« میتینگ 72 | صفحه اول | میتینگ 74 »
میتینگ 73 با 12 ساعت تاخیر شروع شد. ببخشید من رفته بودم مصاحبه کاری توی یه شهر دیگه و هیچ جوری دسترسی به اینترنت و فارسی نویسی نداشتم. شماها خوبین؟ اینجا که گرم و شرجی شده و من سه روزه تلافی هرچی آب کم خورده از قبل بوده رو دارم در میارم از بس آب خورده ام.
تکمبل 1. من الان که ساعت 10 شبه نشسته ام توی آفیس دارم منحنی پشت منحنی تولید میکنم و نقشه میکشم(یعنی واقعا دارم نتایج رو رو نقشه نشون میدم نه اینکه برنامه ریزی کنم) که فردا با استادم میتینگ دارم بتونم بگم که میخوام آخر این ماه دفاع کنم. هر از گاهی هم یه دستی به این شکم تپلی ورزش نکرده میزنم که "بذار این تموم بشه...".
به خودم قول داده ام جایزه تموم کردن و دفاعم این باشه که برای یک نیمه ماراتن دیگه تمرین کنم. الان که خدمت شما هستم گلاب به روتون باسنم درد میکنه از بس از صبح روی صندلی نشستم. انقدر هم گرسنه بودم همه روز که همه ساندویچهای ناهار و شام رو همه رو تا 4 بعد از ظهر خوردم تموم شد. البته بد هم نشد چون الان هم گرسنه نیستم و اینجوری غذام رو هم زود خوردم.
تنبلیم میاد توی تاریکی باید پیاده برگردم خونه.
تكميل 2. خوب من ستاره ها رو بدم. معذرت ميخوام اگه دير ميشه اما من به جز آخر هفته ها وقت نميكنم الان بشينم سر شيت لوگ و منظمش كنم و براتون تذكر بنويسم و ستاره ها رو دربيارم براي اينكه طول ميكشه.
خوب اما ستاره هاي اين هفته:
اينا ستاره برميگردونند:
ساميا همه ستاره هاش رو . اشكال نداره ساميا جون. مهم اينه كه شروع كني و ايشالا ايندفعه بهش بچسبي.
سارا تيتان ستاره هاي 5 و 10 رو برميگردونه.
اينا ستاره ميگيرند:
آني ستاره 5 بوندي ميگيره:
سولماز ستاره 15 بوندي ميگيره:
لاله ستاره 10 درصدي رو ميگيره:
سيب ستاره 5 بوندي ميگيره:
سولماز(سولي 54) ستاره 5 بوندي ميگيره:
فندق ستاره 35 بوندي ميگيره كه چون نداريم ميشه يك 5 و يك 30:)

سالومه ستاره ده درصدي رو ميگيره:
خوب كف مرتب و تشويق فراوان براي همگي ستاره داران عزيز. يكي دو نفر ديگه هم توي لوگ بودند كه به نظر ميامد بايد ستاره بس ميدادند اما من مطمئن نبودم وزن فعليشون درسته و سئوال براشون نوشتم كه چك كنند.
و در آخر هم هرجا بايد ب سه نقطه ميبوده توي متن تكميل و جاش ب نوشته بودم براي اينه كه ب سه نقطه اين كيبورد رو بيدا نميكنم:)











Comments
به به میتینگ نو :))
فندق | June 10, 2008 3:54 PM
سلام انار جان خوش اومدی دلمون تنگ شده بود
فندق | June 10, 2008 3:55 PM
سلام انار جون
بهارک | June 10, 2008 4:02 PM
سلام به روی ماهتون:)
انار | June 10, 2008 4:07 PM
من آخه خیلی شهرمون گرم و شرجیه تا الان نتونستم بخوابم حالا شب به خیر.
بهارک | June 10, 2008 4:09 PM
سلام به همتون
بلاخره ميتينگ شروع شد؟
هستي | June 10, 2008 4:09 PM
چه کیفی داد رئیسمون اول همه من و فندق دیدیم :)))
بهارک | June 10, 2008 4:11 PM
چه اینجا همه شب زنده دارن D:
فندق | June 10, 2008 4:17 PM
آخجون من بالاخره ستاره گرفتم . اگه بعد از تعطیلات که شروع کردم اینجا دوباره ثبت نام میکردم ستاره دوم رو هم می گرفتم چون جمعا از بعد از تعطیلات تا حالا شد 5 کیلو
ولی نکته مهم اینه : بعد از یک هفته اقامت در ایستگاه شکم یعنی رشت و خوردن روزی سه وعده صبحانه ناهار شام با مراقبتهای به عمل امده وزن ما امروز صبح دو روز بعد از پایان سفر عدد قبل از سفر رو نشون می داد یعنی همون 60 کیلو
گاهی روی ترازو باورم نمی شه از شر این 5 کیلوی اول که عین خاری در چشمم بود خلاص شدم ... حالا 5 کیلوی دوم اصلا دور به نظر نمی رسه . بدون اینکه براش عجله داشته باشم .
آلوچه خانوم | June 10, 2008 4:18 PM
آلوچه جان تبریک :))
فندق | June 10, 2008 4:21 PM
آلوچه جان تبریک :))
فندق | June 10, 2008 4:22 PM
آلوچه جان تبریک :))
فندق | June 10, 2008 4:23 PM
آلوچه جان تبریک :))
فندق | June 10, 2008 4:26 PM
وای چرا اینهمه شد؟!!
فندق | June 10, 2008 4:28 PM
همه بیدارین که :دی
rokhy | June 10, 2008 4:30 PM
مرسی فندق جان !
چه خبره اینجا از فندق به الوچه از الوچه به فندق ! اونم تحت ریاست انار .
آدم بیشتر یاد باز هفتگی محلی می افته تا میتینگ . ( شوخی کردم )
آلوچه خانوم | June 10, 2008 4:31 PM
ببخشید اشتباه شد بازار هفتگی محلی
آلوچه خانوم | June 10, 2008 4:33 PM
آخه الان همه خوابن منم با این خراب کاریم معلومه خواب و بیدارم دیگه برم بخوابم!
شب خوش
راستی انار جان میشه این کامنتای تکراری رو حذف کنین، آخه هی ارور داد منم دوباره زدم نگو همش اومده!
ممنون :)
فندق | June 10, 2008 4:35 PM
سلام انار خانوم خسته نباشی امیدوارم مصاحبه ات موفقیت آمیز بوده باشه
گل بهار | June 10, 2008 4:46 PM
خسته نباشي انار جان .
آي بچه تنبل هايي كه امروز جدول هاتون رو نذاشته بودين ، ميتينگ شروع شده زود باشين .
ليلا | June 10, 2008 4:48 PM
خب منم بیدارم. بابا اینجا تازه ساعت 10:50 مینوته. هنوز کو تا لالا. اه اه این تی اف 3 هم داره فیلم مزخرف جیمز باند رو نشون میده. من چقدر از این جیمز باندهای مزخرف بدم میادهاااا. انگار فیلم واسه بچه ابتدایی ها ساختن.
بی خود نگفتم هااا. این دخمل طلای من داره با چه شوق و ذوقی نگاه میکنه. فردا میاد همه حرکات جیمز رو برام اجرا میکنه. خدا به دادم برسه. تازه چند وقته عشقش اینه که یه خودکاری میله آبنباتی چیزی میگیره با مهارت کامل تو دستش و ادای سیگار کشیدن رو در میاره. نیست مامانش عاشق سیگاره بچه هم عشق سیگار شده. اگه بدونید چقدر قشنگ لای انگشتش میگیره.... باباشم هی غر میزنه که اینها چیه این یاد میگیره. ادای بهتر نبود یاد بگیری؟
رقی | June 10, 2008 4:53 PM
میشه یه فضولی بکنم بپرسم رشته تحصیلیت چیه انار خانوم
گل بهار | June 10, 2008 6:08 PM
عمران
انار | June 10, 2008 6:23 PM
خیلی عالیه پس باید فرصتهای کاری زیادی داشته باشی موفق باشی همیشه
گل بهار | June 10, 2008 8:05 PM
انار جون امیدوارم توی مصاحبه کاریت موفق باشی!
لیلی | June 10, 2008 9:57 PM
می شه بگین سس سویا چه فوایدی داره؟و تو چه غذاهایی بهتره استفاده بشه؟
گل بهار | June 10, 2008 10:22 PM
سلام انار جان
من الان برات یک ایمیل نسبتا فوری فرستادم. ممنون میشم یه چک بکنی.
نینابه | June 10, 2008 10:58 PM
انار جان امیدوارم تو مصاحبه کاریت موفق باشی.
هستی تو پست قبلی ازم پرسیده بودی که جنوبی هستم یا نه؟
اتفاقا من شمالی ام اما همراه همسر تو جنوب کار می کنیم. اون نونها رو هم من پختم.
بابت اطلاعاتت در مورد قهوه هم ممنون.
آلبالو | June 10, 2008 11:31 PM
به به انار خانوم گل!!!
امیدوارم مصاحبه کاریت خوب پیش رفته باشه.
موفق باشی خانم گل
سالومه | June 11, 2008 12:58 AM
رخی جون منم عین تو هستم
6 ساله مزدوج شدم ولی لایف استایلم و حسم هنوز مثل زمان مجردیمه!
سالومه | June 11, 2008 1:00 AM
انار جونم سلام
از ته دل امیدورارم که توی مصاحبه ی کاریت موفق باشی و همون شغلی رو بدست بیاری که دلخواهته...این خیلی مهمه که آدم کارش رو دوست داشته باشه و ازش لذت ببره.به قول معروف:
Happy the man whose job is his hobby
از تبریکت بابت کتابم هم خیلی ممنونم...لطف کرده بودی که با اینهمه مشغله ی مهم به یاد من هم بودی.راستی اگه دوستت خوندن اون کتاب رو تموم کرده برام بفرستش که تا سرم خلوته زودی ترجمه ش کنم و بذارم برای بچه ها که ازش استفاده کنن.
آرتمیس | June 11, 2008 1:53 AM
سلام بچه ها!خوبین همتون؟
من اومدم خواهش کنم تا از گروه حذف نشدم یک نفر تاریخ لوگ رو برای من بروز کنه با فایر فاکس هم نمی تونم برم.البته اگه گذرتون از اون ورا افتاد.مرسی
دلم برای همتون تنگ شده .بر می گردم
بهار | June 11, 2008 2:47 AM
بهار جان خوبی ؟
من برات تاریخ به روز کردم
زود بیا که دلمون برات تنگ می شه
' | June 11, 2008 3:15 AM
بهار جان خوبی ؟
من برات تاریخ را به روز کردم
زود برگرد که منتظریم
کرم ابریشم | June 11, 2008 3:17 AM
بچه ها جون تروخدا پول واسه گن و هیچ وسیله ای جز وسایل ورزشی با ارزش در جهت لاغریتون ندین .من تو 3 سال حدود 3میلیون خرج لاغریم کردم و واسه ما که اول زندگیمون بود( البته خیلیشم قبل ازدواج بود) زیاد دادن این پولا راحت نبود کلا واسه هیچ آدم عاقلی این ها هدر رفتن وقت و سلامتیه و پوله . من گن از 13-14 تومانی تا 100 تومانی که آمریکایی بود خریدم.
آدم می ترکه توش .انقدر حرکت سخت می شه چون چربیو که نمی خوره مثلا تو نوع سرتا سری بندیش انگاری گوشت آدم از تو سینه گردن آدم داره می زنه بیرون.
من واسه عروسیم نپوشیدم چون می دونستم با پوشیدنش آدم احساس عذاب و فشار زیاد می کنه و حرکات معمولی هم سخت و غیر طبیعی می شه .
رخیییی تو شوهر داری؟؟؟؟؟ ای بابا تازه می خواستیم عروس خودم کنیمت که
sib | June 11, 2008 3:44 AM
خوش بحالت ما اینجا نم کشیدیم از سرما و باد و بارون...
sooski | June 11, 2008 4:16 AM
اینجا همینش خوبه که آدم سوال می کنه یاد می گیره. من خب مدت زیادیه یعنی دو ساله تو جمع دخترونه نبودم و از این مدل چیزا خیلی پرت هستم. از هستی و سیب و همه اونهایی که راجع به گن روشنم کردین متشکرم :)
من تا حالا فقط واسه یک چیز خنده دار پول الکی خرج کردم اون هم کمر بند لاغری :)))) مسخره ترین وسیله هست و خیلی هم خنده دار فقط یک بار بازش کردم و بعد انداختم دور. فقط یه برنامه خنده شد واسه مامانم. خودمم که نمی رم بخرم خواهرمو می فرستم که لاغره:)) و البته کتاب اتکینز رو هم اضافه می کنم و یه کتاب everything nutrition از کیمبرلی ا تسمر.
بهارک | June 11, 2008 4:21 AM
بچه هاجون، سایت پرگلک براتون باز میشه؟
واسه من خیلی وقته باز نمیشه. میشه یکی جواب منو بده؟
رقی | June 11, 2008 5:12 AM
چه خوب که بهار دوباره برگشت روحم واشد
انار جون گل خودمون الهی که زودی قبول بشی و بری سر کار که خیال مون از بابت کار تو هم راحت بشه :)
zeinab | June 11, 2008 5:32 AM
من پرگلک رو نمی شناسم. اما وبلاگ آلوچه خانوم برای من فیلتر هست.
بهارک | June 11, 2008 7:09 AM
سس سویا پلیز
گل بهار | June 11, 2008 7:13 AM
واسه منم خیلی وقته باز نمیشه
فندق | June 11, 2008 7:39 AM
درباره سس سویا تو میتینگ های قبلی لیلی فکر می کنم خیلی مطلب نوشته/
بهارک | June 11, 2008 7:47 AM
من بايد ستاره هام رو پس بدم!
:((
ساميا | June 11, 2008 9:11 AM
بچه ها فكر ميكنم تو يكي دو روز اخير يك جايي از وبلاگا يا تو ميتينگ خوندم كه بعد غذا ميوه نخورين !!
الان يك برنامه اي داشت از كانال 5 پخش ميشد و من در حين خوردن داشتم به مباحث تغذيه اييش گوش ميدادم ، متخصص تغذيه معتقد بود كه ميوه نخوردن بعد غذا اصلا پايه علمي نداره . هر چي كه بخواين مي تونين بخورين به شرط اينكه كالريتون فراتر نره . و اينكه ph محيط اسيدي موقع هضم غذا حدود يك هست و ميوه هر چقدر هم تاثير داشته باشه نمي تونه ph رو به 8 يا 9 برسونه .
ليلا | June 11, 2008 9:33 AM
سامیا جونم خودت ماه هستی
حالا ستاره پس دادن که غصه نداره
در نهایت همش مال خودته.قبوووول؟ :-)
.....
آره سیب جونم.پنج سال پیش آقای همسر تورم کرد.وگرنه به این زودی ها گول نمی خوردم که ;-)
....
اما حالا گول نی نی رو نمی خوردم :-I
rokhy | June 11, 2008 9:41 AM
آره لیلا جون.منم اینو چند سال پیش توی کتابای آنتونی رابینز خونده بودم.
rokhy | June 11, 2008 9:46 AM
بچه ها من می خوام یه چله یه خوام خواری بگیرم کسی اطلاعاتی نظری چیزی داره؟؟
قبلا هم گرفتم اما 6 سال پیش بوده.نمی دونم در این شرایط کار درستی یه یا نه؟؟؟
سالومه | June 11, 2008 9:48 AM
رخی جونم
خوبها رو زود تور می زنن دیگه!!!ببینم تو چند سالته؟
سالومه | June 11, 2008 9:51 AM
سلام سلام
خوبید همه آقا ما برگشتیم سرحال و تووووپ جشن فارغ التحصیلی بود ایشالا روزی همه دانشجوهای امروز و فردا (آزی با تو هم هستم ) آقا ما تو مسافرت یه 700 تا 1000 گرم اضافه کردم اما خدا رو شکر الانه سرهمون 71.3 حالا یکی به من کمک کنه بیاد بامن دعوا کنه یه ماهه ورزش نکردم فقط تقریبا" یه روز در میون 1 ساعت راه می رم اما نه دویدن (تو خیابون در حال تماشای مغازه ها)
راستی می گم حالا که واسه ما جشن فارغ التحصیلی گرفتن دیگه دفاع نکنم چی می شه :)) آخ جون پیش به سوی دکترا
خوب خانما یه راه واسه من نشون بدبد که زودتر کم کنم
ثابت شدم رو 71-72
Anonymous | June 11, 2008 9:53 AM
سلام سلام
خوبید همه آقا ما برگشتیم سرحال و تووووپ جشن فارغ التحصیلی بود ایشالا روزی همه دانشجوهای امروز و فردا (آزی با تو هم هستم ) آقا ما تو مسافرت یه 700 تا 1000 گرم اضافه کردم اما خدا رو شکر الانه سرهمون 71.3 حالا یکی به من کمک کنه بیاد بامن دعوا کنه یه ماهه ورزش نکردم فقط تقریبا" یه روز در میون 1 ساعت راه می رم اما نه دویدن (تو خیابون در حال تماشای مغازه ها)
راستی می گم حالا که واسه ما جشن فارغ التحصیلی گرفتن دیگه دفاع نکنم چی می شه :)) آخ جون پیش به سوی دکترا
خوب خانما یه راه واسه من نشون بدبد که زودتر کم کنم
ثابت شدم رو 71-72
آرزو | June 11, 2008 9:53 AM
لیلا جون
بعضی ها میگن موادی که هضمشون بیشتر طول می کشه را با موادی که کمتر زمان نیازدارند را با هم نخورید تا مثلا پروتئین ها کامل هضم شوند. به نظر من که ممکن نیست. تو خودت به معده ات توجه کن ببین کی اذیتت میکنه اون کار رو نکن.
من از حال خودم گزارش بدم که ورزش و رژیم را شروع کردم. همیشه اول تابستون واسه من رژیم گرفتن خیلی آسون میشه چون هوا که گرم میشه تا یه مدت کم اشتها میشمّ. حالا یه سوالی اگه آدم کم اشتها بشه هم باید مراقب حداقل کالریش باشه؟
بهارک جون
هر چی من درباره ی گن می خواستم بگم بقیه کاملترش را گفتند. خوب شد که منصرف شدی :)
شب تاب | June 11, 2008 9:55 AM
خرداد پنجاه و پنج
rokhy | June 11, 2008 10:06 AM
شب تاب جون
حتما بايد مراقب باشه ، يعني ميانگين كالريت نبايد از كالري پايه كمتر بشه
ليلا | June 11, 2008 10:07 AM
سویا خواص
:
۱) سویا مقوی و بادشكن است.
۲) دانه سویا، مدر، تب بر و ضد سم است.
۳) در چین دانه سویا را بهعنوان ضد سم مصرف میكنند.
۴) شیر سویا غذای مفیدی برای كودكان است.
۵) نان سویا برای مبتلایان به بیماری قند بسیار مناسب است زیرا اولاً ارزش غذائی زیادی درد ثانیاً مواد نشاستهای كه تبدیل به قند میشود در آن كم است.
۶) دانههای سبز سویا را له كرده و بهصورت پماد درآورید این پماد برای زخمهای آبله و سایر زخمها مفید است همچنین برای رفع التهاب و قرمزی پای بچهها كه در اثر ادرار بهوجود آمده مفید است.
۷) سویا برای مبتلایان به نقرس و رماتیسم و اشخاص ضعیفالبنیه بسیار مفید است.
۸) سوس سویا برای تحریك اشتها بهكار میرود.
۹) سوس سویا را برای از بین بردن بوی گوشت بهكار میبرند
۱۰) سوس سویا را به غذاهائی كه تردید دارید سالم باشد بزنید سم آنرا خنثی میكند.
۱۱) سوس سویا ملین، خنككننده و ضد سم است.
۱۲) اگر زن حامله در معرض خطر سقط جنین باشد به او سوس سویا بدهید.
۱۳) اگر ادرار كسی به خون آلوده است سوس سویا درمان آن است.
۱۴) سوس سویا برای سوختگی پوست مفید است.
۱۵) فرآوردههای سویا برای پیشگیری سرطان مفید است.
۱۶) سویا به فعالیت رودهها و دفع منظم سموم كمك میكند.
۱۷) سویا مقدار تریگلیسیدر خون را پائین میآورد.
۱۸) برای تمیز كردن شریانها از فرآوردههای سویا استفاده كنید حتی مبتلا به شرائین و در معرض خطر قلبی هستند اگر از سویا استفاده كنند و گوشت را از برنامه غذائی خود حذف كنند بهزودی شریانهای آنها تمیز و جوان خواهد بود.
۱۹) سویا سنگ كیسه صفرا را شكسته و خارج میسازد و اگر از فرآوردههای سویا استفاده كنید در بدن شما سنگ كیسه صفرا تولید نخواهد شد اگر سنگ كیسه صفرا دارید رژیم خود را به سویا تغییر دهید.
۲۰) سویا برای سلامت روده بزرگ و تنظیم تخلیه و دفع مواد زائد بسیار مفید است.
۲۱) سویا مؤثر برای درمان سرطان كولون است.
۲۲) سویا از سرطان سینه جلوگیری میكند.
