« برنامه میتینک 54 تا 55 | صفحه اول | میتینگ 55 تا 56 »
خوب اهالی انارستان بشتابید که بساط میتینگ دوباره به راهه:) دیگه ایندفعه واقعا دارم میپرسم: هفته چطور بود؟ مخصوصا بچه های هشت هفته ای میخوام بریزین یه 24 ساعت برنامه و اجراش رو قشنگ آنالیز کنید و پنبه اش رو بزنید و نقاط قوت و ضعفش رو از دید خودتون در بیارین که این هفته بتونیم بهترش کنیم. مثلا برای شروع لطفا راجع به این سئوالات فکر کنید و برام جواب بدید:
1. در بازه کالریی که براتون از طریق شیت تعیین شده بود چقدر راحت بودید؟ آیا احساس کردید مناسبه یا خیلی زیاده یا خیلی کمه؟ مقدارش در مقایسه با برنامه قبلی خودتون چطور بود؟ اگر هم از شیت استفاده نکردید ایرادی نداره. لطفا بگید و اگر دلیل خاصی هم داره بگید.
2. این هفته چقدر احساس گرسنگی کردید؟ نسبت به هفته های قبل چطور مقایسه میکنید؟
3. فعالیت بدنی تعیین شده براتون چطور بود؟ لطفا همون سئوالات مربوط به کالری رو اینجا هم جواب بدید.
4. اجرای برنامه چقدر در زندگی روزمره تون تفاوت ایجاد کرد؟ آیا تداخلی داشت که به نظر شما اشکال داشت و نقطه ضعف بود؟ یا آیا برعکس نظم بیشتری بهتون داد یا اصلا هیچ فرقی ایجاد نکرد؟
5. نحوه اجرای برنامه به نظرتون چطور بود؟ پی براه و سردرگم آیا توجهی که دیدید کافی بود(این برنامه مخصوص این دوتا ادمه اول-انار)؟ بقیه چطور؟ احساس کردید به اندازه کافی کمک فکری گرفته اید یا نه؟
6. سیستم جدول بندی و تعیین هدف و برنامه رو چطور ارزیابی میکنید؟ آیا به نظرتون ابزار مناسبیه یا نه مثلا وقت گیره؟
7. چه نکات دیگه ای هست که شما فکر میکنید روی نرسیدن شما به لایف استایل دلخواهتون تاثیر داره اما در برنامه ما ازش حرفی زده نشده(مثلا نظم در خواب مطرح شده)
8. آقا این هفته چطور بود؟ با خوشی و ناخوشی اش.
هرچی بیشتر بگین من بهتر میتونم برنامه هفته دیگه رو جوری بریزم که برای شما هم مفید باشه. لطفا کامنتتون رو با یه مقدمه کوتاه از جایی که هستید شروع کنید و اگه نکته خاصی هست(مثل اینکه وزن الی مدتیه گیر کرده) که ما باید بدونیم رو حتما بگید.
ممنون و منتظر کامنتهای سبزتان هستم.
تکمیل 1.آقا شرمنده من میخواستم بیام یه پست عریض و طویل بنویسم دستم توی اون یکی وبلاگ بند شد. اما در مورد برنامه مون. همون طور که گفته بودیم اهداف اصلی این برنامه اصولی کردن تغذیه, ایجاد نظم, و ایجاد تحرک بیشتره. اصولی کردن تغذیه از طریق این جدولها داره انجام میشه. در واقع کنترلش از طریق بقیه اعضای گروه و تعهد شخصی من و شما به ثبت همه خرابکاری ها و روزهای خوب. و من هم سعی میکنم اصولش رو مرتب مرور کنم. اما برنامه این هفته به این قراره:
اول اینکه توی شیتی که هفته پیش آپلود کردید یا توی وبلاگتون یه جدول مشابه جدول هفته پیش بکشید و بعد این تغییرات رو توش اعمال کنید:
1. اگر وزنتون تغییر کرده یا این هفته تولدتون بوده به شیت تعیین کالری هفته پیش برین و دوباره بازه کالریتون رو تعیین کنید و برای خودتون هدف بچینید. حالا متوسط کالری روزانه هفته پیش رو حساب کنید( همه رو جمع بزنید و بر تعداد روزها تقسیم کنید). این عدد به شما نشون میده که اون دو سه روز نا پرهیزی چه بلایی سر تلاشهای بقیه روزهاتون میاره و خیلی ساده میتونه تمام زحمتهاتون رو به باد بده. سعی کنید نه کم خوری زیاد داشته باشید و نه زیاده خوری زیاد برای اینکه نه تنها احتمال اینکه به طور متوسط از هدفتون خارج بشید و نفهمید زیاده بلکه به بدنتون و ذهنتون هم استرس وارد میکنید. به اندازه بخور, همیشه بخور.
2. برای تحرک بیشتر ما از این هفته برای تعداد قدمهای روزانه هدف میگذاریم. در نهایت میخواهیم به لایف استایلی برسیم که تعداد قدمهای روزانه 10,000تاست که طبق تحقیقات برابر یک لایف استایل اکتیو محسوب میشه. اما اینکار رو به صورت خیلی تدریجی انجام خواهیم داد که هم به بدنمون فشار نیاد و هم به مرور وارد زندگیمون بشه که نهادینه بشه و عملیاتی باشه و بشه روش زندگیمون. در راستای این تغییر تدریجی اونهایی که حداقل 5 روز تعداد قدمهاتون رو ثبت کردید,متوسط تعداد قدمهاتون رو در هفته پیش حساب کنید . یعنی همه رو با هم جمع کنید و بر تعداد تقسیم کنید. بعد اگر از 10,000 تا کمتره هدف رو بگذارید این متوسط بعلاوه 500 تا. یعنی اگر هفته پیش معدل تعداد قدمهاتون در روز بوده 4000 تا این هفته سعی کنید حداقا 4500 قدم در روز راه برید. بیشتر شد اشکال نداره اما اگر کمتر شد سعی کنید روزهای بعد جبران کنید. بقیه که تازه گام شمار گرفته اند این هفته زندگی نرمالشون رو بکنند و تعداد قدمهاشون رو ثبت کنند و بعد این اضافه کردن رو از هفته آینده شروع کنند.
3. آب خوردن: معدل مقدار آبی رو که روزانه میخورید رو حساب کنید و بعد یک لیوان بهش اضافه کنید و اینو بگذارید به عنوان هدف. یعنی مثلا اگر هفته گذشته به طور متوسط 4 لیوان آب و مایعات بدون کافئین خوردید این هفته هدفتون این باشه که به طور متوسط روزی 5 لیوان بخورید. این مقدار رو ما به تدریج اضافه میکنیم تا به روزی 8 لیوان برسونیم و بعد سعی میکنیم اونجا نگهش داریم.
4. ورزش: هدف نهایی من از ورزش رسوندنش به چهار روز در هفته و روزی چهل و پنج دقیقه است. اما این کار رو تدریجی انجام خواهیم داد تا از یه چیز موقتی به بخشی از زندگی تبدیل بشه. برای این هفته هدف مینیمم همون سه روز در هفته است و زمانش رو به 30 دقیقه در هفته افزایش میدیم. سعی کنید توی هفته پخشش کنید. 30 دقیقه پیاده روی کنید اما پیاده روی تند. و همونطور که گفته بودم فقط زمانی ورزش حسابش کنید که به قصد ورزش شال و کلاه کردید. میتونید 30 دقیقه دوچرخه ثابت بزنید یا 30 دقیقه مرتب شنا کنید یا هر فعالیت ائروبیک دیگه که براتون راحت تره اما هدف اینه که 30 دقیقه به صورت جدی با ذهنیت ورزشی انضباط تمرین کنید و وقت برای ورزش جور کنید.
من دوباره برمیگیردم و به وبلاگها هم سر میزنم ببینم برنامه هاتون رو چطور چیدید.
تکمیل 2. خوب بحث شیرین ستاره ها. اما قبلش اینکه یه سری دارن حذف میشن. لطفا برین و وزنتون رو آپدیت کنید اگر هنوز میخواهید عضو گروه باشید.
اینا ستاره پس میدن:
شادی ستاره های ده پوندی و پونزده پوندی رو پس میده.
اینا ستاره میگیرند:
1. مهدیس ستاره 5 پوندیش رو پس میگیره. مبارکه. ایشالا ایندفعه دیگه موندگار باشه. خیلی خوبه که ورزش رو دوباره شروع کردی مهدیس جون.
2. رقی ستاره 50 پوندیش رو پس میگیره. واقعا باریکلا بابا. خیلی سریع و خوب جمع و جور کردی رقی جان مبارکت باشه:
3. پگاه دوتا ستاره میگیره. هم ستاره 15 پوندیش رو میگیره و هم ده درصد وزن شروع. مبارکه پگاه جون. رسیدن به هدف ده درصدی قدم مهمیه و مطمئنم خودت داری تغییرات عمده اش رو میبینی. 

4. سوفی جون که من همیشه شرمنده اش هستم از بس ستاره هاش دیر میشه ستاره بیست پوندی میگیره. سوفی یادت نره یه پست جدید برامون بنویسی به مناسبت این ستاره ات ها. مبارکه
5. مهسا هم ستاره 5 پوندیش رو میگیره. آفرین مهسا جون به خاطر اولین ستاره ات که نوبرونه است و مزه اش میچسبه. ایشالا که انگیزه باشه برات. 
خوب حالا ستاره دارها لطفا بیایید یه نطق حسابی برای ما بکنید و برامون بگید چکارها کردید که تونستید تا اینجا پیش برید و برنامه تون برای ستاره بعدی چیه....کف مرتب همگی لطفا!











Comments
انار جون روزت بخیر
من هفته خوبی رو پشت سر گذاشتم، و با اینکه از قبل هم در فیت دی فعال بودم ولی برنامه ریزی ۸ هفته ای احساس میکنم به بیشتر منظم شدنم کمک میکنه
۱. در مورد کالری والا من فکر میکنم با ۱۰۰۰ راحتتر باشم، مثلا من دیشب حدود ۱۰۰۰ خوردم ولی اصلا احساس گرسنگی نداشتم، تمام مواد رو هم سعی کردم بخورم به عکس وقتی ۱۲۰۰ میخورم احساس سنگینی میکنم.
۲. من اصلا احساس گرسنگی کشیدن نداشتم. یعنی تا کمی گرسنه میشدم یه چیز کوچولو می خوردم
۳.من بنظر خودم بیشتر میتونم انجامش بدم، مثلا میتونم هر روز قبل از ناهار ۳۰ دقیقه برم و بهم فشار نمیاد
۴.برنامه کمی منو منظمتر کرد بخصوص در مورد خواب و پیاده روی
۵.من کمک فکری گرفتم از خانوم سردرگم، متشکرم!البته بقیه هم کمک کردند که جا داره ازشون تشکر بشه+خانواده رجبی!
۶. از نظر من مفیده چون کلا با نظم میونه خوبی دارم
۷. من برای خودم یک جدول جداگانه دارم که ممکنه برای شما مفید باشه و در کنار همه اینها وضعیت روحی خودم در روز رو هم ارزیابی میکنم( مثلا:خشم،اضطراب و ...) اگر یادت باشه تو انشام گفتم که من اولویت اولم لایف استایل بهینه بود نه کم کردن وزن. چون بنظرم اگه هم سالم بخورم هم ورزش کنم ولی با اعصاب لرزون! اصلا برام ارزش نداره
۸.از نظر رژیمی برای من خوشی بود مخصوصا که وزن هم کم کردم، ولی کلا بی اعصاب بودم!!
راستی من مشکل خاصی بنظرم نمیاد اگه یادم بیاد دوباره کامنت میگذارم
مرسی
pegah | January 22, 2008 5:31 AM
Anar jan, I want to make a spread sheet like yours and have all my assignments (mosrly academic) for each day and also my diet and excercise. Could you plesae let me know how can I make it as a URL (I mean smthing like the sites everybody has in anarestan). Actually I want to make myself to do my stuff and also have other people whatch what I have done. If you or any one from anarestan can help me I will appriciate it. Thanks in advance:)
soozan | January 22, 2008 6:08 AM
تا جمعه عالی بود ولی بعدش خیلی گند زدم. حتی یک شنبه مثل شماها خوردم و خوب چی شد؟ نتیجه این شد که 60 گرمی که طی اجرای برنامه هفته 1 اضافه کرده بودم و فکر می کردم این میتینگ می آم و کلی خوشی می کنم مرحوم شد.
برنامه و کالری شماری بهم نشون داد که اگر رژیمی فکر نکنم جدا کم می خورم و حتی کمتر از حد لازم برای حفظ وزن. روزهایی که دقیقا به رژیم فکر نکردم حتی به 1200 کالری هم رسیده.
برنامه تداخل نداشت اما ذهن آدم را درگیر می کند چون هنوز عادت نشده.
کمک فکری دیانا عااااااالی بود. و حقا اشکالاتم را به حق در آورده ولی وااسفا از شاگرد بدی که به ای بهتر شدن الان زانوی غم گرفته و ناراحت نمره امتحانش است.
در مورد احساس گرسنگی خوب در مورد من برعکس بود و راستش جمعه دلم می خواست احساس گرسنگی کنم و صبح دوشنبه که پاشدم و شکمم خالی بود خوشم می آمد (من شرمنده :( نمی دونم چرا با پر بودن شکمم راحت نیستم)
آرام | January 22, 2008 6:24 AM
سلام انار جان و دوستان ‘ اول خبر خوب بدم که من یک کیلو کم کردم هورااااا یوهوووو و اما راجع به سوالاتت
1- من فکر می کنم بازه کالری بزرگ بود یعنی من در حالت عادی با همون 1000 تا 1200 راحت هستم
2-زیاد احساس گرسنگی نداشتم من معمولا بعد از ظهرها که از سر کار به خونه می رم احساس گرسنگی دارم که سعی می کنم با 1 لیوان آب و یا خرما این احساس رو کمرنگ کنم
3-فعالیت بدنی مناسب بود زیاد آدم رو دچار عذاب وجدان نمی کرد برای انجام ندادنش و جا برای جبران داشت فکر کنم این هفته یه مقدار بیشتر کنیم بهتر هست
4-خیلی خوب بود چون من رو منظم تر کرد مخصوصا که من برنامه درس خوندن هم دارم که این برنامه بیشتر بهم تعهد میده و می خوام جدول کارهای روزانه شامل مطالعه ‘زبان و... رو از این هفته بیارم
5-خوب بچه ها خیلی خوب حمایت کردن فکر می کنم باید بیشتر برای هم وقت بزاریم خودم رو می گم مخصوصا که به محاسبات کالری هم دقت کنیم هم اشتباهات هم رو گوشزد کنیم هم خودمون بیشتر یاد بگیریم
6-خیلی خوبه فقط دفعه اول وقت گیر بود از این به بعد جدول رو کپی پیست می کنیم
7- من فکر میکنم نظر پگاه جون خیلی خوبه اگه یه ردیف هم اضافه کنیم که احساسات خودمون رو که راجع به بدنمون یا رژیممون داریم توش بنویسیم هم خودمون بهتر خودمون رو تجزیه تحلیل می کنیم هم دوستان می تونن بهمون کمک کنن
7-کلا برنامه خوبی هست فقط 2 تا نکته مبهم برای خود من وجود داره یکی اینکه شمارش تعداد گام ها دقیقا برای چه منظوری هست و اگر باید به یه درصد معینی اضافه بشه به چه شکل هستش و دوم راجع به مولتی ویتامین 1-چرا بخوریم 2 چی بخوریم 3 چقدر بخوریم
باز ممنون از رئیس بزرگ ‘دیانای مهربون و همه دوستان هم قبیله ای
مهسا | January 22, 2008 6:24 AM
انار جان.من دعوت نامه رو گرفتم.دستت درد نکنه
منم دارم سعی می کنم خودم رو جمع وجور کنم وادامه هفته ها رو با شما باشم.اینجوری به جایی نمی رسم.
راستی از نظر بی نظمی در خواب من نوبرم.تازه الان که دو ساله روی خودم کار می کنم ساعت2-2.5 می خوابم
واگرنه ولم کنند تا خود صبح بیدارم.بدبختی اینجاست که اکثرا هم مجبورم صبح زود ساعت 7 بیدار شم وبرم پی یه لقمه نون!! روز هم نمی خوابم .بنابراین همیشه از کمبود خوابی عمیق رنج می برم هر شب تصمیم می گیرم از فردا شب زود بخوابم ولی نمیشه.من شدیدا پایه م برای اینکه این عادت بیخود رو اصلاحش کنم.
بهار | January 22, 2008 6:30 AM
من لوگ رو آپ ديت كردم
مهسا | January 22, 2008 6:40 AM
دیانا! در مورد طناب زدن توی خونه: ببین نمی توانی با همسایه تان صحبت کنی که مثلا چه ساعت هایی می توانی طناب بزنی و اذیت نشوند (بالاخره چند دقیقه را فکر کنم اگر بفهمند که ورزش است راضی بشوند) ولی خوب البته این بستگی به درک همسایه هم داره. وگرنه یک وقت دست می گیرند.
آرام | January 22, 2008 6:41 AM
سلام انار جان. من کلا از برنامه 8 هفته ای راضی ام . از بیحالی و بی حوصلگی در اومدم. یه هدفی دارم و براش تلاش می کنم
1- میزان کالری من خوب بود. اما فکر کنم مواد غذایی و کالریشون رو نمی شناسم. همون قضیه چگالی و اینها. چون گاهی به نظرم کم غذا خوردم اما کالریش بیشتر از روزی میشه که به نظرم زیاد غذا خوردم.
2- خوب بود زیاد احساس گرسنگی نکردم. بعضی روزها هم انگار زیاد احساس پری می کردم. البته اگه مشقامو خط بزنی حتما متوجه می شی که خیلی غذا خوردم. خیلی اوقات مثلا بعد از شام با مسواک زدن و تلقین کردن به خودم که سیرم و میل به چیزی ندارم جلوی خوردنم رو می گرفتم.
3-دوست دارم خیلی بیشتر از این ورزش کنم اما دیگه برام مقدور نیست مگه اینکه کارم ورزشی باشه. چون 10 تا 11 ساعت وقتم رو تو روز می گیره. ولی با این برنامه مقید می شدم که حتما فعالیت داشته باشم. حالا بزار گام شمارم برسه دیگه حل میشه
4-برنامه باعث شده که از بی حالی در بیام کلا باحاله . من تا آخرش پایه ام.
