« برنامه انار برای هفته میتینگ68 تا میتینگ 69 | صفحه اول | میتینگ 69 »
میتینگ 68 شروع شد. بنده خیلی دوست داشتم یکی دو نکته فرمایشات کنم الان اما ساعت 11:15 دقیقه شبه و من هنوز سر کارم و دارم از خستگی بیهوش میشم و باید برم خونه. فردا میبینمتون:)
تکمیل 1. راجع به رژیمهای رایج بیشتر بدانیم: اتکینز
خوب یه بحث خیلی خوبی در گرفته راجع به رژیم اتکینز که من راستش دلم میخواست وقت بود بیشتر میخوندم اما همینی که فهمیدم رو جمع بندی کنم تا اینجا فعلا.
اولین سئوال برای من این بود که رژیم اتکینز چی میگه؟
ظاهرا اساس رژیم اتکینز بر محدود کردن مقدار کربوهیدارت مصرفی قرار گرفته. این رژیم 4 فاز داره که در فاز اول که دو هفته است افراد محدودند که زیر 20 گرم کربوهیدرات در روز مصرف کنند و از میوه, سبزیجات پر کربوهیدرات, برنج, نان, حبوبات, و شیر دوری کنند. بعد از این دو هفته میتونند هفته ای 5 گرم به میزان کربوهیدارت مصرفیشون اضافه کنند تا در نهایت که به فاز "نگهداری" میرسند مقدار کربوهیدرات مصرفی تا 90 گرم بالا میره. در فاز "نگهداری" که قراره روش زندگی بعد از کاهش وزن باشه به افراد توصیه میشه در مصرف گوشت قرمز امساک کنند, کربوهیدارت پیچیده مصرف کنند و میوه و سبزی بخورند.(اگه هر جاش اشتباهه بگین لطفا) اساس منطق رژیم بر این اساسه که با محدود کردن کربوهیدارت در بدن و محدود کردن کربوهیدارات مصرفی به خوردن غذاهایی که شاخص گلیسمیک پائینی دارند یک "مزیت متابولیکی" در بدن ایجاد میکنه که باعث چربی سوزی میشه.
خوب من اولین واکنشم این بود که برم ببینم انقدر کربوهیدارت یعنی چقدر غذا. یه وعده میوه (حدود یک پیمانه میوه) حدود 15 گرم کربوهیدارت داره. یک پیمانه حبوبات(پیمانه اندازه گیری که حدود نصف لیوانه) حدود 40 گرم کربوهیدارت داره. یک پیمانه برنج سبوس دار حدود 45 گرم کربوهیدارت داره. یک تکه 30 گرمی نان تست حدود 15 گرم کربوهیدارت داره. یک پیمانه سریال صبحانه میتونه بین 30 تا 50 گرم کربوهیدارت داشته باشه. یک لیوان شیر حدود 10 گرم کربوهیدارت داره. یک تخم مرغ 1.5 گرم کربوهیدرات داره. تنها مواد غذایی که اصلا کربوهیدارت ندارند انواع گوشت و روغن میباشد .
دومین واکنش من این بود که بیام این مقدار غذا رو با توصیه های هرم غذایی که اساس لایف استایل سالمه مقایسه کنم. بر اساس هرم غذایی برای سالم زندگی کردن ما احتیاج داریم روزانه دو تا سه وعده میوه بخوریم, یک تا سه وعده حبوبات یا دانه های روغنی بخوریم, یک یا دو وعده لبنیات کم چربی بخوریم و تقریبا با هر وعده غذا کربوهیدارت پیجیده مصرف کنیم. به نظر من یکی از مشکلات اتکینز اینه که اینا رو هرجوری جمع بزنیم نمیتونیم توی اون بازه 90 گرم کربوهیدرات در روز بگنجونیم و در نتیجه همونطور که خود اتکینز هم در وب سایتش میگه این هرم غذایی با سیستم اتکینز اصلا قابل اجرا نیست. خودشون هم این نکته رو قبول دارند و در نتیجه در سایتشون یک هرم غذایی متفاوت تعریف کرده اند.
سئوال بعدی برای من این بود که آیا اتکینز کار میکنه؟ برای جواب به این سئوال یه نفر باید بشینه و مقالات علمی تغذیه رو که در مورد این متد بررسی کرده اند رو بخونه و بعد یک جمع بندی کنه. متاسفانه من نه وقتش رو داشتم در این فرصت کوتاه و نه علمش رو. برای همین هم به جمع بندی دیگران بسنده کردم. در سایت ویکی پدیا در بخش مطالعات علمی میگه که بخشی از مطالعات نشون داده اند که رژیمهای کم کربوهیدرات در یک سال اول برای آدمهایی که چاقی مفرط (بی ام آی بالای 30 ) دارند بهتر از بقیه کار کرده اند اما مقالاتی هم چاپ شده اند که این نظرات رو تایید نمیکنند و فرق چندانی بین رژیم اتکینز و بقیه نمیدونند. به طور کلی به نظر میرسه که این رژیم تا 6 ماه اول خطر جدی نداره . بعضی از مطالعات اثر اون "مزیت متابولیکی " رو ناچیز شمرده اند و بعضی مطالعات به این اشاره دارند که در نهایت در این رژیم به علت حذف کربوهیدارتها که منبع انرژی هستند و در نتیجه یکنواختی غذاها اونهایی که رژیم دارند حتی تا 1000 کالری کمتر از زمان قبل از رژیمشون غذا میخورند و همین باعث لاغریشون شده. در وب سایتهای دیگه اشاره شده بود که در مطالعاتی تا 40% داوطلبانی که روشون مطالعه انجام میشده قبل از پایان مطالعه از پروگرام بیرون رفته اند که یعنی نتونسته اند رژیم رو ادامه بدند.
بعد من اومدم اینا رو با تجربه شخصیم مقایسه کردم. من چندین سال پیش دو هفته اتکینز رو گرفتم و بعد ول کردم. علت اصلیش این بودم که واقعا نمیتونستم ادامه بدم با اینکه لاغر هم شدم و به چشم هم حتی قابل رویت بود. اما بعد از دو هفته انقدر دلم برای خوردن یه دونه گوجه فرنگی یا یه لیوان شیر تنگ شده بود که واقعا نمیتونستم ادامه بدم. و یادمه که به شدت احساس میکردم بدنم دچار رخوت شده و عصبی بودم چون هیچی اجازه نداشتم بخورم. اما آیا رژیم کم کربوهیدارت کلا چیز بدیه؟
من خودم مشکل مقاومت انسولین دارم. یعنی بدن من شکر رو خوب پردازش نمیکنه و در نتیجه اگر بدن معمولی برای یه واحد شکر یه واحد انسولین ترشح میکنه بدن من دو واحد انسولین توی خونم میریزه.کار انسولین اینه که قند داخل خون رو پردازش کنه...هرچی رو که لازمه به انرژی تبدیل کنه و بقیه اش رو برای بعد ذخیره کنه که میشه همون چربی خودمون! مقدار بالای انسولین باعث افت شدید قند خون میشه که خودش دوباره باعث ولع برای یه چیز شیرین میشه که باز اون باعث انسولین بیشتر میشه و این دور ادامه پیدا میکنه. این عارضه به نوبه خودش میتونه باعث چاقی, دیابت نوع دوم, حمله قلبی, مشکلات هورمونی و غیره بشه. به همین دلیل باید چند تا قانون رو توی زندگیم رعایت کنم. اول اینکه مصرف کربوهیدارتم باید منوط به کربوهیدراتهای پیچیده (یعنی شاخص گلیسمیک پائین) باشه به دلیل اینکه کربوهیدارتهای پیچیده به مرور قند رو توی خون آزاد میکنند و در نتیجه سطح انسولین خون پائین میمونه. دوم اینکه در هر وعده غذایی سعی کنم بیشتر از 30 تا 40 گرم کربوهیدارت نخورم و برای مقدار بیشتر دو سه ساعت صبر کنم. اگر گرسنه بودم بقیه اش رو پروتئین و سبزیجات بخورم. این دو سه ساعت مقدار زمانیست که لازمه که انسولین وارد خون بشه, کربوهیدارت دریافتی رو پردازش کنه و بعد سطحش دوباره پائین بیاد. سوم اینکه سعی کنم هر زمان که کربوهیدات میخورم همراهش پروتئین هم بخورم چون پروتئین خودش باعث میشه سطح قند خون یهو خیلی بالا نره. چهارم سعی کنم اکثر کربوهیدارتهام رو در دو سوم اول روز بخورم. و خوب صد البته که سعی کنم روزانه نیم ساعت ورزش کنم چون ورزش در کنترل میزان انسولین و قند خون بسیار موثره. دکتر تغذیه به من توصیه کرده که روزی 180 تا 190 گرم کربوهیدرات بخورم.
روش زندگی من یک روش با کربوهیدارت پائینه. بنابراین من تغذیه با کربوهیدارت پائین رو رد نمیکنم. مخصوصا برای افرادی که چاقی مفرط دارند این روش ممکنه کارسازتر باشه به علت اینکه بافت چربی خودش باعث مقاومت انسولینی میشه و در نتیجه این عارضه ای که من به صورت مادرزاد دارم رو برای یه فرد نرمال اما چاق به وجود میاره و همین میشه که اگر ازش مراقبت نشه به دیابت نوع دوم تبدیل میشه. اما اما اما...دو نکته وجود داره...حد کربوهیدارتی که من باید رعایت کنم با روش زندگی هرم لایف استایل مغایرت اساسی نداره. من هنوز جا دارم که حبوبات بخورم, میوه بخورم و حتی برنج بخورم. در نتیجه اگر شما به چارت غذایی من نگاه کنید با اینکه بیش از 25% کالری من از چربی موجود در گوشت و لبنیات و اینا میاد(که نتیجه طبیعی رژیمهای کم کربوهیدارته) اما من به علت اینکه جا برای مقدار کافی کربوهیدات خوردن و در نتیجه سیر شدن دارم مجبور نمیشم به منابع پر چربی تر برم. مجموع گرم چربی که من در روز مصرف میکنم حدود 50 گرمه که زیاد نیست. متاسفانه منابع پروتئینهای حیوانی اکثرا پرچرب هستند و اگر بخواهیم توی بازه اتکینز بمونیم حتی شیر و حبوبات هم نمیتونیم بخوریم. رژیم اتکینز به نظر من به خاطر محدودیت بیش از حد کربوهیدارت منبع پروتئین رو عملا فقط به پروتئین های حیوانی محدود میکنه و در نتیجه خطر بیش از حد شدن چربی های اشباع و ناسالم رو در تغذیه زیاد میکنه. نکته دوم اینکه من مطمئن نیستم رژیمی که انقدر مصرف میوه, حبوبات, لبنیات, و سبزیجات رو محدود میکنه چطور میخواد ویتامین ها و مواد مغذی مورد نیاز رو به بدن برسونه. علاوه بر اون پروتئین خیلی زیاد برای بدن خوب نیست و حدود 0.8 تا 1.5(اگر ورزشکار هستید) گرم پروتئین برای هر کیلو وزن بدن توصیه میشه و نه بیشتر.
در مورد اینکه همه ما مثالهایی رو دیده ایم که با این رژیم یا هر رژیم دیگه ای کار کرده اند...نکته ای که باید بهش توجه کنیم اینه که علم پزشکی و تغذیه یک علم تجربیه نه یه چیزی مثل ریاضی که مثلا دو بعلاوه دو همیشه میشه چهار. قانونهایی که در این علوم هست بر اساس مشاهدات آماری ایجاد میشه. میان یک نمونه آماری که سعی شده نماینده خوبی از جامعه مورد مطالعه باشه رو انتخاب میکنند و بعد مطالعه رو انجام میدن و بعد میگن مثلا احتمال اینکه با رژیم اتکینز چربی خون بالا بره مثلا 90 درصده. این مفهومش این نیست که اگر شما یا من رژیم اتکینز بگیریم حتما چربی خونمون بالا میره...مفهومش اینه که داریم این ریسک رو قبول میکنیم که برای یک راه میانبر خطر 90 درصدی حمله قلبی رو قبول کنیم. حالا ممکنه من و همسایه شما شانس بیاریم و جزو اون ده درصد آدمهایی باشیم که حمله قلبی نمیگیرند. برای همین شما همیشه میتونید در این قانونها استثنا پیدا کنید و این به معنی بی اعتبار بودن یافته های علمی نیست.
نکته اخر هم در مورد رژیمهایی که انقدر محدودیت ایجاد میکنند همونه که دیانا هم بهش اشاره کرد. اینها به درمان معلول میپردازند نه علت. علت اینکه من و شما اضافه وزن پیدا میکنیم اینه که یه سری مهارتهای مدیریت فردی رو بلد نیسیم. انضباط ذهنی نداریم, مدیریت زمانمون خوب نیست, یاد نگرفتیم خودمون رو در اولویت بگذاریم, و یاد نگرفتیم خودمون رو همینی که هستیم قبول کنیم و با همین بدنی که داریم کار کنیم و خوشحال باشیم. اگر اینها رو یاد نگیریم هر رژیمی میشه همون زندگی در گلخانه که امید ازش میگفت. میشه مهارت لاغر ماندن در خلا. اما ما آدمها در خلا زندگی نمیکنیم..توی دنیای واقعی زندگی میکنیم و باید یاد بگیریم توی همین دنیای واقعی خودمون رو اداره کنیم و تحت هر شرایطی سلامت و شادیمون رو فراموش نکنیم. اتکینز یا سوپ کلم یا تب سوزنی یا هر روشی که یه عمری قابل نگهداری نباشه فقط به اندازه مدت اون روش روبرو شدن ما رو با مشکل اصلیمون به تاخیر میندازه و یه زمانی میده که ما به جای قبول مسئولیت رفتارمون ازش فرار کنیم. این فرار از مسئولیته که من به شدت توی این گروه همیشه نهی کرده ام و اساس مخالفت من با برنامه های اینجوریه.
ساعت شد 1:30 باز!
تکمیل 2. الان ساعت 11 است و من تازه رسیدم سر کار و هنوز نظرات رو هم نخونده ام و فقط خواستم بگم اگر کسی به خاطر آخرین پاراگراف تکمیل قبل ناراحت شده من ازش معذرت میخوام. یکی نیست بگه دختر مگر مریضی ساعت 2 نصفه شب مطلب مینویسی که بعدش تا صبح هی نگران بشی و خواب ببینی که لادن از دستت ناراحت شده؟ میخواستم بگم که من اصولا علت مخالفت کلیم با روشهای رژیمهای خااص همونه که در بالا نوشتم اما در مواردی این رژیمها میتونند راهنمایی برای تغییر لایف استایل بشن همونجور که ویت و.اچرز برای من شد. بنابراین نمیشه حکم کلی داد که برای همه بده و همانجور که ازدواج! امری موردیسیت و بسته به دو طرف و ذهنیتشون این هم همینه...یه ازدواجهایی ریسکش بالاست اما میبنی کار میکنه برای اون فرد بخصوص و یه ازدواجهایی هم ظاهرا همه چیزش درسته و کار نمیکنه. من فکر میکنم بسته به ذهنیت شخصه که چرا این روش رو انتخاب کرده...دلیل پشت انتخاب روش مهمتر از خود روشه و یه جورایی فکر میکنم اگر دلیل درست باشه لایف استایل بعد از مدتی خود به خود به طرف لایف استایل درست میل میکنه.
همین. من قصدم ناراحت کردن کسی نبود و اگر ناراحت شدید, مخصوصا لادن و شاید بهارک, من معذرت میخوام. من باید یادم باشه شب وقت خستگی مطلب ننویسم.
تکمیل 3. در روایات است که ستاره دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.
این هفته هفته خوبیه. بعد از مدتها هیچ کس حذف نمیشه.
اینا ستاره میگیرن:
مهتا ستاره پنج پوندی میگیره:
(مهتا جان لطفا عددهای جدول رو یک چکی بکن)
بهاران ستاره 5 پوندی میگیره:
سالومه ستاره 25 پوندی میگیره:
فندق ستاره 15 پوندی میگیره:
لیلا ستاره 5 پوندی میگیره:
ساغر ستاره 20 پوندی میگیره:
خوب کف مرتب و حسابی لطفا برای این اعضای ثابت قدم و با پشتکار و موفق. دست شما درد نکنه که اینهمه تلاش کردید و مبارکتون باشه. از برکت ستاره های رنگ و وارنگ شما میتینگ این هفته هم عین درخت کریسمس شد:)
بیایید یک نطقی بکنید, دوتا نکته کنکوری یاد ما بدید, اگر دغدغه ای توی این مدت باهاش درگیر بودید مطرح کنید که ستاره بی نطق برکتش کم میشه.(شوخی کردم بابا!:دی)











Comments
تست ساعت
انار | April 28, 2008 11:40 PM
من ميخ واستم اول بشم..چون منم سحرخيزبودم..ولي خوب حالا شاگرد دومي هم خوبه...19 هم داداشه 20 دي:
اينجانب در راستاي بي جنبه گي اخير وتلف كرده گي بسيار از دوجبهه هم بسيار عقب مانده ام .در جبهه لايف استايلي از امروز كالري شماري رو از سر ميگيرم ودر جبهه درس هم ديگه به صورت جدي ما رفتيم بزنيم تو گوش درس وبشيم يك عدد آزي شسته رفته واين كاره!
در اين راستا فعلا جدولم رو براي خودم ميكشم كه كمتر بيام اينجا واگه نتيجه اي مي خواستم گرفتم آپلود مي كنم.
براي همه گي آرزوي موفقيت مي كنم
آزي | April 28, 2008 11:50 PM
آخ جون كامنت خودم اول شد.من اولم...اينو به فال نيك ميگيرم.
آزي كم پيدا ميشود
آزي | April 28, 2008 11:53 PM
آخ جون خودم اول شدم......هوووووراااااااااا........
آزي كمياب مي شود
آزي | April 28, 2008 11:54 PM
آقا من برای جلوگیری از گیج شدگی بگم که شانه بسر طفلکی کامنت اول رو گذاشت اما بعد من ساعت اینجا رو (بالاخره) درستش کردم و در نتیجه ساعتش رفت به وقت دیروز! و اینجوری شده که کامنتهای من و آزی قبل از شانه بسر نشون میده.
انار | April 28, 2008 11:58 PM
وعده ی دیدار ماها میتینگه
كنار هم بودن مون میتینگه
قشنگه روز و روزگار با ورزش
مجمع ما تو انارستون میتینگه٬ میتینگه٬ میتینگه
ببين چقدر حال من و تو خوبه
اين همه دلخوشي از این میتینگه
اين همه دلخوشي از این میتینگه
تموم سعی و تلاش ما خيره
نتیجه اش لایف استایل خوش آب و رنگه
قسمت همه مون اندام خوش آب و رنگه
مثل ما كه قشنگيم ، قشنگه اين يه رنگي
مثل ما كه قشنگيم ، قشنگه اين يه رنگي
وعده ی دیدار ماها میتینگه
كنار هم بودن مون میتینگه
قشنگه روز و روزگار با ورزش
مجمع ما تو انارستون میتینگه٬ میتینگه٬ میتینگه
(از ابتدا دوباره تکرار کنین پلیز!)
****************************************
منصور جون رو دریابین که دریابیده ما رو!:
http://www.yehmahal.com/g.htm?id=24545
دیانا میتینگ دوست زاده!
دیانا | April 29, 2008 12:07 AM
آخ آخ دلم برای این کامنت شانه بسر می سوزه که هی ما ازش جلو می زنیم!!.
بعد هم این آزی ما دیگه جدی جدی داره می ز نه توی گوش هر چی کنکوره پس به افتخار نادره ی کمیاب مون می گیم هوراااااااااااااااا
یعد هم به افتخار درست شدن ساعت اینجا به وقت انار هم می گیم هوراااااااااااتر!
دیانا | April 29, 2008 12:14 AM
به به جمع سحر خیزها جمعه. منم از کله سحر وقتی هنوز همه جا تاریک و گرگ و میشه بیدارم.
آلبالو | April 29, 2008 12:38 AM
شونه جون ساعتت یه جورایی فرق می کنه. کامنتت بالای کامنت من بودا حالا رفت پایین
آلبالو | April 29, 2008 12:44 AM
والا ما سحر خیز هستیم اما شب خیز نیستیم
آقا اصلا یه سوال ؟
سحر همون دم صبح رو نمیگن احیانا ؟
یا تعبیر شما ها فرق داره ننه
زينب | April 29, 2008 1:54 AM
سلام
من امتحانام تموم شده ! می خوام این برنامه کالری شماری و محدوده وزنی و بازه و اینا رو شروع کنم و شدیدا به راهنمایی های رنگارنگتون نیازمندم!!
فعلا برم میتینگ های قبلی رو بخونم ببینم دنیا دست کیه !!
تو رو خدا اگه سوال پرسیدم نگید این چه پرته !
لیلی | April 29, 2008 2:01 AM
تو کدوم شیت ماها باید اسم وبلاگمون رو وارد کنیم ؟
تو همون لوگ وزن؟
بابا ما تو ایدانیم
فقیر مقیریم نمی تونیم این صفحه ها رو باز کنیم
اگه خدا قسمت کرد اسم ما رو هم بزنید
زينب | April 29, 2008 2:06 AM
من از همه سحر خیز تر بودم .لی نمی دونستم کر کره ای اینجا کی می ره یالا!
ميس ري | April 29, 2008 2:07 AM
:)) شانه به سر خیلی جالب شده مثل شلمان
بهارک | April 29, 2008 3:13 AM
انار جان من مطمئنم دعوت نامه نگرفتم اینم ایمیلم برای اطمینان: dokhtari_zire_derakhte_albaloo@yahoo.com
آلبالو88 | April 29, 2008 3:22 AM
حتی از من خوابالو هم دیرتر میاد کامنت شاگرد اولمون :))))
رقی من یک سوال دارم :) لطفا
به فرانسه چی می شه؟ روی یک کیف دیدم خب؟ واضح ننوشته اما اونجور که تونستم بخونم اینه
laisse moi't embrasser
Que tu es mignonne
بهارک | April 29, 2008 3:30 AM
هه هه
بهارک معنیش یعنی این:
بذار بوست کنم.
که چقدر تو نازی و بانمک
هاهاااااااا
رقی | April 29, 2008 3:55 AM
ااا آخی چه باحال
اینهمه ملت گفتند کامنت شانه بسر رفته پایین و اینها من هیچی نفهمیده بودم.
حالا دیدم که ای بابا کامنت منمکه از شانه بسر بالاتر رفته. پس بگووو قضیه این بوده. اواااااااااااااااااا چه باحاااااااال
وای وای. من یه اعتراف بکنم؟ دیشب آخر شبی داشتم باغچه اسرار آمیز jardins secrets نگاه میکردم که زدم تو خط خوردن. حالا نخورکی بخور. صحنه های حساس هم بود و اینها. خلاصه که فکر میکنید چی خوردم و چقدر؟بگم؟ دددد نه دیگه.نمیگم که آبروم نره. ولی بدنید رقی جدید با اشتهای فیل و گراز واینها برگشته. باید کنترلش کنم که کار دست رقی با اراده و کنترل کننده نده.
رقی | April 29, 2008 4:00 AM
این دیگه آخریه.من یه سری کلمات فرانسه رو اینجا مینویسم واسه اینکه ملت هم اگه دوست داشتند چند تا کلمه یاد بگیرن. به عبارتی یه خمس و زکاتی هم ما داده باشیم. اشکال که نداره.خوبه دیگه، از رهبر کبیر انارستان این چیز ها رو یاد بگیریم بعدا رفتیم ایران میتونیم کلی خدمت کنیم.
در جریان هستی دیگه؟مثلا تو همین اینترنت از همه جا هی فایل دانلود میکنند ولی عمرا یه فایلی بذارند که ملت استفاده کنند اونم گهگاهی پیش میاد. حالا مثلا من دارم رو این قضیه کار میکنم. یاد بگیریم این چیزها رو بد نیست هاا.نه؟
بعدش اینکه شرمنده من میام اینجا قصیه حسین کرد واستون هی تعریف میکنم
رقی | April 29, 2008 4:05 AM
رقی گفتم ما همزمان میایم نت.حالا بگو نه :دی
الان همزمان share کردیم .خیلی باحال بود.وقتی یک خونه از ردیفت خالی شد و بعد عدد جدید رو نوشتی.
منو ندیدی؟
پشت همین کاغذه بودما!!!!
..........
اهم اهم اینجانب بازم کم فرمودم.جالبه که غذا هم حسابی توپ می خورم.اما وقتی کلاسم تموم می شه پیاده میام خونه
یه عالمشم سر بالاییه.
دیروز یکی از دوستام گفت رخی!!!تو از 68 بیشتر که نیستی؟!!
واااای ذوق مرگیدم.یعنی بهم 68 می یاد.اگه بدونین چه حالی کردم.
واسه همین به سلامتیه همگی و با کمال بی جنبگی یک بستنی شکلاتی کاله ازونایی که آزی هم خیلی دوست داره
زدم تو رگ.آی حال داد. :دی
rokhy | April 29, 2008 4:22 AM
من یک کامنت بذارم به منظور اعلام سحرخیز بودگی و ایضاً ادعای شاگرد اولی :))
شانه بسر | April 29, 2008 4:31 AM
eeeeeeeeeeeee
چرا بلاگفا اینجوری می کنه!!!!!!!
برای شانه به سرو سالومه کامنت گذاشتم.کلی هم ذوق کردم
بعد نوشت امکان درج نظر جدید....ندارد :-(
دوباره که ذوقم برگشت می نویسم.
............
شانه به سر جان شرمنده ها.ما بی تقصیریم.
البته همیشه می گن کار را که کرد ,آنکه تمام کرد.
آخرین کامنت بودن هم حال می ده ها ;-)
rokhy | April 29, 2008 4:37 AM
دیانااااااااااااا کامنت با احساس من هم برات درج نشد.
بابا این وبلاگا اعتصاب کردن.اون از اکسترا اینم از بلاگفا
اما خونه رئیس الحمدالله مشکلی نداریم.
rokhy | April 29, 2008 4:41 AM
آقا قضیه من و این کامنتدونی شده مثل بعضی ها که شب خوابیدند و صبح رفته بودند ته لیست! اصولاً سحرخیزی به من نیومده گویا :))
شانه بسر | April 29, 2008 4:54 AM
راست می گی رخی می شینم کلی می نویسم سوال می کنم بعد ارور می ده باز می نویسم باز ارور می ده و مشکل اینجاست که وقتی بک می زنی دیگه اون متنی که نوشتی هم پاک می کنه
دیگه آخر سر تو خواب و بیداری می نویسم مرسی عزیزم :)) یادم می ره به کی چی می خوام بگم
منم که پرحرف همیشه حرفم یادم می ره یه تقه بهم می زنن تا یادم بیاد :))
بهارک | April 29, 2008 4:54 AM
آووو رقی ممنونم چقدر بامزه دوستم گفته بود می شه let me kiss you sweetie
مرسی رقی
رخی من و شما هم استانی هستیم؟ به نظرم یه جا نوشته بودی
بهارک | April 29, 2008 5:02 AM
انارجان. بیدار شدی از خواب؟ خوب خوابیدی؟ آدرس وبلاگ من تو لیست وبلاگها هست اما این بلاگ رول وبلاگم رو نشون نمی ده. آپدیت هم کردم.
آلبالو | April 29, 2008 5:49 AM
سلام من با داشتن رژیم و پیاده روی و همه اینا ... اصلا کم نکردم دارم نا امید می شم . انگار رژیم و ورزش رو من یکی جواب نمی ده . حداقل این وزنی که تازه اضافه کردم که باید زود بیاد پایین . دارم برای رژیم اتکینز دوباره وسوسه می شم هرچند سابقه اش رو داشتم و تجربه ی جالبی نبود به دلیل برگشت پذیر بودنش و لی...
پریسا | April 29, 2008 6:09 AM
من گرگانم.مگه گلستانی هستی بهارک؟
wooooow چه خوووووب.
rokhy | April 29, 2008 6:14 AM
سلام
من خیلی چاق و به تبع اون غمگینم.به منم کمک کنید. خواهش می کنم
خجالتی | April 29, 2008 6:31 AM
کجا یی شما انار؟
Anonymous | April 29, 2008 6:33 AM
میتینگ یعنی همتون یه ساعت خاص آنلاینید؟
Anonymous | April 29, 2008 6:35 AM
بابا رخی، من برات همون جا تو صفحه چت رومش پیغام گذاشتم دیدم جواب نمیدی بی خیال شدم رفتم. اتفاقا دیدمت که گذاشتم دیگه.
رقی | April 29, 2008 6:39 AM
نه یعنی سه شنبه ها وزنمون رو به روز می کنیم.
در طول هفته هر کسی توی وبلاگش کارایی که کرده رو می نویسه
بعضی ها هم وبلاگ ندارن.
ولی سه شنبه هر کی به طریقی گزارش می ده چه طور گذرونده هفتشو.ورزش...غذا...و ازین چیزا.پیشرفت داشته یا پسرفت.
rokhy | April 29, 2008 6:41 AM
eeeeeeeeeeee roghiiiiiiii
من متوجه نشدم.
rokhy | April 29, 2008 6:46 AM
اه! این بلاگفا دیگر شورش را درآورده من اصلا نمی توانم بلاگفایی ها را ببینم. مامان!
آرام | April 29, 2008 6:50 AM
مرسی رقی. کدوم سایت بلاگمو بسازم؟؟؟
Anonymous | April 29, 2008 6:53 AM
این هفته به نظرم خوب بود. کاش کالری ها را شمرده بودم. شاید دیانا یواشکی شمرده باشه برام. دیانا شمردی؟ بشمرم؟ مثلا یک روزش که خیلی نخوردم را! ببینم حفظ وزن بوده یا زیر بی ام آر معصوم!
آرام | April 29, 2008 6:54 AM
به قول آرام آهییییییی
چه مامانی گفتی آرام.دلم قولی بولی شد.
به خاطر همین مامان گفتنت بلاگفا امروز ردیفش می کنه.
rokhy | April 29, 2008 6:55 AM
رخی جان، ادت کردم. براتم پی ام گذاشتم. اونی که گفتی رو هم دیلیت کردم.سوپخیمه به فرانسه میشه.supprimer
رقی | April 29, 2008 6:59 AM
آرام من هم از میان وعده هات خیلی راضی بودم :)
به نظر من فعلاً ذهنت رو درگیر عدد و رقم نکن، حداقل تا مدتی. همین حس رضایت از برنامه ات رو بعنوان ملاک ارزیابی در نظر بگیر.
شانه بسر | April 29, 2008 7:04 AM
اکثرا" بلاگفا می سازن
www.blogfa.com
چون کسانی که عضو نیستن هم می تونن برات کامنت بذارن
ولی اکسترا پوند هم هست.ولی فقط کسایی که اونجا صفحه باز کردن و بلاگ دارن می تونن کامنت بذارن.
http://www.extrapounds.com
اگرم بخوای اینجا عضو شی اون بالا همه چی رو انار نوشته
یک اکانت گوگل باز می کنی
اون بالا قسمت عضویت در گروه انار همه رو توضیح داده
رخی | April 29, 2008 7:07 AM
ناشناس جان، بگو اسمت رو. من الان اصلا نفهمیدم کی هستی
رقی | April 29, 2008 7:08 AM
من رو می گی؟
Anonymous | April 29, 2008 7:19 AM
رخی بله!!!!! دختر مگه تو منو ندیدی؟ اگه دیده بودی که می فهمیدی کجایی ام
اینجا ننویسی ها سال اتحاد ملی :)
بهارک | April 29, 2008 7:27 AM
بهارک جونم من اینجارو زود کشف کردم ولی اشتباهی که کردم دیر عضو شدم
هنوز دو ماه دیگه تا سه ماه عضویته یاهوم مونده.
رخی طفلکی. p-:
rokhy | April 29, 2008 7:42 AM
سلام بهارک جون.
عزيزم من واقعا قصد نداشتم جو انارستان و يا طرز فکر شما يا لادن عزيز يا هر کس ديگه رو نسبت به نوع رژيمي که اينجا تو انارستان بهش معتقديد به هم بزنم.بهارک وقتي ميگم تو رو ميفهمم واقعا ميفهمم.چون من سه ماه قبل تو شروع کردم به رژيم .از اذر.اما سه ماه با رژيم انارستان و روشي که اينجا براي کاهش وزن همه در پيش گرفته بودند همش 8 کيلو کم کردم.
با اينکه من شايد نسبت به خيلي هاي ديگه بيشتر رعايت کردم.به جرات ميگم الان تو اين 6 ماهه حتي دريغ از يه تکه کيک کوچولو يا يه دونه شيريني.تو اون سه ماه هر روز پياده روي اونم 50 دقيقه
. رژيم کم کالري و سالم خوري و خلاصه هر کاري که ميشد باهاش نتيجه بهتري گرفت.
خيلي خسته کننده بود .تصميم گرفتم ادامه راه رو با اتکينز پيش برم.روزاي اولش يه ذره مشکله اما نتيجه اش مي ارزه.
