خوب من ميخوام اين ميتينگ رو بذارم براي اينكه از شماها نظر بخوام براي اينكه چه جوري توي سر شلوغي و اوج كار من و مخصوصا در شرايطي كه من متاسفانه نميتونم لاغر شدن و ورزش و اينا رو در اولويت اول يا حتي دوم بذارم باز بتونيم ميتينگها رو برگزار كنيم و انرژي رو به گروه برگردونيم. چه كار ميتونيم بكنيم؟
من يه چيزي كه به نظرم رسيد اينه كه ستاره ها رو به جاي اينكه اخر ميتينگ بدم اول ميتينگ بدم. يعني شما براي وزني كه هفته گذشته كم كرديد(يا زياد كرديد) ستاره ميگيريد و نخش بسته ميشه و منم مطمئن ميشم كه هر وقت محدودي داشته ام حداقل اصل كار انجام شده. تنها مشكلي كه ممكنه اين روش براي گروه به وجود بياره اينه كه يه عده عادت كرديم وزنمون رو دير توي هفته به روز كنيم و اون ها خوب بايد صبر كنند تا هفته بعد ترش ستاره بگيرند.
يه چيزي كه شروع شده خوب حركتهاي گروهيه كه توي خود گروه انجام ميشه و من وظيفه ام اينه كه حداقل اينجا ازش حرف بزنم. مثل برنامه چهار هفته اي كه سالومه شروع كرد با الهام از برنامه هشت هفته اي كه توي گروه داشتيم.
يه راه ديگه هم اينه كه ميتينگها رو هر از گاهي كس ديگه از گروه برگزار كنه. اينو نميدونم چه جوري ميشه يا اصلا عملي هست يا نه. دلم ميخواد نظر شما رو بدونم راجع بهش.
راه ديگه چي سراغ داريد؟
خوب من دوباره بستهاي روزمره خودم رو مينويسم. براي اينكه دلم نميخواد زحماتم هدر بره و از اون مهمتر دوباره برم توي حالت نزديك به ديابتي كه داشتم. سعي ميكنم يادم بمونه كه هدفم حفظ سلامته و نگه داشتن وزني كه داشتم و فقط كم كردن اين چندين بوند اخير.
فردا ميرم مركز بهداشت خودم رو وزن ميكنم و بعد اينجا با توجه به اون برنامه ام روتنظيم ميكنم.
سه شنبه:
خوب من امروز رفتم خودم رو وزن كردم. شده بودم 135.5. حالا بگير 136 اصلا. براي سلامتي و حس خوب داشتن من بايد بيام روي 130. از طرفي اصلا وقت ذهني كالري شماري ندارم و نميتونم بيشتر از يه حدي براي اين كار انرژي بذارم. در نتيجه براي شروع اين هفته برنامه ام اينه كه اصول كليي رو كه بهشون وفادار بودم و اين چند وقته شل گرفتم رو دوباره بيارم توي زندگيم:
- قهوه ام رو با شير بدون چربي بخورم
- برنج و نون سفيد نخورم.
- با ناهارم شيريني نخرم.
- ساندويچ بنير دار نخرم.
- بگم سس ساندويچ رو نزنند.
-صبحانه رو مفصل بخورم
-شام رو سبك بخورم. مثل سوب يا عدسي يا سالاد
-ميان وعده سالاد و ميوه و بينر كاتج و ماست و شير بخورم.
- ميان وعده شكلات و شيريني نخورم.
- سعي كنم بيش از حد گرسنه نشم كه بعد ديگه بدون فكر غذا بخورم.
-جوري برنامه غذام رو تنظيم كنم كه شب زمان خواب كمي گرسنه باشم.
- سعي كنم هر وعده غذام بروتئين داشته باشه و كربوهيدارتش خيلي زياد نباشه. در حد دو تيكه نان يا يك بيمانه برنج يا سيب زميني.
همين. اين هفته برنامه همينه فقط. اگر ورزش رفتم خوب مزاياي اضافه است اما اين هفته هيچ هدف ورزشي نميذارم. روز به روز مينويسم كه چطور هستم. دارم سعي ميكنم واقع بينيم رو حفظ كنم و ايده آل گرايي نكنم و يادم باشه بستن تز دكترا و مديريت استرس و مهمون داري و مراقبت از گربه ها و مديريت خرج و مخارج همه اش انرژي ميگيره و منم انرژيم محدوده. آهسته شروع كنم كه بتونم ادامه بدم.