5-جدول پر کردن هم وقت گیر نیست. اینهمه کارهای الکی در روز می کنیم. که هیچ فایده ای نداره. عوضش این نظم زندگیمون رو زیاد می کنه. چون می دونیم شاید بقیه ببینن چیکار کردیم سعی می کنیم بیشتر نظم رو رعایت کنیم.
6-من این هفته رو دوست داشتم. اینجا با بقیه ارتباط داشتم و شاد شدم. امیدوارم این 8 هفته برای همون نظم و ترتیب رو همراه بیاره. و بتونیم لایف استایلمون رو خوشگل کنیم
آلبالو | January 22, 2008 6:56 AM
بچه ها من کامپیوتر رو طلاق دادم تا آخر امتحانا که 12 روز دیگه هست.بعدش میام پیشتون.وضع درسا افتضاحه همش روی هم جمع شده.امیدوارم وقتی برگشتم همتون کلی وزن کم کرده باشین.بوووووووووووس
سحر | January 22, 2008 7:00 AM
سلام انار جان. من کلا از برنامه 8 هفته ای راضی ام . از بیحالی و بی حوصلگی در اومدم. یه هدفی دارم و براش تلاش می کنم
1- میزان کالری من خوب بود. اما فکر کنم مواد غذایی و کالریشون رو نمی شناسم. همون قضیه چگالی و اینها. چون گاهی به نظرم کم غذا خوردم اما کالریش بیشتر از روزی میشه که به نظرم زیاد غذا خوردم.
2- خوب بود زیاد احساس گرسنگی نکردم. بعضی روزها هم انگار زیاد احساس پری می کردم. البته اگه مشقامو خط بزنی حتما متوجه می شی که خیلی غذا خوردم. خیلی اوقات مثلا بعد از شام با مسواک زدن و تلقین کردن به خودم که سیرم و میل به چیزی ندارم جلوی خوردنم رو می گرفتم.
3-دوست دارم خیلی بیشتر از این ورزش کنم اما دیگه برام مقدور نیست مگه اینکه کارم ورزشی باشه. چون 10 تا 11 ساعت وقتم رو تو روز می گیره. ولی با این برنامه مقید می شدم که حتما فعالیت داشته باشم. حالا بزار گام شمارم برسه دیگه حل میشه
4-برنامه باعث شده که از بی حالی در بیام کلا باحاله . من تا آخرش پایه ام.
5-جدول پر کردن هم وقت گیر نیست. اینهمه کارهای الکی در روز می کنیم. که هیچ فایده ای نداره. عوضش این نظم زندگیمون رو زیاد می کنه. چون می دونیم شاید بقیه ببینن چیکار کردیم سعی می کنیم بیشتر نظم رو رعایت کنیم.
6-من این هفته رو دوست داشتم. اینجا با بقیه ارتباط داشتم و شاد شدم. امیدوارم این 8 هفته برای همون نظم و ترتیب رو همراه بیاره. و بتونیم لایف استایلمون رو خوشگل کنیم
آلبالو | January 22, 2008 7:01 AM
انار جان! پیشنهاد می کنم در قسمت لینکهای مفید یک بند را بنویسی که مثلا:
"تازه وارد ها بخوانند" و بعد لینک ویکی انارستان را بگذاری.
http://anarestan.wiki.zoho.com/Content.html
آرام | January 22, 2008 8:08 AM
دور هم بودن چه خوبه
دور هم پیش عزیزان
یه صفای دیگه داره
زندگی کنار یاران
( دور هم بودن خودش یه نعمته
قدرشو بدونید این غنیمته٬ غنیمته٬ غنیمته) ۲بار پلیز!
چی میشد از چربی ما جدا می بودیم
چی میشد با ورزش آشنا می بودیم
برای همدیگه به جای شکلات
چی میشد کادو٬ گرمکن می بردیم!
( دور هم بودن خودش یه نعمته
قدرشو بدونید این غنیمته٬ غنیمته٬ غنیمته) ۲بار لطفا!
اینجوری که هم گروه می گذره عمر
با یه چشم به هم زدن می گذره عمر
بیا بیدار شیم از خواب غفلت
بیا باور کنیم این حقیقت
بیا پروانه و شمع هم باشیم
بیا پیوسته در جمع هم باشیم
تو این ۸ هفته ی پرتلاش و کوشش
فارغ از سایر اولویتها باشیم!
( دور هم بودن خودش یه نعمته
قدرشو بدونید این غنیمته٬ غنیمته٬ غنیمته) ۲بار خواهشمندیم!
دور هم بودن چه خوبه
دور هم پیش عزیزان
یه صفای دیگه داره
زندگی کنار یاران
( دور هم بودن خودش یه نعمته
قدرشو بدونید این غنیمته٬ غنیمته٬ غنیمته) ۲بار تکرار نمایید!
-------------------------------------------------------------------------------------------------
با اندکی تلخیص و تصرف!.
حال بشنوید با صدای عباس قادری خواننده ی کوچه بازاری مون:
http://www.semahal.com/g.htm?id=27598
دیانا کوچه بازاری شنو!
دیانا | January 22, 2008 8:10 AM
سلام به همگی
در کل باید بگم خیلی خوب بود ... در مورد سوالات...
1- در مورد کالریها ... برای من این اولین بار بود که سعی کردم حسابشو داشته باشم. خیلی خوب بود چون انگار گوشه ذهنم همش مشغول بود که اینی که می خورم به کالریش می ارزه و این خودش کلی کمک بود... البته میدونم فعلا اولش است... مقدار کالری هم برای من خیلی خوب بود یا شاید من زیاد هنوز بلد نیستم ....
2- روزای اول بخصوص نصف شب و ساعتی که سر کار هله هوله می خوردم گرسنه شدم
3-در مورد برنامه ورزشی من خودم چون می دونستم سه تا بیست دقیقه برام خیلی کمه با برنامه 24 هفته ای دو شروع کردم که باید بگم خیلی عالی بود یعنی
اینکه من که ساعت 6 تا 7 که می رسیدم خونه حال حرف زدن هم نداشتم ... حالا لباس ورزشی می پوشم میرم تو سرما ورزش... اما حس رضایتی که بعدش دارم از اینکه این کار فقط برای سلامتی خودم کردم خیلی باحاله....
4- در کل برنامه مسلما خیلی کمکم کرد اما برای من مهم اینه که بتونم ادامه بدم که واسه همین اینجا دارم اینها رو می نویسم تا شاید تو رودربایستی شما بمونم ....
5-نحوه اجرای برنامه به نظرم خیلی خوبه ... فعلا برای من که تازه واردم اینقدر مطلب تو آرشیو انار و بقیه هست که حسابی مشغولم... یک جور تفریح شده برام ببینم فلانی چی خورده و واکنش بقیه چیه... و همین طوری کلی چیز یاد گرفتم
6-جدول پر کردن برای من معتاد به اینترنت اصلا وقت گیر نیست...
7- این شاید بهتر باشه یکم به خودم زمان بدم بعد...
8-در کل خیلی خوب بود ممنوم از همه که برام کلی انگیزه شدید...
کرم ابریشم | January 22, 2008 8:51 AM
انار جان به دادم برس!!!
ایمیلت و دعوتنامه به دستم رسیده.ولی هرچی روی لینکی که گذاشتی کلیک میکنم error میده.
از طریق .google doc هم رفتم.عنوان لوگ وزن سال دوم توش هست .اما وقتی روش کلیک میکنم صفحه ی خالی میاد. چه کار کنم؟
آرتمیس | January 22, 2008 9:03 AM
منم لوگ روبه روز کردم.
از اونجایی که نمی تونم مرتب ورزش کنم نمی تونم تو برنامه 8 هفته ای شرکت کنم. همین راه خودم رو میرم. ولی با گروه هستم و خواهم بود.
من این هفته اصلا هیچ تغییری نکرد وزنم. با اینکه رژیم رو رعایت کردم و بالای 1500 هم هیچ روزی نخوردم ولی همین نتیجه اش بود. ایشالله دو روز دیگه قرصام تموم میشه و هفته بعد که هیچی پریودم هفته بعدش اگه خدا بخواد نرمال نرمالم و قاعادتا باید وزنم بیاد پایین. البته عجله ای در کار نیست ولی خوبه آدم وقتی تلاش میکنه نتیجه ای که میگیره در جهت تلاشش باشه نه برعکسش که باعث ناامیدی بشه.
هرچند هنوزتا خونه نا امیدی فاصله زیاده
رقی | January 22, 2008 9:07 AM
سلام بچه ها...خوبید؟
من خودمو وزن کردم و عقربه ترازو کمی کمتر از 69 رو نشون داد.یعنی از نیم کیلو کمی بیشتر کم کردم.:)
اما لوگ رو با همون 69 آپ دیت کردم.چیزی نمونده ستاره مو پس بگیرم.;)
آريس | January 22, 2008 9:10 AM
انار جون من از برنامه هشت هفته ای خیلی راضی بودم.تنها چیزی بود که منو بعد از مدتها منظم و متعهد کرد.
ممنونم ازت.
آريس | January 22, 2008 9:12 AM
انار جان سلام
باورت میشه؟...من 1 کیلو کم کردهام...1 کیلو تمام...
برای من این یک هفته مثل یک رویا بود...نمیدونی وقتی آدم یک عمر هر کاری که دلش خواسته رو هرطور دلش خواسته انجام داده باشه ،به چه موجود هردمبیل و نظم ناپذیری تبدیل میشه!
این نظم مشکل همیشگی من در تمام عمرم بوده.فکر میکنم فرصتهای زیادی رو بخاطر همین نظم نداشتن کارهام از دست داده باشم.اما حالا با این برنامهی 8 هفتهای تو احساس میکنم درونم داره یواش یواش با نظم آشنا میشه.
واما دربارهی سوالهات:
1* با خود کالری ها مشکل نداشتم.اما نمیدونم درست فکر کردم یا نه.اگه بخوام 1 کیلو در هفته کم کنم باید 1000 کالری کمتر ازحد ثابت نگه داشتن وزن بخورم؟
2* راستش رو بخوای این هفته رو نمیتونم ملاک قرار بدم چون این هفته بخاطر مراسم ماه محرم و غذاهای چرب و چیلی و خوشمزهی نذری واقعاً نخوردن خیلی سخت بود.در واقع گرسنگیم به خاطر نیاز بدنم نبود ،بلکه بهخاطر خوشمزگی غذاها بود.البته من سعی خودم رو کردم و تونستم تا حد زیادی جلوی خودم رو بگیرم . اما پدرم در اومد.
3* درباره ی ورزش هم مشکلی نبود.اما ایکاش راهی وجود داشت تا آدم بتونه بفهمه در طول مدت ورزشش چند کالری سوزونده.
4* واقعا خیلی کمکم کرد تا بتونم بهتر برنامهریزی کنم.
5* از تمام دوستانی که بهم سرزدن ممنونم.امیدوارم بازهم تنهام نذارن.یه جورایی اینکه بدونم یه عده حواسشون بهم هست خیلی کمکم میکنه که مراعات کنم. از ترس اینکه نکنه وقت اونها رو بیخودی گرفته باشم.اینکه نکنه از اینکه به قول و تصمیم من اعتماد کردهاند پشیمون بشن...پس خواهش مینم تنهام نذارین و حسابی نقدم کنین.
6* جدول اصلا وقتگیر نیست تازه ذهن آدم رو هم شکل میده.
7* در طی مطالعات رژیمیام به مطلبی برخوردم باعنوان تاثیر زمان ورزش در میزان کاری سوزانده شده.از قرار معلوم اگر ورزش در زمان ناشتا بودن انجام بشه کالری سوزی تا 300 درصد افزایش پیدا میکنه.اگه این مطلب درست باشه میشه روش زوم کرد و زمان هدف رو برای ورزش وقتی قرار داد که ناشتا باشیم.
8*این هفته عالی بود.حتی اگر این 1 کیلو را کم نکرده بودم هم میگفتم عالی بوده.اینکه بدانیم از خودمان چه توقعی داریم موهبت بزرگیست. اینطوری قلهای پیش رویمان قرار میگیرد که میتوانیم تفرج کنان از آن بالا برویم،از زیبایی مناظر اطرافمان لذت ببریم،و بدانیم که هر کارمان معنی دار است.
انار جان من هنوز هم نتونستم لوگ رو باز کنم.باید چه کار کنم؟میشه یکی از افراد گروه برام اطلاعاتم رو آپدیت کنه تا وقتی که معلوم شه مشکل از کجاست؟...
به یک عدد انارستانی خیر نیازمندیم...
آرتمیس | January 22, 2008 10:06 AM
آرتمیس جان برای کاهش یک کیلو وزن در هفته باید مجموعا 7700 کالری کمتر خورده باشی(یا بخشی از این مقدار رو با ورزش سوزونده باشی.)
برای هر گرم کاهش 7.7 کالری باید صرفه جویی بشه!
اما کاهش نیم کیلو در هفته به استاندارد سلامت نزدیکتره که صرفه جوییت باید 3850 کالری باشه.:)
آريس | January 22, 2008 10:26 AM
در راستای اینکه من معتاد به اینترنت هستم و الان باز دارم اینجا میپلکم فقط خواستم بگم این جیمیل اصلا واسه من باز نمیشه.گوگل باز رفته توی اعصاب من.بقیه مشکل ندارن؟؟
سحر | January 22, 2008 10:29 AM
میگم شرمنده وسط میتینگ مهندسین من میام وسط میگم بیل کجاست:دی میخواستم ببینم از دوستان تهرونی کسی میدونه بین دانشگاه های آزاد علوم تحقیقات و تهران جنوب و تهران شمال کدوم واسه فوق کامپیوتر بهتره و خوابگاه هم داره؟؟مرسی میشم اگه اطلاعاتی دارین بهم کمک کنین تا من بیل رو پیدا کنم.بووووووس
سحر | January 22, 2008 10:35 AM
ههه! من منظورم تاثیر 600 گرمی برنامه بود اشتباهی نوشتم 60 گرمی! چه بلایی سر درک من از اعداد آمده؟
آرام | January 22, 2008 11:05 AM
خوب من هم با وجودیکه در برنامه هشت هفته ای به قول دیانا جزو نیمکت نشینان هستم ولی داشتم کنار زمین خودمو گرم میکردم و توی هفته اول نتایج خوبی هم گرفتم.
1. اول اینکه نیم کیلو -از اضافه وزن یک کیلویی هفته قبلش- کم کردم. این اضافه شدن یک کیلویی تلنگر خوبی برای من بود که یادم باشه اگر به هر دلیلی توی برنامه ورزشیم وقفه افتاد باید مواظب غذا خوردنم باشم و کالری دریافتیم رو به همون اندازه بیارم پایین و فکر نکنم وزنم زیاد نمیشه.
2. ساعت خواب و بیداریم رو حدود نیم ساعت تا 45 دقیقه جابجا کردم. دارم خودمو عادت میدم که زودتر بخوابم و زودتر هم بیدار بشم.
3. کنترل خوبی روی خوردنم داشتم. تا جایی که تونستم سالم خوردم و لب به غذای نذری نزدم. بعد از شام دیگه چیزی نخوردم و کلاً حجم شامم رو هم کمتر کردم (معمولاً یک چیز کوچولوی شیرین عادت داشتم بخورم. الان نهایتش یک آدامس بدون قند میذارم دهنم).
4. کشف خوبی هم کردم برای اونهایی که میلشون به شیرینی زیاده. "شیره انگور" اگر در دسترستون هست حتماٌ بخرید. یک قاشق چایخوری خالی اگه ازش بخورید شیرینیش چنان دلتون رو میزنه که دیگه تا آخر روز هوس شیرینی نداشته باشید. کالریش فکر کنم برای یک قاشق چایخوری حدود 30 یا حداکثر 40 باشه که اونقدر زیاد نیست و به اینکه جلوی وسوسه خوردن بعدش رو میگیره میارزه. با یک قاشق چایخوری و ذره ذره خوردنش نیم ساعت سر آدم گرم میشه :)
شانه بسر | January 22, 2008 11:41 AM
1 و2. من دوروز بیش از اندازه ی تعیین شده خوردم که تا حد زیادی ربط به کم خوابی و بد خوابی و به هم خوردن سیستم جسمی و روحی ام داشت . یک نکته ای رو هم فهمیدم که خیلی بهم کمک می کنه من باید حول و حوش ساعت 4 یا 5 یک میان وعده ی خوب با کالری سنجیده بخورم که موقع شام و بعدش بتونم خودم رو کنترل کنم . وقت هایی که این کارو می کردم بهتر می تونستم در محدوده ی کالری تعیین شده ام بمونم .
3. ورزش: این میزان خوبیش این بود که هیچ بهانه ای برای دررفتن ازش وجود نداشت و جا برای جبران هم بود . برای شروع برای نگه داشتن ریتم خوب بود و من کاملاباهاش راحت بودم اما به نظرم نیم ساعت تا 45 دقیقه هم می تونم ادامه بدم .
4. اجرای برنامه نظم بیشتری به من داد. من هم اصولا موافق نظم ام و این برنامه با توجه به تعهد شخصی که د ربرابراین تعهد گروهی به وجود میاره ، و قابل اجرا بودنش ، بسیار به نظرم موثر میاد .
5. حضور بچه ها : الی ، انار ، دیانا ، آریس ، و به خصوص دیانا و دوستان دیگر برام همیشه هم کمک فکری هم دلگرم کننده است .
6.جدول بندی و تعیین هدف و برنامه وقت زیادی در روز نمی گیره و خیلی موثره .
7.برای من این هفته یک جورایی هفته ی جنگ و جدل درونی بود برای حفظ ریتم و انرژی که برای نگه داشتنش صرف می شد . فکر می کنم هفته ی بعد به مراتب روان تر وراحت تر پیش برم .
8. درست کردن ریتم خواب ام یکی از مسائل اساسی است که تو ریتم غذا و بقیه برنامه های زندگیم تاثیر مستقیم داره . و باید روش کار کنم .