ببين عزيزم واسه شروع فعلا بايد اينا رو بدوني
که بايد مصرف كربوهيدرات رو محدود کني در روز چيزي معادل 15_20 گرم.که اونم بايد از سبزيجاتي مثه خيار گوجه و کاهو و هويج در سالاد تامين بشه.نان و برنج فعلا ممنوع.مصرف پروتئين به اندازه دلخواه که اين ميتونه از گوشت سفيد يا قرمز باشه که بصورت کبابي يا سرخ شده يا ابپز ميشه استفاده کرد .پنير پر چرب فتاو همينطور سر شير خامه کره ميتوني بخوري.و تخم مرغ.حتي ميتوني از سس مايونز هم استفاده کني تو سالادت.روغن مصرفش مجازه.
اگه خواستي من همين اطرافم.ميام بهت سر ميزنم.سوال داشتي بگو.اميدوارم بچه ها اينجا اطلاعاتي داشته باشن بهت کمک کنن.و همينطور لادن 57 کيلويي عزيزم. موفق باشي.راستي اين رژيم واسه تو معرکه اس.کاهش وزن تا 5 کيلو رو همه تاييد کردن با اين رژيم .حتي مخالفين اتکينز.خيلي زود و در عرض يه مدت کوتاه 20
روز يه لادن ترکه اي ميشي جونم.بعد هم ميتوني
با لايف استايل و شيوه هاي صحيح مانع از بازگشت وزنت بشي.
لادن | April 29, 2008 7:43 AM
من یک ایمیل عضویت فرستادم.
کمکم کنیداو همه منو مسخره میکنن )-:
Anonymous | April 29, 2008 7:43 AM
سلام به همه موفق های عزیز
باورتون میشه که من تقریبا 3 کیلو کم کردم. البته نمیدونم چرا هیچ نشان لیاقتی به من اعطا نشده ولی من از همراهی شما که باعث ایجاد اراده و انگیزه شد و خلاصه یه تکونی خوردم متشکرم
انار جون ممنونم که این گروه رو راه انداختی
دیانا جون شما که جزو دلایل اصلی من هستی
و همینطور بقیه جمع
هورررررررررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااا
مهتا | April 29, 2008 7:45 AM
Anonymous جان
البته می دونی که فرستادن ایمیل عضویت باید با اکانت جی میل باشه.
بعدش رئیس (انار) برات دعوت نامه می فرسته.بعد عضو می شی.همین
اگه می خوای با کلی اطلاعات شروع کنی وبلاگ قبلی انار رو بخون.اکثرا" اونو حسابی می خونیم.خیلی مفیده
اینجوری هر کی هر زمان عضو شه با اولین ها هم هماهنگه
حتما موفق می شی.
راستی اسمتو ن چیه؟
http://anarweightloss1.blogfa.com/
اینم آدرس قبلی وبلاگ ورزشی انار
از میتینگهای قبلی همه هست
rokhy | April 29, 2008 8:05 AM
Anonymous جان! خوش آمدی. اینجا کسی کسی را مسخره نمی کند مطمئن باش. انار برات دعوتنامه می فرستد که اسمت را وارد لوگ کنی و رسما انارستانی بشوی :)
یک اسم هم برای خودت انتخاب کن که بتوانیم صدات بزنیم. Anonymous گفتن مثل این می ماند که به قول جودی آبوت با یک "چوب لباسی" عزیز صحبت کنیم.
الان هم اساسنامه را بخون:
http://weightloss.anarkhanoom.com/statue.php
بعد هم اینجا را بخون:
http://weightloss.anarkhanoom.com/links.php
آرام | April 29, 2008 8:10 AM
آره دیگه ناشناس عزیز
با شمام. میگم منم موافقم یه اسم انتخاب کنی بهتره.
رقی | April 29, 2008 8:36 AM
بر اساس چیزی که من فهمیدم از کربوهیدرات و پروتئین و چربی. اگر هر واحد کربوهیدرات 4 کالری داشته باشد هر واحد پروتئین 4 کالری و هر واحد چربی 4 کالری دارد. ولی اتفاقی که می افتد این است که احتمال تبدیل کربوهیدرات به چربی بیشتر است. اینطور که هم دکتر انار به اون گفته و هم برای من مشکل برعکسی توصیه شده اگر بیشتر کالری روزانه مان را از صبح تا عصر بخوریم بهتر هست. (مرسی از دیانا و ازی و سایر دوستان بابت یادآوری) من فکر می کنم در رژیم اتکیز که شما می گویید زحمت ذهنی کنترل خوردن کربوهیدارت را کم کرده و خلاص.
من حدس می زنم چون کربوهیدرات کلا حذف شده و در نتیجه فیبری در غذا وجود ندارد احتمال یبوست بالا برود؟
آرام | April 29, 2008 8:38 AM
لادن جون مرسی خانوم من می خوام بگم که آخه چرا اینقدر توضیح که منظورت فقط کمک هست مگه من حرفی زدم عزیزم ما که همه سواد که داریم اتکینز هم که رژیم جدیدی نیست و همه اطلاعات در مورد مزایا و معایبش هست. خیلی ازت ممنونم. اما می گم کتابشو باید حتما داشت یا همین که تو اینترنت راجع بهش می نویسن هم کافیه؟ اطلاعات زیادی راجع بهش هست حالا تو کتابش مطلبی جدا از اینها هست؟
بهارک | April 29, 2008 8:43 AM
آرام فیبر مگه تو همین سبزیجات کم کربوهیدرات نیست؟ البته وقتی نون نمی خوری خب به نظرم باید این مشکل باشه
بهارک | April 29, 2008 8:46 AM
رخی؟ هستی؟
بهارک | April 29, 2008 8:50 AM
اینجا اطلاعات خوبی درباره دو نوع کربوهیدرات نوشته:
http://www.mardoman.com/diet/gluc.aspx
اینجا نوشته رژیم های کم کربوهیدرات از طریق سرکوب اشتهای افراد باعث کاهش وزن می شوند.
http://www.salamatnews.com/ViewNews.aspx?ID=9349&cat=5
اینجا هم در مورد مکانیسم اثر این رژیم نوشته و عوارض آن را هم ذکر کرده:
http://www.tebyan.net/Social/Nutrition/DietTypes/LosingWeightDiets/2004/5/26/6774.html
این یکی هم البته ازش تعریف کرده:
http://atkins.blogfa.com/post-2.aspx
اینجا هم درباره تاثیر این دو رژیم بر درک شناختی انسان در کوتاه مدت نوشته است:
http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=34125
این بود آنچه گوگل به من گفت.
ارام | April 29, 2008 8:50 AM
انار!
یک کامنت درباره کربوهیدراتها و رژیم بیدون کربوهیدرات با کلی لینک در کامنت دانی ات منتظر تایید شماست.
آرام | April 29, 2008 8:52 AM
اون هر واحد چربی 9 کالری بود!
آرام | April 29, 2008 8:53 AM
اه جواب داده بودی رخی ببخشید. هم دانشکده هم فکر می کنم هستیم. اما مطمئن نیستم.
بهارک | April 29, 2008 9:02 AM
سلااااام
من همیشه میام این جا ار خوندن حرفاتون انرژی میگیرم (:
گلبو | April 29, 2008 9:03 AM
انار جون ستاره منو نمیدی؟ :(
بهاران | April 29, 2008 9:29 AM
سلام سلام
وسط ورزش اومدم بگم این آهنگ آرش رو دانلود کنید مثه من ورزش کنید توووووپ لعد میام گزارش می دم
http://toopir.com/article2225.html آهنگ دوست ندارم
کلا" واسه ورزش همش خوبه
بوس به همه راستی بازم از من روزنامه مصاحبه چاپ کرد دو نقطه دی
یکیم با من دعوا کنه تز اصلا بیخیال شدم آخرش بجای فوق لیسانس فوق دیپلم به من می دن
Anonymous | April 29, 2008 10:02 AM
سلام سلام
وسط ورزش اومدم بگم این آهنگ آرش رو دانلود کنید مثه من ورزش کنید توووووپ بعد میام گزارش می دم
http://toopir.com/article2225.html آهنگ دوست ندارم
کلا" واسه ورزش همش خوبه
بوس به همه راستی بازم از من روزنامه مصاحبه چاپ کرد دو نقطه دی
یکیم با من دعوا کنه تز اصلا بیخیال شدم آخرش بجای فوق لیسانس فوق دیپلم به من می دن
آرزو | April 29, 2008 10:02 AM
سلام سلام
وسط ورزش اومدم بگم این آهنگ آرش رو دانلود کنید مثه من ورزش کنید توووووپ بعد میام گزارش می دم
http://toopir.com/article2225.html آهنگ دوست ندارم
کلا" واسه ورزش همش خوبه
بوس به همه راستی بازم از من روزنامه مصاحبه چاپ کرد دو نقطه دی
یکیم با من دعوا کنه تز اصلا بیخیال شدم آخرش بجای فوق لیسانس فوق دیپلم به من می دن
Anonymous | April 29, 2008 10:02 AM
سلام دوستان
من اين هفته بالاخص اين دو سه روز اخررو گند زدم.ديروز خودمو وزن نكردم اما امروز كه رفتم رو ترازو 2 كيلو اضافه كردم و از 66 رسيدم به نزديك 68.واقعآ كه افتضاح بود.همش مهمون بازي و ازين حرفها.نتيجه اش ميشه همين.يه دليلشم درگيريهاي جنبي ديگه ايي بود كه باعث ميشد بيشتر بيرون از خونه باشم.اما اميدوارم اين هفته بتونم جبران كنم و حتي 1 كيلو هم كمتر بشم يعني به 65 برسم.بچه ها ممكنه اين افزايش بخاطر نزديك شدن به تايم پريود باشه/آخه من خيلي باد ميكنم و حجمم زياد ميشه.تا حالا هم قبل و بعدش خودمو وزن نكردم.
هستي | April 29, 2008 10:23 AM
آزي جون مهم عشق بين شما دوتاست که مهم است. مامان و بابا رو مشه يجوري راضي کرد. نگران نباش. اميدوارم كه آقاي کينگ کنگ سر براه شده باشه پعد از پلاي که سرش آوردي
sheri | April 29, 2008 10:50 AM
بنده به عنوان یک عضو بلاتکلیف که عضویتش در
پرده ای از ابهامه! و حتی گفته می شود عضو نیست
اصلنم! اومدم یه عرض ادبی کنم و بگم ما اوچیک
همه ی انارستانی ها هم هستیم عضو ناظر و شاهدو
غیره هم فرقی نداره... من که از این میتینگا خیلی
انرژی می گیرم...
راستی لادن جون بالاییه! یه سوال ؟ می شه بیشتر
راجع به موادی که باید توی دو هفته استفاده کرد بگی...
و مقدارشون.. من هرچی فکر می کنم نمی تونم
بفهمم چه طور با خوردن این همه گوشت و سس و
اینا می شه این قدر وزن کم کرد... به خصوص برای
من که یه بار بعداز 5 کیلو کم کردن دستگاه آنالیز
نشون داد که فقط یک ونیم کیلو چربی بوده و سه و نیم
کیلوش ماهیچه بوده که سوخته! واقعا تاسف آور بود...
می خوام بدونم چه قدر این رژیم رو اعصاب تاثیر می ذاره آخه من شنیدم از عوارضش افسردگی هم هست
برام مهمه چون من زمانی که رژیم کم کالری داشتم
خیلی رو اعصابم تاثیر می ذاشت و دلم می خواست
سر به تن هیشکی نباشه!!!!!!!
اگه جواب بدی ممنون می شم... البته من کتابشو
سفارش دادم احتمالا فردا یا پس فردا می رسه...
ولی دلم می خواد نظر کسی رو که تجربشو داشته
بدونم
یعنی تو خودت معمولا از هر کدوم از مواد مجاز چقدر
استفاده می کنی...؟
لادن | April 29, 2008 11:44 AM
بهارک! من منظورم رژیم اتکیز لادن بود. که برام سوال پیش آمد که دو هفته سخت گیری شدید نسبت به کم خوردن کربوهیدرات یبوست برایش ایجاد نکرده؟
یک سری لینک مثبت و منفی هم راجع به این رژیم اتکینز در اینترنت براتون پیدا کردم که در کامنت دانی انار منتظر تاییدند.
کلا من به نظرم درست است که رژیم اتکینز خیلی سریعتر وزن را پایین می آورد ولی ریسک بیماریهای کلیه و کبد و نقرس را برای افراد مستعد آنها دارد.
به قول دکترها یک عمر این وزن فعلی را داشتیم حالا چند ماه دیرتر به وزن عادی برسیم اشکالی ندارد. شخصا برای من سلامتی و تعادل مهم تر هست به خاطر همین خود من هم با وجود اینکه رژیمهای "شیرینی" هست که 6-13 کیلو در یک ماه مرا می توانند چاق کنند را دوست ندارم (بگذریم که حتی از فکر خوردن آن همه شیرینی حالم بد می شود!) من ترجیح می دهم همان ماهی 1 کیلو را اضافه کنم ولی خیالم راحت باشد که تعادل بدنم بهم نریخته باشد.
متاسفانه دکترها با آدم صحبت نمی کنند. خوبی کتاب کرمانی این است که یک هینت هایی داده و می توانم بهتر بفهمم قضیه چی هست. جالب است که تغذیه صحیح تپل و ترکه ای نمی شناسد. برایم واقعا جالب بود که هم من هم انار باید اکثر کربوهیدراتمان را صبح بخوریم. انار به خاطر انسولینش و من برای اینکه ماهیچه دار بشوم نه دنبه دار!
مشکل شماها که وزنتان خیلی زیاد است یک کمی پیچیده است ولی به نظر من همین که 9 کیلو در 3 ماه کم کرده و متوقف نشده دستاورد خیلی خوبی بوده و درسته کم کم ولی بالاخره جواب داده. حتی مخالفین رژیم اتکینز این برتری رژیم اتکینز را در روحیه ای که این سرعت زیاد کم کردن ایجاد می کند را قبول دارند ولی مکانیزم اثرش و عوارضش به هرحال کمی قضیه را مشکوک می کند.
البته باز هم اختیار با خودت هست و من نمی دانم واقعا از نظر آماری و علمی این رژیم اتکینز برای چه کسانی خطرناک است و برای چه کسانی نه. به هر حال ما کارشناس تغذیه نیستیم و دانشمان محدود است. اگر یک دانشجوی تغذیه کاردرست تو گروه پیدا می شد که می توانست به این سوالات ما از نظر علمی پاسخ دقیق آکادمیک بدهد قضیه خیلی ایمن تر بود.
آرام | April 29, 2008 11:45 AM
پيشنهاد
هر كسي يه آگهي تبليغاتي براي خودش بنويسه!
توي تبليغاتي فقط از محاسن مي گن!
فقط چيزاي خوب
ميس ري | April 29, 2008 11:54 AM
من اومدم اینجا یه سلامی عرض کنم برم
دیدم کار از سلام و . . . خداحافظی و . . . این حرفا گذشته
رخی و رقی و بهار ک کلا اینجا رو ترکوندن
یه غر هم بزنم و برم
این اکسترا پوند خیلی سخته ها
من تازه فهمیدم باید اکانت و وب داشته باشی واسه کامنت گذاشتن
این صفحه ی من هم وا نمیشه تو بلاکفا
دپ زدم
.
.
.
.
انار این میتینگ کی شروع میشه
.
.
. می بینی ما چه تپلو های کم طاقتی هستیم واسه شنیدن نطق های تو
:)
زینب | April 29, 2008 11:56 AM
بابا بهارک
تو که این جوری نبودی
جون ننه قز بیا و دست از این رژیم جدیده بر دار
بذار آسه آسه بریم
جلو
فعلا آقای همسر کامپیوتر رو لازم داره ولی یه خطابه می نویسم واسه ات می فرستم
می دونی ؟
ممکنه وزنت برسه به حد دلخواه اما ماها هدف اصلی مون ثابت نگه داشتن وزنه
نه اینکه بخواهیم شب عروسیمون یا عروسیه دختر خاله مون تو یه لباس جا شیم و بعد از اون حسرت همیشگیه پوشیدن اون لباس به دلمون بمونه
من اگه رژیم ام رو سخت نمی گیرم و کالری هام رو زیاد کم نمی کنم واسه اینه که بتونم از این به بعد هم با همین کالری ادامه بدهم
باور کن حرف های انارستانی ها درسته
اصلا یه پیشنهاد :
از بچه ها رای بگیریم و بعد اگه رای آورد شروع کن
من سریع اعلام کنم اصلا قصد توهین به لادن وجود نداشت
.
.
.من کلی لادن رو دوست دارم و می خوامش
و واسه اش دعا می کنم
زینب | April 29, 2008 12:05 PM
""
آقا قضیه من و این کامنتدونی شده مثل بعضی ها که شب خوابیدند و صبح رفته بودند ته لیست! اصولاً سحرخیزی به من نیومده گویا :))
شانه بسر | April 29, 2008 4:54 AM
""
i officially died of laughter when i read this:))) l
jeerjeerak | April 29, 2008 12:08 PM
""
آقا قضیه من و این کامنتدونی شده مثل بعضی ها که شب خوابیدند و صبح رفته بودند ته لیست! اصولاً سحرخیزی به من نیومده گویا :))
شانه بسر | April 29, 2008 4:54 AM
""
i officially died of laughter when i read this:))) l
jeerjeerak | April 29, 2008 12:14 PM
""
آقا قضیه من و این کامنتدونی شده مثل بعضی ها که شب خوابیدند و صبح رفته بودند ته لیست! اصولاً سحرخیزی به من نیومده گویا :))
شانه بسر | April 29, 2008 4:54 AM
""
i officially died of laughter when i read this:))) l
jeerjeerak | April 29, 2008 12:14 PM
ey baba, i meant to post this just once...
jeerjeerak | April 29, 2008 12:16 PM
چه خبره اینجا!!!!!
چشم من میرم راجع به اتکینز بیشتر میخونم میام مینویسم. شما هم برید بخونید با هم یاد بگیریم راجع بهش.
انار | April 29, 2008 12:30 PM
سلام به همگی
خوب من هم یک کم سرم خلوت شده فکر کنم بیشتر بتونم سر بزنم البته بیشتر منظورم به وبلاگ بقیه است
این مدت اینجا که می آمدم ولی وبلاگهای بچه ها نتونستم بروم
اول از همه که چه عالیه که انار می خواهی برنامه ات را باز بنویسی ای کاش من هم بتونم شروع کنم.
از نظر وزن هم این هفته وزن نمی کنم باشه برای هفته بعد با اطمینان
راستی بهارک من هم عکسهایت را که دیدم واقعا لذت بردم الان هم خیلی صورت پاک و خواستنی داری ولـــــــــــــــــی منکه منتظر یک عکس جدید ولی با ظاهر قبلیت هستم البته عجله نکنی ها ولی بدون که هممون منتظریم.
همه موفق باشید
لاله | April 29, 2008 12:59 PM
ااا انار اومد!
:)
جیرجیرک! من تازه کامنتت را دیدم متوجه کامنت دوم شانه به سر شدم. نازی! سرخورده شد.
آقا من هی می روم برای کرم جان و سایرین کامنت بگذارم این بلاگفا اساسی کند شده و گاهی جواب نمی دهد. در سایت خبری اش هم چیزی ننوشته. خوب شد انار خونه مستقل خرید. دستت مرسی.
اینجا می نویسم:
آره! من نمی دانم چرا نوستالژی شیرگرم نمی گذاشت شیر سرد را امتحان کنم. راستش اولش اصلا از مزه شیر سرد خوشم نیامد ولی دو سه بار که خوردم بعد دیدم خیلی راحت تر از شیر گرم حتی دارم می خورمش. یک جورایی چون سرده راحت می فرستمش مستقیم به معده!!!!!
این بود تجربه شیر سرد خوری اینجانب.
آرام | April 29, 2008 1:24 PM
راستش حالا که بحثش پیش اومد بذارید منم بگم که از قافله عقل نمونده باشم!
من چند ماه قبل از اینکه بیام مالزی رژیم اتکینز گرفتم البته همه جنبه های اون مثل خوردن آب فراوون و ورزش و مولتی ویتامین رو هم رعایت می کردم . برای فیبر و مشکل یبوست از سبوس برنج استفاده می کردم اینطوری که توی یه لیوان شربت رژیمی می ریختم و می رفتم بالا!! قبل از رژیم رفتم دکتر و یه چک آپ کردم و دیدم چربی و قند خونم یه کوچولو بالاست . راستش دو سه روز اولش برام سخت بود چون من عادت عجیبی به خوردن میوه داشتم و توی دو هفته اول نمی شد میوه خورد!! ولی بعدش خوب شدم . همکارام می گفتن که پوستم خیلی خوب شده بود و همینطور اخلاقم !!!!!!!!!!!!!!!!!
بعد از دو ماه 14 کیلو کم کردم . اینقدر سرحال و با انرژی شده بودم که نگو.... وقتی بعد از دو ماه رفتم آزمایش دادم دیدم چربی و قندم متعادل شده !!!
حالا اینکه می گن رژیمش برگشت پذیره من نمی دونم چون کسب که استعداد چاقی داره خوب اصولا بعد از هر رژیمی اگر رعایت نکنه خوب چاق میشه . برای خود من که اینطور بود وقتی اومدم اینجا از بس نشاسته جات خوردم و تحرکم کم بود که وزنم برگشت. البته سرعت برگشتش خیلی بالا نبود می دونم که اگر رعایت نکنم خوب بالاتر هم می ره ربطی هم به اتکینز و این حرفا نداره . حالا من از عواقب طولانی مدتش خبر ندارم و البته همه اونایی که می گن اتکینز بده هم تا حالا نمونه عینی از این عواقب نشون ندادن جز یکی دو تا که معلوم نیست واقعا برای این رژیم بوده یا چیز دیگه ای هم دخیل بوده فقط بر اساس دانسته ها شون اینو می کن و البته خودشون هم در عجب هستن که این رژیم عجیب و غریب چرا عمل می کنه ! اینو از خودم نمی گم ها یه برنامه تلویزیونی دیدم که یه گروه محقق روی این رژیم کار کرده بودن و اینا رو می گفتن.
این بود انشای من در باره رژیم اتکینز
لیلی | April 29, 2008 1:29 PM
خدائیش اگر کسی اتکینز اینا رو میشناسه بگه پورسانت منو بده با این همه تبلیغات گسترده که براش کردم ...
لیلی | April 29, 2008 1:31 PM
سلاااااااااام
من کلاس بودم
حالا جام اینجاست :دی
پاتوقه جوونای خوشتیپ انارستونی که می گن همینجاست؟
.............
بچه ها دیانا کم پیدا شده.دیانااااااااااااا خیلی چاکریییییم
آزی اعلام کرد که کمتر میاد.ما هم می گیم ایول بخون
ولی دیانا بی خبر کم پیدا شدی؟
خوووووووووووووبی؟
rokhy | April 29, 2008 1:38 PM
بچه ها این دکتر کرمانی که می گین چیه؟ کتابشو از کجا می خرین؟ کتاب اتکینز از کجا سفارش اینترنتی نداره؟
بهارک | April 29, 2008 1:46 PM
لادن دومی! ببین در همان لینک فرق دو نوع کربوهیدرات نوشته کمبود گلیکوژن باعث از دست رفتن ماهیچه می شود.
اینجا هم نوشته وقتی آدم صبحانه نخوره گلیگوژن کم می آورد و به ماهیچه ها آسیب می رسد.
http://www.aftab.ir/articles/health_therapy/nutrition_health/c13c1209476417p1.php
خلاصه اینکه بی خود نیست یک رشته به نام تغذیه متخصص دارد. من که :O شدم!
آرام | April 29, 2008 1:48 PM
بهارک! دکتر کرمانی چیزی نیست جز یک دکتر تغذیه که همین حرفهایی که ما در این میتینگ ها می گوییم را در میتینگ خودش می گوید+ یک عدد کتاب که همان فایل کالری شماری آریس باشد . خیالت راحت چیز خاصی نیست اگر چه خیلی درباره اش حرف می زنند. من که معجزه خاصی ندیدم. تنها فرقش با دکترهای دیگر این است که یک ساعت برای آدم حرف می زند و آدم می فهمد تغذیه را با چه ظ ای آیا می نویسند! من که یک سال عضو انارستان بودم می گویم که همه حرفهای او را در همین انارستان می توان یافت. کتابش را هم به مراجعین خودش می دهد. مطلب خاصی توی آن (حداقل برای من) نبود. نصفش کالری غذاها بود. نصف دیگرش همین توصیه های انارستانی. آزی هم کتاب تپلی هایش را دارد.
بهارک خیلی خودت را درگیر این رژیم و آن رژِیم نکن بسم الله بگو شروع کن ایشالله نتیجه می گیری.
آرام | April 29, 2008 1:58 PM
بهارک جون لینک سفارش کتاب رو می ذارم برات
من از اینجا سفارش دادم:
www.iranactor.com/BOOKS/229.htm
لادن | April 29, 2008 2:07 PM
مرسی لیلی جان
تا زمانی که کتاب به دستم نرسه نمی دونم باید
چیکار کنم توی خیلی سایت ها و وب ها گشتم
همه اطلاعات کلی می دادن کسی راجع به جزییات
چیزی نگفته بود... ولی سعی می کنم فعلا چیزی رو
غیر از گوشت و پنیر و تخم مرغ نخورم تا کتاب به دستم
برسه
لادن | April 29, 2008 2:10 PM
بهارک جون اگه می بینی من هی مدام گفتم
قصدم فقط کمک به توئه.چون
از قبل مخالفت شدید دوستان دیگه بخصوص انار و دیانا رو پیش بینی میکردم.یا کسی گمان کنه با افکار مسموم بچه ها رو وسوسه کردم و رژيم سالم کسی رو به هم زدم.اصلا به ما چه.هر کسی صلاح خودشو بهتر میدونه.اگه می بینی دوستان صاحبنظر دارن به شدت مخالفت میکنن دختر خوب و حرف گوش کنی باش.با شما هم هستم لادن جون 57 کیلویی
لادن | April 29, 2008 2:24 PM
تازه دکتر کرمانی متخصص تغذیه هم نیست! یه پزشک عمومیه که خودش یه زمانی چاق بوده و لاغر کرده، حالا همونطور که آرام گفت یه نرم افزار واسه رژیم داره و کارش هم حسابی گرفته.
من 4 سال پیش رفتم پیشش ولی نتیجه نگرفتم، درسته که حرفاش تو میتینگش خیلی به آدم انرژی میده و آدم فکر میکنه متحول شده ولی اثرش زیاد نمیمونه چون فقط همون یه بار خودشو میبینی و حرفاشو میشنوی بعدش دیگه خودتی و برنامه غذاییت و کتابش! حالا اگه مثل من بی اراده باشی و مرکزی هم که برای وزن کردن میری برخوردشون خوب نباشه چند ماه بعد خسته میشی و رژیمو ول میکنی!
البته اگه بهش عمل کنی خوبه
یه سایت هم داره که من الان آدرسش یادم نیست
فندق | April 29, 2008 2:26 PM
مرسی لادن جون من هنوز منتظر می مونم تا دو هفته شما تموم شه ببینم چی می گی خب؟ هم منتظر می مونم تا ببینم انا جون چی می گن در این مورد
آرام عزیزم اینقدر وزنم ثابت مونده که موندم چکار کنم هنوز فقط رو ورزش و رقصم کنترل دارم
بچه ها همه شب به خیر من زود باید برم پیش مامانم.
مهتاب لالا گنجشک لالا خوابیده بیشه همه چی لا لا :))
بهارک | April 29, 2008 2:26 PM
بهارک از کی شروع میکنی؟من امروز رو ترازو رفتم.79 شدم.رژيم اتکینز بر خلاف دوستایی که میگن ماهیچه رو میسوزونه اینجوری نیست.چون کربو هیدرات سوخت اولیه بدن هست وقتی مقدارش تو بدن اونقدر کم بشه بدن شروع میکنه به سوختن چربی ها نه ماهیچه
لادن | April 29, 2008 2:36 PM
لادن 57 کیلویی اگه میخوای کتاب اتکینز رو بگیری سفارش کتاب رژيم14 روزه اتکینز با ترجمه دکتر ایدین حمزه لو رو بده.موفق باشی
لادن | April 29, 2008 2:40 PM
سلام.خوبید؟
آریس | April 29, 2008 2:45 PM
فعلا تا رسیدن کتاب مورد نظر میتونی اطلاعات مورد نیاز از اینجا بگیری و بعد با توجه به کتاب کاملتر پیش بری.
www.taamasrar.com/Article_detail.asp?ID=2874&RSS=1&Ex_ID=169
لادن | April 29, 2008 2:51 PM
میشه من خواهش کنم لادن 57 کیلویی کنار اسمش یه 57ی چیزی بذاره که از اون یکی لادن قابل تشخیص باشه؟ دست شما درد نکنه.
انار | April 29, 2008 2:56 PM
بابا یکی من بیاد بزنه تو سر من. اومدم یه دیکشنری وردارم از اونور میز پا شدم اومدم اینور .نشستم دارم هی الکی وبگری میکنم. انگار نه انگار کار و زندگی دارم.
ای آزی خوش بحالت که سر به راه شدی. من که هنوز لنگ در هوام.
رقی | April 29, 2008 2:56 PM
لادن 79 جان
به نظر من شما کمی با پیش داوری برخورد میکنی. شما حق داری آزادانه نظرت رو بگی، دیگران هم همینطور. ولی یک نکته رو در نظر نگرفتی که نظرات موافق و مخالف راجع به رژیم اتکینز داره گفته میشه نه راجع به شخص شما. تا جایی که من دیدم انار هنوز نظری راجع به این موضوع نداده و فقط گفته "من میرم راجع به اتکینز بیشتر میخونم میام مینویسم. شما هم برید بخونید با هم یاد بگیریم راجع بهش." پس مخالفت شدید نکرده اونطور که شما نوشتی. دیانا هم همینطور. ضمن اینکه اون اصطلاح "دوستان صاحبنظر" که بکار بردی به نظر من کمی کنایه آمیز اومد.
ما اینجا توی انارستان سعی مون اینه که فضای رقابتی ایجاد نکنیم. با گفتن اینکه من الان انقدر کیلو هستم و تو اونقدر، فرصت تصمیم گیری از آدم سلب میشه و خواه ناخواه به تقلید میفته بدون اینکه درباره کاری که میخواد بکنه عمیقاً فکر کنه.
اینها همه نظر شخصی منه البته. و امیدوارم تعمیم به جمع داده نشه.
شانه بسر | April 29, 2008 2:59 PM
انار یعنی الان ساعت به وقت خودته دیگه نه؟
خب، اگه آره پس چرا بیداری مادر؟
رقی | April 29, 2008 3:02 PM
www.efeh.com/products/4801.htm
لادن جون از اینجا میتونی سفارش کتاب 14 روزه اتکینز رو بگیری.بهارک عزیزم شما هم همینطور
لادن | April 29, 2008 3:03 PM
به به شانه جان صبورمونم که آمد.بابا منطققققق.
یه چند جلسه کلاس بذار بیایم پیشت شاگردی کنیم شاید یه چیزایی یاد گرفتیم.
خوشم میاد درست و منطقی حرف میزنی و همچنین در کمال احترام. ای ول داری.
رقی | April 29, 2008 3:06 PM
آخه چرا توی کم کردن وزنهاتون اینقدر عجله می کنید.لادن 79 جان 8 کیلو در 3 ماه خیلی عالیه.در واقع کاملا نرماله.آیا شما به دنبال شیوه ای نیستید که در بهترین و سالمترین شرایط لاغرتون کنه؟ اینجا بچه های انارستان نمی گن شما لب به شیرینی نزن یا اینو بخور و اونو نخور. اینجا هدف داشتن یه لایف استایل صحیحه که همیشه هم قابل اجرا باشه.
من نمی گم اتکینز خوبه یا بده.خودم درباره اتکینز نظراتی دارم که نمی خوام اینجا توضیح بدم ولی می گم که وقتی با تغییراتی کوچیک می تونیم به آهستگی به نتیجه ای بزرگ برسیم پس چرا باید تغییرات بزرگی ایجاد کنیم که کیفیت نتیجه رو کوچک کنه؟؟؟
سالومه | April 29, 2008 3:07 PM
انار جان بیا و این ستاره های ما رو بده یه کم انرژی بگیریم تا بریم حسابی ورزش کنیم و بترکونیم!
سالومه | April 29, 2008 3:09 PM
آره آرام جون!!
