« روزمره | صفحه اول | برنامه انار برای هفته میتینگ 59 تا میتینگ 60 »
آقا من شاکی هستم. چرا هیچ کدومتون (به جز دیانا و تک و توک بقیه) برنامه های هفتگی منو چک نمیکنید؟ این هفته با مریضی و اینا کلی رفتم ورزش و قدمهام رو ثبت کردم گفتم الان تشویق میشم. دریغ از یه کلام! شما نکنه یادتون رفته این انار طفلک هم آدمه. وزنش هم گیر میکنه, مریض هم میشه, احتیاج به تشویق و قوت قلب هم داره, و از مادر هم نه تنها ورزشکار و منظم به دنیا نیامده که حتی برعکس! بعضی وقتا راستش من پشت این پستهای میتینگ ها احساس تنهایی میکنم. احساس میکنم همه هوای همدیگه رو دارید و از من هم میخواهید که جواب سئوالات رو بدم و حواسم باشه اما یادتون میره که اصلا روز اول انار این وبلاگ رو زد چون خودش داشت دیابت میگرفت و وزنش زیاد بود و ورزش هم بلد نبود و مدیریت زمانش هم فاجعه بود و استرس هم زیاد میگرفت و بلد نبود اداره کنه و عصبی خوری میکرد و هفته ای ده بار به این نتیجه میرسید که " خیلی احمقم! از خودم بدم میاد". ها؟ راستش واقعا احساسم همینه. یعنی فکر میکنم از اون بچه های اول راه همه اکثرا ول کردند و تک و توک به وزن هدف رسیده اند و حالا من مونده ام و خودم و بقیه یادشون رفته که بابا این انار هم سوپر من که نیست. خودش هم به وزن هدفش نرسیده. هی با تنهایی میرم هر هفته جدول میکشم و هی پر میکنم هر شب و هیچ کس محل نمیذاره به من.
الان هم نه که دپ زده باشم. نه. اتفاقا یه ساعت ورزش کردم حالم خوبه. اما اومدم بگم بابا این چه وضعیه؟:)
پ.ن. آقا من الان اینو بعد از خوندن کامنتها(تا کامنت مهسا) دارم اضافه میکنم. یه چیزی بگم؟ نباس یه جوری بشه که من مثلا فرصت نکنم به وزن .و سلامت خودم هم توی این وبلاگ فکر کنم هان؟ راستش این چند وقت اینجوری شده بود. واسه اینکه انگار من عضو گروه دیگه نیستم. مگه شماها همش واسه هم دیگه حرفهای حسابی و علمی و به قول آزی مجلسی میزنید که واسه من بزنید؟ بعد هم اصول تغذیه و لایف استایل درست سرجمعش یه لیست ده دوازده تایی بیشتر نمیشه. شرط میبندم اکثرتون عین اصول دین الان میتونید از حفظ بگید. گفتنش انقدری وقت نمیگیره که. االان شما برین آرشیو وبلاگهای قدیم منو بخونید میبنید اکثر حرفها قبلا به زبون دیگه و نوع دیگه گفته شده. فقط تکرار میشه که هم اعضای جدید دوباره بشنوند و هم برا خودمون یاد آوری بشه. اصل کار تغییر فکری و رفتاریه. اونه که توی این گروه مهمه و کمک گروه رو میطلبه و همه این دانش تغذیه هم فقط یه ابزاره که اگر به تغییر رفتار منجر نشه علم بی عمله و به درد نمیخوره. توی تغییر رفتار همه به هم احتیاج داریم. دقت کرده باشید میبینید من کمتر سر و کله ام توی وبلاگها پیدا میشه. نه که قصدی باشه اما ناخودآگاه انرژی نداشتم بیام دونه دونه کامنت تشویق بذارم. فقط وقتی تذکری لازم بوده یا سئوالی بوده حرف زده ام. واسه اینکه خوب منم مثل همه یه انرژی محدودی دارم که استرسم رو اداره کنم و به تزم برسم و مریض بشم و ورزش کنم و غذا بخورم و سعی کنم سر موقع بخوابم. واسه همین درست عین همه شماها اگر کسی برام کامنت نذاره کم کم شارژم تموم میشه. ببنید خیلی از کامنتهای اینجا برای من که نیست. برای گروهه. برای همه است. که خوب خوبه. اما منم مثل همه دوست دارم به کارم توجه بشه و تشویق بشم یا تذکر بگیرم و خلاصه به امان خدا و خودم ول نشم. هر کامنتی منو خوشحال میکنه. مثل همه تون.