من این هفته خودم رو وزن نکردم که ببینم چه تغییری کردم چون پریودم . یک روز قبل از پریود خودمو وزن کردم که همزمان بود با کم خوابی ها و ...و ترازوم 2 کیلو بیشتر نشون می داد که مطمئنم عدد درستی نیست . اگر کم نکرده باشم زیاد هم نکردم . من هم مدتی است که وزنم گیر کرده . اما دلیلش به نظر خودم اینه که اگرچه سالم می خورم و کم پیش بیاد که سراغ خوراکی های ناسالم برم اما میزان کالری ام رو باید دریک حد (مثل هدف این هفته 1200تا 1400) نگه دارم و این ریتم رو حفظ کنم ، به هم خوردنش یعنی یک روز 1100 و دو روز 1500 فایده ای نمی کنه ، کم خوابی هم بی تاثیر نیست . با وجود افت و خیز ، از هفته ای که گذشت راضی بودم چون نهایت سعی ام رو کردم و فکر میکنم هفته ی بعد ، هفته ی روان تر ی برام باشه .
مرسی ازتو انار عزیز ، و بقیه دوستان خوب گروه
لی لی | January 22, 2008 1:12 PM
منی که هیچ تغییری نکردم چه فایده داره که چیزی بگم تجربیات آدمی که داره در جا میزنه به دردتون میخوره؟
الی | January 22, 2008 1:51 PM
منی که هیچ تغییری نکردم چه فایده داره که چیزی بگم تجربیات آدمی که داره در جا میزنه به دردتون میخوره؟
الی | January 22, 2008 1:52 PM
منی که هیچ تغییری نکردم چه فایده داره که چیزی بگم تجربیات آدمی که داره در جا میزنه به دردتون میخوره؟
الی | January 22, 2008 1:53 PM
ببخشید چرا 60 تا اومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الی | January 22, 2008 1:54 PM
1 برای من اين بازه خيلی خوبه دارم تلاش ميکنم که حتماً از 1200 کمتر نخورم چون نميخام بدنم سرفه جو بشه
2 زياد احساس گرسنگی نکردم شب ها خيلی گرسنه ميشدم به خاطره همين هر شب 1 ليوان شير بدون چربی ميخوردم
3 فعاليتی که برای من در نظر گرفتی خيلی خوب بود راحت تونستم انجام بدم
4 اجرای برنامه به من کمک کرد که بدونم اگه برنامه ريزی داشته باشم خيلی از کارهام بهتر از قبل پيش ميره
5 انّار جان من اصلا احساس نميکنم که از من دوری اين برنامه واقعاً همون چيزی بود که من کم داشتم اميدوارم که همين طور با انرژی پيش بريم
ديانا جان ، رقی جان ، پگاه جان ، انار جان ، الی جان ، ليلی جان به من دلگرمی دادن و مشقمّم خط زدن که خيلی ازشون ممنونم
6 به نظر من جدول خيلی کمک خوبيه من تو خونه دارم همه کار هامو جدول بندی ميکنم
7 همه چی خوب و کامل به نظره من، من دارم کم کم به برنامه عادت ميکنم مشکله من فقط بد خوابيدن خيلی دير ميخوابم
8 انار جان من اين هفته خودم ا وزن نميکنم چون پريود شدم ميترسم برم رو وزنه از قبل بيشتر نشون بده نا اميد بشم هفته ديگه به اميد خدا وزن ميکنم
از همين جا از همه بچه ها تشکر ميکنم مخصوصاً انار جون اميدوارم که همگی تا آخره 8 هفته از شره اين چربی ها نجات پيدا کنيم
سردرگم | January 22, 2008 4:09 PM
خوب من هم رسما جز برنامه هشت هفته ای نبودم اما با توجه به جو حاکم گروه من هم حسابی هوای خودمو داشتم و کنترل اوضاع دستم بود.درضمن وزنم بالاخره با حرکت مورچه وارش منو از خجالت دوستان بیرون اورد و درآستانه تولد میتینگ زیر60 برگشت واین هفته مرز 5پوند رو ردکرد یعنی پس گرفتن ستاره ای که بازحمت گرفته بودم ولی ازدستم سرخورده بود.
دیروز هم ورزشو شروع کردم دوباره!
mahdis | January 22, 2008 5:57 PM
انار جونم یک سوال.البته حتما توی پستهای قبلیت علتشو توضیح دادی.اما بعد امتحانم می تونم برم بخونمشون.
و اما سوال: در مورد مایعاتی که در طول روز باید خورده بشه چرا کافئین دار نباشه؟یعنی چایی مورد داره؟خودت که می دونی وسط درس در روز سرد چقدر چایی می چسبه.اونم نه یکی نه دوتا...
من به چایی بدون قند عادت دارم.اما برای ترک چایی باید منو به تخت ببندن p-:
می شه برام بگی؟ممنونم هوارتا
Anonymous | January 22, 2008 6:16 PM
سلام بچه ها. من هم هفته ام خوب بود. 3 بار رفتم شنا که خیلی خوب بود. فکر کنم 1-2 پوند هم کم کرده ام که خبر قطغی اش رو ایشالله 5 شنبه بهتون میدم. :)
tameshk | January 22, 2008 6:21 PM
اون قبلی من بودم.
راستی می شه یکی کمک کنه بهم بگه برای وبلاگ داشتن توی extra.pounds.com باید کدوم قسمتش برم؟مرسی
rokhy | January 22, 2008 6:27 PM
کافئین آب بدن رو کم میکنه. چایی های بدون کافئین خوشمزه هم داریم. یه خط درمیون از اونا بخور. من خودم این کارو شروع کرده ام.
http://anarweightloss1.blogfa.com/post-95.aspx
توی آرشیو دیانا هم میدونم راجع به آب خوردن نوشته. بعد از همین میتینگ 49 یه جایی.
مهسا جواب سئوالاتت رو توی متن پست میدم به زودی.
انار | January 22, 2008 6:30 PM
رخی تو بلاگفا وبلاگ بزن بهتره.
انار | January 22, 2008 6:30 PM
Diana joon I've sent my gmail adress to you several times but did not get any respond so I just simply put it here for you attention
soufijoon@gmail.com
Thanx
soufi | January 22, 2008 7:31 PM
مرسی انار جان، این لباسه منو خوب نشون داد والا من همون گلمبه ه ه هستم که بودم.
البته خودم هم همیشه اعقاد داشتم که موی تیره بیشتر بهم میاد و. ولی از اونجایی که بسیار تنوع طلب هستم تند میرم رنگ عوض میکنم.
بعدشم که انار جان تنها کاری که ماها میتونیم بکنیم در مقابل اینهمه همبستگی که به ما دادی با تشکیل این گروه همینه دیگه. کم کنیم تا تو و ما به خودمون افتخار کنیم.
(شکلک بازوهای گشاده برای بغل)
رقی | January 22, 2008 8:19 PM
آخ جون........چقدر تازه وارد..چقدر دوسته جديد وكار درست.به به
منم كه جزو نيمكت نشين ها بودم اين هفته ولي براي اينكه بدنم افت نكنه ورزشمو كردم مرتب.
يه اتفاق قلنبه خوبي ديشب برام افتاد كه كلا الان روي هوام.......اينترنتم قطع شده وبا تلاش وپي گيريم تا فردا وصله ان شاءالله...
هركس ديگه اي هم مثل مهديس پايه ست كه من بيام بهش سر بزنم بهم بگه...از فردا شب دربست هستم در اختيار گروه
خودمم يه برنامه هاي جديد دارم كه متعاقبا اعلام خواهم كرد...
آزي | January 22, 2008 8:53 PM
انار! من یگ سوال فنی داشتم: اینکه وزنی که طی یک هفته اضافه می کنم (مثل این دفعه) یکهو ظرف دو روز کم می شه یعنی چربی بوده؟ (بعید می دانم آب باشد آخر نه پریود بودم نه داروی خاصی خوردم و البته مطمئن نیستم) ماهیچه هم به همین راحتی از دست می ره؟
دلیل سوالم این است که مطلبی خواندم در مورد این مانکن خفن لاغرها که برخلاف تصور چربی خطرناک دور قلب و احشا داخلی داشتند و هشدار داده اند که حتی لاغرها می توانند درونا بافت چربی ناسالم داشته باشند.
نمودار وزن من در یک ماهه اخیر در اکستراپوند منحنی سینوسی است با دامنه 1 (39.9 تا 40.9) خیلی خنده دار و در عین حال سوال برانگیزه!
آرام | January 22, 2008 9:05 PM
راستی من اگر الان کامنت می دم برای این است که از 8-10 شب خوابیدم و الان خوابم نمی برد گفتم بیام یک کم بچرخم خسته شوم وگرنه زود می خوابم ها!
آرام | January 22, 2008 9:07 PM
آرام راستش نمیدونم. من همیشه در مورد تو فکر کردم بهتره کمی ورزش در برنامه ات باشه و روی خوردن پروتئین هم تمرکز کنی که مطمئن باشی فقط چربی اضافه نمیکنی اما گفتی دکترت اکیدا با ورزش مخالفه. راستش اگر جایی امکانش بود میگفتم هر از گاهی برو کامپوزیشن بدنت رو تست کن(البته با یک کیلو خیلی فرقی نمیکنی اما وقتی به وزن هدفت رسیدی مهمه روی فرم باشی). الان که دسترسی نیست میگم خودت احتمالا حواست باید به بدنت باشه که چه جوری داره فرم میگیره. سئوالت رو حتما از دکترت بپرس و به ما هم بگو.
در مورد اون مانکنها درسته چون لاغری الزاما معنیش سلامتی نیست و مخصوصا لاغریی که با کم خوری های عجیب و غریب باشه باعث از دست رفتن بافت ماهیچه میشه.
انار | January 22, 2008 9:31 PM
انار! اینکه می گویی چه طوری فرم می گیرد، منظورت دور کمر و باسن و سینه و بازو است؟ تابستان یک جایی ثبتش کردم چک کنم این اعداد را به نظرت می تواند ملاک خوبی باشد؟ اصلا چه طوری باید باشد؟
راستش به برنامه دکتر شک کردم آخر خیلی غذاهاش زیاده البته پر از حبوبات مثل عدس و تخم مرغ و پنیر و سبزیجات و مغزها است. فردا صبح برایت فایل اسکن شده اش را ایمیل می کنم خوشحال می شوم نظرت را بدانم.
آرام | January 22, 2008 9:48 PM
در مورد کامنت شانهبسر در مورد شیره’ انگور... دوستان خارج از ایران اگه دسترسی ندارند میتونند از خرما به جای اون استفاده کنند.
یک عدد خرما اولا اشتهای آدم رو به شیرینی کم میکنه. دوما فقط 20 تا 25 کالری داره بسته به اندازهاش. سوما یک خوراکی طبیعی و آری از هرگونه مواد افزودنی و نگهدارنده و توکسین هست. چهارما واقعا خوشمزه است!! سعی کنید هر یک گاز خرما رو با طومانینه و آرام و حظ بخورید...
من که شخصا همیشه یک جعبه خرما سر کار دارم و یک جعبه در خونه. روزی هم سعی میکنم بیش از دو تا نخورم. میشه بین 40 تا 50 کالری که جای یک بسته شکلات 300 کالریی و یا یک بسته چیپس 250 کالریی رو برام میگیره.
sooski | January 22, 2008 10:57 PM
آقا ما از این توضیحات مبسوط دوستان داریم حظ وافر می بریم. عجالتا هم شرمنده ی نظر لطف دوستان هستیم که مراتب شرمندگی مون رو راسا ایفاد خواهیم نمود.
دیانا شرمنده زاده!
دیانا | January 23, 2008 12:06 AM
سوفی جون من همه ی میل باکس و جانک میلهام رو چک کردم و فقط یه ایمیل حدود ۱۱ ساعت پیش دریافت کرده بودم که به فاصله ی ۴۵ دقیقه ریپلای کردم و جواب دادم خانومی. اگه نرسیده شرمنده ام ولی توی سنت میلم موجود هستش و الان دوباره برات فوروارد می کنم. برات نوشته بودم:
سوفی عزیزم سلام
حسابی خوش برگشتی از سفر. امیدوارم که خوش گذشته باشه و الان هم با انرژی مضاعف آماده ی رو کم کنی از چربی ها باشی
ممنون که آدرس جی میل ات رو فرستادی. همین الان توی فایل ورد گذاشتم تا بعد برای انار بفرستم. دعوتنامه ها رو انار می فرسته و از من خواسته که آدرس جی میلها رو جمع کنم و یکجا براش بفرستم. شاید دو تا سه روز طول بکشه تا دعوتنامه به دست ات برسه. من الان منتظرم که سایر بچه ها هم آدرس شون رو بفرستن
مراقب خودت باش و گل پسر نازنین ات رو ببوس
با مهر
دیانا
دیانا | January 23, 2008 12:07 AM
بچه هایی که هنوز دعوتنامه دریافت نکردین٬ من لیست اول رو برای انار فرستادم تا دعوتنامه ها رو برای میتینگ ۵۴ تنفیذ! بشه. در نتیجه لیست دوم رو جمعه صبح به وقت ایران ارسال می کنم. پس بشتابید ای انارستانی های گلی که هنوز دعوتنامه دریافت نکردید و تا قبل از جمعه صبح آدرسهای جی میل تون رو برام بفرستین تا سوفی و دوستان جدیدمون به اسامی سمانه و آفرین که تقاضای عضویت دادن بیش از این معطل نشن . همینجا هم ورودشون رو تبریک می گم و دعوت شون می کنم به شخم زنی وبلاگهای انار. منتها آرام جون کار رو راحت کرده و همه ی نکات ضروری برای شروع رژیم رو اینجا جمع کرده که می تونین بخونین و حظش رو ببرین و مهمتر از همه بکار ببندین.
http://anarestan.wiki.zoho.com/Content.html
دیانا لیست تکمیلیان!
دیانا | January 23, 2008 12:10 AM
راهی جون٬ برات ایمیل زدم ولی باز اینجا هم می گم که اسمت توی لیست اول بوده و قاعدتا دعوتنامه رو از طریق انار دریافت کردی. پس حتما آدرس جی میلت رو چک کن.
آرتمیس جون گاهی مشکل از گوگل هستش٬ فرضا سحر هم ظاهرا باهاش مشکل داشته. این اشکالات هر از چندی پیش میاد و چاره اش هم فقط صبر هستش. اگه هنوز مشکل داری٬ مشخصاتت رو اگه بدی من می تونم برات وارد کنم.
دیانا آبدارچی روابط عمومی انارستان!
دیانا | January 23, 2008 12:11 AM
حالا اگه دوست دارین٬ یکصدا می گیم:
تنها ره رهایی
رژیم ٬ ورزش٬ نگارش!
----------------------------------------------------------------------------------------------
انارستان می رزمد
چربی* نمی پذیرد
----------------------------------------------------------------------------------------------
رژیم ۸ هفته ایی
امید هر تپل است
برای نیل ِ هدف
ثبات ِ گام٬ محرز است!
بگو:
مرگ بر بی نظمی
مرگ بر بی نظمی
مرگ بر بی نظمی!
درود بر دیسیپلین
درود بر همراهی
درود بر همیاری
==================================================
* قابل توجه آرام ِ مشکل برعکسی!:
این مبارزات جان برکفانه ی انارستانی ها در خصوص زدودن چربی٬ از برای چربی های مازاد است که ایجاد مشکل می نمایند وگرنه متخصصان فرموده اند:
«چربی یک ماده ی مغذی ضروری است و نقش های حیاتی راایفا می کند. چربی ها راهی برای ذخیره ی انرژی در بدن هستند. چه ورزشکار و چه غیر ورزشکار به چربی نیاز داریم.»
دیانا چربی مازادی ستیز!
دیانا | January 23, 2008 12:12 AM
انار جون سلام .
من لوگ رو آپدیت کردم . می شه یه پیشنهاد بدم ؟کاش توی این لوگ کنار اسم هر کی آدرس وبلاگش هم بود مثل آدرس ایمیل . اینجوری آدم تنبلی مثل من می تونست از وقت محدودش استفاده کنه و کلی وبلاگ بخونه .
حالا برم کامنت ها رو بخونم
سارا (تيتان ) | January 23, 2008 7:35 AM
1. خب من از کالری که شیت تعیین کرده بود سعی کردم استفاده کنم اما میانگین هفتم از اون زد بالا و شاید دلیل تغییر نکردنم همین موضوع باشه یکم پرخوری کردم مخصوصا روزی که خودم رو کشیدم و دیدم تغییری نکردم دچار پرخوری عصبی شدم .وگرنه همون کالری که شیت برام تعیین کرده بود برام خوب بود و روزایی که رعایت کردم اصلا اذیت نشدم.
2.احساس گرسنگیم کم بود و با آب خوردن یا خوردن یدونه خرما براحتی برطرف میشد.
3.من عاشق ورزشم و اگه شرایطش برام جور بشه میتونم متناوب 5 ساعت پیاده روی هم داشته باشم واسه همینه که وقتی اسمم رو مینویسم بدنسازی که حس سرخوشی بهم دست میده .من میمیرم واسه ورزش.
4. خب من باید بگم همونطور که میبینید برنامه رو روی نظم انجام ندادم ولی همین یه ذره هم که با نظم پیش رفتم کلی رویه همه چیز تاثیر گذاشته و همه چیز رو بهتر کرده.
5. نحوه اجرا عالی و بی نظیره این جدول نمیذاره آدم حواسش به یه روز دو روز رعایت کردنش پرت بشه روزایه پر خوری رو میکنه توی چشم آدم که آدم انتظار بیجا از بدن بیچاره نداشته باشه.
6.جدول همون چیزیه که واقعا بهش احتیاج داشتیم چون همه چیز رو مرتب جلویه آدم قرار میده و براحتی میشه به کارایه انجام شده توی یه هفته رجوع کرد.
7.من مشکلم لینه که بیشتر کالری روزانم رو مجبورم از عصر به اینور مصرف کنم چون همسی خونس و کلا نمیشه که من عصر ها هم صرفه جویی کنم توی مصرف کالریم.
8. این هفته من خیلی خوب نبود چون همونطور که میدونید چند هفتس دارم درجا میزنم و وزنم تکون نمیخوره (بقول خانم مصمم عزیز انگار با وزنم روی وزنم نشستم که نمیتونه تکون بخوره)ولی خب کم نمیارم و ادامه میدم.
انار جون بخاطر همه چیز ازت ممنونم وباید از دوستایه خوبم :،دیانا،مهسا،لیلی،آرتمیس،تمشک،آریس،گلبو،آرام،سامیا،سردرگم،زهرا و بقیه دوستایه گلم که راهنماییم کردن ،تشویقم کردن و تنهام نذاشتن تشکر کنم .
الی | January 23, 2008 8:00 AM
انار جان سلام
از اینکه به وبلاگم اومده بودی ممنون.