دکتر کرمانی یه دکتر عمومیه که اگه به سایت نظام پزشکی بری متوجه میشی.آدرس مطبشم شهر قم هست و وزارت بهداشت فعلآبهش گیر داده که در یک شهر یا بیش از یک مطب مثل شعبات زیادی که تو استانها و شهرها داشته نمیتونه داشته باشه.یه شایعه خیلی قوی وجود داره که میگن علت اینکه دکتر کرمانی الان فعالیتی نداره و اگرم داره یواشکی و زیرزیرکیه بخاطر اینه که تعداد زیادی از افرادی که با رژیم اون وزن خیلی زیادی از دست دادن مبتلا به بیماریهای وخیمی حتی سرطان شدن.البته من نمیدونم این قضیه تا چه حد صادقه.اما خود من که به سایتش مراجعه کردم و ایمیل بهش دادم که آدرس مطب رو بده.فقط 3 خط موبایل برام میل کرد که از یه سال پیش تا الان اصلآ جوابگوی اونا نبود یعنی زنگ می خورد و کسی برنمی داشتش.اخرم ما نفهمیدیم جریان چیه.اینا رو من از زبون 10 نفر شنیدم.اما معجزه رژیم کرمانی رو هم به چشمم دیدم.در همسایگی ما زن( بسیار چاق که خیلی بد هیکل و بد تیپ بود)و شوهری بودن که همش با هم دعوا می کردن و زنه شوهره رو با یه زن دیگه تو خونه اش دستگیر کرد و دست بچه کوچکشو برداشت و برای چند ماهی ما ندیدیمش اما یه روز که داشتم میرفتم خونه دیدم همون بچه کوچیکه با یه زن غریبه و خوشگل و باکلاس دارن میان تو ساختمون.زنه که خیلی از من بزرگتر بود بهم سلام داد و منم با تعجب جوابشو دادم.بعدخودشو معرفی کرد.همون زن چاق و شکم گنده بود که من اصلآ نشناخته بودمش.به حدی لاغری روش تاثیر گذاشته بود که زیبا و خوشگل شده بود دقیقا به یک چهارم خودش رسیده بودو یه لباس بسیار تنگم پوشیده بود که انگار فکر میکردی یه فشنه.کلی تو کف بودم و با دهان باز فقط ازش پرسیدم چه جوری این شکلی شدی؟گفت از 4 ماه پیش که رفتم دکتر کرمانی رژیمشو گرفتم و 3 روز در هفته هم شنا میکردم و 4 روز پیاده روی.میگفت اوایل نمیتونسته طاقت بیاره و به اندازه مثلآ یه کوفته یا یه دلمه رژیم کرمانی وعده اشو سپری کنه میرفته یه بشقاب میوه میخورده.اما یکی دیگه از دوستای صمیمیمم که رفت پیش کرمانی گوش به حرفش نداد و انگیزه لازم رو بدست نیاورد و لاغر نشد.آدم باید در کنار یه رژیم انگیزه لازمه رو داشته باشه تا بتونه به هدفش برسه.هرچند رژیم هر دوشون یکی بود.فقط نکته جالب این بود که دوستم میگفت 2 هفته بیشتررژیم نگرفت اما تا الان که 4 سال ازون موقع میگذره به همون اندازه رژیم کرمانی کم میخوره و معد ه اش کوچیک شده.اون خانومه رو که دیدم خیلی دنبال کرمانی گشتم اما هر چه بیشتر میگشتم کمتر پیداش میکردم.فقط تونستم از سایتش استفاده کنم.
آدرس سایتشم اینه:
www.kermany.com
از سايتش كه برمياد گويا كرماني هنوزم همايش داره ولي فعاليتش در تهران محدود شده.
هستي | April 29, 2008 3:23 PM
شانه به سر عزیزم شما به گمانم دچار سو تفاهم شدی.اولش اینکه من این قضیه اتکینز رو تو وبلاگ بهارک اونجا براش کامنت گذاشتم.چون واقعا دوست داشتم مشکلش حل بشه که بهارک جون منو با لادن 57 کیلویی اشتباه گرفته بود و این بحث تا اینجا پیش برده شد.
عزیزم بحث رقابت و چشم همچشمی نیست ما هممون اینجا با هم هستیم میخوایم مشکلمون رو با هم حل کنیم اگه بتونیم و راه بهتر رو انتخاب کنیم تا نتیجه بهتری بگیریم.واسه منو بهارک و امثال ما با این اضافه وزن بالا شاید گرفتن رژيم های درازمدت کمی تا قسمتی طاقت فرسا و خسته کننده باشه.و بیشتر ما رو عصبی کنه.من فقط میخواستم تا یه وزن متعادل تری برسیم و استرس کمتر بشه بعد در مورد ادامه رژيم بتونیم به شکل دیگه ایی تصمیم بگیریم و با یه لایف استایل خوب ادامه بدیم.در ضمن من برای انار و دیانای عزیز و دوستای خوب دیگه احترام زیادی قائلم.لطفا از حرف من سو تعبیر نشه.فقط از این جهت گفتم پیش بینی مخالفت رو میکنم که شعار انار همیشه در اینجا پیوسته و اهسته رفتنه.و با کاهش شدید وزن بیش از 4 کیلو در ماه مخالف بودند.اگه شما و بقیه همچین برداشتی کردین من به شدت معذرت میخوام.و گرنه من همیشه گفتم اگه انار و این وبلاگ نبود من از خیلی وقت پیش نا امید میشدم.و همینطور دیانا مهربون و با حوصله که جواب سوالامو با دقت میده.
اگه این پیشنهاد رو به بهارک دادم میخواستم بگم باهاش احساس همدردی میکنم چون منم تو اون وزن 97 لعنتی یه ماهه تموم گیر کردم.خیلی بهتر از بقیه میتونم الان احساس بهارک رو درک کنم و استرسش رو بفهمم.اگه خونده باشی من همون اول هم گفتم که اصلا قصد ندارم فضای انارستان رو مسموم کنم.فقط خواستم از تجربیاتم واسه بهارک جون بگم.دقیقا خودم 2 ماه پیش دوست داشتم کسی به من از این رژيم و نتیجه اش بگه.الان هم اگه گفتم 79 شدم نمیخواستم خدای ناکرده بهارک جون یا کس دیگه ای رو عصبی کنم.منظور بیشتر از نتیجه ای بود که میخواییم بگیریم و اینجوری دست یافتنییه.
اوه عجب ماجرایی شد.چه اشتباهی کردم من.شونه جون من در انارستان رهگذری بیش نیست.هراز چند گاهی وبلاگ تپلایی مثه خودم رو میخونم.الی سالومه مهسای عزیز و میتینگ ها.کاش اصلا هیچی نمی گفتم.
لادن | April 29, 2008 3:33 PM
معذرت.این چرا اینجوری شد هنگ کرد شونصد مرتبه هی کامنت منه.معذرت دوستان.شب بخیر....
لادن | April 29, 2008 3:38 PM
لادن جون اصلا مساله ای نیست. قصد بدی نداشتی. آدم یه چیزی که خودش یاد میگیره و براش کار میکنه دوست داره به بقیه هم یاد بده. شانه بسر هم عضو قدیمی اینجاست و انسجام و همدلی گروه براش مهمه. حرف هردوتون هم قابل درکه. اگر اجازه بدید من سعی کنم چهارتا مقاله علمی ببینم میتونم پیدا کنم در این مورد یا نه.
گروه هم برن تحقیق کنند با هم یه چیزی یاد بگیریم.
انار | April 29, 2008 3:53 PM
انار جون چاکریم
دعوام نکنیا که ساعت خوابم اینجوریه!!!
به زودی درستش می کنم
اینجا الان ده دقیقه به چهاره صبحه
rokhy | April 29, 2008 7:24 PM
لادن ۷۹کیلویی جون٬
ممنون از اطلاع رسانی ات. همونطور که انار گفت همه مون بهتره که کمی در موردش بیشتر تحقیق کنیم و بعد اگه صلاح دونستیم بهش بپردازیم.
منتها همونطور که می دونی توی همه ی مباحث و حتی برای بیماریها روی انجام «ورزش» تاکید می شه. اما رژیم اتکینز برای ورزشکاران منع شده٬ واقعا چرا؟.
تا جایی که من دیدم اکثرا دوستانی به انارستان می پیوندن که بیشتر راههای کاهش وزن رو قبلا امتحان کردن و در نهایت به اینجا رسیدن. از رژیم گریپ فروت و سواحل جنوبی گرفته تا همین اتکینزی که الان بحث اش هستش.می دونی٬ برای من هم خیلی وقتها ناراحت کننده هستش که وقتی می بینم دوستان گروه گاهی به جایی می رسن که از استیصال نمی دونن باید چکار کنن. همونطور که می بینی هر هفته یه تعداد از دوستان به دلیل عدم فعالیت بیش از سه ماه٬ از گروه حذف می شن و این نشونه ی این هستش که به احتمال بسیار زیاد یا توی روند کاهش وزن شون شکست خوردن و یا به قول تو حوصله شون از آهسته و پیوسته روی سر رفته و یه چند درصدی هم ممکنه به خاطر مشغله های مهمتر از کاهش وزن دیگه نمی تونن به فعالیت شون ادامه بدن٬ که در همه ی این موارد وقتی ارتباط شون رو با انارستان قطع می کنن دیگه واقعا کاری از دست ما برنمی یاد. ما تپل ها همونطور که قبلا بارها انار در موردش توضیح داده یه جای کارمون لنگه و به خاطر همین لنگش! هستش که تپل شدیم و اینجا جمع شدیم. این اشکال هم با اتکینز و لیپوساکشن و کوچک کردن معده و طب سوزنی و... هم رفع نمی شه. تو پیشنهاد می دی که مثلا با اتکینز(فرض کنیم که هیچ مشکلی هم برای بدن ایجاد نکنه) سریع وزن مون رو بیاریم پایین و بعد هم سعی کنیم که وزن مون رو کنترل کنیم و دیگه اضافه خوری نکنیم. ولی نمی گی با حذف این پروسه ایی که این وسط باید می بود تا من نوعی یاد بگیریم چطوری وزن ام رو کنترل کنم چه کنم؟ درست مثل اینکه من ِ بادیه نشین رو بخوای ببری یه هو توی هتل پنج ستاره ی هالیوود و بگی حالا زنده گی کن!. ما تا مشق هامون خط نخوره و یکی یکی عیب کارمون رو پیدا نکنیم و تلاش نکنیم چطوری می تونیم «فرهنگ لاغری» رو حفظ کنیم؟.
می دونی قشنگی انارستان به همین زمین خوردن ها و بلند شدن ها هستش. درست مثل بچه ی نوپایی که راه رفتن داره یاد می گیره تا بتونه یه عمر روی پاهای خودش راه بره و بدوه. می شه بچه رو هم قابلیت راه رفتن رو ازش گرفت و از همون ابتدا به جای آموزش راه رفتن روی ویلچر گذاشت و یه عمر گردوندش منتها تفاوت عرشی و فرشی این دو تا بچه که دیگه نیاز به توضیح نداره. ما اگه توی انارستان زمین بخوریم و بلند نشیم نهایتا می پذیریم که بهتره تا آخر عمر نشسته به کارهامون برسیم و یا می ریم سراغ ویلچر که اون هم تبعات خاص خودش رو داره. اما اگه زمین بخوریم و بلند شیم و باز زمین بخوریم و زخمی بشیم و صبوری التیام زخم رو به جون بخریم و باز بلند بشیم اونوقت یادمی گیریم که چطوری «تعادل» مون رو حفظ کنیم و اینطوری یه عمر راه رفتن بهینه! رو می آموزیم.
انار عزیز اون بالا که در مورد عضویت توی گروه نوشته٬ توی زیرشاخه ی گروه سه شنبه ی طلایی توضیح داده و نوشته:
«...اگر شما دنبال یه راه حل سریع هستید که تا فلان مهمونی یا عید یا بهمان عروسی لاغر بشید اینجا راه مطلوبتون رو پیدا نمیکنید. ما اینجا دنبال رِژیمهای عجیب و غریب و کم خوری های شدید نیستیم. اما اگر میخواهید تغییر بنیادی توی زندگیتون ایجاد کنید، میخواهید سالمتر زندگی کنید، و میخواهید به تغییر وزن پایدار برسید و آماده هستید براش وقت و انرژی صرف کنید و صبور باشید عضویت در گروه ما میتونه کمکتون کنه. همراهی با یک عده آدم مصمم که در هدف با شما مشترک هستند طی کردن مسیر رو راحتتر و دلپذیرتر میکنه و بیشتر هم یادمیگیرید....»
این پاراگراف فکر می کنم که گویاتر از هر چیزی باشه.
دیانا | April 29, 2008 9:15 PM
راستی لادن جون یه گله ی کوچک هم ازت دارم و اون هم اینکه چون نوشتی با انارستان دورادور همراه بودی و تونستی ۸کیلو هم کم کنی در نتیجه حتما می دونستی که اسامی مشابه برای ما مشکل آفرین و دردسرزا هستش. من از دیروز که کامنتهات رو توی وبلاگ بهارک دیدم و بعد هم که خوندم لادن وبلاگ نویس مون هم همزمان تصمیم به اجرای روش اتکینز گرفته و الان از صبح هم که دارم کامنتهای اینجا رو می خونم حسابی گیج شدم و تفکیک این دو تا لادن برای من خیلی مشکل بود و یه جورایی آدم رو حین خوندن عصبی می کرد که این بالاخره کدوم لادن هستش که این کامنت رو گذاشته اونی که در راه رژیم هستش یا اونی که رژیم گرفته و الان مبلغ اش هستش. بخصوص که هر دوتون دیروز اینجا فعال بودین و خلاصه حسابی تفکیک کردن تون مشکل بود و من هنوز بعضی کامنتها رو نمی تونم تشخیص بدم که کدوم مال کدوم یکی هستش.
دیانایی که سلولهای خاکستری اش نم کشیده!
دیانا | April 29, 2008 9:20 PM
لادن 79 جان
دیانا انقدر قشنگ همه چی رو توضیح داد که دیگه حرف نگفته ای باقی نمونده. من فقط اگه لحنم زیادی جدی بود عذر میخوام و باور کن اصلاً قصد ناراحت کردنت رو نداشتم. فرقی نداره کسی عضو انارستان باشه یا نه، من خدمت همه اونهایی که اینجا رفت و آمد میکنند ارادت دارم مبسوط :)
شانه بسر | April 29, 2008 11:18 PM
طبق این منبع
http://en.wikipedia.org/wiki/Atkins_Diet
رژیم اتکینز خطر ابتلا به بیماری قلبی رو افزایش میده و نیز بدن رو دچار نوعی مسمومیت ناشی از مصرف بیش از حد پروتیین میکنه.
سپیده | April 29, 2008 11:31 PM
دیانا من خودم تازه لاله رو هم با لادن خانوم ها قاطی کردم نه اینکه دیروز برای اولین بار برام کامنت گذاشت درست همراه با هر دوی لادن ها من فکر کردم شاید اشتباه تایپی شده:)) ایییییینقد لوگ گروه رو از بالا تا پایین گشتم تا لاله را پیدا کردم:))
لادن 79 عزیزم من که آخه خیلی هم ازت ممنونم. چرا ناراحت شدی خب خودت هم که گفتی تو میتینگ همه نظرشونو می گن تازه کسی که با شما مخالف نیست عزیزم درباره اتکینز و کم کربوهیدرات نظر دادن. عزیزم امیدوارم ناراحت نشده باشی.
بهارک | April 30, 2008 1:47 AM
اول بگم که من اصلا گروه خونم به اتکینز نمی خور. چون چند سال گیاه خوار بودم و الان هم نیمه گیاه خوار هستم و عاشق میوه ام و زندگی بدون سیب برام معنی ای نداره! اما می خوام یکی دو نکته در طرفداری اتکینز بگم.
به نظر من کربوهیدرات نخوردن با زندگی در گل خانه یک کم فرق دراه چون درواقع همان طوری که ما سعی می کنیم کالری دریافتی در طول روز مون را کنترل کنیم در این ْرژیم هم میزان کربوهیدرات بد را کنترل می کنند. در واقع لیست غذاهای آزاد اتکینز چندان کم هم نیست و اتفاقا کلی هم انتخاب های خوب توش هستش. سبزیجات سبز و اگر اشتباه نکنم بعضی حبوبات پروسس نشده آزاد هستند . گوشت هم که لزوما نباید چرب و بد باشه که. برای نمونه سالاد سینه مرغ غذای سالم و خوبی هستش که از غذاهای اتکینزه. مقدار زیادی از ویتامینها و مواد معدنی مورد نیاز بدن از همین سبزیجات تامین می شه. قرص مولتی ویتامین را هم که حتا با رژیم کم کالری باید خورد چون بعیده بشه تمام مواد لازم را به بدن رساند.
نکته دیگر درمورد اتکینز اینه که اتفاقا نگه داشتنش توی غرب زیاد سخت نیست چون با فرهنگ تغذیه معمول که کلی گوشت می خورن سازگارتره. (البته تو ایران را نمی دانم با این قیمت ها ....) رستوران رفتن و مهمانی BBQآخر هفته سر جاشه...آمار هم تا جایی که من خوندم نشان می ده که نسبت به بقیه رژیم ها مدت پایین نگه داشتن وزنش بیش تره.
در مورد خطر بیماری قلبی و عروقی هم یه جا یه چیز خوب خوندم. گفته بود که زندگی با آن همه چربی برای آدم های چاق قطعا خیلی خظرناک تره تا با یک بدن لاغر که از رژیم متعادل اتکینز پیروی می کنه.
در آخر این را بگم که من به نظرم این رژیم برا آدم های واقعا چاق که چاقی خطری برا سلامتی شون هستش شاید یک راه حل باشه. (البته حتما باید با دکترشون مشورت کنند.) اما قطعا برا کسی که می خواد ۴-۵ کیلو لاغر بشه که تو عروسی داداشش خوش هیکل باشه اصلا مناسب نیست.
dena | April 30, 2008 2:01 AM
این متن من هم حاصل یک جست و جوی چند ساعته بود. قطعا کامل نیست. از اساس هم اصولا کاری که من میکنم توی زندگی خودم با کار اتکینز فقط یک تفاوت اصلی داره و اونم حد کربوهیدارته منه که بالاتره.
لادن 79 جان: لیست غذاهای آزاد اتکینز چیه؟
انار | April 30, 2008 2:17 AM
مرسی انار خیلی متن جالبی بود. با این همه مشغله کاری تا ساعت 1.30 شب بیدار نشستی و نوشتی. خیلی استفاده کردم مخصوصا از پاراگراف آخرش.
آلبالو | April 30, 2008 2:31 AM
بله لادن جان کاش کمی بیشتر بهم توضیح می دادی
بهارک | April 30, 2008 3:21 AM
خوب سلام و وقت همگی به خیر ..
این بحث رژیم اتکینز، سم زدایی "فوق سریع" اعتیاد را برای من تداعی کرد!داستان را که میدونین طرف سالها زحمت کشیده که یه معتاد تمام عیار شده بعد میره بستری میشه و با چند ساعت بیهوشی "سم زدایی" میشه وبه خیالش همه چیز حله!
من فکر میکنم بیشتر کسانی طالب چنین رژیم هایی میشن که یه نمه بقول دیانا اضافه وزنشون زیاده و کیلوهای زیادی را باید از دست بدن و فکر میکنن با حوصله به خرج دادن ،زمان و جوانی و...را از دست میدن!
نمیدونم ما هم اگه در چنین شرایطی بودیم آیا ممکن بود این راهو انتخاب کنیم؟!!
من نه چیزی در این رابطه سرچ کردم و نه مقاله ای خوندم اما فکر میکنم آنچه که ما برای رسیدن به هدف نیاز داریم not only"اعتداله" but also بازم "اعتداله"!!! در واقع این فرمانده کل قوای بدن که مغز باشه میانبر سرش نمیشه نمیتونین سرش شیره بمالین میگین نه تجربه کنید!
هر جاکه بهش یه استرس وارد کنید یه ضد حال بهتون میزنه.حالا هر چی هم میخاد پشتوانه های محکم تحقیقی و علمی پشت این قضیه باشه باید دید نتیجه کار واقعا چی میشه!
تو برنامه کاهش وزن کوتاه ترین راه لزوما بهترین راه نیست و شاید ماندگار ترین هم نباشه. ما یه برنامه ای برای همه عمر باقیمونده امون نیاز داریم و اون چیزی نیست جز "اصلاح رفتارهای غذایی".
اگرصرفا رفتیم دنبال کالری شماری و کالری سوزی و از این اصلاحات غافل شدیم اون وقت شرمنده!!! برمیگردیم سر خونه اولی...
باتشکر ازانارخانوم من برم این پست تکمیلی انار را که الان دیدم بخونم از سخنران بعدی خواهش میکنم به جایگاه بیان و ما را مستفیض فرمایند.
(شده انگار مجلس که میخان لایحه ای را تصویب کنن ،نماینده های موافق و مخالف میان پشت تریبون!)
یه دوست | April 30, 2008 3:37 AM
از بعد از تطیلات عید شد 2 کیلو و از وقتی که دوباره به لوگ برگشتم شد 1 کیلو که کم کردم .
آلوچه خانوم | April 30, 2008 4:05 AM
چاق شدن خیلی دلایل زیادی داره و شما نمی تونین generalize کنین و با know-it-all attitude تون به بقیه هر چی می خواین بگین. همه اونجور که شما تو ذهن عمیق خودتون فکر می کنین چاق نشدن.
بهارک | April 30, 2008 4:28 AM
.سلام به دياناي مهربون انار عزيز وهمه انارستانياي گل .اميدوارم اين مطالبي که اينجا ميگم مفيد باشه و به درد دوستان بخوره.البته اينا رو من از خودم نميگم .سابقا که ميخواستم اين رژيم رو شروع کنم تو سايتهاي مختلف مطالب به درد بخور رو براي خودم جمع اوري ميکردم و همه اين مطالب برداشتي از اوناست.اميدوارم دوستان خوب با يه نتيجه گيري منطقي خوب رو بگيرن و در ادامه رژيم شون موفق باشن.همينطوري که قبلا گفتم و انار عزيزم گفته اين رژيم براي ادماي چاقي مثل من يه راهکاره.ما که با چاقي بيش از حد 1000 جور خطر سلامتيمونو تهديد ميکنه.فکر ميکنم با اين شرايط واسه ما جاي هيچ ترديدي نميمونه که اتکينز بهترين روشه که سريع تر به يه شرايط نرمال تر برسيم.نمونه اش خود من با 25 سال سن مدت يه سال که از ناحيه فمور پا دچار پوکي استخوان شدم اونم شديد به گفته پزشکم به اندازه يه خانم 50 ساله با اينکه تمام تستها و ازمايشات من همه نرمال بودند و هيچ دليلي براي پيشرفت اين بيماري تا اين اندازه وجود نداره من حتي اگر هم نخوام هيچ راه ديگه ايي برام وجود نداره که بخوام سريع تر وزنمو رو پايين بيارم چون وضعيت استخوانهاي من تحمل اين وزن زياد رو نداره.اين تازه يه نمونه از مشکلاتي که براي من به وجود اومده که دليل اصليش چاقي هست.من فقط دوست داشتم دوستاناني که اضافه وزن زياد دارن و( نه اونايي که وزنهاي پايين تري دارن) هم تجربه کنند اگه ميخوان هر چند هم ميگن که گرفتن اين رژيم تا يک ماه هم براي کساني که وزن پايين دارن و چند کيلو ميخوان کم کنند مشکلي رو پيش نمياره.فقط همين .من قصد تبليغات و اين جور حرفا رو ندارم.باز هم اينجا ميگم که من خيلي مديون انارم که با دلگرميهاش و توضيحات خوبي که به ما ميده راه رو واسه ما هموارتر ميکنه .اگه انار و اين وبلاگ نبود من شايد خيلي وقت پيش رژيم رو کنار گذاشته بودم و هنوز هم همون لادن 105 کيلويي بودم شايد هم بيشتر.دياناي عزيز تو هم هميشه منو شرمنده لطفات کردي ببخش که سلولهاي خاکستري مغزت کلي اذيت شدن.خيلي زياد وراجي کردم معذرت
لادن 79 | April 30, 2008 4:40 AM
رژيم محبوب "اتکينز"، به تجويز خوردن مقدار دلخواه استيک و تخم مرغ معروف بود. در اين برنامه غذايي، خوردن پروتئين و چربي به هر مقدار، مجاز بود و هيدرات کربن حذف مي شد. افرادي که اين برنامه غذايي را دنبال مي کردند، بشقابهايشان را با پنير، انواع گوشتهاي پرچربي، مايونز و خلاصه هر نوع پروتئين و چربي پر مي کردند. هر چه بيشتر، بهتر! ايده بنيادين اين برنامه، بر خاصيت سير کنندگي پروتئين و چربي بنا شده است. پس از خوردن پروتئين و چربي، ديرتر گرسنه مي شويد و بنابراين کالري دريافتيتان و در نتيجه وزنتان کاهش مي يابد. بعلاوه، چون هيدرات کربني به بدنتان نمي رسانيد، احتمال حفظ حالت چربي سوزي بدن، افزايش مي يابد (هيدراتهاي کربن باعث ترشح انسولين و توقف سوختن چربي مي شوند). با اينحال، مشکلي که پس از رواج اين برنامه غذايي بروز کرد، افزايش نگراني مردم درباره سلامتي عموميشان، مخصوصا، بيماريهاي قلبي و فشار خون بالا بود. مردم، بخوبي از احتمال تاثير مصرف چربيهاي اشباع شده بر تشديد عوارض قلبي عروقي آگاه هستند. به همين دليل، متخصصان اتکينز، نيروي تازه اي در اين شيوه دميده اند. آنها، ديگر فقط بر خوراکيهاي پر پروتئين و پر چربي تمرکز نمي کنند، بلکه، شيوه متعادلتري را در دستورات غذاييشان در پيش گرفته اند و اهميت ترکيب هيدراتهاي کربن سالم و چربي را با پروتئين تبليغ مي کنند. طرح برنامه رژيم اتکينز، هنوز هم از چهار مرحله مختلف تشکيل مي شود. اولين مرحله، دشوارترين مرحله است و بقصد چکاندن ماشه کاهش وزن، طراحي شده است. مرحله آخر، به ادامه حفظ وزن در حد سالم کمک مي کند. مرحله اول: در اين مرحله، روزانه، فقط 20 گرم هيدرات کربن خالص، از منابع گياهي، به بدن مي رسد. فهرست زير، شامل خوراکيهاي مجاز اين مرحله مي شود: ماهي تن ماهي سالمن مرغ بوقلمون گوشت گاو تخم مرغ گوشت گوسفند ماهي حلوا گوشت اردک ساير انواع ماهي گوشت غاز صدف گوشت مغز ران غذاهاي دريايي انواع پنير(فتا) (توجه کنيد که برخي انواع پنير، حاوي هيدرات کربن هستند)همه نوع پنير يك ميزان هيدرات كربن نداره مثلا پنير فتا تا 600 گرم در روز ميتوني بخوري ولي پنير گودا رو فقط 60 گرم ميتوني مصرف كني...بماند كه ما اصلا نميدونيم پنير ليقوان چي هست و چطور پروسس ميشه. دريافت كالري هم نبايد كم باشه چون در اين صورت شما به دام رژيم كم كالري ميفتين و وزن كم نميكني.
در مورد دوم شير و ماست
شير سرشار از قند لاكتوزه خوب حتما ميدونيد كه انواع قند در اين رژيم جيززززه! ممنوعه ولي خامه و سرشير و كره نه تنها جايز بلكه مستحبه. سبزيجات غير نشاسته اي انواع روغن انواع مغز (باز هم دقت نماييد که برخي حاوي هيدرات کربن هستند) چاي آبگوشت نوشابه رژيمي قهوه قانون اين مرحله، گنجاندن پروتئين و چربي در هر يک از وعده هاي غذايي و بنحوي است که هيدرات کربن، به حداقل مقدار 20 گرم برسد. نوشيدن آب زياد و بدقت خواندن برچسب ارزش غذايي خوراکيها و توجه به "هيدراتهاي کربن پنهان" توصيه مي شود. معمولا، اين مرحله، حدود دو هفته طول مي کشد. مرحله دوم: مرحله دوم رژيم، بسيار شبيه مرحله اول است و همچنان بر کاهش وزن متمرکز است. تنها تفاوت، اجازه افزودن هفته اي 5 گرم هيدرات کربن خالص به برنامه تا زماني است که فقط 5 تا 10 پوند (حدود 2 تا 4.5 کيوگرم) وزن اضافه باقي مانده باشد. هدف اصلي اين مرحله، شناخت ميزان حساسيت بدن به هيدراتهاي کربن و مقدار و نوع قابل مصرف بهنگام موفقيت روند کاهش وزن است. همزمان با افزايش تدريجي مجموع مقدار هيدرات کربن، افزودن هيدراتهاي کربن کم قند هم، از قبيل سبزيجات، انواع توت، انواع مغز و پنير به رژيم غذايي توصيه مي شود. بعلاوه، متخصصان معتقدند که خوب است ورزشکاران مشتاق، مقدار هيدرات کربن روزانه را به 60 تا 90 گرم افزايش دهند تا بدنشان قادر به حفظ و تحمل شدت تمرين باشد. مرحله سوم: اين مرحله را، مرحله پيش نگهداري هم مي نامند. مرحله سوم، بنحوي طراحي شده است که چگونگي تغذيه را براي پايين نگه داشتن وزن در آينده آموزش دهد. در اين مرحله، بجاي هفته اي 5 گرم مرحله پيشين، هفته اي 10 گرم هيدرات کربن به برنامه غذايي افزوده مي شود. اين مرحله، تا توقف روند کاهش وزن يا کند شدن شديد آن و آغاز برنامه حفظ وزن، ادامه خواهد يافت. مقدار هيدرات کربن دريافتي در پايان اين مرحله، ميزان لازم براي حفظ وزن بدن در نظر گرفته مي شود (معروف به حد تعادل هيدرات کربن اتکينز). در اينجا، افزايش تنوع هيدراتهاي کربن توصيه مي شود. چنين خوراکيهايي شامل فهرست زير مي باشند: سبزيجات نشاسته اي: 4/3 پيمانه هويج 2/1 پيمانه پوره بلوط 4/1 پيمانه سيب زميني هندي (يا سيب زميني شيرين) 3/2 پيمانه نخود پوست کنده 4/1 پيمانه بارهنگ 1 پيمانه لبو 3/1 پيمانه هويج زردک 4/1 پيمانه سيب زميني سفيد بنشن 3/1 پيمانه عدس 4/1 تا 3/1 پيمانه انواع لوبيا (قرمز، سفيد، چشم بلبلي، ...) 3/1 پيمانه نخود ميوه 2/1 سيب 11 عدد گيلاس 1 عدد هلو 12 حبه انگور 1 و 4/1 پيمانه توت فرنگي 2/1 گريپ فروت 4/3 پيمانه طالبي 1 عدد کيوي 1 پيمانه هندوانه 2/1 پيمانه مخلوط ميوه 1 عدد آلو 2/1 موز کوچک 3/1 پيمانه انبه غلات 4/1 پيمانه برنج 2/1 پيمانه جو دو سر پوست کنده 3/1 پيمانه دانه ذرت 3/1 پيمانه غلات يا حبوبات سبوسدار 4/1 پيمانه جو 4/1 پيمانه پاستا بدين ترتيب، علاوه بر افزايش تنوع خوراکيهاي مجاز، از دريافت ويتامينها و مواد معدني مورد نياز براي حفظ دائم سلامتي هم اطمينان حاصل مي شود. متخصصان توصيه مي کنند که در اين مرحله از رژيم مي توان يکي دو بار در هفته، مقدار هيدرات کربن دريافتي را افزايش داد. اما بخاطر داشته باشيد که براي جبران چنين سورچرانيهايي، بهتر است مقدار هيدرات کربن دريافتي روز بعد را کاهش داد. تاکيد اين برنامه غذايي، پيشگيري از بازگشت به عادتهاي غذايي گذشته است. عادتهاي گذشته، هر چه باشند، باعث افزايش وزن شده اند. اما هر چند در اين مرحله از رژيم، تنوع خوراکيهاي حاوي هيدرات کربن افزايش يافته است، مقدار هيدرات کربن خالص دريافتي، همچنان ناچيز است. توجه داشته باشيد که با ادامه اين برنامه مي توانيد وزن جديدتان را ثابت نگه داريد. مرحله چهارم: اين برنامه، با مرحله چهارم که نگهداري ناميده مي شود، پايان مي پذيرد. اتکينز، هرم خوراکيهاي اين مرحله را تغيير داده است. درحاليکه، در هرم معمولي خوراکيها، طبقه اول به غلات و حبوبات اختصاص دارد، در هرم اتکينز، با گوشت و انواع خوراکيهاي مشابه، جايگزين شده است. طبقه بالاتر، گروه سبزيجات و بالاتر از آنها، ميوه ها قرار دارند. سپس، روغنها، لبنيات و انواع مغز و در راس هرم، گروه غلات قرار مي گيرند که کوچکترين گروه هستند و بايد بندرت مصرف شوند. متخصصان اتکينز توصيه مي کنند که هفته اي يک بار وزن خود را بسنجيد تا در صورت افزايش وزن و بازگشت به عادتهاي غذايي پيشين، بلافاصله اقدام مقتضي صورت بگيرد. اين رژيم بدرد چه کساني مي خورد؟ اين برنامه غذايي، مخصوصا براي کساني که مبتلا به مشکلات قند خون، از قبيل ديابت يا کاهش شديد قند هستند، سودمند مي باشد. بدليل انتخاب خوراکيهاي حاوي هيدرات کربني که تاثير چنداني بر ميزان انسولين ندارند، کنترل اين عوارض و قند، براحتي انجام مي شود. از آنجا که مبناي اين برنامه غذايي گوشت است، براي کساني هم که رژيمهاي گوشتي را ترجيح مي دهند، عالي است. با اينحال، با توجه به تغييرات جديد در نگرش متخصصان اتکينز، لازم است مقدار چربي مصرفي را کاهش دهيد. اين رژيم بدرد چه کساني نمي خورد؟ اين رژيم، براي ورزشکاراني که حجم تمرين يا شدت تمرينشان خيلي زياد است، برنامه مناسبي نيست. از آنجا که سوخت مورد نياز براي تمرينهاي سنگين، اساسا هيدرات کربن است، کاهش ذخاير هيدرات کربن بدن، به کاهش عملکرد ورزشي و بروز مشکل در ادامه تمرين منجر مي شود. البته اينگونه افراد مي توانند از برخي شيوه هاي اتکينز، مثل انتخاب و مصرف هيدراتهاي کربن کم قند بهرمند شوند، اما در عين حال بايد مجموع مقدار هيدرات کربن دريافتيشان را بالاتر از ميزان تجويز شده در اين رژيم نگه دارند. با فرض تعادل هميشگي در دريافت روزانه، مقدار کمتر از صد گرم هيدرات کربن اصلا کفاف عملکرد ورزشي مورد انتظار اينگونه ورزشکاران را نمي دهد. کارايي کلي رژيم با توجه به تغييرات در نگرش متخصصان اتکينز، اين برنامه غذايي، خيلي سالمتر و براي کاهش وزن بهتر در دراز مدت، رژيم جايگزين مناسبي شده است. امروزه، مردم غذاهاي فراوري شده زيادي مي خورند. اين رژيم، به کاهش چنين خوراکيهايي از برنامه روزانه کمک مي کند. هيدراتهاي کربن مصرفي در اين رژيم، همانهايي هستند که اجدادمان هم در روزگاري که همه چيز طبيعي بود، مي خوردند. نقطه ضعف اين برنامه هم، "شمارش" است. هر چند چيزي درباره شمارش کالري دريافتي گفته نمي شود، اما دقت در اندازه هيدرات کربن دريافتي، برخي افراد را خسته و مشتاق پيدا کردن رژيمي ساده تر مي کند.