۲۳) سویا منبع غنی هورمون استروژن است بنابراین میتوان جانشین هورمونهای مصنوعی در دوران یائسگی باشد. پس خانمها در دوران یائسگی بهتر است از فرآوردههای سویا استفاده كنند.
طرز استفاده:
فرآوردههای سویا زیاد است و بسته به نوع سلیقه میتوانید از آنها استفاده كنید مانند شیر سویا ، شیر بریده سویا، دانه سویا ،بلغور سویا، سویای بو داده، پروتئین سویا، سوس سویا، سویای تخمیر شده، جوانه سویا و غیره.
مضرات:
مضرات خاصی برای آن بیان نشده است
leili | June 11, 2008 10:09 AM
سلام انار جون
امیدوارم نتیجه مصاحبت رضایت بخش باشه.
داشتم کم کم به خاطر این دیر کرد میتینگ نگرانت میشدم. راستس انار جون ،بچه ها کسی از دیانا خبری نداره خیلی نگرانشم.
بهار جون خوشحالم برگشتی .
لیلی جون از مطلب تو هم حسابی استفاده کردم دست گلت درد نکنه.
رخی جون
منم با سالومه موافقم خوبها رو رو هوا میزنن (آقاهامون نیان اینجا:))
الی | June 11, 2008 11:06 AM
گیاه شناسی
سویا قرنهاست که غذای مردم آسیا مخصوصا چین بوده است و چینی آن را همراه با برنج بعنوان غذای اصلی خود مصرف می کنند . ایالات متحده آمریکا بزرگترین تولید کننده سویا می باشد و تقریبا دو سوم محصول کل دنیا را تولید می کند . سویا در ایران بنام (لوبیا روغنی ) ،( لوبیا چینی ) سوژا و دانه سویا معروف است . سویا گیاهی است یکساله دارای ساقه پرشاخه ، برگهای آن بیضی ، نوک تیز و سبز رنگ می باشد . میوه آن شبیه لوبیا سات که در هر غلاف آن سه تا پنج دانه جدا از یکدیگر وجود دارد . رنگ دانه سویا بر حسب انواع مختلف متفاوت است و برنگهای زرد ، سفید ،سیاه ، خاکستری و خالدار دیده می شود . دانه سویا به بزرگی یک نخود کمی مسطح و گرد است . دانه سیاه سویا بیشتر در طب گیاهی مصرف درد ولی از دانه زرد رنگ آن بیشتر برای روغن گیری استفاده می کنند . سویا بعلت داتشن پروتئین و مواد مغذی در تغذیه انسان بکار می رود . سویا از چین به نقاط دیگر دنیا راه یافته است و بطور وحشی در آن کشور وجود دارد . سویا در حدود 3500 نوع مختلف دارد که هر کدام آب و هوای مخصوصی را می خواهد .
ترکیبات شیمیایی: سویا از نظر ویتامین های گروه B بسیار غنی است و دارای مقدری ویتامین های C,D,E,K و کمی کاروتن می باشد . سویا همچنین دارای کلروفیل و آنتی بیوتیکی بنام کاناوالین نیز هست ،دانشمندان موفق شده اند که از لوبیای سویا یک نوع آنتی بیوتیک ارزان قیمت تهیه کنند که مورومیکس نامیده می شود و باکتریهای مضر روده را از بین می برد .جدول زیر مواد موجود در صد گرم دانه خشک و رسیده ،جوانه سویا ، شیر سویا و سبوس سویا را نشان می دهد:
مواد
دانه خشک
جوانه سویا
شیر سویا
سوس سویا
آب 10 گرم 86 گرم 92/5 گرم 62/8گرم
پروتئین 34 گرم 6 گرم 3/4 گرم 5/6 گرم
چربی 17/7 گرم 1/4گرم 1/5 گرم 1/3 گرم
مواد نشاسته ای 29 گرم 4/7 گرم 2/2 گرم 9/5 گرم
کلسیم 226 میلی گرم 48 میلی گرم 20 میلی گرم 82 میلی گرم
فسفر 550 میلی گرم 67 میلی گرم 48 میلی گرم 104 میلی گرم
آهن 8/4 میلی گرم 1 میلی گرم 0/8 میلی گرم 4/8 میلی گرم
ویتامین آ 80 واحد 80واحد 40 واحد 7320 واحد
ویتامین ب 1 1/1 میلی گرم 0/25 میلی گرم 0/8 میلی گرم 0/02 میلی گرم
ویتامین ب 2 0/3 میلی گرم 0/2 میلی گرم 0/03 میلی گرم 0/25 میلی گرم
ویتامین ب 3 2/2 میلی گرم 0/8 میلی گرم 0/2 میلی گرم 0/4 میلی گرم
همانطور که گفته شد سویا از نظر مواد پروتئینی بسیار قوی است و در کشورهای فقیر از آن بعنوان جانشین گوشت استفاده می کنند . در جدول زیر سویا با گوشت مقایسه شده است:
مواد
سویا
گوشت گاو
آب 9/87% 74%
پروتئین 36/67% 23/74%
چربی 17% 2/3%
پتاسیم 3/1% 54%
اسید فسفریک 1/47% 66%
بنابر این همانطور که در جدول بالا دیده می شود مقدار پروتئین سویا 1/5 بربر گشوت گاو می باشد و منبعی غنی از پروتئین است . برای درست کردن شیر سویا ، دانه سویا را له کرده و بمدت 24 ساعت تحت تاثیر آب قرار می دهند سپس آنرا صاف می کنند و بدین ترتیب نوشابه ای مانند شیر بدست می آید که منبع غذایی خوبی است که می توان بجای شیر گاو مصرف کرد .روغن سویا که از فشردن دانه های له شده سویا بدست می آید رنگ زرد مایل به قرمز درد و دارای بوی مخصوصی شبیه بوی لوبیا است و در حرارت 15 در جه منجمد می شود ولی درجه حرارت معمولی حالت روان درد.
leili | June 11, 2008 11:10 AM
http://elm86.iranblog.com/?mode=SubjectedArchive&id=34802
اینم منبعش که حلال باشه
leili | June 11, 2008 11:17 AM
رخی جون
بس تو واقعا همزاد منی. منم 9 خرداد 55 هستم.
نینابه | June 11, 2008 11:37 AM
وااااااااای چه باحاااااااال
نینابه جون بزن قدش.خیلی ذوق کردم چه جاااااالب.
پس باید یکم توی نخ هم باشیم ببینیم موج روحمون هم شبیهه ؟خیلی جالب بودااا
rokhy | June 11, 2008 11:53 AM
آره موافقم. من الان که موج روحم بدجور طوفانیه. دقیقا یک هفته دیگه همین موقعها دفاعمه. برام کلی انرژی مثبت بفرست.
حالا بعد از اون حسابی اختلاط میکنیم
نینابه | June 11, 2008 11:57 AM
این سایت که لیلی لینک داده ها خب؟؟ نوشته انجیر چاق می کنه؟ خب اگه تو بازه کالری مجازم می خورم چرا چاقم کنه؟ ممکنه؟؟؟؟؟؟؟؟
بهارک | June 11, 2008 12:03 PM
ایشااااالله عالی دفاع می کنی.نگران نباش.نه خردادی ها حسابی از عهده همه چی برمیان.از قتل تا دفاع علم ;-)
rokhy | June 11, 2008 12:20 PM
:*
sib | June 11, 2008 12:26 PM
کسی نبود درباره خوام خواری نظر بده؟فقط چهل روزه. دفعه قبل که گرفتم 7 کیلو لاغر شدم.روزی هم 2 تا کاسه آجیلی می خوردم :))
سالومه | June 11, 2008 12:37 PM
تعریف سویا سس=سس سویا، نوعی سس تخمیر شده است که از سویا، غلات(گندم.جو. ذرت.برنج .ارزن .چاودار) برشته شده، آب ونمک تهیه می شود. معمولاً درغذاهای آسیایی از این نوع سس استفاده می شود. اگر چه سس سویا انواع مختلفی دارد، تمام آنها شورمزه بوده و قهوه ای رنگ می باشند که برای مزه دار کردن غذاها هنگام پخت و یا سر میز مورد استفاده قرار می گیرند.
این سس اولین بار در کشور چین ابداع شد؛ اما امروزه در سراسر قاره آسیابه خصوص کشور ژاپن و حتی در دیگر نقاط دنیا از آن استفاه می شود. البته سس سویایی که مردمان ژاپن در تهیه ی غذایشان به کار می برند با سس سویای چینی بسیار متفاوت است.
سس سویای چینی
این نوع سس سویا را با استفاده از دانه ی سویا به عنوان منبع اصلی و از غلات دیگر به مقدار کمتر تهیه می کنند. و دو نوع دارد:
سس سویای تازه/ روشن=نوعی سس رقیق و به رنگ قهوه ای روشن می باشد. این سس در تهیه ی اغلب غذاها به کار می رود و از آنجا که رنگ آن روشن است، زیاد رنگ غذا را تغییر نمی دهد.
سس سویای قدیمی/ تیره= نوعی سس تیره و غلیظ است که تخمیر شدن آن، مدت طولانی تری طول کشیده است. رنگ آن هم قهوه ای تیره می باشد. به این نوع سس سویا شیره قنداضافه می کنند تا ظاهر متمایزی نسبت به دیگر انواع این نوع سس داشته باشد. معمولاً از این سس برای تزئین روی غذاها استفاده می شود. این سس عطر و طعم بهتری نسبت به سس سویای رقیق دارد؛ به علاوه نمک کمتری هم دارد.
سس سویای ژاپنی
سس سویای ژاپنی= سنتی را به 5 گروه تقسیم می کنند که این دسته بندی بر اساس مواد به کار رفته در تهیه ی سس و طرز تهیه ی آن انجام گرفته است. در انواع سس های سویای ژاپنی، گندم به عنوان ماده اصلی وجود دارد. بنابراین، سس سویای ژاپنی باید قاعدتاً از سس سویای چینی شیرین تر باشد.
دسته اول: کویکوچی، این نام از منطقه ی کانتو در ژاپن گرفته شده است. ابتدا تنها در این منطقه از این نوع سس استفاده می شد. اما سرانجام تمام ژاپنی ها آن را به کار بردند. تقریباً80 درصد سس سویای تولید شده در ژاپن از این نوع می باشد. استفاده از این نوع سس میان مردمان ژاپن رایج است. برای تهیه ی آن از مقادیر کاملاً مساوی گندم و سویا استفاده می کنند.
دسته دوم: یوسوکوچی، این سس به خصوص در ناحیه ی کانزای ژاپن بسیار به کار می رود. نسبت به سس کویکوچی شورتر و کم رنگ تر است. کم رنگ تر بودن این نوع سس به این دلیل است که در تهیه ی آن از شیره ای که از برنج تخمیر شده به دست می آید استفاده می کنند. پس برنج یکی از اجزای مهم در درست کردن این نوع سس سویا می باشد.
دسته سوم: تاماری، در تهیه ی این نوع سس به طور عمده از سویا و تنها مقدار کمی گندم استفاده می شود. این نوع سس نسبت به کویکوچی تیره تر بوده و عطر بهتری دارد. این نوع سس را سس سویای اصلی می نامند، چون طرز تهیه آن به سس سویایی که دستورالعمل آن اولین بار از چین به ژاپن آمد، بسیار شبیه می باشد.
دسته چهارم: شیرو، نوعی سس سویای کمرنگ است. بر خلاف سس تاماری، در تهیه ی سس شیرو بیشتر از گندم و فقط کمی از سویا استفاده شده و همین مسئله باعث می شود که این سس کمرنگ بوده و طعم شیرینی داشته باشد.
دسته پنجم: سایشیکومی، این نوع سس را به جای آب نمک با سس سویا تهیه می کنند. در نتیجه رنگ آن نسبت به کویکوچی تیره تر بوده و عطر بهتری هم دارد.
سس سویا معمولاً شور است و استفاده از آن برای برخی افراد مناسب نیست. البته اخیراً سس سویای کم نمک برای کسانی که رژیم غذایی خاصی دارند به بازار آمده است. این نوع سس کم نمک را یکی از انواع سس سویا به حساب نمی آورند، چون هر کدام از انواع سس سویا را می توان با نمک کم هم تهیه نمود. در هر حال، نمی توان این سس را بی نمک تهیه کرد و کسانی که مصرف مقادیر بسیار کم از نمک هم برایشان مضر است، نباید از این سس استفاده کنند.
×××××××××××××××××××××××××
واسه گل بهار جون
sib | June 11, 2008 12:39 PM
من که نمی دونم خام خواری چیه والا حتما اظهار نظر می کردم سالومه جونم/
بهارک | June 11, 2008 12:41 PM
راستی بچه ها می خواستم خووووووووووووواهش کنم که وقتی توی وبلاگها کامنت می ذارین آدرس وبلاگتون رو هم بذارین.اونجوری با یه کلیلک می شه اومد توی بلاگتون ولی وقتی نمی ذارین باید کلی دنبال آدرس گشت.
سالومه | June 11, 2008 12:43 PM
سالومه جان خام خواری یعنی چی؟ یعنی هیچ چیز پخته ای نمی خورین؟
فندق | June 11, 2008 12:57 PM
دوستای عزیزم.منم خوشحالم که دوباره می بینمتون(با چشم دل)
مرسی کرم ابریشم عزیز.زینب گلی.الی جان وهمه دوستان
بچه ها من یک ساعته نشستم یک کیلومتر تایپ کردم بعد این بلاگفای لعنتی ارور داد وهمش پاک شد.چقدر پشیمونم که چرا تو ورد ننوشتم.سعی می کنم در فرصتی دیگه اپ کنم.
خیلی اعصابم بهم ریخت.
خوب دخترا اینم بگم که منم خردادی هستم وتولدم گذشت ورفت.من به همه خردادی ها می گم که سال ما از خرداد شروع میشه پس اگه توی فروردین واردیبهشت مث من بد آوردین بدونین که در پایان سالتون بد آوردین و سال جدید داره بهتون لبخند می زنه.تولدتون مبارک خردادی ها
بهار | June 11, 2008 12:59 PM
رخي جون قبول!!!
--------
سالومه جون منم يه مدتي مي خواستم چله گياه خواري بگيرم، اما موفق نشدم! اراده ي قويي مي خواد.
اميدوارم اگه واقعا تصميم داري، موفق بشي:)
----------
ليلي جان مطلبت خيلي بدرد بخور بود!
مرسي:-*
ساميا | June 11, 2008 1:02 PM
آها یعنی vegan درسته؟ اونو می دونم دوستم هست اونجوری یعنی کلا نه فقط 40 روز اما چون خوشم نمیاد اصلا نپرسیدم ازش اما تو اینترنت که مطلب زیاده
بهارک | June 11, 2008 1:03 PM
لطفا سیب عزیز بگو چرا دانه سویا انقدر نفخ می آره چیکار می شه کرد اگر غذایی هم با دانه سویا بلدی بهم بگو من الان سویا پختم توی آش ریختم خدا به دادم برسه
سانازشنگول | June 11, 2008 1:04 PM
نینابه جان ایشالا دفات خوب و خوش برگزار میشه بعدش به ما تپل مپلا یه شیرینی توپ میدی ;)
فندق | June 11, 2008 1:09 PM
دست لیلی و سیب درد نکنه بی نیازم کردین از وب گردی بازم تشکر
گل بهار | June 11, 2008 4:02 PM
سالومه جون
خوبه که از یه دکتر تغذیه بپرسی. با یه مربی یوگا هم در ارتباط باشی خوبه چون این چله ی گیاه خواری را من یه مربی یوگا شنیدم. میگن خیلی خوبه و بدن را از سموم تصفیه می کنه و خوبه که سالی یه بار گرفته بشه. اما من اینه را شنیدم علمیش را نمی دونم. اونی که من امتحان کردم سه روز اول محدودتر بود بعد در سه مرحله ی 3 روزه خرما مغزیجات و جوانه به برنامه اضافه می شد. محدودیت مقدار نداشت ولی خب پرخوری هم همیشه بده!
من دوبار امتحان کردم ولی چون یه جورایی سر خود بودم و اطلاعاتم کامل نبود هر دفعه شکستمش. دفعه ی دوم را یادمه که تمام دهانم آفت زده بود! یه جور نشونه ی اینکه مواد لازم به بدن نرسیده.
شاید هم خوب باشه که آدم یه هفته بدنش را آماده کنه و شوک به بدنش وارد نکنه.
توصیه من اینه که سر خود عمل نکن و حتما با متخصص در ارتباط باش وگرنه ممکنه ضررش بیشتر از سودش باشه.
موفق باشی
شب تاب | June 11, 2008 4:47 PM
رقی جون
پرگلک وبلاگش را بسته. منم چشمم سفید شد از بس چک کردم شاید نظرش عوض شه!
شب تاب | June 11, 2008 5:02 PM
گل بهار جون
من نظرم را میگم و مرجعی واسش ندارم: به نظر من گیاهان تازه اثرشون با فراورده هاشون دقیقا یکی نیست. مثال ساده اش اینه که با این که لیمو ترش منبع ویتامین سی است آب لیمو این خاصیت را نداره . یا مغزیجات تازه مث گردو و بادوم چربی شون با مغزیجات بوداده یا خیر تازه فرق می کنه. من اینو کلا تعمیم می دم به همه چی و تا جایی که میشه مواد تازه مصرف می کنم. حالا سویا تازه تا حالا ندیده ام اما به سس سویا زیاد خوشدل نیستم. خودش و شیرش را ترجیح میدم. بازم تاگید می کنم این نظر و سلیقه ی منه.
اگه ساکن ایرانی که سویا ی خشک را می تونی در آب سرد خیس کنی و بعد توی آبکش بریزی و یکم فشار بدی تا آبش در بیاد و بعد مثل گوشت چرخ کرده واسه ی ماکارونی و استامبولی و جیزهای مشابه به کار ببری.
یه راهش هم اینه به همین شکل آماده اش کنی بعد با گوشت قاطیش کنی که چربی گوشتت کم بشه و بوی سویا هم گرفته بشه.
شب تاب | June 11, 2008 5:07 PM
آرتمیس جان
مبارک کتابت.
آرزو جان
دستت زیر سرما!
شب تاب | June 11, 2008 5:14 PM
انار جان
همین که توی این روزها پر مشغله چراغ اینجا را روشن نگه داشتی خیلی کاره. فعلا برس به اولویت های بالاتر. ما هم منتظریم که ازت خبرهای خوب خوب بشنویم.
شب تاب | June 11, 2008 5:18 PM
سلام صبح به خیر همگی.
سوال کردم آیا انجیر حتی اگر در بازه کالری روزانه باشه باز هم ممکنه باعث چاقی بشه؟
بهارک | June 12, 2008 1:13 AM
اول یه غر کککک ای بزنم
بچه ها من چون اینترنت ام کند ه همه ی صفحه ام وا نمیشه در تبیجه آدرس هایتون رو ندارم رو صفحه . خب؟ وقتی کامنت میذارین ادرس اگه باشه ادم خیالش راحته اما وقتی آدرس نیست باید برم و از ناکجا اباد هی ادرس ها رو در بیارم . سالومه واقعا به موقع تذکر داد . فکر کنم مد امساله که ادرس نمیذارین نه . یا شایدم من آدرس ها رو نمی بینم . . . .
در مورد سویا هم توی گوشت چرخ کرده ازش استفاده کنین بهتره . چون خیلی ها از مزه ی سویا خوششون نمیاد و مخلوط کردنش با گوشت و چرخ کردنش اون طعم رو از بین می بره
zeinab | June 12, 2008 2:12 AM
بهارکجونم اتفاقا انجیر یه غذای مقوی محسوب میشه و کاملا سالمه
مخصوصا اگه توی محدوده ی کالری هات باشه که خوبم هست ازش استفاده کنی . البته تازه اش که خب خیلی بهترم هست.
از من به تو نصیحت که هر میوه ای حتی خیلی شیرین اش خیلی بهتر تر از فست فود های بیرون و نون سفید و برنجه
تازه شم نگرانی نداره که .اگه احساس کردی انجیر دارین و می ترسی اگه بخوری چاق شی آدرس بدهم واسه من بفرستی
zeinab | June 12, 2008 2:20 AM
بهارک جان
فکر نمی کنم که اگه انجیر در بازه کالری روزانه ات باشه چاقت کنه.
سامیا جون
این چله خوام خواری یه .اگه گیاه خواری بود که خیلی راحت و هلو بود!!!این یه جورایی سخته.هیچ چیز پخته و یا چیزی که آتش بهش خورده باشه رو نمی تونی بخوری.همه چیزها منبع گیاهی دارن به همبن دلیل بهش می گن خام گیاه خواری.
شب تاب عزیز
مرسی از توضیحت.من دفعه قبل که گرفتم تحت نظر موسسه یوگایی که می رفتم و پزشک بودیم. الان یه کم سیستمش با اون موقع فرق کرده و شیر و گاهی برای بعضی ها بر حسب جواب آزمایشهایی که قبل از چله می گیرن، ماست هم در این چله هست.
دفعه پیش نتیجه آزمایش من قبل و بعد از چله حیرت انگیز بود.با وجود اینکه غذای پخته نمی خوردم و اصولا کم هم می خوردم اما سطح انرژیم مخصوصا از 15 روز دوم به بعد غیر قابل توصیف بود.
