« میتینگ 73 | صفحه اول | ميتينگ 75 »
خوب میتینگ 74 رو شروع میکنیم. ایشالا که هفته های شما از نظر لایف استایل از مال من بهتر بوده باشه. من خیلی زحمت کشیده باشم شبها استرسم کم باشه که خوابم ببره شاهکاره. البته سه هفته رفتم ورزش باز دوباره هفته پیش نرفتم. حالا الان دارم زود میرم خونه که از خونه کار کنم و شب زود بخوابم که فردا بتونم برم ورزش.
هرکول برنامه ریزی و مدیریت استرس میشم تا آخر این تحصیلات فخمیه. شماها خوبین؟
تكميل 1. برنامه ريزي نميخواد. اگر كاندوليزا رايس ميتونه روزي 45 دقيقه بدوه من هيچ بهانه اي ندارم. تمام. آدم بايد محدوديتهاش رو بشناسه، قبول كنه و مديريت كنه. حالا باشه محدوديت زماني، امكاناتي، استرسي، مهارتي، چه ميدونم...از كاندوليزا رايس كه بدتر نيست. هست؟
من رفتم بخوابم. شب به خير.
تکمیل 2. ساعت 7 شبه. من همین الان لباس عوض کردم که از سر کار برم ورزش بعد برم خونه. امروز یک دقیقه دویدن, دو دقیقه راه رفتن. فعلا!,
تکمیل 3. بچه ها سلام
ببخشید من فقط اومدم تندی بگم که من متاسفانه اصلا وقت ندارم که بشینم ستاره ها رو حساب کنم و اینا. داستانش هم اینه که دو شنبه یه مصاحبه کاری دارم و برای بخشی از مصاحبه باید تحقیقم رو پرزنت کنم و سه روز پیش ما فهمیدیم که یه جای فرمول رو غلط نوشته ایم و نتایج درست نیست و فعلا من نتیجه ای ندارم که پرزنت کنم. در نتیجه هر دقیقه وقتی که مخم کار میکنه رو باید بذارم یا روی تحقیقم یا آماده شدن برای مصاحبه. شرمنده به هر حال. این چند وقت رو با من راه بیایید ممنون میشم.
مواظب خودتون و لایف استایلتون باشید.

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
سلام ميتينگ شروع شد؟؟؟؟
هستي | June 16, 2008 6:34 PM
انار چرا ارور ميده؟
هستي | June 16, 2008 6:35 PM
انار جون
من امتحانم نزديكه و يكي دوماهي ميخواستم ببينم ميتونم كالري شماريمو فقط رو كاغذ داشته باشم و يهويي 8 يا 9 هفته رو با هم بيام بنويسم/آخه اينجوري وقتم خيلي گرفته ميشه و الانم دارم از عذاب وجدان اونم از نوع مزمنش بشدت كلافه ميشم.
دوست ندارم مرخصي بگيرم اما دلم ميخواد هم باشم و هم درس بخونم.
راستي شرايط مرخصي چه جورياست؟
ميشه يه توضيح كوچولو در موردش بدي؟
من وقتاي ازادم خيلي كم شده.نميدونم برسم واسه نوشتن يا نه.اما مطمئن باش رعايت ميكنم و همه رو رو كاغذ انعكاس ميدم و چيزي هم از قلم نميوفته حتي يه ميوه كوچيك.
اين هفته من كم نكردم.چون شرايط فيزيكيم اين اجازه رو نداد.و هميشه همين هفته ها يه يكي دو كيلويي از قبلش اضافه ميكردم اما من يه كوچولو از 65 كمترم شدم اما ترجيح دادم ننويسمش تا واسه هفته بعد واسه خودم يه سورپرايز جانانه باشه.
نظرت در مورد كالري شماريه من چيه؟
هستي | June 16, 2008 6:42 PM
من خوابم نبرد P:
هستی که یک نفره
پس من می شم دوم
هورااااااااااااااااااااااااااااا
دوم
rokhy | June 16, 2008 7:08 PM
رخي بيداري؟
هستي | June 16, 2008 7:11 PM
انار جون چیزی به دفاعت نمونده.بعدش که عالیه عالی دفاع کردی و تز رو تحویل دادی,جانانه و منظم ورزش می کنی
من هم خوبم.بقیه هم ایشالله خوبن و خوابن
من امشب برای کسی موج بی خوابی نمی فرستم.
خواهش می کنم تشکر لازم نیست D:
rokhy | June 16, 2008 7:12 PM
مگه من خواب هم دارم؟ D:
سلاااااااااام هستی جوووونم
rokhy | June 16, 2008 7:14 PM
چي شد پس؟انار رفت؟
هستي | June 16, 2008 7:19 PM
راستي رخي...!
از "ابرو"
خوشت مياد؟
من يه سري از عكساي بي آرايش و گريمشو همراه "ابي" گذاشتم تو وبلاگم.
دوست داشتي برو ببين.
هستي | June 16, 2008 7:21 PM
فکر کنم توی راهه خونه باشه
داره می ره خونه دخترمون
rokhy | June 16, 2008 7:22 PM
اره خیلیییییییییییی
eeeee
الان می بینم
rokhy | June 16, 2008 7:23 PM
واااااااای هستی
این چرا این شکلیه؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ارایش چه معجز ه ها که نمی کنه
wooooooooooooooooooooow
rokhy | June 16, 2008 7:28 PM
دقيقآ
ولي گريم معجزه ميكنه نه آرايش.
گريم طاووسش ميكنه. اينطور نيست؟
وقتي آدم ميبينتش به خودش اميدوار ميشه.
زنهاي ترك بيشترين مصرف كنندگان كرم پودر و محصولات كرمي در دنيان. و بيشترين محصولات آرايشي هم در منطقه خاورميانه استفاده ميشه.
خلاصه ششت حال اومد؟
هستي | June 16, 2008 7:33 PM
دقیقا همین حس رو داشتم
به خودم امیدوار شدم
خیلی جالب بود.پستت هم حرف نداشت.خوندم.
فردا که با دقت دوباره خوندم کامنت می ذارم.یکبار دیگه حیرتمو اونجا تخلیه می کنم P:
rokhy | June 16, 2008 7:36 PM
من دیگه برم لالا
شب-صبحتون بخیر
انار جونم روز تو هم بخیر. :-*
rokhy | June 16, 2008 7:44 PM
خوب من تو این هفته یه تغییراتی تو برنامه ام دادم یعنی رفتم سراغ برنامه 24 هفته ای که انجامش واسم آسونتره از 8 هفته ای چون نگران بودم سنگینی برنامه تنبلم کنه و هی جا بزنم ولی الان خیلی راحت شدم و به خاطر اینکه برنامه سنگین شده تنبلیم نمی یاد نرم ولی در کل از این لرنامه دو خیلی خوشم اومده
گل بهار | June 16, 2008 8:38 PM
سلام به همه من هم از این هفته رسما توی میتینگ شرکت می کنم .
سوالایی که برام پیش اومده اینا هستن :
1-هر چند وقت یکبار باید خودمو وزن کنم ؟
2- منظورتون از لایف استایل چی هست ؟چه چیزایی رو باید رعایت بکنم به غیر از رژیم غذایی؟
3-آیا دوران پریود تاثیری روی وزن داره ؟ میدونم که وزن اون موقع بالاتر میره ولی من به دلیل مشکل کم کاری تخمدان که دارم الان نزدیک سه ماهه که پریود نشدم نمیدونم این میتونه باعث بشه وزنم بیشتر شه ؟
غزال | June 16, 2008 9:18 PM
سلام ! هرکی میخواد لاغر بشه بگم بابایی من یه هفته بیاد خونشون !!
آی آدمو به دویدن میندازه ! اخرش هم میگه دختر تو اصلا تحرک نداری هاااااااااااااااا!!!!!
leili | June 16, 2008 10:58 PM
يه ساعت براغزال
تايپ كردم.يهويي برق رفت.الانم تا برق اومده اومدم ببينم چه خبره و برم لالا
ديگه حال تايپ كردن رو ندارم و يكي ديگه لطف كنه جواب اين دوست عزيز تازه وارد روبده.
غزال عزيز:
ما هم رسما ورودتونو خوش امد ميگيم.
هستي | June 16, 2008 11:04 PM
سلام
من متاسفانه هفته خوبی نداشتم.مشکل من گوارشیه وهمونطور که قبلا هم نوشتم هر چند روز یه بار دفع میکنم اونم سفت و کم.قبلا چنین مشکلی نداشتم.مصرف مایعات و جوانه گندم ومیوه وهمه کارهایی که بچه ها گفتن تاثیری نداشت متاسفانه.دو روز آخر مجبور شدم غذای چرب بخورم بر خلاف میلم.که جواب داد.یا باید زیاد بخورم ویا چرب! خیلی رژیمیه نه؟
سولی تپلی | June 16, 2008 11:44 PM
غزال جان
ما معمولاً هفته ای یک بار خودمونو وزن میکنیم تا توی لوگ وارد کنیم. بیشتر از این معمولاً توصیه نمیشه چون به هر حال ممکنه وزن حتی توی طول روز بالا و پایین بره و اینها توی روحیه اثر منفی میگذاره. ولی هفته ای یک بار تغییرات نرمال رو نشون میده.
لایف استایل صحبح همه چبرهایی هست که برای یک زندگی سالم لازمه: درست و سالم خوری، فعالیت بدنی کافی، خواب کافی و در ساعات درست، مدیریت استرس و تنش های روحی، و خیلی نکات دیگه که باید سعی کنیم در زندگیمون جا بندازیم و برامون روتین بشه.
در مورد مشکل پریود و ربطش با اضافه وزن متاسفانه اطلاعات درستی ندارم.
شانه بسر | June 16, 2008 11:53 PM
سولی جان من هم همین مشکل رو دارم. خیلی ورزش می کنم. روغن زیتون می خورم سبزیجات و میوه. ولی وزنم اضافه میشه. سایزم کم شده ولی وزنم زیاد شده و فکر کنم به خاطر همون یبوست باشه.
ولی غذای پرچرب نخور با سالادت روغن زیتون بخور. تاثیر داره.
من هنوز جوانه گندم جو که هستی می گفت رو نخوردم. نرسیدم برم بخرم. اما با ماستم سبوس می خورم اما چه کنم که مشکل ادامه داره.
شرمنده هااا خجالت کشیدم اینقدر حرفهای بد زدم.
آلبالو | June 16, 2008 11:54 PM
چبرهایی=چیزهایی
ببخشید من با یک دست نیمه چلاق دارم تایپ میکنم و اشتباهات اینجوری در این شرایط گریزناپذیره! :)
شانه بسر | June 16, 2008 11:55 PM
انار تو جدول برام نوشتی که وزن فعلیم درسته یا نه؟
بله درسته. با اجازه ات یک کیلو چاق هم شدم. موندم اگه اینهمه ورزش نمی کردم و بیشتر می خوردم چی می شدم.
آلبالو | June 17, 2008 12:09 AM
انار جان تو لوگ برام تذکر نوشتی که آیا وزنه فعلیم درسته؟
بله درسته با اجازتون من یک کیلو اضافه کردم. از دو هفته پیش . موندم اگه اینهمه ورزش نمی کردم و بیشتر می خوردم چی می شدم.
آلبالو | June 17, 2008 12:13 AM
شانه بسر تایپ نکن دختر تا انگشتت خوب بشه.
آلبالو | June 17, 2008 12:15 AM
برای مشکل یبوست میتونید از سبوس پودر شده توی ماست یا آبمیوه استفاده کنید. دانه های اسفرزه که توی داروخانه به نام پسیلیوم فروخته میشوند هم برای یبوست مفید است. توصیه آخرم به دوستان استفاده از برگ سنا و یا همان قرص های سی لاکس یا سنالین هست که البته نباید در مصرفش زیاده روی کرد.
(کیف کردید چقدر کتابی نوشتم !!!)
leili | June 17, 2008 1:04 AM
اگر بتونید صبحانه یه لیوان آب گرم که توش یه قاشق روغن زیتون ریختید و یکی دو قطره آبلیمو بخورید . برای یبوست خوبه !!
آی من تجربه دارم در مورد این مشکل!
leili | June 17, 2008 1:08 AM
جدا کاندولیزا رایس روزی 30 دقیقه میدوه. بابا ای ول. هیکلش هم خوبه.
آلبالو | June 17, 2008 1:46 AM
سلام . URL بلاگ هستی چیه؟
××××××××××××
انار جان بیا بلاگم جدولمو ببین پلیز
sib | June 17, 2008 1:52 AM
اناری میای راهنمائیم کنی؟
sib | June 17, 2008 1:53 AM
http://smallspring.extrapounds.com/
سیب این بالا آدرس وبلاگ هستی رو نوشتم اگر می بینی.
بهارک | June 17, 2008 2:07 AM
از وقتی توهین پرگلک به مذهب و مردمم رو تو وبلاگش دیدم اصلا حوصله وبلاگ و گروه یاهو رو ندارم. خیلی اذیتم کرد توهینش و یک هفتست نتونستم فراموش کنم :(
بهارک | June 17, 2008 2:11 AM
من نخوندم بهارک. ولی میرم می خونم. خودتو برای این چیزا ناراحت نکن. نظر شخصی هر کسی برای خودش مهمهو تو که ازش تاثیر نمی گیری اگه اعتقاداتت برخلاف اون هست. و به اعتقاداتت احترام میزاری
آلبالو | June 17, 2008 2:26 AM
بهارک لینک وبلاگ پرگلک رو پیدا نکردم.میزاریش؟
آلبالو | June 17, 2008 2:33 AM
بهارك مگه چي گفته؟
من كه فضول....!!
مگه حالا ول ميكنم...!!!
هستي | June 17, 2008 3:10 AM
اذان ما رو به عربده خر تشبیه کرده و گفته خوشحاله از شهر سنی نشینی که اذان های مثل عربده خرشون روزی 5 بار نمی شنوه.
بهارک | June 17, 2008 3:50 AM
از شهر سنی نشین راحت شده!
من خیلی به مذهبم و خدا و پیامبر خدا و امامان و پیامبران اعتقاد عمیقی دارم و در زندگیم همچین توهینی رو حتی از بهایی و ارمنی های شهرمون نشنیده بودم.
بهارک | June 17, 2008 3:52 AM
همين الان تو برنامه
شبكه سوم در برنامه سلامت باشيد "دكتر خسرونيا"
در مورد اصول كاهش وزن گفت:
كاهش بيش از نيم تا يك كيلو در ماه اصلآ مجاز نيست و به مغز و كليه و كبد فشار مياره و اگه بيش از يه كيلو كاهش داشته باشين و رژيمو ول كنين سريع تو همون زمون برميگردونين در حاليكه نيم يا يه كيلو به تدريج و ندرتآ سريع برميگره.
در ضمن گفت تو هيچ جاي دنيا اصلا مرسوم نيست مثل غذاخوردن ما ايرانيا و اگه غذا خوردن ما رو ببينن تعجب ميكنن.ما ايرونيا بجاي چند پر سبزي يه لگن سبزي جلو دستمون ميذاريم و هر چي دلمون بخواد ازش ميخوريم.و گاها بجاي يه ميوه يا دو تا و يا يه برش هندونه و ازين دست ميوه جات ميشينيم يكي دو كيلو ميوه ميخوريم.اين اصلا خوب نيست.ميوه و سبزي زيادي هم چاق ميكنه و ويتاميني اگه قراره برسه از همون چند برگ سبزي يا همون يه برش ميوه بهمون ميرسه و بقيه ويتامينا دفع ميشه.
گفت قرصه رو با شكم خالي بخورين چون اگه بين يه غذايي مثلا يه كپسول خورده شه نصفيش همراه غذاي داخل معده دفع ميشه و اثرش دارو كمتر ميشه.
يه چيز جالب ديگه هم گفت و اون اينكه اكثر زنهاي ايرانيه چهل ساله مبتلا به يه نوع سنگ حالا تو صفرا و كليه و مثانه و ... هستن كه چيز زياد مهمي به نظر نميادو نبايدتا درد نگرفت خيلي حساسيت نشون داد.
يه پيام پزشكي هم وسطش اون مجريه خوند كه در آفتاب سوختگي اگه پوستتون دچارتيكه هاي كنده شده بود اجازه بدين خود بخود پوست ريزي انجام بشه و اون پوست رو خودتون با فشار نكنين.تو اينجور مواقع بايد اجازه داد پوست عملكرد طبيعيشو داشته باشه.
در آفتاب سوختگي گفت نوشيدن چاي سبز و اب و چند تا چيز ديگه مفيده كه من الان دقيقا بقيه اشو يادم نيست.
تا اونجايي كه فكر ميكردم اين مطالب به دردتون بخوره يادم بود كه براتون بنويسم و هر وقت كه خودم اين ميتينگو باز كردم بازم همين مطالبو بخونم.مطمئنم بازم با اين مغز الزايمريم برام تازگي خواهد داشت.
آهان يه چيز ديگه هم اون دكتره گفت كه چه بيمار باشيد و چه نباشيد بدن شما روي نيم ساعت پياده روي لازم داره و با اين مقدار ورزش سلامتتونو تضمين ميكنين.
موفق باشين.من هنوز نخوابيدم.
هستي | June 17, 2008 3:53 AM
و تنها تفاوت اذان شیعه و سنی فقط در یک عبارت هست تا جایی که می دونم. اینجا جای این بحث نیست می دونم و از انار معذرت می خوام اما واقعا یک هفته تو گروه احساس ناراحتی داشتم.
آدرسش تو لینک های بچه ها هست من حفظ نیستم.
بهارک | June 17, 2008 3:55 AM
مرسی هستی جون من تو ماه گذشته فقط دو کیلو کم کردم و خیلی ناراحت بودم اما باز هم چون دیدم کمی پوست بازوم چین ریز افتاده یک هفته همه چیو ول کردم و وزن کم نکردم تا بازو و سینه هام شکل خودشو باز به دست بیاره و هماهنگ بشه. خیلی خوشحال شدم که اینو نوشتی! من هم اتفاقا داشتم می دیدما اما بعد 5 دقیقه خاموش کردم خوبه پس شما بهم گفتی کل مطلبو یه جا :*
بهارک | June 17, 2008 3:59 AM
بهارك جون
بابا بي خيال
اون اعتقادي رو كه تو به دينت داري نبايد با گفتن يه جمله خدشه دار شه و با مسخره كردن يه نفر نه دين تو زير سوال ميره و نه صحت گفته اون آدم نمايان ميشه.
عزيزم ديدگاه آدمها نسبت به هم فرق ميكنه و هر كسي دينشو برحسب عقايد خودش انتخاب ميكنه.هرچند توهين به افكار و مقدسات ديگرون اصلآ قشنگ نيست اما تو بايد به بقيه اجازه بدي اگه توهيني صورت گرفت به بيان قلم شيوات چنان طرف رو بكوبي و استدلالات منطقي براش رو كني كه اون آدم بجاي توهين در مورد چيزايي كه نميدونه بگه نميدونم و خيلي واضح نظر نده.
چقدر بهتره تو جايي كه همه از كيش و ايين و نژاد و مذهب و قبايل مختلفيم به وجه اشتراك ايروني بودنمون نگاه كنيم نه اختلافات.
من اون آدمي رو كه تو ميگي رو نميشناسم اما شايد دلش پربوده.دلش شكسته شده.
با تموم اختلاف نظرا نميشه يه تنه مبارزه كني. اينجوري اعصاب خودتو بيشتر خورد ميكني.راه خودتو برو و مطمئن باش اوني كه اشتباه ميكنه سرش حتمآ به سنگ خواهد خورد.
عيسي به دين خود و موسي به دين خود.
من تا به حال اذون سنيها رو نشنيدم.
ولي نماز خوندنشونو ديدم و ديدم كه چقدر بيشتر از ما شيعه ها مقيدن.
ناراحت شدن و غصه خوردن دردي از تو دوا نميكنه.
به نظر من بايد واقعا عاشق دينت بشي مثل مجنون كه يه دنيا بهش ميگفتن ليلي زشته باور نداشت چون اون زيبايي رو در وجود ليلي ميديد كه كسي تا به حال نتونسته بود ازون زاويه ليلي رو درك كنه و حسش كنه.
