« تولد مبارک!!!! | صفحه اول | بیایید خوشبختیهایمان را قسمت کنیم »
کسی میتونه توی نقل و انتقال لوگ به من کمک کنه؟ کار سختی نیست. من لوگ امسال رو حاضر کردم. فقط باید آپلودش کنم اما یکی رو لازم دارم جای من همه ایمیلها رو تا دوشنبه دیگه یه لیست بکنه و از هرکی ایمیل نداره ایمیل بگیره و اونایی که تازه میخوان عضو بشن هم بهش ایمیل بزنن و بعد اون لیست رو یه دفعه به من بده. من راستش استرس کارم خیلی بالاست. مغزم گنجایش نداره خیلی. میخواهم هرچی میتونم از بار کارم کم کنم.
پ.ن. من دلم میخواد اینجا جدول خودم رو وارد کنم بلد نیستم. طراحم هم فعلا گم شده. کسی کد html بلده من یه جدول باهاش بکشم و کم کم پرش کنم؟











Comments
Anar jan,
I can do it. Just tell me more details.
nahal | January 16, 2008 11:53 PM
انار جون من از کدهای html سر در نمی یارم ولی از ایمیل بازی خوب سر در می یارم! و این هفته کارم کمی سبک تره در نتیجه می تونم این تطبیقی رو که گفتی انجام بدم ٬ فقط نمی دونم که برای لوگ جدید هم بچه ها حتما باید اکانت جی میل داشته باشن یا یاهو و یا هر اکانت دیگه ایی قابل قبوله؟ چون توی لوگ بعضی از آدرس ایمیلها, یاهو هستش. به هر حال در خدمتیم.
ای رهبر آزاده
آماده ایم٬ آماده
دیانا لوگیانی!
دیانا | January 17, 2008 12:59 AM
اوه من الان اومدم که چک کنم برای لوگ جواب دادی یا نه, متوجه شدم که نهال عزیز هم اعلام آمادگی کرده. پس من توی صف نفر دوم هستم. آی بچه هایی که بعد از من کامنت اعلام آمادگی می خواین بذارین, این زنبیل آبی که روش روبان آبی تر! بستم مال من هستش ها, با پاهاتون, سهوا پرتش نکنین اون ورها. مواظب باشین که لگدش نکنین!.
دیانا زنبیلیان!
دیانا | January 17, 2008 2:35 AM
نهال جون با اجازه ات زحمتش رو میدم به دیانا. ممنون از کمکت.
دیانا من دوباره دارم گوگل رو استفاده میکنم در نتیجه همه باید جی میل داشته باشند. اونایی که یاهو دارند والا نمیدونم چرا یاهو دارند. یه چند نفر هم این هفته میخوان عضو بشن که من امیدوارم این کامنتها رو بخونند و به تو ایمیل بزنند. اگر نزدند من ایمیلهاشون رو فوروارد میکنم. بعد تو همه رو لیست کن و یه لیست به من بده که من فقط کپی پیست کنم توی دعوتنامه بزنم برای لوگ جدید فرستاده بشه. نمیخوام از لیست قبلی استفاده کنم واسه اینکه ایمیل پرت و پلا زیاد توش داره.
خیلی خیلی ممنونم. آقا با دیانا همکاری کنید که پشیمون نشه!
anar | January 17, 2008 2:54 AM
فکر کنم علت اینکه بعضی ها یاهو دارند اینه که وقتی قرار شد ایمیل هامون رو هم توی لوگ اضافه کنیم (برای امکان دسترسی در مواقع لزوم) اونها آدرس یاهوشون رو وارد کردند.
شانه بسر مسئله حل کنانی :))
شانه بسر | January 17, 2008 5:07 AM
دیانا جان اگر یکوقت کمک اضافه ای لازم بود در خدمتم. ما اینجا با دو روز تعطیلی ول معطلانه مواجه میباشیم و وقت زیاد داریم چون تلویزیون هم کارتون نداره!
شانه بسر | January 17, 2008 5:09 AM
انار جون من هم میتونم به دیانا کمک کنم، البته در حد سوات اندکم! ولی بی شوخی دیانا جان اگه کاری از دست من برمیاد بگو که انجام بدم.
