« میتینگ 62 | صفحه اول | میتینگ 64 »
آقا من میتینگ رو زود شروع کنم اشکال داره؟ خوب شماها که دستتون نمیرسه بنابراین من زور زورکی زود شروع میکنم!:دی
خوب بنده به نظر میاد که انقدر نا پرهیزی کردم و این یه هفته به ورزش نکردن و دیر خوابیدن و بی نظم غذا خوردن گذشت که آخرش سرما خوردم. حیف از اون سیستم ایمنی بسیار زیبا. بد مصب شده بود دیگه مقاوم بمب هم بهش اثر نمیکرد. منی که یه هفته در میون سرما روی سرما میخوردم یک سال و نیم بود سرما نخورده بودم. الان گلوم یه جوریه. دماغم هم یخورده عطسه اش میاد اما اون حساب نیست چون من به گربه ها آلرژی دارم و این هفته هم آلرژیش شدید بوده.
اما خلاصه آمدم بگم اگرشما اسمتان شانه به سر نیست که مرتب و منظم این هفته جدول نوشته باشید و هفته اول عید به دید و بازدید و مهمون بازی گذروندید و خواب و خوراکتون ریخته به هم به این انار بپیوندید و از همین الان دو دست بر زانو گذاشته و زندگی رو منظم کنید که عمر میگذرد و هرچی بیشتر لفتش بدین بعد سخت تر میشه. البته به ما این چند روز با خواهرک خیلی خوش گذشت اما دیگه بسه. هیچ حوصله سرما خوردگی ندارم.
تکمیل 1. عرضم به حضور انورتون که خوبه که این میتینگها تاپیه و من قرار نیست براتون نطق کنم چون گلوم انقدر درد میکرده که نگو. البته الان خیلی بهتر شده. صبح رفتم دکتر یخورده دوا اینای معمولی داد در حد مسکن و قرص برای گرفتگی دماغ و از گلوم نمونه برداری کرد که ببینه باکتری نباشه. اگر باکتری باشه اینجا آنتی بیوتیک میدن وگرنه سرماخوردگی ویروسی رو میگن برو استراحت کن تا خوب بشی. اینه که من امروز لحافم رو برداشته ام آمده ام جلوی تلویزیون و از هال برای شما میلاگم. هوای بیرون خیلی خوبه و جون میده برای دویدن. شما خوبین؟ ورزش میرین؟ من که هنوز هیچ تمرینی برای مسابقه ام نکرده ام. این چند وقت آینده راستش تصمیم گرفتم بیخودی روی کاهش وزن تمرکز نکنم و همین نگهداری یه لایف استایل درست برام بسه. برای اینکه میخوام درسم تموم بشه و کار خوب گیر بیارم و کاهش وزن برام اولویت نیست. اولویت اولم تحقیقمه و اولویت دومم کار پیدا کردن. هنوز هم تصمیم نگرفتم اما شاید یه مدت جدول هم نکشم و کالری هم نشمرم. عوضش روی وضعیت بدنم و وضعیت ذهنیم تمرکز کنم که جوری روز به روز زندگی کنم که شب که میرم توی تخت "از خودم خوشم بیاد". شماها که میدونید چی میگم. اگر آدم پرخوری کنه, یا ناپرهیزی کنه, یا ورزش منظم نره, یا توی لباسش جا نشه "از خودش خوشش نمیاد". اما وقتی که ذهنا برای کالری شماری و جدول کشی و اینا میذاشتم الان لازم دارم باهاش دنبال کار بگردم. بالاخره دوتا از مهمترین عناصر مدیریت زمان اولویت بندی و واقع گراییه. من توانایی ذهنی و اعصابیم رو الان شناخته ام و فهمیدم بیشتر از دوتا رو نمیتونم باهم اداره کنم. سه تا که میشه یکیش باید تقریبا روی خودکار باشه وگرنه سیستم هنگ میکنه و اونوقت هیچ کدومش رو نمیتونم انجام بدم. الان نگهداری وزنم در همین حد و زندگی سالم خوب رو میتونم خودکار انجام بدم و فکر کردن و انرژی دیگه لازم نداره(که البته بنده بسیار به این موضوع مفتخرم) اما اگه بخوام هی جدول بکشم و کالری بشمرم که وزن کم کنم دیگه از حالت خودکار خارج میشه. شماها چطورین؟ کاش این ایام عیدی بشینین کارهایی که میخواهید امسال بکنید رو لیست کنید و اولویت بندی کنید. باور کنید وقتی برنامه ریزی داشته باشید و بدونید چرا الان فلان کار رو دارید انجام نمیدید و به موقع اش میرین سرش و توی برنامه هست حال آدم خیلی بهتر میشه به جای اینکه بخواد همه کارهای مهم دنیا رو با هم بکنه و آخرش هم نتونه و هیچ کدوم انجام نشه.
خوب من برم دیگه بخوابم یه چرت. سرم گیج میره زیاد بشینم پای کامپیوتر.
تکمیل 2. خوب من جدول گروه رو مرتب و منظم کردم یه خورده. یه سری نکات:
مشخصات نینابه, میس ری و سیما به هم ریخته. من چون از سر کار دارم مینویسم جدولهای قدیمی رو ندارم که برم نگاه کنم اما اگر خودتون هنوز فعال هستید لطفا اگه میتونید مرتبش کنید. اگر نه خبر بدید من چند روز آینده تا میتینگ بعدی سعی میکنم از جدولهای قدیمی آپدیتش کنم.
اگر کسی به هر دلیلی مطمئن نیست که چطور جدولها رو باید اپدیت کنه لطفا به من ایمیل بزنه. چون اگر به هم بریزه آخرش من مرتبش میکنم و بنابراین خوشحال میشم همون اول با هم انجام بدیم. این داکیومنت گوگل اگه آدم باهاش تا حالا کار نکرده باشه آدم رو گیج میکنه. در نتیجه تعارف نکنید.
یه نفر جدول خواب و خوراک و ورزشش رو توی لوگ گروه توی یه شیت جدا نوشته بود که من مجبور شدم حذفش کنم. این فایل فقط برای موارد کلی گروهه. اما میتونید با همون اکانت جدول اکسل بسازید و جدا آپلود و با آدرس جدا پابلیش کنید.
من طبق اساسنامه اسامی افرادی که از گروه حذف شده اند رو از گروه یاهو هم حذف کردم:
آلوچه خانوم, زهرا, ماهی, رعنا, شب تاب, شیدا, زی زی
یه عده هم هستند که عضو هستند اما عکس ندارند. طبق اساسنامه هرکس عضو میشه باید عکس بذاره. لازم نیست عکس چهره هم داشته باشه اما بدون عکس نمیشه عضو شد. تا هفته دیگه هر عضوی که عکس نداشته باشه حذف میشه.
من اسامی اعضای حامله و اعضای مرخصی رفته رو گذاشتم توی شیت جداگانه. در مورد حاملگی و مرخصی میخواستم نظر شما رو جویا بشم. ما توی اساسنامه هیچ بندی راجع بهشون نداریم اما فکر کردم باید براش محدودیت زمانی بذاریم. مثلا مرخصی فقط 6 ماه مجازه. چطوره؟ و حاملگی اگر کسی یک سال بعد از حاملگی برنگشت حذف میشه. خوبه به نظر شما؟
و اما اسامی ستاره بگیر ها:
آرتمیس ستاره 15 پوندی میگیره. آفرین آرتمیس جان. بعد از اون پست صورت شطرنجی بازگشتی ظفرمند داشتی. تبریک!
مهسا هم ستاره 25 پوندی میگیره. مهسا جون خیلی خوبه که کالریهات به اندازه است و داری وزن هم کم میکنی. مبارکت باشه.
خانومی فقط من یه خواهش داشتم. این جدولت الان چندین هفته است که در فایر فاکس به هم ریخته دیده میشه. نمیشه درستش کنی؟
خوب هردو بیایید یک نطق مفصلی برامون سر صف بکنید ببینیم چه میکنید و چکارها میخواهید بکنید.
Comments
آخ جون! چشم آلبالو رو دور دیدم، خودم اول :))
شانه بسر | March 24, 2008 5:02 PM
سلام انار جونم اول از همه سال نوت مبارک عزیزم سال خوبی داشته باشی چند دفعه خواستم برات پیام تبریک بزارم صفحه باز نشد خلاصه سال خیلی خیلی خوبی داشته باشی
دوم من هم همدردم باهات از یه روز مونده به عید سرماخوردم فکر کنم یه ذره ضعیف شدم ولی کلا 1 کیلو دیگه کم کردم:) فردا میام می نویسم
مواظب خودت باش عزیزم امیدوارم زوده زود خوب بشی عزیزم
مهسا | March 24, 2008 5:07 PM
انار جون از مایعات گرم غافل نشو، چای کمرنگ، سوپ، شیر و عسل، و اگه توی دست و بالت هست گل گاوزبون و لیمو. امیدوارم زود خوب بشی.
من هر روز برنامه مو نوشتم که کنترلش از دستم در نره باز اینهمه شیرینی شکلات اومد توی خورد و خوراکم، یعنی اگه نمینوشتم چی میخواست بشه؟! تنها هنری که کردم این بود که آجیل نخوردم (اون هم چون پوستم سریع جوش میزنه با آجیل) یک چیز دیگه هم اینه که من حتی با وجود هله هوله خوردن غذاهای اصلیم سر جاشه، یعنی اینجوری نیستم که بگم حالا شیرینی خوردم پس دیگه شام نمیخورم! همینه که کالریهام زیاد میشه. میخوام هفته بعدی رو جدی تر باشم و خودمو جمع و جور کنم.