نمیدونم چرا نتونسته بودی ستون اول جدولم رو ببینی؟من خودم با اینترنت اکسپلورر کار میکنم.دیانا هم که با همین بروزر کار میکنه میگه که میتونه تمام جدول رو ببینه.تا به حال کس دیگه ای هم نگفته که نتونسته قسمتی از جدول رو ببینه. شاید تو با فایرفاکس کار میکنی؟ البته قالب وبلاگم یه قالب سفارشیه.شاید برای همینه که توی فایرفاکس کامل نشون داده نمیشه.به هرحال اگه مشکل از قالبم باشه میتونم عوضش کنم.اگه باز هم نتونستی ببینیش بگو که عوضش کنم و یکی از قالبهای خود بلاگفا رو بذارم.مطمئنم که کارآمد بودن یه وبلاگ و دیده شدنش توسط رئیس اعظم از رنگ و لعابش مهمتره...
راستی ایمیل دومت هم به دستم رسید.کاری که گفتی کردم ، ولی بازهم نشد. این هفته رو به دیانا زحمت دادم تا برام آپدیت کنه ، ولی برای هفته های بعد نمیدونم باید چکار کنم؟!!!
از تمام زحمتها و پی گیریهات ممنونم.
آرتمیس | January 23, 2008 11:04 AM
راستی یه پیشنهاد:
مطمئنا همه مون یه سری لباس داریم که اندازه مون نیستن .این لباسها یا قبلا اندازه مون بوده ن و تنگ شده ن ، یا کسی برامون هدیه یا سوغاتی آورده و یا... نکته ی غم انگیز اینه که بر طبق یکی از بندهای قانون مورفی معمولا اینطور لباسها خیلی هم خوشگل و خوش ترکیب هستند.
من میگم این لباسهامون رو لیست کنیم و همینطور که لاغر میشیم و دونه دونه اندازه مون میشن یکی یکی خطشون بزنیم (مثل انار که هر کاری رو که انجام میده روش خط میکشه!).من خودم لباسهای اینطوریمو کنار وبلاگم(زیر اونجائیکه قد و وزن و ...رو نوشته ام) لیست کرده ام.
به نظرم انگیزه ی خوبیه.یه چیز ملموس و قابل اندازه گیری.امیدوارم به درد همه بخوره.
آرتمیس | January 23, 2008 11:16 AM
سلام بچه ها
انار جون سلام
من از دیروز هر کاری می کنم گوگل برای من پسج لوگ رو باز نمی کنه
سمیرا | January 23, 2008 1:31 PM
سلام به همگی
راستش امتحانات من دیروز تمام شد این قدر حداقل از نظر ذهنی درگیر بودم که واقعا جرات نداشتم برنامه را شروع کنم و نتوانم به تعهداتم عمل کنم ولی به عنوان اولین کار امروز استخر رفتم و خیلی خوب بود مخصوصا که در وبی که آرام جان معرفی کرده بود شنا به عنوان راه حلی برای قوس کمر ذکر شده بود و من بعد از زایمان این مشکل را پیدا کردم و حالا می تونم به این بهانه بیشتر استخر بروم (جناب شوهر خیلی استخر رفتن را نمی پسندد که استخرها از نظر بهداشتی مشکل دارند من هم که فرمانبردار) ولی تصمیم دارم از این به بعد هفته ای یکبار را بروم. و کلی هم خودش را برای استخر تشویق کردم شوهر من هم که ورزشکار به هر حال هر دو به دامان شنا پناه خواهیم آورد
برنامه 8 هفته ای را هم می خواهم شروع کنم البته می شه کسی از وسط راه وارد شود؟
لاله | January 23, 2008 4:46 PM
انار جان من مدتی از فضای اینجا دور بودم و هیچی الان حالیم نیست ولی پستهای قبلی رو که خواندم میخواستم من هم هدفم رو دقیقا تو این مدت کاهش وزن بگذارم اما واقعا الان نمیدانم باید چی کار کنم و ... مثل قبل همون شیت لوگ وزن رو آپدیت کنم کافیه یا کار خاص دیگه ای هم باید بکنم؟
romina | January 23, 2008 5:48 PM
لاله جان خوشحالم جستجوی من به کارت آمده فقط در مورد شنا نکته ای که سالها پیش از دکتر شنیدم این است که "شیرجه" نروی. شیرجه برای قوس کمر مضر است و آن را تشدید می کند. فکر کنم اگر به حالت شیرجه رفتن دقت کنی برایت مشخص است چرا.
آرام | January 23, 2008 6:25 PM
اوه! راستی من امروز قرص کلسیم خوردم!
انار من هم باید سطر آب خوری به جدولم اضافه کنم دقت کردم دیدم شاید به طور عادی روزی یک لیوان آب بیشتر نمی خورم و همیشه بابام دعوام می کنه که اون مثانه بدبخت با چی باید کار کنه!!!!!
آرام | January 23, 2008 6:32 PM
آقا هدهد شانه بسرگام شمار خريدي؟منم مي خوام.اينقدر همه چيم به هم ريخته.ميام ميبينم اين همه كار كرديد من عقب موندم عذاب وجدان مي گيرم:)منم مي خوام...مطمئنم اگه منم بپيوندم بهتون مي تونم به هدفم برسم...
در راستاي غلظ زيادي جديد زدم همه چيه اتاقمو ريختم به هم مثلا با اين مغز متفكر وخواب آلود يه تحول عظيمي بدم.بساط رنگ ازين ور ولوئه وبند وبساط ازون ور...كلي هم بساط عملگي گچ سيمان...كاشي...تير...تخته..ميز...صندلي...الان از يه بلندي صداي منو داريد.مثل خر موندم چه جوري جمش كنم...هركيم رد ميشم ازين سمت ها سري تكون ميده ومي گه اين هنريا واقعا خل اند!راست مي گن به خدا...از بوي رنگ ونفت نعشه نعشه ام وخمار خمار از سرما نمي تونم پنجره رم باز كنم...اگه به صبح برسم خيليه...
ببخشيد اين ها غر بود...يا هذيونه بيدار بودن..
فقط خواستم بگم :من هشتم ولي خشتم
آزي | January 23, 2008 10:43 PM
آقا هدهد شانه بسرگام شمار خريدي؟منم مي خوام.اينقدر همه چيم به هم ريخته.ميام ميبينم اين همه كار كرديد من عقب موندم عذاب وجدان مي گيرم:)منم مي خوام...مطمئنم اگه منم بپيوندم بهتون مي تونم به هدفم برسم...
در راستاي غلظ زيادي جديد زدم همه چيه اتاقمو ريختم به هم مثلا با اين مغز متفكر وخواب آلود يه تحول عظيمي بدم.بساط رنگ ازين ور ولوئه وبند وبساط ازون ور...كلي هم بساط عملگي گچ سيمان...كاشي...تير...تخته..ميز...صندلي...الان از يه بلندي صداي منو داريد.مثل خر موندم چه جوري جمش كنم...هركيم رد ميشم ازين سمت ها سري تكون ميده ومي گه اين هنريا واقعا خل اند!راست مي گن به خدا...از بوي رنگ ونفت نعشه نعشه ام وخمار خمار از سرما نمي تونم پنجره رم باز كنم...اگه به صبح برسم خيليه...
ببخشيد اين ها غر بود...يا هذيونه بيدار بودن..
فقط خواستم بگم :من هشتم ولي خشتم
آزي | January 23, 2008 10:44 PM
ااااااااااا من میگم این آزی پیداش نیست. نگو باز بساطراه انداخته و داره دکور عوض میکنه. آره؟
خوبه دیگه. اینجوری روحیه ات هم عوض میشه. من عاشق تغییراتم.
رقی | January 23, 2008 11:13 PM
هي رقي جان...من از بچه گيم هروقت صدام در نميومد همه ميفهميدم كه مشغول خراب كاريم...نيم ساعتيه به اين نتيجه رسيدم بشينم جعبه كادو درست كنم در راستاي نزديكي ايام ولنتايني...نه كه ما خودمان اعتقادي به اين قضيه داشته باشيم ولي خوب وقتي پارتنرت خارجي باشه وچندبار تورو شرمنده كنه تو هم كم كم شعورشو پيدا مي كني...جعبه كادو درست كردم مامان....به خدا اين همه سرمايه گذاري روي هركس كرده بودم تا حالا بچه سوممم در راه بود.....هاهاهاهاهاهاها
آزي | January 23, 2008 11:23 PM
انار جان مرسی یاد آوری کردی درستش کردم
این هفته به جای 20 دقیقه 30 دقیقه 3 بار در هفته ورزش میکنم به نظر شما خوبه؟
کسی می تونه به من بگه جای ج کجای کیبورد ؟
ممنون میشم
کیبورد من azerty یه
سردرگم | January 23, 2008 11:24 PM
هي رقي جان...من از بچه گيم هروقت صدام در نميومد همه ميفهميدند كه مشغول خراب كاريم...نيم ساعتيه به اين نتيجه رسيدم بشينم جعبه كادو درست كنم در راستاي نزديكي ايام ولنتايني...نه كه ما خودمان اعتقادي به اين قضيه داشته باشيم ولي خوب وقتي پارتنرت خارجي باشه وچندبار تورو شرمنده كنه تو هم كم كم شعورشو پيدا مي كني...جعبه كادو درست كردم مامان....به خدا اين همه سرمايه گذاري روي هركس كرده بودم تا حالا بچه سوممم در راه بود.....هاهاهاهاهاهاها
آزي | January 23, 2008 11:26 PM
حالا فكر نكنيد من خيلي رمانتيكم...امروز بعد از اين همه مدت من بازم ماه گردمونو يادم رفت واز شدت شرمندگي اينقدر چرت وپرت گفتم ولي توجيه نشد.در مورده ما قضيه برعكسه.من معمولا مناسبت ها رو يادم نميره فكر كنم چون تاريخ هامون هي قاطي شده ميلادي هجري قمري شمسي من اين همه گند زدم...حالا بيا ودرستش كن:)حالا خدا نكنه يك مرد يه مناسبتي رو فراموش كنه اون ميشه پيرهن عثمان...ولي من ديگه زبونم كوتاهه...
انار ببخشيد من اينجا ميام بي ربط حرف ميزنم.فقط قصدم اينه كه وقتي كسي نيست مشعل اينجارو روشن نگه دارم همين...
ريز آزي مشعل دار فداكار
آزي | January 23, 2008 11:36 PM
سردرگم جان جاي "ج"جايي ست سمت چپ p
آزي | January 23, 2008 11:38 PM
نه اتفاقا خوبه. دلم پوسید از بس از صبح هیچ کس هیچی نگفت. از بس شماها کامنت نذاشتین این کامنت دونی از ذوقش یه کامنت رو سه بار سه بار پست میکنه.
انار | January 23, 2008 11:39 PM
سلام انار جان
یک سری به این لینک که برات گذاشتم بزن اگر وقت کرین. یک استرالیاییه که راه و روش زندگی اش را بهتر کرده و به از شما نباشه من از بعضی از پست های اون هم خیلی استفاده کرده ام. این پستش راجع به صبح زود بیدار شدنه شایدبه دردت بخوره هر چند که peter توصیه می کنه شب ساعت 10 بخوابین که فکر نکنم تو اصلا برات عملی باشه!
موفق باشی
http://www.iwillchangeyourlife.com/2007/06/20/the-morning-win-the-battle-of-the-bed/
dena | January 24, 2008 12:36 AM
Anar Janam, thank you.
you ARE indeed a good researcher:)
i'll go to Cardio-Camp tomorrow and i plan to drink lots and lots of water tomorrow and in between the run. we'll see if the blood thingy will go away. l
jeerjeerak | January 24, 2008 6:07 AM
سلام انار جان
من قالب وبلاگم رو عوض کردم.امیدوارم با این یکی مشکلی نداشته باشی.
اگه زحمتی نیست یه سر بزن و نتیجه رو به من بگو.
آرتمیس | January 24, 2008 6:33 AM
بچه ها من یه پدومتر از همون 1200 تومنی ها خریدم.فروشنده می گفت باید به جوراب یا کفش وصلش کنی اما تو کاتالوگ خودش گفته به شلوار..
با کدوم جواب می ده؟
آريس | January 24, 2008 8:02 AM
انار جون واسه تعداد قدمها با هدف چند تا شروع کنم خوبه؟
آخه تازه گام شمار دار شدم.
آريس | January 24, 2008 8:05 AM
آریس جان! انار در بند 2 تکمیل 1 نوشته که "بقیه که تازه گام شمار گرفته اند این هفته زندگی نرمالشون رو بکنند و تعداد قدمهاشون رو ثبت کنند"
آرام | January 24, 2008 11:18 AM
anar joni
bebakhshid vase in do roz ghibatam age oliamo biaram baram movajah mikony? seshanbe avalin roze daneshgah bad az yek mah tanbali bod darse surveying dashtim bayad to havaye azad mimondim fekr konam kami sarma khordam seshanbe bine saate clasam raftam jim daneshgah goft ta 28 baste hast ghorobam ke residam khone halam khili bad bod natonestam varzesh konam chaharshanbe ham az daneshgah omadam khone neshastam vase avalin bar berenj ghahveii dorost kardam bad mehmon omad bad ke shayan ra khabondam goftam kami dars bekhonam bad biam inja ke ro ketaba khabam bord nemidonam saat chand badesh nesfe shan ba gerye shayan raftam to takht alanam dare to zang tafrihe bine classam barat minvisam
paybarah | January 24, 2008 2:45 PM
ostademon omad barmigardam
paybarah | January 24, 2008 2:45 PM
man bargashtam
dar morede soala fekr konam dige alan dire ke be soala pasokh bedam chon natije giri ham kardi va tamom shode man gam shomaro pariroz yadam raft bardaram diroz ham bad az chand saat az jibam dar avordam didam hezaro khordeii sabt shode khoshhal az inke dare khob kar mikone vali vaghty raftam khone va az jibam daresh avordam ke vasl konam be shalvaram didam ro 38 hast fekr konam be jaii khorde bod ke az dobare reset shode bod kholase amrozam be khodam vaslesh kardam ta alan 2345 ta ra neshon mide emrozam raftim in khiabona ra meter zadim bebakhshid feet zadim va in baes shod to in sarma kami piaderavi konam
paybarah | January 24, 2008 4:49 PM
man az emshab bazam hamechiz ra sabt mikonam bebakhshid vase in gheibate nakhastam vali to in do roz ham khili movazeb bodam vali natonestam sabt konam man beram yek salad bekharam va bokhoram ke class badim nim saat dige shoro mishe bye
paybarah | January 24, 2008 4:50 PM
انار جون من تكميل كردم جدولم رو
ميشه خواهش كنم راجع به مولتي ويتامين هم توضيح بدي و يه هدف بزاري
مهسا | January 24, 2008 6:18 PM
آها مولتی ویتامین! مولتی ویتامین علت اصلی مهم بودنش برای بدن در موقع رِژیم اینه که به علت محدود کردن خورد و خوارک چه از نظر حجم و چه از نظر یک سری گروههای غذایی احتمال اینکه یک سری مواد مغذی و لازم به بدن نرسه زیاده. مثلا آدمها اگر دقت کرده باشی ریزش مو پیدا میکنند یا پوستشون خراب میشه. مولتی ویتامین یه جور اطمینانه که اگر جایی اشتباهی داریم کم خوری میکنیم جبران کنه. البته همیشه باید تلاش این باشه که ویتامین ها رو حتی الامکان از منابع طبیعی دریافت کنیم اما این بصورت سیستم پشتیبانیه. حداقل تا وقتی وزن داریم کم میکنیم.
من فکر میکنم واقع گرایانه هدف رو بذاریم یه روز در میون خوبه. حالا باز هم متخصصین بیان نظر بدن بهتره.
کمکی کرد این مهسا جون؟
anar | January 24, 2008 6:44 PM
انار جان من جدولم رو درست کردم.سرت خلوت شد مشقامو خط بزن.البته مشقای این چند روزم خیلی چنگی به دل نمی زنن!
بوس
سالومه | January 24, 2008 6:45 PM
بچه ها اگه آدم 4 لیوان آب رو یه جا بخوره ضرر داره؟
بهاره esf | January 24, 2008 7:28 PM
انار جونم مرسی که میای چکم میکنی. قول میدم زودی بکشم جدولمو. اسم انگلیسی اون فیلم هم هست این.
the life of the others
http://en.wikipedia.org/wiki/The_Lives_of_Others
tameshk | January 24, 2008 8:25 PM
انار جان
این کتاب مردمان موثر که چند وقت پیش بحثش بود دقیقا اسمش چیه و نویسنده اش کیه؟ خیلی وضع بدی دارم......... فکر میکنم شاید خوندنش کمکی باشه.
نینابه | January 24, 2008 9:14 PM
مرسي انار جون از اينكه حواست بهم هست..من گام شمارم كشكي بود.. با اون قيافه "هوشتي پلنگش"....
نميدونم چه مرگشه تو وبلاگ الي خوندم به جوراب وصلش كني شماره ميندازه .. از فردا امتحان ميكنم.
زهرا | January 24, 2008 9:20 PM
salllam Anar jan,
bavar kon bande hamchenan moshkele gooshtaye posht ro daram!!!
ezafe bar oon maman jan inja boodan va zahmat keshidan bandaro 2 kg va aghaye shohar ro 4 kg chagh konan!! AZY BEBIN DARAM ETERAF MIKONAMHAAA
dar in rasta alan yek haftast shirini tatil shodeh va mano aghaye shohar tabdil be khanoom va aghaye bozi shodim!! ta joon dar badan darim darim sabzijat mikhorim! gym ham felan tatile, va in hava ham ke ye kale dare mibare! vali bavar konid peigir hastam. rast migammmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm
too oon site farsi ham ke ghablan mineveshtam dige nemishe! bara hamin majboram pinglish benevisam!!!
Raana | January 24, 2008 10:02 PM
آآی
منم راه بدین دوباره ، تروخدا
قول میدم دیگه جرزنی نکنم ، من پشیمون و اینا هستم .