در مورد دينتم همين مصداق پيدا ميكنه.اگه يه دنيا بيان دينتو مسخره كنن ذر ه ايي نبايد ناراحت شيو ناراحت شدنت يعني شك به اعتقادات خودت و اگر اونقدر محكم و با ايمان باشي ميشي يه مجنون واقعي كه بيخياله اطرافيانش از عشق ليلي سر به بيابونا گذاشته بودو فقط اونو ميپرستيد.
اميدوارم حالت بهتر شده باشه دختر ناز
هستي | June 17, 2008 4:11 AM
بهلرک لطفا خودت رو ناراحت نکن .هر کسی می تونه عقاید خودش رو داشته باشه و نباید به ما بربخوره.تو هم ناراحت نشو.
اینجا ما برای تغییر لایف استایل دور هم جمعیم و زندگی خصوصی و تفکرات خودمون هم نباید توی تعاملات فردی و گروهی مون تاثیر بذاره.
سالومه | June 17, 2008 4:33 AM
هستی من مولتی ویتامین nature made می خورم روش نوشته همراه غذا خورده شود. من هم با ناهارم می خورم. یعنی اشتباه است؟
آلبالو | June 17, 2008 4:51 AM
من اصلا منظورم بحث خاصث نبود فقط چون بعد از یک هفته هنوز آزارم می داد یه دفه گفتم حالا هم بی خیال.
من هم موندم این سنتروم رو قبل از خواب بخورم یا موقع غذا خوردن؟
بهارک | June 17, 2008 5:03 AM
نميدونم
ولي اين دكتره كه داشت اينو ميگفت.
در مورد داروهاتون از دكتر داروخونه بپرسين.
آلبالو
منم همين مولتي ويتامين رو ميخورم.اما چون در طول روز برام اشتها اور بود از دكترداروخونه پرسيدم اشكالي نداره اخرشبي ازش بخورم.
گفت نه و من ازون موقع تا الان دارم اخر شب ميخورم و تا بياد اشتهام واز شه خوابيدم.
هستي | June 17, 2008 5:42 AM
من خیلی اعتقاد دارم که سریع وزن کم نکنم و بدنم رو عادت ندهم به کم خوری توی یه پروسه ی کوتاه مدت .
و ورزشم همونی باشه که می دونم می تونم تحت هر شرایطی ادامه اش می دهم وگرنه آدم می تونه یهو کلی کم کنه
.
.
. بهارک جون نگفته بودی وزن کم کردی ها
ناراحت نباش اصلا مهم نیست
بخند . انار گفته انرژی هاتون مثبت باشه
zeinab | June 17, 2008 6:31 AM
بچه ها سنتروم چیه /
یه سوال دیگه
من دیگه دارم میشم شبیه تریاکی ها به خدا . پای چشم هایم کاملا گود رفته و سیاه شده . ورزش هم هفته ای 3 بار ایروبیک و دستگاه کار می کنم . اب هم 8 تا ر حداقل می خورم ولی ....
جنس پوستم هم بد شده . خیلی بد . هستی تو یه راهی بذار جلوی پام خواهر
از رخی که مامانم شده هم تشکر می کنم و می خوام که به من کمک کنه
zeinab | June 17, 2008 6:46 AM
:)) زینب جون سنتروم یه قرصه که همه ویتامین و آهن و اینجور مینرال ها رو داره من هم تازه یکی دو هفته هست خریدم و نمی دونم فرق کردم یانه
بهارک | June 17, 2008 7:17 AM
فدات بشم من چرا این جوری شدی زینب جون؟ می خوای عکستو بذار تو یاهو ما ببینیم واقعا اینجوری شدی یا تلقین خودته؟ چون من حتی وقتی همه بهم می گن زیر چشمم گود و زرد شده خودم خودمو تپل می بینم و بعد که عکس خودمو می بینم تازه می فهمم چقدر لاغر بوده صورتم :))
بهارک | June 17, 2008 7:19 AM
زی زی حتما کم می خوابی!
آلبالو | June 17, 2008 7:56 AM
بچه ها من اون پست ديانا رو در مورد تركهاي پوستي خوندم ولي يك راهنمايي مي كنيد منو .
هيچكدوم تا حالا راه خاصي رو امتحان كردين ؟!! با وجود اينكه كاهش وزنم زياد نبوده ولي خيلي خط خطي شدم :دي مخصوصا بازوهام .... غصه ام گرفته
ليلا | June 17, 2008 8:21 AM
من هم بازوم همون طوری خطای سفید افتاده از پوست خودم یک درجه روشن تر :( با این بازو باید لباس عروس آستین بلند یقه ایستاده بپوشم:))
بهارک | June 17, 2008 8:53 AM
کم خوابی کاش صورت منم لاغر می کرد من پف می کنم همیشه موقع کم خوابی و خستگی.
بهارک | June 17, 2008 8:54 AM
هوراااااااااااااا
من توي اين ده روز 7 پوند (3 كيلو 200 گرم) كم كردم!!!
از خوشحالي دارم پس مي افتم :))
یه ستاره م رو می تونم پس بگیرم...
ساميا | June 17, 2008 9:06 AM
منم بازوهام کمی ترک داره...
البته تقریبا رنگ پوست خودم.
اما تا اونجایی که من تحقیق کردم هیچ راه درمان قطعی نداره :((
و فقط میشه برای پوشاندنش برنزه کرد!
این لیزر و دارو هایی هم که میگن خیلی ها تعیید نمی کنن. البته یه راه حلش هم اینه که اون قسمت پوست (اگه پوست جا داشته باشه!) رو جراحی زیبایی کنن و پوست رو بردارن!!!
ساميا | June 17, 2008 9:12 AM
تو تهران جایی هست برای برنزه؟ یا از این وسایل آرایشی که برای برنزه خودم استفاده کنم؟
بهارک | June 17, 2008 9:15 AM
هستی من میرم چهره ها 2 - اگه خواستی اون کارو بکنی با من قبلش یه مشورت کن.
من change رو خیلی دوست دارم اگه وقت کنم
sib | June 17, 2008 9:17 AM
بهارک تو عروسیت مگه نزدیکه عزیزم
sib | June 17, 2008 9:19 AM
انار منتظرم
sib | June 17, 2008 9:22 AM
نه سیب جون اما تا عروسیم می خوام کلی لاغر کنم از الان اینجوری باشه خب راه راه می شم دیگه آخه...... تازه اصلا برنزه بهم نمیاد بیشتر کثیف بنظر میام تا فاشنیستا :))
بهارک | June 17, 2008 9:27 AM
نه سیب جون اما تا عروسیم می خوام کلی لاغر کنم از الان اینجوری باشه خب راه راه می شم دیگه آخه...... تازه اصلا برنزه بهم نمیاد بیشتر کثیف بنظر میام تا فاشنیستا :))
بهارک | June 17, 2008 9:29 AM
سلام سولی تپلی جان
من هم مشکل یبوست رو زمانی داشتم که حتی رژیم هم نداشتم. در مورد من می گفتن مصرف برنج زیاد باعث یبوست میشه . ولی در مورد درمانش چیزی که برای من خوب جواب داد کم کردن مصرف برنج و خوردن آلو بود . آلو بخارا رو خیس کن و هر صبح دو سه تا ناشتا بخور . همینطور خوردن آب اول صبح هم خوبه . سعی کن هر موقع وقت کردی روده هات رو ماساژ بدی . یه چیز دیگه هم که من خودم نکردم ولی می گن خیلی تاثیر داره راه رفتن توی استخره . امیدوارم که مشکلت حل بشه خانوم .
غزال | June 17, 2008 10:43 AM
بچه ها من هم برنامه تغذیه یک هفته اخیر رو توی وبلاگ رژیمیم نوشتم . من توی این یک هفته احساس سبکی زیادی دارم چون همه چی خوردم ولی زمانی که کاملا سیر نشدم از غذا دست کشیدم فکر می کنم که نکته کلیدی لاغر شدن هم همین هست . ولی خوشحال میشم شما که اطلاعات بیشتری دارین اگه چیزی می دونین که بهم کمک می کنه بهم بگین . راستش ورزش من بیشتر در همون پیاده روی خلاصه می شه و فعالیت دیگه ای ندارم . شاید باید ورزشم رو بیشتر کنم .
غزال | June 17, 2008 10:47 AM
هوم! استرس! من هفته دیگر امتحان اقتصاد بین الملل دارم. بعدش هم یک هفته است می خواهم زود از شرکت بروم خانه ..... زارپی بعد ناهار یک گزارشی، تاییدی، آماری خلاصه یک سوال می پرسند تا 6 شرکتم!!!! امروز هم که کلا سیستم شرکت داون بود.
کارت تنیس صادر شده. گفتم اشتباهی پینگ پنگ صادر کرده بودند؟ من هم از پینگ پنگ بدم می آید خیلی. تنها ورزشی که نمرم خیلی کم شد سال دوم دبیرستان بود آنهم در پینگ پنگ که 17 شدم!
حالا یک روز باید بروم مرکز شهر کارت بگیرم. بعد با دوستم قرار بگذاریم که برویم. آخر من رانندگی نمی کنم و تا بیام راه بیافتم و یادم بیاد گاز چی بود دنده کجا بود احتمالا شدم ماریا شاراپووای مو خرمایی! D:
آرام | June 17, 2008 12:14 PM
صبح شما بخیر انار جان! D:
آرام | June 17, 2008 12:15 PM
نینابه جان موفق باشی عزیزم :)
فندق | June 17, 2008 2:22 PM
آرام جان تو هم موفق باشی عزیزم :)
فندق | June 17, 2008 2:25 PM
دوستان
الكي نرين خودتونو برنزه نكنين.برنزه كردن با آفتاب نيتونه پوست رو مستعد ابتلا به سرطان كنه.تاثيري هم در روند بهبود ترك نداره
تنها چاره كار ورزش همزمان با لاغريه تا سطح پوست كاهش پيدا كنه يعني پيشگيري.درمون نداره.اگه هم داشته باشه يا گرونن يا اصلآ نميارزن.
كساني هم كه ترك رنگ پوست دارن تركشون به مرور يه درجه روشن تر از پوست طبيعيشون ميشه.يعني مرحله اول تغيير رنگ نداره و همرنگ پوسته و ادم زياد متوجه نيست امابعدش كه يه درجه روشن تر ميشه تازه خودشو نشون ميده.چقدرم زشتن.
خود من اگه روزي برم داخل جنگل گورخره منو بجا بچه اش اشتباه ميگيره.
داخل بازوم و روي شيكمم يعني زير ناف و رو سينه ام شده پر ترك.و جالبه يه وقتايي كه بهش دقت ميكنم ميبينم ورزش نميكنم بيشتر و بيشتر ميشن.
يه كرمهاي دست ساز از يه پرفسوري كه مطبش جدنه و متخصص پوسته شنيدم كه خيلي تاثير داره اما يه كرمش حدود 270 هزار تومن درمياد و معلوم نيست چند دوره بايد استفاده كنيم.من اينا رو از دوستم كه پيشش رفته بود و واسه حاملگيش تركشو با اون كرمها از بين برد.
نميدونم رو ماها جواب ميده يا نه.
از طرفي هزينه اشم يه جور ريسكه.چون تركهاي ما ديگه كهنه هستن.
مثلآ ترك رو سينه من يادمه 6 سال پيش خودشو نشون داد.ترك شما نشون دهنده لاغريتون نيست بلكه داره بهتون ميگه وقتيهايي كه ادم هي ميلومبونه و داره فقط به طعم غذا فكر ميكنه و نه عواقبش اون موقع كش اومده پوست.اين گند زدن اون موقع است.
حالا اگه خودم يكم سرم خلوت شد شايد دلم بخواد برم و ترك درموني كنم .اگه اطلاعات مفيدي بدست اوردم حتما شما رو هم در جريان ميذارم.
اگه دوستاني هستن كه محصولاتي ميشناسن و خودشون به شخصه استفاده كردن و نتيجه گرفتن بيان معرفي كنن.اجرتون با انار و يه انارستان شبانه روز دعاتون خواهد كرد.
هستي | June 17, 2008 2:36 PM
زينب
سياهي ه زير چشم يه علامته
ممكنه خداي نكرده از يه بيماري مثل ناراحتي كليه و ... و يا بي خوابي و خيلي چيزاي ديگه باشه .سرسري ازش نگذر.
اما اگه تا رژيمتو شروع ميكني اينجوري ميشي حتمآ مربوطه به رژيمت كه يه بازنگري كن و از چند نفر حتي يه پزشك كمك بگير تا بهت بگن اشكال كارت كجاست.چون ميگي داري ورزش ميكني و كم خوري نميكني و اب مكينوشي اين علايمت برام عجيب بود.
هستي | June 17, 2008 2:44 PM
بهارك جون
مطمئن باش كه عروس خوشگل و ماماني ميشي.نگرون نباش و فقط تو راهت استوار باش تا نتيجه مطلوب بگيري.
زينب جون
يعني اون مش كار چهره هاست؟
خيلي جالب بود چون هر باري كه ميخواستم برم چهره ها همه ميگفتن نرو و فقط اسم در كرده و ازين حرفا كه منصرفم ميكردن اما حالا كه مشتو ميبينم كارشون عاليه و به نظرم يه مش خوشگله.موهاتو نسوزوند؟
بچه ها راهي هست بشه رنگ پركلاغي رو به پايه هاي روشن برگردوند ؟آخه يه 4 سالي ميشه كه پر كلاغي ميكنم.ميشه با تجربه ها يه نظري هم راجع به اين سوالم بدن؟البته با عرض معذرت از انار كه سوالم مربوط به رژيم نبود ولي ميشه يه جورايي ربطش داد مثْلآ ميخوام در كنار رژيمم به يه هستي لاغر موطلايي تبديل شم...!
خلاصه اسمون ريسمون ديگه...!!
اگه تونستين تو وبلاگم جوابمو بذارين ممنونتون ميشم دوستاي گلم.
هستي | June 17, 2008 2:54 PM
هستي من با يك داروساز خيلي خيلي خوب مشورت كردم معتقد بود بعضي از اين كرم ها جواب ميدن ، منتها مي گفت بايد ببيني پوست تو در چه وضعيتيه ، بعدم مي گفت كه ترك بارداري خيلي متفاوته با ترك چاقي . يك جورايي انگاري بايد آزمون و خطا كرد . يعني مي گفت كرم هاشون متفاوته . منم قبلا از اين ترك ها داشتم و رنگشم روشن تر بوددش ولي اين بار خيلي زودتر خودش رو نشون داده و يك جورايي كلافه ام مي كنه .
حالا خانم ورزشكار بگو ببينم شما چه ورزشي مي كني كه كمتر نشون بده ؟!
در مورد برنزه شدن هم خب رنگش يكي ميشه ، كمتر نشون نميده . غير اينه ؟!
ليلا | June 17, 2008 2:54 PM
سلام هستی جون استاد همه چی دون :) خوبی؟ دستت درد نکنه که اینقدر وقت می ذاری و بهم یاد می دی عزیزم من واقعا پرررتم از همه چی :))
بهارک | June 17, 2008 2:57 PM
من عاشق یالین هستم :))) با اینکه با گیتار ریتم تندی نداره اما موقع ورزش با اون خیلی کیف می کنم از همین صداش باعث می شه سریعتر راه برم:))
بهارک | June 17, 2008 3:03 PM
دوستان يه سوال ديگه
هميشه ذهنم به اين سوال درگيره كه هيكلهاي سيبي شكل مثل من بهتر ميتونن لاغر شن يا گلابي فرمها؟
خيلي احساس بدي به اين فرم سيبيم دارم و همش آرزو ميكردم كاش اون يكي بودم.
سيبي بازم اينجا داريم يا من تنهام؟
البته منظورم خانوم سيب نيست.
اب كردن شيكم و باسن و روون و ازين حرفا خيلي راحت تر تا بازوو سينه.
من فكر ميكنم اگه آدم سيبي باشه بيشتر چاق نشون ميده مخصوصا تو مانتو كه از بالا آزاد مياد و همه فكر ميكنن پايين هم به همينقدر چاقه.اما اگه گلابي باشي شايد اصلآ نشون نده و بره تو مايه هاي چاقي پنهان.
حالا اگه سيبي باشي و صورتتم تپل باشه كه ديگه نور علي نور ميشه و ميشي عينهو يه خرس كه همه بجاي راه رفتن ازت انتظار دارن قل بخوري.
نميدونم علتش چيه.سيبيا وزنشون بيشتر به چش مياد مگر اينكه يه لباس بدنسازي بپوشن كه طرف بفهمه كه بابا نه شيكم دايم و نه باسن و نه كمر كلفت.اونچه هست دو تا بازوي هركوليه عين همون تبليغ "قارچ سينا".
هستي | June 17, 2008 3:12 PM
بچه ها لطفا برای من موج مثبت بفرستید!!!
من بخاطر بدقولی یه آدم بی خیال خودم بدقولی کردم و کلی استرس دارم!
تو رو خدا برام دعا کنید، مشکلم حل بشه و آرامش پیدا کنم.
ممنون
ساميا | June 17, 2008 3:12 PM
بب0خشيد در مورد مش
خطابم به سيب بود و به اشتباه نوشتم زينب.
همين جا از جفتتون معذرت ميخوام
هستي | June 17, 2008 3:13 PM
خب شب به خیر :)
بهارک | June 17, 2008 3:15 PM
هستی من ساعت شنی ام و سینه و باسنم یه اندازه تپله و دلم می خواد مانتو بپوشم اما فعلا که همه جا با دامن تنگ و اینا می رم اگه می دونی مانتو چی به من میاد بگو :)
بهارک | June 17, 2008 3:19 PM
هستی جان من موهام پرکلاغی بود اون رنگی در اوردن ،تازه می تونست سفیدم بشه ولی پوست سرم حساس بود.
من واسه عروسیم رفتم چهره ها و یه آرایش ملایم ولی قشنگ در اوردن .حالا واست می ذارم. واسه مو هاتم بگو به من تا شماره ی hair dressser خودمو بهت بدم
sib | June 17, 2008 3:19 PM
بهارک جان لاتین اسم قرصتو بنویس . همه داروخانه ها دارن؟ چند تاییه؟
sib | June 17, 2008 3:22 PM
بهارک جان لاتین اسم قرصتو بنویس . همه داروخانه ها دارن؟ چند تاییه؟
sib | June 17, 2008 3:23 PM
ليلا جون
همين چند روز پيش بود كه يه سرچ كوچولو تو اينترنت راجع به ترك داشتم.از اونجايي كه وقتي يه مطلب رو ميخونم اول به منبع اش دقت ميكنم و بعد ميبينم ارزششو داره واسه خوندن يا نه.
نميدونم تو اون سرچ يهو سر از سايت يه دكتر درآوردم.
ميگفت برنزه نكنين و برنزه شدن راه درمونش نيست و الان يادم نيست ولي يه دليل علمي محكم داشت و اكيدآ گفته بود نه.
حالا اگه يه زموني دوباره ميگردم دنبالش تا همون مطلبو پيدا كنم و حتمآ خبرت ميكنم.چون منم يه جا در مورد برنزه شدن خونده بودم كه خوبه اما دنبالش كه رفتم قانع شدم بدرد نميخوره.
ساميا جون
توكل كن به خدا ايشاللا مشگلت هر چه زودتر حل شه.
مدام با خودت تكرار كن:خدا آرامش من است پس نميتونم نگرون چيزي باشم"
اگه مسئله مهميه بشين رو يه كاغذ در موردش و راههاي حل شدنش و هر راهي كه به نظرت ميرسه بنويس.بعدش كاغذرو پاره كن و با آرامش برو بخواب.همه چيز رو بسپر دست خدا
مطمئن باش اون پيشاپيش تو حركت ميكنه و بهترين راهو جلو پات ميذاره.
منم برات همين الان دعا ميكنم
بهارك جون
اين همه چيز دان اصطلاح مادرمه كه بهم ميگه.آخه تو هر چي دلم ميخواد سرك بكشم و فضولي كنم حالا هر چي اسرار آميزتر و مرموزتر باشه منم مشتاق ترم. اما يه فضول بي آزارم و آزارم به هيچ كسي نميرسه.
هستي | June 17, 2008 3:25 PM
ویلیام شکسپیر: «یا به اندازه آرزوهات تلاش کن یا به اندازه تلاشت آرزو کن.»
×××××××××××××××××
کانت: «چنان باش که به هر کس بتوانی بگويی مثل من رفتار کن.»