شانه بسر | March 24, 2008 5:12 PM
بچه ها جونی دوباره اینجا به همه سال نو رو تبریک می گم
سرسبزترين بهار تقديم توباد
آواي خوش هزارتقديم توباد
گويندكه لحظه اي است روييدن عشق
آن لحظه هزاربارتقديم توباد
مهسا | March 24, 2008 5:22 PM
اا چه سورپرايز شديم يهو...هاهاهاها..انار جون مراقب خودت باش دختر جان به توصيه هاي شاگرد زرنگ اين هفته شانه بسر جان هم گوش بده...بعدشم اينكه اهم اهم منم اين هفته با وجود گندكاريم برناممو كامل نوشتم وفكر كنم نتونيد اين همه بي نظمي در خواب واين همه كالري رو در طول يك هفته تجربه كنيد وازين نظر من ركورد دارم دي: ايضا امروز براي اولين بار در عمر پربركتم كه تا حالا حتي در روز 5عيد سر كار هم نرفته بودم رفتم باشگاه وبه مدت 2ساعت ورزش كردم..فقط من بودم ويه خام دكتر كه تخصص زنان وزايمان داره و در به در دنبال دختر دم بخت مي گرده براي پسرش..آخ جون امروز ديگه فكر كنم مطمئنا منو بگيره.هاهاهاها...آخه نمي دونيد توي باشگاه وبين دخترها اين خانم دكتر با اين فضولياشو امارگيري هاش معروفه...خلاصه كه شايد كه اضافه وزن پيدا كرده باشم وسنگر كالري شماري وورزش نيم بندمون رو به باد نداديم حتي در اين برنامه فشرده خاله بازي وبخور بخور
آزي | March 24, 2008 5:52 PM
ايضه اينكه شما به وبلاگ جديد ما سر نزديد.خوشحال ميشيم بيايد وبا شاگرد تنبل كلاس آشنا شيد..به قول شاعر:
مني كه تو عشق وعاشقي شاگرد اول هستم خانم معلم چرا اخر كلاس نشستم دي:
تو كلاس درسي كه معلمش تو بودي
الف اول وواو اخرش تو بودي..؟.....؟ا......يادم رفت؟چي بود بقيه ش؟
آزي | March 24, 2008 5:55 PM
azykonkoory.blogfa.com
آزي | March 24, 2008 5:57 PM
سلام انار جون خوبی میشه منم پروتکت کنی به جان خودم حسابی دارم تلاش میکنم
می خوام روز دفاعم حسابی خوش هیکل باشم راستی از الان هرکی ایرانه دعوت در ضمن من هرروز به جز اب و چای و گاهی یکی دوتا میوه هیچ چیزی نمی خورم چون همش نشستم و دارم کار می کنم اما روزی حداقل 10 ذقیقه و حداکثر 40 دقیقه استپر می رم
arezoo | March 24, 2008 6:37 PM
راستی من یه پیشنهاد داشتم می شه همگی بیایید تو یاهو که بتونیم یه چت کنفرانسی داشته باشیم همه خانم هایی که امثال سال خوش هیکلی و مانکنی اوناست
آی دی من توی یاهو هستش arezoo888@yahoo.com اگه انار جون اجازه بده فکر کنم اینجور باحال باشه
arezoo | March 24, 2008 6:43 PM
راستی کسی می دونه با این خط های که به خاطر چاقی روی تن به مرور زمان به وجود نیاد چیکار باید کرد و چجور می شه از بین بردشون
arezoo | March 24, 2008 7:19 PM
آرزو جان من توی وبلاگت هم سعی کردم بگم. من هیچ راه حلی معجزه آسایی برای لاغر شدن سریع نه بلدم و نه تشویق میکنم. برای اینکه نه تنها سالم نیست بلکه تحقیق پشت تحقیق ثابت کرده که وزنی که اینجوری کم بشه برمیگرده. به نظر من سعی کن روی ورزش بیشتر تاکید کنی(روزی نیم ساعت تا 45 دقیقه) و غذای کافی بخوری. دوتا میوه غذا نیست.
من والا اهل چت کردن نیستم اما اگر بچه ها کسی مایل بود تصمیم شخصیه.
انار | March 24, 2008 8:04 PM
ممنون انار جان
چشم سعی میکنم از کالری پایه استفاده کنم یا ورزش بیشتر در ضمن ممنون بخاطر وقت گذاشتنت سعی می کنم لاگ لیستم رو کامل کنم و بفرستم الانم دارم روی جدولی که لطف کردی و فرستادی کار می کنم
موفق باشی خانم
arezoo | March 24, 2008 8:16 PM
انار جانم ممنون از دعوت نامه.
من لوگ رو پر کردم.بعدشم share و publish
می شه ببینی دیده می شه یا نه؟
تا جایی که تونستم پست های رژیمی پارسال و توضیحات خوبتو خوندم.چون می دونم تکرار دوباره ها چقدر انرژی بره.
ممنون از همه ی مهربونیات و احساس مسوولیتهات.
می بوسمت.
سعی می کنم زودتر وبلاگ رژیمی توی بلاگفا راه بندازم.
rokhy | March 24, 2008 8:58 PM
بچه ها من براي دست گرمي وعالم بي عمل نبودن يه عكسكي گذاشتم حالا انشالا در اسرع وقت يه عكس تروتازه ميگيرم وميذارم
شب بر همه خانم ها وآقايون خوش
آزي | March 24, 2008 9:35 PM
انار جان
عیدت مبارک باشه. امیدوارم امسال حسابی خوب بدوی و شاد باشی و درصد چربی ات هم بیاد پایین.
برای بقیه اهالی انارستان هم همه آرزوهای خوب دنیا را می کنم.
دیانای عزیز مرسی که به من هم تبریک عید گفتی. همیشه خوش و سلامت باشی خانم.
من این مدت عیدی 5 روز خودم را تعطیل کرده بودم و مهمون داشتم. سندروم پرخوری میزبان گرفته بودم! چون مهمانهام خیلی هم تعارفی بودند و من برای این که آن ها تعارف نکنن خودم هی می خوردم! آن هم همه اش غذاهای چرب و چیلی مهمان تازه از ایران آمده پسند! فقط یک همتی کردم و یک روز در میان دویدم که از برنامه ام عقب نمانم. (البته بازهم حدودا یک هفته عقبم.) حالا باید یک تکانی به خودم بدم و خورد و خوراک را منظم کنم.
هم اکنون نیازمند یاری سبز شما انارستانی ها برای ادامه برنامه دویدنم هستم!!
dena | March 25, 2008 12:31 AM
میتینگ اومده خونه تکونی کن دل ات رو تو
آب پاشی کن دورو بر وبلاگ ات رو
گرد گیری کن عکس های آلبوم یاهو رو!
انارستانی باش٬ بالا نگه دار سرت رو
ما اومدیم ورزش رو تو دنیا مد کنیم
هرکار سختی که نمی شه شد٬ کنیم
نو بکنیم روشهای زنده گی رو
به عشق هم نگاه کنیم زنده گی رو
وسط وبلاگ بذاریم هر چی داریم
تو پست هامون رژیم و ورزش بکاریم
بوسه به خاک پاک لایف استایل زنیم
شکر واسه نعمت اناردادی کنیم
میتینگ اومده خونه تکونی کن دل ات رو تو
آب پاشی کن دورو بر وبلاگ ات رو
گرد گیری کن عکس های آلبوم یاهو رو!
انارستانی باش٬ بالا نگه دار سرت رو
حال همگروهی ها رو بپرس
کامنت های انرژی زا بنداز تو پست!
امروز انار داره می گه٬ Star دیگه
نوبتی هم باشه دیگه نوبت توست
چوب حراجی بزن اش تنبلی رو
آشتی بده روح خودت رو با Sports
ما اومدیم از اون قدیم گل بکاریم
با همه قسمت بکنیم هرچی داریم
میتینگ اومده خونه تکونی کن دل ات رو تو
آب پاشی کن دورو بروبلاگ ات رو
گرد گیری کن عکس های آلبوم یاهو رو!
انارستانی باش٬ بالا نگه دار سرت رو
...
...
انارستانیییییییییی٬ انارستانیییییییییی
*****************************************
آقا از قدیم گفتن: "سالی که نکوست از بهارش پیداست" حالا هم اولین میتینگ سال جدید با تقدم فاز! شروع شده٬ پس معلومه که سال ورزشی-رژیمی نکویی در پیش رو داریم.
پس به همین مناسبت بشنوید با صدای "گروه بچه های ایران" که زیان حال "گروه بچه های انارستان" رو خوندن:
http://www.yemahal.com/g.htm?id=11929
دیانا میتینگ پرست!
دیانا | March 25, 2008 1:54 AM
سلام سلام من برگشتم.آقا ستاره رو دیدم کلی غافلگیر شدم.خلاصه که منم به جمع ستاره دارهای 15 پاوندی پیوستم و الان دارم با دمم گردو و بادوم و این حرفا می شکنم:دی
به بقیه دوستان پر ستاره هم تبریک عرض می کنم و به کسانی که تازه به گروه اومدن هم خیر مقدم.
جای شما خالی چه شمالی رفتم!!!پر از بخور بخور.واقعا مایه آبروریزی بود.ولی خدا رو شکر نیومدم اصلا بالا.ولی عجب چیز مزخرفی یه این پر خوری!!بد ترین حس دنیاست.خلاصه که منم مثل آزی فردا که باشگاه باز بشه می خوام برم و یه کم بسوزونم شاید احساس گناهم حداقل یه کم بهتر شه.:ی
سالومه | March 25, 2008 5:26 AM
انار جون چرا لوگ ردیف من خراب شده همه سل ها نوشته 95؟؟؟!!!
مهسا | March 25, 2008 6:02 AM
با هزار بدبختی درستش کردم
مهسا | March 25, 2008 6:21 AM
انار جون مواظب خودت باش مایعات گرم بخور تا سرما خوردیگیت زودتر خوب بشه. ورزش هم نکنی بهتره.دفعه آخری که سرما خوردم تو زمستون بود. ورزش رو هم کنار نزاشتم با حال خراب می رفتم باشگاه. وحشتناک بود یک ماه تمام سرما خوردگیم طول کشید.
یکی سئوال آرزو رو جواب بده!!!! با این خطهای زشت که بعد از چاقی و لاغری یا موقع بلوغ درست میشه باید چیکار کرد؟ کسی می دونه؟
آرزو جون مدینه گفتی و کردی کبابم.
آلبالو | March 25, 2008 9:32 AM
من تو عيد ورزش كردم ولي واقعا خجالت مي كشم بهتره شطرنجيم كنيد. خيلي خوردم. مامانم ول نمي كنه. هي درست مي كنه مي گه بخور. قرار بود امشب بريم تهران پروازمون فردا صبح بود. اما پروازمون عوض شد. حالا كه مامانم فهميده من امشب مي مونم مي گه پس يه حليم هم درست كنم برات. چقدر آجيل خوردم!!!!خيلي از خودم بدم مياد.من اين هفته وزنم رو نمي نويسم. چون مي خوام با ترازوي خودم وزن كنم. ولي چاق شدم مي دونم.