جدول و 8 هفته و اینا چین ؟ یکی به من یاد بده
به خدا 6 کیلو لاغر تر شدم ، به خواااا
fateme | January 25, 2008 12:32 AM
انار جون
این تکمیل(۱) خیلی عالیه و کامل همه چی رو توضیح دادی جوری که آدم وسوسه می شه که به صف ۸ هفته ایی ها بپیونده تا بتونه خودش رو بهتر محک بزنه. من بعد از این حدود ۱۰ روزی که از برنامه گذشته و دارم بچه ها رو می بینم که با شور و شوق دارن همدیگه رو حمایت می کنن و از طرفی تو رو می بینم که چطوری با تسلط کامل داری براشون برنامه می ریزی٬ بدجوری هوس کردم که به این برنامه بپیوندم. منتها چون الان در شرایطی نیستم که بتونم کامل برنامه رو رعایت کنم به همین خاطر در کنار پیست با شماها می دوم تا هم عقب نمونم و هم از شور و حال شماها انرژی بگیرم.
من خوشبختانه وزن ام هنوز تغییر محسوسی نکرده و سعی کردم بازه ی کالری ام رو حدود ۱۶۰۰-۱۵۰۰ نگه دارم. البته طبیعی هم هستش که به خودم اجازه ندادم که مثل پیش از شروع رژیم غذا بخورم. اگه روزی هم بنا به هوس یا اجبار ناپرهیزی کردم٬ سعی کردم که وعده ی بعد یا روز بعدبا سالم خوری و تحرک بیشتر جبران کنم.
به هر حال باز هم ممنون از اینکه هستی و ما ها رو زیر بال و پرت گرفتی.
دیانا تشکریانی!
دیانا | January 25, 2008 1:11 AM
لاله جون
ما تا حالا نتونستیم خیلی خوب باهات در ارتباط باشیم چون فقط می تونیم کامنت هات رو ببینیم و از خوندن شون هم شاد بشیم و هم کمی در جریان کارهات باشیم. اگه می خوای این برنامه رو شروع کنی٬ هیچوقت دیر نیست بشرطی که به قول انار اولویت اول ات باشه و در ثانی اگه می خوای از جمایت بچه ها برخوردار باشی شاید بهتر باشه که توی یه وبلاگ برنامه هات رو بنویسی تا ما هم بتونیم بهتر و بیشتر در جریان پیشرفت ات باشیم.
پس ب بسم الله رو بگو و شروع کن خواهر!.
دیانا وبلاگ رژیمی دوستیان!
دیانا | January 25, 2008 1:13 AM
رومینا جون
برای شروع این برنامه اگه واقعا می خوای شروع کنی باید اول دست ات رو خودت به زانوت بگیری و یا علی رو بگی. بعدش هم این پست انار و کامنتهاش رو بخونی:
http://anarweightloss1.blogfa.com/post-104.aspx
وقتی این پست بالا رو که خوندی٬ باید بیای پست اول همین وبسایت رو هم بخونی. درسته که عنوانش "تولد مبارک " هستش, ولی انار با خوشفکری همیشگی اش میمنت این تولد رو به شروع این برنامه گره زده که یادمون نره این تولد رو به چه خاطر جشن گرفتیم و هدف مون از این عضویت چی بوده.
بقیه ی راه رو هم می تونی از وبلاگهای بچه هایی که شروع کردن پیگیری کنی و فراز و نشیب شون رو ببینی.
دیانا شخمزنیان!
دیانا | January 25, 2008 1:15 AM
دنا جون
ممنون از این لینکی که گذاشتی. معلومه این پیتر جون هم بدجوری دنبال لایف استایل بهینه هستش و متعاقبش خودت که با لطف و همدلی ات اجازه دادی ما انارآبادی ها هم با یه نمونه ی دیگه توی این دنیای پهناور آشنا بشیم.
باز هم ممنون.
دیانا دناتشکری
دیانا | January 25, 2008 1:15 AM
بهاره (اصفهان) جون
دلیلی برای خوردن ۴ لیوان آب پشت سر هم داری؟. چه ضرورتی داره که یکجا بخوری؟. اگه معده ات گنجایش و پذیرش این ۴ لیوان رو یکجا داره و درد هم نمی گیره٬ ضررش فکر نمی کنم که خیلی زیاد باشه ولی به هر حال مثل یه شوک برای بدن هستش. اگه منطق ِ پشت این سوال رو باز کنی می شه بهتر روش مانور داد و نظر. بیا بگو چی شده که این سوال کردی که ما بدجوری رفتیم توی فکر خانوم گل.
دیانا آب به فواصل خوریان!
دیانا | January 25, 2008 1:17 AM
رعنا جون و فاطمه خانوم
لطفا آدرسهای جی میل تون رو بفرستین تا مقدمات عضویت تون فراهم بشه. من تا ۲ ساعت دیگه لیست دوم رو برای انار می فرستم و اگه بفرستین می تونین دعوتنامه رو از جانب انار دریافت کنین.
بشتابید ای دوستانی که هنوز دعوتنامه دریافت نکرده اید٬ بشتابید که تا طلوع آفتاب روز جمعه در ایران چیزی نمانده است!.
دیانا لیست دوم در دستی!
دیانا | January 25, 2008 1:18 AM
آریس جون
انار توی بند دوم خط و نشونهایی که برای شروع برنامه گذاشته (توی وبلاگ قبلی) گفته:
«از ثانیه ای که چشمتون رو باز میکنید تا وقتی شب میخواهید برید بخوابید گام شمارتون همراهتونه و آخر شب تعداد قدمها رو یادداشت میکنید.»
پس باید جایی وصل کنی که این شرایط رو در بر بگیره. ضمنا اگه گام شمار رو می خوای به کفش یا جوراب وصل کنی٬ خیلی باید مراقب باشی که وقتی بیرون از خونه هستی گم نشه. من خودم به بالای شلوار و در قسمت پهلو وصل می کنم که با هر بار قدم برداشتن و یا تحرک به چپ و راست متاثر بشه و شماره بندازه. ضمنا یه نکته ی دیگه که من تا حالا برخورد نکرده بودم و الان پی براه عزیز نوشته اینه که مراقب باشیم که محل اتصالش کمترین اصطکاک رو با لباس داشته باشه که خود به خود ریست نشه.
ضمنا با تجربه ایی که من دارم٬ درسته که اسمش گام شماره ولی در واقع به عبارتی میزان تحرک بدن ما رو در قالب یه شماره بهمون نشون می ده و الزاما فقط تعداد قدمها نیستش. فرضا من وقتی سوار دوچرخه هستم هم شماره می اندازه و یا فرضا آلبالو جون هم که سوار سرویس محل کارش بوده هم شماره می انداخته.
درواقع با داشتن گام شمار ماها بهتر و بیشتر می تونیم خودمون رو محک بزنیم برای اینکه ببینیم واقعا میزان تحرک مون در طی روز چقدر هستش و اهمیت همین نکته بوده که انارعزیز پیشنهاد خریدش رو داده.
دیانا گامیان!
دیانا | January 25, 2008 1:19 AM
پیشنهاد قلکی!:
بچه ها با توجه به اینکه من می بینم این شکلات و شیرینی و کاکائو همه اش دور سر تپلها! داره می چرخه و بعد از خوردنش هم هی ستاره های ندامت و پشیمانی دور سرشون می چرخه! برای اینکه از این چرخش ها در بیایم شاید روش دیانایی به دردتون بخوره.
من بعد از شروع رژیم غذایی که هدف اصلی اش تغییر لایف استایل بود با خودم یه سری قرار و مرار گذاشتم که از جمله ی اونها کمتر خوردن غذای بیرون و نخوردن شیرینی و شکلات بود و به همین خاطر هر بار که شکلات یا شیرینی برای خودم نخریدم (که در حالت عادی می خریدم ) و یا به جای غذای بیرون از خونه غذا می برم ما به ازاش برای تشویق خودم پولش رو می ریزم توی یه قلک ساده. بعد هم پول جمع شده رو بعد از دو سه ماه اختصاص می دم به خرید یه وسیله ایی برای تشویق و ترویج ورزش توی خونه که مورد مصرفش برای اهالی خونه هم کاربرد داره.
حالا شما هم شاید این روش به دردتون بخوره. چون به هر حال این شکلات و شیرینی رو در اغلب موارد شما تهیه می کنین و یا تصمیم می گیرین که غذای بیرون بخورین. اگر هم اهل خونه این مواد رو برای شما و سایر اهالی خونه تهیه می کنن یا تصمیم می گیرن! ازشون خواهش کنین که سهم شما رو به پول نقد تبدیل کنن و بهتون بدن!!!.
خلاصه یه جایی باید دور باطل شکسته بشه و نقطه ی عطفش هم اراده ی شماست.
دیانا قلک منش!
دیانا | January 25, 2008 1:19 AM
برای فتح چربی
یک «یا انار» دیگر!
---------------------------------------------------------------------------------------------------
با جدول و با ورزش
می ریم به جنگ چربی
----------------------------------------------------------------------------------------------------
ای خواهر رژیمی
چرا پس تو نشستی
به پا خیز و شروع کن
که ۸ هفته شروع شد
----------------------------------------------------------------------------------------------------
دیانا شعارمعاری!
دیانا | January 25, 2008 1:20 AM
انار جونم مرسی که بهم سر میزنی و ایرادای کار رو گوشزد میکنی .میدونی که دیجستیو خیلی سبوس داره و یدونش هم تقریبا بزرگه و همش هم 40 تا 50 کالری داره منو خیلی سیر میکنه و گاهی (تقریبا همیشه که مصرف میکنم) کلی جلویه اشتهام رو میگیره و نمیذاره پرخوری کنم مخصوصا یه ساعت بعد از ورزش که میخورم کلی احساس سیری بهم میده .ولی باز اگه فکر میکنی خوردنش خوب نیست بهم بگو درجا میذارمش کنر.
الی | January 25, 2008 7:38 AM
بچه هایه ستاره دار کلی مبارکتون باشه ستاره هاتون.
الی | January 25, 2008 7:39 AM
HELP Anar joon,
I have been pretty active :o) I have already updated my info and put my new weight in the log. Can you tell me if I am missing something? Is there another log that I don't know about. Also do we still use the weight sheet with our daily cals. intake and activity log that we used to have on the old site ? Please let me know Anar joon
sheri | January 25, 2008 9:03 AM
یک سوال فنی:
دیروز تقریبا 1433 کالری خوردم. در طول روز به نظر خودم خوب خوردم ولی شام ام کالری اش خیلی کم بوده با وجودی که تن مرا کاملا سیر کرد. در مقابل روز سه شنبه (که خیلی روز خوبی با 2000 کالری بوده) 660 کالری شام خورده بودم چون برنج داشته که خیلی کالری اش زیاده. یعنی الان سنگک 70 کالری مقابل 500 کالری برنج خیلی کم بوده. صبحانه هم چون کره عسل نبوده از حالت عادی 100 کالری تقریبا کمتر شده. نمی دانم اگر بخوام کالری را بالا ببرم همش باید برنج و کره عسل بخورم و از یک طرف دیگر به نظرم درست نیست، تازه دل آدم زده می شود. شما پیشنهادی ندارید؟ در واقع شاید بتوان گفت سوال این است که چه طور صبحانه و شام ام را متنوع کنم که کالری صبحانه زیر 210 نباشد و کالری شام حدود 600 کالری شود؟
یابندگان راه حل دعای خیر آرامی را به دنبال خواهند داشت.
نکته: اینجانب همان مشکل برعکسی (به قول آزی جون) هستم. یعنی در حال افزایش وزن می باشم.
آرام | January 25, 2008 9:53 AM
تبصره: در صورتی که خود سوال اشکال دارد (یعنی به نظرتان حداقل کالری های من ایراد دارد) باز هم پذیرای پیشنهادات شما هستم.
پ.ن. گمانم این طور حساب کتاب از اثرات امتحان حسابداری باشد.
انار ایده جدول هفتگی ات فوق العاده بوده. تازه دارم می فهمم چه چالشهایی و مشکلاتی هست که باید رد بشوند. اولین قدم برای پیشرفت فهمیدن دقیق و درست صورت مساله است. مگر نه؟
آرام | January 25, 2008 9:56 AM
آرام جان برای صبحانه اگه سیریال با شیر دوست داری اینو امتحان کن familia choc'x
http://www.8jzy.com/attachments/0712/1198253297.jpg
فکر کنم بتونی توی سوپرمارکت ها پیدا کنی. ترکیب خوشمزه ای از غلات و مغزیجات و شکلاته و هر 100 گرمش هم 450 کالری داره. یعنی تو اگه 30 گرم با نصف لیوان شیر معمولی بخوری 250 کالری گرفتی. بیشتر هم بخوری که چه بهتر ولی تواناییشو در تو نمیبینم ;)
برای بقیه ممنوع است! من هم روم به دیوار فقط دو بار ازش خوردم، هر بار هم فقط نصف فنجان.
شانه بسر | January 25, 2008 11:01 AM
salam be hame
bebakhshid ke man farsi nanveshtam chon hanuz keyboard farsi nadaram mazerat mikham
anar jan goftan man ham mitunam ozve guruhe shoma basham
albate hanuz baram davatname join shodan nayumade :(
kheyli be hamatoon tabrik migam ke darin ruz be ruz khoshkel tar mishin
man ham enshala ke dige dige shuru mikonam o ravande pishraftamo tu weblogam minvisam
behm linketuno bedin ta tu blogam bezaram va har ruz ya har hafte man ham ba rah o raveshe shoma ashna besham
merci merci
chic | January 25, 2008 11:49 AM
آرام برای صبحانه ات من اینها هم به ذهنم رسید:
× نیمرو که با کره درست کرده باشی.
× پنیرهای پروسس کاله هم خوشمزه اند و هم کالریشون از پنیرهای معمولی بیشتره (مثلاً پنیر آمل یا پنیر زیره).
× میتونی بعضی هاشو با شام هم امتحان کنی مثلاً بسته به نوع غذات روش پنیر گودای رنده شده یا پنیر پارمسان بریزی. با انواع پاستا که خیلی عالی میشه.
× توی سوپ شیر یا خامه اضافه کن.
با ایده های جدید برمیگردم :))
شانه بسر | January 25, 2008 11:56 AM
سلام
از پیشنهادات و تمرین هایی که دادی ممنونم
سعی می کنم برنامه غذایی رو بنویسم
این جوری شاید بشه کمک بیشتری بگیرم
بای انار
امید | January 25, 2008 12:01 PM
Salllam,
Diana jan man alan barat email zadam ba account Gmail!
Anonymous | January 25, 2008 12:32 PM
Diana jan,
man alan barat email zadam.
khanooma begin man chi bara ye mehmoone rooosi in chand vaghte bepazam ke heikal jane khodam beham nakhore???
Raana | January 25, 2008 12:33 PM
مرسی شانه به سر جان. بقیه هم بیاین اعتراف کنید چی می خوردی صبحانه و شام قبلنا که تپلی شدید؟ من بخورم چاق بشم، چله بشم بعدش بیام با شما وزن کم کنم :))))
disclaimer: هرگونه افزایش وزن ناشی از به هوس افتادن شما تقصیر من نیست، تقصیر الیاسه*!!!!
* خارج ایرانیها این الیاس رفیق من نیست ها! تجسم شیطان بود در یک سریال مناسبتی ماه رمضان همه را گول می زد. البته من بعید می دانم قدرتش به وجدان انارستان (دیانا) برسد.
هم اکنون منتظر اعترافات شما هستم. قربونتون.
آرام | January 25, 2008 3:19 PM
Aram jan,
roozi ye Mars bar bokhord bade naharet!
bara khodet majoon dorost kon ba mozo ananaso maghze gerdoo badoom peste ba shekar
ta mitooni fast food bokhor! indian meal mojeze mikone ;-))
noon khamei ham ke roo shakheshe
Raana | January 25, 2008 3:31 PM
انار جون گام شمار من پوکید .یعنی از کار افتاد میخواستم یکی دیگه بخرم ولی گفتم اول یه مشورتی باهاتون بکنم. اینکه اون یه روزی که گام شمار بهم وصل بود مواقعی که فندق خواب بود مجبور بودم یا راه نرم یا آروم راه برم و کلا خیلی محدود شده بودم واسه رفت و آمد توی اتاق فندق که یه وقت صداش بیدارش نکنه و من بیچاره بشم واسه همین فکر میکنم در مورد من اگه گام شمار به خودم وصل نکنم تحرکم راحتتر باشه .حالا باز من مطیع امر شمام هر چی شما بگین اطاعت میکنم.
الی | January 25, 2008 5:49 PM
مگه گام شمارش چقدر صدا میکنه؟ از همینیه که مهسا خریده؟ من که ندیده ام گام شمار رو اما مال من اصلا صدا نمیکنه. یعنی خیلی باید توی سکوت گوش بدی شاید یه تیکی بشنوی. من راستش خیلی صلاح میدونم که داشته باشی که تحرکت رو بتونی واقعی ارزیابی کنی و ببری بالا. اما یه مدلی که انقدر صدا هم نکنه. آی اهالی ایران زمین یه کمک فکری لطفا بدید.
انار | January 25, 2008 6:15 PM
دیانا جون راستش من اصلا در طول روز احساس تشنگی نمیکنم و یادم میره آب بخورم شاید خیلی روزا بوده که فقط نصف لیوان آب خوردم اونم با قرص مولتی ویتامینم بعد شب که میشه میخوام جبران کنم این میشه که یه لیتر آبو یه جا میخورم. دلم درد نمیگیره فقط میترسیدم مثلا برای مثانه ضرر داشته باشه...
خودمم میدونم این کار روش درستش نیست سعی هم دارم عوضش کنم ولی بعضی روزا باز از دستم در میره
بهاره اصی! | January 25, 2008 6:17 PM
ستاره دار ها كلي تبريك ومرحبا وماشاءاله...آفرين به اين اراده........
ورزشكاران دلاوران ناما وران........پرتوان استوار چون كوهههههههههههه باشيد..................
ديانا اينو تا حالا برامون نخونده بودي؟اين مال مدال دار ها ستاره دارهاست..........
آزي | January 25, 2008 6:56 PM
ستاره دار ها كلي تبريك ومرحبا وماشاءاله...آفرين به اين اراده........
ورزشكاران دلاوران ناما وران........پرتوان استوار چون كوهههههههههههه باشيد..................
ديانا اينو تا حالا برامون نخونده بودي؟اين مال مدال دار ها ستاره دارهاست..........
آزي | January 25, 2008 6:58 PM
آرام جان در مورده صبحانه املت،نيمرو.خامه....كله پاچه...حليم ...شكلات صبحانه..كلي چيز پركالري مي تونم بهت پيشنهاد كنم
رعنا خانم حالتون چطوره؟
شانه بسر جان باز هم ممنون در اسرع وقت مراجعه مي كنم براي اين تنبل سنج يعني همون گام شمار
آزي | January 25, 2008 7:01 PM
انار جونم من جدولمو هر شب آپ می کنم لطفا به من هم سر بزن و مشقامو ببین.