هركسي من بايد وبلاگش رو به بلاگ رول گروه اضافه كنم آدرسش رو توي متن كامنت پائين همين پست بچسبونه. استثنا نظرخواهي اين اعلان رو باز ميگذارم. جاي ديگه بنويسيد فايده نداره ها. حتي اگر قبلا گفته ايد لطفا اينجا دوباره بچسبونيد.
Comments
واااااااااااااای من که آب شدم! می دونی که خیلی تازه کارم انار جون وگرنه چاکرتم هم هستم (جوگیر شدم!). خوب ببین اینجوریه دیگه آدم همیشه پیش کسوتش رو بی نیاز می بینه و فقط خودش رو میبینه که لک و لک کنان پیش میره و هدفش اینه که بشه شبیه پیش کسوتش (انار خانوم). ولی اینم هست که هرکی توی این گروه هرکار می کنه همیشه به یادته.
بازم مرسی از کمکهات. من زیاد صبحانه خور نیستم ولی دارم روی خودم کار می کنم که درست صبحانه بخورم.
بووووووووووووووس
Fairy | February 24, 2008 6:01 PM
راستی یعنی چی که "یه کمی صبحها چیز ناسالم بخورم"؟ مثلن چی؟ راستش همین الان هم احساس می کنم برنامه ام درست نیست. حتمن خوب نمی خورم که تغییر وزن ندارم. البته می دونم تحرکم کمه! از دست خودم حرصی ام بدجور.
یک چیز دیگه: من از سه شنبه پیش تا حالا به لوگ دسترسی ندارم!
Fairy | February 24, 2008 6:06 PM
Salam anar khanooooooooooooooooooom,
Well I always keep an eye on your weblogs in a namahsoos" way". I just don't know how to give back from what I learn from you
E.A | February 24, 2008 6:12 PM
من که نمی دونم وبلاگ داری عزیزم از کجا باید بخونم اگر می دونستم محال بود هر روز سر نزنم!
بهارک | February 24, 2008 6:46 PM
Anar jan: "KHoda ghovat", good job, I don't know how can I check your homework, and I am not a member of you community, but following you and have learned alot from you. you are doing just great, it is a big deal, and keep up with your good work. I have been in the same situation like you 2 years ago, I went from 147 pounds to 130 pounds during a summer and then I stopped like you, I never could go down to 130, and I assumed that my boddy is not accepting lower than this,,, really I couldn't find any other reason for that , I am usually a healthy eater person, and do some excersie , but if I If I don't excercise and I am in stress, I gain weight very fast, this happend to me last summer, and I gaid 10 pound again, my body metabolism was very low, and that was basicly because of anxiety and the pills that I was using, Now I am trying to loose the extra pound again. just to rap up Anar jan, Always keep in your mind to do your excercise, be relaxed (from what I have known from you you can manage your anxiety very well) and be optimistics always..we all love you
soozan | February 24, 2008 6:56 PM
حرف حساب جواب نداره! چقدر خوب کردی که اینها رو نوشتی انار. جمله به جمله خوندم و هی گفتم راست میگی ها. همش داریم تو رو فقط به چشم لیدر میبینیم -که هستی البته- و یادمون میره که بابا جان انار هم توی لوگ با ماست :)
شانه بسر | February 24, 2008 7:00 PM
آخ آخ مردم از خجالت !راست میگی انار جونم شدی دقیقا مثل مامانا که حواسش به همه هست و البته معلومه همه دوستش دارند ولی یادشون میره که تو اون هم همون توجه وکمک رو نیاز داره وحقشه !چه خوب که تذکر دادی انار جون!