در ضمن تمام جوشهای بدنم خوب شد و روی پوست و سیستم گوارشم خیلی اثر مثبتی داشت.امروز جلسه توجیهی و آمادگی چله است.هنوز تصمیمم قطعی نشده به خاطر اینکه می ترسم کم بیارم و نتونم ادامش بدم.آخه الان من خودم مسئول آشپزی و این حرفا توی خونم و باید غذای معمولی درست کنم ولی خودم خام خوار باشم.بعدشم کسی نیست که همراهم باشه.اون دفعه با مامانم گرفته بودم.
خلاصه هنوز دلم رو یه دله نکردم.امشب تصمیم می گیرم.
آهان در ضمن توی چله ما قرص مخمر و یه سری مکمل هم می خوردیم.
سالومه | June 12, 2008 2:23 AM
آره بهارک جون
منم هستم ها! اگر احساس چاقیدن کردی میتونی در یک اقدام بشردوستانه انجیرها رو بفرستی مالزی ! چه فروشی داره اینجا !!! اصلا میتونیم تجارت راه بندازیم !!!
leili | June 12, 2008 3:05 AM
خب من از ایران چند تا بسته سویا خشک آوردم که توی غذاها بریزم چون اینجا هر چی گشتم خشک پیدا نشد، ولی اینقدر که روغن مصرف میکنه همش رو انبار کردم تو کابینت و استفاده نمیکنم. دوست دارم خیلی هااا ولی خب نمیارزه بخوریش وقتی اینقدر روغن بالاش میزنی و چاق ترت میکنه.
بعدش اینکه میدونستید که سرمای تابستون بدتر از سرمایی هست که آدم تو زمستون میخوره. پدرم در اومد از بس هی عطسه کردم و فین گرفتم . شدم سیمون از بس همه گوشه های بینیم قرمز شده....
رقی | June 12, 2008 3:23 AM
از بابت آدرس اگر من هم مورد خطاب هستم: آخه سرعت اینترنتم کنده بعد این بلاگفا قبلا مشخصات رو حفظ می کرد و هر بار مجبور نبودیم وارد کنیم اما تازگی اینجور شده در حالی که من اصلا به کوکی اینها دستکاری نمی کنم. حالا از این به بعد چشم می نویسم.
اما انجیر مرسی که جواب دادین پس شما هم مثل من عاشق انجیرین؟
بهارک | June 12, 2008 3:25 AM
واقعا ای کاش می شد براتون بفرستم ما اینجا از میوه های فصل همیشه برای همسایه ها و حتی به تهران و مشهد می فرستیم اما امکاناتمون اونقدری نیست چون انجیر زود فاسد می شه.
بهارک | June 12, 2008 3:32 AM
انار جان واقعا خسته نباشی و ارزوی موفقیت می کنم برات چون واقعا حقته
ملانی | June 12, 2008 4:47 AM
سلام سلام سلام! خوبین؟
خوب سالومه راجع به خام خواری پرسیده ولی خوب من نمی دونم چیه فقط دوستم که ژارسال دانشگاه شناختمش همون اول فهمیدم گیاه خواره آنهم از نوع عقیدتی (یعنی عقیده داره که حیوانات نباید به خاطر انسانها کشته شوند و اینها) 3-4 سال هم بود که لب به گوشت نزده بود البته شیر و تخم مرغ و اینها را می خورد. ماهی را یادم نیست! خلاصه همیشه شاکی بود که در ایران گیاه خوارها مظلوم اند. حتی کافی شاژها و رستورانهای گیاهی را می شناخت و می گفت اصلا کامل نیستند. خودش از این ور آن ور دستورات خاص گیر می آورد. یک نکته جالب این بود که اتفاقا چاق شده بود نسبت به قبلش چون خودش می گفت که چون پروتئین حیوانی نمی خورد دیرتر احساس سیری می کند و خوب طبیعتا بیشتر می خورد و کالری اش بیشتر شده. اوضاعش خوب بود تا اینکه نمی دونم چه مشکلی (فکر کنم قلبی شایدم نه!) پیدا کرد که بیمارستان بستری شد و آنجا غذای بیمارستان را خورد ( فکر کنم براش گوشت خوردن شکنجه حساب بشه!) و دیگر گیاه خواری اش شکسته شد و الان مثل اینکه گوشت می خوره.
دیگر نمی دونم والله! خلاصه این دوست ما که با گیاه خواری تپلی شده بود اتفاقا!
آرام | June 12, 2008 5:23 AM
هوم! راستش در مورد سویا من یک چیزی توی روزنامه خوندم نمی دونم واقعیت داره یا نه یا به قول دیانا تحت چه شرایطی و چه قدر خوردن و چه طوری خوردن و اینها نتایج آن آزمایش بوده و منتشر شده و اینکه آیا اصلا قابل تعمیم هست یا نه. ولی خوب طبق قائده همه چی بخور! درست بخور! زیاد نخور! فکر کنم بشود تفسیرش کرد. نوشته بود که گویا اگر کسی قصد بچه دار شدن دارد زیاد سویا نخورد. مثل اینکه روی خانومها تاثیر می گذارد. حالا نمی دونم والله یک چیزهایی هم نوشته بود از این اصطلاحات هورمونی که من سوادش را نداشتم و یادم نمونده. خلاصه این بود دانشته من در مورد سویا. البته سویا در موارد دیگر (غیر از تصمیم به بارداری) همیشه توصیه شده است و گزینه خوبی بوده.
آرام | June 12, 2008 5:30 AM
دلم برای دیانا تنگ شده
آرام | June 12, 2008 5:32 AM
یکی از اون موارد آدرس ننویس ها, رخی جون می باشد.به دو دلیل منطقی آدرس نمی نویسم.یک اینکه تنبلیم میاد p-:
وااااا کجاش منطقی نبود؟؟ D:
یکی دیگه هم اینکه آدرس کنار بلاگمون هست دیگه.ولی با این توضیحاتی که دادین چشم حتما دخمل گلی خوبی می شم
(سرقت ادبی از رقی)
ولی ما که بیشتر طفلکی هستیم.چون نمی تونیم توی اکستراپوند وبلاگای غیر اکسترا رو ادد کنیم.ببینین چقدر جیگرو فداکاریم مااا ;-)
امتحان کامپیوترم خوب شد.خدارو شکر.البته این فقط یکی از شونصد تا امتحانی که باید بدم تا مدرکاشو بگیرم.
خستگی که در کردم و یک شیکم سیر ;-) که غذا خوردم میام جواب کامنتاتونو بدم که خداییش محبتتون توی دلم یک قلمبه شده.بیام بریزم روی کامنتدونیتون وتخلیه بشم
فعلا بوووووووس
rokhy | June 12, 2008 5:40 AM
سلاااااااااام آرامک.دلم براااااات تنگ شده.خوبیییی نانازی ملوسک؟ :-*
rokhy | June 12, 2008 5:46 AM
میشه یه نفر وزن منو آپدیت کنه تو لوگ وزن به آدرسی که انار خانم داده بود نتونستم برم ممنون
سانازشنگول | June 12, 2008 7:29 AM
سلام انار جون
سلام به همه ی بچه های خوب گروه .
انار جون من عدد هام رو دوباره توی لوگ گروه چک کردم و همینطور اصلاحشون کردم. ممنون از توضیحی که کنار اسمم نوشته بودی .
Anonymous | June 12, 2008 7:37 AM
سلام انار جون
سلام به همه ی بچه های خوب گروه .
انار جون من عدد هام رو دوباره توی لوگ گروه چک کردم و همینطور اصلاحشون کردم. ممنون از توضیحی که کنار اسمم نوشته بودی .
سارا - تیتان | June 12, 2008 7:37 AM
نه بهارک خطابم به شخص خاصی نبود واقعا کلا گفتم
البته رخی عزیزم حتما جزو اون دسته می شه :دی
سالومه | June 12, 2008 9:27 AM
انار جون
اون شکم تپلی و بی ورزش!!! به محض اینکه ورزش رو شروع کنی سفت و پر عضله می شه.
من برات یه 6 pack خیلی خوشگل آرزومندم.
سالومه | June 12, 2008 9:35 AM
سالومه جون لطفا از این آرزوی خوب برای من هم بفرمایید چون من با لباس می رم بیرون خیلی شکم حیاطیه :( :))
بهارک | June 12, 2008 9:54 AM
:))) حیاتی ببخشید حیاتی حیاتی یعنی مهم لباس تنگ
بهارک | June 12, 2008 9:56 AM
ساناز جان قبل از پختن دونه ی سویا یه روز کامل خیسش کن و 4-5 بار آبشو عوض کن.هر دو تا مشکلش حل می شه.
رخی جون خوب و سر حالی دیگه ایشالله
سارا جون کجاست ؟
یک گل 91 کیلویی منو وارد لوگ می کنه؟ لطفا
sib | June 12, 2008 10:41 AM
آقا یعنی این دونه سویا روی بارداری و اینا تاثیر داره ؟ میگم ها!! این چینی ها اینجا خیلی از این دونه ها میخورن! خدا به دور ، روم به دیوار همیشه هم یه دونه تو شکمشونه یکی تو کالسکه هست یکی بغل اینه یکی هم بغل باباشه !!! حالا اگه سویا نمیخوردن فقط تصور کنید .......
leili | June 12, 2008 11:07 AM
بچه ها جون یه برنامه ای بذاریم تا آخر این ماه کلی انرژی مثبت برای انار بفرستیم ! دسته جمعی روش تمرکز کنیم بهتر میشه . فکر کنم تنها کاری که از دستمون برمیاد همینه !
leili | June 12, 2008 11:09 AM
لیلی جان اتفاقا من هم وقتی اون روزنامه را خوندم به همین فکر کردم که پس چه زوریه که تو چین عمل نکرده؟ D:
احتمالا این هم مثل نتایج تحیقاتی سرطان زا بودن! و ضد سرطان بودن! چای است! به قول دیانا نمی شود به این روزنامه ها و گزارشهای پزشکی شان که معلوم نیست از کدام مجله و در چه سطحی از اثبات انجام شده اعتماد کرد و خوردن را از زندگانی حذف کرد. به هر حال من گفتم بنویسم که وجدان درد نگفتن را نداشته باشم! به قول گفتنی جدی نگیرید!
آرام | June 12, 2008 11:15 AM
اینجا میگن کسایی که ریسک سرطان سینه بالا دارند بهتره سویا هر روز نخورند. ریسک سرطان سینه بالا هم یعنی یه خویشاوند نزدیک قبلا مبتلا شده باشه. میدونم هم مامان من که قبلا سرطان سینه داشته دکتر براش سویا رو ممنوع کرده. اما در کل برای کسی که مشکل خاصی نداره چیز خوبیه و دکتر تغذیه من هم خیلی توصیه میکرد.
لیلی جان به شدت به انرژی مثبت شما نیازمندیم. راستی پذیرش هم التماس دعا داره:)
انار | June 12, 2008 11:30 AM
ما دسته جمعی به درگاه باری تعالی برای دفاع نینابه و انار دعا می کنیم. همه بگن آمین!
شب تاب | June 12, 2008 11:50 AM
سلام انار جان!
من چند روزی هست که درخواست عضویت دادم ولی هنوز خبری نشده. برای عضویت باید کار دیگه ای بکنم؟
جوجه تیغی | June 12, 2008 12:18 PM
جوجه تیغی جان
یکمی صبر کن تا انار جان فرصت پیدا کنه و برات دعوت نامه بفرسته. از همین الان به گروه ما خوش اومدی.
پستهای قبلی را خوندی؟ دوست داری از برنامه ات برامون بگی؟ اگه سوالی هم داری بپرس بقیه نچه ها جواب میدن.
شب تاب | June 12, 2008 1:25 PM
آرام کجایی؟ بیا یکم شلوغ کن پس!
شب تاب | June 12, 2008 1:26 PM
«اگر انسانها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یک میلیونیوم معدهشان بود، اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.»آلبرت انیشتین
دکتر سارا | June 12, 2008 1:38 PM
یه تبلیغی بود میگفت : "میشوره ،آب میکشه ، خشک میکنه "
حالا این قضیه بنده هست. میشورم، می پزم، طی میکشم، دستمال میکشم ، پهن میکنم ، جمع میکنم دوباره میشورم ..... و این آقایان منزل ما حسابی استراحت می کنن! یعنی اصرار دارن که کمک کنن ها! ولی خووووووووب اولی که مهمونه دومی هم که ...... زشته دیگه !!!
الان هم که دارم کامنت افشانی می کنم ساعت دو نصبه شب به وقت مالزیه و من منتظرم که ماشین رختا رو بشوره و من پهن کنم که برای فردا خشک بشن!(خدا پدر این تکنولوجی ! رو بیامرزه)
ربطش چی بود؟ آها! بنده در این مدت یک هفته که پدر گرامی اومدن اینجا یه کیلو کم کردم !!!
معلومه قبلندش چقده تنبل بودم ها!!!!!!
leili | June 12, 2008 2:15 PM
راستی بچه ها یه زمانی رو بذاریم که همه توی هر کشوری که هستیم بیدار باشیم . برای وحدتش هم همین ساعت انارستان رو در نظر بگیریم ! حالا باید هماهنگ کنیم که چه ساعتی باشه ! بعد همه توی همون ساعت برای انار و نینابه یا هرکس دیگه ای که انرژی میخواد بفرستیم (یه چیزی مثل چندتا دونه صلوات یا هر دعا و هر چیزی که فکر میکنیم بار انرژی داره ) اینطوری فکر می کنم یه طورایی جهت دار میشه و ایشالا میخوره به هدف!
leili | June 12, 2008 2:17 PM
درمورد پذیرش هم چشم انار جون ! به خدا شرمنده هستم !
leili | June 12, 2008 2:19 PM
جوجه تیغی جون اگه وزن کم کردی و ما خواستیم از خوشحالی بغلت کنیم,تکلیف چیه؟
rokhy | June 12, 2008 2:44 PM
سیب جونم مرسی از خبر احوالت.خوبم مرسی
یعنی فعلا به مشکلات رو ندادم دوباره.اما گاهی زورش زیاد می شه.امیدوارم فعلنا برنده نشه
مرسی مهربونم.بووووس صدادار از لپهای سیبی خوشگلت
rokhy | June 12, 2008 2:48 PM
دوست دارم بیام خونه وبلاگیتون.اما چرا انقده گیج می زنم.شاید چون وقتی میام کامنت بذارم با همه ی وجود دلمو هم میارم و دوست دارم با همه ی حسم براتون بنویسم,وقتایی که گیج و کم انرژی ام نمی تونم بیام.اما دلم پیشتونه.
همیشه رخی دوستتون داره.تک تکتون رو
rokhy | June 12, 2008 3:31 PM
ما هم یه دنیا داریم و یه خاله رخی جون
دکتر سارا | June 12, 2008 3:37 PM
سلام شب همگي بخير! :-)
چرا پس اين دو روزه، كسي نمياد مشقاي منو خط بزنه؟!!!!
ساميا | June 12, 2008 3:45 PM
ای جااااااااانم.دلبرکای خودمین خوب.
rokhy | June 12, 2008 3:47 PM
من که فقط بلد نقاشی کنم روی مشقا. p-:
rokhy | June 12, 2008 3:50 PM
دو تا سوال دارم
یکی اینکه چرا من هر وقت تخمه می خورم شدیدا بینیم خارش می گیره.مثل حساسیت.و شبیه معتادا دائم بینیمو می خارونم
...
سوال دوم اینکه وقتی می ریم پیاده روی و اینا,اگه قسمتهای مهمتر مثل ران و شکم رو با یک چیزی مثل پلاستیک نازک یا شلوارکهای نایلونی مانند, بپوشونیم (جهت عرق کردن بیشتر)
بهتره یا معمولی بریم بهتره؟
rokhy | June 12, 2008 3:55 PM
لیلی جونساعت 11 شب به وقت ایران زمانی یه که از تمام دنیا انرژی درمانها و کلا خیلی از انرژی کارها!!خودشون رو با انرژی کائنات هماهنگ می کنن و برای خواسته هاشون انرژی می فرستن.می تونی تصور کنی که میدان انرژی مثبت در این ساعت چقدر قوی یه .پس به نظر من اگه می خوایم برای انار و بچه هایی که الان درگیری های ذهنی و کاری و فیزیکی دارن انرژی بدیم فکر کنم این ساعت خیلی خوب باشه.
سالومه | June 12, 2008 4:16 PM
چه خوووووب.پس بیاین همه به هم انرزی بدیم
سالومه خیلی دوستت دارمااا.می دونی؟
rokhy | June 12, 2008 4:20 PM
وای رخی جونم
پس خبر نداری که من چقدر تو رو دوس دارم :)))
تازه واست انرژی حسابی هم می دم امشب که هر درگیری ذهنی و ...داری به خوبی و خوشی و به بهترین مصلحتی که خدا در نظر داره برات حل شه :)))
سالومه | June 12, 2008 4:33 PM
واااااای مرسییییییی.آره فقط می خوااام حل بشه.بلاتکلیفی مثل برزخه.نه جهنمه نه بهشت.بدترین چیزه
مرسییییییییی سالومه ی مهربونم.خیلی مرسیییییی
rokhy | June 12, 2008 4:38 PM
رخی جونم من نمی دونم مشکلت چیه ولی ایشالا بهترین اتفاقات برات می یفته عزیزم
سالومه | June 12, 2008 5:00 PM
سلام
من قبلا یک بار برای درخواست عضویت به شما ایمیل دادم ولی هنوز جوابی نگرفتم . الان دوباره هم ایمیل فرستادم . آدرس ایمیلم اینه :
ghazalslife@gmail.com
آدرس وبلاگ کاهش وزنم هم اینه :
http://www.extrapounds.com/blog/ghazalsdiet/index.php
میشه لطفا من رو هم عضو گروهتون بکنین و در مورد میتینگ سه شنبه ها هم یه توضیحی بدین که بدونم باید چکار بکنم ؟
خیلی ممنونم ازتون .
غزال
غزال | June 12, 2008 6:23 PM
سالومه, لیلی, شب تاب, فندق جون و همه دوستهای گلم الان که قضیه اترژی رو خوندم همینطور اشگ تو چشمم جمع شده بود.
مرسی از همتون. من واقعا خوشحالم که دوستهای ندیده به این ماهی دارم. ممنون از انرژی مثبتتون.
نینابه | June 12, 2008 6:44 PM
انار بیا بگو چی شد. تونستی استادت رو متقاعد کنی؟
نینابه | June 12, 2008 6:51 PM
نینابه خوبی؟
شب تاب | June 12, 2008 7:03 PM
غزال جون
خوش اومدی به گروه
ما سه شنبه ها میایم اینجا گزارش میدیم که چه کردیم توی هفته ی گذشته و کلا خودمون را ارزیابی می کنیم.
فعلا انار سرش شلوغه و یکمی طول می کشه تا جوابت را بده.
آرشیو وبلاگ را خوندی؟
شب تاب | June 12, 2008 7:43 PM
خوب پس بچه ها ساعت 11 هر شب به وقت ایران انرژیهاتون رو جمع کنید و هل بدید سمت دوستایی که الان بیشتر لازم دارن (البته همه مون لازم داریم ولی گاهی موقعیت بعضیا اورژانسی ترهست) انارجون، نینابه جون و همینطور یادمون نره برای سلامتی دکتر سارا و نی نی و نونو، مامان بهارک جون ، رفع مشکل رخی جون و نمیدونم شاید یادم نباشه ! دعا کنیم.
میگم این فرستادن انرژی عکس العمل هم داره ها ! باور کنید الکی نیست !
leili | June 12, 2008 10:05 PM
بچه ها جون
امسال بالاخره ساعت را در ایران جلو کشیدند یا نه؟ واسه پدربزرگ من هم انرژی بفرستید لطفا
شب تاب | June 13, 2008 12:17 AM
منو يادتون نره هااا!!!!
اوايل تير ماه كاري كه كلي توش سرمايه گذاري كردم راه ميفته و شديدا نياز به انرژي مثبت دارم تا موفق بشم. اگه نشه كلي تلاش و سرمايه م به باد ميره .......
پيشاپيش ممنون :-*
ساميا | June 13, 2008 12:59 AM
بچه ها من از خودم خیلی راضیم با این برنامه 8 یا 24 هفته ای دو .احساس می کنم دارم سبک میشم.شاید بگین خیلی زوده واسه این احساس ولی آخه من دارم این حسو میکنم تو این 5 هفته اجراش بدنم داره شکل قدیما میشه.خوشحالم
گل بهار | June 13, 2008 2:05 AM
نه گل بهار جون کی گفته زوده
چه خوبه که حس سبکب زود اومده سراغت
اینجوری با انگیزه ی قوی تری میری جلو
.
.
.راستی منم از امشب انرژی می فرستم ها
سالومه این چله نشینی ها .... کلاس هایش کجا است منم میخوام
این خانوم ه جوجه تیغی هستن یا آقای جوجه تیغی
نمیشه یه اسم ملایم تر انتخاب کنن ؟ البته به گروه خوش اومدن ولی من از جوجه تیغی می ترسم . تازه من هیچی خاله سارا و بچه هایش چی کار کنن
در هر صورت به گروه خوش اومدی
شب تاب و غزال هم خوش اومدن
به به
چه تابستونی بشه اینجا
زینب | June 13, 2008 2:16 AM
در جواب سوالات رخی به عرض برسونم
که
خب حتما به تخمه حساسیت داری دیگه ننه جون . حالا چه تخمه ای هست ؟
من شنیدم اگه یه چیزی ببندی به این قسمت های چاق که عرق کنن بیشتر آب میشن انگار اما در حد شنیدنه خواهر
.