در مورد مولتي ويتامين باز بيشتر از رژيم هاي ديگه ويتامين دريافت ميكنيد چون ادم به هيچ كدوم از عوارض كمبود ويتامين و مينرال كه در رژيم كم كالري تجربه ميكنه دچار نميشه.در مورد ريزش مو هم عمده علتش كمبود پروتيين و اهنه كه خوشبختانه اين رژيم سرشار از اين 2 تاست
و با استفاده روزانه يک مولتي ويتامين(centrum)ميشه خاطر جمع بود که ويتامينهاي مورد نياز به بدن ميرسه.
لادن 79 | April 30, 2008 4:42 AM
اتکينز اينجوري ادعا ميکنه که وقتي شما مقدار کمي کربوهيدرات
ميخوريد بعد از 48 ساعت تا حداکثر 4-5 روز ( بستگي به متابوليسم بدن داره ) شما وارد حالت کتوز ميشيد . در اين حالت بدن شما به دليل اينکه اولين منبع انرژي اون بهش نميرسه ميره سراغ دومين منبع انرژي خود يعني چربي بدن . هنگامي که شما در اين حالت وارد ميشويد اشتهاي شما کم ميشود و سوخت ساز بدنتون بالا ميرود و بدنتون بسيار با انرژي تر ميشود . دکتر اتکينز در چندين جا تاکيد کرده که بعضي از متخصصان حالت کتوز خوش خيم حاصل از اين رژيم رو با کتوز ناشي از انسولين زياد در خون اشتباه ميگيرن ولي ايندو با هم فرق دارن .
از چه راهي متوجه بشيم در حالت کتوز هستيم :
1- بوي بد دهان که مشخص هست .
2- دقيق تر استفاده از نوار شاخص ليپوليز
دکتر رابرت اتکينز ادعا ميکند که به نظر من نظريه کالري در رژيم غذايي کاملا اشتباه هست و تنها حالتي که شما ميتوانيد فقط چربي هاي بدن ( نه ماهيچه ها رو ) بسوزونيد همين حالت کتوز هست به زودي خود شما متوجه ميشويد و با من هم عقيده ميشويد و در همه جا ميگويد اين آخرين رژيمي هست که شما در زندگيتان ميگيريد .
رژيم اتکينز
در مورد رژيم غذايي:
رژيم غذايي اتکينز داراي کيفيتي هست که يک رژيم براي هميشه به رژيم گيرندگان ميده و تا آخر عمر براي اونا برنامه داره ! البته رژيم گيرندگان ميتونند بعد از اينکه به وزن ايده آل خود رسيدند رژيم رو ترک کنند و روند عادي خود رو پيش بگيرند و سعي کنند ديگه چاق نشند ( با کنترل کالري که مصرف ميکنند ) بدون اين که وزني اضافه کنند . رژيم غذايي اتکينز يک رژيم غذايي پر پروتئين ( High Protein ) و کم کربوهيدرات ( Low Carb ) ميباشد. اين رژيم تشکيل شده از چندين دوره که ميبايست توسط رژيم گيرندگان به ترتيب پشت سر گذاشته بشه . اولين دو هفته از رژيم اتکينز دوره "Induction" ميباشد . در اين 14 روز رژيم گيرندگان ميبايست دقيقا به دستورات توجه کنند . نکته اي که در اين مرحله هست اينه که بدن وارد حالت ليپوليز/کتوزيز شود . در اين مرحله بدن بجاي سوزاندن کربوهيدرات به عنوان سوخت خود چربي بدن رو ميسوزاند !
در دوره بعد رژيم محدوديت هاش کمتر شده و لذيذ تر و دلپذير تر ميشه ، با بيشتر شدن گياهان مجاز و بالا بردن کربوهيدرات . تا زماني که به وزن ايده آل ميرسيد ، رژيم گيرندگان رژيم خود رو روي همين مقدار کربوهيدرات بنا ميکنند . که بيشترين مقدار کربوهيدرات ميباشد که بدن اونا ميگيره بدون برگشت به وزن قبلي .
غذاهايي که ميتوانيد در اين رژيم بخوريد :
دنبالگران رژيم اتکينز ميتوانند انواع مختلف گوشتها ( دريايي ، قرمز ، سفيد ، پرندگان و ... ) ، پنيرها ، تخم مرغ ها و چربي ها ( مانند : روغن و کره ) بخورند بدون شمردن کالري آنها .
غذاهايي که در اين رژيم قدقن هست :
کربوهيدرات هايي که در مرحله اول ( 14 روزه ) رژيم غذايي اتکينز مجاز هست حدود 20 گرم در روز ميباشد که هفته اي 5 گرم افزايش ميابد تا رژيم گيرندگان به حداکثر کربوهيدرات مجاز در روز که بدن آنها وزن اضافه نکند برسند . در بيشتر قسمتها ، موفقترين رژيم گيرندگان کساني هستند که بنيادي عادت غذاييشون رو تغيير ميدن . منظور ترک غذاهايي هست که کربوهيدرات زياد دارن و بسيار چاق کننده هستند مثل : کيک ، سيب زميني ، کلوچه ، شکالات ، نان ، برنج ، ماکاروني و ... . درضمن ميوه ها و لبنيات بجز خامه و پنير و سرشير بسيار محدود هستند .
انتخاب غذا :
رژيم غذايي اتکينز مقدار رو محدود نکرده . يعني يک رژيم کيفي هست نه يک رژيم کمي !!! مقدار فراواني از گوشت قرمز ، گوشت سفيد و کره مجاز هست ولي کربوهيدرات ها بسيار اندک ميباشند .
نياز به ورزش :
نيازي به ورزش نيست در اين رژيم ولي 100% ورژش کردن بسيار تاثير گذار هست .
تعداد رژيم گيرندگان :
در پنج سال اخير اين رژيم سروصداي بسيار زيادي بين مردم کرده هست . در ضمن بسياري از رستوران ها ( البته اونور آب اين ور که من تا به حال نديدم ) غذاهاي بدون يا کم کربوهيدرات در اختيار مردم ميزارن . اين ها شواهدي هست که اين رژيم يکي از مشهور ترين رژيم هاي اين روزها هست !
امکان موفقيت :
امار و ارقام که به وسيله مطالعات فراوان کسب شده نشان دهنده آن است که در اين رژيم بعد از 2 يا 3 ماه نتيجه اي که بدست مي آيد تقريبا 2 يا 3 برابر رژيم هاي کم کالري و يا کم چربي هست . در صورتي که فرد در مدت اين رژيم وضعيت روحي و جسمي بسيار بهتري هم دارد ! مطالعات نشان ميدهد که رژيم گيرندگان وزن از دست ميدهند بدون هيچ ريسکي و يا امکان حمله قلبي و يا افزايش کلسترول ، تريگليسيريد و يا فشار خون و در خيلي از مواقع مقدار اينها رو بهتر کرده ! در واقع رژيم گيرندگان اتکينز کالري بسيار زيادتري نسبت به کساني که در رژيم هاي پر کربوهيدرات هستند مصرف ميکنند ولي 2 يا 3 برابر وزن کم ميکنند .
مراحل آخر اين رژيم غوغايي مرحله "pre-maintenance" از رژيم اتکينز کربوهيدرات روزانه رو هفته اي 10 گرم افزايش ميده تا زماني که وزن کم کردن متوقف بشه . البته بعد از اين که به وزن مورد نظر خود رسيديد بايد وارد اين مرحله بشيد . بمحض اينکه به وزن مورد نطر رسيديد و وزن کم کردن متوقف شد شما وارد مرحله "lifetime maintenance" ميشويد . که در اين مرحله دنبال کنندگان رژيم از دستورهاي غذايي اتکينز استفاده ميکنند و کربوهيدراتها رو کنترل ميکنند .
لادن 79 | April 30, 2008 4:43 AM
بازم نتیجه گیری و درست یا غلط بودنش با خودتونه.مثل اینکه هر دفعه یه نفر قراره از حرفایه من ناراحت بشه این بار هم نوبت بهارک.sorry
لادن 79 | April 30, 2008 4:47 AM
انار جون مرسی که اینهمه مطلب جدید و مفید می نویسی برامون با اون همه کاری که خودت داری! بچه ها هم خیلی باحالن که با نظراتشون کلی همکاری می کنن. من خیلی شرمنده می شم که زیاد وقت ندارم بیشتر توی اینترنت باشم و همکاری مفید داشته باشم ولی احتمالن شرایط من هم به زودی تغییراتی می کنه که وقت بیشتری رو به فعالیتهای گروهی اختصاص بدم.
راستی, بابا من دلم آب شد انقدر شما از عکسهاتون نوشتین چه جوری میشه دیدشون؟
Fairy | April 30, 2008 4:56 AM
سلام بچه ها
ای بابا من مثل اینکه اشتباهی جای دیگه کامنت گذاشتم
گیتا | April 30, 2008 5:29 AM
چقدر این بار عالی شده اینجا
همه دارن به علمشون اضافه میکنن
کجاست دکتر سارا که ببینه همه دارن با هاش هم رشته میشن. . .
من وقت نکردم بروم خونه اما برمهمه اش رو با دقت می خونم
.
.
.
.
.
.
زينب | April 30, 2008 5:48 AM
دمت گرم ديانا جون
همينه
دقيقا همينه
اين که ما يه جاي کارمون مي لنگه
اين که اگه به مشکلمون پي ببريم
ديگه واسه مون راه حل پيدا کردني مهم ميشه که هميشگي باشه
زينب | April 30, 2008 5:56 AM
لادن تو 14 سالته
؟
یا شوخی کردی باما ؟
:(
زينب | April 30, 2008 6:03 AM
لادن79 من اصلا با شما نبودم با یه نفر^ بودم.
بهارک | April 30, 2008 7:49 AM
زینب جون لادن کجا گفته 14 سالشه من که خوندم نوشته 25!!!
بهارک | April 30, 2008 7:51 AM
لادن جون ممنون از اين همه اطلاعاتي كه به ما دادي.من كه خيلي استفاده كردم.اما در مورد صحت ادعاهاي اين رژيمهاي معجزه گر يه نموره شك دارم .الان كه به يه كتاب تغذيه مراجه كردم ميگفت چاقي مثل سرطانه.اينطور نيست كه با يه دارو يا يه دوره رژيم به كل مشگل چاقي حل بشه.اگه اينطور بود تموم مردم چاق دنيا ازش باخبر ميشدن و خيلي زود مثل بيماريهاي ديگه كه ريشه كن شدن براي هميشه از بين مي رفت.تو اون كتاب در مورد اين رژيم نوشته بود در غرب مردم بعده جشن هاشون يا بهده عيد پاك كه پرخوري ميكنن به مدت 2 هفته يا بيشتر اين رژيمو ميگيرن و پرخوريهاشونو جبران ميكنن كه پزشكان اين تغيرات ناگهاني وزن رو مغاير با سلامتي ميدونن.رژيم اتكينز در صورت صحت هم جزء رژيمهاي كوتاه مدته.من خودم بدنم طوريه كه ناگهاني وزنش تغيير ميكنه.مثلآ در عرض بيش از يه هفته 7 كيلو كم كردم و 2 روزه 2 كيلو اضافه كردم.اين تغييرات ناگهاني دست خودم نيست و اصلآدوستش ندارم چون دارم به وضوح تركهاي نازيباي پوستمو ميبينم كه هر روز بيشتر ميشه.سعي ميكنم ورزش كنم اما بازم تآثير چنداني نداره.همه امون دوست داريم كه هر چه سريعتر به وزن ايده آلمون برسيم امابايد دركنارش كاري كنيم و روشي رو انتخاب كنيم كه كمترين آسيبو به خودمون و بدنمون بزنيم.من خودم تصميم گرفتم آهسته و پيوسته وزن كم كنم و براي خودم كاهش 1كيلو در هفته رو انتخاب كردم.اما اميدوارم بدنمم باهام راه بياد و افت و خيز زيادي نداشته باشه.
هستي | April 30, 2008 8:01 AM
من بعید می دونم کسی با رژیم کرمانی سرطان بگیره.تا مرداد 86 خودم می رفتم مطبش و می دونم ممنوع الفعالیت نیست و اگه بخواید شماره و نشونی مطبی رو که می رفتم می زارم اینجا.
در ضمن رژیم دکتر کرمانی چون شامل همه گروه مواد غذاییه رژیم چندان سخت و مشکل داری نیست.
بازم اگه کسی بخواد مال خودمو تایپ می کنم می زارم تو اینترنت که ببینید.
آریس | April 30, 2008 9:58 AM
چطور میشه ادعا کرد که فرمول زندگی سالم رو داریم و توی فرمولمون ورزش لازم نیست؟ اونم بعد از اینهمه تحقیقات مستقل که درباره اثر ورزش شده؟
من والا رژیمی که توش کره آزاد باشه که هیچ خاصیتی به جز چرب بودن نداره(یعنی هیچی ها!) و عوضش شیر بدون چربی رو که کلی پروتئین و کلسیم داره رو محدود میکنه یخورده برام سخته هضمش.
ماها قرص مولتی ویتامین باید بخوریم اما درصد جذب ویتامین ها از مواد طبیعی خیلی بالاتره از درصد جذبشون از قرصه و قرص فقط سیستم پشتیبانی باید باشه نه منبع اصلی ویتامین.
انار | April 30, 2008 11:30 AM
فقط خواستم به همه انارستانی های عزیز سلام و خسته نباشیدی گفته باشم .منم این گوشه موشه ها دارم میپکم کلی مطالب یاد رفتم .ممنون از همه
ani | April 30, 2008 11:43 AM
والله بالله من اون مطالبی رو که از اتکینز خوندم توی همش اشاره داشت که این رژیم بر چند اصل استواره که اگر یکیش نباشه اصولا بهتره اصلا نباشه (وای شعر شد!!)
اولیش که همون غذاهای کم کربوهیدراته
بعد خوردن فیبر به اندازه کافی
خوردن آب به اندازه کافی و شاید یه کم هم بیشتر
ورزش کردن
قرص های مولتی ویتامین
من اصلا نشنیدم که بگن توی اتکینز ورزش لازم نیست.
لیلی | April 30, 2008 11:47 AM
بچه ها همگی خداحافظ.
تو جمع دوستان من واقعا زیادی هستم و فکر نمی کنم هیچ وقت هم به اندازه ای که شما با هم هستید من رو با خودتون صمیمی احساس کنید.
من تمام امروز از ناراحتی گریه کردم.
نه اینجا دوستی دارم. نه کسی دوستم داره.
اما من خیلی دلم می خواست باهاتون دوست باشم.
از هر کدومتون سوالی کردم جوابمو ندادید.
اما در همون ساعت و روز دیدم که با بقیه داشتید صحبت می کردید.
خب هر چی باشه من از شما نیستم. با حرف که می گین اما به عمل نمی بینم.
از گروه یاهو هم خارح شدم.
از دیدن همتون خوشحال شده بودم.
باور نمی کنین به پهنای صورتم دارم اشک می ریزم.
دیگه هیچ کدوم از وبلاگاتون نمیام تا تنهایی خودمو نبینم.
بهارک | April 30, 2008 12:09 PM
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بهارک؟ با کی بودی؟
چی شده؟ اینجا کجاست؟ من کیم؟ !!!!!
کی با کی قهر کرده؟ کی جواب کیو نداده؟
کی اشک ریخته؟
لادن | April 30, 2008 12:22 PM
والا من اومده بودم بگم انار جان! من تو یه کتاب درباره
کره خونده بودم که ویتامین د و آ داره که البته بستگی
به گاوش داره :)) که چقدر تغذیش درست حسابی بوده!
بعد دیدم اینجا بهارک داره مثل ابر بهار اشک می ریزه
و اینکه زینب جان من 14سالم نیست اینو همین طوری
گفتم دوره همی بخندیم ... بهارک جون 25 هم نیستم
23 سالمه... تازه دو ماهه دیگه 23 سالم می شه!
لادن | April 30, 2008 12:28 PM
بهارک جان پس من پست به این درازی رو دیشب تا ساعت 2 برای کی مینوشتم اگر برای تو نبود؟! لادن که خودش اتکینز رو اجرا کرده و راحته, منم که اجرا نکرده ام و راحتم...برای تو بود که من اینهمه رفتم اینور اونور خوندم و بعد آمدم نوشتم...اینا یعنی هیچی؟!!
انار | April 30, 2008 12:37 PM
لادن جون یک قاشق غذا خوری کره بالای صد کالری داره و فقط 7% ویتامین آ.
http://www.calorie-count.com/calories/item.php?item_id=1145&size=2
انار | April 30, 2008 12:43 PM
بهارک جون عزیزم
این فکر هارو نکن اتفاقا بچه های اینجا خیلی با محبتن
کافیه بدونن مشکلی داری همه دست به دست هم میدن و با حرفها و نیروهای مثبت به ادم روحیه میدن من که خیلی دوستشون دارم
عزیزم من چند تا نمونه ر}یم خوب دارم از کاهش وزن سریع گرفته تا موثر و ارام
ادرست رو برام بفرست تا برات بفرستمشون
نبینم دیگه گریه کنیا
بابام همیشه از کوچیکی تا الان بهم میگه باید دل بزرگی داشته باشی به بزرگی دل خدا
dr_sara | April 30, 2008 1:16 PM
ای خداااااااااااااا از دست من
ای عزیز دلم من خنگ ازت معذرت می خوام
انار جون عزیز دلم کل این میتینگ رو فقط و فقط به خاطر من با اینهمه توضیحات نوشتی و من اینجوری بی ادبی و قدر نشناسی کردم.
ازت خیلی خیلی معذرت می خوام.
معذرت می خوام ازت.
باورت نمی شه. الان که پا شدم رفتم هال مامانم برام شام درست کرده بود اولین لقمه که خوردم انگار مغزم تازه شروع به کار کردن کرد.
هی همون موقع می خواستم بیام بنویسم برات که غلط کردم. هی مامانم نگام می کرد.
خیلی من اخلاق بچگانه ای دارم و اصلا درست بعد از زدن پست از حرفم پشیمون می شم.
واسه این می گم ای کاش ما امکان ادیت داشتیم.
یا به من یک پسورد بدی که کامنت خودمو پاک کنم :))
فدات بشم عزیزم بوس منو ببخش عزیزم
تو که ماهی عزیزم.
عکسم رو هم که طبق معمول رفتار همیشگیم با کل آلبوم پاک کردم :)) حالا می گردم باز یه عکس می ذارم.
خیلی دوستت دارم انار جون. باز هم ببخشید.
بهارک | April 30, 2008 1:20 PM
آرام جونم مهربونم ممنونم از اینکه به فکرم هستی
dr_sara | April 30, 2008 1:30 PM
!!!! یعنی این همه آدم کالری بزنه تو رگ! به خاطر
7 درصد ویتامین آ؟؟؟؟؟؟
نه! خدایی نمی ارزه!
مرسی انار جان!
لادن | April 30, 2008 1:35 PM
Salaam Anar jan, Thank you for the comment. apprently I don't have front page:(-. I am too behind in technology and blogging. I will just try to write it down as I used to.Also thanks for the info in this post. I didn't read the comments, but I do agree with you that not every body can take this kind of diet. we should be careful to take enough nutritions.
soozan | April 30, 2008 1:41 PM
مرسی لادن 79 کیلویی جان
چقدر مطالب تو راجع به اتکینز مفید و در عین حال کامل بود.منم ترغیب شدم امتحانش کنم.اگه بازم مطلبی به ذهنت میرسه بیا بگو
زهرا | April 30, 2008 1:44 PM
لادن 79 جان!
چقدر سبزی تو این رژیم تو دو هفته ی اول مجازه؟
مثلا کاهو؟
و اینکه این پنیر های سفید روزانه قضیشون چیه؟
رو بستشون که خبری از میزان کربوهیدرات نیست
چقدر مجازی بخوری؟
و اینکه واقعا سقف کالری مجاز چقدره آخه!!!!!!؟
و اینکه بعد از چه مدتی بعدن دچار اون حالت قشنگه!
می شه که چربی می سوزه؟ چه عواملی باعث می شه زودتر به این دوره برسی ؟ ورزش موثره؟
آخه من تو این مدت که با انارستانیا بودم به ورزش عادت
کردم و عمرآ رهاش نکنم...
وای من چقدر سوال کردم... لطف می کنی جواب
بدی ....
لادن | April 30, 2008 1:47 PM
لادن خب برو سایتhttp://www.atkins.com اونجا کامل نوشته
بهارک | April 30, 2008 2:01 PM
لادن جون من اون لادن که گفتم خانوم لادنی که بهم داشت در مورد اتکینز راهنمایی می کرد بود نفهمیدم که زینب با شما بود.
من و بهار خانوم رو ببینین که من به خاطر ایشون اسمم گذاشتم بهارک.
انار جونم من باز هم ازت معذرت می خوام اصلا از شما ناراحت نبودم که از اولشم با کس دیگه بودم.
من اصلا هی شلوغ می کنم
اسمم تو ردیف بد ها با 5 تا ضربدر
شب به خیر خدافظ تا فردا انشاالله به امید خدا.
بدها:
بهارک ×××××
بهارک | April 30, 2008 2:35 PM
حالا از اتکینز دست برداشتم دنبال ترازو خریدن هستم:))
بهارک | April 30, 2008 2:39 PM
وای چه خبر بوده امروز اینجا!!
بهارک خوبی؟؟؟؟؟؟
لادن 79 جان ممنون از توضیحاتت و انار جان از شما هم ممنون برای پست پر بارت.
من به شخصه و بر حسب سالها تجربه انواع متد لاغری به این نتیجه رسیدم که هیچ چیز مثل ورزش و کم خوری نه ببخشید "به اندازه خوری"آدم رو لاغر نمی کنه.
نمی دونم توی این گروه کسی بوده که 115 کیلو باشه؟از شدت افسردگی و چاقی بارها به خودکشی فکر کرده باشه و هزار تا درد و مرض از دیسک کمر تا اختلال عصبهای گردن و دست و آسم داشته باشه؟
خب اون آدم من بودم. والا الان کربوهیدراتها علی الخصوص نوع پیچیدشون بخش اعظم غذام رو تشکیل می دن و همینطور هم دارم لاغر می شم.اگر کالری کمتری می خوردم شاید هفته ای 1 کیلو هم می شد بیام پایین. پس کار نشد نداره.کسی که 10 ساله چاقه مثل خود من , هیچ اتفاقی هم براش نمی یفته که حالا به جای اینکه تو 2 هفته 5 کیلو کم کنه توی 2 ماه اون 5 کیلو رو کم کنه. در واقع (منظورم به هیچ کس نیست) به نظر من هر کاری جز تمرکز روی فعالیت بیشتر و کنترل میزان و نوع غذایی دریافتی, یه نوع بهانه گیری یه برای موندن توی comfort zone. رهایی از بیماری و مرض چاقی مفرط مثل ازدواجه. یعنی متعهد شدن برای یک عمر به کسی یا در این شرایط روشی.اما این ازدواجی یه که طلاق نمی شه گرفت ازش. تا آخر عمر باید با این روش جلو رفت و پذیرفتش و حتی ازش لذت برد.
چرا وقتی می شه با یک روش نرمال و خیلی راحت و ساده لاغر شد باید به روش های پیچیده و تجویزی رو بیاریم؟ بهترین کسی که می تونی با توجه به پتانسیل های بدن ما برامون رژیم تجویز کنه خودمون هستیم.
بهرک عزیزم واقعا بهت به عنوان دوستت تو صیه می کنم از لاغر نشدنت اینقدر کلافه نشی.به بدنت سیگنالهای منفی نفرست و بذار کار خودشو بکنه.اگر تو داری کاملا درست ورزش می کنی و خوب غذا می خوری با توجه به میزان اضافه وزنت باید لاغر شی.مطمئن باش دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.
فقط یه درصدی ممکنه مشکل متابولیسمی یا آنزیمهای کبدی و یا تیروئید داشته باشی.یه بار که اومدی تهران برو یه دکتر داخلی خوب و چک آپ کن.
سالومه | April 30, 2008 3:11 PM
ااااا چقدره کامنت! 2 تا تکمیل!
سارا جان لطف داری شما. وظیفه هم که باشد باید لطفت را پس بدهم دیگر مامان دو قلوها که باشی که دیگر باید بیشتر به فکرت باشم.
بچه ها الان می خواستم کامنت بگذارم یک صدای بدی آمد. مثل صدای ویبره گوشی موبایل که روی میز باشد. داداشم چک کرد دید نه موبایلش نیست. بعد از آنجا که دیروز من و یک عدد سوسک بالدار تنها در حمام بودیم (خدایی! دیانا! می بینی آخرش خاله سوسکه شدم ) و من جیغ بنفش مایل به سفید کشیدم و فکر کنم همه کالری هایی که این چند روز خورده بودم به فنا رفت. لذا اولین گزینه ای که از تفسیر صدای مشکوک به ذهن من رسید این بود: "صدای بال زدن سوسک!" و بعد عین این فیلمها جفتمان یک متر پریدیم هوا و بابا با اسلحه ما فوق مدرن پیف پاف آمد. سکوت مطلق بود. . . . و بعد وییییییز قیییییییییز وییییییز و .... بله! صدای باد بود که از مقوایی که جلوی دریچه کولر گذاشتیم به زور عبور می کرد. خدایی خیلی صدای بدی بود!
من دفعه دیگر با چادر می روم حمام.
آرام | April 30, 2008 3:18 PM
بهارك خانوم دل نازك دوست داشتني!!
چقدرزودرنجي شما.
اگه كمي به نوشته هاي اين ميتينگ دقت كني و يه بار ديگه بخونيشون بيشتر ازهمه بچه ها اسم تو اومده و پاسخ به پرسشهاي تو.پس اشك و گريه واسه چي؟
هستي | April 30, 2008 3:30 PM
آريس جون من تا اونجايي كه اطلاع دارم دوستم كه آدرس مطبشو داشت بهم گفت كه مطبش جمع شده و خوشم كه گفتم آدرسشونداد.در ضمن تو سايت نظام پزشكي اگه سرچ كني دكتر محمد صادق كرماني و در شهر تهران بهت ميگه چنين دكتري وجود نداره.و بايد دنبالش تو شهر قم بگردي.در ضمن شنيدم ايشون اگه فعاليتي داره با همكاري دكترهاي ديگه داره كه اگه بهشون زنگ بزني ميگن ما فقط از نرم افزار دكتركرماني استفاده ميكنيم.
حالا اگه شما آدرس دقيقي از مطبش داري و مطمئني كار ميكنه ازت ممنون ميشم بنويسيش.چون خيلي دنبال يه آدرس دقيق گشتم.ايشون متخصص تغذيه هم نيست و دكترعموميه و اكثرمتخصصين به رژيمهاش ايراد گرفتن.
اگه برات ممكنه رژيمشم بذاري ازت ديگه خيلي ممنون ميشم و مارو حسابي شرمنده ميكني.پشت جلد سوتينها و گنهاي لاغري مادام دستوررژيم كرماني رو نايلونشون حك شده و بيشتر رژيماشم كه من بدست آوردم از اينورواونور تفاوتي با هم نداشتن و فقط بسته به بلندي قد مقدارغذاها افزايش پيدا ميكرد.شماهم رژيمتو بذار تا ببينيم اينم شبيه اونهاي ديگه است يا متفاوته آخه شما گفتيد تا مرداد86 به مطبش مي رفتيد.
هستي | April 30, 2008 3:45 PM
يه چيز ديگه دوستان!!
من همونطوري كه گفتم هر وقت رژيم شروع ميكنم زياد وزن كم ميكنم و تا مدتها هم رو يه وزن گير ميكنم.با يه دكتر مشورت كردم ويه عالمه آزمايشم چند سال پيش دادم كه دكترم بهم گفت چون بدن بعده مدت زيادي به رژيم عادت ميكنه و بهش خو ميگيره در نتيجه كمتر وزن كم ميشه اون ميگفت هر وقت اينطور شدين به مدت يه هفته با رژيم خداحافظي كنين و هر ماده غدايي رو كه دوست دارين و قبلآ نميتونستين بخورين رو بخورين اما نه خيلي زياد كه دوباره حجم معده افزايش پيداكنه.همونقدر كم اما هر چيزي اشكالي نداره.و تعداد وعده ها هم زياد باشه.اينجوري به بدن شوك ميدين و متابوليسم اونواز حالت رخوت و سستي كه بهش خو گرفته در ميارين و فعالش ميكنين.واسه هر كسي هم ممكنه اين يه هفته كمي كمتر و بيشتر باشه و بستگي به بدنش داره كه ظرف چند روز به خودش مياد.اوائل رژيم چون بدن به پرخوري عادت داشت و الگوي رژيم يه چيز تازه بود بدن راحت وزن از دست ميداد ولي به مرور اين عمل واسش خودكار ميشه و به لايه هاي عميق چربي بدن كه ميرسه ديگه كند ميشه و لازمه يه باره از خواب بيدارش كنيم و دوباره پس از يه زمون كم رژيم قبلي رو از سر بگيريم.هر چند به همون سرعت اوائل لاغري رخ نميده اما به همون دليل عمقي بودن چربيهاكمترلاغر ميشيم اما رو يه وزن گير نميكنيم و نمور نمور دوباره وزنمون كم ميشه.
من حالا كه دوباره بعده سالها رژيممو شروع كردم منتظرم كه به مرحله استپ برسم تا همين دستور رو اجرا كنم.شما هم امتحان كنيداگه دوست داريد و نتيجه اشم بهم بگيد.من خودم با اين روش 2 كيلو كم كردم و از 52 كه روش مونده بودم به 50 رسيدم اما در تموم عمرم به دهه 40 حتي به 49 اون هم نرسيدم و اين يكي از آرزوهاي بزرگ من در زندگيمه كه اميدوارم بهش برسم و اينبار تلاشمو ميكنم.چون قدم كوتا هست.يه بار با دستگاه قدمو اندازه اشو گرفتم نميدونم چرا 161 بود اما خودم كه رو ديوار با متر و خط كش اندازه ميگيريم زير155 ميشه و جالبه كه يه بار ديگه هم با همون دستگاه(بدون كفش) اندازه گرفتم و دوباره همون عدد بدست اومد.شما قد رو چگونه اندازه ميگيريد؟بالاي سر؟يارو ابرو؟شايدخيلي خنده دار باشه كه آدم نتونه قدشو اندازه كنه.ولي من هر دفعه كه اين كارو ميكنم يه عدد جديد بدستم ميادو تصميم گرفتم بنويسمش 152 كه وزن ايه آلم كمتر بشه در نهايت كالري دريافتي روزانه امم كمتر بشه.نميدونم چه مرضيه امااينطوري احساس بهتري دارم و اگه از دستم خارج بشه كمي از محاسباتم بيشتر بخورم حداقل زحماتم به باد نمي ره و كمتر چاق ميشم.
