« پنجره ها رو باز کنید, بهار به شهر آمده | صفحه اول | میتینگ 66 »
دویدن امروز رو میگم. هوا سرد شده اومده زیر صفر. اوییییی. من لباس گرم دارم البته. اما تنبلیم میاد برم. اما در راستای اینکه به خودم قول دادم مدیریت زمان کنم و سالم بمونم باید برم به گمانم. عوضش قول به خودم که اگه سردم شد زود برگردم. نیم ساعت میرم و میام. اوکی؟ پس من ساعت 4 میرم نیم ساعت میدوم. الان ساعت بیست دقیقه به سه است. میگم ساعت 4 که تا اون موقع جراتم رو جمع کنم یادم بیاد که بعدش حتما احساس بهتری دارم...هی هی هی...
...رفتم. همون موقع لباس عوض کردم و رفتم. به خودم گفتم تو که میخواهی تا ساعت 4 بشینی با خودت مذاکره مطبوعاتی بکنی تا اون موقع دو دفعه رفتی و اومدی! پاشو بابا جون! این هم مسیرم. ساعت 3 رفتم و 3:38 خونه بودم و بعدش هم دوتا ست ده تایی شنای روی زانو رفتم با زور! راستش این مسیریه که من قبل از زمستون میرفتم 5 تا 7 مایل میدویدم. سر بالایی و اینا داره اما خیلی قشنگه برای اینکه از روی پل رد میشه و شهر زیر پای آدم معلومه یه جاهاییش. اما چشمتون روز بد نبینه بعد از 3 هفته ورزش نکردن و چندین ماه بیرون ندویدن انگار این بدن رو از سرب ساخته اند. یعنی هرکس توی خیابون بود از من جلو زد. بعد هم انقدر سختم بود که فکر کنم هر 5 دقیقه(ساعت نداشتم) باید 100 قدم راه میرفتم که نفسم بیاد سر جاش! خیلی آمادگی بدنی آدم زود کاهش پیدا میکنه. فوری هم تا جم میخوری میبنی این لایه چربی دور کمر زیاد شده! اما خوب شد که رفتم. دلم برای جاده ام تنگ شده بود:)
پ.ن. راحت شدم! نشستم آدرس وبلاگهای گروه رو زدم توی گوگل ریدر که از این به بعد کسی آپدیت میکنه حتما بفهمم. من تا حالا از گوگل ریدر استفاده نمیکردم اما فکر کردم اینجوری بهتره. خلاصه اش رو هم گذاشتم توی صفحه اصلیم که باز میشه و در نتیجه تا یکی آپدیت کنه من میفهمم. راستی رقی آدرست رو توی شیت وبلاگهای گروه اشتباه وارد کردی ها. هرکس آدرس وبلاگش رو وارد شیت نکرده راستی بره بکنه. خیلی لیست خوبی داره میشه به نظر من.

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
سلام
رفتی ؟ به این سرمای زیرصفر فکر هم که می کنم لرزم میگیره .اگه رفته باشی که یعنی شاهکاری دختر !
من دوباره آدرسم رو گذاشتم . اونجا می نویسم . اکستراپاوند نمی شد ..شورش و در می آره بس که ارور می ده ...اونهم با این اینترنت ها ی کم سرعت ما !
lili | April 13, 2008 8:08 PM
من آدرس وبلاگم رو تو شیت وبلاگ ها اضافه کردم . اما اگه فکر می کنی که با توجه به وضعیت فعلیم ، بهتره فعلا تو لیست نباشم ، حذفش می کنم .
lili | April 13, 2008 8:22 PM
ایول انار با اراده ! آفرین آفرین ! آفرین ! که تو اون سرما زدی بیرون !
من که آدرس و بلاگم رو تو لوگ گروه وارد کردم !
شاد باشی انار خانم !
لیلا | April 13, 2008 10:01 PM
انار عزیز اول از همه آفرین.دوما دستت درد نکنه واقعا با گروهی که تشکیل دادی منم راه دادی .
