« April 2008 |
Main
| June 2008 »
ميتينگ 71
من خدائيش روم نميشد بيام اين ميتينگ رو شروع كنم. ببخشيد كه نرسيدم ستاره هاي هفته بيش رو بدم. دوباره مهمون دارم و اداره كردن مهمون و درس و اينا با هم سخته. چشم به هم ميزنم روز تموم شده. اما گزارش هفته گذشته من سه روز با همخونه ام...
+ ادامه
میتینگ 70
خوب من برگشتم. جای همگی خالی. خیلی خوش گذشت و حسابی استرسم کم شد و الان سیاه سوخته و آماده خدمت شما هستم. سوغاتی هم براتون این عکس این پائین رو آوردم. این پرنده هه انگشت نداره. نمیدونم از اول نداشته یا توی یه تصادفی از دست داده بوده اما...
+ ادامه
میتینگ 69
خوب به سلامتی نصفه شب شد و من هنوز سر کار هستم. میتینگ 69 شروع شد. شما ایشالا وضعتون بهتر از من بوده امروز چون من کلا شام نوشابه و سیب خوردم. میترسم زنده به این مدرک دکترا نرسم. به این نتیجه رسیده ام اگر بالای ده ساعت پشت هم...
+ ادامه