم بدو بدو همه چيز رو جمع ميكنم برم فرودگاه كه برگردم شهر خودمون. ببخشيد زودتر خبر ندادم اما اشتباهم رو روز جمعه نصفه شب بيدا كردم و تمام شنبه رو داشتم برنامه ها رو دوباره اجرا ميكردم و همه نمودارها رو دوباره ميكشيدم و يكشنبه شيش صبح هم راه افتادم به سمت كاليفرنيا و تمام يكشنبه به سفر و اسلايد گذشت و دو شنبه هم از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر مصاحبه بود...نميدونم نتيجه اش چي بشه اما ميدونم من تمام تمام تمام تلاشم رو براش انجام دادم. هفته گذشته 80 ساعت كار مفيد كردم تا همه چيز جمع و جور بشه.
برم. تاكسي دم دره.
تکمیل 1.
خوب یه بحثی پیش آمده که این گروه از حالت اون فوکوسی که روی لایف استایل داشته خارج شده و یه جورایی شده تالار گپ و گفتگو. من موافقم و راستش منو هم اذیت میکنه دیدن این موضوع.اما فکر نمیکنم چاره اش باز کردن یه وبلاگ دیگه باشه. یعنی مشکل این نیست که این حرفها کجا زده بشه. مشکل اینه که تمرکز گروه از زدن حرفهای جدی و تغییر لایف استایل به این حرفها تغییر پیدا کرده. حالا اگر اینجا هم نزنیم یه جای دیگه بزنیم باز در اصل ماجرا که فرقی نمیکنه. بنابراین اگه من یه رای داشته باشم اون یه رای رو به این میدم که هیچ گروه دیگه ای تشکیل نشه و هیچ جای دیگه هم نریم. در عوض تمرکز کنیم که گروه رو به هدف اصلیش برگردونیم...که وقتی کسی یاد انارستان میفته یاد لایف استایل صحیح و تعهدش بیفته نه اینکه حالا بره گپ بزنه دلش باز بشه. اینجا قراره جایزه ای باشه که با زحمت به دست میاد و اون زحمت تلاش و اراده فردیه که بعد بیاییم ازش صحبت کنیم و تشویق بشیم.
به نظر من گپ زدن و شادی در انارستان رو باید مزیتی بدونیم که باید برای به دست آوردنش خودمون رو به خودمون ثابت کنیم.
من این چندین هفته اخیر به خاطر فشار کار نتوتنسته ام اونجور که باید حضور پررنگ داشته باشم. متاسفانه این همزمان شده با غیبت دیانا و کنکور آزی و عدم فعالیت خیلی از اعضای قدیمی تر. من شما رو نمیدونم اما من اصلا دلم نمیخواد دیانا بیاد و ببینه اثری از آثار گروه نیست. برای همین تلاش میکنم بیشتر به میتینگها برسم.
خودم هم به این میتینگها احتیاج دارم. الان چندین ماهه که درست ورزش نکرده ام و کاملا لایف استایلم خراب شده و دارم دوباره چاق میشم. باید جلوش رو بگیرم و به کمک گروه احتیاج دارم. این وضعیت منه. حالا باز هم میتونید طبق نظر جمع عمل کنید اما به نظر من به جای وبلاگ دیگه زدن باید به اصل هدف بچسبیم . هدفمون رو یادمون نره.
Comments
سلام
rokhy | June 24, 2008 12:39 PM
اناری انقدر نگرانى اینجا نباش.
در درجه ی اول هر کی باید هوای خودشو داشته باشه.و خودمون هم توی این مدت به این نتیجه رسیدیم که هر کسی برای رسیدن به اونچه می خواد باید در درجه ی اول خودش و خودش و خودش بخواد.
رئیس...گروه..دوستان...همه و همه تاثیر داره.اما اونی که اصله خودمونیم.
با خیال راحت به کارات برس.بذار رئیسمون دکتر بشه با خیال راحت.
دوستت دارم
rokhy | June 24, 2008 12:43 PM
موفق باشی انار جون.
انشالله جواب مصاحبه هم همونطوری بشه که خودت می خوای
بهار | June 24, 2008 1:01 PM
انار جان نگران نباش ایشالا نتیجه اش خوب میشه :)
فندق | June 24, 2008 1:38 PM
بچه ها یه چند وقت منو ببخشید.به خدا خیلی گیج و ویجم.اما به یادتون هستم وقتی خودم هم نیستم
اگه بدونین از کی می خوام برای سولی بنویسم.سولی جانم ممنونم از نوشته ها وکامنت های فوق العادت که هم سرشار از عقله هم مملو از احساس.خیلی نوشته هاتو دوست دارم و قلب مهربونتو.ازت ممنونم
سارا جانم تو که خیلی منو شرمنده کردی.روزت رو هم اختصاصی تبریک نگفتم.منو ببخش.خیلی دوستت دارم.
شفاعت منو پیش نی نی و نونو هم بکن.بهشون بگو که خیلی دوسشون دارم.بارها و بارها دلم خواسته چنین دورانی پیشت باشم و مثل یک خواهر همدمت.از عمیق ترین جای قلبم می گم که خیلی دوستت دارم و همیشه به فکرت هستم.
هستی نازنینم هی میام پستهای قشنگت رو می خونم و استفاده می کنم بدون جا گذاشتن رد پا می رم.بدون که به یادتم.زیاااد.از اینکه انقدر مهربونی و با احساس مسوولیت ازت ممنونم.از اینکه تا کسی یک کلمه از غمش می نویسه وتو صد کلمه محبت روونه می کنی ازت ممنونم.از اینکه دوست داری تجربه هات,مطالعاتت و انرژیت رو به بقیه منتقل کنی ازت ممنونم.مثل یک خواهر دوستت دارم نازنینم.و آرزوی خوشبختی و آرامش و شادیِ همواره برات دارم.
گل بهار جانم..خیلی نازنینی.اگه بدونی چه حس مثبت و قشنگی بهم می دی.از ته دلم ازت ممنونم.حضور قشنگت خیلی خیلی ارزش داره برام.
آلبالوی مهربونم اگه بدونی چقدر توی این مدت دلمه ی بادمجونتو خوردم و هر بار هم گفتم آلبالو خیلی چاکرم و توی دلم سلیقه و هنرمندیتو تحسین کردم.با وجودیکه زیاد با هم در ارتباط نبودیم ولی کاملا حضور مهربونت مثل یک نسیم توی دلم جاریه.دوستت دارم ملوسکم.
زینب جونم از اینکه یک مامان موجی بودم برات شرمنده.
اما همش توی این مدت هم بهت فکر کردم و گفتم زینبی چطوره؟حال و هواش خوبه؟دوست دارم بدونی که اگه خبرتو هم نمی گیرم به یادتم به مولا.و ازت ممنونم برای مهربونی قشنگنت که با کامنتهات به همه منتقل می کنی.
خانوم گلک همش نگران و دلتنگت هستم.اگه بدونی چند بار توی خیالم باهات حرف زدم.خوشحالم که می دونی چقدر دوستت دارم.
سانازشنگول نازم,کاش بدونی چقدر بی ریا و صمیمانه نوشتنت رو دوست دارم.انقدر خالص و ماه هستی که هر بار پست جدیدت رو می خونم دلم فشرده می شه وغرق لذت هم می شم.خیلی خانومی به خدا.
دیانا جانِ جانم,می دونی که چقدر دوستت دارم.و نبودنت همه رو نگران کرده.امیدوارم همیشه خیرترین ها و بهترینها برات پیش بیاد.نازنینی خیلی نازینین.هنوز آرزوی دیدارت رو دارم از نزدیک.یادته اون روز که برات کامنت گذاشته بودم که ما همسایه بودیم و تو چقدر شوک شدی؟.و برات نوشتم دوست داشتم که اینطوری باشه.و فقط یک خیال بود؟.دوستت دارم همیشه مهربون.
بهارکم,نازنینم هم استانی مثل بلورم.انقده قلبت مثل بلوره که طاقت کمترین بی مهری رو نداری و ازانعکاسش می فهمیم که نازنینمون دلش به درد اومده.بلور قلبت همیشه شفاف و پر جلا باشه الهی.دوستت دارم ملوسک
سالومه ی قشنگم...اگه بدونی چقدر از اینکه دوستتم غرق لذت می شم.چقدر مهربونی بی ریا و اراده و قدر زندگی دونستت رو دوست دارم وتحسین می کنم.الهی همیشه خوشبخت و سربلند باشی .دوستت دارم سالومه ی نازنینم
رقی جانم.خودت که می دونی اگه گاهی ازت بی خبر بمونم چقدر بی قرارت می شم و از حرف زدن باهات کیف می کنم.پگاهی هم که دقیقا مثل خواهرزاده برام مهم و عزیزه
خیلی چاکرتم
کرم ابریشم نازنینم ازت ممنونم واسه انرژیهات وقتی میام اینجا می گم حالم خوب نیست و تو با کامنت مهربونت که می نویسی برات دعا می کنم حالمو جا میاری.خیلی خانومی.یه همه ازت ممنونم.و دوستت دارم
شانه به سر جونم شاید خودت ندونی چقدراز نظم جدولت از نظم و برنامه ریزی زندگیت کیف می کنم و چیز یاد می گیرم.
پس کنترل نامحسوس منو فراموش نکن(wink).دوستت دارم وروجک کوچولو.
آرزوی عزیزم ممنونم از مهربونی و صمیمیت قشنگنت.انگاری که سالها با هم دوست بودیم.کلی ممنونتم.الهی خوشبخت و شاد باشی همیشه.و شیرینی دکترات رو بخوریم.
فندقی نازنینم انقدر از تلاشت برای رسیدن به خواسته هات کیف می کنم.و اونقدر خوشم میاد که اگه یکم خسته می شی زودی خودتو جمع و جور میکنی و تازه نفس باز شروع می کنی.مهربونیات و کامنتهای پر انرژیت هیچوقت یادم نمی ره.دوستت دارم نازنینی
لیلی جانم از اینکه دوستتم احساس شادی و لذت میکنم.می دونم که می دونی چقدر نوشته هاتو دوست دارم.و دل قشنگی که این نوشته ها ازش میاد بیرون.الهی به خواسته های خوبت برسی و همیشه شاد و پر انرژی باشی نانازیِ دوست دوست داشتنی.
میس ری با سلیقه و با احساس نازم ,یک کامنت و سر زدن ناگهانیت اگه بدونی چقدر سورپرایزم می کنه.و وقتی به وبلاگت سر میزنم می خوام بدونی چقدر مست سلیقه و رنگش می شم.خیلی نازنینی ودوست داشتنی.
آزی وروجک و با احساس مهربون...از ته دلم برات دعا می کنم به خواسته های قشنگنت برسی و همیشه و همیشه خنده روی لبات باشه و ما هم از شادی و انرژی تو انرژی بگیریم.و یک روزی همه بیایم عروسیت و مجلس رو از شلوغ بازی بترکونیم.