من هم ساعت خوابم خيلي بهم ريخته. چون صبحها هميشه زود از خواب پا ميشم اين عادتم ترك نشده يعني بعد 7 صبح چشمام باز ميشه و ديگه بسته نمي شه. اما شبها خوب همه ميشينند تا ديروقت و 2 يا 3 شب خوابيدم. خلاصه خيلي بي نظمم الان
آلبالو | March 25, 2008 9:34 AM
من هم بايد زندگيم رو مرتب كنم. فردا كه تو راهم تا از بالاي نقشه ايران برسم پايين نقشه ايران ولي پنجشنبه همون آلبالوي پررنگ آلبالوي جدولي ميشم. نفر اول هم خودم ميشم از اين به بعد .حالا ببنيد!!!!
آلبالو | March 25, 2008 9:35 AM
به به آزی عجب عکس پهلوونیی (این ی رو بکشید لطفا) برامون گذاشتی.
بابا پهلووون.بابا مانکن. بابا باقلوااااااااااااااا. (اینها هیچکدوم بهم ربطی نداشت. منتها واسه ضایع نشده خودتون یه ربطی پیدا کنید).
آزی 52.5کیلوویییییی....
رقی | March 25, 2008 10:41 AM
ببخشید این عکسا که همه با آب و تاب میگین توی همون یاهو گروپ هست ؟
من توی سایت هاتون (غیر از جیرجیرک جون) چیزی ندیدم.
leili | March 25, 2008 3:55 PM
آره یه سریش توی سایت جیرجیرکه و بقیه توی گروه یاهو.
انار | March 25, 2008 4:16 PM
سلام انار عزیز
اول از همه سال نو مبارک.بعدا مرسی بابت این گروه خوب و فعالی که راه انداختین و هم]نین نوشته های خیلی خوب قبلی که خوندنش به خیلی ها توصیه کردم.
اسم مستعار من آنی.خیلی دوست دارم باهاتون همراه بشم.میشه من و راهنمایی کنی.
من تو سوئد هستم و 27 سالمه دارم وزنم از 73 رسوندم به 67 از اول سال میلادی و حالا حالا ها تا 54 خیلی راه دارم اما میخوام با شما همراه باشم.
ani | March 25, 2008 5:15 PM
آخ جون بازم يه 27 ساله دي:
آزي | March 25, 2008 5:34 PM
من از بس که از عکس حرف می زنین دیگه دو هفته هست که اصلا میام میتینگ اما هیچی نمی گم خیلی احساس غریبه بودن می کنم الان نمی دونین روزی 10 بار هر میتینگ میام و می خونم فقط حرف از عکس و اینهاست من هم که عضو جدیدم اصلا نمی دونم چی بگم و صفحه میتینگ رو می بندم تازه من فارس هم نیستم و این موقع نوروز کاملا دیگه احساس تنهایی کردم. رفتم صفحه جیرجیرک جان اما باز هم چیزی دستگیرم نشد خلاصه این که من هم تنها شدم هم تنها شدم هم تنها شدم :(
اینجوری خب من با کی حرف بزنم چی بگم بگم وای وای هیچ کیو نمی شناسم هیچ کیو ندیدم تازه فارس هم که نیستم حرف زدنم هم مثل بقیه نمی شه کتابی حرف می زنم همش :( حالم خیلی گرفته امشب
بهارک | March 25, 2008 6:57 PM
بهارک عزیز چرا احساس غریبی میکنی؟ ببین گروه یاهو مال این گروهه. مال غریبه که نیست. هر کدوم از اعضا با احراز شرایط به شرط زن بودن میتونند عضو بشن. تو هم سه ماه عضویتت که تموم بشه با توجه به ستاره هایی که گرفتی میتونی عضو بشی و عکسها رو ببینی. چرا غریبی؟ عکسهای وبلاگ جیرجیرک هم که الان برای همه آپلود شده و واضحه. غصه چرا؟ این گروه یاهو قراره برای اعضای جدید حکم انگیزه باشه و اینجوری قانون مداریش فقط قراره برای اعضای گروه حکم اطمینان مضاعف باشه که عکسهاشون دست هرکسی نمیفته. فارسیت هم عزیزم خیلی هم خوبه. من که اصلا نفهمیدم زبون اولت نیست. خودت رو چرا اذیت میکنی این ایام بهاری؟
انار | March 25, 2008 7:10 PM
در ضمن در یک کامنت مودب تر و مهربون تر می گم که انار جون انشاالله که زود خوب بشی عزیزم
بهارک | March 25, 2008 7:13 PM
بهارک جان تو که اصلاً کتابی حرف نمیزنی، خیلی هم روون و راحت مینویسی. تازه الان کلی هم کنجکاوی منو تحریک کردی با این حرفت :) هیچوقت احساس غریبی نکن دختر خوب، باشه؟ من فکر میکنم تو کمی حساسی، ولی اینو یادت باشه اینجا تک تک اعضا برای همه به یک اندازه عزیز و مهم هستند.
راستی توی وبلاگ جیرجیرک هم باید بری توی قسمت آلبوم عکسش. اون بالای صفحه میتونی آیکونش رو پیدا کنی، شکل دوربین هست.
شانه بسر | March 25, 2008 7:20 PM
Anar jan,
Take good care of yourself and also get a lot of rest. Mine started very similar to yours with soar throat and fatigue and even after 3 weeks,I haven't recovered. I guess the key is to rest a lot evenif you feel a bit better.
Baran | March 25, 2008 8:29 PM
Anar joonam , Aidet mobarak / omidvaram ke zoodtar khoob beshi
Soufi | March 25, 2008 9:07 PM
سلام! ااا میتینگ شد؟ خوب! من تو مسافرت خوب خوردم و الان 39.8 ای که هفته قبل نابودم کرد برگشته دوباره به مرز 40 ههه چند ماه شاکی بودم چرا این چهل تکون نمی خوره این ترازو بهم آنچنان حالی داد که دیگر ناشکری نکنم و یادم بیاد پارسال همین موقع 37 بودم! خوب البته روشش خیلی خشن بود بهش گفتم دفعه بعد بهم رحم کنه وگرنه سکته کردم خودش باید جواب بابامو بده.
شاید من هم با توجه به فرصت 6 ماهه ای که برای جمع و جور کردن پایان نامه ام دارم و همزمان هم دارم کار می کنم بهتر باشه یک مدت به عدد فکر نکنم ولی فکر می کنم باید حواسم به خوردنم باشه. فکر کنم بتونم مراقب باشم شب بیداری نکنم و صبحها زودتر بیدار بشوم و مراقب باشم استرس نکشم که حداقل دستاورد این یک سال را سه روزه هدر ندهم. فعلا سعی می کنم میوه و شیر بخورم و خوشحال باشم اینجوری :))
راستی یک تقویم دارم. از اینهایی که هر روز باید صفحه اش را بکنیم. الان که ذوقش را دارم امیدوارم نزدیک ددلاین ها مایه دق نشود!
من هم سرما خوردم و تازه آلرژی گلهای شمال هم اضافه شده و خلاصه فیتیله پیچ شدم. الان بهترم دیروز که اوضاع بسی دشوار بود.
من سوپ خوردم همون سوپ های بلغور گندم که خیلی خوب بود و دیانا کلی تشویقم کرد. الان دیگر احساس ضعف نمی کنم درود بر سوپ!
آرام | March 25, 2008 9:07 PM
Anar jan, drink warm water with honey and a few drops of lemon juice. It helps the sore throat. Apple is good too, peel it though.
Do you have oatmeal (hot serial) at home. A very easy soup is to boil some vegetables and rice (whatever you have in the fridge) and add some oatmeal to it to make it creamy. l
Take good care of yourself deary. l
jeerjeerak | March 25, 2008 10:39 PM
انار جاااااااانم
دیاناااااااا جونم
آزی جاااانم
آلبالووووو جااااااان
....
بابا یکی به من بگه لوگ رو که نوشتم درسته؟؟
دیده می شه؟
همینجوریه؟
با لحن جیغ آلود خونده بشه ها. D-:
rokhy | March 25, 2008 11:26 PM
انار جون در مورد قبل از تکمیل ۱ باید بگم دقیقا همین هستش که می گی. من هم متاسفانه اسمم «شانه بسر» نیست. سعی کردم ولی ثبت نکردم. یعنی یه جورایی گذاشتم که احساس ام نفس بکشه و تنها هنرم این بود که یه ماسک تنفسی هم گذاشتم روی احساسم!. نتیجه اش امروز بعد از ظهر که می رم باشگاه معلوم می شه. منتها هوای خوب بهاری اینجا خیلی کمک کرد که تحرک هوازی ام! بیشتر بشه و از طرفی نرمشهای خونه گی رو هم به مدد آموزشهای صحیح شانه بسرانه انجام دادم.
اما در مورد تکمیل ۱ هم امیدوارم که با تدابیر رهبرانه ات و توصیه های خوب اناریون در جهت استراحت بیشتر و نوشیدن نوشیدنی های گرم به زودی بهتر بشی.
ضمنا از اینکه نوشتی چند وقت آینده رو نمی خوای روی کاهش وزن تمرکز کنی خیلی خوشحال شدم و از اینکه به این مرحله رسیدی که «زندگی سالم و خوب» رو خودکار انجام می دی خیلی عالی هستش و اگه به من بود حتما بابت این افتخار یه ستاره ی گنده ی براوویی بهت می دادم. پس همینجا دست به انرژی برمی داریم! و برات کلی انرژی مثبت می فرستیم تا زود خوب بشی و بتونی کمی برای مسابقه ایی که اسم نوشتی تمرین مفرحانه! انجام بدی.
شاد بمونی که ما رو شاد کردی با این تصمیم اخیرت.
دیانا شادزی!
دیانا | March 26, 2008 12:26 AM
اما آلرژی٬ آلرژی٬ آلرژی....
