English Weblog | وبلاگ فارسی | منوی سه‌شنبه‌ها | موفق‌ها
  • عضویت در گروه
    • درباره گروه سه شنبه طلایی
    • راهنمای عضویت در گروه
    • اساسنامه
  • لینکهای گروه
    • لوگ وزن گروه
    • لینک های مفید
    • ورزش در گروه سه شنبه ها
  • انار به تفصیل
    • درباره این وبلاگ
    • سیستم امتیازی
    • دونده شدن انار
    • پیشرفت انار

  • « میتینگ 63 | صفحه اول | میتینگ 65 »

    میتینگ 64

    خوب تپلان، لاغران، دلشادان وافسردگان، عیدی دهندگان، عیدی گیرندگان، نادمان و سربلندان آزمون نوروزی، بشتابید که اولین میتینگ بعد از سیزده به در فرصتی است از جانب خدای برنامه ریزی و سلامتی برای تحول روح و تغییر جسم. اگر دعای محول الاحوال خواندید و میخواهید اجابت شود باید هم کشیده، برنامه ریزی بفرمائید، هدف تعیین بفرمائید، تغییرات جدی در روش نگرش و زندگی خود بدهید تا به تلاش شما برکت داده شود.
    حجت الاسلام انار خانوم هم از این امر مستثنی نیست و باید برود برای زندگیش دوباره لیست بنویسد و کارهای واجب را مشخص کند که با این مهمون بازی های اخیر نظم زندگیش به هم ریخته.

    من برمیگردم:)

    تکمیل 1. خوب من برگشتم. داستان این بود که مامان من ایندفعه که اومده بود بعد از یک سال و نیم تصمیم گرفته بود که به جای اینکه از ما سه تا دخترهاش بخواد یه جا جمع بشیم خودش دونه دونه بیاد بهمون سر بزنه. از اونور چون کار میکنه نمیتونه زیاد بمونه و برای همین به هرکدوم از ماها چهار روز میرسید. در نتیجه این چهار روز من زندگیم رو گذاشته بودم روی استند بای! و میخواستم تمام کارهایی که این یک سال و نیم انجام شده بعلاوه تمام حرفهای نزده و کارها و برنامه های اینده و هرچی صلاح مشورت مونده بود رو انجام بدم. این بود که نرسیدم بیام این میتینگ رو تموم کنم. اما عوضش کلی پزتون رو دادم. حسابی بردم جاهای مختلف گروه رو نشونش دادم. لوگ رو نشونش دادم, عکسهاتون رو نشون دادم, کلی خوشش اومد. خیلی تحت تاثیر قرار گرفت که اینهمه آدم از دور و اطراف دنیا تونسته ایم دور هم جمع بشیم. کلی تازه از آرزوهام هم برای گروه گفتم که چقدر دلم میخواست میتونستیم با هم تمرین دویدن کنیم یا یه برنامه پیاده روی نیمه ماراتن ترتیب بدیم برای خانومها و از این حرفها.

    یه چیز جالب هم برام آورد که گفت برای بی روغن یا کم پختن خیلی کمک میکنه. تابه سحر امیز!
    حالا سحر آمیز بودنش رو نمیدونم اما من توش مرغ و سبزیجات پختم و خیلی خوب در آمد. خوبیش اینه که جنسش کلفته و دوتا قسمتش سفت به هم چفت میشه و میشه گذاشت غذا آروم توش بپزه.

    یه دسر هم یادم داد که میشه به جای بستنی خورد. دستور ش هم اینه که پودر ژله بدون شکر رو میخری و به طور معمولی که برای ژله درست کردن انجام میدی توی آب جوش حل میکنی. از اون ور ماست کم چرب یا بدون چربی رو توی ظرف پیرکس میریزی و خوب با چنگال هم میزنی که یه مخلوط یه دست و همگنی بشه و گوله های ماست صاف بشه. بعد اون آب جوش ژله ای رو میریزی توی ماست و با هم هم میزنی تا یه دست بشه. بعد ظرف رو میذاری توی یخچال تا ببنده و سفت بشه. دسرش از ژله چگالیش بیشتره و خاصیت هم داره و اگر ماست و پودر ژله اش خوشمزه باشه خیلی خوب میشه.

    راستی من یه گام شمار هم برای مامانم خریدم و یکی هم دادم دستش که برو بده اینو هم بابا استفاده کنه!:دی

    خوب و اما حذف و اضافه و ستاره ها:
    حذف (بیش از سه ماه غیرفعال):
    امید
    پرگلک(از گروه یاهو هم حذف میشه)

    بیش از یک ماه غیرفعال:

    آفرین
    فریا
    مریم
    طلا

    ستاره پس دهندگان:
    تمشک ستاره ی ۵ پوندی رو پس می ده

    ستاره گیران:
    طبق جدول لیلی عزیز باید ستاره بگیره اما من راستش طبق گفته خود لیلی مطمئن نبودم درسته یا کسی اشتباهی عددهای لیلی رو عوض کرده. لیلی جان میشه یه چک بکنی و به من بگی؟

    خوب من این دو هفته به شدت مشغول سرما خوردگی و فامیل بازی و اینا بودم که امروز تموم شد و زندگی روال عادی داره. امروز دوباره نشستم سر کار و دارم سعی میکنم زمان رو جبران کنم. سعی میکنم که ورزش منظم برم و همونطور که گفتم کالری شماری نخواهم کرد چون انرژی ذهنیش رو برای کار پیدا کردن لازم دارم.

    شماها چطورید؟ من خیلی حرف دارم اما انقدر کار دارم که نمیرسم بیام اینجا بساطم رو پهن کنم. تزم رو میخوام تا اخر این ماه ببندم و باید یه بند بشینم سرش. برای همین هم ممنون میشم اگر کاری باید برای کسی بکنم مستقیم بهم ایمیل هم بزنه و پیشاپیش اگر جوابها دیر میشه معذرت میخوام. من قدیم هر روز جواب ایمیلهای همون روز رو میدادم اما الان باید کارها رو جمع کنم دو روز در هفته وقت باز کردن و وقت بستن میتینگ انجام بدم. به هر حال مرسی که با من و شرایطم راه میایین. حالا اینا بعدا خاطره میشه برامون:)

    شماها خوبین؟

    تکمیل 3. خوب من دوباره رفتم جدول رو به روز کردم.
    الی ستاره 15 و ستاره 20 پوندیش رو پس میده.
    بهار هم ستاره 15 پوندی و ستاره 10% رو پس میده.
    shady هم فعال میشه.

    خوب حالا دیگه برین این دو روز رو برنامه بریزین برای اینکه میخواهید چطور ستاره ها رو پس بگیرید یا ستاره جدید رو بگیرید یا به کارهای واجب دیگه بریزید. یادتون باشه: اولویت اول یعنی اولویت اول.

    درضمن سالومه هم میخواد از این پس فردا سه شنبه یه برنامه هشت هفته ای دیگه با تمرکز بر روی ورزش شروع کنه. اگر میخواهید استرس کمتر داشته باشید, از بدنتون بیشتر خوشتون بیاد, سرحال تر بشید و همیشه کمتر از وزنتون نشون بدین چاره اش ورزشه. و برای اونایی که به کارشون میخوره تحقیقات کرده اند که تاثیر یه جفت کفش ورزشی در بهبود زندگی در تختخواب و با پارتنر از صد دست لباس خواب مجلسی (کپی رایت: آزی) بیشتره چون ورزش باعث میشه احساس خودمون نسبت به بدنمون بهتر بشه و در نتیجه هم راحت تر باشیم و هم بیشتر احساس خواستنی بودن بکنیم.

    پاشین باریکلا!

    April 1, 2008 4:37 AM


    Comments

    میتینگ اومد تپلا
    شكوفه بارون شدن
    دروغ نگم باشگاهها
    تپل بارون شدن

    پیاده روی رو دریاب
    هوا بهاري شده
    نگاه بكن به ذهن ات
    پر از «آگاهی» شده
    از خونه بيرون بيا
    هوا بهاري شده
    نگاه بكن به آسمون
    پر از قناري شده

    بيا كه دلهامون رو
    ز چربی خالي كنيم
    كوير زندگي مون رو
    به رنگ ورزش كنيم
    بيا كه دلهامون رو
    ز كينه خالي كنيم
    كوير زندگي مون رو
    به رنگ شادي كنيم

    بيا بيا «پست» ها رو
    توی ذهن مون بكاريم
    رژیم های الکی رو
    از فکرمون پاک کنیم
    شكفته شد گل هاي امید
    عروسي آرزوهاست
    همه جا سبزه سبزه سبزه
    سبزي دنيا مال ماست
    سفره مون مثل آينه٬
    همه اش پر از Healthy Food
    کلیک های روی وبسایت
    خبر ميدن اومد میتینگ
    ...
    اومد میتینگ
    اومد میتینگ

    **************************************
    در آستانه ی سیزده نوروز و با این امید که کمر کوه و دشت رو بشکونیم!٬ بشنوید با صدای شهرام شب پره جون!:
    http://www.yemahal.com/g.htm?id=697

    دیانا میتینگ نسب!


    دیانا | April 1, 2008 4:49 AM

    انار من بدو بدو اومدم که این بازسازی رو تحویل بدم و برم سراغ امور دنیوی, حالا با این پست تو غش غش کنان دارم می رم هم به امور دنیوی برسم و هم امور رژیمکی!.

    دیانا خنده کنان غش غشی مرام!

    دیانا | April 1, 2008 4:51 AM

    آقا لطفا این کلیپ رو هم از توی سایت زیر استخراج کنین و بدون شرح! ببینین پلیز!:
    http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-22-pid-40.html

    دیانا | April 1, 2008 4:55 AM

    هورا. من زود رسيدم ايندفعه .فکر کنم بچه هاي ايران هنوز خوابند ولي من و ديانا اينور دنيا هنوز پاي کامپيوتر هستيم.

    sheri | April 1, 2008 5:58 AM

    دینگ دینگ! سلییییییییییم!
    انار عقب موندی! من پریشب لیست ها مو نوشتم! ولی از نصفه شب دیشب اجرایی اش کردم D: گمونم به فارسی می گن تنبلی!!!