mahdis | February 24, 2008 8:12 PM
آقا من هر وقت باشه میام میخونم هاااااا ولی از اونجایی که بچه کم حرفیم(آدمک پینوکیو) چیزی نمی نویسم یا نشویق نمیکنم.اگثراوقات هم بقیه حرفهای دل رو میزنند و حرف اضافه چرا بزنم؟
راستش رو بخوای خودمم یه چند مدتیه حال و حوصله نوشتن وبلاگ ندارم و رو هوا و بدون برنامه دارم میخورم و اندازه مندازه رو گذاشتم کنار. به یه محرک قوی احتیاج دارم که فعلا پیدا نمیشه. اینه که سکوت رو درپیش گرفتم. بهانه خوبیه نه؟
رقی | February 24, 2008 10:35 PM
من از اول برای این داستان ورزشکار شدنت رو دنبال می کردم نگران سلامتی ات بودم. دیابت مرض خیلی مزخرفی است(حالا انگار مرض خوب هم داریم!) که من از نزدیک باهاش سروکله زدم و خودم هم همیشه ته دلم نگرانم که یه وقت بگیرم. برای همین خیلی بهت افتخار می کنم که تونستی وزنت رو بیاری پایین و این همه ورزش کنی. اما درباره این جریانات انسولین و متابولیسم و این ها کلا از بیخ عربم! سعی کردم که آن مقاله رو که لینکش را گذاشته بودی بخونم اما چیزی حالیم نشد. برای همین جرات نمی کنم راجع به خورد و خوراکت هم نظر بدم. خیلی تخصصی است. تازه من که عضو گروه هم نیستم! اما به نظرم مسیرت کلا کاملا درست است و باید حتما به کارت ادامه بدی.
قربانت
dena | February 24, 2008 11:34 PM
اگه من نظر نمی دم اولا برای اینه که صاحب نظر نیستم و ثانیا فکر می کنم نظر کسی مثل من چه اهمیتی میتونه برات داشته باشه !!!!!!؟!؟!؟
استاد ! خدا قوت . فکر کنم از مسافرت که برگشتی یه دفه تنهایی خیلی به چشمت اومده .
نگران نباش ، همه اینجا دوستت دارن. ابن همه انرژی مثبت فقط برای خود خودته .
leili | February 25, 2008 2:25 AM
من هم شخصا همیشه سر می زدم و می خوندم ولی از آنجا که در کامنت گذاری یک کم تنبلم شرمنده شدم
این قدر هم همیشه پستهای قشنگ و عمیق می نویسی که ما یادمان می رود که صاحب این پستها هم می تواند مثل ما باشد.
همگی دوستت داریم.
لاله | February 25, 2008 2:59 AM
السلام علیک یا انار و یا یاران انار!
انار با این سلام علیکم ات کلی خندیدم و با متن نوشته ات توی فکر رفتم و با خوندن نظرات بچه ها فکورتر شدم.
می دونی حکایت کربلا و ۷۲ یار و ...هستش. تو رهبر فرزانه ایی هستی که مظلوم واقع شدی و باید ندای
أنا مظلوم انار
أنا محروم انار
أنا مظلوم انار
أنا محروم انار
سر بدیم!.
(ببینید و شنوید!)
http://www.youtube.com/watch?v=Oxholg1kQR4&feature=related
منتها از شوخی گذشته٬ کاملا حق داری و گاهی ما یادمون می ره که انار عزیزمون هم در حال دست و پنجه نرم کردن با چربی ها هستش.
دیانا شرمنده گانی!
دیانا | February 25, 2008 3:26 AM
بهارک جون انار وبلاگ رژیمی اش همینجا هستش منتها با فروتنی تمام زیر پست های متینگ٬ یه پست دیگه می نویسه و اونجا برنامه ی رژیمی و ورزشی اش رو می نویسه. مثلا مال این هفته اش رو با عنوان میتینگ ۵۸ تا ۵۹ توی چهار پست پایین تر می تونی ببینی.
بچه ها من فکر می کنم که مهم نیست که حرفهامون برای انار تکراری هستش یا ممکنه خیلی علمی نباشه٬ مهم اینه که باشیم و همونطور که انار ما رو حمایت می کنه٬ ما هم یه قدم کوچولو براش برداریم و نشون بدیم که پیگیر برنامه اش(توی پست های زیر هر متینگ) هستیم.
کارگروهی و تبادل انرژی دیگه سرگروه و پیشکسوت و جدیدالورد نمی شناسه و همه و همه نیاز به حمایت و پشتیبانی داریم و راهش هم توی دنیای مجازی همین کامنت گذاری ها هستش که نشون بدیم نه تنها هستیم بلکه با بودن مون حامی دوستان هم هستیم.