آقا دلیل نمی شه که چون شادیم نگران آلرژی نباشیم که!. اگه نسبت به چیزی آلرژی و حساسیت دارین خیلی مراقب باشین چون در واقع با بروز علائم اش سیستم ایمنی بدن تون داره بهون چراغ قرمز رو نشون می ده و بهترین راه این هستش که از آلرژن مربوطه فاصله بگیرین و سعی کنین باهاش برخورد نداشته باشین. چون همونطور که می دونین آلرژی می تونه زمینه ی ایجاد سایر بیماری ها هم توی بدن باشه که از شایع ترینش سینوزیت مزمن هستش. اگه هم مثل آرام نسبت به گرده افشانی گلها و گیاهان توی بهار حساسیت دارین حداقل کاری که از دست تون برمیاد که همانا ماسک زدن هستش رو حتما رعایت کنین و به خوشگلی و خراب شدن آرایش و... فکر نکنین. اگه احیانا هم فرضا به مو یا پر حیوون خونه گی حساسیت دارین٬ سعی کنین که به عواطف تون محیط بشین پلیز!. چون همونطور که می دونین آلرژی درمان قطعی نداره و فقط درمان علامتی داره که با بروز علائم اغلب از از ترکیبات آنتی هیستامین و کورتیکواسترویید استفاده می شه که البته آلرژی رو درمان نمی کنه و فقط علائمش رو تخفیف می ده. حالا اگه بدن به این نوع داروها هم مقاوم بشه که دیگه وا مصیبتا! می شه و تنها راه برای تخفیف علائم واکسناسیون هستش که دوره ی زمانی ۳تا ۵ سال رو شامل می شه و طی این سالها باید مرتب برای واکسیناسیون به کلینکهای آلرژی مراجعه کنیم و تازه میزان موفقیت هم بین ۸۰-۷۰درصده.
خلاصه قدر سلامتی تون رو بدونین و تا حد امکان از آلرژنهایی که اذیت تون می کنن دوری کنین پلیز!.
دیانا آلرژی ندوستیان!
دیانا | March 26, 2008 12:27 AM
آلبالو و آرزو جون
من با اجازه ی خودم! و بدون اینکه نظر کارشناسانه داشته باشم و بدون اینکه مقاله ی موثقی رو در این مورد خونده باشم٬ این ترکهای پوستی رو آوردم توی انواع سلولیت و با دید سلولیتانه! بهش نگاه می کنم و برای درمان دراز مدتش هم به ماساژ درمانی! رو آوردم. فلسفه ام هم این هستش که وقتی مواردی مشاهد شده که سرطان پیشرفته رو با آگاهی٬ تلاش٬ همت٬ خواستن و تلقین! تونستن درمان کنن٬ پس ترک پوستی که این میون عددی نیست که!. پس می شه با ترکهای پوستی هم کنار اومد و روزانه با ملایمت ماساژ شون داد و ازشون خواهش کرد که روز به روز یه اپسیلون بهتر بشن. حالا اگه صبور باشیم و بذاریم این اپسیلونهای روزانه٬ جمع بشن در طی سالهای آتی حتما به نتیجه می رسیم. تجربه ی شخصی من می گه که شرایط ترکهای پوستی ام الان به مراتب بهتر از ۸ماه پیش هستش.
ضمنا بچه های باردار گروه هم حتما خودشون حواس شون هستش که روزانه بدن شون رو با لوسیون یا روغن زیتون چرب کنن تا کمترین ترک پوست رو تجربه کنن. الو الو به گوشم:
باران٬ لی لی ٬ الناز٬ تپلی٬ فرانک ... صدای من رو دارین؟.
دیانا بی سیم چی فر!
دیانا | March 26, 2008 12:28 AM
دنا جون
بیا خواهر از برنامه های دویدن ات برامون بنویس که تا ماه می چیزی نمونده. بیا بگو با کالسکه و همراه دختر نازت همچنان می دوی یا تنهایی هوای بهار رو استنشاق می کنی.
راستی من هر موقع می رم خرید کلی می کنم, یاد توصیه ی ورزشانه ی تو هنگام حمل سبد خرید می افتم. ممنون که تجربه ات رو با ما قسمت کرده بودی و قسمت خواهی کرد.
دیانا دونده دوست!
دیانا | March 26, 2008 12:30 AM
آنی جون
بهت تبریک می گم بابت اراده ایی که داشتی و وزنی که تا به حال کم کردی. شرایط عصویت خیلی ساده هستش کافیه که روی اون لینک بالا که انار با عنوان « عضویت درگروه» نوشته کلیلک کنی تا با شرایط گروه و نحوه ی عضویت آشنا بشی و همینطور اساسنامه ی گروه رو بخونی. فقط لازمه که حتما اکانت جی میل داشته باشی و با همون برای انار ایمیل بزنی.
پیشاپیش ورودت به گروه رو خوشامد می گم.
دیانا | March 26, 2008 12:31 AM
رخییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
صدای من رو داریییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
من رکورد تو رو دیدممممممممممممممممممممم
همه چی درستههههههههههههههههههههههههههه
حالا تو یه انارستانی اصیل به شمار می یایییییییییی
می شنوی صدام رووووووووووووووووووووووووووووو
حالا میام توی وبلاگ ات هم این پیام رو می ذارممم
این رو هم بگممممممممممممممممممممممممم
دوست ات داریمممممممممممممممممممممممم
دیانااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دیانا | March 26, 2008 12:34 AM
Diana Joon,
Thanks for reminding us! I used a cream based on cocoa butter and vitamin E from third month, and now that I am in 7th month, I Don't have stretch marks! :)
Baran | March 26, 2008 1:09 AM
دیانا جون من تو نیم کره جنوبی هستم(سیدنی) برای همین این جا اول پاییزه! البته هوا هنوز ان قدر خوبه که ما آخر هفته رفتیم دریا شنا کردیم. دلیل این که تصمیم گرفتم این آرزوی نیمه ماراتن دویدنم را الان اجرا کنم هوای مناسب تر پاییز بود و این که پارسال زمستان این جا که مصادف با فصل گشت و گذار اهالی نیم کره شمالی بود من از حسادت افسرده شده بودم! گفتم سر خودم را با دویدن گرم کنم تا پیش گیری کرده باشم.
برنامه دویدنم هم کاملا جدیه برای همین نمی شه با دخترم برم. سه بار در هفته است و الان هربار حدود 50 دقیقه شده. هفته ای یک بار هم باید با با فواصل 1 دقیقه ای با حداکثر سرعت بدوام که یک کم سخته.
بیشتر از همه چیز مشکلم فعلا اینه که حوصله ام موقع دویدن سر می ره و ناخودآگاه یواش تر می دوام!
dena | March 26, 2008 3:57 AM
انار جونم خوش به حالت که برای ثابت نگه داشتن وزنت احتیاج به تلاش نداری. من که دوباره یک هفته خودم را ول کردم 1 کیلو رفتم بالا!
مراقب خودت باش. (سوپ پیشنهادی جیرجیرک را من هم تایید می کنم خوبیش اینه که می تونی هر چی تو یخجال یا فریزر داری بریزی توش.)
dena | March 26, 2008 4:08 AM
برای خط و خوط های ناشی از چاقی یا حاملگی یکی از دوست هام من آفتاب را توصیه کرد. خودش می گفت برای اون خیلی خوب جواب داده. دلیلش هم اینه که پوست بعد از آفتاب سوختگی یه عوض می شه و لایه های جدید پوست استرچ مارک را کم تر نشان میدهند. من تابستانی تا حدودی امتحان کردم. به نظرم کمی تاثیر داشته.
dena | March 26, 2008 4:14 AM
وزن من هم بالا میره. اما بعد رعایت کنم میاد پائین. بالا رفتنش خیلی راحت تر از پائین اومدنشه البته! به خودم و زندگی عادیم باشه راحته برام اما وای به روزی که مهمون بیاد یا مسافرت برم!
انار | March 26, 2008 4:41 AM
شدید درک می کنم تو را انارجان. خوبی؟ واب سلام منو نمی دی؟
آرام | March 26, 2008 5:12 AM
خوب حالا که الحمدلله همه دکتر هستیم و تجویزات رنگارنگ می کنیم ، ما هم گفتیم از قافله عقب نیفتیم !
انار خوشگلم، اگر اونجا جین سینگ پیدا میشه ازش غافل نشو که قاتل سرماخوردگیه ! چند تا تیکه کوچولو میندازی توی چای و بعد از چند دقیقه میخوری !
حتما زود خوب میشی و میری سراغ درس و مشخ!
leili | March 26, 2008 6:41 AM
سلام من بی ادب را ببخشید من خیلی بعضی وقت ها نق می زنم بک مدت خوب می شم باز نق می زنم
راجع به اون خط ها و خطوط من حامله نیستم اما چون یک دفعه چاق شدم الان روی سینه م هست و خیلی ناراحتم می کنه هر بار می بینم ): عروسی هم که دارم نمی دونم این روغنهایی که خارجیا استفاده می کنن که اینجا نیست اگرم هست من ندیدم
بهارک | March 26, 2008 7:51 AM
انار عزیزم سلام.نگو از آلرژی که باز اول بهاره و من رو به موت افتادم.دست هرکی گل میبینم انگاربنده خدا طاعون داشته باشه در میرم!!خوب بخوابی و زود بهتر شی.بوس.بچه ها من یکی از بدترین هفته های این برناممو اول عید گذروندم.خیلی خرابکاری کردم.البته وزنم زیاد تغییر نکرد ولی لایف استایل کاملآ کرکره پایین بود.من یه مشکلی دارم.رفتم روی محاسبات پایه و کالری هام رو با ضریب فعالیت کم که 1.2 هست (چون ورزشم منظم نیست) حساب کردم و دیدم کاری پایه شد 1400 و کالری کاهش یک پوند در هفته شد 1193.نمیدونم اشتباه میکنم یا واقغآ یه جایی خوندم که نباید از 1200 کالری کمتر بخوریم.حالا فعلآ این هفته رو گذاشتم رو 1200 تا تا ببینم چی میشه.اگه کسی یادش هست بهم بگه پلیز.تشکرات فائقه!!