pegah | January 17, 2008 5:26 AM
من اومدم بگم اگه بلد باشم منم میتونم کمک کنم که میبینم زنبیلها زیادن من فکر میکنم که واسه اینکه بچه ها بتونن عضو گروه یاهو بشن آدرس یاهوشونو دادن انار جون منی که آدرس یاهوم تو لوگ گروه هست باید آدرس جی میلم را به دیانا جون بدم؟
paybarah | January 17, 2008 6:51 AM
راستی من یک مشکل دارم این جدولی که انار جونی برام درست کرده وقتی میرم تو قسمت share از من آدرس ایمیل میخواد آدرس چه ایمیلی را باید اونجا وارد کنم؟ کسی میتونه کمک کنه؟
paybarah | January 17, 2008 6:53 AM
یک سوال دیگه: گام شمار باید تعداد قدمها را نشون بده؟ اگه اینطوره پس مال من خرابه چون بعد از یک روز دوندگی عدد چهار را نشون میده
paybarah | January 17, 2008 7:26 AM
سلام انار جون مبارکه!عجب کادوی تولدی
بعد از چندین روز آشفتگی خنده بر لبهام نقش بست.مرسی به خاطر همه چیز
بهار | January 17, 2008 7:53 AM
ماشالا به اين همه نيروي داوطلب.ما كلا اينجوريم ...همانا پيرو شعار انار جان
اي رهبر آزاده
آماده ايم آماده
من كه ديگه چون دستام يخ مي كرد زنبيل هم نياوردم.ديگه فكر كنم به كمك من نيازي نباشه.بازم ما عقب مونديم:)
آزي | January 17, 2008 8:14 AM
انار یک تریک این است که اگر FRONTPAGE داری در آن بکشی و بعد از کد HTML آن استفاده کنی.
آرام | January 17, 2008 8:22 AM
ااا چی شد؟ کامنت ها را تاییدی کردی؟ وا! یا خود صفحه قاطی کرده؟
http://www.w3schools.com/html/html_tables.asp
http://www.htmlcodetutorial.com/tables
آرام | January 17, 2008 8:27 AM
واي انار چقدر ذوق كردم كامنت واسو رو ديدم..........نمي دوني چقدر برام جالب بود...اتفاقا مي خواستم يه بار ات بپرسم كه واسو مي دونه تو اينقدر بچه معروفي؟حسودي نمي كنه؟غيرتي نمي شه؟(البته كه نه!مرد خارجيه وشعورش بالاست!)البته بلا نسبت مردهاي باشعوري كه مي شناسيد!
منم كلي به اين آقاي كينگ كونگمون گفتم چه خبره وچي شده ونمي خواي تبريك بگي ولي فقط خوب:واي چه خوب!حتما ميام!(كلي بي احساس فقط براي اينكه بگه توجه نشون داده:))
يه چيزي مي گم تازه تنها حاصلي كه سر زدن به وبلاگم داره اين بوده كه بحث چندروزه اخيرمون سر اين باشه كه من چرا سايز هامو اونجا نوشتم.حالا هي بيا توضيح بده...آخرشم امروز صبح فقط براي اينكه ازين به عنوان يك ابزار استفاده نكنه كه تو به حرف من گوش نمي كني وبه خواسته من احترام نمي ذاري كه در نهايت ميرسه به:من برات مهم نيستم...منو دوست نداري ...من هيچ جايي توي زندگيت ندارم...پس من چرا دارم اين همه ميدوئم به خاطر تو!
آزي | January 17, 2008 8:30 AM
سلام بچه ها من نمي دونم چيكار كنم! لطفا كمك!!!
ديشب پرنده جونم براي مدت 5 روز اومده خونه! :)
چون خيلي وقته از هم دور بوديم اصلا دلش نمي خواد من بيام نت، الان هم خوابوندمش و دزدكي اومد اينجا تا يه خبري از خودم بدم.
اصلا اصلا دلم نمي خواد از برنامه هشت هفته ايي عقب بمونم.... خيلي مواظب خورد و خوراكم هستم و سعي مي كنم با پرنده مرتب برم پياده روي....
يه خبر خوب ديگه اينكه شايد يكشنبه برم باشگاه و ثبت نام كنم :)
اينكه مي گم شايد بخاطر اينكه اين ماه اوضاع مالي م خيلي قاطي پاتيه! همه هزينه هاي گنده مون توي اين ماه بود و حسابي بايد محتاط باشيم.
البته خدا پدر و مادر مهربون رو رامون نگه داره.... اگه بفهمن حتما هزينه ش رو ميدن.... مخصوصا بابام كه آرزوشه من كمر باريك بشم p-:
اما نمي تونم توي اين مدت بيام و بنويسم كه چه مي كنم.... اشكالي داره من از ميتينگ بعدي هشت هفته م رو شروع كنم؟
هر فكر خوبي به نظرتون مي رسه لطفا منو راهنمايي كنيد!!!!!!!!!
مي دونم آپديت كردن اين جدول 5 دقيقه بيشتر طول نمي كشه اما راستش رو بخواين مطمئن نيستم توي اين 5 روز خورد و خوراك و همين طور فعالييت م با برنامه و مرتب باشه.... :(
ضمنا من بلد نيستم از اين جدول ها درست كنم!