دیانا حمایت دوستیانی!
دیانا | February 25, 2008 3:29 AM
آقا ما این یکی دو روز نتونستیم پای بساط بشینیم و الان هم بدو بدو خودمون رو رسوندیم به کامپیوتر تا بتونیم هم گزارش بدیم و هم یواش یواش از خجالت دوستان دربیایم.
پس عجالتا فریاد بر می آریم:
چیپس پفک شیرینی٬ دیگر اثر ندارد
چربی به جز خودکشی راه دگر ندارد
...........................................................
قسم به خون Healthy weight چربی تورا میکشیم
منبع تکثیر تو را به خاک و خون میکشیم.
دیانا چربی ستیز!
دیانا | February 25, 2008 3:40 AM
وای انار جونم عرق شرم چک چک کرد از پیشونیم.قربونت برم من همیشه برنامه هاتو می بینم ولی اغلب به نظرم می یاد که کارهایی که می کنی در محدوده هدفت هست.برنامه فیت دیت رو هم نگاه می کنم و همیش کیف می کنم از صبحانه ای که می خوری : دی.
ولی خوب تو یه جورایی چون لیدر گروهی همه به تو پناه می یارن واسه مشکلات و سئوالهاشون.اغلب هم یادمون می ره که بابا انار خودشم داره تو این مسیر تلاش می کنه و ساپورت می خواد!!!
در هر حال نکته ای که گفتی کاملا به جا بود.و من هم از این به بعد سعی می کنم بیشتر کامنت بذارم
بوس
سالومه | February 25, 2008 4:27 AM
راستی این سلام علیکم ات شاهکار بود.معلومه شاکی بودی بد!!!!
سالومه | February 25, 2008 4:27 AM
اخی انار مثل مامان ها شدی. که کسی بهشون توجه نمی کنه. ممکنه تو در مورد خودت فکر کنی که تو رژیمت موفق نیستی و ضعف داری یا اراده ات ضعیفه ولی چون به نظر همه گروه موفق ترینی که تونسته اینهمه ورزشکار بشه و چون الگوی همه هستی برخلاف خودت کسی فکر نمی کنه که تو هم ضعف و لغزش داشته باشی. همه فکر می کنن که من هم باید مثل انار 4 روز یا بیشتر تو هفته ورزش کنم. من هم باید مثل انار سالم بخورم
آفرین صد آفرین هزارو سیصد آفرین انار خوب و نازنین که تا حالا که گزارش دادی 3 روز ورزش کردی و غیر از یک روز کالریهات هم تو رنج مشخص شده بود.
آلبالو | February 25, 2008 5:02 AM
مرسی دیانا جان الان دیدم :)
بهارک | February 25, 2008 6:17 AM
سلام
من عضو جدیدم
می شه راهنمایی بدین سه شنبه من چی باید بفرستم که بدونین وضعیتم چطوریه؟ باید وزن کنم خودمو؟
ladyfinger | February 25, 2008 8:03 AM
خب به سلامتی این وبسایت انگار با من لجه چون هر وقت کامنت میذارم اونا رو قورت میده.
الی | February 25, 2008 8:06 AM
خب مثل اینکه فعلا درست شده
انار جون خیلی ناراحت شدم راست میگی تو هم عین ما هستی و درسته که کارت خیلی ردیفه ولی خب آدم تویه هر شرایطی به حمایت نیاز داره. ما رو ببخش اگه کوتاهی کردیم. ولی به خدا من واسه هر پستت کلی کامنت میذارم ولی نمیدونم چرا کامنتام فرستاده نمیشه. الانم نمیدونم این یکی چه بلایی میخواد سرش بیاد؟؟؟؟
خلاصه اینکه کوتاهی ما رو ببخش و به دل نگیر.
الی | February 25, 2008 8:09 AM
خب الهی شکر مثل اینکه درست شده.
پس همینجا بابت ستاره هم ازت تشکر میکنم. و امیدوارم همه کارایه سختت هم به سرانجام خوش برسونی و موفق باشی.