احساس میکنم بهتر رو خودم و پیشرفتم و پسرفتم کنترل دارم .دستت و تو دیانا که واقعا هر دو تون خیلی زحمت میکشین با همه ب]ه ها درد نکنه.امیدوارم منم راه بیوفتم و مفید باشم برای این گروه بی نظیر انارستانی.
ani | April 13, 2008 11:32 PM
Hi Anar jaan and all anarestanies'
I watched a funny movie about a guy who wanted to run a marathon and I guess all of you should watch it. It gives you the urge to go after running, it also reminded me of Anar's post where she "hit the wall" and couldn't run for a while and then she imagined her family and friends cheering for her. Anyway its called "Run fat boy. , run!" and its in theater now in North America. I am sure the cool folks we have here in Iran for sure have it on DVD by now!
solmaz | April 13, 2008 11:58 PM
انار علاوه بر این ورزشهای ترغیب کننده ات٬ این استعاره هات هم خیلی تپل پسندانه هستش از این "مذاکره ی مطبوعاتی" هم کلی خندیدم و گفتم قبل از بیرون رفتن بیام زکاتش رو بدم و یه کم "معاشرت کامنتی" بکنم و یه معر بسرایم و بعد برم!.
ماعره می گه:
برخيز تپل جان!
برخيز بهار آمده بس دلکش و زيبا
از بستر گلها
تا بام ثريا
هر گوشه دل انگيز و صفا خيز و فريبا
برخیز تپل جان
برخیز هوا گشته دل انگیز و فرحبخش
از گلشن گلها
تا گلشن وبلاگ انارجون
هر حاشیه پستی مصفا و تپل خواه!
برخیز تپل جان
برخیز و در این صبح بهاری پیاده به ره شو
از منزل خود
تا به اداره
یا هر جا ٬ به این جا٬ به آن جا ٬ همه جا!
برخیز تپل جان
برخیز تپل جان
برخیز تپل جان
...
دیانا تپل خیزنده مسلکی!
دیانا | April 14, 2008 1:21 AM
سلام انار جون خلاق و فعال
افرین چقدر خوب داری پیش میری واقعا یه الگوی به یاد ماندنی هستی
دکتر سارا | April 14, 2008 3:31 AM
وای انار جون! آدم تا چیزی رو نداشته باشه قدرش رو نمی دونه !!همین تغییر فصل ها رو میگم . به همین زودی دلم برای تابستون ، پائیز، زمستون و بهار بعد از اون تنگ شده !! هنوز یه سال نشده اومدم اینجا ولی این هوای معتدل تابستانی مناطق استوایی!!!!که خیلی هم شرجیه ......
دلم هوای سرد زیر صفر می خواد که نیم ساعت بدو بدو برم بیرون! یه کم بلرزم و بیام خونه!!
موفق باشی دختر گل !!
لیلی | April 14, 2008 3:37 AM
good job , girl.
you do that push up on a mat, right? don''t hurt your knees! l
jeerjeerak | April 14, 2008 4:46 AM
آفرین انار جان.اون نکته کنکوری که گفتی خیلی مفیده همون که ادم یاد حس وحال بعد ورزش بیفته که جریان خون رو توی رگهاش حس می کنه ویک حس مطبوع وگرم وشادی بخش میاد سراغش.خوب شد رفتی.باریکلا
بهار | April 14, 2008 5:24 AM
:))))))))))))
مذاکره مطبوعاتی
:))))))))))))
آرام | April 14, 2008 5:44 AM
اینجا الان در حال کف زدن هستم!
آرام | April 14, 2008 5:46 AM
من هم آدرسم رو وارد کردم! دیشب نمی تونستم وارد کنم! وقعا توی سرما رفتن و دویدن خیلی کار سختیه! آفرین انار خانم!
خوش بگذره
غزل | April 14, 2008 6:24 AM
الان که به نت وصل شدم گفتم اول بدوم بیام اینجا ببینم ساعت 4 نتیجه چی شد. بعد میبینم زودتر از اون هم رفتی و برگشتی! ایول داری به خدا، اون هم توی سرمای زیر صفر.
