« سلام عیلکم! | صفحه اول | میتینگ 59 »
ارزیابی هفته قبل: خوب من این هفته قطعا بهتر از هفته کانادا بودم اما دو سه روزش واقعا خارج از بازه است و یه روزش هم که امروز باشه 2200 کالری خوردم! فایده اش چی بود؟ اینکه فکر کردم پس توی کانادا روزی چقدر داشتم میخوردم و نمیفهمیدم؟ آدم نباید توی مسافرت هم برنامه اش رو ول کنه. اما خیلی سخته برای اینکه بخواهی بشمری هم نمیدونی توی غذا اصلا چی ریخته. بعد هم نمیتونی به صاحب خونه بگی آقا خامه نریز, گوشت قرمز نخور, بعد هم شب که دور همین بر و بر بقیه رو که میخورند و مینوشند نگاه کنی...نمیدونم شاید هم بشه. حالا به هر حال این هفته هم گذشت . الان یه هفته جدیده. تنها هدف من اینه که ناهار و غذا از خونه ببرم. آخر هفته هم که واسو میاد حواسم رو جمع کنم. این دوتا کار رو بکنم بقیه اش سخت نیست. ورزش هم برم هم برای لاغری و از اون مهمتر مدیریت استرس و فشار کارم و برای اینکه کمک میکنه خوشحال باشم.
برنامه ام رو هم توی جدول نوشتم.
| دوشنبه | یکشنبه | شنبه | جمعه | پنجشنبه | چهارشنبه | سه شنبه | روز |
| 45 دقیقه دویدن | 45 دقیقه دویدن | 45 دقیقه دویدن | 45 دقیقه دویدن | ||||
| - | - | 50 دقیقه کار با دی وی دی | 35 دقیقه استپر, 15 دقیقه این ماشینه که شبیه سازی پارو زدنه | - | ورزش انجام شده | ||
| 1531 | 1353 | 1491 | 1800 | 1858 | 1580 | 1650 | کالری مصرفی (1400 -1650) |
| - | - | - | - | امتیاز(19 تا 22) | |||
| - | - | - | - | نمیدونم. قرض داده ام به دوستم. | تعداد قدمها(7000) | ||
| خوردم | نخوردم | نخوردم | خوردم | خوردم | خوردم | خوردم | مولتی ویتامین |
| 4 | 5 | 7 | 6 | 7 | 4 | 5 | آب(هدف 7 لیوان) |
| 7.55 | 10 | 8 | 7.15 | 7.5 | 7.25 | ساعات بیداری(6 تا 7) | |
| 11 | 11.5 | 1 | 12 | 11.5 | 11.15 | 1 | ساعت خواب(10.5 تا 11.5) |
| دارم کم کم به کمتر کربوهیدارت خوردن عادت میکنم. ورزش نرسیدم برم:( | توی پیتزا فروشی سالاد خوردم و شب هم یک چهارم نان و یه قاشق فقط برنج! آخر اراده!:) امروز صد در صد استراحت کردم و خیلی خوب بود. | من شب شام سالاد خوردم با مرغ و لوبیا. توی رستوران بودم ها! اونم مکزیکی! ورزش نرفتم اما بعد از شام 15- 20 دقیقه سربالایی رو توی برف پیاده آمدیم. خونه رسیدم عرقم دراومده بود. | هنوز هم گرسنه ام. امروز رفتم دکتر. چاق شده بودم از سفر کانادا. گفت باید مواظب باشم در هر وعده بیشتر 30 تا 40 گرم کربوهیدارات نخورم و روزی هم بیشتر از 160 گرم در مجموع. | حافظه ام قدم ماهی حوض شده. غذاهام رو اگه همون موقع یادداشت نکنم یادم میره. دلم لک زده بود برای ورزش کردن. چاق شده ام. باید مراقب ورزشم باشم. | اولویت اول اولویت اوله. نسخه اول مقاله دومم امشب تموم شد! | ملاحظات |

MyFitnessPal - Free Calorie Counter

MyFitnessPal - Nutrition Facts For Foods











Comments
من آماده ام انار جان. برنامه ات رو هم چک می کنم. هفته خوبی داشته باشی
آلبالو | February 26, 2008 5:01 AM
سلام انار خانمی
چرا این هفته می خواهی هر بار 45 دقیقه بدوی؟ اگر درست یادم باشه قرار بود فعلا زیاد به خودت فشار نیاری برا دویدن. به نظرم اگر برنامه بریزی و بعدا نتوانی این قدر بدوی احساس عقب بودن از برنامه ات اذیتت می کنه. مخصوصا یک شنبه شاید برات سخت باشه چون مهمون هم داری.