Anonymous | June 17, 2008 3:27 PM
ویلیام شکسپیر: «یا به اندازه آرزوهات تلاش کن یا به اندازه تلاشت آرزو کن.»
×××××××××××××××××
کانت: «چنان باش که به هر کس بتوانی بگويی مثل من رفتار کن.»
××××××××××××××××
sib | June 17, 2008 3:30 PM
سيب جون
خوشحال ميشم عكسهاتو كي و كجا ميذاري؟
ببين هنوز كامنت بالاييم خشك نشده حس فضوليم گل كرد دوباره...!!
هستي | June 17, 2008 3:31 PM
اگه بشه تو گروه یاهوتون بذارم بهتره. من خونه مامانم اینام .اونا هم می خوان بخوابن .فعلا خدانگهدارت عزیزم تا فردا
sib | June 17, 2008 3:42 PM
سامیاجونم
انرژی برات هوارتا فرستادم.ایشالا همه چی رست می شه.ارامشت رو حفظ کن.
هستی جان
منم خیلی بازوهام ضخیم و غول پیکر!بودن.با یوگا و سیم کش توی باشگاه و یکی دو تا حرکت با دمبل سبک تقریبا نصف شدن!و این خیلی توی نشون دادن لاغریم موثر بوده.
آرام عزیزم
نمی دونم امکان داره یا نه؟ولی اگه می تونستیم یه چت روم درست کنیم خیلی خوب بود و کلی می تونستیم معاشرت کنیم.من از مسائل تخصصی اش اصلا سر ر نمی یارم.تو سر در میاری؟
اینجوری پهنای باند انار جون هم اینقدر اشغال نمی شه
سالومه | June 17, 2008 3:51 PM
رخی جونم گجایی؟
سالومه | June 17, 2008 3:59 PM
بچه هایی که یبوست دارن:
من ظرف دو یا سه ماه پیش خیلی این مشکل رو داشتم ولی در این دو روز خام خواری مجبور بودم ببخشبدا ولی توی دستشویی بست بشینم.
فکر می کنم هندونه ناشتا خیلی اثر داشته.در ضمن تازه نخوردن گوشت و مرغ هم کلی موثره.اگه اشتباه نکنم حذف ادویه هم کلی کمک می کنه.
حالا شما هم امتحان کنید
سالومه | June 17, 2008 4:07 PM
آيا نور خورشيد سبب وخيم تر كردن ظاهر ترك ميشود؟
جواب اون تو سايت آفتاب دات آي ار
از آنجايي كه در ناحيه تركهاي پوستي رنگدانه هاي پوست توليد نميشوند اين تركها حتي بعد از برنزه شدن نيزبه رنگ سفيد باقي ميمانند
هستي | June 17, 2008 4:23 PM
آره بچه ها ، سالومه راست ميگه . اصولا ميگن ناشتا هندونه نخورين . ولي براي كسايي كه مشكل دارن راه خيلي خوبيه .
هستي مرسي عزيزم . نگفتي چه ورزشايي رو پيشنهاد ميدي ها
خداروشكر براي برنزه نكرده دليل پيدا كردم . :دي
ليلا | June 17, 2008 4:48 PM
ليلاي عزيز
چون من تو استفاده ازون كرمها تجربه ايي ندارم نميتونم در مورد اثراتش چيزي بگم و چون تجربه دوستم تو زمينه حاملگي بوده درمورد چاقي شايد جواب نده
اما دكترت گفته فرق ميكنن.پس نميارزه اون همه پولو دور ريخت وفقط تست كرد
در مورد ورزش بگم
نميدونم چي براي ترك خوبه ولي همه جا درمورد ورزش براي جلوگيري از ترك گفتن و نوعشو صحبت نكردن.
به نظرم همون فعاليت مخلوطي از دونوع ورزش خوبه.
من خودم ورزشهاي روزانه ام اينه:
صبح:"5 نرمش سوئدي-"5 دراز نشست و دوچرخه رو پا-"5تمارين بادي شيپريا همون نرمش شكم و پهلو و "5 يوگا
يه ساعت رقص
و 2 ساعت پياده روي.
تو يه كتاب رژيمي خوندم ورزشهاي توآم و مخلوطي مثل هموني كه من انجام ميدم مفيدتره .مثل تمارين ايزوتونيك و تكنيكهاي ايزوتونيك كه هر وقت وقت كردم ميام در موردش بيشتر مينويسم.
اون تكنيك "20 هست تا نيم ساعت و فقط نياز به يه چهار چوب در داره كه همه جا هست خوشبختانه.
هستي | June 17, 2008 5:05 PM
راستي ليلا شايد يادم نياد دوباره واست بنويسم
ازونجايي كه زيادي بهت زحمت دادم و خيلي بهم محبت كردي همين الان در مورد اون نيم ساعت توضيح ميدم:
1-دويدن آهسته به مدت 5 دقيقه
2-راه رفتن 2 دقيقه
3-نرمش يا ورزش سبك مدت 2 دقيقه
4-راه رفتن مدت 1.5 دقيقه
5-دويدن خيلي سريع 1.5 دقيقه
6-راه رفتن مدت 1.5 دقيقه
7-تكرار نرمش 2 دقيقه
8-درجا دويدن مدت 5 دقيقه
9-راه رفتن مدت 0.5 دقيقه
10-تمرينهاي ايزومتريك مدت 1.5 دقيقه
11-دويدن آهسته 3 دقيقه
12-راه رفتن 2 دقيقه
13-تمرينهاي ايزومتريك 1.5 دقيقه
14-راه رفتن مدت 2 دقيقه.
كه ميشه مجموعآ 30 دقيقه.
حالا تمارين ايزومتريك چين؟بين چهارچوب در باستيد پشتتون را صاف بچسبونين به چهار چوب يه پاتونو بالا بياريد و بگذاريد به چخهارچوب طرف مقابل و با پا فشار به چهرچوب وارد كنين.درين تكنيك بدون اينكه حركتي داشته باشين يك گروه از عضلات رو به حركت واميدارين.اينا بدون نظارت مربي و سرپرست قابل اجران.و اين تمارين باعث تقويت و سفتي در عضلات پا و شكم ميگردد.
اگه ميخواين برنامه متنوعي داشته باشن و بخصوص واسه اونايي كه حتي 5 دقيقه هم زورشون مياد ورزش كنن اين برنامه يه برنامه مفيد و خوبه كه خيلي سريع تاثيراتشو نشون ميده.اگه بازم خيلي تنبليتون مياد نيم ساعت ورزش كنين تموم زمونها رو نصف كنين تا نهايتآ يه ربع حداقل ورزش كرده باشين.
اگه يه ربع بدويد يا پياده روي كنين خسته ميشين اما يكي دو دقيقه رو بدن زياد متوجه اش نميشه.و نتيجه اين اختلاط اينجوري بيشتر از انجام يكيشون تو همين مدت زمون نيم ساعته است.
من خودم تجربه اشو داشتم.
به شرطي كه همش چشتون به ساعت باشه.اينجوري ديگه حتي ثانيه هاي ورزشتونم هدر نميره و براتون مهم ميشه.
اين ورزش يه هدف بزرگه كه تو قالب اهداف خيلي خيلي آسون همون يكي دو دقيقه گنجونده شده.
شاد باشيد.
هستي | June 17, 2008 5:21 PM
خسته نباشي انار جون
دلم خواست منم الان برم بدوم ها . الان ساعت 3:50 شبه ؟!! نه صبحه !
ليلا | June 17, 2008 7:17 PM
آفرین انار جونم :-×
توی این شرایط واقعا اراده می خواد. منم امروز بخاطر تو و همه بچه های گروه بهتر از هر روز ورزش می کنم...
ساميا | June 17, 2008 11:04 PM
هستی و سالومه عزیزم فک کنم انرژی های مثبتتون رو دریافت کردم. چون از وقتی چشمم رو باز کردم روحیه م خیلی بهتره و استرس کم شده!
همون جا توی جام، کلی فک کردم و دیدم بالاخره همه چیز درست میشه!
توکلم به خداست...
هستی جون راه کارت رو هم حتما عملی میکنم. بنظر جالب میاد...
بووووس
ساميا | June 17, 2008 11:12 PM
الان ساعت 7.40 دقیقه ست! من دارم میرم باشگاه که ورزش کنم... هوا هم عالیه بخاطر همین تا باشگاه پیاده میرم.
آهاااای خواب آلوهاااااا پاشید برید راه برید، کلی کیف میده هاااا
خلاصه از من گفتن بود!!! :-×
ساميا | June 17, 2008 11:15 PM
غزال جون
ببخشید که دیر جواب میدم
ما برای میتینگ سه شنبه خودمون را وزن می کنیم. می تونی هر روز خودت وزن کنی به شرطی که زیادی روش حساس نشی که هر روز کم بشه.
هدف ما اینجا اینه که کم کم عادتهای غذایی اشتباهمون را که باعث چاق شدنمون شده را کنار بذاریم و عادتهای سالم پیدا کنیم مثل مرتب ورزش کردن و هله هوله های پر کالری را با میوه و سبزی جایگزین کردن.
بازم اگه سوال داشتی بپرس
شب تاب | June 17, 2008 11:36 PM
سامیا جون
من خیلی خوشحالم که برگشتی. ماشا... حسابی با اراده هم برگشتی و داری ما را هم هل میدی که تنبلی نکنیم
شب تاب | June 17, 2008 11:40 PM
بچه ها همون طور که سالومه گفت ورزشهای کششی مثل یوگا و کار با وزنه سبک خیلی روی بازو تاثیر داره. من آخرین عکس سالومه رو دیدم. خیلی بازوهاش باریک و ناز شدن. من که حسودیم شد.
خود من شونه هام پهنه و تقریبا استخون بندیم درشته. رو این حساب دستام هم استخوناش درشته.وقتی چاق می شم اولین جایی که تو چشم میاد پهلوهامه. یعنی پشتم و بالای باسن. و بازوهام و اونقدر حالم بد میشه که نگو.
وقتی آستین کوتاه بپوشم تو اون شرایط همه متوجه چاقی من میشن.و بهم میگن به به عجب بازوهای پهلوونی شده. برای همین رو بازوهام خیلی حساسم و دائم ورزشهای کششی انجام میدم.
سامیا جان من هم قبل از 7 زدم بیرون اما نه برای ورزش:((
انار جان ورزش بهت خوش بگذره.
من و شوهرم دیشب در مورد کاندولیزا بحث می کردیم. بهش گفتم می دونی هر روز 45 دقیقه میدوه. از تعجب شاخاش در اومد گفت وای با این همه کار و مشغله.
ولی خب هیکلش خوبه.
و گفت همیشه همین طوری که آدمهای موفق بیشتر از ظرفیتهای خودشون استفاده می کنند.
آخه من و شوهرم یه چند باری با هم دوییدیم که بیشترینش 45 دقیقه بود. لب دریا و خب خبلی هم سنگین بود.
آلبالو | June 17, 2008 11:43 PM
نینابه جون ف خانوم دکتر ایشالا موفق باشی!
انار جونم کی برنامه دفاع گذاشتی؟ منتظریم ها!
سامیا جون مشکل تو هم که به سلامتی کم رنگ شده !
و.... بقیه دوستان! انرژی میفرستید دیگه ؟
ساعت 11 به وقت ایران میشه حدود دو و نیم نصفه شب به وقت مالزی! من ساعت کوک می کنم زنگ که زد بیدار میشم و یه کوچولو دعا میکنم ! همین دعاهای کوچولو با هم خیلی میشه !
leili | June 17, 2008 11:44 PM
بچه ها درباره ی ترک های پوست دیانا یه توضیحات غوبی نوشته اینجا:
لینکش توی لینکهای مفید بالای صفحه هم هست
http://tavan-tavan.blogfa.com/post-171.aspx
شب تاب | June 18, 2008 12:12 AM
آلبالو جونم کلی از تعریفت از بازوهام!!!! که البته هنوز بسیار کلفتن !!انرژی گرفتم.اگه این بچه ها عکس توی مانکن و خوش هیکل رو دیده بودن........
الان جای همگی خالی من در راستای خام خواری دارم زردآلو و خیار می خورم.بوی خیار همه سالن تحریریه رو برداشته ولی من به روی خورم نمی یارم اصلا و کماکان گاز می زنم.
سامیای گل
آفرین به این اراده که اول صبح می ری ورزش
منتظر عکسهای جدید و خوشگلتم
خوشحالم که انرژی ها موثر بودن
بچه ها من هفته پیش که کلی با خودم عهد و پیمون کرده بودم نتونستم بشم 94 ولی الان تا تولدم فقط 9 روز مونده و می خوام تا اون موقع حتما 1 کیلو کم کرده باشم.آخه تو ماه گذشته ثابت موندم.برام دعا کنین بتونم
این خام خواری کالری بالایی رو می طلبه تا سیر شی.واسه همین حواست نباشه یهو 2500 کالری خرما و ارده و آجیل زدی تو رگ!
سالومه | June 18, 2008 3:11 AM
بچه ها من بعد چاق شدن بیماریه اسپاسم روده گرفتم که اگه کسی داشته باشه می دونه چقدر از اسهال و یبوست بدتره ، چون چه در حالت عادی و چه در صورت داشتن اسهال یا یبوست دفعتون سخته .یعنی دفع اصلا کامل نیست .چیزیه شبیه کولیت روده و چاقی و استرس بوجود آورنده اش است. اگه کسی این مشکلو داشته و تجربه ای ممنون می شم بگه
sib | June 18, 2008 3:20 AM
سالومه منم بازوی لاغر می خوام م م.(گریه)
sib | June 18, 2008 3:22 AM
نمی دونم چرا اینقدر از ورزش فراریم . اصلا نمی تونم در خودم علاقه ایجاد کنم
sib | June 18, 2008 3:40 AM
من برگشتم! شاد و با انرژي....
مخصوصا وقتي پيغام هاي قشنگتون رو مي خونم پر انرژي تر هم ميشم! :-)
توي اين يك ساعتي كه برگشتم، يه غذاي سالم (كه البته موادش از قبل آماده بود) پختم و ناهارم رو هم خوردم!
مشكل م هم هنوز رفع نشده اما من به لطف انرژي هاي مثبت شما بدجوري بي خيال شدم p-:
شب تاب جونم، لي لي عزيز و سالومه جون مرسي از محبتتون:-*
آلبالو جونم منم از چند روز ديگه كه كارم شروع بشه معلوم نيست چه ساعتي بتونم ورزش كنم:-(
ساميا | June 18, 2008 4:19 AM
مبارکه نینابه جان
sib | June 18, 2008 4:20 AM
سیب جان حتما به یه فعالیتی علاقه داری ولی کشفش نکردی.چون دنیای ورزش خیلی گسترده است.همون خرید کردن که مورد علاقه شدید خانومهاست ورزش پیاده رویه،یا رقص .
من خودمم آدم اکتیوی به حساب نمیام و دلیل چاقیم هم بیشتر بی تحرکیمه.ولی بعد از زایمان اول رفتم یه باشگاه ثبت نام کردم که آیروبیک کار میکرد.حرکات موزون با موسیقی.اونقدر من علاقمند شدم واونقدر خوب جواب گرفتم که حد نداشت.چون تنوع حرکات خیلی زیاد بود و هر جلسه هم تمرینات با قبلیها فرق میکرد.که باعث میشد احساس دلزدگی نکنی.تازه حرکاتش رو همه میتونن انجام بدن .تازه کار و چاق و لاغر نداره.
من که از پیاده روی و آیروبیک خیلی لذت میبرم.مطمئنم برای تو هم موارد زیادی هست باید دنبالش بری.باشگاه خوبه .چون فضاش ،آینه هاش،موسیقیش ودیدن خانومهای با سایزهای مختلف بهت انگیزه میده.
سولی تپلی | June 18, 2008 4:21 AM
همچنان به امواج مثبتتان نيازمنديم!
ساميا | June 18, 2008 4:24 AM
سالومه جون وزنی که گفتم کم کردم همون روز که گفتم تو میتینگ قبلی که باید ستاره پس می دادما اما وقتی رئیس رفت هاوایی تا برگرده و موقع تقسیم ستاره ها بشه وزنی که اضافه شده بود دوباره کم کردم اونو گفتم عزیزم. یعنی در جمع هنوز ثابتم اما به هر حال همون دو کیلویی که اضافه کردمو تو یه ماه برگشتم باز جای شکرش باقیه نیست؟
بهارک | June 18, 2008 4:30 AM
اره بهارک جان
همینطور ادامه بده عزیزم.ایشالا 2 کیلو هم ماه دیگه کم می کنی.:دی
سیب عزیزم
اگه ورزش نکنی بازوهات لاغرم که بشن شل و گنده می شن و پوست زیرشون آویزون می شه.حتمت ورزش رو شروع کن
سامیا جون
من الان در آرزوی رسیدن به وزن فعلی تو هستم!!ولی چون تو شروع رژیمت بوده اینقدر خوب اومدی پایین.من حالا حالا ها باید برای رسیدن بهش تلاش کنم
سالومه | June 18, 2008 4:43 AM
نینابه جان موفق باشی خانوم دکتر.شیرینی یادت نره!
بهار | June 18, 2008 4:59 AM
سیب جون جون هرکی دوست داری ورزش کن وگرنه بعدش که بد شکل لاغر شدی افسوس می خوری که کاش خوش فرم می شدی و لاغر. من الان قدم 159 و وزن ام63 هست . اما اصلا بهم نمی خوره . خیلی بهتر دیده میشم هرچند روند کم کردن وزنم خیلی کنده اما مهم اینه که توی لباس خوب وایسی دیگه نه
ورزش جدا از رژیم آدم رو خوش تیپ نشون میده
از خودت هم توقع نداشته باش که تنها شروع کنی . حتما برو اسمت رو یه کلاس ثبت نام کن .
.
.
.
. همیشه توی کارهای گروهی یه انرژی زیادی وجود داره که آدم رو به جلو هل میده
.
. تازه شم رخی مامان من کجااست بچه ها
.
.. سالومه با گیاهخوای هایت چه می کنی مهربون
.
. بهارک !همین که کم کردی خوبه دیگه . خودت رو هی تشویق کن ننه
زينب | June 18, 2008 5:04 AM
زینب جان
خوبم با خام خواری..می گذره و خوب می گذره:)
سالومه | June 18, 2008 5:48 AM
Khanooma tavajoh kardin inja bejaye bahse regim tabdil shodeh be hamoome zanooneh!!!!
Maryam | June 18, 2008 6:29 AM
Khanooma tavajoh kardin inja bejaye bahse regim tabdil shodeh be hamoome zanooneh!!!!
Maryam | June 18, 2008 6:29 AM
من هم مثلا یک هفته به خودم مرخصی دادم البته بیشترش به خاطر مهمون داشتن حالا امروز به قدری احساس تنبلی می کردم که از دست خودم گریه م گرفته بود :)) کسی دیگه هم هست که موقع انجام حرکات زانوش می لرزه؟ دکتر می گه چیزیش نیست! پس حتما زانوم ضعیفه نه؟
بهارک | June 18, 2008 7:06 AM
حموم زنونه؟؟!!!
مرسی سولی ،زینب،سالومه
سالومه دقیقا ورزش بازوتو لطف می کنی بنویسی واسم . و اینکه چقدرش چه مدت جواب می ده؟
sib | June 18, 2008 7:30 AM
سلام
1-وزن رو چه طور وارد لوگ می کنن؟ هر دفعه باید همه مشخصات رو داد؟؟!!
2-ورزشی برای پشت(از گردن تا باسن ) هست؟ پشت من قلمبه قلمبه هست . ورزش برا پشت . پهلو می خوام . من میام جواب بگیرما .خواهش می کنم
Anonymous | June 18, 2008 7:38 AM
maryam salam.man roohe ghabliye to hastam ke be esme sara holool karde bood.
khob to invara naya agh dadash!!!!i
fekr konam ba tecnologi ashna nisti.vagarna ba do esme mokhtalef coment nemizashti.boro yekam be jaye inja fozooli kardan motalee kon
sara | June 18, 2008 8:01 AM
وای که چقدر گرمه من مثلا دارم ورزش می کنم هر 15 دقیقه باید بشینم تا حالم بهتر بشه. من که نمی فهمم چه خبر شده ^^
بهارک | June 18, 2008 8:36 AM
ورزش برای پشت من هم می خوام اینجایی که از زیر بند سوتین یه قلمبه میاد بیرون اه اه:( فکر می کنم اگه همه در کل وزن کم کنیم اون هم کم کم از بین بره و ورزش خاصی نشنیدم فکر می کنم با همین کاردیو باید چربیشو آب کنیم.