الی | February 25, 2008 8:11 AM
سلام
من ميخوام عضو انارستان بشم
اما جي ميل ندارم . يكي لطف ميكنه برام دعوت نامه بفرسته
gr8girl_ir@yahoo.com
بنام سارا ايراني
مرسي
سارا | February 25, 2008 8:20 AM
سلام انار جونم.شرمنده بخدا راست می گی.خودخواهی کردیم.
ولی باور کن اینجا همه دوستت دارن و انقدر ماشالا خودت با قدرت به همه کمک کردی که این احساس بوجود اومد که خودت نیاز به کمک و همدلی نداری.
ممنون از همه زحمتات.
باید بیشتر دقت می کردیم.
بوووووس!
آريس | February 25, 2008 1:38 PM
الهييييييييييييييييييييييييي.............بچه من چه مظلوم واقع شده اين وسط.مارو باش فكر مي كرديم كه انار خودشو گرفته برامون سري نمي زنه اون ورا...ديديد بعضي وقتها آدم دوست داره لوش بشه؟(لوش يه چيزه گربه اي تر وعشوه ناك تر از لوسه)من سالها كار كردم تا اين مفهوم رو به اطرافيان بفهمونم حالا اگه بازم سوالي داشتيد وراه هاي لوش شدن رو مي خواستيد اساتيد هستند..
خلاصه كه انار الان همچين گفتي يه جاي اين دل قلنبم يهو برات يه جوري شد...حيف كه دستمون براي ابراز احساسات كوتاهه...
واينكه گلاب به روتون وروم به ديوار من اصلا نمي دوم اين برنامت كجاست.قبلا جلوي چشم ميذاشتي وهمين جا ضميمه ميتينگ بود حالا نيست ومنم كه ميدوني هنوز توي اين عمارت خيلي جا نيفتادم.پس لطفا شاگرد زرنگ ها وچراغ دارها منو راهنمايي كنن...
مي خوام مشق هاي انار رو خط بزنم.مي دونم براي ماهايي كه قدمتمون بيشتره يه انگيزه خيلي موثرتره تا تازه نفس ها..رقي جون دركت مي كنم چون خودمم حال وحوصله قديم رو براي برنامه نوشتن ندارم ولي در عين حال هم نمي تونم بي خيال شم چون هنوز به هدفم نرسيدم وراستشو بخواي يه جورايي انگار قانع شدم به همين وزن.در صورتي كه اين وزن هدف نيست.
حالا منو راهنمايي كنيد من در خدمتم تازه اينترنتمم 256 شده دي:البته مي دونم براي شما خارجي ها كه بيست برابر اين سرعت رو داريد خيلي نيست ولي براي منه جهان سومي انرژي هسته اي دار خيلي خوبه...پس من پايه ام
خبرم كنيد كه خانه دوست كجاست!
انار جونم نازي...چقدر اخه دختر تو تو داري بميرم كه چي كشيدي اين روزايي كه اومدي كج وكج وديدي هيچ كي نبوده..روم سياهه به مولا
آزي | February 25, 2008 3:22 PM
آزی برو پایین پست میتینگ، اون پستی که تیترش هست "میتینگ 58 تا 59" انار برنامه اش اونجاست.
شانه بسر | February 25, 2008 3:28 PM
انار جان بخدا من همیشه برنامه تو دنبال میکنم ولی همیشه کامنت نمیزارم من همین جا دوباره میگم فارسی تایپ کردن برام سخته اینقدر حرف دارم که بزنم ولی از بس باید دنبال حدوف بگردم همه چی یادم میری ولی اینو بدون که خیلی دوست دارم
بوس
سردرگم | February 25, 2008 4:15 PM
حرف حساب جوابی جز شرمندگی نداره....
کرم ابریشم | February 25, 2008 5:00 PM
انار جون راست می گی ولی راستشو بخوای من احساس می کنم شاید حرفام به دردت نخوره حالا که تو اونچه تو دلت هست گفتی منم احساس واقعیم رو می گم راستش من همیشه می خونم کامنت ها ت رو به چشم فقط رئیس قبیله هم نگات نکردم خانمی ولی زیاد روم نشد چیزی بنویسم همون احساس خودکم بینی و خجالت واینا....