    آرام | April 1, 2008 6:42 AM

    سلام صبح همگی به خیر من فقط نیم کیلو کم کردم و مصمم هستم ادامه بدم و هنوز نا امید نشدم

    بهارک | April 1, 2008 6:42 AM

    من شرمنده از هرچی رژیم گیر و ورزشکار تو این جمع اومدم با ندامت اعلام کنم که یک کیلو اضافه کردم.
    این دوسه روزی نمیدونم قحطی اومده بود توفرانسه یا من یه چند سال نوری از دنیا عقب بودم، خلاصه که عین اتیوپی های شیرینی ندیده فقط هله هوله شامل انواع شیرینجات و کیکات!!!! و شکلاتیات خوردم.خدایی خیلی بی جنبه ام من. نوروز اونور بود و دید وبازدید عید رواونها داشتند، من اینجا ازخودم پذیرایی میکردم. وقاحت و پلیدی تا چه حد؟
    به همین مناسبت بنده در اکستراپوند رو تا زمانی که آدم نشم تخته میکنم. هروقت حسش کردم میرم مینویسم. اینم تنبیه من برای خودم.
    والسلام

    رقی | April 1, 2008 9:14 AM

    سلام
    من نیم کیلو اضافه کردم ولی اصلا خجالت و اینا در کار نیست
    انار جون
    من از هفته ی بعد می رم سراغ برنامه ریزی و این حرفا
    مرسی که به ما یاد آوری می کنی

    زینب | April 1, 2008 9:26 AM

    با سلام...شكر خدا كه من همون نيم كيلوي هفته قبل رو اضافه كردم واين هفته تونستم ثابت بمونم...ورزشم رو هم انجام دادم ...به به به به..چه دختري...دارم سعي مي كنم حسي ديگه خودمو كنترل كنم چون واقعا ديگه نميشه كه من تا اخر عمرم بنويسم كه وزن كم كنم يا ثابت باشم وننوشتم برام مساوي باشه با اضافه وزن...دقيقا دوروز ديگه ميشه يك سال كه نوشتم برنامه غذاييمو...فعلا چند ماهي بايد اولويت اول تغيير كنه تا بعدش مي خوام امسال برم براي وزن 50 كيلو...سال ديگه اين موقع من 50 كيلوام..مي خوام يه 28 ساله 50 كيلويي باشم :)
    ميبينم كه همه نيم كيلو اضافه كردن ورقي هم 1كيلو هاهاهاهاها...عيدت مبارك رقي جون كلي خودتو تحويل گرفتي ...جووني اشكالي نداره جبران مي كني.
    ولي بچه ها حالا كه عيد تموم شد ولي من هيچ جا امسال يه شيريني خوب نخوردم...يه شيريني جديد ومجلسي...
    آهان راستي توي برنامه هاي امسالم كلاس آشپزي خانم حسيني هم هست...البته اگه بتونم تهران دانشگاه قبول شم كه با اين وضعيت تلاش وكوشش من حتما هم ميشم :)...لطفا شاگرد زرنگ درس خون نيمكت اولي ها بياين منو دعوا كنيد ويه كم پايبند بودن به برنامه درسي يادم بديد...
    با تشكر

    آزي | April 1, 2008 9:41 AM

    آفرین آزی
    میبینم که خوب داری پیش میری.بابا دختردیگه چی میخوای.
    اگه بخونی و شیطونی نکنی حتما قبول میشی.

    رقی | April 1, 2008 9:48 AM

    اينم به مناسبت 13 بدر تقديم به دختران مجرد ومتناسب گروه:
    سرسبزترين بهار تقديم تو باد
    يك همسر پولدار تقديم تو باد
    با سبزه گره زدن اگر يافت نشد
    صدها گره ي چنار تقديم تو باد...
    دونقطه دي كه من ازين گره زدن سبزه بسي نااميد شدم وتحريم كردم بابا يه روش جديد بگيد گه جواب بده..

    آزي | April 1, 2008 9:50 AM

    رقي جان اين از نظر ادبياتي نوعي كنايه بود از درس نخوندن من وول ول گشتن اين روزها...من اگه بتونم اين شعور وفهم الويت بندي رو پيدا كنم كه همه كارام رو در وقت مهم اما نه فوري انجام بدم اون وقت دسته گلم...نه سبد گلم ...نه خوده خوده گلم...

    آزي | April 1, 2008 9:53 AM

    سلام

    rokhy | April 1, 2008 10:38 AM

    من یک کیلو کم کردم.نتونستم رکورد کنم.باز نشد.
    فردا دوباره سعی می کنم ثبتش کنم.

    rokhy | April 1, 2008 11:20 AM

    سلا م سلام ...
    من از مسافرت برگشتم و خوشبختانه وزنم اضافه نشده.هر چند که خیلی خوردم اونجا ولی یه کم فعالیت بدنی داشتم.
    من امشب می خوام به توصیه انار گلم برم و یه برنامه ریزی منطقی و عملی برای کل زندگیم توی سال جدید بکنم.نتایجشو بعدا به شما هم اعلام می کنم.
    ایشالا در این سال جدید همه کمر باریک و شکم صاف می شیم!!
    به امید اون روز

    سالومه | April 1, 2008 1:00 PM

    من توی یاهو گروپ عکس گذاشتم.واااااااااای باورم نمی شد شماها رو دیدم.تصویر ذهنی ای که داشتم با اونچه تو عکسها بود خیلی فاصله داشت.مثلا اصلا فکر نمی کردم دیانا اینقدر چهره شرقی داشته باشه.یا از دیدن الی و اینکه چه تحولی توی وزنش ایجاد کرده بغض گلومو گرفت.همینطور آریس و رقی جون.
    در ضمن عاشق عکس آخر انار شدم با پس زمینه وب سایت انارستان!!
    آزی هم برام جالب بود.چقدر خوب و لاغر شدی آزی جونم:دی
    ایووووووووووووووول به همه تون بابا!

    سالومه | April 1, 2008 3:05 PM

    سلام به همه.سیزده بدرتون بخیر و خوشی .این اولین بار من تو میتینگ شرکت میکنم و دقیقا نمیدونم ]ی کار باید بکنم.من تقریبا یک ماه که وزنم بین 66.5 تا 67.5 هی بالا پایین میره در صورتی که قبلا هفته ای نیم تا یک کیلو کم میکردم.
    نه ناراحتم نه خوشحال .کالری مصرفیم بین 1500 تا 1300 .کمتر از این هر کاری کنم نمیتونم بخورم فعلا.از نظر ورزشی هم با دو]رخه میرم اینور اونور این و ورزشم حساب میکنم ولی میدونم بایدبیشترش کنم!تا 20 ام ماه دیگه سرم شلوغ یه ذره .البته اینم بگم سر کار نمیرم متاسفانه ولی دارم سوئدی میخونم بلکه یک کاری پیدا کنم.دیگه همین .
    از آشنایی با تک تکتون خوشحالم وامیدوارم منو به [مع تپپلها بپذیرید.

    ani | April 1, 2008 3:27 PM

    سلام 2 باره.با شرمندگی فکرکنم من2 بار ری[ستر کردم.انار عزیز من به این آدرس براتون ایمیل زدم رسید به دستتون؟تروخدا ببخشید اگه خراب کاری میکنم تازه کارم:دی

    ani | April 1, 2008 3:40 PM

    سالومه جان عکس هات رو دیدم.خیلی خوب کم کردی های خانومی.
    ایشالله همینجور پیش بری و به وزن دلخواهت برسی.

    رقی | April 1, 2008 3:57 PM

    Hi all Anerstanies!
    Its my first time in a meeting as well. This coming three weeks I would be very busy, but still I want to try to get into routine for eating and living healthy. Maybe as Anar says it, it wouldn't be my first priority in this three weeks, but its the second one for sure.
    I still don't have a scale to weight myself, I use th gym's. Today I will go and weight myself and report the results to you guys!
    Just wanted to say hi to everybody :D
    Hope all of you are doing great!

    solmazsh | April 1, 2008 4:01 PM

    Hi every one,
    Hope you all had a great vacation. I hit the limit of 35Ibs today and I'm so worried. Well, most of it is my belly that is growing soooo large :(

    One question for Anar: Can pregnant members be a member of Yahoo group? When I joined the group 8 months ago, I was planning for the baby, so I knew I wouldn't lose 5Ibs to join the yahoo group any time soon. Can I become a member now or I have to weight after delivery?

    Baran | April 1, 2008 5:37 PM

    سلام سلام سلام
    منم زحمت کشیدم محبت کردم(به خودم البته:))همون 2 کیلورو با چنگ و دندون نگه داشتم!!!
    راستی من عید و تبریک گفتم؟(شکلک شرمندگی!)عیدو سیزده بدر مبارک(عضوی از انجمن آلزایمریهای ایران ببخشید خب!)
    ما مخلص همه هستیم
    گلی گلباقالی خانم!!!!

    گلی | April 1, 2008 7:08 PM

    آخ جون كلي عكس جديد...به به...رقي چقدر كتت شيكه..چقدر خوش تيپ ومثل خانم هاي شيك فرانسوي شدي...
    سالومه هم كولاك كرده...واي خيلي هيجان انگيزه اين همه تغيير...واقعا ادامه بديد بچه ها نتايج بسيار شگفت انگيز وتحسين بر انگيزه

    آزي | April 1, 2008 7:09 PM

    شري جون بازم مي خوام بگم من عاشق پسرت شدم ...با 27 سال خيلي اختلاف داره؟
    اگه راهي بود بگو بگم ديانا بياد برام آستين بالا بزنه...من سبزه هامو گره زدم..شايد خدا خواست وامسال نتيجه داد...شري..مامان شري...هاهاها

    آزي | April 1, 2008 7:11 PM

    درووووووووددددددددد به همگی سال نو همه خوش هیکلامبارک
    بچه ها من که داره همینطوری روز به روز وزنم میره بالا
    انار جون من که خیلی وقته داره از عضویتم میگذره اخه گناه من چیه که یه دفعه دوقولو دار شدم و نتونستم رژیم بگیرم که عضو یاهو بشم
    میگن دعای زن حامله مستجاب میشه اونقد دعا میکنم و برات انرژی مثبت میفرستم تا دلت به رحم بیاد و منو عضو کنی

    دکتر سارا | April 1, 2008 8:35 PM

    آقا ما چند بار اومدیم سر زدیم دیدیم بحث کاملا درون یاهویی است ! رفتیم پی کارمون!!!
    اینو گفتم یعنی ماهم هستیم ! گرچه خارج از محدوده !!!

    leili | April 1, 2008 10:44 PM

    آقا جاتون خالی من دیروز مامانم رو بردم کلی براش کفش و لباس دویدن خریدیم و امروز هم بردم اولین روز از برنامه 24 هفته ای رو اجرا کردیم. ظاهرا که خوشش اومد:)

    من الان به شدت احساس بی سوادی میکنم و باید برم سر درسم. برمیگردم.

