English Weblog | وبلاگ فارسی | منوی سه‌شنبه‌ها | موفق‌ها
  • عضویت در گروه
    • درباره گروه سه شنبه طلایی
    • راهنمای عضویت در گروه
    • اساسنامه
  • لینکهای گروه
    • لوگ وزن گروه
    • لینک های مفید
    • ورزش در گروه سه شنبه ها
  • انار به تفصیل
    • درباره این وبلاگ
    • سیستم امتیازی
    • دونده شدن انار
    • پیشرفت انار

  • « ميتينگ 71 | صفحه اول | میتینگ 73 »

    میتینگ 72

    وای دلم باز شد. خدا به سر هیچ کس نیاره اینجور بی خانمانی رو. باز خوبه دیانا و بقیه هستید و گروه همه یار غار هستند که آدم راحت بساطش رو برداره بره دم خونه مردم معرکه پهن کنه:)

    اول که گزارش بدم بنده این چند وقته کجا هستم. ببینید اوضاع وقت من این چند وقته یه جور ناجوری قاراشمیشه. یعنی دارم تزم رو میبندم و بعد اگه فامیل و خانواده هم تصمیم بگیرند که سر بزنند دیگه وقت میشه طلا. منم دیدم "به عمل کار برآید, به سخندانی نیست"... و دیدم با این یه ذره وقتی که دارم یا میرسم برم به ورزش برسم یا میرسم بیام اینجا راجع به لزوم ورزش حرف بزنم. با اجازه تون و با توجه به روح تشکیل میتینگها من مدیریت بحران کردم و تصمیم گرفتم برم ورزش. این بود که این دو هفته اخیر هر هفته تونستم سه روز صبح با همخونه ام برم پیاده روی و در مجموع 14.5 مایل راه رفتیم. زیاد نیست. یعنی در مقایسه با مسافتهایی که من سال پیش این موقعها میرفتم...اما در مقایسه با هیچی ورزش که برنامه دو ماه اخیرم بود خوب خوبه. و اون سوراخ کمربندم هم دوباره اومده سر جاش:)

    حالا ممکنه بگین چرا خوب نیامدی یه خط خبر بدی؟ راستش اول که معذرت...اما حالا نه اینکه بخوام عذر بتراشم اما من خونه لپ تاپم شکسته بود و دیگه شارژ نمیشه. بقای عمر کامپیوتر شما باشه. این دو سه روز اخیر هم بابا کامپیوتر خودشون رو از ایران آورده بود اما وقت اینکه بشینم حروف فارسیش رو پیدا کنم نشد.

    بعد هم تازه این وسطها مصاحبه کاری و اینا هم باید برم. دیگه همه اینا رو گفتم که فقط یه ایده ای از اوضاع داشته باشید. در مورد غذا نسبتا خوب رعایت کردم. مخصوصا که بابا به خاطر مشکل کلسترول غذای سالم باید بخوره و منم به شدت از این فرصت خداداد سو استفاده! کردم و دائم بهشون غذای رژیمی دادم و سالاد مفصل و در نتیجه آخر هفته همه راضی بودند از اینکه چاق نشده اند.

    خوب شماها چطورید؟ چکارها کردید این چند وقته؟

    تکمیل 2. اینو میذارم که بخندیم بعد پاشین ورزشتون رو بکنید:
    ه.

    متن عکس:

    روتین ورزش من معمولا یک ساعت و نیم طول میکشه:15 دقیقه کاردیو, 15 دقیقه وزنه و یک ساعت مذاکره مطبوعاتی با خودم که شروعش کنم.

    تکمیل 2(ایندفعه واقعا 2!)
    خوب ستاره بدیم که من یک میلیون ستاره بدهکاری دارم به شماها. فقط اگه غلط و غلوط حساب کرده بودم خودتون خیلی ملایم تذکر بدین درستش میکنم:)

    اینا حذف میشن:
    مریم, فریا, سانسور, علیرضا, کتی

    سامیا طبق عدد وزنش باید ستاره های 15 و 20 پوندی رو پس بده اما تاریخ وزنش به روز نیست. شفاف سازی بفرمائید ببینیم چرا اینجوریه.
    آریس هم ستاره 10 پوندیش رو باید پس بده. آریس کجایی؟

    اینا ستاره میگیرن...شروع کنید تشویق که همه رو با هم دارم صدا میکنم سر صف ها!:
    گلی ستاره 5 پوندی میگیره:
    سالومه ستاره 30 پوندی میگیره:
    شری ستاره 5 پوندی میگیره:
    آلوچه خانوم ستاره 5 پوندی میگیره:
    کرم ابریشم ستاره 10 پوندی میگیره:
    فندق ستاره های 20, 25, 30 و ده درصدی رو میگیره:

    زینب ستاره 5 پوندی میگیره:(تصحیح شد):

    خوب تموم شد دیگه...همین...
    ....
    ...

    اوکی شوخی کردم:) هستی هم ستاره های 15 پوندی و ده درصدی رو میگیره:


    خوب حالا دیگه واقعا تموم شد...کف مرتب! بلند و تشویق حسابی...بابا من فکر کنم اصلا وزن گروه ده درصد کم شد اصولا! خیلی مبارک باشه. بیایید از تعطیلات برگشتید یک نطقی هم بکنید. اگر کسی هم هست که من جا انداخته ام(که اصلا بعید نیست) زود خبر بدید تا پارتی به راهه.

    یه سری هم جلوی اسم بعضی ها با قرمز نکته نوشته ام که توی لوگ درست کنند. لطفا یه نگاهی بندازین.

    تکمیل 3. تبدیل وزن از کیلو گرم به پوند و برعکس

    ببنید به خاطر اشتباهی که توی لوگ شده بود من اینجا روش تبدیل وزن از کیلوگرم به پوند و برعکس رو میگم هرگسی لطفا ردیف خودش رو توی لوگ چک کنه.

    یک پوند 0.4536 برابر یک کیلوگرمه. یعنی اگر وزنتون به کیلوگرمه باید بر 0.4536 تقسیمش کنید تا وزنتون به پوند به دست بیاد. اگر وزنتون به پونده باید در 0.4536 ضربش کنید تا وزنتون به کیلو به دست بیاد.
    اگر خودتون میتونید برین دقت کنید که با هر واحدی ترازوتون کار میکنه فرمول اون یکی توی ستونهای وزن فعلی وارد شده باشه. یعنی چی؟ یعنی مثلا واحد وزن توی آمریکا پونده. در نتیجه ترازوی من عددها رو به پوند نشون میده. بنابراین من توی ستونهای "وزن فعلی" اون ستون "وزن فعلی به پوند " رو عدد ترازو میزنم و اون ستون " وزن فعلی به کیلوگرم رو فرمول توش وارد میکنم:

    =وزن فعلی به پوند*0.4536

    در هر صورت هم همگی برین توی لوگ و از این دوتا ستون اونی رو که واحد وزنتون رو باهاش نگه میدارین هایلات کنید(مثل من که مال خودم رو صورتی کردم) که من بعد برم خونه بغلیش رو براتون فرمولش رو وارد کنم. من قدیمها که گروه کوچکتر بود یادم میموند هرکسی واحدش چه جوریه. الان گروه بزرگ شده کمک شماها رو لازم دارم. وگرنه نمیتونم شیت رو منظم نگه دارم. اشتباه زیاد میشه توش.

    اگه سئوال داشتید بگید اما حتما این کار رو انجام بدید وگرنه هفته دیگه تذکر قرمز میگیرین:)

    آها راستی این تذکرها رو هم موردش رو که درست کردید لطفا خودتون پاکش کنید. لزومی نداره اونجا بمونه. فقط برای توجه شما نوشته میشه.

    June 2, 2008 1:14 AM


    Comments

    وای انار جون چقدر پشتکار داری همه کارهات تحسین آمیزه باریکلا به این همه غیرت من مدیونه شما وبچه های گروهم چون بدجوری از لاغر شدن دست شسته بودم سوار آسانسور شده بودم این هفته وزنم کم نشده ولی اصلا ناراحت نیستم خیلی هم خوشحالم چون کاری رو که من شروع کنم تمومشم می کنم فداتون بشم

    سانازشنگول | June 2, 2008 1:40 AM

    هانری ماتیس نقاش از جوانی عادت داشت هر هفته برای دیدن رنواربزرگ به آتلیه اش برود.وقتی رنوار دچار بیماری ورم مفصل شد ماتیس هر روز به دیدنش می رفت و برایش غذا و مدادو رنگ می برداما همیشه می کوشید به استادبباوراند کهبیش از حد کار می کند و باید کمی هم استراحت کند یک روز متوجه شد که رنوار با هر حرکت قلم مو ناله می کند ماتیس نتوانست تحمل کند استاد بزرگ آثار شما همین طوری هم زیبا هستند چرا اینطور خودتان را شکنجه می دهید رنوار پاسخ داد:ساده است زیبایی می ماند دردگذر است

    سانازشنگول | June 2, 2008 1:53 AM

    انار عزیزم
    چه خوشحالم که برگشتی.واقعا بدون تو هیچ لطفی نداره.وقتی می نویسی من خودم کلی شارژ میشم حتما بقیه هم همینطورن.
    خوشحالم که ورزشت رو رفتی و بهترین استفاده رو از زمانت کردی.تو هم اون کمربند کذایی رو سفت و محکم ببند و بذار پشتش تا این چند پوند باقی مونده رو از رو ببری.
    می بوسمت
    xoxox

    سالومه | June 2, 2008 2:04 AM

    جوان ثروتمندی نزد یک روحانی رفت واز او اندرزی برای زندگی نیک خواست روحانی او را به کنار پنجره بردوپرسید:پشت پنجره چه می بینی ؟((آدمهایی که می آیند ومی روندوگدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد ))بعد آینه ای بزرگی به او نشان دادوباز پرسید:((در این آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی )) (0خودم را می بینم) 00دیگر دیگران را نمی بینی آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند اما در آینه لایه نازکی ازنقره در پشت شیشه قرار گرفتهو در آن چیزی جز خودت را نمی بینی این دو شئ شیشه ای را با هم مقایسه کن وقتی شیشه فقیر باشد دیگران را می بیند وبه آنها احساس محبت می کند اما وقتی از نقره (یعنی ثروت)پوشیده باشد تنها خودش را می بیند تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقره ای را از جلوی چشمانت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری

    سانازشنگول | June 2, 2008 2:16 AM

    سلام

    لیلی | June 2, 2008 2:51 AM

    خوب چیکار کنم؟ چی بگم ؟
    خوشحالم که میتینگ به راهه!‌
    خوشحالم که انار در صحت و سلامته و بابایی جونش اومده
    خوشحالم که بابایی جون منم میخواد بیاد
    خوشحالم که بچه ها باز دور هم جمع میشن
    خوشحالم که قراره یه عالمه حرفای قشنگ اینجا زده بشه !
    .
    .
    .
    .
    خوبه !؟!؟؟ نطق کردم دلم باز شد!

