« میتینگ 54 | صفحه اول | میتینگ 55 »
Tuesday 01.29.08
Finish the results outline
آدم باید به خودش راست بگه. میخواستم اول نیام بنویسم. بعد دیدم کی رو گول میزنم؟ خوب کار نکردم امروز.با اینکه صبح هم 7 بیدار شدم(آسون نبود) اما صبحانه خورده و دوش گرفته و ناهار رو پیچیده نشستم به این وبلاگ و وبلاگهای دیگه گروه رو خوندن و ساعت 9 و نیم رفتم سرکار. انقدر از دست خودم عصبانی بودم که تازه بعد از ورزش ساعت 2 تونستم بشینم سر کار و اون موقع هم گرسنه بودم و سردم بود و خلاصه کمی کار کردم اما اصلا روز خوبی نبود. از خودم معذرت باید بخوام بابت بدرفتاری صبحم. هیچ دلیلی برای این همه غرغر تا ظهر ندارم. اگه یه آدم دیگه باهام همچین کاری کرده بود والکی بابت یه اشتباه ساده و قابل جبران(صبح وبلاگ خوندن) تمام روزم رو خراب کرده بود حسابی خدمتش رسیده بودم.
حالا در راستای تمرین واقع گرایی هدف فردا نوشتن همین سرفصل بخش نتیجه است. انقدر کار میکنم تا انجام بشه. بازم معذرت . میرم الان کتاب بخونم و بخوابم.
Wednesday 01.30.08
Finish the results outline :))
Thursday 01.31.08
Make the rest of the graphs and tables
Sunday 02.03.08
Just sit down and work. I don't care as much about how many items you get done if I know you really tried. I am trying to replicate my approach to weight loss to my work, mind set wise. First lesson: do not give up on yourself!
Monday 02.04.08
من امروز صبح اون نمودارها و جدولها رو بردم نشون استادم دادم بسیاااار راضی بود و ده دفعه گفت "I am very pleased". قربان شما! خیلی ممنون. حیف که هم آیدا عمل داره, هم من دندونم درد میکرد(وقت گرفته ام) و هم پریود هستم وگرنه خیلی بیشتر از این از تعریف و تمجیدهاش خوشحال میشدم. کار امروز:
complete the explanation of figures and graphs
| دوشنبه | یکشنبه | شنبه | جمعه | پنجشنبه | چهارشنبه | سه شنبه | روز |
| 30 دقیقه دویدن | 30 دقیقه دویدن | 30 دقیقه دویدن | - | برنامه ورزش | |||
| 30 دقیقه دویدن 2 مایل، 30 دقیقه استپر | - | 45 دقیقه ترکیب دویدن و راه رفتن2.75 مایل | - | 90 دقیقه یوگا | 35 دقیقه ترکیب دویدن و راه رفتن(فاصله 5 دقیقه) 2 مایل | ورزش انجام شده | |
| 1373 | 1546 | 1470 | 1350 | 1650 | 1567 | 1450 | کالری مصرفی(1100 -1600) |
| - | - | - | - | نمیشمرم فعلا | امتیاز(19 تا 22) | ||
| 12600 | 1700 | 6100 | 12650 | 5300 | 6900 | 12300 | تعداد قدمها(6000) |
| خوردم | نخوردم | نخوردم | خوردم | نخوردم | خوردم | خوردم | مولتی ویتامین |
| 5 | 5 | 5 | 4 | 5 | 6 | 5 | آب(هدف 5 لیوان) |
| 8.5 | 8.5 | 8:30 | 7:40 | 7:50 | 7:00:)) | 7:10:) | ساعات بیداری(6.5 تا 7.5) |
| 1(خبر عمل آیدا را شنیدم) | 1(تا خوابم برد) | 11:30 | 11!:) | 12:30 | 11:30:) | ساعت خواب(11.5 تا 12.5) | |