.
.راستی انار من میخوام عضو یاهوتون بشم عکس برو بچه ها رو ببینم . دلم آب شد به خدا . واسه ام دعوت نامه می فرستی اگه سرت خلوت شد دیگه . مدرکی چیزی که لازم نداره
بچه ها من خیلی نگران دیانا ام
نکنه چیزی شده باشه
هیچکس ازش خبر نداره
زینب | June 13, 2008 2:24 AM
بچه ها! جالبه ها! یک چیز بگم فقط نگید این ملا شدها! می گم این 11 شب که می گویید احتمالا همون وسط غروب آفتاب و اذان صبح است که می شود نیمه شب شرعی! که دیگر نماز عشا قضا می شود و نماز شب می خونند. یعنی نماز شب در موقع اش همون موقع است ها! من تا حالا تو عمرم نخوندمش!
آرام | June 13, 2008 3:02 AM
منم از امشب "ساعت 11 " برای همه دوستای گلمون انرژی مثبت می فرستم.امیدوارم همگی به خوبی و خوشی و با موفقییت این روزها رو سپری کنید:)
ساميا | June 13, 2008 3:31 AM
آرام جونم كجا بودي؟
دلم برات تنگيده بود :-*
----
منم نگران ديانا شدم!
كاش زودتر بياد ...
ساميا | June 13, 2008 3:43 AM
كشمش غني از آهن است. 100 گرم كشمش شامل بيش از 25% مواد لازم توصيه شونده در يك روز براي زنان است. همچنين، فيبر زيادي در آن وجود دارد كه به كاهش كلسترول و بهبود عملكرد روده ها كمك مي كند. در كنار آن،از پتاسيم مي توان نام برد كه موجب كاهش فشار خون و جلوگيري از دفع مايعات بدن مي شود. همچنين سلنيوم در كشمش وجود دارد كه براي پوست عالي است. به علاوه، در كشمش، مقادير كمي از ويتامين A و مقادير مناسبي ويتامين B يافت مي شود.
خيلي از افراد كشمش را به عنون يك غذاي كامل و به اصطلاح (دوپينگ) مي شناسند. عقيده خوبي است كه هميشه كشمش خريداري شده از سوپر ماركت را قبل از مصرف بشوريد. چرا كه ممكن است شامل سولفور و روغن هاي معدني باشند. چون اين ماده غذايي غني از كالري است،براي كساني كه مبتلا به افسردگي، دلشوره و تشويش و مشكلات عصبي هستند،بسيار مناسب است.
sib | June 13, 2008 5:26 AM
صبح خود را با نوشيدن 12 اونس (هر 8 اونس يك ليوان) آب آغاز كنيد.
نوشيدن آب در طول روز علاوه بر داشتن مزاياي فوق العاده در بدن و حفظ سلامت آن، از بروز گرسنگي و به اصلاح ضعف رفتن دل در بين وعده هاي غذايي جلوگيري مي كند. نيز مصرف H2O موجب افزايش تمركز شما در فكر كردن و بهبود و روش عملكرد شما مي شود. بنابراين زود بلند شده و آب فراوان بنوشيد.
7 صبح:براي مدت 30 دقيقه يك ورزش مناسب بدنسازي راانجام دهيد. اين انتخاب مي تواند مربوط به يك وسيله تمرين در خانه يا دوچرخه سواري شايد بيرون از خانه و يا دويدن باشد. يك تحقيق در سوئيس نشان داده است كه چنانچه شما صبح زود قبل از خوردن صبحانه به ورزش بپردازيد، چربي بيشتري آب مي كنيد تا اينكه قبل از آن بخواهيد صبحانه بخوريد. يك ورزش صبحگاهي قادر است متابوليسم بدن شما را براي تمام روز قوي نگه دارد.
sib | June 13, 2008 5:30 AM
دختر عموی من بعد دو هفته استفاده از orbitrek مدل olipticalکاملا مشهود لاغر شده
می گن به طور همزمان شش گروه از عضلات را فعال کرده و متراکم می کند و این امکان را میدهد که در هر ساعت ۸۲۰ کالری انرژی بسوزانید .یعنی 820 کمی اغراق آمیز نیست.!
یکی از بدیهای اصلیش اینه که خدمات پس از فروش نداره .تو کیشم نداشت ولی واقعا دستگاه خوبیه.باید ببینم دوبی نداره البته با ضمانتشو
sib | June 13, 2008 5:39 AM
من پس می خوام از فردا کشمش هم بخورم :) لیلی جونم مرسی که به فکر من هم بودی.
بهارک | June 13, 2008 6:12 AM
بچه ها من باید 30/ 5 از خواب بیدار شوم شب ام حداکثر 11 خوابم می بره منم میخوام انرژی بفرستم نمیشه بیندازید زودتر .
به ما کارمند های مفلوک رحم نماییییییییییییییییییییییییییییییییید
zeinab | June 13, 2008 6:44 AM
انار جون مطمئنم که تو مصاحبه کاریت موفق بودی
دوست جونا مربی ورزش ما می گفت قبل از غذا حتما یک سیب بخورین و 2 لیوان هم آب ناشتا
و برای جبران کمبود آهن یک میخ تمیز رو شب در سیب فر کنید و صبح سیب رو بخورین البته بدون میخ!
من هنوز نمی دونم رها کردن ایروبیک بعد یک مدت واقعا چاقی شدید میاره یا نه واسه همین یکم نگرانم:(
مهسا | June 13, 2008 9:41 AM
مهسا از این توصیه میخ یه جورایی شاخ در آوردم.
مگه می تونه آدم اون سیب رو بخوره؟؟؟
خوب خواهر اسفناج بخور گوشت بخور اصلا قرص ففول بخور
میخخخخ؟ببخشید؟؟؟
ولی من خودم بعد از رها کردن ایروبیک سال اول 25 کیلو چاق شدم.مثل قبل می خوردم و ورزش هم نمی کردموخوب آدم چاق می شه دیگه.فکر کنم هر ورزشی رو شدید بکنی و بعد ول کنی چاق می شی
سالومه | June 13, 2008 11:29 AM
برای شب تاب عزیز
مرسی که جوابم رو دادی . من دارم میرم که آرشیو رو بخونم تا انار هم سرش خلوت بشه و جواب منو بده .
در مورد اون لوگ وزن که باید آپدیت هم بشه سوال دارم که شاید توی آرشیو پیدا کنم .
برای همه :
به همه از اینجا سلام می کنم .
خیلی از همگی ممنونم که من رو توی جمع صمیمانه تون پذیرفتین .
برای همتون بهترین ارزوها رو دارم
غزال | June 13, 2008 11:45 AM
سالومه جان
در مورد رژیم گیاه خواری هم من برادرم هردوشو گرفته و باید بگم که گیاه خواری با خام گیاه خواری فرق می کنه . گیاه خواری 40 روز هست و هرچیزی که منشا گیاهی داره فقط مجاز هستی که بخوری و حتی قاشقی که توی خورشت گوشت دار زدی نباید توی ظرف خودت بزنی . ولی خام گیاه خواری یه رژیم هفت روزه بود که فقط گیاه و اون هم اصلا نباید حرارت ببینه باید بخوری . فکر کنم خام گیاه خواری بیشتر از یک هفته خیل مضر هم باشه .
برادر من چون دوچرخه سواری می کرد همراه این رژیم ها وزن هم کم کرد ولی کلا این رژیمها یک جور رژیم خودسازی هستش نه رژیم لاغری . و برادر من هم اونا رو از یه کلاس مربوط به انرژی درمانی و اینجور چیزا گرفته بود .
غزال | June 13, 2008 11:52 AM
غزال جان
به گروه خیلی خوش اومدی
مرسی برای توضیحت.من هدفم از خام خواری اصلا لاغری نیست البته ولی هر چیزی که در کنارش لاغری رو هم به ارمغان بیاره برام لذت بخش تر می شه.
من خودم سالهاست که انرژی درمانی می کنم.یعنی کلاس دارم و تدریسش هم می کنم.معمولا انرژی درمانها گیاهخوارن و من تا حالا انرژی درمان خام خوار ندیدم.اما هدف من فقط یه چله است یعنی 40 روز تحت نظارت پزشک.قبلا هم این کار رو انجام دادم و فوایدش به شرط اینکه درست و کامل تغذیه کنی خیلی زیاده.
تصمیم دارم امسال هم چله رو بگیرم.فکر می کنم بدنم به یه تصفیه حسابی نیاز داشته باشه! :دی
سالومه | June 13, 2008 12:03 PM
وقتي خودتون آشپزي نكنين مشكلاتي از مدل من پيدا مي كنين .
ميشه پيليز يكي به من بگه كالري آش رشته رو چه جوري حساب مي كنين بعد پختن ؟!! :-S
ليلا | June 13, 2008 12:52 PM
http://fatane.persiangig.ir/audio/a.mp3
اینو گوش کنین
دوستتون دارم
rokhy | June 13, 2008 1:43 PM
http://fatane.persiangig.ir/audio/a.mp3
اینو گوش کنین.
دوستتون دارم.دلم یه جورایی گرفته
rokhy | June 13, 2008 1:45 PM
شب و روز بر شما خوش
قبل از هر چیز از تمامی انرژی دهندگان خواهشمندم که دیانای عزیز راهم فراموش نکنند،واقعا این روزها جاش خالیه ..خودش ،شعرهاش،و انرژیهای مثبتش... امیدوارم هر جا هست خدابسلامت داردش.
سامیای عزیز:
6 روز پاکیت مبارک! خیلی دلم میخواست قدم های گروه شما را بدونم ولی اون سایته بازی درآورد. سامیا جان من تو برنامه کاهش وزن نیستم اما با NA و NARANAN آشنام و معتقدم قدم های 12گانه برای هر فردی که به سلامت روح و روانش اهمیت میده بسیار مفید و کارسازه .هرچند رژیمی را که انتخاب کردی شخصا نمی پسندم ولی امیدوارم در ادامه راه موفق باشی.
سالومه عزیز:
من یه کوچولو خط خطی را نگاه کردم شاید بتونم یه راهنمایی کوچیک برای شکستن سد ثابت بودن وزنت بکنم . هر چند بحث تفاوتهای فردی را نباید فراموش کرد و شاید دلیل انتخاب این شیوه خامخواری این باشه که همه راه ها را قبلاطی کرده باشی و نیازی به راهنمایی نداشته باشی.
امامن معتقدم یکی از بزرگترین اختراعات بشر(البته بعد از آتش و برق و تلفن و...!) کشف "هرم غذایی" بوده! چرا که در این هرم رازهای بسیاری نهفته هست که حالا حالا ها باید کشفشون کرد. تعادل و بالانس بیشترین چیزیه که بدن ما بهش احتیاج داره.امیدوارم تصمیم درستی بگیری و به هدف بزنی!
یه دوست | June 13, 2008 2:18 PM
رخی جون
با این موج انرژی که به سمتت روونه نبینم تا امید بشی ها! دلتنگی هست و زندگی سختی و دلتنگی داره و چاره ای نیست. برات انرژی می فرستیم که امیدوار باشی و شکیبا و پرتلاش(اگه چیزیه که تو باید تلاش کنی براش) و پذیرا باشی برای اونچه که چیش میاد.
شب تاب | June 13, 2008 3:54 PM
مرسییییییییییی شب تاب عزیز و مهربونم
خیلی مهربونی.یک عالمه ازت ممنونم.و از همه ی مهربونای دیگه.می بوسمت و بازم ممنووووووووون
rokhy | June 13, 2008 4:19 PM
خوب به من زنگ بزن وقتی می رفتی خونه
t v b | June 13, 2008 4:24 PM
وای رخی جون چه اهنگ خوشگلی گذاشتی
دکتر سارا | June 13, 2008 10:15 PM
سالومه اگه تنها بودم و شوهرم غر نمی زد حتما این خام خواری رو باهات شروع می کردم. ولی خیلی مشکله حتی نون هم نمی شه خورد. نمی دونم با چی باید سیر شد. چون حبوبات هم که نمی شه پخت و خورد. ولی من عاشق این کارام. یه جور خودسازیه. ولی به نظر من هم 40 روز خیلی زیاده. 7 روز خوبه.
آلبالو | June 14, 2008 12:01 AM
آلبالو جونم
منم یکی از مشکلاتم در اینکار آشپزی برای آقای همسره.ولی به خودم می گم که شرایط محیط نباید منو از نجام کاری که می خوام بازبداره.اما تو تهران نیستی اگه بودی حتما می بردمت موسسه یوگامون و تشویقت می کردم بگیریش.
یه دوست عزیز
از توجهت و دقتت خیلی ممنونم.من وزنم ثابت نشده..خدا رو شکر هنوز استاپ نکرده.می یاد پایین ولی همون ماهی 2 کیلو.
در باره هرم غذایی هم کاملا درست می گی.متاسفانه در 2 یا 3 هفته اخیر تغذیه ام خیلی بهم ریخته.این هم به خاطر آشفتگی های فکریم بوده وگرنه همیشه سعی کردم یه بالانسی رو رعایت کنم.
این هفته که واقعا گل کاشته ام با این غذا خوردنم.
البته قبلا به غزال جان هم توضیح دادم که خام خواری رو به هدف لاغری اصلا انجام نمی دم.به هدف تصفیه و خودسازی انجام می دم.
سالومه | June 14, 2008 1:40 AM
آلبالو جونم
منم یکی از مشکلاتم در اینکار آشپزی برای آقای همسره.ولی به خودم می گم که شرایط محیط نباید منو از نجام کاری که می خوام بازبداره.اما تو تهران نیستی اگه بودی حتما می بردمت موسسه یوگامون و تشویقت می کردم بگیریش.
یه دوست عزیز
از توجهت و دقتت خیلی ممنونم.من وزنم ثابت نشده..خدا رو شکر هنوز استاپ نکرده.می یاد پایین ولی همون ماهی 2 کیلو.
در باره هرم غذایی هم کاملا درست می گی.متاسفانه در 2 یا 3 هفته اخیر تغذیه ام خیلی بهم ریخته.این هم به خاطر آشفتگی های فکریم بوده وگرنه همیشه سعی کردم یه بالانسی رو رعایت کنم.
این هفته که واقعا گل کاشته ام با این غذا خوردنم.
البته قبلا به غزال جان هم توضیح دادم که خام خواری رو به هدف لاغری اصلا انجام نمی دم.به هدف تصفیه و خودسازی انجام می دم.
سالومه | June 14, 2008 1:43 AM
منم می خوام آهنگو گوش کنم ولی می گه not be retrieved. رخی جون چی کار کنم
گل بهار | June 14, 2008 3:15 AM
گل بهار جونم برای منکه چنین اروری نمی ده
از همین جا هم دوباره کلیک کردم اجرا کرد
از فایر فاکس و اکسپلورر هر دوتا شو برو شاید با یکیش اینجوریه
امتحان کن ببینیم چطور میشه
یک آهنگ ایرانیه ملایمه
rokhy | June 14, 2008 4:14 AM
بچه ها میگن من توی لوگ گروه آبی رنگم
میشه دوباره همون بچه ها برن نگله کنن ببینن من چرا آبی ام ؟
من که همچنان نمی تونم وارد شم ننه جونا
zeinab | June 14, 2008 5:37 AM
سلام
بچه ها من خیلی بی حوصله شدم .حال و هوای همه چیز از جمله رژیم در امدم .واسه اینکه ورزش کردنم شده اخرین کاری که ممکن بتوانم انجام بدم .ان همه که دیگه توانایی ندارم .
واسه خودم زمان گذشته بودم تا تولدم وزنم کم بشه ولی جواب خوبی نداد .
نابرده رنج گنج میسر نمیشود.....
چرااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برنامه هفتگی هم بیخیال شدم .خوب بشم برمیگردم.
گیتا | June 14, 2008 6:21 AM
یه دوست عزیز ممنون از توجه و تبریکت :-)
راستش من دلم نمی خواد با این برنامه غذایی به بدنم لطمه بزنم، اما فک کنم برای خود سازی ایرادی نداشته باشه!
موادی که من حذف کردم (بجز قند و شکر که هیچ خاصیتی نداره!) همشون دارای کربوهیدرات هستن که من سعی می کنم با دریافت مواد غذایی که درصد بالایی کربوهیدرات دارن (مثل خرما) این کمبود رو جبران کنم!
ساميا | June 14, 2008 7:06 AM
بچه ها این آهنگی که رخی جان فرستاده رو لینکش که اومد بزنید نمیاد.
برای اینکه باز بشه و براوتن بخونه لازمه روی همون لینکی که میگه ریترایو کنید راست کلیک کنید و اونو سیو کنید بعد بزنید روش فایلش باز میشه. من اینکار رو کردم.
این پرشین گیگ خیلی وقته قاط زده و اکثر فایلهای پی دی اف رو هم باز نمیکنه. ولی آهنگها رو میشه اینجوری که گفتم باز کنید.
آهنگ قشنگیه.
مرسی رخی جون
رقی | June 14, 2008 9:37 AM
من دیروز دنلود کردم و امروز شنیدم خیلی آهنگ قشنگیه!
بهارک | June 14, 2008 9:58 AM
من چون با این قضیه ریترایو برخورد نکردم نمی دونستم راهش چیه.پس اینکاری که رقی جان گفت رو انجام بدین ,باشد که رستگار شوید :-)
اگه کسی از این سبک آهنگا داشت خبرمون کنه.من که این ریتمی رو خیلی دوست دارم
اینم تقدیم به همه لیلی و لیلاها :-*
rokhy | June 14, 2008 10:22 AM
رخی جونم خواهرم میگه این اهنگه اسم خواننده اش چیه؟
دکتر سارا | June 14, 2008 11:54 AM
رخي مرسييييييييييييييييي .
چقده قشنگه . همش دارم اينو گوش ميدم .
منم دوست دارم . رخي جان هر چي از اين آهنگا داري برامون بذار .
ليلا | June 14, 2008 11:55 AM
آهان من از روش رقي استفاده كردم تا بالاخره رستگار شدم . :دي
ليلا | June 14, 2008 11:57 AM
اسم خوانندشو نی -دونم
سوالای سخت نکنین
P-:
rokhy | June 14, 2008 12:37 PM
یک پست جدید گذاشتم.خیلی دلم می خواد نظرتونو بدونم
اگه می شه بهم نظرتونو بگین
مرسییییییییی
ببخشید که وبلاگ من همه چی توش هست الا رژیم و اینا
p-:
rokhy | June 14, 2008 12:52 PM
حامد بهداد می خونه آهنگ رو سارا جان مربوط به یه فیلمه به همون اسم مجنون لیلی یا بیبی مجنون
بهارک | June 14, 2008 1:19 PM
حامد بهداد می خونه آهنگ رو سارا جان مربوط به یه فیلمه به همون اسم مجنون لیلی یا لیلی مجنون
بهارک | June 14, 2008 1:19 PM
:)) بیبی ببخشید دیگه من اصلا کیبوردم حروف فارسی نداره همونقدم که می نویسم از حفظیه ب و ل هم که کنار هم.
خلاصه که خواننده ........................ حامد بهداد
بهارک | June 14, 2008 1:21 PM
ای بابا اصلا نمی دونم چون تو یه وبلاگ خوندم من اصلا خواننده فارسی بلدم مگه؟ من فقط ترکی گوش می دم :)) مثلا اون رو هم که گفتم که به احتمال زیاد اشتباهه از تو این وبلاگای الکی اینا دیدم
بهارک | June 14, 2008 1:23 PM
حامد بهدااااااااد؟؟
اون که هنرپیشه بود.نکنه حامد دیگه ای منظورت بوده؟
rokhy | June 14, 2008 1:26 PM
نه بهارك جان ، آهنگ مجنون ليلي رو از اين لينك مي توني گوش بدي .
اين اصلا اون نيست .
http://www.cinemaema.com/images/mp3/margehedayat.zip
آره رخي جون حامد بهداد ، همون كه بازيگره گاهي خوانندگي هم مي كنه .
ليلا | June 14, 2008 1:31 PM
زينب ميخواي قرمز باشي يا نارنجي ؟!!
نكنه پرسپوليسي هستي ؟!!
ليلا | June 14, 2008 1:34 PM
واااااای گفتم که نه اشتباهه :)) من خودمم وقتی خوندم هی گفتم اون که صداش اینجوری نیست :)) اون آهنگو شنیدم آره همون مرگ هدایتو هم شنیدم اون بهداده صداشو شناختم :دی
ببخشید رخی جان
بهارک | June 14, 2008 1:48 PM
آره لیلا همون موقع که تو وبلاگ خوندم دنلود کردم شنیدم اونم.