بووووس
سالومه | January 25, 2008 7:25 PM
همه ستاره دارهای جدید تبریک می گم بهتون.دست راستتون روی سر من!!! البته من 2 هفته است که وزن نکردم و می خوام تا آخر بهمن هم وزن نکنم چون وقتی خودم رو می کشم دچار وسواس فکری می شم و روزی 25 بار می رم رو ترازو!!
دعا کنین من تا آخر بهمن یهو یه ستاره 10 پوندی بگیرم:)
سالومه | January 25, 2008 7:28 PM
انار این گام شمار مدل مهسایی با هر تکونی که میخوره تق تق صدا میده، البته زیاد بلند نیست ولی به هر حال شنیده میشه و اگه سکوت باشه کاملاً مشخصه. کلاً هم حساسیتش خیلی زیاده. شاید بهتر باشه الی از همون مارک omron که یکی از بچه ها معرفی کرده بود و قیمتش حدودهای 10 تومن بود (ببخشید الان یادم نیست، فکر کنم الناز گفته بود) تهیه کنه.
شانه بسر | January 25, 2008 7:33 PM
انار جون
من تا امروز نمی دونستم که شیت محاسبه پایه کجاست .الان الی بهم گفت و من هم رفتم حساب کردم.اولا من ضریب فعالیتم 1.2 نیست چون هفته ای 6 ساعت ورزش می کنم.تازه با 1.2 هم که حساب کردم نشون داد که برای کم کردن نیم کیلو باید روزی 1717 کالری بخورم.که به نظرم خیلی زیاده.اگر هم ضریب فعالیتم رو 1.375 بگیرم که باید 2040 بخورم که واقعا وحشتناکه!!!!!!!!حالا می شه تو بهم بگی که چی کار باید بکنم؟؟؟؟
با حفظ کپی رایت! سالومه سر درگمیان!!!
سالومه | January 25, 2008 7:48 PM
بچه هایی که ستاره گرفتید ، مبارک باشه !
آزی و شانه به سر ، دهنم آب افتاد با این پیشنهاد های خوشمزه ای که به آرام دادید!
لی لی | January 25, 2008 7:55 PM
آرام جان سلام:
از نظر اینجانب که روزگاری لایف استیل افتض غذایی داشتم خوردن ،اونم غذاهای پرکالری از آسانترین ولذت بخش ترین کارهای دنیاست!حالا چرا تو از اون ور بوم افتیدی الله و اعلم!من برات برنامه غذایی ندارم اما اگه به این موارد فکر کنی شاید برای خودت روشن بشه که "اشکل" کارت کجاست:
1-تو تا بحال نامنظمی تو mensturationداشتی؟اگه جواب خیر هست کلی امتیاز + به خودت بده!
2-خدا وکیلی چند کیلو اضافه کنی برات کافیه؟!!
3-خدای نکرده از هیکل و اندامت بدت که نمیاد؟ به عبارتی دیگه جلو آینه که میری اعصابت بهم میریزه؟
4-دوست داری کدوم قسمت از اندامت بیشتر تغییر کنه(بازو،صورت،....)
5-نگفتی دور و بریها بهت چی میگن ؟میگن تو دیگه خیلی لاغری.!یا میگن خوش بحالت که هر چی دلت بخاد میتونی بخوری همه لباسی اندازت میشه،....
6-وقتی یه روز بیشتر کالری میخوری عمیقا خوشحالی یا مدام فکر میکنی سیربودی، زیادی خوردی؟
7-تا حالا تصور کردی اگه آرام 10کیلو اضافه کنه چه ریختی میشه؟
8- .......
9- راستی منم ازطرفداران پروپاقرص "جودی آبوت" هستم شونصد بار دیگه هم اگه ببینم سیر نمیشم!
ببخشید خودم را قاطی کردم .امیوارم واقع بینانه وزن اضافه کنی.
یه دوست | January 25, 2008 8:31 PM
وای جااااااان یه دوست اسم جودی آبوت آورد
آقا اینجا شبکه 5 کارتونش رو گذاشته بود. هر روز خدا ظهر ها کارم نگاه کردن بود و هیچکی حق جیک زدن نداشت و البته این مختص تمام فیلم هایی هست که من میبینم. حالا یه روز فقط یه روز من ندیدم همون قسمت آخرش بود. همیشه من این قسمت آخرش رو نمی تونم ببینم. ای بخشکی شانس. البته میدونم چی میشه ها ولی شنیدن کی بود مانند دیدن
دلم سوخت واسه خودم
رقی | January 25, 2008 9:52 PM
chic جون
خیلی خوش اومدی به گروه. لطفا آدرس جی میل ات رو برام بنویس تا بتونم توی لیست سوم که شب دوشنبه برای انار می فرستم٬ منظور کنم تا تو هم بتونی اطلاعاتت رو وارد لوگ کنی.
آلوچه خانوم و رعنا جون و سولماز عزیز(عضو جدید) که همنام یکی دیگه از اعضای گروه هستی٬ خیلی ممنون که آدرسهاتون رو برام فرستادین.
انارستانی هایی که هنوز آدرس تون رو ارسال نکردین و انارخوان های عزیز که می خواین عضو گروه بشین٬ بشتابید و آدرسهای جی میل تون رو تا دوشنبه بفرستین تا لیست سوم رو که احتمالا آخرین لیست هستش رو برای انار بفرستم
دیانا لیست سومکیان!
دیانا | January 26, 2008 1:28 AM
آرام ِ مشکل برعکسی! خیلی خندیدم از این فراخوان عمومی ات جهت افزایش کالری!. فراخوان بده مادر فراخوان بده. ضمنا با این لیست به دست بودنم بیشتر شبیه «ژاور» انارستان هستم تا وجدان!. ضمنا با این فرخوان و پیشنهادهایی که بچه ها بهت دادن٬ آرزوهای مکنون!!! ما تپلها رو یادمون آوردی تا زودتر لاغر بشیم و هر از چندی به این اقلام مامانی! یه ناخونک کوچولو بزنیم. یه دوست جون هم که کلی ازت سوال داره٬ بیا جواب بده و بگو که تو چه "مشکل برعکسی" سالم خوری هستی.
ضمنا یه دوست جون حسابی خوش برگشتی از سفر و امیدوارم که خیلی بهتون خوش گذشته باشه. با دیدن اسم ات عرق شرم نشست روی پیشونی ام. سعی می کنم تا فرداحتما اطاعت امر کنم و در مورد مطلبی که گفتی بنویسم.
دیانا معذرتی!
دیانا | January 26, 2008 1:30 AM
بهار اصی! جون
حالا فهمیدم که مشکلت چیه. ببین شاید بهتر باشه که برای یادآوری آب خوردن, چند تا یادداشت بذاری جاهای مختلف٬ مثلا:
۱- روی در یخچال ( صبح یا ظهر یا شب می بینی و چون توی آشپرخونه هستی در نتیجه سریع می تونی یه لیوان آب بخوری)
۲- روی کامپیوتر خونه تا قبل از باز کردن وبسایت انار یادت بیفته که باید آب بخوری.
۳- روی کامپیوتر محل کارت(برای اینکه دیگران شک نکن شاید بهتر باشه که به جای یادداشت یه ستاره ی طلایی بچسبونی گوشه ی مانیتور!)
ضمنا من خودم چون الان هوا سرد شده و آب سرد رو راحت نمی خورم٬ مدام یا یه نوشیدنی داغ دستم هستش و یا یه لیوان آب جوش!. توی وبلاگها هم که می چرخیدم یکی از بچه ها( بچه ها کی پیشنهاد داده بود؟) پیشنهاد گذاشتن شیشه ی آب رو روی میز محل کار داده بود و بعضی از بچه ها هم از کاربردش خیلی راضی بودن.
به هر حال برای اینکه شب بتونی راحت بخوابی٬ شاید بهتر باشه که ۴ لیوان رو یه جا نخوری. حالا این راهکارهای بالا رو امتحان کن و اگه نتیجه نداد باز بگردیم و راههای بهتر رو پیدا کنیم.
دیانا آبکی!
دیانا | January 26, 2008 1:32 AM
آزی به جانِ خودم ورژن انارستانی اش رو قبلا توی میتینگ ۳۶ تقدیم کرده بودم به ستاره دارن گروه. حالا به خاطر تو دوباره همون رو تقدیم می کنم به دلاوران و افتخارآفرینان میهن اناری مون که این هفته دلمون رو شاد کردن:
انار پوشان! دلاوران ٬ نام آوران به نام «انار» پیروز باشید
سرفرازان٬ لطف گروه شامل تان
ستاره ها ی قشنگ تان
مبارک و پیشکشتان
احسنت گوید به شما
گروه ه ه ه ه تاااااان!
دیانا مشعوفیان!
دیانا | January 26, 2008 1:34 AM
وای مرسی چه مزه ای داره این ستاره پس گرفتن !
والا واسه این که نطق هم کرده باشم من فکر کنم مهمترین چیزی که کمکم کرد این بود که شروع کردم به نوشتن لیست کوچکترین چیزهایی که میخوردم وهر روز بررسیش میکردم ومیدیدم کلی چیزهایی خوردم که فقط کالری روزمو پرکرده وارزش غذایی نداشته وکم کم تغییرش دادم .
سعی کردم اسنک کمتر بشه ووعده های غذایی اصلی سنگین تر .
mahdis | January 26, 2008 3:18 AM
در ضمن همگروهیان عزیز ازصبر غافل نشید و هر چی وزنتون پر رو بازی درآورد ونیومد پایین ,شما کوتاه نیاید و ادامه بدید .دیر وزود داره سوخت وسوز نداره بالاخره وزنهای سمج هم تکون میخورن.
mahdis | January 26, 2008 3:21 AM
تبريك به ستاره دار هاي عزيز :-*
واي.... من اين ستاره قرمز هاي 5 پوندي رو كه مي بينم ياد يكسال پيش خودم ميفتم كه اين ستاره رو گرفتم. خيلي مزه داد، يادش بخير....
ساميا | January 26, 2008 4:11 AM
مهديس جان عكسهاي جديدت رو ديدم.
محشر بود!
ساميا | January 26, 2008 4:13 AM
انار جان
من وزنم رو آپديت كرد.
البته تاريخ رو آپديت كردم...
وزنم كه تغييري نكرده! :-(
ساميا | January 26, 2008 4:21 AM
ممنونم سامیا جون لطف داری خوشگل خانم! عزیزم امیدوارم خیلی زود توهم ستاره قرمزه رو پس بگیری
mahdis | January 26, 2008 4:38 AM
بچه ها امروز تولد رقی بود خودش زودتر از همه کادوی سنگین ووزین تولدش رو به خودش هدیه داد آفرین رقی جون !
تولدت مبارک خانم با اراده گروه
mahdis | January 26, 2008 4:59 AM
مهديس جان ممنون از محبتت:)
راستي چرا وبلاگ يادداشت هاي روزانه ت رو آپديت نمي كني؟!
من خيلي وقتها سر ميزنم. اما خبري از يادداشت جديد نيست:(
رقي جان اينجا هم تولدت رو تبريك ميگم:-*
ساميا | January 26, 2008 5:49 AM
به به چقدر کامنت.
ستاره دارها، ستارتون مبارک باشه.
آلبالو | January 26, 2008 5:55 AM
سلام انار جان
ممنونم از اومدنت و توصیه های خوبت.
اول از همه به ستاره دار شده ها تبریک میگم .امیدوارم مبارکشون باشه.
بعدش هم میخواستم از اونایی که ترازو خریده ن (برای وزن کردن مواد غذایی) یا اونایی که در این مورد اطلاعاتی دارن بپرسم چه مارکی از ترازو بهتر و دقیقتره؟ و از کجا میشه خریدش؟ فکر میکنم بدون ترازو نمیتونم درست و حسابی کالریمو حساب کنم.آخه من که اصلا نمیدونم 100گرم ماهی چقدره،چطور میتونم یادبگیرم چشمی حساب کنم؟ اینه که تصمیم گرفتم از انارستانیها که ماشاا... در همه زمینه ها صاحب نظر هستند کمک بخوام.
هم اکنون نیازمند اطلاعات ترازوییتان هستیم!!!
راستی انار جان ای کاش مثل گام شمار که با فتوای "علیکم بالبدومتر" (!) شما رییس اعظم همه بسیج شدند و گام شمار دار شدیم،ای کاش فتوای "علیکم بالترازو" را هم صادر میکردی تا یک عزم ملی برای تهیه این وسیله ، که برای رژیم از نان شب هم واجبتر است ، به راه می افتاد.
آرتمیس | January 26, 2008 6:22 AM
سلام دوستان عزیز من به عنوان یک ستاره دار!(جوگیر شدم)...
اول ممنون از تبریک همه دوستان
دوم من هم تبریک می گم هم به همه دوستانی که ستاره گرفتن هم به همه بچه هایی که هفته خیلی خوبی رو پشت سر گذاشتن و ستاره بگیرهای آینده هستن
سوم علت تعداد قدم های من این هست که من یه مسیر حدودا 10تا 15 دقیقه ای رو تا محل کارم هر روز به جای با ماشین پیاده میرم برگشت هم همینطور میشه تقریبا 20 دقیقه در روز(که البته جزئ برنامه ورزشم حسابش نمی کنم)تو اداره هم زیاد از پشت میزم بلند می شم می رم تا آبدارخونه ‘اتاق همکارا‘میز همکارم تو اتاق و... از وقتی هم که این گام شمار رو خریدم انگیزم بیشتر شده مثلا وقتی یه جا منتظر هستم به جای ثابت ایستادن قدم می زنم
چهارم برنامه ام برای هفته جاری افزایش ورزش و توجه بیشتر به نوع مواد غذایی که می خورم هست و برنامه ریزی مناسب برای درس خوندن و خوندن زبان
پنجم بازم ممنون از همه هم قبیله ای ها بشتابید برای یاری همدیگر هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!
مهسا | January 26, 2008 7:25 AM
دیانا جون مرسی از راهکارهای خوبت. حتما امتحان میکنم و نتیجشو بت میگم
بهارهesf | January 26, 2008 7:30 AM
آرتمیس جون من خودم چند روزه که دنبال یه ترازوی دقیق میگردم. شنیدم عددی که ترازوی دیجیتال نشون میده خیلی قابل اعتماد نیست ترازوهای عقربه ای هم وزنای کم (مثلا 100 گرم) رو نشون نمیده بنابراین یه راهی که باقی میمونه استفاده از ترازوهای دو کفه ایه کوچیکه (فکر کنم کاربردش بیشتر توی طلا فروشیاس!) یکی از دوستامم از اینا واسه شیرینی پزی استفاده میکنه و میگه خیلی درست و دقیقه فکر کنم الان حدود 15 تا 20 تومن باشه اما نمیدونم راحت گیر میاد یا نه
ممنون میشم بچه های دیگه هم نظر بدن و کمک کنن
بهارهesf | January 26, 2008 7:32 AM
رقی جان. اگر ایرانی می توانی از سایت http://www.ynot.ir
دی وی دی جودی را به قیمت جمعا 8 تومان سفارش بدهی. فقط به زبان اصلی (ژاپنی) هست با زیرنویس انگلیسی. ضمنا اگر منظورت قسمت آخری که تلویزیون ما نشان داد. باید بگم یک 10 قسمت دیگر هم بوده که لزومی به پخشش نبوده D:
این بود دعای خیر من برای شما. جودی ببینید و در سرخوشی این دخملک شریک بشید. من یک عکس دارم از خودم عین جودی که رفته بالای درخت :))
"یک دوست" جان حتما پاسخ سوالاتت را در یک پست جداگانه (احتمالا سه شنبه) می نویسم.
بچه ها مرسی از ایده هاتون. هر از گاهی بیاین وبلاگ من یا با ایمیل یا هرچی یک سری اعتراف بکنید. خوشحال می شوم D:
WITH A BIG LOVE
راستی ستاره دارها مبارکه. خصوصا مهسا که خیلی می چسبه بهش. من که خیلی خوشحالم لا اقل یک ستاره دارم. بقیه اش را هم می خوام!
ارام | January 26, 2008 8:58 AM
بچه ها من مردم بس که هیچی نگفتم. اون قولی که داده بودم یعنی باز کردن صفحه رو توی اکستراپوند انجام دادم ولی هنوز هیچی ننوشتم. اون دو هفته پیش که وزن کردم 61 بود ولی الان 59.5 شده نمی دونم چرا. ایشالا تخم کفتر که خوردم و اولین پستم رو نوشتم میام آدرس می دم. دلم براتون تنگیده بود خیلی. در راستای مادر شدن بیشتر در وبلاگ های مادرها می پلکم.
الناز | January 26, 2008 12:44 PM
تابلو اعلانات را مشاهده كردم همين الان . ديانا جونم الان برم پايين يك كار تحويل بدم ميام برات ميل مي زنم.
الناز | January 26, 2008 12:46 PM
مرسی انار جونم از راهنمائیت. درستش می کنم. من هنوز نرسیدم کل مطالب وبلاگ رو بخونم که از همه چیز سر دربیارم. باید کالری شماری رو یاد بگیرم. ببینم اصلن برای من چند کالری درروزلازمه.گ ام شما ر رو هم بگیرم دیگه تاحدی رو غلطک می افته کارم. اگه این قندی قندی خواهرم بزاره البته!