| خونه بودم نتونستم خیلی راه برم. | سه سری لباس شستم! خونه رو جارو کردم. خرید سوپر رو کردم. غذای هفته رو پختم. خلاصه فقط مونده واسو بیاد منو بگیره. اخلاقم هم دور از شما عین سگ بود واسه اینکه از درسهام ترسیده بودم. آخر شب بالاخره جراتم رو جمع کردم دو ساعت رفتم سرش! الانم 12:50 دقیقه است خوابم نمیاد اما میرم بخوابم که خوابم بهم نریزه چون اونم میشه مایه اعصاب خرابی. فردا باید برم ورزش. | امروز از اون روزها بودها! از اون روزها که "من چرا انقدر یواش پیش میرم؟ پیر شدم رفت! مونیکا بلوچی چرا انقدر خوش هیکله من نیستم؟". به زور خودم رو بردم ورزش اما چه خوب که رفتم. الان سرحال سرحالم دوباره. خدایا شکرت دویدن رو آفریدی! | من رفتم باشگاه بعد دیدم شورت ورزشیم رو جا گذاشته ام! شاسگول شدم برگشتم خونه! هوا هم امروز سرد بود. آدم توهوای سرد دائم دهنش میجنبه. | والا من میخواستم نیم ساعت بدوم باشگاه پر بود. منم رفتم کلاس یوگا که یک ساعت و نیم بود. | مروز ساعت 2 وسط روز رفتم باشگاه که کار خوبی بود. هم خستگیم در رفت و هم وقت پرت روزم استفاده شد. | ملاحظات |











Comments
انار جونی همه چیز قرو قاطی شده
Anonymous | January 29, 2008 5:39 AM
چه جدول خوشرنگی!. آدم هوس می کنه که جدول دار بشه.
آقا ما دو تا چشم داریم و اگرچه عینکی نیستیم ولی این هفته عینک هم می زنیم و اگر لازم باشه زیرش هم یه جفت لنز می ذاریم! تا 6چشمی برنامه ی شما رو توی این جدول خوش آب و رنگ و توی فیت دی دنبال کنیم.
دیانا ژاوریان!
دیانا | January 29, 2008 7:40 AM
Anar joon, did you get my note regarding updating the weight log? I had changed my weight in the log (last week ) and you have me as inactive member. What else do I need to do other than enering my weight? Would you let em knwo please.?
sheri | January 29, 2008 9:15 AM
سلام.من میتونم اینجا از تجربیات شما دوستای خوب استفاده کنم ؟من وبلاگ ندارم.عضو گروه هم نیستم.اما الان دو ماهه که رژیم میگیرم.دوست دارم اگه بتونید کمکم کنید که به نتیجه دلخواهم برسم.مررررررررررررسی
لادن | January 29, 2008 12:25 PM
شری جانم این هفته دقت میکنم که درستش کنم. لوگ رو هفته ای یک بار آپدیت میکنم.
انار | January 29, 2008 2:50 PM
سلام دوستان خیلی خوبم
.من لادن 25 سالمه با 105 کیلو وزن شروع .حدود دو ماه میشه که با شما دوستای نازنین اشنا شدم و کلی انگیزه گرفتم واسه رژیم .البته من وقت کافی واسه داشتن وبلاگ ندارم اما کالریهای روزانه رو تو یه دفترچه یادداشت میکنم.و هراز چند گاهی میام و مطالب همتون رو میخونم و کلی انرژی میگیرم.از همون موقع اشنای با شماها هم شروع کردم اونم با کالری مصرفی 1000 در هر روز.و 45 دقیقه پیاده روی.اما تو این دو ماه همش 5 کیلو کم کردم.افتضاحه نه؟دیشب از الی جونم کمک خواستم که لطف کرده و به من راهنمایی داده و اینکه مشکل کار من در کم بودن کالری مصرفیمه.مطالب انار رو هم که خوندم فهمیدم ایراد کار از کالریییییییییییییییه و دارم کم کم شتر میشم خودم حواسم نیست. حالا از شما دوست جونا میخوام کمکم کنید و بگید باید چیکار کنم و کالریمو چقدر بالا ببرم که نتیجه ایده الی بگیرم و به قول انار جون شتر هم نشم؟در ضمن من به جز همون 45 دقیقه پیاده روی فعالییت چندانی ندارم و کم تحرکم.همش پشت میزم. 2ساعت یه بار از پشت میز پا میشم اونم واسه یه لیوان چاییییییی
من میخوام لاغررررررر بشم کمکم کنید لطفا. مقدار کالری مشخص و ایضا دقیق و بازم تاکید میکنم دقیق به من بگید که با این مقدار پیاده روی مطمئن باشم هفته ای 1 کیلو و ماهی 4 کیلو کم میکنم.