بهارک | June 14, 2008 1:50 PM
مرسی بهارک جونم
دکتر سارا | June 14, 2008 1:50 PM
چه جالب من اصلا نمی دونستم حامد بهداد هم میخونه
اینو گوش دادم.برام خیلی جالب بود
امان از این حامد فیگور
rokhy | June 14, 2008 1:54 PM
بلاخره مال حامده یا یکی دیگه؟
دکتر سارا | June 14, 2008 1:55 PM
سارا جونم مرسی برای سورپرایزت خیلی بهم چسبید
دیشب بعد سورپرایز تو ,دلم هوای همشونو کردم.همینجور پشت هم سرچ کردم و صدای شاملو و اخوان ثالث رو گوش می دادم.
راستی صدای سهراب هم به نظرتون هست؟
rokhy | June 14, 2008 1:57 PM
من خیلی خیلی از حامد خوشم میاد هم از قیافه هم از حرف زدنش
بهارک | June 14, 2008 2:05 PM
به به فندق جونم تبریک می گم!!!! سالومه خوشگلم مبارکه 10%
ماشاالله.
Anonymous | June 14, 2008 2:25 PM
به به فندق جونم تبریک می گم!!!! سالومه خوشگلم مبارکه 10%
ماشاالله.
Anonymous | June 14, 2008 2:25 PM
ستاره های خوشگل همه تون مبارک
بابا باریکلا
فندق چه کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عین بنز داری میای پایین دختر.کف مرتب برای تو و یه ماچ گنده هم برای لپهات که کلی آب شدن الان
سالومه | June 14, 2008 2:48 PM
تبریک به همه ستاره داران عزیز....
امیدوارم هیچ کدومش رو از دست ندید:-)
-----------
مرسی انار جون که دلداریم دادی!
حتما دوباره بدستشون میارم و انشالله برای همیشه حفظشون می کنم.
ساميا | June 14, 2008 3:06 PM
ستاره ب
بگیر های عزیز مبارکتون باشه. ایشالله ستاره های بعدی.
سامیا جان، امیدوارم دوباره همش رو بدست بیاری و به وزن هدفتم برسی و برای همیشه خوش استیل بمونی.(البته الانم عسک هات قشنگ و نازن).
رقی | June 14, 2008 3:45 PM
ببخشید اون عکسه نه عسک.(شده عین حرف زدن بچه کوچمولوها_اینو دیگه خودم اینجوری نوشتم_).
رقی | June 14, 2008 3:46 PM
Anar joon , I've just updated the log hopefully you will consider me again as a group member
soufi | June 14, 2008 4:19 PM
تبریک به همتون که ستاره گرفتید خسته نباشید
گل بهار | June 14, 2008 6:01 PM
چقدر ستاره بگير .
آفرين و مرحبا به اين انارستاني هاي با اراده .
مبارك باشه .
ليلا | June 14, 2008 6:27 PM
تپلاي كوشا:
آني جون
سولماز خانوم
لاله عزيز
سيب مهربون
سولي تلاشگر
فندق بااراده
سالومه الگو
ستاره هاي همگيتون مباركه مباركه
مرحبا بهتون
آفرين
يه مرحباي مخصوص مخصوص به فندق عزيز كه بايد ازش بپرسم اين همه اراده رو از كجا آورده.
رخي جون
آهنگت حسابي قشنگ و عاشقونه بود .از سر شب ريپيدش كردم.حالمو حسابي جا آورد.همش ياد ليلاي خودمون بودم.خوش بحال ليلاها چه آهنگ باحالي بود كه براشون خونده شده بود.صداي خوانند هاش برام آشناست اما يادم نمياد كيه.
هستي | June 14, 2008 7:50 PM
بچه ها جون مبارک باشه !
leili | June 14, 2008 11:11 PM
سلام همگی
من یه مشکلی پیدا کردم که اذیتم میکنه.ببخشیدها ولی توی اجابت مزاج مشکل دارم.اوایل اصلا مشکل نداشتم ولی اخیرا (یک هفته)این مشکل اذیتم میکنه.طوریکه مجبور میشم بر خلاف میلم بیشتر بخورم!مصرف میوه . سبزیجاتم بالاست.اما انگار بدنم به این وضع عادت کرده.کمکم کنید.
سولی تپلی | June 15, 2008 12:06 AM
سلام همگی
من یه مشکلی پیدا کردم که اذیتم میکنه.ببخشیدها ولی توی اجابت مزاج مشکل دارم.اوایل اصلا مشکل نداشتم ولی اخیرا (یک هفته)این مشکل اذیتم میکنه.طوریکه مجبور میشم بر خلاف میلم بیشتر بخورم!مصرف میوه . سبزیجاتم بالاست.اما انگار بدنم به این وضع عادت کرده.کمکم کنید.
سولی تپلی | June 15, 2008 12:06 AM
بابا آفرین
آني هوراا
سولماز هوراا
لاله هوراا
سيب هورااا
سولي هورااا
فندق هورااا
سالومه هورااا
آفرین به شما.
آلبالو | June 15, 2008 12:31 AM
به به چقدر ستاره. آنی جان سولماز جان لاله جان سیب جان سولی جان فندق جان و سالومه عزیز ستاره هاتون مبارک
آلبالو | June 15, 2008 12:41 AM
اون که بالا بی اسم شده من هستم :( به سالومه و فندق که تبریک گفتماااا همین که انار نوشت خواستم اولین نفر تبریک بگم شاهکار شده :)) خلاصه سیب هم الان دیدم و تبریک می گم بهش.
بهارک | June 15, 2008 1:00 AM
سولي تپلي عزيز
اگه منظورت از مشگل در اجابت مزاج يبوست باشه(ببين چه بچه ابروبريما...!!!)
تو يه كتاب رژيمي كه دارم راجع بهش چند تا مطلب جالب نوشته بود.هر چند كه خودم تو زندگيم فقط يه باريبس شدم و همون يه بارم واسه هفت جد و آبائم بسه.
دستوراتي جهت رفه يبوست:
صبح قبل از برخواستن از رخت خواب يه ارومي روده هاتونو ماساژ بدين و ماشش بدين تا راه بيفته و دست از تنبلي برداره.
به محض برداشتن.قبل از مسواك زدن يه ليوان اب ولرم ناشتا بخورين
4 قاشق رو غن زيتون بخورين 2 تاش تو سالاد نهار و 2 تاش تو سالاد شام
از عطري يا سوپريها و يا شهروند يه بسته پودر جوونه گندم و يه بسته پودر جوونه جو بخرين و داخل يه شيشه بريزين و وقتي جفتشونو قاطي كردين و بذارينش داخل يخچال و روزي يه قاشق مرباخوري حداقل بريزين تو شيرتون يا بهتره تو يه فنجون ماست بريزين.طعم بدي هم نداره.واسه خواهر من كه هميشه يبسه معجزه ميكنه.
بعضي ميوهها مثل گلابيو پوست ميوهها و آلبالو گيلاس و ميوه جات ترش اسهال آورن.لبنيات فاسد هم چنان اسهاي ميشين كه كارتون به سرم ميكشه .البته نخورينا محض اطلاع گفتم.
بعضي داروها ازجمله تعدادي از مسكنها يبوست توليد ميكنن مثل استامينوفن كدئين كه بسيار بسيار بده .و بهتره سرخود خورده نشه.
اينا چ
يزايي بود كه يادم مونده بود حالا اگه چيز جديدي يادم اومد حتمآ برات مينويسم.
اگه قبلآ يبوست نداشتي و يا طبعت يبس نبوده شك نكن كه مشگل در تغذيه فعليته.كمي اغذيه اسهال اور تو رژيمت استفاده كن تا مشگلت حل شه.
در ضمن ميشه از عطاري كمي گل سرخ خريد و هر باركميشو با ماست خورد.
ترشيجاتم اسهال اور و اشتها اورن.
يادمه تو اون كتاب نوشته بود هيچ وقت نبايد بذارين يبس باشين چون چاقي مياره و چاقها معمولآ يبسن.يه دليليم كه من سيستم بدنم با بقيه چاقا فرق ميكنه كه سريع وزن كم ميكنم و دير اضافه ميكنم همين اسهال شدنمه.
تو كتاب نوشته بود غذا هرچه بيشتر در روده بمونه بيشتر املاح و موادش توسط روده جذب شده و به خون وارد ميشه و چون آبش تموم جذب ميشه خشك شده و مجراي خروجي رو آزرده ميكنه.
ميگن حتي سرطان زا هم هست.(سرطان روده)
يكي از روشهاي لاغري باقرصها هم روش توليد اسهاله كه غذا اصلآ تو روده نمونه تا فرصت جذب نداشته باشه.آب خوردن بين غذا هم باعث توليد يبوست ميشه و چربيها ي غذا درون اب دلمه ميبيندن و ميان روي مدفوع رو ميپوشن و باعث بيشتر موندن غذا در روده و در نتيجه يبوست ميشن.
يادم باشه يه بار بيام اون مقاله مضرات اب خوردن حين غذاخوردن رو براتون بنويسم چون چيز جالبي بود.
ببخشيد كه حالتونو بهم زدم.اما چاره ايي نبود و بايد توضيح واضح ميدادم.
سولي جون اميدوارم از مطلبم بتوني استفاده كني.
دوستاي خوبم:
اگه ميخواين زودتر لاغر شين هيچ وقت نذارين يبوست داشته باشين.باهاش مبارزه كنين تا از نتايج عالي در روند لاغر شدنتون لذت ببرين.
شاد باشين گلهلي باغ زيباي انارستان
هستي | June 15, 2008 1:05 AM
وای
چه قدر اینجا پره ستاره است
ای ستاره بگیرهای بچه درس خون ای ول !
دمتون 20
سیب جون
سارا جون
سالومه ی خوبم
لاله خانومی
آنی جیگر
ستاره هاتون نوش جونتون محکم بگیریدشون
.
.
.راستی لیلا تو با من بودی؟
من که عاشق کل رنگ هایم که
:)
جای دیانای گلمون خالی نباشه
zeinab | June 15, 2008 1:32 AM
انار جونم
ممنون از لینکی که برام گذاشته بودی...اینطور که من فهمیدم اونا مترجم انگلیسی به اسپانیایی و پرتقالی و ...می خوان.
به هر حال از لطفت و اینکه به یادم بودی ممنونم.بازم اگه از اینجور چیزها پیدا کردی من رو بی خبر نذار.
مخلص کلیه ی انارستانیها هم هستیما!
آرتمیس | June 15, 2008 1:42 AM
بچه ها
ساعت به وقت تهرون 10 صبحه.همتون بيدارين و من تازه بايد برم واسه لالا
خوابم رو دارين كه چقده تنظيم ديگه...؟
روز خوش من برم چند ساعت بخوابم دوباره به اميد خدا بيام.
هستي | June 15, 2008 1:44 AM
ممنون از همه :)
منم به همه کسایی که ستاره گرفتن تبریک میگم :×
راستی من نمیدونستم ستاره 35 پوندی هم داریم! فکر میکردم بعد ار 30 میره تا 50 پوند P:
فندق | June 15, 2008 1:54 AM
سالومه جان اتفاقا فک کنم از همه جا بیشتر همین صورتم لاغر شده :( البته تا اینجاش خوب بوده چون تو این 1 سال دیگه مثل توپ شده بود ولی دوست ندارم بیشتر از این لاغر بشه
کسی راهی بلده که آدم جلوی لاغر شدن صورتشو بگیره؟
فندق | June 15, 2008 1:59 AM
سالومه جونم ستاره شما هم مبارک باشه
منم میبوسمت عزیزم اونم 2تا :**
فندق | June 15, 2008 2:01 AM
هستی خیلی مفید بود مرسی:))
آلبالو | June 15, 2008 2:44 AM
فندق جان فکر کنم در لاغری لاغری صورت اجتناب ناپذیر باشه.ولی اگر با ورزش لاغر شی و خوب هم بخوری صورتت خوب لاغر می شه.اگه فقط با نخوری لاغر شی صورتت داغون می شه.
سالومه | June 15, 2008 3:02 AM
فندق تلویزیون گفته بود یه دکتره که اگه رژیم بدون ورزش باشه صورت لاغر می شه. اگه ورزش منظم همراه با رژیم مناسب باشه صورت و بدن با یه اندازه لاغر می شن. حالا نمی دونم کسی اگر امتحان کرده یا نه/
بهارک | June 15, 2008 3:08 AM
هستی مطلبت خیلی خوب بود
من هم در 2 ماه اخیر دچار این مشکل شدم و هیچ چیزی برطرفس نمی کنه.حالا اگه غذا هام رو البته غیر از این هفته!!!ببینین متوجه می شین که هم خیلی میوه می خورم هم همه چیم سبوس داره ولی هیچ تاثیری نداشته .:(
سالومه | June 15, 2008 3:10 AM
من و سالومه با هم داشتیم تایپ می کردیم احتمالا که حرفامون شکل هم شده.. اما من با 6 دقیقه تاخیر میاد کامنتم چون سرعتم کنده.
بهارک | June 15, 2008 3:14 AM
من هم همین مشکل را معمولا دارم :)) داشتم به سرکه سیب فکر می کردم که امتحان کنم بلکه فایده داشته باشه اما نمی دونم چه مزه ای هست؟ از عطاری باید خرید دیگه؟ امیدوارم اینجا هم داشته باشن.
بهارک | June 15, 2008 3:19 AM
در مورد لاغر شدن صورت، شخصا فک می کنم ژنتیکی باشه چون من همیشه آخرین قسمتی از بدنم که لاغر میشه صورتمه! اما خیلی ها اول صورتشون لاغر میشه... اما کرمهایی دیدم که باعث میشه صورت از بین نره!
البته من هر وقت وزن کم کردم با ورزش بوده... شاید برگرده به توضیح بهارک جون!
-------------------
رقی جون ممنون از محبتت:-× منم برات بهترین ها رو آرزو دارم.
ساميا | June 15, 2008 3:23 AM
سالومه جان منم این مشکل رو دارم، گاهی بعضی از مواد جواب میده ... اما به صورت موقت!
مثل زردآلو یا کیوی
ساميا | June 15, 2008 3:28 AM
ممنونم از دوستای گلم.خیلی سورپرایز شدم از افکار و دیدگاههای قشنگ و عمیقتون.آره اینا موضوعهاییه که واقعا ازش راحت نمی شه گذشت.و باید عمیق دربارشون فکر کردو عمیق بهشون نگاه کرد.
آلبالو جان نظر قشنگت بود.ولی توی اکسترا هر ده تا کامنت توی یک صفحه دیده می شه.کامنتت صفحه ی دوم بود.اون قسمت پایینه صفحه برای صفحه بعد رفتن نوشته.
rokhy | June 15, 2008 3:51 AM
بهارک جون همیشه چه با ورزش چه بدون ورزش با رژیم صورت اول لاغر میشه ولی بعد از یه مدتی که از تثبیت وزن گذشت دوباره صورت کم کم به صورت اولش برمیگرده
دکتر سارا | June 15, 2008 4:05 AM
سالومه جان، بهارک جان، سامیا جان، سارا جان ممنون
ببینم این راه رفتنای من ورزش حساب میشه یا اینکه باید ورزش دیگه ای بکنم که صورتم لاغر نشه؟
فندق | June 15, 2008 5:25 AM
ستاره بگيران عزيز:
آني
سولماز
لاله
سيب
سولماز(سولي 54)
فندق
سالومه
با تبريكات فراوان و اميد در گرفتن ستاره هاي گنده تر
مهسا | June 15, 2008 5:49 AM
دکتر سارا جانم من صورتم اول رژیم بعد رژیم وسط رژیم لاغر بشو نیست:)) شاید به خاطر اینه که همیشه از روز اول ورزش رو با رژیم با هم شروع می کنم.
بهارک | June 15, 2008 7:41 AM
منم مثل بهارک جون صورتم ابدا لاغر نمی شه اما از اون جایی که یه هوا لپ دارم دلم می خواد لاغر شه شما راهی بلد نیستین ؟؟
ملانی | June 15, 2008 8:59 AM
سلام ...خوبید جماعت؟
آریس | June 15, 2008 9:04 AM
لاغری با شستشوی مغزی
http://www.ravanyar.com/Diet/User/Articles/Weight%20loss.asp
اسب رویاهاتون رو به راه بندازید.من 50 کیلو وزن دارم.هورا
به نظر بی خطر میاد می خوام امتحانش کنم
(اگه قبلا اینو دیدید ببخشید چون من یه مدت نبودم!)
بهار | June 15, 2008 9:10 AM
من یه فایل داشتم هیپنوتیزم کاهش وزن 15 دقیقه بود من دقیقه 3 سرگیجه گرفتم اینقدرم این شوهرم زنگ می زد حواس برام نذاشت:)) من که اصلا هیپنوتیزم نمی شم چون اینجور مباحث رو من تاثیر نداره چون باورم نمی شه اما اگر باور کنی حتما تلقین مثبت فایده می کنه دیگه البته به نظر من چون مثلا یه هنرپیشه بود گفته بود با هیپنوتیزم لاغر کرده!
بهارک | June 15, 2008 10:57 AM
هستی جان مطلبت خیلی جالب و مفید بود
گیاه درمانی واقعا محشره
بازم ممنونم
rokhy | June 15, 2008 11:25 AM
من هیپنوتیزمو قبول دارم
ولیفکر نکنم مدیوم خوبی باشم.چون همیشه توی سرم چندین تا فکر می چرخه.و اونایی که می خوان هیپنوتیزم بشن باید یکم خودشونو رها کنن.حتی ازفکرهای دیگه
rokhy | June 15, 2008 11:29 AM
خوش به حالتون
من همین که تصمیم به رژیم میگیرم هنوز نگرفته فرتی صورتم لاغر میشه دور چشام سیاه میشه عین مرده های از گور در اومده میشم
دکتر سارا | June 15, 2008 11:35 AM
آخه سارای پنجاه کیلویی برای چی رژیم بگیره؟
بعد اینکه نی نی و نونو ایشالله به دنیا اومدن اول که شیر دادن بعدشم بدو بدو دنبال وروجکا چهل و پنج کیلوت می کنه
هر موقع هم ما خواستیم لاغر شیم,ما می دوییم دنبال فسقلی ها
rokhy | June 15, 2008 11:53 AM
بله سارا جان شما صورتت لاغره همین جوریشم از این لاغر تر نکن خوشگلی که! می خوای سلامتی بیشتر خب ورزش کن.
بهارک | June 15, 2008 12:56 PM
وای
خدای بزرگ من ستاره گرفتم.وای ی ی ی
تازه دیدم
چقدر این ستاره های فسقلی قدرت امید دهندگیشون بالاست
وای دارم از شادی می ترکم
بمیرم هم ستاره پس بده نیستم
انار قربونت
بچه ها جونم از تبریکاتون مرسی :)
خوشحالم
sib | June 15, 2008 1:14 PM
.....من طبق معمول یک سوال بی ربط دارم...........
من تا حالا صورتم مو نداشت و حالا تو این سن تازه به فکر رشد افتاده و دو سه تا موی سیاه پشت لبم در اومده:((( من اینو با چی بردارم؟ نه که نداشته باشما کرک ریز سفید رو پوستم بوده اما این چند تا دونه سیاهه:((((( سبیل اسمشه. بند بندازم خیلی درد داره؟ جوش می زنه؟ چون پوستم خیلی حساسه اگر برم آرایشگاه فقط واسه موهام تا یک ماه گونه م قرمز می شه حالا اگه بند بندازم خطره؟ یا از موم یا واکس بخرم از این مغازه های دخترونه؟ یا با چه روشی بردارم که باز همین چند تا در بیاد و یه دفه شلوغ نشه :(
خواستم ببینم صورتم لاغر شده یا نه تو نور غروب فقط اینها رو مشاهده کردم و از آرایشگاه رفتن کمی اضطراب دارم اول گفتم بپرسم ازتون آخه شما عروسی کردین دیگه شاید بلدین:(
بهارک | June 15, 2008 1:19 PM
بهارک جون یه جای جدید واسه گشتن یافتم .بیا بلاگم عکسشو ببین
sib | June 15, 2008 1:35 PM
http://us.share.geocities.com/sabafraz/Ghasedak.mp3
آی دخترا بشتابید
رخی اومده با آهنگ جدیییییییییییده قاصدک گروه آریان
rokhy | June 15, 2008 1:58 PM
فندق جون
تنها راه لاغر نشدن صورتع و جاهاي لاغرتر استفاده همزمان از يه ورزش هوازي مثل همون پياده روي و يه ربع تا نيم ساعت نرمش ورقص و ازين چيزاست.در ابتداي لاغري اول صورت لاغر ميشه.
صورتهاي تپل معمولآ خوشگلن اما مشگل اين صورتها همون غبغبه.اوايل منم واسه اينكه صورتم لاغر شه تا يه ماه ورزش رو شروع نميكردم ولي الان ياد گرفتم نرمش واسه غبغبم انجام بدم.دلم ميخواد صورتم گونه داشته باشه نرمش گونه رو هم انجام ميدم يه كم بهتر شده.اوايل كه صورتم اينقده تپل بود و گرد انگاري نوك يه پرگارو گذاشتن رو بينيم و گرد گرد صورتمو كشيدن.
حالا بر اثر تمارين اين چند ساله صورتمو كمي به بيضي نزديكتر كردم چون ازون فرم دايره متنفر بودم.
حالا اگه نميخواي صورتت لاغر شه سعي كن همزمان باهاش ورزش كني و به خودت قول بدي هيچ وقت ورزشت ترك نشه.