    لیلی | June 2, 2008 2:55 AM

    سلام
    انار جان تبریک بابت سوراخ کمربند ;)

    فندق | June 2, 2008 3:08 AM

    آخییییییییییی بچه ها این لپ تاپ همونه که انارستان راه انداخته ! کلی میتینگ برامون به راه کرده ! درسهای مهربونی انار رو برامون فرستاده ! همه مون رو دور هم جمع کرده ها!!‌
    خدا بیامرزدش! خیلی فاجعه اسف باریه !
    انار جون ما رو هم در غم خودت شریک بدون !
    (حالا ابن لپ تاپ همونه دیگه نه !؟!؟)‌

    لیلی | June 2, 2008 4:12 AM

    وبلاگ شما در بین 100 وبلاگ برتر نظر سنجی پرشین بلاگ قرار دارد از شما دعوت میکنیم در مراسمی که به همین مناسبت برای تقدیر از وبلاگ نویسان برتر ترتیب داده شده است شرکت فرمائید . برای ثبت نام و دریافت اطلاعات بیشتر می توانید از روز یکشنبه یازدهم خرداد بین ساعات 16 تا 20 با تلفن های زیر تماس حاصل فرمایید .
    تاریخ برگزاری 23 خرداد ماه
    محل برگزاری دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
    ساعت : 16 الی 19
    09354224229
    09359459999

    روابط عمومی جشن پرشین بلاگ | June 2, 2008 4:31 AM

    هوررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااا
    دیلینگ دیلینگ
    بچه ها برنده شدیم
    آخ جوووووووووووووووووووووووووووووووونمی جووووووووون

    لیلی | June 2, 2008 4:41 AM

    اااا انار! دعوت نامه گرفتی ها! میبینی؟ می گم حالا که نیستی یک نفر از بچه هایی که اینجا هستند و می توانند بروند به نمایندگی برود؟ هان؟ (D: این هان گفتن را از تو یاد گرفتم! ههه!)

    آرام | June 2, 2008 4:55 AM

    در راستای معیار سوراخ کمربندی! :( من یک هفته است یک سوراخ کمربندم را سفت تر می بندم. (نمی دانم از کی اینطور شده چون هفته قبلش کمربند نداشتم) البته وزنم خیلی کم نشده همان 39.6 هفته پیش مانده.

    آرام | June 2, 2008 5:00 AM

    واسه اون دوستای نازنینی که قصد سفر و تعطیلات و ماموریت کاری و اینا دارند و دسترسی‌شون به کلاس ورزش ممکنه محدود و یا غیر ممکن باشه:
    این 6 دقیقه ویدئو ورزشی ساده که در هر جایی قابل انجامه و به هیچ اسباب و وسیله‌ای هم احتیاج نداره.
    کیفشو ببرین:
    http://blog.ediets.com/2008/05/video-6-minute-beach-blast-workout.html

    sooski | June 2, 2008 5:02 AM

    انار عزیز من میخواستم 3 هفته مرخصی بگیرم .یعنی این 3شنبه هستم ولی 3 تا 3شنبه دیگه نیستم.سعی میکنم لوگ وزن آپ کنم ولی میتونم گدارش روزانه بنویسم.به شرافت انارستانیم هم قسم میخورم حواسم به کالری و تحرکم باشه البته اگه بزارن!!راستی برگشت کمربندتم تبریک میگم.

    ani | June 2, 2008 5:29 AM

    انار عزیز من میخواستم 3 هفته مرخصی بگیرم .یعنی این 3شنبه هستم ولی 3 تا 3شنبه دیگه نیستم.سعی میکنم لوگ وزن آپ کنم ولی نمیتونم گدارش روزانه بنویسم.به شرافت انارستانیم هم قسم میخورم حواسم به کالری و تحرکم باشه البته اگه بزارن!!راستی برگشت کمربندتم تبریک میگم.

    ani | June 2, 2008 5:30 AM

    سلام بر همه
    I'm still waiting for the last couple of weeks to end. After the delivery of my baby, I'll again join the normal status of the members of the group to lose all the weight that I've gained :)

    Baran | June 2, 2008 6:37 AM

    سلااااااااااااااام
    اخییییییییییی
    دلمووووون واااا شد
    انار جون دوستت دارییییییم
    ایشالله همه کارات عالی پیش بره
    برای بابای عزیزت هم حسابی سلام برسون.
    ××××××××××××
    از همین جا یک سلام تپل به آرام خانوم خوشگل.سیندرلای انارستان
    آراااام جونم دوستت داریم.با وبلاگ یا بی وبلاگ
    یک عالمه فلیرت و لاوترکونی تقدیم تو باد ;-)

    rokhy | June 2, 2008 6:37 AM

    سلام انار خانومممممممممم دلم تنگ شده بود واسه انرژی دادنات. خیلی با حال برنامه ریزی کردی و آفرین به این اراده .من هم به لطف این گروه بعد مدتها بدنم داره کم کم سفت میشه به برکت این 27 روزی که عضو گروه شدم و هر روز ورزش میکنم .دست همه درد نکنه مخصوصا تو که اینقدر وقت میزاری واسه همه

    گل بهار | June 2, 2008 6:41 AM

    در ضمن بچه ها به خدا من یه هفته است می خوام وزن جدیدم رو آپ کنم نمی تونم صدام هم در نمیآد میگم ایراد از منه یکی به دادم برسه که دیگه امروز مردم از صبوری وزن اون هفته ام 64.5 بود و این هفته هم به دلایل سوق الجیشی وزن نمی کنم کککککککککممممممممممممممکککک

    گل بهار | June 2, 2008 6:49 AM

    سلام انار عزيز
    چقدر خوشحالم كه ميتينگ برگزار شده و سايتت باز ميشه.من اين هفته يه كيلو كم كردم.
    حالا شده 66 كيلو.تا چشم به هم بزنم سد 60 رو هم شكستم و رسيدم به دهه 50.
    اينقدر بهم گفتيد بخورل و بخور كه امروز با اينكه 2 وعده اصلي و تعدادي ميانوعده داشتم كالريم شد"2085"
    با اين 50 گرم گردو و 50 گرم مويزي كه بخاطر مخ عزيز هر روز بايد ميل بشه 500 كالري اضافه بر سازمان ميشه.
    البته 840 كالري هم امروز سوزوندم والا از فرط غصه بايد دق ميكردم.
    فقط اون اجيلهايي كه گفتم با 100 گرم بادوم بوداده شد 1100 كالري.ازين به بعد بايد بادوم و ازين قبيل چيزهاي پركالري نخورم.
    ما كه اين هفته بد جوري در حال كيف كردنيم.چون با اينكه همش خوردم و خوردم وزنم يه كيلو كم شد.اين لذت بعد از ثابت موندن تو هفته قبل دو چندان شده.اميدوارم شما هم ازين هفته اتون راضي بوده باشين.

    هستي | June 2, 2008 6:54 AM

    سلام انارجون
    تبریک به خاطر اینکه جز وبلاگهای برتر شدی

    دکتر سارا | June 2, 2008 8:20 AM


    بی آشیانه گشتیم
    خانه به خانه گشتیم
    بی تو همیشه با غم
    شانه به شانه گشتیم

    رهبر یگانه ی ما
    از تو نشانه ی ما
    بی تو نمک ندارد
    شعر و ترانه ما

    سرزمین ما
    خسته خسته از سروری
    سرزمین ما
    بی سرود و بی صدایی
    سرزمین ما
    اما میعادگاه مایی
    سرزمین ما

    سرزمین ما
    کی غم تو را سروده؟
    سرزمین ما
    کی ره تو را گشوده؟
    سرزمین ما
    کی به تو وفا نموده؟
    سرزمین ما

    ماه و ستاره ی ما
    میتینگ دوباره ی ما
    در همه جا نمیشه
    بی تو گذاره ی ما

    پست تو را ربودند
    از بر اشرف خود
    قلب تو را شکسته
    چربی به نوبت خود

    سرزمین ما
    خسته خسته از داون سروری
    سرزمین ما
    بی سرود و بی صدایی
    سرزمین ما
    اما میعادگاه مایی
    سرزمین ما

    سرزمین ما
    مثل چشم این ستاره
    سرزمین ما
    مثل تپلان با اراده
    سرزمین ما
    مثل قلب تازه کاره
    سرزمین ما
    سرزمین ما....

    ----------------------------------------------------------------------------
    آقا در غم فراغ سرزمین معبودمون که دو روزی یافت همی نشد٬ همراه می شیم با داوود سرخوش جون! که سالیانی دراز سرزمین اش یافت همی نمی شد!(با لهجه ی افعانی پلیز):
    http://www.domahal.com/g.htm?id=15183

    دیانا سرزمین گمگشته گانی!

    دیانا | June 2, 2008 11:17 AM

    وای من عاشق اهنگهای افغانی هستم

    دکتر سارا | June 2, 2008 1:42 PM

    چه جالب دیانا! اتفاقا ما هفته پیش از افغانستان مهمون داشتیم شرکتمان. وای انگلیسی را مثل بلبل حرف می زدند. من نفهمیدم بین خودشون فارسی حرف می زند یا نه ولی در شرکت که فقط انگلیسی حرف می زدند حتی بین خودشان. شاید می ترسیدند از ما. ولی آن همکار هندی که هر وفت می رفتم پیشش که آهنگهای شعله را می گذاشت که عملا فارسی بود! کلی هم فارسی بلد بود. انار چرا به واسو یاد نمی دی؟ وای اصطلاحات مان را بهشان بگویی آنقدر خوششان می آید. مثلا: جونم در آمد. بادمجان! شیره سر مالیدن! بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ازدواج هندونه سر بسته است. دست از پا دراز تر. چپ چپ نگاه کردن. ..... علاقه مند می شوند جدا! البته خنده شان هم می گیرد. مگر ما به این دم سوزوندن خارجکی ها نمی خندیم!