اینم بگم روزی 10 لیوان اب میخورم و یه قرص مولتی ویتامین مینرال.
کسی اینجا هست که منو یاری بدهد.؟انار جون شما به داد من بینوای چاقالو برس.بگید من چه کنم وزن کم کنم؟
با سپاس از همتون که حوصله کردین.
لادن | January 29, 2008 4:54 PM
سلام
من از امروز عضو گروه شدم وبلاگ ندارم.
بی نهایت انگیزه و ارادم کم شده امیدوارم تو این گروه بتونم یه تغییری تو این بی ارادگی بدم
مهتا | January 29, 2008 5:13 PM
انار جون منم هر روزی که صبح می شینم پای وبلاگ گردی تا شب برنامه هام به هم می خوره.چون همه انرژی های پویای صبحم به نشستن و زل زدن تو مانیتور و خوندن می گذره.واقعا وبلاگ خونی کار شبها و غروبهاست.البته الان که می بینی صبحه و نشستم پای کامپیوترم رفتم ورزش کردم و سر کارم!
بوس گلم
سالومه | January 30, 2008 6:55 AM
آره! گاهی خیلی از حد می گذره. می فهمم. از یک طرف آدم دلش می خواد بیاد ببینه چه خبره از آن طرف خودش را لعنت می کنه!
من فکر کنم از این به بعد یک ساعت معین را در شرکت (که سرعت هم بهتره) برای وب گردی بگذارم و سر ساعت بیام و سر ساعت بروم. عین کارت زدن. توی خونه هی اینجا را چک می کنم. کامنت به کامنت! فچ کنم به گروه معتاد شدم! باید ترک کنم :)
آرام | January 30, 2008 7:10 PM
انار جون این دو روز خیلی عالی هستش که تونستی ساعت بیداری ات رو توی رنج مورد نظرت تنظیم کنی. این خودش یه پیشرفت خوب هستش. ورزش هم که تا اینجا بیش از زمان پیش بینی شده ات انجام دادی که حتما باعث رضایت شخصی ات هم شده.
اینکه سه شنبه رو از صبح درگیر اینترنت و وبلاگ بازی شدی کاملا قابل درکه. به خصوص برای شخصیت دلسوز و مسئولی که تو داری. طبیعیه که با گذاشتن 7ساعت وقت برای نوشتن مطلب بعدش منتظر بازخورد و نحوه ی عملکرد ماها بشی. چون ذهن ات به هر حال درگیر بوده و هستش.
امیدوارم الان که چهارشنبه شب به وقت شما هستش از خودت راضی باشی و جبران دیروز رو کرده باشی.
دیانا | January 31, 2008 2:39 AM
سلام دوستای مهربون
بابا چرا یکی به داد من بینوا نمیرسه اخه؟باز گلی به جمال سالومه و الی جون.
انار جون شما فقط به هر کی اینجا عضو باشه راهنمایی میدی؟من ازتون کمک خواستم.متاسفانه تا اطلاع ثانوی نمی تونم وبلاگ داشته باشم چون نمی تونم up date کنم.میشه به من بگی باید کالری مصرفیم در روز چقدر باشه که هفته ای یک کیلو کم کنم؟وزن شروع105
وزن فعلی 100.هر روز 45min
پیاده روی.
با معرفتاش بیان به دادم برسن.....
منتظرم یه برنامه خوب به من بگی لطفا.