بهارک | June 18, 2008 8:38 AM
Man che Maryam che Sara!
Mossalaman hoviyate aslim nist! Vali be kesi fekr nemikonam tohini kardeh basham!!
Dirooz nazaramo dar morede chegooneh behtar shodane rabete ba aghayoone shohar bayan kardam (bishtar ham ba rokhy) ke shoma khah goosh bede khah goosh nadeh!!
Emrooz ham age goftam shodeh hamoom zananooneh, baz tohini nakardam!! Ke shoma be donbale moch giri hasty!! Bara inke khiyaleto rahat konam bedoon ke man na Sara hastam na Maryam! Ye rahgozaram!
Sara/ Maryam/ ???? | June 18, 2008 9:23 AM
واااای من همین الان تابلو اعلانات رو دیدم!!!
نینابه جون بیا زودتر خبر بده چه کردی! كلي ذوق دارم....
از صمیم قلبم برات موج مثبت می فرستم....
البته اگه دیر نشده باشه D:
با آرزوي بهترين ها براي نينابه ي گل
ساميا | June 18, 2008 9:30 AM
سالومه جان حواست به تفاوت قدمون هست؟!
من الان در ظاهر از تو بيشتر هم هستم جيگر.... با يه هم قد خودت خودتو مقايسه كن نه با من .... D-:
منم آرزو دارم قد بلند تو رو داشتم خوشتيپ خانوم :-(
ساميا | June 18, 2008 9:34 AM
سلااااااااااام نانازی ها
چطورین؟
نینابه جووونم همزاد جونم کجااااایی؟
بچه ها روز و ماه و سال تولد منو نینابه دقیقا مثل همه.
خیلی جالبه هاااا.اونم در انارستان.
بچه هاااااااااااااا فردا همه خونه ی سارا دعوتیم
یادتون نره ها.تولد سارا سی و یک خرداده.
بریم حسابی بریزیم خونشون با نی نی و نونو هم بازی کنیم.من بادکنک میارم.شونصد تاااا.شمع هم میارم شونصد تا.
نینابه بدووووو بیا بگووووووووووو.البته الان اونجا شبه؟بیدار شو؟ما هیجان داریم
سارا جوووووووونم تولد تولد تولدت مبارررررررک
زینب دخمل گلی من خوبی؟مامانی کمی بی حس و حال بود
سالومه جونم من اینجام
rokhy | June 18, 2008 9:41 AM
سلام!
بچه خا من نمی دونم چطوری باید خونه ای رو که وزنم رو توش وارد می کنم رنگی کنم.
کسی می تونه کمک کنه؟
ساغر | June 18, 2008 10:36 AM
ساغر اون خونه رو انتخاب کن با موس بعد از بالا یه جایی هست رنگ ها رو نشون می ده یکی برای رنگ فونت هست اون یکی برای رنگ کادر خونه های شیت، اونی که برای خونه های شیت هست روش کلیک کنی جعبه کادر رنگ باز می شه از اون رنگها انتخاب کن.
بهارک | June 18, 2008 11:08 AM
سالومه با من هم قده سامیا و خیلی خیلی تا الان خوب پیش اومده و من برعکس کننننند و یواش کم می کنم! در مقایسه با هم قد خودش سالومه خیلی جلو جلو هست. البته 1 سانت اختلاف :))
بهارک | June 18, 2008 11:11 AM
سلام سلام خانمای 20 حال شما ؟همه خوب و خوشید؟
یه سوال اولا اینکه من کی می تونم عضو گروه یاهو شم شد 3 ماه انار جونم
بعدش من دیشب با سویا پیتزا درست کردم آی خوشمزه شد فقط یک چهارمش رو خوردم
واسه یبوست هم من داروی گیاهی سی لاکس رو امتحان کردم خیلی خوب بود
در ضمن بنده همچنان سنگر 71.3 رو حفظ کردم
راستی کسی آهنگای خوشگل و شاد واسه ورزش داره اینجا بزاره فکر کنم کمک کنه به همه
مراقب خودتون باشید
راستی آزی کنکوری در چه حاله ؟کسی از دیانا خبر داره ؟نینابه جون دست راستت رو سر من فکر کنم اونقد این دفاع رو بندازم عقب که اخرش عوض فوق لیسانس به من فوق دیپلم بدن
arezoo | June 18, 2008 12:31 PM
وای بهارک و سامیا چقدر انرژی مثبت می دین بابا.ذوق مرگ شدم.
جیگر دوتا تون رو که اینقدر ماهین
سیب جونم
دو تا از حرکات بازو رو برای فندق توی کامنت دونی خودم گذاشتم.می شه از اونجا ببینی؟
سالومه | June 18, 2008 3:06 PM
میشه لطفا یکی برای من اون لینکی رو که با توجه به قد و وزن ومیزان فعالیت کالری مورد نیاز رو میده برام بذاره . می دونم توی وبلاگت هست انار ولی نمیدونم دقیقا کدوم یکی از وبلاگا . ممنون میشم .
غزال | June 18, 2008 3:34 PM
بچه ها یه سوال دیگه هم اینه که من که توی رژیمم همه چی می خورم باز هم باید قرص فولیک اسید و یا مولتی ویتامین مصرف کنم ؟ آخه برنامه های غذایی اکثرتون رو که نگاه می کنم می بینم که از اینجور قرصا می خورین .
غزال | June 18, 2008 3:37 PM
هستی جان به هرحال مرسی که به فکر جواب دادن به سوالم بودی .
غزال | June 18, 2008 3:44 PM
سالومه عزیز:
من متاسفانه نام نویسنده بازماندگان رابخاطرندارم .این داستان ارتباطی با رژیم نداره بلکه ماجرایی تکان دهنده از مقاومت و تلاش عده ای برای زنده ماندن هست.
حق با گلبهار عزیزه اگه روحیه حساسی داری (که امیدوارم نداشته باشی) از خواندنش منصرف شو.
میخواستم یکی ازتجربه های خودم رادرزمینه نوعی تمرین مقاومت و خویشتنداری برات بگم که فکر کنم زمان مناسبی نباشه.شایداون حسی که اون موقع خودم داشتم و دلم میخواست به هرنحوی شده سربلند از اون آزمون در بیام ،امروز توداشته باشی.والبته این راهم بیاد دارم که تو یکبار قبلا چنین تجربه ای داشتی و خیلی نپخته دست به این کار نزدی.
به هر حال گاهی ما آدمها باید یه چیزی را خودمون شخصا تجربه کنیم تا درستی و نادرستی اش به مامعلوم بشه .
امیدوارم روزهای خوبی داشته باشی.
یه دوست | June 18, 2008 4:00 PM
ليلاي مهربون
خانوني مرسي كه بازم شرمند هام كردي.ببخشيد اگه كمر به همتون سر ميزنم اما گه گاهي ميام و ميخونم و سريع ميرم .ايشاللا تو هم امتحاناتتو خوب بدي
سالومه عزيز
من امروز رفتم ميوه فروش و شبرنگ ديدم هموناييه كه قبْلآ بهشون شليل ميگفتم.اينم مثل لوبيا شناسيمه كه اسم هيچكدومشونو نميدونستم.
منم ازش هشت كيلو خريدم.الان نصف يخچال مملو از شبرنگه.به عبارتي منم ميخوام لاي درسام بشقاب بشقاب شبرنگ گياه خام خواري كنم.
هستي | June 18, 2008 4:17 PM
دوستای گلم
متاسفانه امروز حالم خیلی بد شد و عصری رفتم اورژانس.با پزشکم مشورت کردم و تصمیم گرفتم 100 درصد خام خواری نکنم.
احساس می کنم ظرف 3 روز خام خواریم بدنم خیلی حس خوب و لذت بخشی رو تجربه کرد ولی در عین حال چون 6 ماهه که دارم وزن کم می کنم یه جورایی کم اوورد.
من خیلی ایده آلیست هستم که یه نقطه ضعف بزرگه و برای کارهایی که کامل انجام نمی دم خودم رو شدیدا تنبیه و سرزنش می کنم.دارم تلاش می کنم که ایندفعه اینکار رو با خودم نکنم.
یکی از دوستام که بام اومده بود بیمارستان می گفت که:"تو چرا همیشه باید از همه متفاوت باشی ؟چرا همه کارها رو می خوای به بهترین وجه انجام بدی؟چرا اینقدر خودت رو تنبیه می کنی و آزار می دی؟"
پیش خودم گفتم که داره راست می گه.من حتی اگه به قیمت سنگینی هم تموم شه باید کاری رو که تصمیم می گیرم تموم کنم و توش بهترین شم. و این یه خصوصیت بده چون همه تحسینم می کنن و به به چه چه می کنن ولی خودم در راستای شنیدن این تعریفها پدرم در می یاد.واسه همین دیدم 3 روز گرفتم و بسمه.یه بار هم یه کاری رو نصفه رها کنم.
ولی از وقتی از ساعت 5 که اومدم خونه گریه کردم تا ساعت 9 که به زور از اتاق اوردنم بیرون.
نمی تونم بگم که چقدر حالم گرفته است ولی بدنم رسما نمی کشه که بهش فشار بیشتری بیارم.باید رو تین قبلم رو از سر بگیرم.
سالومه | June 18, 2008 4:28 PM
ولی یک وعده در روزم رو سعی می کنم خام بخورم.مثلا سالاد یا میوه.مخصوصا دوست دارم صبحانه ها میوه بخورم خیلی حال می ده.
از انرژی های مثبت همه تون ممنونم.ولی فکر می کنم این تصمیم درسته و نباید به خودم فشار بیارم.
سالومه | June 18, 2008 4:32 PM
زينب جون يه عالمه برات دعا ميكنم بلكه روحيه ات بهتر شه.
بچه ها
نميدونين .
يا من خيلي به فكر دوستانمم يا خداي نكرده اتفاقي افتاده.
تا صبح داشتم خواب ديانا رو ميدم.يه لحظه با حالت جيغ از خواب پا شدم آخه داشتم ميديدم ديانا اومده بود داشت كامنت ميذاشت و از من خبري نبود.من همه رو ميديدم(يعني همون نوشته ها رو)
اما نميتونستم و كسي صدامو نميشنيد و نوشته هامو نميديد و اين فقط ديانا بود كه پشت سر هم داشت از ژاپن مينوشت.همون موقع بود كه با حالت جيغ گفته بودم ديانا و از خواب پريده بودم.يكي از دوستاي خواهرم شب اينجا بود ميگفت ديانا كيه؟كلك خبريه ما نميدونيم؟حالا بيا واسشون توضيح بده.
ولي بد جوري بعد از ديدن اون خواب نگرون ديانا شدم.
خبري ازش نشد؟
كسي چيزي نميدونه؟
ديشب نميدونم چم بود يه بار ديگه قبل از ديانا گفتنم هم يه جيغ كوتاه كشيده بودم و تب و لرز شديد كرده بودم و عين اينا كه رعشه دارن رفتم سمت كولر و تا مدتها خاموش بود و من زير يه پتوي پشمالو.اما از وقتي پاشدم نه چيزي يادم ميومد ازون اوليه و نه حالت تب و لرز داشتم.تا حالا هم اصلآ سابقه جيغ كشي تو خواب نداشتم.
فقط 18 سال پيش يه شب كه داشتم با واكمن و هدفونم يه كنسرت گوش ميدادم گويا خوابيده بودم و مادر ميگفت همش سوت ميزدي.حتمآ با جمعيت موجود در كنسرت كه سوت ميزدن ما ميسوتيديم.مادر كه سوتهاي اونا رو نميشنيد فكر كرده بود دخترش واقعآ خل و چل شده.آخه نديده بود حتي يه بار تو بيداري سوت بزنم.
اين بود جريان تب ولرز و ديانا و سوت كشيه ما.
اگه كسي خبري از ديانا بدست آورد به من هم خبر بدهوبدجوري نگرونش شدم.
هستي | June 18, 2008 4:32 PM
سالومه جونم سه روزم يك عالمه اراده ميخواد كه واقع گل كاشتي عزيزم . من يكي حتي نمي تونم تصور بكنم كه خودم يك روز از اين كارا بكنم .
آخه گريه چرا خانم خانما . تو رو خدا مراقب خودت باش .
ليلا | June 18, 2008 4:35 PM
یه دوست عزیز
مرسی از توصیه کتاب
نه من روحیه خیلی حساسی ندارم.چیزهای خیلی وحشتناکی مثل سیل و زلزله و بدبختی و مریضی رو به واسطه شغلم از نزدیک دیدم و لمس کردم.پس یه جورایی آبدیده شدم.
حتما این کتاب رو می گیرم و می خونم.ممنونم از حرفهای خوبت
سالومه | June 18, 2008 4:35 PM
مرسی لیلا جونم
3 روز مقاومت خوبی یه.در واقع 3 روز که رد کنی کلی بدنت به سیستم عادت می کنه.
گریه کردم چون از شکست بیزارم و از ضعف شخصیتی و این حرفها خیلی بدم می یاد.البته این بد اومدن من خودش یه جور مشکل شخصیتی یه.آدم نباید اینقدر به خودش سخت بگیره. :)
سالومه | June 18, 2008 4:39 PM
هستي جان مرسي عزيزم . تو هم حسابي درسات رو بخون كه شيريني حسابي بهمون بدي ها .
هستي بعضي از روانشناسا معتقدن كه خواب و اتفاقاتش ، بخشايي از ذهنه كه تو در طول روز با استفاده از خودآگاهت اجازه بروز بهشون نميدي و شبا ناخوداگاهت ميارتشون روي سطح . اينا نشون ميده كه نگران ديانايي . يك ذره مثبت نگاه كنيم و اميدوار باشيم ديانا در سلامتي و شادي بسر ببره .
ليلا | June 18, 2008 4:40 PM
آفرين سالومه جونم. آدم نبايد خيلي به خودش سخت بگيره . اين يك تجربه خوب بود براي اينكه اين نكته مثبت توي ذهنت عميق تر بشه .
در ضمن اين شناخت شخصيت خود از همه بر نمياد . اينكه اينقدر خودت رو مي شناسي و خودت رو نقد مي كني خيلي خيلي عالي هستش سالومه گل انارستان :*
ليلا | June 18, 2008 4:46 PM
سالومه جون اصلآ ناراحت نباش
بهت گفتم هر جا بدنت كم آورد ديگه بهش فشار نيار.
بدنت خودش خوب ميفهمه زمون واقعي كيه.
من خودم وقتي يه بشقاب ميوه ميخورم نميدونم چرا سردم ميشه.معده ام سنگين ميشه.اصلآ نميتونم زير كولر باشم كه چه عرض كنم.فكرشو بكن تو اين روزاي گرم ميرم شلوار پشمي ميپوشم.تا يه كم فشارم بياد سر جاش .ميوهه كه هضم بشه دماي بدنمم درست ميشه و ميرم دوباره شلوارك ميپوشم و كولر رو روشن ميكنم.
من تو طول روز هيچ نوع قند و شكرو شيرينيجاتي نميخورم.نه براي رژيم.خودم دوست ندارم.تا بحال تو تموم زندگيميه بار يادمه طعم آب قند رو زموني كه حالم تو دانشكده بد شده بود حس كردم.مثل تف بود.اينو ميگم شمام حالتون بهم بخوره ديگه قند نخورين.از بچگي هم اصلآ به ياد ندارم از كي از قند بدم اومد.يادمه مادي ميگفت حدود 3 سال داشتم كه از قندي كه مادربزرگم كنار پودر ماشين لباسشويي گذاشته بود و طعم اونو گرفته بود خوردم وديگه ازش بدم اومد و كسي به زورم نتونست حتي با كتك قند فرو كنه تو حلقم.
براي همين كه تو طول روز گاهآ هيچ نوع شيريني نميخورم ولي اگه رژيم باشم به نفعمه و مجبور ميشم كشمش و خرما و عسل و توت و اينا بخورم.
تو هم اگه ميبيني بدنت نميكشه ولش كن.
مگه به كسي تعهد دادي بدنتو داغون كني؟
بهت گفتم به بدنت گوش كن چون اومدم تو بلاگت ديدم شروع كردي و نخواستم چيزي بگم.
اما حالا اينو ميگم كه منم در مورد خام خواري گياهي تو كتابي كه دارم و درمورد فوايد ميوه ها نوشته گفته 3 روز بايد باشه و فقط در مورد انگور اشاره داشت كه ميگفت تو فصل انگور براي اينكه سموم بدنتونو دفع كنين غذاي سه روزتونو اختصاص بديد بهش.الان يادم نست اون سه روزم يه اسم خاص و جالب داشت.
اون كتاب اشاره داشت به خوردن ميوه در صبح.ميگفت ميوه در صبح طلاست.در ظهر نقره و در شب برنز.
اولش رو چهل روزت تعجب كردم اما نخواستم بهت انرژي منفي بدم.
اماوقتي ديدم اصولي پيش ميري و زير نظر متخصص و مخصوصا ازون مقاله پيتا واتاييتم خيلي خوشم اومد گفتم حتمآ مشگلي نداره.
اما الان كه ميبينم بدنت واكنش شديد داده كه حتي رفتي اورژانس.خيلي ناراحت شدم.آخه رسيدن به هدف به چه قيمتي؟اورژانس؟
زودترش كه ديدي حالت بد شد بايدولش ميكردي.
من خودم به .واكنشهاي بدن خودم خيلي حساسم و بهشون توجه ميكنم.چون هر بدني با بدن ديگه فرق ميكنه.حتي اگه قبلآ 40 روز رو كامل گرفتي شرايط الانت توش تاثير داشته.
اصلآ از رها كردنش ناراحت نباش.
بچسب به همين كالري شماري و بدون همين بيشتر جواب ميده.
به نظر من 3 روز كافي بوده كمااينكه قبل ازاينكه تو بگي 3 روز گرفتي من ميدونستم 3 روزشم كافيه.
اگه ميخواي اراده اتو تقويت كني راههاي بهتري از ضربه زدن به بدنتم موجوده.مثلآ بگرد تو خودت ببين از كدوم رفتارت خوشت نمياد و گير بده به خودت و سعي كن مثلآ يه هفته يا يه ماه اونو انجام ندي.
هر باري كه آگاهانه اون رفتار غير ارادي رو كنترل كردي خودش يه جايزه بزرگه و در نهايت اراده ايي پولادين.
الانم ديگه ميوه رو چند روز كامل بذار كنار يا جزيي بخور چون 3 روز بزور گذاشتي دهنت ممكنه بهش الرژي پيدا كني و حالت ازش بهم بخوره كه اصلا درست نيست چون ميوه پر از ويتامينه و حالا حالاها باهاش كار داري.
آفري برتو كه همين 3 روزشم اراده داشتي .من كه اصلآ نميتونم حتي يه روزم اينجوري غذا بخورم.ولي بشقاب بشقاب ميون وعده هامو ميوه ميخورم تااشتهام كم شه
برات آرزوي سلامت و شادكامي دارم دوست خوب من
هستي | June 18, 2008 4:58 PM
مرسی هستی عزیزم
خوشحالم که تونستم 3 روزش رو بگیرم.ولی بدنم مثل چند سال پیش نیست و دچار استرس می شه.چون منم زبون بدنم رو خوب می فهمم باهاش کنار اومدم.
:دی
سالومه | June 18, 2008 5:03 PM
راستي
خطاب به سارا يا مريم يا رهگذر
كه عين آفتاب پرست مياين و نظرتونو ميديد.
كاملآ مشهوده كه يك پسرين چون خيلي تند با رخي برخورد كردين كه من خواستم يه تذكر بهتون بدم.
در ضمن اگه ميخوايين نظر بدين لطف كنين با يه اسم نظر يدين .دو اسم وارد كردن و بي هويت بودن فقط نشانه كامنتي يه طرفه است بدون جواب چون از چيزي ناراحت شده بودين و فقط خواستين درد دلتونو بگين.