بهار جون
اون مطلبت واقعآ جالب بود ازش نت برداشتم و ميخوام بهش عمل كنم.
تو يه كتاب به اسم"بدون اضافه وزن" از "كارن دارلينگ" ترجمه"گيتي خوشدل"
خوندم اگه ميخواين زودتر به نتيجه برسين حتي ترازوتونو روي وزن دلخواهي كه ميخواين بهش يرسين تنظيم كنين تا هر وقت ميرين روش وزن ايد هآلتونو ببينين .اين خيلي تآثير داره.منم مدتي اونو رو 45 كيلو تنظيم كردم.يعني وقتي ميرفتم روش ميديدم 45 كيلو هستم كم كم برام عادت شد و عادي شد.45 كيلو به نظرم دور از دسترس نيومد و از مرز 80 منو كشوند به 50كيلو.تفكر خيلي مهمه.اگه سعي بشه بيشتر رو فكرمون كار كنيم و آگاهانه و جسورانه رو خواسته هامون تآكيد كنيم مطمئنآبه واقعيت تبديل ميشن.حتي رو بك گراند مانيتورم يه عكس از خودم كه هر كي ميبينه ميگه اين تويي؟هر وقت كامپيوترموروشن ميكنماين تصويرو ميبينم.و ناخودآگاه ذهنم بهش مشغول ميشه و بدون اينكه خودم بفهمم ميره تو ضمير ناخوداگاهم.
يادمه زموني كه ميخواستم ماشينمو عوض كنم و يه بهترشو بخرم.همين كارو كردم.تو بك گراندم يه تصوير ازون ماشين گذاشتم اما از شانس بدم رنگي كه دلم ميخواست رو گير نياوردم و بسنده كردم به همون رنگي كه تو همون عكس بود و من ازش متنفر بودم.اگه مفتم بهم ميدادن برش نميداشتم.
خلاصه به يه ماه نكشيد و از قضاچون اون مدل ماشين هم گرون شده بود و هم ديگه كمتر توليد ميشدموقعي كه رفتم بخرم.فقط همون رنگي كه بدم ميومد بود و جالبه ازون رنگ تعداد زيادي بود و تنها انتخابمم همون بود و اگه همون موقع نميخريدمش كلي ضرر ميكردم.مجبور شدم همون رنگ رو بخرم.وقتي آوردمش خونه.خواهرم گفت چقدر شبيه همون عكس بك گراند كامپيوترته.و چون براي من هر روزه بوده ديدنش زياد توجه بهش نكرده بودم.و اون موقع بود كه فهميدم ديدن تصاوير چقدر تو پديداوردن عين همونا موثره و بايد در انتخابشون دقت بشه.
حالا وقتي ماخودمونو تو آيينه ميبينيم اگه با وزني كه آرزومونه ببينيم خيلي طول نميكشه كه به همون تصوير نزديك ميشيم.
اگه وقتي تو ايينه به خودمون نيگاه ميكنيم از خودمون بدمون بياد و فقط چاقيمونو بيبينيم طولي نميكشه كه يا وزن اضافه ميكنيم يا استپ ميكنيم يا كلآ از كاهش وزن منصرف ميشيم يعني همون چيزي رو كه از خودمون تو ايينه ديده بوديم و تصور كرده بوديم به همون ميرسيم.
مطلبت خيلي مفيد بود و راهكارهاي جالبي رو بيان كرده بود.سعي ميكنم در اولين فرصتي كه گير اوردم نه تنها واسه لاغريم بلكه واسه درسمم ازين تصاوير ذهني استفاده كنم.
يه چيز ديگه اگه ميخواين تصاوير ذهنيتون سريعتر بهتون جواب بدن زموني كه دارين ميخوابين 5 دقيقه بهش فكر كنين با تموم حواستون.ببينين كه لاغرين.بشنوين كه ديگرون بهتون ميگن چقدر متناسبين.حتي تو همون تصوير متناسبتون بوهاي خوشي رو حس كنين و هيكل زيبا تونو لمس كنين.اينارو ميگم چون هر چه تصوير شفاف تر باشه زودتر نتيجه ميده و تصاوير درهم و برهم نتايج درهم و برهمي هم بهتون ميدن.باور داشته باشن كه به اون وزن ميرسين حتي اگه تا كنون درون وزن نبود هايد.پس شد قبل از خواب 5 دقيقه و صبح به محض بيدار شدن هم 5 دقيقه به همون تصوير فكر كنين.بعدش 50 بار با خودتون تكرار كنين"هر روز از هر جهت بهتر و بهتر ميشوم"
البته اين تكرار مربوط به صبحه و ببينين چطوري با استمرار همين يه جمله زندگيه ماليتون دگرگون ميشه و رشد پيدا ميكنه.
يه توصيه ديگهك
به محض اطلاع از هوشياريتون در صبح و اين كه فهميدين بيدار شدين از خواب بلند شين.تو رخت خواب موندن عوارضي داره كه تموم اين سردردها و تهوع ها و سرگيجه ها نشات ميگيره از همون چند دقيقه ايي كه تو رخت خواب ميمونين.پس 5 دقيقه صبح رو بعده برخواستن از رخت خواب بگين.
اميدوارم همتون تو اين زمينه موفق بشين.
بهارك جون
روييدن چند تار موي سياه بلند ربط داره به بهم ريختن هورمونهاي زنونه ات.بهتره كه به دكتر زنان مراجه كني.و هيچ وقت با موچين و تيغ و ازين چيزا برش نداري چون هورمونين يه دفعه تموم صورتتو برميدارن.
از قيچي استفاده كن و تا اخر كوتاهشون كن.
منم دو تا ازونا رو چونه ام دارم.سيبيلهامم ميترسم بند بندازم با مشقت زياد از موچين استفاده ميكنم.
براي كسايي كه صورتشون جوش ميزنه.ميتونن از الكل "كامفر"استفاده كنن كه تو داروخونه ها به صورت رقيق و غليظ موجوده و كمتر از 500 تا تك تومني يه شيشه اش قيمت داره.با يه پنبه از الكل برميدارين به صورتتون ميكشين .فقط نبايد همون پنبه بار دوم به الكل بخوره.به موهاي مژه و ابرو ونزديك چشم و موهاي سر نخوره.بعده بند انداختن محشره.يه ربع تا نيم ساعت بمونه رو صورت و بعدش با اب سرد بشوييد.خيلي ميسوزونه ولي تموم منافذ سياه صورت رو پاك ميكنه و مانع از جوش زدن ميشه.من 8 سالي هست كه ازين روش استفاده ميكنم.يه ارايشگر خيلي خوب بهم گفت.اما اگه شماهم خواستين استفاده كنين حتما با دكتر پوستتون يا از همون دكتر داروخونه در موردش سوال كنين و سرخود ازش نخرين.
هستي | June 15, 2008 2:12 PM
من 22 سالمه اما نا امید شدم بس که دیدم همتون شوهر دارید نه احساس ترشیدگی ها احساس تنهایی تو این گروه یکی نیست بامن همذات پنداری کنه تو این گروه یا فقط منم .
ملانی | June 15, 2008 2:25 PM
ملانی جان چرا نا امیدی؟!
اینجا منم مجردم خب D:
فک کنم انار و آرام و لیلا و آزی هم مجردن. البته حدس میزنم ها اگه اشتیاه کردم ببخشید. تازه حتما بازم مجرد هست
فندق | June 15, 2008 2:33 PM
مرسی هستی جان از راهنماییت :)
فندق | June 15, 2008 2:35 PM
ملانی عزیز
بی خودی هوای شوهر موهر نزنه به سرت عزیزم.ماها شوهر داریم چون همه مون نزدیک 30 سال رو داریم.تو که هنوز کوچولو هستی برا این حرفا.برو حال کن و از زندگیت لذت ببر.خودتو لاغر کن ..خودسازی کن ...اصلا خودت رو بشناس حالا حالا ها وقت برای شوهر کردن داری عزیزم :)))
سالومه | June 15, 2008 2:37 PM
ملاني جون
منو هم از خودت بدون خواهر
فندق جون
خواهش ميكنم عزيزم.
هستي | June 15, 2008 2:37 PM
وا
سالومه جون
منم 30 سالمه اما اصلآ فكر نميكنم دير شده.تازه فكر ميكنم تا 10 سال ديگه جا دارم.خيلي خيلي بخواد زود باشه تا 5 سال ديگه.يا شايدم هيچ وقت ديگه.
راستش اصلآ حوصله هيچكي رو ندارم.
تفكر من اينه كه اگه آدم هيچ وقت ازدواج نكنه خيلي بهتر ازينه كه با ازدواج اشتباهش عمرشو و خودشو نابود كنه.بدتر از همه يه موجود بيگناه ديگه روهم همينطور.اما اگه كسي بود كه لايق تموم لحظات باقي عمرت باشه.نه گفتن به يه همچين ادمي اشتباه محضه.
هستي | June 15, 2008 2:44 PM
http://us.share.geocities.com/sabafraz/Ghasedak.mp3
چون کسی اهنگ آریانو تحویل نگرفت دوباره اینجا نوشتم
P:
نکنه خودم آخرین نفرم که دارم می شنومش !! D:
rokhy | June 15, 2008 2:45 PM
رخي جون
نميدونم چرا به اون روشي كه رقي جون واسه سيو اهنگت گفت در مورد اين يكي جواب نميده.
هستي | June 15, 2008 2:46 PM
شما با چی باز میکنین؟
من از فایرفاکس.اصلا چیزی هم نمی نویسه
شروع می کنه خودش به دانلود شدن.بعد که دانلودش تموم شد از منوی فایل قسمت save page as سیوش می کنم
اصلا اینایی که میگینو ندیدم تاحالا
r | June 15, 2008 2:52 PM
هستی همیشه از مطلبات کیف می کنم
یه بوس گنده برای تو خانم پر انرژی و پر مطالعه:)
سالومه | June 15, 2008 2:53 PM
قبلی من بودم.چقدر مرموزانه اسمم نوشته شد
D:
جای سالومه خالی.که بگه آدرسو نمی نوشتی کم نبود اسمت هم اضافه شد p:
rokhy | June 15, 2008 2:56 PM
eeee
سالومه که اینجاست .چه باحال.پس قبلیش من نبودم.قبلیه قبلی من بودم
rokhy | June 15, 2008 2:58 PM
eeee
تو هم اینجایی رخی؟؟؟خوبی عزیز دلم؟دلم تنگ شده واست
مردم از اون آدرس نویسی مرموزت بوووووووووووووووس
سالومه | June 15, 2008 3:04 PM
من از کامنت آن لاین خیلی خوشم میاد.چه باحاله
راستی یکدفعه دوتا پست جدید گذاشتم.من گاهی زود زود حس پست جدیدم میاد.اگه حوصلتون نگیره کامنت بذارین اشکال نداره ها.فقط همینجوری سرک بکشین عکساش خوشگله
تازه کشفشون کردم
rokhy | June 15, 2008 3:08 PM
رخی جان اون لینک اول DL نمیشد ولی این یکی میشه
فندق | June 15, 2008 3:27 PM
هستی جان مطالبت خیلی مفید و جالب بود دستت درد نکنه
گل بهار | June 15, 2008 3:32 PM
eeee
چه جالب فندقی.مرسیییی که گفتی
یک بوووووووووووووووووووس چاااااااق و چله
گل بهار سلااااااااااااااااام
rokhy | June 15, 2008 3:36 PM
رخي
كلي بخاطر اون مرموز سيو شدن خنديدم.
عكسهاي هانسل و گرتليتم خيلي خوشگل بودن.
سالومه جون
منم ماچ و ممنون
گل بهار جون
قابل شمارو نداره
هستي | June 15, 2008 3:42 PM
Bache be torke mige: baba panke saghfimoon sookht. Torke mige: hey migam 15 nafari ziresh nakhabin
کی؟من؟ | June 15, 2008 3:43 PM
اوخ جوووون هستی هم اینجاست
هستییییییییی دستاتو باز کن بیام بغلت.
rokhy | June 15, 2008 3:48 PM
من برنامه روزه ام رو گذاشتم اگه دوست دارین بیاین و ببینین و نظر بدین
بوووووس
انار جون تو هم یه سری بم بزنی خیلی خیلی خوشحال می شم.دوست دارم نظرت رو بدونم
سالومه | June 15, 2008 3:48 PM
رخی جونم تو هم onlineی؟
sib | June 15, 2008 3:50 PM
دلم برای مامان سارا خیلی تنگ شده .بیاین براش موج بی خوابی بفرستیم بیاد اونم آنلاین بشه. p:
rokhy | June 15, 2008 3:50 PM
سلاااام سیب جون
بابا پس جمعمون جمع شده
من یک تک پا برم خونه ی سالومه.شمام بیاین بریم.برمی گردیم
rokhy | June 15, 2008 3:54 PM
ای بابا رخی جووووووون
بذار سارای بیچاره بخوابه بابا
به فکر نی و نونو باش خواهر
این انرژی رو بفرست که سارا خوب بخوابه
سالومه | June 15, 2008 3:56 PM
به به چه مهمونای خوبی
قدم رنجه منید و تشریف بیارید
منور می فرمایید :)
سالومه | June 15, 2008 3:58 PM
انار جونم
جوابت رو توی وبلاگم گذاشتم
بووووووووووس
ذوق کردم فوری اومدی یا
واااای
سالومه | June 15, 2008 4:04 PM
ا رخی تو بازم که آدرست رو نذاشتی!!!!!!!!
بکشمت حالا؟؟؟؟
سالومه | June 15, 2008 4:10 PM
رخي جون
ميشه نصفه شبي اينقده منو نخندوني؟
اين اولين باره كه چند نفر اين موقع شب آنلاينن
فكر كردم فقط خودم بيخوابي به كله ام ميزنه.
سالومه جون
ايشاللا موفق شي.
امشب موقع خواب واست دعا ميكنم
رفتم به خونهات.ممنون از پذيراييت
فقط يه سوال فضولانه...!
شبرنگ چيه؟
هستي | June 15, 2008 4:11 PM
انار هنوزم ذوقم از اومدنت تموم نشده
:))))
آخ دعا کن بتونم این چله رو درست بگیرم.دلم یه جوری شور می زنه انگار امتحان دارم و درسم رو هم خوندم ولی می ترسم سر جلسه همه چی یادم بره
دلم نمی خواد کم بیارم.دوست دارم نمره هام همیشه 20 باشه....(خیلی هم بده نه؟)
سالومه | June 15, 2008 4:14 PM
شبرنگ مثل شلیله ولی خیلی سفته
سفتی اش مثل سیبه
سالومه | June 15, 2008 4:16 PM
تو همه ميوه فروشي ها هست؟
يعني من ديدمش؟
همين شليلهاييم كه من ميخورم تا سفت نباش اصلآ بهشون لب نميزنم.
هستي | June 15, 2008 4:20 PM
سلام به همه بی خوابا .مگه شما فردا کار و زندگی ندارین من اینجا اول صبح واسم . خوب حالا کی بیداره هنوز؟
گل بهار | June 15, 2008 4:22 PM
من كه اصلا عين آدميزاد نميخوابم
هر وقت همه خوابن من بيدارم و هر وقت همه بيدارن من خواب.
ميام خوابمو تنظيم كنم مثلآ عين پريشب ساعت 9 شب خوابيدم و 2 نصفه شب بيدارشدم و دوباره 12 ظهر خوابم برد تا 7 غروب.ديگه نميدونم از دست خودم بايد چيكار كنم.
هستي | June 15, 2008 4:27 PM
آره هستی همه جا هست
قرمز خوشرنگن.از شلیل به نظرم خوشمزه ترن.
برو بگو شبرنگ می خوام یارو بهت می ده
سالومه | June 15, 2008 4:30 PM
وای سردرد نمیشی هستی ؟من اگه اینحوری کنم می میرم از سردرد ولی همه شگفتی انسان همین عادت کردنش حتی به چیزایی که در نظر اول عجیب به نظر می رسند هست. چه جسمی و چه روحی
گل بهار | June 15, 2008 4:31 PM
به به سلام سالومه خانوم خام خوار چه طوری؟
گل بهار | June 15, 2008 4:33 PM
چرا هميشه سردردميشم.اما چه بخوابم و چه نخوابم و چه خوب بخوابم و چه بد اكثر اوقات سردردم.
اما از وقتي ياد گرفتم تو غذام دارچين بريزم و از زيره سياه استفاده كنم.خيلي خيلي كم پيش مياد سردرد شم.
هستي | June 15, 2008 4:36 PM
سااااااااالووومه
مگه اینجا هم باید آدرس بذارم؟
گفتی توی بلاگا D:
من خواستن,توانستنم دیگه.توی بلاگ رول الان بالایی
دیدی آدرس دادم ;-)
rokhy | June 15, 2008 4:40 PM
سلام گل بهار جان
تو هم که خوایب و زندگی نداری امشب!!!
سالومه | June 15, 2008 4:41 PM
قربونت رخی جونم
دارم شوخی می کنم باهات :)
سالومه | June 15, 2008 4:43 PM
می دونم سالومه جونم.
اما اگه بذاری شب روی کاناپه ی وبلاگت بخوابمو از غذاهات بخورم آدرسمو به زودی می اضافونم
rokhy | June 15, 2008 4:46 PM
بیا رخی جون قدمت رو چشم.جوابتو توی همون کامنت دونی گذاشتنم بخون ببین من چه سرویسهایی می دم به کسایی که شب رو کاناپه ام بخوابن!
سالومه | June 15, 2008 4:49 PM
می گمااا
بهارک و رقی همیشه این وقتا بودن
بیاین موج بدجنسیه بی خوابی بفرستیم براشون
مامان سارا و نی نی و نونو گناه دارن
ولی اونا مشکلی نیست
موج بی خوابی راونه به سمت رقییییی و بهاااارک
بهااااااارک بیدااار شووووووووو.تو می تونی بی خواب بشی
بهااااارک
رقییییییییییی.موج تا فرانسه برووو.تو می تووونی
rokhy | June 15, 2008 4:56 PM
گفتم که من اینجا اول صبح واسم بابا این آهنگت رخی جان ارور می ده می گه صفحه در دسترس نیست
گل بهار | June 15, 2008 4:59 PM
گل بهار جونم فندق گفت اون آدرس که پایینتر دوباره نوشتم خوبه ارورر نمیده.اونو هم یک امتحان کن
rokhy | June 15, 2008 5:02 PM
وای رخی خدا نکشه تو رو واقعا
با بیدار کردن رقی و بهارک خیلی موافقم خداییش!!
سالومه | June 15, 2008 5:04 PM
رخي
بگم خدا چيكارت كنه
بخاطر اون موج منفي بدجنسيه گروه 6 نفره ما كه اين موقع شب بيداريم
چنان بلند خنديدم فكر كنم جمع الاجمعين تو اين ساختمون بلند شدن و حسابم با كرام الكاتبينه
هستي | June 15, 2008 5:07 PM
eeeee
شش نفررررررررررر؟
خوشبحالتون
من شبا بیخوابم.کاش خونمون نزدیک بود.هفت تا می شدین
جالب اینه که وقتی خودم اونو می نوشتم با صدای روح و شبح باهاش همخونی می کردم
بیدار شووووووووووو
D:
rokhy | June 15, 2008 5:12 PM
الان شوهر من اومده چپ چپ نگاه می کنه یعنی که :داری چیکار می کنی این وقت شبی؟؟
بهش می گم معاشرت کامنتی:))))
سالومه | June 15, 2008 5:19 PM
آقای همسر جان هم فوتبالشو دید جیش بوس لالاشو کرد و رفت خوابید.به نت بازیه منم عادت داره.تلویزیون ماله اونه.کامپیوتر ماله من D:
rokhy | June 15, 2008 5:24 PM
http://www.cam.ir/HomePage.aspx?TabID=3573&Site=DouranPortal&Lang=fa-IR
بچه ها این لینک مربوط به آیورودا است.خیلی جالبه بد نیست بخونیدش.عمل کردن بهش کلی حال آدم رو خوب می کنه
سالومه | June 15, 2008 5:25 PM
وای چه باحال رخی همسر گرام بنده هم همینطور
تو این یورو 2008 تی وی مال اونه دیگه
دیوونه شدم اینقدر فوتبال نگاه می کنه
سالومه | June 15, 2008 5:30 PM
همسر بنده هر از گاهی سر از بستر بر میداره و با زبان بی زبانی میگه بخواب تا برق خاموش شه
sib | June 15, 2008 5:33 PM
اینم یه لینک دیگه برای انگلیسی دونهاش
http://www.ayurveda.com
سالومه | June 15, 2008 5:35 PM
آقا کافه سالومه تعطیل شد رسما!!!
باز نمی شه دیگه!
سالومه | June 15, 2008 5:39 PM
سالومه جون
مطلبت خیلی جالب بود.تازه میخواستم ازت بپرسم چیه که خودت لطف کردی و لینکشو واسمون گذاشتی.
ممنون ازت
هستي | June 15, 2008 5:40 PM
جالبه که فوتبالایی که اون زیاد نمی کرد مثل پرسپولیس
چون روی تیم ایرانی حساس نیست.من که شدیدا پرسپولیسی هستم می گفتم امروز پرسپولیس بازی داره نگاه کن برام صحنه هاشو بگو.