ولی با این گوگل ریدر کارت در نیاد! چون من خودم بیشتر وقتها چندین بار توی طول روز میام جدولمو پر میکنم. اونوقت هر دفعه لابد میرم بالای لیست. بعد مثلاً بیای ببینی فقط "یک لیوان چای" اضافه شده به کل مطلب :)
شانه بسر | April 14, 2008 6:46 AM
انار جونم این شنای رو زانو واسه چی خوبه؟
راستی یه عده کثیری از ما یه پست داریم با جدول که یک هفته همونو پر می کنیم.یعنی آپدیتی در کار نیست/اما هر روز مطلب جدید هستش.نمی دونم ادیت پست قبل رو هم نشون می ده گوگل ریدر؟
آریس | April 14, 2008 6:50 AM
kheyly mamnoon anar khanome aziz
khanomgol | April 14, 2008 7:00 AM
آفرین انار. بابت این لینک هم ممنون. میرم از تو سایتش کلی حرکت جدید یاد می گیرم
آلبالو | April 14, 2008 7:42 AM
ااااا راست میگی؟
باشه. الان میرم درستش میکنم.
چشم رئیس جون
رقی | April 14, 2008 8:18 AM
انار جون این لوگ گروه واسم حذف شده چرا؟
نیست اصلا.باید چیکارکنم؟
دیروز پریورز بودها.بارو کن من حذفش نکردم. الان باید چیکار کنم من؟
ایمیل بزنم برات؟
به آذرس یاهوت؟
رقی | April 14, 2008 8:48 AM
به به
آزي | April 14, 2008 9:03 AM
به به! به به! می بینم که رقی جان سوتی دادی بدجور! به به به به!
D:
شاید تنظیمات نمایش public آن تغییر کرده! شایدم حذف شده!
نترس عزیزم. اگر هم حذف شده باشه تا جایی که من می دونم یک آپشن در همون صفحه گوگل داکیومنت گروه هست که هیستوری تغییرات را می گیرد. منتها من تا حالا امتحانش نکردم و خوب طبیعتا ترجیح می دهم اگر کسی قبلا ازش استفاده کرده امتحانش بکند.
آرام | April 14, 2008 9:35 AM
راستی من فهمیدم که نوشتی تو حذفش نکردی ها ولی من آزار دارم می نویسم تو حذف کردی !)
حالا خودمونیم اعتراف کن! وگرنه ناخن هایت را دانه دانه از ته می کشم (وای چه خشن!)
آرام | April 14, 2008 9:37 AM
من قدری خنگم نفهمیدم بالاخره توی لوگ هستم یا نه ؟
راستی آفرین که رفتی ورزش . من روزها دقیقا از توی رختخواب در می یام می رم پیاده روی ... وقتی برمیگردم عرق کرده توی دستم سبزی تازه یه حالی میکنم !
آلوچه خانوم | April 14, 2008 12:46 PM
آرام جان،(بهتر نیستبگم شیطونک جان؟)، ببخشید ها ولی ناخودآگاه وقتی میگم آرام یه دخمل گلی شیطون میاد تو ذهنم. همشاین تصور روازت دارم.
آقا قسم به همه مقدسات من حذف نکردم. اصلا دست نزدم. الان اینی که گفتی یعنی چَه. من یه خورده آی کیو یا ای کوو به قول فرانسوی هام در این زمینه ها ضعیف کارمیکنه. چیکار کنم الان تا برگرده؟
رقی | April 14, 2008 2:37 PM
من نمیتونم صفحه ی لوگو باز کنم چی کار کنم ملت؟
گلی | April 14, 2008 3:06 PM
آلوچه خانوم باید با دعوتنامه جدیدی که گرفتی(فرستادم دیگه. نه؟) بری اسمت رو مثل یک عضو جدید دوباره وارد کنی. الان توی لوگ نیستی.
انار | April 14, 2008 3:12 PM
میشه یکی منم تو اون لیست وارد کنه؟
محض رضای خدا!!!!
گلی | April 14, 2008 3:16 PM
رقی بگذار الان گوگل را می بینم ببینیم چی سر این لوگ آمده. فقط بچه ها خواهشا اگر خراب تر شد و اصلا درست نشد مرا لعن و نفرین نکنید ها! البته اولش حتما یک بک آپ روی هاردم می گیرم. فوقش لوگ می پره دوباره آپش می کنیم. یا حسییییییییییین!(این را با لحن اینها که آر پی جی تو فیلمها می زنند بخونید!)