يه چيز ديگه اينكه بچه هاي تهران براي خريد گام شمار كجا رفتن و چه ماركي رو توصيه ميكنن؟
زود بياين به دادم برسيد تا پرنده لالا كرده و عشقولانه ش قلمبه نشده! p-:
بوووووس
ساميا | January 17, 2008 9:15 AM
پاكش كردم:)يه بحث مفصل هم سررژيمش شد.من نمي تونم بي تفاوت باشم.چيكار كنم.البته 1ماهه 4كيلو كم كرده ولي مشكل اينه كه ذهنيتش اينه كه به خاطر من داره اين كارو مي كنه.انار هنوزمشكلشو قبول نكرده.خيلي عصبيم...
من چيكار كنم؟من از روز اول اونو لاغرديدم يعني وقتي گفت من لاغر مي كنم من باور كردم.دوسال گذشت ولي بدون هيچ تغييري!
آزي | January 17, 2008 9:18 AM
هميشه ازين موضوع متنفر بودم كه به خاطر كسي يا چيزي از خواسته هام وچيزايي كه مورد علاقم بوده وبرام مهم بودن بگذرم.من آدمش نيستم.من وقتي منطقي بشم بد منطقي ميشم.
اين همه حرف شنيدم خودم در مورده ظاهرم الانم بايد به خاطر اون بشنوم.خسته شدم...داريم شرايط به اين وحشتناكي رو تحمل مي كنيم با اين دوري راه...فقط امسال و وقت دارم براي تصميم گيري.با اين شرايط من نمي تونم ونمي خوام آدمي رو كه هنوز مشكل به اين بزرگي دارم باهاشو هنوزم برام اين موضوع هضم نشده رو به خانوادم معرفي كنم چون دقيقا عكس العمل ها رو مي دونم والانم تا حدي دارم ميبينم.
هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستم.
آزي نا اميده بر سر دوراهي از چاقي گريزان:)
آزي | January 17, 2008 9:27 AM
پرنده بيدار شد، سايت جديد گروه رو بهش نشون دادم.
كلي ذوق كرد و به همگي تبريك گفت....
ساميا | January 17, 2008 9:33 AM
آزي جان
يه لحظه احساس كردم شايد حرف دل پرنده هم همينا باشه كه تو ميگي!
دلم گرفت....
مي دونم اونم خيلي دلش مي خواد من لاغر شم.
اميدوارم هم من و هم آقاي كينگ كونگ به خودمون بيايم تا تو و پرنده خوشحال باشيد:)
ساميا | January 17, 2008 9:38 AM
دوباره سلام
من همين الان ادامه مطلب قبلي رو كه شامل برنامه سردرگم و پي براه عزيز مي شد رو خوندم.
برنامه اين هفته خيلي خيلي راحته و تقريبا زندگي نرمال و روزمره خودمونه! اما با برنامه....
حتما حتما ... از همين امروز برنامه رو شروع مي كنم و قول ميدم جدول رو هم پرش كنم.
فقط اينكه نمي دونم چطور ميشه جدول رو درست كرد؟
لطفا اگه كسي بلده به من هم ياد بده!
:-*
ساميا | January 17, 2008 9:51 AM
رفتم توي ميز كار بلاگفا و ديدم امكان درست كردن جدول رو داره!
انار جون درستش كردم:)
ساميا | January 17, 2008 10:11 AM
ان شاالله خداوند یک در دنیا صد در اخرت اجر این زحمتهایی رو که می کشی به شما عطا فرماید!
خوشبختانه اونقدر دوستان متخصص کنارمون حضور دارند که نیازی به اعلام آمادگیه ما نیست./.
بای انار...موفق باشی
امید | January 17, 2008 10:54 AM
ساميا جون شايد احساس منم كمتر از احساس تو نباشه ولي خوب من كلا يه جورايي سعي ميكنم مرز بين منطقم واحساساتم رو نگه دارم.شايد اينجا درست نباشه بگم ولي براي من اين رابطه واين آدم اينقدر ارزش داشته كه دارم اين همه سختي رو تحمل مي كنم چون مي دونم اون داره ده برابرشو تحمل مي كنه كه بتونيم با هم باشيم.
ولي با اينكه دوسش دارم ولي نمي تونم بگم چقدر احساس بدي پيدا مي كنم وقتي ميبينم توي خيابون مثلا نگاش مي كنن يا مثلا وقتي ميبينم با اين سن وبا اين همه امكانات وشرايط بهترين تفريحشون اينه كه آخر هفته ها خونه يكي جمع شن وبازي كامپيوتري كنن وقتي ميبينم فقط يك اتاق درست كرده براي بازيش با كلي هزينه وامكانات وقتي مي تونه با نصف اين بره يه ورزشي رو انتخاب كنه كه صد برابر براش بيشتر مفيده.