    انار | April 1, 2008 11:13 PM

    سلام خدمت انار بزرگ
    خیلی علاقه مندم که با روش شما آشنا بشم
    سال نوی شما مبارک

    Goodboy | April 1, 2008 11:22 PM

    با پوزش . من سوالم رو واضحتر عرض کنم:
    من به وبلاگ خیلی از دوستان شما ( که با تاسّی به شما برنامه هایی در حد 700 کالری در روز دارن ) سر زدم.
    اگر جسارت نباشه میخواستم بدونم تئوری موجود پشت این برنامه بر چه اساسیه؟
    ممنون میشم پاسخ بدین

    Goodboy | April 1, 2008 11:29 PM

    کی 700 کالری در روز داره؟ جدی دارم میپرسم. بگین من برم دعواش کنم. از زیر دستم در رفته.

    انار | April 1, 2008 11:31 PM

    ازي جون, پسر من 15 سالشه. اگر 10 سال ديگه صبر کني شايد بشه يک کاري کرد.ماشالاه خوشگل و خوش هيکل هم هستي ديگه. البته بهت بگم كه من مادر شوهر بازي برات در ميرم. هواست باشه
    :o)

    sheri | April 2, 2008 1:06 AM

    انارجون
    این برنامه 24 هفته ای چی هست؟ تورو خدا نگی این چقدر پرت هست از موضوع!!! ولی یادم نمیاد چیزی!!!
    شاید مربوط به آلزایمر نزدیک امتحاناتم باشه !
    درهر صورت ببخشید اگر سوال بی موردیه !!!

    leili | April 2, 2008 2:18 AM

    گلی جان من هرچی سعی می کنم نمی تونم برات کامنت بذارم.چرا؟؟؟می گه امکان درج نظر جدید وجود ندارد

    سالومه | April 2, 2008 4:05 AM

    سلام انار جون .
    من برگشتم با یه عالمه کیلویه اضافه. اما از امروز دوباره شروع کردم چون مراقبت ازم الان 3،2 روزه که تموم شده و از سفر 2 روزه ای هم که رفته بودیم برگشتم و از امروز دوباره شروع کردم. امروز دقیقا سالگرده رژیممه و به یاده 14 فروردین ساله گذشته امسال یه شروع دیگه میکنم .امیدوارم امسال هممون به اهدافمون برسیم.

    الی | April 2, 2008 7:16 AM

    دنا جون
    من که کلی حظ کردم از مسیر دویدن ات٬ قدم به قدم هم که پارک دارین دور و برتون. حتما دیگه برگها اونجا حسابی خوشرنگ شدن و دویدن رو برات لذت بخش تر می کنن.
    بدو خواهر که با دویدن تو ما هم حس و حال بیشتری پیدا کنیم برای انجام فعالیتهای بیشتر.

    دیانا دنادوست!

    دیانا | April 2, 2008 9:24 AM

    لیلی جون
    برنامه ی ۲۴هفته ایی برای شروع تمرین دویدن هستش که قبلا انار برنامه اش رو توی وبلاگ قبلی گذاشته بود و از جمله ی بچه هایی که بهش عمل کردن یکی مهدیس جون بود که بر همون پایه تا حالا توی دو تا مسابقه ی ۵ کیلومتر هم شرکت کرده.
    تو هم بتونی ضمن درس خوندن و ترقص! لابه لاش به این برنامه هم عمل کنی٬ کلی اجر رژیمی-ورزشی رو نصیب خودت می کنی و هفتاد نوع بلا رو از خودت دور می کنی خواهر!.
    لینک برنامه این هستش:
    http://spreadsheets.google.com/pub?key=pbGZ6qn9IffM8qfAtlUIeKg

    دیانا لینک یاب!

    دیانا | April 2, 2008 9:25 AM

    آنی جون و سولماز-ش جون٬
    این اولین گزارش هاتون حال من یکی رو که خیلی جا آورد. ممنون که ما رو از احوال تون بی خبر نمی ذارین. ادامه بدین که ایشالا با تلاش تون شما هم ستاره دار بشین و دل مون رو بیش از این شاد کنین.
    اجرتون با بانو انار!.

    دیانا | April 2, 2008 9:25 AM

    الی عزیز
    خیلی خیلی خوشحال شدم که کامنت ات رو اینجا دیدم. تو دوباره با همت خودت و حمایت بچه ها می تونی به روزهای طلایی قبل از دوران استراحت ات برگردی.
    پس عجله نکن و یواش یواش خودت رو آماده کن که فشار زیادی به کمرت نیاد و خواهش می کنم که حتما مجوز پزشک ات رو برای ادامه ی ورزش بگیر که در آینده با مشکلی مواجه نشی.

    دیانا شادنژاد!

    دیانا | April 2, 2008 9:26 AM

    سالومه سالومه سالومه....
    ادامه بده مادر ادامه بده که این تغییر حجمی تو من رو بدجوری شگفت زده کرد. ای بچه هایی که هنوز به یاهو نپیوستین٬ بدانید و آگاه باشین که من اگه به وزن هدف نرسیده بودم حتما می رفتم دم خونه ی سالومه تا یه دست اعجازی هم به سر ما بکشه. تغییر حجمی که انار ازش حرف می زنه رو می تونین توی سالومه تبلورش رو ببینین. امیدوارم که به زودی زمان عضویت شما هم توی یاهو برسه تا خودتون درک کنین که من چی می گم.

    دیانا دخترشرقی ایی که از فرط شرقی بودن با ایندین نشنالیتی ها هی اشتباهی عوضی می شه!

    دیانا | April 2, 2008 9:26 AM


    Goodboyعزیز
    من نمی دونم که منظور شما از «دوستان شما » چی هستش. چون یه تعداد از دوستان رژیم گیر توی وبلاگستان با بعضی از اعضا در ارتباط هستن ولی بچه هایی هستن که عضو گروه سه شنبه ی طلایی(یعنی همینجا) نیستن یعنی اسم شون توی لوگ گروه نیست٬ ولی به طور جنبی دارن برنامه های خودشون رو اجرا می کنن که من هم بعضا بین شون گاهی با مواردی برخورد می کنم که میزان دریافت کالری شون کم هستش. اگه منظور شما این دسته از دوستان هستش باید بگم که به نظر من این عزیزان از برنامه ی انار تأسی نمی کنن و برنامه ی جداگونه٬ به صلاحدید خودشون دارن و بهترین دلیل هم عدم عضویت شون هستش. من ضمن احترامی که براشون قائل هستم اما به تجربه دریافتم که تذکر مداوم هم کاری از پیش نمی بره و حتی توصیه به عضویت شون هم در اکثر موارد بدون پاسخ می مونه.
    من به جرات می تونم بگم که دوستانی که عضو هستن٬ هیچکدوم برنامه ی ۷۰۰گرم کالری رو توی دستور کارش نداره و همه بنا به توصیه های خوب انار عزیز در همون ابتدای راه میزان کالری شون رو بر مبنای قد٬ وزن٬ سن٬ جنس تعیین می کنن و بعد سعی می کنن با کاهش وزن میزان کالری رو هم تعدیل بدن. در نتیجه چون فرض اولیه تون در مورد اعضا اشتباه هستش در نتیجه تئوری ایی هم به اون مفهوم (یعنی کالری پایه ۷۰۰تایی) وجود نداره. اما تئوری های انار بطور مبسوط توی پست های مختلف موجود هستش که با خوندن شون متوجه می شین که اساس شون بر چه مبنایی هستش.

    ممنون از اینکه شما هم از خواننده گان خوب انارستان هستین و به ما سر می زنین.

    دیانا | April 2, 2008 9:29 AM

    انار جون
    اینطور که از شواهد معلومه مادر خوب و مهربون ات الان مهمون ات هستن٬ پس سلام ما انارستانی ها رو بهشون برسون و بهشون بابت داشتن همچین دسته گلی که به مقام عظمای ولایت رسیده تبریک و تهنیت بگو٬ و بگو که از این حیث ما انارستانی ها همیشه دعاگوشون هستیم. ضمنا این رو هم اضافه بکن که از اینکه برنامه ی دویدن رو شروع کردن٬ ما هم خیلی مسروریم و امیدواریم که از این دویدنهای برنامه ریزی شده به نتیجه ی مطلوب برسن.
    امیدواریم که درس هات اجازه بدن که از حضور مادرت نهایت استفاده رو ببری.

    دیانا دوستدار مادران!

    دیانا | April 2, 2008 9:31 AM

    زنده باد مامان انار! زنده باد انار! پاینده باد انارستان :))

    شانه بسر | April 2, 2008 10:12 AM

    وای انار جون چه بامزه. مامانت داره برنامه 24 هفته ای رو شروع می کنه. اتفاقا من جدول کالریها و اون جدول جانشینهای غذایی رو که برامون نوشته بودی پرینت گرفتم عید که رفته بودم شمال برای مامانم بردم تا خوش تیپتر بشه. کلی هم بهش توصیه کردم که چطوری کالری بشماره و اینها.
    وقتی برگشتم اینجا از بس دپرس بودم اصلا حواسم نبود که مامانم برنامه رژیم و کالری شماری داره. یه روز که زنگ زده بودم بهش می گفت آره دیروز رفتم خونه خاله ات 1400 کالری شده اما پریروز 1350 کالری شد. مرده بودم از خنده! چنان با جدیت داره کالری شماری می کنه که حد نداره.
    واقعا زنده باد مامان انار.
    هفته پیش که تازه رسیده بودم 55.1 بودم اما دیروز54.9 شدم. فکر کنم خیلی زود برگردم سر 54.5. ولی بعدش سخته. شاید دیگه بیشتر رو ورزش تمرکز کنم و به وزنم اهمیت ندم.
    من روز شماری می کنم که عضو یاهو بشم و بیام همتون رو ببینم. اما این دو روز که ایران تعطیل بود تلفن خونه ماهم قطع بود. تو شهر محروم زندگی نکردید نمی دونید که من چی می گم؟ آلبالوی غرغرو. اینترت شرکت هم قطع بود. با اینترنت زغالی خونه هم اگه بتونم لوگ رو آپدیت کنم شاهکار کردم دیگه به عکس و اینها نمی رسه.
    تا شبه که به اینترنت دسترسی داشته باشم و بتونم به انار ایمیل بزنم و همه رو ببینم.

    آلبالو | April 2, 2008 10:44 AM

    هنوز منتظرم اما صفحه لوگ باز نمی شه. هیچ صفحه ای باز نمی شه غیر وب سایت انار. میرم میام هنوز صفحه سفیده!!!! انار جون اگه نتونستم لوگ رو آپدیت کنم غیر فعالم نکن.54.9 شدم. اما تمام سعی ام رو می کنم که آپدیت کنم.