سیب مهربونم اولین روز اومدنت به انارستان رو خیلی خوب یادمه.و انقدر سریع توی دل همه جا باز کردی که انگار همیشه بودی.ازت ممنونم که حتی روزهایی که خودت حوصله نداشتی پست های با حوصله و پر محتوی می ذاشتی تا همه از مطالب مفیدش استفاده کنن.هیچکدومشون از چشمم دور نمونده
جیرجیرک مهربونم که با حضور یکدفعه ایت و یا یک نظر ناگهانیت یکدفعه باعث می شی بگم وووو این وروجک حواسش به من هست.وقتی توی وبلاگا کامنتت رو می بینم خیلی چیز یاد می گیرم.شخصیت قوی و تیپ روحیه جالبت برام قابل تحسینه.الهی همیشه هر جای دنیا شاد و خوشبخت باشی نازنینم
انار نازنین و نازنینم ممنون واسه همه خوبیات.و تشکیل این انارستان بسیار خووووب.
هر چند که وزن هم کم می کنم و خیلی چیزا یاد گرفتم اینجا
ولی از همه بیشتر ازت ممنونم که باعث شدی دوستای به این عزیزی پیدا کنم
دوست دارم بدونی که چقدر همیشه تحسینت می کنم که انقدر خالصی.همیشه خودت هستی.بدونِ یک ذره ریا. و بدونِ نقاب.و انقدر خوبی که همیشه بقیه رو هم در دونسته هات شریک می کنی.دونسته هایی که خودت براش بها دادی.هم زمان هم مالی و هم انرژی.و خیلی خالصانه در اختیار بقیه می ذاری.
احساس مسوولیتت,دلسوز بودنت,مهربونیت,مدیر بودنت,..و..و.. خیلی خیلی از خصوصیات قابل تحسینت رو می بینم و دوست دارم.ممنونم ازت به خاطر همه چیز
دوستای نازنینم ببخشید اگه اسم کسی رو نگفتم و یا کم و زیاد چیزی رو گفتم یا بالا و پایین گفتم.بدونین که خیلی دوستتون دارم.صادقانه و از ته دلم.
دوست داشتم این روز زن اینو بهتون تقدیم کنم.
و بدونین که چقدر دوستتون دارم.و به یاد تک تکتون هستم
ودوستی با هرکدومتون برام خیلی ارزشمنده
و دوست دارم بدونین که وقتایی که نمی نویسم و نمیام و روحیم بالا و پایین داره بازم به یادتون هستم و وبلاگاتون رو می خونم.چون دست نوشته ی شماست ودلم آروم می شه
دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتــــــــــــــــــــون دارم
rokhy | June 24, 2008 1:58 PM
حتما نتیجه اش خوب میشه انارجون
مطمئن باش! ما همه برات انرژی فرستادیم .
حالا میتونی برای دفاع اماده بشی ! دفاع نکردی که ؟
****روزت هم مبارک*********
leili | June 24, 2008 2:01 PM
آخی رخی جون! چقدر با احساس نوشتی
من الانه داشتم یه کمی اشک بازی می کردم !! این نوشته خیلی احساس خوبی به من داد.
leili | June 24, 2008 2:04 PM
انار جان امیدوارم که نتیجه مصاحبه خوب بشه انشاالله.
رخی خوشگلم ماشالله چه هم استانی مهربون و شیرینی دارم من فدات بشم عزیزم :* خیلی خیلی خوشحال شدم از خوندن حرفات خیلی ماهی:*
بهارک | June 24, 2008 2:55 PM
رخی جان تو که اشک منو در آوردی از غلیان احساسات! اینجور وقتها اصلاً نمیدونم چی باید بگم یا چطوری بگم، فقط بدون که خیلی ممنونم از اینهمه حرف قشنگ و حس خوب و صادقانه ات، ممنونتم.
شانه بسر | June 24, 2008 2:58 PM
انار جان خسته نباشی. مطمئنناً اینهمه تلاش و کاری که انجام میدی و زحمتی که میکشی در نهایت نتیجه خوبی خواهد داشت. چه جشنی بگیریم برات :)
شانه بسر | June 24, 2008 3:03 PM
رخی جان منم واقعا نمیدونم چی باید بگم.
آدم در برابر اینهمه احساسات پاک و قشنگ زبونش بند میاد و هیچی نمیتونه بگه
فقط میتونم بگم که خیلی خوب و ماه و با احساسی، خیلی خوشحالم که دوست خوبی مثل تو دارم امیدوارم که منم بتونم دوست خوبی برات باشم و امیدوارم که هرچه زودتر به آرامش برسی
مرسی از حس خوبی برای همه ایجاد کردی :)
فندق | June 24, 2008 3:46 PM
وای رخی چه تبریک لذت بخشی بود.اگه یکی بود مثل خودت که می تونست اینقدر قشنگ توصیفت کنه شاید بهت می گفت /رخی مهربون..شفاف مثل شیشه با قلبی درخشان مثل یه تیکه کریستال صیقل خورده.یه دوست خوب و یه یار وفادار...خیلی هم بامزه و خوش سخن...
روزت مبارک عزیز دلم
تند تند بیا سر بزن
ببخش که من زیاد نمی یام خیلی توی حس نوشتن نیستم
بووووووووس
سالومه | June 24, 2008 3:49 PM
انار عزیز و نازنین
مهم تلاشی یه که کردی
ایشالا جواب مصاحبه ات همونی می شه که خیر و صلاحته عزیزم
مواظب خودت باش
روزت هم مبارک
سالومه | June 24, 2008 3:50 PM
از این رابطه قشنگ دوستی که بین همتون وجود داره خیلی احساساتی شدم . من هم همتون رو دوست دارم . همیشه همتون پایدار باشید .
غزال | June 24, 2008 3:53 PM
انار جان سلام
برای تو هم آرزو می کنم که مصاحبه خوبی داشته باشی و نتیجه هرچیزی باشه که به صلاحته .
غزال | June 24, 2008 3:54 PM
رخی جون دل همه رو که آب کردی با این ابراز احساساتت .دل به دل راه داره
گل بهار | June 24, 2008 5:02 PM
رخي جون
ممنون ازين همه احساسات لطيف و قشنگ
ممنون بخاطر اون دل مهربونت
ممنون كه عين آيينه شفافي
رخي عزيز تا كسي خودش خوب نباشه نميتونه خوبي رو در وجود ديگرون ببينه و لمس كنه.مطمئنآ تموم چيزايي كه نام بردي همه و همه اول در وجود خودت بوده
ايشاللا هميشه شاد و سربلندباشي.هيچ غمي راه خونه اون دل دوست داشتينتو بلد نباشه و لبخند مليحت يه تصوير جاودانه باشه .بيان شيوا و قشنگت اينقدر عميق بود كه هيج جوابي نميشه براش داد.فقط ميتونيم بگيم ممنون.ممنون بخاطر شروع يه ميتينگ با يه عالمه انرژي مثبتي كه مهربونانه همراه اون نسيماي شمالي فرستادي به سر در اين خونه مشتركمون.
(حالا انار دو روز گفت دارم ميرم مسافرت خونه اشو صاحب شديم.اه اه چه بي ظرفيتما.)
هستي | June 24, 2008 5:33 PM
انار عزيز
اصلآ دلشوره نداشته باش
تو تموم تلاشتو كردي.
نتيجه هر چه بخواد باشه اين مهمه كه وقتي برميگردي به گذشته پشيمون نيستي.
بدون هيچ تلاشي بي ثمر نميمونه.
بسپرش دست خدا و توكل كن به اون خودش تموم كاراتو راست وريس ميكنه.
به هر چيزي كه فكر كني همون خواهد شد.
پس چه بهتره مدام كنترل تصوراتتو به دست بگيري و نتيجه مطلوبتو بيافريني.
من مطمئنم كه تو موفق ميشي.
يه روزي رو دارم ميبينم كه خانوم دكتر ما انار خانومي مياد اين ميتينگارو ميخونه و ازين همه استرس و دلشوره خنده اش ميگيره.
مطمئنآ همه ما اون روز به خودمون يه جايزه خوشمزه(مثلآ يه بسته پفك) خواهيم داد چون به هر حال جشن رييسمونه و نميتونيم خوشحال نباشيم.حالا جون من بخاطر ما هم كه شده تموم سعيتو بكن.
گذشته از شوخي برات آرزوي موفقيت و سربلندي و سرافرازي دارم.
هر شب برات دعا ميكنم به نتيجه مطلوبت برسي و مطمئن باش اين دعا از ته ته دلمه و خالص خالص بخاطر تموم چيزايي كه بي چمداشت بهم ياد دادي.بخاطر دور ريختن تموم باورهاي غلطي كه از مخيله مغزم انداختمشون بيرون.
من و بدن شادابم هر شب متشكرتيم و برات خالصانه دعا ميكنيم.
هستي | June 24, 2008 5:42 PM
به به چه جمله های قشنگی. رخی جون توکه اشک مارو درآوردی دختر مرسی از این همه لطفت. از بس که خودت گل و نازی خوبیهای بقیه رو می بینی و اینقدر قشنگ توصیف می کنی. من یکی شرمنده اینهمه مهربونیت شدم.
انار جون امیدوارم همه کارات با موفقیت به انجام برسه .
آلبالو | June 25, 2008 12:16 AM
انار جان یادمه توی یکی از نوشته هات گفته بودی که آدم فقط وقتی باید ناراحت باشه که تلاشی انجام نداده باشه،خوب برعکسش هم صادقه یعنی وقتی تلاشت رو کردی دیگه از هیچ چیز نباید ناراحت باشی.در هر چیز یه خیری هست.ولی بدون که هیچ تلاشی در کائنات بی نتیجه نمیماند.
به امید به ثمر نشستن تلاش همه مردم کره زمین بویژه انارستانیها.
سولی تپلی | June 25, 2008 12:54 AM
بچه ها من حس می کنم یه کم ادبیات وبلاگهامون و حتی انارستان از حالت لایف استایلی خارج شده و این مسئله من رو ناراحت می کنه و از تمرکزم کم می کنه.
نمی دونم شماها هم همچین حسی دارین یا نه؟
ولی اگه نوشته ها و کامنتهای 6 ماه پیش رو نگاه کنین می بینین که اغلب حرفها راجع به داشتن لایف استایل بهتر...ورزش...برنامه های جدیدی آدمها برای لاغری...حس های خوب و بد..و تجربیات و اطلاعات تغذیه ای و پزشکی و این حرفهاست.
خیلی از ماها قبل از اومدن به انارستان برای خودمون وبلاگهایی داشتیم که حرفهای روزمره مون رو می نوشتیم.اومدیم اینجا تا فقط و فقط درباره لاغری و در مورد آرام جان چاقی و کلا داشتن لایف استایل بهتر بنویسیم.
تازگی ها کمتر می بینم که کسی مشقهای اون یکی رو خط بزنه.نکات اشتباه رو به اون یکی گوشزد کنه یا برنامه ریزی جدید و مثبتی درباره لاغریش بریزه.