خودم هم میومدم پای نت D:
اونم جای من حرص می خورد.مخصوصا بازی آخر.ولی من نت بازیمو می کردم.حوصله دیدن بازی رو نداشتم.فقط نتیجه برام مهم بود (به این می گن سوء استفاده از علاقه دیگران)
استثمارگر بودن خیلی مزه داره D:
rokhy | June 15, 2008 5:40 PM
بذار صدتا بشه بعد ببند
یک کوچولو مونده.چاییات حیف می شه هااااا
rokhy | June 15, 2008 5:42 PM
وای رخی این رگ بدجنسیت بد جور گاهی می زنه بالا ها!!!!
هستی جونم منبع انگلیسیش هم خیلی خوبه
سالومه | June 15, 2008 5:44 PM
آره یه 4 تا دیگه بذاریم
من نخواستم تعطیل شه ولی یهو هر کاری می کردم لود نمی شد صفخه
وگرنه معاشرت کامنتی عالیه بابا
پس بریم یه 4 تا دیگه بذاریم و بیایم
هستی بدو
سالومه | June 15, 2008 5:47 PM
من سیوش کردم فردا بخونم.
خیلی به نظرم جالب میاد
rokhy | June 15, 2008 5:47 PM
خیلی جالبه رخی با دقت بخونش و بیا فردا نظرت رو بگو بم
سالومه | June 15, 2008 5:52 PM
حتما
چون منم خیلی علاقه دارم ولی شرایط نشده دنبالشو بگیرم
چند ین ساله پیش یک کوچولو دنبالش رفتم و دیگه نشد
فردا حتما می خونم
rokhy | June 15, 2008 6:02 PM
رخی جون عزیزم این موج منفی بیخوابی درست اومد منو نی نی و نونو رو بیدار کردم
منم عین گربه اشپزخونه فعلا توی یخچالم
دکتر سارا | June 15, 2008 6:30 PM
رخی جون این اهنگه باز نمیشه
دکتر سارا | June 15, 2008 6:33 PM
سارا جون بیا تو وبلاگ من همه اونجاییم داریم اختلاط می کنیم
سالومه | June 15, 2008 6:34 PM
از این به بعد ادرس درست بده به موج منفی
موج منفی هم بود موج منفی های قدیم
دکتر سارا | June 15, 2008 6:35 PM
P;
من روی هر موج اسم و ادرس نوشته بودم
البته یک موج بیخوابیه سه نفره برای شما سه تابودا. ولی زودتر قرار بود بیاد
اون دوتا دیگه هم برای رقی و بهارک
که ظاهرا ادرسشونو گم کردن موجا
rokhy | June 15, 2008 7:02 PM
الان ساعت یکربع به 4 به وقت تهرانه.یعنی دم صبحه خلاصه.از خواهر رخی تقاضا می شود این همه انرژی ها و موجهای قوی شون رو در راه لاغری ما به کار ببرند و نه مردم ازاری
چاکریم رخی جون به خدا
:دی
سالومه | June 15, 2008 7:16 PM
ما بیشتر ابجی سالومه
در کل چشم
اما امشبو قول نمی دم
شاید همه امشب خواب خودمو دیدین D:
ببخشید امصبح منظورم بود D:
rokhy | June 15, 2008 7:26 PM
چه خبر بوده اینجا.
ملانی بیکاری با این سن کم می خوای شوهر کنی. من 25 سالمه. 2 سال هم هست که شوهر کردم ولی خیلی دردسرام زیاد شده. البته یه خوبیهایی هم داره ولی هر چه دیرتر بهتر.
رخی و سالومه خوش به حالتون. من هم با ورزش مشغولم ولی هنوز برای شوهرم عادی نشده که کاری به کارش نداشته باشم. دائم غر می زنه که تو چقدر ورزش می کنه. نت بازی نصف شب رو هم که اصلا تو کتش نمیره.
من نت بازیام مال وقتیه که سرکارم
شوهرزاتون خوب با انارستان کنار اومدن من هر چی براش توضیح می دم و براش نشون می دم با تعجب نگام می کنه که برای چی اینهمه براش وقت می زارم. من هم دیگه در این مورد باهاش نمی حرفم.
هستی مثل همیشه یه مطلب مفید دیگه. مرسی
بهارک اتفاقا منم چند تا موی سیاه زیر چونه ام در اومده. چیکارش کنم خواهر. بند می ندازم یا با موچین برش می دارم.
آلبالو | June 16, 2008 12:55 AM
من که می گم موی سیاه منظورم عین همون کرک های قبلیه اندازش! فقط اونجوری بور نیست رنگش تیره تره فکر نمی کنم هورمونی باشه همون سیبیله که تو آرایشگاه بند می ندازنا از همون مدلیه:)) آخه تا حالا بند ننداختم نمی دونم درد داشته باشه گریه کنم آبروم بره.
من هم مجردم!!! واسه چی اینهمه زحمت می کشم؟؟؟ واسه آمادگی برای ازدواج :)) آخه خیلی تو این دو سال که چاق شدم به بدن خودم خیلی به فرمش حساس شدم. تازه وقتی فکر پرو و خیاطی و رنگ روشن و این هیکل تپل مپلی و گرما و آفتاب تابستون میفتم وای احساس می کنم خفه می شم از استرس:)) بله قبلا هم گفتم.
بهارک | June 16, 2008 2:28 AM
بهاااارک
مگه تو شوهر نداری؟
من گیج شدم
rokhy | June 16, 2008 2:44 AM
ا این ستاره مال من بوده و خبر نداشتم؟مرسی انار جون
آدم احساس میکنه یه جفت چشم مواظب حرکات وسکنات آدمن .یاد دوران بچه گیهام افتادم یه فرشته خیالی که همیشه مارو میبینه و امتیاز میده...
از همه تبریکات ممنونم.شرمنده شدم بابا.
سولی تپلی | June 16, 2008 2:49 AM
چه خبر بوده اینجا !!
فندق جان ، منم مجردم .
بهارک منم فکرمی کردم تو ازدواج کردی ... گیج شدم .
رخی دیر اقدام کردی ، ما آهنگای آریان رو کهنه کردیم . همون دفعه اول که بچه ها لینکش رو از یوتیوب داده بودن آلبومشون اومد بازار . ولی همین که لینک دادی ، قاصدک ، قشنگه .
لیلا | June 16, 2008 3:07 AM
راستی پیرو حرفای آلبالو جان مبنی بر حسادت آقایان همسر به فلسفه وجودی انارستان باید عرض کنم من هم شدیدا با یک فروند حسود دست وپنجه نرم میکنم ولی هنوز به جایی نرسیدم!اولش سعی کردم با توضیحات مبسوط و واضح رو شنشون کنم ولی آخرش دیدم روشن که نمیشود هیچ میخواهد مارا هم خاموش کند در نتیجه عیسی به دین خود و موسی به دین خود.بیشتر کارهای نت را در محل کار انجام میدهم.
راستی این دیانای بی معرفت کجا گذاشته رفته بیخبر؟
سولی تپلی | June 16, 2008 3:25 AM
من کلا این مردا رو نمی فهمم. تا وقتی برای خودت سرگرمی نداری بهت توجه نمی کنند اگه حرفی هم بزنی بهت می گن تو خیلی به من وابستته ای من هم باید به کارام برسم.
وقتی برای خودت کلی برنامه درست می کنی. ورزش می کنی کلاس میری و دوستای جدید پیدا می کنی گاه و بیگاه با حرفاشون بهت می رسونند که تو چرا زیاد به من وابسته نیستی. تو چرا این همه مستقلی.
من که گیجم.
آلبالو | June 16, 2008 3:32 AM
خب میبینم که وقتی من خوابم توطئه میچینید پشت سر مااا. ای دخترای بد جنسسسسس
بگم لولو بیاد امشب همتونو بخوره؟ هااااااااا هاااااااااااا
رقی | June 16, 2008 3:42 AM
تازه من دیشب خیلی راحت هم خوابیدم. ولی حسابی بداخلاق بودم از غروبی. یه غر گنده زدم و بعد لال شدم. تا الانم همونطور لال موندم.
راستی این قضیه همسران و کنار نیامدن با انارستان :
شوهر بنده اوایل خیلی غر میزد که ال و بله. یعنی برات این دوستی های مجازی خیلی معما بود.منم اوایل هی جوابش رو. میدادم ولی بعد دیگه گفتم بی خیال بذار هر چی میخواد بگه. الان دیگه اصلا کاری نداره. البته منم دیگه شورش رو در نمیارم هااااا.نمیشینم تا دم صبح حرف بزنم .
ولی خودمونیم ، خوب بدون اینکه اینهمه به شوهر های ورزشکارمون وابسته باشیم خودمون داریم برای خودمون برنامه میریزیم ورزشی البته و حالش رو میبریم. بدون اینکه هی بریم ازشون بپرسیم که چیکار کنم چیکار نکنم.اینه که شاید یه خورده بهشون بربخوره.
ما اینهمه استعداد داشتیم و خودمون نمیدونستیم؟
رقی | June 16, 2008 3:48 AM
راستی اینم یه ویدئوی قشنگ به زبان فرانسه که براتون گذاشتم ، به اسم دوست داشتن که رومئو و ژولیت خوندنش.(اسم مستعارشونه).
شاید متوجه نشید چی میخونن ولی خیلی قشنگه.
http://fr.youtube.com/watch?v=3aWuGF-VbdA
رقی | June 16, 2008 3:51 AM
کسی نمی تونه به دیانا زنگ بزنه. شاید به نت دسترسی نداره که البته تو ژاپن بعید به نظر می رسه.
آلبالو | June 16, 2008 5:03 AM
چقدر زود خوابیدی دیشب
رقی من هی موج می فرستادم برات که بیدارت کنه
ولی نمی دونم چرا همه ی موجها سر از خونه ی سارا در می آورد P:
rokhy | June 16, 2008 5:05 AM
آره رقی جون. منم فکر کنم شوهرم حسودیش میشه که من اینهمه ورزش می کنم ولی خودش نه:))
آلبالو | June 16, 2008 5:05 AM
رخی یه خرده موج بفرست برام که خواب بعد از ظهر از سرم بپره.
آلبالو | June 16, 2008 5:07 AM
خیلی موافقم
کسی شماره داره ازش؟
انار و آزی شاید شماره ای چیزی داشته باشن
rokhy | June 16, 2008 5:08 AM
بچه هاجونف اینقدر نگران نباشید.من مطمئنم براش اتفاقی نیافتاده.
شاید وقت نداره بیاد، شاید یه مسافرت عجله ای براش پیش اومده و نمی تونست بیاد خبر بده. موچ مثبت هاتون رو جمع کنید و تو دلتون براش بفرستید. ایشالله که مشکلی پیش نیومده.
رقی | June 16, 2008 5:10 AM
آلبااااااااااالو نخوااااااااب
تو می تووووووونی
ای خوااااااااب از آلبالو دوووور شووووووووو
(با لحن روح بخون) D:
rokhy | June 16, 2008 5:11 AM
ااا بالاخره دو نفر با من همزمان نوشتن.
برام جالب بود...
رقی | June 16, 2008 5:11 AM
میگم ها بچه ها، بیاین یه چت روم دست کنیم بریم اونجا هی حرف بزنیم.آخه اینجا رژیمیه و من دلم میخواد از همه چی حرف بزنم. شاید اینجا جاش نباشه.
چطوره؟
رقی | June 16, 2008 5:13 AM
از رقی به آلبالو و رخی.
جواب بدید. به گوشم
رقی | June 16, 2008 5:14 AM
اره چه جااااااااالب
اونم دونفر خوشگل و خوشتیپ و باحال D:
rokhy | June 16, 2008 5:14 AM
آخه من وقتی دلم میگیره فقط باید حرف بزنم یا بلند بلند شعر بخونم تا حالم بهتر شه.
الانم از اون وقت هاست.
بعدشم اینکه نه میتونم اینجور دلتنگی ها رو به شوهرم بگم و نه به مامانم. نه روم میشه به خواهرام بگم.دارم میترکممممم
دارمم آهنگ می دونم برنمیگردی مجید خراطها رو گوش میدم و حس غمم بیشتر میشه.
رقی | June 16, 2008 5:17 AM
کی اسکایپ داره؟
اونجا میتونیم با میکروفون با هم حتی حرف بزنیم.
ولی این یاهو مسنجر من دکمه اپلش کار نمیکنه.خرابه. یه بار خواستیم با آزی حرف بزینم، مال من کار نکرد ولی یه خورده از صدای آزی ضبط شد و من بعدا توی آرشیو گوش دادم. هه هه.
رقی | June 16, 2008 5:20 AM
اسکایپ چیه؟من نوَ دونَم
rokhy | June 16, 2008 5:41 AM
http://www.skyp.com
اینو باید دانلود کنی.راستش یه چیزی هست مثل مسنجر خودمون. با همون امکانات و یه سری چیزهای اضافه تر.
رقی | June 16, 2008 5:54 AM
چقدر این آهنگه قشنگ بود رقی جوووون.مرسیییی
الان داره ازم لاو میاد بیرون.رمانتیک بود
خدارو شکر پریروز رفتم سرعت نتم رو یکم بیشتر کردم.وگرنه به این زودی ها دانلود نمی شد.
شما هم که با سرعت جت نتتون حال می کنید دیگه
rokhy | June 16, 2008 6:35 AM
وای
بچه های پر هیجان و شادالو
می بینم که کوک همه تون کوک ه و من دوباره عقب موندم
رخی تو چقدر ملوس و جیگری به خدا
.
.
.
.
zeinab | June 16, 2008 6:46 AM
مرد ها بذذاته آدم های حسودی هستند . اصلا خودتون رو ناراحت نکنید و به زندگی غیر عادی خودتون ادامه بدین . اگه بخوایم افسارمون رو بدیم دست اونها که از صبح تا شب باید بوی قرمه سبزی بدیم و هی غذاهای چرب و لذیذ بخوریم
.
.
. بچه ها من نمی دونم چرا یه هفته است اساسی حالم گرفته است کلا بازدهی ام اومده پایین
.
.
.
.انار جون به وب منم سر بزن
zeinab | June 16, 2008 6:53 AM
بچه ها وبلاگ ها چرا وانمیشه /
نه منم الان دارم اینجا از شادی و شعف می ترکم . . . الان نزدیکه که عر عر کنم توی شرکت
به جای درس خوندنمه
میشه بیاین منو دعوا کنید
zeinab | June 16, 2008 6:57 AM
وای
من خیلی با حرف رقی موافقم
منم چت روم می خوام
راستی بهارک جون به موهات دست نزنی ها زیییییییییییزم
من دیانا هم میخوام
Anonymous | June 16, 2008 7:00 AM
بالاییه من بودم . یه وقت فکر نکن یه نامحرم اومده بود ها
:)
بچه ها یکی مامان من میشه
من به مامان نیاز مبرمی دارم
zeinab | June 16, 2008 7:09 AM
سلاااااااام زینب جونم
اوخ جون داشتی ازم تعریف میکردی
خوب بقیشو بگو p:
rokhy | June 16, 2008 7:11 AM
داشتم می گفتم که خیلی دوستت دارم خیلی ماهی
دیگه اینکه مامان من می شی من همه اش اضطراب دارم
نمی تونم درس بخونم مامان ای
zeinab | June 16, 2008 7:24 AM
زینب با حرفت کاملا موافقم. این مردا دوست دارند دائم زنشون بوی غذا بده. الان کسی نگه ما اینجا بحث فمینیستی می کنیم. ؟آقایون خودتون منصف باشید. نه جدا اینطوری نیست.
رخی امواجت رسید نصف و نیمه. چون من هی پلکام بسته می شد و بعد بزور بازشون نگاه می داشتم.
بچه ها خیلی خوبه ها یک کم در مورد مردا غر بزنید دلم خنک شه.
من که میرم باشگاه دوستام شاغل نیستند و دائم هم تو این باشگاه داغون پلاسند آخه مگه این شهر چی داره که باهاش سرگرم شی جز یه سالن گرم و داغون.
هی من غر میزنم هی اونا درکم نمی کنند. بخدا وقت کم دارم.
خسته شدم از این همه بدو بدو. تازه مربی ایروبیکم گفته باید هر روز بیام چون میخواد برای تیم بهم تمرین بده. منم از خدا خواسته نه نگفتم. ولی فکر کنم آقا شوهر خیلی کفریه!
آلبالو | June 16, 2008 7:25 AM
نه مردا نمی خوان زنهاشون بوی قرمه سبزی بدن .اتفاقا کاملا در اشتباهید دوستان عزیز!!
چیزی که مردها می خوان از این حرفها بدتره یه جورایی
اونا می خوان که زنشون نه تنها بوی قرمه سبزی نده بلکه همیشه بوی عطر و لوسیونها خوشبو بده..ناخنهاشو همیشه درست کنه و لباسهای خیلی هیجان آور بپوشه!!!
انگار از تو یکی از این مجله هایی دراومده که مردا گاهی نگاه می کنن.حالا من می گم مجله فشن و این حرفا!
ولی اون خواست بدشون اینه که می خوان زنشون زیبا و مرتب و خوشبو باشه و در عین حال کله اش بوی قرمه سبزی بده
یعنی یه عروسک ناز نازی که خداش شوهرشه و بدون اون مرد نمی تونه به حیات خودش ادامه بده.اونا اصلا دوس ندارن که شما از اونها فکر برتری داشته باشد و مستقل تر باشید.از نظر اونا زن همیشه در یک بعدی از زندگی باید محتاج مرد باشه تا بالانس فکری آقایون به هم نخوره و احساس خطر نکنن
به ظاهر مدرنشون هم نگاه نکنین .ته وجود همه شون حتی اونهایی که استقلال شما رو تحسین می کنن این حس هست
نمی خواستم به آقایون توهین شه ولی این نظر منه
سالومه | June 16, 2008 7:40 AM
این آقایون به دو دلیل حوصله کارها و فعالیت خانومای جینگولیشونو ندارن
یکی اینکه عادت کردن ما دائم جلوی چشمشون و دم دستشون باشیم.یک دیگم اینکه چون اونا غیر از کارو اینا فعالیت و کار خاص دیگه ای رو دنبال نمی کنن فعالیتهای ما خیلی به چشمشون میاد.البته دو مورد تازه در مورد آقایون خوباشه.اون قلدرها و سنتی ها به کنار تازه
rokhy | June 16, 2008 7:49 AM
به به رخی خانم گل
خوب دیشب موجت همه رو بی خواب کرده ها
من که امروز خواب موندم سر کار نرفتم!!!
سالومه | June 16, 2008 7:54 AM
زینب جون دخمل گلی اضطراب واسه چی مامانم.
بشین فقط و فقط و فقط بخون.یک لحظه هم نذار فکرت منحرف بشه.اونوقت می بینی که مثلا توی یک ساعت چقدر خوندی و چقدر هم مفید بوده.
نمره خوب همیشه به بلد بودن زیادی نیست.مهم اینه که آرامش داشته باشی که بتونی از اونچه که خوندی استفاده کنی.
مطمئن باش خوب می دی امتحانتو.بشین حسابی و با تمرکز بخون.وقتی مطلبی رو خوندی نت برداری کن.بعد به کلمات کلیدیش نگاه کن و برای خودت مطلب رو توضیح بده.
بیست بیست می شی مامانی.نگران نباش.
به یاد گرفتنش فکر کن.ببین چه شیرینه.ببین چه خوب یاد می گیری.حالا دخملم یک بووس بده بره بخونه.افرییییین زینب گلی خودم
rokhy | June 16, 2008 7:56 AM
na dige aghayoon be in badi ham nistan, mohem siyasatist ke bayad barashoon dar pish begirin! eine bache mimoonan, faghat kafiye ghelegheshoon dastetoon biyad oonvaght rame rame ramanddddd
Sara | June 16, 2008 7:57 AM
na dige aghayoon be in badi ham nistan, mohem siyasatist ke bayad barashoon dar pish begirin! eine bache mimoonan, faghat kafiye ghelegheshoon dastetoon biyad oonvaght rame rame ramanddddd
Sara | June 16, 2008 7:57 AM
eeeeeee
سلااااااااااااااااام
شرمنده P:
جالبه که توی رختخواب هم همش تو و سارا میومدین جلوی چشمم.ولی صورتتون یادم نیست.
داشتم بهتون فکر می کردم که خوابم برد :-)
rokhy | June 16, 2008 7:59 AM
ببم جان ما یک پسر بچه نمی خوایم که
من سیاست میاست و قلق ملق سرم نمی شه D:
rokhy | June 16, 2008 8:02 AM
Vali zendegi hamash hamineh! Dar vaghe ma bara har karimoon darim bazi mikonim!
Aya vaghean to hame karaei ke anjam midi be pedaro madaret migi? Shohar ham hamineh!
Sara | June 16, 2008 8:10 AM
Vali zendegi hamash hamineh! Dar vaghe ma bara har karimoon darim bazi mikonim!
Aya vaghean to hame karaei ke anjam midi be pedaro madaret migi? Shohar ham hamineh!