منم توصيه ميكنم بجاي اينكه بحث رو به حاشيه بكشونين و زنونه و مردونه اش كنين وقتايي كه ميان اينجا اگه 10 تا مطلب ميبينين كه 9 تاش براتون مفيد بوده نياين از همون يكي ايراد بگيريد.فكر نميكنين با لحني محترمانه تر و آرومتر و بدون جبهه گيري زودتر به نتيجه برسين اين در مورد نتيجه اتون.اما اگه قصدتون استفاده كردن از مطالب اين سايته بهتون توصيه ميكنم بجاي 200 بار با اساميه مختلف اومدن با يه اسم عضو شين و قرار رو بر دوستي بگذاريد.اينجا كسي به كسي توهين نميكنه و توهين رو هم نميپذيريم.شما اگر احساس ميكنين اينجا تبديل به حموم زنونه شده بگردين ببينين چه مطلبي رو از بقيه واردتريد و در موردش اينجا مطلب بذاريد تا بقيه هم استفاده كنن.در غير اينصورت ميتونين اصلآ اينجا تشريف نيارين و بجايي برين كه بدردتون بخوره.
من نميدونستم سارا و مريم هر دوي شما هستيداما از هر دو كامنتي كه با اين اسامي سند شده بود رو توهين آميز ديدم وحال اينكه شما مياين و ميگين توهين نكردين؟
تصور الان من اينه كه تو ميتينگاي قبلي هم اونايي كه توهين ميكردن هم شايد شما باشين.البته بايد به ما حق بديد در مورد كسي كه 2 اسمش رو شده اينطوري فكركنيم.
حالا به قول "دكتر سارا"
"موجود محترم" كه نه ميدونيم شما نه زن هستين و نه مرد بهتره اگه دنبال مطالب فمنيستي هستين تو سايتاي ديگه بحث راه بندازين.حالا اگه اون دوستمون و من و رخي و ...
بيايم جواب كامنتي شما رو بديم از حموم زنونه بودن خارجه؟
خود من به شخصه ديگه وقتمو نميذارم كه جواب كامنتايي مثل شما رو بدم دوستان هم فكر ميكنم با من هم عقيده اند.
انار جون ببخشيد كه يه كم تند رفتم.آخه ايندفعه واقعآ عصبي شدم.
از كامنت يه آدم به اسم "محمود"
جواب همين سارا به "رخي"
و يا همين "مريم"
و ديگه نميدونم به چه اسم ديگه هايي.
معذرت معذرت از همگي
يه بار بهارك و بچه هاي ديگه پيشنهاد دادن كه فقط اعضا حق كامنت گذاشتن داشته باشن.منم همين نظر رو دارم فكر كنم بهتر باشه آخه بعضي كامنتا واقعآ ديگه شورش رو درآوردن.
منم برم بخوابم تا كمي آروم شم.
هستي | June 18, 2008 5:36 PM
آرزوي عزيز
شما سه ماهه عضويد واينقدر ستاره سهيل؟
يا من يه كوچولو كور تشريف دارم كه حضورتونو احساس نكردم و افتخار آشنايي نداشتم.
در مورد اون پيتزاي سويا ميشه بيشتر توضيح بدين كه چطوري درستش كردين؟آخه منم خيلي سويا دوست دارم.
در مورد آهنگهاي ورزشي هم از تجربه خودم حين رقصيدن ميگم.
من روزي يه ساعت ميرقصم يه آيينه قدي دارم تو اطاقم با يه هدفون 6 متري و يه ام پي تريه "اندي".
حالا فكر كن من هر لحظه كه اراده كنم ميتونم از يه ساعت رقصم لذت ببرم.صداش كسي رو اذيت نميكنه چون از هدفون استفاده ميكنم و صداي بلند بلندتا جايي كه گوشام كر نشه به وجدم مياره.آيينه قدي رو هم امتحان كردم .مثلآ روزايي كه جلو آيينه نميرقصم زودتر خسته ميشم.ايينه يه جور انگيزه است.بهترين لباسامو ميپوشم و ميرم جلو آيينه.انگاري دعوتم به يه پارتي.بايد تو اون پارتي يه ساعت برقصم.آهنگاي اندي هم كه همشون شادن.بهتون توصيه ميكنم از آيينه و يه ام پي تري تموم شاد مثل اندي استفاده كنين و اگرم شد با يه هدفون وايرلس يا همون 6 متر سيمي كه من دارم.چون هم بقييه اذيت نميشن و هم شما به مراد دلتون ميرسين و انگيزه مورد نياز رو بدست ميارين.خونه ما كه اينجوريه تا واحد بقلي عطسه ميكنن اينجا ميشنويم.نميدونم چرا ديوارا اينقدر پفكين فكر كنم ضخامت ديوارها از 5 سانت بيشتر نباشه.حالا تصور كن تو يه همچين خونه ايي يه دفعه نصفه شبي ويير رقصت بگيره يا نرسيده باشي رقص اون روزتو انجام بدي كه يا بايد قيد رقصيدنو بزني كه عواقب خودشو داره يا اينكه بزني به طبل بي عاري و تا صبح همسايه ها و اهالي خونه هم شروع كنن باهات به رقصيدن.
من كه ازين هدفونم نهايت سپاس و تشكررو دارم(حالا بزنه فردا خراب شه)
و خيلي وقتا اورژانسي دستشو بوسيدم.شما هم امتحان كنين ضرر نميكنين شايد خوشتون بياد.
اين هدفون دراز تشكيل شده از يه هدفون معمولي و يه سيم رابط 6 متري كه يه سرش مثل سوكت هدفونه و بايد همونجايي كه هدفون به ضبط وصل ميشد وصل شه و يه طرفش يه سوراخ خالي كه سوكت هدفون بجاي ضبط اينجا قرار ميگيره.قيمتشم 1000تومنه و لوازم صوتيها يا الكتريكي ها دارن.چيز جالبي.
هستي | June 18, 2008 6:14 PM
انار جون و همه دوستهای خوبم
تموم شد. من قبول شدم. اصلا باورم نمیشه که همه اون همه استرس الان تموم تمومه.
حالا امشب میخوام برم بیرون. اومدم یک شیرینی هم میخرم که به همگی تعارف کنم.
راستی شب تاب گل هم کلی سابورتم کرد. ممنون از انار که باعث شد ما با هم از طریق اینجا آشنا بشیم.
نینابه | June 18, 2008 6:31 PM
واي واي واي
نينابه جون تبريك تبريك تبريك
خانوم دكتر
ايشاللا تو هر كاري كه ميكني مثل اين بار موفق شي.
هيچ تلاشي بي ثمر نميمونه.دست راستتم بكش رو سر من بلكه يه كم از بازيگوشيهام كم كنم و بچسبم به درسم.
همين الان ميرم به افتخار دكترات يه مشت مويز ميزنم تو رگ.
آخه بايد دهنو شيرين كرد مگه نه؟
با اينكه مسواك زدم اما ميخورم.
يه انارستاني كه چش به راه بودو خوشحال كردي.
بازم تبريك
فكر كنم نفر اوليم كه تبريك گفتم نه؟
هستي | June 18, 2008 6:46 PM
نينابه جون تبررررررررررررريك!
از صميم قلب خوشحالم...
اميدوارم هميشه موفق باشي!
انار عزيز آرزو مي كنم تو هم بزودي اين مرحله و با موفقييت بگذروني:-*
ساميا | June 18, 2008 11:27 PM
سلام صبح بخير :-)
من بازم دارم ميرم ورزش...
كسي نيست مرا ياري كند؟!
ساميا | June 18, 2008 11:30 PM
نینابه جان واقعا تبریک
به جای ما خودت شیرینی اش رو بخور
خسته نباشی واقعا خانم دکتر!
سامیا جونم
منم دارم می رم ورزش
بزن بریم
:دی
سالومه | June 18, 2008 11:54 PM
نینابه جون خیلی خیلی تبریک خانم خسته نباشی امیدوارم همیشه موفق باشی پاشو یه سفر بیا این طرف حالا که دیگه خیالت راحت شده دور هم یه جشن بگیریم
مهدیس | June 18, 2008 11:56 PM
نینابه جون مبارک باشه .
لیلا | June 19, 2008 12:05 AM
سلام بچه ها . نینابه جون تبریک می گم امیدوارم که این موفقیت برات یه شروع تازه باشه برای دسترسی به موفقیت های بزرگتر .
من که قرار بود تا روز تولدم کلی وزن کم کنم که نتونستم . البته الان 2 هفته است که یه برنامه ای رو شروع کردم که فکر کنم نتیجه بده قراره که خودم رو تاپایان 4 هفته وزن نکنم به دلیل اینکه اگه ببینم کم نکردم خیلی ناراحت می شم و ممکنه که برنامه ام رو ول کنم .
پریسا | June 19, 2008 1:31 AM
نینابه جان تبریک میگم خانوم دکتر :))
ایشالا موفقیت های بیشتر عزیزم
فندق | June 19, 2008 2:07 AM
پریسا جان اینجوری فکر نکنین همش با دید مثبت فکر کنین اینجوری بهتر نتیجه میگیرین
فندق | June 19, 2008 2:11 AM
کاندولیزا کاندولیزااااااااااا
ميس ري | June 19, 2008 2:27 AM
نینابه جون تبریک
بچه ها من فعلا اینترنت ندارم دارم از دوردستها کامنت میذارم
ولی انرژیها رو سعی میکنم بفرستم
یه کم هم حال و روزم غمناکه !! آخه باباییم میخوان برگردن! دلم گرفته !!
شما خوبین؟ انار برنامه دفاعش چی شد؟
نینابه جون رشته ات چی بود؟
بچه ها کسی میتونه یه موضوع خوب برای پایان نامه من پیشنهاد بده؟
سوال مسخره ای بود نه؟؟؟
leili | June 19, 2008 2:34 AM
من ناراحتم! بليط كنسرت شجريان گيرم نيومده :-(
كسي بليط سراغ نداره؟!
ساميا | June 19, 2008 3:06 AM
امسال اوضاع بلیط مثل اینکه ناجوره! سایت رو که باز کردن سر چند دقیقه همه بلیطا تموم شدن منم گیرم نیومد هرچند نمیدونم چرا خیلی هم مشتاق نبودم! سامیا جان من برات از بچه ها میپرسم اگه داشتن خبرت میکنم
فندق | June 19, 2008 3:22 AM
به افتخار خانم دکتر نینابه! هیپ هیپ...هوراااااااااااااا
خیلی تبریک میگم نینابه جان :×
شانه بسر | June 19, 2008 4:09 AM
سلام به همه ی ناناز مهربونااااا
نینابه جووووون تبریک.خیلی خیلی خوشحالم.
انارستانمون یک دکتر دیگه هم داره حالاااااا.هوووریاااااا
سالومه جون خوب کردی.هر کسی مالک و پادشاه واقعیه خودشه.خودت بهتر از هر کسی وضعیتتو می دونی.هر کاری صلاحه بکن.همه جوره مخلصتم.چه گوشت خوار باشی چه گیاهخوار چه آدمخوار ;-)
هستی جونم مرسی مطالبی که نوشته بودی.خیلی فعالی ها.و پر از مطالعه.الهی به هر اونچه می خوای برسی
من با اجازتون یک چند روزی نمیام.یک سری کارهای عقب افتاده دارم که باید تمرکز بیشتری داشته باشم تا زودتر جمع و جورشون کنم.امتحان عملی کامپیوتر هم دارم.
امشب خونه ی سارا تولد می گیرم.می خوام بترکونم.
همه بیاین هاااا
من تا ساعت نه و نیم کلاس دارم.اگه خدا بخواد ده به بعد میام تولد.حسابی مجلس رو گرم کنین تا بیام بترکونم
سارااااا جونم تولددددددددددددددت مبااااااااااااارکککککککککککک
دوووووستتتتتت دارمممممممممممممم
rokhy | June 19, 2008 4:58 AM
هستی کدوم آهنگای اندی؟ اسماشونو بهم بگو کدوما رقصیه؟ من بهم دی وی دی اندی کامل دادن اما چون ازش خوشم نمیاد گوش ندادم اگه اسم آهنگ خاصیو می دونی بگو تا از توشون پیدا کنم و باهاش ورزش کنم.
بهارک | June 19, 2008 7:14 AM
این کیک خوشگلتره از این هم بفرمایید
http://www.kathyskakesllc.com/graduation/graduationcake011.jpg
نینابه | June 19, 2008 7:22 AM
خانومه ممنون از تبریکاتتون
بفرمایید اینجا کیک نوش جان کنید
http://www.etsy.com/view_listing.php?listing_id=5972641
تازه است دیشب سفارش دادم
نینابه | June 19, 2008 7:25 AM
نینابه ی گل ،
مبارکت باشه واقعا افتخار آمیزه
×××××××
دکتر سارا جونم تولدت مبارک .الهی صد ساله شوی
××××××
هستی جان مطابت عالیه ،خودت عالی تر
×××××
سالومه جان مرسی
sib | June 19, 2008 8:14 AM
سلام
كپلها
من ازخواب پاشدم.
البته بيدارم كردن.والا معلوم نبود تا كي ميخوابم.
ساعت الان 7 عصره.كاش اين خوابم تنظيم ميشد.
قديما خيلي زودتر ميتونستم تنظيمش كنم.اما الان واقعآ ديگه از پسش برنميام و از دستم خارج شده.مثلآ تو اين مدت حتي شده بيش از 24 ساعت نخوابيدم تا بتونم شب به موقع اش بخوابم.همون شب يه چيزي ميشه كه تا وسطهاي روز بعدم خوابم نميبره.خلاصه اينكه خوابم به كل به هم ريخته است.شدم عين خفاش.فكرشو بكنين همه شما تا 2 يا 3ساعت ديگه ميخوابين من تازه الان دارم قهوه صبحوونه امو ميخورم.خدا به دادم برسه با اين بي خوابي.
رخي و سيب عزيزم ممنون.لطف داريد دختراي خوب.
بهارك جون
اسم آهنگ خاصي رو نميتونم بگم چون تموم كاستهاي اندي از 8 آهنگش 5 تاش شاده غير يه آلبومش.من حتي با غير شادهاشم ميرقصم.
چون يادمه انار يه مقاله داشت كه هر نوع از آهنگها چه تآثيري روي هورمونهاي مترشح تآثير گذار در اشتها دارن.خيلي وقتا شده اومدم خونه عين يه شير گرسنه كه ميتونستم تموم محتويات يخچال رو بخورم و آخ هم نگم اما به خودم گفتم در حاليكه دارم موسيقي گوش ميكنم چه شادش و چه غمگينش در حين انجام كارام يه تكون شبيه رقص به خودم بدم خودمم باورم نميشد همون غذايي رو كه حاضر داشتم ميكردم بخورم رو با اكراه خوردم چون به كل اشتهام از بين رفت.يعني همون مقاله ايي كه انار گذاشته بود اونقدر بدرم خورد كه داشتم به چشم ميديدم.يه سري آهنگها اشتها به نون و ازين قبيل و ازبين ميبره و يه سري هم ميل به شيرينيجات.خيلي باحال بود رو من كه تآثير داشت.
حالا اگه ام پي تريه اندي داري شروع كن با تموم آهنگاش رقصيدن حتي آرومهاش رو مثل رقص باله به خودت حركت بده واقعآ اشتهاي آدم كور كه هيچي اصلآ دلت نميخواد غذايي كه حاضر كردي بخوري.
دكتر سارا جون
همين جا تولد تو عزيز مهربون دوست داشتني رو تبريك ميگم.چش ني ني و نو نو روشن.ايشاللا هميشه سلامت و تندرست و توانگر باشي
هستي | June 19, 2008 10:56 AM
چه جالب! من اون مقاله ای که می گی ندیدم لینکش رو می ذاری اگر در دسترست هست؟ ببینم کدوم آهنگا آخه من همش ترکی گوش می شدم و فارسی خیلی کم.
بهارک | June 19, 2008 11:21 AM
راجع به آهنگ خاصي نيست و راجع نوع موسيقي هست.فرقي نميكنه.تركها هم آهنگهاي شاد و غمگين دارن.اون مقاله در مورد هورمونهاي ترشح شده در مغز بود كه يكي از راههاي كاهش اشتها رو موسيقي عنوان كرده بود.الان يادم نمياد كجا بود اما اگه پيداش كردم حتمآ بهت ميگم.از خود اناربپرس شايد يادش باشه
هستي | June 19, 2008 11:53 AM
سلام هستی جان
خانمی من هستم اما یه خط در میون چون دارم رو تزم کار می کنم
در مورد اون پیتزا با سویا هم این جوریه مادر :
مواد لازم :
سویا - فلفل دلمه رنگی (نارنجی سبز زرد قرمز از هر کدوم یه دونه)روغن واسه سرخ کردن- پباز - قارچ - نمک ادویه (من کاری می ریزم)دارچین -پنیر پیتزا - خمیر پیتزا یا نان ساندویچی (گرد یا نون باگت )گوجه - رب گوجه - آویشن - سس گوجه فرنگی- آب لیمو تازه
اول سویا رو توی آب گرم واسه نیم ساعت می زاری می مونه بعدش بریزش توی آبکش و بزار ابش بره اگه تحت فشار بزاریش که همه آبش بره بهتره
بعد ماهیتابه رو توش روغن بریز بذار روی گاز (روغن کم)بعد بزار یکم آبش جمع شه وقتی رنگش عوض شد بهش پیاز های خورد شده را اضافه من و مرتب هم بزن روغن رو خیلی کم کم اضافه کن بعدش فلفل دلمه های رنگی رو نگینی (مربع مربع)خورد کن و بهش اضافه کن (من چون فلفل دلمه زیاد دوست دارم از هر رنگ یه دونه کامل می ریزم تو می تونی نصف بریزی)آب لیمو ،ادویه و فلفل و نمک و دارچینم اضافه کن بعدش مرتب هم بزن تا اینکه سرخ شه وقتی پخت رب گوجه رو هر قدر دلت می خواد بزن و بزار بپزه
حالا رو نون پیتزات یا نون ساندویچیت یکم سس بریز و خوب پخش کن. حالا سویا رو که پخته شده بریز روی نون و بعدش قارچهایی خورد شدن بعد از اون هم فلفل دلمه سبز رو (رو پیتزا فقط سبز بریز چون باقیش خوشمزه نیست تو پیتزا) حالا گوجه رو که نگینی خرد کردی رو اضافه کن (گوجه زیلد نریز چون آب میندازه) در آخر هم اگه دوست داشتی یکم آویشن پودر شده و بعد از اون پنیر پیتزا و بزارش تو فر (قبلش بزارفر گرم شه)
حالا می تونی نوش جان کنی
راستی بچه ها من تجربه کردم تو سالادام ماست می ریزم و از این سبزیجات سالاد همیشک با روغن زیتون و آب لیمو و فلفل سیاه و نمک خیلی خوب شد
آرزو | June 19, 2008 12:07 PM
بهارک جان
از آهنگهای شاد اندی من اینارو یادم میاد:
خوشگلا باید برقصند
فرودگاه
چه خوشگل شدی امشب
بلا
یاسمن
دختر بندری
آره آره
دارم میرم به تهرون
سپیده | June 19, 2008 1:34 PM
واييييييييييييي سلاممممممممممممممم.چقده دل تنگ بودم...چقده عقبم...فعلا از تيتر ها فهميدم كه گل واقعي اين هفته رو نينابه كاشته...نينابه جوونه خانم دكتره هم وزن سابق............كلي تبريك هاي كلفت كلفت ومجلسي وشاسي بلند....چه حسي داره ...اصلا اين واژه دكتر خوب با لب ودهن بازي مي كنه...واي چقدر وسوسه انگيز ...انار يه يا علي تو هم رفتي بالاي سكو ها...
آقا اين تابلو اعلانات براي از قافله عقب مونده هايي مثل من خيلي خوبه
اميدوارم همگي خوب وخوش ورژيمي ولايف استايلي بمانيد....