شما اینطور فکر نمی کنین؟مخصوصا یه کم قدیمی تر ها؟؟؟
حالا که انار سرش شلوغه و دیانا هم نیست ما باید خودمون متمرکز پیش بریم و حواسمون پرت حواشی نشه.
این عدم تمرکز به طور آشکار روی من اثر گذاشته .یه جورایی هم اثرش رو دارم روی گروه لمس می کنم.
حرفهای غیر لایف استایلیمون رو کاش بشه توی یه چت روم یا یه جایی خارج از وبلاگهای اینجا و انارستان بزنیم و فقط اینجا رو طبق اون هدف اولیه انار حفظ کنیم.
وقتی یکی می یاد توی انارستان مثل همون اولین باری که من اومدم صد تا کامنت ببینه درباره لاغری...ورزش...انرژی های مثبت و نکات جدید
نه اینکه 10 دقیقه طول بکشه و صد تا کامنت بخونه و تازه بفهمه چی به چیه.
این حرفها رو رو به شخص خاصی نزدم.خودم از همه تون بیشتر غیر لایف استایلی شدم.
لطفا به کسی بر نخوره
فقط بیاین بگین که آیا شما هم این رو حس کردید؟
آیا این مسئله روی سطح انرژی شما هم تاثیر منفی داشته؟
فکر نمی کنین بهتره انارستان فقط برای حرفهای رژیمی ورزشی باشه و حرفهای متفرقه و پستهای غیر لایف استایلی مون رو ببریم به وبلاگهای غیر رژیمی و چت رومهای مثلا یاهو؟؟؟
سالومه | June 25, 2008 1:43 AM
باهات موافقم سالومه و نظرم هم اینه که خب حتما لازم نیست چت روم باشه یه وبلاگ گروهی تو بلاگفا بزنیم و همه حرفامونو پشت سر هم اونجا بنویسیم که نه ترافیک انار زیاد بشه هم استفاده از بلاگفا هم که خیلی آسون تر از بقیه جاهاست و حتی از تالار گفتگو هم ساده تره چون صفحه صفحه نمی شه و از بالا تا پایین می تونیم کامل بخونیم. هر هفته یک پست جدید می زنیم و تا آخر هفته تو همون پست ادامه دار می نویسیم؟ این هم پیشنهاد من.
بهارک | June 25, 2008 2:35 AM
مرسی بهارک عزیزم
من خیلی نگران حرفهای غیر لایف استایلی و تالار گفتگو نیستم بهارک.پیشنهاد تو عالیه و خوبه که ازش استفاده کنیم.
من بیشتر نگران غیر لایف استایلی شدن انارستانم.
یادته می گفتیم که بیایم و اولویت اولمون رو مشخص کنیم؟؟؟یادته ماها همه می گفتیم لاغری؟؟؟
الان این اولویته داره خدشه دار می شه.به نظر من توی همه حرفامون تو انارستان باید یادمون باشه که اولویت اول و اصلی و شاید تنها اولویت اینجا لایف استایله
سالومه | June 25, 2008 2:47 AM
بله من حتی دیروز نشستم و وبلاگ شما و مهسا و بعضی از بچه های قدیمی رو خوندم و بنظرم خیلی تغییر ایجاد شده از اون موقع مثل سال پیش و در مورد خود ما ماههای پیش. حتی میتینگ های که خود انار هم اون موقع می نوشته همه اطلاعات تغذیه و ورزش و کمک به همین لاغری بوده اما این روزها اینجا هم همین تغییر رو داره. به هر حال اولویتمون لاغری هم که هست اما قلبل درکه که دوستیم و کلی حرفای دیگه هم با هم می زنیم که همون حرفامونو ببریم بلاگفا و اینجا فقط راجع به پیشرفت و پسرفت لاغریمونو ورزشمون بنویسیم شاید کمک کنه باز مثل اوایل بیشتر تمرکز کنیم به هدف اصلی و مهممون.
بهارک | June 25, 2008 2:55 AM
قابل درک* من کماکان کیبورد فارسی ندارم هنوز.
بهارک | June 25, 2008 2:57 AM
آره بهارک جان.دیدی چقدر وبلاگهامون تغییر کرده؟پستهای انار هم به خاطر دکترا و کاراش تغییر کرده.ولی اگه انار الان وقت نداره که اون پستهای مفصل رو بنویسه ما که یادمونه که چه چیزایی می نوشت و چه تذکرهایی می داد.پس ما باید فعلا کمکش کنیم و دوستیهامون رو از فضای انارستان ببریم به وبلاگهامون و یاهو مسنجر.تا اینجا همون فضای رژیمی ورزشی قدیم شه دوباره.
سالومه | June 25, 2008 3:03 AM
منم با سالومه موافقم!
ساميا | June 25, 2008 3:04 AM
:) خوبه علت را پیدا کردی. پرانرژی باشی خانم.
سالومه جان شما به نمایندگی از طرف ما وبلاگ گفتگو را راه بینداز. به نظر من هم وبلاگ از فروم راحت تر هست. اما چت را نمی دونم. آفلاین می شود صحبت ها؟ فکر کنم همان پیشنهاد بهارک بهتر باشد.
خوب قدم اول، کامنت لایف استایلی اینکه خوشحالم بهار تمام شده! چون از آلرژی تمام این بهار گرفتار بودم. آهان. من یک کاری را شروع کردم برای خودم که براتون می گم. البته به وزن ربطی ندارد ولی به حس قدردانی و قبول داشتن خودم خیلی کمک می کنه. من یک تقویم برداشتم که هر روز نصف صفحه است و 12 آیتمی را که برای قبول داشتن خودم از روی ظاهر (مثلا اینکه صبح زود بلند شدم. شب زود خوابیدم. همه وعده هایی غذایی را کامل خوردم.... ابروهام مرتب بود.... نخندین خوب! این دوهفته "آقا" شده بودم بس که زیر ابروم پر شده بود) یا رفتار (2 مورد رفتاری است) دلم می خواهد OK باشد را نوشتم و هر شب بعد از مسواک و قبل از خواب رواننویس بر می دارم و لیستم را تیک می زنم. خیلی موثر بوده. مثل دفتر اولیا مربیان دوران مدرسه شده. از آزی هم الگو گرفتم و یک خط آخر می نویسم "امروز از چی لذت بردم؟"
آرام | June 25, 2008 4:50 AM
من هم حرف سالومه رو تایید میکنم و باهاش موافقم. بنابراین در راستای نظرات لایف استایلی و "بیایید تجربه هایمان را با هم شریک شویم" یک نکته خوردنی ورزشی رو که جدیداً دارم بهش عمل میکنم براتون بگم:
1. حتماً خودتون از خواص عرقیات گیاهی اطلاع دارید، البته همه اونها هم برای هرکسی مفید نیست و حتی ممکنه عوارضی هم داشته باشه ولی خوشبختانه گلاب رو تقریباً همه میتونند مصرف کنند، یکی از مهمترین خواص گلاب هم اینه که مقوی قلب و اعصاب هست. خوب، من تازگیها موقع ورزش توی بطری آبم یک قاشق گلاب میریزم. این مقدار هیچ طعم خاصی نداره و فقط یک رایحه ملایم به آب میده، ولی وقتی وسط ورزش و با خستگی اون لحظه از این آب میخورم احساس خوبی بهم میده که صرفاً برطرف شدن تشنگی نیست و انگار یکجور رفع خستگی هم با خودش داره.
برای کسانی که ممکنه از گلاب خوششون نیاد پیشنهاد میکنم بجاش یک نصفه لیموترش توی آب بچلونند. آب با طعم لیمو هم تاثیر شاداب کنندگی زیادی داره، مخصوصاً وسط ورزش.
شانه بسر | June 25, 2008 5:05 AM
آرام عالی بود این پیشنهادت
اگه بچه ها موافق باشن من یه وبلاگ راه می ندازم.بریم اونجا و تا دلمون می خواد با هم گپ بزنیم.اینجوری پهنای باند انارستان هم زود تموم نمی شه و اینجا می تونیم خوب روی لایف استایلمون تمرکز کنیم.
در ضمن آرام جان این لیستی که می نویسی خیلی به نظم فکریت و تغییر و تثبیت عادتها کمک می کنه.
عالی یه گلم.
منم شاید امتحانش کردم.
سالومه | June 25, 2008 5:09 AM
نه بچه ها پشیمون شدم.بذارین اول از انار اجازه بگیریم و نظر اون رو بخوایم و بعد تصمیم بگیریم.
سالومه | June 25, 2008 5:41 AM
سالومه جون من موافقم .
آرام جون چه کار خوبی می کنی . فکرکنم خیلی تاثیر داشته باشه . رضایت خوبی میاره .
لیلا | June 25, 2008 5:42 AM
ای بابا چرا همه دپرسند انگار. بی خیال بجنبید بجنبید برید ورزش کنید. بیایید اینجا بهم قول بدیم که پنج شنبه و جمعه حسابی ورزش کنیم تا هورمن شادیمون ترشح بشه و از دپرسی در بیاین.
ورزشکاران دلاورانان نام آوران
انارستانیها. بی خیال حرف شید تورو خدا برید پی عمل و اول از همه ورزش . اوووووووووووووکی؟؟؟؟
آلبالو | June 25, 2008 6:00 AM
آلبالو جون تو شهر شما برق قطع نمی شه؟ قطعی مکرررررر برق اینجا برنامه ورزشی برای من نذاشته بعد از کلی حاضر شدن و جمع کردن آب و حوله و بستن موهام و عوض کردن لباس و کفش و روشن کردن وسیله هام.. برق قطع می شه.................
بهارک | June 25, 2008 7:55 AM
بچه ها می خواین یک برنامه 3 هفته ای بذارین؟ مثلا 3 هفته هر روز نیم ساعت راه بریم؟ از هیچی که بهتره:( من زیاد رهبری سرم نمی شه لطفا یک نفر سرگروه بشه و شروع کنیم هر روز یک کاری ساده و مفید انجام بدیم. مثل پیاده روی نیم ساعته یا رقص نیم ساعته. نظرتون چیه؟
بهارک | June 25, 2008 8:20 AM
منم موافق
پيشنهاد بهارك و سالومه هستم و گمون نميكنم انارهم مخالفتي باهاش داشته باشه.چون مهمترين خواسته اش اينجا يعني همون سخنان اعضا در راستاي لايف استايل بهينه برآورده خواهد شد.
اما ميتونيم تا قبل از موافقت انار سخنان جنبي رو تو وبلاگامون مطرح كنيم.