    آلبالو | April 2, 2008 10:54 AM

    بچه ها من بعد این همه بی برنامگی دچار فوبیای خطرناک ترس ازترازو شدم.من هفته دیگه وزن می کنم.می خوام یه هفته آدم باشم بعد وزن کنم.خوب؟:(

    آریس | April 2, 2008 10:54 AM

    هنوز منتظرم اما صفحه لوگ باز نمی شه. هیچ صفحه ای باز نمی شه غیر وب سایت انار. میرم میام هنوز صفحه سفیده!!!! انار جون اگه نتونستم لوگ رو آپدیت کنم غیر فعالم نکن.54.9 شدم. اما تمام سعی ام رو می کنم که آپدیت کنم.

    آلبالو | April 2, 2008 10:56 AM

    هنوز منتظرم اما صفحه لوگ باز نمی شه. هیچ صفحه ای باز نمی شه غیر وب سایت انار. میرم میام هنوز صفحه سفیده!!!! انار جون اگه نتونستم لوگ رو آپدیت کنم غیر فعالم نکن.54.9 شدم. اما تمام سعی ام رو می کنم که آپدیت کنم.

    آلبالو | April 2, 2008 10:57 AM

    انار گلبو همیشه کالری هاش زیر هزار تاست.ببخشید فضولی می کنم گلبو خانوم ولی زیاد تذکر داده بودم قبلا!:دی

    آریس | April 2, 2008 10:57 AM

    بین اینهمه بچه های شاعر و خوش حال و خوش ذوق موندم چطور من همیشه یک عضو غر غروی افسرده هستم.
    من همش ترس از شکست دارم و همین ترس باعث افسردگیم می شه و حس ورزش و رقص رو ازم می گیره.
    وقتی بهم می گن که نمی تونی الان دو ساله که هی داری چاق می شی و هی می گی می خواهی لاغر کنی اما چاق تر می شی من خب دیگه ترس همه وجودمو می گیره و دستم به هیچی نمی ره و هول می شم و سرم گیج می ره و خیلی خیلی مضطرب می شم و همه وجودم افکار منفی می شه.
    ..... دارم دیوونه می شم ای کاش یه روز بیاد من هم بیام تو میتینگ و بگم چقدر خوشحالم و براتون شعر بخونم.

    بهارک | April 2, 2008 12:46 PM

    در ضمن من که الان سه هفته هست اندک اندک دارم یه ذره ذره کم می کنم چرا هنوز جلوی اسمم غیر فعال هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بهارک | April 2, 2008 12:49 PM

    آریس برو روی ترازو. تمام هفته ات رو با ترسش زندگی خواهی کرد و بعد هم هرچی که هفته دیگه شده باشی قدرش رو نمیدونی. برو چشم تو چشم بشو و قالش رو بکن که نخش رو ببندی و بتونی هفته نویی رو شروع کنی. یادت باشه جریان لایف استایله نه رژیم.

    انار | April 2, 2008 2:10 PM

    الی جون خوش اومدی. حتما تایید پزشکت رو قبل از شروع دوباره ورزش بگیر و اگه گفت از یه کارهایی پرهیز کنی حتما جدی بگیر. هدف سلامته و مشکلی که مزمن بشه اصلا ارزشش رو نداره.

    انار | April 2, 2008 2:12 PM

    بهارک جان
    ترس از شکست برای خود من به شخصه بزرگترین ترسیه که میشناسم و واقعا میتونه فلج کننده باشه. برای همین هم توی اون پست لیست ترسها خودم نوشتمش سر فهرست. ترست طبیعیه. کم کم که بیایی پائین و بدنت سالم تر بشه ریز ریز ترست میریزه مضافا بر اینکه مقاومت محیط هم در مقابل این تغییر تو کم میشه. فقط یادت باشه هدف سلامتیه. کم خوری نکن و ورزش به اندازه انجام بده و به بدنت فرصت بده که به این روش تازه زندگی عادت کنه و براش جا بیفته و ذهنت براش این الگوی جدید کم کم ملکه بشه.

    در مورد وزنت هم اگر ستون آخرین تاریخ به روز کردن وزن رو آپدیت نکنی من نمیفهمم که وزنت رو تغییر داده ای. همیشه وزنت رو که به روز میکنی تاریخش رو هم باید عوض کنی.

    انار | April 2, 2008 2:16 PM

    بهارک جون فعال بودن توی لوگ معنیش اینه که باید ستون وزن و تاریخ رو به روز کنی.

    شانه بسر | April 2, 2008 2:45 PM

    من دو هفته است نمی تونم وزنم رو وارد کنم انار جون
    چرا ؟
    خیلی ناراحتم هر چند که وزن کم نکردم اما نمی تونم اپدیت کنم لوگ وزن گروه رو
    نمی تونم واردش شم
    آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه
    :)

    زینب | April 2, 2008 2:51 PM

    انار جان من ایمیل زدم برای عضویت یاهو ولی خبری از دعوت نامه نیست هنوز چرا ؟!

    آلبالو88 | April 2, 2008 3:50 PM

    سلام.آره منم نمی تونم باز کنم.مثل آلبالو فقط یک صفحه سفید باز می شه.

    rokhy | April 2, 2008 4:19 PM

    آخی نازی، مامان انار
    انار جدی مامانت اومده پیشت؟ الهیییییییییی. من دلم الان مامان خواست.(چیه؟خب مامان هستم خودم ولی دلم مامان میخواد دیگهههه)
    خیلی سلام برسون از طرف ماها بهشون و بگو که چه دخمل نازی بزرگ کرده که رهبر عظیم الشان یه گروهه.(هندونه ها هم محفوظه)

    رقی | April 2, 2008 4:48 PM

    آقا یه سوال فنی در مورد ساعت وبسایت انار.
    من میخوام بدونم این ساعت با کجا تنظیم شده؟
    آخه الان مثلا ساعت من 5:50هست و ایران هم فکر کنم 8:20 عصر هست.
    قاعداتا اونجایی که انار هست ساعت باید دور و بر صبح و ظهر باشه. این ساعت 4:48 دقیقه از کجاست؟
    خیلی وقته تو فکرشم ولی هنوز نرسیدم به جوابش. آآآآآآآآآی ملت انارستانی یکی به من بگه؟svp

    رقی | April 2, 2008 4:51 PM

    انار پس بگووووووووووووو مامانت اومده كه كم پيدا شدي وديگه نحويل نمي گيري:)حتما داري حسابي خودتو براي مامانت لوش مي كني و كمبود محبت مادرانه رو جبران مي كني...به به ...چه دخترخوبي كه تونستي اين همه روي مامانت تاثير بذاري..من كه ديگه بااين مامانم واين ري قر رژيمي ولايف استايلي كردم...چون هي اين مه براشون سخنراني كردم واين همه هر شب كالري هاي مامانمو نوشتم واين همه انگيزه دادم وحتي گفتم حاضرم باهات بيام پياده روي...نتيجه چي شد؟هر شب مياد ميگه:آزي بيا دسته منم بگير...منم هي مي گم نه ديگه مامان من نمي تونم كمكت كنم....مي خوام يه كم قضيه رو جدي بگيره ومنو هي مسخره نكنه.خلاصه كه آفرين به خودت ومامانت البته من اعصاب مصاب ندارم واينقدر انرژي ميذارم يهو توقع دارم طرف همون موقع متحول بشن بعد كه نمي شن من نا اميد ميشم...
    آهيييييييييي آهي

    آزي | April 2, 2008 5:10 PM

    باشه انار جون فردا صبح زود خودمو وزن می کنم.
    چشمت هم روشن مامانت اومده.امیدوارم حسابی کنار هم خوش بگذرونین.

    آریس | April 2, 2008 6:02 PM

    انار! بسی خوش به حالته می دونم! من هم به مامانم انارستان را معرفی کردم ولی گوش نگرفت که نگرفت. چی می گفتی شما؟ آهان یادم آمد! هنوز قبول نداره یک کمی تپلی داره می شه! نیست که همیشه وزنش ایده آل بوده باورش نمی شه!!!!!
    عصری رسیدم خانه رفتم اتاقم و مردم! حالم خیلی بد بود. این سرماخوردگی لعنتی فیل را از پا می اندازه بچه کبوترها که جای خود دارند. از توی سینه سرفه می کنم وقتی از خواب بیدار شدم گفتم "دارم می میرم یک کاری بکنید!"
    یک کیلو کم کردم.
    :(

    آرام | April 2, 2008 9:02 PM

    مامان شري جون فكرامو كردم..نمي تونم تا 10 سال ديگه بدونه سايه سر زندگي كنم:) قسمت نبود انگار...تازه ديدم من الان قصد ادامه تحصيل دارم نمي تونم به اين مسائل فكر كنم.بعدشم كنترل مرد جوونم سخته ديگه با اون كهولت سن از پسش بر نميام دي:

    آزي | April 2, 2008 9:09 PM

    به ياد عشق 15 سالم كه امشب مجبور شدم ازش دل بكنم:
    گذشتن از تو آسون نيست
    مثل تو يار فراوون نيست
    آهييييييييي آهيييييييي

    آزي | April 2, 2008 9:12 PM

    ای وای آزی جون مادر تو این دوره زمونه بی شوهری چرا یکی دست به نقدشو ول کردی!؟!؟ مادر جون حالا اینو تو آب نمک نگه می داشتی ( دور از چشم شری!!!) آدم همینطوری که بختو لگد نمی زنه !!!
    آخ از دست شما جوووووونا!!!

    leili | April 2, 2008 10:58 PM

    الهییییی آرام جان ایشالا زود خوب بشی مادر! از توصیه های پزشکی میتینگ قبل استفاده کن !!!
    جوجو کوچولوی گروه نبینم مریضیتو مادر!!

    leili | April 2, 2008 11:01 PM

    بچه ها اینم ببینید ،‌من که خیلی خوشم اومد
    http://www.youtube.com/watch?v=tDZAQ-W31jo

    leili | April 2, 2008 11:02 PM

    رقی جان فکر کنم ساعت به وقت انارویچ باشه !! مبدا زمان ما اناری هاست!! چی میشه خودمون یه زمان مخصوص خودمون داشته باشیم !؟!؟ تازه میخوایم روزای هفته رو هم عوض کنیم بگیم مثلا امروز پنج اناره .....