آزي | June 19, 2008 3:26 PM
انار جون قوربونه اون شكل ژوليتيت برم من اين بانو كاندوليزا رايس مثل من وتو نيست كه..از صبح كه پاشد از خواب ازون ماساژور مرد همرنگ هاش ميان يه ماساژ مشتي ميدن بهش(تازه نجابت ميكنم از برنامه هاي مفرح شبش نمي گم)بعد كه همچين يه نمه خواب هاي كشت وكشتاريش از سرش پريد ميره توي قصرش كه يه قسمتش اختصاص داره به سالن ورزشي ...البته قبلشم اين اگنس خانم(مثلا همون خانمه كه پيشخدمت مخصوصشه) كمكش مي كنه لباس ورزشيشو بپوشه ويه سر وسامونه موقت به اون موهاي ويز ويزي بده .بعد ميره 45 دقيقه دوره باغش مي دوئه وبا جك وجورج و بيل وتام وسام ورام (خدم وحشم وبادي گارداش كه حتما چيزهاي خوب ومجلسي هستن) يه سلام وعيلك وچاق سلامتي مي كنه و ميره دوش ميگيره وآرايش گره مخصوصش موهاشو درست مي كنه وكت دامن كرمشو اگه جلسه مهم داشته باشه ميپوشه اگه نه اون بنفشه يا قهوه ايه اون سنجاق سينه رو هم ميزنه بعدشم يه سباستين نامي (ازين پيش خدمت جينگولي مودب ها) ميز صبحانه ميچينه براش ازين سر تا اون سر.....بعدشم ميره سر كار
حالا فكر كن من وتو پاشيم با قيافه گيز گيزي ويز ويزي بي هيچ انگيزه وبرنامه مفرح شبانه وروزانه و....بعد بريم سر درس وكار بعد ماشينم نداشته باشيم هوا هم خيلي سرد باشه يا خيلي گرم باشه...وسط كار بايد پاشي قيافه آدميزاد بگيري براي فعاليت بيرون از خونه وكار بعد با پاي پياده بري وورزش كني وبياي كلي وقت وزمان....من جدي الان مشكل پيدا كردم..يك دليلم ساعت باشگاهه كه من صبحمو كه بهترين وقته برام براي درس خوندن وتوي خونه هتل ما بهترين ساعت آرامش نمي تونم از دست بدم.عصر برام خوبه كه باشگاه مال آقايونه...ظهر هم راستش هم گشنمه هم گرممه.يه چيزه كوچيكم ميخ ورم عذاي اين سر پل به اون سر پل كه باشگاهه رو ميگيرم وميشينم در كمين كه يكي راهش به اونجا بخوره يا بخواد بره بيرون بگم منو ببره چون هم گرمه هم سر ظهره دختر عذب وپروزن وناموس...
اين هفته فقط دوروز رفتم باشگاه.يه روزشم اونجا برق رفت از تردميل محروم شدم مثل يك بز رام وخوب دوره سالن با كلي مانع دويدم.البته توله خرس بهتر بود تا بز.چون سه كيلو با اجازتون چاق وفربه شدم.وزنمم به روز نمي كنم.چون الان توان وظرفيت بي ستاره اي ومارپله بازي رو ندارم
آزي | June 19, 2008 3:44 PM
از نظر روحي ورواني در اوج پرويي وبا روحيه اي هستم واز نظر معلوماتي هنوز بسيار عقب از برنامه..انگيزه هاي بيروني به صفر وگاهي زير صفر ميرسه....امروز عصري يهو ديدم واي چقدر حوصلم سر رفته...تنها كاره مفرحي كه بلد بودم اين بود كه ماتيك بزنم وموهامو جمع كنم :(آهان لاك هاي گنديده ناخنم و كه از مهمونيه چند روز پيش مونده بود رو هم پاك كردم.اين بود برنامه يك بچه كنكوري !
انرژي مثبت بفرستيد لطفا اين 20 روزه هم بگذره....
پ.ن:حالا جالبه قضيه اينه كه همه برنامه اي مفرح تفريحي باغ ومهموني وتولد وخاله بازي وروزه مادر بازي وشمال فشرده افتاده توي همين روزا...و من هي دارم امتحان الهي ميشم :)
به قول شاعر:
خوشحال وشاد وخندانم قدر دنيا رو ميدانم
دست بزنم من شادي كنم من
گند بزنم من
چاق بشوم من
جوووووووووووااااااااااااااااااااااااااااانمممممممممممممممممممم
آزي خل شب امتحانيه انارستاني دوسته نسبتا فربه/گروه سني نون (نره خر )/تهران
آزي | June 19, 2008 3:54 PM
آزی خدا چکارت نکنه. به خدا مردم از خنده
ایشالله شادیت قلبی باشه بامزه ی با نمک
sib | June 19, 2008 4:18 PM
آرزو جون
ممنون ازتوضيحت.همين امشب 2 بسته قارچ خريدم.حتمآ غذاتو ميپزم.خيلي وسوسه برانگيز مياد.دلم ميخواد يه بار امتحانش كنم.
آزي جون
خوش بحالت تا 20 روز ديگه زندگيت به روال عادي برميگرده.هر وقت كم آوردي ياد من بيچاره بيفت كه امتحانم دقيقآ دو ماهه ديگه و درست روز تولدمه.تا امروز به ياد ندارم شمع تولدمو حتي يه دقيقه ديرتر فوت كرده باشم.درست راس ساعت .اما امسال رو بايد بيخيال شم.تازه اگه شانس بيارم و بتونم بخوام.
كل جماعتي كه منو ميشناسن تا صبح زنگ ميزنن تا تبريك بگن.منم شبش بايد زود برم تو رختخواب.صبحشم با يه قيافه كل و كثيف و درب و داغون ناشي از 2 ماه عزلت برم سرجلسه.محل امتحانم خارج از تهرونه.90 كيلومتر تا اينجا فاصله داره.
مشقات امتحان منو ببين اونوقت به وضعيتت راضي ميشي.اميدوارم بتوني امتحانتو خوب بدي و به اونچه كه ميخواي برسي و مطمئنم ميرسي.
هستي | June 19, 2008 6:57 PM
هستی جان امتحان فوق داری؟
چه رشته ای کجا زدی؟
sib | June 20, 2008 4:19 AM
لاغر کردن چربیهای پشت
بر روی شکم خود در حالیکه دست ها در بالای سر دراز شده اند و پاها کاملا صاف هستند، دراز بکشید. کف دست و انگشتان پا باید بر روی زمین در حالت آزاد قرار بگیرند. لگن و قفسه سینه هم باید بر روی زمین فشرده شده باشند. می توانید پیشانی خود را بر روی زمین قرار دهید یا سر خود را به طرفین بچرخانید (البته اگر تصور می کنید از این طریق راحت تر هستید). حرکت را با بلند کردن دست راست و پای چپ آغاز کنید.
شما میزانی کشیدگی در عضلات کمر خود احساس خواهید کرد. تا آنجایی که میتوانید دست راست و پای چپ را بالا آورده و در همان موقعیت نگه دارید تا احساس کنید دیگر قادر نیستید قفسه سینه خود را ثابت بر روی زمین نگه دارید. سپس پا و دست را کم کم پایین آورده و حرکت را با دست و پای دیگر تکرار کنید.
هشدار: برای ساده کردن حرکت به هیچ وجه نباید بدن خود را تکان داده یا بچرخانید. اگر دارای مشکلات مربوط به کمر هستید این تمرین برای شما توصیه نمی شود. اگر احساس دردی بیش از آنچه مربوط به ماهیچه هاست احساس کردید از تکرار این حرکت جدا خودداری نمایید.
انواع مختلف: می توانید فقط پاها یا تنها دست ها، و یا هم دست ها و هم پاها را در یک زمان از روی زمین بلند کنید. اگر احساس کردید زمان اجرای حرکت میزان فشار وارده بیش از حد تحمل است، می توانید هر چهار عضو خود (هر دو دست و هر دو پا) را از روی زمین بلند کنید.
sib | June 20, 2008 4:30 AM
فرددیک هاگرمن استاد علوم بیولوژیکی در دانشگاه اوهایو میگوید: بدن انسان بهطور شگفت انگیزی به به عادات پاسخ میدهد. پس اگر شما بدنتان را عادت دادهاید که روزانه بهطور مثال ده دقیقه ورزش کنید، سعی کنید این عمل شما همه روزه و بهطور مداوم صورت بگیرد. بدن شما به این ورزش کوتاه مدت طوری عادت میکند که ترک عادت باعث ناراحتی و چاقیهای موضعی خواهد شد.
sib | June 20, 2008 4:35 AM
من فقط فهمیدم نینابه یه دکتر شده نه
منم تبریک میگم . اما نفهمیدم دکتره چی
بازم تبریک میگم . تولد دکتر سارا هم مبارک
مبارک
بذار نی نی و نونو بشنون که ما چقدر هوای مامانشون رو داریم
انار جون کجایی
آزی ما همه واسه ات انرژیه مثبت می فرستیم ننه
برو درس بخون
zeinab | June 20, 2008 5:39 AM
نه سیب امتحان تغییر کارشناسی داره می ده. من هفته پیش ازش پرسیده بودم این دفعه من بهت گفتم :
بهارک | June 20, 2008 7:04 AM
سلام دوستای گلم
من از سه روز قبل اهواز بودم و دسترسی به اینترنت نداشتم حالا که اومدم خونه و کامنتهاتونو دیدم از خوشحالی جیغ زدم اونهم چه جیغی اصلا فکر نمیکردم یادتون باشه
واقعا ممنونم خیلی روحیه گرفتم
رخی نازنین و گلم و مهربونم
هستی عزیزم
خاله هد هد جونم
میس ری نازنین
رقی خوشتیپم
مامانی باران جونم که نی نی نمیخواد از تو شکمت در بیاد
لیلا جونم
خاله فندوق پر اراده
وای یادم رفت خاله زی زی بامزه و خوشگل
و خاله سیب مو قشنگم
بهارک عزیزم
خاله کرم ابریشم مهربونم
گل بهار جونم
از همه تون ممنونم که واسه من توی خونه اکستراپوندم جشن گرفتین
یه دنیا ممنوم
همه تونو از راه دور میبوسم
بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
دکتر سارا | June 20, 2008 8:06 AM
پریسا جونم ببخشید که دیر شد ولی تولدت مبارک
دکتر سارا | June 20, 2008 8:08 AM
هستی جان اگه درست کردی خبرشو بده
نوش جانت مادر
arezoo | June 20, 2008 10:29 AM
خیلی خوشحالم که باعث خوشحالیت شدیم خانوم دکتر !
بهارک | June 20, 2008 10:31 AM
سپیده جان مرسی!
بهارک | June 20, 2008 10:37 AM
هستی حون
این امتحان تغییر کارشناسی چی هست؟
شب تاب | June 20, 2008 10:38 AM
سلااااام.خوبیییییییییییییید؟
آریس | June 20, 2008 12:30 PM
دوستاي خوبم سيب عزيز و شب تاب عزيز
تغيير كارشناسي يعني اينكه كلآ دارم از رشته فني خودم يه رشته ديگه رو از اول ميخونم.امتحان وروديش برام خيلي مهمه.
شغل فعليمم بيشتر مرتبطه با همين رشته جديداست.
هستي | June 20, 2008 12:31 PM
دلم ستاره ميخواد
يه ستاره خوشگل زرشكي رنگ 20 پوندي.
خيلي دلتنگشم.ميدونم زياد باهاش فاصله ندارم.اما خيلي هم به خودم فشار نميارم.همين كه اين چند مدت نذاشتم وزنم زيادتر بشه خودش كليه.
زياد دور نيست.اون ستارهه رو ميگم .همين نزديكياست.درست پشت در خونه من.
بايد گوش به زنگ باشم .بايد خونه رو مهيا كنم براي وقتي كه مياد به خونه ام.دارم صداشو ميشنو.خيلي نزديكه.
هستي | June 20, 2008 12:39 PM
چقدر امروز اينجا سوت و كوره.
هستي | June 20, 2008 1:37 PM
بچه ها سویای مکسوی خیلی خوبه خیلی خیلی کم روغن می خواد واسه سرخ کردن امتحان کنید حتما"
arezoo | June 20, 2008 1:57 PM
آرزو جون منم از سوياي مكسوي استفاده ميكنم.
خيلي خوشمزه است
يه نوع بافت دار داره كه با طعم جوجه هم داره و وقتي تو غذا استفاده ميكني مثل تيكه هاي مرغ تو غذا ميشه.با اين نوع سويا من يه غذا درست كردم كه هر وقت فرصت كنم حتمآ واسه آزي ميلش ميكنم.
هستي | June 20, 2008 2:06 PM
نینابه جون کلی مبارک.من یکی دارم مهندس میشم پوستم کنده شدی.خسته نباشی عزیزم.راستی سلا به همه.من این ترم رو تموم کنم مدرکم رو بگیرم باید بیام اینجا رو شخم بزنم همه رو بخونم.فقط 10 روز مونده.بوووس واسه همه.ان شالله دکتر شدن اناری.
سحر | June 20, 2008 2:27 PM
لیلی جون من کلی وقته میخوام بیام وبلاگت وقت نمیشه.یه بار هم کامل خوندم.آقای کینگ کونگ من(سلام آزی) داره هفته دیگه میاد مالزی واسه ادامه تحصیل.بعدش هم من میخوام واسه فوق اقدام کنم واسه رشته آی تی.کلی بووس اگه بشه اونجا ببینمت.تو کدوم شهری؟؟کدوم دانشگاه؟؟میدونم که آی تی میخونی خوشگل خانم.موفق باشی.
سحر | June 20, 2008 2:31 PM
هستی جون یا یه عزیز دیگه می تونه لطف کنه 90 kgمنو وارد لوگ کنه. به خدا سواد دارم ولی نمی فهمم باید چیکار کنم. فیلد ها به نظرم یه کمی عجیبند
sib | June 20, 2008 2:59 PM
سيب عزيز
اطاعت امر ميشه.
هستي | June 20, 2008 3:39 PM
سيب عزيز
وزنتو وارد لوگ كردم با اين مشخصات:
وزن =90 كيلو گرم و تاريخ جديد-بي ام آي-وزن به پون-كاهش وزن به پوند از ابتدا
وهمين الانم ستاره 10پونديتو بهت تبريك ميگم.
چون ديده بودم انار به رنگي كردن رديف تذكر داده بود رنگ خاكستريتو دوباره سفيد كردم.با عرض شرمندگي.
اگه گند زدم خودت دوباره درستش كن.
آرزو جون
امروز حسش نبوداز بس دپ بودم تا الان غير از قهوه اصلآ اشتها نداشتم.چشم حتمآ وقتي درستش كردم گزارشش رو بهت ميدم.
هستي | June 20, 2008 3:58 PM
انارستانیها
یه سوال برام پیش اومده چطور ممکنه انبه هندی که اینقدر شیرینه هر 100 گرمش 60 کالری داشته باشه؟
این عدد به نظرتون درسته؟
انبه خیلی شیرینه و اگه در حد خرما نباشه خیلی کمتر ازون نیست.
رفتم یه کارتن ازش خریدم و گاهآ حتی تا 500 گرم هم در روز یعنی 2 انبه رو میخورم.عطرش و طعمش منو به آسمونا میبره.واقعآ ازش لذت میبرم.
چون مقادیر زیادی ازش تو طول روز استفاده میکنم دچار عذاب وجدان شدم که نکنه بیش ازینا باشه و هر روز فربه و فربه تر بشم و در کمال خنگی بشم آنچه را که نمیخواهم باشم.از شیرینی مفرطش میترسم.ازین میترسم نکنه جدول اشتباه شده باشه .چون برای من گرون تموم میشه.این نگرونیهام بخاطر ثابت موندن وزنمه.خیلی بیش از روزای دیگه نمیخورم و تنها تغییر در خوردن مقادیر زیادی انبه است.لطفآ این کامنت رو بی جواب نذارید.ممنون میشم
هستي | June 20, 2008 4:15 PM
انار جان نگران نباش اگه از وقتی که داری خوب استفاده کنی میتونی همه چیز رو دوباره درست کنی فقط نباید استرس داشته باشی
ما هم برات دعا میکنیم خانومی و انرژی مثبت میفرستیم :)
فندق | June 21, 2008 12:47 AM
نینابه جان تبریک خانم دکتر. هورررررررررررراااااا
انار جان همه منتظریم که برای دکتر شدن تو جشن بگیریم ها
امیدوارم به کارات برسی و تو مصاحبه شغلیت موفق باشی.
آلبالو | June 21, 2008 1:54 AM
هستی جان من الان کتاب دکتر کرمانی رو دیدم نوشته 100 گرم انبه 60 کالری و یه انبه متوسط 120 کالری داره. با خیال راحت بخورش عزیزم.
اصلا اونو با خرما مقایسه نکن چون خرما یه میوه خشکه و انبه یه میوه کاملا آبدار و بنابراین اصلا نمیشه گفت که کالریش با خرما یکی باشه.
الی | June 21, 2008 3:28 AM
انار جان با خيال راحت به كارهات برس!
----------------
من طي اين دو هفته 11 پوند (5 كيلو) كم كردم... الان شدم 91.4 ، خيلي خوشحالم! :-)
--------------------
هستي جان گوشت انبه رو از هسته ش جدا كن و بعد وزن كن! (چون هسته ش خيلي بزرگه!) بعد هم فك نكنم كالري ش بيشتر باشه چون خيلي از ميوه ها مثل خربزه و انگور هم شيرين هستن.
ساميا | June 21, 2008 3:35 AM
خب اینم از امتاحانات ما هورااااااااااااااا
بچه ها میشه یه کم اطلاعات درباره کم کاری تیروئید بهم بدید من علت اینکه هرچی رژیم میگیرم لاغر نمیشم رو کشف کردم کم کاری تیروئید داشتم.
میشه اگر کسی اطلاعات داره بگه چه غذاهایی خوبه چه غذاهایی بده؟
آمانیتا | June 21, 2008 4:11 AM
دوباره اين استرس لعنتي افتاده به جونم:((
اگه امروز هم اين مردك بزنه زير قولش من رسما بيچاره ميشم. اگه هم بلاخره به حرفش عمل كنه همه اين استرس ازم دور ميشه...
تو رو خدا خييييييييييلي برام دعا كنيد.
بهتون احتياج دارم..........
ساميا | June 21, 2008 4:54 AM
سامیا امیدوارم همه چی خوب پیش بره.
آلبالو | June 21, 2008 7:48 AM
الي و سامياي عزيز
ممنونم از راهنماييهاتون
پس با خيال راحت پيش به سوي انبه خوري
انار جون
مطمئن باش موفق ميشي و اصلآ استرس نداشته باش
منم تو يكي از پروژه هام همين اتفاق برام افتاد.درسي مثل نقشه برداري.بايد دوباره ميرفتيم روي زمين اطلاعات برداشت ميكرديم.تو اون وقت كم بايد يكي يكي بچه ها رو پيدا ميكرديم.تموم برداشتها از اول با يه تئودوليت عهد بوق كه هر بار تراز كردنش كلي وقتمونو ميگرفت.خودتم كه رشته ات عمرانه ميدوني من چي دارم ميگم و وضعيتمون چقدر اسفبار بود.تا جايي كه استاد وقتي تلاشمونو ديد كه نااميد نشديم كمي مهلتمونو بيشتركردو ما به نمره اش هر چند لب مرز بود اما رسيديم و توهمون ترم اون درس رو بوسيديم و گذاشتيمش كنار.
نگرون نباش.با نااميد شدن هيچ مشگلي نه تنها حل نميشه بلكه بدترم ميشه.بدون تا لحظه آخري كه تحويل پرژزه داري وقت هست .اگه دايم به باقي زمون فكر كني همين الان وقتت رو تموم شده حساب كن.تو تلاشتو شروع كن مطمئن باش خدا هم كمكت ميكنه.بيشترين كاراييه دانشجويان هم در همون لحظات آخر و يا روزهاي آخره چون يه دفعه قدرتشون اونقدر زياد ميشه كه درسهاي يك ترم رو در طول يه شب ميخونن و نتيجه هم ميگيرن.من شك ندارم كارت به بهترين نحو ممكن پيش خواهد رفت.استرس داشتن هم بي مورده.چون ذهنتو منفي و مسموم ميكنه و دايم بهت تلقين ميكنه نميشه.اين حس رو در خودت خاموش كن.بذار ذهن مثبتت نتايج مثبت هم پديد بياره.
اصلآ نگرون چيزي نباش.مهمترين چيز در حال حاضر پروزه توئه.ماهمه هم برات دعا ميكنيم ايشاللا به هدفت ميرسي.
دايم تكرار كن كه ميتوني.تو ميتوني.تو ميتوني.تومي توني.
هستي | June 21, 2008 8:30 AM
باز هم نشد! و من همچنان استرس دارم.... :((
البته فردا قراره يكي به دادم برسه...
لطفا بازم برام موج مثبت بفرستيد.