دوستان قديمي تر
چندي پيش يادم نمياد تو كدوم ميتينگ بود در مورد "گام شمار" پرسيده بودم اما كسي جوابمو نداد.خودم هم بسي تحقيق كردم و حتي به چند فروشگاه "نياز" كه بچه ها ميگفتن داره مراجعه كردم اما هر چي بيشتر ميگشتم كمتر پيداش ميكردم.اصرارم براي پيدا كردن گام شمار به اين دليل بود كه انارخيلي بهش تآكيد داشت اما به شخصه اعتقاد دارم اگه اينم جزو وسايل ورزشي كه تو خونه هاي همون داره خاك ميخوره و تنها شوق خريدشو داشتيم نه استفاده اشو ترجيح ميدم دنبالش نگردم اما اگه دوستاني هستن كه ازش استفاده ميكنن و براشون موثر بوده بيان نظرشونو بگن تا ماهم كمي روشن شيم.از كجا بخريم؟اصلآ بخريم يا نخريم؟
هستي | June 25, 2008 8:29 AM
هستی من دو تا دارم از همون نیاز هم خریدم اما چون بعدش تردمیل خریدم هر جفتش تو کمدم بی استفاده حتی بازش هم نکردم یکیشو! اگر میخوای برات پست می کنم! چون لازم ندارم. من سوالتو ندیده بودم والا همون موقع می گفتم.
بهارک | June 25, 2008 8:36 AM
دوستان سلام
من بالاخره اخرین امتحان دوران دانشجوییم رو دادم و از امروز رژیم رو شروع کردم برام دعا کنید بتونم تا 10 شهریور ( تولدمه ) بزرگترین هدیه رو به خودم بدهم
ملانی | June 25, 2008 8:39 AM
ملاني عزيز
ايشاللا خوب شروع كني و خوب پيش بري و صبور باشي و با انگيزه.مطمئن باش با نظم و صبوري به هدف معقولت خواهي رسيد.
بهارك عزيز
ممنون ازت.اگه بدرد شماها نخورده پس منم نميتتونم ازش استفاده كنم.
به هر حال ممنون.اگه يه روز خواستمش و اينجا پيداش نكردم حتما مزاحمت ميشم.خيلي ممنون ازين همه لطف و محبت خالصانه ات دختر خوب.
دوستان ديگه هم راجع به "گام شمار" همين گونه هستن؟
هستي | June 25, 2008 9:20 AM
سلام بچه ها
من هم به عنوان یه تازه وارد حرف سالومه رو تائید می کنم . وقتی که میتینگ های قبلی رو می خوندم با خودم فکر کردم که این هم شانس منه . حالا که اومدم اینجا این گروه هم دیگه به اندازه اوایل پر انرژی نیست . ولی چیزی نگفتم . توی کامنت های قبلی میدیدم که سوال کسی بی جواب نمی مونه همه حتی به کوچکترین مسائل هم اهمیت میدن ولی این دو سه هفته از میتینگ ها باید بگم که انرژی مثبت گرفتم ولی انتظاری که داشتم برآورده نشد . بعضی از سوالام رو به دلیل جوی که دیدم وجود داره اصلا مطرح نکردم .پیش خودم گفتم اینجا جاش نیست . به هر حال من هم منتظر یه تغییر خیلی خوب هستم دوستای خوبم .
غزال | June 25, 2008 10:47 AM
ولی از نکات مثبت انارستان هم بگم . خیلی خیلی حال می کنم که همتون فوق العاده مهربون هستین و مبنا رو بر تائید همدیگه گذاشتین . حتی اگه کاری هم که یکی داره انجام میده اشتباهه اینقدر خوب و دوستانه و مهربونانه برخورد می کنین که آدم حض می کنه . فکر کنم که همتون روانشناس باشین !
غزال | June 25, 2008 10:50 AM
جوانه گندم یا ماش،پرتقال، سیب ، هویج ، گوجه فرنگی ... (هرچی که توی یخچال دارید، یه قاشق ذرت ( از اون کنسروی ها) یه قاشق عسل ( دلخواه) یه تخم مرغ !! همه رو با هم توی مخلوط کن بریزید و خوب هم بزنید. یه لیوان ازش به عنوان صبحانه تا ظهر کاملا سیر نگهتون میداره !! باور کنید بد مزه نیست من امتحان کردم خیلی خوب جواب میده !! برای اونایی هم که میخوان چاق بشن (آرام!!!) میتونن یه کم پودر نارگیل یه دونه موز چند قاشق کنجد یا یه مقداری مغزیجان اضافه کنن تا یه صبحانه مقوی و کامل خورده باشن !!
(از وقتی بابام اومده هی از من هنر تراوش میشه !!!)
leili | June 25, 2008 11:14 AM
غزال جان هر وقت سوالی داری بپرس، اگه کسی بلد باشه که جواب میده، اگه هم جوابشو ندونیم میریم تحقیق میکنیم درباره اش و اینجوری خودمون هم مطلب جدیدی یاد میگیریم :)
شانه بسر | June 25, 2008 11:23 AM
چرا این همه اسم من اومده توی رولینگ ؟!؟!؟!؟!؟
به خدا من کاری نکردم هاااااااااا!!!!
فقط اومدم بگم از این جوانه ها غافل نشید که خیلی عالی هستن !! توی هر وعده غذایی یه کمی بگنجونید! مخصوصا جوانه ماش که خاصیت سیر کنندگی هم داره !!
leili | June 25, 2008 12:00 PM
مرسی شانه به سر .
سوال من در باره قرص های لاغری هست که اشتها رو کم می کنه یا باعث میشه که چربی ها جذب نشه . می دونم که بی ضرر نیست ولی می خواستم ببینم کسی تا حالا استفاده کرده یا نه ؟و اگر استفاده کرده چه نتیجه ای گرفته ؟
غزال | June 25, 2008 12:31 PM
مرسی شانه به سر جان
سوال من در باره قرص های لاغری هست که اشتها رو کم می کنه یا باعث میشه که چربی ها جذب نشه . می دونم که بی ضرر نیست ولی می خواستم ببینم کسی تا حالا استفاده کرده یا نه ؟و اگر استفاده کرده چه نتیجه ای گرفته ؟
غزال | June 25, 2008 12:31 PM
غزال جون من از هر نوع قرص لاغری که بخوای مصرف کردم !!! هیچ نتیجه ای نداره !!!!
چاره ای جز تغییر لایف استایل نیست خواهر!!
اینقده واسه اون پولا که دور ریختم ناراحتم !!! (خیلی وخت پیشا ها!! الانه خوب شدم دیگه از این کارا نمیکنم )
leili | June 25, 2008 12:48 PM
نه غزال جانم پول پای این چیزا نده پشیمون بشی ،نمی دونم من خودم که رکورد دار خرج بیهوده در جهت لاغریم بودم یه بار فکرم نرسید که اگه راهی برای لاغر کردن غیر از رژیم و ورزش بود اییییییییین همه آدم چاق تا به حال فهمیده بودن و لاغر شده بودنو درمان چاقی شناخته می شد دیگه . اینا فقط راه های ابداعی افراد باهوش و کلاشیه واسه تیغ زدن آدمای چاق خسته(نمی گم تنبل ،چون همه می دونن چه سختی رو در جهت لا غری باید کشید)
sib | June 25, 2008 1:27 PM
من با بهارک موافقم واسه 3 هفته دویدن در روز نیم ساعت
sib | June 25, 2008 1:37 PM
سلام بچه ها
من اول نظرم را راجع به گام شمار به هستی بگم:
هستی جان،من خودم گام شمار ندارم و راستش را بخوای تا حالا ندیدم اماهر روز ازش استفاده میکنم!
در واقع ازوقتی اسمش را در انارستان یاد گرفتم ضرورتش را در زندگیم حس کردم.من یه روز تعداد قدم هامو برای رفتن به محل کارم شمردم وفهمیدم4000قدم رفت و برگشتم خرج برمیداره،از طرفی یه مسیربرای پیاده روی انتخاب کردم و بازم شمردم و دستم اومد که حداقل روزی چه قدر گام برمیدارم.توصیه من به تواینه که سعی کن از فلسفه گام شمار استفاده کنی حتی اگه نتونستی تهیه اش کنی.بنظرم پیاده روی یکی از بهترین ورزشهایی است که مامیتونیم انتخاب کنیم وادامه بدیم.
انار جان سلام:
ازخوندن این تکمیل خیلی کیف کردم خیلی مقتدرانه بود !
یکی ازخصوصیات خوب دیانا این بودکه کمتر وارد بحثهای غیر لایف استایلی میشد و من همیشه این کارش راتحسین میکردم .اناربه نظرمیرسه بچه ها خیلی روی شخص تو و حرفهات حساب میکنن و شور وشوق زیادی برای شروع میتینگ دارن اما بعد از چند روز انگاری حرفها ته میکشه و بحث به حاشیه میره!یه راه حل شاید این باشه که تو اگه فرصت کردی چند تا از این تکمیل ها از این میتینگ تا میتینگ بعدی داشته باشی.اینجوری بچه ها انرژی بیشتری میگیرن و انشاالله جاده خاکی نمیزنن!
امیدوارم نتیجه خوبی ازتلاش هفته گذشته بگیری.
یه دوست | June 25, 2008 3:08 PM
برای شمردن مقدار آب مصرفی روزانه آیا نوشیدنی های دیگه رو هم میشه حساب کرد ؟ مثلا شیر ؟یا چای ؟یا اینکه مثلا اگه غذای آبدار مثل سوپ بخوریم باز هم باید همون 8 لیوان آب رو در روز بخوریم ؟
غزال | June 25, 2008 3:14 PM
هستی جان
من هم گام شمار دارم . ولی فقط یک روز استفاده کردم .بعدش هم انداختمش یه کناری . به درد من که نخورد یعنی اگر داشته باشم یا نه تاثیری توی میزان راه رفتنم نداره . همون یه باری هم که استفاده کردم برای این بود که ببینم توی یه روز معمولی چند قدم راه میرم . ولی بعضیا براشون انگیزه است که مثلا امروز عدد گام شمارم مثلا بشه7000 تا . اگه اونجوری باشه به نظرم چیز مفیدی هست . در غیر اینصورت اگه مثل من باشی برات بی فایده هست .
غزال | June 25, 2008 3:20 PM
خب من هم با حرف انار موافقم چون از اول هم که عضو انارستان شدم احساس کمبود گفتگو و دوستیابی نداشتم.فقط می خواستم لاغر شم و انرژی بی نظیر شخص انار و بعد بچه های مهربون گروه باعث شد تا فوکوس من روی لاغری حیرت انگیز بشه و کاری رو بتونم بکنم که توی همه این سالها نمی شد.
شاید یه کم بی انرژی شدنم مربوط به پایین اومدن تمرکز گروه باشه و اینکه اون حس بی نظیر رو از انارستان نمی گیرم.
در هر حال نیازی به وبلاگ دیگه ای نیست و ما در دنیای غیر مجازی اونقدر ارتباطات داریم که نمی دونیم چجوری به همه شون برسیم ولی داشتن یه جمع دوست مجازی صمیمی که تو رو در رسیدن به هدفت کمک می کنن عالی یه
من همینجا تعهد می کنم که دوباره تمرکز کنم روی خودم و لایف استایلم و در درجه بعدی روی کمک و حمایت از دوستان انارستانی که می خوان زندگی شون رو با تمام وجود متحول کنن.
امشب می رم و یه کم آرشیو انارستان رو می خونم تا جرقه لازم بشه واسه شروع مجددم.