مطمئن باش ته ته ته دل همه پارتنر هايي كه يكي از طرفين اين مشكل رو داره هميشه اين آهه واين حسرته هست ولي خوب مطمئنم هميشه پشتش حسن هاي وخوبي هاي بزرگتره كه سعي مي كنن با ديدن اونها اين مشكل رو كمرنگ تر ببينن ولي هيچ وقت از بين نمي ره.من خيلي سعي كردم اين موضوع رو بپذيرم ولي الان مطمئنم كه حتي اگه اطرافيانمم بپذيرن من نمي تونم قبول كنم.
چون نمي تونم درك كنم چطور مي تونم با آدمي كه براي جسم خودش وبدن خودش ارزشي قائل نيست وبه قول ديانا روزانه كلي به بدنش ظلم مي كنه ومجبورش مي كنه 30 تا 40 كيلو بار اضافه رو تحمل كنه،اعتماد كنم .ديگه از خود آدم براي آدم عزيزتر كه وجود نداره.
ساميا جون سعي كن ازين فرصتت الان استفاده كني.اينو دوستانه بهت مي گم
آزي | January 17, 2008 10:54 AM
توجه! توجه!
اناریون عزیز لطفاً توجه بفرمایید یک عرضی دارم خدمتتون.
ببینید بچه ها همونطور که خودتون هم در جریان هستید یکی از تصمیمات جدید گروه شمردن گام هاست. دیانا طبق معمول که به فکر همه هست قصد داشت برای بچه هایی که توی ایران هستند و دسترسی به گام شمار مناسب ندارند بعنوان تبرک یکی یک گام شمار بخره و بفرسته. ولی در همین حین مهسا موفق شد توی همین تهران فروشگاهی رو پیدا کنه که گام شمار داشت به قیمت 600 تومن. خوب با اجازه تون من فکر کردم مگه آدم آزار داره که لقمه رو بپیچونه دور سرش و بذاره توی دهن؟ از همین جا میتونیم گام شمار بخریم و دردسر اضافی برای دیانا درست نکنیم، ولی دیانا چون اصرار داشت که از کارکرد این گام شمار جدید مطمئن باشه رفته اون مدل مهسایی رو هم پیدا کرده، یکی ازش خریده و با اون یکی قبلی که خودش در نظر داشت مقایسه کرده. عملکردها یکی بودند ضمن اینکه مدل مهسایی این مزیت اضافه رو داره که با کلیپس به لباس وصل میشه. بنابراین کیفیتش تایید شده و خریدش توصیه میشه. حالا فقط میمونه تهیه اش. با اجازه مهسا من از وبلاگش آدرس شعبه های فروشگاهه رو برداشتم که اینجا بذارم. حالا فقط باید به یک تصمیم جمعی برسید که آیا هرکس بره برای خودش بخره یا یک نفر به تعداد تهیه کنه و به دست بچه ها برسونه؟
آدرس ها اینجاست: (چند تا شعبه داره ظاهراً)
نشانی فروشگاههای زنجیرهای نیاز
1. فروشگاه گیشا : خیابان گیشا - بین خیابان سیزدهم و پانزدهم ----------------------- تلفن : 88273148
2. فروشگاه نارمک : خیابان دکتر آیت - بالاتر از چهارراه سرسبز - جنب بانک ملی ------ تلفن : 77894527
3. فروشگاه آریاشهر : خیابان آریاشهر - بعد از فلکه اول سمت راست--------------------- تلفن : 44251084
4. فروشگاه نیروی هوایی : خیابان پنجم نیروی هوایی - بین فلکه اول و دوم ------------- تلفن : 77477955
5. فروشگاه گوهر دشت : کرج - گوهردشت - جنب سینما ساویز ------------------------- تلفن : 4423152-0261
6. فروشگاه طالقانی : کرج - خیابان بهشتی - چهارراه طالقانی --------------------------- تلفن : 2703116-0261
7. و فروشگاههای اهواز - کرمان - ساری - شیراز - سمنان و ...
شانه بسر | January 17, 2008 11:39 AM
سامیا من باید برم الان. فقط یه چیز. هرکسی که وارد این برنامه شده به من تعهد داده که هشت هفته سلامتش و این برنامه رو اولویت اول زندگیش بگذاره. نه دوم و نه سوم.