ساميا | June 21, 2008 11:04 AM
دوستهای گلم باز هم ممنون. راستش میترسم اگر دونه دونه بخوام نام ببرم کسی رو جا بندازم و باعث ناراحتی بشم. امیدوارم همگی همیشه موفق باشید و به آرزوهاتون برسید.
لیلی جان من رشته ام مهندسی مکانیک است. اگر میتونم بهت کمکی کنم بهم بگو.
نینابه | June 21, 2008 11:05 AM
انار جون نگران نباش
اگر اون مصاحبه درون گروهی نیست و اون آدمها اجحاف کامل به موضوع ندارند محاله بفهمند. شما چند سال که دارید رو این موضوع کار میکنید و تازه فهمیدید. محاله اونها تو یک مصاحبه چند ساعتی اشکالش رو ببینند. موفق باشی.
نینابه | June 21, 2008 11:09 AM
انار جان
امیدوارم موفق باشی در مصاحبه ات .امشب برات انرژی مثبت می فرستم تا همه چی خوب پیش بره.
ما هستیم و همه برات ارزوی موفقیت می کنیم رئیس!
سالومه | June 21, 2008 11:30 AM
سحر ای میل نداری؟
leili | June 21, 2008 11:31 AM
بچه ها جون ای میلم رو گذاشتم توی مشخصات اینجا. روش کلیک کنید. تا دوشنبه اینترنت ندارم . الان از وای فای همسایه استفاده می کنم! شرمنده!!
leili | June 21, 2008 11:50 AM
دوستان
ازونجايي كه امروز بلال خوردم و يه 5 تايي ديگه ازش مونده كه بايد روزي بخورم.رفتم تو جدول كالريهاتو هرجايي كه داشتم گشتم اما چيزي در موردش ننوشته بود.ازونجايي كه الان فصلشه و چون ذرت به نظر مياد كالري بالايي داره و يكي از بچه ها هم پرسيده بود برآن شدم تا كالريشو محاسبه كنم.تو جدول كالريها فقط كالري 100 گرم ذرت خام دونه شده رو نوشته بود ميشه 80 كالري و خشكش ميشه 100 كالري.
اول يه بلال متوسط رو وزن كردم شد حدود 200 گرم و بعد چوبش رو كه شد 100 گرم.پس دونه هايي كه خوردم 100 گرم وزن داشتن.كالريشونم 100 تا محاسبه كردم.
حالا اگه شما هم اين روزا بلال ميخورين هر يه دونه بلال رو 100 كالري محاسبه كنين.
هستي | June 21, 2008 11:54 AM
توی لوگ گروه
leili | June 21, 2008 11:55 AM
انار! راستش مطمئن نیستم این مصاحبه چیه ولی من شنیدم گاهی خود روش کار مهمه نه نتایج. خلاصه به قول نینابه اصلا از کجا معلوم بفهمند. البته شاید بشه یک جوری هم گفت که به نظر اشکال ریزی بیاد و گیر نکند کارت. به قول معروف آن وقت صداقت و درستی ات تایید می شود و اینها. ایشالله خیر است. :)
آرام | June 21, 2008 12:54 PM
لیلی جان ای میل من هست sahar_n90@yahoo.com
سحر | June 21, 2008 2:09 PM
سلام آرام جان ،خوبی؟تو هم مثل من کامپیوتر خوندی؟
مهندس هستی عزیزم مرسی ماه هستی . انبه هم حالشو ببر منم اونو میوه ی بهشتی می دونم.
سامیا جان ایشالله کارات اونطور که خیره پیش بره
انار جان امیدوارم موانع کارت برطرف شه
sib | June 21, 2008 3:59 PM
http://tebbehirani.blogfa.com/cat-27.aspx
sib | June 21, 2008 4:22 PM
http://tebbehirani.blogfa.com/post-129.aspx
6 غذایی که هر خانمی به آن احتیاج دارد در لینک بالا
sib | June 21, 2008 4:25 PM
سيب جون
ممنون ازين همه لطفت خانمي مو طلاييه خوشگل
لينكي كه گذاشته بودي حرف نداشت.
در مورد تموم چيزايي كه بايد ميرفتم 2 ساعت سرچ ميكردم يه جا مطلب ارزنده داشت.واقعآ مرسي.
دوستان به همگي شما توصيه ميكنم اون لينك سيب رو حتمآ بخونين.لينك اول رو ميگم.لينك دومي درون اولي هست.
قابل توجه الي و ساميا و تموم انبه دوستان
تو همون لينك "سيب عزيز" در مورد انبه نوشته ولي متاسفانه خبرش براي ماها جالب نيست.نوشته انبه با اينكه كالري بالايي نداره اما چند بار تآكيد كرده براي فربه كردن افراد چاق به كار ميره.حالا اين وسط تكليف ما چيه؟ما كه نميخواهيم چاق شيم.بالا خره بخوريم يا نه؟
اساتيد يه نگاهي به اون لينك بندازن و اگر شد دست ياري به سوي اين بينواي انبه دوست دراز كنن و بگن وقتي كالري بالايي نداره چاقيش از كجا مياد؟ميگم اون همه شيرينه پس بي دليل نيست.آخرشم دستي دستي اين همه هم رعايت ميكنيم با كالري شماري اشتباه ميرسيم به خوان اول.خدا اون روزو نياره ننه.
هستي | June 21, 2008 5:30 PM
بلاخره درست شد! از همگي تون هزار باااااااااااار ممنونم....
اميدوارم هميشه سالم و شاد باشيد......
مي بوسمتووووووون
ساميا | June 22, 2008 5:02 AM
سيب جون
ممنون از لينك خوبت!
:-)
ساميا | June 22, 2008 5:05 AM
سلام
من با این همساده مهربونمون مشکل دارم !!!هی قطع و وصل می کنه ! وای فای چی هست که هی چشمک هم بزنه !!
از اونجایی که بابای بنده فکر می کنن اینجانب تحرک ندارم ستاد بازپروری راه انداختن . همین گفتم بدونین اگر چند روز دیگه توی وبلاگم اعلامیه ترحیم زدن بدونید که همتون رو دوست داشتم ! و با عشق شما چشم از دنیا فروبستم !!!!
leili | June 22, 2008 6:14 AM
بچه ها دیانا کجاست؟
ميس ري | June 22, 2008 7:36 AM
ليلي بازپروري براي چي ؟!!مگه معتاد شدي به بي تحركي :دي
ميس ري ماها هيچكدوم خبري از ديانا نداريم و اميدواريم كه در شادي و سلامتي باشه
هستي اينجا نوشتن راحتتر از تو اكسترا كامنت گذاشتنه واقعا مرسي به خاطر همه حرفاي خوبت .
فندق جون اميدوارم اين دفعه هم شامل بقيه امتحانا بشه كه بهتر از حرف خودم باشه .
ليلا | June 22, 2008 9:05 AM
انار! کاش دیانا را در دنیای واقعی هم می شناختیم تا یک خبری ازش می گرفتیم. براش نگرانم. ازش نمی آید که بی خبر بگذارد و برود. یکی کمک کنه :(
آرام | June 22, 2008 9:51 AM
اینو دیدید؟
زمین لرزه 2 آبان 1383 (23 اکتبر 2004) با بزرگای گشتاوری 4/6 Mw و بزرگای محلی 8/6 در نزدیکی ساحل غربی جزیره هونشو در ساعت 0: 56: 17 (بعد از ظهر) به وقت محلی روز شنبه رخ داد. این زلزله موجب حداقل 20 نفر کشته و 1500 نفر مجروح گردید. زلزله در نزدیکی شهر بزرگ نیگاتا در شمال ژاپن و در حدود 250 کیلومتری شمال غرب توکیو رخ داد و موجب وقوع زمین لغزش های متعدد، ویرانی منازل مسکونی و همچنین خرابی در خطوط راه آهن گردید. به همین دلیل چندین مسیر بزرگراه و جاده نیز براثر وقوع زمین لغزش قطع شد. همچنین زلزله با وقوع پسلرزه های متعدد در ساعتها و روزهای بعدی پس از رخداد زمین لرزه موجب تشدید هراس و نگرانی ساکنان پهنه رومرکزی شده است. یکی از زمین لغزش ها موجب ویرانی یک روستا، حداقل دو نفر کشته در آن روستا و به محاصره درآمدن حداقل 600 نفر از ساکنان روستا برای حدود 12 ساعت شد
دیانا آخه کجایی؟
الی | June 22, 2008 10:10 AM
بعدش این زلزله مقایسه شده با زلزله اخیر ژاپن و گفتن که زلزله اخیر خیلی وحشتناکتر بوده.ولی خوشبختانه کشته هایه کمتری داشته.
این موضوع نگرانی منو بیشتر کرده.
کسی ارتباط نزدیکتری با دیانا نداره که بتونه ازش خبر بگیره؟
الی | June 22, 2008 10:22 AM
نه :( تو رو خدا از این فکرای بد نکنین بچه ها من که فکر می کنم شاید سرش شلوغه یا شاید گرفتاری داره خلاصه سلامت کامل برای خودش و خونوادش آرزو کنیم و ایشالا که هر چه زودتر همه ما رو از نگرانی در بیاره:( گریه می کنما:(
بهارک | June 22, 2008 11:27 AM
واقعا ما که اینهمه به هم نزدیکیم چطور کسی شماره ای ازش نداره من نمی فهمم:( من فکر می کردم بعضی از بچه ها با انار تماس تلفنی هم دارن؟ یعنی تو این دو سال سابقه نداشت یه مدت بی خبر بمونین ازش؟ اولین باره اینطور پیش اومده؟ آخرین بار که گفت مهمون ورزشکار داره همین.
بهارک | June 22, 2008 11:30 AM
چند دليل مهم براى لاغر نشدن
نوشابه هاى گازدار
با اينکه مقدار چربى زيادى در اکثر نوشيدنى ها وجود ندارد اما به خاطر کالرى بالا موجب اضافه وزن مى شوند. انرژى و کالرى موجود بلافاصله سوزانده مى شود،وقتى بدنتان سرگرم سوزاندن کالرى اضافى موجود در اين نوشيدنى ها است، شما انتخاب ديگرى نداريد مگر اينکه بيشتر کالرى هاى مصرف شده ديگر از غذاهاى سالم را ذخيره کنيد . نوشيدنيهاى گازدار حتى بدتر از نوشيدنيها ى ديگر است و مقدار بسيار زيادى کالرى از قند اضافه شده به آن وارد بدنتان مى کنند. پس اگر قصد پايين آوردن وزنتان را داريد، بهتر است براى نوشيدنى تا حد امکان از آب معدنى استفاده کنيد.
ورزش يا فعاليت فيزيکى کم
همه ما مى دانيم که براى لاغر ماندن بايد ورزش کنيم اما خيلى از مردم هنوز هم به اندازه کافى ورزش و فعاليت جسمانى در برنامه زندگى خود ندارند تا کالرى هاى مصرفى اضافه را بسوزاند يا بر متابوليسم کند خود غلبه کنند. بايد در اکثر ساعات بيدارى خود فعاليت فيزيکى داشته باشيد، يا حداقل سه جلسه در هفته، 20 تا 30 دقيقه ورزش کنيد. اگر اضافه وزنتان خيلى زياد است و براى ورزش کردن مشکل داريد؛ بهتر است از فعاليت هاى سبک تر و تفريحى تر استفاده کنيد. خيلى از افراد از رفتن به باشگاه و انجام همان برنامه تمرينى مشابه هميشگى خسته مى شوند. وقتى برنامه تمرينى برايتان خسته کننده شود، حتماً بايد آنرا تند تند عوض کنيد چون انجام تمرينات تکرارى و خسته کننده مى تواند چربى سوزى شما را خراب کند. بدن ما خيلى زود به ورزش عادت مى کند و تکرار چيزى که بدنتان خيلى راحت بتواند آنرا کامل کند هيچگونه تغيير فيزيکى ايجاد نمى کند. بله، هنوز هم کالرى خواهيد سوزاند اما اگر بدنتان به وضعيت کنونى مصرف کالرى روزانه تان عادت کند، ديگر وزنتان پايين نمى آيد. يک راه بسيار عالى براى بالا بردن نتيجه اين است که با امتحان کردن انواع مختلف ورزش ها و فعاليت ها، بدنتان را وارد چالش کنيد؛ شنا، اسکيت، رقص، يا حتى صخره نوردي. وقتى ورزش کردن برايتان شکل تفريح پيدا کند و لذت بخش باشد، به مدت طولانى ترى آنرا انجام مى دهيد و کالرى بسيار بيشترى خواهيد سوزاند.
پايين آمدن متابوليسم
رژيم هاى غذايى کم کالرى در هفته هاى اول خيلى خوبعمل مى کند اما بعد از مدتى ديگر تاثيرى در کاهش وزن نخواهند داشت. دليل آن اين است که متابوليسم شما پايين آمده و درنتيجه به اين مقدار محدود مصرف کالرى عادت مى کند. اگر با پايين آوردن بيشتر کالرى هاى مصرفى به اين مسئله واکنش دهيد، احتمالاً اينبار فقط عضلاتتان را از بين مى بريد و دوباره روند کاهش وزنتان به رکود مى رسد. اين چرخه تا جايى ادامه مى يابد که تصميمتان براى پايين آوردن کالرى مصرفى منحل مى شود و دوباره به وضعيت تغذيه سابقتان برمى گرديد. اما رمز اينکار اين است که مقدار کالرى مصرفى را کم کم پايين بياوريد، و در عين حال از موادغذايى خوب و مقدار کافى پروتئين براى جلوگيرى از از دست رفتن عضلات، استفاده کنيد. انجام تمرينات بدنسازى به شما کمک مى کند متابوليسمتان را بالا ببريد و چربى سوزيتان را تسريع کنيد.
نديده گرفتن وعده هاى غذايى
ساده به نظر مى رسد، کمتر مى خوريد و حتماً وزن کم مى کنيد. به همين دليل خيلى از افراد در بعضى از وعده ها غذا نمى خورند و بدن را به حالت گرسنگى مفرط مى کشانند، و براى حفظ آمينواسيدهاى لازم براى بدن، عضلات تجزيه مى شوند و نتيجه آن چيزى نيست جر پايين آمدن متابوليسم. همچنين اگر اجازه بدهيد قند خونتان خيلى پايين بيايد، دردهاى شديد گرسنگى را متحمل مى شويد و احتمال اين وجود دارد که به پرخورى مفرط کشانده شويد. پس سعى کنيد غذاهاى سالم و مقوى اما کم حجم و سبک در 5 الى 6 وعده در روز بخوريد. روزتان را با يک صبحانه خوب و سالم شروع کنيد که حاوى پروتئين باکيفيت باشد. بايد ياد بگيريد که چطور با اين روش غذا خوردن قند خونتان را تنظيم کنيد.
مصرف زياد قند و نمک
قند و نمک اضافى معمولاً در بسيارى از غذاهاى فراورده اى با هم مخلوط هستند. مصرف مقدار زيادى قند در يک وعده غذايى باعث بالا رفتن قند خون مى شود؛ بدن بايد به اين وضعيت واکنش داده و آن را دوباره پايين بياورد. نتيجه آن اين است که قسمت اعظم آن قند اضافى به شکل چربى در بدن ذخيره مى شود. اينجاست که خيلى از افراد که عادت به خوردن نوشابه دارند که فاقد چربى است متعجب مى شوند و نميدانند که چطور ممکن است اين ماده باعث ذخيره شدن چربى در بدنشان شود. پس سعى کنيد تا حد امکان مصرف قند را پايين بياوريد. نمک هم باعث سردرگمى مى شود چون کالرى ندارد اما مى تواند منجر به افزايش وزن شود. نمک باعث مى شود بدن آب در خود ذخيره کند، در نتيجه با مصرف مقدار زيادى نمک ممکن است برخى افراد احساس کنند که چاقتر مى شوند. پس سعى کنيد رژيم غذايى را دنبال کنيد که بيشتر در آن از موادغذايى طبيعى و غيرفراورده اى استفاده شده باشد.
ننوشيدن آب به ميزان کافى
در يک روز متوسط، بدن اکثر افراد دچار بى آبى مى شود چون خيلى بيشتر از آنچه آب در طول روز مى نوشند بدنشان آب از دست مى دهد. آنها اکثراً اين را متوجه نمى شوند چون مرکز تشنگى در بدن خيلى دقيق نيست. گاهى اوقات کمبود آب در بدن مى تواند دردهاى گرسنگى را به همراه داشته باشد، چون خيلى از ما مقدار آب مورد نياز روزانه مان را از موادغذايى تامين مى کنيم. اگر به اندازه کافى آب نمى نوشيد و معمولاً احساس گرسنگى مى کنيد، هوس شما به غذا ممکن است به خاطر تشنگى باشد نه گرسنگي. آب همچنين به بالا بردن سطح انرژى بدن نيز کمک مى کند، درنتيجه مى تونيد خيلى بهتر ورزش کنيد تا کالرى بسوزانيد و وزنتان را پايين بياوريد. پس سعى کنيد در روز حداقل 8 ليوان آب بنوشيد.
سهم هاى غذايى نادرست
وقتى براى کم کردن وزنتان رژيم مى گيريد، فلسفه قديمى هنوز هم که هنوزه کاربرد دارد "کم بخوريد تا وزنتان پايين بيايد." گرچه همانطور که در موارد بالا گفتيم هيچيک از وعده هاى غذايى را نبايد ناديده بگيريد، اما راه حل اين است که کم بخوريد و مداوم بخوريد. خوردن غذاى سبک در وعده هاى غذايى بيشتر کاهش وزنتان را تسريع ميکند.
اهداف غيرواقعى
ايجاد هدف هايى که دست يافتن به آنها خيلى سخت باشد يا هدف هايى که خيلى غيرواقعى باشند از جمله دلايلى است که تلاش شما براى کاهش وزن را ناکام ميگذارد. وقتى تيپ بدنيتان اندومورف باشد (تيپ بدنى چاق و فربه) عاقلانه نيست اگر بخواهيد اندام يک مانکن را پيدا کنيد. رسيدن به اهدافتان در موفقيت شما اهميت زيادى دارد. اگر به هدف هايتان دست پيدا نکنيد، ممکن است آخر کار احساس کنيد فردى شکست خورده هستيد و هم انگيزه خود را از دست داده و نااميد و مايوس شويد. سعى کنيد هدف هايى کوچک و سهل الوصول براى خود پيدا کنيد تا انگيزه اى باشد براى موفقيتتان. کم کردن همان يک کيلو وزن در هفته که معمولاً توصيه مى شود ممکن است خيلى کند به نظر برسد اما حداقل آن اين که بدون هيچگونه سختى و مشکلى مى توانيد به آن دست پيدا کنيد. آنوقت است که حس پيروزى به شما دست مى دهد و يک قدم به هدف کلى و بزرگتان که رسيدن بهوزن ايدآل است نزديک ميشويد.
arezoo | June 22, 2008 11:31 AM
بچه ها من چون كم ميام .....
آهان اول بايد سلام بدم...باز يادم رفت...سلام
بچه ها من چون كم ميام وخيلي شوتم از بحث ها واينقدر عقبم نمي دونم از مجا شروع كنم...در جريان نبودم تا امروز كه ري گفت ديانا گم شده...راستش براي خودمم كمي مشكوك ميزد كه ديانا چرا برام كامنت انرژي زا نذاشته چند وقتيه..خيلي ناراحتم...امكان نداره كسي مثل ماها كه يه جورايي معتاده واينترنت جزئي از زندگيشه يهو بي خبر بره وهيچ دسترسي به كامپيوتر نداشته باشه.تو اين مدت يك سال ديانا هيچ وقت بي خبر غيب نشده بود.ارتباط ايميلي ميدونم با انار داشته ولي تلفني نمي دونم با كي تماس داشته:)
هي بحران شده...حالا الان چي ميشه؟حالا از كجا بفهميم ديانا كجاست؟
يه خانمي بود كه دياناي واقعي رو از نزديك ميشناخت...اگه اشتباه نكنم خاطره بود ميشه پليز اگه گذرت به اينجا افتاد يه خبري برامون بگيري لطفا..
يه دوسته عزيز شما چطور؟هيچ نشونه واقعي از ديانا نداريد؟
بابا خبري شدم منه كنكوري رو از نگراني برهانيد.من الان يه غمه خيلي گنده تو دل قلنبمه...با اين خبر حتما خيلي از اون غم قلنبه هه كم ميشه
آزي | June 22, 2008 12:01 PM
من یادمه دیانا از یه غیبت کوتاه یه چیزایی گفت!
