« میتینگ 55 | صفحه اول | میتینگ 56 »
Tuesday 02.05.08
Writing 5 pages of the results
اوکی من نمیدونم چرا انقدر بی جنبه بازی در میارم. یه روز که تشویق میشم فرداش مغزم میره مرخصی و 24 ساعت طول میکشه دوباره هم بکشم بشینم سر کار. شرم آوره! فکر کنم رفتارم شبیه وقتیه که آدمها رژیم میگیرند همه هفته رو بعد آخر هفته گند میزنند. به هر حال من هفته دیگه بخش اعظمش رو دارم میرم پیش آیدا. واسه همین مرده و زنده این هفته باید اولین نسخه این مقاله تموم بشه. احتمالا وقت نمیکنم به گروه سر بزنم. میدونم خیلی این برنامه های منو کسی نمیخونه. توی پست میتینگ خودم میگم دوباره. الان دارم میرم زود میخوابم واسه اینکه از هفته پیش که شروع کردم ورزش منظم نیازم به خواب بیشتر هم شده.
Wednesday 02.06.08
امروز خوب بود. من 6 صفحه دیگه نوشتم. فکر میکنم با همین کیفیت کار کنم فردا بخش کیس استادی تموم بشه. امشب از اون شبهاست که سرم رو راحت میرم میذارم رو بالشت اونم زود تازه! حتی پست میتینگ رو هم وقت کردم بنویسم!:)
Thursday 02.07.08
Write 5 pages of result section
پنج صفحه رو نوشتم اما کیفیت کارم به خوبی دیروز نبود برای اینکه دیر از خواب بیدار شدم. دیر که از خواب بیدار میشم به موقع نمیرم سر کار و ظهر نمیرسم برم ورزش (عصری توی خونه ورزش کردم) و نظم ذهنیم میریزه به هم. طبق برنامه رفتم توی تخت اما فکر میکنم باید هدف رو بذارم قبل از 12 چون الان که ورزش میکنم خسته تر هستم و 8 ساعت خواب رو لازم دارم.
Thursday 02.07.08
Write 5 pages of result section
| دوشنبه | یکشنبه | شنبه | جمعه | پنجشنبه | چهارشنبه | سه شنبه | روز |
| 40 دقیقه دویدن | 40 دقیقه دویدن | 40 دقیقه دویدن | - | ||||
| - | 40 دقیقه کار با دی وی دی | 45 دقیقه دویدن 3.05 مایل | 1 ساعت کار با دی وی دی وزنه | ورزش انجام شده | |||
| 1590 | 1678 | 1470 | کالری مصرفی(1500 -1700) | ||||
| - | - | - | امتیاز(19 تا 22) | ||||
| 3000 | 13,750!:) | 2000 | تعداد قدمها(6500) | ||||
| خوردم | خوردم | خوردم | مولتی ویتامین | ||||
| 6 | 8 | 5 | آب(هدف 6 لیوان) | ||||
| 8.5:( | 7.5:) | 8.5 | ساعات بیداری(6.5 تا 7.5) | ||||
| 12.5 | 11.5(اما دیر خوابم برد) | ساعت خواب(11.5 تا 12.5) | |||||
| من رفتم دکتر امروز. راضی بود اما دعوام کرد به خاطر روزهایی که 1200 کالری داشته ام. قول داده ام سه هفته آینده زیر 1500 کالری نخورم. امروز رفتم سرکار اما هوا سرد بود با اتوبوس برگشتم خونه قدمهام کم شد. | ساعت ناهار رفتم ورزش و خیلی خیلی خوب بود. فکر کنم 2000 تا از اون قدمها مال این بود که ساعتی یه بار باید میرفتن طبقه پائین دستشویی!:) | گام شمارم رو یادم رفته بود وصل کنم. از خونه کار کردم و تخمینیه تعداد قدمها | ملاحظات |











هركسي من بايد وبلاگش رو به بلاگ رول گروه اضافه كنم آدرسش رو توي متن كامنت پائين همين پست بچسبونه. استثنا نظرخواهي اين اعلان رو باز ميگذارم. جاي ديگه بنويسيد فايده نداره ها. حتي اگر قبلا گفته ايد لطفا اينجا دوباره بچسبونيد.