هستي | April 30, 2008 4:09 PM
راستي يه بخش از مطلب بالا رو فراموش كردم كه بهتون بگم و اون در مورد ورزشه.
دكترم ميگفت در حالت استپ رو يك وزن ميتونيد رژيمو رها كنيد اما ورزشو هرگز رها نكنيد چون بدن ورزيده اتون بيمار ميكنيد و شروع مجدد براي بدن خسته كننده تر از حتي بار اولش ميشه.توصيه اشم اين بود كه اگه تو پريود نميتونيد و حوصله ايروبيك و ورزشهاي ازين دست رو ندارين كماكان پياده روي كنيد يا حداقل برقصيد تا چابكي و فرزي بدن رو در طول يك هفته و به طبعش تنبلي روزهاي بعدش از دست نديد.
هستي | April 30, 2008 4:18 PM
دوستان
ورزش رو از گونه ايي انتخاب كنيد كه بتونيد مدام وتا آخر عمر ادامه اش بديد.اگه يك دفعه ورزش سنگين انجام بديداما بعدش نتونيد به همون اندازه ورزش كنيدولي بازم كم غذا بخوريد به اندازه روزهاي لاغري بازم چاق خواهيد شد يا كاهش وزن نخواهيد داشت چون بدن رو به اون اندازه ورزش و فعاليت عادت داديد.اين دليلي بود براي پاسخ به سوال مناز يه مركزبزرك تغذيه ايي كه برام رژيم مشخص كردن و بعده كلي آزمايشات حتي يه دقيقه واسم ورزش ننوشتند.دكتر هاي اون مركز ميگفتند فعاليت بسيار بسيار براي بدن مفيده اما به شرطي كه ادامه داشته باشه و منقطع نباشه.بهترين ورزشها رو هم پياده روي و نرمشهاي صبحگاهي و شنا ميدونستند.
هستي | April 30, 2008 4:28 PM
انارجونم
ممنون كه به وبلاگم سر زدي و با اين همه مشغله اونجا برام كامنت گذاشتي.
گفتم شايد جوابشو نبيني دوباره اومدم اينجا تا در حضور كلهم اعضاي ميتينگ از زحمات بي وقفه ات تشكرخالصانه ايي داشته باشم.
مديريتت بي نظيره و به عنوان يه رهبر موفق بهت تبريك ميگم كه خيلي بهتر از اكيپ TOPSتونستي ما ايروني ها رو از هر گوشه دنيا جمع كني تا هممون با هم و در كنا هم و تو كلاس تو آموزش ببينيم و مشگلمونو خيلي دوستانه و شيرين حلش كنيم.
دوستان براي سلامتي بانو انار جميعآ صلوات...!!
هستي | April 30, 2008 4:45 PM
انار جون به نظرم این میتینگ این هفته خیلی پربار و سرشار از اطلاعات و حرف ها و کامنت های خوب بود. آدم گاهی لازمه به انگیزه ها و رفتارهای غذایی خودش فکر کنه. از این که بهارک ناراحت شد غصه خوردم. اما می خواستم اول از خودت و بعد از تمام شرکت کنندگان و راه اندازان این بحث تشکر مخصوص کنم.
dena | April 30, 2008 6:41 PM
من چند وقته دچار بیماری "دیر خوابی در شب" شدم!!
الان ساعت چهارو نیمه صبحه و من هنوز بیدار :-\
چکاااااااار کنم؟؟
rokhy | April 30, 2008 8:00 PM
بهارک من همش قیافه تو رو تجسم کردم که جلوی مامانت نشستی و هی جم میخوری و هی اون نگاه میکنه که دختر این جرکات چیه؟! کلی خندیدم از دستت دختر. اشکالی نداره. پیش میاد. من خودم وقتی وزنم ایست کرد و بعد دکتر گفت ماراتن هم نباید بدوم یه دو هفته اینجا آه و ناله ام به راه بود.
مرسی هستی جان از این نظرات. آقا نظر هستی رو در مورد ورزش بخوانید که درست است. حالا این گروه اكيپ TOPS چی هست؟
رخی چاره اش اینه که بری بخوابی. یه لیوان شیر گرم بخور یه کتاب داستان ببر توی تخت بخون. اگر مثل من باشی شب دیر خوابیدن یعنی اینکه کنترل زندگی یه مقداری از دستت خارج شده و این شب بیداری یه جورایی برات راه فرار و محدوده راحتیه. به طریق منفی به خودت انرژی میدی چون در مقابل چیزی که توی روز باید باهاش مواجه بشی احساس عجز میکنی...ممکنه تو اینجوری نباشی اما من طبق مطالعات! عمیق روی خودم به این نتایج رسیده ام. اگر خوابم میریزه به هم دارم از یه چیزی به شدت میترسم.
انار | April 30, 2008 8:18 PM
مرسی انار جونم
آره دیگه باید برم بخوابم هر چند هنوز خوابم نمیاد
پنج و نیم هم شده
راستش از وقتی کارمو ول کردم و امتحانمو هم دادم از نظر ساعتی دیگه موظف نیستم.واسه همین چون شبا آرومه و دلنشین کارایی رو که دوست دارم انجام می دم.مثلا الان ان لاین دارم زبان می خونم.خیلی حال می ده.
و راستش دلم هم می خواد صبح هم زود بیدار شم.ولی خوب نمی شه دیگه.
اما زودتر تنظیمش می کنم حتما"
یاد اون روزایی افتادم که می گفتی ای وای بازم ساعت دو شد یکی منو ببره بخوابونه :-)
rokhy | April 30, 2008 9:09 PM
آقا ما در عین حال که برای «انتخاب» دوستان مون احترام قائل هستیم ولی رژیم اتکینز رو برای خودمون و برای دوستان مون (و حتی برای صدام حسین در صورت زنده بودن!) توصیه نمی کنیم به دلایل عدیده از جمله:
۱- همونطور که دوستان گفتن اتکینز رژیمی هستش که توش گروههای غذایی چربیها و پروتئین ها آزاده و فقط مصرف کربوهیدرات(یعنی همون قندها) خیلی خیلی محدود می شه(از ۲۰گرم در روز شروع می شه و به حدود ۵۰گرم می رسه) و همونطور که می دونین یکی از منابع مهم انرژی بدن هم کربوهیدرات هستش. حالا وقتی که دریافت کربوهیدرات خیلی محدود می شه در نتیجه بدن برای سوخت خودش دیگه قند نداره و به همین دلیل سوخت بدن رو از قند به کتون( Keton) تغییر می ده.کتون ها در واقع سوخت جایگزین بدن هستن که از سوختن بافت چربی به وجود میان.به همین دلیل این رژیم چربی سوزه بخصوص توی دو هفته ی اول که به مرحله ی کتوز مشهوره. حالا همین کتوز خودش یه عارضه هستش و در واقع بیماری محسوب می شه و ازش به عنوان استرس متابولیکی نامبرده شده و عملا ما داریم به سوی یه عارضه پیش می ریم.
۲- رژیمهای کم کربوهیدراتی از سال ۱۸۶۰ به بعد مطرح شده منتها به نظر من دکتر اتکینز موفق تر از سایر اشاعه دهنده گان این نوع رژیم بوده چون درست زمانی مطرح کرده که چاقی معضل اصلی جامعه ی غرب بوده و از طرفی با خوشمزه سازی غذاهای ارائه شده هیچ فشاری از لحاظ گرسنه گی به تپلانی که «عدم تحرک» براشون یه اصل به شمار میاد٬ وارد نمی شه و دقیقا زمانی مطرح شده که جامعه ی مدرن امروزی٬ پذیرای همچین شرایطی بوده.
۳- مطالعات مقطعی و توصیفی برای بررسی اثر رژیم کافی نیست(اگه احیانا مطالعات بیشماری که لادن ۷۹ کیلویی بهش اشاره کرده از این نوع هستش). بلکه برای بررسی این جور رژیمها باید حتما مطالعات طولی (در دراز مدت) صورت بگیره که انجام شون سخت هستش و همونطور که انار به مطالعه ای اشاره کرد که فرضا ۴۰٪از کسانی که از رژیم اتکینز پیروی می کردن از مطالعه خارج شدن. پس هنوز باید مطالعات بیشتری روش انجام بشه.
۴- نقدهای زیادی روی این رژیم هستش از جمله ژورنال علمی لانست The Lancet که یکی از معتبرترین ژورنالهای پزشکی دنیا ست و از سال ۱۸۲۳ تا حالا داره منتشر می شه یه مقاله ی مروری داره و اونجا اومدن روی چند تا از مقالاتی که در مورد رژیم اتکینز کار کرده بودن٬ بررسی کردن و به چند نکته رسیدن:
-یکی اینکه دیدن رژیم اتکینز در مقایسه با رژیمهای کم چربی و کم کالری تا شش ماه از نظر کاهش وزن بهتر عمل می کنه ولی بعد از یکسال تفاوت معنی داری بین این دو رژیم وجود نداره.
-از طرفی عوارضی مثل از دست دادن ماهیچه و بیماریهای عمومی به مراتب توی رژیم گیرنده گان اتکینز بیشتر بوده.
- در پاسخ به این سوال که آیا رژیم اتکینز برای سلامتی ضرر داره یا نه به این جواب رسیدن که ریسک بیماریهای قلبی توی رژیم گیرنده گان اتکینز بیشتره و از طرفی با توجه به محدودیت انواع نان و میوه و سبزیجات٬ بطورکلی (در حالت عادی) ریسک ابتلا به بیماریهای قلبی و ابتلا به سرطان بیشتر می شه که رژیم اتکینز این شرایط رو تشدید می کنه.
- این محققین نوشتن که برای تجویز یا عدم تجویز رژیم اتکینز هنوز باید تحقیق انجام بشه و در حال حاضر به افرادی که می خوان وزن کم کنن پیشنهاد می کنن که بهتره در حال حاضر به کاهش کالری و چربی مصرفی رو بیارن و میزان ورزش رو توی زنده گی شون افزایش بدن.
۵- رژیم اتکینز همونطور که انار نوشته عملا هرم غذایی استاندارد رو پوشش نمی ده و این یعنی عدم تعادل و اعتدالی که «یه دوست» ازش اسم برد. قطعا برای طالبان «عدل» بدنی! رژیم اتکینز کاربردی نداره.
۶- رژیم اتکینز منع ورزش نداره ولی برای «ورزشکاران» منع شده. من با ضریب اطمینان بالایی فکر می کنم که لادن ۷۹کیلویی که جایی کامنت گذاشته بود که روزانه ۳ساعت پیاده روی می کنه اگه یه رژیم غیراتکینز هم می داشت و این سه ساعت پیاده روی روتین زنده گی اش بود باز هم قطعا وزن کم می کرد منتها با این شرایط اتکینزی و از طرفی پیاده روی سه ساعته احتمال صدمه زدن به بدن زیاده.
۷- توی همون ژورنال لانست یه گزارش موردی چاپ شده و از ابتلا به یه بیماری خونی خطرناک که یه خانوم چهل ساله ای که به رژیم اتکینز عمل می کرده خبر داده. بیماری اش هم چیزی نبوده به جز «کتواسیدوز» که با افزایش مواد اسیدی در خون مرتبط هستش(اون بالا شماره ی یک که یادتون نرفته). مدافعان اتکینز این مورپ رو رد می کنن و می گن ارتباطی به رژیم اتکینز نداره چون میلونها نفر به این رژیم عمل می کنن ولی موردی گزارش نشده و مخالفان اتکینز می گن که افزایش علاقه مندان به رژیم غذایی اتکینز به معنی افزایش بیماران مشابه در آینده هستش. از طرفی اکثر رژیمهای مشابه برای سلامتی خطرناک هستن چون منجر به بروز کتوز٬ یبوست٬ سردرد و خشته گی می شن و تعادل اسیدیته ی خون و ترکیب استخوان ها رو به هم می زنن.
۸- لادن ۷۹ کیلویی به پوکی استخوانش اشاره می کنه و غافل از این هستش که بخصوص توی دو هفته ی اول به میزان بسیار زیادی دفع کلسیم داشته که این برای استخوانها فاجعه هستش. این یه معادله ی ساده ی بدن هستش که وقتی میزان پروتئین می ره بالا٬ میزان کلسیم میاد پایین و حالا این در صورتی هستش که ما عملا شیر و سایر مواد لبنی رو حذف و یا به شدت محدود کردیم پس هم دفع کلسیم و هم عدم دریافت کافی داریم و در نتیجه در دراز مدت دچار پوکی استخوان خواهیم شد. پس مصرف مکمل به هیچوجه نباید فراموش بشه.
۹- فکر نمی کنم اثرات مضر چربی مصرفی زیاد روی کبد بر کسی پوشیده باشه.
۱۰- آیا واقعا رعایت رژیم اتکینز ساده هستش؟. فکر کنم درصد بالای کسانی که به هر دلیل نمی تونن به این رژیم ادامه بدن بهترین جواب هستش که بگیم نه روش ساده ایی نیست و نیاز به اراده ی مستحکم و شرایط مطلوب داره و در واقع این خارج شده گان از این برنامه افرادی هستن که می تونن مناسب ترین پاسخ رو بدن.
۱۱- مقاومت متابولیکی توی رژیم اتکینز هم بسیار رایج هستش و توی این رژیم هم مثل همه ی رژیم های دیگه پلاتو وجود داره و آدم باید صبوری به خرج بده. اتکینز هم «صابر» طلب! هستش.
۱۲- من مطمئن نیستم که اگه دکتر روبرت اتکینز خدا بیامرز اگه الان زنده بود نسبت به این اسپانسرهای رژیم اش که «تجارت» رو بر «سلامت» مقدم می شمرن٬ چه واکنشی نشون می داد. ولی حداقل خوش بین هستم که وجدان پزشکی اش حتما درد می گرفت.
۱۳-...
فقط خواهش من از شما دوستانی که تحقیق کردین و تصمیم اجرا دارین این هستش که حتما حتما تحت نظر متخصص تغذیه ایی باشین که رژیم اتکینز رو قبول داره و می تونه طی این دوره ساپورت تون کنه و مکمل مناسب و نحوه ی مصرف اش رو بهتون بگه و هر از چندی فاکتورهای خونی تون و فشار و تپش قلب و....تون رو چک کنه. این رژیم ایرانیزه نیست و باید با احتیاط پیش برین و عمل به دستورات کتاب صرفا کافی نیستش درست مثل کتابهای آشپزی که فوت کوزه گری اش دست سرآشپزه و گاهی که ما از روی کتاب درست می کنیم گاهی غذای کتابی مون خوب درمیاد و گاهی هم بد.
دیانا | April 30, 2008 10:25 PM
لادن جون
اگه واقعا تصمیم به اجرای دو هفته ایی این رژیم داری بهتره که اصولی پیش بری. توی لینک زیر برنامه ی غذایی به تفکیک صبحانه و ناهار و شام و میان وعده٬ برای دو هفته ی اول رژیم با محاسبه ی میزان کربوهیدرات منظور شده.
http://www.atkins.com/articles/atkins-phases/phase-one/two-week-induction-meal-plan
دیانا | April 30, 2008 10:26 PM
انار انار انار
من شیفته ی این مدیریت پشت داشبوردی تو و تابلوی اعلانات تو شدم.
دیانا شیفته زاده!
دیانا | April 30, 2008 10:28 PM
وای ارام جون تو چقدر با مزه ایی
منم یه روز صبح که از خواب بیدار شدم ( چند روز پیش) پتو رو که کنار زدم چشمت روز بد نبینه یه سوسک دیدم که اروم کنارم خوابیده بود اره عزیزم منی که یه عمر نجابتمو حفظ کرده بودم حالا کارم به جایی رسیده که با سوسک خوابیده بودم ولی متوجه شدم مرده بود احتمالا این نی نی و نونو غیرتی شده بودن و سوسکه رو کشته بودن
خلاصه عزیزم منم از خجالت نی نی و نونو دیگه باید با چادر و حجاب کامل بخوابم
دکتر سارا | April 30, 2008 11:06 PM
هستی جون معمولا از بالای سر قد رو اندازه میگیرن
من دو سال پیش که بعد از عروسیم از 51 کیلو رسیده بودم به 58 کیلو یه رژیمی گرفته بودم که ناهار و شامم فقط سالاد شیرازی بود تا 56 کیلو اومدم پایین ولی بخدا به مدت 2 ماه با اینکه هیچ چیز نمیخوردم همین وزن مونده بودم و پایین نمی اومدم
ولی بعدش تردمیل خریدم و صبحانه خوردن رو به رزیم اضافه کردم و سالاد رو مختص شام کردم خلاصه وزنم اومد پایین
ولی من به معجزه ورزش اونهم پیاده روی تند ایمان کامل دارم خیلی عالیه
طوری که بعد از اینکه وزنم اومد پایین با اینکه دیگه همه جی میخوردم اما چون پیاده روی روزی 90 دقیقه داشتم البته نه پشت سر هم وزنم اضافه که نمیشد کم هم میکردم
وای بچه ها چقد دلم واسه ورزش تنگ شده
خوش به حالتون استفاده کنید
دکتر سارا | April 30, 2008 11:17 PM
نیم ساعت پیاده روی صبح قبل از صبحانه محشره نه تنها وزن کم میشه البته اگه مداوم باشه بلکه تموم روز یه انرزی زیاد داری که خود ادم هم از اینهمه انرزی تعجب میکنه
دکتر سارا | April 30, 2008 11:20 PM
چقد دلم واسه اذی تنگ شده
جاش خیلی سبزه
خاله اذی کجایییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
دکتر سارا | April 30, 2008 11:22 PM
چه خوووب صبح جمعه ای همه زود بیدار شدین.
اففففرین
راستی دیانا جون ژاپن تفاوت ساعتش باایران چقدره؟
شما هم ساعت رو یکساعت کشیدین جلو؟
rokhy | April 30, 2008 11:23 PM
خاله رخی جونم چرا دیر اومدی من دیگه باید برم سر کار الان راننده ام میاد
بعد از ظهر میبینمت
راستی چه سایت با حالی بود مرسییییییییییییییییییییییی
دکتر سارا | April 30, 2008 11:25 PM
wooow
اقا پسرامونووووووو
نی نی و نونو بیدارن.ای جاااااااااانم
سلام گوگولیاااا
rokhy | April 30, 2008 11:26 PM
وای آرام! و دکتر سارا! سر صبحی با این خاطرات سوسکیتون مردم از خنده :))
شانه بسر | May 1, 2008 12:08 AM
یک پیشنهاد در مورد آب خوردن
(توی وبلاگم هم همینو نوشتم)
من تازگیها وقتی می خوام آب بخورم یکم عرق بهار توی لیوان آبم می ریزم.اینجوری هم از خواص عرقیجات بهره مند می شیم و هم لذت آب خوردن صد چندان می شه.
هم اینکه مزه ی دهنمون در طول روز خوشمزست!
شمال عرق بهار فراوونه.ولی خوب هر کجایی که باشین انواع عرقهارو داروخونه ها یا عطاری ها یا...دارن.
و برای تنوع می شه هر چند وقت یکبار نوع عرق رو عوض کرد
اینجوری هم توی طعمش تنوع ایجاد می شه هم در خواصش
rokhy | May 1, 2008 12:18 AM
اسطخدوس: درمان تشنجهاي عصبي.ضدميگرن ولرزش اعضاي بدن
اترج: رفع عطش وسكسكه ، تهوع و اسهال
اكليل كوهي (رزماري): مدر،ضدتشنج ، نيرودهنده آب
آلبالو تصفيه خون
آب زرشك: تصفيه خون
آويشن: ضدتشنج وكرم واسپاسم وسرفه وآسم.تقويت عمومي بدن.
بابونه: ضد التهاب و اسپاسم وكرم وتشنج . درمان دل پيچه كودك
بادرنجبوبه: آرامبخش.درمان بيماريهاي قلبي و معده باريشه عصبي
برگ مورد: ضد عفوني كننده. نيرو دهنده.قابض. درمان تبخال وآفت
برگ چنار: تب بر ، آسم ،پاك كننده
بومادران: درمان دردهاي مفصلي وعرق كف دست. قاعده آور. صفراآور
بهار نارنج : آرامبخش . رفع سكسكه و طپش قلب . تقويت قلب و اعصاب
بيد: مسكن درد دستگاه تناسلي. رفع بي خوابي وسردرد. ضددرد
بيدمشك: آرامبخش. رفع سردردودردعضلاني. تقويت قواي جنسي وقلب
پونه: درمان نقرس وسياه سرفه.رفع هيستري.هضم كننده.خلط آور
12گياه: شستشوي مجاري ادراري ،تصفيه كننده خون
رازيانه: ضدنفخ.شيرافزا.درمان عوارض دوران يائسگي و ورم معده
زنيان: رفعحالتاسيديمعدهوسوءهاضمه.تقويت
قوايجنسي.ضدنفخ
زيره سبز: تقويت كننده معده.افزايش ميل جنسي درخانمها. ضد نفخ
زيره سياه: تقويت كننده معده.افزايش ميل جنسي درخانمها. ضد نفخ
rokhy | May 1, 2008 12:37 AM
من نمی دونم چرا اشتهام به صبحانه رو از دست دادم در صورتی که قبلا همیشه صبحانه می خوردم.کسی پیشنهادی داره؟
سالومه | May 1, 2008 12:40 AM
انار خانم معلم بزرگ و پایه گذار انارستان
روزت مبارک
ميس ري | May 1, 2008 12:53 AM
سالومه جان به نظرم یک چیزه جدید به عنوان صبحانه بخور
یک چیزی که خوش رنگ و لعال هم باشه.یا بوی خوبی داشته باشه.
و یک راهه دیگه که به نظرم میاد اینه که با کسی صبحانه بخوری
چون صبحانه تنهایی کمتر می چسبه.
rokhy | May 1, 2008 1:02 AM
بچه ها مگه امروز جمعه هست؟!!؟؟
مگه امروز روز معلمه؟
من که خبر نداشتم. اگر اینطوره انار معلم عزیزم روزت مبارک :)
بچه ها از همتون کلی خجالت کشیدم.
ببخشید.
بهارک | May 1, 2008 1:20 AM
امروز که جمعه نیست !!!
Anonymous | May 1, 2008 1:38 AM
"چه خوووب صبح جمعه ای همه زود بیدار شدین."
رخی جون :)) فدات شم امروز پنج شنبه هست حتی تو استرالیا
بهارک | May 1, 2008 3:18 AM
رخی جان! مادر تو چرا روزها رو قاطی کردی؟ شب نمیخوابی همین میشه دیگه! :)
سالومه جان من صبحانه رو حتی وقتی اشتها هم نداشته باشم از روی وظیفه میخورم. ولی پیشنهاد رخی هم خیلی خوبه، یک چیز جدید امتحان کن. شاید هم بی اشتهاییت بخاطر گرم شدن هوا باشه. ببین با خوراکی های سرد میلت میکشه یا نه.
شانه بسر | May 1, 2008 4:26 AM
وااااااااای آره منم اومدم همینو بنویسم که امروز جمعه نیست
D-:
راستش چون امروز کارو بارو کلاس ملاس ندارم شدیدا" فکر کردم جمعه هست امروز.
صبح کلی هم با خودم غر می زدم که این مردم چقدر بی ملاحظه هستنا P-: چقدر شلوغ می کنن.
در عوض این هفته حال دوتا جمعه رو می برم.چون فردا واقعا جمعه است و یکبارم برای اون خوشحالی می کنم.
نمی دونم چرا اینجوری شدم این چند وقته.بالاخره یک ربع به ده صبح خوابم برد.
هدهدک جان واقعنا همینی که گفتی.وقتی ساعت خوابم اینجوری قاطی شده روزای هفته که دیگه طبیعیه
اگه دیدین چند روز دیگه اومدم نوروز 88 رو تبریک گفتم پس تعجب نکنین.!!
rokhy | May 1, 2008 5:15 AM
انار جون واقعاً باید روز معلم رو به تو تبریک گفت که معلم همه ماهایی، ممنون بخاطر تمام مطالبی که بهمون یاد میدی و وقتی که برامون صرف میکنی.
شانه بسر | May 1, 2008 5:16 AM
یه روز نمیام میبینم اینجا کلی کامنت و اینا هست که باید بخونم...بحث این پست بسیار عالی بود خیلی لذت بدیم! با تشکر...گذشته از شوخی مدتها بود دلم می خواست از اتکینز بخونم حوصله و وقت پیدا کردنش رو نداشتم... اما الان کلی چیز یاد گرفتم که بادی گاهی مرورش کنم. انار جان ممنون که ما ها رو جمعوندی! و بهمن چیزهای خوب یاد می دی روزت هم مبارک معلم لایف استایل!
دکتر سارا من هم با شما موافقم چون زمانی که 52 بودم حتی یکروز هم پیاده روی مکرر و طولانیم رو قطع نمی کردم! برعکس الان !!!
کیکفنجونی | May 1, 2008 5:18 AM
سلام.دياناي عزيز و همه انارستاني ها.عزيزم من نگفتم که با اين رژيم اتکينز پوکي استخوان من درمان ميشه يا بهتر ميشه0منم خوب ميدونم که با رژيم اتکينز کلسيم زيادي از بدن دفع ميشه ويکي از عوارض اتکينز شايد پوکي باشه) فقط گفتم که با وجود اين وزن زياد پاهاي من تحمل اين همه سنگيني رو نداره و به گفته دکتر ارتوپدم اگه ظرف مدت 6 ماه اين اضافه وزنو از بين نره استخوان فمورپاي من در استانه شکستگي کامل و انجام جراحي و کلي مشکلات زيادي واسه من .واسه همن من هم تصميم به کم کردن وزن و رژيم گرفتم و ميخواستم با يه رژيم سالم و بدون هيچ محدوديت غذايي هيچ يک از گروههاي هرم هاي غذايي و البته همراه با ورزش روزانه 45 دقيقه در روز(دياناي عزيز اخه من کي گفتم که روزانه 3 ساعت پياده روي روزانه دارم.؟ اونم با وجود اين شکستگي استخوان من که تحرک زياد واسم مشکله.تازشم اخه کي هست که اين همه وقت داشته باشه بخواد روزي 3 ساعت پياده روي کنه
اما با گذشت سه ماه که از رژيمم ميگذشت و با اين طرز کج دار و مريض کاهش وزن پيدا ميکردم(2.5در ماه.و بدتر از اون يک ماه ثابت موندن وزنم رو 97 وکلي استرس و فشارهاي زيادي که بر من وارد ميکرد با توصيه و نظر پزشک تغذيه ام اين رژيم و انتخاب کردم و نه خودسرانه با خوندن 4 تا کتاب و مقاله و فکر ميکنم با اون شرايط بد و اورژانسي که من داشتم و بايد بين بد وبدترين يکي رو انتخاب ميکردم اين انتخاب بد واسه من تبديل به بهترين انتخاب شده و الان هم از لحاظ روحي و هم جسمي خيلي راحتم و مشکلات قبل رو هم ندارم و تست هاي فشار خون و چربي من کاملا نرمال بودن(فکر نميکنم اون همه عوارض که در مورد اتکينزهست روي همه ادمها به يه ميزان و شدت اثر بذاره خوشبختانه واسه من تا حالا عارضه اي نداشته.و اگه بتونم يه مدت ديگه ادامه بدم و يه 9_8 کيلو ديگه کم کنم و با توجه به قد واسم نرمال ميشه و اونوقت بقيه رژيم رو به شيوه يه رژيم متعادل و ..ورزش منظم ادامه ميدم که وزنم کمتر و بازگشت وزن نداشته باشم.من بازم ميگم قصد تبليغ و گفتن اينکه اين رژيم برترين رژيم هست رو نداشتم و فکر ميکنم هر کسي با توجه به شرايطش ميتونه و قادر هست بهترين تصميم گيري ها رو داشته باشه و خداي نکرده با مطرح کردنش اينجا بعضي ها وسوسه بشن و به سلامتي شون واسه خاطر کم کردن 4_5 کيلو اضافه واسه خوش هيکل شدن و حوصله رزيم هاي دراز مدت رو ندارن ضربه بخوره.يه گله هم داشتم نميدونم چرا بعضي ها اينجا خيلي با تعصب زيادي برخورد ميکنن انگار من مثل يه ويروس اومدم اينجا و ميخوام با حرفام سلامتيشونو وشيوه درستشونو به هم بزنم .شما
هميشه با رهگذرايي که گهگاه از مسير اين وبلاگ رژيمي ميگذرن اينجوري برخورد ميکنيد؟؟؟ جوري که از کرده خودش پشيمون شه طوري که ادم مطمئن بشه اين خونه فقط و فقط ماله انارستاني هاست و درش به روي کساي ديگه هميشه بسته است .به هر حال بازم اميدوارم در ادامه رژيم موفق باشيد.و از انار و بقيه معذرت ميخوام اگه ميتينگ اين هفته رو با اين بحث به حاشيه بردم .
لادن 79 | May 1, 2008 5:43 AM
وقتی یه پست جدید می کنم چکار کنم اسمم بره اون کنار توی بلاگ روله؟
کیکفنجونی | May 1, 2008 6:21 AM
ا خودم اومد مرسی :))
کیکفنجونی | May 1, 2008 6:22 AM
وااااااای لادن جان اینجوری فکر نکن.
من همه این پست و کامنتهارو خوندم و دنبال کردم.ولی چون نظر خاصی نداشتم در این مورد کامنتی نذاشتم.
اما در مورد نظرت به اینجا
باور کن اینجا همه به هم کمک می کنن و هوای همو دارن.و مهم عضویت نیست.مهم مساله مشترکه هممونه.
حالا وزن کم کردن,,وزن اضافه کردن..لایف استایل..و..
همه می خوایم با کمکه هم به خودمون کمک کنیم و هوای خودمون و همدیگه رو بیشتر داشته باشیم.
اگه هر کدوم از بچه های حتی قدیمیه اینجا هم چنین موضوعی رو مطرح می کرد همین مطالب ردو بدل می شد
چون هر کی نظرشو می گه.و جالبه که بارها به خودم ثابت شده که انار خیلی انعطاف پذیره و اگه احساس کنه نظر طرف مقابل درست تره صادقانه بیان می کنه و از ایده جدید استقبال می کنه.
و بقیه هم چون یکسری رژیم رو تجربه کردن نظراتی دادن
ببین مثلا من چهار صبح غر زده بودم که خوابم نمی گیره و شبا بیدارم.و انار هم بر اساسه تجربه خودش به من گفت که شاید در طول روز داری از یک چیزی فرار می کنی و...
خوب شاید اگه تازه انار رو می شناختم می گفتم اهکی
اصلنم فرار نمی کنم.خیلی هم واقع بینم
ولی الان با خودم فکر می کنم که واقعا چرا سکوته شب اینهمه به من آرامش می ده و به طرز غیر منطقی این چند وقته ساعت خوابم تغییر کرده.و کلی درون نگری می کنم تا علت کشف شه.
جالب اینجاست که اکثر کسانی که اینجا هستیم خیلی هم حساس و زودرنجیم.
و چون همدیگه رو از نزدیک هم نمی شناسیم مسلما" بیشتر احتمال سوء تفاهم هست.چون اگه همو حضوری بشناسیم خوب اخلاقامون دستمون میاد و مثلا می دونیم اگه مثلا دوست xفلان حرفو زد کاملا از روی محبتش به منه نه از روی لجبازی یا جبهه گیری یا هر چیزه دیگه
طبیعیه که هر کسی یک سری مسائل و مشکلاتی داره توی زندگیش.و همه در همه لحظه ها نمی تونن خیلی روی شناخت طرف مقابل وقت بذارن و بعد حرفشونو بنویسن
ما اینجا اینقدر میایم و می نویسیم و نظرارو می خونیم تا کم کم شخصیت همدیگه دستمون میاد.
مثلا من خودم تا دیروز فکر می کردم آرام نمی خواد اصلا برام کامنتی بذاره یا ارتباطی داشته باشه.چون هر چی خودمو براش لوس می کردم جوابی نمی گرفتم
اما امروز کاشف به عمل اومد که چون من آدرس وبلاگمو یادم می ره بذارم اون طفلکی هم کجا باید می یومد برای جواب...
خلاصه لادن جان همه مثل همیم.و همدیگرو همونقدر دوست داریم که رهگذره پر شورمون لادن 79 رو
به خدای مجیییییییییییید
برم قران بیارم p-:
rokhy | May 1, 2008 6:50 AM
Can you complete these polite phrases?
این جمله رو توی سایت آموزشی بی بی سی بهش برخوردم
مگه polite غیر از مودب و با نزاکت معنیه دیگه هم داره؟
rokhy | May 1, 2008 7:49 AM
brassiere
این کلمه رو چی می شه توی این جمله معنی کرد؟
آخه توی دیکشنری می شه سوتین اینا !!