    آرام | June 2, 2008 4:21 PM

    یک چند روز نیستم. اینجا را شلوغ پلوغ کنید تا من برگردم. خواستید می توانید سنج بزنید! D:

    آرام | June 2, 2008 4:26 PM

    بازگشت ظفرمندانه ی زن زمانه را گرامی می داریم!!!!! :دی
    از این به بعد ، تمام قد در خدمتم!!!!
    این مدت دسترسیم به اینترنت خیلی محدود بود!!
    ببخشید

    زن زمانه | June 2, 2008 5:24 PM

    انار جان به نظر من فعلا بچسب به درس و مهمون و ورزشت .واسه اینجا اومدن وقت داری .همه متوجه وضعیتت هستن

    sib | June 2, 2008 5:44 PM

    یه کمک دیگه هم به من بینوا بکنبن می خوام وزنه بخرم از چند کیلویی شروع کنم و یه سایت هم به هم معرفی کنین که از اونجا تمرینامو شروع کنم لطفا قربون صفاتون

    گل بهار | June 2, 2008 5:49 PM

    راستی خدا عوضتون بده

    گل بهار | June 2, 2008 5:53 PM

    سلام شرمنده که هی این سوال رو می پرسم انگار درس خوندن زیادی ادم رو خل می کنه من رفتم و توی لوگ تمام کارهایی رو که دفعه اول باید کرد رو انجام دادم و تاریخ بروز کردن رو امروز زدم اما نشد که نشد چی کار کنم ؟؟؟

    ملانی | June 2, 2008 6:27 PM

    ملانی جان من نگاه کردم توی لوگ اسمت توی دو تا رکورد بود. یکی ردیف 72 که بین اسمهای دیگه هست (که بر حسب الفبا مرتب شده اند، تو بین لیلی و مهتا هستی) و یکی ته لیست. توی ردیف 72 مشخصاتت یکم جابجا وارد شده بود که من برات درست کردم (وزن فعلیت رو همون 63 زدم و تاریخ رو هم امروز) و خواستم رکورد ته لیست رو حذف کنم که نشد. احتمالاً خودت باید حذفش کنی. از این به بعد میتونی تغییراتت رو توی همون رکورد 72 وارد کنی.

    شانه بسر | June 2, 2008 8:00 PM

    انار جونم ایشالا به کارهات خوب و به موقع برسی. همین که الان با عزیزانت هستی کلییییییییییی عالیه. ضمنن چراغ خونه ت هم همیشه روشن و پرنور که ما بدجوری عادت کردیم به سوسوی این چراغ از راه دور.

    Fairy | June 2, 2008 8:25 PM

    مرسی شانه به سر عزیزم
    سعیم رو می کنم حذفش کنم

    ملانی | June 2, 2008 8:53 PM

    من دوساعت و نيم طول مي كشه ! 15 دقيقه طناب مي زنم 15 دقيقه مي رقصم دو ساعت قبلش هم فكر مي كنم اول طناب بزنم يا اول برقصم :دي

    ليلا | June 3, 2008 2:16 AM

    ×××××××××××××××سوال×××××××
    من به خاطر اینکه خیلی گرمه شهرمون و هم تنگی نفس آسم دارم................ مجبور می شم موقع راه رفتن هر 10 دقیقه توقف کنم و بعد از حدود گاهی 1 و گاهی 3 دقیقه دوباره شروع کنم.. آیا این در نتیجه ورزش من تاثیر منفی داره؟؟؟ با پیشرفت و بهبود قدرت بدنیم هم باز این مشکل حل نمی شه و هر قدر هم تند یا آرام راه برم به هر حال باید هر 10 دقیقه تنفس کامل انجام بدم والا حالم بد می شه یعنی باید واسسم فقط نفس بکشم.
    حالا این ایراد خیلی بدیه واسه ورزشم؟؟
    البته فقط موقع راه رفتن این مشکلو دارم نه موقع رقص و بدنسازی.

    بهارک | June 3, 2008 3:25 AM

    وای کلی خندیدم بخاطر عکسه.
    راستی ببخشید انار جون که نگرانت کردم از بقیه بچه ها هم که نگرانم شدن عذر میخوام. دکترم (بالاخره یه ارتوپد خوب پیدا کرم تویه این تعطیلات واقعا مثل پیدا کردن گنج میموند) گفته فعلا عمل لازم نیست به شرطی که پام از زانو اصلا خم نشه و 6 هفته بسته بندی شده بمونه و البته با چوب زیر بغل راه برم...
    واییییییییییییییییییییی میبینید عملا فلج شدم.ولی گفته اگه رعایت نکنم و به حرفاش گوش ندم و به پام فشار بیارم بعد 6 هفته اگه خوب نشه باید عملم کنه .منم از ترسم مطیع اوامرش شدم. حالا چیکار کنم که این بی تحرکی چاقم نکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟{گریهههههههههههههههههه}

    الی | June 3, 2008 5:15 AM

    الي عزيز سعي كن
    اگه نميتوني از پات استفاده كني واسه ورزش حالت رقص به كمر و بالاتنه ات بدي.به هر حال از بي تحركي بهتره.
    نرمشهاي نشسته هم خوبه.اگه واقعآ هدفت كاهش وزن باشه حتي نشسته هم دست از فعاليت برنميداري ولي اگه منتظر يه بهونه باشي بستن پات ميتونه بزرگترين و درعين حال قابل توجيه ترين بهونه باشه.البته به شرطي كه به پات فشار نياري و با مشورت دكترت يه سري نرمشها رو انجام بدي اما فكر نكنم رقص و تكون دادن بالا تنه مشگلي ايجاد كنه.
    ايشال كه هر چه زودتر خوب شي و بتوني با فراغ بال و بي نگروني ورزش كني.
    موفق باشي

    هستي | June 3, 2008 1:45 PM

    سلام هستی جون
    ایول چه جوری بلاخره اکستراپوند رو شکست دادی
    مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
    چرا اپ نمیکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    زن زمانه جون خوش اومدی

    الی جون رسیدن بخیر
    ایشالا هرچه زودتر خوب میشی

    دکتر سارا | June 3, 2008 3:53 PM

    راستی هستی جون
    از این به بعد پستهاتو توی ورد تایپ کن و بعد توی اکسترا کپی کن تا دیگه نپره و اگه هم پرید داریشون نیازی به تایپ دوباره نیست
    میبوسمتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

    دکتر سارا | June 3, 2008 3:56 PM

    سوال کردم.

    بهارک | June 3, 2008 4:22 PM

    بهارک جان
    من یه بار از دیانای عزیز درباره اینکه به تناوب ورزش می کرد سوال کردم و به نظر دیانا این کار از نظر ذهنی ادم رو حداقل راضی می کنه بعلاوه فکر کنم وقفه دو سه دقیقه ای اصلا مشکلی ایجاد نکنه .

    ملانی | June 3, 2008 6:10 PM

    بهارک جان
    من یه بار از دیانای عزیز درباره اینکه به تناوب ورزش می کرد سوال کردم و به نظر دیانا این کار از نظر ذهنی ادم رو حداقل راضی می کنه بعلاوه فکر کنم وقفه دو سه دقیقه ای اصلا مشکلی ایجاد نکنه .

    ملانی | June 3, 2008 6:10 PM

    هه هه، چه باحال.شده قضیه این فرانسوی هااا. من هر کی رو دیدم میان مثلا سالن ورزش کنند نه؟ ولی میان یه دونه وزنه میزنن نیم ساعت حرف میزنند، دوباره یه وزنه میزنند باز نیم ساعت حرف میزنن با هم. تا دو سه ساعت همینه کارشون بعد پا میشن میرن. ولی نمیذارند اینجوری که بقیه ملت کار کنند با وزنه ها. چون سر جا میشینند و تکون نمیخورند. نه خودشون کار میکنند و نه میذارند بقیه ورزش کنند. اینم از اینها.واسه همین خوبه گاهی آدم تنها بره ورزش.

    رقی | June 3, 2008 6:13 PM

    مرسی ملانی جان خیلی ممنون.

    بهارک | June 3, 2008 9:47 PM

    بچه ها کالری 100 گرم مرغ بدون گوشت و استخون درست حساب می کنم که 200 کالری می گیرم؟ اونوقت وقتی 200 گرم ازش می خورم برای روزانه کافیه؟

    بهارک | June 3, 2008 10:38 PM

    Anar joon , I can not change the log, if you don't mind can you send an invitation email to me @ soufijoon@yahoo.ca
    Thanx in advance

    soufi | June 4, 2008 12:43 AM

    سوفی جان یک ایمیل از گوگل بابد بهم بدی برای دعوتنامه.

    انار | June 4, 2008 12:53 AM

    You know , I just found an invitation letter in my spam section. No need to send it any more. Merci Anar joonam

    soufi | June 4, 2008 1:05 AM

    ........ انار جون من هم سوالم خیلی برام مهم بود.

    بهارک | June 4, 2008 3:47 AM

    یه کمک هم به من بینوا بکنبن می خوام وزنه بخرم از چند کیلویی شروع کنم و یه سایت هم به هم معرفی کنین که از اونجا تمرینامو شروع کنم لطفا

    گل بهار | June 4, 2008 5:28 AM

    بهارک جون من جواب سئوالت رو بلد نیستم برای همین نگفتم. 100 گرم رون با 100 گرم سینه فرق میکنه. من خودم رون دوست دارم و میخورم چون اگر سینه مجبور کنم خودم رو بخورم اصلا نمیخورمش. کافی بودن در طول روز هم بستگی به بقیه غذاهات داره. قاعدتا یکی از علل اصلی خوردن مرغ پروتئینه. برای هر کیلو وزن بدن حدود 0.8 گرم پروتئین روزانه لازمه. حالا باز بسته به کالریی که خورده ای مخصوصا اگر بخواهی کمتر کربوهیدارت بخوری میتونی بیشتر مرغ بخوری. برای همین من نمیدونم "مقدار کافی" یعنی چی...بسته به سلیقه و برنامه ات داره چون کلا که غذای خوبیه محدودیت نداره. اینجا ارزش غذایی گوشت سینه رو نوشته:
    http://www.calorie-count.com/calories/item/5065.html
    این هم برای گوشت رون:
    http://www.calorie-count.com/calories/item/5099.html

    انار | June 4, 2008 5:35 AM

    گل بهار وزنه چی میخواهی بخری؟ آشپزخونه یا برای خودت؟

    سایت برای چه تمرینی میخواهی؟

    انار | June 4, 2008 5:36 AM

    آها اون یکی سئوالت در مورد پیاده روی بود. بهارک جان حتما باید به نظرم نظر پزشک رو با توجه به آسم بپرسی که یه وقت خدای نکرده مشکلی پیش نیاد. اما در مورد ورزش و بالا رفتن آمادگی بدنی فکر نمیکنم مشکلی پیش بیاد برای اینکه توی یه دقیقه یا دو دقیقه ای که می ایستی هنوز ضربان قلبت بالاست و بدن به استراحت نرسیده و خیلی جاها هم من شنیده ام که این تناوب در سوزوندن چربی حتی بیشتر هم موثره.

    اما مهم اینه که هرکدوم ماها محدودیت ها و خصوصیات بدنمون رو بشناسیم و مدیریتش کنیم. به تناوب ورزش کردن قطعا از ورزش نکردن بهتره. میتونی در کنارش سعی کنی موقع های عصر یا صبح زود که هو خنک تره بری پیاده روی یا ورزشهای دیگه رو هم قاطی برنامه ات کنی که این تنفست خسته ات نکنه.