Comments
سلام دوستای خوب.من یه سوال داشتم.من اگه به جای خوردن برنج با خورشت ترجیحا از خوردن برنج صرفنظر کنم و خورشت رو با نان بخورم که بیشتر هم سیرم میکنه بهتره یا نه؟یا خوردن برنج از لحاظ رژیمی بهتره؟هر چند که هر دوش چاق کننده س.اما بین بد و بدتر کدوم بهتره؟
ممنون که جواب میدین.لطفا هر کی اومد اینجا اگه تونست راهنمایی بده.
مرسی که این فرصت رو اینجا به وجود اوردین.
لادن | February 5, 2008 12:19 PM
لادن جان
خوردن هیچ کدوم مضر نیست و حتی بسیار هم مفیده در صورتی که برنجت برنج قهوه ای و نونت هم نون سبوس دار باشه.مثلا نون گندم کامل یا جو یا چاودار و یا مخلوطی از اینا.نون سفید و برنج سفید غیر از کالزی و شکم پر کنی خیلی خاصیت دیگه ای ندارن.اگر تو خورشت رو با یکی دو تکه نون فیبر دار یا برنج قهوه ای بخوری هم حسابی سیر می شی و هم مواد مغذی زیادی به بدنت می رسن. در ضمن کربوهیدراتهای پیچیده هستند که متابولیسم بدن رو فعال می کنن.
راستی: بهتره توی پست اصلی بنویسی که همه ببینن .اینجا مختص برنامه های خود اناره و شاید همه بهش سر نزنن.
سالومه | February 5, 2008 2:56 PM
انار جون از اینکه با تشویق بی امان سوپروایزرت روبرو شدی خیلی خوشحال شدم. امیدوارم که بتونی با همین حال و هوا بقیه ی صفحات نتایج رو هم کامل کنی و با هم حظش رو ببریم. امیدوارم که جداول و گرافهای صفحه ی پنجم هم مثل قبلی عالی از کار دربیاد.
بیا جدول رو هم بنویس تا بدونیم در چه حال بودی.
دیانا | February 6, 2008 3:53 AM
انار جان حتما موفق می شی. کسی که الگوی اینهمه تژل تو رژیم و ورزشه و اراده است مگه می شه از ژس یه مقاله برنیاد
یه سئوال. من 2 روزه که نمی تونم لوگ رو آپدیت کنم. این ارور رو میده
A browser error has occurred. Please press Ctrl-F5 to refresh the page and try again
هر چی رفرش هم می کنم نمیشه.
البته جای نگرانی نیست برای ستاره و اینها فقط 300 گرم کم کردم شدم 55.1 ف برای فعال بودن و نبودن گفتم فقط :)
آلبالو | February 6, 2008 11:23 AM
شرمنده ها
تژل=تپل
آلبالو | February 6, 2008 11:25 AM
انار عزيزم خيلي ممنون از اين همه وقتي كه براي من گذاشتي خيلي توضيحاتت كامل و مناسب بود بازه كالريم رو تغيير دادم 1400 تا 1500 گذاشتم سعي مي كنم اين افزايش كالري رو با شير و تخم مرغ تو صبحانه يا در ميان وعده يا ماست و ميوه پر كنم
اميدوارم زودتر 3 ماه من تموم شه بيام عكست رو ببينم خيلي دوست دارم ببينمت چون واقعا ازت روحيه مي گيرم
به اميد نائل شدن رئيس بزرگ به همه هدفهاش درسي،اندامي،وزني و زندگي
بوس بوس
مهسا | February 6, 2008 5:51 PM
don't blame yourself anar jan, it doesn't do you any good. zoom out and look at the big picture, you're doing good. see?:) now zoom in and focus on the work you have in hand. good luck deary. l
jeerjeerak | February 6, 2008 6:20 PM
انارجون با وجود استرس درس و فشاری که این روزها داری نگه داشتن لایف استایل واقعا هنره . ...آفرین !