بعدشم (c آزی) من خدایی از وقتی عضو انارستان شدم شیطون شدم. می گی نه؟ از گلی بپرس قبلش تو شرکت چه آروم بودم و الان چه قدر ورجه ورجه می کنم!
آرام | April 14, 2008 3:38 PM
اوکی.من منتظر میمونم.
رقی | April 14, 2008 3:49 PM
:)
لوگ سر جاش بود فقط تنظیمات پابلیشش محدود شده بود به شیت لیست بلاگها. من هم چون همیشه از صفحه پابلیش شده وارد محیط ادیتوری می شوم امروز فکر کردم پریده ولی اگر از محیط خود گوگل داکیومنت وارد بشوی سر جایش هست.
خوب یک نفس راحت می کشیم.
من دوباره تنظیماتش را گذاشتم روی نمایش همه صفحات.
شاید انار تغییرش داده بوده! انار بد کردم؟ آخه از لینکهای خودمون رویش کلیک می کنیم سکته ناقص می زنیم که لوگ پریده!
به هر حال من جسارت کردم و دوباره پابلیشش کردم.
آرام | April 14, 2008 3:54 PM
رقی جونم دیدیش؟
اگر چیزی می خواهی آپ کنی و نمی تونی، بگو من برات آپ کنم.
آرام | April 14, 2008 3:59 PM
نه من تغییر ندادم. مرسی درستش کردی.
انار | April 14, 2008 3:59 PM
آفرین انار جون. خیلی خوبه . انگار همه یه جورایی متحول تر شدن . من که خیلی مرتب تر شدم. البته هنوز گرفتاریهام هست ولی دلم برای ورزش خیلی تنگ شده . به قول خودت برای سلامتی .
گردنم و کمرم تا می شینم چند ساعت درد می گیره . قدیما اینجوری نبود . البته یه زمانی ورزش کردن اضطرابم رو خیلی زیاد می کرد . الان دلم برای ورزش کردن تنگ شده . گرچه تا آخر هفته نمی تونم از جام جم بخورم و بعدش هم با اجازه دکتر باید تکون بدم به خودم .
سارا -- تیتان | April 14, 2008 4:08 PM
نه، من هنوز نتونستم هیچی ببینم.
راستش وقتی گوگل داکیومنت رو که باز میکنم فقط لوگ خودم هست. یعنی من الان دوباره باید دعوتنامه بگیرم تا بتونم لوگ رو ببینم دیگه؟
مرسی آرام جون، تلاشت رو کردی.
من فردا وزن میکنم و اگه بازم باز نشد بشت(کجا بود این لهجه ای میگفتند؟) میگم. دست گلت درد نکنه.
رقی | April 14, 2008 4:21 PM
نه، من هنوز نتونستم هیچی ببینم.
راستش وقتی گوگل داکیومنت رو که باز میکنم فقط لوگ خودم هست. یعنی من الان دوباره باید دعوتنامه بگیرم تا بتونم لوگ رو ببینم دیگه؟
مرسی آرام جون، تلاشت رو کردی.
من فردا وزن میکنم و اگه بازم باز نشد بشت(کجا بود این لهجه ای میگفتند؟) میگم برام بذاری. دست گلت درد نکنه.
رقی | April 14, 2008 4:21 PM
آره احتمالا حذف نشدی؟ فکر کنم باید دعوتنامه بگیری دوباره.
این لهجه هم فکر کنم کردی باشد. گمونم زهرا ونوس بتونه تایید کنه!
به روی چشم.
آرام | April 14, 2008 4:25 PM
به سارا-تیتان! آره من هم احساس می کنم انارستان در حال پوست انداختن هست و می خواهد پروانه های رنگی رنگی ازش در بیاد. :)
آرام | April 14, 2008 4:27 PM
سارا! نوشتی "ورزش کردن اضطرابم رو خیلی زیاد می کرد" ببینم یعنی تپش قلب داشتی؟ مطمئنی به خودت فشار نمی آوردی. ورزش معمولا باید شادی آور باشه برام عجیبه نوشتی اضطراب داشتی.
آرام | April 14, 2008 4:33 PM
آره ، وای منم دیروز که رفتم سالن اینقدر تا شب کوک بودم که نگووو. احساس خیلی خوبی داشتم. خیلی هاااا.