    انار | June 4, 2008 5:41 AM

    زن زمانه جون خوش آمدی. جات خالی بود.

    انار | June 4, 2008 5:43 AM


    Anar Jan, if you cook chicken breast less, it turns out more tasty. I usually buy the frozen chicken breast tenders ("tender" is the key word here) and then defrost them 3-4 pieces in the microwave, cut them in pieces with sessiors, and fry them with half spoon on olive oil and some soy sauce and garlic and hot pepper for about 4-5 minutes and it turns out tender and juicy... i often add some stir fry vegitables (also frozen) to ti and this with whole wheat pasta or brwon rice is one of the meals i eat often. l

    jeerjeerak | June 4, 2008 7:16 AM

    forgot the "ginger paste" , which makes it smell yamm! l

    jeerjeerak | June 4, 2008 7:19 AM

    منظورم dummbell وزنه واسه تمرین که باهاشون شروع کنم اینم بگم که 1 ماه هر روز ورزش می کنم بازم تشکر

    گل بهار | June 4, 2008 1:31 PM

    گل بهار جون معمولاً برای شروع کار با وزنه از دمبل یک کیلویی استفاده میکنند. البته بستگی به زور بازوی خودت هم داره! اگه احساس کردی یک کیلو خیلی برات سبکه میتونی از 1.5 کیلو شروع کنی ولی من خودم یک کیلویی رو پیشنهاد میکنم. معمولاً هم وزنه سبک تر و تعداد حرکات بیشتر رو برای لاغر کردن و وزنه سنگین و تعداد حرکات کمتر رو برای حجم دادن به عضله توصیه میکنند.

    شانه بسر | June 4, 2008 1:58 PM

    خیلی ممنون انار خوب مهربون مرسی عزیزم :)

    بهارک | June 4, 2008 4:15 PM

    ممنونم انار جان از کامنتت ... اینجا چقدر این هفته خلوته ... همه رفتن مسافرت ؟

    کرم ابریشم | June 5, 2008 12:49 PM

    به گمانم.

    انار | June 5, 2008 2:21 PM

    خیلی خلوته من خسته شدم تنهایی آخه حال نمی ده که:( تازه همه که رفتن مسافرت لابد الان تو جاده نشستن چون تلویزیون می گه جاده قفل شده یه جا 50 کیلومتر اون ور تر 40 کیلومتر!‌ والا ما هم اونجا ویلا داریم اما از ترس شلوغی و نرسیدن به سرکار به موقع خواهرم نرفتیم/

    بهارک | June 5, 2008 2:22 PM

    اصلا ستاره و جایزه و اینهام فعلا کسی نمی گیره؟

    بهارک | June 5, 2008 2:40 PM

    چرا یک چند ساعت دیگه میشینم سرش. الان اینجا وسط روزه. میگم حالا خودمون جمعیم یه خورده از حال و روزمون بگیم.

    من دیروز تمام ماهیچه های تنم درد میکرد. خیلی ژانگولر بازی در آوردم گفتم یخورده این بالای تپه رو بدوم به جای راه رفتن. جاتون خالی این ماهیچه های پشت رونم همچین درد گرفته بود که هر بار مینشستم یا پا میشدم باید با احتیاط فراوان کار میکردم. ماشالله بدن رو دو ماه بهش نرسی میشه چوب خشک! اما امروز خیلی بهترم. اما امروز فقط راه رفتم.

    شماها ورزش کردین این چند وقته؟

    انار | June 5, 2008 3:11 PM

    انار خانم سلام برای اولین بار
    خسته نباشی واقعا یه سوال اول بسم الله
    می دونی علاج بولیمیا دقیقا چیه اخه من با این پرخوری های سه روز درمیونم فکر کنم دارم بهش دچار می شوم یا اصلا شدم نمی دونم چرا اما سه روز رژیمم خوبه ها اما فرداش افتضاح می شوم چرا ؟

    ملانی | June 5, 2008 3:25 PM

    دستت درد نکنه .منم چند روزه قوزک پام درد میکنه با اینکه 1 روز استراحت دادم به خودم ولی بی فایده بود نمیدونم چرا ولی تا دویدن رو شروع می کنم درد کم می شه.تازه من یه چیزی کشف کردم تو اون برنامه دویدن 8 هفته ای اگه یه روز در میون پیاده روی نکنم( آخه من اون روزای پیاده روی رو هم می دویدم تا چند روز پیش ) روز بعد انرژی لازم واسه دویدن رو ندارم.کشف مهمی بود واسم نه؟

    گل بهار | June 5, 2008 3:32 PM

    ساعت الان 10:30 شبه اینجا ... من الان از کلاس شنا میام ....جای همه خالی خیلی خوب بود ...ساعت کلاسم خیلی بده دیره.... اما بازم خیلی خوبه.....فقط حالا خوابم نمی بره!!!

    کرم ابریشم | June 5, 2008 4:50 PM

    واي منم دقيقا همين مشكل گل بهار رو دارم . اولش كه راه ميرم قوزك پام درد مي گيره ، بعد كه بدنم گرم ميشه انگار نه انگار تا همين چند دقيقه پيش درد مي كرده !!

    ليلا | June 5, 2008 5:06 PM

    بهارك عزيز
    من تو يه كتاب رژيمي كه دارم توصيه اش واسه وعده اينه:
    مقدار مصرف مرغ در روز يك سينه كامل است.نصف آن را ناهار و نصف ديگر هم براي شام.
    چنانچه كوتاه هستيد سينه مرغ يك كيلويي و اگر قد متوسط دارين سينه مرغ 1.5 كيلويي و اگه بلند قديد سينه مرغ 2 كيلويي.و چناچه هم بلنديد و هم جوانين و هم فعال 1.5 سينه مرغ ميل كنين .يعني يك سينه و نصفي رو در شام و نهار مصرف كنيم.
    مقدار مصرف گوشت:
    چه نهار و چه شام .هر عددي كه در زير نوشته ميشه شامل يك وعده است:
    براي قد 140 سانتي متر=8 تكه به صورت پر كبابي و نه قيمه ايي
    براي قد 150 سانت=10 تكه
    براي قد 160 سانت=12 تكه
    براي قد 170 سانت=14 تكه
    براي قد 180=16 تكه
    براي بلندان و فعالان كه جوانم هستن=20 تكه
    مقدار مصرف ماهي:
    براي فعالان و بلندان كه جوانن=2 ماهي قزل آلا
    براي قد 150 سانت=1 ماهي قزل آلا
    براي قد 170 سانت=يكي و نصفي ماهي قزل آلا
    براي قد 180 يك ماهي و سه چهارم يكي ديگه
    براي قد 160=يك ماهي و يك چهارم يكي ديگه
    ببخشيد كه ماهيه يه كمي درهم و برهم شد
    اما به چه كساني تو اين جدول متوسط اطلاق شد
    خانمهاي زير 165 سانت
    و آقايون زير 175 سانت
    چه كساني كوتاه بودن:
    خانهاي زير 155
    آقايون زير 165
    بلندها هم كه كاملآ واضحه.هم خوشبحالشون بخاطر قد رشيد خوشگلشون و هم بخاطر اينكه بيشتر ميتونستن بخورن.
    مقدار مصرف چرخ كرده هم براي كوتاهها يك همبرگر.
    متوسطان 2 همبرگر
    بلندان 3 همبرگر هست.
    البته اين مقادير بدون برنج و بدون هيچ نوني شما رو سير نگه ميداره.اصولآ پروتئن درصد سيري بيشتري داره تا ساير گروهها و تو اون كتاب توصيه داشت نون رو براي صبح مصرف كنيم تا زموني كه به قند تبديل ميشه موقعي باشه كه بهش احتياج بيشتري داريم چون نون قندش پيچيده است و تا بياد تبديل به قند بشه و بره تو خون كلي زمون ميبره و بهتره شب مصرف نشه چون بدرد بدنمون نميخوره و عملآ ما قند و در پي اون كالريي رو وارد بدنمون كرديم كه انرژيشو استفاده نميكنيم بلكه فقط ذخيره اش ميكنيم.
    حالا اگه اين وسط يكي باشه كه عينهو من متنفره از سينه
    كالري همون مقدار سينه رو از روون مرغ استفاده ميكنه.
    كالري 200 واسه 100 گرم سينه كاملآ درسته.
    اميدوارم مطالبم بدردتون بخوره.
    شاد باشيد دوستان خوبم

    هستي | June 5, 2008 5:53 PM

    راستی انار جانف قضیه این تکمیل دو چیه؟ آخه یکش که نیست.(کارگاه بازی در بیارم یه خورده اینجا).
    نکته اول: نکنه نوشتی و پاکش کردیف بعد یادت رفته و دومی رو نوشتی؟
    نکته دوم:شایدم اصلا یک در کار نبود و حواست نوبد نوشتی دو؟

    منم امروز رفتم ورزش.حسابی حالم اومد سر جاش.کاش میشد هر روز برم ولی اینقدر کار پیش میاد که ورزش میمونه واسه وقتهای اضافی.
    ساعت 12:05 مینوت نصف شبه. برم بخوابم که فردا صبح زود باید بیدار شم. حالا صبح زود من کی هست؟ 8 صبح!!!!!

    رقی | June 5, 2008 6:06 PM

    سلام بچه ها
    من الان نتیجه امتحانم را گرفتم و خیلی خوشحالم. دیگه حسابی می چسبم به ورزش و زندگی سالم. اول هم می خوام این ساعت خوابم را تنظیم کنم و صبح ها زود بیدار بشم. اینقدر هوا گرم شده که فکر نکنم هیچ وقت دیگه ای بشه رفت در هوای ازاد ورزش کرد.
    فکر می کردم این چند وقته خیلی وزن اضافه کردم که خوشبختانه امروز دیدم فقظ یه پوند از وزن شروعم بیشترم. می خوام زود ستاره ی 5 پوندی را بگیرم و لباسهای پارسالم فدم بشه.
    آخیش! چقدر حرف زدم! دلم برای همه تون تنگ شده بود.