همیشه خوش و موفق باشی...
dena | February 26, 2008 5:58 AM
خب اینم از هفته هفتم که می خوایم با هم بترکونیم:)
ساعت خواب هدفت خیلی عالیه.اگر 11 بخوابی و صبح 7 یا 7:30 بیدار شی هم می تونی خیلی پر انرزی ورزش کنی و هم خیلی پر انرژی به بقیه کارات برسی
موفق باشی انار جونم
سالومه | February 26, 2008 7:48 AM
انار يعني واقعا اينقدر متشخص شدي و10.5 -11 ميخوابي و6 0 7 بيدار ميشي؟بابا خيلي كارت درسته.دست راستت توسر منه بي شخصيت با اين خواب افتضاحم
يه شب توي اين هفته ديگه كم اوردم وساعت 10 خوابيدم تا ده صبح اينقدر حالم خوب بود اون روز واينقدر با انرژي كه هي گفتم از فردا زود مي خوابم ولي نشد.بايد تمركز كنم.
موفق باشي رئيس
ما مخلصيم
آزي | February 26, 2008 8:13 PM
اين رنگه جينگولي مستونه اون بالا هم كلي لوند ودلبرانه ست
آزي | February 26, 2008 8:14 PM
انار از این قرض دادن پدومترت کلی حال کردم. معلومه که نبرد انارستانی رو در عرصه ی دنیای واقعی هم داری حسابی پیگیری می کنی. دم ات از بیخ و بن گرم.
من هم با الگوبرداری از تو هر از چندی از این کارها می کنم. حدود دو ماه پیش توی جریان کوزت بازی!(خونه تکونی توی محل استقرار خارج از بنده منزل!) و در جریان پارتی یه پسر چشم بادومی رو که از کاهش وزن من شگفت زده شده بود و هی می گفت خوشگل شدی! رو براش موعظه کردم تا اون هم خوشگل بشه! و حدود یه ساعت اندر مزایای کاهش وزن و راههای منتج به اون سخن فرسایی! کردم و وقتی مبهوت شده بود قول داد که اون هم وزن کم کنه و قرار شد که دی وی دی های بیلی بلانکز رو شریکی استفاده کنیم.
حالا دیشب دوباره توی مهمونی اومد و گزارش داد که ۶کیلو از وزنش رو کم کرده و حسابی باعث مسرت ما شد. طفلک گردنش رو کج کرده بود و می گفت که مصرف برنجش رو به حداقل رسونده ولی از الکل نمی تونه دل بکنه! و با تاکید فراوون می گفت٬ که سعی اش رو می کنه ولی هنوز موفق نشده. دلم خیلی براش سوخت٬ چون پارسال هم سیگار رو ترک کرد و همین باعث افزایش وزنش شد.
خلاصه اینکه این ۶کیلو رو هم باید به حساب انارستان گذاشت. بهش گفتم که وقتی وزنش فیت شد دو تا عکس بیفور و افتری! بهم بده تا بتونم براتون بذارم.
خلاصه انار جون راه ات حسابی بین المللی شده!.
دیانا | February 27, 2008 1:11 AM
ضمنا توی مسافرت هم اگه شرایط آدم نرمال باشه٬ تا حدود زیادی می شه کالری های مازاد رو کنترل کرد. منتها تو چون شرایط ات کمی خاص هستش و در طی ماهها ممکنه یه هم زبون نبینی و از طرفی فشار درسی هم روت هستش و خاص تر اینکه مسافرت اخیرت دلیل دوستانه داشته در نتیجه همه و همه دست به دست هم داده بود تا نتونی روی کالری تمرکز کنی. یواش یواش که شرایط ات استیبل تر بشه اطمینان دارم که به راحتی می تونی با تدابیر «تک» برای هر «پاتک» جلوی خیلی چیزها رو بگیری.
حالا برو این هفته رو که با انرژی بیشتر همه مون داریم ات.
دیانا اخلاصی!
دیانا | February 27, 2008 1:11 AM
راستی انار اون "ش" وسطهای جدول چیه؟ فضول سنجه؟!. اگه هستش که درست و حسابی من رو سنجیده!.
دیانا فضول آبادی!
دیانا | February 27, 2008 1:13 AM
غذا از خونه بردن خیلی راهکار موثریه.موفق باشی.
آريس | February 27, 2008 6:19 AM
ببین تویه سفر همیشه همینجوریه . منه بدبختم به خاطره همین هی در جا میزنم(مهمترین دلیلش سفره) ولی خب حداقل دیگه میتونم طوری بخورم که اضافه نکنم.