مرسی دوستای خوب
لادن | January 31, 2008 7:44 PM
لادن جان
من اگر جواب ندادم برای اینکه جوابهای بچه ها کامل و درست بود. حالا هم برو توی پست اول این وبلاگ که عنوانش هست "تولد مبارک" و بعد اون شیتهای برنامه پی براه رو دانلود کن و از روی راهنمایی های همون پست خودت میتونی همیشه بازه کالریت رو تعیین کنی. برو این کارها رو بکن اگر به مشکل برخوردی من همینجام:) اما شرمنده من اینجا معمولا خودم برای کسی محاسبات انجام نمیدم...اما ابزار محاسبه و روشش رو یاد میدم همه خودشون انجام میدن. اینجوری همیشه میتونی انجام بدی.
انار | January 31, 2008 8:11 PM
اون 45 دقیقه پیاده روی رو هم نمیخواد جزو ضریب فعالیت حساب کنی چون ماهایی که تازه ورزش شروع کرده ایم متابولیسممون هنوز به قوت یه ورزشکار نیست که بخواهیم حسابش کنیم. همه باید همون 1.2 بزنیم. به جز یه عده معدودی توی گروه.
انار | January 31, 2008 8:12 PM
لادن جان
من که توی همون شیت محاسبات پایه همه چیز رو برات حساب کردم و توضیح کامل دادم.بهت هم گفتم که بهتره هدفت رو روی 1 کیلو کاهش نذاری و آهسته اما پیوسته بری جلو.حالا هم بگو سئوالت چیه تا اگر توضیح بیشتری لازمه من تا اونجا که می دونم وبعدشم بچه ها بهت کمک کنن.
سالومه | January 31, 2008 9:07 PM
سلام انار جان
چقدر خوب که خوابت تنظیم شده
مرسی که حواست به من هست من واقعا دارم به معجزه گروه پی میبرم
راستی انار جان حالا که در weblogجدول درست کردم جدول قبلی رو پر کنم یا نه؟
بازم مرسی از همه چی
سردرگم | January 31, 2008 9:10 PM
لادن جون
ماها توی انارستان یادگرفتیم که به مخاطب کامنت کاری نداشته باشیم و وقتی فرضا انار می نویسه «آرام جون» ما درک می کنیم که انار اگرچه آرام رو مخاطب قرار داده ولی نکته ی موردنظرش رو داره برای همه ی ماها عنوان می کنه و آرام فقط یه وسیله شده برای ابراز نظر انار. بطور بلعکس و اتوماتیک وار وقتی انارستانی ها و یا خواننده های خوب انار مثل خودت٬ «انار» رو مخاطب قرار می دن و سوالی می پرسن٬ ما انارستانی ها باز هم تلویحا خودمون رو مخاطب قلمداد می کنیم و اگه جوابی به ذهن مون برسه٬ بیان می کنیم تا هم انار کمی راحت تر به کارهاش برسه و هم معنای کارگروهی شکل بگیره و به انار فشار کاری وارد نشه و اطمینان داریم که اگه جواب تکمیلی نیاز باشه خود انار هم مجددا تکمیل می کنه. همونطور که گفتی الی و سالومه ی عزیز هم جواب دادن٬ من هم یه کوچولو توی پست اصلی(میتینگ۵۵) برات نوشتم و یه آدرس گذاشتم. به همین خاطر الان متوجه نشدم که چرا فکر می کنی بچه ها یا انار فقط به اعضا جواب می دن علیرغم اینکه نوشتی سالومه و الی جواب دادن؟.
راستی اگه سوالهات رو توی پست اصلی بنویسی بچه های بیشتری سوال رو می بینن و اگه جوابی براش داشته باشن٬ زودتر می نویسن. چون اینجا(یعنی یه پست پایین تر از پست اصلی)٬ انار فقط برنامه ی خودش رو می نویسه و ماها سعی می کنیم که اینجا برنامه ی انار رو دنبال کنیم تا هم ازش الگو بگیریم و هم اگه پیشنهادی به ذهنمون رسید برای بهبود کارش٬ بهش توصیه کنیم.