    شب تاب | June 5, 2008 7:28 PM

    من هم به نظرم سینه مرغ را هم می شه طوری پخت که خشک و ریش ریش و بد مزه نشه. یه غذایی درست می کنم که تقریبا چیزی شبیه همانیه که سوسکی گفت. اما من سینه معمولی می خرم و ریز و باریک خردش می کنم تقریبا اندازه گوشت بیف استروگانوف . بعد با پیاز توی یک کم روغن زیتون 6-7 دقیقه تفتش می دم. بعد سبزیجات بهش اضافه می کنم. سبزیجات رو هم معمولا مخلوط یخ زده خرد شده آماده می گیرم که سریع می پزند. اما اگر نداشته باشم هر چی سبزیجات تو خانه دارم (هویج کرفس گل کلم و بروکلی و .. )می ریزم. بعد ریز ریز خردشون می کنم تا زود بپزند. به این مخلوط اگر خودمو ن باشیم سس سویا و اگر مهمان از ایران آمده داشته باشیم یک تک قاشق رب یا زعفرون می زنم. کل زمان پخت در حدود 15 دقیقه می شه. برا همین مرغ سفت نمی شه. با پلو یا نودل خوب می شه و اصلا آدم نمی فهمه که مرغش رانه یا شینه.

    dena | June 5, 2008 9:55 PM

    شب تاب جون خوشحالم امتحانتو خوب دادي.
    اناركم:
    پس چرا نمياي ستاره هاي ماها رو بدي؟
    به گمونم 2 ميتينگه كه حرفي از ستاره دادن و پس گرفتن پيش نيومده.بخدا ما با اينكه سرمونم شلوغه و اولويت اولمونم لاغرشدن نيست اما داريم همچنان طي طريق ميكنيم هر چند لاك پشت وار و بدون كوچكترين عجله ايي ولي رهرو راه گروهيم و درين امر پرمخاطره از بسي موانع گذشيم و از چه لذايذي با تموم قدرت چشم پوشيديم و اكنون خود را لايق يك ستاره ده درصدي و 15 پوندي ميدانيم.جداول لوگ وزن بيشتر مؤيداين مطلبه.براي سلامتيه انار و اتمام مشغله اين رهبر فقيد درجهت رسيدگي امورات اعضا جميعآ صلوات

    هستي | June 5, 2008 10:02 PM

    هستی جان امشب نشستم به هم ریختگی های جدول رو درست کردم و ستاره ها رو هم کنارش یاد داشت کردم. اما اگه اجازه بدی فردا که مغزم بازتره دوباره برم یه نگاهی بهش بندازم و بعد بیام بچسبونمشون.

    anar | June 5, 2008 11:45 PM

    من هم اینجا هستم فقط این چند روزه یکم دسترسیم به نت کمتره.
    گل بهار و لیلا جان، شما که میگید با شروع راه رفتن و دویدن قوزک پاتون درد میگیره حتماً باید قبل از شروع بدنتون رو گرم کنید، 5 تا 10 دقیقه نرمش انجام بدید تا عضلات و مفصل ها گرم و نرم بشند بعد شروع کنید به راه رفتن و دویدن. از اول هم زیاد تند نرید و سرعتتون رو کم کم زیاد کنید. من هم اوائل ساق پام درد میگرفت که حالا با این روش مشکلم برطرف شده.
    یک چیز دیگه هم اینکه موقع پیاده روی به طول قدمتون دقت کنید و سعی کنید قدم هاتون رو از حد معمول بلندتر برندارید چون به مچ پا فشار میاد، اگه خواستید قوی تر پیاده روی کنید بجای قدم های بلند سرعت حرکتتون رو بیشتر کنید.

    شانه بسر | June 6, 2008 2:17 AM

    سلام عزیزان
    من 2 روز مهمون داشتم 1 روزم سفر (وزناvazna، یه جای خلوت ،زیبا ) انگار آدماش تو کارت پستال زندگی می کنند).
    ***********************

    انار من داره یه ماه از باشما بودنم میگذره ولی کلا عضو شدنو بی خیال شدم .ولی سرت خلوت تر شد جواب سوالامو بده پیلیز

    برای لاغر شدن بازو چه باید کرد؟

    برای کوچک نمودن پهلوهای آفساید چطور؟ اصلا پهلوهام عجیب بد شکل و بزرگه در صورتیکه شکمم زیاد بد جور نیست

    این دستگاه orbitrek که تو شبکه me shop تبلیغ می کنه رو کسی داره ؟به نظر میاد عضلات زیادی رو درگیر می کنه.

    من تست نفس دادم خیلی ابنرمال بوده ،یعنی با ورزش بهبود داده میشه؟؟

    کسی وزنا رفته ،عکساش رو می ذارم حتما تو بلاگم

    sib | June 6, 2008 2:33 AM

    انار عزیز من الان تابلو اعلانات رو دیدم مرسی بذا یه چک کنم

    sib | June 6, 2008 2:35 AM

    انار عزیز من الان تابلو اعلانات رو دیدم مرسی بذا یه چک کنم

    sib | June 6, 2008 2:35 AM

    من از یکشنبه صبح هر روز میرم باشگاه !!! :)
    ظهرش هم به احتمال زیاد یک ساعت استخر... (البته این بستگی به دوستان داره!) بیشتر از یک ساعت هم نمی تونم بمونم چون یه جلسه مشاوره (در مورد تغذیه و ...) خیلی خیلی مهم دارم که تقریبا یک هفته است دارم براش لحظه شماری می کنم.
    دعا کنید این جلسه اون تاثیری که می خوام رو داشته باشه.

    خیلی سرحال و خوشحالم که بعد از مدتها ورزش رو شروع می کنم:)

    سعی می کنم یکشنبه وزن جدیدم رو توی لوگ وزن گروه وارد کنم، امیدوارم بیشتر از 90 نشده باشم!

    ساميا | June 6, 2008 5:35 AM

    سلام به همه...خوبید؟ارتحالیدی خوش می گذره به همه تون؟:D

    آريس | June 6, 2008 6:30 AM

    انار عزيز ممنون ازينكه اينقدر به سرعت جوابمو دادي.چشم.
    سيب عزيز:
    منم مشگل چاقي بازو دارم اما نميدونم چكار بايد بكنم و يا تمريناتش چيه.
    چون هر چه در اينترنت سرچ ميكنم تموم نرمشها مربوط ميشه به تقويت عضله بازو و يا جاهايي كه ننوشته از ترسم كه اشتباهي نرمش نكنم و بزرگترش نكنم اصلآ انجامش نميدم.
    يكي از بهترين نرمشهاي پهلو كه واقعا تو سايز كمر موثره اينه كه به پهلو دراز بكشي و دسستتو بزني زير سرت و پاتو تا اونجايي كه ميتوني بياري بالا .واسه پهلوي بعدي هم همين كارو بكن.من سالهاست كه روزانه واسه هر پهلو 25 حركت انجام ميدم .تاثيرش فوق العاده است.واقعا كمر رو باريك ميكنه.اگه متوجه توضيحم نشدي.ميتوني اين نرمش رو در وبلاگم انيميشنشو پيدا كني.
    موفق باشي.

    هستي | June 6, 2008 10:06 AM

    سلااام من برگشتم !
    انار جان چرا وقتی وبلاگم رو آپ کردم تو بلاگ رول نیومد ؟!

    آلبالو88 | June 6, 2008 1:32 PM

    اینجا ویدیویی برای بازو وجود داره :

    http://www.youtube.com/watch?v=15bf8ywiaWM

    sepideh | June 6, 2008 1:49 PM

    انار جونم من همينجام زير سايه شما و بقيه!
    من مدتهاست بايد اين ده پوندي رو پس مي دادم...اما زود پسش مي گيرم.قول مي دم.

    آريس | June 6, 2008 3:38 PM

    به بهارك:
    بهارك جان اومدم تو وبلاگت جواب بدم اما نمي دونم چرا هر وبلاگ بلاگفايي مي رم مي گه امكان درج نظر وجود ندارد.
    بزودي مي گم بهت.ببخشيد فراموش كردم.

    آريس | June 6, 2008 3:41 PM

    دیانا! داری کامنت هستی را؟ ای بابا هی! سعدی کجایی که شعری بسرایی که
    "یکی گوید بازویی دارد چاقالو
    یکی خواهد بازویی کمکی تپلو
    هر دو گردند وز بهر تمرینات بازو
    دوم یافته تمرینی را مر خانه انار
    گویندش شنای روی دیوار!
    باشد که افتد به کار
    آفرین هستی جان!

    :)
    آرام پا جای پای دیانا گذاشته :))
    پ.ن. حافظ به روایت کیارستمی و گزیده غزلیات سعدی (در واقع تقطیع آنها) کار کیارستمی منتشر شده. من می خواهم بخرم. گفتم بدونید چاپ شده گویا! کمی از اساتید ادبیات هم دعواش کردند. ولی من مصاحبه خود کیارستمی را خوندم و به نظرم کار درستی کرده. پیدا کنید، بخونید و لذت ببرید. حتی اگر با حافظ و سعدی میانه ندارید بخونید مطمئنا خوشتون می آد و درکشون می کنید. حالا یک بار ادبیات را اینطوری بخونید. (فی الواقع این پس نوشت باید در آن وبلاگ نوشته می شد) چه می شه کرد. خوب آرام است و کامنت پراکنی اش!
    انار! خوبی؟

    ارام | June 6, 2008 4:02 PM

    من نمي تونم براي وبلاگ هاي بلاگفا كامنت بزارم.مشكل از منه يا بقيه هم دارنش؟

    آريس | June 6, 2008 4:09 PM

    اناري جون
    ممنون از ستارههاي زيبات و ممنون ازينكه مثل يك شير پشت انارستان واستادي.
    نميدوني چقدر خوشحال شدم ازبس ذوق كردم.چقدر انگيزه گرفتم.
    راستي
    زينب جون
    فندق جون
    بابا شماها كه كولاك كردين حسابي.دست راستتونو رو سرماهم بكشين بلكه يه دامن ستاره از اسمون انارستان بريز رو سرمون.
    شري جون
    الوچه خانوم
    گلي جون
    سالومه جون
    و كرم ابريشم جون
    به همگيتون تبريك ميگم بخاطر ستارههاي جديدتون كه اين همه بخاطرش مقاومت داشتين و استقامت به خرج دادين.
    بهارك عزيز
    ممنون از لطفت.خيلي خوشحالم كه بدردت خورد.
    سپيده جون
    لينكت فيلتره.راستي ننوشتي اون ويديو واسه لاغري بود يا پرورش بازو.
    آرام جون آفرين خواهر به فعاليتت ادامه بده . چون دلمون واسه ديانا حسابي تنگ شده بود.


    هستي | June 6, 2008 4:13 PM

    وای فندق! مبارکه! باریکلا! هم درست خوبه هم مشق انارستان خوب نوشتی ها!
    کرم جان! به به! می بینم داری خودت را نشون می دهی :)) آخی!
    بقه هم مبارکه کلهم!!!! چنگ چنگ! این صدای سنج بود درست بغل گوشتون! یعنی آفرین!
    من هم 700 گرم اضافه کردم. خوب همین! حالا شاید بازم بیشتر شد شایدم دوباره تلپی افتاد پایین! غرض اینکه این دو سه روز هم خوب درس خوندم هم خوب خوردم.