صادقانه بگم. من عصبانی میشم وقتی میبینم من به چه قیمتی خون دل میخورم که اینجا سر و سامون داشته باشه و خوب پیش بره و قولهایی که به گروه میدم دو ساعت اینور و اونور نشه و بعد ببینم کسی بگه عشقم اومده نمیتونم برنامه رو رعایت کنم. نمیتونم درست غذا بخورم. نمیتونم بیست دقیقه برم ورزش....عصبانی میشم. من سال آخرمه. باید پای تزم باشم. مگه بقیه اینجا زندگی عاشقانه ندارند؟ مگه بقیه دغدغه مالی ندارند؟ من اگه بخوام بگم با یه دوست پسری که 6 ساعت از من دوره و هر دو هفته یه بار دو روز اگه همه چیز جور باشه میبینمش اما حتی شده با غرغر اونم شب نمیخوابم قبل از اینکه میتینگها ردیف باشه...با بودجه دانشچویی که اگه این ماه یه کفش ورزشی بخرم دیگه پول ندارم فلان گام شمار رو بخرم یا بهمان کتابم میمونه....اولویت اول یعنی اولویت اول. یعنی این مساله بر هر امر دیگه ای در زندگی تقدم داره. بر خواست هر آدم دیگه ایٰ، بر خوشحالی هر آدم دیگه ای، بر هرچی. هر تصمیمی که توی این هشت هفته باید این سئوال پرسیده بشه که "آیا این با تعهدی که من به خودم داده ام برای سلامتم توی این هشت هفته منافات داره؟" اگر داره عوضش کنین. انجامش ندین. اولویت یک یعنی بقیه زندگی با این موضوع هماهنگ میشه نه این موضوع با بقیه زندگی. اگر هر کسی هست که نمیتونه به هر دلیلی این هشت هفته این تعهد رو نگه داره همین الان سنگهاش رو با خودش وا بکنه و وارد نشه برای اینکه من در مقابل وقتی که میگذارم و وقت بقیه گروه توقع تعهد دارم . از خودم هیچ عذری رو قبول نمیکنم که بخوام از بقیه قبول کنم. والسلام!
anar | January 17, 2008 2:19 PM
بچه ها خواهش میکنم نظرتون رو درباره گام شمار بنویسید تا بدونیم باید چکار کنیم. تکلیف کاری که میخوایم انجام بدیم رو اقلاً زودتر مشخص کنیم. من حاضرم دوشنبه هفته آینده برم دنبالش ولی باید بدونم چند نفریم.
شانه بسر | January 17, 2008 2:35 PM
من هستم شانه بسر جون.
آريس | January 17, 2008 3:02 PM
شانه بسر جون من كه مي خوام.برام جالب شده اين موضوع.فكر مي كنم گيشا وآريا شهرش براي ما نزديكه اگه بخوايم تهيه كنيم.فكر مي كنم بقيه بچه ها هم مي تونن خودشون تهيه كنن اگه مارك وقيمتش رو بدونن.اگه قرار بود ديانا بفرسته آره ميشد يه جوري هماهنگ كرد كه به همه برسه ولي الان حداقل بچه هاي تهران مي تونن به راحتي تهيه كنن.حالا شهرستانها رو نمي دونم.نهايتا بازم اگه نتونستن ما مي تونيم تهيه كنيم وبفرستيم.
آزي | January 17, 2008 3:04 PM
شانه به سر جان من هم نظر آزی رو دارم .اگر در شعبه ی گیشا و آریا شهر بشه تهیه کرد بچه ها تقریبا به راحتی می تونند خودشون تهیه کنند .
مهسا جان مرسی از دراختیارگذاشتن این آدرسها.
لی لی | January 17, 2008 3:49 PM
پی براه مطمئنی مسافت رو نشون نمیده الان؟ شاید داره میگه چهار مایل راه رفتی.
anar | January 17, 2008 4:35 PM
من هم در مورد گام شمار مثل بقیه فکر می کنم
بچه هایی که تهران هستند با صرف کمی وقت راحت می تونن تهیه کنند بالاخره یا متمایل به شرقیم یا غربی هستیم
برای خود من شاید شعبه نارمک نزدیک تر باشه بعد اینکه از بچه ها اگر کسی فکر کرد که می خواهد شعبه نارمک برود من در خدمتم با هم برویم خیلی خوبه یا اگر کسی هم محدوده پاسداران و این طرفهاست من می تونم رفتم برایش بخرم
لاله | January 17, 2008 4:43 PM
انار جونم من نمیدونم تو قسمت share چه آدرس ایمیلی را وارد کنم نمیدونم چه جوری بگذارمش تو وبلاگم اینجا هم پرسیدم ولی کسی جوابم را نداد