سالومه | June 25, 2008 3:27 PM
غزال عزیز
مهم نوشیدن مایعات بدون کافئینه.آب خوب سالمترین و کم کالری ترین نوشیدنی در دنیاست که محیط لازم برای انجام خیلی از فعالیتهای درون بدن و سوخت و ساز رو فراهم می کنه.اما آب میوه طبیعی ..چای ..چای سرد...شیر و دیگر مایعات هم می تونن توی اون 8 لیوان گنجونده بشن.البته هر روز یه خبری می شنویم.یه روز می گن حتما باید 8 لیوان آب بخورین و یه روز می گن که به میزان تشنگی تون فقط اب بخورین در هرحال تو همون 8 لیوان رو بخور خواهر تا روزه شک دار نگرفته باشی :)
سالومه | June 25, 2008 3:32 PM
کامنتهاتون رو خوندم
خیلی خنکید
جمع کنید این بازی رو
دخترهای خنک
یه دشمن | June 25, 2008 3:35 PM
غزال جان
ببخشید اگه سئوالی داشتی و جواب نشنیدی اشتباه از ما بوده لطفا هر سئوالی می یاد به ذهنت بپرس.ما اینجاییم که جوابت رو بدیم.
سالومه | June 25, 2008 3:37 PM
سالومه جان
مرسی خانوم از جوابت . توروخدا من رو با معذرت خواهیت شرمنده نکن . همیشه از اینکه کسی بهم بگه ببخشید احساس عذاب وجدان بهم دست میده . شاید این هم بشه یه جورایی به لایف استایل ربطش داد .
غزال | June 25, 2008 3:58 PM
آره غزال جون یه نکته لایف استایلی مهمه که باید درستش کنی »))
:دی
سالومه | June 25, 2008 4:04 PM
لطفا یه سوال دوستایی که خارج از ایران زندگی می کنن می شه بگن دونه های سویا رو که سرخ می شه و به جای گوشت استفلده میشه رو تحت چه نامی می خرن من رفتم 2 تا سوپر گفتم soya bean گفتن نیست ابنجا آخه من خیلی وقت ماکارونی نخوردم به خودم قول دادم با سویا واسه خودم درست کنم
گل بهار | June 25, 2008 4:09 PM
گل بهار جون
من نمیدونم چون تا حالا دنبالش نرفتم ولی برات می پرسم .
غزال | June 25, 2008 4:36 PM
گل بهار جون
من از اون مدل سویا ایران اینجا که ندیدم تا حالا.
شب تاب | June 25, 2008 6:27 PM
گل بهار من هم تا به حال خارج از ایران سویای مدل ایرانی نخورده ام. اما همان soy bean رو گاهی می خرم که شبزه و شبیه باقالی فقط دانه هاش کوچیک تره و یه کم شیرینه. توی غذای سبزیجاتی خوب می شه. به شکل خشک شده اش هم هست که مثل آجیل است (تو مایه های نخودچی و اینها) و چربی اش هم کمه رو هم به عنوان تنقلات توصیه می کنم . من از سوپر چینی می خرمش.
ماکارونی بی گوشت را هم من با همان گوجه و پیاز و سبزیجات براش سس درست می کنم و روش هم یک کم پنیر می ریزم.
dena | June 25, 2008 6:53 PM
انار جان
همان طور که خودت گفتی علت اصلی این که تمرکز گروه از بین رفته اینه که الان به خاطر درس و کار و این ها وقت نداری به بحث ها جهت بدی. نوشته های متینگ هات کوتاه شده برا همین بیشتر به خوش و بش و گفت و گو می گذره.که البته اشکالی نداره اما تمرکز گروه رو رو هدف اصلی از بین برده. من مطمینم که وقتی سرت خلوت بشه و دو سه تا پست خوب بنویسی دوباره همه می رن سر همان حرف های انارستانی!
dena | June 25, 2008 6:58 PM
انار جون
كاملآ حق با شماست.ايجاد يه وبلاگ جديد نميتونه راه حلي براي اين مشگل باشه و ضرورتي نداره چون ميتونيم بحثهاي خصوصي و خارج از مبحث رژيم رو تو وبلاگامون مطرح كنيم.
غزال جون:
در مورد سوالت در زمينه قرصاي لاغري خودم از همه نوعش تجربه داشتم و حتي چندين سال پيش كه يه هزاري ارزشش خيلي بيشتر ازينا بود براي هر قرصم هزار تومن پول ميدادم و فكر كنم اسم اون آخريه"زنيت" بود كه بهترينشون و گرونترينشون اون موقع بود يه مدتي ازش استفاده كردم و نه تنها اصلآ لاغرم نكرد تنها چيزي كه عايدم شد فقط معده امو داغون كرد من حتي كوچكترين معده دردي قبل ازون نداشتم.همين امسال بود كه خودم ازتلوزيون صحبتهاي يه پزشك متخصص تغذيه رو شنيدم كه ميگفت اين داروها عوارضش بيش ازنتيجه اشون تو لاغريه.ميگفت اگه يه دوره 10 ماهه يا يه ساله و مرتب از بعضي داروهاي مورد تآييد رو استفاده كنين كاهش وزني در حدود 2 تا 3 كيلو بدون كوچكترين ورزش و تغيير غذايي رخ ميده كه اصلآ نه از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه است و نه از لحاظ اينكه اين همه به بدنمون آسيب برسونيم.ما با يه كم تحرك و كالري شماري ميتونيم صدها برابر نتيجه بهتري ازون داروها بگيريم.
صحبتهاي اون دكتر آب پاكي بود روي تموم احساسات تازه ايي كه از يه قرص جديد و يا داروي جديد اين ور و اون ور بهم دست ميداد و فكر ميكردم شايد اين يكي با بقيه فرق داشته باشه.
در مورد نوشيدني من چون بخاطر "سنگ كليه"ايي كه دارم دكترم بهم گفت براي عملكرد بهتر كليه ها فقط آب خالص محاسبه ميشه و چون عادت دارم روزي 60 ليوان (شوخي)چاي ميخوردم و به چاي علاقه داشتم و نميتونستم سر كارم دايم تو راه دستشويي باشم گفت غير از آب خالص هيچ نوشيدني فايده نداره و ما نبايد بذاريم به مرحله تشنگي برسيم.رسيدن بدن به اين مرحله يك مرحله بحراني براي بدنه.اينو خاله ام كه شهروند امريكاست بهم گفته بود اما ازون جايي كه خيلي فضولم و قضيه براي كليه هام خيلي مهم بوداز متخصصش پرسيدم چون اوايل به بهونه همون مقادير زيادي كه چاي مينوشيدم حتي طرف آب هم نميرفتم.
اين رو دكتر براي كليه سنگ ساز من تجويز كرد اما نميدونم تا چه حد در مورد بقيه آدمها هم صحت داشته باشه.بابت گام شمار هم از نظرت ممنونم
"يه دوست عزيز"
اگه مراد از استفاده از گام شمار همون تداوم در پياده روي باشه به گمونم ديگه نيازي به گام شمار ندارم و با اين ورزش هماهنگ شدم و خوشبختانه اگه خودمم نخوام از روي عادت و رفتار هر شبم مدتي پياده روي ميكنم تا خوابم بگيره .اينم يه روشه براي خوابيدن واسه مني كه هيچيم شبيه آدميزاد نيست.البته درين موردخاص شانس آوردم چون واقعآ بهم آرامش ميده و دقت كه كردم ديدم ارثيه و پدرمم هم موقع خواب قبلش يه مدتي رو تو تاريكي قدم ميزنه.حالا اون بدبختي كه خونه ما مهمون باشه نصف شبي زهره ترك ميشه.
هستي | June 25, 2008 7:51 PM
غزال جون در مورد قرص های لاغری من یک دوره ای به فکر استفاده بودم خیلی پرس و جو کردم ببینم چطوریه ... من می خواستم هم زنیت هم ال-کارنیتین استفاده کنم که در مورد ال - کارنیتین مثلا بخش اصلی قرص رادیکالهای آزاد داره که (شیمی ) که در بعد چند ماه تپش قلب میاره . خب وقتی آدم میبینه به جای وزن کم کردن تو چند ماه می تونه یک وزن پایدار که بدون به خطر انداختن سلامتیش داشته باشه ، بهتره که استفاده نکنه
لیلا | June 26, 2008 12:01 AM
می توان گفت که فعالیت فیزیکی احتمال ابتلا به بیماری های قلبی را در شما به نصف می رساند. دلیل آن این است:
ورزش فشارخون را که یکی از بزرگترین عوامل در ابتلا به بیماری های قلبی است را پایین می آورد.
ورزش میزان کلسترول HDL (کلسترول خوب) را که چربی های بدن را از درون رگ ها بیرون برده و برای فرایند دوباره به کبد برمی گرداند، بالا می برد.
ورزش میزان کلسترول LDL (کلسترول بد) که که چربی ها را در رگ ها ته نشین می کند و منجر به بیماری های قلبی می شود را پایین می آورد.
ورزش با جلوگیری از لخته شدن خون که یکی از عوامل ابتلا به بیماری های قلبی به شمار می رود، گردش خون را تقویت می کند.
ورزش چربی سوزی را افزایش می دهد.
ورزش به کاهش وزن کمک می کند.
ورزش عضله سازی می کند.
همچنین ورزش با ترشح هورمون های اندورفین که در بدن حسی خوب ایجاد میکند، استرس را کاهش می دهد.
40-30 دقیقه پیاده روی تند، سه بار در هفته برای ارتقاء سطح تناسب اندام و کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی کافی است.
sib | June 26, 2008 2:19 AM
با نظر انار موافقم. بیایید هرکس در جای خودش امر به معروف کنه و هر وقت دید مطالب حاشیه زیاده یه تلنگر بزنه.
سولی تپلی | June 26, 2008 2:19 AM
بچه ها اگه کسی خودش یا کسی و میشناخته که پیلاتس رفته می تونه اطلاعات دقیق تری بده لطفا
sib | June 26, 2008 2:24 AM
من تو بلاگم یه سری مطلب در مورد پیلاتس گذاشتم و خورمم از شنبه ایشالله می خوام شروعش کنم. به نظر من مطالب خوبیه
sib | June 26, 2008 2:30 AM
شدمنده یه سوال دیگه به غیر از انار که سرش شلوغه کس دیگه ای که برنامه 8 هفته ای یا 24 هفته ای دو رو تموم کرده باشه می شه من ازش چند تا سوال بکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گل بهار | June 26, 2008 2:34 AM
به به دوستاي خوب وورزشكار خودم.در راستاي حركت لايف استايلي وتوپ يه كم رها شده يه نكته هنري تغذيه اي بگم وبرم سر درسم:اينكه دوستان تپلم آيا ميدانستيد كه :
1-در طراحي ورنگ بندي لباس،استفاده از برش ها وخطوط موازي موجب ميشود بدن شما تا اندازه اي چاقتر به نظر برسد؟وهرچه فاصله بين خط هاي موازي بيشتر باشد با ايجاد خطاي ديد اندام ها چاق تر ديده مي شوند.