    leili | April 2, 2008 11:06 PM

    انار جان خیلی خوبه که مامانت می خواهن بدون. من خیلی شنیدم که بعضی ها از میان سالی دویدن شروع کردن و کلی هم بعدش دویدن و حتا مسابقه هم دادن . اما از آن طرف یه بار یه فیزبوتراپیست بهم گفت که دو ورزشیه که اگر از جوانی شروع نشه ممکنه بدن آدم تنونه تحملش کنه و ضررش بیش تر از فایده اش باشه. منطورش از جوان البته 20 سال و این ها بود حمل بر جسارت نشه یه وقت!
    در این مورد نظری داری؟ من گوگل می کنم ببینم چیزی دستگیرم می شه.

    dena | April 3, 2008 12:40 AM

    رقی جون ساعت به وقت لندن نزدیک ترین زان به گرینویچ یعنی مبدا زمان هستش. معقول ترین زمان برای انارستان که اهالی اش همه جای دنیا وک و ولو هستن!

    dena | April 3, 2008 12:47 AM

    من هر چی فکر می کنم نمی تونم بفهمم آدم چطور می شه 700 کالری بخوره و از گرسنگی ضعف نکنه. من به عنوان رهگذر غیر عضو این وب سایت به شرافتم قسم می خورم که هیچ روزی تو زندگیم کم تر از 1200 کالری غذا نخورده ام!

    dena | April 3, 2008 12:49 AM

    دیانا جونم مرسی که مسیرم رو نگاه کردی. من دیروز خواب موندم و نتونستم بدوام. همه روز عنق بودم تا کامنت تو رو دیدم و حالم خوب شد و آماده شدم برا تمرین بعدی. اشکالش اینه که من فقط روزهایی می توانم بدوام که با ماشین بیام سر کار و دخترم رو شوهرم برسونه مهد که همه اش می شه 2 روز(به جز آخر هفته) اگر یه روزش رو خواب بمانم خیلی غصه می خورم.
    راستی درخت های این جا بیش ترشان همیشه سبزن(اکثرا اکالیپتوس)و ‌ به چز تک و توک چنار و افرا که خزون می کنن نشونه زیادی از پاییز نیست. البته از زمستان سرسبز بدون برف نمی شه شکایت کرد اما خوب گاهی بد جور هوای قدم زدن تو خیابون ولی عصر یا پاستور تو پاییز به سرم می زنه با صدای خش و خش برگ ها زیر پا

    dena | April 3, 2008 1:01 AM

    سلام...سلام...سلام
    من برگشته ام، یک مهمانی مفصل تقریباً 30 نفره هم داده ام(ما که هردوتایمان توی فامیلهایمان ته تغاری می باشیم، تمام خواهر و برادرهای آقای عزیز را به همراه عروس و دامادهایشان یک جا دعوت کردیم برای عید دیدنی!!!)...والان در حالی خدمت شما هستم که کف پاهایم داره از درد جزجز میکنه از بس که سرپا ایستاده ام! اما چون به تمام تحرکاتی که مجبور شدم انجام بدم به چشم ورزش نگاه کردم و حسابی توی دلم قند آب می کردن که دارم با یه تیر دو نشون میزنم!!!لایف استایله دیگه! تغییر کرده !!!
    آزی جون خوب کردی ، عقل کردی،مادر! بهترین شوهر دنیا رو هم که بکنی بازهم چند سال اول که بگذره یاد این روزهای آزادی و بی خیالیت الانت می افتی و بازهم میگی: هیییییی!دوتا از این مهمونیا که من دادم بدی کلاً سایه ی سر و عشق و عاشقی( اونم از نوع 15 ساله ش !) از یادت میره!!!

    واما بنده همچنان سرفرازم.روی 77 مانده ام پابرجا.تمام میدانهای مین این عید را به دقت تمام رد کرده ام.خودم هم مانده ام این اراده از کجا سر و کله اش در وجود من پیدا شده.تا حالا کجا بوده؟...اما نمیتونم لوگ رو باز کنم.نمیدونم چرا دوباره داره بازی در می آره.دلم نمی خواد مزاحم انار بشم و بهش ایمیل بزنم.

    آرتمیس | April 3, 2008 4:35 AM

    Hi Dena joon, I went to your mapmyrun site to look at your training schedule, but it is private. I am also a runner. Love to exchange ideas with you. By the way, i have few good friends in Sydney. I wonder if you know them. I was there last year exactly at this time of the year and loved Sydney. Do you have an Extrapound account or any other blog?

    sheri | April 3, 2008 5:16 AM

    آزي جون خلاصه هر وقت نظرت رو عوض کردي به من بگو. خدا رو چه ديدي شايد يه وقت فاميل شديم . حالا از شوخي گذشته آقاي کينگ کونگ مگه نيست?

    sheri | April 3, 2008 5:23 AM

    ديانا جون سلام. چطوري عزيزم? خواستم بهت بگم كه به زببا نوشتنت حسوديم ميشه. وقتي نوشتهات رو ميخونم لذت ميبرم. من وقتي ايران بودم انشا خوب مينوشتم. کجايي جووني يادت بخير.......

    sheri | April 3, 2008 5:38 AM

    ممنون انار جون بابت توصیه ات به روی ترازو رفتن.رفتم و دیدم 70 هستم.یعنی کمی بیشتر از نیم کیلو زیاد شدم.راستش انقدر ترسیده بودم که یه شب خواب دیدم 78 کیلو شدم و دارم گریه می کنم!
    الان می بینم خیلی هم فاجعه نشده تازه با توجه به قریب الوقوع بودن حادثه ماهانه .!
    با اجازه ت اینو ثبت نمی کنم تو لوگ.

    آریس | April 3, 2008 6:59 AM

    جیر جیرک!
    من جوابت را دادم فکر کنم کامنت دومم راحت تر باشه!
    دیدی؟

    آرام | April 3, 2008 8:35 AM

    لیلی جون، خیلی حال کرده ام با مطلبی که نوشتی. کلی خندیدم. اتفاقا فکر کنم به همین وقت انار وی{ باشه.
    دنا جان، ممنونم. درست گفتی. ولی کاش به همون وقت خود اونجا مینوشت که آدمی مثل من که حوصله نداره ببینه الان مثلا اونجا چنده وقتی میاد اینجا میخونه جوابش رو بگیره. اینجوری راحت تره نه؟

    رقی | April 3, 2008 12:46 PM

    با یک دنیا شرمندگی و رو سیاهی اینجانب آلوچه بانو صبح دیروز در بهترین وضعیت ممکن برای وزن کشی 65 کیلو بودم ....
    لوگ وزن کجاست راستی من نمی دونم چطوری به این لوگ جدید منتقل می شه شد مشخصاتم رو برای دیانا فرستادم تا جایی که یادمه ای میل انار هم دریافت شد اما یادم نیست باید چه کار می کردم ... من رو از گمراهی برهانید بلکه با به روز کردن لوگ به سمت راه راست رهنمون شده از ضلالت دور شوم .

    آلوچه خانوم | April 3, 2008 1:59 PM

    آلوچه خانم تا جايي كه يادمه شما حذف شده بوديد هم به قريه لفظي ومعنوي دي: حالا انار فكر كنم بايد يه ماده واحده به اساسنامه اضافه كنه براي كساني كه حذف شدن ولي در مدت عده(3ماه و10 روز)رجوع كردن...از قديم گفتن:صدبار اگر توبه شكستي باز آي...
    ليلا جون من جوون وخامم اگه اين ترفند وريزه كاري هارو بلد بودم كه تا حالا بچه سومو حامله بودم وبچه اولمم امسال جشن عبادت داشت دي:
    شري جون آقاي كينگ كونگ هست ولي كاره دله ديگه عاشق شدن كه اين چيزا رو درك نمي كنه يهو چشم ميبينه ودل مي خواد وديگه به به به به....من نسبت به پسر بزنزه وموفرفري كلا ضعف دارم دسته خودم نيست يه كلك از خانم سن بالا نا قلاها ياد گرفتم گه جون مرداي ايراني خيلي بخيلن وحسود منم كه بي جنبه تا يكي رو ميبينم خوشم مياد يهو احساساتي ميشم مي گم وايييييييييييييييييييييييييييييي چقدر جيگره اين البته جاي برادري!هاهاهاهاها وبا اين يك جمله:جاي برادري ديگه يه نگاه كه سهله 100 تا نگاه هم حلال ميشه...البته تاحالا جرئت اين جور اظهار نظرها رو جلوي اقاي كينگ كونگ رو نداشتم چون تا من دهنمو باز كنم اونم سريع ميگه :مهناز افشار ولي يه چيز ديگه ست :) وتو حسودي...منم براش صد تا شاهد عيني از دوست وفاميل هاي خودشون پيدا كردم كه همشون مي گفتن مهناز افشار جواده....البته خودمونيم تازه گيا خيلي بهتر از قبل شده هم قيافه ش هم بازيش...البته به چشم خواهر مادري
    خلاصه كه مامان شري اين پسرت دل مارو برده البته جاي برادري دي:

    آزي | April 3, 2008 3:24 PM

    مهناز افشار اصلا خوشگل نیست من یکی تو هنرپیشه های ایرانی از هیچ کی خوشم نمیاد نه که حسودیم بشه اصلا دوست ندارمشون

    بهارک | April 3, 2008 3:43 PM

    یک دل میگه بخور بخور یک دلم میگه نخور نخور دلم شکلات میخواد ]ی کار کنم منننننننننننننننن!
    سلام به همه .
    گفتم بیام این[ا هوسم و با حرفهای قشنگتون بخوابونم.
    میشه یکی یک ذره برای من را[ع به لوگ ها و کلا انارستان توضیح بده.مرسی.