با مهر
دیانا
دیانا | February 1, 2008 2:33 AM
منم یه چیزی اضافه کنم. من اگه میگم واسه کسی محاسبه شخصی نمیکنم نه واسه اینکه از سر خود تحویل گیری باشه. اعتقاد دارم کاریه که نباید بکنم برای اینکه لقمه جویدن و دهن گذاشتنه و چیزی یاد نمیده. من اینجا امیدوارم که افرادی که سر میزنند دانششون بره بالا و بعد از یه مدت مستقل بشن برای اینکه اگر قراره هدف تغییر زندگی و نه تغییر وزن خالی باشه باید یه سری ابزارها و روش استفاده ازشون رو یاد بگیریم که هم کیفیت کار خودمون بره بالا و هم به خاطر اینکه با دانش داریم کار میکنیم میتونیم روشها رو با زندگیمون تطبیق بدیم و در واقع جزئی از زندگی کنیم ...و اگه دقت کنی میبینی که اعضایی که الان یه مدته عضو گروه هستند همه اصول تغذیه سالم رو بلدند. رو هوا میتونند بگن چه وزنی درسته و چرا...چه غذایی خوبه و چه غذایی بده و چرا...چقدر ورزش لازمه و چرا...این چراها رو بلد بودن و باهاش سر و کله زدنه که باعث میشه این دانش درونی بشه. برای همین من هیچ وقت برای کسی محاسبه شخصی نمیکنم. برای کسی ماهی نمیگیرم. اما اگه بخواد ماهیگیری یاد بگیره چاکرشم هستم.
anar | February 1, 2008 2:50 AM
نار جونم
ساعت خوابت خیلی خوب شده.حتما انرژیتم کلی بالا رفته :))
راستی چی کار می کنی که قدمهات می شن 12000 تا.من حتی روزهایی که کاردیو می کنم و می دوم هم اینقدر زیاد نمی شه؟؟؟
سالومه | February 1, 2008 5:59 AM
انار از این چرا مثل مونیکا بلوچی نیستی کلی خندیدم. معلومه که منحنی سینوسی احوالاتت امروز توی مینیمم بوده. اما در عوض با این دویدن و میزان کالری و ساعتهای بیداری و خواب ات من یکی که دارم اساسی حال می کنم. هنوز فیت دی ات رو ندیدم ولی از شواهد و قراین برمیاد که همه چی رو به راه هستش. از گفتمان تو و یه دوست هم سعی می کنیم ما هم بهره ببریم.
خوب بخوابی و به قول دلبند خواب گل رز ببینی!
دیانا | February 2, 2008 7:47 AM
سالومه جون فکر کنم که راز 12000قدم انار توی همون دویدن هستش. چون روزهای معمولی 6000-5000 هستش اگه 2 مایل رو حدود 3 کیلومتر فرض کنیم و هر متر رو هم دوقدم در نظر بگیریم می شه 6000متر.
و این چنین است که راز انار برملا می شود!.
دیانا فضولیان!
دیانا | February 2, 2008 7:50 AM
دیانا جان مرسی از توضیحاتت.من که هر کاری می کنم بیش از 3000 تا 4000 تا راه نمی تونم برم.
سالومه | February 2, 2008 12:37 PM
انار جان
من بدک نیستم. باید این ترم درسم رو تموم کنم ولی کارم اونقدری جلو نیست که به موقع تموم شه، تی ای هم هستم و کلی وقت میگیره ازم . اون سه ماهی رو هم که رفتم سئول برای یک تحقیق دیگه یکذره بیشتر از کار اصلیم عقب افتادم..... خلاصه دارم از اضطراب خفه میشم. نمیدونم اصلا تموم میشه یا نه!!!!! ا
ستادم هم کریر اوارد گرفته حالا دیگه هی به خوشگذرونیه و مرتب کارهای منو بیشتر عقب میندازه...
رزیم هم که نمیدونم چرا شبها یکدفعه قبل از خواب اینقدر میخورم که حدود 600-700 کالری به کالری روزانه ام یکدفعه اضافه میکنم و وحشتناک میشه اوضاع. فکر کنم یک مدت خیلی به رزیم فکر نکنم دیگه.
نینابه | February 3, 2008 3:02 PM