2-خطوط شكسته بسيار نافذند واندامها را باريك وبلند ولاغر نشان مي دهند.
3-خطوط منحني هم باعث ميشه چاقتر به نظر برسيد(نه اينكه خداي نكرده روم به ديوار واقعا چاق باشيد)
4-واما خطوط مايل نيز اندام را باريك وبلند نشان ميدهند.
اين زكات علم رو كه شايد هم ميدونستيد داشته باشيد...
به قول سنجد بر مي گردم
آزي | June 26, 2008 2:39 AM
منظورم نكته هنرهاي تجسمي بود نه تغذيه اي.
من راستش خيلي نمي خونم كامنت هارو چون مي ترسم يه بحثي رو شروع كنم به خوندن بعد هي دم به دقيقه بخوام بيام ادامه شو بخونم.براي همينم فقط پي گير اين تكميل هاي خانم دكترم ودل خوش به اينكه انار هست وانارستان هست وهمچنان چراغ روشنه.گرچه جاي ديانا هم هنوز خيلي خاليه.
من خيلي سعي مي كنم ورزشم وبرنامه غذاييم رو تحت كنترل داشته باشم ولي همچين خيلي اوضاع خوب نيست(شايدم همه سعيم رو نمي كنم)..ولي امروز اومدم اينجا بگم كه تا ظهر مي خونم وبعد ميرم باشگاه.قول
در راستاي خونه خالي ومكان وآزي از سفر ولهو ولعب دور مانده وبي غذا سعي مي كنم توي اين چند روز خودم سالم خوري كنم وكم خوري تا رئيس آشپزخونه از سفر بياد ومنم يه كم ازين دور افتادگي از جاده سلامتي رو جبران كنم.
ولي اين نويد رو ميدم كه من همچنان با چنگ ودندون دوروز باشگاه رو ميرم.البته كه مثل برنامه كار نمي كنم يعني چون نمي خوام خيلي خسته شم معمولا همه برنامه رو اجرا نمي كنم و فقط يك ساعت ورزش مي كنم وبدو ميام خونه.
تنها تفريحم وهمدمم فعلا اين سرياله 24...يعني تنها خلافمه
آخ جون دوهفته ديگه بيشتر نمونده بعدش مي خوام اينجارو بتركونمم م م م م م م م م..........ورزش..استخر.......رژيمممممممممممممم.........وزن 50 كيلو.....آشپزخانه سه شنبه طلايي كه اووووووووووووووووووووف مي خوام بكنمش مثل آشپزخونه دربار.
اوووووووف چقدر خوش بگذره.واي چه خبر مي خواد بشه اين تعطيلات...بچه ها يه فراخوان از دوهفته ديگه تشكيل ميدم براي پيش به سوي وزن هدف..كسايي كه مثل من برنامه شون خيلي طولاني شده وهنوز قله رو فتح كردن وشل شدن مثل رقي كه بايد به وزن هدفش برسه..وخودم وهركسي كه چند كيلويي بيش باقي نمانده....
تابستان 87 تا بستان شگفتي هاست...........
به به به به..بشتابيد بشتابيد...........
انار كي تموم ميشه اين علم آموزيت كه بياي با هم دوباره دست بشوريم؟انار ما خيلي مخلصيم خانم دكتر...
به ياده ديانا شعار زادگان:
ما همه سرباز توئيم انارك
گوش به فرمانه توييم انارك
پ.ن:انارك يعني انار كوچك...يعني همون دختر كوچولوي خوشگل لاغر كه حكايتش رو مي دونيد.
آزي | June 26, 2008 2:50 AM
لبیک یا آزی
لبیک یا آزی ا
leili | June 26, 2008 7:18 AM
یه سوال دارم اگه میشه جوابم رو بدید پیشاپیش تشکر
من همینطوریش روزی 7تا لیوان اب می خورم برای کاهش وزن چه قدر باید زیادش کنم
ملانی | June 26, 2008 7:50 AM
من واقعا دلم می خواد تو این گروه مفید باشم اما نمی دونم چه طوری می تونم ؟
ملانی | June 26, 2008 7:56 AM
ملاني عزيز 8 تا 10 ليوان خوبه.
البته اگه آب خالص باشه چه بهتر.
همين كه به هدف ايده الت برسي و بياي اينجا از تجربه هات بگي مطمئن باش مفيد واقع ميشي.
هستي | June 26, 2008 8:35 AM
كپلهاي عزيز
به خبري كه هم اكنون به دست مارسيد توجه فرماييد:
وجود ماده كركومين در زردچوبه كه نوعي آنتي اكسيدان ضدالتهابي است باعث كاهش بافت چربي و تقليل ميزان پايداري انسولين و جلوگيري از چاقي و ديابت مي شود.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از پايگاه خبري ساينس ديلي، محققان دانشگاه كلمبيا آمريكا با بررسي خواص زردچوبه دريافتند، زردچوبه علاوه بر داشتن تاريخچه طولاني در كاهش التهابات، اليتام زخم ها و تسكين دردها، مانع از بروز چاقي و ديابت نوع دوم مي شود.
هستي | June 26, 2008 8:37 AM
به ادامه خبر توجه فرماييد(به علت دي سي):
اين گزارش مي افزايد، زردچوبه با كاهش ميزان بافت چربي نه تنها مانع از چاقي مي شود بلكه باعث دوري از ديابت مي شود.
بنابراين گزارش، زردچوبه علاوه بر داشتن ماده اي موسوم به كركومين كه نوعي آنتي اكسيدان ضدالتهابي است، باعث تقليل ميزان پايداري انسولين شده و از ديابت نوع دوم جلوگيري مي كند، مصرف روزانه 12 گرم زردچوبه از تمامي اختلالات فوق از قبيل انواع التهابات، چاقي و ديابت مي كاهد وجود زردچوبه در غذا ميزان جذب غذا را نيز افزايش مي دهددر عين حال از ميزان جذب چربي به طور چشمگيري جلوگيري ميكند.
يادآور مي شود: اين چاشني در جلوگيري از اختلالات قلب، پانكراس و كبد موثر است.
هستي | June 26, 2008 8:42 AM
امیدوارم تا اخر تابستون سرجمع این گروه 100 کیلو وزن کم کنه البته اگه انقدر اضافه وزن داشته باشیم
مرسی هستی جون
ملانی | June 26, 2008 9:50 AM
هورااا طلسم 71.3 شکست امروز شدم 70.6
به خودم قول دادم شنبه بشم 69 :) چند روز پیش باز فیلم راز رو نگاه کردم تصمیم گرفتم رو وزنم تمرکز کنم فعلا" که جواب داد من یه ماه بیشتره که روی 71.3 مونده بودم اما امروز رسیدم
در ضمن منم با انار موافقم اما بنظرم چارش یه بلاگ دیگه نیست میشه همو تو یاهو مسنجر آد کنیم و بعد کنفرانس کنیم چون فکر می کنم اگه بلاگ دیگه بزنیم بعد از یه مدت ممکنه زبونم لال این بلاگ رو بی خیال شیم و کم کم لایف استایل رو
بهر حال این نظر منه بعنوان یک آی تی ومن
راستی آزی کنکور در چه حاله فردا داری؟
کلی انرژی مثبت تقدیم تو باد
انار جونم نگران نباش با کمک هم بهترین راه رو واسه حفظ اینجا بکار می بندیم
آرزو | June 26, 2008 9:52 AM
راستی انار جان نمی خوای مارو عضو گروه کنی؟
سه ماهه من عضوم ها
آرزو | June 26, 2008 9:55 AM
آرزو جان بهم ایمیل بزن با یک ایمیل یاهو برات دعوتنامه بفرستم.
گل بهار جان سئوالت چیه؟
anar | June 26, 2008 9:59 AM
شلام بچه ها
روژ ژهانی مبارژه با مواد مخدر مبارکتـــــــــــــــــــــــتون باشه
من که ترک کردم.به همین کِرَکی که توی دَشتمه قَشَم می خورم.پاکِ پاکم. D:
.......................................................
اقا من اوصولا حرفهای رژیمیم نمیاد.می شه من نخودی باشم یا در نقش آگهی بازرگانی.می شه؟هااان؟ P-:
..............................................................
آراااااااااااااااااااااااام جوننننننننننننننننننننم من می خواستم اون آخرش از سیندرلای انارستان بگم و آهییییییییییییییی گفتنت.
چراااااااا یادم رفتتتتتتتتتت؟؟؟:(((((((((
با یک کوچولو تاخییییییییر روزت مبارک.می عشقولمت کفترک.می دوسمت هوار هوار.
.................................................
چاکر همه دربست.تو راهی هم سوار نمی کنیم. ;-)
rokhy | June 26, 2008 10:34 AM
Anar jan,
I just noticed that I've got a red comment in group log ...you know... there was no mistake in my updating :( I gained 9 pounds...I have no excuse for that...I had to take qualifier exam though...none the less not a good excuse.
nahal | June 26, 2008 11:33 AM
بچه ها من و شانه به سر یه برنامه چهارهفته ای همه جانبه مثل اونی که قبلا انار برنامه ریزی کرده بود رو امروز شروع کردیم.
هر کسی دوستا داره بیاد و به ما بپیونده.
هدف برنامه تمرکز دوباره روی لاغری و تغییر لایف استایل و ورزش و تغذیه است.
این برنامه هیچ لیدری نداره و هرکسی خودش مسئول برنامه ریزی و اجراشه
بقیه هم می یان و مشقای هم رو خط می زنن و اینجوری نقاط قوت و ضعف هم رو می گن و تجربه ها رو با هم به اشتراک می ذارن.
من از امروز صبح این برنامه رو شروع کردم و الان که ساعت 9 شبه بهترین احساس یک ماه گذشته ام رو دارم.
هر کسی می خواد یه تکون اساسی به خودش و وزنش و لایف استایلش بده بجنبه و بیاد جدول بکشه.
آهان اگه می خواین توی این برنامه باشین اول برین هشت هفته ای انار رو مطالعه کنین.
دو نکته هم خیلی مهمن.....یکی اینکه تغییر لایف استایل و لاغری اولویت اول زندگی تون باشه
دوم اینکه هر کسی شرکت می کنه باید جدولش رو دقیق بکشه تا دیگران بتونن مشقاشو خط بزنن و ایرادهاش رو پیدا کنن.
هر کی هست شروع کنه از الان.....