    آنی | April 3, 2008 6:48 PM

    سلام انارستانی ها جون
    من این هفته که نتونستم وزنمو ثبت کنم.صفحه باز نشد
    این هفته هم که بیاد دارم می رم مسافرت.تازه یادم اومده عید بوده و تعطیلی و اینا
    البته برام خیلی خوبه.چون اخلاقم بالکل عوض شده و بهانه گیر شدم و گیج می زنم.
    دیانا جونم اگه این کامنت رو دیدی یادت بمونه پلیز.
    چون انار سرش شلوغه و داره ثانیه ثانیه ی حضور مامانی و خواهر خوبشو توی دل و ذهنش ثبت می کنه.و دلم می خواد همه ی حواسش اونجا باشه.
    دوستتون دارم

    rokhy | April 3, 2008 8:19 PM

    شری جون نمی دونم که چرا مسیرم رو نتونستی ببینی. من چیزی را خصوصی نکردم. من زیاد دوست و آشنای ایرانی ندارم برا همین احتمال این که دوست هات رو بشناسم کمه. هرچند که این دنیا انقد کوچیکه که هیچ وقت نمی شه گفت. در حال حاضر وبلاگ ندارم. اما تو فکرش هستم که یک کم بیش تر بنویسم.
    به هر حال از آشنایی با شما خوش وقت شدم و از این که از شهر ما خوشت آمده خوشنود.
    در ضمن با سربلندی اعلام می کنم که من صیح در حالی که هوا کاملا سرد بود و نیمه تاریک رفتم و درست 60 دقیقه دویدم. شماها تا حالا صبح زود کنار رودخانه دویدید؟ روی رودخانه یک متر مه گرفته بود و کم کم با بالاتر رفتن خورشید مه رقیق و رقیق تر شد تا از بین رفت. جای همه تون خالی بود البته نه تو سربالایی ها وقتی داشتم هن و هن می کردم...

    dena | April 3, 2008 11:17 PM

    آنی جون
    انار همیشه توصیه می کنه که ما ممنوعیت غذایی نداریم ولی محدودیت رو باید رعایت کنیم. پس تو هم شکلات رو بخور ولی آگاهانه بخور و سعی کنی که به مرور این وابسته گی رو کم و کم تر کنی. شکلات با تعابیر انار٬ انرژی توخالی داره و ارزش غذایی اش هم خیلی پایین هستش و در عین حال میزان کالری اش بالا.
    در مورد گروه و لوگ و اینکه چرا انار تپل شد و چرا این وبلاگ رو باز کرد و چرا این گروه تشکیل شد و....همه و همه رو اون بالا انار توی سه قسمت کلی و با این زیرمجموعه ها نوشته:

    - عضویت در گروه شامل:
    درباره گروه سه شنبه طلایی
    راهنمای عضویت در گروه
    اساسنامه

    -لینکهای گروه شامل:
    لوگ وزن گروه
    لینک های مفید
    ورزش در گروه سه شنبه ها

    -انار به تفصیل شامل:
    درباره این وبلاگ
    سیستم امتیازی
    دونده شدن انار
    پیشرفت انار

    لطفا بخوان و هر جاش که برات نامفهوم هستش٬ بگو بیشتر توضیح بدیم.
    ممنون که حس و حال ات رو با ما شریک شدی.

    دیانا | April 4, 2008 12:27 AM

    شری عزیزمون
    من هم اگه مثل تو ۲۶ سال روی خارج از ایران زندگی کرده بودم الان باید تخم کبوتر! می خوردم تا زبون ام باز بشه. یادمه وقتی عضو شدی یکی از اهداف جنبی ات این بود که بتونی توی یه محیط فارسی زبان فعالیت داشته باشی. می دونم که برات خیلی سخته و زندگی توی جایی که فارسی هیچ کاربردی نداره چقدر آدم رو از واژه ها و اصطلاحها دور می کنه. ولی ما به وجودت افتخار می کنیم که اینطوری دل ات در گرو مهر فارسی نویسی و فارسی حرف زدنه و هی دنبال سایتی می گردی که بتونی برای ما نوشته هات رو به فارسی تبدیل کنی. این برامون خیلی ارزش داره شری جون. از نظر لطف ات هم خیلی ممنونم. من هم راستش رو بخوای توی نوشتن کمی روان هستم ولی اصولا خیلی کم حرفم!. حالا پر نویسی های اینجا هم باز از معجزات انارستان هستش که آدم رو به وجد میاره و نه تنها حجم آدم رو کم می کنه و سن آدم رو توی نووجونی! فیکس نگه می داره٬ سوای اون انگشتهای آدم رو هم روی کیبورد می رقصونه!.

    دیانا مترقص کیبوردیان!

    دیانا | April 4, 2008 12:28 AM

    آلوچه خانوم عزیز
    خیلی خوش اومدی. نگران نباش دوباره همه چی میزون می شه و به وادی نور می رسی!. با سابقه ی کاهش وزنی که قبلا داشتی و همت و اراده ایی که به خرج دادی و سوای اون همیشه در حال انتقال یافته هات به سایر دوستان بودی٬ باید بگم که این حضورت رو هم برای خودت و هم برای خودمون به فال نیک می گیریم که می تونیم بیشتر از مصاحبت ات بهره ببریم.
    انار توی پست قبل در مورد اساسنامه ازمون نظرخواهی کرد و ظاهرا می خواد کمی توش تغییر ایجاد کنه. منتها طبق اساسنامه ی فعلی چون رکوردت توی لوگ رو به روز نکرده بودی و از طرفی ملاک عمل انار هم آخرین تاریخ به روز رسانی لوگ هستش٬ در نتیجه بعد از سه ماه انار مجبور شد که اسم ات رو از لوگ برداره تا خودت برگردی. الان هم باید به انار ایمیل بزنی تا بتونه برات دعوتنامه ی مجدد بفرسته. منتها چون انار مهمون عزیزی داره٬ احتمالا کمی طول می کشه تا بتونه دعوتنامه رو بفرسته.
    به هر حال از دیدن کامنت ات خیلی خوشحال شدیم بخصوص که قبل از عید وعده داده بودی بهمون که بعد از تعطیلات برمی گردی و الان هم مصداق الوعده وفا شدی خواهر!. بیا برنامه هات شروع کن که هوای دل انگیز بهاری بد جوری آدم رو می طلبه برای ورزش و پیاده روی.

    دیانا شادمانیان فر!

    دیانا | April 4, 2008 12:30 AM

    دنا جون
    فکر کنم که شری مسیر دویدن رو دیده ولی می خواد در جریان برنامه های دویدن ات باشه که احتمالا هنوز وارد نکردی من هم مثل شری عزیز مشتاقم که بیشتر در مورد دویدن هات بدونم. اصلا می گم تو که اینقدر خواننده ی خوبی هستی و هوای ماها رو داری و تمرین دویدن هم داری می کنی٬ پس چرا نمی یای یه کارت عضویت توی انارستان بگیری خواهر!. همونطور که می دونی انارستان فقط برای کاهش وزن نیستش٬ یه تعداد از اعضا هم فقط برای تثبیت وزن یا فعالیت بیشتر عضو شدن. خلاصه که اگه شرایط ات اجازه می ده بیا کارت اناری!(بر پایه ی کارت ملی!) بگیر و ما رو خوشحال کن پلیز.
    با اون توصیف مه رقیق روی رودخونه هم خیلی حال کردم. دم ات اساس گرم!.

    دیانا مه خواه ولی اندر حوالی رودخانه ندار زاده!

    دیانا | April 4, 2008 12:31 AM

    رخی جون
    سفر خوش بگذره٬ برو که داریم ات. ایشالا سفر خوش بگذره و حسابی ترگل ورگل و با روحیه ی بهتر برگردی. فقط ورزش یادت نره و سهم ورزشی هر روز رو بریز توی صندوق صدقات وزشی-نرمشی تا از هفتاد نوع پذیرش کالری مازاد محفوظ بمونی مادر!.

    دیانا صدقات ورزشی طلب!

    دیانا | April 4, 2008 12:32 AM

    حرف مهناز افشار شد٬ من یاد گوگوش افتادم که چند وقته هی می خوام ازتون بپرسم که هیچکدوم تون با گوگوش در ارتباط نیستین؟. اگه باهاش ارتباط دارین بهش بگین که در اسرع وقت خودش رو به انارستان معرفی کنه تا بتونه هم افزایش وزن اش رو تعدیل کنه و هم سلامت اش رو تضمین.
    ضمنا ماها که هیچکدوم توی مباحث ژنتیکی وجودمون هیچ نقشی نداشتیم٬ که خوشگلی یا ناخوشگلی! بخواد نقشی برامون بازی کنه. از قدیم شاعر گفته:

    صورت زیبای ظاهر هیچ نیست
    ای برادر سیرت زیبا بیار!

    حالا دیانا می گه:

    سیرت نگری پیشه ی عشق اشت
    ظاهر نگری افسون عشق است!

    حالا ای انارستانی ها از من به شما نصیحت! که وقتی دنبال عشق و عاشقی می رین٬ از افسون! بپرهیزین و به پیشه روی بیارین پلیز!.

    دیانا عارف وادی پیشه ی عشق انارستانی خواه!

    دیانا | April 4, 2008 12:34 AM

    بچه ها مامان من فردا صبح میره و من چون فقط بعد از یه سال و نیم دارم چهار روز میبینمش با اجازه بعد که رفت میام میتینگ رو میبندم و دعوتنامه ها رو هم که با ایمیل تقاضا کرده بودید میفرستم.

    انار | April 4, 2008 2:17 AM

    سلام دوست جونا ببخشید من یه ذره کم پیدام به خدا فکر نکنین بی معرفتم یا فقط فکر خودم هستم و به شما سر نمی زنم به جونه خودم اینطوری نیست باید دنبال خونه بگردیم برا همین یه ذره درگیرم همش از این بنگاه به اون بنگاه ولی عذاب وجدان گرفتم که نمیام زیاد اینجا تازشم حسودیمم می شه همه میاین با هم اینجا هی حرف می زنین:) انشاالاه زودی خونه پیدا کنیم من به روال سابق برگردم از حسودی دارم می ترکم بابا جون

    مهسا | April 4, 2008 6:00 AM

    انار جونم نمی دونم باید چیکار کنم که بتونی جدولام رو ببینی

    مهسا | April 4, 2008 6:01 AM

    سلام به همه.من اینترنتم قطعه ولی امروز که اومدم و کامنتاتون رو خوندم و کامنت دیانای عزیزم رو این تو خوندم کلیییییییییییی انرژی گرفتم.واقعا مرسی از همه شما ها که به من لطف دارین.
    دیانا راست می گه من تغییر حجمم خیلی چشمگیر بوده!!!قسمت عمده اش هم به خاطر ورزشه فکر کنم.در هر حال منم از دیدن عکسهای خیلی از شماها جا خوردم و کلی ذوق کردم براتون.بوووووووووووس برای تمام انارستانی های با معرفت و مصمم

    سالومه | April 4, 2008 7:21 AM

    دیانا جانم من اصلا ظاهر بین نیستم فقط چون آزی گفت که آقای کینگ کونگ وقتی حسودیش می خواد بشه می گه اون یه چیز دیگه هست می گم که هیچم نیست همین بخداااا

    بهارک | April 4, 2008 9:34 AM

    من بیچاره هنوز سه هفته هم نشده عضو اين گروه شدم مجبور شدم برم عضویت باشگاه رو واسه سه ماه متوقف (freeze) كنم:( يه نكته ي بدش هم اينه كه خودم ترازو ندارم:( حالا اينا هيچ كدوم بهانه هيچي نيست هااا، درد دل بود! بعدش هم من آرشيو دو تا وبلاگ قبلي و اين يكي رو خوندم و نظرات همه رو هم هميشه مي خونم. يه جوري انگار همه رو ميشناسم اما دست به كامنت گذاشتنم خوب نيست. خلاصه اينا رو نوشتم صرفا اظهار وجود كرده باشم! راستي يه درد دل ديگه! من تو چند ماه اخير چند كيلو كم كردم اما دريغ از تغيير حجم و سايز! اين واسه من عجيب معمايي شده كه اين وزن ها از كجا چه طوري كم شدن كه هيچ نشونه عيني ندارن! اي بابا. بعد تازه من اگه همينقدري كه اين چند ماه كم كردم بازم كم كنم ميشم وزن ايده آلم، يعني با اين حساب الان بايد نصف حجم وزن شروعم رو داشته باشم اما انگار نه انگار!!!