Fairy | January 26, 2008 1:26 PM
Hi everyone,
Finally I updated my blog , this isthe address if you are intrested :
http://soufi.extrapounds.com/
love,
Soufi
soufi | January 26, 2008 1:52 PM
آی ایهاالناااااااااااس! بابا من که آخرین بار 17/12/2007 آپدیت کرده بودم!آخه چرا بیش از 3 ماه غیر فعال؟؟ آخه چرا حذف؟؟ :(( انار جون من آپدیت کردم D:
Lolek | January 26, 2008 2:03 PM
رقی جان هرچی میخوام برات توی اکستراپوند کامنت بذارم ارور میده. تولدت با ستاره 50 پوندی مبارک باشه خانوم خانوما :)
شانه بسر | January 26, 2008 2:46 PM
ا
Anonymous | January 26, 2008 3:13 PM
انار من از چهارشنبه هر کاری می کنم نمی تونم لوگ وزن گروه رو ببینم چه کار کنم من؟
ناراااااااحتم خیلی
سمیرا | January 26, 2008 6:12 PM
انار جان جان, من هنوزم راجع به لوگ وزن قاطم. باید دوباره وارد کنم؟ دفعه پیش یادمه که پابلیش هم کردم مشخصاتم رو. هی می پرسم واسه اینه که نمی دونم برای بار دوم میشه وارد کرد مشخصات رو یا نه. ببخشید :(
Fairy | January 26, 2008 6:12 PM
ديانا جون مرسي بازم.پس من يادم رفته بود:)
رقي جونم چه خانم ومتواضع تولدم يادتونه كه از يك هفته قبل پيشواز رفتم وكلي روسرم گذاشتم اينجارو وچقدر اون پست واون كيك چسبيد بهم.تو چه بزرگواري بابا...سنيم نداري كه بگم از شرمندگيت نيومدي هياهو كني!تولدت مبارك...يه بوس گنده وبغل...مو قهوه اي
پيرو فرمايشاتتون در باره اين جودي آبوت...عشقه من بوده وهست ...ولي نكته منفي داشته وپيام اخلاقي كه براي من داشته اين بوده كه هميشه منتظر يه بابا لنگ دراز بودم وسالها لنگ كوتاهارو نمي ديدم دي: احتمالا همه جرويس پندلتون ها نبايد لنگ دراز وچشم ابي باشن كه؟ تازه الان فهميدم كه ورژن ايراني وچشم وابرو مشكي وغير درازش هم جواب ميده...
آزي | January 26, 2008 6:18 PM
راستي لي لي جون يادم ميرفت هي بگم.خيلي خوب وخوش تيپ تر شدي...عكس هاي جديدت واقعا اينو نشون ميده...مامان خوش تيپي شدي...كلي شگفت زده شدم
بوس
آزي | January 26, 2008 6:32 PM
سلام انار جون خوبی؟ من ایندفعه واقعا اومدم باسیه دریافت لوگ هم یه میل زدم به همون آدرس که گفتی
وبلاگ هم دوباره فعال کردم!! منم می خوام تو برنامه 8 هفته شرکت کنم
خونه جدید خیلی خوشگله ها
مرسیییی
راستی من خیلی احتیاج به کمک همه دارم ها;) می دونم پررو بازیه اما خب من می گم که احتیاج زیاد به کمک دارم که دوباره شروع کنم لطفا اگه چیزی به نظر تو یا بقیه بچه ها می یاد بهم بگید مرسیی
غزل | January 26, 2008 7:15 PM
شانه بسر و آزی جونم مرسی بابت تبریک
چیکار کنم خواهر. ما اینیم دیگه. فروتنی ازسر و رومون میباره.... به قول یه نفر از در عقب، صندلی جلوووو
جمله ات درباره جرویس های ایرانی خیلی توپ بود. آره آبجی جواب میده
رقی | January 26, 2008 8:50 PM
تولد بارونه این هفته!! یک شنبه هم تولد جیرجیرکه !!!
جیرجیری جون تولدت مبارک !
mahdis | January 26, 2008 11:32 PM
به وقت ما که الان دقیقاً یکشنبه شده! جیرجیرک جون تولدت یک عالمه مبارک :*
شانه بسر | January 27, 2008 6:03 AM
Jerjeerak joon, Happy birthday honey, wish you a fun and active day. Are you making one of those healthy Tofu chocolate pies for your birthday?
sheri | January 27, 2008 6:14 AM
ت و ل د ت م ب ا رک
دیانا
جیرجیرک
تولدتون مباااااااااااااااااااااااااااارک
ارام | January 27, 2008 6:15 AM
دیانا جون
جیرجیرک جون
رقی جون تولدتون مبارک باشه
سمیرا | January 27, 2008 7:35 AM
سلام بچه ها.من در ايام مباركه پريود هستم و اين دفعه بشدت حالم خرابه.كمر درد و دل دردي دارم كه نگووو!
من هيچ وقت دردهاي شديد نداشتم اما دوسه باريه كه خيلي اذيت مي شم.نمي دونين چيكار مي تونم بكنم؟
آريس | January 27, 2008 8:19 AM
آقا اول توی این کامنت٬ این ایام فرخنده رو به جیرجیرک عزیز و مجددا به رقی گل تبریک عرض می کنیم و امیدواریم که هر دوشون سرشار از حس های ناب و قشنگ باشن و به آرزوهای ناب ترشون برسن. و به همین مناسبت سبد سبد گل سرخ تقدیم شون می کنیم.
دیانا تبریکیانی!
دیانا | January 27, 2008 9:39 AM
آقا دوم هم توی این کامنت٬ تکذیب می کنیم٬ آقا به مقدسات قسم ما الان تولدمون نیست٬ آقا ما نمی دونیم این آرام ِ جان کی خواب نما شده٬ آقا من ِ نوجوون هنوز ۱۴ سالم تکمیل نشده٬ آقا این شایعه هستش٬ آقا درسته که ما هی شعار می دیم ولی به مولا قسم! اهل شایعه نیستیم٬آقا ما موکدا تکذیب می کنیم٬ آقا...
به هرحال از همه ی دوستانی که تبریک گفتن ممنونم و همه ی تبریکهای خالصانه شون رو سیو می کنم و چند ماه دیگه که هوا گرم شد و چله ی تابستون رسید به خودم ابلاغ می کنم.
دم همه تون گرم و آتشین که حال و هوای تولدی به ما دادین.
دیانا امردادیانی!
دیانا | January 27, 2008 9:40 AM
جیرجیرک جان تولدت مبارک !
دیانا جان نمی دونستم شما هم تولدته ! مبارک باشه خانوم !
آزی
لی لی | January 27, 2008 9:44 AM
ا ین بالایی من بودم...نوشته بودم
آزی جان مرسی لطف داری
می خواستم کات و کپی کنم جدا بذارم که نگو یک عدد آزی جا موند !
لی لی | January 27, 2008 9:46 AM
دیانا و جیرجیرک تو لدتون مبارک.
موقع شمع فوت کردن آرزوی خوش تیپی تمام انارستانی ها رو بکنید هاااا
یه سئول از رئیس قبیله: من شنیدم اگه زیر 1200 کالری در روز بخوریم چون بدن فکر می کنه تو قحطیه سریع واکنش نشون میده و سوخت و سازش میاد پایین.
آخه این بیچاره نمی دونه که ما اینجا داریم چیکار می کنیم و یه کاغذ دستمونه داریم حساب می کنیم. برای اینکه با قحطی مواجه نشه کم می سوزونه. آیا درسته؟
یعنی زیر 1200 ممکنه این مشکل رو برای سیستم بدن ایجاد کنه؟
آلبالو | January 27, 2008 10:05 AM
سامیا،جیرجیرک و رقی عزیز تولدتون مبارک .بوس گننننننننده برایه همتون .امیدوارم تا تولد بعدی به همه آرزوهاتون رسیده باشین.
شاد باشین .
Anonymous | January 27, 2008 10:08 AM
این بالایی من بودم چرا اسمم رو یادم رفت بنویسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الی | January 27, 2008 10:11 AM
ديانا، جيرجيرك، ساميا ورقي جونا تولدتون مبارك
بوس
انشاءالله تعالي خوش هيكلا تا سالهاي بعد هم خوش هيكل بمونن تپلان هم تا تولد بعديشون رو فرم بياين..
موقع شمع فوت كردن هم براي همه تپلان گروه آرزوي خوش تيپي كنيد .. همچنين براي آرام آرزوي تپلي كنيد..
زهرا | January 27, 2008 10:22 AM
اااا ديانا من تازه اون كامنت تو رو خوندم كه تولدت نيست.. خوب من تبريكم رو پس ميگيرم به موقعش ميگم.. يالا بوسمو پس بده..
زهرا | January 27, 2008 10:24 AM
ااااا من پوزش می طلبم در مخابره پیام یک باگ رخ داد نامها قاطی شدند من مانده ام چه طوری "رقی" را "دیانا" خوندم! !! !! ! !!! ! !! ! !! !! !
تقصیر این فونت ریزه! من همی ادم می ره کنترل + بزنم. من چشمام آلبالو گیلاس می چینه!
رقی جان تولدت مبارک
سامیا شما هم خیلی مبارکه!
درست نوشتم این بار که! آره؟
آرام | January 27, 2008 12:54 PM
مرسی از تبریک هاتون..... :-×
هنوز 5 روز به تولدم مونده!!!
ولی شنیدن تبریک زودتر از موعد هم واسه خودش کیفی داره.... :)
دوستتون دارم........
ساميا | January 27, 2008 1:09 PM
سامیا جون رقی جون زادروزتون مبارک
paybarah | January 27, 2008 5:32 PM
مهدیس جونی
رقی جون
مهسا جون
پگاه جون
سوفی جون
ستاره هاتون مبارک باشه انشالله که خونه وبلاگیتون ستاره بارون بشه
paybarah | January 27, 2008 5:35 PM
سامیا جون رقی جون و جیرجیرک عزیزم تولدتون خیلی مبارک باشه.امیدوارم تا تولد بعدی به همه آرزوهاتون برسین.
سالومه | January 27, 2008 7:16 PM
تو رو خدا یه نفر راجع به مولتی ویتامینا به من توضیح بده من گناه دارم بابا جون:))
مهسا | January 27, 2008 8:31 PM
مهسا جون انار در ظرف کمتر از ۳۰ دقیقه بهت جواب داده بود و اون بالا برات نوشته:
« آها مولتی ویتامین! مولتی ویتامین علت اصلی مهم بودنش برای بدن در موقع رِژیم اینه که به علت محدود کردن خورد و خوارک چه از نظر حجم و چه از نظر یک سری گروههای غذایی احتمال اینکه یک سری مواد مغذی و لازم به بدن نرسه زیاده. مثلا آدمها اگر دقت کرده باشی ریزش مو پیدا میکنند یا پوستشون خراب میشه. مولتی ویتامین یه جور اطمینانه که اگر جایی اشتباهی داریم کم خوری میکنیم جبران کنه. البته همیشه باید تلاش این باشه که ویتامین ها رو حتی الامکان از منابع طبیعی دریافت کنیم اما این بصورت سیستم پشتیبانیه. حداقل تا وقتی وزن داریم کم میکنیم.
من فکر میکنم واقع گرایانه هدف رو بذاریم یه روز در میون خوبه. حالا باز هم متخصصین بیان نظر بدن بهتره.
کمکی کرد این مهسا جون؟»
من هم به عنوان یه غیرمتخصص می گم که مولتی ویتامین چون یه مکمل هستش و در حال حاضر رژیم غذایی و ورزش به برنامه های دوستان اضافه شده٬ بنابراین خوردنش ضروری هستش و چون فعل و انفعالات درون بدن تغییر کرده در نتیجه برای جبران کمبودهای احتمالی باید بخوریم و چون حکم دارو رو نداره در نتیجه عوارض شایع دارویی رو هم در بر نمی گیره. حتی برای بچه ها ی یکی دو ماه هم برای رشد بهتر قطره اش تجویز می شه. منتها من فکر می کنم که خوردن یه قرص در روز به مراتب بهتره و ضمنا بهترین وقت خوردنش هم همراه غذا هستش نه زمانی که معده خالی هستش. فقط باید موقع خرید توجه کرد که ویتامین های بیشتری رو شامل بشه و اگه مینرال هم باشه که دیگه به به چه نیکویی! هستش.
مهسا جون اگه یه سرچ کوچولو توی گوگل بکنی کلی اطلاعات در موردش می تونی پیدا بکنی.
دیانا مولتی ویتامین خانوادگی خوریان!
دیانا | January 27, 2008 11:43 PM
آلبالو جون
بدن در واقع همونطور که گفتی خیلی هوشیاره و بهترین تصمیم گیرنده برای تغییر و تحولات درونی هستش. دقیقا به خاطر همین مشکلی که تو گفتی٬ انار موکدا تاکید داره که نباید میزان کالری رو غیرواقع بینانه و کم, لحاظ کنیم. به همین علت هم می گه که باید کالری پایه و کالری مورد نیاز رو حتما محاسبه کنیم تا محدوده ی کالری رو برای کاهش وزن بتونیم بهتر در نظر بگیریم و به همین خاطر هم هستش که تاکید می کنه برنامه ریزی برای کاهش بیش از نیم کیلو در هفته نداشته باشیم تا هم به بدن فشار نیاد و هم بر اثر کم خوردن٬ بدن صرفه جو نشه و این اشکالی که تو مطرح کردی پیش نیاد.
دیانا بلبل اناری!
دیانا | January 27, 2008 11:44 PM
آریس جون
چون می گی مسبوق به سابقه نبوده حتما با یه متخصص مشورت کن که این بهترین راه حل هستش. پرهیزات غذایی و دار و دواهای خونگی رو هم که فکر می کنم خودت با توجه به غذاهای خوشمزه ایی که می پزی بیشتر از من وارد باشی. پس تا دکتر می ری از نصایح مادربزرگانه هم غافل نشو و به کار ببند که هیچ کدوم شون بی حکمت نیستش.
دیانا حرف مادربزرگ شنویان!
دیانا | January 27, 2008 11:46 PM
سامیا جون تولد تو رو هم پیشاپیش تبریک می گم و امیدوارم آغاز سال جدیدی از زندگی ات٬ همراه با تغییروتحولاتی باشه که هرچه بهتر و بیشتر تو رو در راه رسیدن به اهداف والات رهنمون کنه.
سبد سبد گل سرخ هم به همراه جیرجیرک و رقی٬ تقدیم به شما دختران برفی!.
دیانا متولدین بهمن دوستیان!
دیانا | January 27, 2008 11:47 PM
ای دیانای پاسخ گو به تمام سئوالات
ممنون از این همه نکته که به هممون یاد میدی.
نان سبوس دار من تقدیم به تو باد وقتی که اومدی اینجا که با انارستانیها بریم کوه.
آلبالو | January 28, 2008 5:04 AM
انار جونی من داره همه سعی ام را میکنم که از برنامه منحرف نشم ممنون از این حرفهای خوبت راستی در مورد اون برنامه وای هر دفعه یادم میره ببینم چون همیشه وبلاگ خونی من نصفه شبه تو این اطاق دو نفر خوابن من نمیتونم هیچ چی گوش کنم هر دفعه میگم فردا صبح میبینم که یادم میره یادمه در مورد اون برنامه ژرفا هم تو وبلاگش نوشته بود که براش چقدر مهم بوده و من به خودم تاکید کردم یادم نره ولی بازم یادم رفت سعی میکنم تو این هفته ببینم (چون فردا از صبح تا 9 شب دانشگاهم فکر نمیکنم فردا بتونم ولی در اولین فرصت نگاه میکنم ممنون خانم خوشگل
paybarah | January 28, 2008 5:46 AM
سلام
وای من الان پیشنهاد خوب دیانا را دیدم که وبلاگ راه بندازم یک کم می ترسم از پسش بر نیایم ولی در برنامه همراه همه بودن واقعا به هیجانم می آورد پس آسینها را بالا می زنم
بلاگفا آماده باش که من اومدم :)
لاله | January 28, 2008 5:49 AM
راستی من هم به همه ستاره گرفته ها و همین طور سامیا و جیرجیرک و رقی هم تولدشون را تبریک می گویم
لاله | January 28, 2008 5:52 AM
بچه ها جون خيلي خيلي ممنون از تبريک هاي قشنگتون. خوشهالم که دوستاي خوبي مثل شما ها دارم :)
jeerjeerak | January 28, 2008 6:58 AM
وااااااااااای چقدر بهمندخت (یا همون سامیا) داره این گروه!!!
جیرجیرک جوون از صمیم قلب تولدت رو تبرک میگم، امیدوارم همیشه لبت خندون باشه!
دوستت دارم :-×
ساميا | January 28, 2008 7:34 AM
بازم مرسی....
هی میام تبریک هاتون رو می خونم ذوق مرگ میشم!
شما بهترین دوستای من هستید، درست مثل تبریک نامزدی خیلی بهم مزه داد!
خیلی دوستتون دارم
بووووووووس
ساميا | January 28, 2008 7:37 AM
جير جير جونم تولدت مبارك.حتما منظورت اينه كه "خوشحالي؟"نه؟ دي :
آزي | January 28, 2008 8:14 AM
آقا ما اومدیم یادآوری کنیم که امروز آخرین روز تکمیل لیست از جانب دیانا لیست سومکی! هستش , پس بشتابید ای عزیزانی که هنوز نشتابیدید.
منتها این کامنت آلبالو ما رو شرمنده کرد و دیدیم بهتره علاوه بر جملات بالا این رو هم بگیم که من نکاتی رو یادآوری می کنم که اکثر دوستان تپل مون بهش واقف هستن. منتها به این جهت که داریم کارگروهی انجام می دیم و از طرفی انار عزیز هم بتونه بهتر و بیشتر برای اولویت اولش وقت بذاره ما اینجا هی پرچونه گی می کنیم و با اعتماد به نفس گروهکی! هی نکات اناری و انارستانی رو که در اثر شخم زنی های عدیده به ذهن سپردیم رو ابراز می کنیم!, وگرنه خودمون به تنهایی عددی نیستیم.
حالا پیشنهادم به همه ی عزیزان و بخصوص دوستان جدیدی که اخیرا به ما پیوستن این هستش که اگه دیدین مخاطب سوالی انار هستش, فروتنی نکنین و شما هم هر جوابی که درست می دونین و هر ایده ایی که به ذهن تون می رسه رو مطرح کنین. یعنی مرام انارآبادی و انارستانی این هستش که نذاره سوالی بی جواب بمونه و هر کدوم مون باید یه گوشه از کار رو بگیریم که به انار فشار کاری نیاد. طبق تجربه ی من, هر جا هم که انار حس کنه نیاز به توضیح بیشتر هستش خودش هم توضیحات تکمیلی رو خواهد داد.
پس یه صدا می گیم:
سوال سوال حق مسلم ما ماست!
جواب جواب و ایده, مرام ما تپلهاست!
دیانا همچنان در انتظار آدرس جی میلیان!
دیانا | January 28, 2008 10:30 AM
راستی از وبلاگ آلبالو اگه ظرف دیروز و امروز دیدن نکردین٬ حتما این کار رو امروز بکنین. یه ابتکار داشته که باید توی تاریخ انارستان ثبت بشه. برین و خودتون ببینین و مثل ما حظش رو ببرین.