    آرام | June 6, 2008 4:15 PM

    دوستای عزیزم
    ستاره داران میتینگ 72
    تبریک به همه برای استقامت و پشتکارشون
    بابا درو بازاری بود این هفته ها!!!!زینب...هستی....فندق......
    چه کردین بابا
    دست راستتون روی سر من
    مبارکتون باشه

    سالومه | June 6, 2008 4:22 PM

    راستی 2 تا عکس هم به یاهو گروپ اضافه کردم.:))

    سالومه | June 6, 2008 4:23 PM

    ستاره بگیر های عزیز، ایشالله مبارکتون باشه ستاره هاتون.
    ااااای یه دستی هم به سر من بکشید مگه با همتم وزنم کم شه. کشتم خودم رو همچین گیر کردم سر این 6 کیلو اضافه.

    رقی | June 6, 2008 4:38 PM

    هستی جان

    اون ویدیو برای لاغری بازوی خانمهاست و از youtube
    پیداش کردم. ببین شاید اگر کارتت رو عوض کنی بشه بازش کنی. یا شاید بشه از فیلترشکن استفاده کرد.

    سپیده | June 6, 2008 4:40 PM

    هستی جان، من الان رفتم سایتی که عضوم در مورد رژیمه و هر شب یه برنامه جدید میذاره. مال دیشب در مورد لاغر کردن بازو و جاهای دیگه بود که جدا جدا توضیح داده بود. الان سرسری یه نگاهی انداختم ولی وقت ندارم امشب ترجمه کنم و بذارم تو وبلاگم. دو شنبه وقتم آزاده و حتما تا شبش میذارم تو وبلاگم که بخونی. فکر کنم به دردت بخوره. هرچند شاید کسی قبلا اونها رو بهت گفته باشه.(امیدوارم بد قول نشم).
    خدا کنه بتونی اجرا کنی و به بازوی دلخواهت برسی.

    رقی | June 6, 2008 4:47 PM

    بچه ها آدم یهو شاخ در میاره
    یعنی من الان با این اوصاف زدم تو گوش مانکن ها که اینقدر ستاره گرفتم
    یا اینی که اینقدر ستاره گرفته یه زینب دیگه است
    دوست جونا 1
    به من زودی بگین تا از خوشحالی پس نیفتادم

    zeinab | June 6, 2008 5:02 PM

    این همون زینب که ایمیلش هست:znb.zarei@gmail.com تویی دیگه؟ مگه نیستی زینب جان؟

    انار | June 6, 2008 5:06 PM

    هستی جان

    این دو تا لینک هم بد نیستند:

    http://www.iran-newspaper.com/1384/840421/html/women.htm
    http://body.aol.com/fitness/arms/exercises

    سپیده | June 6, 2008 5:26 PM

    آره ولی من چقدر کم کردم مگه
    نکنه بچه ها وزنم رو اشتباه وارد کردن انار جان
    یا شاید هم من به قوانین اینجا هنوز وارد نیستم

    zeinab | June 6, 2008 5:39 PM

    راست میگی عدد وزن فعلی به پوندت غلط بود. خوب اشکال نداره من الان میگیرمشون تو دوباره سر موقع اش به دست میاریشون. اوکی. برات فرمولش رو وارد کردم که عددت رو به کیلو وارد میکنی خودش به پوند حساب میکنه.

    انار | June 6, 2008 5:51 PM

    انار جان يعني اين لايت كردن من الان درست مي باشد ؟!! من تذكر رو جدي گرفتم تا كارت قرمز نگيرم :دي

    ليلا | June 6, 2008 6:36 PM

    گلی
    سالومه جونم
    شری
    آلوچه خانوم
    کرم ابریشم
    فندق جوني
    هستي خانم
    زينب جون كه اين قدر از ثبات وزن مي نالي ! گل كاشتين ستاره هاتون مبارك .

    ليلا | June 6, 2008 6:44 PM

    اوهوم!:) یعنی اگه وزنت رو به کیلو میکشی که قاعدتا توی ایران باید همینجور باشه.

    انار | June 6, 2008 6:51 PM

    خب من دلم طاقت نیاوورد و الان نشستم ترجمه کردم.
    هستی جان و بقیه دوستای گلم ازتون دعوت میکنم که یه سربزنید خونه من و حتما بخونید متن امشب رو. مطمئنم خیلی به دردتون خواهد خورد.

    موفق باشید.

    رقی | June 6, 2008 7:04 PM

    رقی جون
    بابا معرفت...!
    خیلی باحالی تو.
    ممنون ازت که این همه زحمت کشیدی.دست گلت درد نکنه.
    لیلا جون
    سالومه جون
    ارام جون
    بازم ممنون از همگیتون ایشاللا به ستارههای تازه شما.

    هستي | June 6, 2008 7:42 PM

    راستی
    انار جون
    منم رفتم صورتیش کردم.فقط باید صورتی باشه؟انتخاب رنگ دیگه ایی نداریم؟دست گلت درد نکنه که اینقدر واسه گروه وقت میذاری.امیدوارم هر روز شاد و سرزنده باشی با یه عالمه اتفاقات خوب
    سپیده عزیز:
    چشم فکر خوبیه از یه فیلتر حتمآ استفاده خواهم کرد به نظر میاد ویدیوی جالبی باشه.من که حسابی وسوسه شدم

    هستي | June 6, 2008 7:46 PM

    این لینک هم چند تا حرکت بازو داره:

    http://www.irden.com/scientific/consult/detail.php?ID=34912

    سپیده | June 7, 2008 1:06 AM

    چشم انار جان...

    فردا كه رفتم باشگاه و عمليات وزن كشي انجام شد، حتما لوگ رو بروز مي كنم و اگه لازم بود ستاره هاي نازنينم رو پس ميدم! :((

    ساميا | June 7, 2008 2:17 AM


    تبريك به همه ستاره داران عزيز :-*

    ستاره هاتون مستدام!!! D:

    ساميا | June 7, 2008 2:21 AM

    اوووه چه خبره اینجا! کولاک کردید بچه ها، چه ستاره بارونیه! تبریک تبریک به تک تکتون! و دست راست و چپتون هم روی سر ما.

    جوجه کفترمون هم که 700 گرم اضافه کرده.. باریکلا جوجوی شاعر با استعداد :)

    شانه بسر | June 7, 2008 2:43 AM

    انار جان فکر کنم که منم ستاره 10 درصدی ام رو باید بگیریم.اگه 300 پوند هم بودم الان باید 10 درصدیم رو می گرفتم :دی

    سالومه | June 7, 2008 2:45 AM

    سلام به همه عزیزهای انارستانی
    دوستهای عزیزی که ستاره گرفتید مبارکتون باشه و آفرین .دست دست
    انار عزیز من لوگ وزن مربوط به خودم آپ و هایلایت کردم با اجازتون تاریخ امروز زدم .همینطور که قبلا برات نوشتم از این هفته نیستم تا 3 یا 4 هفته.دارم میرم ایران با اونهمه خوراکی های خوشمزه ولی مصمم که راهم ادامه بدم به امید خدااااااااااااااااا .اگه بزاره این تعرفها و مهمونی ها البته!!!نه ولی برای مامانم کلی تعریف کردم و خیلی از نوشته های خوبت پرینت گرفتم که بهش نشون بدم .خدا رو شکر مامانم اهل ورزش و دشمن غداهای پر کالری منتها من خودم آدم شکموییم!!
    برای همتون آرزوی موفقیت دارم .به امید دیدار با خبرهای خوب .

    آنی | June 7, 2008 3:29 AM

    سلام سلام من اومدم
    به به اینجا چه خبره چقد ستاره بارونه :)
    ممنون از همه، انار جونم مرسی
    منم به همه اونایی که ستاره گرفتن تبریک میگم :)
    الان تازه رسیدم یکم خستم حالا باید سر فرصت بیام ببینم این چند روزه اینجا چه خبرا بوده

    فندق | June 7, 2008 5:30 AM

    salam
    man nemitunam laghar sham ,hichki nemitune, ghol midam bad az yeki do sal akharesh chagh o chaghtar beshin ya bayad ta akhare omr ba hasrat be ghazaha va un chizaei ke dust darin bokhorin negah konin
    chagha adamaye bichareh ei hastan,khodetunam ghabul darin vallah.hame say mikonan ye tori maskhare konan ma ha ro. joke jam haye sholough hastim.
    adamaye ba adabtaram say mikoan hey behemun darse kam khori bedan modam takid mikonan farghe ensan ba heyvan ine ke ensan bayad bedune chi mikhore, vallah age khodeshunam in jene bad massabe chaghi ro dashtan khafe mishodan. khaste shodam, midunam hamatun khaste shodin adam chand sal nakhore ta ye heykal mesle adam dashte bashe , hala mankan ham kasi nemikhad.
    khaste shodam inghadr ba hesrat be lebasa negah kardam, khaste shodam inghadr tu arusiha va jashna gushe neshini kardam, tamame show ha o filma ro ke negah mikonam tipe khanuma ro mibinam lebasashun va khodamo jashon mizaram ,khste konande ast ke khodeto shad jelve bedi dar suratike tahe vojudet modam dar hasrato gerye o azabe, akhe chand sal? javunim raft ba heykale eyne fil, ahhhhh
    shoma cheghadr deletun khoshe ,khosh be haletun

    ye jadid | June 7, 2008 8:08 AM

    ترازوی دیجیتالی چربی سنج دار آلمانی
    برنده جایزه طراحی سال 2007
    محاسبه چربی بدن ، میزان آب ، درصد ماهیچه و توده استخوان
    10حافظه برای مصرف کننده
    5 میزان فعالیت
    الکترودهای استیل براق
    تکنولوژی ضربه با پا
    صفحه 29*30 سانتیمتر - ظرفیت 150 کیلوگرم
    دقت اندازه گیری:چربی بدن/درصد ماهیچه:0.1% - وزن/استخوان ها 100g
    اندازه ارقام:29 میلیمتر- تبدیل مقیاس : kg/ib/st
    خاموشی خودکار- شامل باطری
    در دو رنگ سفید و نقره ای

    تعجب نکنید این یه تبلیغ نیست ‘ می گم میشه یه ترازو چربی بسنجه؟!
    قیمتشم 74000 تومانه .می ارزه؟

    sib | June 7, 2008 9:59 AM

    ماشالله چه خبره!!!! دیگه وقتشه من حسابییییییییییییی افسررررررررده بشم خیلی خیلی دلم گرفت از وضع خودم

    بهارک | June 7, 2008 10:04 AM

    البته به همگی خیلی تبریک می گم مطمئنم خیلی زحمت کشیدین و آفرین هم دارین حتما.