خودت بهتر می دونی که وقتی کار می کنی ، دو گام پیش و یک گام پس رفتن کاملا طبیعی است ، پس به خودت انرژی منفی نده چون همین دو گام پیش رفتن ، یعنی پیشرفت ...
و این جمله ی خودت که هربار که خراب می کنم به ذهنم میاد :" مهم خراب کردن نیست ، مهم اینه که بعد از هربار خراب کردن دوباره پاشی و از نوع شروع کنی "
البته مفهوم حرفت این بود کلمات شاید دقیقا این نبود ند .
می بوسمت . و آرزو می کنم کارهات روان و آروم و خوب پیش برند .
لی لی | February 6, 2008 8:28 PM
انار از این 2000قدم دستشوییانه! کلی خندیدم. من هم یه مدت درگیر عدم هماهنگی محل استقرار خودم و محل استقرار دستشویی بودم! خدا زیاد کنه این عدم هماهنگی ها رو خواهر.
خیلی خوشحالم که دکترت راضی بوده. اگه درصد چربی بدن ات رو اندازه گرفتی برای ما بنویس تا آمار چربی های موذی ات رو داشته باشیم.
راستی مواظب باش که برنامه ی ورزش ات زیادتر از حد مورد نیاز نشه. چون الان دو روز برنامه ی ورزش نداشتی ولی انجام دادی. تذکر دادم چون می ترسم این Hypometabolic condition نامروت ریشه اش خشک نشده باشه و باز سربلند کنه. حالا ما هم مثل "یه دوست" عزیز سعی می کنیم یه سفر هیپوتالاموسی داشته باشیم و این کاهش متابولیسم رو با این رفرنسی که گذاشتی بهتر و بیشتر درک کنیم.
راستی می دونی توی بحث رژیم و ورزش و ماراتن دیگه خودت یه پا رفرنس شدی؟!!!. تبارک الله احسن الخالقین.
دیانا | February 8, 2008 3:10 AM
نه نه قرار شده من ا 4 تا 5 روز دویدن و دو تا سه بار کار با وزنه اجازه داشته باشم بکنم به شرط اینکه روزی حداقل 1500-600 تا بخورم. اگر بدونی چه چشم غره ای بهم رفت امروز بابت اون روزهایی که 1200 تا خورده بودم. شرافتم رو گرو گذاشته ام این سه هفته که کم خوری نکنم و عوضش ورزش خوب بکنم. سه هفته دیگه دوباره وقت داده. عددها رو میگه اما من تا به چشم خودم نبینم عدد ترازوش اومده زیر 130 هیچ عددی رو به رسمیت نمیشناسم!:) ایشالا سه هفته دیگه اومده باشه خوب میشه.
انار | February 8, 2008 3:23 AM
سلام:
من اون بالا گیر کردم!منظورم هیپوتالاموسه! دیانا جون تو هم اگه خواستی بیای بالا خیلی مواظب خودت باش که نیفتی راستش را بخوای جاده اش خیلی پرپیچ و خمه!
انار و شری جان از آدرس هایی که گذاشتین ممنون.حق با شری هست فکر کنم نباید خیلی پای گلیسمی ایندکس را وسط بکشیم.
انار جون من خیلی از فیت دی سر در نمیارم ولی نمیدونم نگاهی به نمودار کالری سوزی اون انداختی؟
میبینی که 3بخشه:1- basalکه متابلیزم پایه باید باشه و در واقع خرج نگهداری و شارژ و..! اندامهاست و برای تو همیشه یک عدد ثابت مینویسه یعنی1390
2-بخش activityهم که مشخصه مال ورزشه.3-بخش life stylکه دو زاریم نیفتاد چیه ولی باز اونم برای تو حدود 600 مینویسه.(انرژی که صرف سوختن غذاوگوارش میشه نیست؟)
حالا مسئله اینه که وقتی اینور را با هم جمع میکنی میبینی که هر روز کالری سوزی بیشتر از دریافت کالری بوده مثلا 1400دریافتی و2000مصرفی.حالا لطفا یکی که حسابش خوبه بگه حالا که وزن انار ثابت مونده پس این 600 از کجا سوزونده شده؟(پیدا کنید پرتقال فروش را).