من الان دارم بدو بدو همه چيز رو جمع ميكنم برم فرودگاه كه برگردم شهر خودمون. ببخشيد زودتر خبر ندادم اما اشتباهم رو روز جمعه نصفه شب بيدا كردم و تمام شنبه رو داشتم برنامه ها رو دوباره اجرا ميكردم و همه نمودارها رو دوباره ميكشيدم و يكشنبه شيش صبح هم راه افتادم به سمت كاليفرنيا و تمام يكشنبه به سفر و اسلايد گذشت و دو شنبه هم از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر مصاحبه بود...نميدونم نتيجه اش چي بشه اما ميدونم من تمام تمام تمام تلاشم رو براش انجام دادم. هفته گذشته 80 ساعت كار مفيد كردم تا همه چيز جمع و جور بشه.
برم. تاكسي دم دره.
تکمیل 1.
خوب یه بحثی پیش آمده که این گروه از حالت اون فوکوسی که روی لایف استایل داشته خارج شده و یه جورایی شده تالار گپ و گفتگو. من موافقم و راستش منو هم اذیت میکنه دیدن این موضوع.اما فکر نمیکنم چاره اش باز کردن یه وبلاگ دیگه باشه. یعنی مشکل این نیست که این حرفها کجا زده بشه. مشکل اینه که تمرکز گروه از زدن حرفهای جدی و تغییر لایف استایل به این حرفها تغییر پیدا کرده. حالا اگر اینجا هم نزنیم یه جای دیگه بزنیم باز در اصل ماجرا که فرقی نمیکنه. بنابراین اگه من یه رای داشته باشم اون یه رای رو به این میدم که هیچ گروه دیگه ای تشکیل نشه و هیچ جای دیگه هم نریم. در عوض تمرکز کنیم که گروه رو به هدف اصلیش برگردونیم...که وقتی کسی یاد انارستان میفته یاد لایف استایل صحیح و تعهدش بیفته نه اینکه حالا بره گپ بزنه دلش باز بشه. اینجا قراره جایزه ای باشه که با زحمت به دست میاد و اون زحمت تلاش و اراده فردیه که بعد بیاییم ازش صحبت کنیم و تشویق بشیم.
به نظر من گپ زدن و شادی در انارستان رو باید مزیتی بدونیم که باید برای به دست آوردنش خودمون رو به خودمون ثابت کنیم.
من این چندین هفته اخیر به خاطر فشار کار نتوتنسته ام اونجور که باید حضور پررنگ داشته باشم. متاسفانه این همزمان شده با غیبت دیانا و کنکور آزی و عدم فعالیت خیلی از اعضای قدیمی تر. من شما رو نمیدونم اما من اصلا دلم نمیخواد دیانا بیاد و ببینه اثری از آثار گروه نیست. برای همین تلاش میکنم بیشتر به میتینگها برسم.
خودم هم به این میتینگها احتیاج دارم. الان چندین ماهه که درست ورزش نکرده ام و کاملا لایف استایلم خراب شده و دارم دوباره چاق میشم. باید جلوش رو بگیرم و به کمک گروه احتیاج دارم. این وضعیت منه. حالا باز هم میتونید طبق نظر جمع عمل کنید اما به نظر من به جای وبلاگ دیگه زدن باید به اصل هدف بچسبیم . هدفمون رو یادمون نره.
خوب میتینگ 74 رو شروع میکنیم. ایشالا که هفته های شما از نظر لایف استایل از مال من بهتر بوده باشه. من خیلی زحمت کشیده باشم شبها استرسم کم باشه که خوابم ببره شاهکاره. البته سه هفته رفتم ورزش باز دوباره هفته پیش نرفتم. حالا الان دارم زود میرم خونه که از خونه کار کنم و شب زود بخوابم که فردا بتونم برم ورزش.