Sara | June 16, 2008 8:10 AM
رشتی نداریم امروز برای پگاه گیلان شیپور بزنیم؟
من آنتی استقلالم (-B
rokhy | June 16, 2008 8:11 AM
البته این مساله ی من نیست
خونه ی ما برعکسه D:
به همسر می گم ببین آقای همسر جان,ما باید یکم به کار هم کار داشته باشیم.اینجوری که شبیهه زن و شوهرا نیستیم
ولی کار نداریم دیگه.اینم یه جورشه.
rokhy | June 16, 2008 8:16 AM
اتفاقا من استقلالیم و دوست دارم استقلال ببره .
منتها از اونجایی که دخمل گلی مامان اسمش پگاه هست بیاین همه طرفدار پگاه باشیم. گناه دارههه
باشهه؟
رقی | June 16, 2008 8:17 AM
حالا اینها به کنار.
من تازه یه کتاب پیدا کردم به اسم آشپزی آسان یاا چگونه دل همسر خود رو به دست آورید.
اینقدره حرض خوردم و فحش !!! دادم به این نویسنده احمق الاغ املش که یه زن باشه. داشتم میگفتم خاک تو سرش که زنه و میاد اینجوری مینویسه.
برگشتم همون لحظه به شوهرم گفتم خاک تو سرش(نویسنده رو میگم هااا) و بعدشم گفتم میخوام صد سال سیاه دل شوهرم رو اینجوری بدست نیارم.مگه خدااااست که من همه کار براش بکنم و عین عمله ها براش کار کنم و هی فرت و فرت تو آشپزخونه باشم و غذاهای رنگ و وارنگ درست کنم؟
حالا جالب اینجاست که شوهر منم کلا این مدلیه که هی از غذای مامانش تعریف میکنه و هی میگه دلم تنگ شده و اینها.
منم به شوخی و جدی تو دلم بهش میگم خوب برو خونه مامانت برات غذا درست کنه. امروز از غذا خبری نیست.هاهاااااااااااااااااااا
چه آتیشم تنده نه؟ ولی نه، جدی میگم دیگه. خدایی این مردا کی ان که ما باید همش در پی بدست آوردن دلشون باشیم؟/؟؟؟؟
همه چی باید دو طرفه باشه.
رقی | June 16, 2008 8:22 AM
من غیر از اینکه پرسپولیسی هستم.نمی دونم چرا واقعا روی استقلال حساسم و هیچوقت میونه خوبی باهاش نداشتم
علیرضا منصوریان کچل هم که داره خداحافظی می کنه خیلی ذوق کردم.
می گما رقی...
دقت کردی من و تو دقیقا از نظر طرفداری تیم واینا نقطه ی مقابل همیم؟
تو نادال من فرر
تو استقلال من پرسپولیس
من ایتالیا....تو چی؟
rokhy | June 16, 2008 8:24 AM
بابا ملت یه خورده ذوق نشون بدید. یه جا بذاریم که هر وقت هر کی بیکاره و حرف زدنش میاد بیاد اونجا بحرفیم. لازم نیست که حتما همه باشند که اگه باشند بهتره ولی چون تفاوت ساعت داریم هر کی هست میره اونجا وصحبت میکنیم. به جای اینکه بیایم خونه انار هی تلپ شیم و هی تند تند رفرش کنیم که ببینیم آیا کامتت جدید اومده یا نه.
اینجوری به من اصلا حال نمیده.دوست دارم صفحه باشه و معلوم بشه وقتی کسی جدید مینویسه. حال رفرش کردن ندارم من هی تند و تند.
رقی | June 16, 2008 8:25 AM
الوووووووووووو!!!!!!!!
الووووووووووووووووو!!!!!!!!!
انارستانه اینجا؟
leili | June 16, 2008 8:27 AM
اتفاقا منم خیلی تیم ایتالیا رو دوست دارم. امشب یا فردا شب بازی دارن با فرانسه. خیلی دوست دارم ایتالیا فرانسه رو ببره تا بیاد یک چهارم نهایی ولی دلم برای فرانسوی ها میسوزه. تیمشون البته.
رقی | June 16, 2008 8:28 AM
یه خاطره بگم بخندیم.
یه دوست داشتم دوره لیسانس اسمش محبوب بود.این محبوبه خدای مزه و اینها بود. هر وقت کار داشت میگفت»:
از خرمگس به سوسک سیاه، ازخرمگس به سوسک سیاه. سوسک سیاه صدامو داری؟
حالا خرمگس مثلا خودش بود. سوسک سیاه هم من بودم ظاهرااا. اینجا که هی به هم پیغام میدیم یاد محبوب افتادم.یادش بخیر.
رقی | June 16, 2008 8:30 AM
لیلی شیپورو بردار برای پیروزی پگاه شلوغ کنیم.
rokhy | June 16, 2008 8:31 AM
چه مملکت ضد مردی شده اینجا!؟!؟!؟!؟؟!
خدا به دور !! زن هم زنای قدیم !!!
چه حرفای گنده گنده می زنن ها !!حالا اگه در رو روتون قلف می کردن اجازه نداشتین برین بیرون می دونستید مرد خوب چیه !! این همه امکانات بهتون میدن بازم ناشکر هستید ها!!!!
leili | June 16, 2008 8:33 AM
من بنده اصولا فوتبال موتبال نمودونم چیه !!! خونه ما هم از این بازیا تعطیله !!
ولی شیپور رو هستم! کلا از برنامه های جیغ و داد و هوار خیلی خوشم میاد!!!!
leili | June 16, 2008 8:36 AM
این چت روم رو راه بندازیم
خوشمان آمد !!!
چه جوری باید آیا؟
leili | June 16, 2008 8:41 AM
همون شیپورش مهمه
هر چند دقیقه یکبار هم من ازین جا به آقای همسر می گم
چییییییییییی شد؟استقلال باخت؟
اونم می گه بازی تازه شروع شده D:
rokhy | June 16, 2008 8:41 AM
Ye kam hamatoon ba khodetoon roo rast bashin!
Shomaha cheghadr deletoon bara mamanetoon, khoonatoon, ashpazi mamanetoon, loos shodanetoon va…..tang mishe! Aghayoonan haminan! Faghat eibeshoon ine ke balad nistan chetor bayan konan ya in rabetaro be ta’adol beresoonan!
Sara | June 16, 2008 8:42 AM
وااای بازی شروع شد10دقیقه هم گذشته.
رقی | June 16, 2008 8:42 AM
خوب برن یاد بگیرن.پسر اینقدر بی استعداد D:
rokhy | June 16, 2008 8:45 AM
در این لحظه ی قراضه
استقلال 1 پگاه 0
rokhy | June 16, 2008 8:48 AM
بچه ها این چت روم رو چطوری راه بندازیم؟
پهنای باندمون دوباره تموم میشه ها
leili | June 16, 2008 8:51 AM
من خیلی حسی میام مسنجر
اگه می خواین همزمان چند نفری بچتین
به نظرم همون مسنجر باحاله.از قسمت کنفرانسش هم که می شه چند نفری چتید
rokhy | June 16, 2008 8:59 AM
Moteasefam ino migam! Vali Rokhi jan! be in shiveh to ta akhare omr didane range aramesh kare sakhti khahad bood!!
Gharare yek omr kenare ham zendegi konid va har 2 lezzat bebarin! Albate omidvaram bara to in shiveh javab bedeh va hamishe khoshetoon bashe!
Sara | June 16, 2008 9:00 AM
سارا جان ممنون از محبت و لطفت
من که مشکلی ندارم.الانم روی دور شیطنت هستم یک چیزی می پرونم.
می دونم زندگی جدی تر ازین حرفاست.و ارزشمندتر ازین چیزا
بازم ممنونم
rokhy | June 16, 2008 9:05 AM
خوب این آی دی من هست :
l.hadadd@yahoo.com
leili | June 16, 2008 9:07 AM
http://www.alipirouz.com/photos/girl.jpg
وااای این نی نی فندقی رو ببینین
rokhy | June 16, 2008 9:10 AM
Bebakhshid man ghasde fozooli nadashtam! Faghat nazaramo goftam! Omidvaram ke hamishe khosh khoshanetoon bashe
x
sara | June 16, 2008 9:10 AM
مرسیییی
یو هم همینطور.الهی همیشه شاد و سلامت باشی
:-×
rokhy | June 16, 2008 9:15 AM
دیانا جون سلام
خوبی گلم من شنیدم که تو ژاپن زلزله اومده می دونم که خدا حتما مراقب همه بنده هاش هست اما خواستم حالتو بپرسم اومدی نت یه خبری به من بده.
راستی بچه ها من کلافه شدم از 71.3 پایین تر نمی یام البته ورزشم نمی کنم به نظر تون شروع کنم به چند روز هیچی نخوردن تا این وزن به خودش یه تکونی بده
؟؟؟
آرزو | June 16, 2008 9:43 AM
ارزو دیانا چند وقته بی خبر غیب شده :(
rokhy | June 16, 2008 9:51 AM
منم خيلي تو فكر چت روم بودم. اگه راه بيفته عالي ميشه!!!
D:
ساميا | June 16, 2008 10:28 AM
صبح به خیر .بچه ها 0.5 ساعت شنای بی وقفه چقدر کالری سوزونه؟
sib | June 16, 2008 11:05 AM
چه خبره اینجا؟!!!! آقا حق که دادنی نیست. گرفتنیه. اینجوری انرژی منفی و بدگویی از شوهرها چه فایده ای داره؟ لااقل دوتا کلک و نکته سازنده یاد هم بدین پلیز! 85 تا کامنت رد و بدل شده فقط یکیش راجع به لایف استایل صحیح و ورزشه.
تذکر میدم ها!
انار | June 16, 2008 11:41 AM
سلام انار! خوبی؟ ببین من می گم بچه ها پیشنهاد خوبی دادن. من البته وارد نیستم ولی نمی شه یک فرومی چیزی جایی داشت؟ چت را نمی دونم آفلاین می مونه کامنتها؟ آخه بچه ها دلشون می خواهد با هم حرف بزنن که همدیگر را حس کنند ولی خوب اینجا خونه توست و جاش نیست بعلاوه ساعتهاشون فرق می کنه و نمی دونم چت روم جواب می دهد یا فروم.
سالومه خواهر جان شما یک جستی در این اینترنت بزن ببین جایی پیدا می کنی؟
من هم دلم برای دیانا خیلی تنگ شده. هیچ خبری ازش نیست. کاش ازش یک نشونی داشتیم.
آرام | June 16, 2008 12:13 PM
من مشکلی ندارم کسی اینجا کامنت بذاره و چت کامنتی کنه فقط نمیخوام اینجوری جو منفی با کامنت ناامید کننده ایجاد بشه و اینکه میدونم اینجا رو آقایون هم میخونند و ممکنه عضو نباشند اما باز دلیل نمیشه اینجوری کلی گویی راجع به همه مردهای عالم بشه.
انار | June 16, 2008 12:29 PM
من هم همینطور آرام، همش تو فکر دیانا هستم. دلم براش بدجوری تنگ شده.
شانه بسر | June 16, 2008 12:33 PM
اساتید محترم یه نیگا به این بندازید
http://www.wikihow.com/Lose-Weight
راستی آزی الان یادت افتادم کنکور هفته دیگه است آره؟
امیدوارم هفته دیگه خوشحال و سرحال از امتحانت باشی
آرزو | June 16, 2008 12:47 PM
سلام انار جیگرم
خوبی
من یه کشف خوبی کردم . وقتی از سر کار میام و خیلی ضعف دارم یکی دو تا قارچ رو سیخ می زنم و پخته میشم بعد می خورمش. جلوی گرسنگیم رو می گیره
انار به من سر بزن دیگه ننه
.
.
.
.
zeinab | June 16, 2008 1:05 PM
بچه ها من واسه ادامه ی رژیم و ادامه ی یه زندگی درست به انرژی نیاز دارم . احساس می کنم خوب نمیام جلو . یه جورایی انگار دارم سست می شم . واسه خوب ادامه دادن باید چه چیز هایی رو رعایت کنم
zeinab | June 16, 2008 1:08 PM
مرسی از راهنمایی های پر مهرتون
ملانی | June 16, 2008 1:12 PM
خواستم بگم من خواهر ندارم حتما می گین یکی یدونه خله دیونه منم می گم یکی یه دونه چراغ خونه (این جواب رو تو استینم دارم همیشه )
اما از وقتی اومدم تو این گروه حس می کنم یه عالمه خواهرای خوب و مهربون دارم مرسی از این حس خوبی که بهم دادین دوستون دارم یه هوا!!!
ملانی | June 16, 2008 1:15 PM
مدیون 12 امام 14 معصومید نگید (البته اگه می دونید) 1ساعت شنای جسته گریخته چقدر کالری سوزونی داره؟
sib | June 16, 2008 2:54 PM
کسی تلفن دیانا رو نداره یعنی؟
sib | June 16, 2008 2:59 PM
ملانی جونم ما همه مثل بارباپاپا عوض می شه,عوض هم می شیم.
اگه خواهر خواستی.مامانی.. دختر ...دوست...خلاصه همه جوره پا هستیم.
rokhy | June 16, 2008 3:02 PM
طبق نظر انجمن دیابت آمریكا عوامل زیر خطر ابتلا به دیابت حاملگی را افزایش داده و قند خون در این موارد باید زودتر اندازه گیری شود:
چاقی (اندكس توده بدن - body mass index بالای ۳۰)
سابقه ابتلا به دیابت حاملگی در حاملگی های قبلی
سابقه خانوادگی دیابت
sib | June 16, 2008 3:03 PM
زنانی که دارای شاخص توده بدنی بیشتر از 30 میباشند در معرض افزایش خطر مرگ دیررس جنین و زایمان زودرس (پره ترم) قبل از هفته 37 ، افزایش خطر اسپاینا بیفیدا، نقایص دیواره شکمی و ناهنجاری های روده ای در جنین میباشند. بی اشتهایی و پرخوری باعث افزایش خطرات مثل اختلالات الکترولیتی، آریتمی های قلبی و اختلالات دستگاه گوارش می شوند.
sib | June 16, 2008 3:05 PM
رخی و شب زنده داری هایش
sib | June 16, 2008 3:08 PM
سلام سیب جون
اتفاقا امشب پیاده روی طولانی رفتم.فکر کنم زود خوابم بگیره
موج بی خوابی هم نمی پذیریم p:
rokhy | June 16, 2008 3:13 PM
قابل توجه مامان سارای خوشگل:
××××××××××××
زن بارداري كه شش ماه مرتب شكلات مصرف ميكردند، نوزادانشان در مقايسه با مادران بارداري كه از ترس چاقي شكلات استفاده نميكردند،
كودكاني خندان، خوشبين و با نشاط به دنيا آوردند و شكلات در سلامت كودكان تاثير مثبتي گذاشته است.
شكلات بويژه شكلات سياه كه از دانههاي كاكائو درست شده باشد مادهاي شيميايي دارد كه مزاج را خوب ميكند و اين حالت به جنين نيز منتقل ميشود. بنابراين مادران بارداري كه به تنش و افسردگي دچارند، بهتر است براي سلامت فرزندانشان شكلات بخورند.
sib | June 16, 2008 3:14 PM
بچه ها یکی کامل لطفن بگه چطوری باید وزن جدید راتولوگ وارد کنیم؟
شرمنده
???? | June 16, 2008 3:23 PM
سیب عزیز
هر یک دقیقه شنای بی وقفه و پر انرژی 9 کالری می سوزونه.اگه می گفتی چه شنایی بهتر بود می شد دقیق حساب کرد.
انار جونم
حرفت درسته.نباید در اینجا حرفهای منفی بزنیم که خدایی نکرده کسی رو ناراحت کنه.من معمولا تو این بحثها وارد نمی شم.امروزم فکر کنم جو گیر شدم.و از هرکسی که ناراحت شده عذر می خوام.
نانازی جان پرسیده بودی که چرا سیب و گلابی مناسب نیست برای من.این به طب آیورودا بر می گرده.بالا یه لینک گذاشتم اگه بخونی دلیلش رو متوجه می شی
سالومه | June 16, 2008 3:29 PM
سالومه جان سلام:
خسته نباشی ازمهمان نوازی دیشب! باخام خواری میونه ات چه جوره!
من در اولین فرصت میرم و این تکنیک آتش روشن کردن رو با سائیدن چوب یاد میگیرم که اگه خدای نکرده تو جزیره پرتی افتادم اقل کم بتونم 2تاماهی رو آتیش کباب کنم ! آخه خام خواری برای من به منزله نوعی شهادته!
واقعا که این ریاضتی که داری میکشی جای صد احسنت و بارک الله داره.
برنامه روز اولت را که دیدم یاد"رژیم میوه" افتادم که خیلی پیش از این در یه کتاب که زیر نظردکتر ماندگار جراح قلب چاپ شده خونده بودم .در واقع این رژیم میوه را به کسانی که کلسترول بالا و اضافه وزن داشتن پیشنهاد کرده بوداونم هر 2-3ماه یکبار و فقط چند روز.بیشتر هم میوه بود وجوانه گندم وماست و مغزها..
من نمیدونم برنامه روزهای بعدت چیه ولی مراقب باش با اضافه کردن چیزهایی مثل بادوم زمینی،کنجد،زیتون و روغنش و....درصد اسیدهای چرب اشباع بالانزنه.
نمیدونم سهم پروتئین و کربوهیدرات پیچیده و لبنیات چه میشه؟یعنی تا 40روز کل این نظام بهم میریزه؟!!
راستی این روزهاحال وهوای کتاب خوندن راداری؟اگه داری کتاب "بازماندگان" را بهت پیشنهاد میکنم. یه داستان واقعی از یک جورخام خواری در شرایط اورژانسی!!!
موفق باشی
یه دوست | June 16, 2008 3:33 PM
من دلم برای دیانا شور نمی زنه اصلا ولی واقعا دلتنگش شدم.ایشالا هر جا که هست خوب و خوش باشه
سالومه | June 16, 2008 3:33 PM
مرسی یه دوست عزیزم نویسنده این کتاب کیه؟؟
روز اول حام خواری با کمی بی حالی همراه بود که طبیعی یه.تا بعد از ظهر هم هی دلم نون می خواست ولی از ساعت 4 به بعد خیلی اوکی بودم.
این خام خواری و میوه خواری گمونم یکی باشن.نمی دونم البته ولی اصولشون خیلی نزدیکه.
تا 40 روز هم درصد و مرصد رو بی خیال هستم.کالری هم تقریبی می شمرم که یهو زیاد و خیلی کم نشه.
ولی اگه ارده و آجیل و خرما نخورم که اصلا سیر نمی شم.چی بخورم؟با میوه که آدم سیر نمی شه و نمی تونی فعالیت های بیسیک رو انجام بدهوباید یه بمب انرژی مثل خرما با ارده بخورم که جون داشته باشم.
تازه دکتر هم بهم توصیه کرده تو این 40 روز نارگیل هم هر رو بخورم.این هم مربوط به طب آیوروودا است.
کلا امروز خیلی حس سبکی دارم و خیلی خوبم.
برم یه مدیتیشن بکنم و بخوابم
شب همگی به خیر
سالومه | June 16, 2008 3:42 PM
اگه ممکنه یه نفر تاریخ لوگ رو آپ کنه برای من!
هر کاری می کنم نمی شه!
بوووووووووووووووووووووووووس
زن زمانه | June 16, 2008 4:06 PM
سلام باز که بیدارین شماها .خوبین همه؟ سالومه جان کتاب بازماندگان دلخراشه و من توصیه نمی کنم با این شرایط خام خواریت بخوری دلت ریش میشه
گل بهار | June 16, 2008 4:58 PM
سلام سلام کی بیداره بیاد یاهو چت :) من کلی آشپزخونه تمیز کردم بر عکس همه دنیا که بعد از کار خسته می شنو می خوابن من سر حالم تازه رفتم واسه خودم شیر گرم کردم جاتون خالی با دیجستیو دارم می خورم این آی دی من هر کی بیداره بیاد باهم حرف بزنیم
arezoo888@yahoo.com
arezoo | June 16, 2008 5:19 PM
امروز يه غذاي خوشمزه من درآوردي پختم خيلي خوشمزه شد! دستورش رو توي وبلاگم نوشتم.
يه چيزي تو مايه هاي دلمه بادمجان!
راستي از منوي سه شنبه ها چه خبر؟
اگه اشتباه نكنم آزي بروزش ميكنه؟! بايد دستور هاي جديد رو براي اون بفرستم؟
ساميا | June 16, 2008 11:15 PM
سلام . URL بلاگ هستی چیه؟
sib | June 17, 2008 1:30 AM
واقعا اینجا اومدن آدم و از کارو زندگی می ندازه!
من 1 ساعت دارم می خونم ...!یه دنیا کار دارممممممممممممم
ميس ري | July 10, 2008 12:19 AM
سلام دوستان خوبم
من اولین باره اینجا میام
خیلی خوشم اومد
میخام بازم بیام
فقط یکی بهم بگه موضو از چه قراره...
از شخصیت انا خیلی خوشم اومد...از رو نوشته هاش اینو میگم
نوشته های بعضیاتونو خوندم بعضیارم راستش حوصله نداشتم
..
ببخشید..
اما قول میدم بخونم
آی دی من اینه
لطفا یکی بهم بگه اینجا چجوریه...
sajad_0074@yahoo.com
سجاد | April 25, 2009 9:11 AM