« میتینگ 58 | صفحه اول | سلام عیلکم! »
به خدا خیلی دل و غیرت میخواد با اینهمه ترس و استرسی که من الان دارم عصبی خوری نکنم که هیچی! به ورزش هم پناه نبرم, کافی شاپ هم نرم و دقیقا با جون کندن و راندمان ساعتی شاید نیم خط بشینم سر همین کاری که انقدر ازش میترسم.
بنده به یک تئوری رسیده ام و اونم اینه که اوصولا وزن هدف انتخاب کردن کار غلطیه و مایه خیر هم نیست. انسان باید حجم هدف برای خودش تعیین کنه. برای اینکه وزن هدف ممکنه باعث تشویق به کم خوری بیش از حد بشه, الزاما آدم رو به ورزش و لایف استایل سالم تشویق نمیکنه و تا یه هفته هم وزن آدم نیاد پائین میخوره توی ذوق آدم. در صورتیکه حجم هدف آدم رو تشویق به ورزش میکنه(هیچی مثل ورزش آدم رو جمع و جور نمیکنه) به آدم جا میده بین خوراک و ورزشش مانور بده و بالانس ایجاد کنه و آخر روز هم مهمه که من چه شکلیم وگرنه به من که ترازو وصل نیست که مردم عددش رو بخونند و بعد اگر در بازه لازم بود به به و چه چه کنند.
در راستای این فرمایشات بنده یک شلوار جین رو که از خواهر کوچکتر گرفته بودم از اعماق کمد در آورده ام گذاشتم به میخ دیوار و اعلام کردم این شلوار حجم هدف بنده است. حالا هر چند کیلو مهم نیست. من اون تو برم خوشحالم.
البته ما چون اینجا نمیتونیم حجم شما رو دائم اندازه بگیریم کماکان با وزن کار میکنیم اما به نظرم آدم برای خودش اگه اینجوری فکر کنه اعصابش راحت تره.
گزارش وضع فعلی هم اینکه در حال حاضر حجم هدف بنده از پام بالا میره اما زیپش همچین یه چهار انگشت کار داره تا بسته بشه. هر وقت تونستم دگمه اش رو ببنده خبرتون میکنم.











Comments
انار جون
مگه چه کاریه که اینقدر ترس داره؟
نینابه | February 23, 2008 3:13 AM
انار جان باهات کاملا موافقم.من همین الانش که می دونی وزنم خیلی خلی بالاست به نسبت از حجمم راضی هستم .البته دوست دارم خیلی بیام پایین ولی واقعا اون عدد رو ترازو خیلی مهم نیست.مهم حس سبکی و زیبای تصویر تو آینه است.
سالومه | February 23, 2008 3:53 AM
نینابه: مقاله نوشتنه. ترسش از اینه که میدونی سخته این قسمتش و بعدش حالا چکار کنیم و بعد حالا کی به من کار میده و خلاصه از این پرت و پلاها که آدم نباس بهش فکر کنه تا وقتش نشده.
انار | February 23, 2008 4:20 AM
چرا کافی شاپ رو تحریم کردی؟ من یکی از مقاله هام رو ماه پیش تو استارباکس نوشتم. به من که خیلی آرامش میده اونجا کار کردن.
سعی کن به کار پیدا کردن هم اصلا فکر نکنی. من هم همینطوری مثل تو اضطراب میگیرم وقتی به کار فکر میکنم....
نینابه | February 23, 2008 5:15 AM
دفتر دستکم زیاده. بعد هم لپ تاپم پیر شده احترامش واجبه نمیتونم ببرمش دائم اینور و اونور. میترسم یهو دیگه روشن نشه!:)
انار | February 23, 2008 5:27 AM
سلاااااااااااام. من یکشنبه کله سحر به وقت تهران پرواز دارم. از آنجا که این هفته نیستم. سه تا پست هوا کردم یکی 2 کیلو!
آرام | February 23, 2008 5:46 AM
اينم مدليه...فقط زياد شلواررو نپوش كه كش بياد:)
آزي | February 23, 2008 7:02 AM
سلام انار خانم1
من این ماه به ترازو دسترسی نداشتم نتونستم سر موقع وزن کنم. فکر می کنم جدول گروه رو آخر این ماه به روز کنم. یک موقع غیر فعال نشم.
متشکرم بای!
omid | February 23, 2008 9:25 AM
انار جون سلام.
امیدوارم کارات بخوبی پیش برن.
من امروز صبح رو با ورزش به مدت 45 دقیقه شروع کردم و حالا خیلی حس خوبی به خودم دارم.یه مقدار از احساسات منفی من نسبت بخودم برای مهمونی های پنج شنبه و جمعه کم شد.