لطفا هر کی میدونه تا من از اون بالا نیفتیدم منو راهنمایی کنه! بچه هایی که فیت دی استفاده میکنین میشه شما هم نظری به اون دایره هابندازین .
تشکر وسپاس
یه دوست | February 8, 2008 7:30 PM
اون 600 مال فعالیتهای روزانه است مثل درس خوندن, راه رفتن, حرف زدن, چمیدونم این چیزها. من لایف استایلم رو گذاشته ام کم تحرک و اون عدد 600تاست. اون عدد 1390 مربوط به حالتیه که بدن در حال استراحته. مثلا وقتی تازه از خواب بیدار شده ایم. یعنی مینیممه فقط برای خود بدن که ارگانها کار بکنند. اگر روزی ورزش هم بکنم اونم به دایره اضافه میشه تحت عنوان اکتبویتی.
بله هر روز کالری دریافتی کمتر از سوزونده ای که فیت دی حساب میکنه بوده و برای همین قاعدتا من باید وزن کم میکردم و دقیقا هم نکته همینه. و علت اینکه وزن کم نمیکردم اینه که من کمتر از اونی که فیت دی داره حساب میکنه میسوزوندم.
انار | February 8, 2008 7:37 PM
سلام انار جون من تقریبا خودم و چشم نزنم از لطف شما دارم میوفتم رو دور همه چی داره کم کم نظم میگیره
خوشحالم که دکترت راضی بوده
کاش همیشه مثل روز 4شنبه آب زیاد بخوری که مرتب از پله ها پایین بالا بری ما هم انجا ذوق کنیم واسه عدد گام شمار
بازم مرسی از همه چی
راستی امیدوارم که حال دوستت ( آیدا ) زود زود خوب بشه
فدات
سردرگم | February 8, 2008 10:19 PM
سلام بچه ها
من میخواستم یه چیزی بگم.اگه میشه یه سر به وبلاگ رقی بزنید.از 96.300 رسیده به 69.800.بگید ایووووووووووووول.کالری مصرفیش هم روزانه کمتر از 1000 بوده.پس چرا این مسئله گیر افتادن تو قحطی واسه اون پیش نیومده؟خیلی هم موفق شده.کم کردن وزنش عالیه.انار جون دست همه ما به دامنت.ما همه به استناد این دلایل که ذکر کردی کالری رو تا 400_500 تا افزایش دادیم.یه جوری نشه که بعد از 8 هفته به اون صورت وزنی کم نکنیم.اونوقت مجبور شیم راه رفته رو دور بزنیم.لطفا هر کی نظر داره بیاد بگه اینجا به ما .بلکه تردیدمون برطرف شه.هر چی از این گلومون پایین میره و اضافیه با شک میخوریم به خدااااااااااا..
بهاره | February 9, 2008 8:04 PM
بهاره جون
این نکته ایی رو که اشاره کردی عوامل زیادی توش دخیل هستش که باز کردن اش خیلی راحت نیست. ساده ترین مثالی که شاید بشه بزنیم این هستش که تنها علمی که قطعیت توش وجود داره و می شه مطلبی رو «اثبات» کرد٬ ریاضی هستش. سایر علوم همه با عدم قطعیت و «احتمال» سر و کار دارن و دقیقا به همین خاطر هستش که آمار و احتمال توی دهه های اخیر جاپای خودش رو توی همه ی علوم باز کرده و در حال حاضر همه ی مقالات علمی نیاز به این دارن که تاییدیه ی آماری داشته باشن و در غیر این صورت از حیث اعتبار خارج هستن. توی آمار و احتمال هیچ چیزی «اثبات» نمی شه بلکه نهایتا با پذیرفتن یه مقدار خطا(ولو ناچیز) فرضیه ی مورد نظر فرضا «تایید» می شه.