    بهارک | June 7, 2008 10:08 AM

    سلام به همه و همتون.
    من خوبم.شما خوبی؟چاکرتونم
    حالم خوبه ها.جایی هم نرفتم این چند روز.
    اما نه حس وبلاگ نویسی داشتم و دارم نه کامنت گذاشتن.
    ولی وبلاگاتونو می خوندما.
    از کامنتای خیلی نابتون هم حسابی ممنون و حسابی ذوق زدگان شدم.
    عکس نی نی و نونو و کامنت هستی جونمو رقی جونو فندقی و جیرجیرک جونمو خانوم گل خوشگل و ....همه و خلاصه همتون یک عالمه ممنون.
    فکر کنم باید برم حسم رو عمل کن.این اومدن نیومدن حس منو خل کرده.
    بهارک جونم یک دفعه تو هم امتحان کن.تمییز کردن کیبردتو می گم.انقده راحت در میاد اونا.فقط یک چیزی مثل ژیچ گوشتی بزن زیر کلیدا و جای اونا هم یادت باشه یا عکسشو بگیر.هیچ کاری نداره.انقده مزه می ده.اگه عکسی چیزی در این زمینه پیدا کردم می ذارم برات.
    رقی جونم مطلبی که ترجمه کردی حرف نداشت.خیلی امیدوار شدم.دستت واقعا درد نکنه
    نی نی نونوووووو خوبین؟نرفتین سفر؟همش تفنگ بازی کردین؟
    سیب جونم من خیلی وزنه دیجیتالی دیدم.ولی تا پنجاه تومن بودن.مثل اونی که می گی هم دیدم ولی آلمانی نبود.
    اگه زیادم دم و دستگاه داشته باشه مطمئن باش بعد یک مدتی زیاد از اون امکانات استفاده نمی کنیم.مثل گوشی موبایل خوب و امکانات دار می شه که کلی از امکاناتش بلااستفاده می مونه.من بیست و هفت تومنی خریدم.خیلی هم راضی هستم.آلمانیشم بود چهل و هفت.مارک بروئر.ولی خود فروشنده هم تضمین کرد زیاد فرق نداره.

    rokhy | June 7, 2008 10:20 AM

    گلی
    سالومه
    شری
    آلوچه خانوم
    کرم ابریشم
    فندق
    هستی
    زینب
    ستاره بارون کردین اینجارو حسابی.مبااااااااارک
    هستی جانم,فندقی جونم,زینب جونی,سالومه جانم عالی پیش رفتیناااا.هوراااااا
    بچه ها بجنبیم,فندق همه ستاره هارو داره تموم می کنه
    ;-)

    rokhy | June 7, 2008 10:30 AM

    آقا من نگرفتم که چی به چیه. فقط رفتم دیدم بقیه قسمت وزن رو رنگی کردن، گفتم شاید منم باید همین کار رو بکنم.
    به قول معروفف خواهی نشوی رسوا، برو جدولتو رنگی کن.

    رقی | June 7, 2008 11:43 AM

    ترازوی من هم بروئر هست و بنظرم خیلی باید دقیق باشه چون وزنمو از اون یکی ترازوی قبلیم 6 کیلو بیشتر نشون می ده.

    بهارک | June 7, 2008 12:13 PM

    "يه جديد "عزيز
    لطفا فارسي تايپ كنين.
    مطمئنم اينقدر كه وقت صرف كردين و اين كامنت و نوشتين .حتمآ بازم مياين تا جوابشو بخونين.
    دوست خوبم...!
    همه كساني كه اينجا عضون بنا به دلايلي كه خودت تو كامنتت داشتي از چاقيشون خسته شده بودن.اين يه تلنگر خموبيه واسه يه شروع.اگه عاشق هيكل چاقت باشي هيچ وقت زحمت لاغركردنم به خودت نميدي.
    مااينجا اومديم تا ازهم چيزهاي مثبت ياد بگيريم.
    همونطوري كه گفتي خستگي و تداوم نداشتن يه رژيم اين معني رو ميده كه راه رو داشتيم اشتباه ميرفتيم.
    ما داريم اينجا تلاش ميكنيم لايف استايلي رو انتخاب و تكرارش كنيم كه اصلاح زندگي گذشته امون باشه و با تكرارش بشه ملكه ذهنمون تا آخر عمر.
    كي گفته ماها نميتونيم از همه چيز بخوريم؟
    وقتي ياد بگيري كالري بشماري.اگه علاقه ات به يه تيكه شكلات باشه كه بر اثر رژيمهاي غلط تا الان خودتو ازش محرو م كردي كالريشو حساب ميكني.يه تكه كوچيك ازش ميخوري و بيشتر تو دهنت نگه ميداري چون تموم لذت خوردن از همون حس چشاييه.
    اگه هر چيز ديگه ايي هم دوست داشته باشي ميتوني ازش بخوري.
    اما به اندازه.
    هيچ انساني نيست كه مشگل تيروئيد و يا چيز ديگه ايي نداشته باشه و مثل اسب غذا بخوره و لاغرم بمونه.
    اگه يه آدم لاغر ميبيني مطمئن باش معده اش به اندازه منه چاق بر اثر افراط و ولع گشاد نشده.من چاق اينقدر خوردم كه با دل درد از سر سفره پاشدم.اما يه آدم لاغر به اندازه حجم معده اش ميخوره و ازش لذتم ميبره.اما ماها بخاطر لاغر شدن غلط مجبوريم معده امونو نصفه و نيمه نگه داريم و نهايتآ هميشه ناراضي باشيم و در حسرت مثلآ همون يه تيكه شكلات.
    روش ما اينجا گرسنگي نيست.كمااينكه اگه به وبلاگ من بري متوجه ميشي دوستانم هميشه بخاطر كم خوريم دعوام ميكردن.چون با كم خوري آدم لاغر نميشه و بدن پس از يه دوره گرسنگي غذايي كه بهش ميرسه رو ذخيره ميكنه واسه روز مبادا.چون تصورش اينه كه دوباره قحطي خواهد كشيد.
    براي لاغر شدن بايد دايم متابوليسمتو افزايش بدي.يكي از راههاي افزايششم اينه كه دايم بخوري.بجاي 3 وعده 6 وعده بايد بخوري 3 وعده اصلي و 3 تا ميان وعده سبك و كم كالري.ميدوني چرا؟
    چون تموم انرژي كه بدن ميسوزونه واسه هضم غذاست.
    با روشي كه تو انارستان ياد ميگيري هرگز گرسنه نخواهي بود.
    خود من هيچ وقت خودمو از خوراكيها محروم نميكنم.مثلآ من عاشق دلمه ام و قرار بود يه باربرم يه جا و بخورم.اما هيچ كدوم از دوستام ازجمله انار و ديانا و بقيه دعوام نكردن.
    اين تو روحيه من تاثير زيادي داشت و اون موقع بود كه ياد گرفتم نبايد به بدن سختي داد.الان اگه هوس چيزي بكنم اولش فكر ميكنم آيا اين غذا ارزش خوردن رو داره؟
    بعدش يه تيكه ازش ميخورم و بدون عذاب وجدان.چون ما تو انارستان با عجله وزن كم نميكنيم كه تا يه مشگلي پيش اومد و نتونستيم ادامه بديم سريعم برگردونيم.چربيهاي ما يه روزه به انباشته نشده كه يه روزه هم بخواد از بين بره.
    هر چه روند اب شدن چربي كمتر و كمتر باشه برگشتشم كمتر خواهد بود.
    اوايل من براي كاهش وزنم هفته ايي يه كيلو رو انتخاب كردم.اما هر چه مطالب سايت انار و ميخوندم واقع گرايانه تر فكر ميكردم و الانم تصميمم رو هفته ايي نيم كيلو گذاشتم و بجاي 5 ماه كردمش 11 ماه.
    اگر هفته ايي كم نشدم يا وزنم استپ كرد اصلآ ناراحت نميشم و به نيمه پر ليوان نگاه ميكنم و به خودم ميگم خوشحالم كه زياد نشدم و ثابت موندم.
    دوست خوب من
    بهت توصيه ميكنم اگه براي سلامتيت ارزش قايلي و واقعآ اين خسته شدنت خسته شدن حقيقي باشه تموم مطالب سايت انارو بخون.بهت قول ميدم هيچ جا اين همه مطالبي كه با جون و دل و بر اثر تجربه شخصي و اصول علمي نوشتخه شده رو يك جاپيدا نخواهي كرد.
    من از خيلي سال پيش مدام رژيمهاي مختلف گرفتم.مدام به خودم سختي دادم.خوبم نتيجه گرفتم اما دوومش زياد نبود.قبل ازاينكه عضو اينجا بشم بدون اينكه كامنتي تو سايت انار بذارم و كسي بهم بگه تموم مطالبشو خوندم.به جرآت ميگم تازه دارم روش يك عمر زندگي كردن بي دغدغه وزن اضافه كردنو ياد ميگيرم.تازه دارم از زندگيم لذت ميبرم.و همه اينارو مديون انار و سايت خوبشم.الان ميفهمم كه خدا دوستم داشت كه اينجارووچنين دوستاي خوبي پيدا كردم.هر بار قبلا رژيم ميگرفتم با يه بار ناپرهيزي تصورم اين بود كه ديگه تموم شد و ادامه نميدادم و منتظر شنبه و اول ماه بودم تا دوباره شروع كنم.سه شنبه طلاييه اينجا به من ياد داد كار امروزمو به فردا نندازم.ياد گرفتم اگه يك وعده اضافه خوردم تو وعده بعد جبران كنم.اينجوري اگه فكركنيم هر اتفاقيم كه بيفته عقب نشيني نميكنيم.روزاييم كه خسته كسليم وقتي ميايم وبلاگ دوستامونو ميخونيم دوباره انرژي ميگيريم.
    يكي ديگه از دلايل موفقيت بچه ها تو كم كردن وزن اين كار گروهي و گزارش روزانه اشونه.
    خدا شاهده اگه خودم تنها بودم و عضو اينجا نميشدم اينقدر بهمونه داشتم كه هزاران بار بيفتم به پرخوري.يكيشم همين درسمه.
    دوست عزيز
    خوشحالم كه به اين واقعيت رسيدي و قبول داري كه چاقي.همين جا يه شروع دوباره بي پايانه واسه تو.مطمئنآ كاهش وزنت اينقدر برات اهميت داشته كه اومدي و خالصانه از احساساتت واسه بچه ها گفتي.
    اميدوارم بتوني بهترين راهو واسه زندگي كردن و روزاي آتي عمرت انتخاب كني.يه راهي كه لذت بخشم باشه.
    انارستان به تجربه خودم بهترين گزينه است براي يادگيري.
    موفق باشي

    هستي | June 7, 2008 12:22 PM

    رقی عزیز
    وزنت رو اگه به کیلوگرم هر روز محاسبه میکنی ستون کیلو گرمو رنگی کن
    اگرم ترازوت پوند رو نشون میده ستون پوند رو رنگی کن
    به نظرم اگه خودمم درست متوجه شده باشم همین باید باشه

    هستي | June 7, 2008 12:26 PM

    اوا!!!!!!!! بدبخت؟؟؟؟؟؟؟؟ تو یه جمعی که داریم از سلامتی و نشاط و ورزش صحبت می کنیم؟؟؟؟؟؟ انار جان چرا اجازه اینجور حرف ها رو می دی؟؟؟ یا حداقل حذف نمی کنی؟ شاید اگر میتینگ ها باید مدیر داشته باشن؟ و کامنت های افراد غیر عضو اول بره برای تایید؟؟ لطفا.