خلاصه چشم از این به بعد سعی می کنم به این احساساتم فائق بیام انار جونم:×
مهسا | February 25, 2008 6:01 PM
سلام عزیز دلم بخدا من کامپیوترم خرابه سرعت اینترنت اینجا افتضاحه تازه بخاطر شرمندگی از تپل شدن مجددم روم نمیشه یعنی یه جورایی عذاب وجدان حسرت حسودی خلاصه همه چی باعث میشه که کمتر اپ بشم
ولی هر وقت اپ میشم حتما نوشته هاتو میخونم و تو دلم برات تحسینت میکنم و انرژی مثبت میفرستم
خیلی دوستت دارم میبوسمت
دکتر سارا | February 25, 2008 8:25 PM
آزی دختر خدا نکشتت با این مدل حرف زدنهات. من با این گلوی گرفته و پر درد رو اینجوری میخندونی.خیلی باحالی بابااااااااااا
رقی | February 25, 2008 9:06 PM
انارم... من خیلی شرمنده تو هستم... این مدت این طرفا کم پیدام شده چون بار کاریم افزایش پیدا کرده و همچنین استرس کاری و یک کمی هم یک بلاتکلیفی زندگی شخصیام. استرس اون هم سرجاش. واسه همین با اینکه ورزشهای روز رو سفت و سخت چسبیدم ولی شبها بدلیل بسته شدن کلاس رقص دیگه فعالیتی ندارم و از طرفی هم بدلایل استرس و بلاتکلیفی از سال نو به این ور یک کمی (نه خیلی) مراقبت غذاییم رو شل دادم و خیلی شاکیم از این بابت. دوبار هم مریض شدم و دارم باز برای دومین بار درکمتر از 2 هفته انتیبیوتیک اساسی میخورم. اینها ولی هیچکدوم دلیل نمیشه که نیام اینجا و تو رو تشویق نکنم. خودت میدونی که من چقدر بهت افتخار میکنم و تحسینت میکنم. هر وقت دچار احساس گناه رژیمی میشم به حرفای مثبت تو فکر میکنم و برای روز بعد حسابی عزمم رو جزم میکنم که جبران کنم.
یه بوس گنده برای توی نازنین و یک دنیا معذرت بابت اینکه اینجا کم پیدام شده بود این مدت...
--سوسکی
sooski | February 25, 2008 11:13 PM
کیک فنجونی ( ladyfinger)جون
برای سه شنبه باید رکوردت رو توی لوگ به روز کنی و ستونهای تاریخ٬ وزن فعلی و کاهش وزن ات رو هم تصحیح کنی. اگه احیانا تغییر وزن نداری باید ستون تاریخ رو فقط به روز کنی تا ما بدونیم هستی. ضمنا یه گزارش هم از هفته ی گذشته ات بدی و نقاط قوت یا ضعف احتمالی ات رو بگی تا ما هم در جریان برنامه ات باشیم.
به عنوان یه پیشنهاد هم می خواستم بگم که چون تعداد اعضا ماشالا زیاد هستش٬ اگه فقط از یه اسم کیک فنجونی یا ladyfinger استفاده کنی٬ برای ماها شناسایی ات راحت تر هستش و اینجوری ممکنه که فکر کنیم دو نفری! و نتونیم روی برنامه ات تمرکز کنیم.
به هر حال به گروه خیلی خوش اومدی.
دیانا | February 26, 2008 12:53 AM
سارا ایرانی جون
فقط انار عزیز به عنوان بانی و موسس گروه می تونه دعوتنامه بفرسته و برای عضویت هم نیاز به اکانت جی میل داری و انار نمی تونه با اکانت یاهو برات دعوتنامه بفرسته. پس اول اکانت جی میل ایجاد کن و بعد باهاش به این آدرس:
blog_identity@yahoo.com
ایمیل بزن و کمی صبوری کن تا انار فرصت کنه و بتونه برات دعوتنامه رو بفرسته. برای اینکه بیکار نباشی٬ تا اون موقع هم اساسنامه ی گروه رو که انار شرح اش رو اون بالا توی «عضویت در گروه» نوشته بخون تا با حال و هوای گروه بیشتر آشنا بشی.
تو هم به گروه بسیار زیاد خوش اومدی.