این گام شمار منم نوشته 4 step یعنی مال شما هر قدمی که ورمیدارین نشون میده؟ من دوباره امروز به خودم وصلش میکنم تا ببینم چی نشون میده من پریروزم که به خودم وصل کردم دقیق نشون نداد مثلا من 100 قدم راه میرفتم و خودم میشمردم بعد که نگاش میکردم میدیدم مثلا 10 قدم بیشتر نشون داده مثلا از صبح تا شب پریروز 184 قدم نشون داد که من خیلی خیل بیشتر از این راه رفته بودم یک عالمه مال گردی کرده بودم
paybarah | January 17, 2008 6:49 PM
اصلاحیه قیمت گام شمار
ذوستان عزیز قیمت گام شمار 1200 تومان هست یعنی 1200 بوده که گفتند جزه اون وسایل یکی بخر دو تا برر هست که می شه 600 من هم اون روز که رفتم خریدم گفتن 600 تومان هست من هم خرید کردم با کلی وسیله دیگه ,دیگه قیمت به فیشش نکردم چون 2 - 3 بار پرسیدم گفتن 600 هست خلاصه اومدم خونه شب که فیش رو نگاه کردم دیدم 1200 حساب کرده فرداش زنگ زدم گفت اشتباه شده بیاین بقیه پولتون رو پس بگیرید ,امروز که رفتم گفت نه درست بوده قیمت اولش 2400 بوده! که نصف قیمتش شده 1200 ,حالا خدا داند من که شک دارم به حرفش,خلاصه 1200 هم باز خوبه 600 تومان مالو پولدار نمی کنه,ما برای سلامتی خودمون بیشتر از اینا جا داره هزینه کنیم
مهسا | January 17, 2008 6:49 PM
سلام انار جان خسته نباشی
من جدول همون جا گذشتم که نوشته نابرده رنج گنج ميسر نميشود
جدول من دقيقاً بالی اين جمله است تا ديروز لوگ وزن بچه ها هم بود
نميدونم درسته يا نه اگه جايه ديگه بايد بگزرم يه اشاره کن خواهشن من يکم خنگم
اتفاقاً ديشب که کالری ها را دقيقا هساب کردم ديدم کمه رفتم هويج خوردم خورما خوردم که يکم بره بلا
برنامه امروزم بهتر بود فکر کنم تا آخر شب مينويدم حتماً مرسی که گوشزد ميکنی
فدات تا بعد بای بای بوس بوس
سردرگم | January 17, 2008 7:16 PM
سلام شب بخیر ! این برنامه امروز منه، میشه یکی که از اینجا رد شد مشق منو خط بزنه؟
http://spreadsheets.google.com/pub?key=pp9-GljpUs4zctR-BbIOMFQ
البته خودم یک بازبینی کلی کردم به شرح زیر:
گرسنگی نکشید- رعایت شد
سعی کنید هر دو یا سه ساعت یکبار غذا بخورید اما وعده های کوچک- نسبتا رعایت شد
از حداقل کالری هدف کمتر خورده نشود- ۲۰ تا کمتر قبوله؟؟
تحت هیچ شرایطی کمتر از 1200 کالری خورده نشود- رعایت شد با زور البته!
اگر تا آخر شب 1200 کالری نخورده بودیم با خوردن غذایی از میان وعده های توصیه شده جبران کنیم- من میوه خوردم با یک اسلایس نون
حداکثر ورزش توصیه شده چهار روز ورزش در هفته و هر دفعه 30 دقیقه است- امروز نشد فردا صبح انجام خواهد شد
به جای پیاده روی در صورت نا مناسب بودن هوا میتوان از دوچرخه ثابت یا تردمیل استفاده کرد
وقت ورزش دقت کنید که سرعت حرف زدن رعایت شود
وقت ورزش به نفس کشیدن مرتب دقت کنید. نفستان را حبس نکنید
بعد از ورزش حرکات کششی را انجام دهید.
اهداف هفته اول
ثبت تعداد قدمهای روزانه برای ارزیابی میزان فعالیت فعلی-در حال انجام ، تا بحال فکر نمیکردم انقدر کم تحرک باشم!! واقعا از خودم خجالت کشیدم
عادت به ثبت هر غذایی که میخوریم- در حال انجام
یادگرفتن حساب کردن کالری های روزانه- در حال انجام
شروع برنامه ورزش- از فردا
ارزیابی آمادگی بدنی فعلی-درست متوجه نمیشم... از نظر رژیم یا ورزش؟
من امروز از خودم راضی هستم نه پرخوری کردم نه کم خوری، با وجود یک عدد پدر که یک هفته است که مهمون منه و همش نگرانه من خدایی نکرده از گرسنگی نمیرم و هی گیر میده که غذا بخورم اونم چرررررررب!! واقعا خوب رعایت میکنم. شب هم که شام رفتیم بیرون من یواشکی در گوش اقا گارسونه غذامو نصف سفارش دادم! ولی به ورزش نرسیدم. بخدا من ورزش برام اهمیت داره و لایف استایل بهینه هم که از اون مهمتر! ولی امشب تا ۸ سر کار بودم و وقتی رسیدم اقای پدر شاکی بودند در حد دکترا! خوب من هم همون موقع بجای ایجاد اوقات تلخی بخودم قول دادم که مردی و موندی فردا میری ورزش!!