You're a British woman in Paris. You've arranged to meet a friend for a drink at the famous Brasserie La Coupole in Boulevard Montparnasse
rokhy | May 1, 2008 8:03 AM
لادن 79 عزیز
اگه هنوز رهگذر انارستانی سلام....
اومدم که ازت تشکر کنم به خاطر بحثی که پیش کشیدی و چیزهای جدیدی که همگی امون یاد گرفتیم.امیدوارم تو برنامه کاهش وزنت موفق باشی و از سلامتی که بالاترین نعمتهاست برخوردار باشی .
فقط میخواستم با اجازه خانم دکتر انارستان (سارا جان) یه سوال کنم.ظاهرا پزشک معالجت تشخیص پوکی استخوان داده و من سوالم اینه که این بر چه اساسی بوده؟ حتما میدونی که پوکی استخوان بعد از یائسگی تازه آغاز میشه و یه دختر جوان ؟ ساله که مطمئنا در دوران کودکی تغذیه خوبی داشته نبایست دچار چنین عارضه ای بشه .تا جایی که اطلاعات ناقصم مرا یاری میکنه تشخیص اونم با شیوه "اسکن" هست واز روی رنگها میتونی بفهمی که در محدوده خطرهست یا نه.نمیدونم تو اسکن انجام دادی یا نه ؟
البته شاید موارد نادر ژنتیکی و ... باشه که دیگه باید صاحبنظران این رشته نظر بدن.تنها چیزی که من زیاد راجع بهش شنیدم اینه که مشکل اضافه وزن منجر به دردهای کمر،زانو،وسائیدگی مفاصل زانو میشه که با کاهش وزن میشه به این دردها پایان داد.
امیدوارم همیشه سلامت باشی اما یه چیزم از من رهگذر انارستان قبول کن :
در کنار رژیمت (هر نوعی که هست) به ورزش بهای بیشتری بده.یه فاتحه برای روانشاد دکتر اتکینز بخوان وبا عرض معذرت از ایشان حداقل روزی نیم ساعت پیاده روی داشته باش!
کی بود میگفت برم حتی اگه شده 30 ثانیه ورزش کنم؟!!! زنده باد اسمش را یادم نیست.
یه دوست | May 1, 2008 8:21 AM
رخی بقسقی همون شیرین فروشی یا بستنی فروشی میشه. میدوننم که متنت انگلیسیه ولی از اونجایی من فهمیدم تو متنش این معنی رو میده
رقی | May 1, 2008 9:32 AM
وای منم روزت رو تبریک میگم معلم خوبم. (یه بغل گل با یه عالمه بوس تقدیم تو باد)
از همینجا به بقیه دوستان هم تبریک میگم مخصوصا دیانایه گل ،سالومه و شانه بسر عزیزم که ازشون خیلی چیزا یاد گرفتم.
الی | May 1, 2008 9:51 AM
سلام بچه ها! من دستام به خاطر حساسیت ورم کرده و درد می کنه. فعلا نمی تونم اینجا شلوغ کنم. آهیییییییییییییییی
احتمالا این دو روز چیزی ننویسم. نترسیدها. زنده ام. خوشحالم فقط آهیییییییییی
آرام | May 1, 2008 9:52 AM
لادن 79 جان
خواهش میکنم این حرف رو نزن. من به نوبه خودم ازت تشکر میکنم که نه تنها این بحث رو پیش کشیدی بلکه با شرکت فعال در اون به ما اجازه دادی کلی مطلب یاد بگیریم. من واقعا فکر میکنم دلایل پشت کار تو درسته و هدفت سلامتیه و خوبه که یه راهی پیدا کردی که یه مقداری خطر رو برای بدنت کم کنه و چون زیر نظر دکتر هم هستی آدم خیالش راحته.
ماهام نظر میدیم برای اینکه در واقع داریم بلند بلند فکر میکنیم و منظور خاصی نداریم و قطعا بدون منظور هیچ کس زیر سئوال بردن تو نبوده. اگر هم انقدر احساساتی شدیم برای اینه که اتکینز یه رژیم شناخته شده است و مطمئنا اکثر این گروه اسمش رو حداقل شنیده اند و این فرصتی شده که همه بیشتر راجع بهش حرف بزنیم. من امیدوارم بقیه هم همینکاری رو که تو کردی بکنند و اگر روشی هست که میخوان راجع بهش بیشتر بدونند بیان بگن که ما هم از خدا خواسته بریم براش اطلاعات جمع کنیم.
تو هم هیچ وقت نگفتی این روش برای همه مناسبه و هیچ وقت نگفتی برای همه عمرت میخواهی اتکینزی زندگی کنی و من امیدوارم اعضا اینو یادشون نره.
امیدوارم هرچه سریعتر سلامتت رو به دست بیاری و توصیه های پزشکت رو هم در درجه اول قرار بده و کماکان به ما سربزن. همونجور که تا حالا میامدی. اوکی؟ نبینم ناراحت باشی ها:)
انار | May 1, 2008 10:48 AM
خانوم معلمه خوشگله مهربون روزت مباااااااااااااارک
(با فونت درشت و برجسته خوانده شود)
انار جانم ممنون برای همه ی مهربونیات و احساس مسولیت هات و خوبیات.سپاس و سپاس و سپاس
rokhy | May 1, 2008 11:29 AM
test
بهارک | May 1, 2008 12:15 PM
کو تگ اچ تی ام ال استفاده کردم نشون نداد که! خواستم رنگ اضافه کنم نشد. پس چی می گه این بالا متن نوشته
بهارک | May 1, 2008 12:17 PM
ای لادن 79 آخه دختر گلم چرا اینجوری می کنی ما که خوش اخلاقیم :)) من یکم شلوغ کردم به دل نگیر اصلا با شما هم که نبودم عزیزم. من که یادم هست اتکینز رو موقتی گرفتی و آزمایشم دادی و قصد کمک داشتی و من هم حالا دارم آزمایش خون می دم. اگه اینجور دلخور بشی من چه جوری معذرت خواهی کنم.
بهارک | May 1, 2008 12:26 PM
for Rokhy
In France, a brasserie is a café doubling as a restaurant with a relaxed setting, which serves single dishes and other meals.
The word 'brasserie' is also French for brewery and, by extension, "the brewing business".
jeerjeerak | May 1, 2008 1:25 PM
ها من و رخی داریم کم کم فرنچ می شیم :)) رخی می خوای بری فرانسه؟ واسه هنر؟ ای بابا :( من اصلا هر کی می ره خارج دلم براش تنگ می شه
بهارک | May 1, 2008 1:41 PM
اقا از این به بعد اگه خواستین واسه کسی نفرین کنید بگید الهی یه عالمه کامنت بنویسی اما ثبت نشه
الان واسه بار چهرمه هرجه مینویسم ثبت نمیشه
لادن 79جون اگه مشکل استخونی و مفصلی داری حتما حتما باید وزن کم کنی عزیزم چون یکی از راههای درمانیه اگه توی تکست بووک روماتولوژی و ارتوپدی بخونی میبینی نوشته 5 کیلو حداقل کم کردن وزن باعث بهبود باورنکردنی امراض مفصلی و زانو درد میشه حالا اینا گفتن حداقل اگه بیشتر کم کنی که محشره
یک دوست عزیز: ما پوکی استخوان پاتولوژیک هم داریم که در سنین پایین شروع میشه
دکتر سارا | May 1, 2008 1:48 PM
بخش اطفال که بودیم واسه خیلی از بچه های پنج شش ساله تشخیص ژوکی استخوان میذاشتن
دکتر سارا | May 1, 2008 1:51 PM
بهارک جونم اگه بهم بگن آنگولا هم برو برای رشته هنر می رم
اما خوب فعلا نمی شه کاری کرد.
چون نه زبان بلدم نه پولشو دارم. D-:
rokhy | May 1, 2008 1:57 PM
سارا جونم اونوقت این ژوکی چیه؟ :دی
دقیقا امروز کیبرد منم خودش به سلیقه خودش جای پ و ژ رو عوض کرد.یک کارایی می کنه خود سر که نگو p-:
rokhy | May 1, 2008 2:00 PM
به به ! به به!
می بینم که همه هستند!
لادن 79 جون ، جون لادن 57 کیلویی که به همین 57
کیلوش هم شک داره ! قهر نکن من حالا حالاها
پونصد تا سوال دارم ازت!
می خواستم بدونم تو توی دو هفته ی اولت مایونز
استفاده می کردی؟ توی موادش شکر داره و
من اصلا حواسم نبود... حالا یعنی چی می شه یعنی؟!!!!!!
لادن | May 1, 2008 2:01 PM
ببخشید پوکی استخوان نه ژوکی
دکتر سارا | May 1, 2008 2:08 PM
خوب لادن جون خودت توی خونه مایونز درست کن . با روغن زیتون هم درست کن که بهتره .
من وقتی خوب فکر کردم دیدم رژیمی که من اون موقع می گرفتم اتکینز نبوده !!!! یه جورایی لیلینز بوده !!
چون به سلیقه خودم موارد رژیم رو جابجا کرده بودم !!
بچه ها جون هرکی که میخواد اتکینز بگیره اینو بدونه یه ذره کربوهیدرات بیشتر فقط سرعت لاغری رو کم می کنه اونم نه زیاد! ولی فوایدی که داره به اون بخش سرعت میارزه! پس لطفا فراموش نکنید با هروعده غذا یه کاسه متوسط سالاد با روغن زیتون !
غیر اتکینزی های محترم ! بنده کماکان دارم هی کالری میشمارم ! آدم چه همه میخوره ها! هی حواسش نیست!
لیلی | May 1, 2008 2:15 PM
رقی جان منم کلاس ثبت نام کن!
احساس خود کم فرانسه بینی پیدا کردم !!
آخه حالا همه چیم تکمیله !! فقط همین فرانسه مونده !!
من افسردگی بعد از امتحان گرفتم!
لیلی | May 1, 2008 2:18 PM
بچه ها باران خانوم باردارو دیدید؟ فکر می کنم الان اضافه شده عکسش خیلی ماهه مهربون مامان
بهارک | May 1, 2008 2:37 PM
امروز تو شهر ما مدرسه ها روز دوستی و روز معلم با هم جشن بود بچه های ابتدایی با مقنعه سفید و یک سبد پر از خوراکی و گل رفتن مدرسه خیلی کیف کردم
بچه ها شب به خیر
بهارک | May 1, 2008 2:41 PM
Salam bar hamegi,
Omidvaram ke hme khoob va sarhal bashid. Bebakhshid ke man ziad dar sahne nistam vali movafaghiat va talash hamegi ro donbal mikonam. Motesefaneh chand ta dalil man ro az comment gozashtan door mikoneh ke mohemtarinesh balad naboodan type farsi hast va kaar ziad va bardari dar maah haye akhar hast. Vali jaryan pishraft hamegi ro donbal mikoanam :))
Baran | May 1, 2008 4:58 PM
مرسی لیلی جون! یکی به داد ما رسید بالاخره!!!
خدا به دادت برسه مادر!!!!!
راستی دیانا جون انار جون و کلا مخالفان اتکینز جون!
من بیشتر کتاب اتکینز رو امروز خوندم
این بنده ی خدا خودشو کشته و گفته هرکی ورزش
نکنه تنبله دماغوهه! بدبخته!
به جان خودم خیلی از مزایای ورزش گفته...
درسته که منبع اصلی انرژی برای ورزشکارها
کربوهیدراته خب ولی اگه نباشه از چربی ها تغذیه
می کنه ... حالا درسته که من اول راهم اما به جان
خودم تو ی این دو روز تقریبا مثل سابق ورزش کردم
و اصلا نمردم! باور کنید به خدا راس می گم!
آقا ما که متخصص نیستیم ولی پس از عمری انار و
انارستان دوستی به نتایج درخشانی دست یافتیم
خب!
لادن | May 1, 2008 5:20 PM
لادن جون من از رو حرف خود لادن 79 گفتم که گفته ورزش لازم نیست. نه لادن جان ورزشکار حرفه ای البته اگه کربوهیدارت نخوره وسط زمین ورزش دوام نمیاره. بعد هم ورزشکار حرفه ای اصلا چربیی بدنش نداره که بخواد مصرف کنه. مرداشون که مثلا 7 درصد,4 درصد...اینو نمیگم که با اتکینز الزاما مخالفت کنم. اما آدم اگر تصمیمی میگیره باید آگاهانه بگیره. هر چقدر اطلاعاتش رو ببره بالا خوب بهتره.
انار | May 1, 2008 5:25 PM
یک عالمه مسج اینجاست. فقط میخواستم بگم که اولا به نظر من South Beach Diet بیشتر برای شما خوبه چون توش کمپلکس کاربوهیدرات فقط مصرف میشه. بعدم وبسایت www.sparkpeople.com به شما اجازه می ده که هر روز غذا / اب / ورزش / میوه و سبزی روزانه را بنویسید و اخر هر هفته یا ماه یا هر وقت بخواهید جمع بندی و چارت و اینا می تونید درست کنید. سایت جالبیه و به نگاه کردن می ارزه.
ayaala | May 1, 2008 8:22 PM
لادن ۷۹ جون
گفتنی ها رو دوستان گفتن و من هم بارها گفتم که نه تنها به انار و اناریون ارادت دارم بلکه مخلص همه ی دوستداران انار و خواننده گان اینجا هم هستم و تا حالا هم کلی مطلب از دنا٬ یه دوست٬ محمود و حتی سپیده که اخیرا لینکی در مورد همین بحث گذاشت و یا حتی خود تو که باعث شدی بریم در مورد اتکینز بیشتر بخونیم٬ یاد گرفتم و جا داره که همیجا باز هم از همه ی دوستانی که توی بحث ها شرکت می کردن و می کنن تشکر کنم که باعث می شن ما مطلبی رو از زاویای مختلف ببینیم. پس می بینی که هیچ دلیلی نداره بخوایم کسی که عضو گروه نیستش رو از خودمون برونیم. اشکال شاید از اینجا ناشی می شه که تو با شناخت نسبی که نسبت به ما داشتی اینجا کامنت گذاشتی ولی بلعکس ما هیچ شناختی نسبت به تو نداشتیم و هیچ پیشینه ایی از تو نمی دونستیم. در نتیجه صرفا از روی کامنتهایی که اینجا گذاشتی تونستیم یه تصور مبهم ازت داشته باشیم. چرا مبهم؟ چون خودت رو معرفی نکردی و هم اسم یکی از بچه ها بودی و سوای اون ادامه ی صحبت هایی رو که با یکی از بچه ها داشتی رو اینجا ادامه دادی و امکان شناخت نسبی از ما سلب شد. الان شناخت من از لادن ۷۹ ایی که روز سه شنبه کامنت گذاشته بود با لادن ۷۹ ایی که روز پنجشنبه کامنت گذاشته بود خیلی متفاوت هستش. از دید من لادن ۷۹ روز سه شنبه آدم دلسوزی بود که می خواست با پیشنهاد رژیم اتکینز به ما کمک کنه٬ و ابتدا به ساکن خودش یه سری مطالب به درد بخور رو در این مورد جمع آوری کرده بود و خودش هم سه ماه و هر روز به مدت ۵۰ دقیقه پیاده روی مستمر داشته (معذرت می خوام که توی کامنت قبلی ام اشتباه داشتم)٬ پوکی استخوان داشت که مرتبط با اضافه وزن اش می دونست. منتها با بکار بردن کلماتی مثل معرکه بودن رژیم٬ ممنوعیت برنج و نون٬ زود وزن کم کردن٬ ماهیچه سوز نبودن اتکینز و محبوب بودنش٬ وضعيت روحي و جسمي بسيار بهتر و یا اینکه «مطالعات نشان ميدهد که رژيم گيرندگان وزن از دست ميدهند بدون هيچ ريسکي و يا امکان حمله قلبي و يا افزايش کلسترول ، تريگليسيريد و يا فشار خون و در خيلي از مواقع مقدار اينها رو بهتر کرده » بدون اینکه به معایب اتکینز بپردازه. همین باعث شد که وقتی انار نوشت بریم همه مون بخونیم و تحقیق کنیم٬ من از طریق برهان خلف برم روی اتکینز مطالعه کنم. اما لادن ۷۹ روز پنجشنبه به مراتب برای من ملموس تر هستش چون حالا می دونم با پزشک اش مشورت کرده و از معایب اتکینز هم خبر داره و می دونه اگه مکمل مصرف نکنه به مراتب مشکل استخوانهاش تشدید می شه و در واقع از بین بد و بدتر مجبور به انتخاب بد شده. مطمئن باش من اگه این موارد رو می دونستم توی نوشته ی دیروزم مورد ۸ رو تجدید نظر می کردم.
می بینی لادن ۷۹جون؟٬ قضیه به همین ساده گی هستش و ربطی به انارستانی بودن یا نبودن تو نداره. وقتی ما از هم شناخت نسبی نداشته باشیم این سو برداشتها پیش میاد٬که این هم توی دنیای مجازی اجتناب ناپذیره . همونطور که انار عزیز جلوی تکمیل ۱ نوشته «راجع به رژیمهای رایج بیشتر بدانیم: اتکینز»٬ تو باعث شدی که اکثر ماها در مورد اتکینز بیشتر بخونم و بیشتر تحقیق کنیم و در نتیجه اگه قراره انتخاب یا مطرودش کنیم حداقل با دید بازتری این کار رو انجام بدیم. اگر هم دیدی من تو رو چند جا مخاطب قرار دادم به صرف مطلبی بود که تو به حق٬ برای دونستن بیشتر در مورد اتکینز گذاشته بودی. اتفاقا ضمن نوشتن می خواستم اسم ننوسیم ولی بعد فکر کردم که شاید خدایی نکرده طعنه و کنایه قلمداد بشه و چون در این مورد هیچی بهتر از صراحت و شفافیت نیست در نتیجه به نوشته ی خودت استناد کردم. همیشه یه نظریه که مطرح می شه ۴حالت اتفاق می افته که در مورد رژیم اتکینز هم مستثنی نیست و این ۴حالت رخ می ده:
۱-رژیم اتکینز خوب هستش و ما استفاده می کنیم.
۲-رژیم اتکینز خوب نیستش و ما استفاده نمی کنیم.
۳-رژیم اتکینز خوب هستش ولی ما استفاده نمی کنیم.
۴- رژیم اتکینز خوب نیستش ولی ما استفاده می کنیم.
همونطور که می بینی مورد ۱ و ۲ که جای بحث نداره چون خطایی مرتکب نمی شیم. مورد ۳ رو هم اگرچه خطا داریم ولی به هر حال خطری تهدیدمون نمی کنه چون به هر حال سایر رژیم های کم چربی و کم کالری رو فرضا می تونیم جایگزین کنیم. ولی حالت چهارم هستش که دردسر آفرین هستش و باید تا حد امکان٬ بروز این نوع خطاها رو توی زندگی مون کم کنیم و این هم راهی نداره به جز آگاهی های بیشتر و دونستن بیشتر در مورد اون مطلب خاص.
همه مون در این مورد وقت گذاشتیم و سرچ کردیم و نوشتیم. تو مزایای اتکینز رو گفتی و انار حد اعتدالش رو مطرح کرد و من هم معایب اش رو گفتم و سایر دوستان هم تجارب و یافته هاشون رو از دید مثبت و منفی مطرح کردن. پس حالا می تونیم تا حد بالایی مطمئن باشیم که دوستانی که اینجا کامنت گذاشتن که می خوان استفاده کنن و یا توی ذهن شون جرقه ایی ایجاد شده برای استفاده از این روش با دید بهتری تصمیم بگیرن و این بدست آوردن افق دید بهتر هم٬ از اول هم خواسته ی تو بود و هم خواسته ی همه ی ماها که توی این بحث شرکت کردیم و همه ی اینها رو در نهایت ما مدیون مطرح کردن و مشارکت تو هستیم.
پس خواهش می کنیم باش و با بودن ات ما رو از احوال خودت بی خبر نذار.
دیانا تشکری
دیانا | May 1, 2008 10:08 PM
سالومه جون این کم اشتهایی در مورد صبحونه به احتمال زیاد به خاطر تغییر فصل و گرم شدن هوا هستش. من این رو دیروز از طریق دلبند کشف کردم. دقیقا گفت که: هوا گرم شده و تخم مرغ حال نمی ده!. حالا خواهر تو هم ببین چی حال می ده. اگه احیانا آبمیوه ی خنک رو به برنامه ی صبح ات اضافه کنی شاید اشتهات بیشتر تحریک بشه.
دیانا شیر کاکائویی!
دیانا | May 1, 2008 10:10 PM
لادن جون
تا جایی که من فهمیدم الان روز به روز رژیم اتکینز داره بهتر و بهتر می شه و ورژن های جدیدش به بازار میاد. متنی رو که لادن۷۹ گذاشته رو اگه خونده باشی حتما متوجه شدی که متخصصان اتکینز(احتمالا منظور کسانی هستش که روش اولیه ی ارائه شده توسط دکتر اتکینز رو قبول دارن) برای اینکه ایراد چربی های اشباع و پروتئین زیاد و مشکلات ثانویه رو تعدیل کنن و برای رفع نگرانی عامه ی مردم٬ اومدن و شیوه ی متعادل تری رو برای دستورات غذایی شون پیش گرفتن قبلا روی رژیم های پرچربی و پر پروتئین تاکید می شده و حالا ترکيب هيدراتهاي کربن سالم و چربي را با پروتئين تبليغ مي کنند. یا وقتی عدم انطباق هرم غذایی استاندارد مطرح شد٬ اومدن و هرم غذایی اتکینزی اما تعدیل شده ایجاد کردن و در مورد ورزش هم همین قضیه احتمالا برقراره تا حدی که برای ورزشکاران مشتاق! هم دستورالعمل اجرایی دارن. حتی توی همون متن دقیقا نوشته شده: « با توجه به تغييرات جديد در نگرش متخصصان اتکينز، لازم است مقدار چربي مصرفي را کاهش دهيد».
پس می بینی که (البته به زعم من) الان از اسم «اتکینز» در واقع داره استفاده (و یا بهتر بگم سو استفاده) می شه. و اینجاست که ما باید بسیار هشیار و آگاهانه با این روش برخورد کنیم و حتما حتما با یه متخصص مجرب در ارتباط باشیم. یادمون نره که ورژن های جدید زمانی ایجاد می شن که موارد قبلی نقص داشتن و اینکه ورژن جدید کدومه و ورژن قدیمی اش کدوم یکی هستش برای کاربران باید حتما تفکیک بشه.
دیانا پرحرفی!
دیانا | May 1, 2008 10:11 PM
آرام آهييييييييييييييي جون٬
از صمیم قلب امیدوارم که این حساسیتی که گفتی منشاش خوراکی نباشه. تو مراقب خودت باش ما اینجا بال بال زدن هات رو بازسازی می کنیم٬ تازه اون هم با چادر!.
دیانا کفترک دوستی!
دیانا | May 1, 2008 10:13 PM
من همیشه میام تا یه دقیقه یه چیزی بنویسم و برم اما یه ساعتی طول می کشه تا همه ی کامنت ها رو بخونم بعد یادم میاد که آهان !
اومده بودم یه سر بزنم و دو تا مطلب یاد بگیرم و بروم
اما به جای یه مطلب 1000 تا چیز یاد می گیرم وکلی دلگرم میشم واسه ادامه ی رژیم
.
.
.
. انار من که دانشگاه ام تموم شده و فعلا هم کلاسی چیزی نمیرم اما
تو الان یه معلمی هستی که من در طول روز همه اش دارم با حرف های تو زندگی می کنم و حرف هایت رو به همه ی دوستهایم هم منتقل می کنم
و این خیلی به من کمک کرده
چون من اصولا آدم خود محوری هستم و تا احساس نکنم که یکی خیلی زیاد از لحاظ ذهنی از من قوی تره به حرفش گوش نمیدم
اینجا که میام با توروبرو میشم که در مقابل هیچ چیز جبهه نمی گیری . . . نه تنها جبهه نمی گیری که در موردش هم فکر می کنی هم تحقیق
و. . . این واسه من خیلی جالبه که یه آدم چه قدر باید روی خودش کار کرده باشه یا ذهنش اینقدر قوی باشه که با مسائل این طور برخورد منطقی داشته باشه
که نترسه و بره تو دل مشکلات . بعد هم که نترسید و رفت جلو ته مشکل رو در میاره و می بینه که نه بابا جون انقدر ها هم مشکله بزرگ نبوده که انقدر ازش می ترسیده
اینجا است که به نظر من آدم وارد یه مرحله ی جدیدی میشه که بهش امکان رسیدن به هر خواسته ای رو میده.
و تو داری به ما این درس مهم رو یاد میدی .درسی که ممکن بود کسی تا آخر عمر پیدا نشه که به ما آموزش بده
این که یاد بگیری تو هر شرایطی باید ادامه بدی
اگه خوردی زمین داغون شدی
بازم وایستی و بری جلو .
و این بار که داری میری جلو به این هم فکر می کنی که علت افتادنت تو بار قبل چی بوده
ممکنه این جمله برات تکراری باشه و خالی از اون بار محبتی که من می خوام بهت منتقل کنم
روزت مبارک باشه .. . . روزی که بزرگه و من براش ارزش زیادی قائلم. . . به یمن این روز آرزو می کنم همیشه بخاطر دعاهایی که پشت سرته دلت شاد باشه و دستهایت سبز و تنت سالم و پر انرژی برای یه زندگی بهتر و پر بار تر و سالم تر .
می دونم تمام بچه هایی که یا مدیریت تو آشنا هستند هم برات 1000 تا بهتر از این رو آرزو می کنن . من الانه که بغضم بترکه
زینب | May 2, 2008 2:44 AM
سلام به بچهاي انارستان. من در مدتي كه من مربي بودم رژيمهاي زيادي ديدم و شندم.فقط خواستم بگم که اتکينز براي کساني که مشکل کليه دارند بد و خطرناک است. پروتين زياد باعث مشه كه کليه ها بشتر و سخت تر کار کنند براي همين است كه اتکينز رو بايد فقط مدت کوتاهي دنبال کرد. مشکل رژيم اتکينز اين است كه به محظ اينکه به بدن کربوهايدرت برسه وزن ميره بالا. من ان را بارها و بارها ديده ام. هيچ کس نمتونه تا آخر عمرش نون و ميوه و کاربوهايدرت نخوره. حرف انار و ديانا كاملا درست است که اتکينز مشکل شما را در دراز مدت حل نمکند. براي کساني كه خيلي اضافه وزن دارند اتکينز چيز بدي نيست ولي بايد بلافاصله لايف ستايل خود را عوض
sheri | May 2, 2008 4:09 AM
تولد تولد تولد... اااا نه ببخشید. منظورم اینه که "روز معلم مبارک" :)
دستام خوب شده. من باز اومدم D:
آرام | May 2, 2008 6:17 AM
"مامان بعد از این" های انارستان! باران و دکتر سارا! نمیدونم چرا انقدر احساساتی شدم عکستون رو دیدم :×
شانه بسر | May 2, 2008 6:18 AM
إ بال های جوجه کفترمون خوب شد! :)) خوشحال شدم!
شانه بسر | May 2, 2008 6:21 AM
من هم رفتم و دیدم خیلی آدم یه احساس خاصی می ده عکس هر دو شون باران رو دیشب دیدم خانوم دکتر رو الان
بهارک | May 2, 2008 6:45 AM
دیانا جون ممنون از توضیحات کاملت
باور کن منم بی کله توی این راه قدم نذاشتم!
حداقل روزی 30تا 40 دقیقه ورزش می کنم... اصلا
تو خوردن چربی زیاده روی نمی کنم مثلا با تخم مرغ
فقط یک قاشق روغن اونم روغن زیتون می خورم...
در خوردن گوشت هم زیاده روی نمی کنم و یه کوچولو
سبزیجات هم مصرف می کنم مولتی ویتامین و آب
فراوون و خلاصه همه چیزایی که لازمه...
خلاصه سعی می کنم اعتدال رو به شدت رعایت کنم
به قول معروف در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته؟!!!
حالا درسته که توی این رژیم همه ی این موادی که
می دونی آزاده... ولی من فقط در حد این که گرسنگیم
برطرف بشه می خورم و جالب اینجاست این رو قبلا
اصلا تجربه نکرده بودم... همیشه ی خدا گرسنه بودم
و به بقیه ی غذای توی قابلمه فکر می کردم :(
یه چیز دیگه دیانا جون! تو کاملا درست گفتی...
یعنی این رژیمم به صبر وتحمل احتیاج داره و اصلا
این طوری نیست که هی بخوری و سه سوت کم کنی
اونم واسه آدمی مثل من که بعد از یه مدت رژیم سریع
اسیر مقاومت متابولیک و استاپ اینا می شم
من اصلا دلم نمی خواد زیاد و به شدت سریع و عجیب
غریب وزن کم کنم... فقط می خواستم از اون استاپ
لعنتی و اون اشتهای هیولایی! به کربوهیدرات خصوصا
نون! خلاص شم...
الان خیلی زوده واسه قضاوت کردن ... اما فعلا که
راضیم ... حتم دارم این رژیم رو طولانی قرار نیست
ادامه بدم ... بنابراین عوارض چندانی هم نباید
داشته باشه...
بازم ممنونم از توجهت عزیزم
لادن | May 2, 2008 8:07 AM
سلام
حالا که صلح و صفا برقرار شده یکم انرژی مثبت واسه این شب تاب امتحان زده سرما خورده کم انرژی بفرستید لطفا. من از اوناییم که خیلی کم پیش میاد سرما بخورم حالا تموم سال را ول کردم سر امتحان ها سرما خوردم :(
یه شب تاب فین فینی نالون!
شب تاب | May 2, 2008 9:11 AM
بچه ها بلاخره منم عضو گروه شدم انار جونم مرسی دایانی عزیز و اذی جون شما هم لطف کردید ممنونم
وای چقدر ذوق زده شدم عکساتونو دیدم انار جون دایانا جون سالومه جون خلاصه همه تون چقدر ناز شدید مبارکتون باشه
اگه توی موفق ها سن دایانا رو نمیخوندم امکان نداشت با دیدن عکسش حدس بزنم که حتی یه بچه هم داشته باشه خیلی ما شالا بزنم به تخته جوون و دخترونه و خوشگله
اخی عزیزم باران جون تو چقدر ناناز بودی و خصوصا با شازده پسرت چقدر حاملگی بهت میاد
بچه ها من اشتباهی عکسامو کپی کردم توی البوم پگاه
انار جون یه جوری پاکش کن تا پگاه جون نفهمیده
دکتر سارا | May 2, 2008 9:18 AM
سلام بچه ها چرا هر چه مینویسم ثبت نمیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دکتر سارا | May 2, 2008 9:19 AM
Baran and Dr. Sara. You both look adorable, before and after :o
sheri | May 2, 2008 9:35 AM
انار جون روز معلم رو تبریک می گم.
الان داشتم کادوی مربی مهد رو آماده می کردم یادم افتاد بهت تبریک نگفتم.واقعا مرسی خیلی مطالب مفید ازت یاد گرفتم واز اون ور هم لغات جدیدت فوق العاده ست ومن همیشه استفاده می کنم
موفق باشی
بهار | May 2, 2008 1:08 PM
Bache ha,
merci az mehraboonitoon! Va merci az sipport va delgarmitoon!
Baran | May 2, 2008 1:40 PM
Bache ha,
merci az mehraboonitoon! Va merci az support va delgarmitoon!
Baran | May 2, 2008 1:40 PM
شب تاب فین فینی بیا زیر بالهای کبوتری من گرم بشی. فقط تا جایی که یادمه کبوترها حشره خور هستند! ای بابا! شدم عمو جغد شاخدار تو هم بنل.
راستی انار چند روز پیش یک مقاله خواندم راجع به انار در فرهنگ ایرانی.خلاصه اش این می شد که انار هزار تا استعاره در فرهنگ ایرانی دارد و ایرانی ترین نماد فرهنگ ایران است. دقیقا یاد تو افتادم و با خودم گفتم واقعا انار سمبل خوبی است و چه قدر هم که بهت می یاد. بهتریم اسم مستعاری است که می تونستی روی خودت بگذاری. می دانم انار دوست داری خلاصه اگر اینطوری باشه تصادف خیلی به جایی است.
آرام | May 2, 2008 3:21 PM
راستش نمی دونم کی روز معلم بود. دیروز یا امروز ، بهرحال انار جون این روز رو نه فقط به تو بلکه به همه دوستای گلم اینجا توی انارستان ، که هر کدوم یه راهنمایی یه راه حل ، یه همراهی کردند تبریک میگم.
به همه شما دوستای خوبم که یه نکته بهمون یا دادید.
والبته هیچ کشتی ای بدون سکاندار یا ناخدا نمیشه. و اینکه خلاصه، ناخدا انار، روزت مبارک.
و دیگه اینکههههه وای چقدر این دو تا مامان های آینده نازند و معلومه که گیگی هاشون هم مثل ماماناشون خوش تیپ و خوشگل خواهند شد.