آزی کلی خندیدم. این جیرجیرک عزیز و متولد گرامی مون به همراه بعضی دوستان عزیز دیگه مثل شری جون و سردرگم گل٬ چون خارج نشین هستن از برنامه ایی استفاده می کنن برای ترجمه ی مستقیم از فینگلیش به فارسی سلیس!. منتها این نرم افزار چون درجه ی هوشمندی اش کمه فرق ه ٬ ح٬ س٬ص٬ث٬ .... رو نمی فهمه و در نتیجه این جور اغلاط! املایی پیش و نوشتاری پیش میاد.
دیانا دردمند اسبق!
دیانا | January 28, 2008 10:31 AM
راستی بچه ها تا انار خوابه و هنوز بیدار نشده و این ها رو نمی شنوه! این رو هم بپرسم که شماها چرا پس برنامه ی انار رو چک نمی کنین و برنامه اش رو ارزیابی نمی کنین؟. انار به طور مرتب داره توی پست پایینی از روند برنامه اش و کارکردش می نویسه ها.
خلاصه از ما گفتن بود, بعد نگین دیانا نگفت ها!.
دیانا سرکشیان به اقصی نقاط میهن اناری!
دیانا | January 28, 2008 10:45 AM
خب چاکریم دیانا جان
آلبالو بی جنبه باقی می ماند
آلبالو | January 28, 2008 11:39 AM
anar jan shoma be man gofti mitunam as hamun hafte pish shuru konam um man aval vaznam ro tu log vazne ruze jomamo neveshtam ama akhe emruz yek hafte as shurue barnamam gozasht va man raftam va tu log vazne shuruam ro vazne ruze se shanbe hafte pisho zadam, nemidunam man ejaze daram tu log vaznam ro taghir bedam ya na? alan as 225 be 216 residam,
بهارک | January 28, 2008 6:18 PM
حسوديم ميشه به همه اونايي كه برنامه 8هفته اي دارن:)
دوست داشتم اينقدر پولدار بودم كليه مشخصات فيزيكي وروحيه اي از يه همراه خوب ودوست ورفيق وهمدم وهمراه وكسي كه جواب همه سوالهاو مي دونست وبا روحيه رو ميدادم برام طراحي كنن كه هميشه باهام بود منو هي برنامه ريزي مي كرد ومديريت مي كرد كه به اهدافم برسم.از درون همچين نيرويي نمي يابم.تعارف كه ندارم
از لجم ميگم وحسوديم كه خيلي نامردين...
آزي كم آورده بي انگيزه از گروه عقب مانده آرمانگراي گشادونده تهراني
آزي | January 28, 2008 6:47 PM
حسوديم ميشه به همه اونايي كه برنامه 8هفته اي دارن:)
دوست داشتم اينقدر پولدار بودم كليه مشخصات فيزيكي وروحيه اي از يه همراه خوب ودوست ورفيق وهمدم وهمراه وكسي كه جواب همه سوالهاو مي دونست وبا روحيه رو ميدادم برام طراحي كنن كه هميشه باهام بود منو هي برنامه ريزي مي كرد ومديريت مي كرد كه به اهدافم برسم.از درون همچين نيرويي نمي يابم.تعارف كه ندارم
از لجم ميگم وحسوديم كه خيلي نامردين...
آزي كم آورده بي انگيزه از گروه عقب مانده آرمانگراي گشادونده تهراني
آزي | January 28, 2008 6:51 PM
بازم مرسي از همه
ساميا جون تولد تو هم مبارک عزيزم
آقا ما يه سئوال داريم اينجا ميپرسيم بلکه يکي يه جواب خوبي براش داشت الان extrapounds خيلي عالي شده
چون هر کي پست جديد مينويسه تو friends list نشون ميده . هالا از کجاا بفهميم که تو بلگفا کي پست جديد داره ???
چيزي که به فکر من ميرسه اينه که همه بران تو extrapounds يه اککونت باز کنن و لينک بلاگفاشون رو بزارن و هر وقت آپ کردن بيان اونجا يه کلمه بگن که پست جديد دارن هالا هر کي ايده بهتري داره بگه
jeerjeerak | January 28, 2008 7:18 PM
جیرجیرک جان توی صفحه مدیریت بلاگفا هم الان یک سرویس جدید داره به نام لینک دوستان. من امتحانش نکردم هنوز ولی ظاهراً برای آدرس های بلاگفایی مثل بلاگرولینگ عمل میکنه. فکر کنم اگه لینک ها رو اونجا وارد کنیم هر وبلاگی که به روز بشه نشون میده.
شانه بسر | January 28, 2008 8:17 PM
do you need to have a blog in blogfa to use that service? l
jeerjeerak | January 28, 2008 8:21 PM
جيرجيرك راست مي گه منم مشكلي ندارم.اينقدر همتون رفتيد منم احساس غريبي وبي كسي مي كنم
آزي | January 28, 2008 8:38 PM
ساعت 12 و نیم نصفه شبه. من همین الان یکی از مشقام (اسلایدها) تموم شد. دارم با اینترنت هندلی خونه می فرستم برای استاد. این دو روز وقت نکردم بیام. آخر هر بار پای اینترنت نشستن یک ساعتی وقت می گیرد. این است که اصلا نیامدم طرفش. فقط ظهری سریع یک سری چرخیدم ولی نمی شد آپ کنم.
ای بابا این مشقای من هم که تمومی نداره. هنوز یکی دیگر مانده.
پذیرای کلیه غرغرهای خواهرانه شما هستم.
آرام غایب
آرام | January 28, 2008 9:12 PM
یک لینک باحال پیدا کردم برای یک سری ورزش خونگی برای خانمهای پرمشغله: سه صفحه هست.
http://www.ediets.com/news/article.cfm/code_29136/cmi_2368453/
برای مواقعی که توی خونه گیر کردید و یا در سفر هستید عالیه.
--سوسکی
sooski | January 28, 2008 9:34 PM
I thought many of you already have an account in Extrapounds (you know just to be able to leave comments) that's why i made that suggestion... l
jeerjeerak | January 28, 2008 10:22 PM
در راستاي تعالي روحي رواني علمي من عهد كردم كه تا برنامم تموم نشه نخوابم والان 2شده ومن تموم كردم بالاخره دي : نمي دونم تا حرف درس ومشق نيست چطور مثل جغد چشمام بازه تا كتاب دفتر ميبينم انگار قوي ترين خواب آور دنيا رو بهم دادن ديگه چشمامو با چوب كبريت مدل تام وجري باز نگه داشته بودم.
اينم براي اينكه روي خودم كم شه اون روم كه من اگه بخوام مي تونم.
شي بخير
آزي | January 28, 2008 10:29 PM
در راستاي تعالي روحي رواني علمي من عهد كردم كه تا برنامم تموم نشه نخوابم والان 2شده ومن تموم كردم بالاخره دي : نمي دونم تا حرف درس ومشق نيست چطور مثل جغد چشمام بازه تا كتاب دفتر ميبينم انگار قوي ترين خواب آور دنيا رو بهم دادن ديگه چشمامو با چوب كبريت مدل تام وجري باز نگه داشته بودم.
اينم براي اينكه روي خودم كم شه اون روم كه من اگه بخوام مي تونم.
شي بخير
آزي | January 28, 2008 10:32 PM
جیرجیرک جون
تا جایی که من فهمیدم توی اکستراپوند فقط می شه دوستانی رو لیست کرد که اکانت اکستراپوند رو دارن و نمی شه آدرس فرضا بلاگفا یا هر اکانت دیگه ایی رو وارد کرد.
همونطور که شانه بسر عزیز نوشته٬ همین حالت رو بلاگفا اخیرا ایجاد کرده. یعنی توی مدیریتش قسمت جدیدی گذاشته که فقط می شه آدرس دوستانی رو که اکانت بلاگفا رو دارن وارد کرد و از به روز شدن شون مطلع شد و در واقع جلوی هر آدرس می نویسه که چند روز از آخرین پست شون می گذره. منتها این قسمت خصوصی هستش و خواننده های وبلاگ نمی تونن ببینن و از طرفی مثل بلاگ رولینگ نیست که بیاره سر سطر. منتها باز از هیچی خیلی بهتره.
ضمنا مرام ات رو عشقه آبجی! که اینقدر بامرامی.
دیانا اکستراپوندنشین دوستیان!
دیانا | January 28, 2008 10:46 PM
آقا چه خبره اینجا!!! ما اومدیم کامنت بنویسیم که دست مون بند شد. بدون رفرش دوباره کامنت مون رو ادامه دادیم و پست کردیم و حالا می بینیم از زمانی که ما قصد نوشتن کردیم تا حالا کلی کامنت اومده!. دم تون گرم ای شب زنده داران عالم اناری!.
جیرجیرک جون ببخش که خودت توضیح دادی و ما هم باز همون دانسته ی خودت رو تکرار کردیم.
دیانا شرمنده زاده!
دیانا | January 28, 2008 10:50 PM
آدرس جیمیل
fatemeh | January 28, 2008 11:29 PM
انار جون من این پستت را از گوگل ریدر خوندم ولی اینجا فقط نصفش منتشر شده من سعی میکنم فردا پنج نکته ام را بنویسم نکته هات خیلی خیلی به دردم خورد ممنون
paybarah | January 29, 2008 5:37 AM
انار دستورش رو برات ایمیل کردم
آلبالو | January 29, 2008 5:39 AM
سلام سلام
به مناسبت تولدم، من دچار ویبره و تحول شدم و 2باره شروع کرده به کنترل وزنم!
به سلامتی به سلامتی گوش شیطون کر، چشم حسود کور ( ماشاالله اعتماد به نفس!) تونستم به وزن 65.300 برسم :)
Lolek | January 29, 2008 6:05 AM
سوسکی عزیز ممنون از لینکی که گذاشتید.
بچه ها ببینید خیلی خوبه. یدتون نره نباید محتاج به چیزی باشید تو سالم زندگی کردن. خودکفایی در ورزش لازمه. باور کنید!!!!
آلبالو | January 29, 2008 6:17 AM
salam anar jan .. baleh alan taze emruz 97 kilo hasstam yani 213 ke mishe 12 lbs kam kardam, ama khob be nazaram nesfe in meghdar water weight hast chon man noon o berenj o makarani o nooshabe nemikhoram, pass shayd ke shayd age ye vade noon bokhoram momkene in vazn hudude 1 ta 2 kilo fluctuate mikone ama tasmime man in hast ke toole hafte nakhoram va agar vaghean eshteha dashtam rooze jome ye vade berenj bokhoram
بهارک | January 29, 2008 7:00 AM
و اطمینان می دم که کم خوری نمی کنم و گرسنگی به خودم نمی دم. مدت زمان ورزش هم که کمتر از قبل از عضویت در گروه هست و متعادل هست.
بهارک | January 29, 2008 7:09 AM
فاطمه جون آدرس جی میل ات کجاست؟
دیانا | January 29, 2008 8:50 AM
من فکر کردم. دیدم در ذهنم هیچی نیست که اگر دوباره قرار بود این هفته را زندگی کنم چه کار می کردم. حس خوبی از این بابت ندارم. آیا معنی اش یعنی من برام مهم نیست خوب بخورم؟ خوب، از نظر خودم برام مهمه خوب بخورم که وزنم اضافه بشه اما از خوردن خسته شدم. بعضی روزها مخصوصا وقتی سرم شلوغه اصلا از خوردن لذت نمی برم که هیچی خوشم هم نمی آد و بیشتر دلم می خواهد کارم را تمام کنم که بعدش حس خوب اتمام یک کار را داشته باشم. شاید اگر این قدر برای وزن گرفتن زمان لازم نبود و من مشوق های نزدیک تر و ملموس تری در خوردنم می دیدم از خوردن لدت می بردم. خیلی طول می کشه تا من 100 گرم اضافه کنم و از دستش ندهم. از یک طرف دارم فکر می کنم که در این برنامه 8 هفته شرکت کردم و دلم می خواد سربلند ازش دربیام و از یک طرف امیدم خیلی کمه که بتونم از پس اینهمه خوردن در یک هفته بدون تمرکز روی آن بر بیام. به محض اینکه یک روز به روال عادی زندگی ام برمی گردم سطح کالری هام به 1400 می رسه که حتی زیر حد نگهداشت 1600 هست چه برسه به حد 2000 وزن گیری!
عملکرد این هفته ام اصلا خوب نبود. به محض اینکه درگیر درس می شوم برام تمرکز روی برنامه مشکل است. حالا خوشبختانه امتحاناتم تمام شده و پروپوزالمم هم این شنبه بالاخره رد می کنم و کارهای فورس ماژور تمام می شه. امیدوارم آدم بشم.
آرام | January 29, 2008 9:43 AM
این دو تا پست آخر چرا با هم قاطی شدن؟!
آريس | January 29, 2008 10:37 AM
هاي چي بگم كه دلم خونه...انار من هفته پنجم برنامه دويدنم رو گذروندم.يعني 5دقيقه دويدن 5دقيقه راه رفتن سريع با سه بار تكرار.به نظر خودم اتفاق خوبي بود وحس خوبي بهم ميده.
امروز روزي بود كه بايد بعد از يك ماه كار با دستگاه سايزم رو دوباره مي گرفت مربي وبرنامه جديد ميداد.خبر خوب اينكه با توجه به اينكه من خيلي هم رژيم غذاييم رو رعايت نكردم 3سانتي متر از دور شكم،3سانتي متر دور كمر و 2سانتي متر دور باست ويك سانتي متر از دور بازو ودور ران كم شده.به نظر مربي نتيجه خوبي بود براي ماه اول.
حالا مشكل چيه؟من از مربي خواستم كه برنامه سنگين تري براي اين ماهم بده كه بتونم بعد از دوماه تغييرات بدنم رو ببينم واز اون ورم احساس كردم خيلي از حركات برام خيلي سبكه وچون بدونه وزنه همه دستگاه ها رو كار مي كردم احساس خاصي نداشتم.البته روزاي اول چرا ولي بعد از 1هفته برام خيلي راحت شدن.
مربي هم به دعوتم لبيك گفت ونا مردي نكرد ويه برنامه داد در حد تيم ملي ويه چيزي تو مايه هاي برنامه بدنسازي رضازاده براي آمادگي مسابقات پكن....
آزي | January 29, 2008 3:46 PM
چرا نمياد اين كامنت هاي من؟چرا انار اين 2تا پستت يكي شده؟
آزي | January 29, 2008 3:48 PM
آزی الان صفحه رو ریفرش کن ببین درست شد؟ دوتا پست هنوز هم قاطیه؟!
انار | January 29, 2008 3:57 PM
بچه ها شانه به سر و مهسا لطف کردن واسه من گام شمار رو فرستادن.دوست جونام دستتون درد نکنه.کلی مرسی.نمیدونم چه جوری تشکر کنم.راضی بشین بگین از شیراز چی میخواین تا براتون بفرستم.همتون گل هستین به خدا.کاش میشد یک روز روی ماه همتون رو ببینم.از هفته دیگه من هم میام توی برنامه.واسه همتون شادی و سلامتی آرزو میکنم.بچه ها متشکریم.بووووووووس
سحر | January 29, 2008 4:13 PM
آره انارجون.اينقدر دير مياد بالا هيم علوم نمي كنه پست هم رسيده.ببخشيد اين كامنت هاي اضافه منو پاك كن تا بقيه درددلمو بگم
آزي | January 29, 2008 4:20 PM
ز
Anonymous | January 30, 2008 6:31 AM
Salam Yek doost aziaz. Sorry that I have to write in English. I don't have a Farsi type writer and it would take me hours if I do this in Farenglish :o)
It seems like you have a good knowledge of effect of insulin on our body, but you have to realize that low GI diet doesn't work for every individual with weight problem. Here is an example. During my training season when I train few hours a day my main source of energy is carbohydrates. If this source of energy is not available, my body will reach to alternative sources of energy which are fat and protein. When we do long period of moderate intensity workouts our body relies primarily on carbs as the source of energy. The lower the intensity , the more fat is burned (believe it or not). As you bump up your intensity then you use mainly carbohydrates and if there is not enough carbs out there, then you use protein This protein as the source of energy comes from our muscles. The last thing I want is to lose my muscle mass that I worked so hard for to gain:o). I hope this make sense. What I am trying to say is if an individual is healthy, she shouldn't count her glycaemic index (or another word her carb intake since most food high in carbohydrates have high GI) in order to gain or lose weight. I can see how a low GI diet will be beneficial to a person with high cholesterol, obese, diabetics or some one with insulin production issues, but not for normal healthy people. Our body is made to adjust the insulin level itself otherwise we all would have shown some sign of diabetes one way or another.
What you are saying is absolutely correct if someone is eating too much refined carbs, but when you look at Anar's diet you realize that all her carbs are unrefined and her carbohydrate intake is in a normal range.
But here is a little bit about my life style. Well, with 2 kids and working part time at the gym as a group exercise instructor and personal trainer, my life style is anything but sedentary. I do not sit in front of TV, nor computer (except right now:o) for too long. My husband's complain about me is that i never sit still anywhere. I eat a very healthy diet of 17-1800 calories a day (during my training season i bump it up to 2200 cal. a day) with 200 grams of carbs (mainly unrefined), 50 to 60 grams o fat and 100 grams of protein a day. I know that the issue that Anar and I are dealing with might not make that much sense to you since it is not very common, but I encourage you to Google the facts about Slow metabolism and you will see that there is such a thing as slowed down motabolism. Fad diets and crash diets which take the body to starvation is another way of messing up a healthy metabolism. Although it doesn't happen overnight, but It happens. Anyways, my friend, thanks for your interest on this issue. As for me, since I was just diagnosed with this problem :o) I am still researching and trying to figure out what to do to help my body to recover. For now I am eating a little more everyday and have cut down on my aerobic activity level to only few hours a week. This should help my body relax and not be in constant fear of losing too much energy due to my vigorous exercises that i used to do.
Thanks again.
sheri | February 4, 2008 3:13 AM
سلام به همگی
من 170 قدم هست 81 کیلو بودم با رژیم الان 75 هستم
ولی چند هفته هست که وزنم ثابته و کم نمیشه.چرا؟
sama | June 21, 2008 7:48 AM
سلام به همگی
من 170 قدم هست 81 کیلو بودم با رژیم الان 75 هستم
ولی چند هفته هست که وزنم ثابته و کم نمیشه.چرا؟
sama | June 21, 2008 7:48 AM
سلام به همگی
من 170 قدم هست 81 کیلو بودم با رژیم الان 75 هستم
ولی چند هفته هست که وزنم ثابته و کم نمیشه.چرا؟
sama | June 21, 2008 7:48 AM