رقی نخودی
رقی | April 14, 2008 4:37 PM
بچه ها اینو گوش کنید خیلی باحاله.
یه شعریه که یه بابایی سروده و بعدش داره دکلمه میکنه.خیلی متنش جالبه و مصداق عینی حقیقته.(چی گفتم)
http://www.2shared.com/file/3143397/7b896f82/mahkame.html
Anonymous | April 14, 2008 4:40 PM
این بالایی من بودم.
اینم یه لینک دیگه است. فکر کنم از این بزودترمیشه ورش داشت.
http://www.2shared.com/fadmin/3143397/496e967b/mahkame.mp3
رقی | April 14, 2008 4:47 PM
این مذاکره مطبوعاتی اصطلاح مامانمه ماها یاد گرفتیم:)
انار | April 14, 2008 6:45 PM
آخی منم بروز شدم
مرصی آرام جونمی
گلی | April 14, 2008 8:43 PM
قوقولي قوقو....من بيدارم هنوز....
آزي | April 14, 2008 11:07 PM
يه چيز بي ربط در راستاي كامنت افشاني شبانه:بچه هاي تو ايران توجه كرديد كه نرخ زاد وولد چقدر بالا رفته..من نمي دونم چرا جديدا اين همه زن حامله واين همه بچه كوچولو ميبينم....عجيبه...انگار خدا يه سري سهميه اضافي بچه اعلام كرده...ما كه بخيل نيستيم..ماشالا خدا ببخشه به پدر مادرشون...ولي كنجكاوم ببينم چه انقلابي در كجا اتفاق افتاده كه باعث اين همه دگرگوني و صعود صنعت بچه زايي پيدا شده...
يه چيز جالب تر..اين بيمارستان تخصصي صارم كه جديدا ها باز شده ومخصوص نازايي وايناست..سيستم زايمان در آب هم داره وخيلي شيكه..اون روز از بغلش رد شدم برم كارواش براي فضولي واينكه مذنه بچه وزايمان بياد دستم كه ببينم چند سال بايد پولامو جمع كنم تا برم از خدا بچه بخرم(هنوزم خدا بچه ميده ديگه يهو آره؟ماكه بچه بوديم كه همين جوري بود قانون)يه چيز جالب ديدم اون هم اينكه پرسنل اين بيمارستان همه خانم وشيك وبدونه حجاب بودن...اعجيبه!خيلي دلم مي خواد كه يه طوري يه راهي پيدا كنم ببينم اون تو چه خبره...شانه بسر بيا دستمو بگير به عنوان مادر يك طفل بريم يه سروگوشي به
آب بديم!
آزي | April 14, 2008 11:21 PM
DDD: باز این آزی علائم بیخوابی از خودش نشون داد!
شانه بسر | April 15, 2008 5:01 AM
پست ميتينگ نداريم؟
آزي | April 15, 2008 7:56 AM
به به !
چقدر همه زیادی اپذیت شدن
انار اینکه صبر نکردی و زودی زدی بیرون . . . خیلی زیاد عالیه . . این همون مدیریت وقته که من اگه یه ذره داشته باشم می میرم از شادی
ما هم به پیروی از رهبر ارکستر به پیش می ریم
آدرسمو می نویسم چون نمی تونم برم تو لوگ گروه
http://zeinab20.blogfa.com
هر کی رفت دستش درد نکنه منم وارد کنه
دعا می کنم جلدی گوشتهایش آب شه
زينب | April 16, 2008 6:36 AM
آها
بچه ها من تو خیلی از وبلاگها میرم اما نمیتونم کامنت بذارم دماغ سوخته بر می گردم
زينب | April 16, 2008 6:39 AM
سلام انار گلی
عزیزم من اولین هفته وزنم رو در لوگ نوشتم ولی این هفته باز نشد چی کنم
sara | April 26, 2008 12:26 PM
سلام انار جان
من همون روز اول (بیشتر از دو هفته پیش) با اکانت جی میل برات فرستادم ولی خبری نشد. چشم دوباره می فرستم. تنهام نذارید.
شاد باشی
sib | May 28, 2008 3:29 PM
:)
sib | June 16, 2008 3:41 PM