بهاران | March 26, 2008 7:55 AM
انار عزیزم سلام.نگو از آلرژی که باز اول بهاره و من رو به موت افتادم.دست هرکی گل میبینم انگاربنده خدا طاعون داشته باشه در میرم!!خوب بخوابی و زود بهتر شی.بوس.بچه ها من یکی از بدترین هفته های این برناممو اول عید گذروندم.خیلی خرابکاری کردم.البته وزنم زیاد تغییر نکرد ولی لایف استایل کاملآ کرکره پایین بود.من یه مشکلی دارم.رفتم روی محاسبات پایه و کالری هام رو با ضریب فعالیت کم که 1.2 هست (چون ورزشم منظم نیست) حساب کردم و دیدم کاری پایه شد 1400 و کالری کاهش یک پوند در هفته شد 1193.نمیدونم اشتباه میکنم یا واقغآ یه جایی خوندم که نباید از 1200 کالری کمتر بخوریم.حالا فعلآ این هفته رو گذاشتم رو 1200 تا تا ببینم چی میشه.اگه کسی یادش هست بهم بگه پلیز.تشکرات فائقه!!
بهاران | March 26, 2008 7:57 AM
من نمیبینم یا واقغآ کامنتم ژابلیش نمیشه؟ :(
بهاران | March 26, 2008 7:59 AM
سلام انار جون.
ببخش منو با تاخیر زیاد اومدم تا سال نو رو به تو و همه دوستایه گلم تبریک بگم.
دیدم اینجا نوشتن بهتره تا تویه وبلاگم. چون هم تو میبینی و هم بچه ها. شرمندم که نمیتونم تویه وبلاگ تک تکشون برم و سال نو رو بهشون تبریک بگم.
نمیدونی چقدر چاق شدم انار. اون همه تلاشی که کرده بودم واسه کم کردن اینهمه چربی ،همه شدن ارمغان مریضی و عید و بهم هدیه داده شدن. نمیتونم خیلی حرکت کنم و از طرفی رژیم تعطیله و همش غذاهایه مقوی و مثلا مفید. ولی به نظره من کشنده. چاره ای نیست انگار باید صبر کنم تا این دوران تموم بشه ولی اینکه بعدش امیدی برایه شروع هست یا نه برام شده سوال.
دکترم هم نظری نداره بجز استراحت و خوردن مسکن. خستم از اینهمه خوابیدن. بغض گلوم رو گرفته،دارم میترکم. از همه دوستایه گلم و تو انار مهربون که تنهام نذاشتین ممنونم. ببخشید اگه ناراحتتون کردم.
برام دعا کنید.
الی | March 26, 2008 8:14 AM
الی جان
خیلی ناراحتت شدم عزیزم.منم چند سال پیش با دیسک کمر 2 ماه تمام خوابیده بودم توی خونه و فقط مسکن می خوردم.
در این شرایط سلامتت و روحیه ات حرف اول رو می زنه.ولی بهت پیشنهاد می کنم که هر غذای مقوی که بهت مب دن را در حد 2 قاشق بخور.سعی کن میزان دریافت غذات رو محدود کنی.همه چی بخور ولی خورده خورده بخور.یا بذار غذاهه اینقدر سرد بشه تا از دهن بیفته و بوش هم بینی ات رو اشباع کنه.اینجوری تمایلت برای خوردن کمتر می شه.
مواظب خودت باش دوستم.
سالومه | March 26, 2008 10:54 AM
وای از آلرژی نگین که منو بد انداخته.کلی قرص و این جور چیزا خوردم ولی خوب نمی شه که نمی شه!!
سالومه | March 26, 2008 10:58 AM
انار و شانه به سر جون مرسی که به این سرعت جوابمو دادین ببخشید وای من از اردیبهشت عکسمو نشون می دم اما اول عکس موقع لاغریمو :)) بعد عکس چاقیم :)) مشکل من بیشتر صورتم هست و فقط صورتم که تپلی مپلیه :))
بهارک | March 26, 2008 1:41 PM
انار جونم چطوری عزیزم امیدوارم با توصیه های بچه ها بهتر شده باشی من که هنوز گلو درد دارم منتظر خبر سلامتی کاملت هستیم عزیزم
مهسا | March 26, 2008 8:49 PM
خوب پس اینم آرزوی سال 87 من برای انار جونم. آرزو می کنم اول تحقیقت عالی بشه و مطابق میلت, دوم یه کار توپ پیدا کنی , بعدم هرچیز دیگه ای که دوست داری و امسال براش برنامه داری طبق برنامه ات پیش بره.
Fairy | March 26, 2008 9:17 PM
شعار هفته محشر بود :)))
بچه ها من وقتی لوگ رو باز میکنم توی شیت اول فقط تیتر ستون ها رو میبینم و اون بالا فقط اسم رخی هست. هیچکس دیگه ای هم این مشکل رو داره؟ اصلاً میدونین چرا اینجوری شده؟
شانه بسر | March 27, 2008 7:03 AM
شانه بهسر شعار هفته همون "از خودم خوشم بیاد" هست؟ آره؟ اگر آره راستش بتید بگم انار زده توی خال چون این اساسی یکی از تکنیک های عملی روان درمانی رفتارهاست. همون وجدان بیده گمونم!
آرام | March 27, 2008 8:30 AM
شانه بسر جان من با لوگ مشکلی ندارم !
آلبالو88 | March 27, 2008 8:43 AM
آرام جان منظورم اون شعاریه که روی تابلوی اعلانات چسبیده. البته برای تو باید آرامیزه بشه :)
آلبالو جان یعنی توی همون شیت اول همه چی رو میبینید؟ من فقط توی شیت دوم که کپی لوگ هست اسمها رو میبینم ولی البته دستکاری نکردمش.
شانه بسر | March 27, 2008 9:00 AM
آره شانه بسر جان من توی همون شیت اول همه چی رو میبینم !
آلبالو88 | March 27, 2008 9:14 AM
برای من وقتی صفحه لوگ لود میشه یکدفعه اسکرول عمودی بغل صفحه غیب میشه، یعنی قبل از اینکه صفحه کامل لود بشه هست بعد یکهو میره :( خل شدم به خدا. صفحه رو رفرش هم که میکنم باز همین اتفاق میفته. الان 3 روزه اینجوریه.
شانه بسر | March 27, 2008 9:23 AM
یک سایت برای دانلود کتاب
http://ghafaseh.ir
البته همه کتابهارو نداره.بادبادک باز هم نصفست.اما در کل بدک نیست.
این مطلبا مال اون یکی وب سایت اناری جونه.ولی چون همه اینجا جمعن حالش اینجا بیشتره p-:
rokhy | March 27, 2008 11:21 AM
هاها خیلی بامزه بود!!!!!!!!!!! شعار هفته کلی نوستول بودها!
آرام | March 27, 2008 11:41 AM
شانه جان این داداش من همش در حال دانلود است و من هیچ سایتی که امنیت SSR بخواد نمی تونم چک کنم. از جمله گوگل و دوستان! خلاصه تا شنبه آی اهالی انارستان این شانه به سر نمی تونه لوگش را آپدیت کنه بهش کمک کنید!
صدا رسید؟
آرام | March 27, 2008 11:44 AM
دوستان عزیز ! با کمال تاسف اعلام می دارد خبر کاملا موثق بوده و اینجانب سه کیلو یهویی چاقیده ام !!!!!
آرام جان آن تفنگ دو لول رو عنایت کن بیار! که همیچین موجودی (خودمو میگم ها) رو زمین نباشه بهتره !!!
leili | March 27, 2008 4:21 PM
حالا من چیکااااار کنم !!؟!؟
دو هفته مونده به امتحانات و این مصیبت عظما!!!!
باور کنید ما اصلا اینجا عید بازی نداشتیم . کل شیرینی و شکلات عیدمون مثل خاله بازی بچه ها بود! سرجمع 1000 کالری هم نمی شد که البته همشو هم که من نخوردم ! یعنی اصلا زیاد دوستشون نداشتم که بخورم.
اعصاب مصاب ریخته بهم !!
یکی به دادم برسه خدایا!!!!
leili | March 27, 2008 4:25 PM
بهتری انار جون؟
آریس | March 27, 2008 4:49 PM
.سلام انار عزیز.مرسی از لطفت .من همه ]ی وارد کردم.فقط من تو Feb رفتم تو 28 سالگی هنوذ عادت نکردم بگم 28 سالمه .اشتباه در معرفی خودم اون بالا .شرمنده آزی [ان .خیلی از آشنایی با این گروه فعال و + خوشحالم .
Hkd | March 27, 2008 4:59 PM
انار جان چطوري؟بهتري؟
منم تصميم دارم دست از اين شمردن بردارم يه مدتي...من كه هرچي كم بخورم باز زياد ميشه..آقا يه مدت استراحت تا اين عيد هم تموم شه...واي من نمي دونم چرا از خواب سير نمي شم...تا لنگ ظهر خوابم...درسم خيال خودمو راحت كردم وبه توصيه انار يه برنامه ريزي كردم از بعد از عيد...واقع بينانه ش اين بود كه من كه در شرايط عادي نمي تونم درس بخونم چه جوري با اين همه برو بيا ورفت وآمد بشينم سر درسم يا مثلا 8 صبح بيدار شم تا خبري نيست درس بخونم...ها؟يك اعتماد به نفس كاذبي دارم ويه حس مقرب درگاهي كه بهم ميگه قبولم اونم چي؟تهران...روكه نيست ماشاالله
حيف شد يه 27 ساله كم شد
آزي | March 27, 2008 6:22 PM
آزی الان مگه چه کنکوری قراره برگزار بشه؟ فوق که گذشت برای آزاد هم که نمی شه بعد از عید خوند من نمی فهمم کنکور چیه من به جای شما استرس می شم
بهارک | March 27, 2008 6:45 PM
استرس نه ها منظورم عذاب وجدان بود
بهارک | March 27, 2008 6:48 PM
سلام بچه ها جون
عیدتون مبارک
من بلد نیستم با این لوگ جدید کار کنم، چرا این قدر تکنولوژیش بالاست؟ من اسمم رفته ردیف دوسیت و چندم! تازه باد هم نیستم چیزی را عوض کنم!
من فعلا برنامه ی خاصی برای لاغری ندارم تا دو ماه دیگه و امتحان بزرگ! ولی این میتینگ های هفته ای باعث میشه یکم حساب دستم بیاد و هوای خودم را داشته باشم. هفته ها اینقدر زود زود می گذرند که تا چشم بهم می زنم آخر هفته است. یکریز امتحان و تکلیف.