راستی تصمیم دارم کفشهامو ببرم سر کار و وقت ناهارمو ۲۰ دقیقه برم پیاده روی.بنظر شما خوبه؟ یا دیسیپلینش کمه؟
pegah | January 17, 2008 7:51 PM
راستی من یک پیشنهاد دارم، میگم حالا که انار گرفتاره و کمتر وقت داره به ما برسه و از اون مهمتر در راستای استقلال بیشتر و اویزونی کمتر به گردن انار بیاییم یارگیری و گروه بندی کنیم و مثلا دو به دو مشقهای همو چک کنیم و هرشب علاوه بر مشقهای خودمون مال دوستمون ره هم خط بزنیم. نظرتون چیه؟
pegah | January 17, 2008 7:59 PM
پی براه جانم. لازم نیست توی قسمت share هیچی وارد کنی. . من که قرار نیست جدولت رو برات اد یت کنم. فقط باید publish کنی و آدرس url که بهت میده رو به صورت لینک یه جا بذاری که بقیه بتونند ببینند. عین همین کاری که با فیت دی کردی. وقتی share میکنی که بخواهی اجازه بدی کسی جدولت رو ادیت کنه. آها بعد هم اونجایی که نوشته anyone can view this document رو دقت کن که کلیک خورده باشه که بعد که پابلیش کردی همه بتونند ببینند. اگه باز هم اشکال داشتی بگو.
من با پیشنهاد پگاه موافقم. اگر انجام بشه خیلی خوبه. دیانا میدونم پیشنهاد داده بود مشقای پیبراه رو خط بزنه.
anar | January 17, 2008 9:09 PM
http://spreadsheets.google.com/pub?key=pv8hZGBcglH-StZSWZAQUGA&gid=1
salam be hame man ba in aghle naghesam hazeram mashgh khat bezanam age kasi be man etemad mikone besm ella
anar joon barat linke jadval o inja mizaram omidvaram baz she fadat bos
سردرگم | January 17, 2008 9:40 PM
سلام انار جان
من هم به نوبه خودم و با تاخیر تولد گروه را تبریک می گم. با این که عضو گروه نیستم در یک سال گذشته مرتب بهتون سرزدم و به کمک راهنمایی هاتون تونستم از شر 4-5 کیلو چربی ای که بعد از زایمان برام یادگاری مانده بود راحت شم و کلی هم ورزش کارتر از قبل از حاملگی ام بشم. برای همین هم واقعا ازتو و بقیه اعضای گروه ممنونم و امیدوارم یک روز بتونم جبران کنم.
اما غرض از مزاحمت! دو تا ماده مهم در رژیم من بود که تا حالا تو بحث هاتون راجع بهشون حرف نزنید(شاید هم زدید و من ندیدم) یکی نوشابه رژیمی و دیگه آدامس. من وقت هایی که ناهار یک ساندویچی یا غذای سبک می خورم بعدش یک zero coke هم نوش جان می کنم که شکمم را پر پر می کنه و تا عصر حالم خوبه. همه اش یک کالری داره اما قندش کلی من را که چایی و قهوهام را بی شکر می خورم شارژ می کنه. آدامس بی شکر را هم وقتی دارم رانندگی می کنم که برم خانه می اندازم دهنم و تا وقتی که می رسم خانه و یک کم به دخترم می رسم از دهنم در نمی آرم وگرنه ممکنه قبل از این که وقت کنم برای خودم غذای سالم آماده کنم هر چی هله و هوله تو خانه هست را بلونبونم.
ممنون می شوم اگر نظرات روشن گرانه خود را در مورد این راه کارها برای کم خوری ارائه بفرمایید!!!
ارادتمند
دنا
Anonymous | January 17, 2008 10:59 PM
چربی حیا کن!
این بدن رو رها کن!
good night
bos
سردرگم | January 17, 2008 11:58 PM
دنا جان هردوش به نظر من راه حلهای خوبی میاد. نوشابه کافئین داره. میتونی حتی نوع بدون کافئینش رو اگر در دسترس داری بگیری.
anar | January 17, 2008 11:58 PM
ای زنبیل به دستان انارستانی که دیر رسیدین٬ شرمنده ی همه تون هستم. این از مزایای کشور آفتاب تابان هستش که باعث می شه وقتی شماها در خواب ناز هستین ما زنبیل به دست راه بیفتیم و به خط مقدم صفوف اعم از کامنت و کمک و ...برسیم. لذا مراتب شرمنده گی خویش را از همینجا اعلام نموده و ضمن تشکر از کلیه تپلان حاضر در صحنه٬ بعد از این سعی می کنیم که مراعات نموده و قدمهای لاک پشتی برداریم تا تعادل در زنبیل گذاری برقرار بشه!.
دیانا زنبیل غلافی!