سالومه | June 26, 2008 12:44 PM
سیب عزیز
من هم خیلی وقته که دلم می خواد پیلاته رو شروع کنم حتی با کلی گشتن 2 تا کلاس هم تو تهران پیدا کردم که یکیش فقط به زبان انگلیسی یه و کلی گرون و اون یکی هم توی آموزشگاه میترا صالحه توی سعادت آباد
خیلی خوبه و اگه می تونی شروعش کن. پاور یوگاست و خیلی روی فرم بدن اثر خوبی داره.به من هم خبر بده کجا می ری و چنده؟
سالومه | June 26, 2008 12:49 PM
در ضمن می خواستم از طرف خودم یه باریکلا به بهارک عزیزم بگم که با وجود ثبات وزنش همچنان ادامه می ده
سالومه | June 26, 2008 12:55 PM
بچه ها
من خیلی خسته ام این روزها. یکجوری که انگار دارم فقط خودم رو میکشم که روز تموم بشه. راستش یک چند وقتیه که اصلا ورزش نکردم و متاسفانه نتونستم بعد از دفاعم هم استراحت فکری بکنم و دوباره یک مسئولیت خیلی سنگین رو باید از دوشنبه شروع کنم. استرس اون رو هم دارم.
بیشنهادی دارید؟ شاید باید برم اسمم رو جیم بنویسم زود. و شاید باید رژیم غذاییم رو عوض کنم. میدونم از انباشته شدن استرسه ولی الان نمیتونم استراحت کنم. باید راه دیگه ای بیدا کنم.
نینابه | June 26, 2008 1:27 PM
بچه ها پس فردا تولد سالومه است.هشتم تیر
فردا شب همه بریزیم خونه ی سالومه.ترکوندن بادکنک ها و سوت دو انگشتی از من. ;-)
فردا شب یادتون نره هاااااا.تیپ بزنین میاین انارستان.همه با هم ازینجا می ریم خونه ی سالومه. :-*
rokhy | June 26, 2008 1:46 PM
منم به بهارک باریکلا میگم واقعا پشتکار و تلاشش آفرین داره :)
فندق | June 26, 2008 2:13 PM
نینابه جان هر کاری شروع کردنش سخته اگه یه چند روزی خودتون رو موظف کنید که تحت هر شرایطی ورزشتون رو انجام بدین بعد دیگه خودبخود عادت میکنید و منظم پیش میرید
یکی باید بیاد این حرفا رو به خود من بگه الان ;)
فندق | June 26, 2008 2:24 PM
نینابه جان توی رژیم غذاییت ویتامین های گروه ب به اندازه کافی هست؟
شانه بسر | June 26, 2008 2:29 PM
مرسی مرسی سالومه خوشگلم و فندق مهربونم هر دوتونو خیلی خیلی دوست دارم. چقدر خوب شد قبل از خواب باز سر زدم کلی انرژی گرفتم برای فردا صبح.
بهارک | June 26, 2008 2:45 PM
6 نوع غذا براي حفظ جواني
اگر می خواهید جوانی خودتان را حفظ کنید این شش نوع غذا را فراموش نکنید:روغن زيتون،ماست،ماهي،شكلات، آجيل و توت سياه!
1- روغن زيتون: چهار دهه پيش نتيجه مطالعات محققان 7 كشور به اين نتيجه دست يافت كه چربي هاي اشباع نشده تك ظرفيتي در زيتون به طور بارزي باعث كاهش سرعت ابتلا به بيماريهاي قلبي و سرطان مي شود. اكنون ما ميدانيم كه روغن زيتون داراي پلي فنول ها و آنتي اكسيدانهاي قوي مي باشد كه مانع ابتلا به بيماريهاي مرتبط با سن فرد مي شود.
2- ماست: در دهه 1970 شايع شد كه تعداد افراد بالاي صد سال در كشور جورجيا بيشتر از ساير كشورها است و گزارشات آن زمان اعلام كرد كه علت اين امر يعني طول عمر زياد خوردن ماست است . غذايي كه در تمام رژيم هاي غذايي مردم جورجيا وجود دارد. در حاليكه به طور مستقيم قدرت معجزه آساي ماست هنوز ثابت نشده بود. ماست منبع غني از كلسيم است كه مانع ابتلا به استئو پروسيز مي شود و كمك موثري در حفظ سلامت دستگاه گوارش است و خطر ابتلا به بيماريهاي گوارشي مرتبط با سن را كاهش مي دهد.
3- ماهي: سي سال پيش محققان شروع به مطالعه در مورد علت عدم ابتلاي بوميان آلاسكا به بيماريهاي قلبي كردند. اكنون دانشمندان مي دانند كه علت اين امر مصرف فوق العاده زياد ماهي توسط آنها بوده است. ماهي منبع فراوان از روغن امگا 3 است كه مانع رسوب كلسترول در شريان ها و آريتمي قلبي مي گردد.
4- شكلات: در بين مردم كنا از جزيره سان بلاس، دور از سواحل پاناما ، سرعت ابتلا به بيماريهاي قلبي 9 برابر كمتر از مردم خود پاناما مي باشد . و اما دليل؟! مردم كنا نوعي نوشيدني كه سرشار از كاكائو مي باشد به مقدار زياد مصرف مي كنند. كاكائو منبعي غني از فلانوول ها مي باشد كه سلامت عملكرد رگ هاي خوني را حفظ مي كند و در نتيجه خطر ابتلا به فشار خون ، ديابت نوع دو، بيماريهاي كليوي و ديوانگي را كاهش ميدهد.
5- آجيل: مطالعات نشان ميدهد كه افرادي كه آجيل مي خورند به طور متوسط 2/5 سال بيشتر عمر مي كنند. آجيل منبع غني از روغن هاي اشباع نشده است و بنابر اين خاصيتي شبيه روغن زيتون دارند. همچنين حاوي مقدار قابل توجهي ويتامين ، مواد معدني و فيتوشيميايي ها مثل آنتي اكسيدان ها مي باشد.
6- توت سياه: در يك مطالعه برجسته كه در سال 1999 به چاپ رسيد محققان تاثير مصرف توت را در افزايش طول عمر موشهاي آزمايشگاهي نشان دادند. كه اين تاثير د رمورد انسان نيز صدق مي كند. تركيبات موجود در توت التهاب و آسيب هاي احتراقي را تسكين مي دهد همچنين مانع كاهش حافظه و عملكرد مغزي مي شود.
arezoo | June 26, 2008 3:01 PM
نینابه جان
شما تحت استرس زیادی بودین و این خستگی تون کاملا طبیعی یه.اگه خوابتون رو کافی و منظم کنید و خوب غذا بخورید و یه ورزش خیلی سبک و مفرح رو شروع کنید حتما بهتر می شید.
سالومه | June 26, 2008 3:05 PM
سالومه جان:
خیلی خوشحالم که ماجرای خام خواری ختم به خیر شد.بنظر میرسه اون تجربه نه چندان خوشایند تو را آماده یک شروع جدید کرد.امیدوارم در ادامه این برنامه موفق باشی.
سالومه عزیز دعای آرامش به ما میگه که برای تغییراتی که امکان پذیره حداکثر تلاشمون را بکنیم.
رسیدن به وزن دلخواه،لاغرشدن واندام متناسب،خیال و رویای دست نیافتنی نیست بلکه کاملا شدنی است مهم اینه که هر ترفندی بلدیم بکار ببندیم،صبر داشته باشیم وخسته نشیم،وهمونطور که خودت میگی در اولویت اول قرارش بدیم.تو کارنامه خوبی داری20کیلو کاهش وزن عالیه ومن مطمئنم موفق خواهی شد.
من هنوز سرپیشنهادم هستم وفکر کنم بتونم چند تا تغییر در برنامه ات توصیه کنم اما صبر میکنم تا ببینم میزان رضایتت از برنامه جدید در روزها ی آتی چقدره و اگه مایل بودی نظرم رامیگم.
یه دوست | June 26, 2008 3:11 PM
یه دوست عزیزم
خیلی خوشحال می شم که نظراتت رو بدونم و توصیه هات رو بشنوم .دوست دارم درباره هرم غذایی بیشتر بدونم.
هر وقت تونستی برام توضیح بده.
من کلا بعد اون 20 کیلو حدود یک ماهی بی انگیزه که نه ولی بی حال شده بودم.با وجود اینکه خیلی آهسته وزنم رو آوردم پایین ولی نمی دونم چرا یهو تمرکزم رو از دست دادم.البته دلیل اصلی اش اصلا به رژیم و ورزشم ربطی نداره و توی این دو ماه اخیر اتفاقات خیلی پر استرسی برام افتاده و فکرم همش درگیر حل معادلات 5 مجهولی یه!!! ولی من خودم بودم که می گفتم هیچ چیزی نباید روی لایف استایل من اثر بذاره متاسفانه خودم توی شرایط پر استرس نتونستم به اندازه مطلوب به این حرف عمل کنم.
در هر حال مشتاقانه منتظر حرفات هستم.:)
سالومه | June 26, 2008 3:30 PM
سلام انار خانوم: من نمی دونم مشکل از تنبلی منه یا این مسئله طبیعیه. من الان 7 هفته است که شروع کردم اول با برنامه 8 هفته ای بودم . به آخرهفته 4 که رسیدم خیلی به هم فشار می اومد و زورکی خودمو می کشوندم .رفتم رو برنامه 24 هفته ای ولی الان هفته 14 هستم بعضی وقتها باز کم مییارم این مسئله واسه همه همین جوری یا من توانم کمه. مرسی اگه بگی خودت چه جوری بودی خیلی خیلی ممنون
گل بهار | June 26, 2008 4:04 PM
سالومه جان
جریان این برنامه 4 هفته ای چیه میشه دقیقتر بگی شاید من هم شروع کردم . و اگر توی وبلاگ اناره میشه یکی برام لینکشو بذاره تا بدونم .
من خودم برنامه 24 هفته ای رو بزودی شروع می کنم . 8 هفته ای رو به توصیه تو انار جان برای اول انتخاب نمی کنم چون توی دویدن هم ضعیف هستم . بهتره که آهسته و پیوسته برم .
حالا می خوام ببینم این 4 هفته ای هم مربوط به دویدنه یا چی ؟
مرسی از همتون
دوستتون دارم .
سالومه جون
تولدت مبارک باشه . تولد تولد تولدت مبارک . ایشالا به همه آرزوهای خوبت برسی عزیزم .
غزال | June 26, 2008 4:45 PM
خبر خبر اهالی انارستان
شازده کوچولو باران عزیز امروز به دنیا اومد وخداروشکر همه چی خوبه وهر دوسالم وسرحالند .
هنوز نتونستم با خود باران صحبت کنم یا ببینمش ولی با همسرش صحبت کردم وبلافاصله خواستم شما رو هم تو این خبر خوش شریک کنم .
مهدیس | June 26, 2008 6:00 PM
گل بهار جون :
من سال گذشته برنامه 24 هفته ای رو دنبال کردم و برای من هم موردی مشابه تو پیش اومد نگران نباش و به خودت برچسب تنبلی نزن چون کسی که با برخوردن به مشکل تو برنامه 8هفته ای ناامید نمیشه وراه رو تغییر میده وتلاشش رو میکنه نمیشه تصور کرد تنبل باشه!این فشار که وسط راه حس میکنی یکی دوبار تو این 24 هفته واسه من پیش اومد ولی مثل یک مرز وقتی ردش کنی دوباره رو دور میافتی پس حتما رو برنامه بمون چون مطمئنم از پسش برمیای باور کن 14هفته اول سختتره چون بدنی که آماده نیست داره شکل میگیره .این مرز رورد کنی نه تنها فشاری حس نمیکنی بلکه لذت هم از دویدنت میبری .