انار جون کامنتت خیلی بهم انگیزه داد.
هرجور شده ورزشهای این هفته رو درست و کامل انجام می دم.
اون حجم هدف ایده عالی ایه.من هم دو سه تا تاپ دارم به عنوان حجم هدف.
90% مشکل من متمرکزه تو بالا تنه ام.
آريس | February 23, 2008 11:03 AM
راستی خواهرم اومده پیشم و اونم انگیزه هامو قوی کرده.فکر کن 2 سال و خرده ای پیش با وزنی نزدیک به 90 کیلو شروع کرد و الان یه موجود ظریف و خوش تیپ 62 کیلوییه که چون خوب ورزش کرده خیلی هم رو فرم اومده.
کلی تشویقم کرده و باعث شده تعهداتم رو برای خودم محکم کنم تا توپ کمتر از دستم ول بشه.
آريس | February 23, 2008 11:07 AM
انار جون من همین هدفمو هفته پیش به دیانا گفته بودما... اوه در ضمن ستاره ها مبارک من کمی عقب موندم از گروه خیلی براتون خوشحال شدم مهسا و الی آفرین آفرین
بهارک | February 23, 2008 1:09 PM
ای خدا من هم اگه یه 15 یا حالا 20 هم شد که چه بهتر بگیرم خیلی خیلی خیلی عالی می شه
بهارک | February 23, 2008 1:11 PM
سلام بچه ها
من تازه واردم
نمي دونم از كجا شروع كنم ؟
چيكارا بكنم چي كارا نكنم؟
مي شه منو راهنمايي كنين؟
moon | February 23, 2008 1:12 PM
این دقیقا کاریه که من می کنم . می دونی انار من برای خودم لباسهای تنگ می خرم . و خودم رو ملزم می کنم انقدر رژیم بگیرم و اون لباس بره تنم. آخرین کاری کردم خیلی خنده دار بود . رفتم بوت بخرم . پسره یه نگاهی به سر تا پای من کرد گفت این بوتها ساقشون خیلی تنگه از پای شما بالا نمیره ( می خواستم بکشمش) می دونی چی کار کردم به خواهرم گفتم تو بپوشش من تو پای تو ببینم. خواهرم پوشید خوشم اومد خریدمش.به خودم گفتم این کفش رو یه ما ه دیگه می پوشم باورت می شه پنجشنبه در حالی که به شدت از خودم نا امید بودم و عصبانی که رژیم رو درست رعایت نمی کنم .پوشیدمش و کامل رفت بالا از خوشحالی یه ربعی تو خونه راه می رفتم باهاش.
حالا هدفم شده یه بلوز خیلی خوشگل که از کیش خریدم.به خودم گفتم عید می پوشیش ها.
در ضمن کاهش وزنم به 6 کیلو رسیده اخراجم نکن تا بیام و لوگ وزنم رو به روز کنم.
سولماز | February 23, 2008 2:04 PM
من لوگ وزنم رو به روز كردم.اون عبارت بيش از يك ماه غيرفعال من رو از كنار اسمم بردار تا خودكشي نكردم. من دوباره وزن كم كردم حالم خوبه دقت كردي؟
سولماز | February 23, 2008 2:17 PM
سلام انار جون...
مرسی از این همه روحیه ای که هم توی کامنتت
و هم توی وبلاگت به من و بقیه ی بچه ها می دی
مرسی از این همه انرژی مثبت...
راست می گی
مشکل اساسی من در حال حاضر نداشتن نظمه نه تو غذا خوردن نه تو هیچ چیز دیگه ...منم (اگه اشتباه نکرده باشم) مشکل تو رو دارم امروزم فقط بهم گفتن...
خانوم باهاتون تماس می گیریم... خب من با توجه به شرایطم زیاد نمی تونم توی خونه بمونم ولی این روزا همش خونه هستم و این بیشتر اعصابمو به هم
می ریزه...
با هات موافقم سعی می کنم از غذا شروع کنم ...
و البته از ساعت خواب و بیداری...
راستی انار جان دلم می خواد نظرتو راجع به ورزش ناشتا و اینکه سوخت و ساز بدن تو این حالت 300 در صد بیشتر می شه بهم بگی برام خیلی مهمه مرسی
بچه ها درباره ی عضویت و اینکه ایمیل بزنم تا برام دعوت نامه بفرستی بهم گفتن اما متاسفانه سیستم ایمیل و یا هو مسنجرم با هم منفجر شده هیچ کدوم از ایمیل هام سند نمی شده و هیچ ایمیلی هم باز نمی شه فعلا تا این مشکل حل بشه از وبلاگ فوق العادتو
کامنتای انرژی بخشت استفاده می کنم...