اما انقدر طولانی.....؟!!!!
ساميا | June 22, 2008 2:34 PM
من هم از این بی خبری طوانی نگرانم. دیانا حتی وقتی گرفتار بود و به بلاگ ها سرکشی نمیکرد ارتباط ایمیلیش برقرار بود و امکان نداشت ایمیل جواب نده :(
شانه بسر | June 22, 2008 2:41 PM
خب چطوره از همه اعضای تیم ملی والیبال بپرسیم کدوماشون مهمون دیانا بودن و بعد اونجوری خبر دیانای عزیزمون رو می گیریم.. من فقط میرسعید معروف رو می شناسم که خیلی کلاسش بالا رفته امسال..
بهارک | June 22, 2008 2:48 PM
سلام سلام...
آزی قربونت مگه آدرس دیانا را نداری ؟
ببین وارد توکیو که شدی خیابون اصلی ،اولین کوچه،سمت راست، درب سوم، نه نه ببخشید حیاط نداشت یادمه میگفت طبقه چندمی هستیم!!
آرام فیلم ماهواره را دیدی؟ قهرمان فیلم از تو عکس و دریچه و ساختمانی که معلوم بود تونست کشور و محل زندگی و خیابون طرف را کشف کنه! حالا جانم این کار دست خودت را میبوسه استاد رایانه و یار گوگل اگه هستی بسم الله.ببین عکسی چیزی ازش اگه داری بیار تا با هم کشف رمز کنیم....
ببخشید بچه ها اگر شوخی کردم منم شونصد مدل فکر کردم وعقلم به جایی نرسیده و نگرانم. راستی یادتونه یه بار دلش میخواست برای بچه ها گام شمار بفرسته خیالاتی شدم فکر میکنم اون موقع یه جایی آدرس داده بود.
آخرین حرفهاشو که بارها خوندم بوی خداحافظی نمیده،نمیدونم چی شده....
یه دوست چشم انتظار دیانایی غمگین
یه دوست | June 22, 2008 4:18 PM
من خودم برای دیانا نگرانم. برای اینکه اگه یه غیبت کوچولو هم داشت امکان نداشت به من ایمیل نزنه و خبر نده قبلش. اما الان یهو غیبش زد بدون هیچ خبری. و منم هیچ شماره تماسی ازش ندارم. نمیدونم چکار باید بکنم.
anar | June 22, 2008 4:47 PM
من میتونم فقط اینو بگم که یه کسی از ژاپن اونم زا یه محیط دانشگاهی میاد همش وبلاگ بلاگفایی من رو میخونه. حدسم همیشه این بوده که دیاناست. الانم آخرین بار دو سه روز پیش بود فکر کنم.
من که ته دلم مطمئنه که حالش خوبه.
بچه ها خواهشا اینقدر همش فکرای بد نکنید.دلیلی نداره که ههمون اولین فکری که به ذهنمون میرسه تشویش آور و نگران کننده باشه و بعدش هم بیان کنیم. لطفا بیاید یه کم مثبت فکر کنیم. شاید الان مثلا حالش خوبه و دوست داره یه مدتی نیاد. هان؟ اینم فکره دیگه.
راستی فکر نمیکنم که خیلی هامون در دنیای واقعی همدیگه رو بشناسیم و با هم در تماس باشیم. یه چند نفری آره، ولی بقیه فکر نکنم. وقتی اینجا خیلی ها اسشون واقعی نیست و مستعاره چطور انتظار دارید که آدرس داشته باشیم و شماره تلفن و از این چیزاااااا؟
رقی | June 22, 2008 5:36 PM
من
با اينكه حس ششم بسيار قوي دارم كه خيلي چيزا زودتر بهم الهام ميشه و با اينكه يه شبم خواب ديانا رو ديدم و تو خواب جيغ زدم
اما اصلآ احساس بدي راجع بهش ندارم.
(در مورد اون زلزلهه ميگم)
حسم بهم ميگه هست.حالا كجا و چطوري و چراشو نميدونم
اما ميدونم يه جايي هست.
شايد اومده ايران چون داشت تو آخرين كامنتاش از غربت و اين چيزا حرف ميزد.
شايد دلش نميخواد فعلآ بياد اينجا و شايد شراشطشو نداره.
يادمه يه بار در مورد 10 روز غيبت براي يه كمپ گفته بود كه غيبتش مدت زمون خيلي خيلي زيادي طول كشيد.
بد فكر نكنين.
ايشاللا هر جا كه هست شاد و سلامت باشه و بياد يه خبر حداقل از خودش به اين همه چشم انتظارتو انارستان بده.
بيايد همه با هم براي سلامتيش دعا كنيم.اين حداقل كاريه كه از دستمون برمياد.
هستي | June 22, 2008 5:54 PM
بچه ها
شاید دیانا اومده ایران و دلش میخواد وقتش رو با خانواده و دوستهای غیر مجازی اش بگذرونه. این از اون کارهایی است که وقتی برگشت ژابن دیگه نمیتونه انجام بده و منطقیه که بخواد تمام لحظه هاش رو انجوری بگذرونه و انرژی جمع کنه برای برگشتنش.
نینابه | June 22, 2008 7:31 PM
سلام من هم اصلا فکر بد نمی کنم هر روز منتظرم بیاد. من آخه چند بار دیدم بچه ها با انار از تلفن صحبت می کردن فکر کردم بعضی از بچه ها تماس تلفنی دارن منظورم همه نبود که.
بهارک | June 22, 2008 10:01 PM
من هم دیروز عصر و دیشب همش به دیانا فکر می کردم. امیدوارم هر جا هست سالم و سرحال باشه و زود بیاد و همه مارو خوشحال کنه. پیشنهاد بهارک هم جالب بود با اینکه سخته ولی شاید یه سرنخی بدست بده. چون اونطوری که دیانا میگفت یکی از بچه های تیم ملی والیبال خیلی ارتباط فامیلی نزدیکی باهاشون داره از چند طریق.
آلبالو | June 22, 2008 11:26 PM
سلام دوستای خوبم
من هنوزم توی مسافرتم،ولی چشم این خانوم مهندس همسفرمون رو دور دیدم یه دقیقه لپ تاپش رو کش رفتم تا یه سری به اینجا بزنم.از نظر فقهی می شه یه جورایی به این کار گفت: کامنت غصبی!...البته قبلاً خودش بهم گفته بود که هر وقت کاری داشتم می تونم ازش استفاده کنم و لپ تاپ خودمه و از اینجور خرفا.
از خوندن کامنتاتون درباره ی دیانا فهمیدم که پس بقیه هم مثل من برای دیانا نگرانن...راستش تنها فکری به ذهنم رسیده اینه که کسی رو توی خود ژاپن پیدا کنیم که ازش خبری بگیره.تنها کسی هم که به ذهنم میرسه "خانوم حنا" ست.اگه اشتباه نکنم قبلاً هم عضو انارستان بوده و دیانا رو می شناسه.با یه سرچ کوچیک می شه وبلاگش رو پیدا کرد و براش کامنت یا ایمیل داد که این لطف رو به انارستان بکنه...اگه توی سفر نبودم و اینترنت دم دستم بود،حتماً خودم این کار رو می کردم.ولی حالا اگه یکی(ترجیحاً خود انار که به احتمال قوی خانوم حنا می شناسدش و قضیه رو جدی تر می گیره) زحمت این کار رو بکشه،ممکنه از نگرانی دربیایم...امیدوارم دیانای خوب انارستان هرجا که هست سلامت و شاد باشه.
آرتمیس | June 23, 2008 12:10 AM
اینم از آدرس وبلاگ "خانوم حنا":
http://khanoomhana.blogspot.com/
برم که صبحونه تموم شد!
آرتمیس | June 23, 2008 12:14 AM
وای
آخه اگه دیانا دو روز هم میخواست جایی بره حتما خبر می داد . حتی اگه الان توی شرایط ایران و سرعت کند اینترنت هم بود خب یه میل به انار می زد دیگه . کارش سه سوت بیشتر طول نمی کشید که .
اونم کی ؟
دیانا که اینقدر مرتب به همه سر می زد . حالا اگه من بودم یه چیزی . می گفتین دوباره رفته یه گوشه و داره خرابکاری می کنه .
منم که دیوونه .
الان استرس آزی و دکتر سارا و دیانا و انار رو با هم گرفتم .
یکی حرف آرتمیس رو گوش کنه و به این خانوم حنا میل بزنه . هرکی رفت یه لیوان آب قند هم واسه من بیاره که غش کردم از استرس
zeinab | June 23, 2008 1:12 AM
سلام. یک دوست جان اتفاقا من یک کم رفتم سایتهای ژاپنی را دیدم و داشتم جستجو را شروع می کردم ولی بعد به ذهنم رسید شاید دیانا دوست نداشته باشه اینطوری شناخته بشه حتی اگر دل نگرانش باشیم.
آرتمیس پیشنهاد خوبی داده. از خانم حنا بپرسیم خیلی بهتره. من رفتم سراغ خانم حنا!
آرام | June 23, 2008 1:53 AM
دیاناااااااااا! من فردا امتحان اقتصاد بین الملل دارم. اگر خرابش کردم همانا بدان وسط نمودارهای انگلیس و امریکا و مبادله نوشتم ژاپن!
کجاییییییییی؟ آهییییییییی...... بچه ها من الان جدی جدی اشکم درآمده. اگر ازش خبری نشه سفارت ژاپن هم می روم و می گم دیانای ما گم شده، پسش بدید!
هق هق
پ.ن. نینابه! شونصد بار اومدم دوباره برات کامنت بگذارم ولی نمی دانم چرا صفحه کامنت اکستراپوند کرسر ندارد! برای جیرجیرک هم در تایتل بار کامنت گذاشتم. برای تو شونصد خط نوشته بودم پرید! آهیییییییییییییییییییی.
هق هق
آرام | June 23, 2008 2:12 AM
الان کامنت رقی را خوندم. خداکنه دیانا بوده باشه. هوم...
آرام | June 23, 2008 2:17 AM
بهارک جان، عزیز دلم، با تو نبودم مادر.ناراحت نشو.
من کلی گفتم.منظورم همه بودیم .
رقی | June 23, 2008 2:35 AM
بسه ديگه حرف هاي خوب خوب بزنيد!
ديانا هم بزودي سالم و شاد دوباره پيداش ميشه....
ساميا | June 23, 2008 2:55 AM
ناراحت نشدم رقی عزیزم راستی من چند روز پیش همه وبلاگتو خوندم! اما یک دونه کامنت هم نذاشتم آخه از اونجا زود اومدم عکساتو دیدم و بعد وای خدایا چقدر تغییر کردی من تا اون روز عکس قبلتو ندیده بودم من تازه الان مثل قبلا شما هستم:)) ماشاالله بهت عزیزم. ایشالا من هم بتونم.
بهارک | June 23, 2008 3:48 AM
خب تو هم ایشالله همین مسیر رو طی میکنم و میای پایین. بهت قول میدم.اگه بخوای و اراده کنی میتونی.
من الان خیلی سرسری و یه خط در میون کار میکنم والا تا حالا صد بار باید به وزن هدفم رسیده بودم.خیلی دوست دارم تمومش کنم ولی نمیدونم که میتونم یا نه. دیگه اراده مثل قبل ندارم.
خب منم عکس قبلت رو دیدم.خیلی ناز و جیگر بودی. هنوزم هستی.
رقی | June 23, 2008 5:01 AM
آرام جون تو وبلاگ خودت بنویس میام سر میزنم. یا ایمیل بزن
نینابه | June 23, 2008 7:20 AM
سلام گل دخترا
خانوم خوشگلا
مهربوناااا
روزتون مبارک و مبارک و مبارک
شاد باشین الهی همیشه و سرشار از حسهای قشنگه ویژه ی زنانه,که این موهبت قرعه ش به نام ما افتاده
ببخشید که کم پیدام و کم می نویسم.هم امتحان دارم این روزا هم حس نوشتنم کم شده.
می دوسمتون.می بوسمتون.دلم هم براتون می تنگوله
وبلاگای خوشگلتونم می خونم.
می دوسمتون و همچنان می دوسمتون
rokhy | June 23, 2008 10:05 AM
هیشکی جواب منو نداد گریه گریه
وای دیانا کجاست؟؟؟
امیدوارم هرجا هست حالش خوب باشه
راستی روز مادر مبارک بوس بوس
آمانیتا | June 23, 2008 10:24 AM
آمانیتا جان. فکر کنم سیب هم مشکل تو را دارد. اگر دکتر می روی حتما قرص هایت را به موقع و سر ساعت بخور تا فعالیت تیروئیدت تنظیم شود. توصیه های خاص خوراکی را هم از دکترت بپرس حتما برایت توضیح می دهد. من دقیقا نمی دانم احتمالا بچه ها هم به همین خاطر جواب ندادند. چاقی از عوارض شایع کم کاری تیروئید هست ولی تا جایی که من می دانم الان خیلی خوب قابل کنترل هست.
آرام | June 23, 2008 12:43 PM
سلام
مریم | June 23, 2008 2:31 PM
سلام خانومای گل روز همتون مبارک باشه.روی ماه تک تکتون رو میبوسم.
الی | June 23, 2008 2:38 PM
سلام طرز تهیه سرکه سیب ابتدا سیب را درسته بشویید و خشک کنید سپس چهار قاچ کرده و هسته ی آنها را بگیرید ودر ظرفی که بهتر است شیشه ای باشد بریزید و روی آن دو لیوان سرکه بریزید و در آن را بگذاریدتا دو یا سه روز بماند و سیب ها آب بیندازد بعد آب را جوش آورده و کمی که خنک شد یک قاشق نمک روی سیب ها بریزیدو بگذارید تا یک روز بماند وسپس با دست کمی چنگ بزنید ودر ظرف را محکم ببندیدو دور شدشه را با خمیر بکیریدو به مدت دو ماه در جای گرم بگذاریداگر هوا سرد بود ممکن است 4 تا6 ماه طول بکشد نتیجه اینکه حاضریش بهتره پدر آدم در می یاد بعد از دلش نمی یلد بخوره
ساناز شنگول | June 23, 2008 3:06 PM
خانومهاي كپليه عزيز
روزتون مبارك
دكي جون سارا
روز تو هم مبارك
الي جون توهم روزت مبارك باشه
هستي | June 23, 2008 3:49 PM
خانمهای گل و مهربون و محترم انارستان روزتون مبارک باشه
Ghazal | June 23, 2008 9:51 PM
نميشه نوشت . هي ارور ميده
Anonymous | June 24, 2008 12:23 AM
خب روز همه ي همه ي همه مون مبارک . کاش ميشد اينجا يه جشن حسابي راه انداخت و پايکوبي کرد
انار جون کارت رو انجام دادي
خسته نباشي
زينب | June 24, 2008 12:28 AM
من هميشه خدا رو شکر مي کنم به خاطر سرعت کند اينترنت اينجا . اما امروز من به تمام وبلاگ ها سرزدم و تبريک گذاشتم اما خيلي ها هم باز نشد . مث وبلاگ بهارک . فندقي . ميس ري جون . سالومه و رخي . رقي . هستي . اين اکستراپوندي ها که کلا وا نشد . ساميا
ببينيد ديگه من توي چه شرايط سخت اينترنتي اي به سر مي برم . در هر صورت بازم مبارک باشه .
:)
:)
:)
بياين همديگر رو تحويل خفن ناک بگيريم
زينب | June 24, 2008 12:36 AM
فکر کنين ادم به دکتر سارا روز زن و مامان رو تبريک نگه . چه فاجعه اي از اين بدتر هم هست
سارا جون هر کار مي کنم نمي تونم وارد اکسترا پوند بشم ها وگرنه که بهت ميل مي زنم به جون ني ني و نونو
زينب | June 24, 2008 1:00 AM
سلام خواهرا مامانا روزتون مبارک
امروز میتینگ نیست!
چرا اینطوری بی سایه سر شدیم؟
ميس ري | June 24, 2008 1:24 AM
سلام سلام
روز مادر مبارک هوراااااااااااااااااااااا دست دست
آرام جان مرسی عزیزم بوس بوس
ما که مادر نیستیم ولی مامانا بیاین کادوهاتونو باز کنید
آمانیتا | June 24, 2008 1:28 AM
سلام
به همه خانومای انارستانی روز زن رو تبریک میگم.متاسفانه به دلیل ضیق وقت فرصت سر زدن به همه رو ندارم.حسابی خودتون رو تحویل بگیرید.خودتون خودتون رو تحویل بگیرید ونگذارید فراموشی بعضیها روحیه تون رو خراب نکنه یعنی توقع از کسی نداشته باشید.
دو هفته ای میشد وزنم پایین نمی اومد،گوارشم خراب شده بود ولی دو سه روزیه درست شدم وزنمم یه ریزه کم شده،اینروزها همش وقت کم میارم.احساس میکنم برنامه رژیمم باعث شده به خیلی چیزا نتونم برسم.خیلی وقته یه کتاب خوب اثر گذار نخوندم یه کتابی که بیشتر جنبه آموزشی داشته باشه نه تفریحی.کتابی که تا مدتها بعد از خوندنش فکرت مشغولش باشه.راستی کتاب خوب سراغ دارید؟
آخرین کتاب موثری که خوندید چی بوده؟
سولی تپلی | June 24, 2008 1:41 AM
مرسی زینب جان منم به شما و همه خانوما و مامانای گل تبریک میگم
فندق | June 24, 2008 1:47 AM
روز مادر و زن مبارک همه باشه.مخصوصا سارای گل و بقیه دوستای نی نی دار
سالومه | June 24, 2008 2:00 AM
من در شرایط روحی خوبی نیستم کمتر می یام
سالومه | June 24, 2008 2:42 AM
سلام به همه. روزتون خیلی مبارک الهی همه شاد و سرزنده و عضله ای باشین همیشه.
گل بهار | June 24, 2008 2:49 AM
اول از همه روی ماه مامان رژیمی-ورزشی م رو می بوسم .انار جونی روزت مبارک
دوم به همه دوستای خوبم:روز زن ومادر مبارک.براتون بهترین وشادترین وزیباترین روزها رو آرزو می کنم.
بهار | June 24, 2008 3:08 AM
روز همگی تون مبارک!
امیدوارم شادترین لحظه ها رو سپری کنید.
:-×
ساميا | June 24, 2008 3:35 AM
شیرزنان انارستان روز همتون مبارک :))
آلبالو | June 24, 2008 5:12 AM
خدمت کلیه خواهران انارستانی و رهگذر،
همه اونایی که مامان هستن قراره مامان بشن و یا دلشون میخواد مامان بشن ، همه اونایی که خانوم مهربون خونشون هستن ، همه خواهرای ناز و دخترای گل ....
روزتون مبارک!
(بنده کماکان در محدودیت اینترنتی قراردارم!!)
leili | June 24, 2008 5:22 AM
من هم روز ولادت دختر پیامبر اکرم حضرت فاطمه ،روز مادر و روز زن رو به همگی تبریک می گم.
بهارک | June 24, 2008 6:51 AM
روز همتون مبارک باشه حتی خواهرها که گاهی از مادر و زن هم مهربان تر اند به مجردا دلداری می دهم
ملانی | June 24, 2008 8:02 AM
راست می گی ملانی من هم به همه مجردها از جمله خودت و خودم و فندق و هستی جون تبریک می گم.
بهارک | June 24, 2008 9:50 AM
مرسی بهارک جان منم به شما تبریک میگم :)
فندق | June 24, 2008 10:49 AM
سلام بچه ها
امروز چرا اینقدر اینجا سوت و کوره . هیچ خبری نیست ؟
غزال | June 24, 2008 11:30 AM
آهان فهمیدم اکثرا مشغول روز زن و روز مادر و دید و بازدید و کادو بازی هستین . ایشالا که به همتون خوش بگذره . باز هم این روز رو به همتون تبریک می گم . یه مطلب جالبی هم جایی خوندم در مورد روز زن :
پشت سر هر مرد موفقی یک زن فداکاره ، و پشت سر هر زن موفقی یک مرد که هر چی زور زده نتونسته جلوی موفقیت زنش رو بگیره .!!
غزال | June 24, 2008 11:33 AM