اگر بدون وقفه تا هفته 14 رسیدی چند روزی به خودت استراحت بده و پیاده روی کن وورزشهای سبک دیگه ودوباره برنامه روشروع کن .این مورد به من کمک کرد. یا اگه نمیخوای بین برنامت وقفه بیافته سرعت دویدنت رو کمتر از قبل کن با سرعتی بدو(حتی اگه خیلی کمتر از قبله) که فشار بهت نیاد ودقیقه های برنامه رو راحت بدوی.البته این فقط تجربه شخصی منه که برای من جواب داده.امیدوارم بتونه به تو هم کمک کنه.
مهدیس | June 26, 2008 7:33 PM
مهدیس جان چه خبر خوبی برامون آوردی! خیلی خوشحال شدم :)
شانه بسر | June 27, 2008 1:51 AM
مهدیس جان ممنون از راهنماییت با این حساب به زودی تموم میشه این بی حالی و درد پاهام و همه طبیعیه
گل بهار | June 27, 2008 2:27 AM
باران عزیزم قدم نو رسیده مبارک باشه
سالومه جون پیشاپیش هشتم تیر ماه تولدت رو بهت تبریک میگم
دکتر سارا | June 27, 2008 2:35 AM
سلام سلام! ماشالله بزنم به تخته انار از یک جنرال منیجر هیچی کم نداره. :)
موافقم.
هوم... یادتان هست دیانا برای دهه فجر پارسال انقلاب فکری شعر گفته بود؟ من اینجا پیستش می کنم:
انار انار٬ انار انار
میتینگ داریم ایوالله
میتینگ داریم ایوالله
انار انار٬ انار انار
لا اله الا ذهن
لا اله الا فکر
انار انار انار
انار انار انار
انار و افکار٬ انار و افکار
انار انار انار
انار انار انار
لا اله الا ذهن
لا اله الا فکر
صدا صدای رهروان
صدا صدای تپلان
صدا صدای انار
صدای صدای سفیر ورزش
انار انار انار
انار انار انار
انار و افکار٬ انار و افکار
انار انار انار
انار انار انار
لا اله الا ذهن
لا اله الا فکر
انار انار انار٬ رگبار تفکر ها
انار انار انار٬ رگبار تحقیقات
انار انار انار مشت شده بر چربی٬ مشت شده بر چربی
انار انار انار٬ رگبار تفکرها٬ مشت شده بر چربی
انار انار٬ انار انار
میتینگ داریم ایوالله
میتینگ داریم ایوالله
انار انار٬ انار انار
لا اله الا ذهن
لا اله الا فکر
انار انار انار
انار انار انار
انار و افکار٬ انار و افکار
انار انار انار
انار انار انار
لا اله الا ذهن
لا اله الا فکر
انار انار انار
فکِرِوبلاگ٬ ورزش
فکِر وبلاگ٬ ورزش
(انار انار انار
انار انار انار
فکِروبلاگ٬ ورزش
فکِر وبلاگ٬ ورزش )
بنگر که همه تلاش
بنگر که همه توفان
بنگر که همه توفان
(انار انار انار
انار انار انار
بنگر که همه همت
بنگر که همه کوشا
بنگر که همه تلاش
بنگر که همه توفان)
انار انار٬ انار انار
میتینگ داریم ایوالله
میتینگ داریم ایوالله
انار انار٬ انار انار
لا اله الا ذهن
لا اله الا فکر
انار انار انار
انار انار انار
انار و افکار٬ انار و افکار
انار انار انار
انار انار انار
لا اله الا ذهن
لا اله الا فکر
از رژیم تپلانت از شوق ورزشکارانت
از رژیم تپلانت از شوق ورزشکارانت
فردا که لایف استایل آید
هی مانکن به بار آید
هی باربی به بار آید
از شوق ورزشکارانت
ورزشکار به بار آید
نرمشکار به بار آید
انار انار٬ انار انار
میتینگ داریم ایوالله
میتینگ داریم ایوالله
انار انار٬ انار انار
لا اله الا ذهن
لا اله الا فکر
انار انار انار
انار انار انار
انار و افکار٬ انار و افکار
انار انار انار
انار انار انار
لا اله الا ذهن
لا اله الا فکر
ردا که لایف استایل آید
آزاد و رها هستیم
آزاد و رها هستیم
(انار انار انار
انار انار انار
فردا که لایف استایل آید٬ آزاد و رها هستیم
فردا که لایف استایل آید ٬آزاد و رها هستیم)
نه فت و نه چربی ایی
در اوج تپه هستیم
در اوج تپه هستیم
(انار انار انار
انار انار انار
نه فت و نه چربی ایی
در اوج تپه هستیم
نه فت و نه چربی ایی
در اوج تپه هستیم)
انار انار٬ انار انار
میتینگ داریم ایوالله
میتینگ داریم ایوالله
انار انار٬ انار انار
لا اله الا ذهن
لا اله الا فکر
انار انار انار
انار انار انار
انار و افکار٬ انار و افکار
انار انار انار
انار انار انار
لا اله الا ذهن
لا اله الا فکر
آنان که گفتند که انار و بر این ایمان پایدار ماندند، حاضر نشدند بنده ی غیر انار شوند، و حکومت غیر انار پذیرند،فرشتگان لاغری بر آنها نازل شوند و مژده دهند که دیگر هیچ ترسی و حزن و اندوهی از گذشته ی خویش ندارید و شما را به همان تناسب اندامی که پزشکان وعده دادند٬ بشارت باد.
میتینگ داریم ایوالله
میتینگ داریم ایوالله
انار انار
انار انار
لا اله الا ذهن
لااله الا فکر
انار انار انار
انار انار انار
(اذان)
{...انار و افکار و انار و افکار
اشهد ان لااله الا ذهن
اشهد ان لااله الا افکار
اشهد ان لااله الا انار...}
انار انار انار
انار انار انار
انار و افکار٬ انار و افکار
انار انار انار
انار انار انار
لا اله الا ذهن
لا اله الا فکر
D:
آرام | June 27, 2008 2:44 AM
این هم لینک اصل آهنگ:
http://www.semahal.com/g.htm?id=14576
دیانا هم امضا کرده: "دیانا بنده ی انارستانی!" و نوشته: "از طولانی بودن سرود مربوطه هم معلوم می شه که "انقلاب فکری" به این راحتی ها هم نیست و باید صبر ایوب داشت, حالا خوبه که عمر نوح لازم نداره!."
آرام | June 27, 2008 2:46 AM
سلام دوستان
من چند هفته ايي بود كه ثابت بودم
البته بخاطر درسم ورزشم محدود ميشه به همون پياده روي روزانه يا گاهي يه ساعت رقص و كمي نرمش
اين روزا سرم خيلي شلوغ بود و فقط تو غذام حواسم بود كه طبق رژيمم پيش برم و ذره ايي بهانه جويي بخاطر موقعيتم باعث نشه زياده روي كنم.مثل اينكه همين غذاهه امروز باعث يه خوشحالي شدوقتي صبح رفتم رو تراز مثل هر روز 65 رو نميديدم امروز شده بودم 64كيلو.
چند بارمجددآ رفتم رو ترازو گفتم شايد اشتباهي شده.آخه من ورزشم رو مرتب انجام نميدم و برام باور كردني نبود.ميدونين اين يه كيلو چرا شادم كرد؟
به دو علت:
1-رفتم زير مرز 65كيلو يعني يك مرحله ديگه پيشروي ذهني.
2-امروز وقتي از خوشحالي زيادم وزن جديدمو وارد لوگ كردم متوجه شدم همين يه كيلوي ناقابل منو به ستاره 20 پوندي رسوند.
بابت اين قضيه خيلي خوشحالم.
انارجون:
من ستاره 20 پوندي ميگيرم.
دوستان:
براتون از بازوهام بگم.
اين روزا كه ورزش نميكنم.بازوهام نصف شدن.خيلي دلم براشون ميشوزه به گمون همون يه كيلو از بازو و سينه ام كه هيچ وقت اب نميشد برداشته شده.چون سينه ام يه سايز كوچيك شده و بازوهام هم نصف شدن و چون ورزش نكردم دو تيكه لاغر شده و گوشت وسطش رفته براي همين دلم براشون ميشوزه و نكته جالبتر اينه كه بازوي راستم يك سانتي متر كوچكتر از چپم شده.اين چطوري ممكنه؟از نظر ظاهري خيلي مشهودتره.من هر ماه يك روز خاص و سر يك ساعت خاص بدون لباس تموم سايزهاي ماهانه امو يادداشت ميكنم تا تغييرات رو اولآ متوجه بشم در ثاني همين يه سانت و دو سانتا تو روحيه ام خيلي تآثير مثبت ميذاره.
از شروع لاغريم تا الان طي 2 ماه قبل كه 9 كيلو كم كردم 2 سايز پايين تنه و يك سايز بالاتنه ام لاغر شده.يعني دور كمر 5 سانتي متر و دور سينه 2 سانتي متر.
نميدونم شماهم اين چيزا رو يادداشت ميكنين يا نه .اما من يه برگ كوچيك رو به صورت جدول درآوردم كه بالاش ماههاي ساله و ستون عموديم سايزهامه و با ماژيك هاي لايت رنگي منگيش كردم و چسبوندمش داخل در كمد لباسام.هر شب و هر صبح اين جدوله تو روحيه ام تآثير گذاره وقتي ناخودآگاه بهش نگاه ميكنم و چون يه تصوير رنگي هست خيلي سريع تر از سياه و سفيد مخ واكنش ميده.درست مثل جدول بچه ها كه رنگيه.پيشنهاد ميكنم شما هم همين كارو بكنين تا ببينيد همين كار كوچيك و همين نوشتن هاي جزيي و جلوي چشاتون بودن چه تآثير شگرفي تو ذهنتون و نهايتآ لايف استايلتون ميذاره چون اگرم نخواهين ناخوداگاه همون تصويره يه لايف استايل بهينه رو جلوي پاتون ميذاره و ديگه دلتون نمياد بخاطر يه چيز كوچيك زحماتتونو به باد بديدو خرابش كنين.
هستي | June 27, 2008 2:49 AM
دوستاني كه تجربه تو لاغر شدن بازو و يا روون (اينايي كه دوتان) رو دارن ميشه بهم بگن چرا يه بازوي من يه سانت ازون يكي كوچيكتر شده؟راسته رو ميگم؟
ميتونه به اين علت باشه كه چون دست راستمو بيشترتكونش ميدم و فعاليت بيشتري داره اينجوريه؟
من شنيدم تو همه زنهايكي از سينه ها ازون يكي يه كوچولو كوچيكتره.اين ميتونه در مورد بازو هم صدق كنه؟
يه خورده اين قضيه منو نگرونم كرده.
هستي | June 27, 2008 2:56 AM
تبریک هزار مرتبه تبریک هستی جون دست راستت رو سر ما
ملانی | June 27