    سيما | April 4, 2008 11:57 AM

    سلام به همه.امیدوارم عید خوش گذشته باشه و همه حتی نادمین! به قول انار زودی برگردن سر برنامه های منظم مانکن شدگی.چند تا نکته رو جسارتآ میخواستم بگم.اول اینکه این بازه زمانی که ما توش هستیم یعنی نیمه دوم فروردین تا تابستونفبهترین و موفق ترین زمتن سال برای وزن کم کردن هست.اینو تجربیات حجیم من ( که البته زیادم به درد خودم نخورده! ) میگه.تو این مدت هوا خوبه نه گرمه و نه سرد و میشه راحت ورزش و پیاده روی کرد از مهمونی بازی و مسافرت هم معمولآ خبری نیست و همه سرشون به امتحانای خودشون یا بچه هاشون گرمه و کلآ فصل ژر کار ساله و برنامه ریزی جواب میده.و بازم به خاطر خوب بودن هوا دلیل نداره کل تفریح و بیرون رفتن آدم محدود بشه به اینکه زود خودتو بچپونی تو یه رستوران یا کافی شاپ و هی بخوری.اینه که آدم فعالیت بیشتر و خوردن کمتر داره.خلاصه حسابی میشه ازش استفاده کرد.البته خودتون همه استادین.یه چیز دیگه هم اینکه کسایی که از تنقلات ترش واسه میانوعده استفاده میکنن مثل لواشک و آلوچه و ذغال اخته و اینا و فکر میکنن اینا کالریشون کمه: منم سابقآ به این کار اشتغال داشتم ولی غلطه.اولآ این مواد یه مفادیر متنابهی نمک دارن که ضرر داره ثانیآ علاوه بر زیاد کردن اشتها پپسین و اسید معده رو تحریک میکنه و پایانه های عصبی دیواره معده رو که پیام کشیدگی و پر شدگی رو به مغز میفرستن مختل میکنه ودر نتیجه پیام سیری دیر تر از مغز میرسه و همه اینا روی هم یعنی خوردن زیاد.ممکنه همون لحظه آدم گرسنه نشه ولی روی برایند خوردنش اثر افزایشی میذاره.اینه که این ها کالری خطرناکن.در عین اینکه آدم فکر میکنه چیزی نخورده که ...گشنه میشه و میشینه به خوردن.اگه ترشی دوست دارین به عنوان یه کالری بخورین نه اینکه یه چیز ر}یمیه و حواستون هم به اشتها زاییش باشه.خوب من دیگه باید از منبر بیام پایین.ببخشید که ژرچونگی کردمهمه موفق و شاد و خرسند باشین.ضمنآ جون من اگه چاقاله بادوم میخرین قسمتون میدم تا خونه طاقت بیارین و بشورینش حسابی!!!!ویروسای بدی اومده

    بهاران | April 4, 2008 12:01 PM

    یعنی این هفته ستاره بازی نداریم؟
    آخ جون.
    من باید 2 تا ستاره پس بدما .بیا این ستاره ها رو از خرخره ام بکش بیرون که آدم بشم و دیگه از پله ها نیافتم که کمرم ناقص بشه و رژیمم بشکنه.

    الی | April 4, 2008 1:03 PM

    anar jun,
    mishe lotfan un barnameye 24 haftaro ye ja too in weblog bezari, va address bedi.
    man peydash nemikonam
    .kami ta ghesmati fori!

    mamnoon
    mitra

    mitra | April 4, 2008 3:12 PM

    سلام به همه

    ممنون از کسی که زحمت کشیده اسم منو درست کرده :)

    من نمی تونم با لوگ جدید کار کنم! نمی تونم هیچی را تغییر بدم فقط می تونم ببینمش. وزنم تغییری نکرده فقط می خوام تاریخ را به روز کنم.

    شب تاب | April 4, 2008 4:05 PM

    من هم چند تا تصمیم کبری دارم که باید طبق گفته انار جون براش برنامه ریزی کنم. هرچند بعضی تصمیم هام برای امور خیر نیست ولی خوب گریزی هم ازش نیست! پس دعوتت را لبیک گوئیم ای رهبر فرزانه, انار بانو (از اون رهبرای فرزانه نه ها, از این خوباش :) ).

    Fairy | April 4, 2008 5:13 PM

    سلام. انار جون چشمت خیلی روشن که مامانت اومده پیشت. من امروز با ترس و لرز اومدم که لیست حذفی ها رو ببینم و فکر کردم لابد حذف شدم با این همه کم کاری ام ! بد دیدم که هنوز نه ! :) من از سر کارم نمی تونم لوگ وزن رو آپدیتش کنم و باید از خونه بکنم. امشب ایشالله میرم بعد از مدتی وزن میکنم خودمو و آپدیت میکنم لوگ رو.

    Tameshk | April 4, 2008 6:10 PM

    سلام انار جان
    چشمت روشن که مامانت آمده
    امیدوارم حسابی بهت خوش بگذره
    بوس

    سردرگم | April 4, 2008 6:14 PM

    مگه لوگ جدید و قدیمی دارم؟؟؟ چی می گین من که همون لوگ که سه ماه پیش بهم لینک داده بودی انار جان همش همونو آپ می کنم نمی فهمم والا

    بهارک | April 4, 2008 8:14 PM

    دیانا [ون مرسی از راهنماییت اما متاسفانه قسمتهایی که به من گفتی باز نمیشه برای من. اگه من بخوام یه دستور غدایی بزارم یا یه مطلب ر\یمی باید تو همین قسمت که همه با هم ارتباط داریم بزارم؟ .بازم ممنون.
    انار [ون امیدوارم لحظه لحظه اش بهت خوش بگذره!

    ani | April 4, 2008 8:35 PM

    آنی دستور غذاییت رو برای من بفرست با عکس آپلود میکنم. یه دونه هم نون آلبالو فرستاده بود هنوز نکردم.

    انار | April 4, 2008 9:33 PM

    بهارک لوگ همونه. شب تاب چند ماهی غایب بود و حذف شده بود. شب تاب با چه ایمیلی داری سعی میکنی لاگین بشی؟

    انار | April 4, 2008 9:50 PM

    انار جان من با همین ایمیلی که اینجا هست چند هفته پیش عضو شدم ولی اسمم رفته بود ردیف دویست و چندم! و بعد از اون بود که از گروه یاهو هم حذفم کردی با این که من برگشته بودم! :((
    الان هم اسمم توی لوگ هست ولی فقط می بینمش. می تونم یه خونه یا یه ردیف را انتخاب کنم ولی نمی تونم تغییرش بدم. فقط می خوام تاریخ را عوض کنم وزنم ثابت تشریف داره.

    شب تاب | April 4, 2008 11:37 PM

    چرا اسم همه کامنت گذاران قرمزه خوشرنگه ولی اسم من سیاهه؟

    شب تاب | April 4, 2008 11:38 PM

    سلام دوستان
    اگه می شه لطف کنین و کمی بابت کرم های نگه دارنده پوست (اگه استفاده می کنین) بهم بگین. منظورم کرم روز مرطوب کننده یا یه چیزی تو همین مایه ها برا پوست معمولیه برای سن 30. من لیراک استفاده می کنم. می خوام بدونم کسی با دلیل بهترشو سراغ داره؟ ممنون

    رزیتا | April 5, 2008 12:57 AM

    شب تاب هرکس که آدرس وبلاگ گذاشته اسمش قرمزه چون اسمش لینک به وبلاگش داره.

    انار | April 5, 2008 2:55 AM

    شب تاب نمیتونستی ادیت کنی چون من ایمیلت رو از لیست حذف کرده بودم. چه جوری تونسته بودی اسمت رو وارد کنی؟! به هر حال من برات دعوتنامه جدید فرستادم. اگر نرسید خبر بده . اوکی؟

    انار | April 5, 2008 2:59 AM

    سیما پیاده روی رو شروع کن. همونجور که بهاران گفت الان هم بهترین فصله. یه گام شمار بخر بزن تو کار پیاده روی.

    انار | April 5, 2008 3:01 AM

    انار جان خیلی خوش حالم که با مامانت خوش گذشته. من که هر وقت مامانم می آد این جا انقدر روحیه ام خوب می شه که نگو تا چند وقت اصلا یک آدم دیگه ام..
    دیانا جون مرسی که دعوتم کردی عضو شم. آخه من یک کم خجالتی ام و بدون دعوت جایی نمی رم!! اما از شوخی گذشته دلیل اصلی این که عضو نمی شم منبود وقت است و این که می ترسم الکی بخوام کم بخورم که ستاره بگیرم چون من یک کم اهل رقابت هستم. اما در واقع خودم می دونم که اضافه وزن ندازم. از این که این جا هستش که هر وقت بخوام می آم و حرف می زنم و سماها هم تحویلم می گیرین خوش حالم. خیلی ممنون دوست های خوب ندیده ام

    Anonymous | April 5, 2008 4:01 AM

    کامنت بالا نوشته دنا 32 ساله از سیدنی بود!

    dena | April 5, 2008 4:02 AM

    من نمی تونم کامنتاتونو توی وبلاگاتون جواب بدم :( نمیدونم چرا؟؟؟
    ولی تصمیم دارم از میتینگ این هفته برنامه 8 هفته ای ورزش خودمو شروع کنم.هر کی دوست داره و پایه ورزشه یا علی!!
    من سه شنبه جدولم رو می کشم.
    راستی انار نظر تو راجع به تنوع در ورزش چیه؟یعنی اگه من 1 روز تنیس /1 روز استخر /1 یا 2 روز جیم و 1 روز یوگا برم خوبه؟ تنیس و شنا که ورزشهای همیشگیمه.یوگا هم برای آرامش و ..../می مونه باشگاه که شک دارم بادی کاندیشنینگ رو برم یا نه؟

    سالومه | April 5, 2008 5:48 AM

    سلام انار جون!
    اولا که جای مامان جون خالی نباشه !
    ثانیا که خواهر خودم از شرمندگی دارم میمیرم هی حالا دست به دلم نذار!! من وزنم سه کیلو اضافه شده توی لوگ هم وارد کردم +3 !!!!!!
    قول میدم بعد از امتحانام به برنامه اساسی برای خودم تنظیم کنم !!!