خدا بند ها ی خوبشو که به فکر دیگران هستند دوست داره...
خوش به حالت خانومی...
لادن | February 23, 2008 4:01 PM
انار جون منم هدف فعلیم یه شلوار جین اسکینی یه که وقتی خریدم اصلا پرو نکرده بودمش.وقتی اومدم پوشیدمش تا رونهام بالا می یومد.الان کاملا بالا می یاد ولی یه جایی روی شکم گیر می کنه و 3 انگشت جا داره تا بسته شه.خیلی دلم می خواد اندازم بشه چون الان تنها لباس کمدمه که اندازم نیست :)
وقتی جا شدم توش یه جایزه حسابی می دم به خودم:دی
سالومه | February 23, 2008 6:59 PM
انار جان کارت را با آرامش انجام بده. وقتی تمام شه تمام این ها برات می شه خاطره...
از روش های مدیریت زمان موقع انجام کار سخت اینه که سعی کنی حداکثر وقتی را که می توانی تمرکز کنی (مثلا همان 30 دقیقه) معیار بذاری و سر سی دقیقه یک زنگ تفریح 10 دقیقه ای به خودت بدی. هر چی فکر بر هم زننده تمرکز می آد تو سرت تو آن سی دقیقه بگی حالا تو 10 دقیقه ام بهش فکر می کنم! برا من که این روش جواب می ده.
دنا | February 23, 2008 8:18 PM
حالا من که خواهر ندارم و لباس هام هم همه اندازمه چه کار کنم؟ دلم نمی اد برم پول بدم الکی لباس تنگ بخرم. اگر هیچ وقت اندازم نشد چی؟ فکر کنم بهترین راه اینه که برم توی وان حمام پر از آب و وزن آبی را که با وارد شدن من از وان خارج می شه اندازه گیری کنم! از شوخی گذشته من می دونم که اضافه وزن چندانی ندارم( BMI=20.9 ) ورزشم هم همیشه کج دار و مریز و تازگی ها از وقتی بیش تر این جا سر می زنم مرتب تر می کنم. اما دلم می خواهد هیکلم خیلی بهتر بشه. متاسفانه معیاری ندارم که سفت شدن عضلاتم را اندازه گیری کنم. اطرافیانم که بسته به موضع شون نظر می دهن! گاهی تصمیم می گیرم می گم یک 2-3 کیلو وزن کم کنم به اون چیزی که می خوام نزدیک تر می شم. شما نظرتون چیه ؟
دنا | February 23, 2008 8:22 PM
من هم مثل دناBMI=19.6 . اما دوست دارم هيكلم هتر بشه. دور كمرم و پهلوهام كم بشه. ورزش و درست غذا خوردن برام عادت بشه. الان كه شش هفته با برنامه انار پيش مي رم متوجه شدن كه چقدر عادتهاي غذاييم بد بوده. و چقدر هله هوله مي خوردم.
يكي از مشكلات ديگه اي كه دارم نمي تونم مثل ديانا تدريجي غذ ا بخورم و رو مزه غذا تمركز كنم. يهو غذا رو مي بلعم براي همين بيشتر از معمول غذا مي خورم. مي خوام اين عادت رو تو خودم بوجود بيارم نه اينكه اجبار كنم كه حتما بايد اينها رو بخوري يا اينجوري غذا بخوري دوست دارم اون شكلي بشم كه بدون نياز به كنترل كردن صحيح غذا بخورم رو مزه غذا بيشتر تمركز كنم و فقط شكمم رو پر نكنم. و ورزش رو جز جدا نشدي زندگيم كنم.
انار جان به نظر من تصميم خوبي گرفتي من هم تو اين مدت فقط 400 گرم كم كردم ولي 4 كيلو هم در عرض يك سال و نيم پيش كم كردم. ولي خوب سايزم خيلي بيشتر تغيير كرده. فكر كنم براي ورزش كردن باشه. يعني بدن جمع مي شه و عضله ميسازه ولي حتما ترازو عدد كمتري رو نشون نمي ده
آلبالو | February 24, 2008 5:06 AM
(:
گلبو | February 24, 2008 3:49 PM
Salaam anar jan, Actually I do agree with you. I don't think if you were 120 pounds in realy 20 s of your age should be 120 still when you are 28 with r bone and muscles weight increases by age although the size stay the same. so I think for your age goul weight of 116 is not logical, you could have that weight when your were 20. I should mention you can always have your fit body that you like, nontheles is what your weight is...think more about your ftness:) love
soozan | February 24, 2008 4:34 PM