یاد اون شکم قلمبه خودم میافتم زمان بارداری خندم میگیره. خدایی خیلی بزرگ بودهااااااا ولی یه پگاهی ناناز کوچولو از توش در اومد.دخمل گلی مامانییییی
رقی | May 2, 2008 3:25 PM
آقا قشنگ تر از این تا حالا شعری شنیدین؟ صدای انار که می خونه و چرتکه که شماره می اندازه:
مهتا ستاره پنج پوندی =۵
بهاران ستاره 5 پوندی =۵+۵
سالومه ستاره 25 پوندی= ۵+۵+۲۵
فندق ستاره 15 پوندی = ۵+۵+۲۵+۱۵
لیلا ستاره 5 پوندی= ۵+۵+۲۵+۱۵+۵
ساغر ستاره 20 پوندی= ۵+۵+۲۵+۱۵+۵+۲۰
==============================
جمع کل کاهش چربی= ۷۵ پوند
آقا تبارک الله. بچه ها جمیعا مبارک باشه این ریزش چربی ها بدجوری دل ما رو شاد کردین.
دیانا چرتکه زاده!
دیانا | May 2, 2008 11:28 PM
انار جون تو هم کادوی روز معلم ات رو فکر کنم اینجوری دریافت کردی٬ هم حذفی نداریم و هم بچه ها اینجا رو به مثابه ی درخت کریسمس کردن. پس با صدای رسا می گیم:
انار جون دیروز٬ امروز و هر روزت مبارک.
دیانا تشکرپور
دیانا | May 2, 2008 11:29 PM
آقا من هر کامنتی میذارم میاد الا کامنت های تبریک روز معلمم
ااااااا سه روزه هی من میگم روز معلم مبااااااااااااارک !!!
اصلا هیچی ثبت نمی شه !!!
انار عزیز روز معلم (شاید بهتر بود می گفتیم روز مدیر) مبارک
لیلی | May 3, 2008 12:11 AM
وای بچه ها چقدر سرعت کامنت گذاریتون بالاست. حالا من چطوری اینارو بخونم؟؟؟؟؟
آلبالو | May 3, 2008 12:14 AM
زینب جون ممنونم از کامنت پر محبتت و باز هم تشکر از همه گروه که میایید. بودن با این گروه جزو افتخارات شخصی من محسوب میشه و هردفعه قرص اعتماد به نفس فوری لازم دارم حتما یه یادی از این گروه توی قلبم میکنم. بعضی وقتها فکر میکنم ارزش افزوده هر یه پوندی که من میخواستم کم کنم با باز کردن این وبلاگ و تا حالا کم کرده ام چقدر بوده....چیزی که توی مخیله ام هم نمیگنجید. و تازه من اصلا به وزن هدفم نرسیده ام هنوز...خیلی دوست دارم این گروهمون رو:)
انار | May 3, 2008 12:21 AM
ارتمیس من همین الان دوباره برات دعوتنامه فرستادم. خبر بده که رسید یا نه. من میرم بخوابم. شب همگی به خیر.
انار | May 3, 2008 12:25 AM
انار مردم از خنده وقتی تابلو اعلانات رو دیدم. چه بامزه. روز معلم هم مبارک ما هم دوست داریم تو ماهتری.
باز هم امسال یادم رفت روز معلم رو به مادر شوهرم تبریک بگم اگه الان زنگ بزنم خیلی دیره؟
آلبالو | May 3, 2008 12:39 AM
وای انار تو هنوز بیداری فکر کنم 2-3 شب باشه. بخواب دختر. من هنوز کامنتها رو نخوندم همین جوری تند تند کامنت میاد.
آلبالو | May 3, 2008 12:42 AM
این رو لیلی برام ایمیل کرده. من شوکه شدم این رو خوندم.
آخرين اخبار درباره سرطان از بيمارستان جان هاپکينز
ترجمه : رضا فرزام فر
1 - هر شخص داراي سلول هاي سرطاني در بدن خود است .اين سلول هاي سرطاني در آزمايشهاي استاندارد خود را نشان نمي دهند تا آنکه به مقدار چند ميليارد سلول افزايش يابند. زماني که پزشکان به اشخاص مبتلا به سرطان اعلام مي کنند که ديگر در بدن آنها سلول سرطاني وجود ندارد ، اين حالت فقط بدان معناست که آزمايشها ديگر قادر به رديابي و پيدا کردن سلولهاي سرطاني نيست زيرا آن سلول ها به مقدار قابل رد يابي شدن در بدن وجود ندارند.
1-Every person has cancer cells in the body. These cancer cells do not show up in the standard tests until they have multiplied to a few billion. When doctors tell cancer patients that there are no more cancer cells in their bodies after treatment, it just means the tests are unable to detect the cancer cells because they have not reached the detectable size.
2 – سلولهاي سرطاني بين شش تا ده مرتبه در دوره زندگي يک انسان پيدا مي شوند.
2. Cancer cells occur between 6 to more than 10 times in a person's lifetime.
3 – زماني که سيستم ايمني انسان قوي باشد سلولهاي سرطاني از بين مي روند و از ايجاد تومور سرطاني جلوگيري مي شود.
3. When the person's immune system is strong the cancer cells will be destroyed and prevented from multiplying and forming tumors.
4 - زماني که شخص بيماري سرطان دارد نشانه آنست که وي داراي کاستيهاي تغذيه اي شده است . اين کاستي ممکن است منشاء ژنتيک ، محيطي ، غذا ها و عواملي درشيوه زندگي باشد.
4. When a person has cancer it indicates the person has multiple nutritional deficiencies. These could be due to genetic, environmental, food and lifestyle factors.
5 – براي غلبه بر کاستي هاي متعدد تغذيه اي ، تغيير در رژيم غذايي شامل اضافه کردن بعضي مخلفات غذا يي ، سيستم ايمني بدن را تقويت مي کند.
5. To overcome the multiple nutritional deficiencies, changing diet and including supplements will strengthen the immune system.
6 – شيمي درماني ضمن آنکه باعث مسموم کردن فوري سلول هاي سرطان است که سريع رشد مي کند ، سلول هاي سالم بدن درمغز استخوان و ديواره روده ها و غيره را که سريع رشد مي کند نيز از بين مي برد و مي تواند سبب ضايعه عضو بدن مثل کبد ، کليه ها و قلب و ريه ها و غيره شود.
6. Chemotherapy involves poisoning the rapidly-growing cancer cells and also destroys rapidly-growing healthy cells in the bone marrow, gastro-intestinal tract etc, and can cause organ damage, like liver, kidneys, heart, lungs etc.
7 - پرتوگيري ضمن آنگه سلولهاي سرطاني را نابود مي کند سلولهاي سالم را نيز مي سوزاند، ضايع مي کند وباعث تخريب آنها مي شود.
7. Radiation while destroying cancer cells also burns, scars and damages healthy cells, tissues and organs.
8 - درمان اوليه با شيمي درماني و پرتو درماني غالبا اندازه تومور را کاهش مي دهد. بااينوصف شيمي درماني و پرتودرماني درازمدت به نابودي بيشتر تومور منتج نمي شود.
8. Initial treatment with chemotherapy and radiation will often reduce tumor size. However prolonged use of chemotherapy and radiation do not result in more tumor destruction.
9 - زماني که بدن تحت تاثير مسمو ميت ناشي از شيمي درماني و پرتودرماني قرار مي گيرد سيستم ايمني در معرض خطر و نابودي واقع مي شود بنا براين شخص ممکن است مقاومت خود را در برابر انواع مختلف عفونتها و پيچيدگيهاي ناشي از آن از دست بدهد.
9. When the body has too much toxic burden from chemotherapy and radiation the immune system is either compromised or destroyed, hence the person can succumb to various kinds of infections and complications.
10 - شيمي درماني و پرتو درماني مي تواند باعث جهش ژنتيکي سلولهاي سرطاني گردد و مقاوم و پايدار شود ونابود کردن آن مشکل خواهد شد .جراحي مي تواند باعث گسترش سلول هاي سرطاني به ديگر نقاط بدن شود.
10. Chemotherapy and radiation can cause cancer cells to mutate and become resistant and difficult to destroy. Surgery can also cause cancer cells to spread to other sites.
11 – يک راه موثر مبارزه با سرطان غذا نرساندن به سلولهاي سرطاني است . عدم رساندن مواد غذ ايي مورد نياز سلول براي جلوگيري از افزايش و چند برابر شدن تعداد سلولها است .
11. An effective way to battle cancer is to starve the cancer cells by not feeding it with the foods it needs to multiply.
سلولهاي سرطاني از چه موادي تغذيه مي شوند؟
WHAT CANCER CELLS FEED ON?
الف – قند تغذيه کننده سرطان است. با قطع مصرف قند يک عامل مهم تامين غذا براي سلولهاي سرطاني قطع مي شود . جانشين هاي قند نظير NutraSweet ، Equal ، Spoonful و غيره با Aspartame ساخته مي شود و زيان آوراست. يک جانشين طبيعي بهتر عسل مانوکا يا ملاس ناشي از قند سازي است ليکن مقدار مصرف آن بايد بسيار اندک باشد. نمک سفره داراي افزودني شيميايي است که رنگ آنرا سفيد کند. جانشين بهتر نمک سفره نمک حاصل از آب دريا و يا Brag's aminos است.
a. Sugar is a cancer-feeder. By cutting off sugar it cuts off one important food supply to the cancer cells. Sugar substitutes like NutraSweet, Equal, Spoonful, etc are made with Aspartame and it is harmful. A better natural substitute would be Manuka honey or molasses but only in very small amounts. Table salt has a chemical added to make it white in colour. Better alternative is Bragg's aminos or sea salt.
ب – شير باعث مي شود که بدن بخصوص در سيستم گوارش (معده و روده ها ) مخاط درست کند. سرطان ا ز مخاط تغذيه مي کند . با قطع مصرف شير و جانشين کردن آن با شير سويا سلولهاي سرطاني در برابر بي تغذيگي قرار مي گيرند.
b. Milk causes the body to produce mucus, especially in the gastro-intestinal tract. Cancer feeds on mucus. By cutting off milk and substituting with unsweetened soy milk, cancer cells are being starved.
پ - سلولهاي سرطاني در محيط اسيدي مقاوم و پايدار مي شوند. رژيم مبتني بر گوشت قرمز اسيدي مي شود و بهترين آنست که ماهي خورده شود و بجاي مصرف گوشت گاو و خوک مقدارکمي گوشت جوجه مرجح است. گوشت قرمز همچنين محتوي آنتي بيوتيک هاي دامي ، هرمون هاي رشد و انگل است که تماما بخصوص براي اشخاص مبتلا به سرطان آسيب رسان است .
c. Cancer cells thrive in an acid environment. A meat-based diet is acidic and it is best to eat fish, and a little chicken rather than beef or pork. Meat also contains livestock antibiotics, growth hormones and parasites, which are all harmful, especially to people with cancer.
ت - رژيم با 80% سبزيجات تازه و آب ميوه و بنشن ، دانه هاي نباتي ، آجيل ها و مقداري ميوه بدن را در محيط قليايي قرار مي دهد. ازغذاهاي پخته شده شامل بنشن ،حدود 20% مي تواند به بدن برسد. آنزيم هاي زنده در آب سبزيجات تازه به آساني جذب مي شود و ظرف 15 دقيقه به سطوح سلولي مي رسد تا سلولهاي سالم را رشد کافي دهد و تقويت کند. براي بدست آوردن آنزيم هاي زنده بمنظور ساختن سلول هاي سالم کوشش کنيد آب سبزيجات تازه ( بسياري از سبزيجات از جمله جوانه لوبيا ) مصرف کنيد و دو تا سه مرتبه در روز مقداري سبزيجات خام بخوريد. آنزيم ها در حرارت 104 درجه فارنهايت (يا 40 درجه سانتيگراد) ازبين مي روند.
d. A diet made of 80% fresh vegetables and juice, whole grains, seeds, nuts and a little fruits help put the body into an alkaline environment. About 20% can be from cooked food including beans. Fresh vegetable juices provide live enzymes that are easily absorbed and reach down to cellular levels within 15 minutes t o nourish and enhance growth of healthy cells. To obtain live enzymes for building healthy cells try and drink fresh vegetable juice (most vegetables including bean sprouts) and eat some raw vegetables 2 or 3 times a day. Enzymes are destroyed at
temperatures of 104 degrees F (40 degrees C)
.
ت- از خوردن قهوه ، چاي وشکلات که داراي کافئين زياد است پرهيز کنيد. چاي سبز جانشيني بهتر و داراي خواص ضد سرطان است. بهترين نوشيدني آب است. براي جلوگيري از ورود توکسين هاي معروف(مواد سمي ) و فلزات سنگين در آبهاي لوله کشي به بدن ، مصرف آب تصفيه شده يا فيلتر شده مناسب است . از خوردن آبهاي تقطير شده پرهيز کنيد.
e. Avoid coffee, tea, and chocolate, which have high caffeine. Green tea is a better alternative and has cancer-fighting properties. Water-best to drink
purified water, or filtered, to avoid known toxins and heavy metals in tap water. Distilled water is acidic, avoid it.
12 - هضم پروتئين گوشت قرمز سخت است و نياز به مقدار زيادي آنزيم گوارشي دارد. گوشت هضم نشده که در روده ها باقي بماند فاسد مي شود و مسموميت ايجاد مي کند.
12. Meat protein is difficult to digest and requires a lot of digestive enzymes. Undigested meat remaining in the intestines become putrefied and leads to more toxic buildup.
13 - ديواره هاي سلول سرطاني داراي پوشش پروتئين خشن است. با صرفنظر کردن از خوردن گوشت يا کمتر خوردن آن آنزيم بيشتري براي حمله به ديواره هاي پروتئيني سلول سرطان آزاد مي شود و به بدن امکان مي دهد سلول هاي سرطاني را از بين ببرد.
13. Cancer cell walls have a tough protein covering. By refraining from or eating less meat it frees more enzymes to attack the protein walls of cancer cells and allows the body's killer cells to destroy the cancer cells.
14 – بعضي مکمل ها : IP6, Flor-ssence, Essiac, anti-oxidants, vitamins, minerals, EFAs etc.)) سيستم ايمني را بهبود مي بخشند تا سلولهاي مبارزه کننده و کشنده خود بدن را براي از بين بردن سلول سرطاني تقويت کنند. مکمل هاي ديگرنظير ويتامين اي (E) توان برنامه ريزي کشتن سلول يعني روش معمولي خلاصي يافتن از سلول هاي آسيب ديده ، غير ضروري و غير لازم بدن را دارند .
14. Some supplements build up the immune system (IP6, Flor-ssence, Essiac, anti-oxidants, vitamins, minerals, EFAs etc.) to enable the body's own killer cells to destroy cancer cells. Other supplements like vitamin E are known to cause apoptosis, or programmed cell death, the body's normal method of disposing of damaged, unwanted, or unneeded cells.
15 – سرطان بيماري جسم و روح و روان است. داشتن روحيه مثبت و پيکار جو به شخص مبارزه کننده با سرطان کمک مي کند که به بقاي خود ادامه دهد. خشم و عدم بخشش و تند خويي بدن را در برابر محيط پر تنش وترشرويي قرار مي دهد. بياموزيد که روحيه اي توام با عشق و بخشندگي داشته باشيد. بياموزيد که همواره حالت آرامش و دلي آرام داشته باشيد و از زندگي لذت ببريد.
15. Cancer is a disease of the mind, body, and spirit. A proactive and positive spirit will help the cancer warrior be a survivor. Anger, un-forgiveness and bitterness put the body into a stressful and acidic environment. Learn to have a loving and forgiving spirit. Learn to relax and enjoy life.
16 – سلول هاي سرطاني در محيط حاوي اکسيژن توان ماندن ندارند. ورزش روزانه وتنفس عميق باعث مي شود که اکسيژن به لايه هاي سلولي برسد . اکسيژن درماني روش ديگرِي براي از بين بردن سلول هاي سرطاني است.
16. Cancer cells cannot thrive in an oxygenated environment. Exercising daily, and
deep breathing help to get more oxygen down to the cellular level. Oxygen therapy is another means employed to destroy cancer cells.
لطفا اين پيام را براي تمام کساني که دوستشان داريد ارسال کنيد . اين مقاله را بايد براي هر کسي که درزندگيتان براي شما اهميت دارد ارسال کنيد.
(PLEASE FORWARD IT TO PEOPLE YOU CARE ABOUT)
This is an article that should be sent to anyone important in your life
آلبالو | May 3, 2008 2:20 AM
یعنی چی؟ من خیلی شیر می خورم. یعنی باعث تغذیه سلولهای سرطانی میشم. شیر نخورم شیر سویا بخورم؟
آلبالو | May 3, 2008 2:23 AM
به به چه ستاره بارون. من یادم نمی یاد آخرین بار اصلا کی بود ستاره 25 پوندی دیدم. آفرین سالومه.
پوست فندقی هم ستاره دار شده. یعنی به قول شانه به سر (شایدم آزی بود می گفت) شدی فندق کنتیننتال!
مهتا
بهاران
لیلا
ساغر
مبارکه!
آرام | May 3, 2008 2:24 AM
آرام جونم مرسی از تبریکت عزیزم.ایشالا تو هم یه ستاره 25 پوندی در تپلی بگیری خواهر!!
سالومه | May 3, 2008 2:43 AM
آلبالو جان مرسی که مطلب رو با ما به اشتراک گذاشتی.خیلی استفاده کردم.
فکر نکنم تو باید شیر سویا بخوری.اونایی که سرطان داشتن و می خوان برنگرده باید اینکارو بکنن.
سالومه | May 3, 2008 2:46 AM
سلام به هم عزیزان منم عضو جدیدم امیدوارم منو بپذیرید.
از اینکه با شما هستم خیلی خوشحالم
آمانیتا | May 3, 2008 3:55 AM
چرا نظر من نیومد؟
آمانیتا | May 3, 2008 3:56 AM
چرا نظر من نیومد؟
آمانیتا | May 3, 2008 3:56 AM
چرا نظر من نیومد؟
آمانیتا | May 3, 2008 3:56 AM
تبریک می گم به سالومه عزیزم ستاره مبارک
من که حسودیم نمی شه که عزیزم اما ای کاش من هم یه ذره پیشرفت داشتم.
داشتم می رقصیدم اما یه دفه نا امید شدم و نشستم.
حالا باز یکم می رقصم بلکه بدنم یه ذره دلش برام بسوزه :(
بهارک | May 3, 2008 4:15 AM
Anar jan ba ejaze man dar site paeen be websiteh anarestan ray dadam . doostane azizam shoma ham mithoonid dar in site be Anar aziz ray bedid. hadafam in hast ke afradeh bishtari ham ba in website kheylyyy mofid va ba groohe azizemoon http://www.persianweblog.ir/topblogs/Default.aspx
ashena beshand
khanomgol | May 3, 2008 4:16 AM
می شه بپرسم رونی کیه؟؟ ایرانی که نیست هست؟ من یک ماه پیش دیده بودم وبسایتش رو اما نمی دونستم عضو اینجا هم هست :)
بهارک | May 3, 2008 4:17 AM
salam,anar khanum vase man chera davat name nadai????
montazer va chagham ;(
smartcutefat@gmail.com
خجالتی | May 3, 2008 4:18 AM
من با اینکه دیگه روم نمیشه بگم ولی باز هم دعوت نامه یاهو نگرفتم ! نمیدونم چرا ! اسپم فلدر رو هم چک میکنم ولی اصلا نیست !
آلبالو88 | May 3, 2008 4:27 AM
سلام آمانیتا جون!
خوش اومدی !
نظرت اومد مادر جون !
خیالت راحت !!!
لیلی | May 3, 2008 5:27 AM
دانشمندان استراليايي اعلام كردند كاستن وزن بدون كم كردن غذا ميسر ميشود
تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۱۴/۰۲/۸۷
دانشمندان استراليايي از دستاورد تازهاي در زمينه كاهش وزن بدون كاستن از مصرف غذا خبر دادند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه اثبات موثر بودن اين روش ميتواند راه را براي تهيه داروهاي چربي سوز تازهاي هموار سازد.
محققان در ملبورن با دستكاري سلولهاي چربي در موشها سوخت و ساز اين حيوانات را سرعت بخشيدند.
آنان دريافتند زماني كه يك آنزيم خاص ، كه به عنوان آنزيم تغييردهنده انجيوتنسين يا ACEمشهور است ، از سيستم بدن خارج ميشود، موشها به اندازه ديگر موشها غذا ميخورند اما بيشتر از آنها كالري ميسوزانند و در نتيجه كمتر وزن اضافه ميكنند.
مايكل ماتايي محقق ارشد ر موسسه هاوارد فلوري گفت موشهايي كه آنزيم ياد شده را ندارند بطور متوسط ۲۰درصد سبكتر از موشها ي معمولي بودند و توده چربي بدنشان نيز ۵۰تا ۶۰درصد كمتر بود.
ماتايي كه استاد تغذيه در دانشگاه ويكتوريا نيز هست گفت موشهاي بدون آنزيم از آنجا كه قند را سريعتر از موشهاي معمولي تجزيه ميكنند ظاهرا احتمال ابتلا يشان به مرض قند يا ديابت كمتر است.
در حال حاضر داروهايي كه فعاليت آنزيم ACEرا مختل ميكند در بازار وجود دارد اما عمدتا از آنها به منظور مبارزه با فشار خون استفاده ميشود.
اين محقق گفت اين دارو از قبل وجود داشته و ايمني و سازگاري آن با بدن انسانها نيز آزمايش شده است اما آنچه نا معلوم است اينست كه آيا اين ماده به سرعت بخشيدن به سوخت و ساز انسانها نيز كمك ميكند يا نه و آيا در تمامي افراد بسيار چاق نيز موثر است يا نه.
به گفته او شايد دوز مناسبي از داروي ضد فشار خون براي كاهش وزن يافت شود و يا نوع جديدي دارو در همين طبقه به عنوان قرصهاي كاهش وزن تهيه گردد.
اين محقق گفت اين راهي خواهد بود كه به منظور كاهش وزن، در كنار برنامه ريزي براي خوردن كالري كمتر ، سرعت سوخت و ساز را نيز افزايش داد.
اما ماتايي گفت هنوز معلوم نيست اين دستكاري ژنتيكي چگونه به كاهش وزن انجاميده است. زيرا به گفته او دانشمندان ژن خاصي را از تمامي بدن برداشتهاند و اين بدان معناست كه اين ژن از همه بافتها از جمله بافتهاي مغز نيز حذف شده است به همين دليل آنان نميدانند كه آيا اين كاهش وزن اثر مستقيم نبودن ژن ياد شده در بافت است و يا شرايطي است كه مغز آن را به وجود آورده است.
http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-152/8702140796121315.htm
Anonymous | May 3, 2008 5:47 AM
بهارک رانی عضو اینجا نیست اما من به شدت وبلاگش رو میخونم و برای همین گذاشته امش اینجا توی لیست. اصلا انگیزه وبلاگ زدن من وبلاگ رانی بود.
من میدونم سویا خطر سرطان سینه رو برای اونایی که ریسکش رو دارند زیاد میکنه و برای همین میگن هر روز نخورید. مامان من که سرطان سینه داشته سویا براش ممنوعه من و من هم که دخترشم باید سه چهار بار در هفته بخورم و نه بیشتر. خیلی چیز خوبیه اما مثل همیشه تعادل بهترین روشه.
خانوم گل جان ممنونم. آقا بچه ها بریزین بترکونید رای بدید به انارستان لطفا:))
anar | May 3, 2008 10:50 AM
الله اکبر.چه خبر بوده اینجا.چه کامنت هایی.چقدر چیز من یاد گرفتم یکدفعه.اجرتون با امام زمان مخصوصا انار بانو:دی .اول ستاره های همه مبارک و اینا.قسمت همه بشه ایشالاه.(خداییش هر کی کامنت منو بخونه میگه این حاج خانم از مجلس روضه اش برگشته اینجا بساط پهن کرده:دی).الان فقط جو منو گرفته که وسط این بحث ها حواستون هست ما میتینگ 68 هستیم و 68 هفته گذشته؟؟؟؟؟خداییش ابهت این عدد باعث میشه من نطقم کور بشه.خانم خوشگلا همتون خسته نباشید جمیعا.برای روشن بودن همیشگی چراغ اینجا جمیعا صلوات.
سحر | May 3, 2008 11:44 AM
آقا من هول کردم.کجا برم رای بدم؟؟؟من حاضرم جای همتون که فعلا نیستین رای میدم.آقا من از اولش هم با هر چی رای دادن بوده موافق بودم.آدرسش کجاست بریم بترکونیم سایتشون رو؟؟گروهان به پیش.قضیه ناموسی شده به مولا:دی
سحر | May 3, 2008 11:49 AM
اوهوم ،اوهوم !
از اونجا كه بايد در مورد ستاره مون نطق كنيم والا من بيشتر از نطق يك سوالي دارم ، اين كالري كه براي وزن و قد و ميزان فعاليت مشخص ميشه يك كمي زياده ،يعني من قبلنا هله هوله مي خوردم ، خب با يك بسته پفك كه آدم سير نميشه و بعدش مجبور بودم شام بخورم و اينا ، براي همين كالري مصرفي بالا مي رفت ، ولي خب وقتي الان به جاي پفك نون و عسل وشير مي خورم ديگه ميلي به خوردن دارم ، نميشه كه حتما كالريم رو برسونم به حدش ، براي همين گاهي وقتا كم ميشه ، راهكار كم نشدن كالري چي مي باشد ؟
در ضمن از تبريكات هم بسيار بسيار ممنون :)
ليلا | May 3, 2008 11:50 AM
اینجاست:
http://www.persianweblog.ir/topblogs/Default.aspx
anar | May 3, 2008 12:11 PM
انار جان اگر ممکنه اینجا یه لینک مشتقیم بذاری و بگی چطور رای بدیم؟
بهارک | May 3, 2008 12:20 PM
انار جان، دیانا جان، آرام جان ممنون :)
منم همین مشکل لیلا رو دارم، من اگه بخوام با غذاهای سالم مقدار کالریم رو به کالری پایه برسونم میترکم! غذاهای پر کالری قدیم هم که ممنوعه! حالا چکار باید بکنم؟
فندق | May 3, 2008 1:57 PM
هوریاااااااااااا رای می دهییییییییییم
می ترکونییییییییییییییم.
rokhy | May 3, 2008 2:34 PM
تکراری که مشکل نداره نه؟
من 4 تا انارو نوشتم یکی هم یک وبلاگ دیگه که دوست دارم.
همش ثبت می شه ؟
rokhy | May 3, 2008 2:37 PM
سلام به همه.کلی دلم برای همه و اینجا تنگ شده..اما متاسفانه تو محل کارم اینترنت ندارم و شبا بعد از انجام دادن کارهای خونه عملا بیهموش می شم.خیلی دلم می خواد دوباره مرتب بیام اینجا...احساس می کنم از گروه جدا افتادم و این غصه دارم می کنه.
اونایی که کار می کنن می شه بهم بگن چجوری از عهده مدیریت همه کارها بر میان؟
در مورد رژیم دکتر کرمانی هم در اولین فرصت مفصل تو وبلاگم خواهم نوشت.
آریس | May 3, 2008 2:47 PM
من رای می دهم
تو رای می دهی
او رای می دهد
ما رای می دهیم
شما رای می دهید
آنها رای می دهند
وعده دیدار ما پای صندوق پرشین بلاگ:
http://www.persianweblog.ir/topblogs/Default.aspx
با آدرس کپی شده ی انارستان مان و انجام فعل شریف پیست در محل مربوطه٬ به وبلاگستانیان رای دهنده می پیوندیم و با رای ایی رسا اعلام می کنیم که محبوب ترین وبلاگ سال برای ما تپلان بارگاه اناری همین مکان مقدس است و بدین سان مشت محکمی می کوبیم بر دهان چربیان تپل آزار و ادای دینی می کنیم به رهبر فرزانه و کبیرمون و بانی و موسس وبلاگ «داستان ورزشکار شدن یک انار» که مسبب بوجود آمدن وبلاگهای زنجیره ایی انارستان هم شده و در عین حال بیعتی دوباره داریم با بانوی خوب مان انار.
پس یک صدا:
تپل جان رای یادت نره
انارستانی رای یادت نره
-------------------------------------------
سه شنبه ی طلایی
کعبه ی آمال ماست
انتخاب شایسته
حق مسلم ماست
---------------------------------------------
انار جون٬ انار جون
حمایت ات می کنیم
--------------------------------------------
رای ما هدیه به رهبری است
رای ما نشانه ی تپلی است
رای ما حاوی همدلی است
دیانا رای مروجی رای داده زاده!
دیانا | May 3, 2008 9:38 PM
سلام
من رای دادم الان
دکتر سارا | May 3, 2008 11:24 PM
من میرم از پشت چند تا کامپیوتر تو شرکنم رای میدم اینجوری تکراری نمی شه درسته؟
آلبالو | May 3, 2008 11:24 PM
زیرش نوشته فقط یکبار مجازیم تو رای گیری شرکت کنیم ولی من میرم از پشت تمام کامپیوترهای شرکتمون رای میدم. اینجوری می شه نه؟ مثل اینکه با چند تا شناسنامه بری رای بدی.
آلبالو | May 3, 2008 11:27 PM
چطوری میشه ببینیم الان رده چندمیم؟ سرچ نداره باید دونه دونه صفحاتش رو چک کرد.
آلبالو | May 3, 2008 11:31 PM
هورا هم ورزشکار شدن انار و هم افکار اومد تو صفحه اول بچه ها رای بدید زود زود!
آلبالو | May 3, 2008 11:48 PM
آلبالو تو هم مثل من هی صفحه ها رو چک میکنی و ستاره ها رو میشمری؟ :))
بچه ها انارستان 3.5 ستاره شده و افکار 3 ستاره، آفرین! باید برسیم به 5 ستاره ها!
شانه بسر | May 4, 2008 12:18 AM
بچه ها بیدار شید دیگه. میدونم خوابید وگرنه ما الان اونجا رو می ترکوندیم. من هی دارم رای میدم بدویید بیاد.
از قدیم گفتند سحر خیز باش تا کامروا باشی.
آلبالو | May 4, 2008 12:23 AM
سلام منم حدود یک ساعتی هست که توی اداره مشغول رای دادن هستم . با کامپیوتر های مختلف توی سه طبقه ولی با کامپیوتر خودم هم چند بار قطع شدم و دوباره وصل شدم قبول می کنه دیگه نمی دونم توی محاسباتش هم میاره یا نه
پریسا | May 4, 2008 12:45 AM
شانه به سر بدو بدو رای بده مثل اینکه تو بیدار شدی
آلبالو | May 4, 2008 1:00 AM
فکر کنید سایت احمدی نژادم هست اما الان از اون جلو زدیم خدا رو شکر
آلبالو | May 4, 2008 1:07 AM
برای مشت زدن بر دهان استکبار جهانی رای دادن چندین بار به انار واجب اکید میباشد.صلوات
سحر | May 4, 2008 1:19 AM
آقا منم یه 5 باری رای دادم.بدویین بیاین سایت رای رو بترکونیم:دی
سالومه | May 4, 2008 1:22 AM
من با همین کامپیوتر خودم و خواهرم هر کدوم چننننننننننننننننند بار رای دادم اما بازم رای دام بازم حساب شد
بهارک | May 4, 2008 1:36 AM
بچه ها من تو وبلاگای دیگه خوندم اگه با یک آی پی چند بار رای بدین وبلاگ متقلب شناخته میشه و ازدورخارج میشه ها !
مراقب باشین تورو خدا !
لیلا | May 4, 2008 1:57 AM
بچه ها اکثر شرکتها IP مجازی تعریف می کنند (به خاطر مسایل امنیتی) و حتی اگر از چند کامپیوتر رای بدهید یک IP حساب می شود. این است که من مطمئن نیستم رایتان با IP های متفاوت ثبت شده باشد.
البته این که بشود با یک IP چند بار رای داد خودش رای گیری را مخدوش می کند.رای گیری در ایران حقیقی باشد یا مجازی همیشه داستان دارد :)))))))
آقا ما نزدیک 100 نفریم اااا بشتابید! چرا میتینگ نمی شه داد و فریاد کنیم؟ انار انار انار میب میب هورا! میب میب (این در راستای همذات پنداری با ردرانر هست) انار! میب میب! انار! انار! انار!
ااااا شما! رای دادی؟
آرام | May 4, 2008 2:26 AM
ای تپل
ای تپل تپلیانی
ای تپل تپلیانی انارستانی
وقت آن است که به پا خیزیم
به پا خیزیم برای انارستان
و معرفی کنیم انارستان مان را
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
ما اگر برخیزیم
همه برمی خیزند
انارستان
میهن اناری مان
معرفی اش کنیم به سایبر نشینان عالم وبلاگی
ای تپلان عزیز
ای ملت شریف انارستان
ای ستم دیده گان و فربهان مظلوم که زیر تازیانه های چربی های سرکش له شده اید
رای تو شاهدی است بر این مدعا که انارستان ایمنگاه ماست
رای تو تاییدی است بر حقانیت مان
رای تو تیر خلاصی است بر فرق سر چربی
آری!