    لیلی | April 5, 2008 7:35 AM

    چه جالب! اتفاقا من می خواستم که این ماهیتابه رو بخرم اما زیاد از کارش مطمئن نبودم حالا که رئیس انار تائیدش کرده پس میرم می خرم. چه مامان بامزه ای میدونه باید چی بخره برای دخترش که حسابی بدرد دخترش و کل انارستان بخوره.

    آلبالو | April 5, 2008 8:00 AM

    انار منم باید 2 تا ستاره پس میدادم. لوگ هم به روز کرده بودم پس چرا ستاره هام رو نگرفتی که آدم بشم؟

    الی | April 5, 2008 8:01 AM

    سلام انار جان
    من می خواستم اگه امکانش باشه عضو گروهتون بشم ! ولی نمی دونم جریان عضویت چطوریه و برنامه چند هفته ای رو باید شروع کنم ؟! میشه کمک کنی و برام توضیح بدی ؟!

    لیلا | April 5, 2008 8:12 AM

    سالومه من هم باهاتم. بریم رئیس. من هم از سه شنبه شروع می کنم.

    آلبالو | April 5, 2008 9:09 AM

    خانوم اجازه منمیه چی بگم؟
    میگما فکرکنم انار سرش شلوغه. حالا اگه کسی دیگه میدونه بهم بگه:
    این ماهیتابه ایرانی که ان شالله نیست؟یه اسم خارجی داره دیگه؟ نوع مدلی چیزی؟ اگه هست بهم بگه لطفا که من بگردم اینجا پیدا کنم بخرم. والا اینجوری باید دنبال قیافه این مدلی تو ماهی تابه ها بگردم دیگهههه
    هم اکنون به یاری سبز شما نیازمندیم.

    رقی | April 5, 2008 9:25 AM

    لیلا جان اون بالای صفحه لینکی هست که روش نوشته عضویت در گروه. اونجا میتونی تمام اطلاعاتی رو که لازم داری پیدا کنی.

    شانه بسر | April 5, 2008 9:27 AM

    انار جان جای مامانت خالی نباشه.
    فکر کنم اون ماهیتابه همون ماهیتابه happy call باشه،نه انار جون؟
    تا اونجایی که من می دونم کره ایه رقی جون و حدود 40 هزار تومن قیمتشه.من ندارم اما خونواده داییم دارن و ازش خیای راضین.
    همین جا از همه دوستای نازم که تولدمو تبریک گفتن و کلی خوشحالم کردن تشکر می کنم.بوووس برای همه!

    آریس | April 5, 2008 9:34 AM

    من هم از این تابه ها دارم. خیلی به دردبخوره. رقی جون شرمنده مال من ایرانیه ولی اصلش باید خارجی باشه که اینا از روش ساختن. دنبال قیافه این مدلی بگردی راحت تر پیدا میکنیس احتمالاً :) داخلش هم جنسش تفلونه، یک طرفش تقریباً صافه و طرف دیگه اش مثل تابه هایی هست که برای بیفتک و استیک و اینا استفاده میشه و راه راهه.

    شانه بسر | April 5, 2008 9:36 AM

    عکسش رو که الان دیدم مطمئن شدم همون happy call محصول کره می باشد.و انگار گران هم شده است!

    آریس | April 5, 2008 9:40 AM

    سلام به همه . من دوباره برگشتم این دفعه دیگه تصمیم جدی برای رژیم و ورزش دارم .از این ماهی تابه ها من هم دارم و خیلی هم ازش راضیم . مال من هم مارک ARSHIA است که قیمتش مناسب تر از بقیه مارک هاست . ولی تفاوتی نداره . خلاصه خیلی چیز خوبیه

    پریسا | April 5, 2008 10:15 AM

    واه واه چه پز قابلمه هاشونو ميدن به هم...
    انار جاي مامانت سبز!پس حتما كلي كيف كرده كه چه دختري تربيت كرده و چقدر كارهاي گنده گنده مي كنه...
    بچه ها يه چيزي مي گم دعوام نكنيد كه بي ربطه وبچه تو برو بشين سر درست....آقا چند وقتيه توي قسمت تبليغات وبلاگ ها تبليغ اين كاتون جودي آبوت ميشه وهوش وحواسه ودله منو برده...بعد من هرچي روش كليك مي كنم تا به صفحه خريد ميرسه ميزنه فيلتر :)ميشه شما هم امتحان كنيد ؟من براي مدير سايتش ايميل زدم كه براي من اينجوريه ومن اينو ميخ وام ولي هنوز جوابي نداده...
    قول ميدم اگه بخرم فقط شبي يه قسمت ببينم

    آزي | April 5, 2008 10:25 AM

    انار جان من یک ایمیل از یکی از دوستانم دریافت کردم که درباره تبادل دانش در بلاگ ها تحقیق می کند.
    خواهش کردند که اگر کسی را می شناسم برایشان بفرستم. من دیدم چی بهتر از شماها!
    اگر اجازه بدهیآدرس انارستان را برایشان فوروارد کنم؟
    http://www.surveymonkey.com/s.aspx?sm=kqM36bUHAtsq4n_2fi4J0VbA_3d_3d

    آرام | April 5, 2008 10:30 AM

    من 2 - 3 هفته ایی هست که برگشتم و لوگ رو هم آپدیت کردم، پس چرا هنوز هم غیر فعال موندم ؟ : (

    Shady | April 5, 2008 10:50 AM

    سلام دوستان .امیدوارم تعطیلات خوبی رو گذرونده باشید.من برگشتم اما خیلی افسرده و مستاصلم وبه شدت اعتماد به نفسم اومده پائین.عید وزنم اضافه نشد اما خیلی کم مهمونی رفتم از بس احساس بی ریختی وچاقی می کردم.به نظرم میاد که وزنم اضافه نشده اما سایزم اضافه شده.الان دارم سعی می کنم خود باوریم رو تقویت کنم و دوباره برگردم به مسیر اصلیم

    بهار | April 5, 2008 11:12 AM

    انار جان فکر کنم منم باید ستاره هام رو پس می دادم!

    بهار | April 5, 2008 11:14 AM

    سلام به همه
    منم بلاخره کلنگ وبلاگم و زدم .خوشحال میشم دوستهای خوبی با هم باشیم.لطفا اگه دوست دارین آدرس وبلاگتون برام بزارین .با اjازه انار و دیانا رو گذاشتم .مرسی.انار [ون برات ایمیل میکنم.میتونین یک کار دیگه هم بکنم اگه وقت نداری تو همین وبلاگ خودم بزارم بعد هر وقت وقت کردی بزارش تو این[ا که یک آرشیو خوبی بشه از همه ب]ه ها.
    ببخشین من حروف j , ch ندارم.

    ani | April 5, 2008 11:30 AM

    http://gladgirl80.blogfa.com/

    ani | April 5, 2008 11:31 AM

    http://gita.extrapounds.com
    من ایجا هستم
    لینک برنامه 8 هفتهای ام را گذاشتم .
    کالری پایه 1500 ولی کالری مورد نیاز کاهش 1 پوند 1300 وکدام درست است ؟

    sadaf | April 5, 2008 11:36 AM

    به به همه ماهیتابه خوشگل مشگل دارن.منم هی چند وقته می خوام این ماهیتابه رو بخرم ولی مطمئن نبودم که به درد بخوره.حالا که شماها می گین پس حتما خوبه دیگه.
    به جاش یه گریل برقی رومیزی خریدم که عالیه.می شه گذاشتش تو بالکن یا حتی تو آشپزخونه .توش المنت برقی داره و همه چیز رو عالی و مغز پخت می کنه.من دیروز روش بادمجون و کدو رو با یک تکه مرغ تو 15 دقیقه گریل کردم وسط پخت هم روش سس باربیکیو و روغن زیتون مالیدم محشر بود.جای همه تون واقعا خالی:)))

    سالومه | April 5, 2008 11:41 AM

    من هم از پارسال دارم به خواهرم می گم برام از اونا بخره :)) 50 تومنه اینجا دیدم اگه به درد آشپزی آسون می خره من هم پس می خرم D:

    بهارک | April 5, 2008 12:19 PM

    من که 16 پوند کم کردم و لوگ را هم دیروز یه روز کردم مرسی از راهنمایی هاتون انار عزیزم و شانه به سر عزیزم

    بهارک | April 5, 2008 12:23 PM

    مرسی از توضیحات دیانا و آزی اگه اشتباه نکرده باشم . به انار ای میل زدم یکی نگاه کنه ببینه من سه ماه و ده روزم تموم شده یا نه ؟
    قربونت دستتون !

    آلوچه خانوم | April 5, 2008 1:21 PM

    راستی انار خانوم چشمت روشن . مامانت چه کار خوبی کردند جدا جدا اومدن پیشتون ... گاهی اینجوری بیشتر می چسبه . امیدوارم لحظه و خاطره های خوبی برای هم ساخته باشید .

    آلوچه خانوم | April 5, 2008 1:28 PM

    سلام به همه انارستانی ها .

    دلم برای همتون تنگیده بود...

    من بعد 2هفته از کوچ کردن از شهر به یه جایی که مثلا دشت و دمن میگن بهش ... 2 کیلو سبک تر شدم .واقعا شاهکاری بوددرزندگیم .ورزشم از امروز شروع کردم . بابا ورزشکار.استخر و تردمیل میخوام بزارم پشتش

    نادی | April 5, 2008 4:59 PM

    آرام جان ایمیل کن. از نظر من که اشکالی نداره.
    بهار و الی برم ببینم چه ستاره ای باید پس میدادین آپدیت کنم لیست رو.

    انار | April 5, 2008 5:23 PM

    انار جون من بخوام یک ستاره جدید بگیرم باید برای چه وزنی هدفم رو قرار بدم؟ من الان واسه 15 پوند گرفتن 16 پوند کم کردم اما فکر می کنم برای گروه حد نصاب باید 17 باشه؟ البته آخه ستاره خیلی باعث تشویقه

    بهارک | April 5, 2008 6:12 PM

    ستاره بعد از 15 پوند ستاره 20 پوندیه. اگه روی ستاره ها رو اون کنار نگاه کنی روش نوشته هرکدوم مال چه مقدار پوند هستند.

    انار | April 5, 2008 6:46 PM

    به به پس بشتابيد براي مجلسي كردن هيكل...

    آزي | April 5, 2008 7:33 PM