    بهارک | June 7, 2008 1:05 PM

    در میتینگ های اخیر خیلی کامنت های بدی داشتیم راجع به لاو هندل ما ها گرفته تا بدبختی!!!!!!! تا همه چی!! انار جان ای کاش کامنت ها مثل بعضی سایت ها اول باید توسط خودت تایید می شد.

    بهارک | June 7, 2008 1:09 PM

    بچه ها اين ترازويي كه سيب گفته رو من هم سفارش دادم برام بيارن . خب تفاوتش با ترازوهاي عادي اينه كه درصد چربي و ماهيچه و آب بدن رو نشون ميده .
    هيچكي اينجا از اين مدل استفاده نمي كنه ؟!! يا نديده ؟!

    ليلا | June 7, 2008 1:10 PM

    من خیلی به ادب و نزاکت حساس هستم والا خیلی اعتماد بنفس بالایی دارم و اصلا اهمیت ندادم اما بعد که دیدم هستی جان جواب دادن بهشون من هم خواستم نظرمو بگم/

    بهارک | June 7, 2008 1:12 PM

    دوست من استفاده می کنه البته ایران نیست اما همون درصد و این مشخصات که گفتین داره انگار/ ازش راضیه چون همش بهم درصداشو می گه:))

    بهارک | June 7, 2008 1:15 PM

    بهارك جان اينكه همش درصداش رو ميگه خوبه يا اعصاب خورد كن :دي
    اگه واقعا اعصاب خورد كنه نخريم بعد ميايم اينجا گزارش ميديم كه اي من امروز يك گرم چربي آب كردم يك گرم عضله كم شد و اينا :دي

    ليلا | June 7, 2008 1:42 PM

    بهارک جان من فکر کنم این دوست جدید ما بیشتر از اینکه قصد بدی داشته باشه درد دل کرده. دردی که من مطمئنم کسی نیست توی این گروه که نکشیده باشه و نتونه باهاش همدردی کنه. بهتر نیست به جای اینکه از خودمون برونیموشون بهشون نشون بدیم که میشه از این مرحله عبور کرد و واقعا امکانش هست که آدم با خودش خوشحال باشه؟

    انار | June 7, 2008 1:50 PM

    وای من ستاره گرفتم بالاخره
    آخ جون...(اینجا شکلک رقص تصور شود)
    برو بچ جونمی
    سالومه خانمی
    شری خانم
    آلوچه خانوم جون
    کرم ابریشم جون
    فندقی
    زینب خانم و هستی خانمی
    ستاره هاتون مبارک باشه
    ایشالا همش ستاره بگیرید!!!!( باهم البته شکلک چشمک!)
    مرصی انار جون

    گلی | June 7, 2008 1:59 PM

    به به...شمع وچراغون ميبينم ستاره بارون ميبينم..ميونه شهر تپلا ....ستاره بارون ميبينم
    واي چه قشنگه امشب شهر فرنگه امشب
    توي ميتينگ اين دفعه بزن وبرقصه امشب...........
    دست دستتتتتتتتتتتتتتتتتت...................
    اهان البته حالت حزن رو حفظ كنيد چون تازه كمي از اذان گذشته وهنوز مثلا عذاداريم يهو بي جنبه نشيد بريد روي ميز ريز بيايد فعلا در جا.........
    دوستان ستاره هاتون مبارك
    به قول سنجد بر مي گردم

    آزي | June 7, 2008 2:05 PM

    دوست جدید غمگین من پیشنهاد میکنم برین اون بالا توی بخش لینکهای مفید اون فایلی رو که من گذاشته ام در مورد انشاهای بچه ها بخونید. بعد آدرسهای قبلی انارستان هم که هستی در موردش میگه همونجا هست اگه میخواهید بخونید.

    انار | June 7, 2008 2:10 PM

    واي بچه ها من جدي جدي ترك كردم الان دوروزي بود حتي به اندازه يه ميل چك كردن هم نيومده بودم.البته راستش به اين بر مي گرده كه اعصاب اين اينترنت يواش رو ندارم...والا فكر نكنيد دارم علم ودانش كسب مي كنم.
    همچنان در حال سروكله زدن با خودم واين آزي بد قلق درس نخونم...عين اين مامان وبچه سرتق تخس ها شديم كه من هي اضطراب دارم ميگم بخونننننننننننننن.....اونم هي وقت تلف مي كنه وبه ازاي هر نيم ساعت درس دوساعت ول مي چرخه.در نهايت اينكه من هنوز نتونستم ساعت دس خوندمو از 4ساعت ونيم بالاتر ببرم...
    فقط خوردنم به بچه كنكوري ها رفته وهي دارم مي خورم ودارم به عينه ميبينم كه چه تپل ومپل شدم وخودمم وزن كردم ولي اعصاب كالري شمري ندارم وفعلا فقط ميگم براي اينكه توپه از دستم نره با چنگ ودندون برم اين ورزش و كه تنها نقطه مثبت لايف استايل بهينه مي باشد
    خيلي بامزه كه امروز دپ زدم اساسي كلا اعصاب مصاب تعطيل از صبح داشتم نقشه مي گشيدم كه برم دماغمو عمل كنم يه ماه هم رژيم بگيرم ورزش واستخر خفن بشم 50 كيلو بعد برم كلي هم آفتاب بگيرم وبعد برم ازين ناف واره ها مدل اشي بندازم وبعد موهامم هايلايت كنم...ازين مانتو چين چين برق برق ها وكفش تق تقي وكيف گنده ورني ها هم بخرم ولبامم شش دور پهن تر كنم ومژه مصنوعي هم بذارم وابروهامم تيغ بزنم ويه دوسه خط برم بالا...بعد يه شوهر پولدار كه ميدونيد ريخته بازاري وماشين شاسي بلند دار پيدا كنم (كه اينم ريخته )بعد اگه شد يه سگ هم خال خال ناز ماماني بخرم آهان ناخن هامم يه وجب بلند كنم ولاك جيغ خوب....همه بگيد خوب..........
    بعد عروسي كنم البته چون الان فصل ميوه نيست تا من اين كارارو انجام بدم ديگه فصل ميوه هم ميشه.خوب.......بعد شوهر كنم...درسم بي خيال...سال ديگه هم بچه دار ميشم...شوهرمم فقط ازم توقع داشته باشه كه به خودم برسم وغذاش حاضر باشه وشلوارشو خط اتو بندازم ...والبته وظايف زناشويي..
    همه اينا رو الان فهميدم دليلش چي بود.كلي خنديدم.آرام برامن يه كامنت خيلي به موقع گذاشته كه از همين جا ميبوسم دستشو واين شعوره شو كه با اين كفتركي زد تو خال..كه من مبتلا به يه سندروم قبل از كنكور از نوع وخيم شدم..كه آخرش كه چي؟
    حوصلم سر رفته اساسي...فقط منتظرم اين كنكوره تموم شه ومن برم فقط استخر..هر روز لخت شم بي كيني بپوشم مغزم آفتاب بخوره؟خوب ميشم يعني اون موقع؟

    آزي | June 7, 2008 2:22 PM

    راستی مهدیس و پی براه کجاند؟ کسی خبر نداره؟

    انار | June 7, 2008 2:23 PM

    آزی جان من خیلی وقت طرز تهیه سوپ و خوراک رو برات ایمیل کردم.بدستت رسیده؟می شه خبرشو بدی؟مرسییی

    rokhy | June 7, 2008 3:08 PM

    وای خاله رخی تو چرا دیگه بر نمیگردی
    هاااااااااااااااااااااااا
    مادیگه باهات قهریم

    بچه ها ستاره هاتون مبارک

    اذی جون خدا خفه ات نکنه با این قلم طنزت خیلی خندیدم

    اخی آرامکم اضافه کردن وزنت مبارک

    دکتر سارا | June 7, 2008 4:04 PM

    سارا جون خوشگلم کامنتای بالاتر توضیح کوچولویی دادم.و خبر احوال کردم.باور کن خودمم نمی دونم.پاک گیج و ویجم

    rokhy | June 7, 2008 5:49 PM

    آزی سندرم قبل از کنکور اشکال نداره. اما اگه ادامه دار بشه و بعد بخوای بگی سندروم بعد از کنکور و اینا اصلا قبول نیستا!

    شب تاب | June 7, 2008 8:31 PM

    من هم برگشتم. این مدت خیلی سخت گذشت بهم. چون مامانم حالش بد بود و بدتر از همه روحیه اش هم خیلی خراب بود. و خب هفته پیش خورده بود به تعطیلات مامانم انگار بی خودی تو بیمارستان مونده بود چون دکترش هم نمیومد بهش سر بزنه. ولی خب بلاخره براش بالن زدند و دریچه قلبش باز شد. ولی خیلی روحیه اش ضعیف شده بود و دائم گریه می کرد.
    مرسی از شما تپلها که برای مامانم دعال کردید. به قول زینب با دستهای تپلتون دعا کردید برام.

    گلی جان سالومه جان شری جان آلوچه خانوم عزیز کرم ابریشم جان فندق جان و زینب جان ستاره هاتون مبارک.
    خدا بده برکت این هفته خیلی پر بار بود.

    آلبالو | June 8, 2008 1:16 AM

    انار جان بله موافقم اما لحن به نظر من کمی بی ادبانه بود که خب حتما من خیلی جدی هستم ببخشید/

    بهارک | June 8, 2008 2:56 AM

    آلبالو برای مامانت خیلی خوشحالم .

    بهارک | June 8, 2008 2:59 AM

    آلبالو ایشالله دیگر همه تون سلامت باشید. خدا را شکر به خیر گذشته. یوهو! :)

    آرام | June 8, 2008 3:33 AM

    بهارک! بی خیال خواهر! ما باز هم دل می دهیم و قلوه می گیریم که همین دل و قلوه هاست که چاق کند لاغری و لاغر کند چاقی! ببخشید ت1لی و ترکه ای را! هههه!َ من هم با انار موافقم به نظرم دوست جدیدمون درددل کرده منتها احساساتش را تعمیم داده. همین. غصه نداره که. او هم میاد مثل ما انرژی مثبت می گیره و مثبت می دهد. ببین سیب جان چه زود راه افتاد. برم راستی الان بهش سر بزنم ببینم رو به راهه. خودت خوبی؟ نبینم ناامیدی! بهارک ستاره بعدی ات به زودی زود. بابا روی این چ