شب تاب | March 27, 2008 7:01 PM
آقا اولن که سلام به همه. دومن که عیدتون مبارک. بعدش هم که من میدونم خیلی وقته که غیبیت داشتم و باید با ولی ام بیام خدمتتون. از شما چه پنهون که من اگر ولی دم دستم بود که اصلن اوضاع و احوالم خیلی بهتر بود و وقت هم بیشتر داشتم ! خلاصه شرمنده که من کم کاری داشتم. خوبین همه ایشالله ؟
Tameshk | March 27, 2008 9:28 PM
لیلی جون
کلی خندیدم با این جمله ی «الحمدالله همه دکتر هستیم». خواهر به این می گن اعتماد به نفس که توی انارستان موج می زنه. ما در واقع داریم سینه به سینه! یافته ها و تجربه های شخصی و توصیه های پزشکی و اندرزهای متخصصین تغذیه و .... منتقل می کنیم تا نسل به نسل انارستان تصفیه بشه و از میزان تپلی کاسته و به میزان خوش اندامی افزوده بشه!. حالا مادر این قاتل!(جین سینگ) اسم محلی اش هستش؟ معادل انگلیسی یا فارسی اش نمی دونی چیه؟. اینطور که نوشتی مثل سیانور! برای سرماخورده گی عمل می کنه و داشتن اش توی هر خونه ایی ضروری به شمار میاد. البته باید دید که عوارض خاصی یا ممنوعیت استفاده برای افراد خاصی هم داره یا نه منتها نفس قاتل بودنش و مقتول بودن سرماخورده گی آدم رو وسوسه می کنه خواهر!.
این افزایش وزن ۳ کیلویی هم شاید ناشی از همون نشمردن کالری باشه که آدم فکر می کنه کم می خوره ولی عملا که می شمره گاهی به ۳۰۰۰کالری در روز هم می رسه. اگه یه بار ۱۰۰گرم برنج پخته شده رو توی بشقاب بریزی و کالری اش رو حساب کنی و ببینی که عملا یه بشقاب پر (که معمولا قبل از رژیم به خوردنش عادت کرده بودیم) ممکنه ۱۰۰۰کالری رو یه جا به بدن ات تزریق کنه دیگه این افزایش های ۳ کیلویی خیلی برامون عجیب نیست. فقط محض احتیاط حتما دکتر برو و یه چکاپ هورمونی داشته باش چون بدن مدام در حال تغییر هستش و باید مراقبش بود و اگه چک کنی هم خیال خودت راحت می شه و هم خیال ما.
دیانا خمار جین سینگی!
دیانا | March 27, 2008 11:27 PM
دنا جون
خیلی عالی هستش که مرتب داری می دوی. از هوای دل انگیز پاییزی هم حتما داری حظ می بری٬ پس فقط برای اینکه حوصله ات زیاد سر نره ضمن دویدن٬ چشم هات رو از دیدن زیبایی های پاییز محروم نکن. آی پاد هم که همراه ات می بری٬ پس اگه آهنگهاش تکراری شده عوض کن تا روحیه ات هم شادتر بشه. دست به نقد هم آرام جون یه آهنگ ایتالیایی توی وبلاگش گذاشته که خوشبختی! از سر و روش می باره. حتما برو بشنو٬ قول می دم با شنیدنش اصلا نفهمی چطوری نیمه ی ماراتن رو تموم کردی!.
دیانا فلیچیتا خوشبختیان!
دیانا | March 27, 2008 11:29 PM
بهاران جون
من هم طبق توصیه های انار پیشنهاد می کنم که نذاری میانگین کالری هفته ات از ۱۲۰۰بیاد پایین تر. البته تفاوت ۱۱۹۳ و ۱۲۰۰ در حد کالری یه پسته! هستش ولی بطور کلی باید دقت کنیم که از مرز ۱۲۰۰ خیلی نیاییم پایین تا به بدن آسیب نزنیم. منتها همون استراتژی انار از همه بهتر هستش که متناسب با قد و وزن و سن مون کالری رو آهسته آهسته کم کنیم و بتدریج که وزن مون میاد پایین کالری رو هم تنظیم کنیم و به عدد ۱۲۰۰ به عنوان مینیمم نگاه کنیم.
دیانا | March 27, 2008 11:30 PM
آنی جون
باز هم به گروه خوش اومدی. هر موقع تصمیم گرفتی که وبلاگ رژیمی بزنی دوست داشتی ما رو هم بیخبر نذار تا بتونیم بهت سر بزنیم. حالا تا وبلاگ بزنی٬ همینجا از نطر لطف ات هم خیلی ممنونم و در عین حال مطمئن هستم که تو هم می تونی به راحتی دهه ی ۶۰ رو پشت سر بذاری و به دهه ی ۵۰ برسی و از آب و هواش لذت ببری.
دیانا مفسر سابق آب و هوای مناطق رژیمی!
دیانا | March 27, 2008 11:34 PM
شب تاب جون
توی میتینگ ۶۰ انار اسم ات رو توی لیست حذفی ها گذاشته بود چون احتمالا بیشتر از سه ماه لوگ گروه رو آپدیت نکرده بودی٬ من هم توی کامنتها برات نوشتم که زودتر تا اسم ات از لوگ حذف نشده بری تاریخ رو به روز کنی که احتمالا کامنت من رو ندیدی. الان هم باید دوباره از اول برای انار تقاضای عضویت بفرستی تا بتونه برات دعوتنامه بفرسته. لوگ هم هیچ تغییری نکرده و فقط رنگ آمیزی اش عوض شده و از طرفی تعداد اعضا هم ماشالا به برکت رهبری های خوب انار روز به روز بیشتر می شه. خلاصه خواهر درس و مشق تمومی نداره و اگه الان آستین همت رو بالا نزنیم این عارضه ی تپلی گریبان مون رو تا آخر عمر ول نمی کنه٬ امروز درس و مشقه و فردا کار و بار و پس فردا خونه و زندگی و پس تر فردا شوهر و بچه و پس تر تر فردا یه بچه می شه دو تا و ... خلاصه به قول انار باید نخ اش رو همین الان سفت کرد و شروع کرد
دیانا نخ ریس!
دیانا | March 27, 2008 11:35 PM
شانه بسر جون
جون ما خل نشو پلیز!. انار اون آدرس ایمیل رو که فکر کنم این بود
logeanarestan@gmail.com
رو برای همین موقع ها گذاشته دیگه!. پس یه ایمیل بهش بزن. به خدا هیچ ترسی نداره! توی میل باکسش هم لولو! نداره. من شخصا از دل و جون می تونم رکوردت رو به روز کنم ولی چون انار این ایمیل آدرس رو معرفی کرده دیگه جسارت نمی کنم روی حرفش حرف بزنم. پاشو هدهدک جون پاشو عزیزم یه ایمیل بزن.
ضمنا شاید هم خواست خدا بوده که لوگ برات باز نشه و شاهد افزایش وزن دیانای ورپریده! که نیم کیلو اضافه کرده نباشی. نمی دونی این دیانا دو سه روز اول عید چه بساط آجیل خوریی راه انداخته بود و اگه دلبند به دادش نرسیده بود احتمالا به جای نیم کیلو ۲.۵کیلو شرمنده گی رو باید حمل می کرد!.
آزی کجایی خواهر بیا که باز:
دست به دست هم دهیم به مهر
نیم کیلوی خود را کنیم آب!
دیانا آجیل خور شرمنده پور!
دیانا | March 27, 2008 11:36 PM
انار این شعار هفته ات ماه بود ماه!. توی کامنت بعدی طرح اولیه ی گلدسته ها و بارگاه اناری رو (با چرخش ۹۰ درجه! در جهت حرکت عقربه های ساعت ) تقدیم می کنم.
دیانا بلبل رهبری!
دیانا | March 27, 2008 11:45 PM
شیرینی که عمر و نفسه
----------------------نصفی خوبه یکی بسه
-----------------------------------------در ایام نوروز بخورید و بیاشامید اما خودکشی نکنید.
شیرینی که عمر و نفسه
----------------------نصفی خوبه یکی بسه
-----------------------------------------در ایام نوروز بخورید و بیاشامید اما خودکشی نکنید.
شیرینی که عمر و نفسه
----------------------نصفی خوبه یکی بسه
-----------------------------------------در ایام نوروز بخورید و بیاشامید اما خودکشی نکنید.
----------------------نصفی خوبه یکی بسه
شیرینی که عمر و نفسه
شیرینی
----------عمر
---------------نفس
---------------------نصف
---------------------------خوب
--------------------------------یکی
-------------------------------------بد
--------------------------------یکی
---------------------------خوب
---------------------نصف
--------------نفس
----------عمر
شیرینی
شیرینی که عمر و نفسه
----------------------نصفی خوبه یکی بسه
-----------------------------------------در ایام نوروز بخورید و بیاشامید اما خودکشی نکنید.
شیرینی که عمر و نفسه
----------------------نصفی خوبه یکی بسه
-----------------------------------------در ایام نوروز بخورید و بیاشامید اما خودکشی نکنید.
شیرینی که عمر و نفسه
----------------------نصفی خوبه یکی بسه
-----------------------------------------در ایام نوروز بخورید و بیاشامید اما خودکشی نکنید.
----------------------نصفی خوبه یکی بسه
شیرینی که عمر و نفسه
دیانا | March 27, 2008 11:47 PM
salam bache ha
man taze az emrooz be gorooh anar oumadam, in ham address e weblogame http://solmazsh.extrapounds.com/, diana joon zahmat keshid oun safhe wiki ro baram ferestad, man ham miam o weblog hatoon ro mikhunam, lotfan shoma ham mano dar yabin :D
ye much be hame kopol ha!
solmaz
solmazsh | March 28, 2008 12:14 AM
سلام من این متن رو اینجا خوندم خیلی خوشم اومد گفتم با شما شریک بشم . شاید بعضی ها تون خونده باشید . اگر تکراریه ببخشید:
http://www.kungfutoa-ms.ir/sokhanane-amoozandeh.html
پروفسور مقابل کلاس فلسفه خود ایستاد و چند شیء رو روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ سس مایونز رو برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟
و همه موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپهای گلف قرار گرفتند؛ و سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.
بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگر از پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".
بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانجویان خندیدند.
در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشنتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."
پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان رو روی چیزهای ساده و پیش پاافتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین.
همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین.