هرکول برنامه ریزی و مدیریت استرس میشم تا آخر این تحصیلات فخمیه. شماها خوبین؟
تكميل 1. برنامه ريزي نميخواد. اگر كاندوليزا رايس ميتونه روزي 45 دقيقه بدوه من هيچ بهانه اي ندارم. تمام. آدم بايد محدوديتهاش رو بشناسه، قبول كنه و مديريت كنه. حالا باشه محدوديت زماني، امكاناتي، استرسي، مهارتي، چه ميدونم...از كاندوليزا رايس كه بدتر نيست. هست؟
من رفتم بخوابم. شب به خير.
تکمیل 2. ساعت 7 شبه. من همین الان لباس عوض کردم که از سر کار برم ورزش بعد برم خونه. امروز یک دقیقه دویدن, دو دقیقه راه رفتن. فعلا!,
تکمیل 3. بچه ها سلام
ببخشید من فقط اومدم تندی بگم که من متاسفانه اصلا وقت ندارم که بشینم ستاره ها رو حساب کنم و اینا. داستانش هم اینه که دو شنبه یه مصاحبه کاری دارم و برای بخشی از مصاحبه باید تحقیقم رو پرزنت کنم و سه روز پیش ما فهمیدیم که یه جای فرمول رو غلط نوشته ایم و نتایج درست نیست و فعلا من نتیجه ای ندارم که پرزنت کنم. در نتیجه هر دقیقه وقتی که مخم کار میکنه رو باید بذارم یا روی تحقیقم یا آماده شدن برای مصاحبه. شرمنده به هر حال. این چند وقت رو با من راه بیایید ممنون میشم.
مواظب خودتون و لایف استایلتون باشید.
میتینگ 73 با 12 ساعت تاخیر شروع شد. ببخشید من رفته بودم مصاحبه کاری توی یه شهر دیگه و هیچ جوری دسترسی به اینترنت و فارسی نویسی نداشتم. شماها خوبین؟ اینجا که گرم و شرجی شده و من سه روزه تلافی هرچی آب کم خورده از قبل بوده رو دارم در میارم از بس آب خورده ام.
تکمبل 1. من الان که ساعت 10 شبه نشسته ام توی آفیس دارم منحنی پشت منحنی تولید میکنم و نقشه میکشم(یعنی واقعا دارم نتایج رو رو نقشه نشون میدم نه اینکه برنامه ریزی کنم) که فردا با استادم میتینگ دارم بتونم بگم که میخوام آخر این ماه دفاع کنم. هر از گاهی هم یه دستی به این شکم تپلی ورزش نکرده میزنم که "بذار این تموم بشه...".
به خودم قول داده ام جایزه تموم کردن و دفاعم این باشه که برای یک نیمه ماراتن دیگه تمرین کنم. الان که خدمت شما هستم گلاب به روتون باسنم درد میکنه از بس از صبح روی صندلی نشستم. انقدر هم گرسنه بودم همه روز که همه ساندویچهای ناهار و شام رو همه رو تا 4 بعد از ظهر خوردم تموم شد. البته بد هم نشد چون الان هم گرسنه نیستم و اینجوری غذام رو هم زود خوردم.
تنبلیم میاد توی تاریکی باید پیاده برگردم خونه.
تكميل 2. خوب من ستاره ها رو بدم. معذرت ميخوام اگه دير ميشه اما من به جز آخر هفته ها وقت نميكنم الان بشينم سر شيت لوگ و منظمش كنم و براتون تذكر بنويسم و ستاره ها رو دربيارم براي اينكه طول ميكشه.
خوب اما ستاره هاي اين هفته:
اينا ستاره برميگردونند:
ساميا همه ستاره هاش رو . اشكال نداره ساميا جون. مهم اينه كه شروع كني و ايشالا ايندفعه بهش بچسبي.
سارا تيتان ستاره هاي 5 و 10 رو برميگردونه.
اينا ستاره ميگيرند:
آني ستاره 5 بوندي ميگيره:
سولماز ستاره 15 بوندي ميگيره:
لاله ستاره 10 درصدي رو ميگيره:
سيب ستاره 5 بوندي ميگيره:
سولماز(سولي 54) ستاره 5 بوندي ميگيره:
فندق ستاره 35 بوندي ميگيره كه چون نداريم ميشه يك 5 و يك 30:)

سالومه ستاره ده درصدي رو ميگيره:
خوب كف مرتب و تشويق فراوان براي همگي ستاره داران عزيز. يكي دو نفر ديگه هم توي لوگ بودند كه به نظر ميامد بايد ستاره بس ميدادند اما من مطمئن نبودم وزن فعليشون درسته و سئوال براشون نوشتم كه چك كنند.