حالا با این مقدمه٬ و با فرض پذیرفتن تفاوتهای فردی و اجتماعی و... من شخصا چند نکته رو در مورد رقی عزیزمون می تونم مطرح کنم و با دیانا مقایسه اش کنم.
۱- بدن رقی و فعل و انفعالات درونی اش خیلی با دیانا متفاوت هستش و سریع تر واکنش نشون می ده و به مراتب در طی یه هفته٬ کاهش وزن رقی از دیانا بیشتر بود.
۲- سیستم شمارش کالری رقی با سیستم کالری شماری دیانا متفاوت بود. فرضا دیانا اگه همون مواد فرضی رقی رو خورده بود احتمالا بالای ۱۲۰۰ کالری محاسبه می کرد. چون هر دوشون چشمی کالری ها رو اندازه می گرفتن و چون این سیستم دقیق نیست در نتیجه اغلب بایاس مشاهده گر رو شامل می شه٬ یعنی به نوعی سوءگیری. فرضا دیانا ذهنی وقتی راضی می شد که ارزیابی کالری اش حدود ۱۲۰۰بود٬ چون حس می کرد که در این محدوده داره منطقی می خوره. حالا شاید برای رقی هم به این صورت بشه مطرح کرد که سوءگیری اش به سمت شمارش کالری زیر ۱۰۰۰بود٬ چون اینطوری ذهنی اغنا می شد و فکر می کرد که با خوردن ۹۰۰کالری بهتر وزن کم می کنه و اگرچه فرضا در عمل ممکن بود کالری اش بیشتر باشه ولی موقع محاسبه ناخودآگاه به سمت شمارش کمتر کشیده می شد.
دقیقا برای جلوگیری از این جور اشکالات که کار مقایسه رو به مراتب با مشکل مواجه می کنه٬ انار تاکید می کنه که ار ترازو استفاده کنیم تا خطای چشم رو تاحد امکان کاهش بدیم.
۳- رقی و دیانا ورزش حرفه ایی انجام ندادن ولی انار و شری هر دو ورزشکارانه و سنگین ورزش می کردن و در عین حال هدف کاهش وزن رو هم دنبال می کردن.
۴- رقی درست زمانی که بیش از دوهفته وزن اش گیر کرده بود و خوب پایین نمی یومد٬ مجبور شد که یه سفر یک ماهه به ایران داشته باشه و در طی این یه ماه هم بالاجبار رژیمی زندگی نکنه. همین عاملی شد برای استراحت کردن بدن اش. دقیقا چیزی که انار تاکید داره و معتقده که بعد از کم کردن ۱۰ درصد وزن اولیه حتما باید حداقل یه ماه به بدن استراحت بدیم و کاهش وزن نداشته باشیم و روی ثبات وزن کار کنیم.
۵- رقی بعد از برگشت از مسافرتش کاهش وزن محسوس نداشت و نتونست مثل قبل وزن کم کنه٬ که به نظر من به اراده و کم کاری رقی ربطی نداشت(چون رقی امتحان اراداه و همت و پشتکار رو پس داده بود)٬ بلکه نیاز بدن اش به بیشتر خوردن بود. بعد هم به دلیل مشکلی که براش پیش اومد و استراحت پزشکی مجاز به رژیم و ورزش نبود.
جمع نمی بندم چون جای بحث بازه و هنوز می شه نکاتی رو بهش پرداخت و روش صحبت کرد. این ها هم همه نظرات من بر مبنای مشاهداتم بعد از عضویت توی گروه هستش که می تونه خیلی درست و منطقی هم نباشه چون از ابتدای تشکیل گروه توی ریزه کاری های برنامه ی رقی گل مون نبودم.
بهاره جون حالا اگه تو هم دقیق تر منظورت رو بیان کنی شاید بتونیم جمع بندی بهتری داشته باشیم.
دیانا حرافیان مطول نویس زاده!
دیانا | February 10, 2008 5:21 AM
زیاد موقع ورزش کردن به خودت فشار وارد نکن که این روز ها آمار انفجارهای شدید بیشتر مشاهده می شود
hosein | April 22, 2008 6:48 PM