دیانا | January 18, 2008 2:18 AM
بچه ها ممنون از مشارکت همه تون برای تصمیم گیری. من همونطور که دیروز از طریق ایمیل برای شانه بسر عزیز توضیح دادم٬ گشتم و از روی عکسی که مهسا جون گذاشته بود٬ اون نمونه رو هم اینجا پیدا کردم و الان دو روزه که با سه تا گام شمار٬ گام برمی دارم!. اختلاف اعداد بین این دونمونه و نمونه ایی که قبلا خودم گرفته بودم خیلی ناچیز هستش و در حدود ۱۰ قدم تقریبا اختلاف داشتن. یعنی به این مفهوم که به نظر من هر دو خوب هستن و هر دو هم باتری گردکوچولو دارن و مثل مدلی که آلبالو جون گفت باتری قلمی نیست. منتها مدلی که براساس عکسی که مهسا آدرسش رو گذاشته بود٬ پیدا کردم یه حسنش اینه که محل اتصالش به لباس٬ حالت کلیپس سر هستش و راحت وصل می شه ولی نمونه ایی که من قبلا دیده بودم به راحتی وصل نمی شه و باید حتما مثلا به کمربند وصل بشه و ضمن دویدن و راه رفتن٬ احتمال گم شدنش زیاده. من خودم مدل مهسا رو می پسندم و تا الان هم من منتظر نظر مهسا جون بودم٬ چون راستش با تخفیف ۵۰درصدی و قیمت ۶۰۰تومن کمی نگران بودم که شاید جنسش خوب نباشه و یا ایرادی داشته باشه که یه هو نصف قیمت می فروشن. منتها الان با توضیحات مهسا جون متوجه شدم که ظاهرا شگرد فروش و بازاریابی این وسط نقش داشته. در هر حال من برای احترام به دوستانی که تا به حال برای شانه بسر گل٬ ایمیل فرستادن و یا ممکنه که بفرستن می فرستم. منتها چون اولین پرواز بعدی به ایران روز دوشنبه هستش من باید روز یکشنبه صبح به اداره ی پست تحویل بدم که مطمئن باشم به پرواز دوشنبه می رسه. پس لطف کنید هر کسی که تمایل داره ظرف امروز و فردا (جمعه و شنبه) به شانه بسر عزیز ایمیل بزنه تا ما بتونیم با هم٬ هماهنگ باشیم.
ضمنا عکس این دو مدلی که من تست کردم رو هم آپلود کردم و هر چند کیفیت عکسها خوب نیست ولی می تونین توی آدرسهای زیر ببینین:
http://phosted.com/0801/7.JPG
http://phosted.com/0801/26.JPG
http://phosted.com/0801/15.JPG
http://phosted.com/0801/24.JPG
http://phosted.com/0801/33.JPG
http://phosted.com/0801/32.JPG
http://phosted.com/0801/41.JPG
دیانا عکاس باشیان!
دیانا | January 18, 2008 2:28 AM
مال منم مدلش اینه اگه کسی اینجا میخواد بخره:
http://www.brunton.com/product.php?id=341
anar | January 18, 2008 2:43 AM
دیانا جان،
میخواستم برات ایمیل بزنم ولی فکر کنم اینجا رو زودتر میبینی.
لطفاً نفرست و دست نگه دار. ببین ما که با تو تعارف نداریم، تا همین جا هم خیلی به زحمت افتادی به خاطرمون و حسابی شرمنده ات هستیم. محبت قلبی و صادقانه تو تمام و کمال دریافت شده عزیزم. پس ازت خواهش میکنم اجازه بده کاری که میشه خودمون اینجا به سادگی انجام بدیم به عهده تو نذاریم که بخوای با دردسر و زحمت بیشتری انجامش بدی. فرصت اینکه برات کار بتراشیم زیاد خواهد بود :)
بچه هایی که گام شمار میخوان و به هر دلیلی دسترسی آسون به این فروشگاه ها ندارند (شهرستان هستند یا در تهران مسیرشون دوره) لطفاً حداکثر تا شب یکشنبه به من ایمیل بزنند. من کارهام رو جوری تنظیم میکنم که دوشنبه بتونم برم فروشگاه و برای کسانی که میخوان بخرم و بعد به دستشون برسونم. پس منتظر خبرتون هستم.
شانه بسر | January 18, 2008 8:07 AM
شانه بسر جون ممنون از اطلاعيه ت!
آدرس كرج ش خيلي به خونه ما نزديكه و من راحت مي تونم تهيه كنم. :)
ممنون از همگي:-*
ساميا | January 18, 2008 9:00 AM
انار كامنتت رو خوندم.
راستش من الان در شرايطي نيستم كه اين تعهد رو بدم و بهتره كه تا مدتي از برنامه گروه خارج بشم!
اميدوارم همه دوستان موفق باشن:)
ساميا | January 18, 2008 9:06 AM