و در آخر هم هرجا بايد ب سه نقطه ميبوده توي متن تكميل و جاش ب نوشته بودم براي اينه كه ب سه نقطه اين كيبورد رو بيدا نميكنم:)
وای دلم باز شد. خدا به سر هیچ کس نیاره اینجور بی خانمانی رو. باز خوبه دیانا و بقیه هستید و گروه همه یار غار هستند که آدم راحت بساطش رو برداره بره دم خونه مردم معرکه پهن کنه:)
اول که گزارش بدم بنده این چند وقته کجا هستم. ببینید اوضاع وقت من این چند وقته یه جور ناجوری قاراشمیشه. یعنی دارم تزم رو میبندم و بعد اگه فامیل و خانواده هم تصمیم بگیرند که سر بزنند دیگه وقت میشه طلا. منم دیدم "به عمل کار برآید, به سخندانی نیست"... و دیدم با این یه ذره وقتی که دارم یا میرسم برم به ورزش برسم یا میرسم بیام اینجا راجع به لزوم ورزش حرف بزنم. با اجازه تون و با توجه به روح تشکیل میتینگها من مدیریت بحران کردم و تصمیم گرفتم برم ورزش. این بود که این دو هفته اخیر هر هفته تونستم سه روز صبح با همخونه ام برم پیاده روی و در مجموع 14.5 مایل راه رفتیم. زیاد نیست. یعنی در مقایسه با مسافتهایی که من سال پیش این موقعها میرفتم...اما در مقایسه با هیچی ورزش که برنامه دو ماه اخیرم بود خوب خوبه. و اون سوراخ کمربندم هم دوباره اومده سر جاش:)
حالا ممکنه بگین چرا خوب نیامدی یه خط خبر بدی؟ راستش اول که معذرت...اما حالا نه اینکه بخوام عذر بتراشم اما من خونه لپ تاپم شکسته بود و دیگه شارژ نمیشه. بقای عمر کامپیوتر شما باشه. این دو سه روز اخیر هم بابا کامپیوتر خودشون رو از ایران آورده بود اما وقت اینکه بشینم حروف فارسیش رو پیدا کنم نشد.
بعد هم تازه این وسطها مصاحبه کاری و اینا هم باید برم. دیگه همه اینا رو گفتم که فقط یه ایده ای از اوضاع داشته باشید. در مورد غذا نسبتا خوب رعایت کردم. مخصوصا که بابا به خاطر مشکل کلسترول غذای سالم باید بخوره و منم به شدت از این فرصت خداداد سو استفاده! کردم و دائم بهشون غذای رژیمی دادم و سالاد مفصل و در نتیجه آخر هفته همه راضی بودند از اینکه چاق نشده اند.
خوب شماها چطورید؟ چکارها کردید این چند وقته؟
تکمیل 2. اینو میذارم که بخندیم بعد پاشین ورزشتون رو بکنید:

متن عکس:
روتین ورزش من معمولا یک ساعت و نیم طول میکشه:15 دقیقه کاردیو, 15 دقیقه وزنه و یک ساعت مذاکره مطبوعاتی با خودم که شروعش کنم.
تکمیل 2(ایندفعه واقعا 2!)
خوب ستاره بدیم که من یک میلیون ستاره بدهکاری دارم به شماها. فقط اگه غلط و غلوط حساب کرده بودم خودتون خیلی ملایم تذکر بدین درستش میکنم:)
اینا حذف میشن:
مریم, فریا, سانسور, علیرضا, کتی
سامیا طبق عدد وزنش باید ستاره های 15 و 20 پوندی رو پس بده اما تاریخ وزنش به روز نیست. شفاف سازی بفرمائید ببینیم چرا اینجوریه.