الی | February 27, 2008 6:19 AM
تبریک بخاطر مقاله ات! فکر کنم آرامش فکریش به اندازه ورزش کردن باشه برات. کالری هات که توی بازه هست، ویتامین و آب که خوردی، زود هم بیدار شدی و به کارت هم رسیدی، عالیه! امیدوارم یک خواب خوب هم بکنی و با انرژی بیدار بشی برای یک روز دیگه :)
شانه بسر | February 27, 2008 6:24 AM
واي كه چقدر بامزه بود. اين آدمكه جاي تو داره مي دوه. تبريك تبريك. اميدوارم بقيه اش هم به خوبي پيش بره. انار فداكار گام شمارش رو قرض داده به دوستش. به به چه دختر خوبي. من گام شمارم به جونم بسته است. چه بدجنسم!!!
آلبالو | February 27, 2008 10:24 AM
تبریک میگم ایشالا نسخه های بعدی هم هر چه زود تر آماده شه
اولویت اول یعنی اولویت اول
فدات
سردرگم | February 27, 2008 3:07 PM
خسته نباشی انار جونم.چه حس خوبی یه تموم کردن یه همچین کار بزرگی.مطمئنم امشب راحت می خوابی و خوابهای شیرین می بینی.
بوس بوس
سالومه | February 27, 2008 6:23 PM
به به. ایشالا مقاله هات آماده میشه و تزت تکمیل میشه و لاغر می شی و به دویدنت هم می رسی و غذا هم از خونه می بری و وقتی دوست جون اومد همچنان حواست جمعه و ... بازم بگم؟ :)
آهان داشت یادم می رفت: مرسییییییییییییی
Fairy | February 27, 2008 8:49 PM
آهان راستی, وقتی دیدم گام شمارت رو قرض دادی شرمنده شدم! آخه این آقای همخونه دیده من دائم ذوق می کنم و پز روزهائی که بیشتر راه رفتم رو می دم, چند روز پیش می گفت یک روز قرض بده ببینم من چقدر راه می رم. منم درکمال بی رحمی گفتم نمی دم برو برای خودت بخر. حالا همینی که من دارم رو یک روز تعطیل طفلی کلی اینور اونور رفت تا برام پیدا کرد! خصیصم خوب.
Fairy | February 27, 2008 8:54 PM
به به چه خانمي.هم سر ساعت خوابيده هم سر ساعت بلند شده...نگران وزنت نباش مطمئن باش دوباره بر مي گرده سر جاش.لامصب براي هر گرم بايد مثل يه اسب زحمت بكشي ولي با دوبار رژيم شكني وزن اضافه مي كني منم وزن اضافه كردم ودارم جون مي كنم هنوز نيومده پايين ولي مياد يه كم بد قلقي مي كنه.ولي فعلا اولويت اول و بچسب...اين روزا تا دو ماه ديگه برات خاطره شيريني ميشه و شايد تا همه عمر از اينكه اين همه توي شرايط بحراني زندگيت نظم و برنامه داشتي كيف مي كني...
من كه كيف مي كنم ميبينمت...واقعا كار درستي..
آزي | February 29, 2008 2:31 PM
خیلی سر بالایی بوده که تو برف عرق کردی. خوش به حالت امسال تو این جنوب نه برف دیدم نه بارون از همین الان هم هوا گرم شده. فکر کنم موقع تحویل سال باید کولر روشن کنیم
آلبالو | March 1, 2008 5:29 AM
اگه کالری هات بره تو محدوده هدف دیگه عالی میشه برنامه ت.آفرین همینطور ادامه بده ما هواتو داریم.بوس
بهار | March 1, 2008 6:02 AM
آدم رستوران باشه و شام سالاد بخوره خیلی همت والا میخواد! باریکلا :)
شانه بسر | March 1, 2008 8:16 AM
ای ول به اون اراده رستورانیت دختر!
پیاده روی تو برف هم عالمی داره...
آريس | March 1, 2008 10:52 AM
انار جونم طول مدت خوابت خیلی خوبه.فقط یه کم باید مواظب بازه کالریت باشی.امیدوارم بتونی حساب شده تر کربوهیدرات بخوری.
بوس
سالومه | March 1, 2008 2:40 PM
آخر اراده بري رستوا ن و لوبيا وسالاد بخوري وبعدشم توي برف پياده بياي.خدايي ايمان قوي مي خواد.
جات خيلي خاليه ولي دركت م كنم كه خيلي كار داري ودستم به چوب حسابي مشغولي....
آزي | March 3, 2008 6:06 AM
انار جونم امروز کالریت خیلی بهتر بود و اراده هم که دیگه آخرشه!!خوشحالم که یکم استراحت کردی واقعا بهش احتیاج داری :×
سالومه | March 3, 2008 11:46 AM
کاش من هم بتونم وقتی بیرون می رم اینجوری سالم خوری کنم! آفرین.
Fairy | March 3, 2008 12:51 PM
mane ghahramano nadidin ke miram burger kings , salad mikhoram :)))
ehsase joke moteharrek budan bem dast mide!
mitra | March 7, 2008 9:05 AM