اول مواظب توپهای گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه ببرای صرف با یک دوست هست!
leili | March 28, 2008 9:38 AM
وای ببخشید خیلی طولانیه ها!
leili | March 28, 2008 9:40 AM
اینجاروووووووووووووووووووو
Anonymous | March 28, 2008 2:03 PM
انار جون من لوگ رو بروز کردم.از غیر فعالی نجاتم بده!
آریس | March 28, 2008 2:13 PM
http://www.nowupload.com/:25j
و این هم لینک سفره هفت سین رخی جووووووووووون D-:
rokhy | March 28, 2008 5:21 PM
خانم ها مهسا و آرتمیس،
ستاره هاتون مبااااااااااااااااااااااااااارک!!!
leili | March 28, 2008 6:20 PM
وایییییییییئ رخی جون خودت اینو درست کردی؟
خیلیییییییییییییییییی قشنگه !
آدم حیفش میاد بعد از 13 جمعش کنه که !
leili | March 28, 2008 6:22 PM
مهسا و آرتمیس جان ستاره هاتون خیلی خیلی مبارک.خسته نباشید از تلاش و پشتکار.
سالومه | March 28, 2008 8:11 PM
anar joon man vaznam ro update kardam
mishe active am koni?
boooos
solmazsh | March 28, 2008 11:29 PM
Anar jan,
I guess for the issue of pregnancy, It depends on the level of activity of the person. I updaye my weblog almost every day and I go to the gym 5 days a week and keep a food log. Honestly I'm planning to stop the gym last days before delivery and start it again after the first week of delivery, so I don't need vacation or any time off:) I just don't update the weight on the sheet. So, may be separating people based on being pregnant or not is not a good indicator. However, I also understand that some pregnant members haven't showed up for several months now.
Baran | March 28, 2008 11:44 PM
مهسا و آرتمیس جان تبریک می گویم.
آفرین
آرام | March 29, 2008 5:36 AM
انار جون من وزنم رو وارد کردم وقول میدم دیگه غیبم نزنه وغیرفعال نشم.
mahdis | March 29, 2008 6:35 AM
مهسا و آرتمیس جان ستاره هاتون مبارک. تا مانکن شدن زیاد نمونده ها.موفق باشید
آلبالو | March 29, 2008 9:31 AM
بچه ها ستارتون مبارك/من براتون توي وبلاگتون كامنت گذاشتم ولي مثل اينكه پريد.
در مورده حامله ها من با يك سال موافقم.چون اگه كسي بخواد به وزن قبلش برگرده ديگه بايد بعد از زايمان شروع كنه ورژيم شير دهي داشته باشه والا هرچي بيشتر بگذره سخت تر وزن كم مي كنه.چون به وفور شاهد عيني در اين قضيه داشتم اينو مي گم.پس شايد اين حذف شدن هم يه انگيزه باشه براشون كه زود اقدام كنن.
آزي | March 29, 2008 10:01 AM
لیلی جون
ممنون از متنی که گذاشتی. همیشه یادآوری و مرور اینکه در چه حالیم و کجای کار هستیم خیلی به آدم می تونه کمک کنه که بهتر و منطقی تر پیش بره.
اون دولیوان قهوه هم توی انارستان می تونه اینطوری تعبیر بشه که:
مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در اون جایی برای چند دقیقه ورزش برای رسیدن به یک لایف استایل بهتر هست! .
دیانا | March 29, 2008 10:14 AM
رخی جون
مرسی از لینک دانلود کتاب و همینطور عکس قشنگ هفت سین تون رو. ایشالا سال دیگه کنار هفت سین با یه لایف استایل میزون و وزن مطلوب نشسته باشی خواهر.
دیانا | March 29, 2008 10:14 AM
سولماز-ش جون,
خوشحالم که عزم ات رو جزم کردی برای پیوسته رفتن. ضمنا ما یه سولماز دیگه هم توی گروه داریم. اشکال نداره که برای تمایز ٬سولماز-ش(چون خودت آخر اسمت یه اس اچ می ذاری) صدات کنیم؟ یا ترجیح می دی چیز دیگه ایی بگیم؟.
دیانا | March 29, 2008 10:15 AM
آرتمیس جون و مهسای عزیز٬
از اینکه دارین آهسته و پیوسته پیش می رین خیلی لذت می بریم٬ امیدوارم که همیشه لبهاتون خندون و دلتون شاد باشه که اینطوری با پشتکار والاتون دل ما رو هم شاد می کنین. پس به افتخارتون می گیم:
با تلاش و با کوشش
ستاره ها رو چیدین
شادی به جاش آوردین
همت والای شما
احسنت داره به مولا
رهبر بی مثال ما
تشویق داره به خدا:
انار جون٬ آرتمیس٬ مهسا جون
ز رهبری٬ ز همت٬ ز کوشش
دست شما درد نکنه
خیلی زحمت کشیدین.
حالا همه گی با هم:
بچه ها متشکریم
بچه ها متشکریم
بچه ها متشکریم
...
دیانا تشکری فر!
دیانا | March 29, 2008 10:16 AM
انار جون
ممنون که نظر ما رو هم جویا شدی. من شخصا به همون نسبت که یه عضو به گروه اضافه می شه٬ خوشحالم می شم به همون نسبت هم از حذف اعضا دلگیر می شم. منتها همونطور که قبلا خودت بحث اش رو کردی برای داشتن یه گروه پویا این قوانین الزامی هستش.
چون نظرمون رو پرسیدی من الان رفتم و اساسنامه رو دوباره خوندم و مرور کردم. که چند نکته به نظرم می رسه که به تفکیک می نویسم:
مرخصی:
من نمی دونم ضرورت مرخصی چی هستش و چی تعریف کردیم.
-اگه به این مفهوم هستش که مشغله داریم و نمی تونیم توی گروه فعال باشیم٬ ولی به اینترنت دسترسی داریم٬خوب قابل قبوله. منتها آپدیت کردن تاریخ رکوردمون کمتر از یه دقیقه وقت می گیره و اگر هر ماه یا هر سه ماه هم این یه دقیقه رو صرف گروه کنیم٬ دیگه اصلا نیازی به مرخصی نیستش. چون عملا از گروه حذف نمی شیم.
- اگه مرخصی به این مفهوم هستش که علاوه بر مشغله به هیچوجه به اینترنت هم دسترسی نداریم٬ باز هم قابل قبول هستش. منتها توی این حالت هم اگه تداوم این شرایط بیش از سه ماه باشه٬ دیگه عضویت توی گروه دردی رو دوا نمی کنه٬ چون عملا گروه مون مجازی هستش و اگه نمی تونیم به اینترنت متصل بشیم٬ پس چطوری می خوایم از پست ها و کامنتها و ... استفاده کنیم؟.
پیشنهاد برای مرخصی:
من فکر می کنم که چون در هرحال فردی که مرخصی گرفته حکم همون غیرفعال رو داره با این تفاوت که کسی که مرخصی می گیره در جریان عدم حضورش هستیم ولی کسی که غیرفعال هستش رو هیچ خبری ازش نداریم٬ در نتیجه با این تفاصیل شاید بهتر باشه که سقف مرخصی رو هم همون سه ماه بذاریم٬ ولی یه بند هم توی اساسنامه برای عضویت مجدد داشته باشیم به این مفهوم که فرضا فردی که مرخصی رفته بوده و بعد از سه ماه نیومده و لاجرم از گروه حذف شده٬ هر زمان که برگشت ٬ تسهیلاتی! براش قائل باشیم که فرضا شرایط عضویت اش توی گروه یاهو راحت تر باشه و ستاره های قبلی اش هم بهش برگرده. منتها عضوی که بیخبر می ره و بعد از سه ماه حذف می شه٬ این تسهیلات رو موقع عضویت مجدد نداشته باشه.
پیشنهاد برای بارداری:
بارداری که تعریف اش مشخص هستش. الان با خوندن نظر باران عزیز٬ من هم فکر می کنم که شاید بهتر باشه که باردارها رو هم دسته بندی کنیم و باز دوستانی رو که بیشتر از سه ماه٬ تاریخ لوگ رو به روز نکردن رو توی شیت جدا بذاریم و بعد از یکسال هم اگه خدایی نکرده٬ باز هم مراجعه نکردن بعدا حذف بشن. چون به هر حال طبق تعریف خودت٬ لایف استایل زمان و مکان نمی شناسه و همه جا و همه وقت و توی هر شرایطی باید مراقبش بود.
اوه! باز من افتادم روی دنده ی نوشتن. ببخش انار جون٬ تقصیر خودت هستش که نظر ما رو پرسیدی!. به هر حال همه اش پیشنهاده که اگه ژاور وار! هستش به بزرگی خودت ببخش و ژان والژان وار! یه خط قرمز روش بکش پلیز!.
دیانا ژاور مسلکی!
دیانا | March 29, 2008 10:19 AM
آقا ما به وعده مون وفا کردیم و یه عکس روز عیدانه گذاشتیم و دو تا هم چند ساعت پیش در حالی که دلبند چشمهاش رو تازه از خواب ناز٬باز کرده بود٬ دوربین به دست اش کردیم تا از تمثال مبارک مون و دل نازنین مون!(اگرچه نیم کیلو رو ناجوانمردانه بهش تحمیل کردیم) عکس بگیره٬ به همین خاطر ما رو در عنکبوتستان! مشاهده می کنین. نکته ی کنکوری اش هم این هستش که شلواری که پوشیدم همون شلواری هستش که برای دلبند کوچک شده. سایزش هم برای نوجوانان ۱۶۰سانتی طراحی شده٬ حالا چطوری فیت تن این نوجوون ۱۶۵ سانتی! شده دیگه از معجزات انارستان هستش که نه تنها حجم آدم رو کم می کنه٬ بلکه سن آدم رو هم روی ۱۴سال فیکس نگه می داره!.
دیانا ۱۴ساله ی انارستانی!
دیانا | March 29, 2008 10:20 AM
ممنونم دیانا جونم.ایشاااااااااااااااااااالله.
بازم یک سایت توپ دارم براتون.
و تقدیمش می کنم به انار عزیز و عزیز
توی مصاحبه ای که باهات شده بود یادته حافظ رو دلت خواست ویولت برات بخونه....
این خانومه ویولت نیست ولی صداش دوست داشتنیه به نظرم.