به پا خیزیم
به پا خیزیم
به پا خیزیم
که صندوق پرشین بلاگ:
منتظر آی پی آدرس ماست
منتظر تایپ انگشتان ماست
منتظر رای سبز ماست
انارستان: آری
چربی: نه!
ستاد انتخابات ضربتی!
دیانا | May 4, 2008 4:19 AM
قا برای اینکه رای هاتون حلال باشه و از طرفی انارستان هم شرافتمندانه هی پله پله بیاد بالا٬ لطفا برین بالای سر کاربران کامپیوترهای متعدد و در جا هم انارستان رو معرفی کنین و هم ترغیب شون کنین که به انارستان رای بدن (حالا اگه می خواین چاقو هم بذارین زیر گلوی اپراتور مربوطه دیگه از ابتکارات خودتونه!) . اینجوری اثر انگشت شما هم روی کیبورد نمی مونه و از طرفی رای اخذ شده هم از شیر مادر هم حلال تره. من هم همین الان یه چشم بادومی عزیز رو مجاب کردم که با دستان خودش به انارستان ما رای بده! ضمن اینکه یه چینی رو هم توی آب نمک خوابوندم و تا ساعاتی دیگه رای اش اخذ خواهد شد.
یاشاسین انارستان!
دیانا | May 4, 2008 4:37 AM
حالا چه عیب داره نه که همیشه همه جا بدون تقلب ... نه من از کامپیوترم دیشب رای دادم دیدم صبح خیلی شلوغ شده و اطلاعیه و اینها دوباره هم رای دادم و کامپیوتر خواهرم.
منظورم تقلب نبوده که چون دیشب قبل از همه یک بار رای دادم باز دیدم گروهی هم دارین رای می دین باز رای دادم. در ضمن من از دو تا ای اس پی اکانت دارم حتما ای پی من فرق نمی کنه مگه؟
بهارک | May 4, 2008 5:16 AM
سلام دوست جونا!
من یه سوالی تو وب مطرح کردم ...
اما چون اینجا جمعتون جمع تره گفتم اینجا بپرسم
من از شروع رژیم و حتی قبلش مولتی ویتامین مینرال
مصرف می کردم و می کنم...
می خواستم بدونم الان با توجه به این رژیمی که دارم
همین مینرال برام کافیه... یا اینکه مولتی ویتامین
دیگه ای مصرف کنم؟
نظرتون رو لطفا راجع به "سنتروم" هم بگید؟
مرسی! با جواب دادن به سوالات یک عدد جوان رو
از نگرانی بیرون بیارید :)
لادن | May 4, 2008 7:32 AM
بهارک من منظورم پریسا بود که بنده خدا سه طبقه را چرخیده! چون تو اداره بوده احتمال زیاد IP شان یکسان بوده مگر اینکه شرکتشان بزرگ بوده باشه و برای هر طبقه IP جدا تعریف کرده باشند. ولی شما کارتی ها که هر بار وصل بشوید IP تان منحصر به فرد است و فرق می کند! این هم یک دلیل دیگر اینکه این طور رای گیری ها بدون ثبت ایمیل اصولا مورددار است. گرچه اگر ایمیل بخواهند احتمالا محرمانه بودن رای ها زیر سوال می رود!
(ااا عجب مبحث باحالی در امنیت شبکه و سیستمهای اطلاعات شد. من چرا تا به حال به این چیزها فکر نکرده بودم!)
آقا دیانا اصلا به ازای هر ستاره انارستان باید یک رای ثبت بشود! اهکی همه سایتهای کامپبوتری اون بالا اند. یعنی ملت این قدر عاشق انگیزناک آی تی اند؟ عمرا! من که باور نمی کنم! مگر انارستان چی از 1pezeshk کم دارد؟
میب میب! انار!
میب میب! انار! میب میب! انار!
انار!
میب میب! انار! میب میب! انار!
میب میب! انار!
میب میب! انار!
میب میب! انار! میب میب! انار!
انار!
میب میب! انار! میب میب! انار!
میب میب! انار!
میب میب! انار!
میب میب! انار! میب میب! انار!
انار!
میب میب! انار! میب میب! انار!
میب میب! انار!
میب میب! انار!
میب میب! انار! میب میب! انار!
انار!
میب میب! انار! میب میب! انار!
میب میب! انار!
د برید رای بدین دیگر!
آرام | May 4, 2008 7:49 AM
من که فکر نمی کنم اینجوری باشه که آرام میگه. یعنی اون وبلاگهایی که بالای انارستانند اینهمه طرفدار دارند که مثلا 5 ستاره شدند و آدمهای مختلف از کامپیوترهای مختلف بهشون رای دادند؟ یعنی طرفدارانشون از ما تپلها بیشترند. بعدش اگه من از این کامپیوتر رای بدم و دوستم بیاد و بشینه از همین کامپیوتر رای بده یعنی تقلب کردیم. خب اینجوری نیست کامپیوترمون مشترک بوده.
آرام جان اما با این کاملا موافقم رای گیری در ایران حقیقی باشد یا مجازی همیشه داستان دارد
من رای می دهم تو رای میدهی ما رای میدهیم
اما من دیگه رای نمی دم رای دادم به اندازه کافی میرم تو اتاق همکارام میگم ببخشید میتونم یک لحظه از کامپیوترتون استفاده کنم. و اگه مونث باشند مثل دیانا چاقو میزارم لب گردنشون میگم رای بده یا گیست رو میکشم.
آلبالو | May 4, 2008 7:51 AM
والا انارستان چی از 1 پزشک کم داره. اینجا جمع بحثهای پزشکی و روانشناسی امید به زندگی خاطره جوک همه چی... داغه داغه.
آلبالو | May 4, 2008 7:55 AM
1 پزشک از نظر من یکی که اصلا حتی یک رای هم بهش نمی دم چون بی توجه به اسمش اصلا محور وبلاگش پزشکی نیست البته من فقط صفحه اولش رو خوندم.
بعد من کارتی نیستم تو ای اس پی یوزرنیم مختص خودمو الان 8 ساله که دارم و نمی دونم وقتی همیشه با یک یوزر میام آنلاین اون وقت باز هم ای پی من تغییر می کنه؟ البته بحث رای و انتخابات هست اما خب این سوال برای من الان که بهم توضیح دادین تازه پیش اومد. من ای پی خودمو نمی دونم و اصلا نمی دونم ای پی چه به دردی می خوره البته می دونم محل زندگی شهر و اینها رو می شه از روش فهمید اما خب که چی بشه.
بهارک | May 4, 2008 8:22 AM
منم رای دادم .
یه سوال چه جوری می شه وبلاگم تو بلاگ رول نشون داده بشه؟
lilac | May 4, 2008 8:38 AM
lilac باید آدرس وبلاگت رو تو همون لوگ وزن گروهی تو شیت وبلاگهای گروه وارد کنی. میتینگ های قبلی انار بهمون گفته بود و ما اکثرا اونجا وارد کردیم. فکر می کنم جواب همین باشه اما مطمئن نیستم.
بهارک | May 4, 2008 8:49 AM
نه بابا! البالو جدی گرفتی ها! خوب معلومه که اینها بازدیدکننده زیادی دارند. یکیش خود من D: ولی نفی نمی کنم که آدم قلقلک می شود چند بار رای بدهد. حتی به یک پزشک :)
بهارک همه ارتباطات شبکه ها کامپیوتری روی IP می چرخد. IP درست مثل کد پستی است. حتی URL هایی که در نوار آدرس می نویسیم (همین weightloss.anarkhanoom.com) یک IP منحصر به فرد در فضای وب (سروری که در آن آپلود شده) دارند. کامپیوترهای ما هم هر کدام یک آدرس منحصر به فرد دارند که اطلاعات (همین کلمه هایی که ما تایپ می کنیم) مثل یک بسته هایی که روشون برچسب IP مبدا و مقصد خورده از مسیر های خاصی به مقصد می رسند. درست مثل پست!
آرام | May 4, 2008 8:51 AM
راستی آلبالو این که گفتی تو دوستت از یک کامپیوتر رای بدید هم راست می گی ها! گفتم که تازه الان فهمیدم چه مبحث باحالی است. ااا چرا دو ترم پیش رو این موضوع کار نکردم؟ آهییییییییییی! البته خوب بد هم نشد کلا نسل ها و پروتکلهای شبکه ها را یک دیدی زدم ولی نمی دانم چرا آن موقع یک همچین موضوع جالبی به ذهنم نرسید که بروم راجع بهش یاد بگیرم؟ هان؟ می دونی اون موقع عشق انارستانی ام غیرتش به جوش نیامده بود که از رایش بخواهم صیانت کنم!! اوه اوه! عجب جمله سنگینی شد. هیچ به گفتمان آرام نمی خورد. همون آههههههههههههههی بهتره!
آههههههههههههههی انار!
میب میب انار! میب میب انار!
میب میب انار! میب میب انار!
میب میب انار! میب میب انار!
V
آرام | May 4, 2008 9:00 AM
یک مهندس آی پی اینجا پیدا نمی شه یک نظریه بدهد؟ آهیییییییییییییییییییییییی.
آرام | May 4, 2008 9:06 AM
راستش بهارک مال تو را نمی دونم فقط می دانم بعضی اشتراک های اینترنت (حتی ممکنه دایم آنلاین هم باشند) آی پی شان ثابت است و برخی نه. آی پی ات را هم از یک سایتهای خاصی می توانی بفهمی (مثل: http://www.ip-adress.com ) ولی من تا حالا نشده شخصا از آی پی خودم استفاده خاصی بکنم جز اینکه بخواهم سرعت واقعی (و نه اسمی) اینترنتم را بدانم. ولی دانستن آی پی بازدیدکنندگان برای کسانی مثل انار که یک سایت حسابی دارند به دلایل مختلف اعم از اطلاعات آماری و مدیریتی، امنیتی و ... خیلی به کار می آید. مثلا در همین تابلو اعلانات قبلی انار یک موردش تذکر داد.
آرام | May 4, 2008 9:21 AM
اااا آقا شرمنده! من از این تفکراتم هیجان زده شدم کلی کامنت غیر تغذیانه فرستادم.
آقا برید ورزش کنید که با هر دراز و نشست یک گرم از چربی ها کم شده و یک رای به انارستان اضافه خواهد شد. :O
چرا؟ خوب.... خوب چون من می گم! همین خوبه دیگه!
من هم رفتم یک چیزی بخورم. این همه هیجان زده شدم انرژی سوزوندم جبران بشه.
:)
میب میب! انار! میب میب! انار!
انار!
میب میب! انار! میب میب! انار!
آرام | May 4, 2008 9:30 AM
ممنون بهارک جان
وارد کردم ادرس وبلاگ رو تو اون شیت اما نشون نمی ده :(
lilac | May 4, 2008 9:32 AM
بچه ها من رای دادم خب؟
ولی نمی دونم از کجا باید بفهمم که رایم ثبت شده یا نه
چون هیچ اکشن ای نشون نمیده که
زینب | May 4, 2008 10:14 AM
عزیزم وقتی انار اومد فکر می کنم اگه آدرست رو ببینه و اینجا ببینه که می خوای وبلاگت بیاد تو رول خودش وارد می کنه تو رول. البته باز هم تا جایی که اطلاع دارم.
بهارک | May 4, 2008 10:48 AM
:)) من هی گفتم تو رول ببخشید دیگه خودمم همچین اونقدرا وارد نیستم تو سیستم گروه.
بهارک | May 4, 2008 10:52 AM
من سر راه حمام از داداشم خواستم بگذاره یک سر به اینجا گذری بزنم :))
زینب وقتی رای دادی باید بنویسد. وبلاگ پیشنهادی شما ثبت شد. حتما ثبت شده. خیالت راحت.
آرام | May 4, 2008 11:28 AM
حالا اینا چک نمی کنن مثلا انارستان اصولا یه عضو در مالزی داره ولی از اقصی نقاط مالزی بهش رای داده شده ! آقا در راستای رای حلال و آی پی جدا گانه ما رفتیم در مناطق مختلف شهر از کافی نت های مختلف رای دادیم ! حلالیتش هم به اینه که از دوستان خواهش کردیم آدرس رو وارد کنن! حلاله دیگه !!
راستی بچه ها من دیدم یکی دو تا از وبلاگ ها رو به دلیل تقلب از لیست حذف کرده بودن همشم بخاطر این بود که دوستدارانشون با یه آی پی چند بار رای داده بودن !!
باید حواسمون باشه ها.
لیلی | May 4, 2008 12:20 PM
من امروز از کامنت گذاشتن و وبلاگ اکسترا جا موندم.
اینکه ادم مدلش حسی و اینا باشه بد دردیه.به قدری کارام حسیه که اگه حسه بیرون نرفتم نداشته باشم راحت می تونم دو ماه از در خونه بیرون نرم.حتی تا پارکینگ.
یک دفعه اینجوری شدم خانومه همسایه روبرومون فکر کرد من قهر کردم و ترک زندگانی.چون یک ماه منو اصلا اصلا ندید.صدامو هم نشنید.
اما نمی دونم چرا کسی فکر نکرد که اینهمه مدت که رویت نشدم شاید این آقای همسر منو کشته باشه !!!
rokhy | May 4, 2008 12:32 PM
بهارک جون توی یکی از میتینگهای قبلی گفته بودی کتاب 1100
من از نت یک کتاب دانلود کردم که اسمش 1001
به نظرت فرق داره؟اون دیگه چه مشخصه ای داره؟کی و چی؟
:-)
rokhy | May 4, 2008 12:45 PM
سلام.انار جون من رفتم بهت راي دادم
ايشالله انارستان اول شه.همگي بگين آمين
بهار | May 4, 2008 1:31 PM
-------رخی
این کتابی که من دارم و در طی دو سال فقط 25 تا لغتش رو خوندم :)) اسمش 1100 لغت هست و همین رنگش هم آبیه البته من به یه رنگی پارچه برده بودم خیاطی می گم قهوه ای یک ساعت خودش و شاگرداش نمی فهمیدن کدوم پارچه رو می گم آخر خودم رفتم از تو قفسه در آوردم همگیییییییی با نگاه عاقل اندرصفیح گفتن بادمجونیییییییییییییییی :|
ها دیگه من می گم موکت اتاقم سبزه خواهرم می گه آبی!!!! :)) به رنگی که من می گم زیاد اعتنا نکنیا :))
خلاصه که روش با نارنجی نوشته 1100 رنگشم بنفشه یا آبی
اون کتاب که می گی از کجا دنلود کردی بگو من اونم برم ببینم نیست خیلی کتابخونم.
لطفا بگو بهم باشه؟ می خوام ببینم این 99 تا لغت که کم و زیاد شدن چه فرقی کرد.. مشخصه خاصی نداره هر درس 5 تا لغت یاد می ده یه متن و 10 تا تمرین داره و اینها بد نیست.
بهارک | May 4, 2008 2:07 PM
رخی
آزمایش می کنم.
بهارک | May 4, 2008 2:08 PM
آخششش بالاخره موفق شدم :))
بهارک | May 4, 2008 2:10 PM
سلام.ممنون ديانا و انار مهربونم وهمه دوست جوناي خوب انارستاني.اميدوارم همه ما بتونيم از تجربيات همديگه براي رسيدن به هدفمون استفاده کنيم و بهترين نتيجه ها رو بگيريم.راستي يه دوست عزيز جواب سوالتو در مورد سن پوکي استخوان دکتر سارا لطف کردن دادن.مرسي از همتون
لادن 79 | May 4, 2008 2:40 PM
دوستاي خوب عزيزم اول همه روز معلمو هر چند دير اما از اعماق وجودم به استاد گرامي انار خانم تبريك ميگم و همين جا اعلام ميدارم منم با توجه به مشغله زيادي كه اين روزها درگيرش شدم وقت سر خاروندن رو ندارم اما وظبفه ام رو انجام دادم و به سايت محبوبم سر زدم.خيلي دلم ميخواد كه هر شب براتون كامنت بذارم و تو وبلاگم از حال و روزم بنويسم اما اين چند روز از كله سحر ميرم بيرون تا 12 يا 1 شب بر مي گردم و حدس بزنين با چه حال بيهوشي؟
خلاصه شرمنده همتون.بالاخص دكتر سارا كه نگرونم بود و آلبالو جون و ديانا جون و باقي دوستان كه تو وبلاگم برام كامنت گذاشتن.برمي گردم و جواب تموم كامنتهاي قشنگتونوميدم(اون كي بود ميگفت بر مي گردم؟)
دلم براي همتون تنگ شده اما باور كنين هرچي دلمه تو مهموني خوردم تو اين هفته كاري وحشتناك هضم شد.
الانم شايد باورتون نشه كه چشام وا نميشه اما اعتياد به سايت انار بد اعتيادي كه به ناچار هر از چند گاهيم كه ميري تو ترك بازم نيم نگاهت به اينجاست.
هستي | May 4, 2008 4:16 PM
منم بالاخره به سايت انار جونم راي دادم.
و اما انار عزيز در موردTOPS بايد بگم اين يك گروه كاهش وزن در امريكاست كه سازمان بسيار مشهوري هست.موفقيت اين گروه به چند دليله كه اولين آنهاداشتن تشكيلات خوب و هچنين عالي بودن رهبري و اداره آنهابوده است.اين سازمان نه تنها كاهش وزن رو در رژيمداران عملي و رايج مي سازندبلكه كوشش مي كنن تا با آموزش و ياددادن اصول تغذيه و رژيمهاي مناسب به اعضاي خود كمك نمايند...روش اين سازمان بيشتر از همه مبتني بر باز پروري عادتهاي غذايي در اعضاي خود مي باشد به طوري كه اين تغيير عادت براي هميشه باقي مانده و در نتيجه وزن جديد و مناسب بدن نيز براي هميشه حفظ گردد.
تاپس كه علامتي از جمله (Take pounds off sensibily) به معني "حذف منطقي وزنهاي اضافي" است و سازمان عالي براي كاهش وزن در علاقمندان به كم كردن وزن بدن مي باشد...اين سازمان غير انتفاعي در سال 1948 ميلادي به وسيله يك خانم به نام"استر منز"(Esther Manz) بنا نهاده شد...در آن زمان خانم "منز" به علت چاقي و اضافه وزن در رنج و عذاب به سر مي برد.او بيش از 95 كيلوگرم وزن داشت در حالي كه بلندي قد او بيشتر از 157 سانتيمتر نبود.در اين شرائط بدني و درست موقعي كه به علت وزن زياد از نظر روحي شديدآ ناراحت بود تصادفآ با يك مقاله درباره "ناشناسان معتاد به الكل" مواجه و آن را مطالعه نمود.اين موضوع به ياد او آورد كه در دوران حاملگي در اثر شركت در يك كلاس پيش از تولد چگونه وزن او به طور موثركنترل شده بود.
تحت تآثير اين دو انديشه و اتفاق وي توانست موافقت پزشك خود را جلب نمايد و نام و نشاني سه شخص چاق ديگر را كه داراي همان علل بودند به دست آورد.در تمام سال بعداين دوستان به ملاقات هم مي رفتند و صحبت مي كردند و يكديگر را تشويق مي نمودند و بالاتر از همه اينكه همه آنها توانستند وزن خوشان را كم نمايند!داستان اين چهار خانم را يك روزنامه منتشرنمودو به اين ترتيب با رياست و هدايت خانم "منز"به سرعت گروههاي ديگري با همين هدف تشكيل يافتند.خانم "منز" نام اين گروه را "تاپس"قرار داد.
هنوز از شروع اين ماجرا 20 سال نگذشته بود كه گرو تاپس در سراسر ايالت متحده آمريكا داراي 60000عضو در 2481دسته يا شعبه گرديد(هر دسته يا شعبه از 2 نفر يا بيشتر تشكيل مي گردد.)
اين اطلاعاتي بود كه بنده در مورد اين اكيپ داشتم و اميدوارم به دردتون بخوره .چون اونا با سختي هر چه تمومتر همو پيدا ميكردن و مجبوربودن ملاقاتهاي حضوري با هم داشته باشن تا تشويق بشن و وزن كم كنن .اما حالا كه اينترنت اومده و لزوم Face to face بودن از بين رفته ببينيد چقدر كار ساده شده و ماها چقدر مي تونيم تآثير مثبت روي هم بذاريم.وقتي در مورد اين گروه خوندم دلم نيومد اونو واسه شماها ننويسم.
يه جايي شنيدم وقتي يه نفر تونسه يه گوشه دنيا يه كاري رو انجام بده و اون كار شدني شده پس يه بار ديگه ميتونه از طريق ما تكرار بشه.براي همين گفتم انار جون از اون خانم هم بهتر عمل كرده. چون ستاره هايي كه بچه ها ميگيرن گواه اين ادعاست.
به دوستاني هم كه ستاره گرفتن تبريك ميگم.ايشاللاستاره هاشون مستدام باشه.
و تا بهارك جون ناراحت نشده ازش پوزش بخوام كه اسمشوفراموش كردم و ممنون ازين كه بهم كامنت دادي و همچنين رخي جون و سالومه و ديگر دوستان عزيز كه الان اسمشون يادم نمياد و اميدوارم كسي جا نمونده باشه تا از دستم ناراحت شه...
ببينين من چقدر نديد بديد و آبرو برم و تا 2 تا كامنت تو وبلاگم ديدم اومدم اينجا و علني جار زدم.آخه فكر ميكردم كسي متوجه حضورم نيست و بعده اون همه ذوق زده شدن نتيجه اش همين ميشه كه ميبينين .ديديد بعضيها تو خواب راه ميرن؟ منم دارم انگاري تو خواب تايپ ميكنم.
فعلآ باي تا بعد....
با اينكه تازه با هم فاميل شديم اما دلم براي تك تكتون تنگ ميشه.دعا كنين كارام و اين پروژه لعنتي هر چه زودتر جم شه تا بتونم تايم آزاد بيشتري داشته باشم وبا فراغ بال به خونواد ه ام كه مستآجر انار خانوم صاحب خونه ان(البته از نوع مهربونش) سر بزنم.
هستي | May 4, 2008 5:00 PM
سلام به همه خوبید ایشالا من خوبم مرسی
انار جان روزت با چند روز تاخیر مبارک شرمنده نبودم
من از خونه دوستم رای دادم امدم خونه خودم رای دادم
بازم مثل همیشه انار برنده میشه
بوس
سردرگم | May 4, 2008 5:14 PM
hehe! i was wondering if the comments on this post will pass 300 and they well went beyond
jeerjeerak | May 4, 2008 8:23 PM
سلام به همگی
این روزها درگیر کار غرفه ی اتنشاراتمون توی نمایشگاه کتاب بودم،نتونستم بیام ببینم چه خبره.احتمالاً خیلی هاتون از جلوم رد شدین ولی همدیگه رو نشناخته ایم...به هر حال اومدم ببینم در چه حالین.
راستی این نمایشگاه برای هیچکی آب نداشت برای من یکی نون داشت!... 15 روز فرصت اضافه از جناب ناشر خان گرفتم.یعنی تا آخر اردیبهشت وقت دارم کار رو تحویل بدم.
از همگیتون که بهم سر می زنین و قوت قلب میدین ممنونم.ایشاا... توی کارهای فورس ماژورتون جبران کنیم!
راستی انار جون.ایمیلم رو چک کردم دیدم دعوتنامه رسیده.ممنونم.
آرتمیس | May 4, 2008 10:33 PM
ببخشید عوضی اشتباه شد!!!
از ذوقم اشتباه حساب کردم. هفته ی اول خرداد باید کار رو تحویل بدم.
آرتمیس | May 4, 2008 10:41 PM
آرام این قضیه دیگه داره بودار میشه در این زمینه تحقیق کن. از دیروز تا حالا هنوز هم انارستان همون جاست با 3.5 ستاره و همون ها بالاترند. یعنی چی؟ این همه انارستانی اومده رای داده! حتما دست اینگلیسها تو کاره!
آلبالو | May 4, 2008 11:29 PM
آمانیتا جون که عضو شدی و خجالتی جون که در راه عضویتی٬
ورود هردوتون رو به گروه تبریک می گم و امیدوارم که بتونیم در کنار هم روزهای خوبی رو رقم بزنیم. انار عزیز اون بالا توی قسمت لینکهای مفید٬ یه لینک رو برای اعضای جدید گذاشته که ماحصلش جمع آوری یه سری از پست های قبلی هستش که خوندن شون در ابتدای عضویت خیلی ضروری هستش و پاسخ یه سری سوالات رو می تونین اونجا پیدا کنین.
دیانا خیرمقدمی!
دیانا | May 5, 2008 3:25 AM
لیلا جون و فندق جون
من نمی دونم کسری کالری تون در چه حد هستش ولی این جور مواقع که من گاهی قبلا کسر کالری می آوردم با اضافه کردن مثلا سینه ی مرغ به سالاد یا خوردن چند تا دونه گردو یا بادوم سعی می کردم که کالری ام رو در حد ۲۰۰-۱۰۰تا بالا ببرم. حالا توصیه ام به شما این هستش که اگه می بینین سرجمع کالری هاتون کم می شه سعی کنین کمی مواد پرکالری رو به غذای روزانه تون اضافه کنین.
دیانا کالری خور قهار!
دیانا | May 5, 2008 3:27 AM
لادن ۷۹ عزیز
نمی دونی با خوندن کامنت ات چقدر خوشحال شدم. ممنون که بودی و هستی و خواهی بود. خیلی دوست ات داریم.
دیانا شادمانی!
دیانا | May 5, 2008 3:28 AM
لادن جون
ماها اکثرمون مولتی ویتامین مصرف می کنیم چون رژیم مون در واقع از نوع کم کالری هستش و میزان کالری رو محدود می کنیم و چون تغذیه کامل نیستش در نتیجه برای کمبودهای احتمالی نیاز هستش که مولتی ویتامین بخوریم. منتها در مورد اتکینز شاید بهتر باشه سایت شون رو چک کنی و ازشون دقیقا بپرسی. منتها با توجه دفع کلسیم توی هفته ی اول شاید بهتر باشه که قرص کلسیم رو هم به برنامه ات اضافه کنی.
دیانا کلسیم دوستانی!
دیانا | May 5, 2008 3:29 AM
آرام میب میبی جون
میب میب کن مادر و در عین حال صیانت کن خواهر! که راز موفقیت انارستان در گرو همین صیانت ها و حمایت ها و همدلی هاست ضمن اینکه تو با این میب میب هات یه واحد هم آی پی تدریس کردی. اجرت با بانوی تپلان که سر راه حمام هم اینجا سرک می کشی و پاسخ سوالات رو می دی. ما هم دستان تپل مون رو به سوی سپهر اناری مون بلند می کنیم و می گیم:
بار انارا
این بنده ی میب میب کن ات را دریاب و او را که خواننده ی فرهنگ انار در ایران باستان است را در آب انار غسل تعمید بده و بر سرش تاجی از گل انار بذار تا وبلاگستان نشینان بدانند که انار نه تنها حامی تپلان است بلکه ظریفکان را هم مأمن است.
دیانا آرام اناری!
دیانا | May 5, 2008 3:30 AM
آقا پیروزی رسیدن به جمع ۳۰وبلاگ برتر رو عجالتا تبریک می گیم.
به این می گن اتحاد ملی
به این می گن عزم تپلی
به این می گن یکدلی
ای تپلی که رای داده ایی
ای کپلی که در راه رای دادنی
شر چربی از بدن تو دور باد!
شرم بر Fat باد اگر با دیدن این اراده ی مصمم هنوز جولان می دهد
انارستان زنده است
انارستان می رزمد
انارستان می جنگد
و برای نشان دادن صحنه های نبرد «تپل بر علیه چربی» به سایبرنشینان
نیازمند رای توست
تا کسب پنج ستاره فقط یک و نیم ستاره٬ راه باقی است
پس سایر تپلان را به ره رستگاری انارستان تشویق کنید و رای شان را بستانید!
چرا که:
هدف مان والاست
راه مان لایف استایل بهینه است
مرام مان ورزشکاری است
پس حق مان آشکاری بیشتر است.
زنده باد انارستان
پاینده باد تپلان انارستان
فزاینده باد لایف استایل بهینه!
دیانا | May 5, 2008 3:31 AM
الان می روم یقه گلی را می گیرم رای بدهد. گلی طبقه اش با من و گیتا فرق می کند. احتمال دارد رای من و گیتا را کی حساب کند. به خاطر همین من خونه رای دادم. الان هم بعد ناهار می روم چاقو می گذارم یقه گلی می گم زود باش رای بده! تازه اش هم گلی گاهی اوقات دیدم اینجا سرک می کشه. پس دیگر واجب عینی است که رای بدهد.
ارام ذوق زده از تشویق
بنگ
(این صدای غشیدن من روی زمین از ذوق بود!)
آرام | May 5, 2008 4:54 AM
منظور از "کی" در عبارات فوق "رای من و گیتا را یکی حساب کند" بود. (به دلیل همون IP مجازی)
آرام | May 5, 2008 4:57 AM
منم به انار رای دادم.
آمانیتا | May 5, 2008 7:41 AM
لادن 77!
خانوم لادن 77 لطفآ وب لادن 57!
خانوم لادن 77 سریعا به وب لادن 57!!!
لادن 77جون اینو به لحن اون خانوما بخون که تو بیمارستان دکتر هارو به اتاق جراحی اینا می طلبند...
بیا خواهر... اوضاع اضطراریه ها!!!
ضمنا ممنون دیانا جون
لادن | May 5, 2008 9:57 AM
اهم اهم:
دوستان بنده به طور رسمی ازاین تریبون اعلام میکنم که واریسل گرفتم. و ندانسته یکی از جوشهای روی پیشونی رو کندم و یه نقطه سیاه ضایع جاش در اومده. ای بابا سر پیری آبله مرغان گرفتنم چی بود؟
اینقدم میخاره که نگووو
رقی | May 5, 2008 12:01 PM
دکترسارا جانم سلام
ممنون از پاسختون.ما که به textبوک روماتولوژی دسترسی نداریم اما این ورا یه هاریسون قدیمی پیدا کردیم و هرچی توش گشتیم پوکی پاتولوژیک ندیدیم بلکه به یه واژه ای رسیدیم به نام idiopathic osteoporosisکه در موردپوکی استخوان در جوانی وکودکی بود ودر مورد کودکان نوشته بود نادر هست و گاها خودبخود خوب میشه.امید وارم آن طفلکان معصوم بخش اطفال از این بیماری جان سالم بدر برده باشن. اگه نظری در این مورد دارین استفاده خواهیم کرد.
ای لادن79 که امیدوارم تا الان شده باشی لادن 77 وبلکه کمتر
منم از دیدنت خوشحالم.هر چند که جوابم را نگرفتم.هنوزم معتقدم برچسب یه بیماری به فردی زدن باید بر اساس مدارک و شواهد محکم باشه و در این مورد یافته های رادیولوژِی خاص یا شکستگی استخوان باید باشه که بشه چنین ادعایی کرد.آرزو میکنم این صرفا یه تشخیص اشتباه باشه واستخوانهایت از فولاد محکمتر! وامیدوارم رژیم انتخابیت بهت اجازه مصرف بیشترلبنیات کم چربو بده که لبنیات بر هر درد بی درمان دواست.
یه دوست | May 5, 2008 2:45 PM
و اما دیانای عزیز
در زمینه شکرو سیاست کاملا باهات موافقم.متاسفانه در این دنیای بزرگ گاهی "سلامت" بازیچه دست"سیاست" میشه و این در کشور ما نمودش بیشتره.شکر یه نمونه کوچیکه،همین مسئله راباگندم،بنزین، و ...چیزهای دیگه هم داریم !
حکایت ارزونی نان و سوبسید وضایعات نان را که داری حالا تو تصور کن از فردا یه عده با گاری دستی راه بیفتن تو خیابونای توکیو و از در خونه ها نون خشکه بگیرن و بجاش نمک یا دمپایی پلاستیکی بدن اون وقت ببین دولت ژاپن چند صد تا راهکار برای این معضل پیدا خواهد کرد!
بایدقبول کنیم که سوای همه سیاست بازیها ما ملتی مصرف گرا و بلکه سوء مصرف گرا هستیم .ریخت و پاشمون زیاده،هر چی که ارزون بهمون بدن تا خرخره مصرف میکنیم ونیست ونابودمیکنیم واین درممالک دیگه کمتر دیده میشه.....
تا یادم نرفته بگم که من شیفته این "سرچینگ" قوی توام! کیف میکنم که هیچ حرفی را بی دلیل و مدرک نمیزنی ،وهمین میشه که حرفات به دل همه میشینه.انرژی ونشاط به توان بی نهایت برات آرزو میکنم.
یه دوست | May 5, 2008 2:49 PM
ااااااااااا چرا میتینگ جدید شروع نشده ؟
من سر صبحی اومدم که اول شم !!
ولی آخر شدم
لیلی | May 5, 2008 8:53 PM
منم اومدم. اما میتینگ شروع نشده!
آلبالو | May 5, 2008 11:21 PM