دیانا | February 26, 2008 12:54 AM
moon جون:
الان بیشتر از سه هفته هستش که من منتظرم تا تو بیای و برامون کامنت بذاری تا بتونیم بهت خوش آمد بگیم. به گروه خیلی خوش اومدی و امیدوارم که در کنار تو و سایر بچه ها بتونیم روز به روز عرصه رو چربی های موذی تنگ تر و تنگ تر کنیم!.
سوالات ات خیلی کلی بود(نمي دونم از كجا شروع كنم ؟چيكارا بكنم چي كارا نكنم؟مي شه منو راهنمايي كنين؟). اگه اساسنامه رو خوندی و در وبلاگهای انار رو هم شخم زدی که فبها٬ اگه هنوز فرصت نکردی به نظر من در اسرع وقت این کار رو بکن که چکیده ی همه ی چی دست ات بیاد. آرام عزیز هم یه سری از مطالب مهم رو که دونستن اش برای همه ی بچه های جدیدالورود ضروری هستش رو یه جا جمع کرده که متاسفانه نتونستم آدرس اش رو پیدا کنم و آرام هم الان مسافرت هستش. وقتی آدرس اش رو پیدا کردم برات می ذارم.
بچه ها کسی این آدرسی آرام رو جایی ذخیره نکرده؟
دیانا آلزایمریانی!
دیانا | February 26, 2008 12:55 AM
گلبو جون٬
توی آدرس زیر می تونی میزان سوزندن کالری در عرض یه ساعت و بر حسب نوع فعالیت و حدود وزنی٬ پیدا کنی. رقص و بدنسازی رو هم که بطور خاص می خواستی اینجا داره:
http://www.nutristrategy.com/activitylist4.htm
برای سوزوندن میزان کالری روزانه توسط ورزش٬ همونطور که توی آدرس بالا می بینی٬ میزان کالری سوزندن بر اثر پیاده روی و بالا و پایین شدن از پله (در عرض یه ساعت)٬ برای یه آدم ۱۳۰ پوندی ۴۷۲ کالری محاسبه شده و برای یه آدم ۱۹۰ پوندی ۶۹۰ کالری برآورد شده. پس می بینی که میزان کالری سوزنوندن مون در اثر ورزش٬ وابسته به وزن فعلی مون هستش.
ضمنا تو چرا نمی یای عضو گروه بشی تا رسما بتونیم دعوات کنیم؟!. راستش رو بخوای ما خیلی نگران برنامه ی غذایی تو هستیم و می ترسیم که به خودت صدمه بزنی. می دونی تو می گی: "برس به آنچه نمی توانی!" ولی من می گم: "برسی به آنچه می توانی!". شاید با این عنوان دیگه نگران نتونستن نشی و با خیال راحت بتونی به یه لایف استایل صحیح و منطقی فکر کنی.
برات آرزوی موفقیت می کنم در مسیر لایف استایل بهینه.
دیانا | February 26, 2008 12:58 AM
انار جون
این پی نوشت اخیرت کاملا گویا هستش. به عنوان یه پیشنهاد می خواستم بگم که شاید بهتر باشه که عنوان پست برنامه ات رو عوض کنی تا بچه ها بیشتر بهش دقت کنن. چون کلمه ی میتینگ رو توش بکار بردی و زیر میتینگ هم می نوسی باعث عدم دقت بچه ها شده. مثلا عنوانش رو بذار « برنامه ی انار هفته ی چهارم فوریه» یا یه همچین چیزی که از میتینگ تفکیک بشه.
چون الان با توجه به توضیحاتی که دادی٬ هنوز از کامنت ها برمیاد که یه تعداد از بچه ها فکر کردن که تو منظورت این بوده که چرا کلا کامنت نمی ذارن.
دیانا کامنتزاده!
دیانا | February 26, 2008 12:59 AM
انار این کامنتدونی ات هم من رو شناخته!. پشت سر هم که کامنت می ذارم ادبم می کنه!!! و می گه: "صبر کن و بعدا بفرست!!!".
دیانا حرافیانی!
دیانا | February 26, 2008 1:01 AM
سلام انار خانم
من هنوز یخم اینجا باز نشده
ولی چه خوب به جای اینکه خود خوری کنی یا تصمیم بگیری دیگه محل به کسی نزاری شفاف مساله رو اینجا مطرح کردی!
درود بر شفاف سازی
Miss REY | February 27, 2008 11:16 AM