آریس هم ستاره 10 پوندیش رو باید پس بده. آریس کجایی؟
اینا ستاره میگیرن...شروع کنید تشویق که همه رو با هم دارم صدا میکنم سر صف ها!:
گلی ستاره 5 پوندی میگیره:
سالومه ستاره 30 پوندی میگیره:
شری ستاره 5 پوندی میگیره:
آلوچه خانوم ستاره 5 پوندی میگیره:
کرم ابریشم ستاره 10 پوندی میگیره:
فندق ستاره های 20, 25, 30 و ده درصدی رو میگیره:



زینب ستاره 5 پوندی میگیره:(تصحیح شد):
خوب تموم شد دیگه...همین...
....
...
اوکی شوخی کردم:) هستی هم ستاره های 15 پوندی و ده درصدی رو میگیره:

خوب حالا دیگه واقعا تموم شد...کف مرتب! بلند و تشویق حسابی...بابا من فکر کنم اصلا وزن گروه ده درصد کم شد اصولا! خیلی مبارک باشه. بیایید از تعطیلات برگشتید یک نطقی هم بکنید. اگر کسی هم هست که من جا انداخته ام(که اصلا بعید نیست) زود خبر بدید تا پارتی به راهه.
یه سری هم جلوی اسم بعضی ها با قرمز نکته نوشته ام که توی لوگ درست کنند. لطفا یه نگاهی بندازین.
تکمیل 3. تبدیل وزن از کیلو گرم به پوند و برعکس
ببنید به خاطر اشتباهی که توی لوگ شده بود من اینجا روش تبدیل وزن از کیلوگرم به پوند و برعکس رو میگم هرگسی لطفا ردیف خودش رو توی لوگ چک کنه.
یک پوند 0.4536 برابر یک کیلوگرمه. یعنی اگر وزنتون به کیلوگرمه باید بر 0.4536 تقسیمش کنید تا وزنتون به پوند به دست بیاد. اگر وزنتون به پونده باید در 0.4536 ضربش کنید تا وزنتون به کیلو به دست بیاد.
اگر خودتون میتونید برین دقت کنید که با هر واحدی ترازوتون کار میکنه فرمول اون یکی توی ستونهای وزن فعلی وارد شده باشه. یعنی چی؟ یعنی مثلا واحد وزن توی آمریکا پونده. در نتیجه ترازوی من عددها رو به پوند نشون میده. بنابراین من توی ستونهای "وزن فعلی" اون ستون "وزن فعلی به پوند " رو عدد ترازو میزنم و اون ستون " وزن فعلی به کیلوگرم رو فرمول توش وارد میکنم:
=وزن فعلی به پوند*0.4536
در هر صورت هم همگی برین توی لوگ و از این دوتا ستون اونی رو که واحد وزنتون رو باهاش نگه میدارین هایلات کنید(مثل من که مال خودم رو صورتی کردم) که من بعد برم خونه بغلیش رو براتون فرمولش رو وارد کنم. من قدیمها که گروه کوچکتر بود یادم میموند هرکسی واحدش چه جوریه. الان گروه بزرگ شده کمک شماها رو لازم دارم. وگرنه نمیتونم شیت رو منظم نگه دارم. اشتباه زیاد میشه توش.
اگه سئوال داشتید بگید اما حتما این کار رو انجام بدید وگرنه هفته دیگه تذکر قرمز میگیرین:)
آها راستی این تذکرها رو هم موردش رو که درست کردید لطفا خودتون پاکش کنید. لزومی نداره اونجا بمونه. فقط برای توجه شما نوشته میشه.
من خدائيش روم نميشد بيام اين ميتينگ رو شروع كنم. ببخشيد كه نرسيدم ستاره هاي هفته بيش رو بدم. دوباره مهمون دارم و اداره كردن مهمون و درس و اينا با هم سخته. چشم به هم ميزنم روز تموم شده. اما گزارش هفته گذشته من سه روز با همخونه ام رفتيم بياده روي كه خوب بود. اولش از در بيرون رفتن برام سخته اما بعد از 5 دقيقه سر حال ميام. فردا صبح هم دوباره ميريم. بعدش من ميام ميتينگ. اوكي؟ باز هم ببخشيد به خاطر بي نظمي هفته گذشته.
راستي سوغاتي گفته بودم برام طناب ورزش بيارن كه آوردن. توصيه اي نداريد براي كار باهاش؟