فال هم هست.حافظ خونیش هم به نظرم خیلی خوبه.چون آدم با خوندن خوب معنیشو هم بهتر می فهمه.
http://www.falehafez.com/
توی قسمت منو_قسمت فال حافظ
rokhy | March 29, 2008 2:20 PM
اینم وبلاگ خانم گیتی مهدوی(کتابخانه گویا)
قابل توجه کسانی که هم می خوان به کاراشون برسن هم رمان های خوب رو از دست ندن.
http://ketabkhaneyegooya.blogspot.com/
آزی و انار فعلا اجازه ندارن سراغ اینا برن. :دی
اولویت جانم....اولویت
rokhy | March 29, 2008 2:29 PM
انار جان من رو هم از غیر فعالی در بیار لطفن
Shady | March 29, 2008 2:35 PM
سایت لغت نامه دهخدا رو دارین؟
محض احتیاط که کسی نداشته باشه می ذارم.
چقدر تکنولوژی خوبه-ها.فکر کنم لغت نامه ی دهخدا که به صورت کتاب چند سال پیش دیده بودم حداقل 10_12 جلدی می شد.اونم کلفت.چقدر اینترنت کار رو آسون کرده.
خدا باعث و بانیش رو خیر بده.
همونقدر هم به اناریون خیر برسه. p-:
http://www.loghatnaameh.com/
rokhy | March 29, 2008 2:41 PM
آرمتیس و مهسا جان ستاره هاتون مبارک باشه.
ایشالله ادامه بدید تا ستاره های بعدی.
رقی | March 29, 2008 2:52 PM
انار جان
من هبته ی قبل از اینکه حذفم کنی برگشته بودم ! اما اسمم رفته ردیف دویست و خرده ای اضافه شده, نمی دونم چرا! قبل از اینکه ناپدید بشم هم تقاضای مرخصی داده بودم!
دیانا جان
ممنون از توضیحات و راهنماییت میدونم که زندگی سالم را نباید تعطیل کرد ولی فعلا مجبورم انرژیم را بذارم روی درس. با این حال می خوام میتینگ شرکت کنم که عقب تر نرم.
میشه انار یا دیانا یا یه خیرخواه دیگه اسم منو بیاره دنبال اسم بقیه ردیف کنه؟
شب تاب | March 29, 2008 5:37 PM
Diana jaan
Its OK to call me Solmaz Sh. :) I hope I can loose some weight like other Solmaz :). My cold is getting better, thanks for your comments!
booooooooooooooooooooooooos
Solmaz Sh
solmazsh | March 29, 2008 6:42 PM
سلام به همه و ممنون از جیرجیرک عزیز انار شیرین وناز و دیانای گل
خوب من شروع کردم به ورزش بیشتر فکر کنم همون قفل که می گفتید همون بود خلاصه کم کم غذا رو شروع کردم اما کم و ورزش بیشتر حالا می شه یکی بگه این خط خطی های روی تنم رو باید چی کار کنم در ضمن من متاسفانه آب را اصلا" دوست ندارم و مدام چای می خورم وقتی هم می خوام آب بحورم توش لیمو ترش می ریزم این خیلی بده!!!؟؟
arezoo | March 29, 2008 9:26 PM
سلام به همه دوستای گل و ناز
من تازه به جمع شما اومدم البته ناگفته نمونه اشنایی من با شما از طریق دوست نازمون لیلی جون هستش
دوست دارم یه جورایی همه چیم هماهنگ باشه
خوشحال میشم از راهنماییهاتون استفاده کنم .
maryam | March 30, 2008 2:52 AM
خوب غیر زایمان فکر کنم دوران شیردهی هم هست که تغذیه ویژه دارد. من می گویم ایده انار که آنها را جدا کرده خوبه. نمی دانم ولی به نظرم مرخصی برای کاهش وزن معقوله ولی برای تغذیه درست به نظرم برعکس این مامان ها که باید خیلی بیشتر حواسشان باشد چی می خورند!
آرام بی ربط
آرام | March 30, 2008 6:55 AM
من با نظر دیانا درباره مرخصی رفته ها موافقم.
شانه بسر | March 30, 2008 7:16 AM
آقا من یه چیزی بگم؟ انار من امروز رسما 3 ماهه که عضو گروهم. حالا می تونم بیام تو گروه ياهو. ديانا عكس جديد گذاشته ها!
آلبالو | March 30, 2008 7:55 AM
منم 3 ماهه که عضو گروهما !
آلبالو88 | March 30, 2008 8:02 AM
اوه! چقدر سه ماهه! داریم توی گروه. ای سه ماهه های عزیز طبق اساسنامه شماها الان شرایط احراز عضویت رو پیدا کردین ولی اتوماتیک عضو نمی شین و باید با آی دی یاهو(دقت کنین این بار جی میل نه و یاهو آره!) به انار ایمیل بزنین تا انار بتونه شما رو عضو گروه بکنه. دلیلش هم واضح هستش چون ممکنه دوستانی باشن که شرایط عضویت توی یاهو رو داشته باشن ولی تمایلی به عضویت نداشته باشن٬ اما شماها که تمایل دارین باید به انار ایمیل بزنین تا هم تمایل تون رو به اثبات! برسونین و هم آدرس یاهوتون رو به انار عزیز داده باشین تا انار بتونه طبق اون عمل کنه.
دیانا یه پیراهن بیشتر پاره کرده در راه عضویت زاده!
دیانا | March 30, 2008 9:08 AM
بچه ها یه خانوم قرمز پوش رو دیدین؟
یه خانومی که قبلا موهاش کوتاه بوده و الان موهاش بلنده؟
خانومی که یه عکس با دختر نازش داره؟
خانومی که عکس خونواده ی خوب اش رو برامون گذاشته؟
خانومی که توی مسابقات سه گانه ی شنا-دوچرخه سواری و دو توی گروه سنی خودش اول شده؟
همون خانومی که اول اسمش «ش» و آخر اسمش «ی» و وسط اسمش «ر» هستش؟
اگه ندیدین که برین ببینین و حظ اش رو ببرین٬ اگه هنوز سه ماهه! نشدین و در انتظار عضویت بسر می برین هم کمی صبور باشین تا بتونین این خانوم گل رو ببینین و مثل ما به به گویان بشین.
دیانا حظ بصر برده گانی!
دیانا | March 30, 2008 9:09 AM
فقط سه ماهه بودن کافیه !!؟؟!؟!
آخه منم مممممممم
leili | March 30, 2008 9:09 AM
دیانا جان ممنون از راهنماییت الان با یه آی دی یاهو ایمیل میزنم به انار !
آلبالو88 | March 30, 2008 9:10 AM
مریم جون
به گروه خوش اومدی. چون یه راهنمای گویا! به اسم لیلی داری در نتیجه دیگه به چم و خم اینجا حتما واردی. پس دیگه معطل نشو و شروع کن پلیز!. ضمنا اگه اشتباه نکنم یه مریم دیگه هم توی گروه داریم. لطفا تو هم مثل سولماز-ش عزیزمون یه پیشوندی, پسوندی , حرفی چیزی به اسم ات اضافه یا حذف کن که بتونیم شماها رو از هم تشخیص بدیم.
امیدوارم که دوستان خوبی در کنار هم باشیم.
دیانا | March 30, 2008 9:14 AM
آرام بی ربط! جون
اتفاقا تو خیلی هم با ربطی و در عین حال هم با ربط گفتی و ما رو به تحسین برانگیختاندی! که اینطوری به فکر مادران باردارمون هستی که به فکر تغذیه ی این دوران باید بیشتر باشن.
اتفاقا با لطف باران عزیز که هنوز وبلاگ خوبش رو می نویسه و ما رو در جریان حال و احوالش می ذاره٬ من به این نتیجه رسیدم که حتی افزایش وزن مادران و چک وزن شون توی هر متینگ هم خیلی می تونه که کمک حال شون باشه و در عین حال برای سایر اعضا به عنوان تجربه ی دوران بارداری ثبت و ضبط بشه. اینکه به ما نشون بدن که طی این دوران و بعد از اون هم چطوری روی لایف استایل شون کار می کنن. درسته که شاید نتونن اینجا خیلی نکات کنکوری بارداری رو یاد نگیرن ولی چون شعار و تاکید انار همانا لایف استایل اصولی هستش می تونن از این جهت به عضویت فعال شون ادامه بدن و در عین حال ما رو خوشحال کنن که مصاحبت شون بی نصیب نمونیم.
دیانا دوستدار مادران نی نی اندرونی!
دیانا | March 30, 2008 9:16 AM
اوه! شماها که همه آنلاین هستین که!.
لیلی جون برای دوستانی که بیش از 10 پوند اضافه وزن دارن, گرفتن اولین ستاره ی 5پوندی هم علاوه بر سه ماهه! بودن لازمه. اساسنامه رو بخوون پلیز!. من بنا رو گذاشتم روی اینکه سه ماهه ها ی مورد نظر! می دونن که طبق اساسنامه شرایط احراز رو دارن و فقط نحوه ی عضویت رو توضیح دادم.
ببخش اگه کامنت قبلی ام گویا نبود.
دیانا ناقص تفسیریانی!
دیانا | March 30, 2008 9:23 AM
آرزو جون
ما که یافته های خط خطی یانه مون! رو برات نوشتیم که!. کامنتهای پست قبلی رو اگه ببینی حتما پیداشون می کنی.
در مورد ریختن لیمو ترش توی آب هم اگه اسیدش معده ات رو ناراحت نمی کنه, نه تنها ضرر نداره بلکه برای چربی زدایی! هم توصیه شده. منتها برای اینکه خیلی لیموترش هم نخوری جوونه ی نعنا رو هم امتحان کن پلیز!. احتمالا خوش ات میاد.
دیانا نعناطلب!
دیانا | March 30, 2008 9:33 AM
نه دیانا جونی میدونستم !! گفتم شاید یه دفه مثلا قانون عوض شده باشه !!!
میگم خوب میشه یه ستاره سیاه یا مثلا چه میدونم صاعقه ای چیزی هم برای اونا که میچاقن !!! بذارن ( مثل همون جایزه تمشک طلائی) که یه ذره حساب کار دستشون بیاد ! هی همینطوری سه کیلو سه کیلو اضافه نکنن!!!!!
واییییییی خدا منو بکشه با این سه کیلو. حالا ه